فهرست مطالب

  • پیاپی 240 (پاییز و زمستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/12/01
  • تعداد عناوین: 14
|
  • یوسف اصغری بایقوت* صفحات 1-21
    شکی در این نیست که بخشی از بن مایه های صور خیال شاعران و نویسندگان، تحت تاثیر محیط و قلمرو جغرافیایی آن ها شکل می گیرد و به نوعی در آثار ادبی آن ها انعکاس و بازتاب می یابد. این تاثیرپذیری در نویسندگان و شاعران با توجه به روحیه لطیف و حساسی که دارند، بیشتر از دیگران بوده است. بر این اساس، پژوهش حاضر در پی پاسخ بدین سوال است که آیا خاقانی شروانی نیز از زبان و فرهنگ محیط زندگی خود، آذربایجان، تاثیر و تاثر پذیرفته است؟ سرزمینی که خاقانی در آن رشد و زندگی کرده است، علاوه بر وجود اقوام ترک در آن، خود نیز تحت حکومت فرمانروایان ترک اداره می شده است. پژوهش نشان می دهد که زبان ترکی و محیط و فرهنگ آذربایجان به انحای مختلف در آثار خاقانی بازتاب یافته است؛ علاوه بر حضور مستقیم تعداد بی شماری از لغات ترکی، تمثیلات و کنایات ترجمه شده از ترکی، باورها و اعتقادات مردمی و محیط آذربایجان در آثار شاعر تاثیر جدی نهاده و مبنای خلق بسیاری از مضامین و تصاویر شعری وی شده است تا حدی که بدون توجه بدین امر، بخشی از ظرایف و مفاهیم ابیات دیوان خاقانی به درستی قابل درک و تبیین نیست.
    کلیدواژگان: خاقانی شروانی، دیوان خاقانی شروانی، آذربایجان، فرهنگ و زبان ترکی، تاثیرپذیری
  • سجاد آیدنلو* صفحات 23-45
    بزرگ ترین کردار داستان های حماسی- اساطیری، اژدهاکشی است. در روایت های ملی- پهلوانی ایران غیر از یلان سیستان شماری از شاهان نیز با اژدها، موجودات اژدهافش یا اژدهایان پیکرگردانیده می ستیزند و آنها را می کشند یا در بند می کنند. کیخسرو کیانی هم یکی از این شهریاران است که در مآخذ معروف و روایات متداول درباره او، به اژدها اوژنی شناخته شده نیست اما داستان رویارویی وی با اژدها روایت اصیل و کهنی است که پیشینه آن احتمالا به منابع ایران پیش از اسلام می رسد و دو گزارش متفاوت از آن در منابع عربی و فارسی بازمانده است. گزارش نخست در سنی ملوک الارض و الانبیای حمزه اصفهانی و سپس همایون نامه زجاجی و تاریخ گزیده و نزهت القلوب مستوفی است که در آن کیخسرو اژدهایی را در کوه کوشید مابین فارس و اصفهان می کشد و دیگری، روایت واحد تاریخ قم که این پادشاه برای دفع زیانکاری اژدها به منطقه قم می آید و اژدها از دست او می گریزد. داستان اژدهاکشی کیخسرو به دلیل نیامدن در متون مهم و تاثیرگذاری چون شاهنامه و تاریخ طبری و نیز برجسته تر بودن وجه قدسی و معنوی این شاه نسبت به جنبه پهلوانی و جنگاوری او، ناشناخته و به دور از توجه مانده است.
    کلیدواژگان: سنی ملوک الارض و الانبیا، تاریخ قم، کیخسرو، اژدها، اژدهاکشی
  • عباس باقی نژاد* صفحات 47-66
    احمد محمود نویسنده ای اقلیم گرا و رئالیست است که آثارش از طرق مختلف با تاریخ، حوادث و اشخاص تاریخی ارتباط یافته است. «همسایه ها» نخستین رمان این نویسنده است که درونمایه آن با تلفیقی از مستندات تاریخی، تخیل و خاطرات نویسنده تکوین یافته است. «همسایه ها» در عین داشتن خصوصیات یک روایت داستانی، مثل دیگر رمان های محمود، به روایت واقع نگارانه یک رویداد مهم تاریخی پرداخته است. جریان «ملی شدن صنعت نفت در ایران» پی رنگ این رمان است و این حادثه تاریخی، نقشی محوری در شاکله آن دارد. ماجراها و مناسبات بخش عمده ای از رمان «همسایه ها» با این رویداد تاریخی، پیوند محتوایی و ساختاری یافته است. در این مقاله، بازتاب و انعکاس این رویداد و حوادث مربوط به آن در رمان «همسایه ها»، هم چنین رویکرد و داوری تاریخی نویسنده مورد تامل و بررسی قرار گرفته است. طی آن، شیوه بازسازی تاریخ و همانندی و تفاوت های آن با مستندات تاریخی تبیین شده است.
    کلیدواژگان: احمد محمود، تاریخ، داستان، روایت، همسایه ها
  • آرزو پوریزدان پناه کرمانی*، زینب شیخ حسینی صفحات 67-89

    «کاخ اژدها»، نخستین جلد از سه گانه «پارسایان و من» اثر «آرمان آرین»، اولین رمان اسطوره ای و یکی از موفق ترین نمونه های رمان فارسی نوجوان است. ارتباط این رمان با متون کهن فارسی و میراث فرهنگی ایران درخور تامل است. این پژوهش با هدف نشان دادن ارتباط متنی میان رمان «کاخ اژدها» و متون پیش از آن با روش توصیفی تحلیلی انجام شده است. برای این منظور رویکرد بیش متنیت، یکی از ارکان نظریه ترامتنیت «ژرار ژنت» به عنوان چارچوب نظری این جستار برگزیده شد. در بیش متنیت، هرگونه تاثیر متنی از متن دیگر مورد بررسی قرار می گیرد. روابط بین متون در بیش متنیت، نباید از نوع هم حضوری و تفسیری باشد؛ بلکه برگرفتگی متون ملاک است. یافته های تحقیق حکایت از ارتباط وسیع رمان کاخ اژدها با متون پیش از خود به ویژه شاهنامه دارد. این ارتباط بر اساس مولفه های بیش متنیت، بیشتر از نوع همانگونگی است تا تراگونگی؛ اگرچه هر 3 فرایند تراگونگی یعنی جابه جایی، افزایش و کاهش نیز در این اثر مشاهده می شود که از این میان فرایند کاهش از بسامد بالاتری برخوردار است.

    کلیدواژگان: بیش متنیت، ژرار ژنت، کاخ اژدها، همانگونگی، تراگونگی
  • محمد خاکپور* صفحات 91-116
    اعتقاد به اصالت «لفظ» یا «معنا» یکی از موضوعات بحث انگیز در سنت ادبی و بلاغی ما بوده است؛ این که در شکل گیری آثار هنری، باید اعتبار و برجستگی را از آن شکل و صورت دانست یا محتوا، در طول اعصار و قرون، بحث درازدامنی را در میان طرفداران این دو دیدگاه به بار آورده است. این کشمکش پایان ناپذیر در عصر صفویه یعنی دوره اوج و شکوفایی نقد ادبی و دانش سبک شناختی با نکته سنجی و دقت نظر و عمق دانش ناقدان ادبی تداوم می یابد؛ علاوه بر آن در شعر سبک هندی نیز که یکی از مهم ترین عرصه های مباحث بلاغی، نقد ادبی و سبک شناسی بوده است، در کنار بسیاری از مسائل جدی و تازه ادبی، توجه به اصالت «لفظ» یا «معنا» جلوه ویژه ای دارد. اگر در اشعار صائب، بلیغ ترین شاعر سبک هندی، مفاهیمی چون «لفظ پاکیزه»، «لفظ غریب»، «لفظ پرداخته»، «معنی تازه»، «معنی نازک»، «معنی بیگانه»، «معنی رنگین» و «توامانی لفظ و معنی» با بسامد بسیار بالایی دیده می شود، گذشته از اهمیت موضوع برای شاعر، نباید از مضمون سازی و ایجاد روابط تناظری پیچیده و اعجاب آور او با این مفاهیم غافل باشیم. این پژوهش ضمن اشاره به سابقه بحث اصالت «لفظ» یا «معنا»، تحلیلی است از رویکرد سه گانه صائب در این موضوع که اغلب از خلق مضمون های غریب و باریک خالی نیست.
    کلیدواژگان: صائب، لفظ، معنا، مضمون پردازی، روابط تناظری
  • شهرزاد رادمنش*، ابولقاسم قوام، رضا اشرف زاده صفحات 117-137
    عمده مختصات زبان در شاهنامه فردوسی، بر گفت وگو محوری استوار است، در جوار این گفتارها، با خودگویی شخصیت ها نیز مواجه می شویم. نقش خودگویی، برای گفت وگوهای تنهایی به کار می رود و شیوه‎ای از روایت است که تجربیات عاطفی شخصیت های داستان، در سطوح مختلف ذهن، نشان داده می شود و به جریان سیال ذهن نزدیک است. این مرحله پیش از گفتار، زمزمه درونی است که شخصیت برای تبیین موقعیت ها و ارائه ذهن خویش، از آن بهره می برد. زبان و خودگویی در ادبیات، دو نظام نشانگی است و سعی دارد محتویات ذهن شخصیت را به تصویر بکشد. خودگویی در شاهنامه، تولید معنا می کند و دارای کاربردهای مفهومی است. در این مقاله از منظر پیوند ادبیات با روان شناسی، ابیات مربوط به خودگویی در شاهنامه با دو روش پژوهشی کیفی و کمی تبیین شده است که بیانگر ارتباط معناداری، بین خودگویی و شخصیت پردازی، در شاهنامه فردوسی است. نتیجه آن که خودگویی ها در کنش گری شخصیت ها که شامل کردار، اقدام یا مقابله هستند، برخوردی منفعلانه، نشان دادند. به این معنا که در خود گویی؛ بیان اندیشه و مافی الضمیر صورت گرفته و ارتباط مستحکمی میان خودگویی و کنش و واقعه بعد از خودگویی وجود ندارد و به عبارتی، از جانب شخصیت، کنشی متفاوت و منفعلانه انجام می گیرد که اغلب در تضاد با خودگویی است که زمزمه کرده است. در حالی که ارتباط وجوه و لایه های شخصیت و نمایاندن مکنونات شخصیت به وسیله خودگویی به مراتب موثرتر و شفاف تر نمودار شده است. در این مسیر، خودآگاهی هم جریان می یابد و ترسیم بهتر شخصیت پردازی رخ می دهد. در تحلیل محتوا مشخص شد، خودگوترین شخصیت شاهنامه با (23) بیت رستم و سپس به ترتیب سیاوش (20) بیت و کی کاووس (18بیت)، خودگوترین شخصیت ها هستند.
    کلیدواژگان: گفتار، خودگویی، شخصیت ، کنش
  • فریبا رحیمی*، ناصر علیزاده خیاط، آرش مشفقی صفحات 139-167
    تقابل های دوگانه و ساختارشکنانه در رمان های زن نوشته، با دست یابی به زبان و ویژگی های اصلی، با کاربرد فرهنگ و ایدئولوژی خاص زنانه در آثار ادبی سروکار دارد. این نوع نقد در آثار داستانی به دو شیوه انجام می شود: نخست، جلوه های زن که شخصیت و نقش زن را در داستان پررنگ می کند. دوم، نقد زنان که در آن به زنان نویسنده و آثار زن نوشته توجه می شود. رمان «این خیابان سرعت گیر ندارد» اثر مریم جهانی، یکی از رمان های زن محوری است که در سال های اخیر با دغدغه بررسی دنیای زنان جای خود را در میان رمان های معاصر فارسی باز کرده است. با توجه به اهمیت این رمان در جریان رمان های زن نوشته در ادبیات داستانی پس از انقلاب، این جستار به شیوه توصیفی- تحلیلی، مبتنی بر عناصر ساختارشکنی تلاش کرده است به واکاوی عناصر زن نوشته های ادبیات معاصر در این رمان بپردازد و به این نتیجه دست یافته است که این رمان مدرنیستی به شیوه ساختارشکنانه در پی ایجاد تردید در تقابل دوگانه مرد و زن است. ازاین جهت، شخصیت های زن داستان موقعیت و هویت زنانه خویش را محصول روابط اجتماعی تحمیلی مردسالار می دانند که مردان و اقتدار زبان مردانه برایشان آفریده است. زبان نوشتاری متن به سبب انعکاس باورها، جهان بینی و عواطف زنانه، برجسته کردن تظلم زنانه در تقابل با مرد، توجه به حس بیزاری و هراس در زنان، حس استقلال زنانه، اعتراض به نگاه سرکوبگر مردانه و پاسخ به آن با شعار «من یک زنم، اما می توانم بهتر از یک مرد باشم» و غیره، تلاشی برای رسیدن به سبک زن نوشتاری به شمار می رود.
    کلیدواژگان: زن نوشتار، ساختارشکنی، زبان جنسیتی، مریم جهانی
  • مجید رستنده*، مبارک وحید صفحات 169-192

    عطار که انسی مستمر با قرآن کریم و احادیث داشته برابر مشرب فکری و نوع نگاه خویش، به نحوی گسترده به تاویل آیات و احادیث دست یازیده است. او در این فرآیند علاوه بر تاویل های ساده ساختار و تک بعدی، تاویل های چند بعدی (منشوری) هم دارد؛ به این صورت که او بارها و از مناظر مختلف به یک موضوع قرآنی یا روایی نگاه کرده و هر بار تاویلی متفاوت از آن موضوع واحد ارائه نموده است. این ویژگی که از مختصات سبکی وی به شمار می رود، با عنوان «تاویل منشوری» موضوع این پژوهش است. از سوی دیگر با مطالعه آثار منظوم عطار به روشنی دریافت می شود که او در این آثار، نگاهی خاص به فرآیند آفرینش آدم و هبوط او به زمین دارد. حال این پرسش مطرح می شود که نوع نگاه او به «هبوط آدم از درگاه حق» چگونه است و چه ساختاری دارد؟ پژوهش حاضر بر پایه روش توصیف (descriptive) و تحلیل محتوا (contentanalysis)، پاسخی برای این پرسش ارائه کرده است. یافته ها نشان می دهند که مجموعه تاویل های ارائه شده درباره هبوط آدم، افزون براین که بیانگر نگاه منشوری عطار به ماجرای هبوط آدم هستند، مجموعه ای را تشکیل می دهند که می توان آن را تاویل خوشه ای نامید.

    کلیدواژگان: هبوط آدم، تاویل، تاویل منشوری، تاویل بلاغی، منظومه های عطار
  • لیلا غلامپورآهنگرکلایی*، محمود طاووسی، شهین اوجاق علیزاده صفحات 193-213
    پارادوکس به عنوان یک آرایه بدیعی در ادبیات فارسی، یکی از عوامل زیبایی و برجسته سازی در آثار ادبی محسوب می شود. عطار از این آرایه ادبی به فراوانی در آثار خود استفاده نموده است. این پژوهش در نظر دارد تا کاربرد این آرایه بدیعی را در منطق الطیر و روان شناسی یونگ بررسی و تحلیل نماید. مطابق نتایج، عطار به یاری سیمرغ و یونگ به کمک کهن الگوی خویشتن هر دو در جستجوی تکامل و رشد انسانی؛ یعنی کل یکپارچه اند و کل یکپارچه پارادوکس بنیاد است؛ زیرا از نیروهای متضاد هستی تشکیل شده است؛ نیروهایی چون نیک و بد، عالم صغیر و عالم کبیر، جزء و کل و ماده و مینو (وحدت اضداد) که ناظر به یکپارچگی و تعادل دو جنبه وجود، یعنی «جسم و روان» (سی مرغ یا خودآگاه + سیمرغ یا ناخودآگاه) است که به مقام وحدت تعبیر می شود؛ نتیجه این وحدت، فناست و این فنا در آن واحد، بقاست در ابعاد دیگر هستی. در نتیجه چنین تمامیت پارادوکس بنیاد است که عارف کل نکر و تمامیت جو در «قرن های بی زمان» به سر می برد، «درون سایه آفتاب می بیند»، «در بی خویشی به خویش» می رسد و «در عدم به وجود» دست می یابد.
    کلیدواژگان: پارادوکس، خویشتن، سیمرغ، عطار، منطق الطیر، یونگ
  • زیبا قلاوندی*، محسن نورپیشه قدیمی صفحات 215-239
    تصویر به عنوان بخشی از پیام، واسطه عاطفی گوینده و مخاطب است. بررسی اجزای سازنده تصویر و تاثیری که بر مخاطب می گذارد، می تواند ما را از میزان هیجان و عاطفه شاعر آگاه کند؛ تنوع و پویایی تصویر، موجب ماندگاری آن در ذهن مخاطب و در نتیجه انتقال بیشتر عاطفه می گردد. در این مقاله ابتدا به نقد و بررسی نظریه های مرتبط با عاطفه و تصویر و تاثیر متقابل آن ها بر یکدیگر و بر مخاطب، پرداخته شده است. سپس انواع تصاویر زبانی، حرکتی و صوتی، تصاویر متحرک و استحاله در محور عمودی خیال، هم ذات پنداری از طریق تصویر و همچنین اجزای تشکیل دهنده تصویر؛ مانند افعال، تصویرواژه ها و پیوند آن ها با عاطفه و هیجان مولوی در غزلیات شمس بررسی شده است. مولوی بر خلاف نظریه هایی که ایماژ زبانی را نازل می داند و تصاویر حسی را سطحی، توانسته است با این نوع تصاویر هم عمق عاطفه و هیجان خود را به نمایش بگذارد و هم به اعماق جان مخاطب راه یابد.
    کلیدواژگان: عاطفه، تصویرگری، غزلیات شمس، مولوی
  • سعید کریمی* صفحات 241-265
    بازی های هنری با واژه ها یکی از نقاط ثقل جمال شناسی شعر نظامی است. بخش چشمگیری از این بازی های هنری در خمسه با نام شخصیت های داستانی صورت گرفته است. نظامی با چهل ویک نام واژه در مجموع حدود چهار صد بار، بازی هنری ترتیب داده است. بیشترین تعداد بازی ها با نام های شیرین، شکر، ماهان، شبدیز، گور (بهرام) و لیلی انجام شده است. ایهام تناسب، جناس تام، جناس زائد، تکرار، ایهام، جناس اشتقاق و شبه اشتقاق، جناس لاحق و جناس اختلاف در مصوت بلند (به ترتیب از بیشترین به کمترین) آرایه های ادبی ای هستند که نظامی با بهره گیری از آنها بازی هایی هنری با نام واژه ها راه انداخته است. این تحقیق که به روش تحلیل محتوا صورت گرفته است می کوشد تا ظرافت های رفتار نظامی را با نام واژه ها بررسی نماید و از این طریق، جلوه ای از هنر و توانایی های او را آشکار سازد. نظامی علاوه بر آفرینش زیبایی های شاعرانه، اهداف دیگری را نیز از بازی های هنری با نام واژه شخصیت های داستانی دنبال می کند. تقویت فضای داستانی و نقب زدن به درون شخصیت ها و جلب توجه مخاطب به رفتار آنها برخی از مقاصدی است که نظامی در این هنرنمایی ها بدان ها می اندیشیده است. هر چند ظاهر امر چنین نشان می دهد که شاعر در بسیاری از موارد، آگاهانه با نام واژه ها بازی کرده است اما گاه این شگرد، چنان طبیعی و خوش افتاده است که خواننده بدون تامل مضاعف به آن پی نمی برد. بسامد بالای بازی های شاعرانه با نام واژه ها، یکی از ویژگی های برجسته سبکی را در داستان سرایی نظامی رقم زده است.
    کلیدواژگان: نظامی، بازی های هنری، نام واژه، شخصیت، داستان
  • تمنا گل بابائی اصل، محمد غلامرضایی*، احمد خاتمی، رقیه صدرایی صفحات 267-305
    شعر تجلی گاه تصویرهای شاعرانه و هنری است. این تصویرها با استفاده از علم بیان و شگردها و ابزارهای گوناگون آن شکل می گیرد. شاعر عارف با این تصویرها، تجارب عرفانی و مقدمات آن را بازآفرینی می کند. از مهم ترین ابزارهای این بازآفرینی در ذهن شاعران عارف ازجمله عطار نیشابوری، «تشبیه»، «استعاره» و «تلمیح» است. او در منطق الطیر که داستان سفر معنوی مرغان است، برای بیان تجربه عرفانی و مقدمات آن، تشبیه را بارها به کار برده و آن را با تلمیح ترکیب کرده است. در مقاله حاضر با روش توصیفی- تحلیلی و مروری، ضمن معرفی این ابزارها نشان خواهیم داد که وی در بیان تجارب عرفانی و مقدمات آن از این شگردهای ترکیبی چگونه بهره برده است. در شعر عرفانی، شاعر به دنبال آرایش کلام نیست بلکه یکی از هدف های اصلی او بیان تجارب و مکاشفات عرفانی و درونی و مقدمات آن است، به همین سبب تصاویر شعری او متاثر از نگرش دینی و عرفانی اوست. بیشتر تشبیهات و تلمیحات شعر عطار با آیات و قصص قرآن و شخصیت های دینی، قرآنی و احادیث و موضوعات دینی مرتبط است و این نشان از تاثیر عمیق دین و عرفان بر سبک شعری و بلاغت گفتار او دارد.
    کلیدواژگان: تصویر، تشبیه تلمیحی، استعاره تلمیحی، تجربه عرفانی، منطق الطیر
  • فاطمه مهربانی ممدوح*، حسین صدقی صفحات 307-333
    ادبیات و اجتماع تاثیر متقابلی بر یکدیگر دارند و ادبیات را می توان بازتاب واقعیت های اجتماعی دانست. یکی از جلوه های تاثیرگذاری، تاثیری است که نظام طبقاتی و حکومت استبدادی بر اجتماع و روابط افراد می گذارد و ادبیات به عنوان اصلی ترین نمود اجتماعی آن را در خود بازتاب می دهد. نظام طبقاتی (سلسله مراتبی) یک سیستم فراگیر اجتماعی است که در آن مردم به چند طبقه مجزا تقسیم می شوند و بر اساس آن عده ای خود را برخوردار از حقوق کامل شهروندی دانسته و مابقی را از ابتدایی ترین حقوق محروم می سازند. پذیرش و تاکید بر تفاوت، اختلاف، تضاد، و به طورکلی نابرابری از ویژگی های چنین نظامی است. چنین نظامی منجر به شکل گیری حکومت استبدادی می شود که مولفه های آن تقدس پادشاه و تک گویی است و شاکله آن را ترس تشکیل می دهد. این نظام بر نگرش ها و اعتقادات، خلق وخوی افراد، و شیوه بیان مطالب تاثیر می گذارد؛ به گونه ای که زبان ادبی به سوی بیان غیرمستقیم و پند و اندرز گرایش می یابد و سمت وسوی توصیه ها نیز در خدمت تامین منافع و مصالح طبقه حاکم و قدرتمند جامعه قرار می گیرد. اندرزنامه های سیاسی که با هدف تاثیرگذاری بر رفتار سیاسی حاکمان تدوین شده اند می توانند محمل مناسبی برای بازتاب این نوع از ساختار اجتماعی و نظام حکومتی باشند. ازاین رو، این مقاله سعی دارد با شیوه ای تحلیلی توصیفی به بررسی این تاثیرات و بازتاب آن در برجسته ترین متون تعلیمی نثر فارسی که عمدتا ذیل اندرزنامه های سیاسی قرار می گیرند، بپردازد.
    کلیدواژگان: نظام طبقاتی، استبداد، اندرزنامه های سیاسی، متون نثر تعلیمی
  • فریبا میرزامحمدنیا*، محمدعلی گذشتی، عالیه یوسف فام صفحات 335-356

    سبک شناسی انتقادی رویکرد جدیدی است که ریشه در زیبایی شناسی انتقادی دارد و به تاثیر از دیدگاه های مکتب فرانکفورت پدید آمده است. بررسی متغیرهای سبکی یک متن از منظر انتقادی به کشف ایدئولوژی متن و چگونگی رابطه متن با مرکز سلطه منتهی می شود. در اشعار شاملو از منظر سبک شناسی انتقادی لایه کاربردشناختی و لایه بلاغی و واژگانی قابل بررسی هستند. ذیل لایه کاربردشناسی به بررسی دو متغیر سبکی تکثیر معنا و نوع نگاه هنجارشکن شاملو به اسطوره ها پرداخته شده و تحلیل این شاخصه ها به یاری نظریه زیبایی شناسی انتقادی صورت پذیرفته است. ذیل لایه بلاغی و واژگانی دو متغیر سبکی باستان گرایی و تکرار مورد واکاوی قرار گرفته که از منظر زیبایی شناسی انتقادی این شاخصه ها در خدمت هنجارگریزی زمانی و تقبیح الگوی قدرت در دوران مدرن و نفی سلطه و سرکوب قرار می گیرند. در این بررسی ها، اشعار شاملو در موضعی نفی گرا نسبت به مرکز سلطه قرار دارند. او به یاری شاخصه های سبکی، تک ساحتی شدن انسان مدرن و الگوی قدرت در جوامع معاصر را نقد می کند.

    کلیدواژگان: زیبایی شناسی انتقادی، سبک شناسی انتقادی، شاملو
|
  • Yousof Asghari Bayqut * Pages 1-21
    Turk of mine saying san san (Reviewing the reflection of Turkish language and culture in Khāqāni's Diwān)Yousof Asqari Bayqoot Assistant Professor, Dept. of Persian Language and Literature, University of Jiroft AbstractThere is no doubt that part of poets and writers' imaginary motifs is influenced by their environment and geographical territory and it is somehow reflected in their literature. Writers and poets' susceptibility is more than others due to their subtle and sensitive spirits. Accordingly, the current research aimed to give answer to this question: Had Khāqāni shirwani been influenced by language and culture of Azerbaijan, his living environment? The research showed that the environment and culture of Azerbaijan and its common language, namely the Turkish language, were reflected in various forms in Khāqāni's; In addition to direct presence of thousands of Turkish words, allegories and ironies translated from Turkish, popular beliefs, Azerbaijan environment had serious impact on poet's works and had been the basis of creating many themes and poetic pictures, to the extent that without regarding this, part of Khāqāni's literature in his Diwān was not well interpreted and clarified.Key words: Khāqāni shirwani, Azerbaijan, Language and culture, Turkish language, Susceptibility
    Keywords: Khāqāni shirwani, Khāqāni shirwani's Diwān, Azerbaijan, Language, culture, Turkish languag
  • Sajjad Aydinloo * Pages 23-45
    The greatest act of epic-mythological stories is kill the dragon. Other than Sistan’sheroes in Iran’s gladiatorship-national narratives, a number of kings also fight with dragon, creatures like dragon and dragons that have changedand they kill or capture them.In well-known sources and common narrations about him,Keixosrow Kiani is also one of these kings whohe is not a dragon race, but the story of his confrontation with the dragon is a genuine and ancient narrative that its background may be pre-Islamic sources of Iran and two different reports have survived in Arabic and Persian sources.The first report is in the book of “history of the Senii of the Moluk al-arz va al-anbia” written by Hamze Isfahani and then Zajjaji’sHomayoon nameh and Tarikhe Gozideh and Mostofi’sNozhat al goloob, in which Kexosrowkilled a dragon on the mountain between Fars and Isfahan and the other is the history narrative of Qom that the king is going to Qom to keeping back the dragon’s damage and the dragon escapes from her.The story of killing the dragon by Keyxosrowdue to lack of it in important and impressive texts such as Shahnameh and Tabari historyandagain tobe more prominent of the sacred and spiritual aspect of the king than his warfare and gladiatorship remained unknown and far from attention.
    Keywords: The seni of the Moluk al-arzva al-anbia, Qomhistory, Keyxosrow, dragon, killing the dragon
  • Abbas Baghinejad * Pages 47-66
    Ahmad Mahmoud is a climate writer and realist whose works deal with history, events and historical figures in various ways. The " Hamsayeha" (Neighbors) novel is the author's first novel, with a compilation of historical documentation, imagination, and memoirs by the author. "Hamsayeha", while having the characteristics of a fictional narrative, like the other Ahmad Mahmoud novels, deals with the realist narrative of an important historical event.The story of the "nationalization of the oil industry in Iran" is the plot of this novel, and this historical event plays a central role in shaping it. Much of the novel' relationships and this historical event have been structurally related and structured.In this essay, the reflection and reflection of this historical event and its related events in the "Hamsayeha" novel as well as the author's historical approach and judgment, have been contemplated; And its similarities and differences have been explained and analyzed by historical documents.
    Keywords: Ahmad Mahmoud, History, Story, narrative, hamsayeha
  • Arezu Pooryazdanpanah *, Zeinab Sheikhhosseini Pages 67-89

    The dragon palace, the first volume of the Giants of Persia and I by Arman Arian, is the first mythical novel and one of the most successful examples of Persian teenage novels. The relationship between this novel and ancient Persian texts and Iranian cultural heritage is in reflection. The purpose of this research is to show the textual relation between the novel of the Dragon Palace and the earlier texts by descriptive-analytic method. For this purpose, the more textual approach, one of the cornerstones of the theory of the Gertratt-Genette theory, was chosen as the theoretical framework for this essay. In more text, any textual effects from another text are examined. The relations between texts in more than text, should not be of the same type of interpretation and interpretation, but the admissibility of the texts is the criterion. The findings of the research indicate the widespread connection between the dragon house novel and its predecessors, especially the Shahnameh. This relationship is based on the components of the more textual, more of a kind than the same kind of as the tragedy; However, all three processes of traction, namely displacement, increase, and decrease, are observed in this effect, among which the process of reduction is more frequent.

    Keywords: hypertextuality, Gerard Genette, Dragon Palace, Similarity, Tragedy
  • Mohammad Khakpoor * Pages 91-116
    Belief in the originality of "firm" or "meaning" is one of the important subjects in the world of rhetoric and our literary tradition. Should we know the importance of the formation of works of art from the Form or Form or from the Meaning (content)? which has made a long struggle between the supporters of these two approaches.This endless conflict during the time of Safaviyeh namely the peak and splendor of the literary criticism and stylistics with the attention and the deep knowledge of literary critics is being surprisingly continued. Besides in the Hindi style poem which has also been the most important field of rhetorical subjects and criticism and stylistics, in addition to many other important and new literary subjects, the attention to the originality of form or meaning is glaringly displayed. If in the poems of Saeb, the most rhetorical and fluent poet of Hindi Style, the subjects like:" pure form", "unfamiliar form", " polishing form", " new meaning", " delicate meaning", "strange meaning", "florid meaning", using form and meaning jointly, are seen frequently.
    Keywords: : Saeb Tabrizi, Hindi style, Form, meaning, hemafisation
  • Shahrzad Radmanesh *, Abolghasem Ghavam, Reza Ashraf Zadeh Pages 117-137
    Most of the coordinates of language in Ferdowsi's Shahnameh are based on a central dialogue, along with these speeches, we also encounter the characters. The role of self-reflection is used for lonely conversations and is a narrative that shows the emotional experiences of story characters at different levels of mind and is close to the flow of the mind. This pre-speech stage is an internal quest that the person uses to explain the situations and present their minds. In literature, language and self-reflection are two systems of sign and try to depict the contents of the mind's personality. Self-reflection in Shahnameh means production and conceptual applications.In this paper, from the point of view of linking literature with psychology, spontaneity in Shahnameh has been characterized by two qualitative and quantitative research methods, which shows a significant relationship between self-reflection and personality in Ferdowsi's Shahnam. The result is that selfishness in actions such as action, action or confrontation has shown a passive attitude, while the relationship of personality faces with self-reflection is far more effective and clearer. In the analysis of the content, the most authoritative personality of Shahnameh with (23) Beit Rustam and then Siavash (20) Beat and Kikavos (18 bits) are the most authoritative characters.
    Keywords: Speech, selftalk, personality, action
  • Fariba Rahimi *, Naser Alizadeh Khayyat, Arash Moshfegi Pages 139-167
    Abstract Dual oppositions are one of the most important functions of human collective mind. For the first time, Nikolai Trojistov, a phonologist (1890-1938), referred to the term "double contrasts." This issue has been particularly respected by constructivist theorists, and novelists have either asked for it or used it unwittingly in the narrative structure of their stories. Given the importance of the novel "This street is not accelerating", in the post-revolution literature, this essay attempts, in a descriptive-analytical way based on deconstruction elements, to examine the elements of women in the writings of contemporary literature in this novel. And has come to the conclusion that this modernist novel, in a deconstructive way, seeks to create doubts about the duality of man and woman. The apparent dual opposite of this novel is patriarchal / feminist thinking. For this reason, female characters find that their status and identity are the product of patriarchal imposed social relationships that created men and authority for the male language. The written language of the text is due to the reflection of beliefs, worldviews and emotional affairs, highlighting women's oppression in confrontation with the man, paying attention to the sense of hatred and fear in women, the sense of women's independence in the main character of the novel, protesting the male repressive and responding to With feminist criticism, deconstruction etc., it is an attempt to express contradictions in a patriarchal society .Keywords: women, writing, deconstruction, gender, world Mary
    Keywords: Female-Written, Deconstruction, language, gender, maryam jahani
  • Majid Rastandeh *, Vahid Mobarak Pages 169-192

    Attar who has been continuously in relation with the Holy Quran and hadiths ,has given a great deal of dedication to the interpretation of the verses and hadiths according to his intuition. In addition to simple structural and one dimensional interpretations,he has multi -dimensional interpretations too. In that way,he has looked to the same quranic and narrative matters for many times and gave a different interpretation each time. This feature which is characterized by his style is called »multi-dimensional interpretation «and it's the subject of this research. On the other hand, by studying poetic works of Attar,we clearly find his previlieged attitude to the process of Human's creation and his descending to the earth . Now, this question arises that how is his idea about Human descending from the court of God and what structure it has? The present research is based on a descriptive way and content analysis method and is designed to provide an answer to this question. Discoveries show that presented interpretation about descending of man indicate Attar's multidimensional look to the man's descending and also makes a collection that can be called clustered interpretation.

    Keywords: Human's descending, interpretation, multi-dimensional, Attars' poems
  • Leyla Gholampoor Ahangar Kolayee *, Mahmoud Tavousi, Shahin Ojagh Alizadeh Pages 193-213
    The paradox is considered as an innovative array in Persian literature, one of the factors beauty, surprising and highlighting in literary works (and mystical). This research intends to investigate the causes of the growth of this innovative array in Attar’s Manteq-o-alteir Based on Jung's psychology. According to the results,. Attar, with the help of the Simorgh and Jung, with the help of their own ancestor of both, seek to evolve and develop human, that is, the whole and the whole integrated paradox is fundamental; Because it consists of opposing forces; forces such as good and evil, the small world and the great world, the whole and the material, and the mino (the unity of opposites), which seeks to integrate and balance the two aspects of being, that is, "the body and the psyche" Thirty chicken or self-conscious + Simorgh or unconscious) Which is interpreted as unity; The result of this unity, fanaticism and this fanaticism at one and the same time, survives in other dimensions. As a result of such a complete paradox, that is The mystic of the total and complete in the "centuries", "sees in the shade of the sun", "in selflessness", and "in the absence of existence" It will be achieved.
    Keywords: Attar, Paradox, simorgh, Manteq-o-alteir, Yung
  • Ziba Ghalavandi *, Mohsen Noorpisheh Ghadimi Pages 215-239
    The image as part of the message is the affect intermediate between the speaker and the audience. Examining the components of the image and its impact on the audience can inform us about the amount of emotion and affection of the poet; The diversity and dynamism of the image leads to its permanence in the minds of the audience and, as a result, conveying more affection. The diversity of the image, on the one hand, shows that the speaker has experienced it with all his senses, and on the other hand, it enables the audience to receive the message with various sensory receptors. In the present paper, we first review the theories related to affection, image, demilitarization, and their interactions with each other and with the audience; Then, a variety of verbal, visual and vocal images, cinematic images, and transformation in the vertical axis of imagination, identification through the image as well as the components of the image, such as verbs, the image of words and colors, and their connection with Rumi’s affection and emotion in Shams' sonnets are investigated.
    Keywords: emotion, imagery, Ghazaliat-e-Shamas, Molavi
  • Saeed Karimi * Pages 241-265
    Artistic games with words form the central part of Nizami's aesthetic. The major share of these games are played in Khamsa with the name of fictional characters. With the help of 41 word names, Nizami has performed 400 cases of artistic games. Most items of games have been conducted with Shirin, Shekar, Mahan, Shabdiz, Goor (Bahram) and Leili. Nizami employed literary arrays such as proportion ambiguity, total pun, partial pun, repetition, derivation pun, pseudo-derivation pun, redundant pun, subsequent pun, and difference pun in long vowels (from the most to the least) to run artistic games. Shedding light on these games would reveal the essence of Nizami's art and power. In addition to artistic aesthetics, the poet has followed other objectives too. For instance, with the help of these games, he has supported fictional atmosphere to attract the attention of his readers. Apparently, the poet has deliberately played with the word names, but in some cases the game has been so appropriately that the reader takes it as granted. The high frequency of games with word names is the major stylistic feature of Nizami's works.
    Keywords: nizami, artistic games, word name, Character, Story
  • Tamanna Golbabaei, Mohammad Gholamrezaei *, Ahmad Khatami, Roghiyeh Sadraie Pages 267-305
    The use of Allusive simile and metaphor in expressing the mystical experience and preliminaries(Based on Mantegh-al-teyr by Attar)AbstractPoetry is the manifestation of poetic and artistic images.These images are created using the rhetorics and its various tools. A mystic poet uses these images to recreate the mystical experiences and preliminaries. Among the most important devices used in mystic poets' minds to recreate –Including Attar Neyshaburi- are "simile", "metaphor" and "allusion". He has used simile repeatedly in Mantegh-al-teyr –which is the story of a group of birds' spiritual journey- to express the mystical experience and has combined it with allusion. In this paper, with a descriptive, analytical and review method, as we introduce this device, we will show how these tools or techniques have been used to express his mystical experiences and it’s preliminaries. In mystical poetry, decorating speech is secondary but the main purpose of the poet is to express preliminaries of internal and mystical revelations and experiences, so his poetical images are driven from his religious and mystical attitudes. Most of Attar's similes and allusions are related to verses and stories of Quran and religious and quranic characters and religious subjects and Hadiths, as well as religious sayings, characters and subjects and that is a sign of the deep impact of religion and mysticism on his speech rhetorics.Key words: Image, allusive simile, allusive Metaphor, mystical experience, Mantegh-al-teyr,
    Keywords: Image, allusive simile, allusive Metaphor, mystical experience, Mantegh-al-teyr
  • Fatemh Mehrabani Mamdouh *, Hosein Sedghi Pages 307-333
    Literature and social has mutual effects together and it can know that the literature is a reflection of social realites. One of these influences is the effect of class system and autocratic on the society and membersʼs communication, and the literature as the principle of social appearance itʼs reflect at itself. Class system is a social inclusive system that people disport to some separate class, and in this system some of people enjoyed complete citizenship rights, and the rest of them deprived the primary rights. Acceptance and emphasis on difference, opposition, and generally inequality are the characteristics of this system. Class system has results to autocratic that itʼs components are the sanctity of the king and one-way conversation, and the fear has form itʼs founding. This system has effects on peopleʼs attitude, belives, moods, and expression of the contentsʼs manner. So that literary language tendency to indirect expression and aphorism, and sideways of the content of the literary works to serve the interests of the socialʼs ruling and powerful class. This article studies these effects and itʼs reflection in the educational literature by descriptive-analytic method, relying on the most prominent Persian prose educational texts that classified in political advice writtens.
    Keywords: class system, autocratic, political advice writtens, educational prose texts
  • Fariba Mirzamohammadnia *, Mohamad Ali Gozashti, Aliyeh Yuseffam Pages 335-356

    Critical stylistics is a new approach rooted in critical aesthetics that has emerged from the perspectives of the Frankfurt School.. The study of stylistic feature of a text from a critical point helps us understand how the text is related to the power and what the ideology of the text is. In Shamlou's poems, from the point of view of critical stylistics, the layer of pragmatics and rhetorical and lexical layers can be examined. From the perspective of the pragmatic layer we can study propagation of meaning and deviation on the poems of Shamlou. The analysis of these indicators has been done with the help of critical aesthetic theory. From the perspective of the rhetorical and lexical layers we can study archaism and repetition. From an aesthetic point of view, these attributes are explained deviation on the poems and criticism of power in modern times. In these studies, Shamlou's poems are in a negated position toward the center of domination. He criticizes the one-dimensional man in modern times and also the pattern of power in contemporary societies.

    Keywords: Critical Aesthetics, Critical stylistics, Shamlou