فهرست مطالب

  • سال هفتم شماره 26 (پاییز 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/12/12
  • تعداد عناوین: 8
|
  • ناصر فروهی *، سید احمد حسینی، زهره فصل بهار صفحات 7-22

    امروزه مبحث «اصول دین» یکی از مهم‌ترین مباحث کلام اسلامی را تشکیل می‌‌دهد. پرسشی که در این باب وجود دارد آن است که آیا مفهوم «اصول دین» از ابتدا به همین صورت وجود داشته و یا در دوره خاصی پدیدار شده و تاریخ خاصی را طی کرده است؟ برای پاسخ به این پرسش باید تاریخ تطور اصول دین، مورد مطالعه قرار گیرد. اندیشه‌‌های کلامی شیعه زیدی و اسماعیلی از اندیشه‌‌های متقدم کلام شیعی به حساب می‌‌آیند. به همین دلیل در مقاله حاضر، سیر تطور مفهوم اصول دین در کلام شیعه زیدی و اسماعیلی مورد بررسی قرار می‌‌گیرد تا علاوه بر آن‌که ریشه‌‌های شکل‌‌گیری این مفهوم در سنت شیعی روشن شود، مبانی تاریخی تطور این مفهوم در کلام شیعه امامیه نیز پی‌‌ریزی گردد. آن دسته از آثار زیدیه که به مفهوم اصول دین پرداخته‌‌اند، معمولا شش مورد را برای این اصول نام می‌‌برند: توحید، عدل، نبوت، امامت، منزلت بین المنزلتین، وعد و وعید. شیعیان اسماعیلی هفت مورد را به عنوان اصول دین خود شمرده‌‌اند که عبارتند از: ولایت، طهارت، نماز، زکات، روزه، حج و جهاد. در میان این هفت مورد، مواردی مانند نماز و زکات و حج و جهاد وجود دارد که توسط دیگر فرقه‌‌ها مانند شیعه اثنی‌عشری به عنوان فروع دین شناخته می‌‌شود. البته هر یک از این موارد، تاریخ تطور خاص خود را طی کرده است.

    کلیدواژگان: اصول دین، کلام اسلامی، معتزله، شیعه، زیدیه، اسماعیلیه
  • میثم توکلی بینا صفحات 23-38

    یکی از مباحث پرتنش و چالش‌برانگیز فلسفی که متکلمان و محدثان را به واکنش واداشته، مسئله حدوث یا قدم جهان و ماسوی‌الله است. فلاسفه یونان و طبیعت‌گرایان به شکل‌های مختلف به قدمت جهان اعتقاد داشتند و ادیان در برابر این عقیده موضع گرفته‌اند. در این پژوهش می‌کوشیم صرف‌نظر از تفسیرها و تاویل‌ها، ظاهر متون روایی امامی را بررسی کنیم. در مجموعه بزرگی از این روایات، حدوث جهان و ملازمه کران‌مندی زمانی ماسوی‌الله با حادث بودن آن‌ها طرح شده و بر آن دلیل اقامه شده است. لذا اگر نخواهیم متون روایی را به صورتی گسترده تاویل کنیم و نیز مسئله حدوث زمانی را به جهت فلسفی جدلی الطرفین بدانیم، موضع روایی در این مسئله آن است که هر چیزی غیر خدا «استمرار زمانی آغازمند» دارد. این نگرش هم با تفاسیر برخی متکلمان و هم با آراء اکثر فیلسوفان اسلامی متفاوت و مبتنی بر کاربردشناسی واژه «حدوث» و شبکه معنایی آن در ادبیات ماثور است.

    کلیدواژگان: حدوث زمانی، روایات شیعه، کلینی، صدوق، علامه مجلسی
  • علی حسن بگی *، سیدابراهیم مرتضوی، مهیار خانی مقدم صفحات 39-56

    درباره کمیت و کیفیت علم امام، نظریات متفاوتی مطرح است. سه موضع «بی‌کرانگی»، «کران‌مندی» و «سکوت» درباره کمیت علم امام، و دو دیدگاه «حضوری بودن» و «ارادی بودن» درباره کیفیت آن وجود دارد. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی ، آراء علامه طباطبائی و آیت‌‌الله صالحی را درباره علم امام بررسی کرده است. نتیجه آن‌که، از دیدگاه علامه، امام دارای علم غیب بی‌کرانه احاطی نامحدود و از دیدگاه صالحی، امام دارای علم غیب کران‌مند ارادی محدود است. در نقد دو دیدگاه باید گفت: تضعیف سندی یا غلوآمیز دانستن متن روایات دال بر بی‌‌کرانگی و نیز احاطی دانستن علم امام به ریزترین مسائل پذیرفتنی نیست، بلکه از آن‌جا که علم امام، لطف خدا و امام، هادی مردم است، هر جا امر هدایتی اقتضا کند، کرانه علم او به اذن الهی قبض و بسط پیدا می‌‌کند. بنابراین، به کار بردن تعابیر «محدود» یا «نامحدود» درباره آن دقیق نیست، زیرا علم امام به سان مخزن نیست، بلکه یک جریان است و جریان، قابلیت تحدید ندارد.

    کلیدواژگان: علم امام، بی کرانگی و کران مندی، حضوری و ارادی، صالحی، طباطبائی
  • سیدمحسن موسوی*، جواد فرامرزی، حجت علی نژاد صفحات 57-76

    درباره کمیت و کیفیت علم امام، نظریات متفاوتی مطرح است. سه موضع «بی‌کرانگی»، «کران‌مندی» و «سکوت» درباره کمیت علم امام، و دو دیدگاه «حضوری بودن» و «ارادی بودن» درباره کیفیت آن وجود دارد. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی ، آراء علامه طباطبائی و آیت‌‌الله صالحی را درباره علم امام بررسی کرده است. نتیجه آن‌که، از دیدگاه علامه، امام دارای علم غیب بی‌کرانه احاطی نامحدود و از دیدگاه صالحی، امام دارای علم غیب کران‌مند ارادی محدود است. در نقد دو دیدگاه باید گفت: تضعیف سندی یا غلوآمیز دانستن متن روایات دال بر بی‌‌کرانگی و نیز احاطی دانستن علم امام به ریزترین مسائل پذیرفتنی نیست، بلکه از آن‌جا که علم امام، لطف خدا و امام، هادی مردم است، هر جا امر هدایتی اقتضا کند، کرانه علم او به اذن الهی قبض و بسط پیدا می‌‌کند. بنابراین، به کار بردن تعابیر «محدود» یا «نامحدود» درباره آن دقیق نیست، زیرا علم امام به سان مخزن نیست، بلکه یک جریان است و جریان، قابلیت تحدید ندارد.

    کلیدواژگان: علم امام، بی کرانگی و کران مندی، حضوری و ارادی، صالحی، طباطبائی
  • سیدعبدالرحیم حسینی *، احمد بهشتی مهر، ربابه غلامی صفحات 77-96

    ابن‌کلاب، با تفکیک کلام الهی به «لفظی و نفسی»، قائل به «وحی معنایی» بوده و الفاظ را لباس بشری وحی شمرده است. او در بحث از ماهیت کلام، بر این نظر است که کلام فقط بر معنا اطلاق می‌شود و استعمال آن درباره لفظ، از روی مجاز است. وی کلام را همچون اشاعره بر علم قدیم الهی حمل می‌کرد و صورت ملفوظ آن را پوششی کاملا بشری می‌شمرد. اما به کار رفتن مشتقات ماده «نزل» در قرآن که بر نزول لفظی قرآن دلالت دارد؛ نهی از تعجیل پیامبر‌‌(ص) در تکرار قرآن و هم‌چنین استعمال واژگان «تلاوت»، «قرائت» و «ترتیل»، که بر خواندن متنی بر پیامبر صراحت دارد؛ صراحت قرآن بر ‌یک‌جانبه بودن وحی و دلایل دیگر نشان می‌دهند که متن لفظی قرآن، همان گزاره‌هایی است که بی‌کم‌و‌کاست بر پیامبر(ص) نازل شده است. این مقاله از نوع تحقیقات بنیادین است که با روش توصیفی تحلیلی به این موضوع می‌پردازد.

    کلیدواژگان: وحی قرآنی، الفاظ قرآن، کلام نفسی، ابن کلاب
  • محمود هدایت افزا صفحات 97-114

    اتان کلبرگ، منتقد شیوه پیشین خاورشناسان در بهره‏گیری و استناد به منابع غیرشیعی در مطالعات شیعه‏شناسی است. بیشترین منابعی که او از آن‌ها در مطالعات شیعه‏پژوهی خود بهره برده منابع امامی، شامل منابع کلامی، حدیثی، تاریخی، تفسیری و فقهی است. پژوهش حاضر، با رویکرد توصیفی تحلیلی و روش کتاب‌خانه‏ای، در پی پاسخ به این پرسش‏هاست که کلبرگ در پژوهش‌های امامی خود از کدام منابع امامی و با چه روشی بهره برده است؛ و در این ‏راستا تلاش می‏کند ضمن دسته‏بندی منابع امامی مورد استفاده در پژوهش‏های کلبرگ، درستی و کارآیی روش این شیعه‏پژوه را در بهره‏گیری از آن‎ها، مورد ارزیابی قرار دهد. در این بررسی مشاهده می‏شود در همه موضوع‏های مورد بررسی، بهره‏گیری از منابع امامی با وجود شمار فراوان منابع امامی، به‎ویژه حدیثی، کلامی و تفسیری، و اشراف ستودنی کلبرگ بر آن‌ها، این منابع عمدتا به گونه‏ای مورد استناد و ارجاع قرار گرفته‏اند که هم در موضوع و هم جزئیات محتوایی کلبرگ را در اثبات و تایید پیش‏فرض‏های او یاری می‎رسانند. نادیده ‎گرفتن برخی شواهد، خطا در برداشت و توجه اندک به اعتبار منابع یا نویسندگان آن‌ها، همراه با غلبه پیش‎فرض‎های گوناگونی مانند خاستگاه سیاسی شیعه و جعل روایات، از کاستی‏های کار کلبرگ به‎ شمار می‎رود.

    کلیدواژگان: کلبرگ، مطالعات شیعی، شیعه امامیه، روش‎شناسی
  • علیرضا بهمانی صفحات 115-132

    بنا بر روایت مشهور متاخران، دیدگاه اغلب اندیشمندان امامیه در باب اوصاف ذاتی خداوند، قول به «عینیت صفات با ذات» یا «اتحاد وجودی و اختلاف مفهومی» است. این نگاه گرچه در خط کلامی علامه حلی و با ملاحظاتی وجودشناسانه در تفکر صدرایی مشهود است، اما تامل در آثار دست اول پیشینیان، از غلبه ایده «نفی صفات از ذات» یا «نیابت» در میان گروه‌‌های مختلف تفکر شیعی حکایت دارد. به نظر می‌‌رسد این دو تعبیر، متضمن ایده واحدی است و تمایز آن‌ها صرفا به حسب مقام ثبوت و اثبات است. معمولا این نگاه، به‌خصوص با تعبیر «نیابت»، به برخی متفکران معتزلی نسبت داده می‌‌شود؛ اما در میان امامیه، محدثان بزرگی همچون کلینی و صدوق و به دنبال آنان متکلمانی نظیر فاضل مقداد، مجلسی و شبر، در ترویج این باور کوشیده‌‌اند. در این راستا، بهترین تقریر موجز از نظریه «نفی صفات»، در گوهر مراد مشاهده می‌شود، چه رافع اشکال خلو ذات احدی از کمالات است.

    کلیدواژگان: صفات ذاتی، عینیت صفات با ذات، عالمان امامیه، نفی صفات، نیابت ذات از صفات، معتزله، بساطت ذات