فهرست مطالب

  • پیاپی 13 (بهار و تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/06/01
  • تعداد عناوین: 10
|
  • جواد امرائی، پیمان رضایی*، عبدالحسین امینی، سید محمد زمانزاده، وحید توکلی صفحات 1-19

    نهشته های آواری پالئوزوئیک به ویژه سازندهای زاکین و فراقان در برخی موقعیت های ورقه عربی، ایجاد مخازن هیدروکربوری نموده است ولی استعداد مخزنی این سازندها در بخش مرکزی خلیج فارس و شمال این صفحه تاکنون مطالعه نشده است. در این تحقیق نهشته های سازند زاکین با سن دونین (ژیوسین تا فامنین) برای اولین بار در بخش مرکزی خلیج فارس به طور کامل در یک چاه اکتشافی مورد بررسی قرار گرفت. این برش  بر روی صفحه عربی قرار دارد و دارای بیش ترین ضخامت گزارش شده از سازند زاکین است. مطالعه این سازند با استفاده از مقاطع نازک تهیه شده از خرده های حفاری صورت گرفته است و بر اساس مشخصات سنگ شناسی بخش های آواری (پتروفاسیس ها) و بخش کربناته (ریزرخساره ها) و پدیده های دیاژنزی، شرایط محیط رسوبی آن ها بازسازی شده است. بررسی های سنگ شناسی موید حضور پتروفاسیس های کوارتز آرنایت، ساب آرکوز، آرکوز، سیلتستون، رس سنگ و گلسنگ و ریزرخساره گلسنگ آهکی است. بر اساس مشخصات رسوب شناسی و روند نگار گاما، سازند زاکین در یک محیط دریایی کم عمق آواری شامل سه زیرمحیط دشت ساحلی، ساحلی و تبدیل تدریجی دور از ساحل نهشته شده است. مهم ترین پدیده های دیاژنتیکی در این سازند شامل فشردگی، سیمانی شدن، سریسیتی شدن، جانشینی، نوشکلی و دگرسانی فلدسپارها می باشد. تنوع سنگ شناسی و تغییرات محیطی این سازند، شرایط مناسبی جهت مطالعات امکان سنجی مخازن هیدروکربوری را ایجاد نموده است.

    کلیدواژگان: سازند زاکین، پالئوزوئیک، تحلیل رخساره ای، شرایط محیطی، خلیج فارس
  • محمود شرفی*، مهران مراد پور، بیژن بیرانوند، پوریا کهنسال، ابراهیم عبدالهی، فرید طاعتی، حسین مهاجر صفحات 20-34
    رسوبات سیلیسی- آواری پالئوسن با ضخامت 318 متر در ناحیه جنوب نکا (برش سوچلما) در البرز شمالی از مارن ضخیم و ماسه سنگ های نازک تا ضخیم لایه تشکیل شده است. مطالعات پتروگرافی و صحرایی منجر به شناسایی سه مجموعه رخساره ای شامل کانال های متحرک کم عمق (shallow mobile channels, FA)، زون انتقالی کف حوضه- لبه مخروط (fan fringe-basin floor transition, FB) و کف حوضه (Basin floor, FC) از یک سیستم مخروط زیردریایی عمیق گردیده است. به طور کلی توالی رسوبات، توالی های درشت شونده و ضخیم شونده متشکل از مجموعه های رخساره ای FB- FA و FC - FB را نشان می دهند. اثر فسیل های Zoophycus، Palaeodiction و Halopa همراه با کوکولیت، فرامینیفرهای پلانکتون و مقادیر فراوان پیریت های خوشه ای و پرکننده حجرات، فسفات و مواد آلی در این رسوبات بیانگر محیط ته نشینی عمیق با نرخ رسوب گذاری پایین و شرایط احیایی بستر رسوبی است. توالی پالئوسن در برش مورد مطالعه از چهار سکانس رسوبی درجه سه شامل دسته رخساره های LST، TST و HST تشکیل شده است. فرآیند های تکتونیکی بالاآمدگی در یک رژیم فشارشی در انتهای کرتاسه- شروع پالئوسن منجر به تشکیل رشته کوه های البرز گردیده است. این عامل به همراه تغییرات جهانی سطح آب دریا از عوامل اصلی کنترل کننده شرایط رسوب گذاری (از جمله مخروط دریایی عمیق در این حوضه) و تغییرات نسبی سطح آب دریا در حوضه کاسپین جنوبی بوده است.
    کلیدواژگان: البرز شمالی، پالئوسن، مخروط دریایی عمیق، حوضه خزر جنوبی
  • رضا بهبهانی*، راضیه لک صفحات 35-56
    در این پژوهش، اجزای رسوبی و کانی ها در بخش شمالی خلیج فارس و رودخانه های ورودی به آن بررسی شده است. این مطالعه بر اساس ویژگی های رسوب شناختی (اندازه ذرات، نوع رسوب و اجزای تشکیل دهنده) و کانی شناختی با استفاده از داده های بدست آمده در این پژوهش صورت گرفته است. 200 نمونه ی رسوب سطحی از ژرفای آب بین 10 تا 100 متر از مناطق ساحلی تا بخش های ژرف ایرانی بستر خلیج فارس و رودخانه های ورودی به آن (ژرفای آب بین 1 تا 4 متر) با نمونه گیر فکی برداشت شده و از نظر اندازه ذرات، محتوای زیستی و آواری و کانی شناسی (آنالیز پراش اشعه ایکس) تحت آنالیز قرار گرفتند. رسوبات بستر از ذرات آواری به نسبت کم تر (نظیر کوارتز، فلدسپار، میکا و خرده سنگ) و آلی- زیستی به نسبت بیش تر (نظیر گاستروپودا، استراکودا، اکینودرم، بریوزوا و فرامینیفر های پلانکتونیک و کف زی) تشکیل شده اند. بیش از 50 درصد از اجزای بستر از ذرات در اندازه سیلت و رس (گل) تشکیل شده است. 4 نوع رسوب عمده (گل با کمی گراول، گل ماسه ای، گل گراولی و گل ماسه ای با کمی گراول) بیش از 75 درصد از رسوبات بستر را تشکیل می دهند. اجزای آواری حوضه پیش بوم خلیج فارس تقریبا از فرسایش کمربند کوهستانی آناتولی- زاگرس نشات می گیرند. مشابهت رسوبات رودخانه ای و دریایی کم ژرفا و ژرف (به استثنای  قطعات پوسته در رسوبات دریایی) نشان دهنده منشا یکسان آن ها است. علاوه بر آن، تاثیر مکانیسم های گوناگون انتقال رسوبات نظیر جریان های تحت تاثیر امواج، رودخانه ای و جزر و مدی در پراکندگی رسوبات در مناطق کم ژرفا در این پژوهش دوباره به اثبات رسیده است. رودخانه های ورودی به خلیج فارس از عوامل مهم در تامین و انتقال اجزای آواری (ذرات دراندازه گراول - رس) به بخش شمالی آن هستند. اجزای آواری و آلی- زیستی توسط جریان های دریایی و جزر و مدی در تمام خلیج فارس پراکنده می شوند. اغلب کانی های رسی (کائولینیت، ایلیت، اسمکتیت، کلریت) به استثنای پالی گورسکیت (منشا اتوژنیک) در بخش شمالی خلیج فارس از نوع آواری هستند.
    کلیدواژگان: اجزای رسوبی، خلیج فارس، کانی شناسی، ذرات آواری، کانی رسی
  • فرشته کمالی فر، سیدمحسن آل علی*، وحید احمدی، اکرم میرزایی صفحات 57-76
    سازند آسماری به سن الیگومیوسن یکی از مهم ترین مخازن هیدروکربوری در خاورمیانه است. به منظور تعیین مشخصات بیواستراتیگرافی، انواع رخساره ها و محیط های رسوبی دو برش چینه شناسی در ناحیه فارس داخلی (برش فیروزآباد) با ضخامت 270 متر و ناحیه فارس ساحلی (برش بستک) با ضخامت 286 متر انتخاب شد. در هر دو برش سازند آسماری به طور عمده از سنگ آهک و سنگ آهک مارنی تشکیل شده است. بر اساس فرامینیفرهای بنتیک 4 بیوزون با سن الیگوسن (روپلین- چاتین) تا میوسن (آکیتانین) تعیین شدند. تجزیه و تحلیل رخساره ها منجر به شناسایی 12 رخساره متعلق به گروه های رخساره ای رمپ داخلی (پهنه جزرو مدی و لاگون)، رمپ میانی (شول) و رمپ بیرونی (دریای باز) شد که در یک رمپ کربناته هموکلینال با شیب ملایم مربوط به محدوده زمانی روپلین تا آکیتانین نهشته شده اند. ارزیابی فراوانی رخساره ها نشان می دهد که گروه رخساره ای رمپ بیرونی بیش ترین فراوانی را در برش فیروزآباد دارد و گروه رخساره ای رمپ داخلی بیش ترین گسترش را در برش بستک دارا می باشد. نتایج نشان می دهد که در زمان نهشته شدن سازند آسماری عمق حوضه از فارس داخلی (برش فیروزآباد) به سمت فارس ساحلی (برش بستک) عمیق تر شده است.
    کلیدواژگان: الیگومیوسن، ریزرخساره، زیست چینه نگاری، سازند آسماری
  • یعقوب نصیری، ارام بایت گل، اسدالله محبوبی، سید رضا موسوی حرمی*، حسین مصدق صفحات 77-93

    توالی های کربناته سازند مبارک، به سن می سی سی پی ان، واقع در البرز مرکزی و شرقی در دو برش تویه رودبار و کوه سیاهه، دارای مجموعه متنوعی از آثار فسیلی هستند. در این تحقیق سیکل های مختلف واحد های سنگی سازند مبارک با بکارگیری روش مارکوف و مشاهدات صحرایی بررسی شده و براساس ارائه یک توالی ایده ال، محیط رسوبی آن تفسیر شده است. برای انجام این کار، رسوبات این سازند به 5 مجموعه رخساره ای تناوب سنگ آهک های آرژیلی و شیل های تیره رنگ دارای ایکنوفاسیس زئوفیکوس، سنگ آهک های نازک تا متوسط لایه دارای ایکنوفاسیس کروزیانا، سنگ آهک های دارای ایکنوفاسیس اسکولایتوس، سنگ آهکهای متوسط تا ضخیم لایه دارای مخلوط ایکنوفاسیس کروزیانا و اسکولایتوس و تناوب سنگ آهک و شیل بدون تریس فسیل تقسیم شده است. آنالیز زنجیره مارکوف نشان می دهد که رسوبات سازند مبارک از سیکل های ضخیم شونده به سمت بالا تشکیل شده اند. یک سیکل کامل از قاعده به سمت بالا شامل تناوب سنگ اهک و شیل بدون تریس فسیل، سنگ آهک های آرژیلی و شیل های تیره رنگ دارای ایکنوفاسیس زئوفیکوس، کربناتهای نازک تا متوسط لایه دارای ایکنوفاسیس کروزیانا، کربناتهای دارای ایکنوفاسیس اسکولایتوس، کربناتهای متوسط تا ضخیم لایه دارای مخلوط ایکنوفاسیس کروزیانا و اسکولایتوس است. گسترش سیکلهای رسوبی دارای ایکنوفاسیس ها اساسا بوسیله عوامل محیطی از جمله نوع رسوب، مواد غذایی در دسترس، میزان اکسیژن و سطح انرژی کنترل می شود. در این سازند، 4 ایکنوفاسیس شناسایی شده که شامل ایکنوفاسیس کروزیانا، اسکولایتوس، زئوفیکوس و مخلوط کروزیانا-اسکولایتوس است.

    کلیدواژگان: سازند مبارک، زون البرز، ایکنوفاسیس، زنجیره مارکوف
  • شکوفه موری*، ایرج مغفوری مقدم، بهروز رفیعی، مصطفی صداقت نیا صفحات 94-101
    در این پژوهش خصوصیات ژئوشیمی آلی سازند گرو در دو مقطع سطح الارضی (باختر خرم آباد و شمال باختر کرمانشاه) به روش پیرولیز راک-اولII مورد ارزیابی قرار گرفته است. بر اساس آنالیز داده های موجود، اکثر نمونه های سازند گرو در مناطق مورد مطالعه دارای کروژن نوع  III هستند اما نمونه های سازند گرو در شمال باختر کرمانشاه دارای مقادیر کمتری کروژن از نوع  Iو II  نیز می باشند. کربن آلی کل نمونه های باختر خرم آباد و شمال باختر کرمانشاه به ترتیب در حدود 1.28-0.24 و 1.96-0.05 درصد وزنی در تغییر است. مقادیر Tmax نمونه ها نیز به ترتیب  بین   416 - 445 و 441-480 درجه سانتی گراد تغییر می کند. کروژن نمونه های مورد مطالعه در باختر خرم آباد در مرحله ی نابالغ تا بلوغ حداکثری قرارگرفته اند اما کروژن نمونه های سازند گرو در شمال باختر کرمانشاه در مرحله ی بلوغ حداکثری(پنجره ی نفتی) تا مرحله ی تولید گاز مرطوب و خشک قرار گرفته اند.
    کلیدواژگان: سازند گرو، باختر خرم آباد، پیرولیز راک-اول، سنگ منشا، شمال باختر کرمانشاه
  • مژگان زارع*، محمد وحیدی نیا، محمد حسین قرائی محمودی صفحات 102-130

    در این مطالعه به چینه نگاری زیستی، ریز رخساره ها، محیط رسوبی و پالئواکولوژی سازند آسماری در رخنمون های وزگ، اشگر و گرگدان در زون ایذه واقع در حوضه ی زاگرس در جنوب غرب ایران پرداخته شده است . بر اساس بافت، آنالیز پتروگرافی و فونا 8 رخساره با 18 زیر رخساره شناسایی گردید که در بخشهای متفاوت رمپ داخلی، رمپ میانی و رمپ خارجی ته نشین شده ا ند. همچنین بر اساس پخش و پراکندگی فرامینیفرهای بنتیک 6 زون تجمعی شناسایی شده که شامل: زون تجمعی I به سن روپلین زون تجمعیII به سن روپلین-شاتین ، زون تجمعیIIIبه سن شاتین ، زون تجمعی IV به سن آکی تانین ، زون تجمعی V به سن آکی تانین و زون تجمعیVI به سن بوردیگالین می باشند. بر این اساس سن رخنمون وزگ روپلین-بوردیگالین، اشگرشاتین-بوردیگالین و گرگدان روپلین- شاتین تا بوردیگالین می باشد. همچنین در توالی مورد مطالعه 2 زیر خانواده از جلبک های قرمز (non-geniculate) Lithophylloideae و Melobesioideae ،یک گونه (geniculate) از زیر خانواده (Subfamily Corallinoideae و یک گونه حد واسط و تکاملی بین non-geniculate و geniculate از زیر خانواده Corallinoideae? شامل Subterraniphyllum thomasii شناسایی شده است. پالئواکولوژی سازند آسماری بر اساس اجزای اصلی سازنده رسوبات کربناته (فرامینیفرهای بنتیک، جلبکهای قرمز و مرجان ها)، در برش های مورد مطالعه از شوری نرمال تا شوری زیاد، از نظر مواد غذایی یوتروفی تا الیگوتروفی و با غالب بودن شرایط الیگوتروفی تا مزوتروفی، شرایط نوری افوتیک تا یوفوتیک و از نظر عمق، از مناطق نسبتا عمیق تا کم عمق نهشته شده است.

    کلیدواژگان: سازند آسماری، چینه نگاری زیستی، ریز رخساره، پالئواکولوژی، فرامینیفرهای بنتیک
  • سیما شاهین فر، بیژن یوسفی یگانه*، سکینه عارفی فرد صفحات 131-148

    در ایران رسوبات پرمین- تریاس در دامنه شمال شرقی کوه همبست، در 60 کیلومتری جنوب شرق شهر آباده رخنمون دارند. یکی از ویژگیهای منحصر بفرد این رسوبات وجود رخنمونهای کاملی از پرمین میانی تا پرمین بالایی است که بررسی کاملی از حوادث اتفاق افتاده در انتهای پرمین میانی را امکان پذیر می سازد. منطقه مورد مطالعه شامل دو مقطع چینه شناسی در دره همبست شامل واحد 3 سازند سورمق (Capitanian) ، سازند آباده (Capitanian) شامل واحد 4a ، واحد 4b و واحد 5 و قسمت ابتدایی سازند همبست (Wuchiapingian) می باشد . بر اساس مطالعات انجام شده بر روی 380 مقطع نازک میکروسکوپی تعداد 10 ریزرخساره رسوبی شامل ریزرخساره های پکستون استافلیدی بایوکلاست دار ، وکستون همی گوردیوپسیده دار ، وکستون / پکستون بایوکلاستی ، وکستون جلبکی ، وکستون استروماتولیت دار ، وکستون استراکددار ، وکستون بایوکلاستی فنسترال دار ، وکستون بایوکلاستی با سوزن اسفنج ، دولوستون و ریزرخساره مادستونی شناسایی شد. این ریزرخساره ها مربوط به بخش های لاگون غیرمحصور و محیط جزرومدی بوده که در پلاتفرم از نوع رمپ هموکلینال نهشته شده اند.

    کلیدواژگان: سازند سورمق، سازند آباده، سازند همبست، جزرومدی، لاگون
  • محمد شلالوند، محمدحسین آدابی*، افشین زهدی صفحات 149-166
    در این پژوهش، به منظور تعیین مدل دولومیتی شدن سازند تله زنگ، از دو برش چینه شناسی مناسب در جنوب و جنوب غرب کرمانشاه استفاده شده است. برش باریکه در جنوب غرب شهرستان کرمانشاه با ضخامت 282 متر به طور هم شیب بر روی سازند امیران و در زیر سازند کشکان قرار گرفته است. ضخامت دولومیت های حاضر در این برش، به حدود 40 متر می رسد که منحصرا مربوط به قاعده سازند تله زنگ می باشد. برش کبوتربالا در جنوب شهرستان کرمانشاه با ضخامت 65 متر همانند برش باریکه به طور هم شیب و پیوسته بر روی سازند امیران قرار گرفته و با یک ناپیوستگی فرسایشی از سازند کشکان جدا می گردد. دولومیت های حاضر در این برش تنها مربوط به بخش های راسی سازند تله زنگ هستند که 12 متر ضخامت دارند. بر اساس شواهد صحرایی، مطالعات پتروگرافی (میکروسکوپ پلاریزان، میکروسکوپ الکترونی و کاتدولومینسانس) و آنالیزهای ژئوشیمیایی (AAS)، چهارنوع دولومیت در سازند تله زنگ تشخیص داده شده است که عبارتند از دولومیکرایت، دولومیکرواسپارایت، دولواسپارایت و سیمان های دولومیتی پرکننده حفرات. در این نوع دولومیت ها شواهدی از وجود بلورهای دولومیت زین اسبی دیده نشده است و دولومیکرواسپاریت ها بیشترین تخلخل را در بین انواع دولومیت ها دارند. بر اساس نمودار حاصل از آنالیز نقطه ای عنصری (EDX)، کانی رسی اسمکتیت در بین دولومیت های راسی در برش باریکه شناسایی گردید. مدل دولومیتی شدن سازند تله زنگ در بخش های بالایی توالی (در برش کبوتربالا)، مدل سبخا و در بخش های پایینی توالی(در برش باریکه)، مدل تدفین کم عمق تعیین شده است. مقادیر پایین آهن و منگنز در دولومیت های درشت بلور برش باریکه، به شرایط اکسیدان تا نیمه اکسیدان در طی تدفین کم عمق نسبت داده می شود.
    کلیدواژگان: دولومیتی شدن، مدل سبخا، مدل تدفین کم عمق، سازند تله زنگ، کرمانشاه
  • مصطفی سبوحی*، پیمان رضایی صفحات 167-183

    دسته بندی کمی و کیفی ویژگی های سنگهای مخزن هیدروکربوری یکی از مباحث اساسی و مهم در پژوهش های زمین شناسی مخازن است. امروزه، واحد بندیهای گونه های سنگ مخزن با اعمال روابط ریاضی بر روی شاخص های تخلخل و تراوایی صورت میپذیرد. از آنجا که ویژگی های مخزنی نهشته ها در ارتباط مستقیم با شرایط ته نشینی و رسوب گذاری آنها میباشد، بنابراین تاثیر محیط رسوبگذاری و دیاژنز میبایست در این دسته بندیها مورد توجه قرار گیرد. در این پژوهش، با استفاده از نتایج آنالیز مغزه از نهشته های سازند کنگان (تریاس پیشین) در 6 چاه از یکی از میادین هیدروکربوری خلیجفارس، واحدهای جریانی هیدرولیکی با استفاده از شاخص زون جریانی و گونه های سنگی ناپیوسته بررسی و معرفی گردید. واحد شماره 4 (HFU-4)، با دارابودن ریزرخساره های گرینستونی متعلق به محیط پشته کربناته دارای بهترین کیفیت مخزنی میباشد. بررسی جایگاه محیط رسوبی و فرآیندهای دیاژنزی ریزرخساره های متعلق به واحد شماره-4، نشان میدهد ریز رخساره های ااوئید گرینستونی زیرواحد 4ب واقع در ناحیه مرکزی پشته کربناته بهترین خواص مخزنی را دارا میباشند. در این ریزرخساره ها به دلیل عملکرد دیاژنز، تخلخل های قالبی و درون دانهای طی فرآیند انحلال بهم متصل شده و با مقدار میانگین تخلخل 13 درصد و میانگین تراوایی 199میلی دارسی، بهترین واحد جریانی هیدرولیکی را تشکیل داده اند.

    کلیدواژگان: واحد جریان هیدرولیکی، کیفیت مخزنی، دیاژنز، ریزرخساره، سازند کنگان
|
  • J. Amraei_P. Rezaee *_A. Amini_S. M Zamanzadeh_V. Tavakoli Pages 1-19

    The clastics Paleozoic Era deposits especially the Zakeen and Faraghan formations in some locations of the Arabian Plate host hydrocarbon reservoirs, but reservoir potential of these formations has never studied in north of this plate and the central part of Persian Gulf. The Zakeen Formation (Givetian to Famennian) completely studied for the first time in one exploration well in the Persian Gulf  Basin. Studied section is located on the north-east of the Arabian Plate and is the thickest reported section of the Zakeen Formation. It rest unconformably on Sarchahan Formation (Silurian) and it is coverd by clastics of the Faraghan Formation (Lower Permian). This study has investigated petrofacies and microfacies, diagenetic properties and depositional environments of  the Zakeen Formation by studying thin sections prepared from cuttings in one well in the central part of Persian Gulf. Results show that the Zakeen Formation is composed of quartz arenite, sub-arkose, arkose, siltstone, claystone, mudstone petrofacies and carbonate mudstone microfacies. Based on sedimentary propertiesand Palynofacies results, the Zakeen Formation was deposited on clastic shallow marine environment consists of beach plain, shoreface and offshore sub-environments. Main diagenetic processes include compaction, cementation (silisic, carbonate, pyrite and iron oxide), feldspar alteration, sericitization, neomorphism and dolomitization. Heterogeneity of the Zakeen lithology and variety of environmental conditions and diagenetic features created favorable conditions for reservoir feasibility studies.

    Keywords: Zakeen Formation, Paleozoic Facies analysis, Environmental condition, Persian Gulf
  • M. Sharafi *, M. Moradpour, B. Biranvand, P. Kohansal, E. Abdollahi, F. Taati, H. Mohajer Pages 20-34
    The Palaeocene siliciclastic sediments with 318m thick in the southern Neka of Northern Alborz (Suchelma section) consist of thick marl and thin-thick bedded sandstone. Integrated petrography and field studies allow recognition three facies associations consisting of shallow mobile channels (FA), fan fringe-basin floor transition (FB) and basin floor (FC) of a deep sea fan depositional system. Generally, sediment sequence displays coarsening-thickening upward cycles of the FB-FA and FB-FC associations. Zoophycus, Palaeodiction and Halopa in association with coccolith, planktonic foraminifers and abundant framboidal and chamber filling pyrite, phosphate and organic material in these sediments display a deep see environment with low sedimentation rate and anoxic condition in the sedimentary substrate. Paleocene succession in the studied section consists of four 3rd order sequences, which include LST, TST and HST. The Late Cretaceous-Palaeocene uplift in a compressional tectonic regime tends to formation of the Alborz range. This element along with Eustatic sea level changes are the main controlling factors for depositional condition (including deep sea fan in this study) and relative sea level changes in the South Caspian Basin.
    Keywords: Northern Alborz, Palaeocene, deep sea fan, South Caspian Basin
  • R. Behbahani *, R. Lak Pages 35-56
    Sedimentological aspects of the Iranian side of the Persian Gulf were investigated in present study. The research objective was to identify the sediment components and compositions of the Persian Gulf continental shelf and incoming rivers. In total, 200 surface samples were collected from bed materials of the study area ranging 10 to 100 m water depths and incoming rivers (between 1 to 4 m water depths) using Van Veen Grab. Sample preparation was implemented to granolumetric test to identify biota and detrital content and to determine mineralogy (x-ray diffraction analysis) of sediments. Results showed low contribution of detrital components (i.e. quartz, feldspar, mica and rock-fragment) and high contribution organic-biogenic components (i.e. gastropoda, ostracoda, echinoderm, bryozoan and benthonic-planktonic foraminifera) in sediment composition. Accordingly, more than 50% of seabed components composed of mud (silt and clay)-size particles. Four types of sediment textures, slightly gravelly mud, sandy mud, gravelly mud and slightly gravelly sandy mud have formd more than 75% of these sediments. Detrital components of the Persian Gulf foreland basin are drived almost the Anatolia-Zagros mountain belt.  The similarity of fluvial and shallow-deep marine sediments (with the exception of shell-fragments in marine deposits) indicates similarity in their origins. In addition, effects of various sediment transport mechanisms such as fluvial, tidal and wave-induced currents on distribution of sediments in the shallow zone have been proved agine in present study. Incoming rivers to the northern part of the Persian Gulf are the most important factors in supplying and transporting detrital components. Detrital and organic-biogenic components are scattered by tidal and marine currents across the Persian Gulf. The most clay minerals (kaolinite, illite, smectite and chlorite) with the exception of palygorskite (autogenic origin) are detrital in the northern part of the Persian Gulf.
    Keywords: Sediment components, Persian Gulf, mineralogy, Detrtal particles, Clay mineral
  • F. Kamalifar, S. M. Aleali *, V. Ahmadi, A. Mirzaiee Pages 57-76
    The Oligo-Miocene Asmari Formation is one of the main petroleum reservoir in the Middle East. To determine the biostratigraphy characteristics, facies types and sedimentary environments two stratigraphic sections in the internal Fars (Firouzabad section) with 270 meters thick and in the costal Fars (Bastak section) with 286 meters are collected. In both sections, Asmari Formation is largely composed of limestone and marly limestone. Based on distribution of benthic foraminifera four biozones with ages Oligocene (Rupelian to Chattian) to Miocene (Aquitanian) are distinguished. Facies analysis let to identification 12 microfacies belonging to inner (tidal flat and lagoon), middle (shoal) and outer ramp (open marine) facies groups that have been deposited in a homoclinal ramp with gentle slope during Rupelian to Aquitanian age. Frequency evaluation of facies indicates that outer ramp facies group shows most frequency in Firuzabad section and inner ramp facies group (specially lagoon subenvironment) is most aboundant facies group of Bastak section. Results shows that during Asmari Formation deposition, the Basin depth of internal Fars (Firuzabad section) has been deeper than costal Fars (Bastak section).
    Keywords: Oligo-Miocene, microfacies, Biostratigraphy, Asmari Formation
  • Y. Nasiri, A. Bayet Goll, A. Mahboubi, S. R. Moussavi Harami *, H. Mosaddegh Pages 77-93

    The carbonate succession of the Mobarak Formation (Mississippian) located in Central and Eastern Alborz, have a diverse trace fossils in Toyeh Rodbar and Siaheh mountain sections. In this research, different lithofacies cycles of the Mobarak Formation are examined by Markov method as well as field observations, and depositional environment has interpreted by proposed ideal sequence. To do this, the deposits of this Formation have divided into five lithofacies associations including argilaceous limestones intercalated with dark shales bearing Zoophycos ichnofacies, thin- to medium-bedded limestones bearing Cruziana ichnofacies, limestones bearing Skolithos ichnofacies, medium- to thick-bedded limestones bearing mixed Skolithos and Cruziana ichnofacies, and limestones intercalated shales without any trace fossils. Markov chain analysis shows that Mobarak Formation deposits are composed of coarsening upward cycles. A complete cycle from base to top consists of limestones intercalated shales without any trace fossils, argilaceous limestones intercalated with dark shales bearing Zoophycos ichnofacies, thin- to medium-bedded limestones bearing Cruziana ichnofacies, limestones bearing Skolithos ichnofacies, and medium- to thick-bedded limestones bearing mixed Skolithos and Cruziana ichnofacies. The development of sedimentary cycles bearing Ichnofacies is primarily controlled by environmental factors, e.g. sediment type, food accessibility, oxygenation and energy level. In this Formation, four ichnofacies have been recognized including Cruziana, Skolithos, Zoophycos and mixed Skolithos–Cruziana ichnofacies. The inner ramp sediments are characterized by low-diversity Skolithos elements.

    Keywords: Mobarak Formation, Alborz Zone, Ichnofacies, Markov chain
  • Sh. Moori *, I. Maghfouri Moghaddam, B. Rafiei, M. Sedaghatnia Pages 94-101
    In this research, the geochemical characteristics of the Garau Formation in two sections of the ground surface (west of Khorramabad and North-west of Kermanshah) were done by Rock-eval method. Based on the available data analysis, Most samples of the Garau Formation in the study areas have Type III kerogen. However , samples of the Garau Formation in North-West Kermanshah also contain lower amounts of type I and II kerogen. The TOC of samples from West Khorramabad and North-west of Kermanshah are about 0.24-1.28 and 0.05-1.96%wt. The Tmax values of the samples vary between 416-444 and 441-480°C, respectively. The kerogen of the studied samples in West of Khorramabad are in immature to maximum maturity stage, However, The kerogen of samples of the Garau Formation in the North-west of Kermanshah are in maximum maturity (oil window) to wet and dry gas production stage.
    Keywords: Garau Formation, West of Khorramabad, Rock-Eval Pyrolysis, Source rock, North-west of Kermanshah
  • M. Zare *, M. Vahidinia, M. H. Mahmudy Garaie Pages 102-130

    In this research, the biostratigraphy, microfacies, sedimentary environment and paleoecology of Asmari formation were investigated in Vazag, Eshgar and Gorgdan outcrops in Izeh zone of Zagros basin of southwest of Iran. Based on their depositional textures, petrographic analysis, and fauna 8 facies and 18 subfacies, were distinguished. They indicate different depositional settings, inner ramp, middle ramp and outer ramp. Also, based on the distribution of larger benthic foraminifera, 6 assemblage zones were identified, including :assemblege zone I to the age of the Rupelian, the assemblege zone II in the age of the Rupelian-Chattian ,The assemblege zone III to the age of Chattian, the assemblage zone IV to the age of the Aquitanian, the assemblage zone of V in the age of the Aquitanian and assemblage zone VI Burdigalian age. In addition, in the studied areas it was identified two subfamilies of red algae non-geniculate Melobesioideae and Lithophylloideae ,Corallines genus of the red algae geniculate from subfamily Corallinoideae and Subterraniphyllum thomasii Elliott may be transitional species and evolutionary link between geniculate and nongeniculate coralline algae .paleoecology of Asmari Formation based on the main components of carbonate sedimentation (Benthonic foraminifera, coralline red algae and corals) in the studied sections salinity varied normal to highsalinity, Considering the nutritional status, the eutrophic and oligotrophic conditions, with conditions predominantly in oligotrophic to mesotrophic conditions, Light conditions aphotic to euphotic, and in terms of depth, it has been deposited from relatively deep to shallow areas.

    Keywords: Asmari Formation, Biostratigraphy, microfacies, paleoecology, Benthic foraminifera
  • S. Shahinfar, B. Yousefi Yegane *, S. Arefifard Pages 131-148

    In Iran, the Permian-Triassic sediments are located in the northeastern part of Hambast Mountain, 60 km south-east of Abadeh city. One of the unique features of these sediments is the existence of complete outcrops from the middle Permian to the Upper Permian, which makes it possible to fully investigate the incidents at the end of middle Permian. The study area includes two stratigraphic sections in the Hambast valley, including Unit 3 of Surmag Formation (Capitanian) ,Abadeh Formation (Capitanian) , including Unit 4a, Unit 4b and Unit 5, and the Primary part of the Hambast Formation (Wuchiapingian) . Based on studies done on 380 microscopic thin sections, 10 sedimentary microfacies include Bioclastic Sponng Spicule Wackestone , Bioclastic Staffelid Packstone , Hemigordiopside Wackestone , Bioclastic Wackestone / Packstone , Algal Wackestone , Ostracod Wackestone , Fenestral Bioclastic Wackeston , Stromatolite Wackestone , Dolostone , Mudstone , were identified. These microfacies are related to unlimited lagoon and tidal zone that have been deposited in a platform of homoclinal ramp type.

    Keywords: Surmag formation, Abadeh formation, Hambast formation, Tidal flat, Lagoon
  • M. Shalalvand, M. H. Adabi *, A. Zohdi Pages 149-166
    In this study, for determination of dolomitization model of the Taleh Zang Formation, 2 suitable outcrops have been used in the South and Southwest of Kermanshah city. The Barikeh section in southwest of Kermanshah city, with a thickness of 282 m conformably overlies the Amiran Formation and is overlain by the Kashkan Formation. The thickness of the dolomites in this section reaches to about 40 m which are present in the lower part of the TalehZang Formation. The Kaboutar Bala section with a thickness of 65 m,like the Barikeh section conformably overlies the Amiran Formation and is overlain by the Kashkan Formation with a disconformity surface. The existing dolomites in this section are also occur in the upper part of the Taleh Zang Formation which has 12 m thickness. Based on the fieldwork evidences, petrographic studies (polarizan microscope, SEM and CL) and geochemical analysis (AAS), four different types of dolomite have been distinguished in the Taleh Zang Formation which include dolomicrite, dolomicrosparaite, dolosparaite and pore-filling dolomite cement. In these dolomites, there is no evidence of the saddle dolomite and dolomicrosparaite have the highest amount of porosity among all types of dolomites. Based on Energy Dispersive X-ray (EDX) analysis, the smectite clay mineral was identified among the upper dolomites sequence in the Kaboutar Bala section. Dolomitization model of the Taleh Zang Formation in the upper part of the section (Kaboutar Bala section) is sabkha type evaporation model and in the lower part of the section (Barikeh section) is shallow burial model.
    Keywords: Dolomitization, Sabkha model, Shallow burial model, Taleh Zang Formation, Kermanshah
  • M. Sabouhi *, P. Rezaee Pages 167-183

    Quantitative and qualitative classification of hydrocarbon reservoir rocks is one of the most important issues in geological reservoir studies. Nowadays, classifications of reservoir rock type are carried out by applying mathematical relationships to porosity and permeability parameters. Since the reservoir properties of the succession are directly related to their depositional environment and sedimentary conditions, therefore the influence of sedimentation and diagenesis should be considered in these classifications. In this study, based on core analysis results from Kangan Formation in six wells in one of the Persian Gulf hydrocarbon fields, hydraulic flow units were investigated by using FZI/RQI and DRT methods. The Unit 4 (HFU-4) has the best reservoir properties index that including the grainstone facies which is deposited in carbonate shoal environment. In this research, based on Carbonate shoal environment setting and diagenesis effects on that, the HFU4-B class that deposited in the center part of carbonate shoal environment, introduce for the best reservoir quality facies. Connected Moldic and interparticle porosities have the main diagenesis parameters that effect to increase the quality of reservoir properties. This facies with 13% average porosity and 199MD permeability has the best hydraulic reservoir unit.

    Keywords: Hydraulic Flow Unit, reservoir quality, Diagenesis, microfacies, Kangan formation