فهرست مطالب

  • پیاپی 3 (پاییز 1397)
  • تاریخ انتشار: 1398/03/05
  • تعداد عناوین: 6
|
  • محمدرضا قنبری سلحشور*، نادیا آقارضایی صفحات 1-40

    امروزه رسانه به عنوان ابزاری جهت جنگ نرم علیه کشورهای مخالف هژمونی آمریکا ازجمله ایران قرار گرفته است. سوال اصل این مقاله آن است که ماهیت این جنگ چیست؟ درپاسخ به سوال اصلی مقاله این جنگ در چهار محور اساسی ویژگیهای جنگ رسانه ای، روش ها و فنون جنگ رسانه ای، ابزارهای جنگ رسانه ای و اهداف جنگ رسانه ای آمریکا علیه ایران مورد بررسی قرار گرفته است. در محور اول تصویرسازی، تحریف، دستکاری اطلاعات، بمباران خبری، جعل خبری و بزرگ نمایی از ویژگی های جنگ رسانه ای آمریکا علیه کشورهای هدف است. درمحور دوم آمریکا با روش هایی مانند انگاره سازی، توسل به ترس، برچسب زنی و ترور شخصیت تلاش می کند تا در ذهن مخاطبان تغییر نگرش ایجاد کند. در محور سوم آمریکا سعی دارد با استفاده از ابزارهای جنگ رسانه ای ازقبل رادیو، شبکه های تلویزیونی ماهواره ی سایتهای اینترنتی فارسی و شبکه های تبشیری و نیز با استفاده از تاکنیک های رسانه ای مانند تبلیغات و برجسته سازی بر کشورهای هدف از جمله ایران اثر بگذارد. آمریکا در جنگ نرم علیه ایران با روش هایی از جمله هنجارسازی، دموکراسی سازی و شبکه سازی مسلمانان میانه رو و با سه استراتژی بلندمدت، میانه مدت و کوتاه مدت اهداف خود را دنبال می کند؛ ارائه چهره مخوف از اسلام و جمهوری اسلامی، ترسیم ایران به عنوان محور شرارت، مطرح کردن ایده اسلام هراسی و ایران هراسی، ناکارآمدی دین در اداره جامعه، تلقین به اجماع جهانی علیه ایران.

    کلیدواژگان: قدرت نرم، جنگ نرم، جنگ رسانه ای، هژمونی آمریکا
  • ابوطالب شفقت، سید اصغر جعفری، سعید چهرآزاد* صفحات 41-65

    توسعه یافتگی، به عنوان اتوپیای قرن حاضر، امری است که تمام دولت ها را در زمانه ی ما به خود معطوف کرده و همه ممالک، از آسیایی و آفریقایی و آمریکایی تلاش می کنند خود را هر روز به این مدینه فاضله نزدیک تر کنند و هر روز بیشتر به کشورهای توسعه یافته تشبه پیدا می کنند. انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی (ره) با هدف احیای تفکر دینی و حیات طیبه ی انسانی در سال 1357 به پیروزی رسید و سیر حرکت تمدنی غرب را که مدعی بود دین در دوره ی جدید هیچ گونه جایگاهی ندارد، زیر سوال برد. در مقابل مدل مفهومی «توسعه» مدل بومی «الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت» بر مبنای نظام تکوین یافته از انقلاب اسلامی مطرح می شود. حال در کنار این مدل بومی پیشرفت، نهاد منبعث از انقلاب اسلامی یعنی «بسیج» و اقشار و رده های آن چگونه و به چه صورت می توانند راه را برای پیشرفت مبتنی بر الگوی اسلامی و ایرانی هموار کنند، سوالی است که در این پژوهش و نگاره به دنبال پاسخگویی به آن هستیم. بسیج و اقشار و رده های آن به جای باور واره ی «توسعه» سعی دارد الگوی جایگزین پیشرفت را پی جویی کند و از این طرح به عنوان «تعالی» می توان یاد کرد. پارادایم «تعالی»، با هدف قرب انسان به خداوند متعال معرفی می گردد و چهارچوب شاخص گذاری برای آن، به عنوان جایگزین شاخص های موجود توسعه که میزان دستیابی بشر به رفاه مادی صرف را آن هم به صورتی ناقص اندازه گیری می کنند، ارائه می شود.

    کلیدواژگان: طرح، اسلام، ایران، بسیج، فرهنگ اسلامی- ایرانی
  • حبیب الله ابوالحسن شیرازی*، علیرضا صحرایی صفحات 67-112

    این مقاله درصدد بررسی و ارزیابی نقش و تاثیر احزاب بر ثبات سیاسی نظام های سیاسی می باشد. بر همین اساس نگارنده با مبنا قرار دادن نظریه کارکردگرایی ساختی، به بیان کارکردهای احزاب در نظام های سیاسی پرداخته؛ نقش و تاثیر احزاب سیاسی بر ثبات و بی ثباتی سیاسی در نظام ایران را مورد مداقه قرار داده است. این پژوهش با ارائه شاخص های بی ثباتی سیاسی، شرحی از بی ثباتی های سیاسی بروز نموده در ایران زمان دولت اصلاحات را ارائه نموده و با استفاده از بیانیه ها و موضع گیری های احزاب (بویژه دو حزب موتلفه اسلامی و مشارکت) پیرامون سه شاخص بی ثباتی سیاسی روی داده در آن زمان؛ یعنی حادثه کوی دانشگاه، قتل های زنجیره ای و تحصن نمایندگان مجلس ششم، به صورت موردی یافته های پژوهش را در ایران به صورت عملیاتی بیان می نماید. احزاب سیاسی به عنوان یکی از اجزای نظام سیاسی دارای کارکردهایی می باشد که انجام این کارکردها برای نظام سیاسی ضروری می باشد. بنابراین در صورتی که احزاب سیاسی کارکردهای خود را به نحو احسن انجام دهند، نظام سیاسی را از بی ثباتی سیاسی دور می نمایند. احزاب مورد بررسی در ایران در برخورد با بی ثباتی های سیاسی مورد مطالعه در این پژوهش نتوانسته اند کارکرد مناسبی از خود نشان دهند و در نتیجه نقش و تاثیر مثبتی بر کاهش و یا کنترل بی ثباتی های سیاسی مورد نظر نداشته اند.

    کلیدواژگان: نظام سیاسی، ثبات سیاسی، بی ثباتی سیاسی، کارکردگرایی ساختی، حزب سیاسی
  • جهانی شدن و روابط ایران و عربستان پس از انقلاب اسلامی
    اصغر حاتمی، حامد مهربان*، علی قدیم ملالو صفحات 68-95

    ماهیت و نوع روابط ایران و عربستان به عنوان قدرت های منطقه ای و قطب های مذهبی، می تواند نقش تعیین کننده ای در گسترش صلح و ثبات در سطوح داخلی، منطقه ای و حتی بین المللی داشته باشد. با این وجود، روابط آن ها پس از انقلاب اسلامی بسیار پر فراز و نشیب و سینوسی بوده است. در این پژوهش از شاخص جدید و جامع جهانی شدن کوف به منظور تببین فراز و نشیب روابط دو کشور استفاده شده است. این شاخص شامل سه جنبه بسیار مهم اجتماعی (شامل سه بعد تماس های شخصی، جریان اطلاعات و نزدیکی فرهنگی)، اقتصادی (شامل دو بعد جریان های اقتصادی واقعی و محدودیت های تجارت و سرمایه) و سیاسی است. بر این اساس، سوال اصلی این است که جهانی شدن چه تاثیری بر روابط ایران و عربستان پس از انقلاب اسلامی داشته است؟ به منظور پاسخ به پرسش فوق، با بهره گیری از اسناد و منابع کتابخانه ای موجود و روش های کمی و کیفی و تحلیل تاریخی سعی می شود پس از سنجش میزان جهانی شدن ایران و عربستان بر اساس شاخص کوف، به بررسی تاثیرات آن بر ابعاد مختلف روابط دو کشور بپردازیم. نتایج و یافته های پژوهش حاکی از آن است که بین میزان جهانی شدن (عملکرد گزینشی و مقاومتی ایران و در مقابل استحاله عربستان) و روابط ایران و عربستان ارتباط معناداری وجود دارد.

    کلیدواژگان: جهانی شدن، شاخص کوف، روابط خارجی، جمهوری اسلامی ایران، عربستان سعودی
  • مهدی داودی*، محمد محمدی صفحات 97-124

    حقوق شهروندی یا آزادی های عمومی یا شهروندی مجموعه ای از حقوق مدنی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی است که فرد به عنوان تبعه از آن برخوردار می باشد و در بردارنده دو مولفه کلیدی حق و وظیفه می باشد. این مفهوم با بافت اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و.. جامعه معنا می یابد. پیشینه ظهور این مفهوم را باید در آرای تی اچ مارشال مشاهده نمود که شهروندی را به سه حوزه مدنی، سیاسی و اجتماعی تقسیم نمود. با توجه به وابستگی متقابل انواع مختلف حقوق، داشتن حقوق کامل مدنی و سیاسی بدون توجه به استانداردهای مشخصی از حقوق اجتماعی امکانپذیر نمی باشد. بر این اساس ترکیب تاریخی وی به نوعی است که شهروندی اجتماعی می تواند به حقوق شهروندی منجر شود و این مبتنی بر رهیافت جامعه شناسی تاریخی است که رویکرد خطی در تحولات را نفی می کند. بنابراین با توجه به اصول و مفاهیم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران متوجه می شویم که هر سه بعد شهروندی مورد توجه قانونگذاران بوده است ولیکن تحقق کامل ابعاد آن نیازمند تحقق شهروندی اجتماعی می باشد که تاکید آن بر مفاهیم حوزه رفاه و اجتماعی نظیر سلامت، آموزش و... می باشد. از اینرو در این پژوهش ضمن تبیین مفهومی حقوق شهروندی و ابعاد آن، عملیاتی شدن این مفهوم در ساختار قانونی جمهوری اسلامی ایران مورد بررسی قرار گرفته شده است.

    کلیدواژگان: حقوق شهروندی، شهروندی اجتماعی، شهروندی مدنی، شهروندی سیاسی، قانون اساسی
  • محسن جمشیدی*، فاطمه محبوب صفحات 113-136

    بی تردید دگرگونی، توسعه و رشد در هر جامعه ای بر مبنای الگو، معیار و منبعی مطابق با مبانی اعتقادی آن جامعه رخ می دهد. در تاریخ معاصر ایران همواره توسعه نیافتگی سیاسی با فراز و فرود زیادی همراه بوده است.گاهی به توسعه سیاسی نزدیک شده و زمانی دیگر از آن دور شده ایم. در باب توسعه نیافتگی سیاسی جامعه ایران دو رویکرد وجود دارد. رویکرد اول معطوف به عامل خارجی است که توسعه نیافتگی سیاسی را بر اساس نظریه استعمار و امپرپالیسم، توطئه و زیاده خواهی بیگانگان توضیح می دهد. رویکرد دوم معطوف به عامل داخلی است که ریشه توسعه نیافتگی سیاسی را در مشکلات داخلی، ناتوانی و بی کفایتی نظام سیاسی می پندارد. توسعه سیاسی پدیده ای است که نمیتوان تاثیرش را بر حیات اجتماعی - سیاسی جهان امروز، به ویژه در جوامع در حال توسعه، انکار کرد. در فرایند تحقق توسعه سیاسی عوامل گوناگونی ایفای نقش می کنند که در میان آنها، دولت به عنوان بزرگترین و مهمترین نهاد سیاسی جامعه نقش با اهمیتی بر عهده دارد. در پژوهش حاضر این سوال را مطرح نموده ایم که، رشد توسعه سیاسی در دوره ریاست جمهوری آیت الله هاشمی رفسنجانی با چه موانع و چالش هایی روبرو بوده است؟ به نظر می رسد که ،علاوه بر فرهنگ عمومی جامعه ایرانی موانع و چالش های جدی در مقابل رشد توسعه سیاسی در دوره ی اقای هاشمی رفسنجانی وجود داشته است. نگارنده برای جواب دادن به سوال و اثبات فرضیه خود ازروش کیفی با رویکرد توصیفی تحلیلی استفاده نموده است.

    کلیدواژگان: موانع توسعه سیاسی، فرهنگ عمومی، جامعه مدنی، طبقه متوسط جدید، احزاب
|
  • seyyed asghar jafari, saeed chehrazad* Pages 41-65

    The development, as the utopian of this century, is what all governments are focusing on at our time, and all countries, from Asia, Africa, and the Americans, are working to bring it closer to this ubiquitous daily, The day will go up to the developed countries. Unfortunately, our country is no exception to this rule, and although it has always been criticized by Western societies, the West Indicators (with some minor modifications), as a measure of success, are taken into account as a guide. Reviewing On the development plans of the country in past periods, there is a clear indication of this claim. The Islamic Revolution under the leadership of Imam Khomeini, with the aim of reviving religious thought and life in human beings in 1979, succeeded in defeating the course of the civilization of the West, which claimed that religion had no place in the new era. In contrast to the conceptual model of "development" of the native model, the Islamic Pattern of Progress of Iran is based on the developed system of the Islamic Revolution. Now, along with this native model of progress, the source of the Islamic Revolution, "Basij" and its strata and classes, how and how can pave the way for progress based on the Islamic and Iranian model, is a question that is in this study. Image is looking to answer it. The mobilization and strata of the class, instead of the belief in "development," are trying to identify the alternative model of progress and can be described as "excellence". The paradigm of "excellence" is presented with the goal of enlightening mankind with Allah Almighty, and the indexing framework for it, as a substitute for existing development indicators that measure the extent of human achievement to material welfare, is also incompletely measured.

    Keywords: Pattern, Design, Islam, Iran, Basij
  • habiballah abolhasan shirazi*, alireza sahraei Pages 67-112

    This article aims to examine the role and influence of parties on the political stability of political systems. Based on the theory of structural functionalism, the author has addressed the functions of parties in political systems, examining the role and impact of political parties on political stability and instability in the Iranian system. This study presents a description of the political instability in Iran by presenting the indicators of political instability, presenting the time of the reform government and using the statements and positions of the parties (especially the two Islamic Coalition parties). Partnerships) On the three indicators of political instability occurring at the time, namely the university dormitory, the serial killings, and the sit-in at the Sixth House, the case study of the case study in Iran is operationalized. . Political parties, as one of the components of the political system, have functions that are essential to the political system. Thus, if the political parties perform their functions effectively, they will remove the political system from political instability. The parties studied in Iran have not been able to function properly in dealing with the political instability under study, and thus have not had a positive role and effect on reducing or controlling political instability. And.

    Keywords: Political system, political stability, political instability, structural functionalism, political party
  • Globalization and Iran-Saudi Arabian Relations after the Islamic Revolution of Iran
    asghar hatami, hamed mehraban*, ali ghadim mollalo Pages 68-95

    The nature and type of Iran-Saudi relations as regional powers and religious poles can play a decisive role in spreading peace and stability at the domestic, regional and even international levels. However, their relationship after the Islamic Revolution has been very ups and downs and sinuses. In this study, Kof's new and comprehensive index of globalization is used to explain the ups and downs of the two countries' relations. The index includes three very important social aspects (including three dimensions of personal contact, information flow and cultural vicinity), economic (including two dimensions of real economic current and constraints of trade and capital) and politics. Accordingly, the basic question is how did globalization affect Iran-Saudi relations after the Islamic Revolution? In order to answer this question, using existing library documents and resources, quantitative and qualitative methods and historical analysis, we try to examine the impacts of measuring the globalization of Iran and Saudi Arabia based on the Kuf index. Let's look at the different dimensions of the two countries' relations. The results of the study indicate that there is a significant relationship between the level of globalization (Iran's selective and resistance performance versus Saudi's transmutation) and Iran-Saudi relations.

    Keywords: Globalization, Kof Index, Foreign Relations, Islamic Republic of Iran, Saudi Arabia
  • mahdi davoodi*, mohammad mohammadi Pages 97-124

    Oman foreign policy patterns

  • mohsen jamshidi*, fateme mahboub Pages 113-136

    Undoubtedly, change, development, and growth occur in every society on the basis of the model, the criterion, and the source in accordance with the beliefs of that community. In contemporary Iranian history, political underdevelopment has always been accompanied by many ups and downs. There are two approaches to the political underdevelopment of Iranian society. The first approach focuses on the external factor, which explains the political underdevelopment underlying the theory of colonialism and imperialism, conspiracy, and alienation. The second approach focuses on the internal factor, which considers the root of political underdevelopment in the internal problems, inability and inadequacy of the political system. Political development is a phenomenon that cannot be denied its impact on the socio-political life of today's world, especially in developing societies. There are various factors that play a role in the process of political development, among which the government, as the largest and most important political institution of society, plays an important role. In the present study we have raised the question of what obstacles and challenges has the political development of Ayatollah Hashemi Rafsanjani's presidency faced? It seems that, in addition to the general culture of Iranian society, there have been serious obstacles and challenges to the development of political development under Mr. Hashemi Rafsanjani. The author used a qualitative method with a descriptive-analytical approach to answer the question and prove his hypothesis.

    Keywords: Barriers to political development, public culture, civil society, the new middle class, parties