فهرست مطالب

  • پیاپی 4 (پاییز و زمستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/12/01
  • تعداد عناوین: 12
|
  • محمدرضا دهشیری*، فریده کریمی مهر صفحات 11-41

    جنبش جلیقه زردها مظهر اعتراض طبقات ضعیف و متوسط جامعه فرانسه به سیاست های اقتصادی و مالیاتی امانوئل ماکرون و نتیجه افزایش شکاف های اجتماعی در این کشور محسوب می شود. از این رو، مقاله حاضر با اتکا به روش کیفی از نوع توصیفی تحلیلی، به تبیین چرایی شکل گیری جنبش جلیقه زردها در فرانسه و چگونگی تاثیرگذاری آن بر حیات سیاسی فرانسه در سطوح ملی و فراملی پرداخته است. بررسی ها و یافته های این مقاله نشان می دهد که این جنبش به لحاظ استمرار و بروز خشونت در جمهوری پنجم فرانسه بی سابقه بوده و پیامدهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و امنیتی متعددی برای فرانسه به دنبال داشته است. کاهش ده درصدی سفرهای گردشگری به فرانسه، خشونت پلیس، حمله به شعب بانکی و مراکز تجاری و به آتش کشیدن خودروها، افزایش روحیه مطالبه گری از دولت و ایجاد راهپیمایی های اعتراضی در بین اقشار مختلف جامعه، افزایش محبوبیت حزب تجمع ملی با گرایش های راست افراطی، افزایش چشمگیر خودکشی در بین نیروهای پلیس فرانسه ازجمله پیامدهای داخلی جنبش جلیقه زردها بوده است. در بعد خارجی نیز پیامدهایی مانند تضعیف موضع ماکرون در سطح بین المللی به ویژه ازمنظر سیاست های زیست محیطی، افزایش مداخله های ترامپ در امور داخلی فرانسه و اتحادیه اروپا و الهام بخشی این جنبش به جنبش های مشابه در فلسطین اشغالی، تونس و مصر قابل مشاهده است.

    کلیدواژگان: جلیقه زردها، جنبش اجتماعی جدید، امانوئل ماکرون، فرانسه، پیشنهادهای رسانه ای
  • مجید روحی دهبنه* صفحات 43-67

    مسئله تعارضات نژادی در امریکا پیشینه ی تاریخی طولانی دارد. هرچند این کشور از بدو تاسیس با این پدیده دست به گریبان بوده است، اما در سال های اخیر و به ویژه پس از حوادث شهر شارلوتزویل در آگوست 2017 و اظهارات و اقدامات ترامپ، این مسئله به صورت جدی تری حیات سیاسی امریکا را دستخوش چالش نموده است. از این رو، این مقاله با روش توصیفی تحلیلی، این پرسش اصلی را مطرح می کند که چه علل و عواملی در تشدید تعارضات نژادی در امریکا از سال 2016 به بعد نقش داشته اند و چگونه می توان آن ها را تبیین کرد؟ برخی از علل تشدید این تعارضات، ریشه در مسایل و مشکلات ساختاری دارد که در نظام آموزشی، قضایی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی امریکا نهفته است و از بدو تاسیس این کشور وجود داشته و کماکان نیز تداوم دارد. بخش مهم دیگر نیز به ویژگی ها و شخصیت ترامپ، افکار و اقدامات وی، آرای سفیدپوستان و همچنین حمایت گروه های راست افراطی از وی، مربوط می شود. این پدیده می تواند در دو بعد داخلی و بین المللی پیامدهای مهمی از تشدید فضای دو قطبی تا افزایش شکاف های ساختاری، جنسیتی و طبقاتی گرفته تا افول قدرت نرم و جایگاه امریکا در نظام بین الملل را به همراه داشته باشد.

    کلیدواژگان: نژادپرستی در امریکا، ترامپ و ترامپیسم، لیبرال دموکراسی، راهبردهای تبلیغی
  • محمدقلی میناوند، عارف جعفری چگنی* صفحات 69-88

    رسانه ها برای تقویت هویت فرهنگی مشترک و ایجاد همگرایی بین ملت ها، عنصر بسیار تاثیرگذاری در دیپلماسی فرهنگی بین کشورها هستند. هدف این مقاله شناخت و معرفی بایسته های همکاری مطلوب رسانه ای میان کشورهای فارسی زبان (ایران، افغانستان و تاجیکستان)، برای توسعه طرح های رسانه ای در قالب تولید و توزیع محصولات رسانه ای با تاکید بر راه اندازی تلویزیون مشترک است. در این مقاله، پس از مصاحبه با کارشناسان و فعالان رسانه ای در زمینه کشورهای فارسی زبان، اطلاعات و داده های جمع آوری شده از طریق روش تحلیل مضمون، سامان بخشی و صورت بندی شده اند. در این خصوص با استفاده از نرم افزار ویژه کدگذاری تحقیقات کیفی (MAX QDA) داده ها و کدها ذیل مقوله ها و زیر مقوله ها طبقه بندی شده و در قالب جداول ارائه شده است. مضامین به دست آمده، ذیل سه مقوله اصلی تبیین شده اند: «نقاط قوت موجود در عملکرد و ساختار رسانه ای سه کشور، نقاط ضعف موجود در عملکرد و ساختار رسانه ای سه کشور، الزامات همکاری رسانه ای میان سه کشور». براساس یافته ها، می توان با تاکید بر موضوعات فرهنگی و هویتی کشورهای فارسی زبان، به تولید و پخش محصولات رسانه ای، در رسانه های داخلی این کشورها مبادرت کرد. فرایند همکاری رسانه ای میان کشورهای فارسی زبان، باید بر اساس ایجاد واحد پشتیبانی و سازوکار تبادل برنامه های رادیویی و تلویزیونی به عنوان یک بانک اطلاعات متنوع و کاربردی در تولید و پخش برنامه ها برای مخاطبان این کشورها باشد.

    کلیدواژگان: ایران، افغانستان، تاجیکستان، همکاری رسانه ای، تلویزیون مشترک
  • مهدی هدایتی شهیدانی* صفحات 89-114

    پس از جنگ جهانی دوم، ایالات متحده با استفاده ابزاری از پول ملی خود یعنی دلار به دفعات در روندهای بین المللی مداخله داشته است، به طوری که دلار ابزار همیشگی برای اهداف واشنگتن بوده است. بر این اساس پرسش اصلی مقاله آن است که نقش و کارکرد دلار در تحقق اهداف امریکا در نظام سیاسی و اقتصادی بین المللی چیست؟ در پاسخ، فرضیه نویسنده آن است که امریکا با استفاده ابزاری از دلار در نظام بین الملل، در راستای تقویت ایده هژمونی پولی این کشور در سطوح مختلف سیاسی، اقتصادی، نظامی و فرهنگی عمل کرده است. هژمونی پولی به عنوان یک «ابزار اقتصادی و سیاسی» به امریکا این امکان را داده تا عملکرد سیستم پولی بین المللی را در کنترل خود داشته باشد. این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی و با استفاده از تحلیل روندهای کلان اقتصاد جهانی، به تبیین جایگاه دلار در تعاملات اقتصاد جهانی، پیامدهای استفاده ابزاری امریکا از این ارز در عرصه نظام بین الملل و واکنش های جهانی درباره آن مانند تلاش روسیه، چین و ایران برای دلارزدایی و پیمان های دو یا چند جانبه مالی پرداخته است. با توجه به سرعت رو به افزایش این گونه واکنش ها می توان سقوط قدرت دلار در آینده را پیش بینی نمود.

    کلیدواژگان: امریکا، هژمونی پولی، دلار زدایی، پیمان های مالی، رسانه برون مرزی
  • احمد کاظمی* صفحات 115-150

    سران و فرماندهان نظامی عربستان سعودی در تجاوز نظامی به یمن که از 25 مارس 2015 میلادی آغاز شده است، علاوه بر آمریت در استفاده از سلاح های غیرمجاز مانند بمب های خوشه ای، فسفری و گرمافشاری، به بمباران مناطق غیرنظامی، مراکز مذهبی، تاریخی، آموزشی، بیمارستان ها، مدارس، مساجد و بازارها دست زده اند. علیرغم هشدارهای بین المللی، محاصره زمینی، هوایی و دریایی یمن توسط عربستان سعودی موجب کمبود مواد غذایی، دارو و ایجاد قحطی شده است. بررسی مصادیق جنایاتی که با آمریت محمد بن سلمان و سایر فرماندهان ارشد سعودی در یمن به وقوع پیوسته، نشان دهنده ارتکاب جرایم بین المللی شامل جنایت جنگی، جنایت علیه انسانیت و نسل زدایی است. عناصر مادی و معنوی این جنایات به قدری آشکار است که نوعی اجماع در احراز ارتکاب آنها وجود دارد، چراکه سران سعودی تعمدا، با قصد حصول به نتیجه خاص، با نقض فاحش حقوق بین الملل بشردوستانه از جمله کنوانسیون های چهارگانه ژنو و قواعد لاهه، براساس ماده 8 اساسنامه رم مرتکب جنایت جنگی در یمن شده اند و از این جهت مسئولیت کیفری فردی دارند. مقاله حاضر با هدف بررسی جنایات بین المللی ارتکابی ائتلاف سعودی در یمن و در قالب نظریه مسئولیت کیفری بین المللی شخصی (حقیقی)، به دنبال پاسخ به این پرسش است که چه راهکارهایی برای نقش آفرینی دیوان بین المللی کیفری در قبال این جنایات وجود دارد؟ یافته های مقاله با کاربست روش توصیفی- تحلیلی حاکی از آن است که به دلیل عدم عضویت عربستان سعودی و یمن در دیوان بین المللی کیفری، دیوان صلاحیت رسیدگی به این جنایات را تنها در صورتی دارد که موضوع از سوی شورای امنیت به دیوان ارجاع شود. همچنین اتباع برخی از کشورهای عضو دیوان نظیر چاد، نیجر و سنگال در ائتلاف سعودی علیه یمن، حضور و در جنایات ارتکابی نقش دارند. در نتیجه دادستان دیوان با رویکرد مستقل حقوقی، می تواند راسا تحقیقاتی در این خصوص آغاز نماید. رسانه های برون مرزی می توانند این موضوع را به یک مطالبه جهانی از شورای امنیت و دیوان بین المللی کیفری تبدیل کنند.

    کلیدواژگان: یمن، دیوان بین المللی کیفری، جنایت جنگی، جنایت علیه انسانیت، محمد بن سلمان، صلاحیت رسیدگی، رسانه برون مرزی
  • محمود ترابی اقدم* صفحات 151-177

    تولیدات نمایشی محبوب ترین و پیچیده ترین محصول رسانه ای هستند. از این رو، تولید و پخش آنها در شبکه های برون مرزی صداوسیما، در مقام رسانه هایی با ظرفیت کنشگری در روندهای فرهنگی منطقه ای و فرامنطقه ای، نیازمند تدوین راهبردهای کارآمد است. بر این اساس، هدف این مقاله، پیشنهاد راهبردهای مطلوب برای تولیدات نمایشی در برون مرزی صداوسیما است. برای دستیابی به این هدف آراء 11 صاحبنظر، در چارچوب ماتریس سوات (SWOT) احصا و تدوین شدند. تعداد صاحب نظران به روش «نمونه گیری زنجیره ای» و شاخص «اشباع نظری» تعیین شده است. در تفکیک و ادغام نظرات حاصل از «مصاحبه عمیق»، از تکنیک «مقایسه دائمی» استفاده شده است. در مجموع 24 راهبرد در چهار دسته راهبردهای تهاجمی، رقابتی، محافظه کارانه و تدافعی صورت بندی و تبیین و  براساس شرایط و اقتضائات کنونی برون مرزی اولویت بندی شدند. از مهم ترین این راهبردها می توان به این موارد اشاره کرد: تولید محصولات نمایشی با برند «پاک، سالم و حلال»، تقویت و تکمیل ساختار نیروی انسانی، جذب بودجه کافی، استفاده از اشتراکات تمدنی، گفتمانی و فرهنگی با کشورهای مختلف، تشکیل کارگروهی تخصصی برای ارائه مشاوره به گروه های تولید محصولات نمایشی و پشتیبانی و تقویت تعامل با عوامل، گروه ها، اتحادیه ها و مراکز رسانه ای و هنری منطقه ای و بین المللی همسو. نتیجه مقاله نشان می دهد که راهبردهای تهاجمی در مقایسه با سایر راهبردها در اولویت هستند، هرچند ترکیبی از تمام راهبردها در مقاطع مختلف راهگشا خواهد بود.

    کلیدواژگان: تولیدات نمایشی، شبکه های برون مرزی، ماتریس سوات، مخاطبان بین المللی، صداوسیما
  • عباس ناصری طاهری، احمد شیرزادیان* صفحات 179-204
    با خروج امریکا از توافقنامه برجام، هر کدام از وب سایت های پرس تی وی و سی ان ان برای پوشش خبری این رویداد، در میدان تقابل دیدگاه ها، چارچوب ها، اولویت های رسانه ای ، فضای حاکمیتی و فرهنگی کشور متبوع خود قرار داشته و حجم زیادی از اطلاعات را به صورت قاعده مند، مطابق با ظرفیت های روزنامه نگاری آنلاین و در راستای خط مشی رسانه ای خود به مخاطبان عرضه کردند. بر این اساس هدف مقاله حاضر مقایسه نحوه پوشش اخبار خروج امریکا از برجام در وب سایت های پرس تی وی و سی ان ان است. در این پژوهش از روش تحلیل محتوای کمی استفاده شده است. جامعه آماری شامل تمام اخبار منتشر شده از تاریخ اعلام خروج امریکا از برجام به فاصله 20 روز است. یافته های مقاله نشان می دهد که هر دو وب سایت، موضوع خروج امریکا از برجام را بیشتر از نگاه سیاسی منعکس کرده اند. جهت گیری وب سایت پرس تی وی بیشتر منفی و جهت گیری وب سایت سی ان ان بیشتر خنثی بوده است. هر دو وب سایت مقامات رسمی کشور متبوع خود را در اولویت برجسته سازی قرار داده اند. پایبندی اروپا به برجام (به میزان 28.7 درصد) در وب سایت پرس تی وی و اقدام غیرقانونی و اشتباه ترامپ در خروج امریکا از برجام (به میزان 30.8 درصد) در وب سایت سی ان ان برجسته ترین موضوعات بوده است. وب سایت سی ان ان از ظرفیت همگرایی چندرسانه ای برای ارائه اطلاعات حداکثری به مخاطب در فضای محدود وب سایت بیشتر استفاده کرده است.
    کلیدواژگان: پرس تی وی، سی ان ان، خروج امریکا از برجام، پوشش خبری، روزنامهنگاری آنلاین، وبسایت خبری
  • عباس مثنوی*، محمدحسین رمضانی قوام آبادی صفحات 205-233

    بحران های زیست محیطی امروزه یکی از مهم ترین دغدغه های مردم، دولت ها و سازمان های بین المللی است. این بحران ها ادامه زندگی بشر بر روی کره زمین را به خطر انداخته و برای دولت ها ایجاد مسئولیت می کند. حقوق بین الملل محیط زیست از سال 1972م در نتیجه کنفرانس استکهلم با توجه بیشتر کشور ها مواجه شد. پس از آن به مرور الزاماتی برای حفاظت از محیط زیست شکل گرفت و مسئولیت جهانی حفاظت از محیط زیست مهم ارزیابی شد. امریکا به عنوان یکی از قدرت های بزرگ نظام بین الملل که تاثیر بسزایی در ایجاد بحران های محیط زیستی دارد، همواره تلاش کرده تا کمترین محدودیت و مسئولیت های زیست محیطی را بپذیرد. سیاست های زیست محیطی ترامپ تقابل سیاست های امریکا با حقوق بین الملل محیط زیست را نشان می دهد. در مقاله پیش رو ضمن معرفی ارکان اصلی حقوق بین الملل محیط زیست، رفتار ایالات متحده و تضاد معاهده ای و عرفی آن با حقوق بین الملل محیط زیست بررسی و تبعات سیاست های محیط زیستی دونالد ترامپ بر محیط زیست جهانی ارزیابی می شود.

    کلیدواژگان: حقوق بین الملل محیط زیست، امریکا، دونالد ترامپ، نقض تعهدات، مسئولیت، پیشنهادهای رسانه ای
  • بهنام خسروی*، ابوذر گوهری مقدم صفحات 235-256
    امریکا همواره مهم ترین بازیگر پرونده هسته ای کره شمالی بوده و از زمان آغاز بحران در دهه 1990 میلادی، روند فشار و تحریم در عین مذاکره با هدف خلع سلاح کره شمالی را آغاز کرده است. با شروع ریاست جمهوری دونالد ترامپ، ابتدا سطح تنش و احتمال جنگ افزایش یافت. اما با ورود وی به سال دوم ریاست جمهوری، ضمن کاهش سطح تنش ها، سه دور مذاکره میان ترامپ و کیم جونگ اون برگزار شد. سوال اصلی مقاله این است که «با توجه به مواضع ترامپ، تحولات منطقه ای، جهانی و رویکرد بازیگران ذی ربط، چشم انداز بحران اتمی کره شمالی تا پیش از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری امریکا چگونه است؟» سه سناریوی اصلی که مقاله امکان وقوع آنها را بررسی کرده است، سناریوی محتمل (ادامه وضع موجود)، سناریوی ممکن (افزایش تنش) و سناریوی مطلوب (دستیابی به توافق) است. یافته های مقاله حکایت از آن دارند که تا پایان ریاست جمهوری ترامپ در سال 2020، محتمل ترین رخداد، ادامه وضع موجود و عدم امکان انعقاد توافق بین دو کشور است. سناریوی محتمل، ضمن پیش بینی کاهش سطح تنش در منطقه، امکان خلع سلاح اتمی و موشکی کره شمالی و حصول یک توافق جامع را با توجه به عواملی از جمله رقابت های راهبردی چین و امریکا، بسیار پایین ارزیابی می کند
    کلیدواژگان: بحران اتمی، خلع سلاح هسته ای، دونالد ترامپ، سیاست خارجی امریکا، شبه جزیره کره، رسانه برون مرزی
  • مهدی طاهری* صفحات 257-276

    دیپلماسی گردشگری مورد توجه بسیاری از کشورها از جمله ایران برای اهداف فرهنگی و اقتصادی است. هدف اصلی دیپلماسی گردشگری که بخشی از دیپلماسی فرهنگی قلمداد می گردد، تقویت قدرت نرم است. به بیان واضح تر، دیپلماسی گردشگری می کوشد تصویر یک کشور را در نظام بین الملل از طریق جذب گردشگر و ارتباطات فرهنگی بهبود ببخشد. با توجه به اعمال تحریم های مالی و نفتی امریکا علیه ایران، توجه به حوزه گردشگری می تواند منافع زیادی را برای ایران به همراه داشته باشد. بر این اساس، آسیب شناسی دیپلماسی گردشگری ایران با تمرکز بر شناخت چالش ها و موانع موجود در این زمینه و ارائه راهکارهای رسانه ای، هدف اصلی این مقاله را تشکیل می دهد که به روش توصیفی- تحلیلی انجام شده است. نتایج این مقاله نشان می دهد در صورت اتخاذ رویکردی کنشگرانه، فعال و بهره گیری بهینه از رسانه در دیپلماسی گردشگری می توان ضمن کاهش تنش با برخی از کشورها، درآمدهای ارزی ناشی از گردشگری و قدرت نرم ایران را افزایش داد. در این روند نقش رسانه های برون مرزی در معرفی جاذبه های گردشگری کشور و جذب گردشگر خارجی انکارناپذیر است. بر این اساس، پیشنهادهایی برای بخش برون مرزی صداوسیما ارائه شده است.

    کلیدواژگان: دیپلماسی فرهنگی، دیپلماسی گردشگری، رسانه برون مرزی، تصویرسازی، منافع ملی، قدرت نرم
  • ضیاءالدین صبوری* صفحات 277-298

    منطقه آزاد چابهار در جنوب شرقی ایران از مهم ترین مناطق آزاد کشور محسوب می شود که از کارکردهای قابل توجهی برخوردار است. هدف اصلی این مقاله بررسی کارکردها و چالش های منطقه چابهار در ایجاد همگرایی منطقه ای است. بر همین اساس پرسش های محوری مقاله اینگونه صورت بندی شده است: مهم ترین قابلیت های منطقه چابهار برای ایجاد همگرایی در بین کشورهای منطقه چیست؟ این منطقه با چه چالش هایی در این زمینه مواجه است؟ چه راهکارهای رسانه ای برای شناساندن ظرفیت های چابهار و ایجاد همگرایی بین کشورهای پیرامون آن می توان مطرح نمود؟ یافته های مقاله نشان می دهد با توجه به وجود منافع مشترک جهت افزایش همکاری اقتصادی میان کشورهای منطقه، امکان گسترش همکاری بین کنشگران فعال و دخیل در منطقه چابهار وجود دارد. مهم ترین قابلیت های همگرایانه ی چابهار اتصال آن به آب های آزاد بین المللی، ظرفیت آن برای جایگزینی تنگه هرمز و نیز نقش آن در اتصال و همکاری هند- ایران- افغانستان- روسیه است. در مقابل، مهم ترین چالش های آن افراط گرایی در منطقه، اختلافات هند و پاکستان و نیز نقش تخریبی امریکا و عربستان سعودی است. این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی به این موضوع پرداخته است.

    کلیدواژگان: منطقه آزاد چابهار، کارکردگرایی، همکاری منطقه ای، راهکارهای رسانه ای
  • سیدرضی عمادی* صفحات 299-320

    کارگران مهاجر جنوب شرق آسیا بخش مهمی از جمعیت کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس ازجمله عربستان سعودی را تشکیل می‏دهند. آمارهای سال 2019 نشان می دهد از مجموع حدود 56 میلیون نفری که در 6 کشور شورای همکاری خلیج فارس (عربستان سعودی، امارات متحده عربی، بحرین، کویت، عمان و قطر) زندگی می کنند، بیش از 21 میلیون نفر را کارگران خارجی تشکیل می دهند. با توجه به این وضعیت، سوال اصلی مقاله پیش رو، این است که با توجه به مفاد اسناد حقوق بین‏الملل بشر ازجمله «کنوانسیون حمایت از حقوق کارگران مهاجر و خانواده‏های آنها»، وضعیت کارگران جنوب شرق آسیا در کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس به خصوص عربستان سعودی چگونه است؟ این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی و با استفاده از داده‏های کتابخانه ای، اسنادی و اینترنتی و همچنین مصاحبه با تعدادی از کارشناسان و محققان عربی و آسیایی انجام شده است. یافته های این تحقیق نشان می دهد که کارگران خارجی در این کشورها به خصوص در عربستان سعودی با خشونت ساختاری نظیر شرایط نامطلوب کاری، بازداشت و شکنجه، احکام ناعادلانه قضایی و اعدام گسترده مواجه هستند و با این افراد به مانند برده رفتار می شود، اما نظام کفالت موجب می شود که این افراد از حق شکایت محروم باشند.

    کلیدواژگان: کارگران خارجی، شورای همکاری خلیج فارس، عربستان سعودی، جنوب شرق آسیا، رسانه برون مرزی