فهرست مطالب

دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد - سال شصت و دوم شماره 5 (پیاپی 166، آذر و دی 1398)
  • سال شصت و دوم شماره 5 (پیاپی 166، آذر و دی 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/09/10
  • تعداد عناوین: 16
|
  • مقاومت آنتی بیوتیکی سویه های سودوموناس آئروژینوزای جدا شده اززخم بیماران سوختگی
    مژده جهان تیغ*، حامد طهماسبی، محمد بکاییان صفحات 1121-1131
    زمینه و هدف

    سودوموناس آئروژینوزا نقش مهمی در عفونت های شدید در بیماران سوختگی ایفا می کند. سپسیس ناشی از این باکتری یک عارضه جدی متعاقب عفونت سوختگی است.هدف از این مطالعه بررسی فراوانی و تعیین الگوی مقاومت آنتی بیوتیکی سودوموناس آئروژینوزاهای جداشده از زخم  بیماران بستری شده  در  بخش  سوختگی در  شهر زاهدان است.

    روش کار

    در این مطالعه توصیفی مقطعی70 ایزوله سودوموناس آئروژینوزا از نمونه زخم سوختگی  از بیمارستان آموزشی  زاهدان جمع آوری شد. پس از انجام آزمون های بیوشیمیایی و تائید گونه باکتری، مقاومت آنتی بیوتیکی سویه ها برای 9 آنتی بیوتیک به روش دیسک دیفیوژن و بر اساس استاندارد Clinical Laboratory Standards Institute (CLSI) تعیین شد. همچنین حداقل غلظت مهارکننده (MIC) ایمی پنم، پیپراسیلین تازوباکتام و سفتازیدیم با استفاده از استریپ های E-test مشخص شد.

    یافته ها: 

     در این مطالعه از مجموع 70 ایزوله سودوموناس آئروژینوزا  بیشترین میزان مقاومت نسبت به آنتی بیوتیک های سولفومتوکسازول تری متوپریم (3/84%) و سفپیم(8/70%) بوده است. همچنین کمترین میزان مقاومت نسبت به آنتی بیوتیک های پیپراسیلین تازوباکتام(8/20%)، و کولیستین(3/8%) مشاهده گردید.نتایج Etest  نشان داد که بیشترین حساسیت مربوط به پیپراسیلین تازوباکتام بود.

    نتیجه گیری: 

     طی این مطالعه سویه های سودوموناس آئروژینوزا کمترین مقاومت را به کولیستین و پیپرایسیلین تازوباکتام به خود نشان دادند که این آنتی بیوتیک ها می توانند گزینه اصلی درمان عفونت های سودوموناسی ناشی از سوختگی باشد.

    کلیدواژگان: مقاومت آنتی بیوتیکی، عفونت بیمارستانی، سودوموناس آئروژینوزا
  • محمد شکرزاده، یعقوب شایسته*، رضا حسین پور، دانیال جعفری صفحات 1684-1691
    مقدمه
    خوددرمانی یک مشکل مهم جهانی به حساب می‎آید. نوجوانان از مهم‎ترین گروه‎های آسیب پذیر در برابر خوددرمانی می‎باشند. هدف از انجام این مطالعه تعیین فراوانی و برخی از عوامل مرتبط با خوددرمانی در نوجوانان ساکن شهر گرگان می‎باشد.
    روش کار
    مطالعه به صورت مقطعی، توصیفی تحلیلی بر روی 400 نوجوان ساکن شهر گرگان انجام گردید.اطلاعات از طریق مصاحبه حضوری و تکمیل چک لیست جمع آوری گردید. نرم افزار SPSS نسخه 16 و آزمون پیرسون کای اسکوئر برای آنالیز داده‎ها استفاده گردید.
    نتایج
    خوددرمانی در 50% نوجوانان مشاهده گردید. غالب نوجوانان در اظهاراتشان سرماخوردگی (58%) و سردرد (37%) را مهم‎ترین علل خوددرمانی قلمداد نمودند. همچنین داروهای ضد سرماخوردگی (58%) و ضد التهاب غیر استروئیدی (40%) مهم‎ترین داروهای مصرفی در مطالعه بودند. به علاوه غالب نوجوانان به دلیل جزیی بودن بیماری (61%) و تجربه مصرف قبلی (42%) دچار خوددرمانی شده بودند. داروخانه‎های سطح شهر مهم‎ترین منبع تامین دارو بوده است(77%). همچنین والدین و اطرافیان مهم‎ترین منبع اطلاعات جهت خوددرمانی بوده‎اند(57%). نهایتا بین خوددرمانی با جنس (03/ 0 = P)، بعد خانوار (001/ 0 > P) و درآمد ماهیانه خانوار (001/ 0 > P) ارتباط معنادار آماری مشاهده گردید.
    نتیجه گیری
    خوددرمانی در 50% نوجوانان شهر گرگان مشاهده شده که غالبا به دلیل مصرف داروهای ضد سرماخوردگی و ضد التهاب غیر استروئیدی بوده است.
    کلیدواژگان: خوددرمانی، نوجوانان، دارو
  • مجید علی اکبریان، علی عمادزاده، حسین کریمی مونقی*، حمیدرضا بهنام وشانی صفحات 1692-1699
    مقدمه

    مراقبت از کودک مبتلا به سرطان می تواند منجر به ایجاد بار مراقبتی در والدین شود. شناسایی عوامل موثر در بروز بار مراقبتی والدین و طراحی استراتژی های مناسب جهت کاهش این بار ضروری به نظر می رسد. هدف این مطالعه تعیین تاثیر آموزش گروهی بر بار مراقبتی مراقبین کودکان مبتلا به سرطان بود.

    روش کار

    این پژوهش یک مطالعه نیمه تجربی بود که بر روی ولی سی مورد از کودکان مبتلا به کانسر که به بیمارستان دکتر شیخ مشهد مراجعه می کردند انجام شد. روش جمع آوری اطلاعات از طریق پرسشنامه بار مراقبتی والدین بود. پرسشنامه های ذکر شده قبل و پس از برگزاری دوره های آموزشی، توسط والدین تکمیل گردید. دوره های آموزش برای والدین بصورت توزیع جزوات و توضیحات حضوری طی سه جلسه گذاشته شد. 

    نتایج

    میانگین نمره کل بار مراقبتی قبل از مداخله 3/5 ± 1/44 و بعد از مداخله 8/5 ± 4/39 بود. کاهش 7/. ± 7/4 واحد در نمره کل بار روانی بعد از مداخله نسبت به قبل از آن معنی دار بود (001/0=p). قبل از مداخله 0/50 درصد مراقبین دارای شدت بار مراقبتی متوسط و 0/50 درصد شدید بودند. بعد از مداخله 7/16 درصد مراقبین دارای بار مراقبتی شدید و 3/83 درصد آنان دارای بار مراقبتی متوسط بودند. در 7/36 درصد مراقبین بار مراقبتی کاهش پیدا کرده بود.

    نتیجه گیری:

     بر اساس نتایج این مطالعه آموزش گروهی میتواند بار مراقبتی مراقبین کودکان مبتلا به سرطان را کاهش دهد. لذا بکار گیری این رویکرد آموزشی توصیه می شود.

    کلیدواژگان: آموزش گروهی، سرطان، بار مراقبتی، والدین
  • الهام قاسمی، شیلا نایبی فر* صفحات 1700-1709
    هدف

    هدف مطالعه حاضر، بررسی تاثیر 10 هفته تمرین تناوبی شدید و مصرف چای سبز بر آنزیم های کبدی و شاخص مقاومت به انسولین در زنان دارای اضافه وزن بود.

    روش ها

    دراین مطالعه30 زن دارای اضافه وزن به صورت هدفمند انتخاب و به طور تصادفی به سه گروه مساوی تقسیم شدند. گروه تمرین به مدت 10هفته به اجرای تمرینات تناوبی شدید و گروه مکمل، به مصرف روزانه 1500 میلی گرمی چای سبز پرداختند. گروه ترکیب تمرین و مکمل نیز هر دو مداخله را اجرا کردند. خونگیری از آزمودنی ها قبل و بعد از مداخله در حالت ناشتایی انجام شد. داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (ویرایش 19) و آزمون های آنالیز واریانس دوراهه و آزمون تعقیبی توکی در سطح معنی داری 05/0 تحلیل شد.

    نتایج

    پس از 10 هفته تمرین و مکمل، سطوحALT، AST،گلوکز، وزن و درصد چربی در هر سه گروهنسبت به پیش آزمونکاهش معنادار یافت(05/0≤ P)؛ همچنین سطح انسولین (0/01= P) و مقاومت به انسولین (0/01= P) در دو گروه تمرین-چای سبز و تمرین-دارونماکاهش نشان داد.میانگین تغییرات در شاخص های ALT، AST، گلوکز، انسولین، مقاومت به انسولین، وزن و درصد چربی در گروه تمرین- چای سبز به طور معناداری بالاتر از دو گروه دیگر بود (0/05≤ P).

    نتیجه گیری

     10 هفته تمرین تناوبی شدید، مصرف چای سبز و ترکیب این دو با یکدیگر از طریق کاهش آنزیم های کبدی و شاخص مقاومت به انسولین می تواند احتمالا درکاهش التهاب کبدی موثر باشد.

    کلیدواژگان: تمرین تناوبی شدید، چای سبز، آنزیم های کبدی، مقاومت به انسولین
  • کامیار عظیمی*، یاسر گراوند، غلامحسین مکتبی صفحات 1710-1722
    مقدمه

    از آنجا که دانشگاه ها با تعداد بی شماری از داوطلبان مواجه هستند، رقابت برای دسترسی به رشته های معتبرتر در آموزش عالی به طور فزاینده ای رو به رشد است. از این رو، نیاز به تحقیقات موثری جهت شناسایی عوامل تاثیرگذار بر انتخاب رشته تحصیلی و آینده شغلی داوطلبان وجود دارد. در این پژوهش، عوامل خانوادگی، شغلی و فردی به عنوان پیش بین های رضایتمندی از رشته تحصیلی و آینده شغلی دانشجویان علوم پزشکی مورد بررسی قرار گرفت. 

    روش کار:

    این مطالعه توصیفی، از نوع همبستگی است. شرکت کنندگان شامل 340 نفر از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی مشهد بودند که به روش نمونه گیری طبقه ای نسبتی انتخاب شدند. پرسشنامه رضایتمندی از رشته تحصیلی و آینده شغلی دانشگاه مینه سوتای آمریکا و پرسشنامه عوامل تاثیرگذار بر رشته تحصیلی و آینده شغلی به منظور گردآوری اطلاعات به کار گرفته شد. روایی ابزارها به روش تحلیل عامل تاییدی و پایایی آن ها با استفاده از ضریب کرونباخ احراز گردید. برای تجزیه و تحلیل متغیرهای پژوهش، از نرم افزارهای AMOS و SPSS نسخه 22 استفاده شد.

    نتایج

    نتایج تجزیه و تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد که عوامل شغلی و فردی به ترتیب قوی ترین پیش بینی کننده های مثبت و معنی دار رضایتمندی از رشته تحصیلی و آینده شغلی دانشجویان بودند؛ در حالی که عامل خانوادگی نقش معنی داری در رضایتمندی از رشته تحصیلی و آینده شغلی دانشجویان ایفا نکرد. نتیجه گیری: یافته ها حاکی از آن است که نه تنها عوامل شغلی بلکه عوامل فردی به عنوان مولفه هایی ضروری برای رضایتمندی از رشته تحصیلی و آینده شغلی دانشجویان علوم پزشکی محسوب می گردند.

    کلیدواژگان: رضایتمندی از رشته تحصیلی، آینده شغلی، دانشجویان، دانشگاه علوم پزشکی
  • اعظم عاشوری*، محمداسماعیل ابراهیمی، یدالله قاسمی پور صفحات 1723-1732

    مقدمه بیماری های فیزیولوژیک مزمن، فرآیندهای شناختی و هیجانی افراد را تحت تاثیر قرار می دهد. بر این اساس هدف پژوهش حاضر، مقایسه میزان تحریف شناختی و کیفیت زندگی در بیماران مبتلا به درد مزمن، غیر درد مزمن و افراد عادی بود. روش کار پژوهش حاضر پژوهشی علی- مقایسه ای می باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر بیماران دارای درد مزمن و غیر درد مزمن و افراد سالم بزرگ سال (18 سال به بالا) شهر همدان بودند که تعداد 210 نفر (از هر گروه 70 نفر) از طریق روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای ارزیابی اولیه از مصاحبه و پرونده پزشکی و پرسشنامه موردیابی درد مزمن استفاده شد، و به پرسش نامه های تحریفات شناختی الیس و پرسشنامه کیفیت زندگی واروشربون پاسخ دادند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل واریانس چند متغیره و آزمون تعقیبی شفه استفاده شده است. نتایج نتایج پژوهش حاضر نشان دادبین سه گروه  بیماران مبتلا به درد مزمن، غیر درد مزمن و افراد عادی در متغیرهای تحریف شناختی و کیفیت زندگی تفاوت معنادار وجود دارد (p<0/001). علاوه بر این نتایج بیانگر آن بود که میانگین نمرات تحریف شناختی و کیفیت زندگی در بین سه گروه  بیماران مبتلا به درد مزمن، غیر درد مزمن و افراد عادی به شکل دو به دو نیز با هم تفاوت معنادار دارند. بدین صورت که گروه بیماران مبتلا به درد مزمن نسبت به دو گروه بیماران مبتلا به غیر درد مزمن و افراد عادی دارای میانگین نمرات تحریف شناختی بیشتر و کیفیت زندگی کمتری بود. همچنین گروه بیماران مبتلا به غیر درد مزمن نیز نسبت به گروه افراد عادی به شکل معناداری دارای میانگین نمرات تحریف شناختی بیشتر و کیفیت زندگی کمتری بود. نتیجه گیری بر اساس یافته های پژوهش حاضر، باید با بکارگیری درمان های روان شناختی مناسب نسبت به کاهش تحریف شناختی و بهبود کیفیت زندگی بیماران دارای درد اقدام نموده تا از این طریق بتوان شاهد بهبود روند درمانی آنها بود.

    کلیدواژگان: تحریف شناختی، کیفیت زندگی، درد مزمن، غیر درد مزمن
  • حمید گله داری*، افسون تدویی زنگنه، نسترن مجدی نسب صفحات 1733-1740
    مقدمه
    بیماری MS یک بیماری التهابی عصبی است که در آن غلاف های میلین سلول های عصبی در مغز و ستون فقرات آسیب می بینند. در کنار فاکتورهای محیطی، بیماری MS می تواند در نتیجه اختلال ژنتیکی باشد. در این مطالعه به بررسی فراوانی جهش p.H182fs در ژن CD200R1 پرداخته شد که در یک دوقلوی بیمار MS و از طریق تکنیک تعیین توالی به روش نسل جدید مشاهده شده بود.
    روش کار
    به همین منظور50 زن مبتلا به بیماریMS و 50 زن سالم بدون سابقه بیماری‎های تحلیل عصبی در خانواده و خویشاوندان در استان خوزستان انتخاب و مورد بررسی قرار گرفتند. پس از استخراج ژنوم قطعه bp243 در بر گیرنده جهش p.H182fs تکثیر شد. محصول PCR با توالی یابی به روش سانجر مورد بررسی قرار گرفت.
    نتایج
    جهش مذکور در 32% از بیماران به صورت هتروزیگوت و هموزیگوت دیده شد. در گروه کنترل (افراد نرمال) جهش مذکور مشاهده نگردید.
    نتیجه گیری
     این دستاورد ژن CD200R1 را به عنوان یکی از کاندیداها برای پاتوژنز MS حدااقل برای بخشی از بیماران استان خوزستان مطرح می کند.
    کلیدواژگان: مالتیپل اسکلروزیس، جهش، ژن CD200R1
  • رضا کبودخانی، رضا زارع، محمد زارع نژاد*، سعید غلامزاده، علیرضا درودچی، نوید کلانی صفحات 1741-1747
    مقدمه
    حس بویایی اثر مهمی بر زندگی انسان و در پیشگیری از حوادث و ایمنی دارد. اختلال در حس بویایی، فرد را در معرض مخاطرات ناشی از عدم تشخیص آتش سوزی یا نشت گاز، خوردن غذاهای فاسد یا سمی قرارمی‎دهد.  مطالعه‎ی حاضر به بررسی تحلیلی چهار ساله شکایت از کاهش حس بویایی ارجاع شده به پزشکی قانونی استان فارس می‎پردازد.
    روش کار
    در مطالعه مقطعی حاضر، با مراجعه به بایگانی، اطلاعات پرونده کلیه موردهای ارجاع شده به پزشکی قانونی استان فارس در 1396-1393شامل سن، تاریخ کمیسیون و تاریخ کمیسیون تجدید، جنسیت، تاهل، تحصیلات، نوع حادثه، روش تشخیص، نظر کمیسیون و نوع گواهی صادر شده توسط پزشکی قانونی در مورد سایر صدمات اثباتی مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    نتایج
    تعداد 148 نفرشاکی، شامل 109 مرد (73.5%) و 39 زن (26.5%) با میانگین سنی76/5 ± 34/31   مورد بررسی قرار گرفتند. افراد با سن 20 الی39 سال فراوان ترین گروه بودند. غالب افراد شاکی درحادثه تصادف با فراوانی نسبی 9/91%، دچارکاهش حس بویایی شده اند .MRI  شایع‎ترین روش مورد استفاده در تشخیص کاهش بویایی بوده است. از 148 نفر، کاهش حس بویایی 124 نفرآن ها(83.8%) تایید شده است.
    نتیجه گیری
    میانگین سنی افراد با کاهش حس بویایی نسبت به آمارهای جهانی پایین‎تر است. تصادفات شایع‎ترین حادثه‎ی منجر به کاهش بویایی می‎باشد که این خود اهمیت انجام بررسی‎های بیشتر در زمینه کاهش بویایی را نشان می‎دهد.
    کلیدواژگان: کاهش حس بویایی، اختلال بویایی، حوادث، دعوی قضایی، پزشکی قانونی
  • فیروزه رضوی، محمد جعفر تارخ*، محمود البرزی صفحات 1748-1755
    مقدمه

    در سال‎های اخیر مطالعات فراوانی برای تجزیه و تحلیل مغز به منظور تشخیص بیماری‎های مغزی انجام شده است که تکنیک های یادگیری ماشین نقش به سزایی در ایجاد سیستم‎های هوشمند تشخیصی ایفا کرده اند. از بین روش‎های مختلف یادگیری ماشین، روش‎های مبتنی بر یادگیری عمیق در سال‎های اخیر کاربرد گسترده ای در ایجاد سیستم‎های هوشمند دستیار پزشکی داشته است که به ایجاد سیستم های قدرتمندی جهت تشخیص بیماری منتج شد.

    روش کار

    در این پژوهش تشخیص بیماران آلزایمری با شبکه عصبی یادگیری عمیق مبتنی بر  بلوک های رسوبی سه بعدی ارایه شده است. همچنین روند آموزش و تست روش ارائه شده توسط مجموعه داده ADNI انجام پذیرفت.

    نتایج

    نتایج حاصل از خروجی این روش در مقایسه با روش های ارائه شده در پژوهش های قبلی با دقت بالایی عملیات تشخیص و طبقه بندی بیماران آلزایمری انجام گردید.

    نتیجه گیری:

     یافته های پژوهش حاضر بیانگر آن بودند که یادگیری ماشین با روش های یادگیری عمیق می تواند زودتر از پزشکان، بیماری آلزایمر را تشخیص دهد.

    کلیدواژگان: بیماری آلزایمر، یادگیری عمیق، بلوک های رسوبی سه بعدی
  • ناصر امیری، حسن متین همایی*، مقصود پیری، محمدعلی آذربایجانی صفحات 1756-1763
    مقدمه

    ورزش مقاومتی یکی از مولفه‎های اصلی برنامه‎های تمرینی با هدف افزایش قدرت یا توده عضلانی است. بتا هیدروکسی متیل بوتیرات (HMB)، یک متابولیت آمینو اسیدی  ضروری است  که به منظور تقویت افزایش قدرت و توده بدنی نا در ارتباط با تمرین مقاومت ترویج می‎شود. هدف از تحقیق حاضر بررسی اثر مصرف شش هفته مکمل HMB و  تمرینات برونگرای مقاومتی بر بیان فاکتور p70s6k در موش‎های نر بالغ می‎باشد.

    روش کار

    24  رت نر نژاد اسپراگ داولی  با میانگین وزن 20 ±200 گرم به طور تصادفی ساده به 4 گروه کنترل (6سر)،گروه مکملHMB (6 سر)، گروه ورزش (6 سر) و گروه ورزش + HMB (6 سر) تقسیم شدند. بعد از یک هفته آشنا سازی برنامه مداخله به مدت 6 هفته اجرا شد. گروه ورزش سه جلسه در هفته تمرینات برونگرای شدید (120% 1RM) انجام دادند. گروه مکمل HMB روزانه 480 میلی گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن به صورت محلول گاواژ شدند. گروه ورزش و مکمل نیز هم فعالیت ورزشی داشتند و هم مکمل دریافت کردند و گروه کنترل نیز فعالیت نداشته و محلول نیز دریافت نکردند.48 ساعت پس از آخرین جلسه موش‎ها با کتامین  و زایلازین بیهوش و بافت عضله سه سر بازویی جهت بررسی و استخراج RNA از بافت ماهیچه استخراج و به آزمایشگاه منتقل شد.

    نتایج

    نتایج تحقیق نشان داد که وزن رت‎ها در گروه ورزش (002/0 p≤) و ورزش+HMB (001/0 p≤) افزایش معنی داری داشت. همچنین نتایج نشان می‎دهد که تمرینات مقاومتی برونگرا (003/0p≤) و تمرینات مقاومتی برونگرا به همراه مکمل HMB (001/0p≤) باعث افزایش معنا دار بیان فاکتور p70s6k داشته است. همچنین بیان فاکتور p70s6k گروه تجربی مصرف مکمل به همراه تمرین مقاومتی افزایش معناداری را نسبت به گروه مکمل HMB  نشان داد (04/0p≤). تفاوت معنی داری نیز بین گروه‎های دیگر مشاهده نشد (05/0p≥).

    نتیجه گیری

    با توجه به یافته‎های تحقیق به نظر می‎رسد که مصرف مکمل HMB و تمرین مقاومتی برونگرا باعث افزایش معنی داری در بیان فاکتور p70s6k و وزن بدن شود و مصرف مکمل به نسبت تمرین ورزشی تاثیر غیر معنی داری یر بیان فاکتور p70s6k عضله رت داشته و هر چند که تفاوت معنی داری بین گروه‎های تجربی وجود نداشت ولی به نظر می‎رسد ترکیب آنها باعث افزایش بیشتری در بیان فاکتور p70s6k می‎شود.

    کلیدواژگان: بیان فاکتور p70s6k، تمرین مقاومتی برون گرا، رت نر بالغ، مکمل HMB-Fa
  • اکرم ایزدی خواه، مجتبی انصاری شهیدی*، عباس حقایق صفحات 1764-1774
    مقدمه

    بروز بیماری های مزمن جسمی همچون سردردهای میگرنی سبب آسیب های هیجانی و روان شناختی در بیماران می شود. بر این اساس نیاز است که در کنار درمان های پزشکی معمول، به ویژگی های روان شناختی بیماران نیز توجه کافی صورت پذیرد. بر همین اساس پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان ذهن آگاهی بر نشاط ذهنی و نظم جویی شناختی هیجان در بیماران مبتلا به سردردهای میگرنیانجام گرفت.

    روش کار

    پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه و دوره پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل بیماران مبتلا به سردردهای میگرنی شهرستان شاهین شهر اصفهان در سه ماهه آخر سال 1397 بود. در این پژوهش تعداد 30 بیمار مبتلا به سردردهای میگرنی با روش نمونه گیری داوطلبانه انتخاب و با گمارش تصادفی در گروه های آزمایش و گواه گمارده شدند (15 بیمار در گروه آزمایش و 15 بیمار در گروه گواه). گروه آزمایش مداخله درمان ذهن آگاهی (1) را طی دو ماه در 8 جلسه 90 دقیقه ای دریافت نمودند. پرسشنامه های مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه نشاط ذهنی (2) و نظم جویی شناختی هیجان (3) بود. داده های حاصل از پژوهش به شیوه تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

    نتایج

    نتایج نشان داد که درمان ذهن آگاهی بر نشاط ذهنی و نظم جویی شناختی هیجان در بیماران مبتلا به سردردهای میگرنی تاثیر معنادار دارد(001/0>p).

    نتیجه گیری

    بر اساس یافته های پژوهش حاضر می توان بیان کرد که درمان ذهن آگاهی با برخورداری از فنونی همانند افکار، هیجانات و رفتار آگاهانه می تواند به عنوان یک درمان کارآمد جهت بهبود نشاط ذهنی و نظم جویی شناختی هیجان در بیماران مبتلا به سردردهای میگرنی مطرح باشد.

    کلیدواژگان: درمان ذهن آگاهی، نشاط ذهنی، نظم جویی شناختی هیجان، سردردهای میگرنی
  • الهه شفایی، سیدحمید آتش پور* صفحات 1775-1785
    مقدمه
    بروز اختلال شخصیت سبب آسیب به مولفه های روان شناختی، هیجانی، ارتباطی و هیجانی مبتلایان می شود. بر این اساس پژوهش حاضر با هدف مقایسه بهزیستی روان شناختی و کیفیت زندگی در افراد مبتلا اختلال شخصیت با افراد عادی شهر اصفهان انجام گرفت.
    روش کار
    روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع علی مقایسه ای بود. جامعه آماری پژوهش حاضر به دو گروه کلی، افراد مبتلا به اختلالات شخصیت مرزی، نمایشی، وسواسی، وابسته و اجتنابی و افراد عادی شهر اصفهان تقسیم می گردد. در این پژوهش از روش نمونه گیری غیراحتمالی هدفمند استفاده شد. بدین صورت که از بین افراد 20 تا 40 ساله مبتلا به اختلال شخصیت مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر اصفهان، تعداد 60 فرد  و از بین افراد سالم نیز 60 نفر به صورت هدفمند انتخاب و پرسشنامه های پژوهش آن ها ارائه داده شد. پرسشنامه های مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه کیفیت زندگی (سازمان بهداشت جهانی، 1994) و پرسشنامه بهزیستی روان شناختی (ریف، 1989) بود. داده های حاصل از پژوهش به شیوه تحلیل واریانس چندمتغیری توسط نرم افزار آماری SPSS23 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    نتایج
    نتایج حاصل از تحلیل داده ها نشان داد که بهزیستی روان شناختی و کیفیت زندگی در بین افراد مبتلا به اختلال شخصیت با افراد عادی دارای تفاوت معنادار با هم است(0001/0 < p). بدین صورت که افراد مبتلا به اختلال شخصیت نسبت به افراد عادی، دارای نمرات پایین تر در مولفه های بهزیستی روان شناختی و کیفیت زندگی بودند.
    نتیجه گیری
    بر اساس یافته های پژوهش حاضر، لازم است که به فرایندهای روان شناختی، اجتماعی، هیجانی و خانوادگی افراد مبتلا به اختلال شخصیت توجه کافی صورت گرفته و با بکارگیری روش های مداخله ای مناسب همچون درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، درمان ذهن آگاهی و روان درمانی مثبت نگر، به سلامت روان شناختی این بیماران یاری رسانده شود.
    کلیدواژگان: بهزیستی روان شناختی، کیفیت زندگی، اختلال شخصیت
  • پریوش گراوند، غلامرضا منشئی*، محمدعلی نادی صفحات 1786-1796
    مقدمه

    بروز بیماری های مزمن همچون سرطان در فرزندان، سلامت روان مادران را با آسیب جدی مواجه می سازد. بر همین اساس پژوهش حاضر با هدف اثربخشی بسته آموزشی مبتنی بر امید به شیوه شناختی- معنوی بر بهزیستی روان شناختی و کیفیت زندگی مادران دارای فرزندان سرطانی انجام گرفت.

    روش کار

    پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر، شامل مادران دارای فرزندان مبتلا به سرطان در استان لرستان در سال 1396 بود. در این پژوهش تعداد 30 مادر دارای فرزند مبتلا به سرطان با روش نمونه گیری غیرتصادفی هدفمند انتخاب و با گمارش تصادفی در گروه های آزمایش و گواه گمارده شدند (15 مادر در گروه آزمایش و 15 مادر در گروه گواه). گروه آزمایش مداخله آموزشی مبتنی بر امید به شیوه شناختی- معنوی را طی سه ماه در 10 جلسه 90 دقیقه ای دریافت نمودند. پرسشنامه های مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه کیفیت زندگی (سازمان بهداشت جهانی، 1996) و پرسشنامه بهزیستی روان شناختی (ریف ، 1980) بود. داده های حاصل از پژوهش به شیوه تحلیل کواریانس تک متغیره توسط نرم افزار آماری SPSS23 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

    نتایج

    نتایج نشان داد که بسته آموزشی مبتنی بر امید به شیوه شناختی- معنوی بر بهزیستی روان شناختی و کیفیت زندگی مادران دارای فرزندان سرطانی تاثیر معنادار دارد(f= 23.94, f= 40.56, p<0/001). میزان تاثیر بسته آموزشی مبتنی بر امید به شیوه شناختی- معنوی بر بهزیستی روان شناختی و کیفیت زندگی مادران دارای فرزندان سرطانی به ترتیب 47 و 60 درصد بود.

    نتیجه گیری

    بر اساس یافته های پژوهش حاضر پیشنهاد می شود که از آموزش مبتنی بر امید به شیوه شناختی- معنوی به عنوان یک روش کارآمد جهت بهبود بهزیستی روان شناختی و کیفیت زندگی مادران دارای فرزند سرطانی استفاده شود.

    کلیدواژگان: آموزش امید به شیوه شناختی- معنوی، بهزیستی روان شناختی، کیفیت زندگی، سرطان
  • فرداد دیدار طالش میکائیل اردبیل، کیوان ثریا طائفه دلائی، محسن بیات*، محسن فکری شیران صفحات 1804-1814
    مقدمه

    این پژوهش بررسی نقش نگرش به رشته ی تحصیلی -آینده ی شغلی، احساس تنهایی و کیفیت خواب در پیش بینی فرسودگی تحصیلی دانشجویان بود. مطالعه ی حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود و جامعه ی آماری این پژوهش را کلیه دانشجویان دانشگاه محقق اردبیلی در سال تحصیلی98-1397 تشکیل دادند.

    روش کار 

    نفر با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب گردیدند و برای جمع آوری داده ها نیز از پرسشنامه فرسودگی تحصیلی مسلش، نگرش به آینده ی شغلی تارویردی زاده، احساس تنهایی عاطفی اجتماعی و کیفیت خواب پیترزبورگ استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش آماری ضریب همبستگی و رگرسیون چندگانه با استفاده از 25 SPSS استفاده شد.

    نتایج

    نتایج پژوهش نشان داد که فرسودگی تحصیلی با نمره کل کیفیت خواب (15/0= r 05/0>P) و احساس تنهایی (31/0=r 01/0P) رابطه مثبت و با نگرش به تحصیل و آینده ی شغلی (15/0-=r 05/0>P)رابطه معکوس دارد. همچنین نتایج رگرسیون نیز نشان داد که ترکیب متغیرهای کیفیت خواب، نگرش به رشته ی تحصیلی _ آینده شغلی و احساس تنهایی 10 درصد از واریانس فرسودگی تحصیلی را می تواند تبیین کند.

    نتیجه گیری 

    با توجه به نتایج لازم است بهتر است برای پیشگیری از فرسودگی تحصیلی در محیط آموزش عالی؛ برنامه های مداخله ای، برگزاری کارگاه های آموزشی و دادن مشاوره برای کاهش این عوامل در راستای پیشگیری از فرسودگی تحصیلی دانشجویان اقداماتی صورت گیرد.

    کلیدواژگان: نگرش به رشته تحصیلی- آینده شغلی، احساس تنهایی، کیفیت خواب، فرسودگی تحصیلی، دانشجویان
  • بهار حاج رضائی* صفحات 1815-1823
    مقدمه

    این پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی رویکردهای اولسون، پذیرش و تعهد و تلفیقی بر بهبود انتظار از ازدواج دختران مجرد مانده انجام شد.

    روش کار

    طرح پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون و پس آزمون با سه گروه آزمایشی و گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش را تمامی دختران مجرد مانده شهر تهران در سال 1397 تشکیل دادند که از این جامعه تعداد 80 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب و در چهار گروه (سه گروه آزمایش و یک گروه کنترل) به صورت تصادفی جایگزین شدند. یافته‎های مورد نیاز با استفاده از مقیاس انتظار از ازدواج جونز و نلسون (1997) در دو نوبت پیش آزمون و پس آزمون مورد جمع آوری قرار گرفت و با استفاده از آزمون کواریانس چندمتغیره مورد تحلیل قرار گرفت.

    نتایج

    یافته‎های پژوهش نشان داد که میانگین انتظار از ازدواج دختران مجرد مانده در هر سه گروه آزمایش افزایش پیدا کرد و نتایج کواریانس چندمتغیره نشان داد که تاثیر هر سه رویکرد بر کاهش انتظار بدبینانه و ایده آل گرایانه از ازدواج و افزایش انتظار واقع بینانه از ازدواج معنی دار است(0/001≤p) و نتایج آزمون تعقیبی بن فرونی، نشان از آن داشت که رویکرد تلفیقی موثرتر از رویکردهای اولسون و پذیرش وتعهد بر بهبود انتظار از ازدواج دختران مجرد مانده است (0/005≤p).

    نتیجه گیری

    با توجه به اثر بخش بودن رویکرد تلفیقی بر انتظار از ازدواج، این رویکرد می تواند به عنوان یکی از روش های مداخله مورد استفاده مشاوران ازدواج و درمانگران خانواده قرار گیرد.

    کلیدواژگان: رویکرد آماده سازی اولسون، پذیرش و تعهد، انتظار از ازدواج، دختران مجرد مانده
  • فاطمه قلی زاده، مونا فدایی*، نگین سلیمانی، مریم خروشی صفحات 1825-1833
    مقدمه 

    تجربه خیانت زناشویی از طرف همسران، معضلی است که بنیان خانواده را تحت تاثیر قرار داده و ارتباط زناشویی را دچار اختلال می کند. دو مولفه روانشناختی مورد توجه در این فرایند، بخشودگی بین فردی و صمیمت زناشویی است. پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی درمان پذیرش و تعهد بر بخشودگی بین فردی و صمیمت زناشویی زنان آسیب دیده از خیانت زناشویی انجام شد.

    روش کار 

    در این پژوهش از روش نیمه آزمایشی و طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل استفاده شد. جامعه آماری این پژوهش را تمامی زنان آسیب دیده از خیانت زناشویی منطقه 1 تهران تشکیل دادند. از این جامعه، 30 نفر بصورت دردسترس انتخاب شدند و بصورت تصادفی در دوگروه آزمایشی و کنترل جایگزین شدند. ابزارهای پژوهش مقیاس بخشودگی بین فردی پولارد و پرسشنامه صمیمت زناشویی باگاروزی بود. روش اجرا بدین ترتیب بود که بعد از پیش آزمون، درمان پذیرش و تعهد برای گروه آزمایش اجرا گردید در نهایت از هر دو گروه پس آزمون به عمل آمد. یافته های پژوهش با استفاده از کواریانس تحلیل شدند.

    نتایج 

    یافته ها نشان داد میانگین بخشودگی بین فردی و صمیمت زناشویی گروه آزمایش در پس آزمون نسبت به پیش آزمون افزایش پیدا کرده است. نتیجه تحلیل کواریانس نشان داد که پس از حذف اثر پیش آزمون، میانگین نمرات پس آزمون دو گروه اختلاف آماری معناداری داشتند (0/001<p).

    نتیجه گیری

    این مطالعه نشان می دهد که درمان پذیرش و تعهد بر افزایش بخشودگی بین فردی و صمیمت زناشویی زنان آسیب دیده از خیانت همسر اثربخش است.

    کلیدواژگان: درمان پذیرش و تعهد، بخشودگی بین فردی، صمیمت زناشویی، خیانت زناشویی
|
  • Antibiotic Resistance Pattern of Pseudomonas aeruginosa Strains Isolated from Burn Patients
    Mojdeh Jahantigh *, Hamed Tahmasbi, Mohammad Bakaeiyan Pages 1121-1131
    Background and Aim

    Pseudomonas aeruginosa plays an important role in severe infections in burn patients. The sepsis caused by this bacterium is a serious complication of burn infection. The aim of this study was to determine the frequency and antibiotic resistance pattern of Pseudomonas aeruginosa isolated from wounded patients admitted to burn ward in Zahedan.

    Methods

    In this descriptive cross-sectional study, 70 isolates of P. aeruginosa were collected from burn wound samples from Zahedan. After biochemical tests and confirmation of the bacterial strain, antibiotic resistance was determined for nine antibiotics by disk diffusion method according to Clinical Laboratory Standards Institute (CLSI) standard. The minimum inhibitory concentration (MIC) of imipenem, piperacillin tazobactam and ceftazidime was determined by E-test strips. 

    Results

    In this study, out of 70 P. aeruginosa isolates, the highest resistance to Trimethoprim /Sulfamethoxazole (84.3%) and cefepime (70.8%) was observed. The lowest resistance to piperacillin/tazobactam (20.8%) and colistin (8.3%) was report. E-test results showed the highest sensitivity to piperacillin/tazobactam.

    Conclusion

    In this study, P. aeruginosa strains showed the least resistance to colistin and piperacillin/tazobactam. These antibiotics could be the main alternative for the treatment of pseudomonas infections caused by burns.

    Keywords: Antibiotic resistance, Nosocomial infection, Pseudomonas aeruginosa
  • Mohammad Shokrzadeh, Yaghoub Shayeste *, Reza Hoseinpoor, Danial Jafari Pages 1684-1691
    Abstract
    Introduction
    Self-treatment is an important global problem. Adolescents are important groups vulnerable to self-treatment. The purpose of this study was to determine the frequency and some factors related to self-treatment in adolescents living in Gorgan.
    Materials and Methods
     This cross-sectional, descriptive-analytical study was performed on 400 adolescents living in Gorgan. Data were collected through in-person interviews and checklists. SPSS software version 16 and Pearson chi-square test were used for data analysis.
    Results
    Self-treatment was observed in 50% of adolescents. Most adolescents cited cold (58%) and headache (37%) as the most important causes of self-treatment. Anti-cold (58%) and non-steroidal anti-inflammatory drugs (40%) were the most important drugs used in the study. In addition, most adolescents had self-medication due to minor illness (61%) and previous drug use (42%). City pharmacies were the most important source of supply (77%). Parents and relatives were also the most important source of information for self-treatment (57%). Finally, there was a significant relationship between self-treatment and gender (P = 0.03), household dimension (P <0.001) and monthly household income (P <0.001).
    Conclusion
    Self-medication was observed in 50% of adolescents in Gorgan, which was mainly due to the use of anti-cold and non-steroidal anti-inflammatory drugs.
    Keywords: Self-treatment, Adolescents, medicine
  • Majid Aliakbarian, Ali Emadzade, Hossein Karimi Moonaghi *, Hamidreza Behnam Vashani Pages 1692-1699

    Background Caring for a child with cancer is a stressfull experience for parents and can lead to parental burden . Identifying effective factors of caregivers’ burden and designing appropriate strategies to reduce it is necessary . The purpose of this study was to determine the effect of group training on caregivers’ burden of children with cancer.MethodThis was a quasi-experimental study that was performed on thirty parents of children with cancer who were referred to the Sheikh pediatric hospital of Mashhad University. Caregivers' burden questionnaire was used to collect data. The questionnaire was completed before and after group training.The data was compared by spss software.ResultsMean total score of caregivers’ burden was 44.1 ± 3.5 before and 39.4 ± 5.8 after intervention.Paired t-test showed a significant reduction in the total score of caregivers’ burden after intervention (4.7 ± 0.7) compared to before intervention(p = 0.001). 50% of caregivers had moderate and 50% had severe intensity of burden before intervention. After intervention, 16.7% of the caregivers had a high level of burden and 83.3% of them had moderate. The results indicated that 36.3% of caregivers had reduced burden scale.ConclusionBased on the results of this study, group training can reduce the caregivers’ burden scale of children with cancer.

    Keywords: Cancer, Caregivers’ burden, Group training
  • Elham Ghasemi, Shila Nayebifar * Pages 1700-1709
    Purpose

    The aim of this study was to investigate the effect of 10 weeks ofhigh intensity intervaltraining and green tea consumption on liver enzymes and insulin resistance index in overweight women.

    Methods

    In this randomized placebo-controlled clinical trial, 30 overweight women (age range, 20-30 years), were chosen purposefully and randomly divided into three equal groups. The training groups performed intensive 90% heart rate training for 10 weeks. The supplement group consumed 1500 mg of green tea every day. The combined exercise and complementary group also performed both interventions.Blood samples were taken from subjects before and after intervention in fasting state. Data were analyzed using SPSS software (version 19), two-way ANOVA and Tukey post hoc test at a significant level of p≤0.05.

    Results

    After 10 weeks of exercise and consumption of green tea, ALT, AST, glucose, weight and fat percentage decreased significantly in all three groups (P≤0.05), while insulin levels (P = 0.01) and resistance Insulin (P = 0.01) decreased in both groups of green tea- HIIT and placebo-HIIT.The mean changes in ALT, AST, glucose, insulin, insulin resistance, weight and fat percentage were significantly higher in the green tea group than in the other two groups (P≤0.05).

    Conclusion

    10 weeks of high intensity intervaltraining, taking green tea and combining these two together with reducing liver enzymes and insulin resistance markers can potentially reduce the risk of inflammation of the liver.

    Keywords: High Intensity Interval Training, Green Tea, Liver enzymes, insulin resistance
  • Kamyar Azemi *, Yaser Garavand, Gholamhossein Maktabi Pages 1710-1722
    Introduction

    Because universities face a large number of volunteers, the competition for access to higher field in higher education is increasingly growing. Therefore, there is a need for effective research to identify the factors that influence the choice of the field of study and career future of volunteers. In this research, family, career and individual factors as predictors of satisfaction with the field of study and career future of medical students were investigated.

     Materials & Methods:

    This study is descriptive of the kind of correlation. The Population included 340 students of Mashhad University of medical sciences, who were selected by a stratified sampling method. A satisfaction questionnaire on the field of study and career future of the University of Minnesota and the questionnaire of factors affecting the field of study and career future were used to collect information. The validity of the instruments was confirmed by confirmatory factor analysis and reliability of them by Cronbach's coefficient. For analyzing the research variables, AMOS and SPSS version 22 software's were used.

    Results

    The results of multiple regression analyses showed that career and individual factors were the strongest positive and significant predictors of student satisfaction with the field of study and career future respectively, while the family factor did not play a significant role in student satisfaction with the field of study and career future.

    Conclusion

    Findings indicate that not only career factor, but individual factor are essential elements of satisfaction with the field of study and career future of the students' medical sciences.

    Keywords: satisfaction with the field of study, career future, Students, University of medical sciences
  • Azam Ashori *, Mohammad Ismail Ebrahimi, Yadollah Ghasemipour Pages 1723-1732
    Background

    Chronic physiological diseases affect cognitive and emotional processes. according to this, accordingly the main goal of this research is comparing the level of cognitive distortion and life quality in the people with chronic pain, people with non-chronic pain and the habitual people in Hamedan.

    Materials and Methods

    The research method is based on the causal-comparative method. The Statistical group of this research is the whole 210 people with chronic and non-chronic pains and adults (upto18) in Hamedan whom selected based on the random cluster sampling. The necessary data gathered from the field Study and also by using the clinical interviewing about the pain kind and question aires of Alice cognitive distortion and varosherbon’s questionnaire of life quality. The data analyzed based on some Statistical-descriptive indices Such as frequency, Percentage, Mean, graph, Standard deviation and deductive Statistics, Kolmogorov-Smirnov, MANOVA and shefeh post hoc test.

    Results

    The results showed that there was a significant difference between the three groups of patients with chronic pain, non-chronic pain and normal people in cognitive distortions and quality of life (p <0.001). In addition, the results indicated that the mean scores of cognitive distortions and quality of life were significantly different between the three groups of patients with chronic pain, non-chronic pain, and normal individuals. Thus, the group of patients with chronic pain had higher average cognitive distortions and lower quality of life than the two groups of patients with non-chronic pain and normal subjects. Also, the patients with chronic non-pain had significantly higher mean cognitive distortions and lower quality of life than the normal group.

    Conclusion

    According to the findings of the present study, appropriate psychological treatments should be used to reduce cognitive distortions and improve the quality of life of patients with pain in order to improve their therapeutic process.

    Keywords: Cognitive Distortion, Life Quality, Chronic pain, non-Chronic Pain
  • Hamid Galehdari *, Afsoon Taduei Zanganeh, Nastaran Majdinasab Pages 1733-1740
    Introduction
    Multiple sclerosis is an inflammatory neuromuscular disease in which the myelin sheaths of the neural cells are damaged in the brain and spinal cord. Aside from environmental factors, MS disease can be a result of genetic impairment. This study examined the frequency of p.H182fs mutation in the CD200R1 gene, which was observed in a MS affected identical twin by whole exome sequencing.
    Methods
    For this purpose, 50 unrelated women with MS disease and 50 healthy women with negative history for neurodegenerative disorders in their families and relatives were selected to examine the frequency of the detected change. After extracting the genome and designing the primer, amplification of desired exon was performed by PCR resulting to a bp243 fragment containing the mutation p.H182fs. PCR product was sequenced by Sanger method, subsequently.
    Results
    The mutation was present in 32% of patients in homozygous or heterozygous mode. No healthy women showed the mentioned mutation.
    Conclusion
    This implies the achievement of the CD200R1 gene as one of the candidates for MS pathogenesis, at least for a part of patients in province Khuzestan.
    Keywords: Multiple Sclerosis, Mutation, CD200R1 gene
  • Reza Kaboudkhani, Reza Zare, Mohammad Zarejad *, Said Gholamzadeh, Alireza Droodchi, Navid Kalani Pages 1741-1747
    Abstract
    Introduction
    The sense of smell has an important impact on human life and in the prevention of accidents and safety. Odor disorder exposes the person to the risk of not detecting fire or gas leakage, eating spoiled or poisonous foods. The present study is a four-year analytical study of complaints of olfactory sensation referred to forensic medicine in Fars province.
    Methods
    In this cross-sectional study, information of all cases in the archive whom had referred to forensic medicine in Fars province during 1396-1393, including age, commission date and date of commission renewal, gender, marital status, education, type of accident, diagnosis method, commission opinion and the type of certificate issued by a forensic examiner for other injuries was collected and analyzed.
    Results
    A total of 148 complainants, including 109 males (73.5%) and 39 females (26.5%) with mean age31/34±5/76 were studied. People aged 20 to 39 years were the most frequent group.Most of the complainantshad a decreased sense of smell because of accident with frequency of 91.9%, MRI was the most common method used to detect olfactory loss. Of the 148 cases, 124 (83.8%) were confirmed a decrease in the sense of smell.
    Conclusion
    The average age of people with a lowered sense of smell is lower than global statistics. Accidents are the most common cause of olfactory decline, which is why it is important to carry out further studies on olfactory decline.
    Keywords: Olfactory disorder, Accidents, Litigation, Forensic medicine
  • Firozeh Razavi, Mohammad Jafar Tarekh *, Mahmoud Alborzi Pages 1748-1755
    Introduction

    In recent years, many studies have been done to analyze brain diseases in order to identify brain diseases that have a significant role in creating diagnostic intelligent systems. among the different methods of machine learning, deep learning based methods in recent years have been a wide application of the development of intelligent systems, which resulted in the creation of powerful systems for diagnosis of disease.

    Method

    In this study, the diagnosis of Alzheimer's patients with deep learning neural network is based on method of 3- D Residual  Block. the training and test procedure presented by ADNI data set  

    Results

    The results showed that the output of this Method were conducted in comparison to the proposed methods, accuracy of diagnose and classification of Alzheimer's disease.

    Conclusion

    the findings of the present study showed that the machine learning with deep learning methods can diagnose Alzheimer's disease sooner than doctors.

    Keywords: Alzheimer's disease, Deep learning, 3-Dimensional Residual Block
  • Naser Amiri, Hasan Matinhomaee *, Maghsoud Peeri, Mohhamd Ali Azarbaielani Pages 1756-1763

    Abstract

    Introduction

    Resistance exercise is a key component of any training program aiming to increase strength or muscle mass, Great number of studies emphasizes the importance of eccentric muscle actions as a key component of resistance training programs. -Hydroxy -methylbutyrate (HMB), a metabolite of the essential amino acidleucine, is one of the latest dietary supplements promoted to enhance gains in strength and lean body mass associated with resistance training.

    Materials and Methods

     Patients were randomly divided into four groups: 1) control group (n = 6), 2) HMB (n = 6), 3) exercise (n = 6), 4) exercise and HMB (n = 6).
    After the familiarization stage, supplemental supplementation was performed daily. In HMB and exercise + HMB groups, 480 mg / kg body weight per day was considered. The supplements were dissolved in a milliliter of water and fed to rats. 3 sessions per week, for 6 weeks of exercise exhaust.
    The rats were anaesthetized and killed after performing the exercise protocol, and the three-body tissue was extracted from the muscle tissue for extraction of the RNA.

    Results

    The results of this study showed that severe eccentric resistance training did not have a significant effect on these levels despite the increase in S6K level (P = 0.01). Also, the results showed that supplemented with eccentric resistance training also had a significant difference on S6K expression level (P = 0.01). However, the results of this study showed that supplementation alone increased the S6K significantly (P = 0.01) Top of Form Bottom of Form The results showed that the combination of resistance and HMB supplemental exercise increased the expression of the S6K factor.

    Conclusion

    It seems that the combination of two factors of resistance training and supplementation of HMB increased the expression of the S6K factor levels and it is recommended to use it. However, in order to determine its impact, we need more research in human sample.

    Keywords: Eeccentric resistance training, supplementation of HMB, p70s6k
  • Akram Izadi Khah, Mojtaba Ansari Shahidi *, Abbas Haghayegh Pages 1764-1774
    Introduction

    The emergence of chronic diseases such as migraine headache causes emotional and psychological damages in the patients. Therefore, there should be sufficient attention to the patients’ psychological features besides common medical therapies. According to that, the present study was conducted aiming to investigate the effectiveness of mindful therapy on mental vitality and emotion cognitive regulation in the patients with migraine headache.

    Materials and Methods :

    The present study was quasi-experimental with pretest, posttest, control group and a two-month follow-up design. The statistical population of the study included the patients with migraine headache in the town of Shahin Shahr, Isfahan in the first quarter of 2019. 30 patients with migraine headache were selected through voluntary sampling method and they were randomly replaced into experimental and control groups (15 patients in the experimental and 15 in the control group). The experimental group received eight ninety-minute mindful therapy interventions (Cabat Zin, 2003) during two months. The applied questionnaires in this study included mental vitality questionnaire (Ryan and Fredrick, 1997) and emotion cognitive regulation (Granfski, et.al, 2002). The data from the study were analyzed through repeated measurement ANOVA.

    Results

    the results showed that mindful therapy significantly influences mental vitality and emotion cognitive regulation in the patients with migraine headache (p<0.001).

    Conclusion

    According to the findings of the present study it can be stated that mindful therapy can be suggested as an efficient therapy to improve mental vitality and emotion cognitive regulation in the patients with migraine headache owning techniques such as thoughts, emotions and mindful behavior.

    Keywords: Mindful therapy, mental vitality, emotion cognitive regulation, migraine headache
  • Elaheh Shafaei, Seyedhamid Atashpour * Pages 1775-1785
    Introduction
    The emergence of personality disorder causes the damage in the psychological, emotional, and communicative components of the patients. Therefore the present study was conducted aiming to compare psychological wellbeing and life quality in the people suffering from personality disorder to the normal people in the city of Isfahan.
    Materials and Methods
    The research method of the present study was descriptive in causal-comparative type. The statistical population of the present study is divided into two major groups; the people with borderline, histrionic, obsessive dependent and avoidant personality disorders, and normal people in the city of Isfahan. Non-probable purposive sampling method was used in the present study in a way that 60 people were selected from 20-to-40-year-old people with personality disorder who referred to consultation centers in the city of Isfahan and 60 people were purposefully selected from healthy people and their research questionnaires were offered to them. The applied questionnaires in this study included life quality questionnaire (WHO, 1994), and the questionnaire of psychological wellbeing (Ryff, 1989). The data from the study were analyzed through MANOVA method via SPSS software.
    Results
    The results of data analysis showed that psychological wellbeing and life quality are significantly different in the people with personality disorder and normal people (P<0.0001) in a way that the people with personality disorder had lower scores in the components of psychological wellbeing and life quality in comparison to the normal people.
    Conclusion
    According to the findings of the present study, psychological, social, emotional and familial processes of the people with personality disorder should be sufficiently attended to and their psychological health should be helped through applying suitable intervention methods such as ACT, mindfulness therapy and positivist psychotherapy.
    Keywords: Mindful therapy, mental vitality, emotion cognitive regulation, migraine headache
  • Parivash Geravand, Gholamreza Manshaei *, Mohammad Ali Nadi Pages 1786-1796
    Introduction

    The emergence of chronic diseases such as cancer seriously endangers the mothers’ mental health. Therefore the present study was conducted aiming to investigate the effectiveness of hope-oriented teaching package based on cognitive-spiritual method on psychological wellbeing and life quality of the mothers of the children with cancer.

    Materials and Methods

    It was a quasi-experimental study with pretest, posttest and control group design. The statistical population included all the mothers of the children with cancer in the province of Lorestan in 2017.  30 mothers of the children with cancer were selected through non-random sampling method and were randomly replaced into experimental and control groups (15 mothers in the experimental and 15 mothers in the control group). The experimental group received hope-oriented teaching interventions through cognitive-spiritual method during ten ninety-minute sessions during three months. The applied questionnaires were life quality questionnaire (World Health Organization, 1996) and psychological wellbeing questionnaire (Ryff, 1980). The data from the study were analyzed through mono-variable ANCOVA via SPSS23 software.

    Results

    The results showed that hope-oriented teaching package through cognitive-spiritual method has significant effect on psychological wellbeing and life quality of the mothers of the children with cancer (f=40.56, f=23,94, p<0.001). The degree of the effect of hope-oriented teaching package through cognitive-spiritual method on psychological wellbeing and life quality of the mothers of the children with cancer was 47% and 60% respectively.

    Conclusion

    According to the findings of the study it can be suggested that hope-oriented teaching through cognitive-spiritual method can be used as an efficient method to improve psychological wellbeing and life quality of the mothers of the children with cancer.

    Keywords: Teaching hope through cognitive-spiritual method, psychological wellbeing, Life Quality, Cancer
  • Fardad Dedar Talesh Mickaeli Ardebil, Keyvan Soraya Taifee Dalai, Mohsen Bayat*, Mohsen Fekri Sheeran Pages 1804-1814
    Subjects & Introduction

    This study aims to investigate the role of attitude toward the field of education and career future, Loneliness and quality of  sleeping for predicting students' academic exhaustion.  This study was a descriptive-correlational study. The statistical population of were all the Students of Mohaghegh Ardabili university in the academic year of 2019.

    Methods

    Among them, 181 people were selected by using available sampling method. The data were collected by using the Maslach academic exhaustion questionnaire, the attitude toward career future of Tarvirdizadeh, the feeling of social and emotional loneliness and the quality of sleeping in Petersburg. The data were analyzed by SPSS 25 software using correlation coefficient and multiple regression analysis.

    Results

    The results showed that educational exhaustion had a positive correlation with the sleeping quality score (p <0.05, r = 0.15) and loneliness (p <0.01, r = 0.31,) and There is an inverse relationship with role of attitude toward the field of education and career future (p <0.05, r = -0.15). Also, the results of regression showed that the combination of variables such as sleeping quality, Role of attitude toward the field of education and career future and loneliness explain 10% of the variance of educational exhaustion.

    Conclusion

    Due to the results,authorities are required to prevent educational exhaustion in higher education by planning  intervening programs, holding workshops and presenting counseling to reduce these factors in order to prevent students' academic exhaustion.

    Keywords: attitude toward the field of education & career future_Loneliness_Sleep Quality_educational exhaustion_Students
  • Bahar Hajrezaei* Pages 1815-1823
    Introduction

    The purpose of this study was to compare the effectiveness of Olson's approaches, acceptance and commitment, and integration on improving the expectation of marriage for single girls.

    Materials and Methods

    The research design was quasi-experimental with pre-test and post-test with three experimental and control groups. The statistical population of the study consisted of all single girls living in Tehran in the year 1397. From this population 80 individuals were selected and randomly divided into four groups (three experimental and one control group). Required findings were collected using Jones and Nelson's (1997) Marriage Expectation Scale in both pre-test and post-test and analyzed using multivariate covariance test.

    Results

    The findings showed that the average expectation of marriage for single girls in all three groups increased and multivariate covariance results showed that the impact of all three approaches on reducing the pessimistic and idealistic expectation of marriage and increasing the actual expectation Marital status was significant (p

    Keywords: Olson Preparation Approach, Acceptance, marriage expectation, bachelor girls
  • Fatemeh Gholizadeh, Mona Fadaei*, Negin Soleymani, Maryam Khorooshi Pages 1825-1833
    Introduction

    The experience of marital infidelity by spouses is a problem that affects the family's foundations and disrupts the marital relationship. The two psychological components to consider in this process are interpersonal forgiveness and marital intimacy. The purpose of this study was to determine the effectiveness of acceptance and commitment therapy on interpersonal forgiveness and marital intimacy in women affected by marital infidelity.

    Materials and Methods

    In this study, a quasi-experimental design with pre-test and post-test with control group was used. The statistical population of this study consisted of all women affected by marital infidelity in District 1 of Tehran. From this population, 30 subjects were selected and randomly assigned to two experimental and control groups. The research tools were Interpersonal Pollard Forgiveness Scale and Loveliness Intimacy Questionnaire. The method of treatment was that after the pre-test, acceptance and commitment treatment was administered to the experimental group. Finally, both groups received post-test. Findings were analyzed using covariance.

    Results

    The results showed that the mean of interpersonal forgiveness and marital intimacy in the experimental group increased after the pre-test. The result of analysis of covariance showed that after eliminating the pre-test effect, the mean of post-test scores in the two groups was statistically significant (p

    Keywords: Acceptance, commitment therapy, Interpersonal Forgiveness, Marital Intimacy, Marital Infidelity