فهرست مطالب

دانشکده دندانپزشکی مشهد - سال چهل و چهارم شماره 1 (پیاپی 112، بهار 1399)
  • سال چهل و چهارم شماره 1 (پیاپی 112، بهار 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/01/01
  • تعداد عناوین: 11
|
  • حامد شفیعی، فاطمه مسعودی* صفحات 1-2
  • ندا اسلامی*، مسعود حسینی، عباس مکارم، حسن غلامی صفحات 3-13
    مقدمه
    این مطالعه با هدف بررسی تاثیر دوره های توانمندسازی اعضای هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد بر رضایتمندی و دانش آنان در زمینه مهارتهای تدریس و ارزشیابی مبتنی بر مدل کرک پاتریک انجام شده است.
    مواد و روش ها
    در این پژوهش مقطعی،  اعضای هیات علمی علوم پایه و بالینی که در کارگاه های توانمند سازی در حیطه آموزشی در سال 1396 (دوره هشتم و نهم) شرکت کرده بودند مورد بررسی قرار گرفتند. جهت ارزشیابی کارگاه های مذکور بر اساس سطح اول مدل کرک پاتریک، که سطح واکنشی می باشد، از یک پرسشنامه محقق ساختهاستفاده شد. جهت ارزشیابی برنامه در سطح دوم مدل کرک پاتریک، که سطح یادگیری می باشد از آزمون های پره تست و پست تست، بلافاصله قبل و بعد از برگزاری کارگاه استفاده شد.
    یافته ها
    در مورد کارگاه های توانمند سازی دوره نهم، بیشترین میانگین رضایت اعضای هیات علمی علوم بالینی، مربوط به کارگاه تدوین طرح دوره بود. به علاوه، بیشترین میانگین رضایت اعضای هیات علمی علوم پایه از برگزاری کارگاه ها، مربوط به کارگاه روش های تدریس دانشجو محور بوده است. در مورد کارگاه های توانمند سازی دوره هشتم، بیشترین میانگین رضایت اعضای هیات علمی علوم بالینی از برگزاری کارگاه ها، مربوط به کارگاه روش های نوین سنجش بالینی بوده است. بیشترین میانگین رضایت اعضای هیات علمی علوم پایه از برگزاری کارگاه ها مربوط به مبانی آموزش مجازی و تکنولوژیهای نوین در آموزش بوده است. نمره آزمون اعضای هیات علمی هم در گروه علوم پایه و هم در گروه علوم بالینی، پس از برگزاری کارگاه های توانمند سازی دوره هشتم و نهم به طور معناداری افزایش یافته بود. نتیجه گیری: کارگاه های توانمند سازی اعضای هیات علمی توانسته است سبب بهبود یادگیری آنان در زمینه مهارتهای تدریس و ارزشیابی شود. رضایت اساتید بسته به نوع کارگاه متفاوت بوده است.
    کلیدواژگان: ارزشیابی، الگوی کرک پاتریک، کارگاه، اعضای هیات علمی
  • سحر اکبریان، فرشته شفیعی، مریم حسینی* صفحات 14-22
    مقدمه

    حساسیت دندانی یک درد تیز کوتاه است؛ که می تواند در اثر پاسخ عاج اکسپوز شده به محرک های لمسی و شیمیایی ایجاد شود. راهکار اصلی در درمان حساسیت عاجی بستن توبول های عاجی توسط رسوبات کریستالی دردهانه توبول یا ذوب کردن هیدروکسی آپاتیت عاجی است. هدف از این مطالعه بررسی تاثیر حساسیت زداهای عاجی بر میزان استحکام باند برشی مواد ترمیمی گلاس آینومر به عاج بود.

    مواد و روش ها

    60 دندان پر مولرسالم انسان جهت مطالعه حاضرانتخاب شدند. سطح دندان تحت برش اکلوزالیmm 2 زیر DEJ تاج قرارگرفت.نمونه ها به سه گروه 20 تائی تقسیم شدند؛ گروه اول: عاج دست نخورده، گروه دوم: تابش لیزر دیود کم توان با شدت j/cm² 7/3، زمان5 دقیقه و طول موج µm 66/0بر سطح عاجی، گروه سوم: کاربرد خمیر ضدحساسیت CPP-ACP روی عاج آکلوزالی. هرگروه به دو زیر گروه 10 تائی تقسیم شد.زیرگروه های اول با Fuji II LC بر مرکز سطح عاجی قرار گرفته در مولد پلاستیکی و زیرگروه های دوم با نانو آینومر Ketac N100 پر شد. سپس تست برشی نمونه ها انجام شد و اندازه گیری استحکام باند با استفاده از آزمون ANOVA و Tukey صورت گرفت.

    یافته ها

    در گروه های Fuji II LC تفاوت معنی داری بین میانگین استحکام باند برشی در دو گروه درمان و گروه کنترل (Laser، Control، CCP-ACP) مشاهده نشد. (P=0.086) ولی در گروه N100Ketac میانگین استحکام باند برشی گروه درمان شده با لیزر به طور معنی داری از دو زیرگروه کنترل (027/0=p) و CPP-ACP بیشتر بود (035/0=p).

    نتیجه گیری

    در درمان CPP-ACP و کنترل، گلاس آینومر Fuji II LC نتایج بهتری نسبت به Ketac N100 داشت. با این حال، در گروه های درمان شده با لیزر تفاوت معنی داری بین دو نوع گلاس آینومر وجود نداشت .

    کلیدواژگان: استحکام باند برشی، گلس یونومر، لیزر
  • ساره حبیب زاده*، محمد جواد خرازی فرد صفحات 23-34
    مقدمه

    دندان های درمان ریشه شده در برابر نیروهای فانکشنال بیشتر مستعد به شکست می باشند. در این موارد اغلب درمان پست و کور تجویز می گردد. از سوی دیگر استفاده از رستوریشن های تمام سرامیک با بهبود خواص آن ها در بازسازی دندان های خلفی گسترش یافته است. هدف از این مطالعه، بررسی استحکام شکست چهار سیستم پست و کور در دندان های درمان ریشه شده پره مولر با روکش تمام سرامیک بود.

    مواد و روش ها

    48 عدد دندان پرمولر اول مندیبل به طور تصادفی در چهار گروه تقسیم شدند. پس از انجام درمان ریشه استاندارد، به ترتیب در گروه اول تا چهارم از پست و کور ریختگی (Ni-Cr)، پست گلاس فایبر و کورکامپوزیت، پست و کور ریختگی Non-Precious Gold و پست و کور زیرکونیایی Custom Milled استفاده گردید. کلیه نمونه ها با روکش تمام سرامیکی با کوپینگ زیرکونیا بازسازی شده و تحت بارگذاری با دستگاه Zwick قرار گرفتند. میزان نیروی قابل تحمل توسط نمونه ها تا نقطه شکست اندازه گیری شده و نوع شکست نیزدر هر گروه مورد بررسی قرار گرفت.نتایج با آزمون های آماری آنالیز واریانس و آزمون اختلاف معنی دار توکیارزیابی شدند (a=0.05).

    یافته ها

    میانگین استحکام شکست در چهار گروه مورد مطالعه به ترتیب 270±59/780، 323±70 / 915،307±24/963 و 220±34/435 نیوتن گزارش شد. این تفاوت در گروه پست و کور زیرکونیا معنی دار بود (001/0=p).  

    نتیجه گیری

    این مطالعه نشان داد که از بین سیستم های پست و کور مورد استفاده در بازسازی پروتزی پرمولرهای درمان ریشه شده با روکش تمام سرامیک، پست و کورهایCustom Milled زیرکونیا به طور معنی داری استحکام شکست پایین تری نسبت به سایر گروه ها داشته و شکستگی های غیر قابل ترمیم با این پست ها شایع تراست.

    کلیدواژگان: استحکام شکست، دندان های درمان ریشه شده، پست و کور، زیرکونیا
  • مهرناز دزفولی، فاطمه رشیدی میبدی*، ایل ناز احرامی، هاجر شکرچی زاده صفحات 35-45
    مقدمه

    بهداشت دهان یکی از مولفه های اصلی سلامت عمومی و کیفیت زندگی افراد است و با تشخیص به موقع بیماری های دهان، پیش آگهی و درمان آن ها تسریع می شود. لذا این مطالعه با هدف مداخله و ارزیابی آگاهی، عملکرد و نگرش پزشکان عمومی در ارتباط با ضایعات زخمی حفره دهان طراحی و اجرا شد.

    مواد و روش ها

    این مطالعه به صورت مداخله ای نیمه تجربی با برگزاری دوره های بازآموزی روی 75 نفر از پزشکان عمومی شرکت کننده در مرکز توسعه آموزش پزشکی (EDC) دانشگاه علوم پزشکی اصفهان انجام شد. ابزار گردآوری اطلاعات شامل یک پرسشنامه استاندارد شده در دو قسمت بود؛ قسمت اول شامل اطلاعات جمعیت شناختی و قسمت دوم، شامل سه بخش آگاهی، عملکرد و نگرش درباره زخم حفره دهان بود.تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نسخه 20 نرم افزار SPSS، t-test و ضریب همبستگی پیرسون انجام شد.

    یافته ها

    میانگین نمره آگاهی آکادمیک، آگاهی کلینیکی، نگرش و عملکرد پزشکان بین سه زمان پس از مداخله اختلاف معناداری نشان داد(001/0 ≤p). نمره نگرش و عملکرد با سن (001/0 =p و 03/0=p) و مدت طبابت (002/0 =p  و 02/0=p) رابطه مستقیم اما با تعداد معاینه بیمار در روز (61/0=p و 29/0=p) رابطه معنادار نداشت.همچنین نمره آگاهی آکادمیک و کلینیکی با سن (92/0 =p و 59/0=p)، مدت طبابت (93/0 P=و 92/0=p) و تعداد معاینه بیمار در روز (77/0 =p و 85/0=p) رابطه معنادار نداشت.

    نتیجه گیری

    با توجه به تاثیر مثبت مداخله در این مطالعه، ارتقای آگاهی پزشکان و پرسنل خدمات بهداشتی-درمانی با استفاده از برنامه های آموزشی مدون و ترکیبی ضمن خدمت و مدل های تغییر رفتار به عنوان یکی از عوامل موثر در پیشگیری از ضایعات حفره دهان ضروری می باشد.

    کلیدواژگان: آگاهی آکادمیک، آگاهی کلینیکی، عملکرد، نگرش، مداخله آموزشی، پزشکان
  • منصور ریسمانچیان، احسان قاسمی*، مهدی شاهمرادی صفحات 46-54
    مقدمه
    توزیع مناسب استرس در نواحی بی دندانی در اوردنچرهای متکی بر دندان فک پایین ضروری است. این توزیع استرس تحت نیروهای متفاوت به کمک الگوی عناصر محدود مورد بررسی قرار گرفت. هدف از این مطالعه، ارزیابی استرس ریج باقیمانده و جابجایی مخاط زیر اوردنچر متکی بر دو ایمپلنت فک پایین به وسیله روش آنالیز اجزای محدود بود.
    مواد و روش ها
    مدل دیجیتالی فک پایین با دو ایمپلنت (ITIبا قطر 1/4 و طول 12 میلیمتر) در نواحی کانین و اوردنچر متکی بر آن توسط نرم افزار آباکوس شبیه سازی شد. نیروی عمودی بر دندان آسیای اول سمت چپ  بتدریج از 0 تا 50 نیوتن  وارد گردید. توزیع استرس حاصله مورد ارزیابی قرار گرفت.
    یافته ها
    تحت نیروهای اکلوزالی اندک، جابجایی مخاطی و تجمع استرس استخوان کورتیکال ریج بی دندان، در سمت غیر کارگر دیده شد و بتدریج با افزایش نیرو به سمت کارگر منتقل شد. تجمع استرس استخوان کورتیکال بطور عمده در اطراف ایمپلنت و با میزان کمتر در ریج خلفی مشاهده گردید. جابجایی مخاطی اولیه و به میزان بیشتر در ناحیه بی دندانی خلفی و بخصوص روی ریج مایلوهایوئید رویت شد.
    نتیجه گیری
    در این مطالعه روش آنالیز اجزای محدود، مشاهده شد که جابجایی مخاط  نواحی خلفی به خصوص روی ریج مایلوهایوئید و کرست ریج بی دندان نسبت به نواحی قدامی اطراف ایمپلنت بیشتر است؛ بنابراین  این نواحی باید با دقت رلیف گردد و فشارها  تا جای ممکن به طرف باکال شلف هدایت  شود.
    کلیدواژگان: ایمپلنت دندانی، استرس، اوردنچر، آنالیز اجزاء محدود
  • رضا شاه اکبری، سهند سمیعی راد*، شیلان حسنعلی زاده، عبدالله جوان رشید صفحات 55-64
    مقدمه

    هدف این مطالعه، تعیین میزان و دلایل خارج سازی مینی پلیت ها در بیماران جراحی ارتوگناتیک طی سالهای 1397-1395 در دانشکده دندانپزشکی مشهد بوده است.

    مواد و روش ها

    در این مطالعه مقطعی، همه بیمارانی که به بخش جراحی دانشکده دندانپزشکی مشهد جهت جراحی ارتوگناتیک در طی سال های 95 تا 97 مراجعه کرده بودند، وارد مطالعه شدند. خارج سازی پیچ و پلاک بعد جراحی، علل مربوط به خارج سازی پلیتها، سن و جنس و نوع عمل ارتوگناتیک تعیین شد. در نهایت نتایج با استفاده از نرم افزار SPSS با ویرایش 21 آنالیز آماری گردید.

    یافته ها

    در این مطالعه خارج سازی پیچ و پلیت و عوامل مرتبط با آن در 69 بیمار جراحی ارتوگناتیک شده بین سالهای 95 تا 97، مورد ارزیابی قرار گرفتند. شیوع خارج سازی پیچ و پلیت در این بیماران 7 نفر (14/10 درصد) بود. عفونت و اکسپوژر پلیت شایعترین علت خارج سازی بود. خارج سازی پیچ و پلیت در فک پایین بیشتر از فک بالا بود ولی معنی داری نبود (05/0<p). همچنین با مصرف مشروبات الکلی ارتباط معنی داری داشت (05/0<p).

    نتیجه گیری

    با توجه به میزان کم خارج سازی پلیتهای فک و صورت در بیماران جراحی ارتوگناتیک (14/10 درصد) ، نیازی به خارج سازی مینی پلیت های تیتانیومی بدون علامت و مشکل نبوده و فقط وقتی لازم است پلیت ها خارج شوند که اندیکاسیون کلینیکی و علامت واضح داشته باشند. عفونت و اکسپوژر پلیت شایعترین علت خارج سازی پیچ و پلیت بعد جراحی ارتوگناتیک بود.

    کلیدواژگان: خارج سازی پلیت، جراحی ارتوگناتیک، فیکساسیون سخت
  • علیرضا شیرزاده، مجید عشق پور، مجید حسینی ابریشمی، افسانه تختی، شهرزاد دلشاد*، عبدالله جوان صفحات 65-72
    مقدمه

    درای ساکت شایع ترین عارضه پس از جراحی دندان عقل نهفته است. در مشاهدات بالینی، حفره دندان کشیده شده خالی از لخته خون بوده و استخوان، قابل رویت است. مدت زمان جراحی از عوامل تاثیرگذار بر بروز این ضایعه معرفی شده است. اما بررسی مطالعات صورت گرفته پیرامون تاثیر افزایش طول مدت جراحی دندان عقل مندیبل بر بروز درای ساکت، به نتایج دقیقی منجر نشده است. لذا هدف از این مطالعه، بررسی تاثیر افزایش طول مدت جراحی دندان عقل مندیبل بر روی درای ساکت بود.

    مواد و روش ها

    در این مطالعه 227 نفر بیمار در رده سنی 17 تا 30 سال که جهت جراحی دندان عقل مندیبل به بخش جراحی دانشکده دندان پزشکی مشهد مراجعه کرده بودند، مورد بررسی قرار گرفتند. درجه سختی دندان های جراحی شده بر اساس رفرنس پیترسون بین 4 تا 8 در نظر گرفته شد. در روزهای 2 4 و7 پس از جراحی، میزان درد و بروز درای ساکت مورد بررسی قرار گرفت.

    یافته ها

    میانگین درد در روز دوم بعد جراحی 08/1±72/4، و در روز چهارم 26/1±57/1 و در روز هفتم 11/1±29/0 بود. اختلاف درد بین زمانهای مختلف اندازه گیری شده معنی دار بود. (001/0<p)در روز دوم بعد جراحی درای ساکتی مشاهده نشد اما در روز چهارم 5 مورد درای ساکت و در روز هفتم نیز فقط همان 5 مورد درای ساکت مشاهده گردید. فراوانی درای ساکت بین سه زمان بعد جراحی، دارای تفاوت معنی دار بود. (007/0=p)، افزایش سختی جراحی، مدت زمان جراحی نیز بطور معنی داری افزایش یافت، همچنین با افزایش مدت زمان جراحی، مقدار درد در روزهای دوم و هفتم بعد جراحی نیز بطور معنی داری بیشتر شد؛ حال آنکه این مقدار در روز چهارم تنها به مقدار خیلی جزئی افزایش یافت و مقدار همبستگی آن معنی دار نبود.

    نتیجه گیری

    افزایش طول مدت زمان جراحی دندان عقل مندیبل با بروز درای ساکت ارتباط معناداری دارد.

    کلیدواژگان: آلوئولار استئیت، درای ساکت، دندان مولر سوم نهفته
  • فاطمه عصمتی، سهیلا درمیانی*، فاطمه نیکومنش، الهه الله یاری صفحات 73-80
    مقدمه
    دستیابی به موفقیت قابل پیش بینی در درمان ریشه نیازمند پاکسازی موثر کانال است. پاکسازی مکانیکی و شیمیایی، اکثر باکتری های پاتوژن را حذف می کند اما گاهی به دلیل وجود پیچیدگی هایی مانند کانال های فرعی و محدودیت دسترسی شستشو دهنده ها به کانال، پاکسازی دشوار می شود. مطالعات متعددی حضور قارچ ها در عفونت های اندودانتیک و نقش آنها در اتیولوژی ضایعات پری رادیکولار را نشان داده اند. مطالعه حاضر با هدف مقایسه اثر اندواکتیویتور و فایل XP‐Endo Finisher با روش معمول در پاکسازی کانالهای آلوده به کاندیدا آلبیکنس انجام شد.
    مواد و روش ها
    56 دندان سانترال ماگزیلای تک ریشه و تک کانال انتخاب شدند. برای ایجاد عفونت، کاندیدا آلبیکنس در محیط سابور دکستروز آگار کشت داده شد و به مدت یک روز انکوبه شد. پس از دوره انکوباسیون، دندانها به صورت تصادفی به 4 گروه آزمایش 14 تایی تقسیم شدند. درگروه اول از فایل XP‐Endo Finisher، در گروه دوم از اندواکتیویتور، در گروه سوم از هیپوکلریت سدیم 25/5 درصد و درگروه چهارم از نرمال سالین جهت شستشوی کانال استفاده شد. در نهایت پس از اتمام مدت انکوباسیون، تعداد کلنی های رشد نموده بر روی محیط کشت شمارش شده و بر اساس واحد CFU/ml گزارش شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد میانگین تعداد کلونی کاندیدا آلبیکنس پس از کاربرد XP‐Endo Finisher، اندواکتیویتور و هیپوکلریت سدیم در کلیه نمونه ها صفر بود. از طرفی میانگین تعداد کلونیها پس از کاربرد نرمال سالین CFU/ml 08/171723  بود بنابر نتایج این مطالعه، فراوانی کلونیهای کاندیدا آلبیکنس پس از کاربرد XP‐Endo Finisher، اندواکتیویتور و هیپوکلریت سدیم 25/5 درصد به طور معنی داری کمتر از نرمال سالین بود و هر سه برای شستشوی کانال مناسب ارزیابی می گردند.
    نتیجه گیری
    استفاده از XP‐Endo Finisher، اندواکتیویتور و هیپوکلریت سدیم 25/5 درصد برای شستشوی کانال با هدف حذف کاندیدا آلبیکنس پیشنهاد می گردد.
    کلیدواژگان: پاکسازی کانال ریشه، اندواکتیویتور، هیپوکلریت سدیم، XP-Endo Finisher
  • احسان علی آبادی*، سیاوش باقری صفحات 81-88
    مقدمه

    جراحی دندان مولر سوم یکی از جراحی های شایع فک و صورت است که در مواقعی می تواند دشوار و زمانبر باشد. از اینرو کنترلعلائمحیاتیبیمار در این جراحی ضرورری به نظر میرسد. هدف از این مطالعه بررسی تغییرات ضربان قلب و درصد اشباع اکسیژن خون در حین جراحی دندان مولر سوم فک پایین بود.

    مواد و روش ها

    این یک مطالعه مقطعی توصیفی بود که بر روی 50 نفر از افرادی که برای جراحی دندان مولر سوم فک پایین بهبخش جراحی دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی شیراز مراجعه کرده بودند، انجام شد. تعداد ضربان قلب و درصد اشباع اکسیژن خون در مراحل مختلف جراحی، شامل هنگام نشستن بیمار در اتاق انتظار، نشستن بیمار بر روی صندلی دندانپزشکی، تزریق ماده بی حسی، انجام برش جراحی، برداشتن استخوان، درآوردندندان مولر سوم، بخیه زدن و در پایان عمل جراحی اندازه گیری شدند.جهت تحلیل آماری از آزمون Repeated measure ANOVA و Independent sample t-test در سطح خطای 05/0 استفاده شد.

    یافته ها

    از کل بیماران، تعداد 28 نفر مذکر (56%) و 22 نفر مونث (46%) بودند. میانگین سنی افراد در این مطالعه 8/8±12/30 سالبود. میانگین کلی تعداد ضربان قلب بیماران در هشت مرحله اندازه گیری شده 3/5±52/80 ضربه در دقیقه و درصد کلی اشباع اکسیژن خون در هشت مرحله 7/0±22/97%به دست آمد. بین تعداد ضربان قلب بیماران در مراحل مختلف جراحی(001/0<p) و همچنین درصد اشباع اکسیژن (001/0<p) از لحاظ آماری رابطه معنی دار وجود داشت.

    نتیجه گیری

    این مطالعه نشان داد که بیشترین افزایش تعداد ضربان قلب بیمارانیکه تحت جراحی دندان مولر سوم فک پایین قرار می گیرند، در مرحله تزریق ماده بی حسی می باشد و در حین این عمل جراحی، درصد اشباع اکسیژن خون در محدوده نرمال باقی می ماند.

    کلیدواژگان: دندان مولر سوم، ضربان قلب، درصد اشباع اکسیژن خون
  • کوروش تیمورنژاد، خشایار سنجری، حسنا ابراهیمی زاده* صفحات 89-98
    مقدمه

    اکتودرمال دیسپلازی  یک بیماری نادر  ژنتیک است که دو یا تعداد بیشتری ساختار اکتودرمال  مانند مو، ناخن، دندان، غدد عرق و... را درگیر می کند. درگیری های سیستمیک این بیماران شامل هایپوتریکوز ، پوست خشک هایپوپیگمانته و هایپرترمی است. درگیری های داخل دهانی این بیماران شامل الیگودنشیا و دندان های مخروطی ست. .هایپودنشیا، الیگودنشیا و ابنورمالیتی های متعدد در شکل دندان ها (دندان مخروطی) و تاخیر رویش دندانی در هر دو سیستم دندانی شیری و دائمی در این بیماری یافت می شود.

     گزارش مورد:

    بیمار پسر 8 ساله مبتلا به دیسپلازی اکتودرمال نوع هایپوهیدروتیک بدون بیماری سیستمیک و سابقه ی بستری شدن در بیمارستان و مورد مصرف داروی خاص مراجعه کرد. شکایت اصلی بیمار عدم رویش دندان های قدامی و آبسه دندان شیری و خروج چرک بود. بنا بر گزارش والدین، کودک با ظاهر دهان خود مشکل داشته و در مدرسه از خندیدن و صحبت کردن امتناع می کرد. همچنین به دلیل کمبود بزاق، سختی در جویدن و بلع گزارش شد. نیازهای زیبایی کودک ارزیابی شد. با توجه به عدم ثبات ابعاد استخوان تا سن 18 سالگی، امکان قرار دادن ایمپلنت دندانی برای او وجود نداشت.

    نتیجه گیری

    در این مطالعه هدف از درمان، بازسازی فکی با روشی مقرون به صرفه و کارآمد از یک سو و ارائه درمانی جامع برای پیشگیری از بیماری های دندانی و درمان های ترمیمی از سوی دیگر بود. درمان های زیبایی انجام شده برای کودک سبب ارتقای اعتماد به نفس کودک شده و در فالوآپ های سه ماهه، 6 ماهه و یک ساله، والدین کودک، پیشرفت عملکرد تحصیلی کودک و ارتقای روابط اجتماعی او را در مدرسه و خانواده گزارش کردند.

    کلیدواژگان: اکتودرمال دیسپلازی، الیگودنشیا، دندان مخروطی، اکتودرمال دیسپلازی هایپوهیدروتیک، هایپوتریکوزیس
|
  • Hamed Shafiee, Fatemeh Masoudi * Pages 1-2
  • Neda Eslami *, Masoud Hoseini, Abbas Makarem, Hasan Gholami Pages 3-13
    Introduction
    The present study aimed to evaluate the effect of empowerment courses for academic staff of Mashhad University of Medical Sciences on their satisfaction and knowledge regarding teaching and evaluation methods based on the Kirk Patrick model.
    Materials and Methods
    In this cross-sectional study, faculty members of basic and clinical sciences who had participated in empowerment workshops in the field of education in 2017 (eighth and ninth courses) were studied. A researcher-made questionnaire was used to evaluate the aforementioned workshops based on the first level of the Kirk Patrick model which is the reactive level.Pre-test and post-test tests were used immediately before and after the workshop to evaluate the second level of the Kirk Patrick model, which is the learning level.
    Results
    Regarding the ninth empowerment workshops, the highest mean satisfaction of clinical sciences faculty members was related to the "curriculum plan" workshop. On the other hand, the highest mean satisfaction of basic sciences faculty members was related to student-centered teaching methods. In addition, regarding the eighth empowerment workshops, the highest mean satisfaction of clinical science faculty members was related to the new methods of clinical assessment. On the other hand, the highest mean satisfaction of basic science faculty members was related to the fundamentals of virtual education and new technologies in education. The scores of the faculty members in both the basic and clinical sciences groups significantly increased after the eighth and ninth empowerment workshops.
    Conclusion
    As evidenced by the obtained results, it can be concluded that in-service training courses can improve the academic staffs' skills of teaching and assessing students. In addition, it was revealed that academic staffs’ satisfaction varied depending on the type of the course.
    Keywords: Assessment, Kirkpatrick model, Workshop, Academic Staff
  • Sahar Akbarian, Afereshteh Shafiei, Maryam Hosseini * Pages 14-22
    Introduction

    Hypersensitivity is a short, sharp pain that can occur due to the response of the exposed dentin to touch and chemical stimuli. The best solution for hypersensitivity treatment is closing the dentin tubules by crystal deposition in tubule openings or melting the dentin hydroxyapatite. The present study aimed to investigate the effect of dentin desensitizers on the shear bond strength of dentin glass restorers.

    Materials and methods

    In the present study, 60 healthy human premolar teeth were selected. The teeth surfaces were sheared 2 mm under the DEJ. The samples were divided into three groups of 20 each. Group 1: pure dentin, group 2: low-power laser diode with the intensity of 3.7 j/cm2, period of 5 min, and length of 0.66 µm on the dentin surface. Group 3: the CPP-ACP paste on occlusal dentin. Each group was divided into two subgroups of 10. The first subgroup was filled with Fuji II LC glass on the center of dentin's surface in plastic mold and the second with Ketac N100 nano-ionomer. Thereafter, the shear test of samples was performed and the shear bond strength was measured using ANOVA and Tukey tests.

    Results

    In Fuji II LC groups, no significant difference was observed between the mean of shear bond strength in three groups of laser, control, and CP-CPP (P=0.086). However, in Ketac N100 group, the mean of shear bond strength of the laser-treated group was significantly higher than two subgroups of control and CPP-ACP (Plaser=0.035, Pcontrol=0.027).

    Conclusion

    Based on the findings of the present study, in CPP-ACP and Control groups, Fuji II LC glass ionomer had better results than Ketac N100. However, no significant difference was observed between the laser-treated groups using different glass ionomers.

    Keywords: Shear bond strength, Fuji II LC, Ketac N100, Laser, CPP-ACP paste, Glass Ionomer
  • Sareh Habibzadeh *, Mohammad Javad Kharazifard Pages 23-34
    Introduction

    Root canal-treated teeth are more prone to failure in functional forces. Post and core procedures are often indicated in these cases. On the other hand, there have been interests in the use of all-ceramic restorations with improved properties in posterior teeth reconstruction. This study aimed to investigate the fracture strength of four different post and core systems in root canal-treated premolars with all-ceramic crowns.

    Materials and Methods

    A total of 48 mandibular premolars were selected and subjected to root canal standard treatment. Afterward, they were divided into four groups of Ni-Cr post and cores casting, glass fiber post/composite core, non-precious gold post and cores casting, and custom-made milled zirconia posts and cores. Each specimen received all-ceramic crowns with zirconia copings and was then loaded by the Zwick device. The amount of fracture resistance by the specimens up to the breaking point was measured and the modes of failure were analyzed in this study. The data were analyzed using analysis of variance and Tukey's honest significance test (α=0.05).

    Results

    The mean fracture strengths of the four groups were 780.59±270, 70±323, 963.24±915.307, and 435.34±220 N, respectively. There were differences between the core and post groups regarding this difference (P=0.000).

    Conclusion

    According to the results, out of the post-and-core procedures used for the reconstruction of prosthetic root canal-treated premolars with all-ceramic crown, the custom-milled zirconia had lower fracture strength, and non-restorable fractures were more prevalent in these posts.

    Keywords: fracture strength, Post, Core Procedure, Root-Treated Tooth, Zirconia
  • Mehrnaz Dezfouli, Fatemeh Rashidi Meybodo *, Elnaz Ahrami, Hajar Shekarchizadeh Pages 35-45
    Introduction

    Oral hygiene is one of the main components of public health and people’s quality of life which by early diagnosis of oral diseases, their prognosis and treatment will be accelerated. Therefore, the present study aimed to intervene and assess the knowledge, performance, and attitude among general practitionersregarding the oral cavity lesions.

    Materials and Methods

    The current quasi-experimental research was performed on 75 general practitioners participating at re-training courses at the Medical Education Development Center of Isfahan University of Medical Sciences, Isfahan, Iran. The data collection tool was a structured questionnaire consisting of two sections. The first section contained demographic information and the second included knowledge, performance, and attitude regarding oral lesions. The obtained data were analyzed in SPSS software (version 20) using the t-test and Pearson's correlation coefficient.

    Results

    The results of the present study indicated that the mean score of academic and clinical knowledge, attitude, and practice of general practitionersshowed a significant difference among the three post-intervention periods (P≤0.001). According to Pearson's correlation coefficient test, the mean score of attitude and practice showed a statistically significant relationship with age (P=0.001, P=0.03) and duration of medical practice (P=0.002, P=0.02); however, there was no statistically significant relationship with the number of patient visits per day (P=0.61, P=0.29). Furthermore, no significant relationship was observed between academic and clinical knowledge with age (P=0.92, P=0.59), duration of treatment (P=0.93, P=0.92), and the number of patient visits per day (P=0.77, P=0.85).

    Conclusion

    Considering the positive impact of the intervention in the current research, one of the effective factors in the prevention of oral cavity lesions is the promotion of general practitioners and health-care personnel's knowledge through in-service and integrated training programs.

    Keywords: Academic knowledge, Clinical knowledge, Practice, Attitude, Educational intervention, general practitioners
  • Mansour Rismanchian, Ehsan Ghasemi *, Mahdi Shahmoradi Pages 46-54
    Introduction
    Proper stress distribution in the edentulous ridge is necessary for implant-supported mandibular overdenture. For the purposes of the present study, the stress distribution was investigated under various types of forces using the finite element method (FEM).
    Materials and Methods
    A digital model of the mandible with two implants (ITI with diameter and length of 4.1 and 12 mm, respectively) in canine areas and the overdenture supported by it were simulated using ABAQUS software. A vertical force was applied to the left first molar and gradually increased from 0 to 50 N. Finally, the resultant stress distribution was evaluated.
    Results
    Under small amounts of occlusal force, mucosa displacement and stress accumulation in the cortical bone of edentulous ridge, occurred on the non-working side and moved to the working side with a gradual increase in the force. Major stress accumulation was observed in the cortical bone around the implant. Moreover, it was observed in a minor range in the posterior ridge. The mucosa displacement occurred primarily in the posterior edentulous ridge, especially in the mylohyoid ridge.
    Conclusions
    By using 3D FEM in the present study, it was observed that mucosa displacement is more likely to occur in the posterior areas, especially mylohyoid ridge and edentulous ridge crest in comparison to the areas around the implants. Therefore, this area should be carefully reliefand the forces should be directed towards the buccal shelf area as much as possible.
    Keywords: Dental implants, finite element method, Overdentures, Stress analysis
  • Reza Shahakbari, Sahand Samiee Rad *, Shilan Hasanalizade, Abdollah Javan Rashid Pages 55-64
    Introduction

    The present study aimed to evaluate the rate ofminiplate and miniscrew removal and its etiology after orthognathic surgery during 2016-2018. Materials &

    Methods

    For the purposes of this cross-sectional study, all the patients who referred to the surgical department of Dental School of Mashhad University of Medical Sciences, for orthognathic surgery were included. All cases were assessed to determine whether the miniplate and miniscrew were removed after the surgery or not. Subsequently, the age, gender, cause of removal, and type of their orthognathic surgery were identified. Finally, the collected data were analyzed in SPSS software (version 21).

    Results

    The present study was performed on 69 subjects with the average age of 24.9±4.09 who underwent orthognathic surgery during 2016-2018. The aim was to analyze the miniplate and miniscrew removal and related variables. Based on the results, the rate of miniplate and miniscrew removal was 10.14% (7 cases out of 69 patients). It was found that infection and plate exposure were the most common reasons for miniplate and miniscrew removal after orthognathic surgery. Moreover, miniplate and miniscrew removal was more frequent in the mandible, compared to the maxilla. Furthermore, the removal had a significant relationship with the type of jaw movement and usage of alcoholic drinks (P<0.05).

    Conclusion

    Regarding the low rate of miniplate removal after orthognathic surgery (10.14%), it can be concluded that there is no need to remove asymptomatic titanium miniplates. It is only necessary to do so when there are indications and clear symptoms for the removal.

    Keywords: Miniplate Removal, Orthognathic Surgery, Rigid Fixation
  • Alireza Shirzadeh, Majid Eshghpour, Majid Hoseini Abrishami, Afsaneh Takhti, Shahrzad Delshad *, Abdollah Javan Pages 65-72
    Introduction

    Dry socket is one of the most common postoperative complications following the surgical extraction of the impacted third molar. In clinical observations, the tooth cavity is devoid of the blood clot and bone is completely exposed. The duration of surgery is one of the factors affecting the incidence of this lesion. Nonetheless, the assessment of the studies on the effect of increased length of surgical extraction of impacted third molars on the incidence of dry socket has not yielded accurate results. With this background in mind, the present study aimed to evaluate the correlation between the duration of surgical extraction of impacted third molars and the incidence of dry socket.

    Materials and Methods

    The current study was conducted on 227 patients within the age range of 17-30 years old referring to the oral and maxillofacial surgery department of Mashhad Dental School. The impacted difficulty score was considered 4-8 based on the Peterson reference. The amount of pain and incidence of the dry socket was evaluated in 2, 4, and 7 days after surgery.

    Result

    The mean pain scores in the second, fourth, and seventh days after the surgery were measured at 4.72±1.08, 1.57±1.26, and 0.29±1.11, respectively, which indicated a significant difference in the severity of pain in different times (P<0.001).There was no incidence of dry socket on the second day after surgery; nonetheless, five cases of dry socket were observed on the fourth day and the same five cases on the seventh day after the operation (P=0.007). Moreover, the pain significantly increased on the second and seventh days after surgery with increasing the duration of surgery. Furthermore, with increasing the duration of surgery, the amount of pain increased significantly on the second and seventh days after surgery. However, it increased only to a very small amount on the fourth day and its correlation was not significant

    Conclusion

    As evidenced by the obtained results, the duration of the impacted mandibular third molar operation is associated with an increased risk of alveolar osteitis.

    Keywords: Alveolar osteitis, Dry socket. Impacted third molar, surgery time
  • Fatemeh Esmati, Soheila Darmiani *, Fatemeh Nikoomanesh, Elahe Allahyari Pages 73-80
    Introduction
    Success in root canal treatment requires effective debridement of the root canal. Mechanical and chemical debridement eliminates most pathogenic bacteria; nonetheless, canal debridement sometimes becomes difficult due to complexities, such as accessory canals and limited access of disinfectants to the canal. Numerous studies have pointed to the presence of fungi in endodontic infections and their role in the etiology of peri-radicular lesions. The present study aimed to compare the effect of EndoActivator and XP-Endo finisher file with the conventional method in debridement of the root canals infected with Candida albicans.
    Materials and Methods
    For the purpose of the study, 56 single root single canal anterior teeth were selected. To induce infection, Candida albicans was cultured in Sabour's dextrose agar medium and incubated for 24 h. After incubation period, the teeth were randomly divided into four experimental groups consisting of 14 teeth. XP-Endo Finisher, Endo activator, 5.25% sodium hypochlorite solution, and sterile normal saline solution were used for canal debridement in the first, second, third, and fourth groups, respectively. Finally, upon the completion of incubation, the number of colonies grown on the medium was counted and reported in CFU/ ml unit.
    Results
    The mean number of Candida albicans colonies in root canal was reported as zero after the application of XP-Endo Finisher, Endo activator, and 5.25% sodium hypochlorite. On the other hand, the mean number of colonies after normal saline application was 171723.08 CFU/ml ranging from at least 102 to maximum 106 colonies in the samples. As evidenced by the obtained results, the frequency of Candida albicans colonies in root canal after the application of XP-Endo Finisher, Endo activator, and 5.25% sodium hypochlorite was significantly less than normal saline; accordingl, all the three materials are suitable for effective debridement of the root canal.
    Conclusions
    The application of XP ‐Endo Finisher, Endo activator, and 5.25% sodium hypochlorite is recommended for the debridement of root canal with the purpose of the elimination of Candida albicans.
    Keywords: Root Canal debridement, Endoactivator, XP-Endo Finisher file, Sodium Hypochlorite
  • Ehsan Aliabadi *, Siavash Bagheri Pages 81-88
    Introduction

     Third molar removal surgery is one of the most common oral and maxillofacial operations that sometimes can be complicated and time-consuming. As a result, monitoring the vital signs of a patient during this surgery seems to be crucial. Therefore, the aim of this study was to evaluate heart rate and blood oxygen saturation variations during mandibular third molar surgery.

    Materials and Methods

    This cross-sectional descriptive study was carried out on 50 patients who referred to the Surgery Department of the Dental School of Shiraz University of Medical Sciences, Iran for the surgical removal of the third molar. In this study, the heart rate and oxygen saturation of the participants were measured during eight phases, including when the patients were in the waiting room, sitting on dental chair, regional anesthetic medication was injected, surgeon started incising the gum, during bone removal, third molar extraction, suturing, and at the end of surgery. The data were analyzed by the repeated measures analysis of variance and independent samples t-test P<0.05 was considered statistically significant.

    Results

    Our findings demonstrated that28 (56%) and 22 (46%) of the patients were male and female, respectively. The mean age of participants in this study was 30.12 years. The mean heart rate and oxygen saturation of the subjects during all the mentioned phases were found as 80.52 beats/min and 97.22%, respectively. A significant relationship was observed between the heart rate of the patients (P<0.001) and oxygen saturation in all phases.

    Conclusion

    According to the results of this study, the highest heart rate of the patients under third molar removal surgery was recorded during the local anesthetic injection. Furthermore, oxygen saturation remained in the normal range during this operation.

    Keywords: Blood oxygen saturation, Heart rate, third molar
  • Koorosh Teymoornezhad, Khashayar Sanjari, Hosna Ebrahimi Zadeh * Pages 89-98
    Introduction

    Ectodermal dysplasia is a genetic rare disease, consisting of a group of abnormalities which are the results of the abnormal development of two or more embryonic ectoderm derivatives, such as the skin, hair, nail, sweat gland, tooth, and other organs. Systemic features of ectodermal dysplasia include sparse hair (hypotrichosis), dry and hypopigmented skin, and malfunction of sweat glands that could cause hyperthermia. Intraoral symptoms of ectodermal dysplasia are abnormalities in tooth number (hypodontia or oligodontia of primary and permanent dentitions) and morphology (conical or peg tooth). Reestablishment of dental esthetics in a growing child with ectodermal dysplasia is crucial to amend psychosocial, esthetic, and functional problems. In this case report, an 8-year-old boy with esthetic and functional complaints was treated by a multidisciplinary approach. His parents declared no systemic diseases. Chief compliant of the patient was the problem in the eruption of the anterior teeth and dental abcess. The patient was reported to have major problems in terms of esthetics and social communications because of the missing teeth. The aim of this case report was to display a simple and cost-benefit method to reproduce an agreeable smile in an 8-year-old male patient with hypohidrotic ectodermal dysplasia. After the dental management in this case, the esthetics, phonetics, and chewing functions were rectified significantly. In addition, the parents reported an increased level of self-esteem in their child.

    Keywords: Ectodermal dysplasia, Oligodontia, Conical tooth, Hypohidrotic Ectodermal dysplasia, Hypotrichosis