فهرست مطالب

  • پیاپی 43 (زمستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/11/01
  • تعداد عناوین: 8
|
  • منیره نقدی پری*، مجید کاشف، عباسعلی گایینی صفحات 353-364

    این پژوهش با هدف بررسی تاثیر خوردن دو کربوهیدرات با GI متفاوت وگلوتامین بر مقادیر ایزوآنزیمهای کراتین کینازو زمان واماندگی در زنان فعال انجام گرفت. آزمودنی های این پژوهش 40 دانشجو با میانگین سنی 4 / 3 ± 82 / 24 سال وقد 1 / 5 ± 25 / 165 سانتیمتر، داوطلبانه انتخاب شدند و در چهار گروه شاخص گلیسمی کم و گلوتامین، شاخص گلیسمیزیاد و گلوتامین، گروه گلوتامین و گروه دارونما تصادفی قرار گرفتند. بنابراین برای شاخص گلیسمی پایین، عدس) 135- 130gr (و شاخص گلیسمی بالا، سیبزمینی) 175 - 170 gr (، گلوتامین مصرفی برای هر سه گروه به مقدارg/KgBW 5 / 0 محلول در 250 سیسی آب و دارونما نیز همین میزان استفاده شد. نمونه گیری خون قبل و بعد از آزمونبروس انجام گرفت. تجزیه وتحلیل یافته ها با استفاده از تحلیل واریانس اندازهگیری مکرر و یکراهه با آزمون تعقیبی بونفرونیدر سطح معناداری 05 / 0 ≥ α انجام پذیرفت. نتایج نشان داد خوردن کربوهیدرات با شاخص گلیسمی متفاوت و گلوتامین تاثیر معناداری بر مقادیر CK total و CK MB ندارد، ولی گلوتامین تنها نسبت به گروه کربوهیدرات با شاخص گلیسمیکم مانع از افزایش مقدار CK MM شد و خوردن کربوهیدرات با شاخصگلیسمی متفاوت و گلوتامین مدت زمان فعالیتتا واماندگی را افزایش داد. بنابراین میتوان استفاده از کربوهیدرات با شاخص گلیسمی متفاوت و گلوتامین، گلوتامین تنها برای افزایش زمان فعالیت و کاهش آسیب سلولی توصیه کرد.

    کلیدواژگان: کراتین کیناز، زمان واماندگی، شاخص گلیسمی، آزمون بروس، گلوتامین
  • محبوبه شهیدی راد، رویا عسکری*، سیدعلیرضا حسینی کاخک صفحات 365-377
    هدف

    متخصصین سلامتی به نقش موثر تمرینات ورزشی بر بهبود سطح سلامت افراد دارایMS اعتقاد دارند. تحقیق حاضر به بررسی تغییرات اینترلوکین 4و17 سرمی و هم چنین تغییرات قدرت عضلانی به دنبال 8 هفته تمرینات منظم مقاومتی پرداخت. 

    روش تحقیق:

    مطالعه حاضر از نوع کاربردی با طرح پیش و پس آزمون بود. 22 نفر از زنان مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس در دامنه ی سنی 25تا40 سال و با درجه ی ناتوانی (EDSS=4) به صورت هدفمند در دو گروه تجربی و کنترل قرار گرفتند. گروه تمرینی 8 هفته، 3 جلسه با شدت 45تا60 درصد یک تکرار بیشینه، تمرینات را انجام دادند و گروه کنترل اما در هیچ فعالیت منظم بدنی شرکت نکردند. قبل و بعد از دوره ی تمرینی آزمون های تن سنجی، قدرت بالاتنه و پایین تنه و نمونه گیری خون برای سنجش مقادیر اینترلوکین 17و4 انجام گرفت. برای تعیین توزیع طبیعی داده ها از آزمون اسمیرنف-کولموگرف و تحلیل واریانس یک طرفه برای تفاوت احتمالی در گروه ها و آزمون تی زوجی جهت بررسی تغییرات درون گروهی استفاده شد. سطح معناداری P≤0/05 در نظر گرفته شد و محاسبات در نرم افزار SPSS نسخه ی 18 انجام شد.

    نتایج

    تحلیل آماری نشان داد قدرت آزمودنی ها نسبت به گروه کنترل افزایش معناداری داشت (P=0/001). اینترلوکین 4 نیز نسبت به گروه کنترل افزایش معناداری نشان داد (P=0/002) اما اینترلوکین 17 بین دو گروه تفاوتی نداشت. به نظر می رسد زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس برای بهبود کارایی سیستم ایمنی و ارتقای سطح قدرت خود بتوانند از تمرینات منظم مقاومتی با شدت متوسط بهره ببرند.

    کلیدواژگان: اینترلوکین 17و4، تمرینات مقاومتی، زنان مبتلا به MS، قدرت عضلانی
  • سیروس چوبینه*، محبوبه برجیان فرد صفحات 378-391
    هدف پژوهش حاضر بررسی اثر مصرف مکمل امگا-3 بر پروتئین فاز حاد (CRP) و فیبرینوژن زنان ورزشکار پس از انجام یک وهله فعالیت ورزشی درمانده ساز، بود. 14دانشجوی دختر ورزشکار با میانگین و انحراف استاندارد سنی، تود ه بدن و حداکثر اکسیژن مصرفی به ترتیب 78/0±17/21 سال، 32/2±24/21 کیلوگرم بر متر مربع و 97/4±74/45 میلی لیتر کیلوگرم بر دقیقه به صورت داوطلبانه در این پژوهش شرکت کردند و به طور تصادفی به دو گروه دارونما و مکمل تقسیم شدند. گروه مکمل روزانه یک عدد کپسول امگا-3 حاوی 2/3 گرم ایکوساپنتانوییک اسید (EPA) و 2/2 گرم دوکوساهگزانوییک اسید (DHA) و گروه دارونما کپسول دارونما را در طول 3 هفته مصرف کردند. نمونه های خونی به منظور سنجش CRP و فیبرینوژن در ابتدا و پایان دوره مکمل سازی پیش و پس از فعالیت ورزشی درمانده ساز و به صورت ناشتا جمع آوری شدند. فعالیت ورزشی درمانده ساز شامل دویدن بر روی نوارگردان تا حد واماندگی بود. داده ها به وسیله آنالیز واریانس دوراهه در سطح معناداری 05/0P< تجزیه و شد. یافته ها نشان داد، فاکتور های التهابی CRP و فیبرینوژن پس از فعالیت بدنی افزایش معناداری داشتهاند (001/0P=). مکمل دهی امگا-3 باعث کاهش غیر معنی دار میزان CRP سرم پس از فعالیت ورزشی شد(54/0P=)، در گروه مکمل، مصرف امگا-3 باعث کاهش معنادار میزان فیبریتوژن سرم پس از فعالیت شد (005/0P=). در نتیجه، به نظر می رسد استفاده از این مکمل یا منابع غذایی سرشار از اسیدهای چرب امگا-3 از قبیل انواع ماهی ها به منظور کاهش التهاب ناشی از فعالیت های ورزشی مفید باشد.
    کلیدواژگان: اسیدهای چرب امگا-3، پروتئین های فاز حاد، پروتئین واکنشگر-C، فعالیت ورزشی، فیبرینوژن
  • حسین روحی، ولی الله دبیدی* صفحات 393-411

    چکیده استرس زندگی روزمره و بی تحرکی سالمندی بر دستگاه قلبی عروقی اثرگذار است. هدف مطالعه حاضر بررسی تاثیر پروتکل تمرین نظارت شده در خانه (HBME) بر شاخص های قلبی تنفسی و عملکرد بدنی جانبازان استان مازندران بود. بعلاوه، ارتباط Vo2peak حاصل از بروس اصلاح شده و راکپورت با حاصلضرب دوگانه و پالس اکسیژن نیز بررسی شد. 120نفر از جانبازان 49-25 درصد ترومایی بطور تصادفی به گروه های مداخله ورزشی و کنترل تقسیم شدند. برنامه تمرینات هوازی و مقاومتی به مدت 8 هفته و به ترتیب 4 و 2 روز در هفته در خانه اجرا گردید. شاخص های قلبی عروقی (Vo2peak بروس و راکپورت، فشار خون، ضربان قلب، حاصلضرب دوگانه و پالس اکسیژن) و عملکرد بدنی (قدرت اندام فوقانی و تحتانی، تعادل و انعطاف پذیری) با استفاده از آزمون های میدانی و آزمایشگاهی در ابتدا و انتهای دوره تحقیق اندازه گیری شدند. داده با استفاده از t تست و همبستگی پیرسون تحلیل شد. اجرای 8 هفته تمرین ترکیبی نظارت شده در خانه منجر به بهبود معنی دار مقادیر VO2 بروس، راکپورت، قدرت بالاتنه و پایین تنه، تعادل، انعطاف پذیری و حاصلضرب دوگانه گروه تمرینی در مقایسه با پیش آزمون شد (001/0≥ p). بعلاوه، همبستگی منفی بالا و معنی داری بین VO2 بروس و راکپورت با پالس اکسیژن وجود دارد (مقدار r به ترتیب برابر است با 926/0- و 335/0-). اجرای پروتکل تمرینی نظارت شده در خانه از طریق بهبود آمادگی قلبی تنفسی و عضلانی ممکن است باعث کاهش استرس میوکارد و همینطور ارتقای عملکرد بدنی و کیفیت زندگی در جانبازان می شود.

    کلیدواژگان: پالس اکسیژن، تمرین در خانه، حاصلضرب دوگانه، عملکرد بدنی
  • عزیزه احمدی، سعید دباغ نیکوخصلت*، وحید ساری صراف صفحات 413-431

    فعالیت های مقاومتی وامانده ساز، همراه با پیشرفت سریع آمادگی جسمانی و عضلانی است. هدف از تحقیق حاضر بررسی تاثیر فعالیت ست های وامانده ساز و خوشه ای بر نشانگرهای آسیب عضله قلبی است. مواد و روش ها: 12 مرد فعال با میانگین سنی 25/2±20/23 سال داوطلبانه انتخاب شدند. دو نوع پروتکل تمرینی ست های وامانده ساز و خوشه ای با طرح پیش آزمون و پایش 30 دقیقه، چهار، 12 و 24 ساعت بعد، مجزا اجرا شدند. هر دو نوع پروتکل وامانده ساز و خوشه ای شامل 9 حرکت با وزنه در دامنه شدت (RM 15-12) برابر و با حجم های تمرینی مساوی بودند. یافته ها: میانگین ضربان قلب دور پایانی تمرین در هر دو شیوه تمرینی کاهش نشان داد که در ست های خوشه ای با اندازه اثر (67/0=d) این کاهش بارزتر بود (05/0<p). میزان درک فشار تنها در مرحله اول پایش تفاوت داشت که در شیوه ست های وامانده ساز با اندازه اثر (59/3=d) بالاتر بود (05/0<P). میانگین تروپونین قلبی نوع I با حساسیت بالا (hscTnI) در پایش 24 ساعت بعد از مداخله در شیوه ست های وامانده ساز با اندازه اثر (90/0=d) بزرگ تری مشاهده شد (05/0<P). در تمامی مراحل پایش دو شیوه تمرینی (به استثنای پایش 24 ساعت بعد) مقدار پپتید ناتریوتیک نوع B (Nt-proBNP) قلبی بالاتر از سطوح پایه بود که اوج افزایش آن 4 ساعت بعد با اندازه اثر (35/1=d) در شیوه ست های وامانده ساز مشاهده شد. نتیجه گیری: اجرای فعالیت های مقاومتی وامانده ساز سطوح نشانگرهای زیستی آسیب عضله قلب را افزایش می دهد و امکان دارد دوره بازیافت 24 ساعته کافی نباشد.

    کلیدواژگان: تروپونین قلبی نوع I با حساسیت بالا (hscTnI)، پپتید ناتریوتیک نوع B (Nt-proBNP)، فعالیت مقاومتی با ست های خوشه ای، فعالیت مقاومتی وامانده ساز، شاخص حجم
  • شبنم بیدآبادی، ماندانا غلامی*، نادر شاکری صفحات 433-446
    اینترلوکین 15 (IL-15) یکی از سایتوکاینهای مهمی است که توسط عضله اسکلتی و در پاسخ به فعالیت ورزشی ترشح میشود و دارای تاثیرات متعددی بر بافتهای مختلف از جمله بافت عضلانی میباشد. پژوهش حاضر به منظور بررسی تاثیر هشت هفته تمرین مقاومتی دایره ای بر سطوح سرمی IL-15 در مردان جوان دارای اضافه وزن صورت گرفت. 20 مرد جوان دارای اضافه وزن (BMI: 26.32±0.98 kg.m2) به صورت تصادفی در دو گروه (10=n) کنترل و تمرین مقاومتی دایرهای تقسیم شدند. برنامه تمرینی به مدت هشت هفته و سه جلسه در هفته اجرا شد. هر جلسه شامل نه حرکت بود که با شدت 50 تا 60 درصد 1RM اجرا میشد. طی این مدت، آزمودنیهای گروه کنترل نیز برنامه عادی روزانه را ادامه دادند. پس از 48 ساعت از آخرین جلسه تمرین، خونگیری در مرحله پس آزمون همانند مرحله پیش آزمون به میزان هفت میلیلیتر از ورید بازویی انجام شد تا سطوح متغیرهای مورد بررسی شامل IL-15، IGF-I و IGFBP-3 اندازه گیری شود. یافته های حاضر نشان داد که تغییرات در سطوح IL-15، IGF-I و IGFBP-3 بین دو گروه کنترل و تمرین مقاومتی دایرهای از نظر آماری معنادار نبوده است (05/0<p). باوجود این، درصد چربی بدن در گروه تمرین کرده در مقایسه با گروه کنترل، کاهش معناداری نشان داد (003/0=p). بر اساس یافته های حاضر میتوان عنوان کرد که تاثیرات مثبت احتمالی تمرینات مقاومتی دایرهای طی مدت هشت هفته در مردان جوان دارای اضافه وزن از طریق مسیرهای دیگری غیر از تغییر در سطوح متغیرهای مورد بررسی از جمله IL-15 اتفاق می افتد.
    کلیدواژگان: اضافه وزن، اینترلوکین-15، تمرین مقاومتی دایره ای، مایوکاین
  • پژمان تقی بیک زاده بدر، فاطمه شب خیز*، شهناز شهربانیان صفحات 447-462

    هدف:

     از پژوهش حاضر بررسی بیان ایزوفرم های PGC-1 آلفا در پاسخ به تمرینات مقاومتی اکسنتریک و کانسنتریک در افراد سالم بود.

     روش تحقیق:

    10 مرد سالم بصورت تصادفی در هر یک از گروه ها (کانسنتریک 5 نفر- اکسنتریک 5 نفر) تقسیم شدند. پروتکل های انقباض آیزوکینتیک شامل اکسنتریک و کانسنتریک اکستنشن زانو با حداکثر قدرت و سرعت زاویه ای 60 درجه بر ثانیه بود. گشتاورها برای هر آزمودنی به منظور همسان سازی بارکاری در هر دو پروتکل یکسان و سرعت رفت و برگشت 60 درجه بر ثانیه بود. انقباض ها شامل حدکثر 12 ست 10 تکراری برای پای راست، زمان استراحت بین هر ست 30 ثانیه در نظر گرفته شد. در ابتدا و انتهای مطالعه بافت عضله پهن جانبی بایوپسی شد. بایوپسی در دو جهت دیستال و پروگزیمال عضله پهن جانبی انجام شد. برای بررسی بیان ژن PGC1α-1 و PGC1α-4، در هر گروه بررسی بافت ها از تکنیک PCR Real Time استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده های این پژوهش از روش آماری تی وابسته و آزمون کوواریانس استفاده شد.

     یافته ها: 

    تغییرات درون گروهی PGC1α-1 ، در گروه اکسنتریک (168/0p=) و کانسنتریک (959/0p=) معنادار نبود. همچنین تغییرات درون گروهی PGC1α-4 ، در گروه اکسنتریک (012/0p=) و گروه کانسنتریک (022/0p=) معنادار بود. 

    نتیجه گیری:

     در مجموع بنظر می رسد عدم تغییرات معنادار در متغیرهای مورد نظر ناشی از عدم فشار تمرینی کافی جهت تحریک افزایش PGC1α-1 و PGC1α-4 باشد. و با توجه به بررسی پاسخ بنظر می رسد در بحث سازگاری نتایج متفاوتی بدست آید که نیاز به بررسی دارد.

    کلیدواژگان: انقباض اکسنتریک، انقباض کانسنتریک، PGC1α-1، PGC1α-4
  • سعاد کعبی، لیدا مرادی*، رستم علی زاده صفحات 463-475
    با توجه به نقش نسفاتین-1 به عنوان پپتید کاهنده اشتها و همچنین کاهش انرژی دریافتی هنگام قرار گرفتن در معرض ارتفاع بالا تحقیق حاضر با هدف بررسی تاثیر 6 هفته تمرین هوازی در شرایط هایپوکسی بر سطوح استراحتی نسفاتین-1 و مقاومت به انسولین زنان دارای اضافه وزن طراحی شد. تعداد 24 زن جوان دارای اضافه وزن (سن 7/3±25/28 سال، قد 01/3±8/161 سانتی متر، وزن 18/7±64/78 کیلوگرم) انتخاب و به دو گروه (تعداد: 12 نفر، فعالیت 60 درصد ضربان قلب بیشینه در شرایط هایپوکسی 3000 متر) و نورموکسی (تعداد: 12 نفر، فعالیت 60 درصد ضربان قلب بیشینه در شرایط نورموکسی) تقسیم شدند. دوره تمرین 6 هفته و به صورت 3 جلسه در هفته بود. ویژگی های آنتروپومتریک، گلوکز، انسولین، مقاومت به انسولین و نسفاتین-ا آزمودنی های قبل و بعد از دوره تمرینی اندازه گیری شد از تی-مستقل و وابسته برای تحلیل آماری استفاده شد... بر اساس نتایج تحلیل آماری تفاوت های بین گروهی وزن (16/0=P)، شاخص توده بدن (19/0=P) و گلوکز (23/0=P) معنی دار نبود، اما تغییرات درصد چربی (02/0=P) و دور کمر (03/0=P) انسولین (001/0=P)، مقاومت به انسولین (001/0=P) و نسفاتین-1 (002/0=P) معنی دار بود. نتایج تحقیق نشان داد که تمرین هوازی با شدت متوسط در شرایط هایپوکسی منجر به تغییرات بیشتری در نسفاتین-1 نسبت به فعالیت در شرایط نورموکسی می شود. احتمال می رود بهبود ترکیب بدن و شاخص مقاومت به انسولین با تغییرات نسفاتین-1 و کاهش اشتها و غذای دریافتی ناشی از آن مرتبط باشد.
    کلیدواژگان: آدیپوکاین، اشتها، اضافه وزن، تمرین هوازی، نورموباریک هایپوکسی
|
  • Monireh Naghdi Pari *, Majid Kashef, Abas Ali Gaeeni Pages 353-364

    The purpose of this study was to defining effect of two different GIcarbohydrates and Glutamine usage on Creatine kinase and the exhaustion time in active female subjects. For this purpose 40 subjects with the average age of 24.82 3.4 year, the height of 165.25 5.1 cm were participated voluntary in this study. Subjects were divided into 4 groups of carbohydrate with low glycemic and glutamine,carbohydrate with high glycemic and glutamine, glutamine and placebo groups randomly. lentil was used as carbohydrate with low glycemic, and potato as high glycemic food and the consumed glutamine for each three groups with the amount of 0.5 g/kg BW in solution form in water and placebo.Blood samples was collected before and after laboratory Bruce test.For allP

    Keywords: Creatine Kinase, Glutamine, Exhaustion, glycemic index, Bruse
  • Mahbobe Shahidi Rad, Roya Askari *, Seyyed Alireza Hosseini Kakhk Pages 365-377
    Purpose

    Health professionals believe in the effective role of exercise training on improving the health of MS patients. The present study to investigate changes in serum levels IL4 and 17, as well as muscle strength changes after 8 weeks of regular resistance training.

    Methodology

    The present study was a applied and pre-post design. Twenty-two women with multiple sclerosis in the range of 25 to 40 years old and with disability (EDSS = 4) were randomly assigned into experimental and control groups. 8-week training sessions, 3 sessions with 45-60% intensity, one repetition, performed exercises, and the control group did not participate in any regular physical activity. Before and after training, anthropometric tests, upper and lower strength and blood sampling were used to measure the levels of Interleukin 17 and 4. To determine the normal distribution of data, the Smirnov-Kolmogorov test and one-way variance analysis were used for the possible difference in the groups and the paired t-test was used to examine the intra-group changes. The significance level was considered to be P≤0 / 05 and the calculations were performed using SPSS version 18.

    Results

    The statistical analysis showed that the subjects' strength was significantly higher than the control group (P = 0.001). Interleukin 4 showed a significant increase compared to the control group (P = 0.002), but interleukin 17 did not differ between the two groups. Women with multiple sclerosis seem to be able to use regular moderate-intensity exercise

    Keywords: Interleukin 17, 4, resistance exercises, women with MS, muscle strength
  • Siroos Choobineh *, Mahboubeh Borjian Fard Pages 378-391
    The purpose of this study was to examine the effect of omega-3 supplementation on C-reactive protein (CRP) and fibrinogen in athletic women after single bout of exhaustive exercise. Fourteen athletic women (mean ± SD age 21.17±0.78 years, 21.24±2.32 mass, 45.74±4.97 VO2max) participated in a randomized, double-blind crossover study. Subjects entered the study on their normal diet, and then received either fish oil capsules containing 3.2g eicosapentaenoic acid and 2.2g docosahexaenoic acid (n-3 polyunsaturated fatty acid) capsule or placebo containing olive oil taken daily for 3 weeks. Blood sampling has been collected, pre and post exhaustive exercise, before and after supplementation periods.exercise performed on treadmill until exhaustion. The data were analyzed by two-way ANOVA. Statistical differences were considered significant at P
    Keywords: Acute-Phase Proteins, C-reactive protein, exercise, fibrinogen, Omega-3 fatty acids
  • Hossein Rohi, Valiollah Dabidi Roshan * Pages 393-411
    Aim

    The stress of everyday life and aging inefficiency affect the cardiovascular system. The purpose of this study is to investigate the effect of home-based monitored exercise protocol (HBME) on cardio respiratory parameters and physical function of veterans of Mazandaran province. In addition, the correlation between Vo2peak and modified Bruce and Rockport was investigated by dual product and pulse oxygen.

    Methodology

    120 veterans were randomly divided into intervention and control groups. Aerobic and resistance training programs were performed at home for 8 weeks and 4 and 2 days respectively. Cardiovascular Indices (Vo2peak Bruce and Rockport, Blood Pressure, Heart Rate, Dual Produce, and Pulse Oxygen) and Physical Function (Upper and Lower Strength, Balance and Flexibility) by field and laboratory tests at the beginning and the end The research period was measured. Data was analyzed using ANOVA, t-test and Pearson correlation.

    Results

    Implementation of 8 weeks of home-based training resulted in significant improvement in Bruce VO2, Rockport, upper and lower trunk strength, balance, flexibility and duality of the training group compared to the pre-test. (p≥0,001). In addition, there is a significant and significant negative correlation between the Bruce VO2 and the Rockport with the Pulse Oxygen. (r = -0.926, r = -0.335), (p≥ 0.000) (p <0.002).

    Conclusion

    Performing synergistic aerobic and homeopathic exercises through improving cardio respiration and muscular fitness may reduce myocardial stress and also improve physical activity and quality of life in veterans

    Keywords: Oxygen pulse, Home-based exercise, dual product, Performance
  • Azizeh Ahmadi, Said Nikookheslat *, Vahid Sarisaraf Pages 413-431

    resistance exercise to failure along with the rapid development of muscle and physical fitness. The purpose of the present study is to investigate effect of exercise to failure sets and cluster sets on biomarkers of cardiac injury.

    Methods

    Twelve trained male athletes with a mean age of 23.20 ± 2.25 years were voluntarily selected. Two kinds of exercises’ concentric failure sets and cluster sets done separately with pre-test and 30 minutes, 4, 12 and 24 hours follow-up. Both failure sets and cluster sets include nine exercises with a weight in equal intensity zone (12-15RM) and training volumes.

    Result

    in final cycling of exercise both protocols has shown decreased in mean heart rate, especially in cluster sets this decrease with high effect size (ES) (d = 0.99) was most obviously (P <0.05). Only in the first period of monitoring, perceived exertion level was different and which was higher in concentric failure sets ES (d = -3.59) (P <0.05). hscTnI mean after the intervention, at the 24 hours later monitoring showed large ES (d = 0.90) in failure sets (P <0.05). During all periods of two protocol follow up (with the exception of a 24-hour monitoring) a cardiac Nt-proBNP elevated above the baseline levels, which peaked 4 hours later monitoring with ES (d = 1.35) in failure sets.

    Conclusion

    Performing resistance exercise to failure increases the biomarkers of cardiac injury levels and 24-hour recover period may not be sufficient.

    Keywords: cluster sets resistance exercise_exercise volume index_high sensitivity Cardiac Troponin I (hscTnI)_N-terminal proBNP (NT-proBNP)_resistance exercise to concentric failure
  • Shabnam Bid Abadi, Mandana Gholami *, Nader Shakeri Pages 433-446
    Interleukin-15 (IL-15) is an important cytokine that secreted from skeletal muscles in response to exercise and has a different effect on various tissue such as muscular tissue. Present study conducted aimed to investigate the effect of eight weeks of circuit resistance training on serum levels of IL-15 in young overweight males. 20 overweight young males (BMI: 26.32±0.98 kg.m2) randomly divided into two control and circuit resistance training groups (n=10). Circuit resistance training program performed for eight weeks and three session per week. Each training session consisted of nine exercise that performed with 50 to 60 percent of 1RM. Over this time, the subjects in control group continue their routine daily program. After 48 hours from the last training session, post-test blood samples taken up to 7 ml from brachial vein, as in pre-test, in order to measurement the levels of desired variables including IL-15, IGF-I and IGFBP-3. Present study findings indicated that changes in the levels of IL-15, IGF-I and IGFBP-3 were not statistically significant between the control and circuit resistance training groups (p>0.05). However, percent body fat in trained group indicated significant decrease compared to control group (p=0.003). According to present study findings, it seems that circuit resistance training positive effects over eight weeks in overweight young males is mediated by other pathways beside the changes in levels of studied variables including IL-15.
    Keywords: Circuit Resistance Training, Interleukin-15, Myokine, overweight
  • Pejman Taghibeikzadehbadr, Fatemeh Shabkhiz *, Shahnaz Shahrbanian Pages 447-462

    The aim of this study was to investigate the expression of PGC-1 alpha isoforms in response to eccentric and concentric resistance exercise in healthy subjects.

    Materials and Methods

    Ten healthy men were randomly divided into two groups (5 men concentric and 5 men eccentric). Isokinetic contraction protocols included eccentric and concentric knee extension with maximum power and angular velocity of 60 degrees per second. The torques for each subject were 60 degrees per second to match the workload in both identical protocols and the rotational speed. Contractions consisted of a maximum of 12 sets of 10 repetitions for the right leg, a rest time of 30 seconds between each set. At the beginning and end of the study, lateralis muscle tissue was biopsied. Biopsies were performed in both distal and proximal directions of the lateral flank. Real time PCR was used to evaluate PGC1α-1 and PGC1α-4 gene expression in each tissue group. Data were analyzed using dependent t-test and covariance test.

    Results

    The intra-group changes of PGC1α-1 were not significant in eccentric (p = 0.168) and concentric (p = 0.959) groups. There was also a significant difference between PGC1α-4, eccentric group (p = 0.012) and concentric group (p = 0.02).

    Conclusion

    It seems that lack of significant changes in the desired variables due to the lack of exercise pressure is sufficient to stimulate the increase of PGC1α-1 and PGC1α-4. with regard to reviewing the answer, it seems that the compatibility debate has different results that need to be addressed.

    Keywords: Eccentric contraction, Concentric contraction, PGC1α-4, PGC1α-1
  • Saad Kabi, Lida Moradi *, Rostam Alizadeh Pages 463-475
    Introduction
    Nesfatin-1is a reducing appetite peptide, on the other hand energy demand decreases in high altitude, thus it’s possible that training in altitude could have more reducing effect on weight. We decided to do this research in order to investigation the effects of 6-weeks aerobic training in hypoxic condition vs normoxic condition on resting Nesfati-1 and insulin resistance in overweight women.
    Material and methods
    Twenty-four overweight young women (age: 28.25±3.7 yrs. height: 161.8±3.01 cm, weight: 78.64±7.18) were selected and randomly assigned into two experimental groups: hypoxia group (n= 12, 60% of HRmax, in hypoxic condition resembling of 3000 m altitude) and normoxy group (n= 12, 60% of HRmax, in normoxy condition). Training program was consisted of 6 weeks and 3 sessions per week. Anthropometric characteristic, glucose concentration, insulin concentration, insulin resistance and Nesfatin-1 plasma concentration were analyzed before and after training period. Dependent and independent t-test were used as statistical tests.
    Results
    Between group differences in weight (p=0.16), BMI (p=0.19) and glucose (p=0.23) was not significant, but for fat percent (p=0.02), waist circumference (p=0.03), insulin (p=0.001), HOMA-IR (p=0.001) and Nefatin-1 (p=0.002) were significant.
    Conclusion
    The results of this study showed that aerobic exercise in hypoxic condition led to higher increase in Nesfatin-1 in comparison with normoxy condition. Presumably improvement in body composition and insulin resistance index are related to Nestin-1 changes and resulting appetite and energy demand decrement
    Keywords: Adipokine, appetite, overweight, Aerobic training, Normobaric Hypoxia