فهرست مطالب

طب نظامی - سال بیست و دوم شماره 1 (پیاپی 89، فروردین 1399)
  • سال بیست و دوم شماره 1 (پیاپی 89، فروردین 1399)
  • تاریخ انتشار: 1398/12/24
  • تعداد عناوین: 10
|
  • غلامرضا فرنوش، غلامحسین علیشیری، سید رضا حسینی ذیجود، روح الله درستکار، علیرضا جلالی فراهانی* صفحات 1-11

    در اواخر دسامبر سال 2019، کروناویروس جدیدی، با نام کروناویروس نوین-2019 (2019-nCoV)، باعث آغاز شیوع پنومونی از ووهان (بازار غذاهای دریایی هانان)، به سراسر کشور چین شد که در حال حاضر تهدیدات بهداشتی بزرگی را برای سلامتی عمومی جهان ایجاد کرده است. بیماری همه گیر کووید-19 ناشی از کرونا ویروس نوین-2019 در سراسر جهان، در حال گسترش است و تا اول مارس 2020 تعداد 67 کشور، از جمله ایران را مبتلا و درگیر کرده است. طبق آمار جهانی اعلام شده، نرخ مرگ و میر 3/4 % برای این بیماری ثبت شده است. علائم اولیه کووید-19 شامل پنومونی، تب، دردهای عضلانی و خستگی می باشد. تا به امروز هیچ واکسن یا داروی ضد ویروسی موفقیت آمیزی برای عفونت های کورونا ویروس نوین-2019 از نظر بالینی تایید نشده و در دسترس نیست، اگرچه مطالعات در داخل و خارج کشور در این زمینه آغاز شده و ادامه دارد. بنابراین پیشگیری و کنترل عفونت و رعایت اصول بهداشتی توسط عموم مردم در اولویت می باشد.  تحقیقات گسترده ای در مورد کورونا ویروس نوین-2019 نیاز است تا مسیر انتقال آن و مکانیسم های بیماری زایی آن بطور کامل و دقیق روشن شود، و اهداف بالقوه دارویی شناسایی گردد، که می تواند در توسعه اقدامات متداول پیشگیرانه و درمانی موثر باشد. در این مطالعه مروری، بر اساس شواهد منتشر شده تا اول مارس 2020، ویژگی های اپیدمی و اتیولوژیک کرونا ویروس نوین-2019، ویژگی های اساسی بیولوژیکی آن، از جمله گیرنده ها و مسیر انتقال آن، تشریح رویکردهای پیشگیری از بیماری و درمان کووید-19 ارائه شده است.با توجه به منشا پدید آمدن بیماری کووید-19، به نظر می رسد توصیه های تغذیه ای و بهداشتی دین مبین اسلام بویژه غذای حلال و رعایت بهداشت را بیش از پیش بایستی مورد توجه قرار داد و برای شناساندن آن به سراسر دنیا تلاش کرد. عدم ایجاد استرس و اضطراب در میان مردم، ضمن توصیه و آموزش مردم به رعایت همه اصول بهداشتی و سلامت، القا و حفظ آرامش مردم نیز برای مقابله با این بیماری از اهمیت بسزایی برخوردار است. امید است که پیشگیری، کنترل و درمان بیماری کووید-19 از طریق تولید واکسن و داور و همچنین اقدامات بهداشتی درمانی در آینده نزدیک محقق شود.

    کلیدواژگان: کروناویروس نوین-2019، کووید-19، پنومونی، همه گیری، غذای حلال، ایران
  • خدابخش احمدی، نصیرالدین جاویدی* صفحات 12-26

    مطالعه مروری حاضر با هدف بررسی کاربردهای علوم شناختی در علوم نظامی انجام شد تا به سوال پاسخ دهد که در حال حاضر علوم شناختی چه استفاده هایی در دنیا در علوم نظامی دارد. علم شناختی مطالعه علمی و بین رشته ای ذهن و فرآیندهای آن است که ساختار، فرایند و عملکرد شناختی ذهن را بررسی می کند. زیرشاخه های اصلی علوم شناختی عبارتند از: مدلسازی شناختی، روانشناسی شناختی، علوم اعصاب شناختی، زبان شناسی شناختی، فلسفه ذهن و هوش مصنوعی.کاربردهای علوم شناختی در حوزه نظامی در دو سطح بررسی می شود: اول، در سطح نیروهای انسانی و دوم، در سطح تجهیزات نظامی. در سطح نیروی انسانی، افزایش بازده تولید انرژی در بدن سربازان و افزایش ساعات فعالیت مستمر، افزایش سرعت ترمیم آسیب های ناشی از جراحات جنگی، افزایش توان بیداری، و کاهش میزان ترس و حس درد در سیستم عصبی، کنترل ذهن و رفتار، بهبود تکنولوژی دید در شب، ادغام تکنولوژی با سیستم عصبی بدن، رفع محدودیت های تفاوت زبانی (پروژه بولت)، گسترش سیستم تشخیص DNA، فناوری ربات های انسان نما، ربات های شکارچی، ربات های انتقال دهنده، ربات های انسان نمای پیتمن، ربات های نانوبوت، پروژه احیای بافت بدن و پروژه چشم مصنوعی می باشند. همچنین کاربرد علوم شناختی در حوزه تجهیزات نظامی شامل: گسترش سلاح های شناختی، اسکلت کمکی، ردیاب های سلامت، حشرات سایبری، پروژه اگزکتو (EXACTO)، پروژه هلادز (HELLADS)، پروژه ارس (Earth)، آلفا داگ (Alpha Dog)، پروژه وان شات (One-Shot)، پروژه زدمن (Z-Man)، پروژه والچر (Vulture)، کشتی هوایی استراتوسفری (Stratosfer)، پروژه یو اف پی (UFP project) و ربات پرنده (Bird robot) در دنیا می باشند.علوم شناختی نقشی بسیار اساسی در پیشرفت علوم و فناوری های نظامی دارد چه در حوزه نیروی انسانی و چه در حوزه تجهیزات جنگی و نظامی. از این رو شایسته است پژوهش های بیشتری در زمینه چگونگی گسترش این علم صورت گیرد. امید است در حوزه نیروهای مسلح شاهد رشد و شکوفایی بیشتر آن باشیم.

    کلیدواژگان: علوم شناختی، نظامی، نیروی انسانی، تجهیزات نظامی، سرباز ویژه (ابرسرباز)
  • یوسف اسفندیار، امیرمحسن راه نجات*، مرضیه موسوی، بهنوش صبایان صفحات 27-35
    زمینه و هدف

    سربازی دوران پر استرسی است که احتمال خودزنی در آن وجود دارد، از این رو بررسی راه های کاهش آن ضروری است. هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش تاب آوری در کاهش استرس و اقدام به خودزنی و افزایش تاب آوری سربازان می باشد.

    روش ها

    پژوهش حاضر به روش نیمه آزمایشی با پیش آزمون، پس آزمون همراه با گروه کنترل در انتظار درمان در سال 1397 انجام شد. جامعه آماری شامل 20 نفر از سربازان مراجعه کننده به بیمارستان 505 ارتش در شهر تهران بود که به صورت نمونه گیری در دسترس وارد مطالعه شدند و در 2 گروه 10 نفری (آزمایش و کنترل) تخصیص یافتند. گروه آزمایش در 10 جلسه 90 دقیقه ای تحت آموزش تاب آوری قرار گرفت، در حالی که گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش پرسشنامه های استرس ادارک شده (PSS)، پرسشنامه خودگزارشی خودزنی کلونسکی و تاب آوری کانر (ISAS) و دیویدسون (CD-RIS) بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس چند متغیره و نرم افزار SPSS نسخه 24 استفاده شد.

    یافته ها:

     میانگین سن سربازان در گروه آزمایش و کنترل به ترتیب 2/3±20/6 و 1/5±20/4 سال و میانگین طول مدت خدمت سربازی به ترتیب 2/5±5/3 و 4/1±6/7 ماه بود. برنامه آموزش تاب آوری به طور معنا داری استرس (98%) و اقدام به خودزنی (91%) را در سربازان گروه مداخله کاهش و تاب آوری را بطور معنی داری (98%) افزایش داد (0.001>p).

    نتیجه گیری:

     به نظر می رسد آموزش تاب آوری در بهبود نشانگان استرس و اقدام به خودزنی و تاب آوری در سربازان موثر می باشد و می توان از آن در محیط های پادگانی استفاده نمود.

    کلیدواژگان: آموزش تاب آوری، استرس، خودزنی، سرباز
  • ابراهیم شمس الدینی، مهدی ابراهیم نیا، مجتبی سپندی، سیدمرتضی حسینی شکوه، احمد عامریون* صفحات 36-45
    زمینه و هدف

    پذیرش از درمانگاه به عنوان یک فرایند کلیدی از زمان مراجعه بیمار به پزشک تا بستری در بخش می باشد. در رویکرد مهندسی مجدد با هدف بهبود مستمر در فرآیندها و ارتقاء کیفیت، فرآیندهای فعلی با فرآیندهای جدید جایگزین می شود. مطالعه حاضر با هدف مهندسی مجدد فرایند پذیرش بستری از درمانگاه یک بیمارستان نظامی شهر تهران در سال 1396 انجام گرفت.

    روش ها: 

    مطالعه از نوع کیفی بود که به صورت موردی در بازه زمانی مهر تا اسفندماه 1396 در یک بیمارستان نظامی شهر تهران انجام گرفت. مصاحبه با 12 نفر از کارکنان و ذینفعان درگیر در فرایند پذیرش صورت گرفت. نمونه گیری هدفمند جهت صاحبان فرآیند و نمونه گیری در دسترس جهت بیماران استفاده شد. روش گرداوری داده ها مصاحبه نیمه ساختاریافته و جلسه فوکوس گروپ بود. برای ترسیم فرآیندها از نرم افزار Edraw Max7 و برای تحلیل داده ها از نرم افزار MAXQDA11 استفاده گردید.

    یافته ها:

     ابتدا فرآیند فعلی پذیرش از درمانگاه با 29 فعالیت اصلی، 14 مورد مراحل عمل و 5 مرحله تصمیم گیری رسم شد. از مجموع 109 کد استخراج شده در خصوص چالش های موجود در فرایند، در نهایت هفت چالش کلی (تم اصلی): هزینه ها، کمبود ها و نواقص، آموزش، بهره گیری ناکافی از سیستم اطلاعات بیمارستان، حجم زیاد مراجعات و شلوغی، فرایند طولانی و زمان بدست آمد. در نهایت فرایند اصلاحی نمودار جریان کار پذیرش از درمانگاه با 29 فعالیت اصلی، 14 مورد مراحل عمل، 3 مرحله تصمیم گیری و حذف مراحل توقف و بایگانی رسم شد که در نتیجه آن زمان فرایند جدید از 5 به 4 ساعت کاهش یافت.

    نتیجه گیری: 

    کاهش مراحل فرآیند پذیرش بستری، افزایش مراحل عمل و کاهش تصمیم گیری و حذف تاخیر و بایگانی سبب کاهش زمان و بهبود رضایت و رسم فلوچارت جدیدی جهت فرآیند پذیرش شد. فرایند جدید چابک تر و کاراتر بوده و باعث بهبود عملکرد پذیرش بستری از درمانگاه و در نهایت افزایش بهره وری می گردد.

    کلیدواژگان: مهندسی مجدد، فرایند پذیرش، درمانگاه، بیمارستان
  • سجاد خانجانی، یوسف اسمری برده زرد*، دانا محمد امین زاده صفحات 46-53
    زمینه و هدف

    تاثیر اعتیاد بر ابعاد فردی، خانوادگی و اجتماعی، لزوم شناسایی عوامل پیش بینی کننده و پیشگیری کننده آن در افراد به خصوص سربازان را می طلبد. بنابراین هدف از این پژوهش بررسی اثربخشی آموزش گروهی مهارت های حل مسئله بر آمادگی بر اعتیاد سربازان می باشد.

    روش ها:

     روش پژوهش نیمه تجربی و از نوع پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل تمامی سربازانی ورودی در یکی از پادگان های آموزشی ناجا در کرمانشاه در تابستان 1396 بود. روش نمونه گیری در دسترس بود. به صورتی که بعد از اجرای مقیاس Mac Andrew بر روی سربازان ورودی پادگان 36 نفر از شرکت کنندگان که بیشتر از نقطه برش 34 بدست آوردند بعنوان نمونه تحقیق انتخاب شدند. سپس به صورت تصادفی در دو گروه (هر گروه 18 نفر) جای داده شدند. در پیش آزمون شرکت کنندگان مقیاس آمادگی به اعتیاد (Weed& Butcher) را تکمیل کردند. سپس آموزش مهارت های حل مسئله به مدت 8 جلسه، هفته ای دو جلسه (دو ساعت) برای گروه آزمایش اجرا شد و برای گروه کنترل در این مدت هیچ برنامه ای اجرا نگردید. در پایان جلسات، به طور همزمان بر هر دو گروه پس آزمون با استفاده از مقیاس آمادگی به اعتیاد اجرا شد و داده ها با نرم افزار SPSS-18 تحلیل شدند.

    یافته ها:

     در پیش آزمون میانگین و انحراف استاندارد آمادگی به اعتیاد گروه آزمایش 4/5± 42/5 و گروه کنترل 6/1±42 بود در حالی که در پس آزمون میانگین و انحراف استاندارد گروه آزمایش 5/5±31/18 و گروه کنترل 5/2±40/1 بود که نشان می دهد آموزش حل مسئله بر کاهش آمادگی بر اعتیاد اثربخش بوده است. نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که میانگین نمرات آمادگی به اعتیاد در گروه آزمایش در اثر مداخله کاهش معناداری داشته است (0.001>p، 37.7=F) که اندازه اثر 0/52 به دست آمد. بر این اساس آموزش گروهی مهارت های حل مسئله 52 درصد واریانس کل متغیر آمادگی بر اعتیاد را تبیین می کند. همین طور توان آماری 1/00 بیانگر کفایت حجم نمونه می باشد.

    نتیجه گیری:

     آموزش مهارت های حل مسئله با بالا بردن ظرفیت روان شناختی، به سربازان کمک می کند تا با انطباق بیشتر با محیط، گرایش به اعتیاد آنها کاهش یابد. بنابراین پیشنهاد می شود آموزش مهارت های حل مسئله در برنامه آموزشی سربازان در پادگان ها گنجانده شود.

    کلیدواژگان: اعتیاد، سربازان، مهارت حل مسئله
  • محمدحسین آقایی، عباس عبادی، فاطمه علی اکبری، زهره وفادار* صفحات 54-63
    زمینه و هدف

    پرستاران نظامی در خط اول مقابله با بحران های مختلف قرار دارند. از این جهت توانمندی آنها در قالب هماهنگی و همکاری با دیگر حرفه های درگیر در بحران و ارائه عملکرد مناسب، نقش مهمی در مدیریت بحران خواهد داشت. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر بخشی آموزش مدیریت بحران مبتنی بر رویکرد بین حرفه ای بر توانمندی پرستاران نظامی در مقابله با بحران در بیمارستان های نظامی منتخب شهر تهران انجام شد.

    روش ها:

     مطالعه نیمه تجربی با نمونه گیری در دسترس از پرستاران بیمارستان های نظامی منتخب شهر تهران و تخصیص تصادفی آنها به 3 گروه انجام شده است. 60 پرستار نظامی در این مطالعه شرکت داشتند و به طور مساوی در 3 گروه شامل گروه آزمون 1 (آموزش بین حرفه ای) و گروه آزمون 2 (آموزش تک حرفه ای) و گروه کنترل قرار گرفتند. مداخله در قالب برگزاری دو کارگاه دو روزه آموزش مدیریت بحران دردو بخش نظری با ارائه مبانی مدیریت بحران مبتنی بر سیستم HICS و بخش عملی مانور دورمیزی مبتنی بر سناریو، برای هر دو گروه آزمون 1و 2، به صورت جداگانه و با شرایط یکسان برگزارشد. داده ها قبل و بعد از مداخله با پرسشنامه توانمندی پرسنل پرستاری در مقابله با بحران با پایایی 88/0 جمع آوری شده و با نرم افزار SPSS 22  تحلیل شدند.

    یافته ها:

     در مطالعه 60 پرستار با میانگین سنی 6/9±34/8 سال و با سابقه کار با میانگین 6/6±11/7 سال حضور داشتند. 55 درصد مرد، 88/3 درصد دارای مدرک کارشناسی بودند. توانمندی پرستاران در مقابله با بحران در پیش آزمون در هر 3 گروه تفاوت معنادار آماری نداشته (0.05<P)، در حالی که در پس آزمون تفاوت معنادار آماری بین هر 3 گروه مطالعه ایجاد شده است (0.001>P). میانگین توانمندی پرستاران با 199/5 نمره و انحراف معیار 19/17 در گروه آزمون 1 (بین حرفه ای) نسبت به هر دو گروه آزمون 2 (تک حرفه ای) و گروه کنترل بالاتر و از لحاظ آماری معنادار بوده است. اما بین دو گروه کنترل و گروه آزمون 2 تفاوت معنادار آماری دیده نشده است.

    نتیجه گیری:

     آموزش مدیریت بحران مبتنی بر رویکرد بین حرفه ای بر ارتقاء توانمندی پرستاران نظامی در مقابله با بحران موثر بوده و می توان از آن در برنامه ریزی های آموزشی سازمانهای نظامی استفاده بهینه کرد.

    کلیدواژگان: مدیریت بحران، آموزش بین حرفه ای، پرستاران نظامی، توانمندی مقابله با بحران
  • سید حسن سعادت، سیده الناز موسوی، غلامرضا احمدی*، لیلا سالک ابراهیمی، افشار سیاحی، حسین زندی فر صفحات 64-73
    زمینه و هدف

    اقدام به خودکشی و خودزنی به عنوان یکی از ناخوشایندترین حوادث روانی و اجتماعی در نوجوانان و جوانان شناخته می شود که ممکن است در برخی از شرایط اجتماعی به معضلی مهم تبدیل شود؛ از این رو پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش راهبردهای تنظیم هیجان در اختلالات هیجانی سربازان با سابقه اقدام به خودکشی انجام شد.

    روش ها:

     پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی است؛ جامعه مورد مطالعه تمام سربازانی بودند که بین سال های 95 تا 96 (از مرداد 95 تا آبان 96) در سه مرکز نظامی ارتش (زنجان، قزوین و تهران) خدمت می کردند و سابقه رفتارهای خودآسیبی داشتند. تعداد 92 نفر از این سربازان که حداقل یکبار رفتارهای خودآسیبی در قالب جرح خویشتن و مصرف مواد (دارو) داشتند، بصورت سرشماری وارد مطالعه شدند. داده ها با استفاده از نسخه کامپیوتری آزمون چند محوری بالینی میلون3 و فرم کوتاه پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان جمع آوری شدند.

    یافته ها:

     تعداد 92 سرباز با میانگین سنی 7/5±19/33 سال، و میانگین طول خدمت 4/9±14/5 ماه حضور داشتند. بیش از 71% از آنها زیر دیپلم تا دیپلم بودند. نتایج حاصل از رگرسیون گام به گام نشان داد که راهبردهای سازگارانه و ناسازگارانه تنظیم هیجان می توانند بطور معنی داری بخشی از واریانس اختلال شخصیت افسرده (R2=0.11) و اضطراب (R2=0.11) را در سربازان با سابقه رفتارهای خودآسیبی پیش بینی و تبیین کنند.

    نتیجه گیری:

     با توجه به یافته ها می توان نتیجه گرفت که راهبردهای ناسازگارانه تنظیم هیجان می تواند اختلالات هیجانی در سربازان با سابقه رفتارهای خودآسیبی را پیش بینی کند. لذا در جهت پیشگیری از برخی اقدامات ناخوشایند در این افراد می تواند موثر باشد.

    کلیدواژگان: سرباز، اقدام به خودکشی، تنظیم هیجان، اختلالات هیجانی
  • علیرضا مولازاده، مسیح صدیق رحیم آبادی، محمدمهدی نقی زاده جهرمی، احمدرضا شریفی علون آبادی* صفحات 74-84
    زمینه و هدف

    با توجه به دید جامع نگر طب ایرانی و اهمیت برنامه ریزی در کاهش عوارض بالینی مرتبط با نفخ در نیروهای نظامی، مطالعه حاضر برای اولین بار با هدف تهیه و استانداردسازی پرسشنامه میزان رعایت اصول طب ایرانی موثر بر نفخ عملکردی انجام گردید.

    روش ها:

     با استخراج عوامل موثر بر نفخ عملکردی در حیطه سبک زندگی از منابع اصیل کتابخانه ای طب ایرانی، پرسشنامه اولیه 25 سوالی تدوین گردید. جهت بررسی روایی محتوایی پرسشنامه، با استفاده از نظرات 25 نفر از متخصصین طب ایرانی، شاخص های CVI و CVR تعیین گردید. جهت بررسی روایی سازه نیز با ورود 378 نفر به مطالعه با نمونه گیری خوشه ای، تحلیل عاملی اکتشافی انجام گردید. به منظور بررسی پایایی و ثبات پرسشنامه نیز از روش های آزمون- بازآزمون و محاسبه ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد.

    یافته ها: 

    در مرحله بررسی روایی محتوا، با حذف 10 سوال و بازبینی 10 سوال دیگر از پرسشنامه، روایی محتوایی کل پرسشنامه 15 سوالی برابر با 0.92 محاسبه و مورد تایید قرار گرفت. با انجام تحلیل عاملی اکتشافی نیز چهار حیطه الگوی خوردن، الگوی آشامیدن، الگوی خواب و فعالیت جنسی از پرسشنامه استخراج گردید که در مجموع 49.93 درصد واریانس کل را تشکیل می داد. در این بین حیطه الگوی خوردن مهم ترین حیطه پرسشنامه بود زیرا با بیشترین تعداد سوالات، 20.85 درصد واریانس کل را به خود اختصاص داده و قوی ترین همبستگی را با نمره کل پرسشنامه داشت. ضریب همبستگی درون خوشه ای پرسشنامه در تست آزمون- بازآزمون نیز 0.851 بود که نشان از ثبات مطلوب آن است. ضریب آلفای کرونباخ نیز برابر با 0.793 و در محدوده مطلوب بود.

    نتیجه گیری:

     پرسشنامه میزان رعایت اصول طب ایرانی موثر بر نفخ عملکردی از پایایی و روایی مطلوبی برخوردار بوده و می تواند به عنوان ابزاری مناسب، جنبه های سبک زندگی تاثیرگذار بر نفخ عملکردی و ناراحتی های گوارشی در نیروهای نظامی را مورد بررسی قرار دهد.

    کلیدواژگان: نفخ عملکردی، سبک زندگی، طب ایرانی، پرسشنامه
  • فاروق نعمانی، جلال سعیدپور، شهرام توفیقی، مراد اسماعیل زالی، جعفر یحیوی دیزج* صفحات 85-95
    زمینه و هدف

    با وجود ناکافی بودن منابع تخصیص یافته به بخش سلامت، در بیشتر کشورهای در حال توسعه، تخصیص و به کارگیری مناسب همین منابع محدود نیز برمبنای برنامه ریزی درستی صورت نمی گیرد و غالبا کارایی بخش سلامت، کمتر از حد انتظار است. مطالعه حاضر با هدف تعیین وضعیت توزیع منابع و سنجش کارایی بیمارستان های نظامی ایران انجام شد.

    روش ها: 

    مطالعه به صورت مقطعی در سال 1397 برای بیمارستان های نظامی ایران (57 بیمارستان) انجام شد. داده های موردنیاز شامل وضعیت بیمارستان ها و انواع تخت های بیمارستانی در کشور، شاخص های عملکردی، وضعیت شاخص های دسترسی به منابع بیمارستانی و وضعیت نیروی انسانی در بیمارستان های کشور به تفکیک سازمان های متبوع از گزارش سالنامه آمار و اطلاعات بیمارستانی معاونت درمان وزارت بهداشت استخراج گردید. به منظور جمع آوری و محاسبه داده ها از نرم افزار کاربردی MSExcel v.2013 و جهت طراحی نقشه جغرافیایی از نرم افزار ArcMap v.10 و به منظور سنجش کارایی از مدل پابن لاسو استفاده شد.

    یافته ها:

     سازمان نیروهای مسلح به ترتیب 5.7 %، 4.2 % و 4 % بیمارستان ها، تخت فعال و تخت ستاره دار کشور را دارا می باشد. همچنین به ترتیب 4.3 %، 3.77 % و 4.97 % از تخت های ICU، NICU و CCU کشور را در اختیار دارد. در 80 درصد استان های نوار مرزی، حداقل یک بیمارستان نظامی وجود دارد و استان تهران با 13 مورد بیشترین تعداد بیمارستان نظامی را دارد. بیمارستان های نظامی به ترتیب 1.91 %، 1.46 % و 2.37 % از پرسنل بیمارستانی، پرستار و پزشک در کشور را در استخدام خود دارند. شاخص ضریب اشغال تخت و شاخص گردش تخت در بیمارستان های نظامی بیشتر و شاخص متوسط اقامت بیمار پایین تر از متوسط شاخص های مذکور در کشور بود، که نشان دهنده عملکرد مناسب بیمارستان های نظامی نسبت به عملکرد سایر بیمارستان ها در سطح کشور می باشد. با این وجود براساس نمودار پابن لاسو 37 درصد بیمارستان های نظامی ایران دارای عملکرد مطلوب، 37 درصد آنها عملکرد ضعیف و 26 درصد آنها عملکرد متوسط داشتند.

    نتیجه گیری: 

    بر اساس نتایج مطالعه حاضر سازمان نیروهای مسلح به عنوان چهارمین سازمان ارایه کننده خدمات بیمارستانی و در اختیار داشتن سهم قابل توجهی از منابع بیمارستانی در کشور، با وجود عملکرد قابل قبول، نیازمند توجه ویژه، جهت استفاده بهینه از منابع موجود از طریق افزایش کارایی بیمارستان های تحت پوشش خود می باشد.

    کلیدواژگان: بیمارستان، بیمارستان های نظامی، عملکرد بیمارستان، کارایی، مدل پابن لاسو
  • یوسف علی محمدی، مجتبی سپندی* صفحات 96-97
|
  • Gholamreza Farnoosh, Gholamhossein Alishiri, Seyed Reza Hosseini Zijoud, Ruhollah Dorostkar, Alireza Jalali Farahani* Pages 1-11

    Since December 2019, a new coronavirus, called the 2019-novel coronavirus (2019-nCoV), triggers pneumonia outbreak from Wuhan (Huanan seafood market) across China, which now poses major health threats to public health. The Corona Virus Disease-2019 (COVID-19) epidemic by 2019-nCoV is spreading worldwide, and by March 1, 2020, 67 countries, including Iran, have been affected. According to worldwide statistics, the mortality rate is 3.4%. Early symptoms of COVID-19 include pneumonia, fever, myalgia and fatigue. To date, no successful vaccine or antiviral agents has been clinically approved for COVID-19. Therefore, prevention and control of infection is a top priority for the general public.Extensive research into the 2019-nCoV is needed to fully elucidate its pathway and pathogenic mechanisms, and to identify potential therapeutic targets, which can be effective in developing common preventive and therapeutic measures. In this narrative review, based on evidences published until March 1, 2020, the epidemic and etiologic features of the 2019-nCoV, its essential biological features, including its receptors and route of transmission, outline disease prevention and treatment approaches is provided.Given the origin of the Covid-19, it seems that the nutritional and health recommendations of Islam, especially Halal food and health observance, need to be addressed more throughout the world. Lack of inducing stress and anxiety among the people, besides advising and training people to abide by all the principles of health, is so important to fight against the disease. It is hoped that Covid-19 prevention, control and treatment will be achieved through vaccine and antiviral agents’ production as well as health care measures in the near future.

    Keywords: 2019-novel coronavirus (2019-nCoV), Corona Virus Disease-2019 (COVID-19), Pneumonia, Epidemic, Halal Food, Iran
  • Khodabakhsh Ahmadi, Nasirudin Javidi* Pages 12-26

    The current review aims to explore the applications of cognitive science in military science to answer the question of what cognitive science is currently used in the military. Cognitive science is an interdisciplinary and scientific study of the mind and its processes that examines the structure, process, and cognitive functioning of the mind. The main subcategories of cognitive science are cognitive modeling, cognitive psychology, cognitive neuroscience, cognitive linguistics, philosophy of mind and artificial intelligence.The applications of cognitive science in the military field are examined at two levels: first, at the level of human resources, and second, at the level of military equipment. At the level of human resources, increasing the energy efficiency of the soldiers' bodies and increasing the hours of continuous activity, increasing the speed of repairing war injuries, increased wakefulness, reduced fear and pain sensation in the nervous system, control of mind and behavior, night vision technology, the full integration of technology with the nervous system, the bolt project (eliminating the limitations Language differences), developing DNA diagnosis system, humanoid robots, hunter robots, transfer robots, Peteman Human Beatles, Nanobut Robots, Body Refactoring Project and Artificial Eye Project. The use of cognitive sciences in the field of military equipment includes: cognitive weapons, auxiliary skeleton, health trackers, cyber-insects, Exacto project, Heldes project, Earth project, Alpha-Doug project, one-Shot project, Z-Man project, Vulture project Stratospheric airship, UFP project and bird robot in Defense Advanced Research Projects Agency (Darpa).Cognitive science plays a crucial role in the development of military science and technology, both in the field of manpower and in the field of military equipment. Therefore, more research is needed on how to expand this science. We hope to see more growth and prosperity in the Armed Forces.

    Keywords: Cognitive Science, Military, Human Resources, Military Equipment, Super Soldier
  • Yousef Esfandiar, Amir Mohsen Rahnejat*, Marzieh Mousavi, Behnoush Sabayan Pages 27-35
    Background and Aim

    Soldiering is a stressful period in which there is a possibility of self-harm, so it is necessary to consider ways to reduce it. The purpose of this study was to determine the effectiveness of resiliency training in reducing stress and self-injury and increasing the resiliency of soldiers.

    Methods

    This study was quasi-experimental with pre-test, post-test and control group waiting for treatment in 2018. The statistical population consisted of 20 soldiers referred to the 505 Army Hospital in Tehran who were selected by convenience sampling and were assigned into two groups of 10 (experimental and control). The experimental group received resilience training in 10 sessions of 90 minutes, while the control group received no intervention. The instruments used in this study were Perceived Stress Questionnaire (PSS), Clonensky Self-Reporting Inventory and Conner Resilience Questionnaire (ISAS) and Davidson (CD-RIS). Multivariate analysis of covariance and SPSS software version 24 were used for data analysis.

    Results

    The mean age of the soldiers in the experimental and control groups was 20.6±2.3 and 20.4±1.5 years, respectively, and the mean length of military service was 5.3±2.5 and 7.7±4.1 months, respectively. Resiliency training program significantly reduced stress (98%) and self-injury (91%) in soldiers in the intervention group and significantly increased resilience (98%) (p <0.01).

    Conclusion

    Resiliency training seems to be effective in improving stress and self-harm syndrome and resilience in soldiers and it can be used in garrison settings.

    Keywords: Resiliency Training, Stress, Self-injury, Soldier
  • Ebrahim Shamsodini, Mehdi Ebrahimnia, Mojtaba Sepandi, Sayyed Morteza Hosseini Shokouh, Ahmad Ameryoun* Pages 36-45
    Background and Aim

    Admission to the clinic is a key process from the patient referral to the doctor until he/she hospitalizes in the wards. In the reengineering approach, with the aim of continually improving processes and improving quality, existing processes are replaced by new ones. The purpose of this study was to reengineer the admission process from the clinic of a military hospital in Tehran in 2017.

    Methods

    This was a qualitative case study that was conducted in a military hospital in Tehran from October 2017 to March 2018. Interviews were conducted with 12 staff and stakeholders involved in the admission process. Purposeful sampling was used for process owners and available sampling for patients. Data were collected through semi-structured interviews and focus group sessions. Edraw Max7 software and MAXQDA11 software were used for data analysis

    Results

    Initially, the current admission process of the clinic was drawn up with 29 main activities, 14 procedure steps and 5 decision stages. Out of 109 codes extracted for the challenges in the process, seven general challenges (main theme) were taken: costs, deficiencies and disadvantages, training, inadequate utilization of the hospital information system, overcrowding, lengthy process and time taken. Finally, the process of charting the admission workflow diagram from the clinic was drawn with 29 main activities, 14 procedural cases, 3 decision-making steps, and elimination of the stopping and archiving phases, thereby reducing the new process time from 5 to 4 hours.

    Conclusion

    Reducing the admission process steps, increasing the process of action and reducing decision-making and eliminating the delays and archive lead to reduce the time and improved satisfaction and drawing of new flowcharts for the admission process. The new process is more agile and efficient, improving hospital admission performance and ultimately increasing productivity.

    Keywords: Reengineering, Admission Process, Clinic, Hospital
  • Sajad Khanjani, Yousef Asmari Bardezard*, Dana Mohammad Aminzade Pages 46-53
    Background and Aim

    The impact of addiction on individual, family and social dimensions requires the identification of its predictive and preventive factors in individuals, especially soldiers. Therefore, the purpose of this study was to investigate the effectiveness of group problem solving skills training on soldiers' drug addiction potential.

    Methods

    The research method was quasi-experimental with pre-test and post-test with control group. The study population included all soldiers in one of the training camps (garrison) of NAJA in Kermanshah in summer 2017. The sampling method was based on availability. After conduction the Mac Andrew scale on soldiers, 36 participants who achieved more than the cut-off point of 34 were selected as the study sample. Then they were randomly divided into two groups (18 in each group). In the pre-test, soldiers completed the Weed & Butcher Addiction Potential Scale. Then, problem solving skills training was conducted for the experimental group for 8 sessions, two sessions per week (two hours) and no program was performed for the control group during this period. At the end of the sessions, both groups were simultaneously administered post-test using Weed & Butcher Addiction Potential Scale and data were analyzed by SPSS-18 software.

    Results

    Mean of pre-test of addiction potential scale were 42.5±4.5 for experimental group and 42±6.1 for control group while the Mean of post-test of addiction potential scale were 31.2±5.5 for experimental group and 40.1±5.2 for control group, which indicates that problem solving training was effective in reducing potential for addiction. The results of analysis of covariance showed that the mean scores of addiction potential in the experimental group were significantly decreased by the training intervention (p=0.001, F=37.7), with a mean effect size of 0.52. Accordingly, group training problem solving skills accounts for 52% of the total variance of the addiction potential variable. Also, the statistical power of 1.00 indicates the sample size is sufficient. 

    Conclusion

    Training on problem solving skills by increasing psychological capacity helps soldiers to reduce their tendency to addiction by adapting to the environment. Therefore, it is suggested that problem solving skills training be included in the training program for soldiers in the barracks.

    Keywords: Addiction, Soldiers, Problem Solving Skills
  • Mohammad Hossein Aghaei, Abbas Ebadi, Fatemeh Aliakbari, Zohreh Vafadar* Pages 54-63
    Background and Aim

    Military nurses are in the first line to confront with various crises. Therefore, their ability to coordinate and collaborate with other professionals involved in crisis and providing appropriate performance will play an important role in crisis management. The purpose of this study was to evaluate the effectiveness of crisis management education based on inter-professional approach on the ability of military nurses to deal with crisis in the selected military hospitals in Tehran.

    Methods

    The quasi-experimental study was performed by convenience sampling of nurses from the selected military hospitals in Tehran and assigned to 3 groups randomly. Sixty military nurses participated in this study and were equally divided into 3 groups including experimental group 1 (inter-professional education) and experimental group 2 (uni-professional education) and control group. Intervention was organized over two two- days workshops of crisis management education in two theoretical and practical sections. Theoretical section was crisis management basics of HICS and practical section was table maneuver based on crisis scenario, that were held for both experimental groups 1 and 2 with identical conditions (educational content and Professors). The data were collected by nursing staff empowerment questionnaire with reliability of0.88 and analyzed by SPSS 22 software.

    Results

    Sixty nurses with mean age of 34.8 and standard deviation of 6.9, with an average work experience of 11.7 years and a standard deviation of 6.6 were included in this study. 55% were male, 88.3% had undergraduate degree and 11.7% had master's degree. Nurses' ability to confront with crisis in the pre-test in all three groups was not statistically significant (P<0.05), whereas in the post-test statistically significant difference has been created between the three study groups (P<0.001). The mean of nurses' abilities with mean of 199.5 and standard deviation 19.17 was higher in experimental group 1 (inter-professional) than both experimental group 2 (uni-professional) and control group, with statistically significant difference. But no significant difference was observed between the control and experimental groups.

    Conclusion

    Crisis management education based on interprofessional approach is effective in enhancing the capacity of the military nurses to deal with crisis and can be optimally used in educational planning in the military organizations.

    Keywords: Crisis Management, Inter-Professional Education, Military Nurses, Confronting With Crisis Ability
  • Seyed Hassan Saadat, Seyedeh Elnaz Mousavi, Gholamreza Ahmadi*, Leila Salek Ebrahimi, Afshar Sayahi, Hossein Zandifar Pages 64-73
    Background and Aim

    Suicide and self-mutilation are considered as two of the most unpleasant psychological and social events in adolescents and young people. It may become an important issue in some social conditions; therefore, the present study aims to identify the role of emotion regulation strategies in emotional disorders of soldiers with the history of self-mutilation behaviors.

    Methods

    This is a descriptive study. The study population consisted of all soldiers who served in three military centers (Zanjan, Qazvin, and Tehran) from 2017 to 2018 (August 2017 to November 2018) and had a history of self-mutilation harming behaviors. 92 soldiers who reported at least one self-harm behaviors in the form of self-harm and drug abuse were included in a census. Data were collected using a computerized version of the Millon 3 Multivariate Clinical Trial Questionnaire and the Short Form of Cognitive Emotion Regulation Questionnaire.

    Results

    92 soldiers with mean age of 19.33±7.5 years, and mean length of military service of 14.50±4.9 months participated. More than 71% of them had diplomas. The results of stepwise regression showed that adaptive and maladaptive emotion regulation strategies can significantly predict the variance of depressive personality disorder (R2 = 0.21) and anxiety (R2 = 0.11) in soldiers with a history of self-mutilation behaviors.

    Conclusion

    According to the findings, it can be concluded that maladaptive emotion regulation strategies can predict emotional disorders in soldiers with a history of self-harm behaviors. Therefore, it can be effective in preventing some unpleasant actions in these people.

    Keywords: Soldiers, Suicide Attempt, Emotion Regulation, Emotional Disorders
  • Alireza Moulazadeh, Massih Sedigh Rahimabadi, Mohammad Mahdi Naghizadeh Jahromi, Ahmadreza Sharifi Olounabadi* Pages 74-84
    Background and Aim

    Given the holistic view of Iranian medicine and the importance of planning to reduce the clinical complications of bloating in the military, this study was conducted for the first time to develop and standardize the questionnaire of compliance with the principles of effective Iranian medicine on functional bloating.

    Methods

    Initial questionnaires of 25 questions were extracted from authentic sources of Iranian medicine libraries by extracting the factors affecting functional bloating on lifestyle. Content validity of the questionnaire was calculated by calculating CVI and CVR indices and using the opinions of 25 Iranian medical experts. Exploratory factor analysis was also performed to evaluate the construct validity with 378 individuals enrolled in the study by cluster sampling. Test-retest and Cronbach's alpha coefficient were used to assess the reliability and stability of the questionnaire.

    Results

    The content validity of the 15-item questionnaire was estimated to be 0.92 by removing 10 questions from the set of questions and reviewing the other 10 questions. Exploratory factor analysis also revealed that the four domains of eating pattern, drinking pattern, sleep pattern and sexual activity were 49.93% of the total variance. Eating pattern was the most important area of ​​the questionnaire because with the highest number of questions, it accounted for 20.85% of the total variance and had the strongest correlation with the total score of the questionnaire. The intra-cluster correlation coefficient of the test in the test-retest test was 0.851 which indicates its stable consistency. Cronbach's alpha coefficient was 0.793 and in the desired range.

    Conclusion

    The questionnaire of compliance with the principles of Iranian medicine affecting functional bloating has a good reliability and validity and can be used as an appropriate tool to examine aspects of lifestyle affecting functional bloating and gastrointestinal discomfort in the military.

    Keywords: Functional Bloating, Lifestyle, Iranian Medicine, Questionnaire
  • Faroogh Na'emani, Jalal Saeidpour, Shahram Tofighi, Morad Esmaiil Zali, Jafar Yahyavi Dizaj* Pages 85-95
    Background and Aim

    Despite the inadequate resources allocated to the health sector, in most developing countries, the allocation and proper utilization of these limited resources is also not based on proper planning; therefore, the efficiency of the health sector is less than expected. The aim of this study was to determine the status of resource distribution and performance evaluation of Iranian military hospitals.

    Methods

    This cross-sectional study involved all the military hospitals in Iran (57 hospitals). Data including hospital status and types of hospital beds, performance indicators, status of hospital resource access indexes, and staffing status in hospitals by separate organizations were extracted from the annual statistics and hospital information reported by the Deputy Minister of Health. Excel 2013 software was used to collect and calculate the data and ArcMap v.10 software was used to design the geographical map and Pabon Lasso model was used to measure the efficiency.

    Results

    The Armed Forces Organization has Iran's hospitals, active beds and stellar beds, with 5.7%, 4.2 % and 4%, respectively. It also has 4.3 %, 3.77 % and 4.97 % of ICU, NICU and CCU beds, respectively. In 80 percent of border provinces, there is at least one military hospital, and Tehran province has the most military hospitals with 13. Military hospitals employ 1.9%, 1.46 % and 2.37 % of hospital personnel, nurse and physician, respectively. Bed occupancy ratio and bed turnover index in military hospitals were higher than the national average and the average of length of stay index was lower than the national average, which indicates that hospitals affiliated with the Armed Forces perform better than other hospitals. However, according to the Pabon Lasso Model, 37 percent of Iran's military hospitals had good performance, 37 percent had poor performance, and 26 percent had moderate performance.

    Conclusion

    Based on the results of the present study, the Armed Forces Organization as the fourth provider of hospital services and having a significant share of hospital resources in the country, despite acceptable performance, requires special attention to optimally utilize existing resources through increasing the hospitals efficiency.

    Keywords: Hospitals, Military Hospitals, Hospital Performance, Efficiency, Pabon Lasso Mode
  • Yousef Alimohamadi, Mojtaba Sepandi* Pages 96-97