فهرست مطالب

  • پیاپی 72 (پاییز 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/11/12
  • تعداد عناوین: 26
|
  • عارفه رحیمی شکوه*، حسنعلی نقدی بادی، وحید عبدوسی، علی مهرآفرین صفحات 1-13

    عروسک پشت ‎پرده (L. Physalis alkekengi) گیاه دارویی مهم از خانواده Solanaceae است که در طب سنتی ایران و در اکثر نقاط جهان کاربرد درمانی دارد و برای این گیاه خواص متعددی نظیر تب‎بر، ضد التهاب، ضد درد، ضد باکتری و ضد ویروس گزارش شده است. عروسک پشت ‎پرده در طب چینی کاربرد فراوانی دارد و از میوه آن، برای درمان آبسه، سرفه و رفع تب و گلودرد استفاده می‎شود. همچنین جوشانده و دم کرده گل آن برای درمان دیابت مناسب است و از ریشه این گیاه نیز برای درمان مشکلات ادراری و التهابات پوستی و دفع اسیداوریک، درمان نقرس، آرتروز، بواسیر، هپاتیت، برونشیت و تقویت کبد استفاده می‎شود. سابقه مطالعات فیتوشیمیایی عروسک پشت‎پرده به سال 1965 برمی گردد. تقریبا تاکنون 124 ترکیب شامل استروئیدها، فلانوئیدها، فنیل‎پروپانوئیدها و آلکالوئیدها از قسمت های مختلف این گیاه استخراج شده است که استروئیدها و فلانوئیدها از اهمیت بیشتری برخوردار هستند. حدود 58 ترکیب استروئیدی با بیشترین مقدار ترکیب فیزالین در اندام های مختلف این گیاه گزارش شده است. همچنین 19 ترکیب فلاونوئیدی در فرم های فلاون و فلاونول از کاسبرگ‎های عروسک پشت پرده استخراج شده است. به طور کلی، نتایج این مطالعه نشان می دهد که عروسک پشت‎پرده به دلیل خواص فیتوشیمیایی موثر در تغذیه و درمان برخی از بیماری‎های متابولیکی می تواند به عنوان یک گیاه دارویی موثر در صنایع دارویی و بهداشتی استفاده شود.

    کلیدواژگان: عروسک پشت‎پرده، خواص دارویی، طب سنتی، ویژگی های فیتوشیمیایی
  • بابک هوشمند مقدم*، امیر رشیدلمیر، سیدرضا عطارزاده حسینی، عباسعلی گائینی صفحات 14-29

    پژوهشگران همواره به دنبال الگوهای ترکیبی مناسبی از تغذیه و فعالیت های بدنی برای پیشگیری و درمان بیماری ها، افزایش تندرستی و بهتر شدن عملکرد بدنی بوده اند. هدف این مطالعه ارائه یک مقاله مروری از بررسی های انجام شده درباره تاثیر تعاملی زعفران و فعالیت بدنی است. در این مطالعه، اطلاعات مربوط به تعامل مصرف زعفران و فعالیت بدنی از پایگاه های اطلاعاتی فارسی و انگلیسی معتبر تا سال 2019 دستی بررسی شد. از 29 مطالعه یافت شده با در نظر گرفتن معیارهای ورود و خروج، درنهایت 23 مطالعه انتخاب و بررسی شد. از بین این مطالعات، 8 مورد تعامل مصرف زعفران و فعالیت ورزشی کوتاه مدت را مطالعه کرده اند که نتایج آنها تقویت دستگاه آنتی اکسیدانی، افزایش عملکرد قلبی تنفسی و کاهش کوفتگی عضلانی را در پی داشته است. 9 مورد، تعامل مصرف زعفران و فعالیت ورزشی مقاومتی درازمدت را بررسی کرده اند که نتایج آنها افزایش هورمون های تستوسترون، FSH، LH، استرادیول، بهتر شدن ترکیب بدنی، کاهش عوامل خطر قلبی عروقی، کنترل گلوکز ناشتایی و افزایش عملکرد دستگاه تولیدمثل را نشان می دهد. 6 مورد، تعامل مصرف زعفران و فعالیت ورزشی هوازی درازمدت را بررسی کرده که تقویت دستگاه آنتی اکسیدانی، بهتر شدن گلوکز خون، بهتر شدن بیماری های تنفسی و بهتر شدن شاخص های گلایسیمیک را نشان می دهند. در مجموع، تعامل مصرف زعفران و فعالیت بدنی موجب ارتقای دستگاه های بدنی و تنظیم توابع سوخت و سازی می شود. بخش اعظم پژوهش ها علت آن را همبستگی و هم افزایی این دو بویژه وجود متابولیت های زعفران خصوصا فلانوئیدها (کروستین و کروسین) و نیز ترکیبات پلی فنولی و افزایش دستگاه دفاعی آنتی اکسیدانی توسط زعفران را ذکر کرده اند.

    کلیدواژگان: زعفران، فعالیت ورزشی کوتاه مدت، فعالیت ورزشی مقاومتی، فعالیت ورزشی هوازی
  • خدیجه احمدی، حشمت امیدی*، مجید امینی دهقی، حسنعلی نقدی بادی صفحات 30-45

    کرفس کوهی (Kelussia odoratissima Mozaff.) یک گیاه دارویی اندمیک زاگرس مرکزی ایران است. به دلیل برداشت بیش از حد آن در اوایل دوره رویشی و زمان نسبتا زیاد مورد نیاز برای استقرار و تولید بذر، این گیاه فرصت تجدید حیات و تولید بذر را نداشته و در معرض انقراض می باشد. کرفس کوهی دارای دو گروه ترکیبات اسانس و فلاونوئید می باشد. فلاونوئیدها بخش مهمی از ترکیبات این گیاه هستند که دارای اثرات ضدالتهابی، ضد ویروسی، ضد دیابت و ضدسرطان می باشند. مهم ترین ترکیب موجود در اسانس کرفس کوهی بوتیلیدن دی هیدروفتالید و نیز بوتیلیدن فتالید است. فتالیدها به طور عمده در بذر گیاه یافت می شوند. همچنین، اسیدهای چرب مهم آن اسید پتروسلینیک، اسید لینولئیک و اسید پالمیتیک می باشد. در طب سنتی برای اندام های هوایی گیاه کرفس کوهی، خواصی همچون ضدالتهاب، ضددرد، درمان روماتیسم و تصفیه خون ذکر شده است. کرفس کوهی همچنین، دارای خاصیت آنتی اکسیدانی و اثر حفاظت از بافت ها می‎باشد. در این مقاله، کرفس کوهی از جنبه های مختلف از قبیل مشخصات گیاه شناسی، کشت و تولید، موارد مصرف در طب سنتی و پژوهش های بالینی بررسی می شود.

    کلیدواژگان: کرفس کوهی، ترکیبات شیمیایی، خواص درمانی، فلاونوئیدها، فتالید
  • محمد نعمت شاهی، عاطفه اسدی*، علی تاج آبادی صفحات 46-51
    مقدمه

    نفخ یکی از علل درد بعد از عمل جراحی کوله‎سیستکتومی است. مطالعات نشان می دهد که با وجود مسکن های مختلف 77 درصد بیماران بستری در بخش های جراحی و داخلی دچار درد هستند. برای کاهش این درد می توان از داروهای مختلف استفاده کرد. از جمله داروهای گیاهی مورد استفاده در درمان نفخ گیاه نعنا می باشد. با توجه به اینکه نعنا اثر ضدنفخ، ضدالتهاب و ضددرد دارد، در بهبود کرامپ های شکمی موثر است.

    هدف

    این مطالعه با هدف تعیین تاثیر فرآورده نعنا بر کاهش شدت درد پس از جراحی کوله‎سیستکتومی انجام شد.

    روش بررسی

    این پژوهش یک مطالعه کارآزمایی بالینی دو سوکور بود که به مدت 6 ماه از آذرماه 95 تا اردیبهشت 96 در بیمارستان امداد شهرستان سبزوار انجام گرفت. در این تحقیق 107 بیمار که کاندید جراحی کوله‎سیستکتومی باز بودند (47 نفر گروه دارونما، 60 نفر گروه دارو) مورد مطالعه قرار گرفتند. دارو و دارونما بعد از برگشت هوشیاری و یا تحریک رفلکس بلع (gag) و شروع درد بیمار، به میزان 40 قطره هر 20 دقیقه تا سه بار به بیمارانی که دچار درد بعد از عمل شده بودند، تجویز شد و با استفاده از مقیاس دیداری درد میزان تاثیر فرآورده نعنا بر شدت درد ارزیابی شد.

    نتایج

    نتایج پژوهش نشان داد که میزان شدت درد در گروه دارو نسبت به گروه دارونما در 20 دقیقه دوم و 20 دقیقه سوم و 120 دقیقه بعد از مداخله به طور معنی داری کاهش داشت (001/0 >p).

    نتیجه گیری: 

    با توجه به اثر ضدالتهاب و ضددرد نعنا استفاده از این داروی گیاهی به جای مسکن های غیراستروییدی که عوارض گوارشی دارند در درمان درد پس از جراحی توصیه می شود.

    کلیدواژگان: فرآورده نعنا، کوله‎سیستکتومی، درد
  • مهری کلهر، سمانه یوسف لو، بهروز کاوه ئی، فاطمه محمدی*، هما جوادی صفحات 52-63
    مقدمه

    یکی از مشکلات شایع زنان سندرم پیش از قاعدگی است. این اختلال با علایم جسمانی و روانی آزار دهنده ای همراه است. به علت مشخص نبودن علت، روش های درمانی زیادی از جمله گیاهان دارویی برای درمان توصیه شده است. یکی از گیاهان مورد استفاده برای سندرم پیش از قاعدگی گیاه بومادران می باشد.

    هدف

    مطالعه ی حاضر با هدف بررسی تاثیر عصاره گیاه بومادران بر سندرم پیش از قاعدگی انجام شد.

    روش بررسی

    مطالعه کارآزمایی بالینی از نوع دو سوکور بر روی دانشجویان مونث مجرد ساکن خوابگاه دانشگاه علوم پزشکی شهر قزوین در سال 1395 انجام شد. ابتدا برای افراد فرم تشخیص موقت سندرم پیش از قاعدگی ارائه شد. سپس جهت تشخیص عدم ابتلا به افسردگی آزمون بک انجام شد. افراد انتخاب شده به دوگروه مداخله (167 نفر) و کنترل (167 نفر) تخصیص داده شدند. به گروه آزمون 200 سی سی عصاره بومادران و شاهد دارونما به مدت 3 ماه داده شد و با فرم ثبت وضعیت روزانه و شدت درد پیگیری شدند. تحلیل داده ها با آزمون های آنالیز واریانس، t مستقل و کای دو انجام شد.

    نتایج

    نتایج نشان داد روند تغییرات نمرات میانگین شدت کلی علائم طبق فرم ثبت روزانه و شدت درد در یک ماه، 2 ماه و 3 ماه پس از مداخله سه مرحله در گروه آزمون از لحاظ آماری معنادار بود. ولی در کنترل معنی دار نبود. میانگین شدت کلی علائم و شدت درد قبل از مداخله و سه ماه بعد در گروه مداخله و کنترل اختلاف معناداری داشت.

    نتیجه گیری:

     مطالعه نشان داد که عصاره بومادران بر روی علایم سندرم پیش از قاعدگی و شدت درد اثر دارد و باعث کاهش علایم می شود. بنابراین می توان از این گیاه در درمان علایم سندرم پیش از قاعدگی استفاده کرد.

    کلیدواژگان: بومادران، دانشجویان، دیسمنوره، قاعدگی
  • فائزه مقسومی، سپیده اربابی بیدگلی* صفحات 64-77
    مقدمه

     کورکومین دارای اثرات کلینیکی ارزشمندی بر کبد است اما جذب ضعیف، متابولیسم سریع و عوارض جانبی دوزهای بالای آن در اثربخشی آن جهت پیشگیری و درمان بیماری‌ها محدودیت فراوانی ایجاد نموده است.

    هدف

     در این تحقیق، اثرات حفاظتی و ترمیم‌کنندگی نانومیسل کورکومین بر آسیب کبدی ناشی از مصرف مزمن اتانول، با کورکومین و سیلی‌مارین در مدل موش سوری مقایسه شد.

    روش بررسی

     تعداد 42 سر موش سوری ماده، در 8 گروه تقسیم‌بندی شدند و وضعیت این گروه‌ها بر اساس شاخص‌های کلینیکی، بیوشیمیایی (ALT، AST، ALP و LDH) و هیستوپاتولوژیک پس از 60 روز در پایان مطالعه مورد مقایسه و ارزیابی قرار گرفت.

    نتایج

     سطوح سرمی‌ ALT و AST در گروه‌های تحت درمان با نانوکورکومین (mg/kg 100)، کورکومین (mg/kg 100) و سیلی‌مارین (mg/kg 25) نسبت به گروه مصرف‌کننده اتانول کاهش معنی داری یافت (05/0 >P ) که بیانگر کاهش آسیب کبدی ناشی از اتانول می‎باشد. علاوه بر شاخص‌های بیوشیمیایی، یافته‌های هیستوپاتولوژیک نیز هم‌ارزی نانوکورکومین‌، کورکومین و سیلی‌مارین را در کنترل شاخص‌های سمیت کبدی ناشی از اتانول پس از قطع مواجهه با اتانول و در دوران نقاهت مسمومیت با الکل تایید نمودند لیکن در این مقایسه، نانوکورکومین تنها ترکیبی بود که توانست به طور اختصاصی باعث کاهش معنی‌دار سطح LDH پس از قطع اتانول شود.

    نتیجه‌ گیری: 

    نانوکورکومین با کنترل افتراقی سطح‌LDH  نسبت به کورکومین و سیلی‌مارین می‌تواند قابلیت‌های کلینیکی ویژه‌ای در کنترل آسیب‌های کبدی ناشی از سمیت زینوبیوتیک‌ها در صورت انجام مطالعات تکمیلی داشته باشد.

    کلیدواژگان: نانومیسل کورکومین، کورکومین، سیلی مارین، سندرم کبد الکلی
  • فاطمه تیموری، ناهید رجایی*، زهرا فارسی، محمد پورمیرزایی صفحات 78-89
    مقدمه

    در زمان خارج کردن شیت آنژیوگرافی به دلیل هوشیار بودن بیمار و مشاهده فرآیند توسط ایشان سطوح بالایی از اضطراب و استرس توسط بیمار تجربه می شود.

    هدف

    تعیین تاثیر استنشاق اسانس اسطوخودوس بر استرس و اضطراب ناشی از خارج کردن شیت در بیماران پس از آنژیوگرافی عروق کرونر.

    روش بررسی

    در یک مطالعه نیمه تجربی، تعداد 70 بیمار کاندید آنژیوگرافی عروق کرونر به روش در دسترس، بین سال های 1395-1394 انتخاب و به روش تصادفی ساده به دو گروه آزمون و کنترل تخصیص یافتند. پس از خروج شیت (4 ساعت پس از اتمام آنژیوگرافی) پرسشنامه اضطراب اشپیل برگر توسط بیماران دو گروه پر شد. 70 دقیقه بعد، بیماران گروه آزمون، پنبه آغشته به دو قطره اسانس اسطوخودوس و گروه کنترل پلاسبو را به مدت 20 دقیقه استشمام کردند. پس از پایان 20 دقیقه، مجددا داده های سطح اضطراب و استرس بیماران بررسی و با مرحله قبل از مداخله مقایسه شد.

    نتایج

    بعد از اجرای مداخله، اضطراب (001/0 = P) و استرس (001/0 > P) بیماران گروه آزمون به طور معناداری کمتر از گروه کنترل بود. همچنین اضطراب و استرس بیماران گروه آزمون در مرحله بعد از مداخله، به طور معنی داری کمتر از قبل از مداخله بود (001/0 > P). آزمون دقیق فیشر نیز اختلاف معناداری را بین دو گروه از نظر سطوح اضطراب، بعد از مداخله نشان داد (001/0 = P) ؛ به طوری که گروه آزمون بیشتر سطح خفیف اضطراب را نشان دادند (9/67 درصد).

    نتیجه گیری:

     استفاده از اسانس اسطوخودوس در زمان خارج کردن شیت، در بیماران پس از آنژیوگرافی می تواند موجب کاهش استرس و اضطراب بیماران شود.

    کلیدواژگان: آروماتراپی، آنژیوگرافی عروق کرونر، اسانس اسطوخودوس، استرس، اضطراب
  • جواد شقاقی*، علاءالدین کردنائیج، اردشیر قادری صفحات 90-102
    مقدمه

    خشخاش کبیر Papaver bracteatum Lindl. از خانواده شقایقیان است که حاوی آلکالوئید مهمی مانند تبائین می باشد.

    هدف

    بررسی تنوع ژنتیکی و ساختار جمعیت خشخاش کبیر در رویشگاه رشته کوه البرز.

    روش بررسی

    36 ژنوتیپ از سه جمعیت خشخاش (12 فرد از هر جمعیت) انتخاب و بعد از استخراج DNA ژنومی به روش دویل و دویل با استفاده از 26 آغازگر نشانگر مولکولی  SCoTمورد پایش قرار گرفتند. محتوای تبائین کپسول با استفاده از روش کروماتوگرافی HPLC و مقایسه با منحنی استاندارد مورد اندازه گیری قرار گرفت.

    نتایج

    از مجموع 26 آغازگر، توسط 12 آغازگر 181 نوار قابل امتیاز تکثیر شد. دامنه و میانگین شاخص محتوای اطلاعات چندشکل (PIC) به ترتیب برابر 233/0 تا 335/0 و 289/0 بود. شاخص قدرت تفکیک(RP)  آغازگرها بین 61/2 تا 5/6 متغیر بود. واریانس درون و بین جمعیت‎ها به ترتیب 57 و 43 درصد بود. تجزیه خوشه ای مبتنی بر UPGMA، 36 ژنوتیپ را به سه گروه تقسیم و تجزیه به مختصات اصلی  (PCoA)نیز آن را تایید نمود. بیشترین شباهت (86/0) بین جمعیت (پلور- سیاه بیشه) و کمترین شباهت (76/0) بین جمعیت (تهم- سیاه بیشه) بود. میان جمعیت ها از نظر محتوای تبائین تفاوت وجود داشت. پلور بیشترین و تهم کمترین مقدار تبائین را داشتند.

    نتیجه گیری:

     نتایج نشان داد که نشانگر مولکولی  SCoTقابلیت تفکیک جمعیت های خشخاش کبیر را دارد و ابزاری کارآمد در مطالعه تنوع ژنتیکی و ساختار جمعیت های این گیاه می باشد. همچنین نتایج کلی نشان داد که تولید متابولیت ثانویه تبائین تحت تاثیر عوامل محیطی و ژنتیکی قرار دارد.

    کلیدواژگان: Papaver bracteatum Lindl.، تجزیه خوشه ای، تنوع ژنتیکی، نشانگر SCoT
  • سمیه اسماعیلی، محبوبه ایرانی*، حمید موذنی، محمود مصدق صفحات 103-109
    مقدمه

    مالاریا یکی از مهم ترین بیماری های انگلی در انسان است که روزانه منجر به مرگ 1200 نفر می شود. این بیماری توسط پلاسمودیوم ایجاد می شود. انگل پلاسمودیوم، هموگلوبین موجود در گلبول قرمز را به هم (Heme) آزاد و اسیدهای آمینه، هیدرولیز می کند. این انگل برای سمیت زدایی هم آزاد تولید شده، مجهز به سیستم اختصاصی دفع سمیت هم می باشد که مهم ترین مکانیسم، پلیمریزه شدن هم می باشد. لذا پی بردن به ترکیبات مهارکننده ی پلیمریزاسیون هم، دارای اهمیت بسزایی در کشف ترکیبات ضد مالاریا می باشد.

    هدف

    بررسی مکانیسم مهار پلیمریزاسیون هم برخی از گیاهان خانواده نعناییان با پتانسیل اثر ضدمالاریایی هدف کلی این تحقیق می باشد.

    روش بررسی

    در این مطالعه، هفت گیاه از خانواده نعناییان با متانول بوسیله روش ماسراسیون عصاره گیری شدند. برای بررسی فعالیت مهار پلیمریزاسیون هم عصاره های گیاهی از روش ITHD (Inhibition Test of Heme Detoxification) استفاده شد. همین کلراید: تویین 20 و نمونه ها با نسبت 9:9:2 در پلیت 96 چاهکی مخلوط و به مدت 24 ساعت در دمای ºC60 انکوبه شدند. جذب محلول ها با دستگاه الایزاریدر در طول موج  nm405  بررسی و درصد مهار پلیمریزاسیون هم آنها محاسبه شد. از کلروکین دی فسفات به عنوان کنترل مثبت استفاده شد. گیاهان موثر با روش ماسراسیون توسط حلال های اتردوپترول، کلروفرم، متانول، متانول 70: آب 30 (هیدروالکلی 70%) و آب فرکشنه و اثر مهار هم زدایی آنها نیز مورد بررسی قرار گرفت.

    نتایج

    عصاره متانولی Marrubium astracanicum Jacq. وPhlomis caucasica Rech.f.  قادر به مهار پلیمریزاسیون هم به ترتیب 40 و 35% می باشند. بررسی فرکشن ها نشان داد فرکشن آبی P. caucasica به طور کامل (100%) پلیمریزاسیون هم را مهار می کند.

    نتیجه گیری: 

    فرکشن آبی گیاه گوش بره قفقازی (P. caucasica) با مکانیسم اختصاصی مهار هم زدایی، برای رسیدن به ترکیبات مهارکننده ی پلیمریزاسیون ماده هم در روند کشف داروی ضدمالاریا معرفی می شود.

    کلیدواژگان: Phlomis caucasica، گوش بره قفقازی، مالاریا، نعناییان، هم زدایی
  • علی رضوانی اقدم، حسنعلی نقدی بادی*، وحید عبدوسی، رضا حاجی آقایی، سید ابراهیم حسینی صفحات 110-120
    مقدمه

    عملیات پیش خشک و روش های خشک کردن تاثیر قابل توجهی بر میزان و ترکیبات اسانس گیاهان دارویی دارند.

    هدف

    تاثیر عملیات پیش خشک و خشک کردن با خلاء بر میزان و ترکیبات اسانس گیاه به لیمو در این تحقیق مورد بررسی قرار گرفت.

    روش بررسی

    این تحقیق به صورت یک آزمایش فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی در سه تکرار انجام شد. دو فاکتور مورد مطالعه عبارت بودند از (1) عملیات پیش خشک کردن در دو سطح (انجام عملیات پیش خشک و عدم انجام آن) و همچنین (2) روش خشک کردن در 5 سطح شامل شاهد (نمونه خشک نشده)، خشک کردن در سایه و آون خلاء در 3 دمای 35، 45 و 55 درجه سانتی گراد با فشار اتمسفری 5/0 بار. در این تحقیق، مقدار رنگیزه های گیاهی، میزان اسانس و ترکیبات تشکیل دهنده اسانس مورد سنجش قرار گرفتند.

    نتایج

    نتایج نشان داد که بیشترین مقدار کلروفیل مربوط به تیمار آون خلاء با دمای 55 درجه سانتی گراد با عملیات پیش خشک کردن می باشد، در حالی که بیشترین مقدار اسانس حاصل خشک کردن در دمای 45 درجه سانتی گراد بدون عملیات پیش خشک می باشد. بیشترین میزان مونوترپن های هیدروکربنی و مونوترپن های اکسیژن دار و ژرانیال در خشک کردن با دمای 55 درجه سانتی گراد حاصل شد ولی بیشترین میزان سزکوئی ترپن های هیدروکربنی و سزکوئی ترپن های اکسیژن دار و نرال در دمای پایین تر خشک کردن مشاهده شد.

    نتیجه گیری:

     به طور کلی نتایج نشان داد که خشک کردن برگ گیاه به لیمو با آون خلاء در دمای 45 درجه سانتی گراد بهترین روش خشک کردن برای حصول حداکثر میزان اسانس و ترکبیات موثره می باشد.

    کلیدواژگان: اسانس، به لیمو، خشک کردن، ژرانیال، نرال
  • ژینوس کیانی فر، محمد آزادبخت*، مسعود آزادبخت، علی داوودی صفحات 121-132
    مقدمه

    از دیرباز تاکنون گیاهان دارویی به صورت خودرو یا کاشته شده به عنوان منبع دارویی مهمی مورد استفاده ی بشر و حتی جانوران قرار می گرفته اند. گیاه شناسی سنتی روش های ارزشمندی را برای یافتن گیاهان دارویی جدید و داروهای گیاهی عرضه می کند.

    هدف

    هدف از این مطالعه شناسایی گیاهان دارویی بومی و غیربومی مهمی است که به طور گسترده بوسیله ی ساکنان محلی، در درمان بیماری های پوستی در منطقه ی الموت قزوین مورد استفاده قرار می گیرند.

    روش بررسی

    در این پژوهش از پرسشنامه جهت گردآوری اطلاعات محلی در مورد نحوه ی استفاده، زمان جمع آوری، نحوه ی جمع آوری و خواص دارویی گیاهان و همچنین اطلاعات دموگرافیک افراد استفاده شده است. اطلاعات با مصاحبه ی شخصی با گیاه شناسان سنتی توسط مصاحبه گرها تکمیل شدند.

    نتایج

    بیشترین کاربرد داروها در درمان 9 بیماری مدنظر شامل برگ گزنه در بیماری میخچه و اگزما ، میوه درخت هلیله سیاه در زگیل و فلوس در سالک ، زعفران در کک و مک ، علف چشمه در پسوریازیس، زنیان و غازیاقی در برص ، بابونه در آکنه و سوختگی را دارا می باشند و به طور کلی ، بیشترین گیاهان دارویی در بیماری سوختگی استفاده می شوند. از میان روش های دارویی مورد استفاده ، فرم موضعی مرهم بیشترین کاربرد و دوز درمانی 2 گرم از گیاه، 2-1 نوبت در روز بیشترین فراوانی ها را دارا می باشند.

    نتیجه گیری:

     به طور کلی یافته های این پژوهش می تواند بنیانی برای انتخاب گیاهان دارویی مفید برای مطالعات فارماکولوژی و فیتوشیمی و دست آوردی برای کشف داروهای جدید باشد.

    کلیدواژگان: اتنوبوتانی، الموت قزوین، بیماری های پوستی، داروهای گیاهی
  • مژگان محمدی فر، محسن تقی زاده، علیرضا عابد، علی سلطانی، امیدرضا تمتاجی، طاهره خامه چیان، علیرضا حاتمی، سید علیرضا طلائی* صفحات 133-142
    مقدمه

    بیماری کبد چرب غیرالکلی طیفی از آسیب های کبدی از استئاتوز تا سیروز کبدی را شامل می شود. اگرچه شیوع این بیماری در جهان رو به افزایش است، با این حال هنوز درمان مناسبی برای آن وجود ندارد.

    هدف

    در این مطالعه به بررسی تاثیر مخلوط عصاره های گیاهان عناب، کاسنی و خارمریم بر کبدچرب غیرالکلی ایجاد شده با رژیم غذایی پرچرب در موش های صحرایی پرداخته شده است.

    روش بررسی

    در این مطالعه تجربی از 40 سر موش صحرایی نر استفاده شد. 8 سر موش به عنوان کنترل منفی در نظرگرفته شده و بقیه حیوانات (32 سر موش) با یک رژیم پرچرب تغذیه شدند. پس از 4 ماه تغذیه با رژیم پرچرب، موش های مبتلا به کبد چرب به 4 گروه 8 تایی شامل گروه تغذیه با رژیم پرچرب و 3 گروه دریافت کننده رژیم پرچرب به همراه عصاره با دوزهای 100، 200 و 400 میلی گرم بر کیلوگرم وزن تقسیم و به مدت 2 ماه تحت تیمار با عصاره قرار گرفتند. در پایان پروفایل لیپیدی، فعالیت آنزیم های کبدی و بافت کبد مورد بررسی قرار گرفت.

    نتایج

    دریافت رژیم پرچرب موجب افزایش مقادیر کلسترول تام، تری گلیسرید، و LDL و کاهش HDL شد. همچنین باعث افزایش فعالیت آنزیم های کبدی و تجمع چربی در بافت کبد شد. دریافت عصاره به صورت وابسته به دوز موجب بهبود وضعیت لیپیدها (05/0 > P) و فعالیت آنزیم های کبدی (05/0 > P) شد. یافته های آسیب شناسی کبد تغییرات ناشی از رژیم غذایی پرچرب و درمان با عصاره را تایید نمود.

    نتیجه گیری: 

    تغذیه با رژیم پرچرب سبب ایجاد کبدچرب غیرالکلی شده و تیمار با عصاره ترکیبی گیاهان عناب، کاسنی و خارمریم باعث بهبود پروفایل لیپیدی، فعالیت آنزیم های کبدی و آسیب بافت کبدی در موش صحرایی با تغذیه با رژیم پرچرب شد.

    کلیدواژگان: عناب، کاسنی، خار مریم، بیماری کبد چرب غیرالکلی، رژیم غذایی پرچرب
  • مریم احمدزاده، فتاح مرادی*، سامان پاشایی صفحات 143-152
    مقدمه

    اثر زیره کوهی (Bunium persicum (Boiss.) B. Fedtsch.) بر سندروم متابولیکی و آمادگی جسمانی افراد کمتر فعال، تحت مطالعه قرار گرفته است.

    هدف

    هدف از تحقیق حاضر بررسی تاثیر مصرف زیره کوهی بر شاخص های سندرم متابولیکی، قدرت عضلانی و عملکرد قلبی- تنفسی زنان میانسال فعال بود.

    روش بررسی

    روش تحقیق حاضر از نوع نیمه تجربی بود و 20 زن میانسال فعال انتخاب شده و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (10=n) و کنترل (10=n) قرار گرفتند. ارزیابی ها در دو مرحله (قبل از مکمل سازی و پس از مکمل سازی) صورت گرفت. دوره مکمل سازی هشت هفته (روزانه 5/3 گرم پودر زیره کوهی) بود. ویژگی های عمومی آزمودنی ها، عملکرد قلبی- تنفسی، قدرت عضلانی، نیمرخ چربی، قند خون ناشتا، فشار خون و دور کمر اندازه گیری شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس دو عاملی با اندازه گیری های مکرر در سطح معنی داری 05/0>P استفاده شد.

    نتایج

    مصرف زیره کوهی سطح تری گلیسرید را کاهش داد، اما بر وزن بدن، درصد چربی بدن، شاخص توده بدن، دور کمر، قند خون ناشتا، HDL-c، کلسترول تام، فشار خون سیستولیک، فشار خون دیاستولیک، قدرت عضلانی بالا تنه، قدرت عضلانی پایین تنه و عملکرد قلبی تنفسی تاثیر معنی داری نداشت.

    نتیجه گیری:

     مصرف زیره کوهی به مدت هشت هفته و روزانه 5/3 گرم سطوح تری گلیسرید را در زنان میانسال فعال بهبود می‎بخشد، اما به نظر نمی رسد تاثیری بر سایر شاخص های سندروم متابولیکی و اجزای منتخب آمادگی جسمانی داشته باشد.

    کلیدواژگان: زیره کوهی، آمادگی جسمانی، سندروم متابولیکی، فعال
  • سکینه مالکی، هنگامه طاهری* صفحات 153-165
    مقدمه

    پیش سازهای مونوترپنی جهت بیوسنتز منتول از مسیر پلاستیدی متیل اریتریتول فسفات (MEP) تامین می شوند.

    هدف

    به منظور درک بهتر متابولسیم ترپن ها در گیاه نعنا فلفلی، اثر سالیسیلیک اسید و آبسیزیک اسید در تغییر الگوی بیان ژن های موثر در بیوسنتز و ترشح مونوترپن ها مورد بررسی قرار گرفت.

    روش بررسی

    فراوانی رونوشت ژن های مسیر MEP، برخی فاکتورهای رونویسی منتسب به خانواده های C2H2، WRKY، MYB وAP2  و همچنین دو نوع پروتئین انتقال دهنده لیپید (LTP1, LTP2) در پاسخ به الیسیتورهای سالیسیلیک و آبسیزیک اسید توسط تکنیک PCR در زمان واقعی (qRT-PCR) در زمان های 12، 24، 48، 72 و 120 ساعت بعد از اعمال تیمار در مقایسه با شاهد مورد بررسی قرار گرفت. همچنین ارزیابی کمی و کیفی اسانس توسط دستگاه GC/MS انجام شد.

    نتایج

    بازده اسانس و محتوای منتول تحت اثر هر دوی الیسیتورها افزایش یافت. همچنین بیان ژن های MCT و CMK در پاسخ به تیمار سالیسیلیک اسید تقویت شد و تیمار آبسیزیک اسید نیز توانست به طور موثری سطح mRNA ژن های MCT و  HDRرا تقویت نماید اما بیان سایر ژن های مسیر MEP به طور مثبتی تحت تاثیر این دو تیمار قرار نگرفت. از سوی دیگر بیان LTP1 و برخی عناصر تنظیمی القاء تریکوم نظیر C2H2 و MYB نیز در پاسخ به هر دو تیمار افزایش یافت. این یافته ها نشان می دهد علاوه بر سهم پیش سازهای ایزوپرنی، افزایش کمی و کیفی اسانس در پاسخ به هر دو تیمار بوسیله مکانیسم های دیگری کنترل شده است.

    نتیجه گیری:

     این مطالعه فرصت جدیدی را در آینده جهت بررسی مکانیسم تنظیم رونویسی ترپنوئیدها در راستای بهبود خواص دارویی نعنا فلفلی فراهم می آورد.

    کلیدواژگان: Mentha piperita L.، پروتئین انتقال دهنده لیپید، فاکتورهای رونویسی، متیل اریتریتول فسفات، منتول
  • مهتاب طیبی، محبوبه سجادی*، احمدرضا عابدی، فتح اله محقق صفحات 166-173
    مقدمه

    درماتیت یکی از شایع ترین عوارض پرتودرمانی در بیماران مبتلا به سرطان سینه می باشد که می تواند کیفیت زندگی این بیماران را مختل نماید و اثرات مخربی بر روح و روان این بیماران وارد سازد.

    هدف

    این مطالعه با هدف بررسی تاثیر Aloe vera (L.) Burm.f. بر پیشگیری از بروز درماتیت در زنان مبتلا به سرطان پستان تحت رادیوتراپی مراجعه کننده به بیمارستان خوانساری اراک انجام شد.

    روش بررسی

    مطالعه حاضر یک کارآزمایی بالینی دو سوکور است که در آن 76 نفر از بیماران مبتلا به سرطان پستان تحت درمان با پرتودرمانی طبق معیارهای ورود وارد مطالعه شدند، به روش تصادفی در دو گروه مداخله و کنترل جای گرفتند. سپس گروه های مداخله و کنترل از یک هفته قبل از شروع جلسات پرتودرمانی به ترتیب ژل آلوئه ورا و دارونما به صورت دوبار در روز بر روی ناحیه تحت تابش استفاده کردند. هر روز پوست ناحیه تحت تابش بررسی می شد و زمانی که هر یک از علائم درماتیت درجه یک بر اساس معیار RTOG مشاهده می شد، مداخله خاتمه می یافت. تعداد جلساتی که پس از شروع پرتودرمانی، درماتیت ایجاد نشده نیز ثبت شد.

    نتایج

    میانگین زمان ایجاد درماتیت بر اساس تعداد جلسات در گروه کنترل 45/6 و در گروه مداخله 26/12 بود. در مقایسه دو گروه از نظر میانگین زمان ایجاد درماتیت اختلاف معنادار آماری پیدا شد (0001/0 =p)

    نتیجه گیری: 

    این مطالعه نشان داد که استفاده موضعی ژل آلوئه ورا در پیشگیری از بروز و به تاخیر انداختن زمان بروز درماتیت ناشی از پرتودرمانی موثر بوده است.

    کلیدواژگان: آلوئه ورا، پرتودرمانی، پیشگیری، درماتیت، سرطان پستان
  • رضا توحیدپور، سکینه نوری سعیدلو*، حجت حضرتی، امیر امنیت طلب، پیمان میکاییلی، پروین آیرملو صفحات 174-185
    مقدمه

    کاهش دادن سطح گلوکز در بیماران دیابتی از اهمیت بالینی زیادی برخوردار می باشد. با توجه به عوارض جانبی داروها، یافتن گیاهان و مواد گیاهی با خواص مشابه بسیار مفید خواهد بود.

    هدف

    هدف از مطالعه حاضر تعیین تاثیر عصاره هیدروالکلی گیاهان ترشک و آلبالو بر روی گلوکز، چربی های خون و تغییرات بافتی در موش های صحرایی دیابتی می باشد.

    روش بررسی

    در این مطالعه 24 سر موش صحرایی نر ویستار به طور تصادفی در چهار گروه شش عددی شامل گروه های شاهد سالم، شاهد دیابتی، دیابتی تیمار شده با ترشک (mg/kg 200)، دیابتی تیمار شده با آلبالو (mg/kg 250) قرار گرفتند. کلیه تیمارها روزانه و از طریق گاواژ معدی در مدت 21 روز انجام شد. در پایان، سطح سرمی گلوکز و لیپیدهای خون موش ها اندازه گیری شد. ارزیابی آسیب شناسی بافتی پانکراس، کبد و کلیه نیز انجام شد.

    نتایج

    عصاره هیدروالکلی ترشک به طور معنی داری سطح سرمی گلوکز، کلسترول، تری گلیسرید، LDL و VLDL را در موش های دیابتی شده با استرپتوزوتوسین، کاهش داد (05/0 P<) و همچنین سبب افزایش HDL در موش ها شد ولی این افزایش از نظر آماری معنی دار نبود. عصاره هیدروالکلی آلبالو تاثیر معنی داری بر روی گلوکز و لیپیدهای سرم موش های دیابتی نداشت. همچنین عصاره هیدروالکلی ترشک آسیب بافتی ناشی از دیابت را بهتر از آلبالو بهبود بخشید.

    نتیجه گیری:

     در پژوهش حاضر مصرف ترشک و گنجاندن آن در رژیم غذایی افراد مبتلا می تواند در بهبود عوارض ناشی از بیماری های دیابت و دیس لیپیدمی و تنظیم و کنترل سطح گلوکز و لیپیدهای خون در این بیماران تاثیر گذار باشد.

    کلیدواژگان: آلبالو، آسیب شناسی، ترشک، چربی، دیابت، گلوکز، موش صحرایی
  • سعیده رحیمی، مهرناز حاتمی*، منصور قربانپور صفحات 186-203
    مقدمه

    سیلیکون دومین عنصر ساختاری در زمین است که در گیاهان علاوه بر القا فرآیندهای فیزیولوژیکی باعث مقاومت به تنش های زیستی و غیر زیستی می شود.

    هدف

    بررسی پیش تیمار بذر با نانو ذرات سیلیکون بر تغییرات مورفولوژیکی، فیزیولوژیکی، فنل و فلاونوئید، میزان کوئرستین و ظرفیت آنتی اکسیدانی گیاه دارویی همیشه بهار تحت سطوح مختلف تنش خشکی.

    روش بررسی

    این آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی تحت سطوح مختلف تنش خشکی (25، 50، 75 و 100 درصد ظرفیت زراعی) اجرا و از نانو ذرات سیلیکون (0، 100، 200 و 500 میلی گرم بر لیتر) به عنوان ماده پیش تیمارکننده بذر استفاده شد.

    نتایج

    نتایج نشان داد که سطوح تنش خشکی و پیش تیمار با نانو سیلیکون در غلظت های مختلف باعث تغییرات معنی دار (05/0 > P) بر صفات مورد ارزیابی شد. بیشترین میزان فعالیت آنتی اکسیدانی عصاره در گیاهان تحت پیش تیمار نانو سیلیکون در غلظت 200 میلی گرم بر لیتر و تنش 25 درصد ظرفیت زراعی مشاهده شد. اعمال تنش 50 درصد ظرفیت زراعی و پیش تیمار نانوسیلیکون در غلظت 100 میلی گرم در لیتر بیشترین اثر را بر میزان کوئرستین داشت. همچنین، بیشترین و کمترین میزان فلاونوئید کل به ترتیب در پیش تیمار بذر با نانو ذرات سلیکون در غلظت 200 میلی گرم بر لیتر و شاهد (بدون پیش تیمار) در تنش خشکی 25 درصد ظرفیت زراعی مشاهده شد.

    نتیجه گیری:

     استفاده از نانو سیلیکون به صورت پیش تیمار در غلظت های کم (200 - 100 میلی گرم بر لیتر) و تنش خشکی متوسط (50 درصد ظرفیت زراعی) شاخص های فیزیولوژیکی و متابولیتی گیاه همیشه بهار را بهبود بخشید.

    کلیدواژگان: همیشه بهار، پیش تیمار، تنش کم آبی، رشد، کوئرستین، نانو سیلیکون
  • ثریا نجاتی*، کیوان بابایی، شکوه ورعی، رضا حاجی آقایی، انوشیروان کاظم نژاد صفحات 204-211
    مقدمه

    از عوارض بیماری دیابت تاخیر التیام زخم ها است. از روش های رایج درمانی بیماران دیابتی مبتلا به بیماری عروق کرونر، جراحی بای پس عروق کرونراست که زخم بزرگی در استرنوم  ایجاد می شود.

    هدف

    با توجه به اثرات التیام بخش بابونه شیرازی (Maticaria recutita) در زخم، پژوهشی با هدف تعیین تاثیر پماد بابونه شیرازی در التیام زخم جراحی بای پس عروق کرونر بیماران دیابتی انجام شد.

    روش بررسی

    این پژوهش از نوع نیمه تجربی تصادفی شده با گروه کنترل می باشد.60 بیمار دیابتی که جهت جراحی عروق کرونر به بیمارستان مراجعه کرده بودند به طور تصادفی در دو گروه 30 نفره مداخله و کنترل قرار گرفتند و از روز دوم، ناحیه زخم بیماران گروه مداخله پس از شستشو توسط بتادین با پماد بابونه شیرازی روزانه پانسمان شد. در گروه کنترل فقط شستشو با بتادین و پانسمان انجام شد. مداخله تا 14 روز بعد از جراحی انجام شد. التیام زخم در روزهای 4، 7 و 14 بعد از جراحی با مقیاس التیام زخم (Bates-jensen) ارزیابی شد.

    نتایج

    دو گروه از نظر مشخصات فردی همگن بودند. میانگین نمره التیام زخم بین دو گروه روز چهارم بعد از مداخله با آزمون من ویتنی یو تفاوت معنی داری وجود نداشت (75/0=p) ولی 7 روز بعد از مداخله تفاوت معنی داری در میانگین نمره التیام زخم در دو گروه مشاهده شد (001/0 P<) همچنین 14 روز بعد از مداخله در دو گروه تفاوت معنی دار دیده شد (002/0=p).

    نتیجه گیری:

     پماد بابونه شیرازی پس از حداقل یک هفته استفاده می تواند التیام زخم جراحی بای پس عروق کرونر را در بیماران دیابتی تسریع کند.

    کلیدواژگان: بابونه شیرازی، التیام زخم، جراحی بای پس عروق کرونر، بیماران دیابتی
  • رضا دهقانی بیدگلی*، مونا غیاثی یکتا صفحات 212-226
    مقدمه

    عوامل محیطی و تنظیم کننده‎های زیستی بر صفات مرفوفیزیولوژیک و فیتوشیمیایی گیاهان تاثیر دارند.

    هدف

    هدف از این مطالعه، بررسی رشد و عملکرد گیاه رزماری (Rosmarinus officinalis) در همزیستی با ریزوباکتری‎های محرک رشد گیاه (PGPR) تحت آبیاری با فاضلاب تصفیه شده شهری بود.

    روش بررسی

    این مطالعه در گلخانه تحقیقاتی دانشگاه کاشان بر اساس آزمایش فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی (RCBD) با سه تکرار انجام شد. تیمارها شامل القای باکتری (PGPR (Pseudomonas putida Strain R112) در دو سطح تلقیح و عدم تلقیح و همچنین تصفیه فاضلاب تصفیه شده شهری در پنج سطح صفر (شاهد)، 25، 50، 75 و 100 درصد در دقیقه بود.

    نتایج

    بیشترین میزان وزن تر و خشک اندام هوایی در گیاهان تلقیح شده با باکتری و تیمار شاهد آبیاری و نیز کمترین مقادیر آن در گیاهان تلقیح نشده و آبیاری با 100 درصد پساب تصفیه شده حاصل شد. چنان که وزن تر و خشک اندام هوایی به ترتیب به میزان 44/53 و 35/71 درصد نسبت به گیاهان تلقیح شده با باکتری و عدم استفاده از پساب تصفیه شده کاهش یافت. همچنین بالاترین درصد اسانس رزماری در گیاهان تلقیح شده با باکتری و تیمار 50 درصد پساب شهری حاصل شد.

    نتیجه‎گیری: 

    رشد و عملکرد رزماری با افزایش درصد فاضلاب افزایش یافت و تلقیح باکتری های تقویت کننده گیاه باعث افزایش تحمل گیاه شد.

    کلیدواژگان: رزماری، آبیاری، اسانس، باکتری محرک رشد، پساب تصفیه شده شهری
  • محمد علی زارعی*، حسن طه زاده صفحات 227-235
    مقدمه

    از آنجا که آنزیم آلفا گلوکوزیداز باعث تجزیه کربوهیدرات های غذایی و به دنبال آن جذب و افزایش سطح گلوکز خون می شود، از مهارکننده های این آنزیم به عنوان دارو جهت درمان برخی از اشکال بیماری دیابت استفاده می شود. داروهایی که امروزه برای کنترل میزان گلوکز خون مصرف می شوند دارای عوارض جانبی متعددی هستند. لذا از آنجا که گیاهان منبع بسیار مناسبی از لحاظ ترکیبات فعال زیستی هستند.

    هدف

    هدف از این مطالعه یافتن مهارکننده های قوی و جدید آنزیم آلفاگلوکوزیداز با استفاده از منابع گیاهی می باشد.

    روش بررسی

    عصاره های متانولی 32 گونه گیاهی جمع آوری شده از مناطق مرکزی استان کردستان، به منظور بررسی فعالیت مهاری آنها بر روی آنزیم آلفاگلوکوزیداز در غلظت های 1، 1/0، 01/0 و 001/0 میلی گرم بر میلی لیتر مورد ارزیابی قرار گرفتند. از آکاربوز محلول در بافر فسفات به عنوان کنترل مثبت استفاده شد. همه سنجش ها در سه تکرار انجام شدند.

    نتایج

    مطابق نتایج این مطالعه عصاره گیاهان Campanula involucrata Auch .ex DC.، Hypericum scabrum L.، Salvia suffruticosa Montbr. & Auch. و Silene ampulata Bioss. ، فعالیت مهار کنندگی بالای 60 درصد بر روی آنزیم آلفاگلوکوزیداز از خود نشان دادند. در این میان فعالیت مهاری عصاره گیاهان گل استکانی برگه دار (Campanula involucrata) و سیلن حبابی (Silene ampulata) به طور چشم گیری بالا، و IC50 آنها 02/0 میلی‏گرم بر میلی لیتر بود.

    نتیجه ‏گیری:

     می توان نتیجه گرفت که عصاره گیاهان گل استکانی برگه دار (Campanula involucrata) و سیلن حبابی  (Silene ampulata)، به دلیل درصد مهار بالا و شاخص  IC50 213 پایین می توانند جهت مطالعات دقیق تر موضوع جالبی باشند.

    کلیدواژگان: آلفاگلوکوزیداز، دیابت، عصاره گیاهی، مهارکننده
  • سحر گلابی*، اسما محمدی، نرگس چمکوری صفحات 236-246
    مقدمه

    درد التهابی در اثر آسیب و التهاب بافت به وجود می آید. از مهم ترین مواد مورد استفاده برای القا التهاب، فرمالین است. در حال حاضر شناخت و توسعه داروهای ضد التهابی که منشا طبیعی داشته باشند، مورد توجه بسیار قرار گرفته است. زیره از گیاهان دارای پتانسل ضد التهابی است. با توجه به اهمیت درک دقیق تر مکانیسم های ایجادکننده و پیش برنده التهاب به منظور یافتن راهکارهای بهتر، کامل تر و کم عارضه تر بهبود التهاب و درد التهابی، عوارض زیاد و بعضا شدید درمان های شیمیایی، اهمیت روزافزون گیاهان دارویی در حیطه های مختلف علوم پزشکی و اهمیت و کاربردهای فراوان و متنوع گیاه زیره در علوم پزشکی، هدف از این مطالعه بررسی رفتاری اثر ضد التهابی عصاره آبی میوه گیاه زیره سبز در موش صحرایی نر قرار گرفت.

    روش بررسی

    تعداد 36 سر رت در گروه های مختلف مورد استفاده قرار گرفتند. عصاره آبی میوه زیره در دوزهای 500، 200، 1000 mg/kg تهیه شد. با تزریق زیر جلدی فرمالین در کف پای حیوان، التهاب القا و درد التهابی ایجاد شده ارزیابی شد. برای آنالیز داده ها از ANOVA یک طرفه استفاده شد.دوزهای مختلف عصاره، التهاب حاد و مزمن را کاهش دادند. بیشترین اثر کاهشی در فاز حاد، مربوطه به دوز 200 و در فاز مزمن مربوط به دوز 1000 بود.

    نتیجه گیری:

     عصاره آبی میوه گیاه زیره سبز دارای اثر ضد التهابی حاد و مزمن بوده و این اثر وابسته به دوز است.

    کلیدواژگان: زیره سبز، التهاب حاد، التهاب مزمن، عصاره آبی، فرمالین
  • اسرین حسنی، محمد علی زارعی* صفحات 247-266
    مقدمه

     آنزیم تیروزیناز دو مرحله‌ی اول ملانوژنز را در پستانداران کاتالیز می‌کند و مسئول واکنش سیاه‌شدگی آنزیمی میوه‌های آسیب دیده و سبزیجات می‌باشد. با مهار آنزیم تیروزیناز می‌توان این بیماری‌ها را تا حد زیادی درمان کرد.

    هدف

     یافتن مهارکننده‌های قوی، جدید و دارای عوارض کمتر برای آنزیم تیروزیناز در عصاره‌های گیاهی.

    روش بررسی

     در این پژوهش اثر مهاری عصاره‌ی متانولی 70 گونه‌ی گیاهی بر روی تیروزیناز قارچی سنجیده شده است. اثر مهاری عصاره‏ها در غلظت‌های نهایی 400، 100، 25 و 2/6 میکروگرم در میلی‌لیتر مورد سنجش قرار گرفت. از کوجیک اسید به عنوان کنترل مثبت استفاده شده است. سنجش‌ها در سه تکرار با استفاده از دستگاه میکروپلیت ریدر در طول موج 492 نانومتر انجام شد.

    نتایج

     عصاره‌ی نه گیاه با غلظت 400 میکروگرم بر میلی‌لیتر شامل Bongardia chrysogonum، Heptaptera anatolica، Hyoscyamus kurdicus، Hypericum scabrum، Marrubium cuneatum، Nonea hypoleia، Salvia suffruticosa، Scrophularia pruinosa و  Verbascum phoenicumو دو گیاه با غلظت 25 میکروگرم بر میلی‌لیتر شامل Asperugo procumbens و Astragalus siliquosus subsp. siliquosus دارای مهار بالای 60 درصد می‌باشند. میزان مهار آنزیم توسط عصاره‌ی گیاه مریم‏گلی بوته‏ای Saliva suffruticosa، 62/92 درصد و IC50 آن 77/94 میکروگرم در میلی‏لیتر و نوع مهار نارقابتی بود.

    نتیجه‌گیری: 

    عصاره هگزانی گیاه مریم‏گلی بوته‏ای (Saliva suffruticosa) به دلیل درصد مهار بالا و IC50 پایین می‌تواند با هدف جداسازی و تعیین ماهیت عامل مهارکننده آنزیم تیروزیناز قارچی، مورد استفاده قرار گیرد.

    کلیدواژگان: تیروزیناز، مریم گلی بوته ای، مهار آنزیمی، هایپرپیگمانتاسیون
  • سید صادق سادات، شبنم محمدی*، علیرضا فاضل، قاسم سازگار، علیرضا ابراهیم زاده، مجید غیور، سمانه برومند نوقابی صفحات 267-273
    مقدمه

    خرنوب Ceratonia siliqua گونه ای از گیاهان دارویی از تیره باقلاییان است که دارای خاصیت آنتی اکسیدانی بسیار قوی می باشد.

    هدف

    نظر به این که تاکنون مطالعه ای روی سمیت تجویز خرنوب صورت نگرفته است. لذا در این مطالعه اثرات دوزهای مختلف خرنوب بر هیستوپاتولوژی کبد و کلیه و نیز سطوح آنزیم های کبدی و اوره و کراتینین در موش نر بالغ بررسی شد.

    روش بررسی

    در این مطالعه تجربی 35 سر موش نر بالغ نژاد بالب سی به طور تصادفی به 5 گروه (کنترل، شم، 200C تا 800C) تقسیم شدند. گروه 200C تا 800C دوزهای 200، 400 و 800 میلی‎گرم در کیلوگرم عصاره آبی خرنوب را به صورت داخل صفاقی و به مدت 14 روز دریافت کردند. سپس از قلب موش، خون گرفته شد و پس از سانتریفوژ سرم برای بررسی آنزیم های کبدی و اوره و کراتینین استفاده شد. به علاوه کبد و کلیه بعد از رنگ آمیزی هماتوکسیلین و ائوزین، مورد بررسی هیستوپاتولوژی قرار گرفت. نرم افزار SPSS و آزمون آنالیز واریانس یک طرفه برای تجزیه و تحلیل داده ها استفاده شد.

    نتایج

    آزمون آماری اختلاف معنی داری بین میانگین سطح اوره و کراتینین در گروه های دریافت کننده خرنوب نسبت به گروه کنترل نشان نداد (05/0 < P). به علاوه، تفاوت معنی داری در میانگین سطح آنزیم های آلانین آمینو ترانسفراز و آسپارتات آمینوترانسفراز در گروه تجویز شده با خرنوب نسبت به گروه کنترل مشاهده نشد (05/0 < P). در مقاطع کبد هپاتوسیت ها به همراه ورید سنتری لوبولار و پورت به صورت نرمال قابل مشاهده بود. در مقاطع کلیه، گلومرول ها به همراه توبول های کلیه به صورت نرمال دیده می شد.

    نتیجه گیری: 

    نتایج این مطالعه نشان داد که عصاره خرنوب در دوزهای ذکر شده اثر سمی بر کبد و کلیه موش ندارند.

    کلیدواژگان: Ceratonia siliqua، خرنوب، آنزیم ALT و AST، کبد، کلیه، موش
  • علیرضا تک زارع، مهرداد گودرزی، طیبه رستگار، شکیبا شاه بابایی، نسرین تک زارع* صفحات 274-287
    مقدمه

    یکی از اهداف درمان علم پزشکی، ترمیم زخم در زمان کوتاه تر، با عوارض جانبی کمتر می باشد. اهمیت و اثربخشی استفاده از گیاهان دارویی در سالیان اخیر افزایش یافته است.

    هدف

    مطالعه حاضر جهت بررسی اثر سینرژیک مصرف موضعی اسانس نعنا و عسل در ترمیم پذیری بستر زخم باز پوستی رت انجام شده است.

    روش بررسی

    این مطالعه تجربی روی 75 سر رت نژاد Wistar انجام گرفت. تحت بیهوشی، زخمی مربع به ابعاد 15 × 15 میلی متر ایجاد شد. برای توزیع موش ها روش تصادفی اعمال شد. سطح زخم ها در گروه های تجربی روزانه یک بار با نعنا، عسل، ترکیبی از هر دو و پماد فنی توئین پوشانیده شد. درگروه شاهد هیچ گونه تیماری انجام نشد. در بررسی ماکروسکوپی و اندازه گیری سطح زخم، در روزهای 1، 4، 7، 10 و 14 ارزیابی شد. در بررسی های هیستوپاتولوژیکی ، یک نمونه از بستر زخم از تمام گروه های مورد مطالعه برداشته شد و مورد پردازش بافتی قرار گرفت. برای بررسی اختلاف معنی داری بین گروه ها آنالیز واریانس یک طرفه و یا دوطرفه استفاده شد. جهت آنالیز داده ها از نرم افزار SPSS نسخه ی 21 استفاده شده و نیز مقدار 05/0 P < از نظر آماری معنی دار درنظر گرفته شد.

    نتایج

    در گروه درمانی ترکیب عسل و نعنا در مقایسه با گروه های دیگر (درصد بهبودی بیشتر و مساحت زخم کمتر) اثربخشی بر روی تسریع ترمیم زخم، به طور معنی داری بیشتر بود (001/0 < P).

    نتیجه گیری:

     مصرف ترکیب اسانس نعنا و عسل در ترمیم پذیری زخم باز پوستی موثر بوده و باعث تسریع ترمیم زخم شده است.

    کلیدواژگان: ترمیم زخم پوستی، سینرژیک، عسل، نعنا
  • فاطمه میرعبداللهی شمسی، راصیه نجاری، علی مرادی، فاطمه صفری* صفحات 288-298
    مقدمه

    هیپرتروفی بطن چپ (LVH) ناشی از هیپرتانسیون، پاسخی سازشی به اورلود فشار است که در صورت عدم درمان به سمت نارسایی قلبی پیش می رود. افزایش فعالیت کمپلکس NADPH اکسیداز نقش مهمی در پیشرفت LVH دارد.

    هدف

    هدف از این مطالعه بررسی اثر فنل طبیعی، رزوراترول، بر میزان نسخه برداری ساب یونیت های NADPH اکسیداز در بافت قلب هیپرتروف شده بود.

    روش بررسی

    موش های صحرایی نر نژاد ویستار به گروه های زیر تقسیم شدند: کنترل (دست نخورده)، شم (H+DMSO) ، هیپرتروف بدون تیمار (H) و هیپرتروف تیمار شده با رزوراترول .(R+H) LVH توسط تنگی آئورت شکمی القا شد. فشار خون از طریق کانولاسیون شریان کاروتید اندازه گیری شد. بیان ژن های هدف توسط Real time RT-PCR تعیین شد.

    نتایج

    فشار سیستولی (SBP) و دیاستولی (DBP) در گروه H در مقایسه با کنترل به طور معناداری بیشتر بود (001/0 > P). در گروه R+H، SBP و DBP نسبت به گروه H کاهش یافت (001/0 > P). در گروه H سطح mRNA سابیونیت هایgp91Phox ، P22Phox، P67Phox و Rac1  در مقایسه با کنترل به ترتیب به میزان 5/14 ± 4/98، 8/8 ± 7/64، 5 ± 4/36 و 8/10 ± 2/73 درصد افزایش یافت (001/0 > P، 001/0 > P، 05/0 > P، 001/0 > P). اما در گروه R+H سطح gp91Phox، P22Phox و Rac1 mRNA به 5/4 ± 2/43، 7/5 ± 6/28 و 8/5 ± 5/30 درصد رسید که بیانگر اختلاف معنی داری با گروه H می باشد (01/0 > P، 05/0 > P، 05/0 > P).

    نتیجه گیری:

     سطح نسخه برداری ساب یونیت های کمپلکس NADPH اکسیداز در میوکارد هیپرتروف شده افزایش می یابد. رزوراترول می تواند با کاهش میزان نسخه برداری ساب یونیت های مذکور قلب را در برابر هیپرتروفی ناشی از اورلود فشار محافظت نماید.

    کلیدواژگان: هیپرتروفی بطن چپ، رزوراترول، NAD PH اکسیداز، gp91Phox، P22Phox، P67Phox، P47Phox، Rac1
  • نازنین امینی، کوروش رضایی، مهدی بهرامی، احمدرضا یزدان نیک* صفحات 299-307
    مقدمه

    پنومونی وابسته به ونتیلاتور یک عفونت بیمارستانی شایع در بیمارانی است که در بخش های مراقبت ویژه بستری می شود که منجر به اقامت طولانی در بخش ویژه، افزایش هزینه های بیمارستانی و مورتالیتی می شود.

    هدف

    بررسی تاثیر اکالیپتوس استنشاقی بر پنومونی وابسته به ونتیلاتور در بیماران تحت تهویه ی مکانیکی.

    روش بررسی

    این یک مطالعه از نوع کارآزمایی بالینی تصادفی است که در آن 70 بیمار که بیش از 72 ساعت تحت تهویه مکانیکی قرار داشتند با نمونه گیری هدفمند وارد مطالعه شده و به طور تصادفی در دو گروه اکالیپتوس استنشاقی (35 نفر) و دارونما (35 نفر) قرار گرفتند. بیماران گروه اکالیپتوس 4 میلی لیتر از اکالیپتوس 5 درصد در 6 میلی لیتر نرمال سالین در زمانی که تحت تهویه مکانیکی قرار داشتند، استنشاق نمودند و به بیماران گروه دارونما، فقط مقدار 10 میلی لیتر نرمال سالین به همان صورت داده می شد پنومونی وابسته به ونتیلاتور در روز پنجم، نهم و قبل از خارج سازی لوله تراشه بر اساس معیار بالینی عفونت ریوی تعدیل شده سنجیده شد.

    نتایج

    میانگین و انحراف معبار مدت زمان لوله گذاری در جمعیت مورد مطالعه 75/3 ± 4/9 (با دامنه 14-3) روز بود. پنومونی وابسته به ونتیلاتور در 10 بیمار گروه اکالیپتوس استنشاقی (5/28 درصد) و 23 بیمار گروه دارونما (7/65 درصد) دیده شد (004/0 =P). مدت لوله گذاری در بیمارانی که به پنومونی مبتلا شده بودند، بیشتر از بیماران غیر مبتلا بود (001/0 =P).

    نتیجه گیری:

     استنشاق اکالیپتوس می تواند پنومونی وابسته به ونتیلاتور را در بیماران تحت تهویه ی مکانیکی کاهش دهد.

    کلیدواژگان: اکالیپتوس، پنومونی وابسته به ونتیلاتور، تهویه مکانیکی، نبولایزر
|
  • Arefeh Rahimi Shokooh*, Hassanali Naghdi Badi, Vahid Abdossi, Ali Mehrafarin Pages 1-13

    Bladder cherry (Physalis alkekengi L.) is a valuable medicinal plant of the Solanaceae family which has been used in the traditional medicine of Iran and the world and numerous therapeutic properties such as anti-fever and inflammatory, analgesic, anti-bacterial and virus have been reported for this plant. Bladder cherry is extensively used in Chinese medicine, and its fruit is used to treat abscess, cough and relieve fever, and sore throat. Brewed and boiled flower of this plant is also suitable for the treatment of diabetes and its root is used to urinary problems, skin inflammation, uric acid excretion, gout, arthritis, hemorrhoids, hepatitis, bronchitis, and liver enhancement. The most important phytochemical studies of bladder cherry originated in 1965. To date, about 124 components including steroids, flavonoids, phenylpropanoids, and alkaloids have been extracted from different parts of the plant. Approximately, 58 combinations of steroids have been reported with the highest amount of physalins in the different parts of the bladder cherry. Moreover, 19 flavonoid compounds of the bladder cherry have been extracted from its calix in the form of flavon and flavonol. In general, the results of this study indicate that the bladder cherry due to the effective phytochemical properties of the nutrition and treatment of some diseases can be used as an important medicinal plant in the pharmaceutical industry.

    Keywords: Bladder cherry, Pharmaceutical properties, Phyto-chemical traits, Traditional medicine
  • Babak Hooshmand Moghadam*, Amir Rashid Lamir, Seyyed Reza Attarzade Hosseini, Abbas Ali Gaeini Pages 14-29

    Researchers have always been looking for appropriate patterns of nutritional strategies and physical activities to prevent and treat diseases, increase well-being as well as improving physical performance. This study aimed at reviewing several studies on the relationship between saffron and physical activity. In this study, the relationship between saffron consumption and physical activity of valuable Persian and English databases were investigated until 2019 among 29 studies. Considering entry and exit criteria, 23 studies were selected and reviewed. 8 studies indicated that saffron consumption and short-term physical activity enhanced antioxidant capacity, increased cardio-respiratory function and reduced muscle soreness. 9 studies have examined the interaction of saffron consumption and long-term resistance exercise, revealing increased testosterone, FSH, LH, estradiol, improved body composition, decreased cardiovascular risk factors, fasting blood glucose, and increased reproductive performance. 6 studies examined the relationship between saffron consumption and long-term aerobic exercise activity, reporting enhanced antioxidant capacity, improved blood sugar, augmented respiratory diseases, and improved glycemic indexes. The relationship between saffron consumption and physical activity improves physical body and regulates the functions of metabolism. Much of the research has been due to the combination of these two, especially the existence of saffron metabolites, especially the phallenogals (crostein and crocin), as well as polyphenols and increasing the antioxidant defense system by saffron.

    Keywords: Saffron, Aerobic training activity, Resistance training activity, Short-term exercise activities
  • Khadijeh Ahmadi, Heshmat Omidi*, Majid Amini Dehaghi, Hassanali Naghdi Badi Pages 30-45

    Kelussia odoratissima Mozaff. (keluss), is an endemic medicinal herb in the central Zagros region of Iran. Due to its excessive harvesting in the early vegetation period and the relatively long time required for seed establishment and production, this plant does not have the opportunity to regenerate and produce seed and is exposed to extinction. Keluss has two groups of essential oils and flavonoids. Flavonoids are one of the important components of the plant that have anti-inflammatory, antiviral, anti-diabetes and anti-cancer effects. The most important ingredient in the essential oil of keluss is butylidene dihydrophthalide, as well as butylamine phthalide. Phthalides are found mainly in plant seeds. The main fatty acids of the plant are petroselinic acid, linoleic acid and palmitic acid. The aerial parts of the keluss have properties such as anti-inflammatory, analgesic, rheumatic treatment and blood purification in traditional medicine. Keluss has antioxidant and and tissue protection effects. In this article, the plant is reviewed from various aspects such as botanical characteristics, cultivation and production, uses in traditional medicine and clinical research.

    Keywords: Kelussia odoratissima, Chemical Composition, Therapeutic Indication, Flavonoids, Phthalide
  • Mohammad Nematshahi, Atefeh Asadi*, Ali Tagabadi Pages 46-51
    Background

    Bloating (emphysema) is one of the causes of postoperative cholecystectomy. Studies show that despite various analgesics, 77% of patients hospitalized at surgery and internal wards suffer from pain, for which different drugs can be used to relief the pain. Mint is one of the herbal remedies used for the treatment of bloating (emphysema). Due to the anti-inflammatory and analgesic effects of mint, it is effective in the betterment of abdominal cramps.

    Objective

    The aim of this study was to determine the effect of mint product on the relief of postoperative pain severity following cholecystectomy.

    Method

    This is a double-blind clinical trial carried out in Emdad hospital of Sabzevar City. This study conducted on a total of 107 patients (47 placebo and 60 drug patients), who were candidates for cholecystectomy. Drug and placebo were administered (40 drops three times every 20 minutes) to patients suffering from postoperative pain after the recovery or stimulation of the gag reflux and onset of pain. The effect of mint extract on pain intensity was evaluated using the visual acuity scale.

    Results

    The results of Mann-Whitney test showed that pain intensity in the drug group was significantly lower than the placebo group at the second and third 20 minutes, as well as 120 minutes after the intervention (P< 0.001).

    Conclusion

    According to the findings, the hypothesis of mint effect on the reduction of the postoperative cholecystectomy pain intensity was confirmed in the drug group in comparison with the placebo group.

    Keywords: Cholecystectomy, Mint product, Pain
  • Mehri Kalhor, Samaneh Yuseflo, Behroz Kaveii, Fatemeh Mohammadi*, Homa Javadi Pages 52-63
    Background

    One of the common problems of women is premenstrual syndrome. PMS is associated with mental and physical symptoms. Many therapeutic approaches are recommended. One of the methods is herbal medicine.

    Objective

    The study was conducted to investigate the effect of Yarrow's extract on PMS.

    Method

    This double blind clinical trial was performed on single female students in the dormitory of QUMS in Qazvin 2016. First a form was presented to diagnose PMS. Then absence of depression was determined by Beck test. Afterward, the subjects were assigned to two groups of test (167) and control (167). The test group received 200 cc of Yarrow extract and control group received placebo for 3 months. They followed up by a daily status record and pain severity form. Data were analyzed using Analysis of variance, independent t-test and chi 2. 

    Results

    The results showed that trend of changes in the mean scores of the overall severity of symptoms according to the daily records and pain severity form were statistically significant in three stages of one month, two months and three months after the intervention, but in the Control group was not significant. The mean of total symptoms and severity of pain before intervention and three months later was significantly different in the intervention and control groups.

    Conclusion

    The study showed that using Achillea millefolium extract can reduce the symptoms of PMS and pain severity. Therefore, that can be used to treat symptoms of premenstrual syndrome.

    Keywords: Achillea millefolium L, Dysmenorrhea, Menstruation, Students
  • Faezeh Maghsoumi, Sepideh Arbabi Bidgoli* Pages 64-77
    Background

    Curcumin ameloriates liver damages but its poor absorption, rapid metabolism, and side effects at high doses may limit its clinical applications

    Objective

    This study aimed to evaluate the protective and regenerative effects of Curcumin Nanomicells on alcohol-induced chronic liver injuries in mice. These effects were compared with Curcumin and Silymarin in the same model.

    Method

    42 female mice were divided to groups of normal control, alcoholic liver group, dose groups of NanoCurcumin with low (5 mg/kg), medium (50 mg/kg) and high (100 mg/kg) doses, Curcumin 100 mg/ kg and Silymarin 25 mg/kg, and monitored for 60 days. Results were analysed based on the serum levels of ALT, AST, ALP and LDH, and histopathological changes of the liver.

    Results

    Although the levels of liver enzymes were not significantly reduced in ethanol and NanoCurcumin group, the levels of ALT, AST significantly decreased in NanoCurcumin, Curcumin and Silymarin post treatment groups. Histopathological evidence confirmed the biochemical data which suggested the qualitative potentials of NanoCucumin in reducing alcohol-induced liver injuries. NanoCurcumin differentially reduced the LDH level, but the same effect was not detected in other treatment groups.

    Conclusion

    NanoCurcumin at 100 mg/kg/day can recover the chronic liver damages induced by alcohol and could reduce the LDH level, making it a possible candidate for future clinical application.

    Keywords: Curcumin Nanomicells, Curcumin, Silymarin, Alcohol-induced liver injury
  • Fatemeh Teimouri, Nahid Rajai*, Zahra Farsi, Mohammad Pourmirzai Pages 78-89
    Background

    During the removal of the angiographic sheath, due to the patient's vigilance and observation of the process, the patient experiences high levels of anxiety and stress.

    Objective

    To determine the effects of inhalation of lavender essential oil on stress and anxiety during sheath take out in patients after coronary angiography.

    Method

    In a semi-experimental study, 70 patients were selected by random sampling method in 2012 - 2013 and randomly assigned to two experimental and control groups. After leaving the shield (4 hours after the completion of the angiography), the Spielberger anxiety questionnaire was completed by the patients in both groups. After 70 minutes, the patients in the experimental group smelled two drops of lavender essential oil and the control group smelled placebo for 20 minutes. At the end of 20 minutes, the anxiety and stress levels of the patients assessed again and compared with pretest.

    Results

    After intervention, anxiety (P = 0.001) and stress (P <0.001) in the experimental group were significantly lower than the control group. Also, the anxiety and stress of the experimental group in the post-intervention phase was significantly lower than before the intervention (P <0.001). Fisher's exact test showed a significant difference between the two groups in terms of anxiety levels after intervention (P = 0.001); such that the majority of the experimental group showed a slight anxiety level (67.9%).

    Conclusion

    The use of lavender essential oil during sheath take out in patients after coronary angiography can reduce stress and anxiety.

    Keywords: Anxiety, Aromatherapy, Coronary Angiography, Lavender oil, Stress
  • Javad Shaghaghi*, Alaeddin Kordenaeej, Ardeshir Qaderi Pages 90-102
    Background

    Iranin poppy (Papaver bracteatum Lindl.) belongs to Papaveraceae family which has important alkaloids such as thebain.

    Objective

    Investigation of genetic diversity and population structure of Iranian poppy populations from Alborz Mountains.

    Methods

    Total DNA from 36 genotypes (12 individuals from each population) were extracted by doyle method. Thebaine of capsules were assayed by High performance liquid chromatography (HPLC) against standard curve of thebaine.

    Results

    The 12 primers from 26applied SCoT primers amplified 181 scorable bands. Polymorphism Information Contents (PIC) index ranged from 0.233 to 0.335 with 0.289 mean. Resolving Power (RP) index ranged from 2.61 to 6.5. based on AMOVA the variance of within and among population were 57% and 43% respectively. Unweighted pair group method with arithmetic mean (UPGMA) based clustering grouped 36 genotypes into three main groups that was supported by principal coordinate analyses (PCoA). The highest (0.86) and lowest (0.76) similarity were between Polur, Siahbisheh and Taham, Siahbisheh populations respectively. Also, thebaine content was differences between populations. The maximum and minimum thebaine content was obtained in Polur and Taham population respectively.

    Conclusion

    The results showed that the SCoT markers can separate the Iranian poppy population and it’s an efficient tool for study of genetic diversity and population structure. Also results clarified considerable genetic diversity among P. bracteatum population in Alboraz mountains. Based on results of phytochemical and genetic study, thebaine production in Iranian poppy is controled by genetic and environment factors.

    Keywords: Papaver bracteatum Lindl., Genetic variation, Cluster analyze, SCoT marker
  • Somayeh Esmaeili, Mahboubeh Irani*, Hamid Moazzeni, Mahmoud Mosaddegh Pages 103-109
    Background

    Malaria is one of the most important parasitic diseases in the world caused by Plasmodium species. The malaria parasite digests hemoglobin in vacuole to amino acids and heme. Plasmodium has got several detoxification mechanisms to protect itself from toxic heme. The most important mechanism is heme polymerization. Identifying compounds that inhibit heme polymerization is an approach for detecting antimalarial drugs.

    Objective

    This work has intended to screen some plants from Lamiaceae family for mechanism of antimalarial by ITHD (Inhibition Test of Heme Detoxification).

    Method

    Inhibition of heme polymerization of total methanol extracts from seven plants of Lamiaceae family have been evaluated by the ITHD method. Hemin Chloride, tween 20 and samples were added in each well of a 96-well plate with ratio 9:9:2, and incubated at 60ºC for 24 h. The plate was read with a micro-ELISA reader at 405 nm, and percentage of heme polymerization inhibition was calculated. The fractions including petroleum ether, chloroform, methanol, methanol: water (7:3) and water were obtained by maceration and the inhibition of heme polymerization evaluation were assessed using the ITHD.

    Results

    Total methanol extracts of Marrubium astracanicum Jacq. and Phlomis caucasica Rech.f. demonstrated inhibition of heme polymerization, 40 and 35% respectively. The aqueous fraction of P. caucasica inhibited heme polymerization 100%.

    Conclusion

    P. caucasica could be a selective candidate for drug discovery program in malaria.

    Keywords: Phlomis caucasica, Inhibition of heme polymerization, Lamiaceae, Malaria
  • Ali Rezvani Aghdam, Hassanali Naghdi Badi*, Vahid Abdossi, Reza Hajiaghaee, Seyed Ebrahim Hosseini Pages 110-120
    Background

    Pre-drying operations and drying methods have a significant effect on the quantity and quality of plants essential oils.

    Objective

    In this study, the effect of pre-drying operation and vacuum oven-drying was investigated on the essential oil content and composition of Lippia citriodora.

    Method

    This research was conducted as a factorial experiment in a completely randomized design (CRD) with three replications. The two studied factors were (1) pre-drying operations in two levels including pre-drying and without pre-drying operation, and also (2) drying methods in 5 levels including fresh plant, shade drying and vacuum oven-drying at 35, 45 and 55°C at 0.5 bar atmospheric pressure.  In this study, the amount of pigments and essential oil content and composition were measured.

    Results

    The results indicated that the highest chlorophyll content was related to treatment of vacuum oven-drying at 55 °C with a pre-drying treatment, while the highest amount of essential oil was obtained by vacuum oven-drying at 45 °C without a pre-drying operation. The highest amounts of monoterpene hydrocarbons, oxygenated monoterpenes, and geranial were obtained by drying at 55 °C, while the highest content of sesquiterpene hydrocarbons, oxygenated sesquiterpenes and neral were observed in Low-temperature drying.

    Conclusion

    In general, this study indicated that vacuum oven-drying at 45 °C was the best drying method for obtaining maximum content of essential oil and active components.

    Keywords: Lippia citriodora, Chlorophyll, Drying, Essential Oil, Geranial, Neral
  • Jinoos Kianifar, Mohammad Azadbakht*, Masoud Azadbakht, Ali Davoodi Pages 121-132
    Background

    Medicinal plants have been used for treatment of diseases and finding of new drugs. Botanical valuable traditional methods, offer finding new medicinal plants and herbal medicines.

    Objective

    The aim of this study was the identification of important medicinal plants that widely were used by local inhabitants, in the treatment of skin diseases in the area of Alamut-Qazvin, Iran.

    Method

    In this study, the questionnaire was included sections for demographic as well as the medicinal plants information such as local name, how to use, time of harvest and medicinal properties of the plants. The questionnaires were completed by through interviews with 42 traditional botanists and 18 old traditional healers. The data were analyzed by SPSS 20 software.

    Results

    Seventy-five species of medicinal plant were used in the treatment of 9 skin diseases in the area of Alamut-Qazvin, Iran. The most drugs that effecting on 9 known skin diseases are Urtica dioica for corn and eczema, Terminalia chebula in Wart, Cassia fistula in skin leishmaniosis, Crocus sativus in freckles, Nasturtium officinale in Psoriasis, Trachyspermum ammi and Falcaria vulgaris in vitiligo, Matricaria chamomilla in acne and scald skins. In general, most herbal remedies impact on burn patients and the most used plant is Matricaria chamomilla. Ointment 2% was the most used dosage form. Average 2-4 g/day for more than 3 months duration was used for the treatments.

    Conclusion

    The results of this research could be the basis for selection of useful medicinal plants for Phytochemical and pharmacological studies.

    Keywords: Alamut-Qazvin, Ethnobotany, Herbal Medicines, Skin diseases
  • Mojgan Mohammadifar, Mohsen Taghizadeh, Alireza Abed, Ali Soltani, Omidreza Tamtaji, Tahereh Khamechian, Alireza Hatami, Sayyed Alireza Talaei* Pages 133-142
    Background

    Non-alcoholic fatty liver disease (NAFLD) includes a range of liver damage from early steatosis to cirrhosis. Although NAFLD prevalence in the world is increasing, but there is no effective treatment for it.

    Objective

    The aim of this study was to evaluate the effect of combined extract of jujube, chicory and silymarin on NAFLD induced by high-fat diet (HFD) in rats.

    Method

    In this experimental study 40 male rats randomly were divided in two groups: a negative control group (n = 8) and a high-fat diet group (n = 32). After 4 months of feeding with HFD, rats were assigned into 4 groups (n = 8) including an HFD group and three groups receiving HFD and the extract at 100, 200 and 400 mg/kg for 2 months. Finally, lipid profile, liver enzymes activity and liver histology were investigated.

    Results

    High-fat diet increased cholesterol, triglyceride and LDL and decreased HDL levels (P<0.001). This diet also increased serum activity hepatic enzymes and lipid accumulation in liver tissue. Receiving the extract improved lipid profile and hepatic enzyme activity, dose-dependently. Histopathology of liver confirmed the change induced by HFD and protective effect of extract.

    Conclusion

    Treatment with combined extracts of jujube, chicory and silymarin improves high-fat diet (HFD) induced NAFLD in rats.

    Keywords: Cichorium intybus, Silybum marianum, Ziziphus jujuba, High-fat diet, Non-alcoholic fatty liver disease
  • Maryam Ahmadzadeh, Fatah Moradi*, Saman Pashaei Pages 143-152
    Background

    The effect of Bunium persicum (Boiss.) B. Fedtsch. on the metabolic syndrome and physical fitness of active people have been less studied.

    Objective

    The purpose of this study was to investigate the effect of B. persicum consumption on metabolic syndrome indices, muscle strength, and cardio-respiratory function in active middle-aged women.

    Method

    The research method was quasi-experimental and 20 active middle-aged women were selected and were randomly divided into two experimental (n=10) and control (n=10) groups. The assessments were carried out in two stages (pre-supplementation and post-supplementation). The duration of supplementation was eight weeks (a 3.5 g B. persicum per day). Subjects’ general characteristics, cardio respiratory function, muscular strength, lipid profile, fasting blood sugar, blood pressure, and waist circumference were measured. To analyze the data, two factor analysis of variance with repeated measurements was used at the significant level of P<0.05.

    Results

    B. persicum consumption decreased triglyceride level, while has no significant effects on body weight, body fat percent, body mass index, waist circumference, fasting blood sugar, HDL-c, total cholesterol, systolic blood pressure, diastolic blood pressure, upper body muscle strength, lower body muscle strength, and cardio respiratory function.

    Conclusion

    The consumption of B. persicum for eight weeks and 3.5 g daily improves triglyceride levels in active middle-aged women, but does not seem to have an impact on other indicators of metabolic syndrome and selected components of physical fitness.

    Keywords: Bunium persicum (Boiss.) B. Fedtsch., Active, Metabolic Syndrome, Physical Fitness
  • Sekineh Maleki, Hengameh Taheri* Pages 153-165
    Background

    In peppermint, precursors for the biosynthesis of monoterpenes are provided by plastidial methyl-erythritol-phosphate (MEP) pathways.

    Objective

    In order to increase our understanding of terpene metabolism in M. piperita, the effect of salicylic acid (SA) and abscisic acid (ABA) in the modulation of expression pattern of genes involved in essential oil biosynthesis and secretion was investigated.

    Method

    Transcript abundance of MEP pathway genes, some introduced transcription factors (TFs) families that probably involved in regulating MEP pathway and two genes coding lipid transfer protein (LTP1, LTP2) were monitored by quantitative real time PCR (qRT-PCR) in response to SA and ABA at 12, 24, 48, 72 and 120 h after treatments. As well as, GC/MS was employed to analysis the quality and quantity of essential oil.

    Results

    In plants treated with SA and ABA, oil yield and menthol content increased. Transcript abundance of MCT and CMK genes increased in response to SA treatment. As well as, ABA treatment substantially enhanced mRNA level of gene encoding HDR and MCT. However, transcript levels of other MEP pathway associated genes were not positively affected by both treatments. Moreover, LTP1 transcript and some trichome activator genes which belong to MYB and C2H2 families were increased. These results suggest that, in addition to the effect of altered isoprene availability on terpenoid biosynthesis, increased quality and quantity of essential oil components in M. piperita upon SA and ABA were mediated by other mechanisms.

    Conclusion

    These results provide future avenues for investigation of the underlying mechanism of transcriptional regulation of terpenoids to enhance therapeutic efficacy of
    M. piperita.

    Keywords: Mentha piperita L., Lipid transfer protein, Menthol, Methyl-erythritol-phosphate, Salicylic acid, Transcription factors
  • Mahtab Taebi, Mahbobeh Sajadi*, Ahmadreza Abedi, Fatolah Mohaghegh Pages 166-173
    Background

    Dermatitis is one of the most common complications of radiation therapy in women with breast cancer. This problem can reduce the quality of life of these patients and may have a devastating effect on the mental state of these patients.

    Objective

    The aim of this study was to investigate the effect of Aloe barbadensis Miller on the prevention of dermatitis in women with breast cancer under radiotherapy.

    Method

    In this double-blind randomized clinical trial, 76 women who were treated with radiation therapy were selected based on inclusion criteria. They were randomly assigned to intervention and control groups. Then, intervention groups and controls used an Aloe vera gel and placebo twice a day on the on the area under radiotherapy, one week before the start of radiotherapy sessions. Each day, the skin of this area was assessed and the intervention was terminated when each of the symptoms of first grade dermatitis was observed based on the RTOG criteria. The number of sessions that took long to cause dermatitis was also recorded.

    Results

    The mean duration of onset of dermatitis based on the number of sessions was 6.45 in the control group and 12.26 in the intervention group. Comparing two groups, a significant difference was found in the meantime of dermatitis formation (P = 0.0001).

    Conclusion

    This study showed that local use of Aloe vera gel was effective in preventing and delaying the onset of radiation-induced dermatitis. Further research is recommended in this area.

    Keywords: Aloe vera, Breast Cancer, Dermatitis, Prevention, Radiotherapy
  • Reza Tohidpour, Sakineh Nouri*, Hojat Hazrati, Amir Amniattalab, Peyman Mikaili, Parvin Ayremlou Pages 174-185
    Background

    Reducing glucose levels in diabetic patients has a lot of clinical significance. Due to the side effects of drugs, finding plants with similar properties will be very helpful.

    Objective

    The purpose of the present study was to determine the effect of hydroalcoholic extract of Rumex scutatus (Rs) and Cerasus vulgaris (Cv) on the serum levels of glucose, lipid profile and histopathological changing in Streptozotocin (STZ)-induced diabetic rats.

    Method

    In this experimental study 24 male white Wistar rats were designated into 4 groups (6 rats per group) randomly. Healthy controls, Diabetic control, Diabetic rats treated with Rs (200 mg/kg), Diabetic rats treated with Cv (250 mg/kg). All of the rats were treated with gavage injection for 3 weeks. At the end of the experiment, serum levels of glucose and lipids were assessed. Sampling from the pancreas, liver and kidney tissues were performed in all animals of the groups. Data were analyzed by one way variance analysis (ANOVA) and Tukey’s and Bonferroni's test using SPSS software.

    Results

    Rs (200 mg/kg) significantly decreased the level of serum glucose, cholesterol, TG, LDL, and VLDL, but on HDL profile was not significant the effect of Cv (250 mg/kg) on glucose and lipid profiles in diabetic rats were not significant. The hydroalcoholic extract of Rs reduced the tissue damages resulted from diabetic better than the hydroalcoholic extract of Cv.

    Conclusion

    According to the results, consumption of Rumex scutatus and Cerasus vulgaris can affect the complications of diabetes, dyslipidemia; regulate the level of blood glucose and lipids in these patients.

    Keywords: Cerasus vulgaris, Rumex scutatus, Diabetes, Pathology, Rats
  • Saeedeh Rahimi, Mehrnaz Hatami*, Mansour Ghorbanpour Pages 186-203
    Background

    Silicon is the second most structural element in the earth, which in plants, in induces physiological processes and causes resistance to biotic and abiotic stresses as well.

    Objective

    The effect of seed priming with nanosilicon under different levels of drought stress on morphological, physiological, total phenol and flavonoid contents, quercetin levels and antioxidant capacity of the Calendula officinalis L.

    Method

    This study was conducted as factorial experiment in a randomized complete block design (RCBD) under four levels of drought stress (25, 50, 75 and 100 %FC), and different concentrations (0, 100, 200 and 500 mg/L) of silicon nanoparticles was considered as seed priming treatment.

    Results

    The results showed that drought stress levels and seed priming with nanosilicon at the various concentrations caused significant changes (P < 0.05) on measured traits of plant. The highest antioxidant activity of the obtained extract was observed in plants pretreated with nanosilicone at 200 mg/L under 25 %FC. Drought stress at moderate level (50 %FC) along with seed priming with nanosilicone at 100 mg /L had the highest effect on quercetin content. Furthermore, the highest and the lowest content of total flavonoid was observed in plants pretreated with silicon nanoparticles at 200 mg/L and control (without priming) under drought stress at 25 %FC, respectively.

    Conclusion

    Applicationof nanosilicone at lower concentrations (100-200 mg/L) and drought stress at 50 %FC may improve plant physiological and metabolite indices in marigold.

    Keywords: Calendula officinalis, Growth, Nano silicon, Priming, Quarcetin, Water deficit stress
  • Soraya Nejati*, Keivan Babaei, Shokoh Varaei, Reza Hajiaghaei, Anoshirvan Kazem Nezhad Pages 204-211
    Background

    One of the complications of diabetes is delayed wound healing. One of the common treatments for diabetic patients with coronary artery bypass graft surgery is coronary artery bypass surgery.

    Objective

    Regarding the healing effects of chamomile on wounds, a study was conducted to determine the effect of Matricaria recutita on coronary artery bypass graft surgery in diabetic patients.

    Method

    This is a quasi-experimental study with control group. 60 diabetic patients referred to coronary artery bypass graft surgery were randomly divided into two groups of 30 intervention and control groups. From the second day after surgery, after removal of the endotracheal tube, the wound area of the patients in the intervention group was washed daily with betadine and dressed with M. recutita ointment. In the control group, only washing with betadine and dressing was performed. Intervention was performed up to 14 days after surgery. Wound healing was assessed on days 4, 7 and 14 postoperatively by the Bates-jensen scale.

    Results

    The two groups were homogeneous in terms of demographic characteristics. The mean and standard deviation of the wound healing score between the two groups was calculated on the fourth days after the intervention (P = 0.75). There was no significant difference between the two groups on the fourth day after surgery, but 7 days after the intervention there was a significant difference in the mean and standard deviation of wound healing in both groups. Also 14 days after the intervention, there was a significant difference between the two groups with the Mann-Whitney U test (P = 0.002).

    Conclusion

    Chamomile ointment after at least one week of use can accelerate healing of coronary artery bypass graft surgery in diabetic patients.

    Keywords: Matricaria recutita, Coronary Artery Bypass Surgery, Diabetic Patients, Wound Healing
  • Reza Dehghani Bidgoli*, Mona Ghiaci Yekta Pages 212-226
    Background

    Environmental factors and biological regulators have effects on plants morpho-physiological and phytochemical charecteristics.

    Objective

    The aim of this study was to investigate the growth and yield of Rosmarinus officinalis in coexistence with plant growth-promoting rhizobacteria (PGPR) under purified urban wastewater.

    Method

    This study was done in research greenhouse of University of Kashan, Iran, on the base of factorial experiment in as a randomized complete block design (RCBD) with four replications. The treatments included PGPR (Pseudomonas putida strain R112) in two levels of inoculation and non-inoculation and also, urban purified wastewater treatment at five levels of 0 (control), 25, 50, 75, and 100 % v/v.

    Results

    The highest fresh and dry weight of aerial parts were obtained in plants inoculated with bacteria and irrigation control treatment, as well as in the least in non-inoculated plants and irrigation with 100% purified wastewater. The fresh and dry weights of aerial parts decreased by 53.44% and 71.35%, respectively, compared to plants inoculated with bacteria and non-use of treated wastewater. Also, the highest percentage of rosemary essential oil was related to treatment of inoculated plants with 50% treatment of wastewater.

    Conclusion

    The growth and yield of rosemary decreased with increasing the percentage of wastewater and inoculation with plant growth promoting bacteria increased the plant tolerance.

    Keywords: Rosemary, Irrigation, Essential oil, PGPR, Urban Purified Wastewater
  • Mohammad Ali Zarei*, Hassan Tahazadeh Pages 227-235
    Background

    Since the alpha-glucosidase enzyme degrades complex carbohydrates and opens the way for their subsequent absorption and increases blood glucose levels, inhibitors of this enzyme are used as drugs for the treatment of some forms of diabetes.One of the medical treatments that have been given so much attention throughout the world is herbal medicine. Therefore, plants are a very good source of bioactive compounds.

    Objective

    The aim of this study was to find strong and new inhibitors of alpha-glucosidase enzymes using plant sources.

    Method

    Methanolic extracts of 32 plant species collected from central regions of Kurdistan province were investigated for their inhibitory activity on alpha-glucosidase enzymes at concentrations of 1, 0.1, 0.01 and 0.001 mg / ml. Acarbose was used as a positive control. All measurements were performed in three replications.

    Results

    According to the results of this study, the extracts of Campanula involucrata Auch .ex DC, Hypericum scabrum L., Salvia suffruticosa Montbr. & Auch and Silene ampulata Bioss. showed inhibitory activities greater than 60% on the alpha-glucosidase enzyme. The inhibitory activity of the extract of Campanula involucrata and Silene ampulata was significantly higher, and their IC50 was 0.02 mg / ml.

    Conclusion

    Therefore, it can be concluded that the just-mentioned plants extract, due to the high inhibition rate and low IC50, can be an interesting topic for more accurate studies.

    Keywords: Alpha-glucosidase, Diabetes, Inhibitor, Plant extract
  • Sahar Golabi*, Asma Mohammadi, Narges Chamkouri Pages 236-246
    Background

    Inflammatory pain is caused by tissue inflammation and injury. Formalin is one of most important compounds used to induce inflammation. At the moment, the recognition and development of anti-inflammatory drugs that are naturally occurring have been very much taken into consideration. Cuminum is one of plants with anti-inflammatory potentials. Considering the importance of a more complete understanding of the mechanisms that create and advance inflammation in order to find better, more complete and less complicated ways to improve inflammation and inflammatory pain, much and sometimes intense side effects of chemical treatments, The growing importance of medicinal plants in various medical fields and importance and diverse applications of Cuminum in medical sciences.

    Objective

    The purpose of this study was to evaluate the anti-inflammatory effect of Cuminum aqueous extract in male rats.

    Method

    36 rats were used in different groups. Aqueous extract of Cuminum fruits was prepared at doses of 200, 500, 1000 mg / kg. Inflammation induced by subcutaneous injection of formalin in animal's foot and then, inflammatory pain was evaluated. One-way ANOVA was used to analyze the data.

    Results

    Different doses of the extract reduced the acute and chronic inflammation. The highest reduction effect in the acute phase was related to dose of 200 mg/kg and in the chronic phase, the dose was 1000 mg/kg.

    Conclusion

    aqueous extract of the Cuminum plant has an acute and chronic anti-inflammatory effect, and this effect is dose-dependent.

    Keywords: Cuminum cyminum L., Acute inflammation, Aqueous Extract, Chronic inflammation, Formalin
  • Asrin Hasani, Mohammad Ali Zarei* Pages 247-266
    Background

    Tyrosinase is a multifunctional, glycosylated and copper containing oxidase, and is found in fungi, microorganisms, plants and animals. The most important function of tyrosinase in mammals is melanogenesis. Hyperpigmentation is a serious problem for beauty. It is possible to cure these diseases with inhibition of tyrosinase. There have been attempts to control the metabolism of pigmentations by means of natural chemical agents.

    Objective

    The aim of this study was to find new potent inhibitors for ،tyrosinase among plant extracts.  

    Method

    The subject of this study was anti-tyrosinase activity of methanolic extracts of 70 plant species, using mushroom tyrosinase inhibition method. All extracts were screened for their tyrosinase inhibitory activity at 400, 100, 25, 6.2 µg/ml final concentrations in reaction mixture. Assay method was based on spectrophotometric study of absorption in 492 nm and kojic acid was used as positive controls.

    Results

    The results showed that nine plant extracts including Bongardia chrysogonum (L.) Spach, Podophylaceae, Heptaptera anatolica (Boiss.) Tutin, Apiaceae, Hyoscyamus kurdicus Bornm, Solanaceaes, Hypericum scabrum, Marrubium cuneatum, Nonea hypoleia, Salvia suffruticosa, Scrophularia pruinosa Boiss, Scrophulariaceae and Verbascum phoenicum L, Scrophulariaceae, (400 µg/ml) and two plant extracts including Asperugo procumbens L, Boraginaceae and Astragalus siliquosus Boiss. subsp. siliquosus, Papilionaceae (25µg/ml) have inhibitory activity more than 60%. Saliva suffruticosa showed a considerable inhibition value, 92.62% (400 µg/ml) and low IC50 (94.77 µg/ml) and according to kinetic analysis its type of inhibition on tyrosinase is noncompetitive.

    Conclusion

    Because of its high inhibitory activity and low IC50, Saliva suffruticosa extract would be interesting for further studies.

    Keywords: Saliva suffruticosa, Enzyme Inhibition, Hyperpigmentation, Tyrosinase
  • Seyed Sadegh Sadat, Shabnam Mohammadi*, Alireza Fazel, Ghasem Sazegar, Alireza Ebrahimzadeh, Majid Ghayour Mobarhan, Samaneh Boroumand Noughabi Pages 267-273
    Background

    The Ceratonia siliqua is a species of medicinal plants of the Fabaceae family that has a very strong antioxidant activity.

    Objective

    In regard to, no research has been done so far on the toxicity of carob, this study was conducted to determine the effects of different doses of carob fruit on histopathology of the liver and kidney, as well as serum levels of liver enzymes, urea and creatinine in adult male mice.

    Method

    In this experimental study, 35 adult male Balb/c mice were randomly divided into five groups (control, sham, and C200 to C800). The C200 to C800 groups received intraperitoneally doses of 200, 400 and 800 mg/kg of carob extract for 14 days. Blood samples were taken from the heart and after serum centrifugation, they were evaluated for liver enzymes, urea and creatinine. In addition, the liver and kidneys were examined histopathologically by staining hematoxylin and eosin. SPSS software and one-way ANOVA were used to analyze the data.

    Results

    There was no significant difference between the mean level of urea and creatinine in the groups received carob compared to the control group (P > 0.05). Besides, statistical analysis did not show a significant difference in the mean level of ALT and AST in the carob group compared to the control group (P > 0.05). In the liver sections, hepatocytes with normal central venous and normal port veins were visible. In the sections of the kidneys, the glomeruli were visible with normal kidney tubules.

    Conclusion

    The results of this study showed that the carob extract in these dosages not have a toxic effect on the liver and kidney of the mouse.

    Keywords: Carob, Mouse, Liver, Kidney
  • Alireza Takzaree, Mehrdad Goodarzi, Shakiba Shahbabae Pages 274-287
    Background

    Open skin lesions cause many problems for the health and the economy of societies in recent years, importance and effectiveness of traditional and complementary medicine have been increased.

    Objective

    So this study was performed to investigate the synergistic effect of topical use of Mentha pulegium essential oil and honey in healing of cutaneous ulcers in rats.

    Method

    This experimental study was performed on 75 healthy wistar male rats. Under anesthesia, a 1.5 * 1.5 mm full thickness square wound was created. In the experimental groups, the surface of the wounds was covered once daily with peppermint, honey, a combination of them and phenytoin ointment. No treatments were performed on the wounds of the control group. For histological studies, using staining (H & E) wound surface and wound healing were evaluated. Data were analyzed by using one-way ANOVA with post hoc Tukey test and P < 0.05 was significant.

    Results

    The results of microscopic study showed histological parameters in wounds bed in the experimental group were significantly different from the control group. Generally, rats treated with honey or mint, or the combination of them, had higher percentage of wound healing and less wound surface, than negative and positive controls groups (P<0.05). Also, combination of honey and peppermint, was more effective than them alone.

    Conclusion

    The results indicated percentage of wound healing and wound surface, topical use of Mentha pulegium essential oil and honey is effective in healing rat skin ulcers. Also, the synergistic effect of these two agents to accelerate wound healing has been proved.

    Keywords: Mentha pulegium, Honey, Skin wound healing, Synergistic effect
  • Fatemeh Mirabdollahi Shamsi, Razieh Najjari, Ali Moradi, Fatemeh Safari* Pages 288-298
    Background

    Hypertension induced-left ventricular hypertrophy (LVH) is, at least initially, an adaptive response of the heart to pressure overload but it leads to heart failure if left untreated. Over-activity of reactive oxygen species generator, NADPH oxidase enzyme, is intricately linked with LVH progression.

    Objective

    The aim of the present study was to investigate the effect of, natural polyphenole, resveratrol on transcription level of NADPH oxidase subunits (gp91Phox, P22Phox, P67Phox, P47Phox and Rac1) in hypertrophied heart of rats.

    Method

    Male Wistar rats were divided into the following groups: control (intact animal); sham (DMSO+H), untreated hypertrophy (H) and resveratrol-treated hypertrophy (R+H) groups. LVH was induced by abdominal aortic banding. Blood pressure was measured directly through carotid artery cannulation. Gene expression was evaluated using real time RT-PCR technique.

    Results

    The animals in H group had higher systolic (SBP) and diastolic blood pressure (DBP) compared with control (P <0.001). In treated group (R+H) SBP and DBP were decreased significantly in comparison with H group (P <0.001). In H group, cardiac mRNA levels of gp91Phox, P22Phox, P67Phox and Rac1 subunits levels were upregulated by 98.4 ± 14.5%, 64.7 ± 8.8%, 36.4 ± 5% and 73.2 ± 10.8% ,respectively (P < 0.001, P < 0.001, P < 0.05 and P < 0.001, respectively vs. control). However in R+H group gp91Phox, P22Phox and Rac1 mRNA levels were 43.2 ± 4.5%, 28.6 ± 5.7% and 30.5 ± 5.8% which showed a significant difference compared with H group (P < 0.01, P < 0.05 and P < 0.05, respectively).

    Conclusion

    Transcription level of NADPH oxidase subunits increases in hypertrophied heart. Resveratrol protects the heart against pressure overload-induced LVH partly through downregulation of NADPH oxidase subunits.

    Keywords: gp91Phox, Left ventricular hypertrophy, NADPH oxidase, P22Phox, P67Phox, P47Phox, Rac1, Resveratrol
  • Nazanin Amini, Korosh Rezaei, Mehdi Bahrami, Ahmadreza Yazdannik* Pages 299-307
    Background

    Ventilator associated pneumonia (VAP) is a common nosocomial infection among patients admitted in ICUs. It results in prolonged intensive care unit (ICU) stay, excess healthcare costs, and higher mortality.

    Objective

    This study aims to assess the effect of nebulized eucalyptus (NE) on ventilator associated pneumonia in ventilated patients.

    Method

    We performed a randomized clinical trial study in three intensive care units of educational hospital. Seventy intubated patients that likely required mechanical ventilation for more than 72 hours were selected through purposive sampling and randomly divided into NE (n = 35) and Placebo (n = 35) groups. NE group received 4 ml (5%) eucalyptus in 6 ml normal saline (NS) every 8 h. Placebo group received only 10 ml NS in the same way. At the fifth, ninth day and before extubation VAP was diagnosed through modified clinical pulmonary infection score (MCPIS).

    Results

    VAP was found in 11 (31.4%) patients receiving NE and in 23 (65.7%) patients in the control group (P = 0.004). The median of duration of intubation in study population was 9.4 ± 3.75 (3-14 day) (P = 0.13). Patients with pneumonia had longer intubation than non-infected patients
    (P = 0.001).

    Conclusion

    NE can reduce ventilator associated pneumonia in ventilated patients.

    Keywords: Endotracheal tube, Eucalyptus, Nebulizer, Ventilator associated pneumonia