فهرست مطالب

راهبردهای شناختی در یادگیری - پیاپی 13 (پاییز و زمستان 1398)
  • پیاپی 13 (پاییز و زمستان 1398)
  • 268 صفحه، بهای روی جلد: 100,000ريال
  • تاریخ انتشار: 1398/12/01
  • تعداد عناوین: 12
|
  • نفیسه یاری مقدم، علی دلاور*، فریبرز درتاج، کبری حاجی علیزاده صفحات 1-20
    هدف

    امروزه حجم قابل توجهی از اطلاعات به صورت نوشتاری مبادله می گردد، لذا خواندن و درک مطلب به عنوان یک ضرورت و مقدمه موفقیت و پیشرفت در جامعه مطرح است.خواندن و درک مطلب همواره به عنوان یکی از اولویت های مهم نظام های آموزشی جوامع مطرح بوده و بخش وسیعی از برنامه های درسی را به ویژه در سال های نخستین تحصیل در برمی گیرد. هدف پژوهش حاضر بررسی عوامل شناختی فردی (خودپنداره خواندن و نگرش به خواندن) اثرگذار بر درک مطلب خواندن به منظور تدوین یک مدل ساختاری در بین دانش آموزان دختر و پسر پایه چهارم ابتدایی شهر همدان بود.

    روش

    جامعه آماری شامل 12000 دانش آموز مشغول به تحصیل در دوره ابتدایی در سال تحصیلی 96-95 بود که از این تعداد نمونه آماری شامل 287 دانش آموز (128 پسر و 159 دختر) با میانگین سنی 11/10 سال از طریق روش نمونه گیری خوش های چندمرحله ای انتخاب شدند.

    یافته ها

    در این پژوهش از مقیاس های خودپنداره خواندن چپمن و تانر 1995 و نگرش به خواندن مک کنا 1990 و درک مطلب خواندن از پرسشنامه محقق ساخته براساس آزمون درک مطلب مهرنژاد 1378 استفاده شد. جهت تحلیل داده ها از آزمون کولموگروف - اسمیرنوف و معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار Spss و Amos استفاده شد. 

    نتیجه گیری:

    نتایج حاکی از آن بود که این متغیر ها بر درک مطلب خواندن دانش آموزان اثر معنادار دارند. نگرش به خواندن 62% و خودپنداره خواندن 58%، توانستند بیشترین میزان درک مطلب دانش آموزان را تبیین کنند.

    کلیدواژگان: درک مطلب خواندن، خودپنداره خواندن، نگرش به خواندن، عوامل شناختی فردی
  • داود کاظمی فرد*، فرزانه میکائیلی منیع، علی عیسی زادگان صفحات 21-48
    هدف
    هدف این پژوهش بررسی رابطه باورهای معرفت شناختی علمی، انگیزه و خودکارآمدی یادگیری علوم با مفاهیم یادگیری علوم در میان دانشجویان رشته های علوم پایه دانشگاه ارومیه بود.
    روش
    بدین منظور تعداد 339 نفر (167 دختر و 172 پسر)، از دانشجویان رشته های علوم پایه به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند و پرسشنامه های باورهای معرفت شناختی علمی (SEB)، انگیزه یادگیری علوم (MLS)، خودکارآمدی یادگیری علوم (SLSE) و مفاهیم یادگیری علوم (COLS)، جهت جمع آوری داده های پژوهش مورداستفاده قرار گرفت.
    یافته ها
    نتایج نشان داد مفاهیم یادگیری علوم می تواند به وسیله ابعاد باورهای معرفت شناختی علمی و خودکارآمدی یادگیری علوم به شکل معناداری پیش بینی شود. همچنین، نتایج نشان داد بین ابعاد توجیه پذیری و پیشرفت باورهای معرفت شناختی علمی با بعد سازندگی مفاهیم یادگیری علوم رابطه مثبت و معناداری وجود دارد، اما بین زیرمولفه های منبع و اطمینان با بعد تکثیر مفاهیم یادگیری علوم رابطه معناداری یافت نشد. علاوه بر این، بین بعد تکثیر با انگیزه یادگیری علوم رابطه معناداری یافت نشد، اما بین بعد سازندگی با انگیزه یادگیری علوم رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین، بین خودکارآمدی یادگیری علوم با مفاهیم یادگیری علوم رابطه مثبت و معناداری مشاهده گردید.
    نتیجه گیری
    به طورکلی نتایج پژوهش حاضر نقش متغیرهای انگیزشی و شناختی را در پیش بینی و تبیین مفاهیم یادگیری علوم مورد تائید قرار داد که تلویحات علمی سودمندی را در فرآیند انگیزش و یادگیری علمی فراگیران در بر دارد.
    کلیدواژگان: باورهای معرفت شناختی علمی، انگیزه، خودکارآمدی یادگیری علوم و یادگیری مفاهیم علوم
  • سعید پورعبدل، ناصر صبحی قراملکی*، غلامحسین قائدی، علیرضا نبی دوست صفحات 49-68
    هدف

    هدف این پژوهش، بررسی اثربخشی آموزش تنظیم هیجان بر کاهش فرسودگی و تعلل ورزی تحصیلی دانش آموزان دارای اختلال یادگیری خاص بود.

    روش

    این پژوهش به شیوه ی نیمه آزمایشی و با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل اجرا شد. جامعه آماری پژوهش حاضر را کلیه دانش آموزان پسر کلاس پنجم ابتدایی مبتلا به اختلال یادگیری خاص تشکیل دادند که در سال تحصیلی 95-1394در شهر اردبیل مشغول به تحصیل بودند. نمونه پژوهش شامل 40 دانش آموز پسر دارای اختلال یادگیری خاص بودند که به صورت نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند (20 نفر برای هر گروه). برای جمع آوری داده ها از آزمون ریاضی کی مت، آزمون هوشی ریون، آزمون خواندن شفیعی و همکاران، آزمون بیان نوشتاری فلاح چای، پرسشنامه فرسودگی و تعلل ورزی تحصیلی و مصاحبه تشخیصی بر اساس DSM-5 استفاده شد. برای تحلیل داده ها از آزمون آماری تحلیل کوواریانس چند متغیری (MANCOVA) با استفاده از نرم افزار SPSS-22 استفاده شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که آموزش تنظیم هیجان بر کاهش فرسودگی تحصیلی و تعلل ورزی تحصیلی دانش آموزان دارای اختلال یادگیری خاص موثر بوده است (001/0<p).

    نتیجه گیری

    با توجه به این نتایج می توان گفت که هیجانات نقش قابل توجهی را در پیشرفت یا پسرفت تحصیلی دانش آموزان ایفا می کنند؛ لذا آموزش تنظیم هیجان با کاهش هیجانات منفی و جایگزین کردن هیجانات مثبت، زمینه کاهش تعلل ورزی و فرسودگی تحصیلی این دانش آموزان را فراهم می آورد.

    کلیدواژگان: اختلال یادگیری خاص، فرسودگی تحصیلی، تعلل ورزی تحصیلی، آموزش تنظیم هیجان
  • علی پور فلاحتی، مجید ضرغام حاجبی*، عباس حبیب زاده صفحات 69-89
    هدف

    هدف این پژوهش، پیش بینی فرسودگی تحصیلی براساس توانمندی های فردی و سبک های یادگیری بود.

    روش

    این پژوهش، از نوع توصیفی و به روش همبستگی انجام شد. جامعه ی آماری، شامل تمام دانشجویان دانشگاه فرهنگیان قم، به تعداد 429 نفر بود. نمونه ی آماری پژوهش، با توجه به فرمول کوکران، 176 نفر به دست آمد که به صورت نمونه گیری تصادفی در دسترس انتخاب گردید. ابزارهای اندازه گیری، شامل پرسشنامه کوتاه توانمندی های فردی/ نقاط نیرومند شخصیتی پترسون و سلیگمن (2004)، پرسشنامه سبک های یادگیری گراشا-ریچمن (1996) و پرسشنامه فرسودگی تحصیلی برسو و همکاران (2007) بود. در تجزیه وتحلیل داده ها، از آزمون همبستگی پیرسون و آزمون رگرسیون چند متغیره استفاده شد.

     یافته ها: 

    نتایج نشان داد توانمندی های فردی/ نقاط نیرومند شخصیتی در ابعاد شجاعت، انسانیت و تعالی با فرسودگی تحصیلی رابطه معکوس و معناداری دارد. از بین سبک های یادگیری، سبک یادگیری اجتنابی به عنوان عامل اول، بیشترین اثر و سهم را در تبیین فرسودگی تحصیلی دارد. همچنین، از بین دو متغیر پیش بین، عامل توانمندی های فردی، سهم بیشتری در تبیین فرسودگی تحصیلی دانشجویان دارد. 

    نتیجه گیری:

     در مجموع می توان نتیجه گرفت که دانشجویان با توانمندی های فردی شجاعت، انسانیت و تعالی کمتر در معرض فرسودگی تحصیلی قرار دارند و دانشجویان با سبک یادگیری اجتنابی بیشتر در معرض فرسودگی تحصیلی هستند ؛ در نتیجه با کنترل این عوامل می توان تا حدودی از بروز فرسودگی تحصیلی دانشجویان پیشگیری نمود.

    کلیدواژگان: نقاط نیرومند شخصیتی، سبک های یادگیری، فرسودگی تحصیلی
  • محسن یزدان فر*، منیجه شهنی ییلاق، علیرضا حاجی یخچالی، سیروس عالی پور بیرگانی صفحات 91-118
    هدف
    بررسی ساختار بعدی-عاملی توانایی های شناختی، به دلیل این که شواهدی درباره روایی ساختار آن از جنبه های محتوایی و فرآیند های شناختی ارائه می کند، موضوعی مهم برای سنجش، مداخله و رشد این توانایی ها می باشد. این پژوهش با هدف بررسی ساختار بعدی-عاملی توانایی های شناختی و ارائه مدلی برای این ساختار، در مقایسه با ساختارهای ارائه شده از توانایی های شناختی مانند نظریه هوش عمومی (عامل g)، انجام گرفت.
    روش
    روش پژوهش توصیفی-تحلیلی و از نوع مدل سازی رابطه بین سوال ها و پاسخ ها بود. حجم نمونه پژوهش مشتمل بر 1105 دانش آموز پایه نهم تحصیلی بود (578 پسر و 527 دختر) که به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای نسبتی از بین 32 دبیرستان شهر اهواز انتخاب شده بودند. تحلیل داده ها با استفاده روش های تحلیل خوشه ای سلسله مراتبی مبتنی بر مجاورت کوواریانس شرطی (HAC/CCPROX) و شاخص PolyDETECT، مدل سازی معادلات ساختاری (SEM)  و شبیه سازی مونته کارلو (Monte Carlo simulation) انجام گرفت.
    یافته ها
    نتایج تحلیل ها نشان داد ساختار توانایی های شناختی دانش آموزان دوبعدی می باشد. بعد اول شناخت غیراجتماعی نام گذاری شد که شامل شش عامل حافظه گذشته نگر، حافظه آینده نگر، کنترل مهاری، تصمیم گیری، برنامه ریزی و توجه پایدار بود. بعد دوم شناخت اجتماعی نام گذاری شد که صرفا شامل عامل شناخت اجتماعی بود. همچنین روایی و پایایی ابعاد و عامل های به دست آمده مورد تایید قرار گرفت.
    نتیجه گیری
    نتایج مطالعه حاضر نشان داد نظریه تک بعدی هوش عمومی (عامل g)، نظریه ای کامل برای ساختار توانایی های شناختی نمی باشد و عامل g قادر نیست واریانس شناخت اجتماعی را تبیین کند. به همین دلیل، نظریه برآمده از این پژوهش، «نظریه دوبعدی توانایی های شناختی اجتماعی-غیراجتماعی» نامیده شد. همچنین، نتایج این پژوهش یافته های برخی پژوهش ها مبنی بر این که شناخت غیراجتماعی و شناخت اجتماعی دو بعد متفاوت توانایی های شناختی را تشکیل می دهند، تایید کرد.
    کلیدواژگان: نظریه دو بعدی توانایی های شناختی اجتماعی-غیراجتماعی، مقیاس دوبعدی توانایی های شناختی اجتماعی-غیراجتماعی، بعدیت، عملکرد ریاضی، تحلیل خوشه ای، شبیه سازی مونته کارلو، شاخص PolyDetect
  • محمد رضا یوسف زاده* صفحات 119-132
    هدف

    هدف پژوهش بررسی رابطه بین خودتنظیمی با میزان یادگیری واقعی دانش آموزان دختر سال سوم دوره دوم متوسطه بود

    روش

    روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری عبارت از کلیه دانش آموزان دختر سال سوم دوره دوم متوسطه ناحیه دو شهر همدان در سال تحصیلی 96-95 بود؛ که تعداد کل آن ها 1151 نفر بودند. با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای و با استفاده از جدول برآورد حجم نمونه کرجسی و مورگان تعداد 285 نفراز دانش آموزان به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. تعداد 12 پرسشنامه پس از پیگیری های مکرر عودت داده نشد لذا حجم نمونه واقعی 273 نفر بود. ابزار اندازه گیری عبارت بود از پرسشنامه استاندارد سنجش خودتنظیمی پنتریچ و دی گروت (1990) و پرسشنامه سنجش میزان یادگیری واقعی که بر اساس نظریه ریوز (2006) ساخته شده است. پایایی این ابزارها در پژوهش های مختلفی موردسنجش قرار گرفته است. در این پژوهش پایایی ابزارها با استفاده از روش آلفای کرونباخ به ترتیب 89/. و 83/. محاسبه گردید. برای تجزیه وتحلیل داده ها از شاخص های آمار توصیفی شامل فراوانی، درصد، میانگین و انحراف معیار و آزمون های آماری بررسی نرمال بودن توزیع داده ها کالموگروف- اسمیرونف وآزمون تی تک گروهی و ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزار آماری Spss مورد تحلیل قرار گرفتند. 

    یافته ها :

    یافته ها نشان داد که میزان خودتنظیمی و یادگیری واقعی دانش آموزان بالاتر از متوسط است و بین ابعاد خودتنظیمی و میزان یادگیری واقعی رابطه و جود دارد و ابعاد سه گانه خودتنظیمی قادر به پیش بینی یادگیری واقعی هستند و حدود 32 درصد از واریانس یادگیری واقعی به وسیله این ابعاد قابل توجیه است. 

    نتیجه گیری: 

    یادگیری واقعی منجر به یادگیری عمیق، پایدار، معنادار و لذت بخش می شود و تابع عوامل و شرایط مختلف است و یکی از مهم ترین این عوامل پرورش مهارت های خودتنظیمی در دانش آموزان است.

    کلیدواژگان: یادگیری، یادگیری خودتنظیمی، یادگیری واقعی
  • علی شیخ الاسلامی*، سعید خاکدال قوجه بیگلو، نسترن سیداسماعیلی قمی صفحات 133-148
    هدف

    این پژوهش با هدف بررسی ویژگی های روان سنجی فرم کوتاه مقیاس بهزیستی ذهنی نوجوانان در مدرسه در نمونه ای از دانش آموزان ایرانی انجام گرفت.

    روش

    روش پژوهش توصیفی از نوع پیمایشی بود. جامعه ی آماری پژوهش را تمامی دانش آموزان مدارس دوره ی متوسطه ی دوم شهر پارس ‏آباد (استان اردبیل) در سال‏تحصیلی 1396 تشکیل می دادند که از میان آن ها با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای، 303 دانش آموز به عنوان نمونه انتخاب شدند. داده ها از طریق فرم کوتاه مقیاس بهزیستی ذهنی نوجوانان در مدرسه (2014) و مقیاس نیازهای بنیادین روان شناختی دانش آموزان در مدرسه (2014) جمع‏ آوری شدند.

    یافته ها:

    نتایج تحلیل عاملی تاییدی، علاوه بر عامل کلی بهزیستی ذهنی نوجوانان در مدرسه، دو عامل رضایت از مدرسه و عاطفه در مدرسه را برای فرم کوتاه مقیاس بهزیستی ذهنی نوجوانان در مدرسه تایید کرد. نتایج ضرایب همبستگی پیرسون برای بررسی روایی همزمان فرم کوتاه مقیاس بهزیستی ذهنی نوجوانان در مدرسه نشان داد که بین نمره ی دانش ‏آموزان در خرده‏ مقیاس های فرم کوتاه مقیاس بهزیستی ذهنی نوجوانان در مدرسه (رضایت از مدرسه و عاطفه در مدرسه) با خرده ‏مقیاس ‏های، مقیاس نیازهای بنیادین روان شناختی دانش آموزان در مدرسه (استقلال، ارتباط و شایستگی) رابطه ‏ی مثبت و معناداری وجود دارد. همسانی درونی فرم کوتاه مقیاس بهزیستی ذهنی نوجوانان در مدرسه بر حسب ضرایب آلفای کرونباخ با ضرایب همبستگی 70/0 تا 76/0 مورد تایید قرار گرفت. پایایی بازآزمایی فرم کوتاه مقیاس بهزیستی ذهنی نوجوانان در مدرسه براساس نتایج دو بار اجرای آزمون با ضرایب همبستگی 62/0 تا 72/0 برای نمره ی کل و خرده‏مقیاس های آن، مورد تایید قرار گرفت. 

    نتیجه گیری:

    بنابراین براساس یافته‏ های این پژوهش می توان نتیجه گرفت که فرم کوتاه مقیاس بهزیستی ذهنی نوجوانان در مدرسه برای سنجش این سازه در نمونه های دانش آموزان ایرانی از ویژگی‏ های روان سنجی کافی برخوردار است.

    کلیدواژگان: فرم کوتاه مقیاس بهزیستی ذهنی نوجوانان در مدرسه، رضایت از مدرسه، عاطفه در مدرسه
  • ناصر منتظر، یارعلی دوستی*، رمضان حسن زاده صفحات 149-172
    هدف

    پژوهش حاضر با هدف مقایسه تاثیر آموزش شایستگی هیجانی و حل مسئله بر تحمل پریشانی در دانشجویان انجام شد.

    روش

    روش پژوهش، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون-پیگیری با گروه گواه نابرابر بود. نمونه پژوهش شامل 71 نفر (گروه آزمایش شایستگی هیجانی 24 نفر، گروه آزمایشی حل مسئله 20 نفر و گروه گواه 27 نفر) از بین دانشجویان دانشگاه فرهنگیان استان مازندران بود که با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای و به صورت تصادفی (قرعه کشی) انتخاب شدند. ابزار اندازه گیری، پرسشنامه تحمل پریشانی سیمونز و گاهر (2005) بود. برای گروه های آزمایشی، آموزش شایستگی هیجانی و حل مسئله طی 10 جلسه و به مدت یک ماه آموزش داده شد، در این مدت آزمودنی های گروه گواه هیچ گونه مداخله ای دریافت نکردند.

    یافته ها:

     نتایج آزمون تحلیل واریانس در اندازه گیری های مکرر، نشان داد آموزش شایستگی هیجانی سبب افزایش تحمل پریشانی در دانشجویان می شود. آموزش حل مسئله نیز سبب افزایش تحمل پریشانی در دانشجویان می شود. هم چنین، یافته ها نشان داد بین تاثیر دو گروه شایستگی هیجانی و حل مسئله بر تحمل پریشانی دانشجویان تفاوت معناداری وجود ندارد.

    نتیجه گیری:

    این نتایج می تواند پشتوانه ای برای به کارگیری شایستگی هیجانی و حل مسئله برای افزایش تحمل پریشانی در دانشجویان باشد.

    کلیدواژگان: آموزش شایستگی هیجانی، آموزش حل مسئله، تحمل پریشانی، دانشجو معلم
  • نگار استوار*، داود حسینی نسب، شعله لیوارجانی صفحات 173-190
    هدف

    بی انضباطی های کلاسی دانش آموزان یکی از عوامل منفی موثر بر بازده های تحصیلی در کلاس های درس است.

    روش

    این پژوهش با هدف مقایسه میزان انواع رفتارهای بی انضباطی دانش آموزان خوشه های مختلف تشکیل شده براساس مولفه های طرح واره های شناختی ناسازگار اولیه و عملکرد خانواده انجام شد. برای تشکیل خوشه های دانش آموزان براساس مولفه های طرح واره های شناختی ناسازگار اولیه و عملکرد خانواده از روش چندمیانگینی در بین یک گروه 360 نفری از دانش آموزان دختر پایه دهم شهر تبریز استفاده شد. 

    یافته ها:

    بر طبق معیارها، خوشه بندی دانش آموزان به دو خوشه بیشترین تمایز را داشت. دانش آموزان خوشه یک با بیشترین تعداد نسبت به خوشه دوم، میانگین های بالاتری در تمامی طرحواره های شناختی ناسازگار اولیه دارند درحالی که در مولفه های عملکرد خانواده افراد این خوشه میانگین های پایین تری داشتند.

     نتیجه گیری:

    همچنین طبق نتایج یک آزمون MANOVA مشخص شد که دانش آموزان خوشه یک میانگین های بالاتری در هر پنج نوع از رفتارهای بی انضباطی دارند. یافته های این پژوهش بر اهمیت توجه به مولفه های خانوادگی و طرحواره های دانش آموزان بر بدرفتاری های آن ها تاکید می کند.

    کلیدواژگان: رفتارهای بی انضباطی، مدیریت کلاسی، اولیه، عملکرد خانواده، تحلیل خوشه ای
  • سلیمان کابینی مقدم، غلامحسین انتصار فومنی*، مسعود حجازی، حسن اسدزاده صفحات 191-212
    هدف

    پژوهش حاضر با هدف مقایسه تاثیر آموزش راهبردهای یادگیری خودتنظیمی و کمک خواهی در افزایش اشتیاق و سرزندگی تحصیلی دانش آموزان اهمال کار انجام شد.

    روش

    روش این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه دانش آموزان مدارس غیرانتفاعی پسرانه شاخه نظری پایه دوم دوره متوسطه دوم نواحی یک و دو شهر رشت (به تعداد 29 مدرسه و 593 دانش آموز) در سال تحصیلی 98-1397 بود که از بین آن ها تعداد 60 نفر دانش آموز اهمال کار از طریق پرسشنامه اهمال کاری سولومون و راث بلوم (2013) به صورت تصادفی ساده انتخاب و به صورت تصادفی به 3 گروه 20 نفری (2 گروه آزمایش و 1 گروه کنترل) تقسیم شدند. پرسشنامه های اشتیاق تحصیلی اسچافلی و همکاران (2002) و سرزندگی تحصیلی دهقانی زاده و حسین چاری (1391) را همه آزمودنی های سه گروه در مرحله پیش آزمون و پس آزمون تکمیل کردند. سپس یکی از گروه های آزمایش به مدت 12 جلسه 90 دقیقه ای تحت آموزش راهبرد یادگیری کمک خواهی و گروه آزمایش دیگر نیز به مدت 15 جلسه 90 دقیقه ای تحت آموزش راهبرد یادگیری خودتنظیمی قرار گرفتند. در حالی که در طول این مدت گروه کنترل هیچ گونه آموزشی را دریافت نکردند. داده ها با استفاده از آزمون آمار استنباطی تحلیل چندمتغیره و آزمون تعقیبی بنفرونی تحلیل شدند.

    یافته ها:

    نتایج نشان داد که آموزش راهبردهای یادگیری خودتنظیمی و کمک خواهی سبب افزایش اشتیاق تحصیلی دانش آموزان اهمال کار شد. آموزش راهبردهای یادگیری خودتنظیمی و کمک خواهی سبب افزایش سرزندگی تحصیلی دانش آموزان اهمال کار شد. از طرفی نتایج نشان داد که بین دو گروه آزمایش از نظر تاثیر بر اشتیاق تحصیلی و سرزندگی تحصیلی تفاوت معناداری وجود نداشت. 

    نتیجه گیری:

    براساس نتایج حاصل از این پژوهش می توان نتیجه گیری کرد که برای کاهش و از بین بردن اهمال کاری دانش آموزان استفاده از آموزش راهبردهای یادگیری خودتنظیمی و کمک خواهی مفید و موثر است.

    کلیدواژگان: راهبرد یادگیری خودتنظیمی، کمک خواهی، اشتیاق تحصیلی، سرزندگی تحصیلی، دانش آموزان اهمالکار
  • اسماعیل اسلامی*، عذرا غفاری، توکل موسی زاده، تورج هاشمی، اسکندر فتحی آذر صفحات 213-232
    هدف

    این پژوهش با هدف بررسی تاثیر بسته آموزشی تعدیل جهت گیری یادگیری معلمان در تعامل با سبک تدریس در خودپنداره تحصیلی و عملکرد تحصیلی دانش آموزان اجرا شد.

    روش

    روش تحقیق مطالعه حاضر نیمه تجربی از نوع طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری مطالعه حاضر شامل کلیه معلمان پایه چهارم ابتدایی و دانش آموزان پایه چهارم شهرستان بیله سوار در سال تحصیلی 97-1396 بودند. تعداد 60 معلم به شیوه غربالگری با استفاده از پرسشنامه سبک تدریس انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل 30 نفره جایگزین شدند به نحوی که در گروه آزمایشی با توجه به سبک تدریس دو گروه 15 نفری تشکیل شد و در گروه کنترل نیز با توجه به سبک تدریس دو گروه 15 نفری شکل گرفت. معلمان انتخاب شده در گروه های آزمایشی و کنترل، به صورت تصادفی 3نفر از دانش آموزان هر معلم به عنوان نمونه نهایی در نظر گرفته شد. و در گروه آزمایشی 6 جلسه بسته آموزشی (طراحی شده) ارائه شد. در این تحقیق از سه ابزار پرسشنامه سبک تدریس (موسی پور) و خودپنداره تحصیلی (کوپراسمیت) و یک آزمون پیشرفت تحصیلی با روایی و پایایی مقبول و از روش تجزیه وتحلیل کوواریانس دوراهه چند متغیری استفاده شد.

     یافته ها:

    نتایج نشان داد که آموزش مبتنی بر تعدیل جهت گیری یادگیری معلمان بر خودپنداره تحصیلی و عملکرد تحصیلی دانش آموزان اثربخش است و آموزش مبتنی بر تعدیل جهت گیری یادگیری معلمان در تعامل با سبک تدریس بر عملکرد تحصیلی دانش آموزان در زیرگروه شاگردمحور بیشتر از زیرگروه معلم محور، اثربخش است. اما آموزش مبتنی بر تعدیل جهت گیری یادگیری معلمان در تعامل با سبک تدریس بر خودپنداره تحصیلی دانش آموزان اثربخش نیست و پیشنهاد می گردد که برای تعدیل جهت گیری یادگیری معلمان در دانشگاه فرهنگیان از این محتوا استفاده شود.

    نتیجه گیری

    جهت گیری یادگیری معلمان بر خودپنداره تحصیلی و عملکرد تحصیلی دانش آموزان اثربخش است و جهت گیری یادگیری معلمان در تعامل با سبک تدریس بر عملکرد تحصیلی دانش آموزان موثر است.

    کلیدواژگان: جهت گیری یادگیری معلمان، سبک تدریس، خودپنداره تحصیلی
  • فرهاد کاروان، غلامرضا طلیسچی*، طاهره حق طلب صفحات 233-252
    هدف

    بسیاری از شکست های یادگیری به علت نداشتن توانایی های هوشی، خلاقیت و قدرت تجسم در یادگیرندگان است. آموزش معنایی - نمادی یکی از راهبردهای شناختی است که می تواند بر توانایی های شناختی تاثیر داشته باشد. هدف از این پژوهش،بررسی میزان تاثیر آموزش معنایی - نمادی بر قدرت تجسمی و هوش شناختی دانشجویان بود.

    روش

    این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان دانشگاه آزاد همدان بود. دانشجویانی که در دروس ترسیمی نمرات کمی داشتند به طور تصادفی به دو گروه آزمایشی و کنترل (هر گروه 15 نفر) تقسیم شدند. گروه آزمایشی به مدت 8 جلسه مورد آموزش معنایی-نمادی قرار گرفت. ابزارهای اصلی جهت جمع آوری اطلاعات در این پژوهش شامل پرسشنامه های قدرت تجسم و خلاقیت عابدی بود. 

    یافته ها: 

    جهت تحلیل داده ها از آزمون کلموگراف اسمیرونف و آزمون لون برای محاسبه پیش فرض ها و از آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیره و دو متغیره MANCOVA استفاده شد، نتایج نشان داد که آموزش مدل معنایی-نمادی بر قدرت تجسم دانشجویان موثر بوده است ولی بر هوش شناختی دانشجویان تاثیری نداشته است. 

    نتیجه گیری: 

    نتایج این پژوهش نشان داد که آموزش مدل معنایی-نمادی در افزایش قدرت تجسم دانشجویان معماری تاثیر دارد و در نتیجه به ارتقای سطح کیفی دانشجویان معماری در قدرت ترسیم و طراحی کمک می کند. ولی بر میزان هوش دانشجویان موثر نبوده است.

    کلیدواژگان: دانشجویان معماری، قدرت تجسم، مدل معنایی-نمادی، هوش شناختی
|
  • Nafiseh Yari Moghadam, Ali Delavar *, Fariborz Dortaj, Kobra Hajializadeh Pages 1-20
    Purpose

    Today, a significant amount of information is exchanged in writing, so reading and comprehension is a prerequisite for success and advancement in society. Reading and comprehension is always considered as one of the top priorities of educational systems of societies, and a large part of Curriculum, especially in the early years of study. The purpose of the present study was to investigate individual cognitive factors (reading self-concept and attitude to reading) affecting reading comprehension in order to formulate a structural model among male and female students of the fourth elementary school of Hamadan.

    Method

    The statistical population consisted of 12,000 students studying in the elementary period in the academic year of 1995-96, of which 287 students (128 boys and 159 girls) with an average age of 11.10 years were selected through a multiple cluster sampling Stage selected. In this study, the self-concept scales of reading Chapman and Tanner 1995 and McKenna''s Attitude to Reading 1990 and reading comprehension from a researcher-made questionnaire were used based on the Mehrnejad 2000 comprehension test. Kolmogorov-Smirnov test and structural equations were used to analyze the data using Spss and Amos software.

    conclusion

    The results indicated that these variables had a significant effect on reading comprehension of students. Attitude to reading 62% and reading self-reflection of 58%, were able to explain the most comprehension of students.

    Keywords: Reading comprehension, Reading self-concept, Reading attitude, Individual factors, Cognitive family factors
  • Davud Kazemi Fard *, Farzane Michaeli Manee, Ali Issazadegan Pages 21-48
    Objective
    The current study aimed to determine the relationship between scientific epistemological beliefs, motivation, science learning self-efficacy and conception of learning science.
    Method
    For this, 339 students of basic sciences (167 females and 172 males), from Urmia university were selected through stratified random sampling for this study. The questionnaires of scientific epistemological beliefs scale (SEB), motivation learning science scale (MLS), science learning self-efficacy (SLSE), and conceptions of learning science (COLS) were used in order to collect data.
    Results
    The results indicated that the conception of learning science predicted meaningful by the dimension of scientific epistemological beliefs and science learning self-efficacy. However, The results indicated that there is a significant positive correlation among verification, improvement of scientific epistemological beliefs and constructive of conception of learning science. but, there was not meaningful relationship was observed between resource, certainty and reproduction of conception of learning science. In addition, while no significant relationship was found between reproduction and motivation of learning science, there was significant positive relationship the constructive and motivation of learning science. Furthermore, a significant positive relationship was observed between science learning self-efficacy and conception of learning science.
    Conclusion
    In the general, the finding of the present study support the role that motivational and cognitive factors play in the predicting and determining the conception of learning science, which has useful scientific implications for learners process of motivation and science learning.
    Keywords: scientific epistemological beliefs, motivation, science learning self-efficacy, conception of learning
  • Saeed Pourabdol, Naser Sobhi Gharamaleki *, Gholamhossein Ghaedi, Alireza Nabidoost Pages 49-68
    Objectives

    The purpose of this research was to study the effect of emotion regulation training in decreasing educational burnout and academic procrastination among students with Specific Learning Disorder (SLD).

    Method

    This research was Study quasi-experimental with the pre-test, post-test and a control group. The statistical population of the present study included all fifth grade elementary school students with special learning disorder who were studying in Ardabil in 2015. The research sample consisted of 40 students with specific learning disabilities, selected by multistage cluster sampling and assigned to two experimental and control groups (20 subjects per group). To collect data, Kay Math mathematic, Raven Intelligence Test, Reading Test of Shafiei et al, Falahchay Writing Expression, educational burnout and academic procrastination scales and Diagnostic Interview based on DSM-5 were used. TestData were analyzed by multivariate of Covariance analysis (MANCOVA) model in the SPSS software version 22.

    Results

    The results showed that emotion regulation training was effective in decrease in educational burnout and academic procrastination in students with specific learning disorder (P< 0.001). In other words, the results showed that emotional regulation training reduces educational burnout and academic procrastination in students with specific learning disorder  

    Conclusion

    According to these results, it can be said that emotions play a significant role in students' academic progress or regress. Therefore, emotion regulation training with decreasing negative emotions and replacing positive emotions provide a basis for reducing the burnout and academic procrastination educational of these students.

    Keywords: specific learning disorder, educational burnout, academic procrastination, emotion regulation training
  • Ali Pour Falahati, Majid Zargham Hajebi *, Abbas Habib Zadeh Pages 69-89

    Object:

     The purpose of this study was to predict academic burnout based on character strengths and learning styles.

    Method

    This research was descriptive and correlational. The statistical population of the study included all 429 students of the Farhangian University of Qom from which a sample of 176 was randomly selected through convenient or available sampling according to the Cochran formula. Measurement instruments included Brief Strengths Test (Peterson and Seligman, 2004), Grasha-Richman Learning Styles Questionnaire (1996), and Breso et al. (2007) Burnout Inventory. Pearson correlation test and multivariate regression test were run to analyze the data.

    Results

    The results indicated that there was a reverse and significant relationship between the character strengths of courage, humanity and trancendence with academic burnout. From among the learning styles, avoidance strategy as the first factor was the most influential and contributing one in explicating academic burnout. Also, from among the two predictor variables, the character strengths contributed more significantly in explicating the students' academic burnout.

    Conclusion

    Overall, it can be concluded that students endowed with character strengths of courage, humanity, and trancendence are less vulnerable to academic burnout whereas students equipped with the avoidance strategy are more exposed to academic burnout. The study also implies that educational burnout in students can be partly prevented by controlling these overlapping and intervening variables.

    Keywords: Character Strengths, Learning Styles, academic burnout
  • Mohsen Yazdanfar *, Manijeh Shehni Yailagh, Ali Reza Haji Yakhchali, Sirous Alipour Birigani Pages 91-118
    Objective
    Investigating the dimensional-factorial structure of cognitive abilities is an important issue for measuring, interfering and developing these abilities as evidence of its structure's validity from the aspects of content and cognitive processes. This research was conducted with the aim of investigating the dimensional-factorial structure of cognitive abilities and providing a model for this structure in comparison with the presented structures of cognitive abilities such as general intelligence theory (factor g).
    Method
    The research method was descriptive-analytic and modeling the relationship between items and responses. The sample size of the study consisted of 1105 ninth grade students (578 boys and 527 girls) selected by stratified random sampling from among 32 high schools in Ahwaz. Data analysis was performed using cluster analysis methods based on the conditional covariance proximity (HAC/CCPROX) and PolyDETECT, Structural Equation Modeling (SEM) and Monte Carlo simulation.
    Results
    The results of the analysis showed that the structure of cognitive abilities of students is two-dimensional. The first dimension was named non-social cognition and includes six factors namely retrospective memory, prospective memory, inhibitory control, decision-making, planning, and sustain attention. The second dimension was called social cognition, which included only social cognition factor. Also, the validity and reliability of the dimensions and the obtained factors were confirmed. Discussion and
    Conclusion
    The results of this study showed that the unidimensional theory of general intelligence (factor g) is not a complete theory for the structure of cognitive abilities and the factor g can not explain the variance of social cognition. Thus, the theory underlying the present study was called "Thetwo dimensionaltheory of social-nonsocialcognitive abilities". Also, the results of this study confirmed the findings of some studies that non-social cognition and social cognition form two different dimensions of cognitive abilities.
    Keywords: The two dimensional theory of social-nonsocial cognitive abilities, Two-dimensional scale of social-nonsocial cognitive abilities, dimensionality, mathematical performance, hierarchical cluster analysis, Monte Carlo simulation, PolyDetect index
  • Mohammad Reza Yousefzadeh * Pages 119-132
    Aims

    The main purpose of this research was the study of Relation between self regulation with authentic learning of third grade senior high school girl student

    Methods

    A correlation research method was used.The statistical population comprised of (N=1151) all third grade senior high school girl student of hamedan district two at (95-96) school year. Based on clustered sampling method and kerjci & morgan table about 285 student were selected as study sample.About twelve questioner after frequent follow up didn’t comebackThe real sample size were 273.The data gathering instrument were Pintrich & De Groot (1990)self regulation standard questionnaire and authentic learning researcher made questionnaire based on Reeves(2006)theory.The instrument reliability using cronbach alpha coefficient were computed ordinary equal to./89&./83.The collected data were analyzed using descriptive statistic indexe ssuch as frequency,percentage,mean,standard deviation and kalmogrov-smironov,single group t-test,pearson correlation coefficient and multiple regression and SPSS soft ware.

    Findings

    Research findings showed that the student self regulation and authentic learning was more than average and there is positive significant relation between dimension of self regulation and authentic learning and the dimension of self regulation can predict student authentic learning and about 32 percent of authentic learning variance can be justify by this dimension.

    Conclusion

    Authentic learning lead to enjoyable,significant,deep and permanent learning and it is dependent to different factors and condition so that one of the most important factor and condition is cultivating students self regulation skills.

    Keywords: learning, Selr-regulatedlearning, Authentic learning
  • Ali Sheykholreslami *, Saeed Khakdal Gojebagloo, Nastaran Seyedeslaeili Ghomi Pages 133-148

    The purpose of this study was to investigate the psychometric properties of the brief adolescents'''''''' subjective well-being in school scale at Iran students sampling. The research method was descriptive survey. The study population included all high school students in the second period Parsabad city (Ardabil province) in academic year of 2017, that selected across of theme using random cluster sampling, 303 students. For collective data using from brief adolescents’ subjective well-being in school scale (2014) and students’ basic psychological needs at school scale (2014). The results of the confirmatory factor analysis, in addition to the overall subjective well-being of adolescents in the school, confirmed the two factors of school satisfaction and affect in school for the brief adolescents'''''''' subjective well-being in school scale. The results of Pearson correlation coefficient were used to examine the Concurrent validity of the brief adolescents'''''''' subjective well-being in school scale showed that there is positive and significant relationship between the student score in the subscales of the brief adolescents'''''''' subjective well-being in school scale (school satisfaction and affect in school) with the subscales of scale of students'''''''' basic psychological needs at school (independence, communication and competence). The internal consistency of the brief adolescents'''''''' subjective well-being in school scale was confirmed by Cronbach’s alpha coefficientswith coefficients ranging from 0.70 to 0.76. The test-retest reliability of the brief adolescents'''''''' subjective well-being in school scale was tested based on the results of two tests, with correlation coefficients ranging from 0.62 to 0.72 for the total score and its subscales was confirmed. Therefore, based on the findings of this study, it can be concluded that the brief adolescents'''''''' subjective well-being in school scale has enough validity and reliability to measure this structure in samples of Iranian students.

    Keywords: brief adolescents'''''''' subjective well-being in school scale, school satisfaction, affect in school
  • Naser Montazer, Yarali Dosti *, Ramezan Hassanzadeh Pages 149-172
    Purpose

    Present study was perform to compare the effect of emotional competence and problem solvingtraining on distress tolerance, among students.

    Method

    Study method was quasi-experimental with pre-test, post test and follow-up design with unequal control group. Study subjects were 71 students (24 students: experimental group of emotional competence, 20 students: experimental group of problem solving, 27 students: control group) among students from Farhangian university of Mazandaran who were selected by multi stage randomized cluster sampling and randomized method. Measurement tools were Simons and Gaher distress tolerance scale (2005). Emotional competence and problem solving training for 10 sessions during 1 month was provided for experimental groups. During this period subjects of control group did not received any intervention.

    Results

    The Results of variance analysis test of frequent measurements showed that emotional competence training will increase distress tolerance among students. Problem solving training will also increase distress tolerance among students. Also, according to results, there is not significant difference between effectiveness of two groups of emotional competence and problem solving on distress tolerance among students.

    Conclusion

    These results can be the basis for using emotional competence and problem-solving to increase student distress tolerance.

    Keywords: emotional competence training, problem solving training, distress tolerance, Student teacher
  • Negar Ostovar *, Dāvood Hosseininasab, Sholeh Livarjani Pages 173-190

    Students' classrooms misbehaviors have an important impact on the teaching and learning effectiveness. The aim of this study was to compare the students’ indiscipline in different clusters based on the early maladaptive schemas and family functioning components. The K-means clustering method was used for student clusters formation based on early maladaptive schemas and family functioning components in a group of 360 girl students in Tabriz city 10th grade students. According to the criteria, the two clusters was the most distinct between students' clustering. The first cluster students with the highest number in comparison to the second cluster have higher mean in all early maladaptive schemas, while in the family function components the cluster has lower mean. Also, according to a MANOVA test results the first cluster students have higher mean in all five types of indiscipline behaviors. The findings emphasize the importance of paying attention to family components and students' schemas on their misbehaviors.

    Keywords: indiscipline behaviors, Classroom Management, Early Maladaptive Schemas, Family Function, Cluster analysis
  • Soleyman Kabini Moghadam, Gholamhossein Entesare Foumani *, Masod Hejazi, Hassan Asadzadeh Pages 191-212

    Goal: 

    The purpose of this study was to comparison of the effect of instruction of self-regulated learning and help-seeking strategies training to increase educational engagement and buoyancy of procrastinating students.

    Method

    This research was a semi-experimental design with pretest-posttest design with two experimental and one control groups. The statistical population of this study included all non- public schools of the second grade of secondary schools in the first and second districts of rasht city (29 schools and 593 students) in the academic year of 2017-2018, among them 60 procrastinating students through solomon and roth blum (2013) questionnaires were randomly selected and randomly divided into 3 groups of 20 (2 experimental and 1 control groups). questionnaires educational engagement schofeli & et al (2002) and educational buoyancy of dehghani-zadeh & hossein-chari (2012) completed all of the subjects in the pre-test and post-test phases. Then, one of the experimental groups received 12 sessions of 90 minute under the instruction of help-seeking strategies, and the other experimental group was received 15 sessions of 90 minutes under the instruction of self-regulated learning. while the control group did not receive any interventions during this period. Data were analyzed using inferential statistics of multivariate analysis and bonferroni post hoc test.

    Findings

    The results showed that Instruction of self-regulated learning and help-seeking strategies increased Educational engagement of who were Procrastinating Students. The results showed that Instruction of self-regulated learning and help-seeking strategies increased Educational buoyancy of who were Procrastinating Students.

    Conclusion

    Based on the results of this research, it can be concluded that the use of instruction of self-regulated learning and help-seeking strategies is used to reduce of procrastinating students.

    Keywords: Instruction of Self-regulated Learning Strategies, Instruction of Help-seeking Learning Strategies, educational engagement, Educational Buoyancy, Procrastinating Students
  • Esmail Eslamy *, Ozra Khafarri, Tavakkol Mousazadeh, Touraj Hashemi, Eskandar Fathiazar Pages 213-232
    Objective

    The purpose of this study was to investigate the effect of educational package on modifying the orientation of teachers'' learning in interaction with teaching style in academic self-concept and academic performance of students.

    Methods

    The research method was semi-experimental design, pre-test and post-test design with control group. The study involved teachers and elementary school students attending the 97-96 school year. A total of 60 teachers were selected using a teaching style questionnaire in a screening method and were divided into two experimental and control groups of 30 people, so that in the experimental group, according to the teaching style, two groups of 15 were formed and in the control group according to the teaching style Two groups of 15 were formed. The teachers selected in the experimental and control groups were randomly assigned to each of the three students of each teacher as the final sample. In the experimental group, 6 training sessions (designed) were presented. In this research, three tools of the teaching style questionnaire (Moosapour) and academic self-concept (Coopersmit) and one academic achievement test with acceptable validity and reliability were used. The multivariate analysis of covariance was used.

    Results

     Results showed that modulation education Teachers'' orientation on academic self-concept and academic performance is effective and education based on modifying the orientation of teachers'' learning in interaction with the teaching style is effective on students'' academic performance in the student-centered subgroup more than the teacher-oriented subgroup. However, education based on modifying the orientation of teachers ''learning in interaction with teaching style does not affect students'' self-concept.

    Conclusion

    Teacher learning orientation is effective on students'' academic self-concept and academic performance And teachers ''learning orientation in interaction with teaching style is effective on students'' academic performance

    Keywords: Teacher learning orientation, teaching style, academic self-concept
  • Farhad Karvan, Gholamreza Talischi *, Tahereh Haghtalab Pages 233-252
    Objective

    Most of the learning problems is reason of intelligence, creativity and visual disabilities in students. Semantic-symbolic instruction is one of the cignition strategies that can influence on cognition ability. Objective of this study was the effectiveness of semantic – symbolic model on increasing power of drawing and cognitive intelligence of Architecture students.

    Method

    The Method of the reseacha quasi- experimental design with pre- test, post-test and Follow up with the control group, respectively. The population was all students from Azad Islamic University of Hamedan in Architecture course. Test creativity Inventory and visual test is used. The students with low number in drawing funtional randomly (15 person in each group) assigned to the experimental group and control group.

    Results

    Used experimental methods After Group of Eight meeting them and also used from Kolmograf- Smeirnof test and Leven test for preassumption calculation and for Hypothesis analysis from MANOVA. Results showed that Cognitive strategies have been effective in increasing visual power and there are significant differences between the two groups but on intelligence don’t influence on intelligence.

    Conclusion

    Results of this research indicated the importance of learning based on semantic- symbolic model on power of drawing and cognitive intelligence in geometric visualization of Architecture students and in addition can help to this students in designing and drawing. But isnot influenced on intelligence.

    Keywords: Architecture students_power of visualization_semantic – symbolic model_cognition intelligence