فهرست مطالب

  • سال یازدهم شماره 3 (پیاپی 43، پاییز 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/09/01
  • تعداد عناوین: 9
|
  • شیما رضیان، علی فتحی آشتیانی*، حمیدرضا حسن آبادی، عماد اشرفی صفحات 1-10
    هدف

    هدف از پژوهش حاضر، بررسی اعتبار، روایی و ساختار عاملی نسخه فارسی مقیاس هراس اجتماعی (SPS) بود. 

    روش شناسی:

    مطالعه توصیفی حاضر شامل 276 نفر از دانشجویان دانشگاه شاهد (141 مرد و 135 زن) می شود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. به منظور گردآوری داده‏ ها پس از ترجمه و ترجمه وارونه مقیاس SPS، این ابزار به همراه پرسشنامه هراس اجتماعی (SPIN) برای بررسی روایی همگرا و پرسشنامه افکار خودکشی بک (BSSI) برای بررسی روایی واگرا مورد استفاده قرار گرفت. داده ها به روش همبستگی پیرسون تحلیل شدند. همچنین به منظور روایی تفکیکی میانگین دو گروه بیمار و بهنجار با استفاده از t مستقل مورد ارزیابی قرار گرفتند.

    یافته ها: 

    یافته های تحلیل عاملی نشان داد که این مقیاس در نمونه ایرانی نیز دارای یک عامل می باشد. پایایی این آزمون به روش بازآزمایی 88/0 و همسانی درونی این مقیاس با استفاده از آلفای کرونباخ 91/0 و همبستگی بین دو نیمه آزمون 80/0 به دست آمد. همبستگی با پرسشنامه هراس اجتماعی برابر با 68/0 و همبستگی آن با پرسشنامه افکار خودکشی بک، برابر با 22/0 بوده است. همچنین در مقایسه بین گروه بیمار و سالم آزمون t مستقل نشان داد که این دو گروه در مقیاس هراس اجتماعی تفاوت معنی داری دارند.

    نتیجه‏ گیری: 

    با توجه به نتایج بدست آمده، نسخه فارسی SPS در دانشجویان ایرانی از اعتبار و روایی مناسبی برخوردار است و این ابزار می تواند در جامعه ایرانی به عنوان ابزاری مفید و معتبر برای پژوهش و در حوزه بالینی مورد استفاده قرار گیرد.

    کلیدواژگان: مقیاس هراس اجتماعی، اعتبار، روایی، تحلیل عاملی، نمونه ایرانی
  • رویا آفتاب، حامد برماس*، خدیجه ابوالمعالی الحسینی صفحات 11-24
    مقدمه

    هدف از پژوهش حاضر پیش بینی اندیشه پردازی خودکشی براساس صفات پنج عاملی شخصیت با واسطه گری سازوکارهای دفاعی بود.

    روش

    روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی و جامعه آماری پژوهش شامل تمام شهروندان ساکن در شهر کرج در زمستان سال 1397 بود که از میان آن ها به روش نمونه برداری تصادفی دو مرحله ای و داوطلبانه  550 نفر انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه پنج عاملی نئو؛ پرسشنامه سازوکارهای دفاعی-40 آندروز، سینگ و بوند؛ پرسشنامه اندیشه پردازی خودکشی بک  بود. جهت تحلیل داده ها از روش الگویابی معادلات ساختاری استفاده شد.

     یافته ها: 

    در پژوهش حاضر ضریب مسیر غیرمستقیم بین صفت روان رنجورخویی با اندیشه پردازی خودکشی مثبت ومعنادار بود (0/001=P) همچنین ضریب مسیر غیرمستقیم بین صفت وظیفه شناسی و اندیشه پردازی خودکشی منفی ومعنادار بود (0/001=P)

    نتیجه گیری: 

    عواطفی نظیر احساس گناه که از تعارض های ناهشیار و خودسرزنش گری در شخصیت های روان رنجور ناشی می شوند و ناتوانی در به تاخیر انداختن ارضای خواسته ها و تکانه ها در شخصیت هایی که از وظیفه شناسی بالایی برخوردار نیستند موجب متوسل شدن شخص به سازوکارهای دفاعی مختلف و اجتناب ازعواطف ناخوشایند درونی و درگیر شدن در اندیشه پردازی خودکشی می شود. به مسئولین، بالینگران و درمانگران پیشنهاد می شود، آموزش های همگانی را ترتیب دهند که آن دسته از سازوکارهای دفاعی را در افراد هدف قرار می دهند که به هنگام تخطی گری موجب اندیشه پردازی خودکشی می-شوند.

    کلیدواژگان: اندیشه پردازی خودکشی، روان رنجورخویی، سازوکارهای دفاعی، صفات شخصیت، وظیفه شناسی
  • پگاه حسن پور*، علیرضا آقا یوسفی، محسن ضمیر، احمد علیپور صفحات 25-38
    هدف

    این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی درمان فراتشخیصی بر اجتناب تجربه ای، تنظیم شناختی هیجان، و در بیماران با اختلال وسواسی-جبری (OCD) مقایسه آن با درمان مواجه سازی و پیشگیری از پاسخ (ERP) انجام شد.

    روش

    پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون است. جامعه مورد مطالعه در پژوهش حاضر کلیه افراد مبتلا به OCD مراجعه کننده به مراکز خدمات روانشناختی قزوین در سال 1396 بودند. 40 بیمار با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به طور تصادفی به 2 گروه 20 نفری (گروه اول تحت درمان فراتشخیصی و گروه دوم تحت درمان ERP) گمارش شدند. در این پژوهش متغیرهایی مانند سن و جنس کنترل شد. ابزارهای به کار رفته در پژوهش حاضر عبارت بودند از: پرسش نامه وسواس ییل براون (YBOCS)، مصاحبه بالینی ساختاریافته (SCID-I)، ، ، پرسشنامه چندبعدی اجتناب تجربه ای (MEAQ))،، مقیاس تنظیم شناختی هیجانی داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS و با استفاده از روش آماری تحلیل کوواریانس و آزمون t زوجی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

     یافته ها:

     نتایج به دست آمده نشان داد که درمان فراتشخیصی به طور معناداری باعث کاهش اجتناب تجربه ای و همچنین، بهبود در تنظیم شناختی هیجان در افراد مبتلا به OCD شده است (001/0>p).

     نتیجه گیری: 

    نتایج به دست آمده با توجه به مطالعات انجام شده در این زمینه و محتوای پروتکل درمان فراتشخیصی و درمان ERP مورد بحث قرار گرفت.

    کلیدواژگان: اختلال وسواسی-جبری، درمان فراتشخیصی، درمان مواجه سازی و پیشگیری از پاسخ
  • حسین شاره*، فائزه دلال مقدم، الهام حقی صفحات 39-50
    مقدمه
    مولتیپل اسکلروزیس یک بیماری التهابی است که عوارض جسمانی و روانشناختی متعددی را به همراه دارد. این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی درمان مبتنی برپذیرش و تعهد بر معنای زندگی، تحمل پریشانی هیجانی و خودکارآمدی درد در بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس انجام گرفت.
    روش
    پژوهش حاضر با استفاده از طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل انجام شد. از بین اعضای انجمن مولتیپل اسکلروزیس شهرستان قوچان در سال 1397، 20 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار داده شدند. گروه آزمایش طی 8 جلسه تحت درمان گروهی مبتنی بر پذیرش و تعهد قرار گرفتند، در حالی که گروه کنترل روند عادی جلسه های انجمن MS را می گذراندند. پرسشنامه های معنای زندگی، تحمل پریشانی و خود کارآمدی درد در پیش آزمون و پس آزمون مورد استفاده قرار گرفت. داده ها با استفاده از تحلیل کواریانس چند متغیره تجزیه و تحلیل شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که آزمودنی های گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل در متغیرهای معنای زندگی و مولفه های آن (وجود معنای زندگی و جست و جوی معنای زندگی)، تحمل پریشانی هیجانی و خرده مقیاس هایش (تحمل ،جذب ،ارزیابی وتنظیم) و خودکارآمدی درد (0/05>p) بهبود معنادار داشتند.
    بحث و نتیجه گیری
    درمان مبتنی برپذیرش و تعهد منجر به بهبود معنی دار معنای زندگی، تحمل پریشانی هیجانی و خودکارآمدی درد در بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس می شود.
    کلیدواژگان: درمان مبتنی بر پذیرش وتعهد، معنای زندگی، تحمل پریشانی، خودکارآمدی، مولتیپل اسکلروزیس
  • محمد رضا مصاحبی، حمیدرضا عریضی*، فریبا یزدخواستی، حمید بیدرام صفحات 51-66
    مقدمه

    امروزه اعمال مداخلاتی در جهت ایجاد بهزیستی روانشناختی بالا در سالمندان به دلایلی چون کاهش توانمندی جسمی و از دست دادن پایگاه های اجتماعی و شغلی در اولویت قرار گرفته است. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی مداخله های جسمی-روانشناختی چهارگانه بر ارتقای مولفه های مثبت بهزیستی روانشناختی و سلامت عملکردی سالمندان انجام شده است.

    روش

    نمونه شامل75 نفر از زنان 60-75سال شهر اصفهان بود که در 5 گروه 15 تایی گمارده شدند و تحت مداخله های مربوط قرار گرفتند. مولفه های مثبت بهزیستی روان شناختی شامل تعامل اجتماعی، رضایت از زندگی، شادی، امید به زندگی(انگیزش و گذرگاه) و سلامت عملکردی در پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری توسط آزمون های استاندارد و یا محقق ساخته سنجیده شد.

    یافته ها:

     نتایج تحلیل واریانس با اندازه های مکرر نشان داد که اثر اصلی برای همه گروه ها در همه متغیرها معنی دار است(0/001=P). همچنین برای متغیر تعامل اجتماعی تاثیر روش درمانی الکساندر، و برای سایر متغیرها تاثیر هر سه روش درمانی (الکساندر، دوساهو و خاطره گویی)، بیشتر از سایر روش هاست.

    نتیجه گیری: 

    جهت افزایش بهزیستی روانشناختی در سالمندی و بهبود تعاملات اجتماعی، امید به زندگی، شادی، رضایت از زندگی و هم چنین ارتقاء سطح سلامت عملکردی سالمندان، به کارگیری مداخله های جسمی-روانشناختی مورد بررسی در این پژوهش یعنی تکنیک الکساندر، دوساهو و خاطره گویی توصیه می گردد.

    کلیدواژگان: تکنیک الکساندر، روش دوساهو، خاطره گویی، ایفای نقش، مولفه های مثبت بهزیستی روانشناختی
  • مسلم عباسی*، فاطمه عسکرپور کبیر، اعظم غریبی صفحات 67-76
    مقدمه

    با توجه به حضور نوسانات عاطفی و استرس زناشویی در زندگی زوجین در معرض طلاق، پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش مدل امنیت هیجانی بر عاطفه مثبت و منفی و استرس زناشویی زوجین در معرض طلاق شهر بوشهر انجام گردید.

    روش

    در پژوهشی نیمه آزمایشی جامعه ی تحقیق شامل  تمام زوجین مراجعه کننده به دادگاه های شهر بوشهر برای طلاق در سال 1395 بود که 50 آزمودنی به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب و بصورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند.  داده ها  با مقیاس تجدید نظر شده استرس زناشویی(SMSS)  و مقیاس عواطف منفی و مثبت(SPANE)  جمع آوری و توسط کواریانس چندمتغیری (مانکوا) تحلیل شدند.

    یافته ها

    راهبرد آموزشی مبتنی بر مدل امنیت هیجانی باعث کاهش معنادار عاطفه منفی و نیز استرس زناشویی زوجین گروه آزمایش شد (0/01≥p). اما برای عاطفه مثبت اثرات معنادار نبود.

    نتیجه گیری

    به طور کلی آموزش امنیت هیجانی می تواند به کاهش استرس های زناشویی و عاطفه منفی در زوجین دارای اختلاف زناشویی بیانجامد.  بر این اساس مشاوران و روانشناسان می توانند از این مدل جهت کاهش مشکلات زوجین درگیر مشکلات عاطفی و استرس بهره گیری کنند. 

    کلیدواژگان: آموزش امنیت هیجانی، عاطفه منفی، عاطفه مثبت، استرس زناشویی
  • حسین داودی، خلیل غفاری*، اعظم مرادی، آتنا عبدلی صفحات 77-86
    مقدمه

    هدف پژوهش حاضر بررسی عملکرد شناختی بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا و وسواسی-جبری سازمان بهزیستی و مقایسه آنان در خرده مقیاس های عملی و کلامی آزمون هوشی وکسلر بزرگسالان بود.

    روش

    طرح پژوهش حاضر از نوع علی مقایسه ی و نمونه آماری شامل 24 آزمودنی در  سال 1397 از مراکز بهزیستی شهر اراک و خمین بود که  به روش نمونه گیری در دسترس و در دو گروه اسکیزوفرنیا(12نفر) و افراد وسواسی جبری(12) انتخاب شدند. آزمودنی ها با استفاده از آزمون هوشی وکسلر بزرگسالان ارزیابی شدند.

    یافته ها

    تحلیل داده ها با استفاده از آزمون های آماری تی تک نمونه ای و تحلیل واریانس چند متغیری نشان داد که عملکرد بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا و وسواسی-جبری درهوشبهر و خرده مقیاس های کلامی و عملی به ترتیب از 100 به عنوان میانگین هوش کلامی و  عملی  و 10 به عنوان میانگین خرده مقیاس ها پایین تر بود. میانگین بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا نیز بطور معنادار پایین تر از مبتلایان به اختلال وسواسی-جبری بود.

    نتیجه گیری

    نتایج پژوهش حاضر نشان داد که بیماران اسکیزوفرن در مقایسه با بیماران وسواسی-جبری در همه خرده مقیاس های کلامی و عملی، عملکرد شناختی پایین تری داشتند. اختلاف میانگین در خرده آزمون های عملی بارزتر از خرده مقیاس های کلامی بود. این نتیجه به بیماران تحت پوشش سازمان بهزیستی قابل تعمیم است.

    کلیدواژگان: عملکرد شناختی، اسکیزوفرنی، وسواسی جبری
  • سپیده معماریان، علیرضا مرادی*، جعفر حسنی صفحات 87-100
    مقدمه

    هدف پژوهش حاضر، معرفی مبانی نظری و مراحل ساخت و اثربخشی برنامه آموزش کنترل بازداری نسبت به خوراکی های شیرین بود که برای اولین بار در قالب یک اپلیکیشن موبایل و با هدف کاهش انتخاب و مصرف خوراکی های شیرین برای کودکان طراحی شد.

    روش

    در این پژوهش از روش پژوهشی مطالعه موردی با طرح A-B-A استفاده شده است. ابتدا از بین کودکان دبستانی مبتلا به چاقی افراطی در شهر سمنان، 3 نفر به شیوه نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. ارزیابی ها با استفاده از پرسشنامه هوس غذایی، آزمون انتخاب خوراکی و آزمون طعم جعلی انجام شد. سپس، جلسات مداخله به صورت7 جلسه آموزش انفرادی انجام گرفت و دو ماه بعد از پایان مداخله، پیگیری انجام شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل دیداری نمودارها و شاخص روند، ثبات، درصد داده های غیرهمپوش و همپوش و اندازه اثر استفاده شد. 

    یافته ها:

    آموزش کنترل بازداری از طریق این اپلیکیشن موبایل، نه تنها بر کاهش میزان هوس کودکان نسبت به خوراکی های شیرین تاثیر داشته است (1/16=d)، بلکه منجر به کاهش انتخاب (1/48=d) و مصرف این گونه خوراکی ها (1/48=d) نیز شده است. اثرات آموزش بر میزان هوس (1/71=d) و انتخاب خوراکی (1/99=d) در طول زمان تداوم داشتند، هر چند تداوم اثرات بر مصرف این خوارکی ها (0/37=d) ضعیف بوده است.

    نتیجه گیری:

    نتایج تایید کننده اثربخشی این برنامه، به عنوان یک ابزار پیشگیری و درمانی کم هزینه و کوتاه برای کاهش اشتیاق و انتخاب و مصرف غذاهای شیرین بود.

    کلیدواژگان: تمرین کنترل بازداری، خوراکی های شیرین، اپلیکیشن مبایل، وسوسه، مصرف خوراکی
  • ناصر یوسفی*، فاروق محمدی، آرمان عزیزی، روفیا شمس اسفند آبادی صفحات 101-112
    مقدمه

    زنان افسرده نسبت به زنان غیرافسرده فشار روانی و عواطف منفی بیشتری را تحمل می کنند و زندگیشان دستخوش تغییرات زیادتری است هدف این پژوهش مقایسه اثر بخشی درمان غنی سازی ارتباطی و شناختی-رفتاری بر افسردگی و کیفیت زندگی در زنان افسرده بود.

    روش

    پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی ، پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش کلیه زنان بودند که در سال 1396 برای درمان افسردگی به مراکز مشاوره شهر سنندج مراجعه کرده بودند که با روش در دسترس انتخاب شدند. نمونه شامل 40 نفر از زنان افسرده بود که به صورت تصادفی در سه گروه غنی سازی، درمان شناختی- رفتاری و گروه کنترل، جایگزین شدند. در هر سه گروه پرسشنامه افسردگی بک و پرسشنامه کیفیت زندگی اجرا شد و داده های پژوهش با استفاده از روش تحلیل کورایانس چندمتغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

    یافته ها

    با وجود اینکه نتایج نشان دادند که هر دو روش تاثیر مطلوبی بر ارتقاءکیفیت زندگی زنان داشته اند، اما روش درمان غنی سازی نسبت به درمان شناختی- رفتاری تاثیر بیشتری داشت

    نتیجه گیری

    میتوان از رویکرد غنی سازی و درمان شناختی-رفتاری برای کاهش افسردگی و افزایش کیفیت زندگی در زنان افسرده استفاده کرد.

    کلیدواژگان: غنی سازی، درمان شناختی- رفتاری، کیفیت زندگی، افسردگی
|
  • Shima Rezian, Ali Fathi Ashtiani *, Hamidreza Hassanabadi, Emad Ashrafi Pages 1-10
    Purpose

    This study was designed in order to evaluate the reliability and validity of Persian version of Social Phobia Scale (SPS).

    Material and Methods

    The study sample consisted of 276 subjects (141 males & 135 females) who were selected via available sampling method. In order to collecting the data, after forward and backward translations of the Social Phobia Scale (SPS), this scale was used with the Social Phobia Inventory (SPIN) and Beck Scale for Suicidal Ideation (BSSI) to examine the convergent and divergent validity. The data were analyzed using Pearson’s correlation method. Also, in order to evaluate the differential validity, we used independent t-test, That it was calculated through the mean difference between two groups of clinical and non-clinical.

    Results

    The findings of factor analysis indicated that this scale is unifactorial in the Iranian sample. Test-retest reliability was 0.88 and internal consistency of the scale was 0.91 using Cronbach's alpha, Correlation between the two half-tests was 0.80. Also, the correlation with Social Phobia Inventory (SPIN) and Beck Scale for Suicidal Ideation (BSSI) were 0.68 and 0.22, respectively. Also, in comparison with clinical and non-clinical group, independent t-test was shown two groups are significantly different in social phobia scales.

    Conclusion

    The Persian version of Social Phobia Scale (SPS) is a reliable and valid scale which can be used in Iranian society as a useful and valid tool for research in the clinical field.

    Keywords: Social phobia scale, Reliability, Validity, factor analysis, Iranian sample
  • Roya Aftab, Hamed Bermas *, Khadijeh Abolmaali Alhoseyni Pages 11-24
    Introduction

    The aim of this study was to prediction suicidal thoughts based on the five-factor personality traits with the mediatory of defense mechanisms.

    Method

    The research method was descriptive-correlational, and the statistical population of the study consisted of all citizens living in Karaj in the winter of 2018, among whom using two-step random and voluntary sampling 550 people were selected. The tools study included NEO Five-Factor Inventory ; Defense Style Questionnaire-40 Beck Scale for Suicide Ideation . For data analysis, structural equation modeling was used.

    Results

    In the present study, the indirect path coefficient between neuroticism trait with suicidal thoughts was positive and significant( P=0.001). Also, the indirect path coefficient between conscientiousness trait with suicidal thoughts was negative and significant ( P=0.001).

    Conclusion

    Affects like shame and guilt feelings that arise from unconscious conflicts and self-blame in neuroticism personalities and the inability to delay the satisfaction of the person's wishes and impulses in those who lack a high level of conscientiousness can lead to relying on different defense mechanisms and avoid unpleasant internal emotions and engage in suicidal thoughts. It is suggested to authorities, clinicians, and therapists arrange general education that targets those types of defense mechanisms in target individuals who when violated, have suicidal thoughts.

    Keywords: conscientiousness, defense mechanisms, Neuroticism, Personality Traits, suicidal thoughts
  • Pegah Hasanpoor *, Alireza Aghausefi, OMID Zamir, Ahmad Alipour Pages 25-38
    Objective

    The purpose of this study was to investigate the effectiveness of transdiagnostic treatment on experiential avoidance, cognitive emotion regulation in patients with obsessive-compulsive disorder and its comparison with exposure and prevention response therapy

    Method

    The present study is a pre-test and post-test semi experimental design. The study population in this study was all obsessive compulsive patients referring to Qazvin psychological services centers in 2018. 40 patients were selected by purposeful sampling method and randomly assigned to 2 groups of 20 (the first group was treated with transdiagnostic treatment and the second group was treated with ERP). In this study, variables such as age and sex were controlled. The tools used in the present study were: Yale Brown Obsessive Compulsory Inventory (YBOCS), Structured Clinical Interview (SCID-I), Obsessive-Compulsive Questionnaire, , Multidimensional Experiential Avoidance QuestionnairQ( and cognitive emotional regulation questionnaire (CERQ). The collected data were analyzed by SPSS software and with using covariance analysis and paired t-test.

    Results

    The results showed that transdiagnostic treatment significantly decreased experiential avoidance and also improved, cognitive emotion regulation, in patients with OCD (p <0.001). On the other hand, the effectiveness of frat diagnostic therapy on these variables (except obsessive thoughts) was different in ERP patients (p <0.05) and transdiagnostic treatment in reducing and experiential avoidance and improvement in, cognitive emotion regulation, are more effective than ERP treatment.

    Conclusion

    The results of the present study were discussed with regard to the studies conducted in this field and the content of the transdiagnostic treatment protocol and ERP treatment

    Keywords: Obsessive-Compulsive disorder, transdiagnostic treatment, exposure, prevention response therapy
  • Hossein Shareh *, Faezeh Dalalmoqaddam, Elham Haghi Pages 39-50
    Introduction
    Multiple Sclerosis is an inflammatory disease that is associated with several physical and psychological complications. This study was conducted with the aim of investigating the effectiveness of acceptance and commitment therapy (ACT) in the meaning of life, emotional distress tolerance and pain self-efficacy among patients with multiple sclerosis.
    Method
    The present research was carried out using a pretest-posttest control ‎group design. Out of Multiple Sclerosis ‎Association‎ members in Quchan County in 2019, 20 subjects were chosen through available sampling method and were randomly assigned into two experimental and control groups. The experimental group received 8 sessions of acceptance and commitment group therapy whereas the control group attended the regular meetings held by the MS Society. Meaning in Life Questionnaire ‎‎(MLQ), Distress Tolerance Scale and Pain Self-Efficacy Questionnaire were applied in the pretest and posttest. The data were analyzed using multivariate analysis of covariance.
    Findings
    The results demonstrated that the experimental group subjects compared to the control group participants significantly improved in the variables of the meaning in life and its components (P
    Keywords: acceptance, commitment therapy, meaning in life, distress tolerance, self-efficacy, Multiple sclerosis
  • Mohamadreza Mosahebi, Hamidreza Oreyzi *, Fariba Yazdkhasti, Hamid Bidram Pages 51-66
    Introduction

    Today, interventions to create a high psychological well-being in the age old have been prioritized for reasons such as decreasing physical capacity and the loss of social and occupational bases in the old age . The purpose of this study was to investigate the effectiveness of four-dimensional physical-psychological interventions (Alexander technique, dohsa-hou method, compositional memorization, role playing, and combination method on the promotion of positive components of psychological well-being and Functional health among people age old ).

    Methods

    The sample consisted of 75 women aged 60-75 years old in Isfahan who were assigned to 5 groups of 15 (4 experimental and 1 control group) and received relevant interventions. The positive components of psychological well-being, including social interaction, life satisfaction, life expectancy, happiness and functional health in pre-test, post-test and follow-up were measured by standard or researcher-made tests.

    Results

    The results of repeated measures analysis of variance showed that the main effect for all groups in all variables was significant (P = 0.001). Also, for the social interaction variable, the effect of Alexander's therapeutic approach, and for other research variables, is the effect of all three therapies (Alexander technique, dohsa-hou, and memory retrieval) more than other methods.

    Conclusion

    In order to increase psychological well-being in aging and to improve social interaction, life expectancy, happiness, life satisfaction and functional health, in this period, the use of psychosocial interventions in this research, namely, Alexander technique, dohsa-hou and memory retrieval, is recommended.

    Keywords: Alexander Technique, dohsa-hou Method, Memory retrieval, Role playing, Positive Components of Psychological Well-being
  • Moslem Abbasi *, Fateme Askarpoor Kabir, Azam Gharibi Pages 67-76
    Introduction

    Considering to the presence of affective swings and stress in the lives of married couples facing divorce, the aim of present study was to investigate effectiveness of the Emotional Safety Model instruction on the positive and negative affects and marital stress of Bushehr’s coupleson the brink of divorce.

    Method

    The research method was quasi experimental. Population consisted all couples referred to courts in Bushehr for divorce, that the 50 participants selected by convenience sampling method and were randomly assigned to two groups of experimental and control(n=25). Data collected by Stockholm Marital Stress Scale – Tehran and Positive and Negative Affect Scale and analyzed by a MANCOVA analysis.

    Results

    Instructional strategy of Emotional Freedom was effective to decrease the negative effects, as well as, marital stress (p<0/01) in the couples of experimental group, whereas no significant effect found for positive affect.

    Conclusion

    In general, emotional safety training could decrease the marital stresses and negative affect in couples with marital problems. Hence, consultants and psychologists are recommended to use this model to reduce problems of couples involved in emotional and stress problems. 

    Keywords: Emotion Safety Training, negative effect, positive effect, Divorce, marital stress
  • Hossein Davoodi, Khalil Ghaffari *, Azam Moradi, Atena Abdoli Pages 77-86
    Introduction

     The purpose of this research was to examine the cognitive performance in schizophrenic and obsessive-compulsive patients based on WAIS-R   and to compare them in verbal and practical intelligence of the test.

    Method

     An expose-facto design was applied in which 24 subjects (12 from each group) were selected with convenience sampling method in 2018 in two cities of Arak and Khomein. The participants of both group were assessed using WAIS-R. The data was analyzed by one smple t-test and MANOVA statistical analysis.

    Results

     Results were shown significantly difference for verbal and none-verbal intelligence in obsessive-compulsive and schizophrenia patients regarding the criteria of M=100 and m=10 for every subscales.  Significantly lower means were also observed for schizophrenia patients rather than OCD patients.

    Conclusion

     These results indicated lower than normal vebal and none-verbal intelligence in both groups and cognitive performance for patients with schizophrenia compared to the OCD patients was lower as well. The observed differences were more robust in practical subscales   than verbal. These results are generalizable to Behzisti patients. 

    Keywords: Cognitive performance, Schizophrenia, Obsessive Compulsive Disorder, verbal IQ, none-verbal IQ, Wechsler
  • Sepideh Memarian, Alireza Moradi *, J Hasani Pages 87-100
    Introduction

    The aim of the present study was to introduce the theoretical bases and stages of the development and effectiveness of Sweet Foods Specific-Inhibitory Control Training. This training was first designed as a mobile app to reduce the sweet foods choice and intake among children.

    Method

    A single subject study with A-B-A design was used. Three primary school children with extreme obesity were selected by purposeful sampling. Measurement were performed using Food Craving Questionnaire-Reduced, Bogus Taste Test and Food Intake Test. Then, the intervention sessions were conducted in 7 sessions of individual training and follow-up was completed two months later. Visual analysis of graphs, trend index, stability, percentage of non-overlapping and overlapping data and effect size were used for data analysis.

    Results

    The results showed that inhibition control training through this mobile application not only reduced the children's craving for sweet foods (d = 1.16), but also reduced the sweet food choice (d = 1.48) and sweet food intake (d = 1.48).

    Conclusion

    The results confirm the effectiveness of this application as a low-cost, short-term preventive and therapeutic tool for reducing craving, sweet food choice and intake among children.

    Keywords: Inhibitory Control Training, Sweet Foods, Mobile Application, craving, Food Intake
  • Naser Yousefi *, Farook Mohammadi, Arman Azizi, Roofiya Shams Esfand Abadi Pages 101-112
    Introduction

    Depressed women more tolerated stress and negative emotions than normal women and their lives changes are higher. The aim of this research was comparing the effectiveness of enhancement- based cognitive-behavioral therapy and classical cognitive-behavioral therapy on depression and quality of life in depressed women.

    Method

    This study is semi-experimental that using pre-test and post-test design with a control group. The population of this study included all women who were referred for treatment depression in year 2017 that selected by available sampling. The sample included 40 depressed women were randomly assigned in three groups of enhancement- based cognitive-behavioral therapy, classical cognitive-behavioral therapy and a control group. In all three groups depression and quality of life questionnaire was administered and data were analyzed using multivariate covariance analysis.

    Results

    The results showed that both classic cognitive-behavioral therapy and enrichment-based cognitive-behavioral therapy were effective in reducing depression and enhancing quality of life but there was no significant difference between the two treatments.

    Conclusion

    Classic and enrichment-based cognitive-behavioral therapies can be used to reduce depression and improve quality of life in depressed women.

    Keywords: relationship enhancement, cognitive-behavioral therapy, Quality of life, depressio