فهرست مطالب

  • سال هشتم شماره 4 (پیاپی 30، زمستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/10/11
  • تعداد عناوین: 12
|
  • محمدحسین کریم*، عبدالماجد سپاهیان، سیدمهدی حسینی، امیر دادرس مقدم صفحات 1-18

    انبه یکی از میوه های گرمسیری محسوب می شود که به دلیل خصوصیات ویژه ای که دارد همواره دارای علاقه مندان زیادی است. خاستگاه اصلی این میوه ی خوش طعم و مطبوع که نقش مهمی در اقتصاد روستانشینان دارد، شبه قاره ی هند، پاکستان، بنگلادش و آسیای جنوب شرقی است و در مناطق روستایی استان های سیستان و بلوچستان، هرمزگان و کرمان به میزان قابل توجهی تولید و کشت می شود. در این مطالعه وضعیت ساختار بازارهای داخلی انبه تولیدی کشور بر اساس شاخص های تمرکز و شاخص های هرفیندال و مزیت نسبی این محصول در استان های تولید کننده بر اساس شاخص های RCA و SRCA در طی سال های 1387-1396 مورد مطالعه قرارگرفته است. نتایج حاصل از آزمون های شاخص های مذکور نشان از آن دارد که ساختار بازار انبه کشور دارای ساختار انحصار دوجانبه (بیش از90 درصد از تولید انبه کل کشور) و متعلق به دو استان هرمزگان و سیستان و بلوچستان است. همچنین بر اساس شاخص های مزیت نسبی آشکارشده مشخص شد که تولید این محصول در استان های سیستان و بلوچستان و هرمزگان دارای مزیت نسبی است و در استان کرمان دارای مزیت نسبی نیست. بر اساس شاخص مزیت نسبی آشکار قرینه شده، میزان مزیت نسبی تولید محصول انبه در استان های سیستان و بلوچستان و هرمزگان بالا است. پیشنهاد می شود با توجه به شرایط اقلیمی خاص مورد نیاز برای تولید محصول انبه و به وجود آمدن شرایط انحصاری طبیعی برای استان های هرمزگان و سیستان و بلوچستان در کشور و همچنین با توجه به اثری که تولید این محصول در رونق اقتصاد و اشتغال زایی برای روستاییان دارد، با افزایش تولید و همچنین امر برندسازی که به سبب خاصیت های منحصر به فرد این محصول تولید شده در این مناطق ایران به راحتی میسر است زمینه ی ورود آن به بازارهای منطقه ای فراهم گردد.

    کلیدواژگان: انبه، توسعه ی روستایی، ساختار بازار، مزیت نسبی، شاخص HHI، شاخص RCA
  • سعید عزیزی، مسعود مهدوی حاجیلویی*، ریباز قربانی نژاد صفحات 19-34

    توانمندسازی از اجزای لازم برای رسیدن به توسعه پایدار به حساب می آید؛ به گونه ای که، دستیابی به توسعه پایدار، بدون توانمندسازی اقشار ضعیف جامعه امکان ناپذیر توصیف می شود. هدف پژوهش بررسی عوامل موثر بر توانمندسازی روستاییان در بخش چندار شهرستان ساوجبلاغ است. این پژوهش ازنظر هدف «کاربردی» و از نظر نحوه گردآوری داده ها، «توصیفی، پیمایشی» است. شاخص های تحقیق با استفاده از مطالعات کتابخانه ای و بررسی تحقیقات گذشته تدوین شده است. در این پژوهش از شاخص های (شاخص بهره مندی از ظرفیت های جغرافیایی، خدمات کمیته امداد، آموزش، علاقه، مشارکت و گردشگری) با 21 گویه استفاده شده است. جامعه آماری با توجه به موضوع پژوهش، ساکنان دهستان چندار با جمعیت 28,841 نفر بوده است که با استفاده از فرمول کوکران حجم نمونه 384 نفر تعیین گردید. مقیاس اندازه گیری براساس طیف لیکرت از خیلی کم تا خیلی زیاد و نحوه نمره دهی پرسش ها نیز از نمره 1 تا 5 بود. برای تحلیل از روش های آماری با استفاده از نرم افزار spss و لیزرل انجام گردید. نتایج نشان می دهند که بالاترین ضریب استاندارد را شاخص بهره مندی از ظرفیت های جغرافیایی (00/1) به دست آورده است و بعد از آن شاخص های خدمات کمیته امداد (88/0)، آموزش (81/0)، علاقه (78/0)، مشارکت (75/0)، گردشگری (63/0)،  قرارگرفته اند.

    کلیدواژگان: توانمندسازی، بخش چندار، تحلیل عاملی تاییدی، کمیته امداد، ساوجبلاغ
  • مهناز اسماعیلی، مریم قاسمی*، خدیجه بوزرجمهری صفحات 35-62

    یکی از مهمترین استراتژی های ارائه شده در چارچوب توسعه پایدار روستایی، رعایت اصل تنوع در منابع درآمدی خانوارهای روستایی است. بر این اساس هر خانوار مجموعه ای متنوع از منابع درآمدی در بخش کشاورزی و غیرکشاورزی را برای بقا و بهبود استانداردهای زندگی خود تعریف می نماید. از این رو تحقیق حاضر به تبیین رابطه تنوع منابع درآمدی و کیفیت زندگی خانوارهای روستایی می پردازد. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی و واحد تحلیل خانوارهای روستایی است. حجم نمونه 258 خانوار در 15 روستا در دهستان گلمکان شهرستان چناران بوده است. متغیر مستقل «تنوع منابع درآمدی» است که به تفکیک بخش های کشاورزی و غیرکشاورزی به کمک 14 شاخص و متغیر وابسته «کیفیت زندگی خانوارهای روستایی» است که در سه بعد اجتماعی، اقتصادی، محیطی-کالبدی به کمک 48 شاخص کمی گردید. روایی پرسشنامه با استفاده از تحلیل عاملی تاییدی 65.72% و پایایی آن با 83/0  مورد تایید قرار گرفت. نتایج حاصل از تحلیل واریانس یک طرفه نشان می دهد تنوع منابع درآمدی موجب بهبود کیفیت زندگی خانوارهای روستایی گردیده است. به طوری که میانگین کیفیت زندگی در خانوارهای دارای منابع درآمدی غیرمتنوع با 2.94، در خانوارهای دارای منابع درآمدی نیمه متنوع با 3.18 و در خانوارهای دارای منابع درآمدی متنوع با 3.45 بوده است (sig<0.05). همچنین بررسی ها نشان می دهد تنوع فعالیت های کشاورزی به طور معناداری در بهبود کیفیت زندگی خانوارها موثر بوده است اما از آنجا که تنوع منابع درآمدی غیرکشاورزی با توجه به اینکه عمدتا مربوط به کارگری با سطح دستمزد پائین بوده است، نتوانسته بر بهبود کیفیت زندگی خانوارهای روستایی موثر واقع گردد.

    کلیدواژگان: تنوع منابع درآمد، خانوارهای روستایی، فعالیت های کشاورزی، کیفیت زندگی، چناران
  • الهام ولی نیا*، حامد قادرمرزی، نصرالله مولایی هشجین صفحات 63-80

    حیات بر روی کره ی زمین به مواد تشکیل دهنده آن متکی است. روستا نیز یک واحد معیشتی است که اقتصاد آن بر بنیان فعالیت های کشاورزی استوار است. با توجه به اینکه بخش کشاورزی از نظر ایجاد اشتغال جدید، قادر به پاسخگویی نیازهای روستاییان نیست، بنابراین ضرورت تنوع بخشی فعالیت های روستاییان به عنوان یکی از راه حل های مناسب برای ایجاد اشتغال، افزایش درآمد روستاییان، جلوگیری از مهاجرت به شهرها و پایداری روستاها بیشتر احساس می شود. فعالیت های معدنی به منزله یکی از فعالیت های غیر کشاورزی است که باعث تنوع بخشی اقتصاد می شود. هدف این پژوهش بررسی تاثیر فعالیت های معدنی در پایداری روستاهای شهرستان قروه از نظر ایجاد اشتغال و تنوع درآمدی روستاییان بوده است. روش تحقیق حاضر از نوع توصیفی- تحلیلی و داده ها به دو روش اسنادی-کتابخانه ای و میدانی (پرسشنامه) تهیه شد که جامعه آماری در این تحقیق تمام شماری است و تمام روستاهای شهرستان قروه که دارای معدن هستند و در قالب آزمون های همبستگی و تک نمونه ای مورد مطالعه قرار گرفته است. نتایج حاکی از آن است که شرایط اقتصادی روستاهای دارای معدن با وجود معادن در ایجاد تنوع اشتغال و افزایش درآمد و پایداری روستاها و روستاییان ضعیف عمل کرده است؛ زیرا بیشتر شاغلین معادن افراد غیر بومی بوده و باعث ایجاد مشکلاتی از لحاظ اجتماعی برای اهالی روستا شده است. آلودگی های ناشی از  فعالیت های معدنی در محیط های روستایی باعث آسیب جدی به زمین های کشاورزی و مراتع شده و فعالیت های کشاورزی و دامپروری را تحت تاثیر خود قرار داده است. در واقع وجود معدن در روستاها نتوانسته جمعیت روستایی را پایدار و در روستا نگه دارد و حتی جمعیت روستایی را افزایش دهد.

    کلیدواژگان: روستا، فعالیت های معدنی، پایداری روستایی، شهرستان قروه
  • سعید کامیابی*، سکینه الیانی صفحات 81-98

    در این تحقیق تناسب زمین برای توسعه کالبدی-فضایی شهر ماکلوان در غرب استان گیلان بر پایه ده معیار در چهار منطقه پیشنهادی ارزیابی شد. در این بین شاخص های اقتصادی همچون هزینه خرید و آماده سازی وزن بالاتری به خود اختصاص داد. در تجزیه و تحلیل اطلاعات از روش توصیفی و تحلیلی وجهت وزن دهی معیارها و پارامترهای مربوط، از مدل سلسله مراتبیAHP  با استفاده از دانش خبرگان و نرم افزار Export choice استفاده شده است. در مقایسه پارامترهای زیست محیطی شهر ماکلوان اغلب شرایط مناسب و نسبتا مناسب دارد به طوری که بر اساس مدل مخدوم از نظر اقلیم، پوشش گیاهی در طبقه اول مناسب، شکل زمین و ژئومرفولوژی و زمین شناسی و خاک و منابع آب طبقه 2 نسبتامناسب قرار دارد. از نظر پتانسیل های آلودگی فقط از نظر شرایط هوا مطلوب است از نظر آلودگی خاک،آب نسبتا به دلیل اثر مردم و گردشگران نامطلوب است. از نظر مخاطرات محیطی مستعدسیل خیزی،خشکسالی متوسط، زلزله و رانش در قسمت های پرشیب است. به طور کلی از آسیب پذیری بسیار بالایی به عنوان یک زیست بوم با ارزش، منابع آب وخاک برخوردار است. هدف اصلی از این مطالعه، تعیین بهترین مکان مناسب برای توسعه آتی شهرماکلوان است که بدون توجه به ارزش های زیست بیوم خود در مسیر توسعه فیزیکی قرار گرفته است؛ به طوری که زمین های کشاورزی (شالیزار و چایکاری) و مشجر، تغییر کاربری داده و تبدیل به خانه و ویلا شده است. تجاوز به حریم ماسوله رودخان به شدت شکل گرفته است. عدم ساماندهی و مبلمان خوب شهری جهت حکمروایی مطلوب شهری نیز ضعیف است و آشفتگی و نوعی آنارشیسم کالبدی-فضایی شکل گرفته است. هرگونه توسعه باید متناسب با محدودیت های اکولوژیکی صورت گیرد و حال آنکه قرار است توسعه هدفمندی بین چهار محدوده جهت توسعه شهر ماکلوان در آینده و بر اساس افق توسعه شهری شکل گیرد. پس از ارزیابی و بررسی و پهنه بندی انجام شده مشخص گردید که محدوده ماکلوان بالا نسبت به ماکلوان پایین، امتداد جنوبی جاده اصلی و سه راهی ماکلوان، توان های محیطی بیشتری جهت توسعه فضایی پایدار آتی شهر دارد.

    کلیدواژگان: توان محیطی، ارزیابی چند معیاره، توسعه پایدار شهری، ماکلوان
  • موسی کمانرودی کجوری*، صادق قلی نیا صفحات 99-118

    امروزه پراکنده رویی یکی از مهم ترین مسائل توسعه شهری کشورهای در حال توسعه است. این مفهوم بیشتر در نیم قرن اخیر وارد ادبیات مدیریت و برنامه ریزی شهری این کشورها شده است. البته ماهیت این پدیده در کشورهای در حال توسعه با کشورهای توسعه یافته متفاوت است. این پدیده در این کشورها اغلب به دلیل روستاگریزی و در کشورهای توسعه یافته به دلیل شهرگریزی به وقوع می پیوندد. این پدیده در کشورهای توسعه یافته اغلب به واسطه گسترش شهر بر روی عرصه های روستایی پیرامون روی می دهد. برخی شهرهای ایران نیز همانند سایر کشورهای در حال توسعه، این نوع گسترش را در مرحله رشد شتابان خود در شش دهه اخیر تجربه کرده که شهر بابل یکی از این شهرها است. این روند اغلب موجب استحاله و دگردیسی ساختاری و کارکردی روستاهای کشور و ادغام آن ها در شهرها شده است. از جمله این پیامدها، تغییر نقش اقتصادی این روستاها از کشاورزی به خدماتی است. جامعه آماری این پژوهش، شهر بابل و روستاهای واقع در بخش مرکزی شهرستان بابل است. محدوده زمانی این پژوهش، سال 1335 تا 1395 است. سوال اصلی این پژوهش این است که شهر بابل از چه الگوی گسترشی در سال های 1335 تا 1395 برخوردار بوده و چه تغییرات اقتصادی را در روستاهای پیرامون خود در محدوده بخش مرکزی شهرستان بابل برجای گذاشته است؟ بنابراین هدف این پژوهش، شناخت الگوی گسترش شهر بابل در این دوره و تاثیر آن بر ویژگی های اقتصادی روستاهای پیرامون آن است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از حیث نوع داده، کمی است که به روش توصیفی-تحلیلی انجام می پذیرد. داده و اطلاعات این پژوهش اغلب به روش کتابخانه ای جمع آوری شده است. جهت تحلیل داده و اطلاعات این پژوهش از آمار توصیفی استفاده شده است. نتایج این تحقیق نشان می دهد که پراکنده رویی شهر بایل در این دوره موجب تغییر نسبت شاغلین بخش های اقتصادی این شهر و روستاهای پیرامون آن شده است.

    کلیدواژگان: شهر بابل، پراکنده رویی شهری، پراکنده رویی، تغییرات اقتصاد روستایی، روستاهای پیرامونی
  • آمنه سواری ممبنی، بهمن خسروی پور، مسعود برادران*، مسعود یزدان پناه صفحات 119-138

    کشاورزی، از یک سو نقش محوری در رشد اقتصادی و توسعه روستایی از طریق ارائه مواد غذایی مورد نیاز و فرصت های شغلی، در کشورهای توسعه یافته ایفا می کند. از سوی دیگر توسعه آینده کشاورزی در هر کشوری متکی به جوانان روستایی است. از این رو، کشاورزی و جوانان نه به طور کاملا جداگانه و یا ناسازگار بلکه مکمل یکدیگرند. در واقع، آن ها باید برای بقای آینده خود دست در دست هم دهند. هدف از این مطالعه بررسی تمایل جوانان روستایی شهرستان باغملک نسبت به اشتغال در بخش کشاورزی است. برای دستیابی به هدف مطالعه حاضر از نظریه شغلی شناخت اجتماعی و تئوری رفتار برنامه ریزی شده، به عنوان چارچوب نظری پژوهش استفاده شد. جامعه آماری این پژوهش جوانان روستایی 15 تا 29 سال سه دهستان میداوود، منگشت و هپرو از توابع  شهرستان باغملک در استان خوزستان  به تعداد 900 نفر بود که بر اساس جدول مورگان نمونه مورد نظر این تحقیق 270 نفر انتخاب شد. روش نمونه گیری چند مرحله ای خوشه ای در دسترس بود و  قابلیت اطمینان و اعتبار ابزار مورد بررسی و تایید قرار گرفت. تجزیه و تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد سازه های نگرش، کنترل رفتاری درک شده، هنجار اخلاقی، هویت خود و هنجار توصیفی از تئوری رفتار برنامه ریزی شده، 71/0 و سازه های خودکارآمدی، نتیجه انتظارات، درک رفتار دیگران، علاقه و موانع از نظریه شغلی شناخت اجتماعی قادرند 74/0 از واریانس تمایل جوانان نسبت به اشتغال در بخش کشاورزی را پیش بینی نماید.

    کلیدواژگان: اشتغال، جوانان روستایی، نظریه شغلی شناختی اجتماعی، رفتار برنامه ریزی شده، باغملک
  • وحید ریاحی، پرویز ضیائیان فیروزآبادی، فرهاد عزیزپور، پرستو دارویی* صفحات 139-168

    تغییرات الگوی کشت، فرآیندهای پویای فضایی هستند که از مولفه های بسیاری تاثیر می پذیرد. شناخت این مولفه های تاثیرگذار، بازگوکننده ی عواملی است که برای انتخاب نوع کشت موردتوجه کشاورزان قرار می گیرد که خود باعث درک بهتر چرایی رفتار آ ن ها خواهد شد و می تواند مورد استفاده مسئولان و سیاستگذاران بخش کشاورزی به منظور معرفی محصولات و نوآوری های جدید به کشاورزان و هدایت تصمیمات آن ها به سوی تنظیم الگوی کشت بهینه قرار گیرد. در این مقاله ضمن بررسی عوامل درونی و بیرونی موثر بر انتخاب الگوی کشت در نواحی روستایی لنجانات و چگونگی ارتباط این عوامل در ایجاد ناپایداری الگوی کشت در این ناحیه، به بررسی پیامدهای ایجاد شده بر اثر این ناپایداری با استفاده از روش کیفی پرداخته شده است. مشارکت کنندگان پژوهش، بهره برداران کشاورز ساکن در محدوده 10کیلومتری در دو طرف رودخانه زاینده رود در ناحیه لنجانات (بلوک لنجان) هستند. از بین آن ها، با استفاده از نمونه گیری نظری، 25 نفر در پژوهش مشارکت داشتند. دراین پژوهش از فنون مشاهده، مصاحبه های عمیق و بحث گروهی متمرکز برای جمع آوری اطلاعات و از روش نظریه ی زمینه ای برای تحلیل اطلاعات استفاده شد. ناپایداری الگوی کشت، تک عاملی نبوده، بلکه متاثر از عوامل مختلفی است که ماهیت طبیعی - اکولوژیک، اجتماعی - اقتصادی، زیرساختی و نهادی دارند. در بین این عوامل، وجود و بروز تنش های محیطی و ضعف نقش پذیری موثر دولت عواملی هستند که از نگاه جامعه محلی از اهمیت بالاتری برخوردار هستند. ناپایداری الگوی کشت متاثر از این عوامل، ناحیه لنجانات را با پیامدهایی چون تغییر و تخریب اراضی زراعی، تضعیف نظام اقتصادی کشاورزان و در نهایت افزایش مهاجرفرستی و زوال روستایی روبرو ساخته است.

    کلیدواژگان: عوامل موثر بر الگوی کشت، ناپایداری در الگوی کشت، نظریه ی زمینه ای، لنجانات، اصفهان
  • نسیم ایزدی، حشمت الله سعدی*، داریوش حیاتی صفحات 169-194

    افزایش جمعیت و بحران انرژی پیش روی جامعه روستایی در آینده،  اهمیت کاربرد انرژی های نو مثل بیوگاز در جهت توسعه پایدار روستایی را نمایان می کند. هدف اصلی این تحقیق مستندسازی تجربیات کاربرد فناوری بیوگاز در راستای دستیابی به توسعه پایدار روستایی ایران بود. این تحقیق از نوع کاربردی و به صورت کیفی بود که با استفاده از مطالعه موردی انجام گردید. جامعه آماری تحقیق، کلیه کاربران فناوری بیوگاز در ایران (11نفر) بودند و با استفاده از سرشماری انتخاب شدند که 5 نفر آن ها موفق و هنوز مشغول به کار هستند و 6 نفر ناموفق بوده و آن را به صورت موقت یا دائم کنار گذاشته اند. برای جمع آوری اطلاعات مورد نیاز تحقیق از روش مشاهده، مصاحبه نیمه ساختارمند و بررسی اسناد و مدارک استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها، از روش کدگذاری و طبقه بندی استفاده گردید. یافته های حاصل از مقایسه افراد موفق و ناموفق در بکارگیری بیوگاز نشان داد که برای موفقیت در بکارگیری فناوری بیوگاز در ایران نیاز به مقدماتی است که در پنج طبقه کلی قرار گرفتند. این پنج طبقه کلی شامل توسعه منابع انسانی، جهت گیری ذهنی، ویژگی های فنی و تکنیکی، اقتصادگرایی و تطابق محیطی بوده است. در نهایت، فرآیندی برای بکارگیری موفق فناوری بیوگاز در ایران ترسیم و پیشنهادات کاربردی ارائه گردید. از جمله پیشنهادات ارائه شده ارائه تسهیلات دولتی و کاهش هزینه های تولید بیوگاز برای دامدارن بود.

    کلیدواژگان: مستندسازی، فناوری بیوگاز، توسعه پایدار روستایی، اقتصادگرایی، فضولات دامی
  • مهدی بشارتده، قاسم نوروزی*، یاسر فیض آبادی صفحات 195-218

    توسعه کشاورزی همواره به عنوان یکی از ابعاد توسعه پایدار روستایی مورد تاکید بوده و بر نقش های اقتصادی و زیست محیطی آن تاکید شده است. در همین راستا و با توجه به نقش و سهمی که استان مازندران در تولید محصول نارنگی دارد، ارزیابی پایداری تولید این محصول به کمک شاخص کارایی اقتصادی-زیست محیطی انجام شد. اطلاعات اولیه از طریق مصاحبه حضوری با 79 باغدار در سال زراعی 98/1397 جمع آوری شد و مدل سازی بین مقدار انتشار گازهای گلخانه ای و عملکرد و هزینه نهاده ها و درآمد با استفاده از روش رگرسیون خطی چندگانه برقرار گردید. در بررسی پایداری زیست محیطی، مجموع انتشار گازهای گلخانه ای در تولید kgCO2eq 18/4794 و نسبتا بالا به دست آمد که نهاده سوخت با 23/54 درصد بیشترین میزان انتشار را در بین نهاده های مصرفی داشت. در بررسی پایداری اقتصادی، کل هزینه های تولید 25/18 میلیون تومان در هکتار و ارزش ناخالص تولید 13/62 میلیون تومان در هکتار به دست آمد که نهاده نیروی انسانی با 76/34 درصد بیشترین هزینه را در تولید داشت. همچنین مقدار بهره وری اقتصادی که یکی از شاخص های مهم پایداری اقتصادی است، 41/1 کیلوگرم بر هزار تومان محاسبه شد. مقدار شاخص کارایی اقتصادی-زیست محیطی نیز 153/9 هزار تومان به ازای هر کیلوگرم معادل دی اکسیدکربن به دست آمد. همچنین نتایج مدل سازی نشان داد که مدیریت مصرف دو نهاده کود دامی و کود شیمیایی می تواند بیشترین تاثیر را در پایداری زیست محیطی و مدیریت هزینه نهاده کود شیمیایی می تواند بیشترین تاثیر را در پایداری اقتصادی تولید این محصول داشته باشد.

    کلیدواژگان: اقتصاد روستایی، توسعه پایدار، رگرسیونی خطی چندگانه، کارآیی اقتصادی-زیست محیطی
  • مسلم سواری*، مهرداد مرادی صفحات 219-242

    پژوهش حاضر با هدف عوامل موثر بر بهبود زیست ‏پذیری خانوارهای روستایی در شرایط خشکسالی در شهرستان هندیجان انجام شد. جامعه آماری این پژوهش شامل همه خانوارهای روستایی شهرستان هندیجان واقع در استان خوزستان می‏باشد که تعداد کل آن‏ها 1906 خانوار است. با استفاده از جدول کرجسی و مورگان، تعداد 230 نفر از آن‏ها به روش نمونه‏ گیری طبقه ‏ای تصادفی با انتساب متناسب انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه ‏ای محقق ساخت بود که روایی آن توسط پانل متخصصان و ورایی سازه بررسی و پایایی آن توسط ضریب آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی تایید شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ‏ها از نرم ‏افزارهای SPSS19 و Lisrel8.54 و برای نشان داده محدوده جغرافیایی مطالعه از Arc GIS10.5 استفاده شد. نتایج تحلیل همبستگی نشان داد که بین عامل‏ های حمایتی، حرفه‏ای و مهارتی، برنامه‏ ریزی و سیاست‏گذاری، مدیریت مزرعه، تشکیلاتی و اجتماعی با سطح زیست‏ پذیری خانوارهای روستایی رابطه مثبت و معنی‏داری وجود دارد. علاوه بر این، نتایج مدلسازی معادلات ساختاری پژوهش نشان داد که عامل‏های تاثیرگذار با ضریب تبیین 81 درصد (γ= 0.90, t=19.39).اثر مثبت و معنی ‏داری بر زیست ‏پذیری خانوارهای مورد بررسی داشته است.

    کلیدواژگان: زیست پذیری، معیشت پایدار، خشکسالی، خانوارهای روستایی، شهرستان هندیجان
  • عسگر حسین زاده، مهدی معمری*، اردوان قربانی، مرتضی مفیدی چلان صفحات 243-259

    از آنجایی که زندگی و معیشت خانوارهای روستایی به طور گسترده ای به منابع طبیعی پایه -همچون مراتع- وابسته است؛ عدم هماهنگی بین نیازهای بهره برداران روستایی و منابع طبیعی، تعلق خاطر روستاییان نسبت به محیط زندگی را کم رنگ کرده و در نهایت منجر به مهاجرت می شود. مهاجرت یکی از عوامل اصلی تغییر جمعیت در مناطق روستایی است که دارای اثرات منفی در درازمدت و کوتاه مدت دارد که این اثرات تغییراتی را در ساختار اجتماعی و اقتصادی مناطق روستایی وارد می کند. در این تحقیق نیز تاثیر عوامل اقتصادی و اجتماعی بر میزان مهاجرت روستاییان در سامان های عرفی روستایی حوزه انارچای مشگین شهر استان اردبیل مورد بررسی قرار گرفت. روش تحقیق از نوع توصیفی-تحلیلی و نوع پژوهش کاربردی است. روش جمع آوری اطلاعات با استفاده از دو روش مطالعات کتابخانه ای و نیز روش میدانی انجام شد. به منظور بررسی علت و انگیزش مهاجرت روستاییان از تکنیک پرسشنامه، مصاحبه، مشاهده و مطالعه آمارهای جمعیتی روستاها از سال 1355 تا 1395 استفاده شد. فرم ها و پرسش نامه های تکمیل شده پس از بازبینی و کدگذاری تحلیل شدند. به منظور اولویت بندی و شناسایی مولفه هایی که بیشترین اهمیت را در زمینه مهاجرت داشته اند، از آزمون فریدمن، برای انتخاب مهم ترین گویه های موثر در مهاجرت از آزمون آماری تجزیه مولفه های اصلی و جهت بررسی سهم هر یک از مولفه های (گویه های) استخراج شده از تحلیل رگرسیون چندگانه به روش گام به گام استفاده شد. نتایج نشان داد مهم ترین گویه های موثر در مهاجرت به ترتیب درآمد پایین، نبود بستر مناسب برای ازدواج جوانان و نبود شغل به ترتیب با میانگین رتبه 93/19، 88/19 و 81/19 می باشند. به نظر می رسد تضعیف ساختارهای اقتصادی و اجتماعی سبب می شود تا روستاییان برای به دست آوردن فرصت های بهتر زندگی به مناطق شهری مهاجرت کنند، بنابراین مهم ترین مشکل این منطقه در سال های آتی نبود نیروی کار جوان برای فعالیت در بخش کشاورزی و دامداری خواهد بود. بر اساس نتایج، درآمد پایین، نبود بستر مناسب برای ازدواج جوانان، نبود شغل و عدم اطمینان از آینده فرزندان بیشترین تاثیر را بر میزان مهاجرت به شهر دارد.

    کلیدواژگان: مهاجرت، مسایل اقتصادی و اجتماعی، روستا، منابع طبیعی، مشگین شهر