فهرست مطالب

  • پیاپی 20 (بهار و تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/04/01
  • تعداد عناوین: 7
|
  • فاطمه سلطانی*، طاهره میرهاشمی صفحات 7-31
    در جستار حاضر، استعاره مفهومی «جهان هستی، درخت است» در سه متن عرفانی انسان کامل عزیزالدین نسفی، مرصادالعباد نجم الدین رازی و معارف بهاءولد بررسی می شود. پرسش های پژوهش عبارت اند از: 1. نویسندگان این آثار کدام یک از دریافت ها و تجربه های عرفانی انتزاعی خود را درباره عالم هستی با بهره گیری از قلمرو مبدا درخت تبیین کرده اند؟ 2. از انطباق میان حوزه مبدا و مقصد در استعاره مفهومی مورد بحث، چه جفت های متناظری شکل گرفته است؟نگارندگان برای پاسخگویی به این پرسش ها، ابتدا به شیوه استقرایی متن های مورد مطالعه را واکاوی و شواهد کاربرد استعاره مفهومی «جهان هستی به مثابه درخت» را استخراج کردند. سپس به شیوه توصیفی تحلیلی به بررسی داده های پژوهش پرداختند. دستاورد تحقیق بیانگر آن است که نویسندگان یادشده از این استعاره مفهومی به منظور بیان مفاهیمی چون مبدا آفرینش، توحید ذاتی، انسان کامل، بلوغ و حریت، مبدا ارواح، مبدا عالم، وحدت وجود، مرگ و معاد استفاده کرده اند. بعضی از جفت های متناظری که در این آثار، از نگاشت درخت و اجزا و عناصر مربوط به آن بر پدیده های انتزاعی عالم هستی حاصل می شود عبارت اند از: «درخت/ جهان، آفرینش و هستی، زمین و آسمان (مجازا دنیا)، جسم انسان»، «میوه/ انسان، حضرت محمد (ص)، روح انسان»، «تخم/ عقل اول، روح محمدی، گوهر ذات الهی»، «رسیدن و پختن میوه/ رسیدن آدمی به کمال» و «جداشدن میوه از درخت/ مفارقت روح از جسم».
    کلیدواژگان: متون عرفانی، استعاره مفهومی، جهان هستی، درخت
  • زهرا پارسا پور*، اکرم کرمی صفحات 33-49
    اهمیت دیوان کبیر در تاریخ ادبیات فارسی موجب شده است نسخ متعددی از این اثر سترگ به دست ما برسد. درعین حال برخلاف مثنوی به دلایلی متعدد هنوز متنی منقح و تفسیری جامع از کلیات شمس در دست نداریم. هنوز غزلیاتی با نام مولوی هست که در نسخ چاپی ملاحظه نمی کنیم و برعکس، حجم قابل توجهی از غزلیات درج شده در کلیات، به طور قطع از مولوی نیست. با بررسی توضیحاتی که مصححان دیوان شمس درمورد انتخاب نسخه های مورد نظر خود داده اند درمی یابیم که جنگ ها مطمح نظر آن ها نبوده است؛ درحالی که در این مجموعه های شعری، غزلیات متعددی با نام مولوی یا با عنوان شمس تبریزی آمده است. به نظر می رسد جمع آوری این غزلیات می تواند در تصحیح و تکمیل چاپ های بعدی از کلیات به کار آید؛ هرچند در صحت انتساب بسیاری از آن ها به مولوی می توان تردید کرد. در این مجال، ضمن معرفی غزلیاتی که با عنوان «شمس تبریزی» یا «مولوی» در دو جنگ «3528» دانشگاه تهران و «13609» کتابخانه مجلس شورای اسلامی آمده است، مشخص شد برخی غزلیات در این دو جنگ با اختلافاتی اندک در دیوان شمس دیده می شوند و برخی از دیگر از نظر تعداد ابیات مختلف هستند. درعین حال پاره ای از غزل های این دو جنگ، اشعار شیعی در تصحیحات موجود از غزلیات دیوان شمس نیامده است. تعدادی از این غزل ها به دلیل تشابه در تخلص «خموش» یا «شمس» با اشتباه کاتبان به نام مولوی یا شمس در این دو جنگ اشعار شیعی وارد شده اند. تعدادی دیگر از غزلیات نیز به تتبع و تقلید از مولوی سروده شده اند، اما ویژگی های زبانی و محتوایی آن ها نشان می دهند که متعلق به مولوی نیستند.
    کلیدواژگان: غزلیات منسوب به مولوی، جنگ خطی، دیوان شمس
  • قدرت الله طاهری* صفحات 51-78

    در مطالعات اخیر، عرفان را به سه حوزه تجربه عرفانی، سلوک عرفانی و نظریه عرفانی تقسیم می کنند و درباره تقدم و تاخر آن ها نسبت به یکدیگر، آرا و عقاید مختلفی وجود دارد. گاهی مبانی نظری را مقدم بر سلوک و تجربه می دانند و می گویند تا فرد از حیث معرفتی صاحب اطلاع نباشد، به سلوک عرفانی دست نمی زند تا از این طریق تجربه عرفانی را حاصل کند و گاه تجربه را بر هر دو حوزه دیگر مقدم می دارند. صرف نظر از این بحث، این مسئله که «تجربه عرفانی» در چه موقعیت و تحت چه شرایطی به سراغ شخص سالک می آید، موضوع مهمی به شمار می رود. یکی از پاسخ های احتمالی به مسئله مذکور این است که سالک هنگامی که در «موقعیت های مرزی» قرار می گیرد - یعنی در لحظات بحرانی اعم از عجز و ناتوانی وجودی، حیرانی حاصل از آگاهی نامعهود، احساس خلا معرفتی و بی معنایی و... - با تمام وجود به سوی نیرویی مافوق بشری و طبیعی مایل می شود و در آن احوال، چیزی را درمی یابد که از آن به تجربه عرفانی تعبیر می شود. این تجربه غیر از شور و شعف و حیرانی، موجب صیرورت شخصیت سالک و تعالی معنوی او می شود. در این جستار، دو داستان تمثیلی- نمادین «پیر چنگی» و «موسی و شبان» را با محوریت تجربه عرفانی که شخصیت های اصلی آن ها در موقعیت های مرزی از سر می گذرانند، بررسی خواهیم کرد. در هر دو حکایت، شخصیت های اصلی (پیر چنگی و شبان) در موقعیتی مرزی و به واسطه شخصی دیگر، به ترتیب، عمر بن خطاب و موسی (ع)، وارد تجربه ای نامعهود می شوند و سلوک معنوی را تا عالی ترین مدارج طی می کنند. مولانا در هر دو حکایت، بر این امر تاکید می کند که شرط وصول به مقامات معنوی، چنانکه در تصوف رسمی بر آن پای می فشارند، آگاهی پیشینی (علم تصوف) و ازسرگذراندن سیروسلوک رسمی (ریاضت) نیست، بلکه خود را در معرض (موقعیت) معنا قراردادن و اغتنام فرصت های تکرارناشونده، مایه نجات معنوی انسان است.

    کلیدواژگان: ادبیات عرفانی، تجربه عرفانی، مثنوی معنوی، مولانا جلال الدین، پیر چنگی، موسی و شبان
  • داود اسپرهم، مائده سادات دربندی* صفحات 80-105
    گلشن راز یکی از متون مطرح در زمینه عرفان نظری است و تاثیرپذیری شبستری از اندیشه های ابن عربی در این کتاب بر همه روشن است. این پژوهش به تحلیل محتوای گلشن راز می پردازد تا مشخص شود ابیات آن ذیل چه عناوینی تقسیم بندی می شوند و درنهایت اندیشه محوری و حاکم بر این مثنوی چیست. از آنجا که عرفان نظری بر سه قطب خداشناسی، انسان شناسی و عالم شناسی استوار است، ابیات کتاب ذیل این سه قطب قرار می گیرند. به منظور تحلیل محتوای متن، 70 درصد از کل ابیات نمونه گیری شدند و مشخص شد که هر بیت با درنظرگرفتن بافت هر واحد متن، ذیل کدام قطب قرار می گیرد. درنهایت بسامد هر قطب تعیین شد. نتایج نشان می دهد بحث درباره انسان و ارتباط حق-انسان بیشترین سهم از کل ابیات را دارد. این مسئله ریشه در این عوامل دارد: 1. شانی که قرآن و حدیث برای انسان قائل اند، 2. بازبستگی شناخت خدا به شناخت انسان مطابق حدیث نبوی، 3. باور به کون جامع بودن انسان و واسطه فیض بودن انسان کامل در عرفان نظری، و 4. اهمیت سلوک نزد متصوفه و تلاش آنان برای رسیدن به وصال حق در عرفان عملی.
    کلیدواژگان: گلشن راز، تحلیل محتوا، عرفان نظری، تجلی، انسان
  • محمد مهدی پورغلامعلی* صفحات 107-127
    متصوفه با دعوت افراد به تساهل و مدارا با اندیشه های متفاوت، شباهت زیادی به نحله های فکری و سیاسی مدرن، همچون سکولاریسم دارد. یکی از روش های عرفان از گذشته آن بود که سالک برای طی مقامات معنوی سفر کند و در مسیر خود مردم را به طریق صواب و حقیقت راهنمایی کند. این سنت عرفانی با مفهوم «دیپلماسی» در علوم سیاسی مدرن مطابقت دارد و می توان عارفان ایرانی را اولین دیپلمات های فرهنگی تاریخ این سرزمین دانست. یکی از این دیپلمات ها امیر سیدعلی بن شهاب الدین بن میرسیدمحمد حسینی همدانی معروف به «علی ثانی» از عرفای بزرگ و مشهور قرن هشتم است. خدمات میرسیدعلی همدانی در کشمیر، نتایج قابل توجهی برای گسترش فرهنگ ایرانیان و دین اسلام در شبه قاره داشته و به عنوان یک سفیر فرهنگی، مقام والایی نزد مردم آن ولایت به وی بخشیده است. هدف از انجام این پژوهش معرفی شخصیت والای «شاه همدان» است. همچنین در پژوهش حاضر، به روش توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر منابع کتابخانه ای به این پرسش پاسخ می دهیم که دیدگاه عرفانی تا چه اندازه به دیدگاه های دیپلماتیک سیاست بین الملل در جهان معاصر نزدیک است و اساسا آیا ارتباطی میان باور به جهان شهر در آثار عرفانی، و مسئله دهکده جهانی در عصر ارتباطات وجود دارد. از نتایج پژوهش می توان به معرفی و دسته بندی خدمات دیپلماتیک میرسیدعلی همدانی در ناحیه ختلان و کشمیر اشاره کرد.
    کلیدواژگان: عرفان، دیپلماسی، دیپلماسی عرفانی، دیپلماسی عمومی، شاه همدان، اسلام در کشمیر
  • نگین بی نظیر* صفحات 129-151
    وجود اصیل/ دازاین، انسان تنها و فردیت یافته ای است که با انتخاب های خویش، هم خود را از وجود غیر اصیل و غوطه ورشدن در جماعت توده ای (کیرکگور)، گله ای (نیچه) و داسمنی (هیدگر) رها می کند و هم امکان ها و موقعیت های بسیاری را در برابر الزام، حتمیت و ضرورت برای خویش به وجود می آورد. امکان هایی که او را از رویدادگی های زندگی جدا می سازد و رو به تعالی به حرکت درمی آورد. موقعیت های مرزی/ بحرانی نظیر درد، رنج، یاس، شکست، ترس، سفر، پیری، مرگ و... بهترین وضعیت برای مواجهه با خویشتن و مرزهای وجودی است؛ موقعیت های شکننده ای که با فروریختن شاکله های ذهنی، طرح واره های تثبیت شده و تجربه های بسته بندی شده، امکان جهش و درکی انفسی و سوبژکتیو را محقق می سازد. جستار حاضر از منظر مفاهیم کلیدی فلسفه اگزیستانسیالیسم (وجود اصیل، فردیت، انتخاب، امکان، تجربه زیسته، حرکت، موقعیت مرزی، سفر و مواجهه با مرگ) به تحلیل و واکاوی الگوی سفر- زندگی شمس پرنده می پردازد و با واکاوی در منقولات و شیوه زیست شمس تبیین می کند که چگونه شمس با انتخابی آگاهانه، سفر را به مثابه زندگی، تجربه و زیست می کند، در این تجربه درونی و جهان شخصی (سارتر) خود را از روزمرگی و میان مایگی می کند و با آگاهی و شناخت انفسی و سوبژکتیو، پیوسته رو به امر متعالی و نامتناهی در حرکت است. سفر بهترین امکان برای گمنام و ناشناس ماندن شمس، عدم تقید به قالب ها و شاکله های تکراری و عمومی و تجربه موقعیت مرزی است. یکی از مهم ترین موقعیت های مرزی که در سفر امکان مواجهه با آن بیشتر است، درک حضور مرگ به عنوان بنیادی ترین امکان دازاین است. شمس در حرکت به سوی مرگ، هم توسع وجودی می یابد، هم مشتاق مرگ می شود و هم در مشاهده ناپایداری امکانات و امور تناهی هستی، ایمانش به حقیقت مطلق، متقن تر و محکم تر می گردد.
    کلیدواژگان: اگزیستانسیالیسم، فردیت، تجربه زیسته، سفر، شمس تبریزی
  • تقی اژه ای*، غلامعباس صائب صفحات 153-174

    نسخه خطی تحقیقات از جمله مهم ترین آثار خواجه شمس الدین جلال الدین ابوالفتح محمدبن محمدبن محمود حافظی بخاری (749-822) ملقب به خواجه محمد پارسا - دومین خلیفه خواجه بهاءالدین محمد نقشبند، بنیان گذار سلسله نقشبندیه - است. این کتاب از حیث سادگی، روانی و توانایی انتقال موضوعات و مفاهیم عرفانی و کلامی، جایگاهی ویژه دارد. این کتاب که هنوز به صورت نسخه خطی در دسترس است، حاوی مطالب عرفانی و کلامی است که به منزله آینه ای روشن، فضای عرفانی روزگاران پیشین را به خوبی برای پژوهشگران ترسیم می سازد. مسائل بنیادین این اثر عبارت اند از: اصطلاحات عرفانی، اصول تعالیم طریقت نقش بندیه، سخنان عرفای نامی مانند جنید، بایزید بسطامی، ابوسعید ابوالخیر، نود و نه اسم و صفت الله و بیان کاربرد آن ها، آیات و احادیث و... . از این اثر تاکنون شش نسخه به وسیله نویسنده همین سطور، برای تصحیح آن گردآوری شده؛ زیرا تا امروز هیچ گونه تصحیح و بازخوانی ای از آن انجام نشده است. این مقاله ضمن معرفی این نسخه خطی، نکات برجسته عرفانی و کلامی در آن و دیگر آثار خواجه محمد پارسا را بررسی می کند.

    کلیدواژگان: خواجه محمد پارسا، تحقیقات، نسخه خطی، عرفانی و کلامی، فنا و بقا
|
  • Fateme Sultani *, Tahere Mirhashemi Pages 7-31
    The conceptual metaphor of “the universe is a tree” in three mystical texts of the Perfect Man by Azizedin Nasafi, Morsad al-Abad by Najm al-Din Razi and Education by Baha'valad will be examined in this paper. The research questions are: a) Which of their mystical-abstract experiences about the universe have the authors elucidated deploying the territory of the tree? b) What corresponding pairs have been shaped through interaction between the source and target domains in the conceptual metaphor? To answer the questions, the researchers initially examined the texts inductively and extracted instances of application of the conceptual metaphor, "the world as a tree". The research data was then analyzed using descriptive-analytical method. The findings indicate that the authors have utilized the conceptual metaphor to express concepts like the origin of creation, inherent monotheism, perfect man, puberty and liberation, the origin of spirits, the origin of the universe, the unity of existence, death, and resurrection. Some of the corresponding pairs in the studied works are derived from mapping tree and its components onto the abstract phenomena of the universe, including “tree/universe, creation and existence, earth and sky (metaphor for world), human body”, “fruit/human, the Prophet Mohammad (PBUH), human soul”; “seed/first intellect”; “Mohammadi soul; sublime divine essence”; “fruit growth and ripening/reaching perfection by human”; and “fruit separation from tree/detachment of soul from body”.
    Keywords: Mystical Texts, conceptual metaphor, Universe, Tree
  • Zahra Parsapoor *, Akram Karami Pages 33-49
    The importance of Dīvān-e Kabīr in the history of Persian literature has led to generation of varied copies of this great work. Nonetheless, contrary to Mathnavi, due to various reasons, a verified text or comprehensive commentary on Dīvān-e Shams is still non-existent. There are still ghazals (odes) by Rumi which could not be found in the print manuscripts; whereas a good number of ghazals inKoliyat have not been composed by him without a shadow of a doubt.  The explanations made by the correctors of Dīvān-e Shams regarding selection of their manuscripts reveal that jungs (literary miscellanies) have not been the focus of their attention, despite the fact that numerous ghazals in these literary miscellanies are attributed to Rumi or Shams-e Tabrizi. It seems that collecting these ghazals could yield benefits in correcting and completing forthcoming editions; though their authenticity could be questioned. In this paper, besides presenting ghazals attributed to Shams or Rumi in jung 3528 of Tehran University and jung 13609 of Library of the Islamic Consultative Assembly, it is discussed that a number of ghazals in the two literary miscellanies are present in Dīvān-e Shams as well with minor differences, and some vary in terms of the number of verses. Nonetheless, a number of ghazals in the two literary miscellanies are not present in the existing editions of Dīvān-e Shams. Some ghazals in the two Shiite jungs have mistakenly been attributed to Rumi or Shams by the scribers due to similarities in “Khamoosh” (Silent) or “Shams” pen-names. A number of other ghazals have also been composed in emulation orimitation of Rumi, while their contents and linguistic features indicate that they do not belong to him.
    Keywords: Rumi-Attributed Ghazals, Handwritten Jung (Literary Miscellany), Dīvān-e Shams
  • Ghodrat Allah Taheri * Pages 51-78

    In recent studies, mysticism is divided into three realms: Mystical Experience, Mystical Practice, and Mystical Theory. There are conflicting opinions with regard to their precedence and antecedence. Some are of the opinion that theoretical principles precede mystical experiences and conduct believing that by the time the individual is not epistemologically informed, he does not approach mystical conduct to gain spiritual experience; others believe that experience precedes the two domains. Disregarding the argument, the situation and circumstances under which “mystical experience” comes about is a significant issue of. One possible answer to this query is that the seeker when placed in "Boundary Situation"—critical moments of inner feebleness, bewilderment caused by insight, senses of epistemological hollowness, futility and the like—is inclined to a supernatural force wholeheartedly, and in this situation fathoms what is called mystical experience. This experience, apart from the excitement and wonder, gives rise to the seeker's personality growth and spiritual excellence. In this essay, we will examine two allegorical-symbolic stories of "Pir Changi" and "Moses and the Shepherd", focusing on the mystical experience that their main characters passed through in boundary situations. In both anecdotes, the leading characters (Pir Chang and Shepherd), in a boundary situation, undergo a wonderful experience through other characters; respectively, Omar bin Khattab and Moses, and go through the spiritual path to the highest degree. In both anecdotes, Rumi insists that the condition of attaining spiritual authorities and positions is neither a-priori knowledge (Sufism) nor performing the formal conduct (austerity); rather placing oneself exposed to (in situation of) meaning and seizing the irreplaceable opportunities would be the key to spiritual salvation.

    Keywords: mystical literature, Mystical experience, Mathnawi Ma’navi, Rumi, Anecdotes of Pir Changi, Moses, Shepherd
  • Davood Sparham, Maedeh Sadat Darbandi * Pages 80-105
    Gulshan-i Raz is one of the most important texts in theoretical mysticism and the influence of Ibn Arabi’s thoughts on Shabestari is evident in Gulshan-i Raz. This study analyzes the content of Gulshan-i Raz to clarify how the verses could be classified thematically and what the pivotal thought dominating the work is. Since theoretical mysticism is based on theism, anthropology and cosmology, verses are categorized under these three poles. In order to analyze the text, 70% of verses were sampled and it was determined how each verse should be categorized under each pole considering the context of each unit of text. Finally, the frequency of each pole was measured. The results show that discussion about human and the relation between God-human is the most frequent issue in Gulshan-i Raz. This issue is rooted in these factors: firstly, the elevated status of human in the Sublime Qur’an and Hadith; secondly, dependence of theism on human recognition according to Prophetic Hadiths; thirdly, belief in comprehensiveness of human being and perfect man’s function as mediator of grace in theoretical mysticism; and fourthly, the importance of conduct (sulook) to the Sufis and their attempt to eventually become united with God in practical mysticism.
    Keywords: Gulshan-i Raz, content analysis, Theoretical Mysticism, manifestation, Human
  • Mohamad Mahdi Pourgholamali * Pages 107-127
    Sufism bears resemblance to modern intellectual and political schools of thought such as secularism in terms of inviting individuals with different or conflicting beliefs to toleration. From the past, one of the methods of mysticism has been that the seeker sets on a journey to go through spiritual stations and on his path guides the people to truth. This mystical tradition is consistent with the notion of "diplomacy" in modern political sciences, and we can consider Iranian mystics as the first cultural diplomats in the history of this land. One of these diplomats was Amir Sayed Ali ibn Shahabuddin bin Mir Sayed Mohammad Hosseini Hamdani, known as "Ali Sani"; one of the renowned mystics of the eighth century AH. Ali Hamadani's contributions in Kashmir have had remarkable results in disseminating Iranian culture and the religion of Islam in the Subcontinent which have made him hold a high position among the people of that province as a cultural ambassador. The present study aims to introduce and review the sublime personality of Shah Hamadan. In addition, adopting a prescriptive-analytic method and based on library resources, it explores the extent to which the mystical view is close to the diplomatic views of international politics in the contemporary world, and if there is essentially a relationship between belief in cosmopolitan city in mystical works and the issue of global village in the age of communication. The results of the study can introduce and classify diplomatic contributions of Ali Hamadani in Khatlan and Kashmir.
    Keywords: Mysticism, diplomacy, mystical diplomacy, General Diplomacy, Shah Hamadan, Islam in Kashmir
  • Negin Binazir * Pages 129-151
    Dasein is a lonely, individualized human who releases himself from both inauthentic being and immersion in mass crowd (Kierkegaard), horde (Nietzsche) and Das Man (Heidegger) with his own choices, and prepares many possibilities and situations against requirement, certainty, and necessity for himself too; the possibilities that separate him from happenings of life and move him towards transcendence. Boundary/crisis situations like pain, suffering, despair, failure, fright, journey, ageing, death, and so on are the best conditions for confronting the self and existential borders; fragile situations which by disintegrating fixed mindsets, established schemes, and packed experiences pave the way for taking a leap towards self-understanding. The present article explores the life-journey model of flying Shams considering existentialist philosophy key concepts (authentic self, individuality, choice, possibility, lived experience, movement, boundary situation, journey, and death). By analyzing quotations and manner of living of Shams, it explicates the ways by which Shams experiences and lives the journey as life, with a conscious choice, and in this inner experience and personal world (Sartre) breaks himself off from everydayness and mediocrity and moves continuously towards the transcendent and infinite with consciousness, self-knowledge, and subjectivity. Journey is the best option for Shams to remain anonymous, non-adherent to repetitive and public norms and forms, and to experience boundary situation. One of the most important boundary situations, which is more likely to encounter during a journey, is understanding the death presence as the most fundamental option of Dasein. In moving towards death, Shams experiences existential development, desires death, and also by observing the instability of possibilities and finite affairs of existence his faith to absolute truth becomes harder and firmer.
    Keywords: Existentialism, Individuality, Lived Experience, journey, Shams Tabrizi
  • Taghi Ejieh *, Gholamabbas Saeb Pages 153-174

    The handwritten manuscript of Tahghighat is one of the most important works of Khwaja Shams al-Din Jalal al-Din Abu al-Fath Mohammad bin Mohammad bin Mahmoud Hafezi Bukhari (822-765), known as Khwaja Parsa—the second Caliph of Khwaja Baha Uddin Mohammad Naqhshband and founder of Naqshbandiyah dynasty. This book holds a special status due to its smooth writing style and its ability to convey mystical and rhetorical issues comprehensibly. This book which is still available as handwritten manuscript contains mystical and rhetorical contents, which like a bright mirror, clearly depict the mystical atmosphere of the earlier times for the researchers. The  main issues of the work include mystical and rhetorical terminologies, the teaching principles of Naqshbandiyah, quotes by prominent mystics like Junaid, Bayazid Bastami, Abu Sa'id Abu al-Khair, ninety-nine names and attributes of Allah and their functions, Qur’anic verses, hadiths (sayings), and the like. So far, six manuscripts have been compiled by the author of the present paper to be corrected; as no correction or editing has ever been made. This article, besides introducing this handwritten manuscript, examines the mystical and rhetorical highlights of this work and other works by Khwaja Mohammad Parsa.

    Keywords: Khwaja Mohammad Parsa, Tahghighat, Handwritten Manuscript, Mystical, Rhetorical, Fanā (Annihilation of the Soul), Baqā (Subsistence of The Soul)