فهرست مطالب

  • سال هشتم شماره 4 (زمستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/12/01
  • تعداد عناوین: 8
|
  • فریبا بشارتی، محمد روستائی علی مهر* صفحات 1-8
    این مطالعه به منظور بررسی اثر حفاظتی ذرات نانو هیدروکسی آپاتیت بر اسپرم طی انجماد با استفاده از پنج راس قوچ انجام شد. انزال ها (30=n) به صورت سه روز یک بار در شش نوبت جمع آوری شد. در هر نوبت، انزال ها تجمیع و به 12 قسمت مساوی تقسیم شدند. مقدار 01/0، 02/0، 05/0 یا 1/0 درصد هیدروکسی آپاتیت و 3، 5 یا 7 درصد گلیسرول به هر بخش اضافه شد. نمونه ها منجمد شده و برای دو هفته ذخیره شدند. سپس تعداد دو پایوت از هر تکرار (جمعا 144 پایوت)، یخ گشایی شد و به مدت شش ساعت در 37 درجه سلسیوس نگهداری شدند. میزان تحرک، زنده مانی، سلامت غشای اسپرم و سلامت آکروزوم طی ساعات صفر، 3 و 6 پس از یخ گشایی مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج نشان داد که اثر متقابل ذرات نانو هیدروکسی آپاتیت، گلیسرول و زمان بر فراسنجه های اندازه گیری شده معنی دار نبود (05/0<P). زنده مانی اسپرم و سلامت آکروزوم تحت تاثیر سطوح مختلف ذرات نانو هیدروکسی آپاتیت قرار نگرفت (05/0<P). تحرک کل و پیش رونده اسپرم در سطح 01/0 (به ترتیب 8/21 و 8/17%) و 1/0% (به ترتیب 5/21 و 7/17%) ذرات نانو هیدروکسی آپاتیت تفاوتی نشان نداد (05/0<P). بیشترین تحرک کل (8/24%) و پیش رونده (0/21%) در سطح  02/0 درصد ذرات نانو هیدروکسی آپاتیت مشاهده شد (05/0>P). سلامت غشا در سطح 02/0 ذرات نانو هیدروکسی آپاتیت (7/52%) بیشتر از سایر سطوح بود (05/0>P). بنابراین افزودن 02/0 درصد ذرات نانو هیدروکسی آپاتیت به رقیق کننده منی قوچ سبب بهبود کیفیت اسپرم در روند انجماد می شود.
    کلیدواژگان: اسپرماتوزوآ، انجماد، قوچ، نانو هیدروکسی آپاتیت
  • مصطفی هاشمی، احمد احمدی*، رامین عبدلی صفحات 9-18
    این پژوهش جهت بررسی چندشکلی در اگزون 3 ژن پروتئین پرایون (PRNP) در گوسفندان نژاد مهربان و رومانف انجام شد. از 124 راس گوسفند (85 راس نژاد مهربان و 39 راس نژاد رومانف) نمونه های خون جمع آوری شد. پس از استخراج DNA، واکنش زنجیره ای پلی مراز با استفاده از یک جفت پرایمر اختصاصی جهت تکثیر یک قطعه 173 جفت بازی از اگزون 3 ژن پروتئین پرایون بکار گرفته شد. چندشکلی های قطعه مورد نظر با استفاده از تکنیک SSCP و تعیین توالی DNA تعیین و مورد ارزیابی قرار گرفتند. در هر دو نژاد مهربان و رومانف، سه الگوی متفاوت باندی (ژنوتیپ های AA، AG و GG) همراه با یک چندشکلی تک نوکلئوتیدی (g.625A>G) شناسایی شد که منجر به تغییر یک اسید آمینه (p.171 R>Q) می شود. سه هاپلوتایپ شامل ARR/ARR، ARR/ARQ و ARQ/ARQ شناسایی شد که بیشترین فراوانی (به ترتیب 2/61 و 15/46 درصد در نژاد مهربان و رومانف) مربوط به هاپلوتایپ دارای مقاومت بالا به بیماری اسکراپی (ARR/ARR) بود. نتایج پژوهش حاضر با توجه به شباهت چندشکلی ها در ژن PRNP نژادهای داخلی و خارجی می تواند در برنامه های اصلاح نژادی گوسفند مورد استفاده قرار گیرند.
    کلیدواژگان: اسکراپی، چندشکلی تک نوکلئوتیدی، گوسفند، مقاومت ژنتیکی
  • سیدمسعود حسینی*، تقی قورچی، نورمحمد تربتی نژاد، رحمت سمیعی صفحات 19-28

    هدف از انجام این پژوهش بررسی اثر سطوح متفاوت جایگزینی سویای پرچربی با کنجاله سویا بود. در این پژوهش درصد متوسط رشد روزانه، مقدار مصرف خوراک، ضریب تبدیل خوراک، درصد نرخ وزن نسبی، درصد نرخ رشد ویژه، خصوصیات لاشه،کیفیت گوشت ومیزان اکسیداسیون چربی عضله راسته در بره های پرواری زل اندازه گیری شد. بره ها دارای میانگین سن شروع پرواربندی سه ماهگی و وزن شروع پرواربندی 1/0±44/19 کیلوگرم بودند. در 14هفته آزمایش (دو هفته عادت پذیری و 12 هفته پرواربندی)، بره ها به چهار تیمار (به ترتیب دریافت کننده صفر، 33، 66 و 100 درصد جایگزینی سویای پرچربی با کنجاله سویا)و هر تیمار با پنج تکرار تقسیم شده بودند. نتایج نشان داد که درصد متوسط رشد روزانه، درصد نرخ وزن نسبی و درصد نرخ رشد ویژه با افزایش درصد سویای پرچربی افزایش یافت. در پایان آزمایش، 12 بره (سه بره از هر تیمار) کشتار شدند و در تفکیک لاشه با افزایش مقدار سویای پرچربی جیره، وزن نیم لاشه، قلب، کبد، معده چهار قسمتی، سر دست، ران و نسبت سردست و ران به لاشه افزایش معنی داری نشان داد. همچنین کیفیت مزه، مقبولیت کلی و بافت گوشت بهبود پیدا کرد (05/0>P). با افزایش مدت زمان نگهداری عضله راسته در سردخانه (یک و دو ماه)، میزان اکسیداسیون چربی گوشت به طور معنی داری کاهش یافت (05/0>P). نتایج این پژوهش نشان داد که استفاده از سویای پرچربی سبب افزایش شاخص های عملکردی رشد در بره ها شد و همچنین میزان اکسیداسیون را کاهش و شاخص های کیفیت گوشت در مدت زمان نگهداری در سردخانه را بهبود بخشید.

    کلیدواژگان: اکسیداسیون چربی، بره زل، خصوصیات لاشه، سویای پرچربی، کیفیت گوشت
  • محمدحسین آبادی، کامران رضایزدی*، مهدی دهقان بنادکی صفحات 29-38

    هدف از این مطالعه بررسی اثر استفاده از سیلاژ ذرت به عنوان منبع علوفه و زمان استفاده از آن در خوراک آغازین بر مصرف خوراک، عملکرد رشد و فراسنجه های شکمبه ای در گوساله های شیرخوار هلشتاین بود. تعداد 32 راس گوساله هلشتاین (16 نر و 16 ماده) از 5 تا 70 روزگی در آزمایشی در قالب طرح کاملا تصادفی و با آرایش فاکتوریل 2×2 مورد استفاده قرار گرفتند. عامل اول نوع علوفه (یونجه و سیلاژ ذرت) و عامل دوم زمان استفاده از علوفه (5 و30 روزگی) بود. جیره های آزمایشی شامل:  خوراک آغازین با 10 درصد یونجه از 5 روزگی، خوراک آغازین با 10 درصد یونجه از 30 روزگی، خوراک آغازین با 10 درصد سیلاژ ذرت از پنج روزگی و خوراک آغازین با 10 درصد سیلاژ ذرت از 30 روزگی بودند. نتایج نشان داد که اثر زمان استفاده از علوفه و منبع علوفه بر افزایش وزن روزانه، مصرف خوراک و برخی فراسنجه های شکمبه ای معنی دار بود (05/0<p). استفاده از سیلاژ ذرت در جیره آغازین گوساله های شیرخوار از پنج روزگی، بالاترین افزایش وزن روزانه، مصرف ماده خشک، غلظت کل اسید های چرب فرار، پروپیونات و استات مایع شکمبه را ایجاد نمود. اثر تیمارهای آزمایشی بر غلظت گلوکز و نیتروژن اوره ای خون و امتیاز قوام مدفوع گوساله های شیرخوار معنی دار نبود، ولی اثر تیمارهای آزمایشی بر غلظت بتاهیدروکسی بوتیرات خون گوساله ها معنی دار بود (01/0>P). مطابق نتایج این آزمایش، بهترین زمان استفاده از علوفه در خوراک آغازین گوساله های شیرخوار، پنج روزگی است.

    کلیدواژگان: خوراک مصرفی، علوفه، عملکرد، فراسنجه های شکمبه ای، گوساله های هلشتاین
  • حمیرا خالقی درمیان، فرزاد باقرزاده کاسمانی*، مهران مهری صفحات 39-49
    به منظور بررسی آثار افزودن سطوح مختلف سولفات، کیلات و نانو روی به جیره بر عملکرد، ذخیره روی در بافت ها و کیفت گوشت بلدرچین ژاپنی، آزمایشی با تعداد 400 قطعه بلدرچین جنس نر در قالب طرح کاملا تصادفی با 10 تیمار آزمایشی و چهار تکرار انجام شد. تیمارهای آزمایشی شامل جیره پایه حاوی 25/41 میلی گرم بر کیلوگرم روی و فاقد مکمل روی (شاهد)، جیره پایه مکمل شده با سولفات روی در سه سطح 15، 25 و 35 میلی گرم در کیلوگرم، جیره پایه مکمل شده با کیلات روی در سه سطح 15، 25 و 35 میلی گرم در کیلوگرم و جیره پایه مکمل شده با نانو روی در سه سطح 15، 25 و 35 میلی گرم در کیلوگرم بودند. پرندگان تغذیه شده با جیره پایه + 25 میلی گرم در کیلوگرم کیلات روی دارای مصرف خوراک کمتر، افزایش وزن بیشتر و ضریب تبدیل خوراک بهتری نسبت به گروه شاهد بودند (05/0>P). در مقایسه با گروه شاهد، پرندگانی که با جیره پایه + 35 میلی گرم در کیلوگرم نانو روی در جیره تغذیه شدند ذخیره روی بیشتری در سرم، کبد، گوشت سینه و استخوان درشت نی داشتند (05/0>P). گوشت پرندگان تغذیه شده با جیره حاوی سطوح مختلف سولفات، کیلات و نانو روی دارای مالون دی آلدهید و افت خونابه کمتری نسبت به شاهد بود (05/0>P). با توجه به نتایج پژوهش حاضر، مکمل کردن جیره بر پایه دانه ذرت و کنجاله سویا در جوجه بلدرچین های ژاپنی با 25 میلی گرم در کیلوگرم کیلات روی موجب بهبود سرعت رشد و ضریب تبدیل خوراک در مقایسه با پرندگان گروه شاهد شد.
    کلیدواژگان: بلدرچین، روی، کیفیت گوشت، کیلات، نانو
  • سمیه سالاری*، ابتسام بوعذار، نسرین رشیدی صفحات 51-63
    به منظور بررسی اثر سطوح مختلف کروم آلی بر عملکرد و خصوصیات کیفی تخم مرغ مرغ های تخم گذار پرورش یافته در شرایط متراکم، آزمایشی با استفاده از دو سطح تراکم (سه و پنج قطعه در هر قفس) و چهار سطح کروم  (صفر، 300، 600 و 900 میکروگرم در کیلوگرم) با استفاده از 192 قطعه مرغ تخم گذار سویه های- لاین (36- W)، در قالب طرح کاملا تصادفی با آرایش فاکتوریل 4×2 با شش تکرار انجام شد. نتایج آزمایش نشان داد افزودن کروم به جیره در شرایط پرورش متراکم و نیز توصیه شده تاثیر معنی داری بر عملکرد مرغ های تخمگذار نداشت. وزن تخم مرغ در سطوح 600 و 900 میکروگرم در کیلوگرم کروم به طور معنی داری افزایش (96/56 و 91/56) و مصرف خوراک در پرندگان پرورش یافته در تراکم بالا به طور معنی داری در مقایسه با تراکم معمول، کاهش (34/99 در برابر 05/105 گرم به ازای هر قطعه پرنده) یافت (05/0>P). در چهار هفته اول، دوم و نیز کل دوره نمونه برداری، افزودن کروم به جیره در شرایط پرورش معمول و نیز متراکم، سبب افزایش معنی دار رنگ زرده و نیز مقاومت پوسته تخم مرغ در مقایسه با تیمار شاهد شد (05/0>P). افزودن کروم به جیره در شرایط پرورش معمول و متراکم، تاثیر معنی داری بر فراسنجه های خون و نیز خصوصیات استخوان درشت نی مرغ های تخمگذار نداشت. به طور کلی نتایج آزمایش نشان داد با افزایش سطح کروم جیره تا 900 میکروگرم در کیلوگرم در شرایط پرورش متراکم، شاخص رنگ زرده تخم مرغ و مقاومت پوسته تخم مرغ به شکستن به طور معنی داری افزایش یافت.
    کلیدواژگان: تراکم، عملکرد، کروم متیونین، مرغ تخم گذار
  • علی سهرابی، مرتضی مهری*، فاطمه شیرمحمد صفحات 65-77

    آزمایش حاضر با هدف بررسی استفاده از منابع آلی، غیرآلی و هیدروکسی منگنز، روی و مس بر خصوصیات کمی و کیفی تخم مرغ در مرغ های تخم گذار مسن انجام شد. بدین منظور از 240 قطعه مرغ تخم گذار سویه تجاری های-لاین از سن 55 تا 65 هفتگی در قالب طرح کاملا تصادفی با چهار تیمار، چهار تکرار و 15 پرنده در هر تکرار استفاده شد. تیمارهای آزمایشی شامل: 1- جیره شاهد، حاوی منبع سولفات منگنز، روی و مس، 2- جیره حاوی کیلات منگنز، روی و مس با اسید آمینه متیونین، 3- جیره حاوی منبع هیدروکسی منگنز، روی و مس، 4- جیره حاوی هیدروکسی منگنز، روی و مس به میزان 70% تیمار سوم بودند. فرم های کیلاته و هیدروکسی منگنز، روی و مس سبب افزایش معنی دار وزن تخم مرغ در بیشتر هفته های آزمایش و بهبود ضریب تبدیل در هفته های 62، 64 و 65 نسبت به گروه سولفات این عناصر شد (05/0<p)، ولی تفاوت معنی داری بین گروه 70% هیدروکسی و سولفات نبود. هیچ یک از منابع منگنز، روی و مس تغییری در سطح مصرف خوراک، ضخامت، مقاومت و وزن پوسته، شاخص زرده و شکل، واحد هاو، و رنگ زرده تخم مرغ، سطح آلکالین فسفاتاز، سرلوپلاسمین، روی، مس و کلسیم خون ایجاد نکردند. فقط منبع کیلاته سبب افزایش معنی دار (05/0<p) سطح منگنز خون شد. همچنین فرم کیلاته و هیدروکسی عناصر سبب افزایش منگنز پوسته و زرده تخم مرغ و روی زرده و کاهش منگنز، روی، آهن و مس مدفوع در مقایسه با فرم سولفات و 70% هیدروکسی شدند. نتایج این آزمایش نشان داد که بکارگیری شکل کیلاته یا هیدروکسی منگنز، روی و مس در جیره مرغ های تخم گذار مسن نسبت به شکل سولفاته آن سبب بهبود عملکرد می شود.

    کلیدواژگان: روی، عملکرد، مرغ تخم گذار، مس، منگنز
  • مهدی کسرایی*، ریحانه سریری، علیرضا حسابی نامقی، محمدرضا نصیری، احمد آسوده صفحات 79-90

    این پژوهش با هدف مقایسه اثر افزودن آنزیم‏های فیتاز نوترکیب باکتریایی و قارچی با نمونه تجاری بر عملکرد، فراسنجه‏های رشد و غلظت کلسیم و فسفر با استفاده از 200 قطعه جوجه گوشتی یک روزه سویه راس 308 در قالب طرح کاملا تصادفی با پنج تیمار و چهار تکرار انجام گرفت. تیمارها شامل تیمار اول: جیره پایه (بدون آنزیم)، تیمار دوم: جیره پایه همراه با آنزیم فیتاز ناتافوس، تیمار سوم: جیره پایه همراه با آنزیم تولیدی باسیلوس سابتلیس، تیمار چهارم: جیره پایه همراه با آنزیم تولیدی اشرشیاکلی و تیمار پنجم: جیره پایه همراه با آنزیم تولیدی قارچ آسپرژیلوس نایجر بودند. نتایج نشان داد که افزودن آنزیم به جیره‏ ها سبب کاهش خوراک مصرفی در دوره رشد، پایانی و کل دوره شد (05/0>P). افزودن آنزیم فیتاز به جیره‏ها سبب بهبود ضریب تبدیل خوراک در تمامی دوره ‏ها شد (05/0>P). سن و وزن در نقطه عطف تحت تاثیر تیمارهای آزمایشی قرار گرفت (05/0>P). بیشترین غلظت فسفر خون در 21 روزگی متعلق به گروه مصرف کننده آنزیم تجاری بود (05/0>P). میزان فسفر و درصد خاکستر استخوان به طور معنی‏داری تحت تاثیر آنزیم های مصرفی قرار گرفت (05/0>P). در کل افزودن آنزیم فیتاز به جیره ها سبب بهبود ضریب تبدیل و کاهش مصرف خوراک نسبت به تیمار شاهد شد و اختلافی بین آنزیم تجاری و آنزیم‏های تولیدی مشاهده نشد.

    کلیدواژگان: آنزیم فیتاز، جوجه گوشتی، عملکرد رشد، غلظت کلسیم و فسفر
|
  • F. Besharati, M. Roostaei, Ali Mehr * Pages 1-8
    This experiment was designed to evaluate the protective effect of nano-hydroxyapatite against freezing damages on spermatozoa using five rams. Ejaculates (N=30) were collected with three-day intervals between sessions for six times. Ejaculates were pooled and split into 12 parts at each session. The amount of 0.01, 0.02, 0.05 or 0.1% nano-hydroxyapatite and 3, 5 or 7% glycerol were added. Samples were frozen and stored for two weeks. After that two straws from each treatment for each replication (totally 144 straws) were thawed and incubated at 37 ° C for 6 h. Sperm motility, viability, membrane integrity and acrosome integrity were evaluated at 0, 3 and 6 h after thawing. Results showed that there was no interaction between nano-hydroxyapatite, glycerol and incubation time (P>0.05). Sperm viability and acrosome integrity were not affected by different levels of nano-hydroxyapatite particles (P>0.05). There was no difference between the level of 0.01 and 0.1% nano-hydroxyapatite particles on the total (21.8 and 21.5%, respectively) and progressive sperm motility (17.8 and 17.7 %, respectively; P>0.05). Total and progressive sperm motility was the highest (24.8 and 21.0%, respectively) in the level of 0.02% nano-hydroxyapatite particles (P<0.05). Membrane integrity was higher in the level of 0.02% nano-hydroxyapatite particles (52.7%) than other levels (P<0.05). Therefore, the addition of 0.02% nano-hydroxyapatite particles to the ram semen extender improved the quality of frozen spermatozoa.
    Keywords: Spermatozoa, Freezing, Ram, Nano-hydroxyapatite particles
  • M. Hashemi, A. Ahmadi *, R. Abdoli Pages 9-18
    This study was conducted to investigate the polymorphisms of the Prion protein gene (PRNP) exon 3 in Mehraban and Romanov sheep. Blood samples were collected from 124 sheep (85 Mahraban and 39 Romanov). After DNA extraction, polymerase chain reactions (PCR) were performed to amplify a 173 bp fragment of the PRNP gene exon 3 using a specific pair of primers. Polymorphisms of the studied fragments were explored using single strand conformational polymorphism (SSCP) and DNA sequencing analysis. In both Mehraban and Romanov breeds, three different banding patterns (AA, AG and GG genotypes) along with a single nucleotide polymorphism (g.625A>G) were identified, that deduced one amino acid substitution (p.171R>Q). Three haplotypes including ARR/ARR, ARR/ARQ and ARQ/ARQ were identified, which the most frequency (61.2 and 46.15% in Mehraban and Romanov breeds, respectively) was related to the ARR/ARR haplotype with high resistance to scrapie disease. The results of current study regarding the similarity of polymorphism in PRNP gene of domestic and foreign breeds could be used in sheep breeding programs.
    Keywords: Scrapie, Single Nucleotide Polymorphism, Sheep, Genetic Resistance
  • S. M. Hosseini *, T. Ghoorchi, N. M. Torbatinejad, R. Sameie Pages 19-28

    The aim of this study was to investigate the effect of different levels of replacement of full fat soybean meal with soybean meal. In this study, the average daily growth rate, feed intake, feed conversion ratio, relative weight rate, specific growth rate, carcass characteristics, meat quality, and fat oxidation rate of roast muscle were measured in Zel fattening lambs. The lambs had a mean age of three months at the initiation of fattening and a weight of 19.44±0.1 kg. At 14 weeks of experiment (two weeks of habituation and 12 weeks of fattening), the lambs were divided into four treatments (0, 33, 66 and 100% high fat soybean meal replacement, respectively) and each treatment with five replicates. The results showed that the average daily growth rate, relative weight percentage and specific growth rate increased with increasing soybean percentage. At the end of the experiment, 12 lambs (three lambs from each group) were slaughtered and in carcass dissection, weight, carcass, heart, liver, four parts stomach, the hands, thighs and the shoulder and hip carcass showed significant increase by increasing the amount of soybeans diet. Taste quality, overall acceptability and meat texture were also improved (P<0.05). By increasing the shelf life of the shelf muscle (one and two months), the oxidation rate of meat fat was significantly reduced (P<0.05). The results of this study showed that the use of high-fat soybean increased the growth performance indices in lambs and also reduced the oxidation rate and improved the meat quality indices during cold storage.

    Keywords: lipid oxidation, Zel lambs, Carcass characteristics, Full Fat Soybean, Meat Quality
  • M. Hosseinabadi, K. Rezayazdi *, M. Dehghan Banadaky Pages 29-38

    The objective of this study was to evaluate the effect of corn silage as source forage and its supplementation time in starter on feed intake, growth performance and rumen parameters in suckling Holstein calves. Thirty-two Holstein calves (16 males and 16 females) from 5 d to 70 d of old were used in a complete randomized design with a 2 × 2 factorial arrangement of treatments. Dietary treatments were as follows: starter with 10% alfalfa at 5 d old calves, starter with 10% alfalfa at 30 d old calves, starter with 10% corn silage at 5 d old calves and starter with 10% corn silage at 30 d old calves. The effect of forage source and time of using forage in the starter on average daily gain (ADG), feed intake and some rumen parameters was significant (P<0.05). Effect of treatments on glucose, blood urea nitrogen concentration and fecal score was not significant. However, the effect of treatments on beta hydroxyl butyric acid concentration in calves was significant (P<0.01). Results showed that calves consumed corn silage at five d of old had the highest average daily gain, feed intake, total volatile fatty acids (VFA), propionate and acetate. According to the results of this experiment, the best time of supplementing forage in the starter diet of suckling calves is five day of old.

    Keywords: feed intake, forage, Performance, rumen parameters, Holstein calves
  • H. Khaleghi Darmiyan, F. Bagherzadeh Kasmani *, M. Mehri Pages 39-49
    This experiment was conducted to evaluate dietary supplementation of different levels of sulfate, chelate and nano sources of zinc on growth performance, tissue zinc reserves and meat quality of male growing Japanese quails. The experiment was carried out using 400 Japanese quails in a completely randomized design with 10 experimental treatments and four replicates. The experimental treatments consisted of: basal diet (control group, without zinc supplement) containing 41.25 mg/kg zinc and basal diet supplemented with different sources of zinc (sulfate, chelate and nano zinc) each at three levels of 15, 25 and 35 mg/kg of diet. Birds fed basal diet + 25 mg chelate zinc/kg of diet showed lower feed intake, higher weight gain and improved feed conversion ratio compared to the control group (P< 0.05). Zinc content in serum, liver, breast meat and tibia of birds fed basal diet + 35 mg nano zinc/kg of diet were higher than the control group (P< 0.05). Malondialdehyde levels and drip losses in meat of birds fed diets supplemented with different sources of zinc were lower than the control (P<0.05). According to the results of the current study, supplementation of corn–soybean meal-based diet of Japanese quails with 25 mg zinc chelate/kg improved growth rate and feed conversion ratio compared to the control group.
    Keywords: Quail, Zinc, Meat Quality, Chelate, Nano
  • S. Salari *, E. Boazar, N. Rashidi Pages 51-63
    In order to study theeffects of various levels of organic chromium on performanceand egg quality characteristics oflaying hens reared at high stock density, an experiment was done using twolevels of density (three and five birds per cage) and four levels of organic chromium (0, 300, 600and 900 ppb) with 192 laying hens (Hy-line W-36) in a completely randomizeddesign with factorial arrangement of 4×2 with six replicates. The results showed that dietarysupplementation of chromium at normal and high stock density had notsignificant effect on performance of layers. Egg weight significantly increasedat levels of 600 and 900 ppb (56.96 and 56.91 g) and feed intake significantlydecreased (99.34 vs. 105.05) in birds reared at high stock densitycompared to the birds reared at normal stock density (P<0.05). In thefirst four, second, and whole periods of sampling, dietary inclusion ofchromium at normal and high stock density, increased significantly egg yolkcolor and egg shell strength compared to the control (P<0.05). Dietarysupplementation of chromium at normal and high stock density had notsignificant effect on blood parameters and tibia charachteristics of layers. Ingeneral, the results of the experiment showed that by increasing dietarysupplementation of chromium at high stock density up to 900 ppb, egg yolk colorand egg shell strength significantly increased in laying hens.
    Keywords: density, Performance, Chromium methionine, Laying hen
  • A. Sohrabi, M. Mehri *, F. Shirmohammad Pages 65-77

    The aim of this trail was to evaluate the effects of the use of Mn, Zn and Cu from different sources (inorganic, organic and hydroxy) in the diet on egg and eggshell quality of aged laying hens. A total of 240 Hy-Line w36 Leghorn, from 55 to 65 weeks of age, were used. The experiment carried out in a completely randomized design, with four treatments, four replicates, each containing 15 hens. The experimental treatments included: 1. The control diet, consisted of sulphate source of Mn, Zn and Cu, 2. The diet consisted of Mn, Zn or Cu-Methionine chelate, 3. The diet consisted of Mn, Zn or Cu Hydroxy, and 4. The diet consisted of Mn, Zn and Cu Hydroxy, only 70% level relative to treatment 3. In the most of experimental weeks, the Mn, Zn and Cu hydroxy and chelate forms increased egg weight and improved significantly feed conversion ratio in the 62, 64 and 65 weeks of age, compared with the sulphate group of these elements (P<0.05). But there was no difference between 70% hydroxy and sulphate groups. Also, there were no differences in feed intake, eggshell thickness, strength and weight, yolk index, Haugh unit, yolk color and shape index of egg and blood alkaline phosphatase, cereluplasmin, Zn, Cu and Ca levels among the treatments. The chelate source only increased blood Mn level significantly (P<0.05). There was the significant increase in eggshell and yolk Mn and yolk Zn levels and also significant decrease in the levels of Mn, Zn, Fe and Cu of excreta using hydroxy and chelate forms compared with the sulphate and 70% hydroxy forms (P<0.05). These results indicated that the Mn, Zn and Cu hydroxy and chelate forms in the diet improved the performance of aged laying hens.

    Keywords: Manganese, Zinc, Copper, hydroxy, Laying hen
  • M. Kasraei *, R. Sariri, A. R. Hesabi Namaghi, M. R. Nasiri, A. Asodeh Pages 79-90

    The current study was carried out to investigate the effect of native fungal and bacterial recombinant phytase enzymes produced in lab with commercial sample on performance, growth parameters, Ca and P using 200 day-old Ross 308 broiler chicken which assigned in a completely randomized design to five treatments with four replicates. The experimental treatments included T1: control diet (without enzyme), T2: control diet+commercial phystase enzyme of Nataphus, T3: control diet+Bacillus subtilis enzyme, T4: control diet + E. coli enzyme and T5: control diet+Aspergillus niger enzyme. The results of this study showed that the addition of enzyme to diets decreased feed intake in grower, finishing and total period (P<0.05). Feed conversion ratio was improved due to the addition of phytase to diets in all periods (P<0.05). Time and weight at inflation point showed a significant difference between the experimental treatments and control group (P<0.05). The highest concentration of blood phosphorus at 21 days of age was observed in the group consumed commercial enzyme (P<0.05). But the amount of phosphorus and bone ash content significantly affected by the enzymes consumed (P<0.05). Overall, the addition of phytase enzyme to diets improved the feed conversion ratio and decreased feed intake compared to control group, and no significant difference was observed between commercial enzymes and enzymes produced.

    Keywords: phytase enzyme, Broiler chicks, Growth Performance, Calcium, phosphorus concentrations