فهرست مطالب

  • سال پنجاهم شماره 2 (پاییز و زمستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/12/01
  • تعداد عناوین: 12
|
  • علیرضا بلندنظر*، محمد قدمیاری، محمدرضا معمارزاده، جلال جلالی سندی، مریم ذولفقاری صفحات 143-158
    برخی اسانس ها و عصاره های گیاهی دارای خواص حشره کشی مطلوبی علیه سفیدبالک پنبه می باشند. در این مطالعه سمیت اسانس های رزماری، نعناع فلفلی، اکالیپتوس و عصاره آویشن باغی فرموله شده به صورت جداگانه در تویین80 و به شکل نانوامولسیون روی پوره های سن دو سفیدبالک پنبه بررسی گردید. آزمون های زیست سنجی به روش غوطه ورسازی برگ های حاوی پوره سن دو انجام و مقادیر LC50 تخمین زده شد. مقادیر LC50  اسانس های رزماری، نعناع فلفلی، اکالیپتوس و عصاره آویشن باغی در تویین80 به ترتیب 4198، 3925، 4312، 9626 و میزان LC50   نانوامولسیون اینترکیبات به ترتیب 2759، 2987، 3189، 5659 میلی لیتر بر لیتر به دست آمد. نتایج نشان داد که نانوامولسیون اسانس های رزماری و نعناع فلفلی بیشترین سمیت را روی پوره های مذکور دارند. همچنین در این تحقیق اثرات مخلوط اسانس ها و عصاره گیاهی فرموله شده روی برخی تغییرات بیوشیمیایی و آنزیمی سفیدبالک پنبه در حشرات تیمارشده با غلظت LC50 تیمار T1 (امولسیون ترکیب شده از سه اسانس و عصاره فوق)، تیمار T2 (امولسیون بر پایه عصاره آویشن باغی) و تیمار T3 (امولسیون ترکیب شده از سه اسانس فوق) اندازه گیری شد. نتایج نشان داد که فعالیت آنزیم های استرازی و گلوتاتیون اس- ترانسفرازی تحت تاثیر تیمارهای T1، T2 وT3  افزایش یافت؛ درصورتی که میزان فعالیت آنزیم استیل کولین استراز تغییر معنی داری را نشان نداد. میزان ذخایر انرژی (چربی، کربوهیدرات و پروتئین کل) در تیمار T1 وT3  نسبت به تیمار T2 و شاهد، کاهش معنی داری داشتند؛ هرچند که میزان گلیکوژن کل تغییر معنی داری را بین تیمارها و شاهد نشان نداد. بنابراین تیمارهای T1  و T3، با القای سم زدایی در برخی از آنزیم های سم زدا و کاهش بعضی از ذخایر انرژی، اثر بیشتری را روی پارامترهای بیوشیمیایی پوره های سن دو سفیدبالک پنبه نشان می دهند.
    کلیدواژگان: آنزیم، اسانس، نانوامولسیون، حشره کش گیاهی، سفیدبالک پنبه
  • سونیا سیفی، کیوان بهبودی*، روح الله شریفی، جیمز شپلیگ صفحات 159-175
    باکتری Bacillus velezensis یکی از عوامل پروبیوتیک گیاهی می باشد که اخیرا به عنوان یکی از ابزار های قوی بیوکنترل مورد توجه قرار گرفته است. هدف از این پژوهش معرفی و بررسی برخی از خصوصیات باکتری B. velezensis می باشد که از ریزوسفر گوجه فرنگی شهرستان کرمانشاه جداسازی شد. در این پژوهش باکتری B. velezensis به ترتیب موجب افزایش 86/78، 87/56 و 83/45 درصدی طول شاخساره، طول ریشه و وزن خشک گیاه گوجه فرنگی در گلخانه و درصد جوانه زنی و شاخص بنیه بذر در شرایط آزمایشگاهی گردید. علاوه بر این، برخی از خصوصیات پروبیوتیکی این جدایه از جمله تولید سیدورفور، سیانید هیدروژن و اندول استیک اسید در آزمایشگاه مورد ارزیابی قرار گرفتند. اثر بازدارندگی این سویه روی قارچ Fusarium oxysporum f. sp. lycopersici به روش کشت متقابل و ترکیبات فرار ضدقارچی به ترتیب به میزان 83 و 58 درصد بود. در بررسی های گلخانه ای نیز باعث کاهش بروز 5/87 درصدی علائم بیماری گردید. در نهایت ژنوم کامل باکتری با استفاده از تکنولوژی ایلومینا تعیین توالی گردید. سپس در پایگاه RAST مکان های ژنومی و توالی های رمزگردان مشخص گردیده و در پایگاه NCBI با توالی های موجود مقایسه شد. نتایج نشان داد که این جدایه با احتمال 100 درصد متعلق به گونه B. velezensis است. اندازه ژنوم این جدایه 4132868 جفت باز و شامل 4329 توالی رمزگردان می باشد. این تحقیق اثباتی بر معرفی گونه B. velezensis به عنوان باکتری پروبیوتیک گیاهی است.
    کلیدواژگان: پژمردگی فوزاریومی گوجه فرنگی، کنترل بیولوژیک، ‏Bacillus velezensis
  • متانت نجفی، احمد حیدری*، محمد رضا تاجبخش، حسین نوری صفحات 177-185
    آب به عنوان حامل مهم در محلول پاشی آفت کش ها مورد استفاده قرار می گیرد. خصوصیات فیزیکی و شیمیایی آب می تواند بر شاخص های کنترل کیفی و کارایی انواع آفت کش ها موثر باشد. بر این اساس بررسی خصوصیات آب مناطق مختلف کشور و تاثیر آن بر کیفیت محلول های سمی بسیار ضروری است. در این تحقیق یازده نمونه آب از استان های مازندران، فارس، اصفهان، مرکزی، گیلان، قزوین، کرمان (از دو منطقه)، خراسان رضوی، یزد و تهران جمع آوری شد و تاثیر خصوصیاتی مانند سختی، pH و هدایت الکتریکی آنها بر شاخص های پایداری فرمولاسیون های دو حشره کش کلرپایریفوس و ایمیداکلوپراید مورد مطالعه قرار گرفت. نتایج بررسی سختی آب نشان داد نمونه آب از منطقه کرمان با ppm 2255 و منطقه شیراز با ppm 744 دارای بالاترین میزان سختی و نمونه آب منطقه گیلان با ppm 60 کمترین درجه سختی را دارا بودند. بررسی پایداری امولسیون کلرپایریفوس در نمونه های آب نشان داد در مناطق قزوین، گیلان و خراسان رضوی با سختی آب پایین، کرمینگ نیز در محلول سمی تشکیل نشد در حالیکه در مناطق با سختی بالا مانند نمونه های آب کرمان، شیراز و یزد، میزان کرمینگ بالا بود. پایداری تعلیق سوسپانسیون ایمیداکلوپراید در نمونه های آب در مقایسه با حد استاندارد نشان داد پایداری ایمیداکلوپراید در نمونه آب کرمان، شیراز و یزد غیر قابل قبول و در نمونه های آب سایر مناطق قابل قبول بود.
    کلیدواژگان: اسیدیته آب، حشره کش، سختی آب، کنترل کیفی
  • شهرام دادگستر، سحر دلکش رودسری، جاماسب نوذری*، غلامحسین طهماسبی، وحید حسینی نوه صفحات 187-195

    زنبورعسل از مهمترین حشرات گرده افشان و تولیدکننده است که ارزش اقتصادی و زیست محیطی بالایی دارد. هیبرید و زیرگونه های مختلفی برای این حشره در نقاط مختلف دنیا با توجه به اقلیم معرفی شده است. در ایران نیز نژاد بومی سال ها وجود داشته و با شرایط کشور هماهنگ شده ولی در سال های اخیر با ورود ملکه های غیربومی به کشور، اختلاط نژادی در زنبورعسل ایرانی نیز مشاهده گردیده است. در این پژوهش مقایسه ای بین نژاد بومی و هیبرید کارنیکا با پایه مادری بومی و پایه پدری کارنیکا که از معروف ترین زیرگونه های مورد علاقه زنبورداران ایران و اکثر نقاط دنیا می باشد، صورت گرفته است. به این منظور از 5 کلنی بومی از زنبورستانی با جمعیت کاملا بومی و 5 کلنی هیبرید کارنیکا از مرکز تلقیح مصنوعی و پرورش ملکه کارنیکا در استان همدان نمونه برداری شد. جمعا 50 نمونه زنبور بومی و 50 هیبرید کارنیکا در الکل 96 درصد نگهداری شده و از آنها اسلاید تهیه شد. صفات طول و عرض بال جلو و عقب، شاخص کوبیتال، سه زاوبه A4، D7 و G18 در بال جلو و طول خرطوم توسط بینوکولر و دوربین Dino Lite عکس گرفته و با نرم افزار Digimizer مورد ارزیابی قرار گرفت. مقایسه میانگین داده های نژاد بومی و هیبرید کارنیکا اختلاف معنی دار بین دو زاویه A4 و G18 و صفات طول خرطوم و عرض بال جلو و عقب را نشان داد (005/0P<). در سایر صفات اختلاف معنی داری مشاهده نشد که علت این امر را می توان به هیبرید بودن کارنیکا و غلبه ژن های پایه مادری نژاد بومی در آن، زمان نمونه برداری از حیث غالب بودن تعداد زنبوران پرستار در کندو و تغیرات مورفولوژیکی در نژاد بومی اشاره کرد.

    کلیدواژگان: تغییرات ژنتیکی، زنبورعسل ایرانی، شاخص کوبیتال، طول خرطوم، هیبرید کارنیکا
  • زینب بهمنش، حسین علایی*، امیر حسین محمدی، حسین دشتی صفحات 197-212
    تاثیر دو گونه Glomus intraradices و G. mosseae (Gm+Gi) از قارچ های میکوریز آربوسکولار (AMF) بر پوسیدگی ریشه نهال های پسته ناشی از Phytophthora drechsleri (Pd) در دو سطح شوری 1400 و 3200 میلی گرم NaCl در گرم خاک بررسی شد. نهال های دوماهه پسته بادامی زرند با 200 پروپاگول در گرم از Gm+Gi مایه زنی شد و پس از 50 روز، غلظت های مختلف کلرید سدیم  طی 15 روز به گلدان ها اضافه گردید. پس از دو هفته، مایه زنی نهال ها با استفاده از مایه P. drechsleriانجام گردید. نتایج نشان داد که مایه زنی AMF موجب افزایش معنی دار وزن خشک اندام هوایی و ریشه، سطح برگ، ارتفاع نهال، غلظت کلروفیل و قندهای محلول در شرایط شور و غیر شور گردید اما غلظت پرولین و یون های Na و Cl در اندام هوایی و ریشه نهال های میکوریزی کاهش نشان داد. مایه زنی Pd نتوانست تاثیر معنی داری بر درصد کلنیزاسیون AMF در ریشه بگذارد اما در ریشه های کلنیزه شده با AMF درصد کلنیزاسیون بیمارگر در کلیه سطوح شوری به طور معنی داری کاهش یافت. در تیمار برهمکنش AMF و Pd، وزن خشک اندام هوایی و ریشه، سطح برگ و ارتفاع نهال ها، غلظت کلروفیل، قندهای محلول به طور معنی داری در مقایسه با تیمار مایه زنی با Pd در کلیه سطوح کلرید سدیم افزایش نشان داد اما غلظت یون های Na و Cl اندام هوایی و ریشه به طور معنی داری کمتر بود. بنابراین کلنیزاسیون AMF می تواند از اثرات مخرب شوری و پوسیدگی فیتوفتورایی ریشه پسته بکاهد.
    کلیدواژگان: آربوسکولار، بیماری های خاکزاد، پسته، شوری، قارچ های میکوریز
  • مریم ذاکر، حمید صادقی گرمارودی*، سعید رضائی صفحات 213-220
    بیماری پوسیدگی زغالی یکی از مهم ترین بیماری های قارچی خاکزاد کنجد در ایران و جهان است. به منظور ارزیابی مقاومت ارقام و لاین های کنجد به بیماری پوسیدگی زغالی، بافت های گیاهی کنجد آلوده به پوسیدگی زغالی از مناطق مختلف کنجدکاری کشور جمع آوری و قارچ عامل جداسازی گردید. پس از خالص سازی با روش نوک ریسه، در نهایت 10 جدایه با استفاده از معیارهای ریخت شناسی با نام Macrophomina phaseolina شناسایی شدند. آزمون بیماری زایی جدایه های به دست آمده از مناطق مختلف روی بذور جوانه زده رقم حساس داراب 1 انجام شد و نتایج نشان دهنده تنوع در میزان شدت بیماری زایی جدایه ها بود. آزمون ارزیابی مقاومت ارقام روی 26 ژنوتیپ گیاه کنجد با استفاده جدایه بیماری زای کرج با روش استاندارد ساقه بریده در شرایط گلخانه ای در دمای 30-25 درجه سلسیوس انجام گرفت. طول نکروز توسعه یافته بر روی ساقه پس از پنج روز اندازه گیری شد. مقایسه میانگین طول نکروز ژنوتیپ های مختلف نشان داد که به ترتیب ژنوتیپ های AT6، دشتستان 2، داراب 1، AT1 و AT7 به ترتیب کمترین طول نکروز را داشته و به عنوان ژنوتیپ های مقاوم شناخته شدند. رقم یلووایت با توسعه بیشترین طول نکروز به عنوان حساس ترین ژنوتیپ شناخته شد. سایر ژنوتیپ های مورد مطالعه طول های متفاوتی از نکروز در پاسخ به قارچ عامل بیماری نشان دادند.
    کلیدواژگان: ارقام کنجد، مقاومت، ‏Macrophomina
  • معصومه دهقان بنادکی، گودرز احمدوند*، اسکندر زند صفحات 221-233
    به منظور بررسی اثر قارچ میکوریز بر روابط رقابتی گندم (Triticum aestivum) با علف های هرز، دو آزمایش مستقل به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی، در شرایط گلدانی در سال زراعی 97-1396 در کرج، اجرا شد. در آزمایش اول فاکتورها شامل گندم و شش گونه علف هرز، در دو سطح با و بدون میکوریز و در آزمایش دوم، فاکتورها شامل کشت خالص گندم، یولاف وحشی و چاودار و کشت مخلوط گندم با یولاف وحشی و گندم با چاودار، در دو سطح با و بدون میکوریز بود. در آزمایش اول، پاسخ رشد میکوریزایی کیسه کشیش (Capsella bursa-pastoris)، خونی واش (Phalaris minor)، خاکشیرتلخ (Sisymbrium irio)، چچم (Lolium rigidum) و گندم، به ترتیب معادل 18، 5/19، 23، 38 و 41 درصد و پاسخ رشد میکوریزایی چاودار (Secale cereale) و یولاف وحشی (Avena ludoviciana) به ترتیب معادل 28/29- و 40/22- درصد بود. در آزمایش دوم، رقابت چاودار و یولاف وحشی، در تیمار عدم کاربرد قارچ، وزن خشک گندم را به ترتیب به میزان 58/41 و 40/51 درصد کاهش داد و در حضور قارچ، وزن خشک گندم در رقابت با چاودار و یولاف وحشی، به ترتیب به میزان 10/43 و 11/47 درصد افزایش یافت. عملکرد دانه گندم درکشت خالص و در حضور قارچ میکوریز، معادل 51/5 گرم در بوته بود که در مقایسه با تیمار عدم کاربرد قارچ، افزایش 79/51 درصدی را نشان داد. نتایج این پژوهش نشان می دهد که چنانچه علف های هرز غالب در مزارع گندم، غیرمیکوریزایی باشند و یا پاسخ رشد میکوریزایی آن ها منفی باشد، کاربرد قارچ میکوریز می تواند خسارت علف های هرز مذکور را کاهش دهد.
    کلیدواژگان: پاسخ رشد میکوریزایی، چاودار، قارچ میکوریز، کلونی سازی‏
  • رقیه کریم زاده*، فاطمه کاظمی، میرجلیل حجازی صفحات 235-247
    سازگاری قارچBeauveria bassiana (Balsamo)  با هگزافلوموران، کرومافنوزاید، کلرفلوآزوران، فوزالون، عصاره فلفل و عصاره سیر در شرایط آزمایشگاهی بررسی شد. برای این منظور 75، 150، 300 و 500 میکرولیتر از این حشره کش ها با 100 میلی لیتر محیط کشت ذوب شده قارچ B. bassiana مخلوط شده و طی 7، 15، 17 و 19 روز بعد از تیمار، قطر میسلیوم قارچ در تیمارها و شاهد اندازه گیری و مقایسه شد. در بخش دوم پژوهش، اثر قارچ B. bassiana، کرومافنوزاید، کلرفلوآزوران، فوزالون، فرم تجاری عصاره سیر و عصاره فلفل، هگزافلوموران، آزادیراکتین و B. bassiana + عصاره سیر روی سرخرطومی برگ یونجه Hypera postica (Gyllenhal)، شته نخودAcyrthosiphon pisum Harris و دو گونه کفشدوزک  Hyppodamia variegata (Goeze)و Coccinella undecimpunctata L. در شرایط مزرعه ای آزمایش شد. آزمایش ها در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی و در چهار تکرار انجام شدند. یک روز قبل از سمپاشی و 1، 3 و 7 روز بعد از سمپاشی، از این حشرات نمونه برداری و درصد کارآیی تیمارها با استفاده از فرمول هندرسن- تیلتن محاسبه شد. نتایج نشان دادند از بین حشره کش های مورد آزمایش، عصاره سیر و عصاره فلفل با قارچ B. bassiana سازگار بوده و می توانند همراه با این قارچ در برنامه های مدیریت آفات مورد استفاده قرار گیرند. در آزمایش های مزرعه ای، عصاره فلفل، عصاره سیر، هگزافلوموران و B. bassiana + عصاره سیر تیمارهایی بودند که سه روز بعد از سمپاشی، کارآیی آنها روی لاروهای جوان سرخرطومی یونجه به صورت معنی داری بیشتر از تیمارهای دیگر بوده که می توانند برای کنترل سرخرطومی یونجه مورد توجه قرار گیرد. سه حشره کش آزادیراکتین، کرومافنوزاید و هگزافلوموران کارآیی بالای 50درصد روی شته نخود نشان دادند که هگزافلوموران به دلیل امنیت نسبی بالاتر برای هر دو گونه کفشدوزک مورد مطالعه، می تواند برای کنترل شته نخود توصیه شود.
    کلیدواژگان: تنظیم کننده های رشد حشرات، عصاره سیر، عصاره فلفل، سازگاری، ‏Beauveria bassiana
  • مسعود احمد زاده، احمدرضا شاهرخی* صفحات 249-259
    باکتریBacillus subtilis به دلیل تشکیل اندوسپور، تحمل شرایط متغیر pH، دامنه وسیع حرارتی و تولید طیف وسیعی از آنتی بیوتیک ها، پتانسیل خوبی برای کنترل بیمارگرهای گیاهی دارد. در این تحقیق پتانسیل بیوکنترلی باسیلوس های بومی در مقابل Rhizoctonia solani AG2-2، ارزیابی شد. آنتی بیوتیک فنجایسین استخراج شد و رابطه بین جدایه های تولیدکننده آنتی بیوتیک با کنترل بیماری پوسیدگی ریشه و طوقه چغندرقند در گلخانه بررسی گردید. در آزمون های آزمایشگاهی و گلخانه ای از 82 جدایه منتخب Bacillus subtilis، با 2 جدایه استاندارد باکتری آنتاگونیست استفاده شد. از میان 84 جدایه، در آزمون کشت دوطرفه درون تشتک پتری، جدایه UTB1 با 3/55 درصد، بیشترین تاثیر بازدارندگی را داشت. در آزمون های گلخانه، جدایه های UTB27، UTB65 و UTB71 بیماری را 09/60 درصد کاهش دادند(بیشترین بازدارندگی از بیماری). از میان 84 جدایه باکتریایی، تعداد 52 جدایه روی افزایش وزن تر و خشک گیاه تاثیر معنی داری داشتند. در آزمون HPTLC برای استخراج آنتی بیوتیک، از بین 84 جدایه باکتری، تعداد 19 جدایه، فنجایسین تولید کردند و 65 جدایه قادر به تولید نبودند. در آزمون گلخانه، تعداد 75 جدایه باکتری، بیماری را کاهش دادند که در سطح 5 درصد معنی دار بود و 19جدایه از آنها تولیدکننده فنجایسین بودند. شاخص تولید آتی بیوتیک به تنهایی تائیدکننده میزان کنترل در گلخانه و مزرعه نیست. جدایه باکتری بومی UTB1 نامزد خوبی برای یک عامل بیوکنترل موفق است.
    کلیدواژگان: کنترل بیولوژیک، فنجایسین، ‏Bacillus subtilis، ‏Rhizoctonia solani
  • محمد مرادی، احمد حسینی*، ثمین حسینی فرهنگی صفحات 261-276

    ویروس موزاییک زرد لوبیا (Bean yellow mosaic virus, BYMV) از گونه‌های مهم جنس پوتی‌ویروس است که دارای گسترش جهانی می‌باشد.‌ در پژوهش حاضر ژنوم کامل یک جدایه ایرانی از این ویروس با نام اختصاری BYSun که برای اولین بار از آفتابگردان جداسازی شده است، توالی‌یابی شد و مورد بررسی قرار گرفت. برای تکثیر ژنوم تمام طول جدایه BYSun از سه راهکار کلی، بهره‌گیری از آغازگرهای دژنره و اختصاصی و تکثیر انتهای 5` با استفاده از روش 5` RACE استفاده گردید. اندازه آر ان ای ژنومی BYSun (بدون محاسبه دنباله (polyA 9547 نوکلیوتید تعیین شد که پلی پروتیین بزرگی دارای 3056 اسیدآمینه را رمزگردانی می‌کند. در نواحی ترجمه‌نشدنی3'و5' به‌ترتیب 171 و 206 نوکلیوتید شناسایی شد. علاوه بر این، چارچوب خوانش PIPO نیز به‌صورت همپوشان در ناحیه P3 این جدایه مورد شناسایی قرار گرفت. بررسی با روش‌های مختلف در نرم‌افزار RDP4 نشان داد که جدایه BYSun دارای حداقل یک نوترکیبی در ژنوم خود می‌باشد. نتایج حاصل از مقایسه ترادف نوکلیوتیدی و اسیدآمینه‌ای ژنوم جدایه BYSun با ترادف‌ 23 جدایه موجود در بانک ژن نشان داد که جدایه استرالیایی BYMV-S که از باقلا جداسازی شده است بیشترین شباهت را با این جدایه دارد. در درخت‌های تبارزایی رسم شده بر اساس ترادف جدایه‌های مورد بررسی، جدایه‌های مختلف BYMV بسته به ناحیه ژنومی در شش تا هشت گروه قابل تفکیک هستند که جدایه BYSun به همراه جدایه استرالیایی در شاخه‌ای تحت عنوان S قرار می‌گیرند. جدایه BYSun اولین جدایه ایرانی ویروس موزاییک زرد لوبیا است که به صورت کامل تعیین ترادف شده است.

    کلیدواژگان: آفتابگردان و تبارزایی، توالی کامل، ویروس موزائیک زرد لوبیا‏
  • حمیده حسن پور، سیده عاطفه حسینی*، مهدی جهانی صفحات 277-287

    کلزا با نام علمی (Brassica napus) یکی از اعضای خانواده  Brassicaceae(خردل یا خانواده کلم) با گل‌های زردرنگ می‌باشد، که عمدتا به دلیل داشتن دانه‌های غنی از روغن کشت می‌شود. ویروس موزاییک شلغم (Turnip mosaic virus) از شایع‌ترین و مهم‌ترین بیماری‌های ویروسی کلزا در دنیا به‌شمار می‌آید. در فروردین و اردیبهشت‌ماه 1397، به‌منظور شناسایی مولکولی ویروس‌های جنس Potyvirus، تعداد 66 نمونه برگی از شهرستان‌های سرایان، فردوس، سه قلعه و آیسک در استان خراسان جنوبی جمع‌آوری شد. این نمونه‌ها دارای علایم مشکوک ویروسی نظیر زردی، کوتولگی، موزاییک، چروکیدگی برگی بودند. برای شناسایی ویروس، آر. ‌ان. ‌ای کل، با استفاده از کیت شرکت دنازیست استخراج و دی. ‌ان. ‌ای مکمل از روی آر. ‌ان. ‌ای ویروسی ساخته شد. سپس با استفاده از یک جفت آغازگر دژنره مربوط به جنس پتی ویروس به نام CIR/CIF  که منطبق بر قسمتی از ناحیه ژن کدکننده پروتیین CI بود، قطعه‌ای به طول 680 جفت باز در 12 نمونه کلزا تکثیر و تعیین توالی شد که شباهت بالایی به ویروس موزاییک شلغم داشت. سپس این نمونه‌ها، با آغازگر اختصاصی ژن پروتیین پوششی ویروس موزاییک شلغم (TuMVF/TuMVR)، آزمایش شدند، که نهایتا منجر به تکثیر قطعه ای به طول 980 جفت باز در هشت نمونه گردید. نتایج تعیین توالی نشان داد که هشت نمونه گیاهی کلزا به ویروس TuMV آلوده می‌باشند. در نهایت شش نمونه که خوانش آنها به صورت کامل انجام شده بود، در بررسی‌های تبارزایی بر مبنای توالی پروتیین پوششی مورد استفاده قرار گرفت. بررسی‌های نوترکیبی نشان از وجود دو نمونه نوترکیب داشت که از بررسی تبارزایی حذف شد. چهار جدایه‌ ایرانی غیر نوترکیب در گروه  Asian BRو در مجاورت سایر جدایه‌های آسیا قرار گرفتند. تشابه توالی نوکلیوتیدی در ناحیه پروتیین پوششی در بین گونه‌های این تحقیق 95-90 درصد تعیین گردید. بررسی‌های نوترکیبی نشان داد که در دو جدایه ویروس موزاییک شلغم مطالعه‌شده در این تحقیق به نام‌های CSe55 و CSe39 نوترکیبی محتمل است. همچنین بررسی‌های تنوع نوکلیوتیدی جدایه‌ها بانرم افزار  DnaSPو منفی بودن آزمون آماری Tajima’s D به این معنی است که انتخاب در جهت متنوع شدن و بزرگ شدن جمعیت رخ داده است. تحقیق حاضر اولین گزارش از وقوع این ویروس در مزارع کلزا استان خراسان جنوبی و اولین بررسی مولکولی و تبارزایی جدایه‌های ویروس مذکور در مزارع کلزا می‌باشد.

    کلیدواژگان: آغازگر دژنره، پروتئین پوششی، کلزا
  • مصطفی حسنوند، جهانشیر شاکرمی*، مژگان مردانی طلایی صفحات 289-300

    شته سبز هلو،Myzus persicae (Sulzer) ، حشره ای چندخوار می باشد که در شرایط گلخانه و مزرعه به تعداد زیادی از گیاهان خسارت می‌زند. در این تحقیق، تاثیر پنج تیمار قارچ- ریشهآرباسکولار (AMF)شامل Glomus caledonium، etanicatumG.، G. geosporum، G. intradicese و G. mosseae به همراه شاهد بر میزان فنل کل گیاه فلفل دلمه ای و همچنین تاثیر آن‌ها بر پارامترهای زیستی شته M. persicaeبررسی شد. بر اساس نتایج، بیشترین میزان فنل کل در گیاه آلوده به شته در تیمارهای G. mosseae و G. intradicese (به ترتیب 1/686 و 3/664 میلی گرم بر میلی لیتر) و کم ‌ترین میزان آن در تیمار شاهد (8/410 میلی گرم بر میلی لیتر) مشاهده شد. کوتاه ترین و طولانی ترین طول عمر شته سبز هلو به ‌ترتیب در تیمار G. mosseae (00/16 روز) و شاهد (35/22 روز) مشاهده شد. مقدار نرخ خالص تولید مثل (R0)از 54/37 تا 34/53 ماده به ازای هر فرد متغیر بود که کم ترین و بیشترین مقدار آن به ‌ترتیب در تیمارهای G. mosseaeو شاهد به دست آمد. همچنین، کم ترین مقدار نرخ ذاتی افزایش جمعیت (r) و نرخ متناهی افزایش جمعیت(λ)شته سبز هلو در تیمار G. mosseae(به ‌ترتیب 2867/0 و 3320/1 بر روز) ثبت شد. نتایج این بررسی نشان داد که تیمار G. mosseae رشد جمعیت شته M. persicaeرا به ‌طور معنی داری کاهش داد. بنابراین، این تیمار می تواند در گیاه فلفل دلمه ای مقاومت القایی را نسبت به این شته ایجاد کند که می تواند در برنامه IPM این آفت مفید واقع شود.

    کلیدواژگان: برهم کنش گیاه، شته جدول زندگی قارچ، ریشه آرباسکولار (AMF)، مقاومت القایی
|
  • Alireza Bolandnazar *, Mohammad Ghadamyari, Mohammadreza Memarzadeh, Jalal Jalali Sandi, Maryam Zolfaghari Pages 143-158
    Some essential oils and plant extracts have shown suitable insecticidal properties against the sweetpotato whitefly, Bemisia tabaci. In this study, essential oils of rosemary, peppermint and eucalyptus and extract of thyme were formulated separately in Tween 80 as well as formulated in the form of nanoemulsion and bioassyed against 2nd instar nymphs of B. tabaci. The bioassay tests were done by leaf dip method on the leaves containing 2nd instar nymphs and LC50swere determined. The LC50 of rosemary, peppermint, eucalyptus essential oils and thyme extractprepared in Tween 80 were estimated as 4198, 3925, 4312 and 9626 mL/L and LC50 of nanoemulsion of above itemswere estimated as 2759, 2987, 3189 and 5659 mL/L, respectively. The results showed that nanoemulsion of rosemary and peppermint essential oils have the highest toxicity on the 2nd instar nymphs of B. tabaci. Also, effects of combination of essential oils and extract formulation on biochemical and enzymatic changeswere investigated with LC50 of T1 (emulsified from essential oils and the extract), T2 (extract emulsion) and T3 (emulsification of essential oils). The amount of activities of esterases and glutathione s-transferases were increased in T1, T2 and T3 treatments; while, the cholinesterase activity was not affected. The amount of energy reserves (total lipid, carbohydrate and protein) decreased significantly in T1 and T3 treatments; although the amount of total glycogen was not affected significantly by treatments. Therefore, T1 and T3 treatments showed a greater effect on the biochemical parameters, by induction of detoxification of some enzymes and reducing some of the energy reserves, in 2nd instar nymphs of sweet potato whitefly.
    Keywords: Botanical insecticide, Biochemical parameters, Essential oil, Nanoemulsion, sweet potato whitefly
  • Sonia Seifi_Keyvan Behbodi *_Rouhallah Sharifi_James. P Shapleigh Pages 159-175
    Bacillus velezensis is one of the plant probiotic bacteria that has been recently considered as one of the most powerful biocontrol agents. The purpose of this study is to introduce and investigate some of the characteristics of B. velezensis bacterium, which has been isolated from tomato rhizosphere in Kermanshah Province. In this study, B. velezensis increased shoot length, root length and dry weight of tomato plants by 78.86%, 56.68%, and 45.83%, respectively in comparison to uninoculated control; it also promoted seed germination percentage and seed vigor index under in vitro condition. Furthermore, some of the biocontrol properties of this strain such as the production of siderophore, HCN, and indole-3-acetic acid and solubilization of phosphate were evaluated. Biocontrol bioassay of this strain against Fusarium oxysporum f.sp. lycopersici under in vitro condition revealed that this strain can inhibit the mycelial growth in both dual culture and volatile compounds methods about 83% and 58%, respectively. The pot experiment results showed that B. velezensis caused a reduction in disease symptoms up to 87%. Finally, the whole genome sequence of this strain was identified using Illumina HiSeq2500 technology. Then genomic locations and coding sequences were identified in RAST database. In addition, the sequencing data were compared with existing sequences in the NCBI database. Results showed that this isolate has high similarity to (%100) B. velezensis. The genome of this isolate contains 4132868bp and 4329 CDs. The results suggest that B. velezensis has a good potential to be introduced as a plant probiotic bacterium.
    Keywords: biological control, Bacillus velezensis, Tomato fusarium wilt disease
  • Metanat Najafi, Ahmad Heidari *, Mohammad Reza Tajbakhsh, Hossein Noori Pages 177-185
    Water is an important carrier for pesticide spraying. Physical and chemical properties of water can affect the quality control indexes and the efficiency of diluted pesticides. So, the study of the water characteristics in different regions of the country is very important. For this purpose, water samples from Mazandaran, Fars, Isfahan, Markazi, Guilan, Qazvin, Kerman (two regions), Khorasan Razavi, Yazd and Tehran provinces were collected. The effects of water hardness, pH and electrical conductivity (ec) on the quality control of two insecticides chlorpyrifos (EC 40.8%) and imidacloprid (SC 35%) as prevalent and highly-consumption formulations in the country were studied. The results of water hardness test showed that water sample from Kerman with 2255 ppm and then the water of Fars with 744 ppm had the highest hardness and sample of water in Guilan region with 60 ppm had the lowest degree of hardness in water tested areas. The emulsion stability of chlorpyrifos in water samples from Qazvin, Guilan and Khorasan Razavi (with low water hardness), showed no creaming, while in provinces which hardness was high, including Kerman, Fars and Yazd, creaming at diluted insecticides were high. The suspensibility of imidacloprid in water samples showed that suspension in water from Kerman, Fars and Yazd samples was unacceptable and suspensions from the other areas were acceptable.
    Keywords: insecticides, quality control, water hardness, water pH‎
  • Shahram Dadgostar, Sahar Delkash Roudsari, Jamasb Nozari*, Gholamhossein Tahmasbi, Vahid Hosseini Naveh Pages 187-195

    Honey bee is one of the most important pollinator and producer insects that have a high economic and environmental value. Different hybrids and subtypes for this insect have been introduced around the world with respect to the climate. One of the races is Apis mellifera meda with some characters. Unfortunately, in the recent years with importing honey bees from foreign countries, this race became impure. In this study we compare somecharactersof native honey bee races with Carniolan hybrid in Hamedan province that is the famous area for queen rearing. For this purpose 3 angels in forewing including A4, D7 and G18, length and width of fore and hind wings and proboscis length were evaluated in 50 individuals from each population (n= 50 for native and n= 50 for hybrid honey bees). Dinocapture and Digimizer software data were used to calculate. The results of the research showed that two angles and widths of fore and hind wing and proboscis length have significant differences but other characters didn't have any difference. These differences in two races may be due to methods of evaluating, differences in gene pools and problems importing queen.

    Keywords: Apis mellifera meda, Apis mellifera carnica, cubital index, honey bee, proboscis
  • Zeinab Behmanesh, Hossein Alaei *, Amir Hossein Mohammadi, Hossein Dashti Pages 197-212
    The effect of Glomus intraradices and G. mosseae (Gm+Gi) as Arbuscular mycorrhizal fungi (AMF) was investigated on Phytophthora root rot of pistachio seedlings caused by Phytophthora drechsleri (Pd) in salinity level of 1400 and 3200 mg NaCl per gram of soil. Two month old pistachio seedlings cultivar Badami-Zarand were inoculated by 200 propagules gr-1 of Gm+Gi mycorrhizae and after 50 days, salinity treatments with different concentration of NaCl were added to seedling pots through irrigation during 15 days. After two weeks, seedling roots were inoculated by P. drechsleri. The results showed that seedlings inoculation by mycorrhizae, significantly increased the shoot and root dry weight, leaf area, seedling height, chlorophyll and soluble sugars concentration in all salinity levels as well as non-saline treatments. But proline concentration as well as Na and Cl ions were reduced in shoot and root of mycorrhizal seedlings. P. drechsleri inoculation could have no significant effects on root colonization by AMF whereas in myorrhizal seedlings, the colonization of pathogen was significantly decreased in all salinity treatments. The results of the interaction treatment of AM fungi and P. drechsleri showed that the shoot and root dry weight, leaf area, seedling height, chlorophyll and soluble sugars concentration were significantly increased in all salinity levels compared to P. drechsleri inoculated seedlings whereas the concentration of Na and Cl ions in shoot and root was significantly lower. In conclusion, the presence of AM fungicould reduce the destructive effects of salinity and Phytophthora root rot of pistachio.
    Keywords: Arbuscular Mycorrhizal Fungi, salinity, soil-borne disease, Pistachio
  • Maryam Zaker, Hamid Sadeghi Garmaroodi *, Saeed Rezaii Pages 213-220
    Charcoal rot is one of the most important and destructive disease of sesame in Iran and worldwide. In order to evaluate reactions of different genotypes of sesame, infected plant tissues of sesame with charcoal rot symptoms collected and different isolates of the pathogen obtained, purified by hyphal tip method and finally using morphological criteria, 10 isolates identified as Macrophomina phaseolina. In order to determine virulence of the isolates, pathogenicity test was performed on 1% water agar plates at 30 C using pre-germinated seeds of Darab-1 cultivar. The result showed the variability of virulence of the isolates. Then reaction of the 26 cultivars and genotypes using the most virulent isolate (MP-3-13) was performed by the standard method of Cut-Stem in greenhouse condition. Mean of necrosis length of different genotypes were measured five days after inoculation. Statistical analyses indicated the significant difference among the necrosis length of sesame genotypes. The results showed that AT6, Dashtestan 2, Darab 1, AT1 and AT2 were the most tolerant ones, respectively. Yellow white had the most susceptible reaction to the charcoal rot disease in this experiment. The rest of genotypes showed a range of necrosis length in response to the pathogen.
    Keywords: Macrophomina, Resistance, Sesame cultivars‎
  • Masoumeh Dehghan Banadaki, Goudarz Ahmadvand *, Eskandar Zand Pages 221-233
    To investigate the effects of mycorrhizal fungus on competitive relations between wheat (Triticum aestivum) and weeds, two separated factorial experiments based on a completely randomized design were carried out at greenhouse conditions in Karaj, during 2017-2018. The factors of the 1st experiment were wheat and six weed species and two levels of mycorrhiza inoculation (with and without fungus) and that of the 2ndexperiment were pure stand of wheat, wild oat and rye and mixed cropping of wheat with wild oat and wheat with rye, and two levels of mycorrhiza inoculation (with and without fungus). In the 1stexperiment, mycorrhizal growth response of shepherd's purse (Capsella bursa-pastoris), bunchgrass (Phalaris minor), Londonrocket (Sisymbrium irio), perennial ryegrass (Lolium rigidum) and wheat were 18, 19.5, 23, 38 and 41 percentage, respectively and that of Rey (Secale cereale) and wild oat (Avena ludoviciana) were -29.28 and -22.40 percentage, respectively. In the 2nd experiment Rye and wild oat competition in non-fungus inoculated treatment reduced wheat dry weight by 41.58% and 51.4%, respectively. In the presence of fungus, wheat dry weight in competition with rye and wild oat, increased by 43.10% and 47.11%, respectively. In pure stand of wheat in the presence of fungus, wheat yield was 5.51 g/plant, which increased by 51.79% in comparison with non-application of fungus. The results of this research indicate that if the dominant weeds in the wheat fields, are non-mycorrhizal, or their mycorrhizal growth response is negative, the application of mycorrhizal fungi can reduce the damage of those weeds.
    Keywords: Colonization, Mycorrhizal fungus, Mycorrhizal growth response, Rye‎
  • Roghaiyeh Karimzadeh *, Fatemeh Kazemi, Mir Jalil Hejazi Pages 235-247
    Compatibility of Beauveria bassiana (Balsamo) with hexaflumuron, chromafenozide, chlorfluazuron, phosalone, garlic extract and pepper extract was studied at the laboratory condition. In details, 75, 150, 300 and 500 µl of the insecticides and extracts were incorporated into 100 ml of liquefied potato dextrose agar (PDA) culture medium. Seven, 15, 17 and 19 days after treatment, diameter of the colonies was measured and compared in the treatments and control. In the second part of the study, the effects of B. bassiana, chromafenozide, chlorfluazuron, phosalone, garlic extract, pepper extract, hexaflumuron, azadirachtin and B. bassiana + garlic extract, were determined on alfalfa leaf weevil Hypera postica (Gyllenhal), pea aphid Acyrthosiphon pisum Harrisand the two species of coccinellids including Hyppodamia variegata (Goeze) and Coccinella undecimpunctata L. under field conditions. Experiments were conducted using randomized complete block design with four replicates. A sampling was conducted a day before treatments and three samplings were conducted 1, 3 and 7 days after treatments. The Efficacy of treatments was calculated using Henderson-Tilton's formula. The results indicated that garlic and pepper extracts were compatible with B. bassiana and those can be used simultaneously in pest management programs. Three days after treatment, efficiency of garlic and pepper extracts, hexaflumuron and B. bassiana + garlic extract was significantly higher on young larvae of H. postica than other treatments and those can be considered in this pest management programs. Chromafenozide, azadirachtin and hexaflumuron had > 50% efficiency on pea aphid population. Among these insecticides, hexaflumuron may be recommended for pea aphid control due to its relatively low effects on the lady beetles.
    Keywords: Beauveria bassiana, Compatibility, insect growth regulators, garlic extract, pepper extract‎
  • Masood Ahmadzadeh, Ahmadreza Shahrokhi * Pages 249-259
    Bacillus subtilis has a good potential for plant pathogens control due to the formation of endospores, tolerance to variable pH conditions, wide thermal range and because of antibiotics production. In this study, the biocontrol potential of native Bacillus against Rhizoctonia solani AG2-2 was evaluated.Fengycin many antibiotic extracted and the relationship between antibiotic-producing isolates with sugar beet root and crown rot control, investigated in the greenhouse.In laboratory and greenhouse tests, 82 selected Bacillus subtilis isolates with 2 standard antagonist isolates were used.Of the 84 isolates, in double culture test in petri dish, isolate UTB1with 55.3% had the most inhibitory effect. In greenhouse tests, bacterial isolates UTB27, UTB65 and UTB71, reduced disease by 60.09% (the most inhibitory on disease). Of the 84 bacterial isolates, 52 isolates had a significant effect on wet and dry weight of plant.Of the 84 bacterial isolates in the HPTLC assay, for antibiotic extraction, 19 isolates produced fengycin and 65 isolates were unable to produce. In the greenhouse test, 75 bacterial isolates reduced disease, which was significant at 5% level, and 19 isolates of them were producing fengycin. The native bacterial isolate UTB1 is a good candidate for a successful biocontrol agent.
    Keywords: Bacillus subtilis, biological control, fengycin, Rhizoctonia solani
  • Mohammad Morad Moradi, Ahmad Hosseini *, Samin Hosseini Farhangi Pages 261-276

    Bean yellow mosaic virus</em> (BYMV) is one of the most important members of the genus Potyvirus</em> that is distributed worldwide. In the present study, the complete genome sequence and molecular characteristics of a BYMV sunflower isolate (BYSun) from Iran has been reported. The complete nucleotide sequence of BYSun was determined using degenerate and specific primers and 5`-RACE. The viral genome comprises 9547 nucleotides, excluding a 3´</sup>-terminal poly (A) sequence. The genome of BYSun has a 206 nt 5´-non coding and a 171 nt 3´-non coding region. The RNA encodes a single polyprotein of 3056 amino acid residues and has a deduced genome organization typical for the members of the genus Potyvirus</em> and nine cleavage sites of the polyprotein were predicted. The small overlapping ORF (PIPO) in the P3 gene was also deduced. When analyzed using the RDP4 program, at least one recombination breakpoint was identified in BYSun genome. BYSun along with 23 full-length sequences of BYMV isolates from Genbank were subjected to phylogenetic analysis that showed the highest nucleotide and amino acid sequence identitywith Australian isolate of BYMV-S isolated from Broad bean. Phylogenetic analysis of different BYMV isolates sequences revealed existence of six to eight phylogenetic groupings depending on parts of investigated genome. BYSun and BYMV-S grouped apart from other isolates and were placed within a distinct group, currently designated “S”. This is the first report of a full-length sequence of a BYMV isolate from Iran.

    Keywords: Bean yellow mosaic virus full length genome sequence, Sunflower phylogeny
  • Hamideh Hassanpour, Seyyedeh Atefeh Hosseini *, Mehdi Jahani Pages 277-287

    Canola (Brassica napus</em>) is one of the most important members of Brassicaceae family and Turnip mosaic virus</em> is one of the most widespread viruses in canola fields all around the world. During May and April of 2018, 66 canola samples were collected from different regions of south Khorasan Province. The samples showed symptoms such as yellowing, stunning, mosaic and leaf distortion. Total RNA of samples was extracted by Dena Zist kit (Iran) and then DNA complementary was made by reverse primer. RT-PCR is done using specific primers of TuMV. A fragment with 680 bp length was amplified and sequenced in 12 canola samples that had high similarity to TuMV. Therefore, positive samples used in RT-PCR by specific primers of TuMV related to coat protein coding regions. Finally eight amplified fragments with 980 bp length were sequenced and then analyzed by Blast, MegaX, SDTv and DnaSPs softwares. Results showed that six samples of canola were infected by TuMV. Consequently, phylogenetic analysis of four non- recombinant isolates that are sequenced perfectly used in the phylogeny analysis and results showed that Iranian isolates in this study located in Asian BR phylogeny group included other Asian isolates. Nucleotide similarity between Iranian isolates ranged from 90 to 95%. Recombination analysis using RDP4 showed that two Iranian isolates (CSe55, CSe39) are recombinant and are evolved from minor and major parents. Nucleotide diversity by DnaSP showed that population of TuMV is developing in this part of Iran. This survey is the first report of TuMV in south khorasan and molecular investigation of TuMV in Canola field.

    Keywords: Canola, Coat protein, degenerate primers
  • Mostafa Hassanvand, Jahanshir Shakarami*, Mozhgan Mardani Talaee Pages 289-300

    The green peach aphid, Myzus persicae (Sulzer), is a polyphagous insect that can cause damage on a lot of crops in the field and greenhouse conditions. In this research, the effect of five treatments of Arbuscular Mycorrhizal Fungi (AMF) including Glomus caledonium, G. etanicatum, G. geosporum, G. intradicese and G. mosseae together with control treatmenton total amount of phenol content in bell pepper and also their impact on biological parameters of M. persicae were investigated. Based on the results, the highest amount of the total phenolic compound in the plant infested with aphid was observed on G. mosseaeandG. intradicese (686.1 and 664.3 mg/mL, respectively) and the lowest amount was on control (410.8 mg/mL).The shortest and longestadult longevity of the green peach aphid were observed on G. mosseae(16.00 days)and control (22.35 days), respectively. The net reproductive rate (R0) varied from 37.54 to 53.34 offspring/individual, with the lowest and highest values obtained on G. mosseae and control, respectively.Also, the lowest intrinsic rate of increase (r) and finite rate of increase (λ) of the aphid were recorded on G. mosseae treatment (0.2867 and 1.3320 day-1, resp.) compared to other treatments. The results of this study showed that G. mosseae treatment significantly reduced the population growth of M. persicae. Therefore, G. mosseae can be used to produce induced resistance in bell pepper to this aphid, which can be useful in the IPM program of this pest.

    Keywords: Arbuscular mycorrhizal fungi (AMF), Induced resistance, life table, plant-aphid interactions