فهرست مطالب

  • سال بیست و چهارم شماره 6 (پیاپی 137، بهمن و اسفند 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/11/21
  • تعداد عناوین: 11
|
  • رحام آرمند، محمد کاظم کوهی*، گودرز صادقی هشجین، صغری حسام صفحات 1028-1038
    زمینه و هدف

    سرب مسموم کننده محیط زیست است و قادر می باشد تغییرات گسترده ای در ساختار و عملکرد مغز انسان بخصوص کودکان ایجاد کند. تماس مزمن با سطوح پایین سرب بر عملکرد سیستم اعصاب مرکزی اثر گذاشته و موجب تغییراتی بر عملکرد این سیستم می شود. علیرغم کوشش های انجام شده در مورد اثرات رفتاری سرب، در نتایج حاصله، تناقض و اختلافاتی وجود دارد. در این مطالعه اثرات تماس مزمن با سطوح پایین سرب بر یادگیری به روش شرطی اجتنابی فعال مورد ارزیابی قرار گرفته است.

    روش بررسی

    در این مطالعه از 24 موش سوری نر بالغ در 4 گروه 6 تایی استفاده شد. آب آشامیدنی گروه های آزمون با یکی از غلظت های 1/0، 33/0 یا 1 گرم درلیتر از استات سرب بمدت 28 روز آلوده گردید. آزمایش ها در محلی نیمه تاریک انجام گرفت. در روز 29 برای ایجاد سازگاری، هریک از حیوانات بصورت جداگانه بمدت 10 دقیقه بدون هیچ محرکی در دستگاه شاتل باکس قرار گرفتند و آزادانه رفت و آمد کردند. در روزهای 30، 33 و 36 آزمایش ها در هر موش 40 بار (یعنی جمعا 120 بار) و در هربار بمدت 80 ثانیه بشرح زیر انجام شد: دوره گریز 60 ثانیه نور (محرک شرطی)، سپس قطع نور بمدت 5 ثانیه، سپس دوره اجتنابی فعال  شامل 10 ثانیه صدا (محرک غیرشرطی) همراه با نور، سپس دوره هشدار یعنی 5 ثانیه بدون نور و صدا. متغیری که مدنظر قرار گرفت تعداد دفعات از 40 تست بود که حیوان درهرکدام از مراحل سه گانه فوق از حجره دارای محرک به حجره امن پناه می برد. داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار spss و آزمون توکی تجزیه و تحلیل شدند.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که در دوره هشدار، غلظت 1/0 گرم بر لیتر از استات سرب در آب آشامیدنی موجب تضعیف بارز یادگیری گردید، و در مقایسه با گروه شاهد کاهش معنی داری ایجاد کرد (05/0P<). از طرفی در دوره اجتناب فعال، حیواناتی که بالاترین دوز استات سرب (1 گرم بر لیتر) دریافت کردند، یادگیری در آنها نسبت به گروه کنترل افزایش معنی داری ایجاد نمود (05/0P<). ولی در دوره گریز، غلظت های 1/0، 33/0 و 1 گرم در لیتر از استات سرب در مقایسه با گروه شاهد تغییر معنی داری در میزان یادگیری ایجاد نکرد.

    نتیجه گیری

    بر اساس یافته ها، آلودگی با سرب بر یادگیری در مدل موش سوری موثر است، این تاثیر عمدتا منجر به اختلال در یادگیری می شود و نوع پاسخ حیوان بسته به دوره و دوز مورد استفاده متفاوت می باشد.

    کلیدواژگان: سرب، اجتنابی فعال، یادگیری
  • ناهید آذرمهر، فاطمه بردستانی، امیر حسین دوستی مطلق* صفحات 1039-1053
    زمینه و هدف

    کلستاز نوعی بیماری کبدی است که در اثر اختلال عملکرد سیستم کبدی- صفراوی به وجود می آید، این اختلال نتیجه تجمع اسیدهای چرب صفراوی و سموم دیگر در کبد است. هدف از مطالعه حاضر بررسی اثرات احتمالی مکمل دارویی رزمارینیک اسید در برابر استرس اکسیداتیو و آسیب کبدی در رت های کلستاتیک القا شده با انسداد مجاری صفراوی (BDL) بود.

    روش کار

    در مجموع 24 موش صحرایی نر نژاد ویستار با وزنg  200± 250 به صورت تصادفی به سه گروه تقسیم شدند: شم- کنترل (N=6)، گروه کلستاتیک (N=9)، گروه کلستاتیک دریافت کننده رزمارینیک اسید با دوز 20 mg/kg/day (N=9). آزمایش های بیوشیمیایی (شامل اسپارتات آمینو ترانسفراز، AST؛ آلانین آمینو ترانسفراز، ALT؛ آلکالین فسفاتاز، ALP)، مارکرهای استرس اکسیداتیو (شامل پروتئین کربونیل، PCO؛ توتال تیول، TSH؛ توانایی آنتی اکسیدانی تام پلاسما، FRAP) و فعالیت آنزیم های آنتی اکسیدانی کاتالاز (CAT)، سوپر اکسید دیسموتاز (SOD) و گلوتاتیون پراکسیداز (GPx) سنجش شدند. همچنین رنگ آمیزی هماتوکسیلین ائوزین در بافت کبد انجام شد.

    نتایج

    در گروه کلستاتیک فعالیت آنزیم های ALT، AST، ALP و CAT و همچنین میزان PCO، FRAP پلاسما به طور معنی داری نسبت به گروه شم کنترل افزایش در حالی که میزان TSH، FRAP و GPX بافت کبد به طور معنی داری کاهش پیدا کرد (p < 0.05). در گروه دریافت کننده رزمارینیک اسید فعالیت آنزیم های ALT و ALP به طور معنی دار کاهش (p < 0.05) یافت ولی تاثیر معنی داری بر روی مارکرهای استرس اکسیداتیو مشاهده نشد. همچنین در رنگ آمیزی هماتوکسیلین ائوزین، BDL به طور قابل ملاحظه ای سبب نکروز بافت کبدی شد که این تغییرات به طور قابل توجهی با تجویز رزمارینیک اسید بهبود پیدا کرد.

    نتیجه گیری

    به طور خلاصه، نتایج مطالعه ما نشان می دهد که رزمارینیک اسید از طریق تاثیر بر روی تست های بیوشیمیایی متداول مانند ALT و ALP و بهبود شاخص های هیستولوژی آسیب کبدی ناشی از BDL را در موش های صحرایی کاهش می دهد.

    کلیدواژگان: کبد، کلستاز، انسداد مجاری صفراوی، رزمارینیک اسید
  • اقاعلی قاسم نیان*، زهزه ضیغمی، سمانه هادی صفحات 1054-1072
    پیش زمینه و هدف

    هدف از این پژوهش، بررسی تاثیر 8 هفته تمرین هوازی فزاینده با مصرف مکمل روی بر، میزان فعالیت آنزیم سوپر اکسید دیسموتاز عضلانی، سطح سرمی لپتین و تغییرات وزن در موش های صحرایی نر ویستار بود.

    مواد و روش ها

    32 موش صحرایی نر ویستار، در4 گروه (کنترل، تمرین، تمرین+ روی  و روی) تقسیم شدند. پروتکل تمرینی شامل تمرین هوازی فزاینده روی تردمیل به مدت 8هفته (5 روز در هفته) بود. در گروه مصرف کننده مکمل روی، به میزان 227 میلی گرم سولفات روی در 100میلی لیتر آب خوراکی محلول شده و آزادنه در دسترس حیوانات قرار گرفت. 48ساعت پس از آخرین جلسه تمرین، نمونه های خونی و بافتی جمع آوری شد و غلظت هورمون لپتین با استفاده از روش الایزا و میزان فعالیت آنزیم سوپر اکسید دیسموتاز با استفاده از روش اسپکتروفتومتری اندازه گیری شد. برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس یک طرفه و همبستگی پیرسون استفاده شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد پس از 8 هفته تمرین همراه با مصرف مکمل روی تفاوت معناداری در میزان فعالیت آنزیم سوپر اکسید دیسموتاز عضله اسکلتی در بین گروه ها وجود نداشت(05/0< .(Pاما میزان لپتین سرم و تغییرات وزن در گروه مصرف کننده مکمل روی و گروه تمرینی مصرف کننده مکمل روی نسبت به گروه کنترل به طور معناداری کمتر بود(05/0>P). در گروه کنترل و تمرین همبستگی معکوسی بین میزان لپتین سرم و میزان فعالیت آنزیم سوپراکسید دیسموتاز عضله وجود داشت(05/0>P).
     

    نتیجه گیری

    با توجه نتایج پژوهش شاید بتوان گفت مکمل روی در جهت کنترل وزن، کاهش لپتین و معکوس کردن همبستگی بین لپتین سرم و میزان فعالیت آنزیم سوپراکسیددیسموتاز عمل کرده است.

    کلیدواژگان: تمرین هوازی فزاینده، مکمل روی، سوپراکسید دیسموتاز، لپتین، موش صحرایی نر
  • الهام حویزی*، مهشاد کلانتری، کیاوش هوشمندی صفحات 1073-1086
    مقدمه وهدف
    تومورهای گلیوبلاستوما جزء تهاجمی ترین تومورهای مغزی با منشا بافت عصبی مغز می باشند. پایین بودن موفقیت های درمان این نوع تومورها، نیاز به جستجو برای راهکارهای جدید درمانی را توجیه می کند. شقایق کوهی به دلیل سرشار بودن از ترکیبات آلکالوئیدی به طور گسترده در صنعت داروسازی کاربرد دارد. در این مطالعه اثرات سمی عصاره هیدروالکلی شقایق کوهی بر رده سلول های سرطانی گلیوبلاستوما (C118) و همچنین بر نوروسفرهای غیرسرطانی عصبی (NCs) مورد بررسی قرار گرفت.
    روش بررسی
    ابتدا عصاره گیری از شقایق کوهی صورت گرفت. سلول های پیش ساز عصبی از کورتکس مغز جنین های موش سوری باردار  17روزه با روش هضم آنزیمی استحصال شد. سپس با غلظت های 100، 300، 500  و 1000 میکروگرم بر میلی لیتر شقایق کوهی، سلول ها در دو بازه زمانی 24 و 72 ساعت تیمار شدند. پس از تیمار بقاء سلول ها با روش فتومتریک MTT و مورفولوژی هسته سلول ها با  رنگ آمیزی فلوروسنت DAPI ارزیابی شد.
    یافته ها
    سلول های مورد آزمایش پس از تیمار با غلظت IC50 شقایق کوهی، دچار  تغییرات مورفولوژی شدند. ارزیابی بقای سلولی با روش MTT نشان داد که شقایق کوهی باعث کاهش معنی دار بقای سلول های C118 و همچنین نوروسفرهای عصبی (NCs)  در هر دو بازه زمانی 24 و 72 ساعت شد. شدت سمیت سلولی شقایق کوهی بر سلول های گلیوبلاستوما نسبت به نوروسفرهای عصبی بیشتر بود و اختلاف معناداری را نشان می دهد(05/0 P<). همچنین نتایج کمی بقای سلولی نشان داد که غلظت 300 و 500 میکروگرم بر میلی لیتر عصاره شقایق کوهی به ترتیب غلظت IC50  برای سلول های C118  و NCs بوده است.
     
    نتیجه گیری
    در نهایت می توان چنین نتیجه گرفت که فرآورده های طبیعی از جمله شقایق کوهی با خاصیت فارمولوژیک و بیوشیمیایی آنتی اکسیدانی و ضد التهابی خود و با توجه به اینکه اثرات جانبی کمتری بر سلول های غیرسرطانی دارند در نتیجه می توانند در درمان سرطان گلیوبلاستوما موثر باشد.
    کلیدواژگان: گلیوبلاستوما، شقایق کوهی، سلول پیش ساز عصبی، بقای سلولی
  • حمیدرضا فرپور، آزاده حاجی حسینی، ابراهیم مقیمی سارانی*، الهام نصرالهی، هادی رییسی شهرکی صفحات 1087-1098
    زمینه و هدف

    اختلال افسردگی اساسی از شایع ترین بیماری های روان پزشکی است. شواهدی وجود دارد که دستگاه نورآدرنرژیک در اختلال افسردگی نقش اساسی دارد. پاسخ سمپاتیک پوستی (SSR) برای بررسی سیستم اتونوم به کاربرده می شود. نوار عصب های متداول، الیاف ضخیم میلینه محیطی را بررسی می کنند ولی در SSR به بررسی الیاف نازک غیر میلینه می پردازیم. هدف از این مطالعه بررسی تست پوستی سمپاتیک در بیماران دچار اختلال افسردگی اساسی و گروه کنترل می باشد.

     
    روش بررسی 

    20 بیمار در گروه مورد (مبتلا به اختلال افسردگی اساسی)) 4 نفر مرد و  16 نفر زن) و 19 نفر در گروه شاهد (7 نفر مرد و 12 زن) با میانگین  سن به ترتیب 7/14  31/65  و 6/99 32/10 وارد مطالعه شدند. پاسخ سمپاتیک پوستی دست ها و پاها در هر دو سمت بدن در پاسخ به تحریک الکتریکی عصب مدیان و عصب تیبیال اندازه گیری شد. میانگین مقادیر تاخیر هدایت عصبی و نیز آمپلیتود موج بدست آمده مورد بررسی قرار گرفت.

    یافته ها

    افزایش آمپلتود موج بدست آمده از SSR دست راست و دست چپ گروه بیمار در مقایسه با گروه کنترل ارتباط آماری معناداری را داشته است.)0/05.(P.Value < . ارتباط آماری معناداری در آمپلتود اندام تحتانی بین گروه مورد و شاهد مشاهده نشد. همچنین در تاخیر هدایت عصبی ارتباط آماری معناداری مشاهده نشد.

    نتیجه گیری

    بر اساس نتایج حاصل از این مطالعه چنین استنباط می شود که افزایش آمپلتود پاسخ پوستی سمپاتیک اندام فوقانی می تواند در تشخیص و پیگیری بیماران مبتلا به اختلال افسردگی اساسی مفید باشد و بیانگر اختلال اتونوم میباشد.

    کلیدواژگان: اختلال افسردگی اساسی، آمپلیتود، تاخیر هدایت عصبی، سیستم عصبی اتونوم، پاسخ پوستی سمپاتیک، الکترودیاگنوز
  • شهلا نجفی، مژگان امیریان زاده*، رضا زارعی، عبادالله احمدی صفحات 1099-1115
    زمینه و هدف

    موفقیت دانشگاه ها  و موسسات آموزش عالی در دستیابی به اهداف و انتظارات آموزشی، مستلزم بهبود و تضمین کیفیت آموزش است. تحقیق حاضر با هدف توصیف مولفه های کیفیت عملکرد آموزشی  اعضای هیئت علمی انجام شده است.

    روش کار


    این مطالعه کیفی از نوع توصیفی اکتشافی بوده است. جمع آوری اطلاعات از طریق مصاحبه عمیق نیمه ساختارمند و تحلیل آنها بر اساس تحلیل مضمون انجام گرفته است .شرکت کنندگان کلیدی پژوهش اعضای هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی یاسوج بوده است که از بین آنها 18 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. ابتدا 2 سوال کلی در خصوص مولفه های کیفیت عملکرد آموزشی برای شروع مصاحبه مطرح می شد و بر اساس پاسخ شرکت کنندگان روند مصاحبه هدایت می شد. هر مصاحبه به طور متوسط بین یک ساعت و سی دقیقه تا دو ساعت طول می کشید و مکان انجام، اتاق کار اعضای هیئت علمی بود. مصاحبه ها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه داشت.

    نتایج

    ابتدا، تعداد 47 مورد از مضامین پایه استخراج شد. سپس براساس شباهت محتوا با ترکیب و تلخیص آنها به  14 مضمون سازمان دهنده تقلیل یافت. در نهایت این مضمونها، در چهارحیطه(مضامین فراگیر) شامل ارزشیابی آموزشی، برنامه ریزی آموزشی، ویژگیهای آموزشی و راهبردهای آموزشی قرار داده شد. جهت تایید صحت طبقات به دست آمده از نظر 30 نفر از اعضای هیئت علمی استفاده شد. در پایان مدل کیفی این عوامل طراحی گردید.

    نتیجه گیری

    بر اساس تحلیل کیفی، کیفیت عملکرد آموزشی اعضای هیئت علمی مفهوم چند بعدی است که عملکرد هر بعد با سایر ابعاد مرتبط می باشد و کیفیت عملکرد آموزشی اعضای هیئت علمی به عملکرد تمامی ابعاد و ارتباط بین مفاهیم آن بستگی درد.

    کلیدواژگان: کیفیت، آموزش، آموزش عالی، عملکرد
  • زهرا خویشوند، سید سجاد خرم روز، اصغر شریفی، سید عبدالمجید خسروانی*، سیده مرضیه طباطبایی، مهری حسینی صفحات 1116-1126
  • ابراهیم نعیمی، پرویز آقایایی برزآباد*، عباس یزدانپناه صفحات 1127-1139
    زمینه وهدف

    بر اساس تخمین مرگ و میر مادران توسط گروه  آژانس بین المللی سازمان ملل متحد ، تاکنون در تمام نقاط دنیا پیشرفت هایی در زمینه کاهش مرگ و میر مادران صورت گرفته است، اما به نظر می رسد سرعت این پیشرفت ها جهت دستیابی به اهداف توسعه هزاره مبنی بر کاهش آمار مرگ و میر مادران، ناکافی و کند بوده است.

    روش پژوهش

    مطالعه حاضر یک مطالعه توصیفی- تحلیلی می باشد، که در سال 1397 در استان کهگیلویه و بویراحمد بر روی ارائه دهندگان خدمات بهداشتی به مادران باردار صورت گرفت. ابزار مورد مطالعه پرسشنامه ساخته شده توسط محقق می باشد، که روایی و پایایی آن ارزیابی شده و مورد تایید می باشد. جمع آوری داده ها با استفاده از پرسشنامه های تهیه شده (شامل سوالات مرتبط با سازه ها و متغیرها) و به دو روش حضوری و الکترونیکی انجام گرفت.  اطلاعات جمع آوری شده به کمک نرم افزارهای آماریSPSS  و نرم افزار آماری مدل سازی معادلات ساختاری PLS Smart تجزیه و تحلیل شد. برای توصیف متغیرهای کمی از میانگین و انحراف معیار، و متغیرهای کیفی از فراوانی و درصد و  برای تحلیل داده ها از نرم افزار PLS به روش تحلیل مسیر و مدلسازی معادلات ساختاری و محاسبه ضرایب مسیر و مقادیر T  استفاده شد. مقدار p کمتر از 05/0  معنادار در نظر گرفته شد.

    یافته ها

    در مطالعه حاضر 400 نفر شرکت کرده بودند، که 70 درصد از آنها زن و بقیه مرد بودند. بیشتر شرکت کنندگان 5/51 درصد 25 تا 35 سال سن داشتند. در این مطالعه اثر سازه های محتویات بسته مراقبت ها، منابع انسانی مراقبت ها، منابع مالی مراقبت ها ، تسهیلات و تجهیزات مراقبت ها، مدیریت تدارک خدمات مراقبت ها ، سیستم فناوری آمار و اطلاعات و مانیتورینگ بر روی مدیریت مراقبت های بهداشتی دوران بارداری مورد سنجش قرار گرفت که همه سازه ها به غیر از سازه منابع انسانی مراقبت ها بر روی مدیریت مراقبت های بهداشتی دوران بارداری اثر معناداری داشتند. سازه های مدیریت تدارک خدمات مراقبت ها و منابع انسانی مراقبت ها به ترتیب بیشترین و کمترین اثر را روی مدیریت مراقبت های بهداشتی دوران بارداری داشتند.

    نتیجه گیری

    مدیران استان کهگیلویه وبویراحمد باید بر سازه هایی تمرکز کنند که اثر آنها روی مدیریت مراقبت های بهداشتی دوران بارداری بیشتر است. نتایج نشان می دهد که به سازه مدیریت تدارک خدمات مراقبت از بین بقیه سازه ها باید بیشتر توجه کرد.

    کلیدواژگان: الگو مدیریت مراقبت های بهداشتی، دوران بارداری، ارزیابی اثرات سازه ها
  • محمد فلاح*، برهان شیرین گفتار، امیرحسین مقصود، محمد متینی صفحات 1140-1153
    زمینه و هدف

    کیست هیداتیک  از مهم ترین بیماری های انگلی مشترک انسان و دام و شایع در جهان و ایران است و از  جنبه بهداشتی و اقتصادی حائز اهمیت می باشد. آشنایی با آخرین وضعیت شیوع بیماری و فاکتورهای دخیل در آن برای برنامه ریزان و مسئولین بهداشتی هر منطقه ضروری است. هدف مطالعه حاضر تعیین شیوع کیست هیداتیک در دام های کشتار شده شهر سرپل ذهاب و سرواپیدمیولوژی کیست هیداتیک انسانی در این شهر  بود.  

    روش بررسی

    لاشه 3000 راس دام، شامل 1000 راس از هریک از دام های گاو، گوسفند و بز در کشتارگاه سرپل بررسی  و وجود کیست در احشاء حیوانات ثبت و کیست ها از نظر تعداد، اندازه، باروری، عفونی بودن، و... بررسی شد. همچنین  736 نمونه خون از مراجعین مراکز بهداشتی درمانی جمع آوری  و با روش الایزا مورد آزمایش قرار گرفت. یافته ها در انسانها برحسب اطلاعات دموگرافیک شامل سن ، جنس،، شغل، سابقه تماس با سگ و محل سکونت و در دامها مشخصات عمومی آنها تجزیه و تحلیل شد.

    یافته های پژوهش

    جمعا 8 نفر (1/1%) از مراجعین، مردان 5 نفر (5/62 %) و زنان 3 نفر (5/37 %) از نظر آنتی بادی ضد کیست هیداتیک  مثبت بودند. بین موارد مثبت و محل سکونت، میزان تحصیلات، جنس و سابقه تماس مستمر با سگ ارتباط معنی دار آماری مشاهده نشد. شیوع کیست هیداتیک  در کل دام ها 7/8 %  و در گوسفندان 8/18%  ، گاوان 5/4 % و  بزها 8/2 %  بود. . بین میزان آلودگی در گوسفند، گاو و بز اختلاف آماری معنی دار مشاهده شد(05/0>P). ازنظر جنس 6/53 % دامهای آلوده ماده و4/46 %  نر بودند که این اختلاف از نظر آماری معنی دار بود(05/0>P). ازنظر عضو  04/84 % کیستها درکبد گوسفند، 7/86 % گاو و 3/89 بز تعیین گردید.

     نتیجه گیری

    شیوع کیست هیداتیک انسانی از بیشتر مناطق ایران پایین تر لکن شیوع  آن در دام ها نسبتا بالا است.

    کلیدواژگان: کیست هیداتیک، سرواپیدمیولوژی، انسان، دام، ایران
  • ارسلان جمشیدی*، محسن نغماچی، قاسم انصاری، سهیلا رضایی صفحات 1153-1164
    مقدمه

    هوا در محیط های بسته شامل انواع گسترده ای از بیوآئروسل هاست. وجود بیوآئروسل ها در هوای تنفسی، می تواند سلامت انسان را تحت تاثیر قرار دهد. انتقال بیوآئروسل ها ممکن است عفونت های بیمارستانی را به وجود آورد که تمام جنبه های بهداشتی، اقتصادی واجتماعی زندگی فرد را تحت تاثیر قرار می دهد. بنابراین در این مطالعه به بررسی تراکم و نوع بیوآئروسل های موجود در هوای  بیمارستان امام سجاد(ع) یاسوج پرداخته شده است.

    مواد و روش ها

    مطالعه حاضر، مطالعه توصیفی- مقطعی است که در 4 بخش در طبقات مختلف بیمارستان امام سجاد (ع)  یاسوج صورت پذیرفت. 240 نمونه با استفاده از روش نمونه برداری فعال از طریق پمپ نمونه بردار Quick take 30 و با دبی L/min .28.3  برای مدت زمان 2 دقیقه به مدت 4 ماه متوالی از اول مرداد ماه تا آخر آبان 1394 روی محیط کشت تریپتیک سوی آگار و سابروزدکستروز آگار به ترتیب برای باکتریها و قارچ ها جمع آوری گردید. نمونه ها به مدت 48 ساعت در انکوباتور در دمای 37 درجه سانتیگراد برای محیط کشت باکتریایی و 70 تا 120 ساعت در انکوباتور در دمای 25-27 درجه سانتیگراد برای قارچ ها قرار گرفت و بعد از سپری شدن این مدت، شمارش و نوع کلنی ها مشخص گردید و در نهایت تراکم  برحسب m3/CFU گزارش شد.

    یافته ها

    در بیمارستان امام سجاد (ع) یاسوج باکتری های استافیلوکوکوس (٪76/57)، باسیلوس (٪79/36) ، نوکاردیا (٪23/4) ، میکروکوکوس (٪68/0)،استرپتوکوکوس (٪38/0) ،کورینه باکتریوم (٪ 12/0) و آنتروکوک (٪04/0) مشاهده شده است که به ترتیب بیشترین تا کمترین درصد فراوانی را به خود اختصاص داده است. بیشترین تا کمترین قارچ های مشاهده شده در بیمارستان امام سجاد (ع) یاسوج و درصد فراوانی آنها به ترتیب رایزوپوس (٪71/39)، پنیسیلیوم (٪47/32) ، مخمر(٪57/18)، آلترناریا(٪69/3)، آسکویولاریوسیس(٪ 67/0)، کلادوسپوریوم (٪43/0) و ترایکوفایگوم (٪23/0) بوده است. بیشترین آلودگی، از نوع آلودگی باکتریایی، در بخش post- partom  به مقدار m3/CFU 14. 531 وکمترین آلودگی نیز برای بخش post- partom از نوع بیوآئروسل های قارچی به مقدار m3/CFU  47. 114 بوده است. میانگین آلودگی هوای بخش های مورد مطالعه برای بیوآئروسل های باکتریایی و قارچی به ترتیب m3/ CFU24 و 78. 125 بوده است،.

    نتیجه گیری

    براساس یافته های به دست آمده کیفیت میکروبی هوای بیمارستان امام سجاد مطلوب نمی باشد. تراکم زیاد افراد اعم از بیماران، پرسنل بیمارستان و همراهان بیمار در بخش ها، عدم وجود سیستم تهویه مناسب در بیمارستان می تواند تراکم بیوآئروسل ها در بیمارستان را تحت تاثیر قرار دهد. تهویه مناسب با استفاده از سیستم های تهویه منطبق با استانداردهای جهانی می تواند در بهبود کیفیت میروبی هوای بیمارستان موثر باشد. بنابراین پیشنهاد میگردد توجه به کیفیت هوای بیمارستان و استفاده از تهویه مناسب در دستور کار بیمارستان قرار گیرد.

    کلیدواژگان: کیفیت میکروبی هوا، بیوآئروسل، باکتری، قارچ، بیمارستان امام سجاد (ع)، یاسوج
  • پریسا رنجگر*، عبدالله شفیع آبادی، آسیه شریعتمدار صفحات 1165-1179
    زمینه و هدف

    کم شنوایی کودکان یکی از ناتوانی هایی است که پیامدهای روانشناختی نامطلوبی برای کودک و والدین او به همراه دارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر آموزش گروهی مبتنی بر رابطه درمانی والد-کودک به مادران بر کاهش احساس تنهایی دختران کم شنوا انجام شد.

    مواد و روش ها

    مطالعه حاضر پژوهشی کاربردی از نوع نیمه آزمایشی و با بهره گیری از طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه این پژوهش، دانش آموزان دختر کم شنوا مقطع ابتدایی مدرسه ناشنوایان باغچه بان 2 شهر تهران در سال 1394 بودند. نمونه 16 نفر دانش آموز کم شنوا بودند که به شیوه در دسترس انتخاب و با گمارش تصادفی در دو گروه 8 نفره آزمایش و کنترل قرار گرفتند. قبل و بعد از مداخله دانش آموزان هر دو گروه توسط مقیاس احساس تنهایی آشر و همکاران (1984) مورد ارزیابی قرار گرفتند. آموزش مبتنی بر رابطه درمانی والد-کودک در 10 جلسه دو ساعته برای مادران دانش آموران گروه آزمایش ارایه شد، در حالیکه که مادران دانش آموزان گروه کنترل تا پایان مرحله پس آزمون، بسته آموزشی را دریافت ننمودند. داده ها توسط آزمون تحلیل کوواریانس تک متغیری در نرم افزار SPSS20 تحلیل شدند.

    یافته ها

    نتایج تحلیل کوواریانس حاکی از آن بود که آموزش گروهی مبتنی بر رابطه درمانی والد-کودک به مادران بر کاهش احساس تنهایی در دختران کم شنوای گروه تحت مداخله موثر بوده است.

    نتیجه گیری

    آموزش مبتنی بر رابطه درمانی والد-کودک یک روش مفید و اقتصادی برای کاهش مشکلات و ارتقاء کیفیت رابطه والد- کودک است و می تواند به عنوان یک روش توانبخشی مبتنی بر خانواده به کار گرفته شود.

    کلیدواژگان: رابطه درمانی والد-کودک، احساس تنهایی، کم شنوایی، آموزش گروهی
|
  • Raham Armand, Mohhamad Kazem Koohi*, Goudarz Sadeghi Hashjin, Soghra Hesam Pages 1028-1038

    Background &

    aim

    Resistance to β-lactam antibiotics in the clinical isolates, in most cases is caused by βlactamase enzymes. In recent years, The incidence of broad-spectrum β-lactamase enzymes (ESBLs) among clinical isolates especially E.coli is greatly increased, since the β-lactamase have several subfamilies, using universal primers designed to detect the following complete families could be useful. β-lactamase producing enzymes (ESBLs) of E. coli has created many problems for patients. β-lactamase CTX-M-1 gene is the cause of resistance. The aim of this study was to evaluate CTX-M-1gene in E.coli.

    Methods

    In this practical study, susceptibility of isolated bacteria to 13 antibiotics were indicated by disk diffusion method according to CLSI guidelines and strains were analyzed for the presence of widespread βlactamase enzymes via two-disc synergy method. Thus، the prevalence of CTX-M1 ESBL gene samples were determined using PCR and the data were analyzed using ANOVA.

    Results

    A total of 200 isolates of E.coli were isolated. The presence of CTX-M-1 gene were also isolated using the PCR method. From 200 strains studied, 62 (31%), of strains produced ESBL. After PCR processing of 62 produced ESBL, 43 isolates (69.4%) were identified as CTX-M-1 genes. Also, antibiotic susceptibility test showed the highest percentage of resistance to Cotrimoxazole antibiotic (50%) and the lowest antibiotic resistance to imipenem (0%).

    Conclusion

    The results of this study showed the high percentage of β-lactamase resistance among of E.coli strains. This is a serious public hazard that should be pointed out to measures for preventing this hazard. Considering the sensitivity of the studied beta-lactam resistant isolates and isolates in Iran to imipenem, a carbapenem with a non-beta-lactam antibiotic is recommended for the treatment of nosocomial infections caused by these strains

    Keywords: active avoidance, Lead, learning
  • Nahid Azarmehr, Fatemeh Bardestani, Amir Hossein Doustimotlagh* Pages 1039-1053
    Aims

    Cholestasis is a type of liver disease due to structural damage and dysfunction of hepatobiliary system which at first, results in accumulation of bile acids and other toxins in plasma and hepatic tissue. The aim of the current study was to investigate the possible hepatoprotective effects of rosmarinic acid against oxidative stress and liver injury in bile duct ligation (BDL)- induced cholestatic rats.

    Methods

    Twenty-four male Wistar rats (200± 250 g) were randomly divided into three groups; sham- control (N=6), cholestatic (N=9), cholestatic + rosmarinic acid at dose of 20 mg/kg/day (N=9). Biochemical tests (including aspartate amino transferase, AST; alanine amino transferase, ALT; alkaline phosphatase, ALP), oxidative stress markers (such as protein carbonyl, PCO; total thiol, TSH and ferric reducing antioxidant capacity; FRAP) and antioxidant enzymes (including catalase, CAT; super oxide dismutase, SOD; and glutathione peroxidase, GPx) activity were estimated. Also, hematoxylin and eosin staining were determined in the hepatic tissue.

    Results

    There was a significant increase in AST, ALT, ALP and CAT activity, as well as plasma PCO and FRAP level in cholestatic group as compared to sham- control rats, while the level of TSH, FRAP and GPX in hepatic tissue significantly decreased (P <0.05). Administration of the rosmarinic acid in the cholestatic group significantly decreased activity of ALT and ALP, however it had no a significant effect on oxidative stress markers. As determined by hematoxylin and eosin staining, BDL considerably induced the liver necrosis which markedly alleviated by rosmarinic acid.

    Conclusions

    In summary our result showed that rosmarinic acid administration attenuated liver damage in BDL rats by decreasing common biochemical tests such as ALT, ALP activity and histopathological indexes.

    Keywords: Liver, Cholestasis, Bile duct ligation, Rosmarinic acid
  • Aghaali Ghasemnian*, Zohreh Zeighami, Samaneh Hadi Pages 1054-1072
    Background & Objective

    The purpose of study, was to investigate the effect of 8weeks incremental aerobic training with zinc supplementation on muscular enzymatic activity of superoxide dismutase and serum leptine in wistar rats.

    Materials & Methods

    32 Wistar rats, randomly divided into 4groups (control, training, training +zinc and zinc). The training protocol consisted of running on treadmill for 8 weeks (5day/week). In the zinc supplement groups, 227 mg of zinc sulfate were used per liter of water and was freely available for the rats. Then, 48 hours after the last exercise session, blood and tissue samples were collected and the concentration of leptin hormone was measured by ELISA method and the amount of enzyme activity of super-oxide dismutase in the muscle was measured by spectrophotometric method. Data were analyzed using one-wayANOVA and and Pearson Correlation test.

    Results

    The results showed that after 8 weeks of exercise training with zinc supplementation there was no significant difference in muscular enzymatic activity of superoxide dismutase Between groups(P> 0.05). but, serum leptin levels and weight change in the zinc supplementation group and exercise with zinc supplementation group were significantly lower than control group(P <0.05). in the control group and exercise training group, there was inverse correlation between serum leptin and muscular enzymatic activity of superoxide dismutase(P> 0.05)
    Discussion and

    conclusion

    Considering the results, it can be said zinc supplementation could be used to weight control, reduce leptin and reverse the correlation between serum leptin and Muscular Enzymatic activity of superoxide dismutase.

    Keywords: incremental aerobic training, zinc supplementation, superoxide dismutase, leptine, male wistar rat
  • Elham Hoveizi*, Mahshad Kalantari, Kiavash Hoshmandi Pages 1073-1086
    Background and aim
    Glioblastoma tumors are the most invasive brain tumors with the origin of neural tissue in the brain. Because of the low success rate of treatment for this type of tumor, the need for a search for new therapies is justified. Glacium flavum is widely used in the pharmaceutical industry due to its richness in alkaloids. In this study, the toxic effects of hydroalcoholic extract of Glacium flavum on glioblastoma cell line (C118) and neuronal neurosphere (NCs) were investigated.
    Methods
    First, The extract of Glacium flavum has been distilled. Neuronal precursor cells from cortex of 17-day-old pregnant mouse fetus were extracted by enzymatic digestion. Then, at concentrations of 100, 300, 500 and 1000 µg/ml of Glacium flavum, the cells were treated at 24 and 72 hours intervals. After treatment, the viability of the cells was evaluated by MTT method and morphology of the cells by DAPI staining.
    Results
    The experimented cells were morphologically modified after treatment with Ic50 concentration of Glacium flavum. The evaluation of cell viability by MTT showed that Glacium flavum significantly reduced the viability of C118 cells as well as neurosphere (NCs) in both 72 and 24 hours intervals. The severity of Glacium flavum cytotoxicity on glioblastoma cells was higher than neurospheres and showed a significant difference (P <0.05). Also, the quantitative results of the cell viability indicated that concentrations of 300 and 500 µg/ml of the extract of Glacium flavum has been as the IC50 concentration for C118 cells and NCs respectively.

    Conclusion
    Finally, it can be concluded that natural products such as Glacium flavum with its antioxidant and anti-inflammatory pharmacological and biochemical properties and as regards it has less site effects on non-cancerous cells so, can be effective in treating glioblastoma tumors.
    Keywords: Glioblastoma, Glacium flavum, Neuronal precursor cell, Cell viabillity
  • Hamid Reza Farpour, Azade Hajihosseini, Ebrahim Moghimi Sarani*, Elham Nasrolahi, Hadi Raeisi Shahraki Pages 1087-1098
    Introduction

    Major depressive disorder (MDD) is one of the most prevalent diseases of psychiatry. There is evidence that suggests the autonomic nervous system plays a role in depression. Sympathetic Skin Response (SSR) is used to evaluate the autonomic system. Nerve Conduction Study (NCS) evaluates peripheral thick myelinated fibers. In SSR we evaluate thin unmyelinated fibers. The purpose of this study is evaluation of Sympathetic Skin Response in patients with MDD and control group.

    Materials and Methods

    The case group include 20 patients (16 women and 4 men), suffering from MDD and control group include 19 subjects (12 women and 7 men) with mean age of 7.8431.65 and 6.99 32.10. Bilateral palmar and plantar latency and amplitude of SSR were recorded in response to Median and Tibial nerve electrical stimulation.
     

    Results

    The data received from this study showed an increase in SSR amplitude in the case group compared to the controlled group in the upper extremities. In the lower extremities difference in SSR amplitude was not observed. There was no difference in SSR latencies between the case and control group.
     

    Conclusion

    The results of this study may suggests that an increase in SSR amplitude in upper extremities can be useful in diagnosis and follow up of patients suffering from MDD and it indicates autonomic nervous system dysfunction in these people.

    Keywords: Major Depression Disorder, Amplitude, Latency, Autonomic nervous system, Sympathetic Skin Response, electrodiagnosis
  • Shahla Najafi Pages 1099-1115
    Background and Purpose

    The success of universities and higher education institutions in achieving their educational goals and expectations requires improving and ensuring the quality of education. The purpose of this study was to describe the quality components of educational performance of faculty members.

    Methods

    This is a qualitative exploratory descriptive study. Data collection was done through in-depth semi-structured interviews and their analysis was based on thematic analysis. The key research participants were faculty members of Yasuj University of Medical Sciences out of which 18 were selected through purposeful sampling. Initially, two general questions about the quality of educational performance components were asked to start the interview and were guided by the participants' responses to the interview process. Each interview lasted between one hour and thirty minutes to two hours on average, and the place of work was the faculty room. Interviews continued until theoretical saturation.

    Results

    Initially, 47 cases were extracted from the basic themes. Then it was reduced to 14 organizing themes based on their similarity and composition. Finally, these themes were categorized into four areas (inclusive themes) including educational evaluation, educational planning, educational features and educational strategies. Thirty faculty members were used to confirm the accuracy of the obtained classes. At the end of the qualitative model, these factors were designed.

    Conclusion

    According to qualitative analysis, the quality of faculty members 'educational performance is a multidimensional concept that each dimension's performance is related to other dimensions, and the quality of faculty members' educational performance depends on the performance of all dimensions and the relationship between its concepts.

    Keywords: Quality components, Education, Higher Education, Performance
  • Z Khishvan, S Khoram Rooz, A Sharifi, AM Khosravani*, S.M Tabatabaei Pages 1116-1126
    Background & aim

    Resistance to β-lactam antibiotics in the clinical isolates, in most cases is caused by βlactamase enzymes. In recent years, The incidence of broad-spectrum β-lactamase enzymes (ESBLs) among clinical isolates especially E.coli is greatly increased, since the β-lactamase have several subfamilies, using universal primers designed to detect the following complete families could be useful. β-lactamase producing enzymes (ESBLs) of E. coli has created many problems for patients. β-lactamase CTX-M-1 gene is the cause of resistance. The aim of this study was to evaluate CTX-M-1gene in E.coli.

    Methods

    In this practical study, susceptibility of isolated bacteria to 13 antibiotics were indicated by disk diffusion method according to CLSI guidelines and strains were analyzed for the presence of widespread βlactamase enzymes via two-disc synergy method. Thus، the prevalence of CTX-M1 ESBL gene samples were determined using PCR and the data were analyzed using ANOVA.

    Results

    A total of 200 isolates of E.coli were isolated. The presence of CTX-M-1 gene were also isolated using the PCR method. From 200 strains studied, 62 (31%), of strains produced ESBL. After PCR processing of 62 produced ESBL, 43 isolates (69.4%) were identified as CTX-M-1 genes. Also, antibiotic susceptibility test showed the highest percentage of resistance to Cotrimoxazole antibiotic (50%) and the lowest antibiotic resistance to imipenem (0%).

    Conclusion

    The results of this study showed the high percentage of β-lactamase resistance among of E.coli strains. This is a serious public hazard that should be pointed out to measures for preventing this hazard. Considering the sensitivity of the studied beta-lactam resistant isolates and isolates in Iran to imipenem, a carbapenem with a non-beta-lactam antibiotic is recommended for the treatment of nosocomial infections caused by these strains

    Keywords: E.coli, ESBL, PCR, CTXM1
  • Abbas Yazdanpanah Pages 1127-1139
    Background

    Pregnancy and childbirth are the main causes of death, illness and disability in women of childbearing age in most developing countries. International Agency for the Study of Mothers' Mortality estimates that there has been progress in reducing maternal mortality all over the world, but the pace of these improvements seems to be inadequate and slow to reach the Millennium Development Goals for reducing maternal mortality rates.

    Materials and method

    The present study was a descriptive-analytic research carried out on administrators of provincial health networks, experts in family health centers, health care providers and midwives of health centers in the city of Yasuj in 2018. The participants of the study included 400 people (70% females, and 30% males). Most (51.5%) of participants had 25 to 35 years of age. A researcher-made questionnaire was used to collect data, whose validity and reliability were evaluated and approved. In order to collect data, prepared questionnaires (including questions related to constructs and variables) were distributed randomly among 420 people both in-person and electronically. In-person questionnaires were filled out completely by the participants and the electronic questionnaires were randomly sent to the interviewees. 20 questionnaires were removed from the study due to incomplete information. The collected data were analyzed by SPSS and PLS Smart softwares. Mean and standard deviation were used in order to describe quantitative variables and frequency and percentage were used for qualitative variables. PLS software was used for data analysis through path analysis, structural equation modeling, calculating path coefficients and T values (p< 0.05).

    Findings

    This study assessed the effect of structures of care package contents, care human resources, care financial resources, care facilities and eqiupments, care provision management, the IT information monitoring system on management of prenatal care. Results indicated that ,apart from the human resources management structure, all structures had a significant effect on the management of prenatal care. Care management and human resource management and services management structures had the most and least effect on prenatal care management, respectively.

    Conclusion

    Authorities of Kohgiluyeh and Boiyorahmad Province should focus on structures having more impact on the management of prenatal care. Also, results indicated that the health care services management should be given more attention among the remaining structures.

    Keywords: Pattern of Health Care Management, Pregnancy Period, Structural Impact Assessment
  • Mohammad Fallah*, Borhan Shiringoftar, Amir Hossein Maghsood, Mohammad Matini Pages 1140-1153
    Background and Objective

    Hydatid cyst is one of the most common parasitic diseases of humans and livestock, which is caused by the larval stages of the Echinococcus granulosus parasite. The disease is present in all parts of the world, including Iran, and it is important for health and economics. Therefore, the aim of this study was to investigate the prevalence of hydatid cyst in the slaughtered livestock in Sarpol Zahab and sero-epidemiology of human hydatidosis in this city in 2018.
    Materials &

    Methods

      In this descriptive- cross sectional study, a total of 1000 cattle: 1000 sheep and 1000 goat were slaughtered in Sarpol-e Zahab city in Kermanshah Province. Hydatid cyst organs were evaluated macroscopically, physical examination and cutting, as well as completing the questionnaire. Also, 736 blood samples were collected from people referring to the health centers of Sarpol Zahab city. Demographic data including age, sex, and occupation, history of contact with the dog and area of living were collected by questionnaires. Samples were examined by ELISA method after transfer to laboratory. Data were analyzed using SPSS software and chi-square test.

    Results

    Anti-Ecchinococcus granulosus IgG was detected in 8(1/1%) out of 736 sera including 5(62.5%) males and 3(37.5%) females. There was no significant relationship between serum positive and area of living, educational level, gender and contact with the dog. The prevalence of hydatid cysts in livestock was 261(8.7%). The infection rate of hydatid cysts in sheep, cattle were 188 (18.8%), 45(4.5%), and 28 (2.8%) respectively. There was a significant difference between the infection rate in sheep with goat and cattle (P <0.05). The prevalence of hydatid cyst in female livestock was 53.6% and in males was 4.7%, which was statistically significant (P <0.05). The prevalence of hydatid cyst in the liver of sheep, cattle and goats was 84.04%, 86.7% and 89.3%, respectively.

    Conclusion

    The Present study shows lower prevalence of hydatid cyst in Sarpol Zahab compared with those reported in other parts of the country. Therefore, it seems that health measures and raising awareness of people play a major role in reducing of human hydatid cyst. On the other hand, the prevalence of hydatid cyst in the livestock is relatively high. Therefore, disrupting the life cycle of the parasite between the final and intermediate host by controlling stray dogs and proper eliminating the offal seems to be necessary in controlling hydatid cyst.

    Keywords: Hydatid cyst, sero-epidemiology, Human, Livestock, Iran
  • Arsalan Jamshidi*, Mohsen Naghmachi Pages 1153-1164


    The effect of polluted air on human health and survival is undeniable. Bioaerosols in the breathing air, can affect human health in different ways. Bioaerosol are particles transported by air and include bacteria, fungi, viruses and other substances. Bioaerosols may cause nosocomial infections that affect all hygienic, economic and social aspects of the individuals. Given that hospital infections are associated with the type and concentration of bioaerosols, thus in this study, density and type of bioaerosols in the indoor-air are studied in Imam Sajjad Hospital, Yasuj.
     

    Materials and Methods

    This study is a descriptive and cross-sectional study conducted in four wards of Imam Sajjad Hospital in Yasuj. 240 samples using the instruction NIOSHA by Anderson with a flow of 28/3 L / min for 2 minutes during four months were collected and examined. The culture medium was   tryptic agar and dextrose agar. samples were kept for 48 h in incubator in 30 ° temperature for bacterial culture and    70 h to 120h in incubator for fungi were incubated at 25-27 degrees. Then the concentration rates were reported based on CFU/ m3  for each bioaerosols.
     
     

    Findings

    The maximum rate of bacterial contamination, observed in the post- partum ward with the amount of 531.14 CFU/ m3 and the minimum rate of the contamination detected for fungal bioaerosols at the post- partum with the amount of 114.47  CFU/ m3  .  The average of total arerosols contamination for bacterial and fungal bioaerosols for all 4 studied wards were 125.78 and 24 CFU/m3 respectively, which can be well observed that fungal bioaerosols average showed lower than the bacterial bioaerosols. According to the results, there has been a significant relationship between concentration of bioaerosols and temperature variables, number of patients in the room during the week. The value of different bacteria were (% 76 / 57) for Aureus, (% 79/36) for Bacillus, Nocardia (% 23/4), Micrococcus (68% / 0), Streptococcus (38% / 0), Corynebacterium (% 12/0) and enterococci (04% / 0). The range of highest to  lowest amount  of fungi found in hospitals were Rhizopus% (71/39), Penicillium (% 47/32), yeast (57% / 18), Alternaria (% 69/3), ... and Traycco Faygom (% 23/0), respectively.
     

    Conclusion

    Based on obtained results, the concentration of bioaerosols in various wards of hospital was higher than the standard range and WHO guidelines. Therefore, according to this results, proper ventilation, air purification, people entry restricting, using absorbents, temperature and humidity control have been recommended due to suppling indoor air in the good quality in different parts of the hospital.

    Keywords: air pollution, bioaerosol, Emam Sajad hospital
  • Parisa Ranjgar*, Abdollah Shafiabadi, Asiye Shariatmadar Pages 1165-1179
    Background and Aim

    Hearing impairment of children is one of the disabilities that are accompanied by unpleasant psychological consequences for the child and his/her parents. The present research was conducted by the aim of investigating the effect of group training based on parent-child relationship therapy (CPRT) for mothers on reducing feeling of loneliness among girls with hearing impairment.

    Material and Methods

    The present study was an applied research type which was conducted by semi-experimental method with pretest-posttest with control group design. The research population included all the girl students with hearing impairment in Baghcheh-Ban 2 primary school for the deaf in Tehran in 2015. The sample included 16 students with hearing impairment who were selected via available sampling method and were assigned into two eight-subject groups of experiment and control by random assignment method. before and after the intervention, the students of both groups were assessed by Asher and colleagues’ loneliness scale (1986). Group training based on parent-child relationship therapy was delivered to mothers of the students of the experiment group in 10 2-hour session while the mothers of the students in the control group didn’t receive the training package until the end of the posttest phase. The data were analyzed through univariate analysis of covariance in SPSSv20.

    Results

    Results of the covariance analysis indicated that group training based on parent-child relationship therapy for mothers has been effective in reducing loneliness among girls with hearing impairment in the experiment group.

    Conclusion

    Group training based on parent-child relationship therapy is an economic and helpful method for reducing problems and enhancing the quality of the parent-child relationship and it can be used as a family-based rehabilitation method.

    Keywords: Parent-Child Relationship Therapy, Loneliness, Hearing Impairment, Group Training