فهرست مطالب

  • سال پانزدهم شماره 4 (پیاپی 60، زمستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/12/27
  • تعداد عناوین: 7
|
  • مهرنوش هدایتی* صفحات 437-466

    نیاز به عشق، یکی از نیازهای حیاتی بشر و از مهم ترین انگیزه های تشکیل و تداوم خانواده است؛ اما به زعم متخصصان در کنار سایر عوامل، فهم نادرست از مفهوم «عشق»، این نهاد را در معرض تهدید قرار داده است. هدف از این پژوهش ارائه نگاهی تحلیلی به ادراک رایج زوجین به مفهوم «عشق» در روابط زوجین، خصوصا با تاکید بر نقد نظریه «مثلث عشق» استرنبرگ (1986) -بعنوان رویکرد رایج به مفهوم سازی «عشق» نزد روان شناسان و مشاوران ایرانی- است. در همین راستا با استعانت از رویکردهای نوکلاسیک و سه ظرفیتی ذهن، تعریف تفکر مراقبتی و مولفه های آن، و همچنین ساختار شخصیت در نظریه تحلیل رفتار متقابل، رویکردی بدیل و جامع از «عشق پایدار» ارائه خواهیم داد تحت عنوان «عشق به مثابه بلوغ مراقبتی». برای دستیابی به این هدف از روش پژوهش توصیفی، تحلیل مفهومی و تحلیل استنباطی بهره گرفته ایم. وجه تمایز اساسی این رویکرد با رویکردهای پیشینی که یا عشق را در جدال با عقل توصیف می کنند، یا یکی ازاین دو را برده دیگری می خوانند، و بطور کلی «عشق» را تحت جبر ناهشیار بشر تلقی می کنند، در این حقیقت است که عشق منبعث از عقلانیت با هر سه ظرفیت شناختی، عاطفی و ارادی است و گرچه متاثر از الگوها و طرحواره های ناهشیار می باشد، اما پدیده ای چندوجهی و انتخابی است. در این مقاله میان مفاهیم «عشق» و «شبه عشق» تمایز قایل می شویم و با پیشنهاد رویکرد «هرم عشق» که دارای راس «بلوغ مراقبتی» به معنای آگاهی دائمی نسبت به دلایل ایجاد و تداوم عشق می‎باشد، در پی ارائه تصویری کامل‎تر از معنای عشق حقیقی در روابط زوجین هستیم، عشقی که دارای ماهیت تحولی است و در هر مرحله از حیات خانواده با آگاهی از مضامین همان دوره، خود را تغذیه نموده و پایدار و شاداب بماند.

    کلیدواژگان: عشق، نظریه مثلث عشق، بلوغ مراقبتی، هرم عشق
  • حامد سیفی زاده، حسن زارعی محمود آبادی*، علیرضا بخشایش صفحات 467-486

    سازگاری زناشویی کیفیت روابط زوجی را اندازگیری می کند بنابراین شناسایی متغییر های مرتبط با سازگاری زناشویی می تواند در پیش برد اهداف مربوط به ارتقاء سطح کیفی روابط زوجین موثر باشد. هدف تحقیق حاظر شناسایی رابطه بین طرحواره های ناسازگار اولیه و سازگاری زناشویی وهمچنین تعیین نقش واسطه ای ترس از صمیمیت در رابطه طرحواره های ناسازگار اولیه و سازگاری زناشویی بود. پژوهش حاضر یک مطالعه غیرآزمایشی از نوع همبستگی (تحلیل مسیر) بود. جامعه آماری این پژوهش مشتمل بر تمام متاهلین(زن و مرد) بود، که در سال های 1395- 1396 در شهر کاشان مشغول به زندگی بوده و حداقل سه سال از زندگی مشترک آن ها گذشته باشد. بدین منظور 250 نفر از متاهلین به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه سازگاری زناشویی اسپانیر (DAS)، پرسشنامه طرحواره های ناسازگار اولیه یانگ (YSQ-SF)، مقیاس ترس از صمیمیت دسکاتنر و تلن (FIS) ، بود. داده ها با استفاده از نرم افزار Spss و Amos 21 تحلیل شد. یافته ها نشان داد که بین طرحواره های ناسازگار اولیه و سازگاری زناشویی برای مردان (31/0=-r) و زنان (53/0- =r)، رابطه منفی و معنادار وجود دارد. بین نمره کل طرحواره های ناسازگار اولیه و نمره ترس از صمیمیت برای مردان (43/0 =r) و زنان (58/0 =r)، رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین بین ترس از صمیمیت و سازگاری زناشویی برای مردان (78/0- =r) و زنان (76/0- =r) رابطه منفی و معناداری وجود دارد. همچنین یافته های مربوط به تحلیل مسیر نشان داد که ترس از صمیمیت میانجی گر رابطه طرحواره های ناسازگار اولیه و سازگاری زناشویی است. بر اساس یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت که طرحواره های ناسازگار اولیه نقش عمده ای در سازگاری زناشویی از طریق ترس از صمیمیت دارد. بنابراین لزوم توجه به متغییر هایی همچون طرحواره های ناسازگار اولیه و ترس از صمیمیت در کار با زوجین بیش از پیش احساس می شود.

    کلیدواژگان: طرحواره های ناسازگار اولیه، ترس از صمیمیت، سازگاری زناشویی
  • مجید غفاری*، نیلوفر رمضانی صفحات 487-503

    هدف از پژوهش حاضر، آزمون یک الگوی مفهومی برای نقش واسطه‌ای پرخاشگری ارتباطی پنهان در رابطه بین عدالت زناشویی و کیفیت زناشویی بود. این پژوهش در چارچوب یک طرح همبستگی انجام شد. شرکت‌کنندگان 322 نفر زن متاهل شهر بابلسر بودند که بر اساس روش نمونه‌گیری آسان انتخاب شدند و فرم مشخصات جمعیت‌شناختی، مقیاس عدالت زناشویی (غفاری و همکاران، 2013)، مقیاس پرخاشگری ارتباطی پنهان (نلسون و کارول، 2006) و نسخه بازنگری‌شده مقیاس سازگاری زناشویی (باسبی و همکاران، 1995) را تکمیل کردند. با استفاده از برآورد حداکثر درست‌نمایی و روش خود-گردان‌سازی، یافته‌های حاصل از تحلیل مسیر نشان داد که کناره‌گیری عاطفی در رابطه بین مولفه‌های عدالت زناشویی (توزیعی و رویه‌ای/تعاملی) و رضایت و انسجام زوجی نقش واسطه‌ای دارد. هم‌چنین، یافته‌ها نشان داد که خراب کردن وجهه اجتماعی در رابطه بین عدالت رویه‌ای/تعاملی و توافق و رضایت زوجی نقش واسطه‌ای دارد (05/0 < p). بر اساس یافته‌های پژوهش حاضر می‌توان چنین نتیجه گرفت که وجود عدالت زناشویی می‌تواند کیفیت زناشویی را پیش‌بینی کند. در این میان، پرخاشگری ارتباطی پنهان، می‌تواند یکی از سازوکارهای تاثیر عدالت زناشویی بر کیفیت زناشویی را روشن کند. این نتایج، در طراحی برنامه‌های مشاوره‌ای و درمانی برای زوجین، قابل استفاده است.

    کلیدواژگان: عدالت زناشویی، پرخاشگری ارتباطی پنهان، کیفیت زناشویی، زنان
  • ببی منیر قاضی، قدرت الله عباسی*، رمضان حسن زاده صفحات 505-518

    این پژوهش با هدف اثربخشی آموزش ایماگوتراپی بر کاهش پشیمانی از انتخاب همسر دانش آموزان متاهل مدارس شهر گنبد کاووس انجام گرفت. طرح پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش‌آزمون، پس‌آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه این پژوهش دانش آموزان متاهل مدارس بزرگسال شهر گنبد کاووس بودند. 30 دانش آموز بر اساس نمره یک انحراف معیار بالاتر از میانگین در مقیاس پشیمانی از انتخاب همسر انتخاب شدند و به‌صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل واگذار شدند. شرکت‌کننده‌ها، مقیاس پشیمانی از انتخاب همسر را در سه مرحله پیش‌آزمون، پس‌آزمون و پیگیری تکمیل کردند. گروه آزمایش در 10 جلسه آموزش ایماگوتراپی به مدت 90 دقیقه دو بار در هفته شرکت کردند. تحلیل کووایانس نشان داد که آموزش ایماگوتراپی منجر به کاهش پشیمانی از انتخاب همسر دانش آموزان متاهل در مرحله پس‌آزمون و پیگیری شده است (001/0 ≥ P). بر اساس یافته‌های این پژوهش می‌توان نتیجه گرفت که آموزش ایماگوتراپی یک روش مناسب برای کاهش پشیمانی از انتخاب همسر دانش آموزان متاهل است.

    کلیدواژگان: ایماگوترابی، پشیمانی از انتخاب همسر و دانش آموزان متاهل
  • رضوان السادات جزایری*، داریوش خانه ئی، فاطمه بهرامی خوندابی، نفیسه منتظری، عذرا اعتمادی صفحات 519-540

    این پژوهش با هدف مقایسه تاثیر درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) و درمان هیجان‌مدار (EFT) بر تعارض‌زناشویی بیماران قلبی با سابقه بای‌پس عروق کرونری مراجعه‌کننده به مرکز بازتوانی قلب امام علی (ع) شهر کرمانشاه در سال 1395-1396 انجام شد. این پژوهش به روش نیمه‌تجربی با طرح پیش‌آزمون- پس‌آزمون و پیگیری با کنترل بود. شرکت‌کنندگان 45 نفر بودند که به روش نمونه‌گیری دردسترس انتخاب شدند. شرکت‌کنندگان پرسشنامه تعارض زناشویی براتی و ثنایی تکمیل کردند و در نهایت 45 نفر که نمره بالایی در تعارض‌زناشویی کسب کرده بودند، انتخاب و به صورت تصادفی به سه گروه (گروه آزمایش اول، گروه آزمایش دوم و گروه کنترل، هر گروه 15 نفر) گمارده شدند. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از آزمون‌های تحلیل‌کواریانس، تحلیل واریانس اندازه‌گیری‌های مکرر و آزمون تعقیبی بن فرونی استفاده شد. نتایج نشان‌دهنده اثربخشی ACT بر مولفه‌های کاهش‌همکاری، کاهش جداکردن امور مالی از یکدیگر و تعارض‌زناشویی و همچنین اثربخشیEFT بر مولفه‌های افزایش رابطه فردی با خویشاوندان خود، کاهش رابطه با خویشاوندان همسر و تعارض زناشویی تاثیر معناداری داشته است، که تاثیر مداخله‌ها در مرحله پیگیری ماندگار بود. هر دو روش درمانی موثر بودند، اما میزان اثرگذاری ACT نسبت به EFT بر کاهش تعارض زناشویی بیشتر بوده است

    کلیدواژگان: درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT)، درمان هیجان مدار (EFT)، تعارض زناشویی و بیماران قلبی با سابقه بای پس عروق کرونری
  • مژگان معمارباشی اول*، زهرا طبیبی، رقیه نورانی جورجاده صفحات 541-557

    پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجیگری خود مهارگری بازداری (بازداری و کنترل هیجانی) در رابطه بین تعامل والد-کودک با مهارتهای اجتماعی و مشکلات رفتاری در بین کودکان پیش دبستانی انجام شد. تعداد 260 کودک با روش نمونه گیری در دسترس از بین کودکان پیش دبستانی شهرستان کاشمر در سال 97-96 انتخاب شدند و مادرانشان به مقیاس رابطه والد و کودک (PCRS)، مقیاس درجه بندی مهارتهای اجتماعی گرشام و الیوت- فرم والدین ویژه کودکان پیش دبستانی(SSRS) و پرسشنامه درجه بندی رفتار کنشوری اجرایی پیش دبستان- فرم والدین (BRIEF-P) پاسخ دادند. طرح پژوهش در این مطالعه از نوع طرح همبستگی، از طریق الگویابی معادلات ساختاری است و ارزیابی الگوی پیشنهادی با استفاده از روش تحلیل مسیر انجام شد. نتایج از برازندگی الگو با داده ها حمایت کردند. یافته ها نشان داد که خودمهارگری بازداری، رابطه تعامل والد-کودک با مهارتهای اجتماعی و مشکلات رفتاری را میانجی گری می کند و تعامل والد با کودک هم به واسطه خود مهارگری بازداری و هم به طور مستقیم با مهارتهای اجتماعی و مشکلات رفتاری رابطه دارد. 

    کلیدواژگان: تعامل والد، کودک- خودمهارگری بازداری، مهارتهای اجتماعی، مشکلات رفتاری
  • محمد مدحی، امیر قمرانی*، احمد یارمحمدیان صفحات 559-580

    پژوهش حاضر باهدف ارزیابی سازگاری مادران دارای کودک ناتوان هوشی بر اساس مدل Double ABCX انجام‌شده است. بر اساس این مدل چندوجهی، رابطه سازگاری مادران با مشکلات رفتاری کودکان، منابع حمایتی و استرس ادراک‌شده مادران با نقش واسطه‌ای سبک‌های مقابله‌ای موردمطالعه قرارگرفته است. جامعه آماری شامل مادران دارای کودک ناتوان هوشی بودند که تعداد 260 نفر در این پژوهش مشارکت داشتند. داده‌ها از طریق پرسشنامه‌های مشکلات رفتاری راتر، استرس ادراک‌شده (PSS-14)، عزت‌نفس رزنبرگ، مقیاس چندبعدی حمایت اجتماعی ادراک‌شده (MSPSS)، منابع خانواده (FRS)، سبک‌های مقابله‌ای (WOCQ) و مقیاس بهزیستی روان‌شناختی ریف گردآوری شد و با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری و از روش برآورد بیشینه درست نمایی به برآورد پارامترها و ضرایب مسیر پرداخته شد. یافته‌های پژوهش نشان داد که مدل استفاده‌شده، برازش خوبی با داده‌های تجربی دارد. همچنین بررسی ضرایب مسیر نشان می‌دهد که منابع خانواده تاثیر مستقیم و معنی‌داری بر استرس ادراک‌شده و بهزیستی روان‌شناختی مادران دارد و سبک‌های مقابله‌ای در رابطه بین استرسور، استرس ادراک‌شده و بهزیستی روان‌شناختی نقش واسطه‌ای دارد. نتایج این پژوهش ارزشمندی مدل دوگانه‌ی ای بی سی ایکس را به‌عنوان یک الگوی چندوجهی در تبیین سازگاری مادران کودکان ناتوان هوشی مشخص می‌کند. همچنین نتایج پژوهش رهنمودهای مفیدی برای مداخله فراهم کرده است.

    کلیدواژگان: ناتوانی هوشی، سبک های مقابله ای، مدل دوگانه ای بی سی ایکس، سازگاری
|
  • M .Hedayati* Pages 437-466

    "Love" is one of the vital needs of humanity and one of the most important motivations for the family formation and its preservation. However, as mentioned by the experts, among other factors, a misunderstanding of the concept of “love” has put family at risk. The main goal of the present study is to provide an analytical overview of the concept of “love” in couple relationships, particularly by emphasizing on a criticism Sternberg’s theories (“love triangle" and "Love story”) and present a new approach: “Love as Caring Maturity”. The method of the present qualitative research is based on the herméneutique and critical paradigm and the data deduced from literature review which were investigated using the thematic analysis approach. In this approach, based on neoclassical theories of rationality, "True love" is the product of rationality with all three cognitive, emotional, and intentional capacities, and although influenced by unconscious patterns and schemas, it is a multifaceted, selective phenomenon possessed by “adult ego state”. In this paper, a distinction is made between the concepts of “love” and “pseudo-love” and it is attempted to propose a more comprehensive picture of the meaning of true love in the relationships of couples by suggesting the “love pyramid” approach with a “caring maturity” vertex behind "tend to intimacy", "biological basics", and "decision to commitment". Research findings showed that the "Maturity" element has four domains of consciousness; and "Caring" element has three areas; and "Caring maturity" has five aspects.

    Keywords: Love, Love triangle, Maturity, Caring Maturity
  • hamed seyfizadeh, hasan Zareei Mahmodabadi*, alireza Bakhshayesh Pages 467-486

    Marital adjustment measures the quality of couple relationships. so, finding variables relative to marital adjustment can affect the development of related goals in improving quality level of couple relationships. The aim of this study was to determine the relationship between early maladaptive schemas and marital adjustment and to study the meditational role of fear of intimacy in relationship between early maladaptive schemas and marital adjustment. The method of this research was correlation (path analysis). The population of this research was married people in kashan in 2017. 250 married people were selected by accessible sampling. The instruments of this research was Dyadic Adjustment Scale Of Spanier (DAS), Short Form Of Yaung Early Maladaptive Schemas Questionnaire (YSQ-SF) and Fear Of Intimacy Scale (FIS). Data analysed by pearson correlation with Amos 21 Gruphic and Spss 21 softwares. Results showed that there was a negative significant correlation between early maladaptive schemas and marital adjustment for men (r= -./31) and women (r= -./53). There was a positive significant correlation between total score of early maladaptine schemas and fear of intimacy for men ( r= ./43) and women ( r= ./58). Moreover there was a negative significant correlation between fear of intimacy and marital adjustment for men (r= -./78) and women (r= -./76). the, path analysis also showed that fear of intimacy is a significant mediator for the relationships between early maladaptive schemas and marital adjustment. Therefore, early maladaptive schemas and fear of intimacy have a major role in marital adjustment. Thus, attention to early maladaptive schemas and fear of intimacy variables feels in tasking with couple.

    Keywords: Early maladaptive schemas- Fear of intimacy- Marital adjustment
  • M. Ghaffari*, N. Ramezani Pages 487-503

    The aim of the present study, is to test a conceptual model for the mediating role of covert relational aggression on the relationship between marital justice and marital quality. This research was carried out in the framework of a correlational design. The participants were three hundred and twenty two women from Babolsar, Iran, who were selected based on clustered sampling. The participants completed the demographic form, The Marital Justice Scale (Ghaffari, et al., 2013), The Covert Relational Scale (Nelson & Carroll, 2006), and The Revised Dyadic Adjustment Scale (Busby, et al., 1995). Using maximum-likelihood estimation and bootstrap procedure, results from path analysis showed that love withdr-awal have the role of mediator on the relationship between marital justice components (distributional and procedure/interactional) and dyadic satisfaction and cohesion. Also, the findings revealed that social sabotage have the role of mediator on the relationship between procedure/interactional justice and dyadic consensus and satisfaction (p<0.05). Based on the findings of the present study, it can be concluded that marital justice can predict marital quality. Meanwhile, covert relational aggression can clarify of the mechanisms of the effect of marital justice on marital quality. These results can be used to design counseling and therapeutic programs for couples.

    Keywords: Marital Justice, Marital Quality, Covert Relational Aggression, Women
  • B. M. Ghazi, G. Abbasi*, R.Hassanzadeh Pages 505-518

    The aim of this study is to examine the effectiveness of education of Imago therapy on reducing regret of choosing a spouse among married students in Gonbad Kavous schools. The current research is a quasi-experimental design with pretest-posttest and follow-up with the control group. The statistical population of this study was all married students in Gonbad Kavous schools. 30 students were selected based on a standard score of higher than the mean in the regret of choosing a spouse scale and were assigned randomly to an experiment and control groups. The participants completed the regret of choosing a spouse scale in three stages pre-test, post-test, and follow-up. The experimental group participated in 10 sessions of imago therapy program for 90 minutes twice a week. Analysis of covariance showed that education of Imago therapy has led to a reduction in regret of choosing a spouse in the experimental group than the control group at posttest and follow-up stages. The findings of research indicate that Imago therapy is a suitable method for reducing the regret of choosing a spouse among the married students.

    Keywords: Imago Therapy_Regret ofChoosing a Spouse_Married Students
  • R. Jazayeri *, D. Khanehi, F. Bahrami, N. Montazeri, O. Etemadi Pages 519-540

    The aim of this study was to compare the effectiveness of Acceptance and Commitment Therapy (ACT) and emotionally focused therapy (EFT) on marital conflicts of cardiac patients with a history of coronary artery bypass referring to Imam Ali Cardiac Rehabilitation Center in Kermanshah in 2016-2017. The method of this research was semi-experimental with pretest-posttest and follow-up with control group design. Participants were 45 people who were selected by available sampling method. Participants completed the Barati and Sanaie Marital Conflict Questionnaire. Finally, 45 people who had high grade in marital conflict were selected and randomly divided into three groups (the first experimental group, the second experimental group, and the control group, each group has 15 people). For analyzing the data, covariance analysis, repeated measures analysis of variance and Bonferrine's post hoc test were used. The findings showed there is a significant effect of effectiveness of ACT on components of marital conflict reducing collaboration, reducing the separation of finances from each other and marital conflict, also there is a significant effect of effectiveness of EFT on the components of marital conflict, increasing the individual's relationship with relatives, reducing the relationship with the spouse's relatives and marital conflict, Witch the effects of interventions in the follow-up phase (2 months) also remained. Both of treatments were effective, but the effect level of ACT compared to EFT was greater in reducing marital conflict.

    Keywords: Acceptance andCommitment Therapy (ACT), emotionally focused therapy (EFT), marital conflict
  • M. Meamarbashi Aval*, Z. Tabibi, R. Noorani Jorjadeh Pages 541-557

    The Present study aims to assess the mediating role of inhibitory self-control (ISCI) in the relationship between childparent interaction with social skills and behavioral problems in preschool children. A total of 260 children were selected among Kashmar City preschool children in year 1396-1397, Their mothers completed the Parent-Child Relationship Scale (PCRS), Gresham & Elliott Social Skills Rating Scale (SSRS) and Preschool Beha- -vior Rating Inventory of Executive Function-parent form (BRIEF-P). The research design of this study was correlation, through structural equation modeling. The assessment of the proposed pattern was conducted through path analysis. The results supported the suitability of the relationship between the patterns and the collected data. The results revealed that inhibitory self-control mediated the effects of child-parent interaction in social skills and behavioral problems in preschool children. In fact, child-parent interaction related to social skills and behavioral problems directly and through inhibitory self-control.

    Keywords: Child-Parent Interaction, Inhibitory Self-Contorl, Social Skills, Behavioral Problems
  • M. Madhi, A. Ghamarani* Pages 559-580

    The present study aims at evaluating compatibility of mothers of children with intellectual disabilities based on the Double ABCX Model. According to this multivariate model, the relationship between compatibility of mothers of children with behavioral problems, the mothers’ supportive resources and perceived stress with the mediating role of coping styles has been investigated. The research statistical population included mothers of intellectually disabled children in Qom City, of whom 260 were sele -cted as participants. Data were collected through the Rutter Child Behavior Questio -nnaire, Perceived Stress Scale (PSS-14), Rosenberg Self-Esteem Scale, Multidimen -sional Perceived Social Support Scale (MSPSS), Family Resources (FRS), The Ways of Coping Questionnaire (WOCQ), and Psychological Well-Being Scale. The parameters and path coefficients were estimated using SEM and exponential maximum estimation method. The results showed that the model is well fitted with experimental data. Findings indicated that the model used in the research has acceptable goodness of fit to experimental data. In addition, the study of path coefficients shows that family resources have a direct and significant effect on perceived stress and psychological well-being of mothers and coping styles have a mediating role in the relationship between stressor, perceived stress and psychological well-being. The results of this study identify the Double ABCX Model as a multi-dimensional model in explaining and understanding the compatibility of mo -thers of children with intellectual disabilities. The results also provide useful guidelines for interventions.

    Keywords: Intellectual Disability, CopingStyles, The Double ABCX Model, Compatibility