فهرست مطالب

علوم مراقبتی نظامی - سال ششم شماره 4 (زمستان 1398)
  • سال ششم شماره 4 (زمستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/12/11
  • تعداد عناوین: 8
|
  • جلیل نوروزی، نسرین جعفری گلستان*، سیدامیرحسین پیشگویی صفحات 258-267
    مقدمه

    ثبت پرستاری، بخش مهمی از مراقبت های پرستاری است که می تواند برای بیماران، پرستاران و سایر اعضای ارائه دهنده خدمات سلامت مفید و ضروری باشد.

    هدف

    این مطالعه با هدف بررسی مقایسه ای تاثیر آموزش به دو روش سخنرانی و چند رسانه ای بر میزان دانش، نگرش و عملکرد پرستاران بخش های اورژانس در زمینه به کارگیری مدل ارتباطی در ثبت و گزارش نویسی پرستاری در بیمارستان های منتخب نظامی انجام شد.

    مواد و روش ها

    مطالعه نیمه تجربی حاضر در سال 1398 در دو بیمارستان منتخب نظامی شهر تهران انجام شد. حجم نمونه 42 نفر در گروه سخنرانی و 42 نفر در گروه چند رسانه ای بود. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه دموگرافیک و دو پرسشنامه پژوهشگر ساخته اندازه گیری میزان دانش (10 گویه)، نگرش (10 گویه) و یک چک لیست اندازه گیری عملکرد (35 گویه) پرستاران بخش های اورژانس در زمینه بکارگیری مدل ارتباطی در ثبت و گزارش نویسی پرستاری بود. در هر گروه، پیش آزمون انجام شد. آموزش در گروه سخنرانی در قالب 4 جلسه دو ساعته، در طول چهار هفته و در روش چند رسانه ای طی 4 جلسه 45 دقیقه ای در طول 4 هفته اجرا شد. پس آزمون در هر دو گروه و یک ماه بعد انجام شد. تحلیل داده با آزمون فیشر، تی زوجی و تی مستقل و نرم افزار SPSS نسخه 16 انجام شد.

    یافته ها

    هر دو روش سخنرانی و چند رسانه ای با سطح معناداری 0/05 P< بر میزان دانش، نگرش و عملکرد پرستاران بخش های اورژانس در بکارگیری مدل ارتباطی SBAR  در ثبت پرستاری، موثر بود و البته بیش ترین تاثیر را روش چند رسانه ای داشت.

    بحث و نتیجه گیری

    مدل های ذهنی مانند مدل SBAR در ثبت و گزارش نویسی پرستاری، می تواند سبب آشنایی پرستاران در بکارگیری مدل های متنوع در ثبت و گزارش نویسی های پرستاری شود.

    کلیدواژگان: آموزش، سخنرانی، چند رسانه ای، پرستاران
  • لیلا عبدالملکی، حسن امیری*، سعیده سادات حسینی، برزو امیرپور، کریم افشاری نیا صفحات 267-275
    مقدمه

    از آنجایی که سازمان بهداشت جهانی، سلامت روان را چیزی فراتر از فقدان محض بیماری معرفی کرده است، تمرکز پژوهشی بر خصوصیات مثبت شخصیتی و منابع درونی افراد در مقابله گری با آشفتگی های روانی فزونی یافت.

    هدف

    پژوهش حاضر، با هدف بررسی نقش خودشفقتی و نیرومندی ایگو در اختلال استرس تروماتیک ثانویه همسران جانبازان جنگ انجام گرفت.

    مواد و رو ش ها

    در این پژوهش توصیفی - همبستگی، نمونه نهایی مشتمل بر 152 نفر از همسران جانبازان جنگ با تشخیص اختلال استرس تروماتیک ثانویه استان کرمانشاه در سال 1398 بود. شرکت کنندگان از طریق نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. جهت گردآوری داده ها از پرسشنامه خودشفقتی ریس و همکاران،(Reis et al.’s Self-Compassion Scale) مقیاس روانشناختی قدرت ایگو (Psychological Ego Strength Scale) و مقیاس آسیب ثانویه (Secondary Trauma Questionnaire-STQ) استفاده شد. با کمک نرم افزار آماری SPSS نسخه 25 و روش های آماری ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی ساده داده ها تحلیل شدند.

    یافته ها

    نتایج پژوهش حاکی از آن بود که میانگین نمرات برای استرس تروماتیک ثانویه (55 / 10 ± 43 / 63)، برای خودشفقتی(20/91±7/15) و برای نیرومندی ایگو معادل با (69 / 10 ± 07 / 60) بود. علاوه بر این، هم خودشفقتی (416 / r=-0) و هم نیرومندی ایگو (278 / r=-0) با استرس تروماتیک ثانویه همبستگی منفی و معنی داری داشتند. مطابق با تحلیل رگرسیون خود شفقتی با (37 / β=-0) و قدرت ایگو با (20 / β=-0) پیش بینی کننده های معکوس و معنادار استرس تروماتیک ثانویه بودند.

    بحث و نتیجه گیری

    بر اساس نتایج این مطالعه، تقلیل صفات مثبت شخصیتی مانند خودشفقتی و قدرت ایگو به عنوان یک منبع مقابله گری در قربانیان ثانویه تروما، خطر آسیب پذیری روانی آن ها را افزایش می دهد. پیشنهاد می شود که نقش این عوامل در درمان اختلالات وابسته به تروما و استرس لحاظ شود.

    کلیدواژگان: اختلال استرس پس از سانحه، خستگی شفقت، ایگو، جانبازان، همسران
  • مصطفی الماسی، علیرضا رنجبر نائینی*، علیرضا خوشدل، رضا اسلامی، حمیدرضا محسن زاده صفحات 278-287
    مقدمه

    کار خلبان جریان مستمری از فعالی تهایی است که مستلزم جهت یابی، توجه و حافظه کاری ناوبری کارا است. خلبانان جنگنده به علت تحمل شتاب گرانشی بیشتر، در معرض اختلالات شناختی هستند و انجام ارزیابی های شناختی در آ نها اهمیت بسزایی دارد.

    هدف

    هدف از پژوهش حاضر ارزیابی عملکرد شناختی بینایی-فضایی و توجه خلبانان ارتش جمهوری اسلامی ایران و مقایسه بین خلبانان جنگنده و سایر پرسنل پروازی می باشد.

    مواد و رو ش ها: 

    یک مطالعه مقطعی مشاهده ای تحلیلی بر روی 49 نفر از خلبانان هواپیماهای جنگنده (گروه اول) و سایر پرسنل هوانوردی (گروه دوم) انجام شد. پس از ثبت متغیرهای دموگرافیک و مشخصات پروازی، آزمون های شناختی ادنبروک، شکل پیچیده ری-استریث، گستره ارقام رو به جلو و رو به عقب (FDS و BDS) و خلاصه حافظه دیداری فضایی گرفته شد. داده ها با نرم افزار آماری SPSS نسخه 18 تحلیل شد. سطح معن یداری، 05/P< 0 در نظر گرفته شد.

    یافته ها

    هر دو گروه از نظر سن، جنسیت، سطح تحصیلات، درجه نظامی، سابقه پرواز و شکای تهای شخصی علائم شناختی یکسان بودند. نمرات آزمون های شناختی بین دو گروه تفاوت معنادار آماری نداشت. سابقه پرواز بالای 10 سال با نمرات بالاتر در آزمون BDS ؛ و سابقه پرواز کمتر مساوی 10 سال با نمره یادآوری کلمات بیشتر مرتبط بود. نمرات آزمون ،FDS در افراد با کمتر مساوی 400 ساعت پرواز بیشتر بود. نمرات یادآوری تاخیری در بالای 400 ساعت پرواز و بالای 40 ساعت پرواز در 6 ماه گذشته، بیشتر بود.

    بحث و نتیجه گیری

    عملکرد بینایی-فضایی و توجه در بین خلبانان هواپیماهای جنگنده و سایر پرسنل هوانوردی تفاوت نداشت ولی میزان سابقه پرواز با برخی از خرده آزمو ن ها مرتبط بود.

    کلیدواژگان: توجه، خلبان، عملکرد شناختی
  • بتول نحریر، فریال خمسه، سیدطیب مرادیان* صفحات 288-295
    مقدمه

    برای دستیابی به درک بهتر نیروی کار در هر سازمانی، ارزیابی رضایت شغلی در نظر گرفته می شود. مفهوم رضایت شغلی در راستای بالندگی منابع انسانی سازمان های نظامی مطرح است. این موضوع رسیدن به ارزش های مهم شغلی و اثربخشی سازمانی را فراهم می کند.

    هدف

    این مطالعه باهدف تعیین رضایت شغلی پرسنل بیمارستان های منتخب نظامی انجام پذیرفت.

    مواد و روش ها:

     این مطالعه از نوع توصیفی- مقطعی بود. جامعه پژوهش کارکنان شاغل در بیمارستان های منتخب نظامی با حجم نمونه 186 نفر بر اساس معیارهای ورود در پژوهش به صورت هدفمند مشخص شدند. جمع آوری داده ها توسط پرسشنامه روا و پایای شاخص توصیفی رضایت شغلی صورت پذیرفت. انجام گرفت. نتایج با نرم افزار SPSS نسخه 16 با سطح معناداری 05/0 P< مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

    یافته ها:

     میانگین سنی و سابقه کاری واحدهای پژوهش به ترتیب (61 /6) 31/58 و (5/92) 7/38 سال بود. رضایت شغلی 90/3 درصد از واحدهای پژوهش متوسط و بیشترین میزان رضایت مربوط به رضایت از مسئول (2/67) درصد بود. بین رضایت شغلی و جنسیت با آزمون دقیق فیشر (0/006=P) و وضعیت منزل مسکونی با آزمون کای دو (0/05<P) ارتباط معناداری وجود داشت.

    بحث و نتیجه گیری:

     نتایج به دست آمده نشان می دهد که لازم است مدیران به طور مستمر به بررسی رضایت شغلی کارکنان بپردازند. تداخل خدمات و مراقبت های پرستاری با درگیری های شغلی و محدودیت های نظامی می تواند از دلایل افت رضایت شغلی پرستاران شاغل در بیمارستان های نظامی باشد.

    کلیدواژگان: بیمارستان نظامی، رضایت شغلی، مطالعه توصیفی- مقطعی
  • مژگان محمدی مهر، اسماعیل حسین پور* صفحات 296-305
    مقدمه

    پزشکان به عنوان رهبر و مدیر بخش های مختلف یک بیمارستان به لحاظ اخلاقی به عنوان الگوی دانشجویان و اربا برجوع هستند. بیمارستان از جمله سازما نهایی است که با توجه به ماهیت کاری اش باید به مباحث اخلاقی و تعهد حرفه ای پزشکان حساس باشد.

    هدف

    هدف از اجرای این پژوهش، بررسی رابطه سبک رهبری اخلاقی مدیران با تعهد حرفه ای و حساسیت اخلاقی پزشکان یکی از بیمارستان های نظامی شهر تهران است.

    مواد و رو ش ها:

     مطالعه حاضر یک مطالعه توصیفی و از نوع همبستگی می باشد. جامعه پژوهش شامل تمام پزشکان یک بیمارستان نظامی در شهر تهران بود. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه های رهبری اخلاقی، تعهد حرفه ای و حساسیت اخلاقی، با طیف پن جگانه لیکرت استفاده شده است. پایایی هر یک از پرسشنامه ها بر حسب آلفای کرونباخ به ترتیب 0/88 ، 0/94 ، 0/82 تائید شد. تجزیه و تحلیل داده های جمع آوری شده با استفاده از روش های آماری تی تک نمونه ای، همبستگی پیرسون، تحلیل رگرسیون به شیوه همزمان و معادلات ساختاری به کمک نر مافزار SPSS نسخه Smart ،22 PLS نسخه 2 انجام شد.

    یافته ها

    یافته های پژوهش نشان داد، بین سبک رهبری اخلاقی مدیران بیمارستان با حساسیت اخلاقی پزشکان با ضریب همبستگی 776/ 0 در سطح 01/ 0 رابطه معناداری وجود دارد. همچنین بین سبک رهبری اخلاقی مدیران با میزان تعهد حرفه ای پزشکان در بیمارستان با ضریب همبستگی 778/ 0 رابطه معناداری در سطح 01/ 0 وجود دارد. نتایج مطالعه نشان داد الگوی ساختاری پژوهش از برازش خوبی برخوردار است. بر اساس یافته های پژوهش، وضعیت رهبری اخلاقی پی شبینی کننده ی میزان حساسیت اخلاقی و تعهد حرفه ای است. همچنین، رهبری اخلاقی هم به صورت مستقیم و هم به صورت غیرمستقیم به میانجی گری تعهد حرف های بر حساسیت اخلاقی پزشکان، اثرگذاری مثبت دارد.

    بحث و نتیجه گیری

    با توجه به یافته های مطالعه، توصیه م یگردد در بیمارستا ن رهبری اخلاقی و جو اخلاقی حاکم باشد تا علاوه بر ایجاد بستری مناسب برای عملکرد اخلاقی پزشکان و کارکنان، زمینه ی اثرگذاری مثبت بر ارتقای میزان تعهد حرف های و حساسیت اخلاقی در بین پزشکان بیمارستان باشد.

    کلیدواژگان: پزشکان، تعهد حرفه ای، حساسیت اخلاقی، رهبری اخلاقی، مدیران
  • محمدمحسن خدامی*، پیمان جهانداری صفحات 306-314
    مقدمه

    قدرت و رفتار همدلانه دیدگاه گیری در پژوهش های اخیر حوزه روان شناسی و به خصوص روان شناسی اجتماعی و نظامی معنایی دیگر به خود گرفته است تا جایی که این دو می توانند باعث بهبود روابط بین فردی نظامی شوند. در اکثر پژوهش ها نقش همدلی نیز در روابط نظامی جهت کاهش تنش و پرخاشگری نیز بسیار اهمیت دارند.

    هدف

    پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر قدرت بر همدلی، نقش تعدیل کنندگی پرخاشگری و رابطه ی بین همدلی و پرخاشگری در نمونه ی کارکنان وظیفه انجام شد.

    مواد و روش ها:

     این پژوهش شبه آزمایشی از نوع مداخله ای حاضر 48 نفر از کارکنان وظیفه (سربازان) به روش نمونه گیری در دسترس پرسشنامه های همدلی خصلتی با عنوان واکنش پذیری بین فردی دیویس و دیورکس و پرخاشگری بین فردی باس و پری را تکمیل کردند. در مرحله دوم، این تعداد به صورت تصادفی در سه گروه قدرت بالا، قدرت پایین و قدرت خنثی قرار گرفتند. در مرحله اول از روش همبستگی و در مرحله دوم آزمایش از تحلیل رگرسیون لجستیک برای بررسی اثر آزمایشی قدرت بر رفتار همدلانه دیدگاه گیری استفاده شد. در نهایت داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 18 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.

    یافته ها:

     یافته های مرحله اول پژوهش دلالت بر رابطه معنادار بین همدلی خصلتی و پرخاشگری بین فردی داشت (44/0=p و 05/0 >α)؛ در مرحله دوم اثر قدرت بر رفتار همدلانه ی دیدگاه گیری (033/0=p و 05/0<a) و نقش تعدیل گری در رابطه ی بین قدرت و رفتار همدلانه دیدگاه گیری نیز معنادار بودند (018/0=p و 05/0 >α).

    بحث و نتیجه گیری: 

    نتایج مطالعه نشان داد که احتمال اینکه افراد با نمرات بالاتر خشم، از خود همدلی (ترسیم E انگلیسی در جهت دگر پیرو) نشان دهند، 58/45 بار بیشتر از افرادی است که نمره ی پایین تری در زیر مقیاس خشم به دست آورده اند. هم چنین احتمال اینکه افراد با قدرت پایین تر، از خود همدلی بیشتری (ترسیم E انگلیسی در جهت دگر پیرو) نشان دهند، 006/0 بار بیشتر از افرادی است که قدرت بالاتری داشته اند.

    کلیدواژگان: پرخاشگری بین فردی، رفتار همدلانه دیدگاه گیری، سرنخ دهی قدرت، همدلی خصلتی
  • فاتح سهرابی*، قباد رمضانی، قدیر پوربایرامیان، اعظم نوروزی صفحات 315-324
    مقدمه

    اثربخشی و موفقیت یک سازمان به عملکرد کارکنان و میزان رضایت آن ها بستگی دارد. از سوی دیگر ایجاد انگیزه در کارکنان برای بالا بردن کیفیت کار و بهره وری هر چه بیشتر در آنان از اصول ضروری مدیریت نیروی انسانی یک سازمان می باشد.

    هدف

    هدف مطالعه حاضر بررسی میزان انگیزش و رضایت شغلی و همچنین ارتباط متقابل آن ها در پرسنل درمانی بیمارستان های شهر سنندج بود.

    مواد و روش ها:

     مطالعه حاضر از نوع توصیفی- مقطعی است که در آن 175 نفر از کارکنان بیمارستان های شهر سنندج که در سه رسته درمانی، اداری و خدماتی بیمارستان قرار داشتند، به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه ی استاندارد بریفیلد و روث برای سنجش رضایت شغلی و پرسشنامه محقق ساخته بر اساس نظریه دو عاملی هرزبرگ برای سنجش انگیزش شغلی که پایایی آن به وسیله آزمون کرونباخ 3/09) و خدمات (2/75) که پایین تر از میانگین کلی رضایت شغلی است. رضایت شغلی در سه گروه تفاوت معناداری نداشت اما با انگیزش کارکنان همبستگی مثبت معنی داری (0/572=r) مشاهده شد. در میان عوامل انگیزشی، نمره احساس مسئولیت 3/90، رشد و پیشرفت 3/18  و در عوامل بهداشتی دستمزد کافی با نمره 3/90 و روابط دوستانه با زیردستان 3/81، در اولویت اول و دوم برای هر دو متغیر بودند.

    بحث و نتیجه گیری: 

    با توجه به یافته های مطالعه و لزوم توجه به این نکته که انگیزش و رضایت شغلی کارکنان از عوامل بسیار تاثیرگذار در افزایش بهره وری سازمان می باشد، مدیریت بیمارستان ها باید توجه ویژه ای به ایجاد انگیزه و همچنین اتخاذ رویکردهایی در ارتباط با افزایش رضایتمندی در بین کارکنان خود داشته باشند.

    کلیدواژگان: رضایت شغلی، انگیزش، کارکنان، بیمارستان، مدیریت بیمارستان
  • سجاد بشرپور، مهسا مسلمان* صفحات 324-326
    مقدمه

    چاقی و اضافه وزن یکی از عمده ترین معضلات قرن حاضر در حوزه سلامت عمومی به حساب می آید.

    هدف

    پژوهش حاضر با هدف پی شبینی ولع غذا بر اساس حیطه های ناسازگار شخصیت با نقش میانجی راهبردهای غیرانطباقی تنظیم شناختی هیجان انجام شد.

    مواد و رو ش ها

    روش پژوهش از نوع مطالعات توصیفی- همبستگی (تحلیل مسیر) بود. جامعه آماری این پژوهش را تمامی دانشجویان موسسه آموزش عالی آمل در سال تحصیلی 98 - 1397 ، تشکیل داد. تعداد 189 نفر از دانشجویان به عنوان نمونه مورد نظر با استفاده از روش نمون هگیری در دسترس انتخاب و به پرسشنامه ولع غذا، پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان (فرم کوتاه) و نسخه کوتاه پرسشنامه شخصیت PID-5) DSM-5) پاسخ دادند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر مبتنی بر رگرسیون استفاده شد.

    یافته ها

    متغیرهای مستقل عاطفه منفی با متغیر وابسته ولع غذا (207/r= 0)، خصومت با ولع غذا (234/r= 0)، مهارگسستگی با ولع غذا (288/r= 0)، روان پریش گرایی با ولع غذا (267/r= 0) و متغیرهای مستقل عاطفه منفی با متغیر میانجی راهبردهای غیرانطباقی تنظیم شناختی (350/ r=0)، گسستگی با راهبردهای غیرانطباقی تنظیم شناختی (217/r= 0)، مهارگسستگی با راهبردهای غیرانطباقی تنظیم شناختی (221/r= 0)، روا ن پریش گرایی با راهبردهای غیرانطباقی تنظیم شناختی (0/172=r) و متغیر میانجی راهبردهای غیرانطباقی تنظیم شناختی با متغیر وابسته ولع غذا (243 / r= 0) همبستگی معنادار دارند. از سوی دیگر، صفت مهارگسستگی (027/P= 0) علاوه بر اثر مستقیم، به واسطه راهبردهای غیرانطباقی تنظیم شناختی بر ولع غذا (009/P= 0) تاثیر غیر مستقیم دارد.

    بحث و نتیجه گیری

    تنظیم شناختی هیجان منفی در رابطه بین حیطه های ناسازگار شخصیت با ولع غذا نقش واسطه را ایفا م یکند. این نتایج ممکن است نکاتی را برای تعیین اقدامات موثرتر برای جلوگیری از اضافه وزن، چاقی یا کم وزن یا مداخله کنترل وزن ارایه دهد.

    کلیدواژگان: حیطه های ناسازگار شخصیت، دانشجویان، راهبردهای غیرانطباقی تنظیم شناختی، ولع غذا
|
  • N Jafari Golestan*, SAH Pishgooie, J Norouzi Pages 258-267
    Introduction

    Nursing recording and reporting is an important part of nursing care that can be useful and necessary for patients, nurses, and other health care providers.

    Objective

    The purpose of this study was to compare the effect of lecture training and multimedia training on knowledge, attitude and department nurses’
    emergency performance in applying a communication model in nursing recording and reporting in selected military hospitals.

    Materials and Methods

    The present quasi-experimental study was performed in two selected military hospitals in Tehran in 1398. The sample size was 42 in the lecture group and 42 in the multimedia group. Data collection tools included a demographic questionnaire and two researcher-made  questionnaires measuring knowledge (10 items), attitude (10 items) and a performance measurement checklist (35 items) of emergency department  urses in applying the communication model in recording and reporting. In each group, a pre-test was performed. The lecture training method was performed in 4 two-hour sessions for four weeks and the multimedia training method was performed in 4 45-minute sessions for 4 weeks. A post-test was performed in both groups one month later. Data were analyzed by Fisher’s exact test, paired t-test, and independent t-test using SPSS 16.

    Results

    Both lecture and multimedia methods were effective on the knowledge, attitude, and department nurses’ emergency performance in applying the SBAR communication type in the nursing documentation, and the multimedia method had the most impact (P<0.05).
    Discussion and

    Conclusion

    Mental models, such as the SBAR model in nursing recording and reporting, can help nurses to accustom to the various models in nursing recording and reporting.

    Keywords: Training, Lecture, Multimedia, Nurses
  • Abdoulmaleki. L, Amiri. H*, Hosseini SS, Borzoo, Afshariniya K Pages 267-275
    Introduction

    Since the World Health Organization has introduced mental health something beyond the mere absence of mental illness, Researches increasingly focus on positive personality traits and individuals’ internal resources in the coping of psychological distress.

    Objective

    The present study was aimed to investigate the role of self-compassion and ego strength on secondary post-traumatic stress disorder in wives of the war veterans.

    Materials and Methods

    In this descriptive correlational study, our final sample consisted of 152 participants, who were the wives of war veterans with secondary post-traumatic stress disorder in Kermanshah province in 2019. The subjects were selected by purposive sampling method. To collect the data Reis et al.’s Self-Compassion Scale, psychological ego strength scale and Secondary Trauma Questionnaire (STQ) were used. Data were analyzed using the Pearson correlation coefficient and simple linear Regression by SPSS 25.

    Results

    The results indicated that the mean score for variables was: secondary post-traumatic stress (63.43±10.55), Self-compassion (20.91±7.15) and ego strength (60.07 ± 10.69). Moreover, Both Self-compassion (r=-0.416, P<0.05) and ego strength (r=-0.278) had negative significant correlation with secondary posttraumatic stress disorder. Based on regression analysis, Self-compassion (β=-0.37) and ego strength (β=-0.20) were the negative significant predictors of secondary post-traumatic stress. Discussion and

    Conclusion

    Based on the findings of this research, reducing the level of positive personality traits, such as the self-compassion and ego strength as a source of coping in the secondary victims of trauma, the risk of their Psychopathology increases. It is suggested that the role of these factors in treating trauma and stressrelated disorders be considered.

    Keywords: Compassion Fatigue, Ego, Post-Traumatic, Stress Disorders, Spouses, Veterans
  • AR Ranjbar Naeeni *, AR Khoshdel, R Eslami, HR Mohsenzadeh, M Almasi Dooghaee Pages 278-287
    Introduction

     The pilot has a continuous flow of various activities that require navigation, attention, and navigation working memory. Fighter pilots are more vulnerable to cognitive impairment due to positive gravitational acceleration. This point indicates the importance of their cognitive assessments.

    Objective

     This study aimed to evaluate visual-spatial cognitive function and attention in the pilots of the Airforce of the Islamic Republic of Iran and compare these factors between fighter pilots and other aviation personnel.

    Materials and Methods

     An analytic observational cross-sectional study was performed on 49 fighter pilots (group 1) and other aviation personnel (group 2). A list of demographic variables and flight histories was recorded. Then Addenbrooke's Cognitive Examination-Revised, Rey– Osterrieth complex figure test, Forward and Backward Digit Span (FDS and BDS), and Brief Visual-spatial Memory Test-Revised were token. Data were analyzed by SPSS 18 (P <0.05).

    Results

     Both groups were homogeneous regarding age, sex, education, military-grade, flight history, and complaints of cognitive symptoms. The scores of the tests were not statistically significant between the two groups. More than 10 years of flight history and equal or less than 10 years of flight history were respectively related to higher and lower scores in BDS and “recalling words”. The scores of FDS were higher in those with equal or less than 400 hours of flight history. The scores of “delayed recalling” were higher in people with more than 400 hours of flight history and those with more than 40 hours of flight history in the last 6 months.
    Discussion and

    conclusion

     There was no difference in visual-spatial function and attention between fighter pilots and other aviation personnel, but flight history was related to the scores of some cognitive subtests.

    Keywords: Attention, Cognition, Pilots
  • Seyedtayeb Moradian, F Khamseh*, B Nehrir Pages 288-295
    Introduction

     Job satisfaction is considered to understand the workforce in any organization in a good way. The concept of job satisfaction in the human resources development of military organizations is discussed. This provides to reach important business values and organizational effectiveness.

    Objective

    The purpose of this study was to determine the job satisfaction in selected military hospital personnel.

    Material and Methods

     This was a descriptive cross-sectional study. The study population consisted of personnel who work in selected military hospitals with a sample size of 186 individuals, according to entrance criteria and convenience sampling. Data were collected using a valid and reliable questionnaire of job satisfaction. Sampling was done from January 2018 to September 2018. The results were analyzed by SPSS 16.

    Results

     The mean age and work experience of the subjects were 31.58 (6.61) and 7.38 (5.92) years, respectively. Job satisfaction in 90.3% of subjects was medium and the highest satisfaction was related to the satisfaction of the manager (67.2%). There was a significant relationship between job satisfaction and gender in Fisher's exact test (P= 0.006) and the residential status in the chi-square test (P<0.05).
    Discussion and

    Conclusion

     The results showed that it is necessary for managers to continuously evaluate the job satisfaction of employees. Interference of nursing care and services with occupational conflicts and military constraints may be the causes of the decline in job satisfaction of nurses working in military hospitals.

    Keywords: Cross-Sectional Study, Job Satisfaction, Military Hospital
  • M. Mohammadimehr, E. Hosseinpour* Pages 296-305
    Introduction

    Doctors as leaders and managers of different departments of a hospital are morally a model for students and clients. Hospitals, as organizations, according to their nature, should be sensitive to ethical issues and to the commitment of doctors.

    Objective

    The purpose of this study was to investigate the relationship between managers’ ethical leadership style with professional commitment and moral sensitivity of physicians in a military hospital.

    Materials and Methods

    This study is descriptive and correlational. The research population included all physicians of a military hospital in Tehran. To collect data, ethical leadership, professional commitment, and moral sensitivity questionnaires have been used with Likert’s five-point scale. The reliability of each questionnaire was 0.88, 0.94, 0.82, according to Cronbach’s alpha, respectively. Data were analyzed by SPSS version 22, Smart PLS version 2, using one-sample t-test, Pearson correlation, regression analysis in synchronous manner and structural equations.

    Results

    Findings showed that there was a significant relationship between hospital managers’ ethical leadership style and physicians’ ethical sensitivity with a correlation coefficient of 0.776 at 0.01 level. Also, there is a significant relationship between the managers’ ethical leadership style and the level of professional commitment of physicians in the hospital with a correlation coefficient of 0.778 at 0.01 level. The results of this study showed that the structural model of the study is well-suited. According to the findings, ethical leadership status predicts the level of ethical sensitivity and professional commitment. Also, ethical leadership has a positive effect, both directly and indirectly, on the mediation of professional commitment to physicians’ moral sensitivity.

    Discussion and Conclusion

    According to the findings of the study, it is recommended to have ethical leadership and ethical environment in the hospital so that in addition to providing a proper context for the ethical performance of physicians and staff, it is positively important to promote professional commitment and ethical sensitivity among hospital physicians.

    Keywords: Ethical Leadership, Managers, Moral Sensitivity, Professional Commitment, Physicians
  • P. Jahandari, MM. khoddami* Pages 306-314
    Introduction

     Power and empathic behavior of perspective-taking in recent researches in the field of psychology, especially social and military psychology, has taken on a different meaning to the extent that these two can improve interpersonal military relationships. In most studies, the role of empathy in military relations is very important in reducing stress and aggression.

    Objective

    The purpose of this study was to investigate the effect of power on empathic behavior, the role of moderating aggression and the relationship between empathy and aggression in a military sample.

    Materials and Method

     This study was carried out in two stages. Initially, 48 soldiers completed the questionnaire of dispositional empathy by Davis and Dewerks' and the questionnaire of interpersonal aggression by bass and Perry. In the second stage, these soldiers were randomly assigned to three groups: high power, low power, and neutral power. In the first stage, the correlation method was used and in the second stage of the experiment, logistic regression analysis was used to investigate the effect of power on empathic behavior of perspective-taking and control variables of dispositional empathy, interpersonal aggression, and demographic variables. Finally, the data were analyzed using SPSS version 18.

    Results

     The findings of the first stage of this study indicated a significant association between dispositional empathy and interpersonal aggression (P= 0.44 and α <0.05); in the second stage the effect of power on empathic behavior of perspective-taking (P=0.033 and α <0.05) And the moderating role in relation between power and empathic behavior of perspective-taking were also significant (P= 0.018 and α<0.05).

    Discussion and Conclusion

     The results of this study indicate that the probability that individuals with higher scores of anger show empathy behaviors (English E in reverse direction) are 45.58 times higher than those who have lower scores in the subscales of anger. The low power person behaves in an empathic way 0.066 times more likely than those with high power.

    Keywords: Dispositional Empathy, Empathic Behavior of Perspective-taking, Interpersonal Aggression, Power Priming
  • GH .Ramezani, G. Pourbairamian, A. Norozi, F .Sohrabi* Pages 315-324
    Introduction

     The efficacy and success of an organization depend on its employees’ performance and satisfaction. On the other hand, motivating employees to improve their work quality and increase their productivity are essential principles of one organization's staff management.

    Objective

     This research aimed to study the motivation and job satisfaction and their relations in hospital staff in Sanandaj Kurdistan province.

    Materials and Methods

     As a cross-sectional study, 175 hospital employees in Sanandaj were selected through a simple random sampling method. Scales were Verve's Bayfield test for measuring personal satisfaction, and a researcher-made questionnaire according to the Herzberg theory for measuring job motivation which its initial Cronbach was in an acceptable range (0/87). Data were analyzed through SPSS version 22.

    Results

     The overall mean of job satisfaction for nurses was 3/12, for office personnel 3/09, and personnel in the service category was 2/75, these means are below the normal mean. Job satisfaction didn't show meaningful differences between groups but it has a positive correlation with motivation (r=0/572). Among motivational factors, the sense of responsibility with 3/9 score, development and progress 3/18, and health-related factors such as good income 3/9, and good relationship with others 3/81, were prioritized in the second level of determinative factors.

    Discussion and Conclusion

     According to the study findings, and the fact that motivation and job satisfaction are highly influential factors in increasing the productivity of an organization, hospital management should pay special attention to motivating employees and improving approaches to increase satisfaction among their staff.

    Keywords: Hospital, Motivation, Personnel, Personal Satisfaction, Personnel Management
  • Sajjad Basharpoor, Mahsa Mosalman* Pages 324-326
    Introduction

    Obesity and overweight are some problems in this century in the field of mental health.

    Objective

    This study was done to Predict food craving based on the incompatible domains of personality with the mediating role of non-adaptive strategies of cognitive emotion regulation.

    Materials and Methods

    The present study was descriptive-correlational, a type of path analysis model. The statistical population of this study was all students of Amol Institute in 2018-2019. A sample of 189 students was selected using the available sampling method and they responded to the Food Craving Questionnaire-Trait: FCQ-T, Cognitive Emotion Regulation Questionnaire (short form), and the Short Version of the Personality Questionnaire (DSM-5) (PID-5). Pearson correlation coefficient and regression-based path analysis were used to analyze the data.

    Results

    Independent variables of negative affection with dependent variable of food cravings (r=0.207), antagonism with food craving (r=0.234), disinhibition with food craving (r=0.288), psychoticism with food craving (r=0.267) and independent variables of negative affection with the mediating variable of non-adaptive strategies of cognitive emotion regulation (r=0.350), detachment with non-adaptive strategies of cognitive emotion regulation (r=0.217), disinhibition with non-adaptive strategies of cognitive emotion regulation (r=0.221), psychoticism with non-adaptive strategies of cognitive emotion regulation (r=0.172) and the mediator variable have a significant correlation between non-adaptive strategies of cognitive emotion regulation with dependent variable of food craving (r=0.243). On the other hand, the disinhibition trait (P=0.027), in addition to the direct effect, has an indirect effect due to nonadaptive strategies of cognitive emotion regulation on food craving (P=0.009). Discussion and

    Conclusion

    Finally, according to the findings, it can be concluded that the cognitive management of negative emotions plays a role in mediating the relationship between incompatible domains of personality with food craving. These results may provide tips for determining more effective steps to prevent overweight, obesity or low weight or weight control interventions.

    Keywords: Food Craving–Trait, Incompatible Domains of Personality, Non- Adaptive Strategies of Cognitive Emotion Regulation, Students