فهرست مطالب

  • سال پانزدهم شماره 57 (زمستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/12/01
  • تعداد عناوین: 10
|
  • حجت الله اسماعیل نیا گنجی*، رضا فرصتی جویباری، حسینعلی پاشاپاسندی صفحات 13-39

    نویسنده در این مقاله سعی دارد با روش توصیفی تحلیلی واژه کمال دیوان و امشاسپندان را در زبان اوستایی ریشه یابی کند و با ژرف کاوی در ساختار واژگانی از یک سو و کنکاش در مفاهیم تطبیقی آن از سوی دیگر تلاش می شود تا صورتی دیگرگونه از طرح مساله به دست داده شود. از این منظر، جوهره ثنویت مزداپرستی، در تمام جزئیات و شئونات این آیین جاری ست و عملکرد به اصطلاح «درخت گون» دارد، هر چه از ریشه به سمت جزئیات پیش می رویم، تکثر در کمیت مشهودتر می گردد و این در حالی است که ویژگی های بنیادین ریشه در فرعی ترین سرشاخه ها، قابل پی گیری است. بی تردید آنچه ریشه های این ثنویت را تشکیل می دهد، نخستین تقابل اهوره با اهریمن است و این همانا آفرینش امشاسپندان به دست اهوره و آفرینش کمال دیوان به تلافی، از سوی اهریمن است. واکاوی دقیق هر یک از اعضای این دو گروه خود روشنگر جزئیات تشکیل دهنده این ثنویت و آشکارکننده زوایای مستور تقابل ها با یکدیگر است. برای دست یافتن به این مقصود، موثرترین روش، بررسی ژرف کاوانه اعضای هر یک از دو گروه و قیاس آن ها با یکدیگر است. این شیوه، خود راه گشایی است برای رسیدن به تقابل هایی دیگر که در سرشاخه های فرعی این نظام درخت گون صورت می پذیرد و در قالب موجودات اهریمنی و اهورایی تجلی می یابد.

    کلیدواژگان: کمال دیوان، امشاسپندان، پیشاآریایی، گسست گفتمانی، ثنویت مزداپرستی
  • نسرین اصلانی* صفحات 41-70

    اسطوره واکنشی است از ناتوانی های انسان در مقابله با درماندگی ها و ضعف های او. عناصر و شخصیت های اسطوره ریشه در واقعیت هایی دارند که در طی زمان تغییر و تحول می یابند و همان گونه که فرهنگ ها با هم آمیخته می شوند؛ اسطوره ها نیز با هم می آمیزند و اسطوره های جدید می سازند و گاهی اسطوره ها در سرزمین های مختلف با نام های متفاوت و خویشکاری یکسان ظهور می یابند. پژوهش حاضر از نوع تحلیلی تطبیقی است بر پایه داده های کتابخانه ای، که با هدف اثبات وجود همانندی در خویشکاری اساطیر ایران و یونان و نیز بیان علت آن نگاشته شده است. در این پژوهش، با توجه به یافته های به دست آمده از خویش کاری اسطوره های دو سرزمین یونان و ایران، تطبیق آن ها با یکدیگر و اثبات وجود تشابه در وظایف آن ها؛ فرضیه یکسانی تفکر نوع بشر در هزاره ‏های آغازین بررسی می شود و در بخش نتیجه گیری بیان می گردد که از آنجا که اسطوره حاصل تفکر بشر و برگرفته از سرشت آدمی است؛ بدیهی است که تشابهاتی میان اسطوره های سرزمین های مختلف دیده شود، هر چند که نام و توصیف مردم این سرزمین ها از یک پدیده فرازمینی، متفاوت از هم باشد و نیز تفاوت های موجود میان اسطوره ها را می توان متاثر از شرایط اجتماعی هر سرزمین در زمان خلق آن اسطوره دانست.

    کلیدواژگان: اسطوره، خویشکاری، ایزدان، یونان باستان، ایران باستان
  • زهرا براتیه، قربانعلی ابراهیمی*، مهرداد چترایی صفحات 71-93

    بلاگردانی یک آیین اسطورهای  مذهبی است که در میان اقوام و ملل مختلف با اهداف گوناگون از دیرباز رواج داشته است. بسیاری از سنت های اسطورهای و کهن برای دور ماندن از بلایا و یا رفع آن، روش های مختلف بلاگردانی را توصیه کردهاند. در ادبیات کلاسیک فارسی از سنایی به عنوان یکی ازنخستین حلقه های نوآوری و گسترش مضامین و اندیشه های عرفانی، تعلیمی و حکمی نام برده اند، اماسنایی به شهادت شمار زیادی از ابیات مثنوی حدیقه الحقیقهاش با اساطیر به خوبی آشنایی داشته و از مصادیق و فرهنگ عامه ای که در روزگار وی رایج بوده است به خوبی بهره برده است. در پژوهش حاضر که به شکل بنیادی بر پایه مطالعات کتابخانه ای و با روش توصیفی  تحلیلی انجام شده است،سعی کردیم تا نشان دهیم سنایی در حدیقها لحقیقه صورت های گوناگون مصادیق بلاگردانی از جمله قربانی، حرز و تعویذ، دعانویسی و دودکردن اسپند برای دفع چشم زخم را مورد توجه قرار داده است.برای روشن شدن این امر، پس از تحلیل باور بلاگردانی به تحلیل مصادیق یافت شده در حدیقه سنایی خواهیم پرداخت، در نهایت نشانه های آیین بلاگردانی در این اثر مشخص و مورد تحلیل قرار گرفته است. یافته های تحقیق حاکی از آن است که سنایی به جنبه های اسطورهای آیین بلاگردانی که اشاره نمودیم کاملا آشنا است و توانسته به هنریترین وجه ممکن آن را در مثنوی حدیقه به کار ببرد.

    کلیدواژگان: سنایی، حدیقه الحقیقه، باورهای عامیانه، بلاگردانی، انتقال شر
  • زینب حاج ابوکهکی، اشرف شیبانی اقدم*، محمدعلی گذشتی صفحات 95-122

    دنیاهای محتمل از مبانی نظری سبکشناسی شناختی است و ریشه در فلسفه لایبنیتس دارد. درک چگونگی روایت روایتها مساله اصلی در این نظریه است و نحوه ارتباط خواننده با روایت ادبی و تاثیر کنش و واکنش متن و خواننده را روشن میسازد. مثنوی معنو ، ی بزرگترین منبع ادب عرفانی است که مبانی عرفان عملی و نظری را دربرمیگیرد. در این جستار برآنیم، براساس نظریه دنیاهای محتمل و با روش توصیفی  تحلیلی محتوا، خوانش جدیدی از این کتاب، ارائه دهیم. مولانا به عنوان کارگزار در نقش عامل انتقال داستان با باریکبینی به تولید گفتمان روایی میپردازد و دنیاهایی را در ذهن خواننده رقم میزند که عبارتند از: دنیاهای معرفتی، خیالی، مقصودی و آرمانی. دنیاهای محتمل در داستان دژ هوش ربا اگر...، « بیشتر به صورت دنیای معرفتی و در جهت آموزش نکات عرفانی است که بر اساس الگوی و کلمه هایی که آرزو، حسرت » یا « نمایش داده میشود. در دنیای مقصودی مولانا از حرف ربط » بنابراین و تقاضایی را دربردارند، استفاده میکند. عشق مهمترین وسیله کشف و شهود و سازنده دنیای آرمانی مولاناست. در حقیقت این عشق است که سالک را در مسیر معرفت یاری میرساند. دسترسی به این دنیاها به صورت زمانی، زبانی، طبیعی و اشیاء است که بسامد دسترسیهای زمانی بیشتر است.

    کلیدواژگان: سبک شناسی شناختی، دنیاهای محتمل، دسترسی ها، مثنوی معنوی، دژ هوش ربا
  • آذر حمیدی، جهانگیر صفری*، پرستو کریمی صفحات 123-144

    بدون شک بزرگ ترین معمای ناگشوده، مرموز، غریب و رعب آور برای انسان، معمای مرگ است. انسان، همواره خواستار جاودانگی و بی‎ مرگی بوده و هست. یکی از روش‎های اقناعی که وی برای دستیابی به آرامش نسبی در برابر این پدیده مرموز در پیش گرفته، خلق فضاها و مکان‎هایی انتزاعی است که مرگ را به آن راهی نیست؛ دژها، ورها، کاخ‏ها و باغ‎های بهشت‎سانی که از یک سوی اشباع‎کننده حسرت او در بازگشت به بهشت از دست رفته هستند و از سوی دیگر او را در دایره‎ای امن و نفوذناپذیر در برابر مرگ قرار می‎دهند و آرامش خاطرش را فراهم می‎کنند. «ور جمکرد» از برجسته‎ترین مکان‎های اساطیری نزد ایرانیان باستان است که به تقلید و الگوبرداری از «کاخ میترا» ساخته شده است. این مکان، نمونه‎ های بسیاری در اساطیر ایران و سایر ملل دارد که مهم ترین وجه اشتراک میان آن‎ها بی‎مرگی و جاودانگی برای کسانی است که به آن وارد می شوند. علاوه بر این، وجوه اشتراک دیگری نیز میان این ساختمان‏ های اساطیری وجود دارد که در این پژوهش به روش تحلیلی تطبیقی به آن پرداخته شده است.

    کلیدواژگان: آرمان شهر، ور جمکرد، باغ الیزه، آسگارد، کون‎لون
  • زینب صادقی سهل آباد*، محبوبه مباشری صفحات 145-171

    پژوهش حاضر به بررسی روابط موروثی و بینامتنی داستان «خلیل» اثر لئانید لئوناف نویسنده سده بیست روسیه پرداخته است. این اثر تحت تاثیر آثار ادبیات عرفانی و کلاسیک ایران و با فضایی شرقی و ایرانی خلق شده است؛ بنابراین برای دستیابی به این هدف، ابتدا به توضیح بینامتنیت و چگونگی تلاقی متون در آثار خواهیم پرداخت و سپس اثر «خلیل» را به عنوان یکی از آثارمنعکس کننده این نظریه بررسی خواهیم کرد. الگوی اولیه (پروتوتیپ)، قهرمان (خلیل) از پادشاهان ایرانی دوره تیموری است و الگوی زمانی مکانی (کرونوتوپ) داستان نیز مربوط به ایران باستان است. فضای شرقی داستان از طریق استفاده از تعداد زیادی از واژه های فارسی در متن، پرداختن به شخصیت اثر با ویژگی قهرمانان ادبی ایرانی و همچنین ساختار ظاهری و سبک زبانی مشابه آثار ایرانی به خواننده القاء می شود. این داستان با روایت های عرفانی، اسطوره ای و عامیانه از حیث مضمون و ساختار، دارای قرابت های معنایی و ساختاری است و مضامین، مفاهیم و بن مایه های آن از حکایت های گوناگون اقتباس شده است و هر یک بر قسمتی از داستان تاثیر نهاده است. در پایان به روش تحلیلی تطبیقی نشان خواهیم داد که لئوناف تا چه میزان در آفرینش داستانی ویژه با گفتمانی چند سویه و تلفیق شده با سنت های روایی شرقی موفق بوده است.

    کلیدواژگان: روابط بینامتنی، «خلیل»، لئانید لئوناف، ادبیات کلاسیک ایران، ادبیات عرفانی
  • سمانه عباسی، سیدحسن طباطبایی*، عصمت اسماعیلی صفحات 173-192
    خواجوی کرمانی، از شعرای بزرگ قرن هشتم هجری، منظومه گل و نوروز را، که به گفته خود به لفظ هندی بوده است و داستان پردازان بابل آن را ترتیب داده اند، به درخواست معشوقی می سراید و به حامی خود تقدیم می کند. با وجود اینکه این منظومه شباهت های بسیاری به خسرو و شیرین نظامی دارد، به دلیل وجود چند داستان فرعی عاشقانه، آرایه های ادبی بسیار و مضامین حماسی، رزمی و عرفانی به اثری منحصربه فرد تبدیل شده است. اما در کنار آن، با استناد به گفته خود خواجو، می توان شاهد حضور باورها و روایات اساطیری دو سرزمین هند و بابل در این منظومه نیز بود؛ دو سرزمینی که تاثیر فرهنگ و عقاید و اساطیر شان بر باورها و روایات اساطیری، مذهبی و حماسی ایران به اثبات رسیده است. در این مقاله، با نظر به گفته خواجو و چنین تاثیری، با روش توصیفی تحلیلی به بررسی پیشینه اسطوره ای گل و نوروز پرداخته شده است و ارتباط آن با روایت اسطوره ای ایندرای هندی و آب ها یا گاوهای دربند اهریمن و از سوی دیگر با ایزدبانوی برکت بخش بین النهرینی و همسر او مشخص شده و صحت گفته خواجو و حضور مضامین اساطیری، در روایات عاشقانه نیز به اثبات رسیده است.
    کلیدواژگان: اسطوره، منظومه غنایی، گل و نوروز، اساطیر بین النهرینی، اساطیر هندی
  • طاهره قاسمی*، علی محمدی صفحات 193-218

    شمس تبریزی با اینکه از عارفان سرشناس و اندیشمندان بزرگ روزگار خویش بوده، مع الاسف، تا روزگار ما و حدود دو سه دهه پیش، جز در حلقه مولانا و یارانش، در تاریخ تصوف، جایگاه شاخصی نداشته است. اطلاعات درباره او منحصر به مقالات و منابعی است که درباره آشنایی او با مولوی نگاشته شده است و در مقالات اوست که به اطلاعاتی دقیق تر از زندگی او دست می یابیم. یکی از این نکته ها، رویه آموزگاری اوست. چنان چه از قراین پیداست؛ به کودکان قرآن آموزش می داده و مدتی به این شغل مشغول بوده است. آنچه از روش تدریس و تعامل او با کودکان به دست می آید، اگرچه با اصول آموزش و روش های تربیتی امروز تفاوت بسیار دارد؛ با این حال، بیانگر دو رویکرد متفاوت است. یکی اینکه تا حدودی روش آموزش و پرورش کودکان را در سده هفتم هجری به ما گوشزد می کند؛ دیگر اینکه روش آموزشی و پرورشی شمس را به نحوی برجسته، برای ما مسلم می گرداند. روش شمس در تربیت کودکان، با جهان اندیشه ها و رویکردهای انتقادی و پرشتاب او، بسیار نزدیک است. روش این مقاله، بر پایه مطالعات کتابخانه ای بوده است. در بخش تشریح زندگی شمس، از کتاب ها و مقاله های علمی و پژوهشی بهره گرفته و بنا بر روش تحلیل محتوا، به رازیابی شخصیت شمس پرداخته است.

    کلیدواژگان: مقالات، اندیشه شمس، شخصیت شمس، آموزش، پرورش
  • حکیمه مجاهدی*، محمدرضا صرفی، محمود مدبری صفحات 219-240
    رمزهای قمری، ویژگی هایی هستند که با کارکردها و تجلیات قدسی ماه (در مقام یک ایزد) مرتبط اند. این ویژگی ها به طور کلی شامل تغییر و دگرگونی، تنظیم زمان، بافتن تقدیر، باروری و باران زایی، تجدید حیات و مرگ و رستاخیز هستند که ماه به عنوان یک ایزد، جامع و عامل آن ها ست. هر چیز یا پدیده ای که دارای یک یا چند تا از این ویژگی ها باشد، نشان و رمزی قمری دارد؛ یعنی ماه حاکم و مسلط بر آن است. افسانه های ملی ایران به خوبی باورها و نمادهای مذهبی اساطیری را بازتاب می دهند. افسانه «چشمه پری» (منتخب از فرهنگ افسانه های مردم ایران) به صورت جامع، مجموعه ای از رمزهای قمری را در خود گرد آورده است. به همین جهت، نگارنده ها در این مقاله با روش توصیفی تحلیلی این افسانه را مد نظر قرار داده اند تا از رهگذر بررسی آن، ردپای باورهای اساطیری قوم ایرانی را که متمایل به کیش های پرستش ماه و آب است نمایان سازند. به این منظور با در نظر گرفتن ویژگی های یاد شده، این افسانه ارزیابی شده است. آب، مهم ترین عنصر و یا رمز قمری است که مدار روایت و وقوع رویدادها پیرامون آن در گردش است. تقریبا تمام کارکردهای مرتبط با ماه در این افسانه به کار رفته است.
    کلیدواژگان: رموز قمری، ماه، آب، طلسم، افسانه
  • فاطمه مهرابی*، بهروز عوض پور صفحات 241-272
    گذر از پدیدار رنگ به معنا، فرایندی است که از دیرباز تاکنون نزد متفکران متعدد با سویه های فکری متفاوت مطرح بوده است. این مقاله در پی پاسخ به این پرسش شکل گرفت که صرف نظر از قصد مولف و وجه بیانگری اثر، اگر مخاطبی به آراء علاءالدوله سمنانی در مورد تجلیات انوار رنگی آگاه باشد، در مواجهه با یک اثر هنری چگونه آن اثر را خوانش می کند؟ از این رو با بهره گیری از روش پدیدارشناسی هرمنوتیک هانری کربن به تحلیل آراء علاءالدوله سمنانی در این باره می پردازد و با ماحصل این بررسی و با روش توصیفی تحلیلی، رنگ های یک اثر هنری را مورد نقد یا خوانش مخاطب محور قرار می دهد و در نهایت به این نتیجه رهنمون می شود که هنگامی که یک اثر هنری بر مبنای آراء سمنانی مورد قضاوت قرار می گیرد، می توان از مشاهده محض گذشت و به نوعی شهود شخصی دست یافت که در مورد نمونه مطالعاتی این نوشتار، نتیجه شهود بدین قرار است که مقبره پوشی که با این نظام و رنگ ها طراحی و تولید شده، به طور تمثیلی نمایانگر بخشی از سفر روحانی انسان به سوی پروردگار است که از پیش در جریان بوده و گویی مدتی با حیات جسمانی انسان به وقفه افتاده و با گذشتن از جسم دوباره آغاز می شود.
    کلیدواژگان: پدیدارشناسی، رنگ، علاءالدوله سمنانی، هانری کربن، مقبره پوش صفوی
|
  • Hojatollāh Esmāeelniā Ganji *, Rezā Forsati Jooybāri, Hosseinali Pāshāpāsandi Pages 13-39

    In this paper, by using descriptive-analytical method, the authors try to consider the concept of "the perfection of Demons and Amesha Spenta" in Avestan language. By delving deeply into the vocabulary structure and the comparative concepts, it is attempted to present a new version of the subject. Dualism can be found in all the details and practices of Mazda religion and has a "tree-like" function; as we move from the root to the details, the proliferation in quantity becomes more apparent while the fundamental properties of the root can be pursued in the sub-branches and details. What constitutes the roots of this dualism is the first confrontation of Ahura Mazda with Ahriman in which Ahura Mazda creates the Amesha Spenta and, in retaliation, Ahriman creates Demons. The detailed analysis of the characteristics of each member of these two groups (Amesha Spenta and Demons) reveals the details of the dualism and the hidden angles of the confrontation. The most effective method to achieve this is to examine and compare the traits of them. This method paves the way for other confrontations that exist in the sub-branches of this "tree-like" system and manifest in the form of and Ahuraic Ormazdian and Ahrimanian creatures.

    Keywords: The Perfection of Demons, Amesha Spenta, Pre-Aryan, Discursive Disjunction, Dualism in Mazda Religion
  • Nasrin Aslāni * Pages 41-70

    Myth is a reaction to man's inability to cope with his/her infirmities and weaknesses. Mythical elements and characters are rooted in realities that change over time; as cultures are intertwined, myths blend together and new myths are created. Sometimes myths appear with different names but identical functions in different areas. The present study is an analytical-comparative one based on library data; its aim is to show the similarity of the functions of Iranian and Greek myths. Accordingly, they are compared, their common points are shown and the theory of the uniformity of the thoughts of all human beings in the early millenniums are examined. Since myth is the product of human thinking and derived from human nature, there are obviously similarities between the myths of different nations. These nations refer to same phenomena with different names, and the differences between myths can be attributed to the social conditions of each nation.

    Keywords: Myths, Function, gods, ancient Greece, ancient iran
  • Zahra Baratieh, Qorbānali Ebrāhimi *, Mehrdād Chatrāee Pages 71-93

    Scapegoating is one of the religious-mythical rituals, having been long common among different tribes and nations for various purposes. Many of the mythological and ancient traditions have suggested different ways of scapegoating to stay away from disaster or to abolish it. In classic Persian literature, Sanāī has been named as one of the first innovators who spread the mystical and philosophical and didactic teachings. As evidenced by the great number poems of Hadiqat al Haqiqa, Sanāī is very familiar with the myths and has well made use of the popular culture of his day. By employing descriptive-analytical and library methods, in the present study, we attempt to show that Sanāī took into consideration various forms of scapegoating - including sacrificing, writing amulet, burning peganum harmala (esfand) - in Hadiqat al Haqiqa. To clarify the matter, after analyzing the doctrine of scapegoating and the related rituals, we examine the cases found in Hadiqat al Haqiqa. The findings of the research indicate that Sanāī has been fully familiar with the rituals of scapegoating and used them in the most artistic way possible in Masnavi of Hadiqat al Haqiqa.

    Keywords: Sanāī, Hadiqat al Haqiqa, Public Beliefs, scapegoating, transfer of evil
  • Zeinab Hājabokahaki, Ashraf Sheibāni Aghdam *, Mohammad Ali Gozashti Pages 95-122

    The theory of possible worlds is one of the theoretical foundations of cognitive stylistics that is rooted in Leibniz's philosophy. Understanding how narratives are narrated is central to this theory; it illustrates the text-reader interactions and the relationship of reader with literary narrative. Masnavi Manavi, as one of the largest source of the mystical literature, encompasses the foundations of practical and theoretical mysticism. By using descriptive-analytic method and based on the theory of possible worlds, in the present article the attempt is made to propose a new reading of Masnavi Manavi. Jalāl ad-Dīn Muhammad Rūmī, as the narrator of the stories, speaks subtly about narrative discourses and creates worlds, including epistemic, fantasy and ideal worlds, in the mind of reader. In the story of Dezhe Hooshroba (the castle of Fortress), the theory of possible worlds is mostly portrayed as an epistemic world with the aim of teaching mystical doctrines based on the pattern "if ... so". In the ideal world portrayed in the story, Rūmī uses the conjunction of "or" and terms that include desiring, yearning, and demanding. For him, love is the most important means of discovering, constructing and taking intuition of the ideal world. Love helps the sālek (the holy traveler) in the path of intuitive knowledge. We have access to these worlds in temporal, linguistic and natural way, but the frequency of temporal access is greater.

    Keywords: Cognitive Stylistics, The Theory of Possible Worlds, Masnavi Manavi, The Story of Dezhe Hooshroba (The Castle of Fortress)
  • Āzar Hamidi Tehrāni, Jahāngir Safari *, Parastou Karimi Pages 123-144

    Undoubtedly, death is the biggest unsolved, strange and terrible mystery of man. He/she has always longed for eternity and immortality. Man seeks to create abstract places where there is no death; in this way, he/she convinces himself/herself and comes to rest. Man builds forts, castles, palaces and paradise gardens that show his longing to return to Eden. On the other hand, these buildings refer to a safe place that is impervious to death and provides peace of mind. Var of Jam is one of the most prominent mythological places among the ancient Iranians that has been built to imitate Mitra Palace. There are similar places in the myths of other nations; the most important common point of these places is immortality for those who enter them. The results show that the mythological buildings have much in common with each other. In the present study, by using the analytical-comparative method, these common points are examined.

    Keywords: Utopia, Var of Jam, Elysee Garden, Asgard, Kun Lun
  • Zeinab Sādegi Sahlābād *, Mahboobeh Mobāsheri Pages 145-171

    In the present study we examine the hereditary and intertextual relationships in Khalil, a short novel written by Leonid Leonov, Russian author of the 20th century. The story is influenced by Iranian mystical and classical literature and has been created with Oriental and Iranian tone. So, we take into account the concept of intertextuality and examine the impact of texts on each other. The prototype of the hero of the story (Khalil) is one of the kings of the Timurid era, and the chronotope (spatio-temporal) pattern of the story relates to ancient Iran. The Oriental atmosphere of the story is conveyed to the reader through the use of a large number of Persian words and a language style similar to Iranian works. Also, the main character of the story has characteristics similar to those of Iranian literary heroes. In terms of content and structure, there are semantic and structural connections between mystical, mythical, and folk narratives and the story. Its themes and contents have been adapted from various anecdotes, and each of them has influenced part of the story. In the end, by using descriptive-analytical method, we show how successful Leonov is in creating a special story with a multi-dimensional discourse combined with Eastern narrative traditions.

    Keywords: intertextuality, Khalil, Leonid Leonov, the classical literature of Iran, Mystical literature
  • Samāneh Abbāsi, Seidhasan Tabātabāee *, Esmat Esmāili Pages 173-192
    Khajuye Kermani, one of the great poets of the 8th century AH, has composed Gol o Nowruz at the request of a beloved and has dedicated it to his noble patron. According to him, the story is originally in Hindi and has been compiled by Babylonian storytellers. Although it has many similarities to Nizami Ganjavi's Khosrow and Shirin, it is a unique work because of having some love sub-stories, a lot of figures of speech and epics, and mystical and mythological themes. Also, Indian and Babylonian mythological beliefs and traditions are present in Gol o Nowruz and the influence of their culture, beliefs and myths on Iranian mythology, religion and epics and traditions has been proven. With regard to this influence and based on the statements of Khajuye Kermani, in the present article the mythical background of Gol o Nowruz is studied by using descriptive-analytical method, and its relation to the mythical narrative of Indra (Indian god) and waters or the cows captured by the Demon, as well as its relation to the Mesopotamia blessed Goddess and his husband are examined.
    Keywords: Myth, lyrical poetry, Gol o Nowruz, Mesopotamian Myths, Indian myths
  • Tāhereh Qāsemi *, Ali Mohammadi Pages 193-218

    Shams-i Tabrizi is one of the great mystics and great thinkers of his day, but until today and about two or three decades ago, he did not hold a prominent place in the history of Sufism except in the circle of Mulānā Jalāl-al Din Rumī and his companions. Our information about him is limited to Maqalat-e Shams-e Tabrizi (Discourse of Shams-i Tabrizi) and the sources that have written about his acquaintance with Rumī. It is only in Maqalat-e Shams-e Tabrizi that we get more detailed information about his life. One of remarkable thing about him is his teaching method. As it is clear from the sources, he used to teach children Qurān. His methods of teaching are different from the principles of modern education. They address two issues. First, to a certain extent, they refer to the methods of education of children in the seventh century AH; second, they show Shams-i Tabrizi method of education in great detail. His method of educating children is in line with his world-view and his critical and explicit approach. In the section of Shams-i Tabrizi's biography, the present essay used books and articles and his personality was evaluated by the analysis of content.

    Keywords: Maqalat-e Shams-e Tabrizi (Discourse of Shams-i Tabrizi), Personality of Shams-i Tabrizi, Thoughts of Shams-i Tabrizi, education
  • Hakimeh Mojāhedi *, Mohammad Rezā Sarfi, Mahmoud Modabberi Pages 219-240
    Lunar symbols refer to features that are related to functions and holy manifestations of the moon (as a goddess). These features generally include transformation, adjustment of time, making fate, fertility and rain bearing, revitalization, death and resurrection. Anything or phenomenon that has one or more of these attributes presents a lunar symbol and the moon dominates it. The lunar symbols have also been reflected in Iranian national legends. The legend of "Cheshme Pari", selected from Iranian Legends and Fairy Tales Encyclopedia, covers a collection of lunar symbols. By using descriptive-analytical method, the authors of the present article try to examine the legend of "Cheshme Pari" and to show the trace of worship of moon and water in the mythological beliefs of the Iranian people. Water is the most important symbol and element of the legend; it is pillar of the narrative and is present at all events. Almost all of the functions related to lunar have been used in the legend.
    Keywords: Lunar symbols, Moon, Water, Legend, Talisman
  • Fātemeh Mehrābi *, Behrouz Avazpour Pages 241-272
    Moving from color to meaning is a process that has been discussed by many thinkers with different intellectual backgrounds. This article seeks to answer the question that in a semantic triangle consisting of audience, author, and work of art and regardless of author's intention, if an audience is aware of Ala ud-Daula Simnani's views on the manifestations of colored lights, how will he/she analyze a work of art? By using the method of hermeneutic phenomenology of Henry Carbon, it is attempted to analyze the theory of Ala ud-Daula Simnani, and then, to examine the colors of a work of art based on the descriptive-analytical method. The results show that when a work of art is judged on the basis of Simnani's ideas, we can go beyond mere observation and obtain a kind of personal intuition. As a case study, the colors and design of a tomb-cover, were examined. This work of art represents, allegorically, a part of the spiritual journey of man to Lord that is already underway, as if he/she has been interrupted for some time by his/her physical life and has begun to pass through the body.
    Keywords: Color, phenomenology, Ala ud-Daula Simnani, Henry Corbin, Safavid Tomb-cover