فهرست مطالب

  • پیاپی 14 (نیمسال دوم 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/11/22
  • تعداد عناوین: 6
|
  • داریوش نوروزی، مریم فلاحی* صفحات 1-10
    مقدمه

    فرایند تکیه‌گاه سازی به ایجاد ساختارهای یادگیری موقتی اشاره دارد که به افزایش انطباق‌پذیری فراگیران با یک موقعیت یادگیری ویژه می‌انجامد. در آموزش به روش تکیه‌گاه‌سازی فردی با دانش بیشتر تکیه‌گاه‌ها یا حمایت‌هایی برای تسهیل پیشرفت یادگیرنده فراهم می‌آورد به همین دلیل هدف مقاله پیش رو، پرداختن به موضوع تکیه‌گاه سازی در محیط‌های آموزشی جهت کمک به فراگیران به منظور جبران کاستی‌های مرتبط با فقدان مهارت‌های لازم برای یادگیری است. روش‌ها: پژوهش حاضر با روش تحلیل محتوای کمی انجام گرفته است. جامعه مورد پژوهش کلیه مقالات و اسناد چاپی و دیجیتالی است که در مورد تعاریف تکیه‌گاه سازی، ویژگی‌های تکیه‌گاه، مزایای بکارگیری در آموزش، کارکردها و... بحث نمود‌‌ند که با کلیدواژه‌های مشخص در پایگاه اطلاعاتی گوگل اسکولار، مگیران، سیویلیکا و نورمگز یافت شده‌اند. تعداد این اسناد 35 کتاب و مقاله در بازده زمانی 1292- 1396 و 1976- 2015 بوده‌‌ است که بعد از محدود نمودن نتایج جستجو 25 سند معتبر از آنها به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. جهت وارسی پژوهش‌های انتخابی به عنوان نمونه، ابتدا مقالات از نظر اهداف، روش کار و نتایج دسته بندی شدند و نتایج آنها با هم مقایسه و شباهت و تفاوت‌های آنها از این نظر با هم مورد مطالعه قرار گرفت.

    نتایج

    فعالیت‌هایی که در تکیه‌گاه سازی فراهم می‌شود فقط اندکی از سطحی که یادگیرنده می‌تواند به تنهایی انجام دهد بالاتر است. دیگرانی با توانایی بیشتر تکیه‌گاه‌هایی فراهم می‌سازد تا یادگیرنده تکالیفی را به انجام برساند (با کمک) که در غیر این صورت نمی‌تواند. همین طور که توانایی‌های یادگیرندگان افزایش می‌یابد تکیه‌گاه‌های فراهم شده توسط فرد با دانش بیشتر به تدریج محو می‌گردد. سرانجام یادگیرنده می‌تواند به طور مستقل تکلیف را انجام یا بر مفاهیم تسلط یابد. نتیجه‌گیری: با توجه به یافته‌ها، تکیه‌گاه‌ها توانایی یادگیرنده را برای ساختن دانش‌های قبلی، تسهیل و اطلاعات جدید را درونی‌سازی می‌کند. توصیه می‌گردد اساتید از فن تکیه‌گاه سازی برای کمک به فراگیران در یادگیری موضوعات انتزاعی و پیچیده بویژه کاربرد تکیه‌گاه‌سازی در موقعیت‌های عملی که از اهمیت خاصی برخوردارند، استفاده نمایند.

    کلیدواژگان: تکیه گاه سازی، آموزش، کاستی آموزشی، راهبرد آموزشی
  • رضا حسین پور، رامین غریب زاده*، قاسم رحیمی اول، ذکیه رحمتی صفحات 10-22
    مقدمه

    در عصر حاضر، اطلاعات عامل اصلی و زیربنای توسعه اقتصادی و اجتماعی کشورها محسوب می شود و نقش مهمی در زمینه فعالیت های انسانی، نوآوری و توسعه ایفا می کند. پژوهش حاضر با هدف تبیین وضعیت نوآوری سازمانی و توسعه حرفه ای بهورزان ارومیه بر اساس پذیرش فناوری اطلاعات انجام شده است.

    روش ها: 

    روش تحقیق، توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش، کلیه بهورزان مراکز بهداشتی شهرستان ارومیه در سال 1396 می باشد. نمونه آماری 288 نفر می باشد که به شیوه نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار پژوهش سه نوع پرسشنامه استاندارد، پذیرش فناوری اطلاعات (83/0=a)، پرسشنامه نوآوری سازمانی (79/0=α) و پرسشنامه توسعه حرفه ای (84/0=a) است. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های آنالیز واریانس و مدل رگرسیون استفاده شده است.

    نتایج

    نتایج تحلیل های آماری نشان داد که رابطه بین پذیرش فناوری اطلاعات با نوآوری سازمانی با میزان 459/0 در سطح 001/0 و با توسعه حرفه ای کارکنان 621/0 در سطح 00/0 مثبت و معنی دار است. همچنین روابط بین مولفه های هرکدام نیز در سطح 95 درصد مورد تایید و مثبت گزارش شد.

    نتیجه گیری:

     براساس یافته های پژوهش حاضر، در یک فرآیند تعاملی، فناوری اطلاعات و انسان برروی همدیگر اثر گذاشته و اگر خوب عمل شود تغییر و نوآوری به وجود می آید. چنانچه در سازمان مدیران به فناوری اطلاعات توجه داشته باشند و بهورزان خود را از جهات مختلف توسعه نمایند می توانند نوآوری های جدیدی در سازمان ایجاد نمایند. از آنجا که نیروی انسانی ارزشمندترین و مهمترین عامل تولید و اثرگذارترین آن در نیل به توسعه پایدار محسوب شده است، لازم است برای استفاده بهینه از آن امکانات ارتقاء و توسعه این منبع توانمند را فراهم ساخت. لذا توسعه در بخش فناروی اطلاعات برابر با توسعه حرفه ای و نوآوری در سازمان می باشد و سازمان از حالت ایستا به حالت پویا تغییر رویه می دهد.

    کلیدواژگان: فناوری اطلاعات، نوآوری سازمانی، توسعه حرفهای، بهورزان
  • مهین نوملی، لیلا جویباری، اکرم ثناگو* صفحات 22-30
    مقدمه

    استفاده از فضاسازی معنوی در امتحانات باعث آرامش و احساس معنویت در دانشجویان می شود و ازطرفی تلفیق علم و معنویت برای ارائه الگو به جهان از ماموریت های دانشگاه هاست. هدف از این مطالعه، تبیین دیدگاه و تجربیات دانشجویان و مراقبین امتحان از معنوی سازی فضای امتحانات بود.

    روش ها:

     این مطالعه به روش کیفی (تحلیل محتوی مرسوم) در دانشگاه علوم پزشکی گلستان در سال 1394 با استفاده از نمونه گیری مبتنی بر هدف بر روی 67 دانشجو و مراقبین امتحان که تجربه شرکت در امتحانات را با فضاسازی معنوی داشتند، انجام شد. فضا سازی امتحانات شامل پخش آیه الکرسی در بدو شروع امتحان به مدت2دقیقه، نصب پوسترهای محتوی ادعیه آرامش بخش و اذکار بر درب و دیوارهای سالن امتحانات در طول امتحانات بود. در پایان مطالعه، دیدگاه و تجربیات50 نفر از دانشجویان و17نفر از مراقبین امتحان که تجربه شرکت در فضای امتحان مورد مداخله را داشتند از طریق مصاحبه ی نیمه ساختارمند جمع آوری شد و نتایج مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفت.

    نتایج

    مضمون اصلی این مطالعه، «تحول در شرایط و فضای امتحان» با سه مضمون فرعی «رسیدن به آرامش» «سالم سازی محیط امتحانات» و «تمرکز حواس» تبیین شد. مشارکت کنندگان فضای جلسه امتحان امسال را با سال گذشته متفاوت توصیف نمودند. آنان معتقد بودند که آرامش خاصی را تجربه کردند. این فضا مانع از تقلب در امتحان شده بود. احساس تکیه به خدا مانع از حواس پرتی و عملکرد خوب آن ها شده بود.

    نتیجه گیری: 

    یافته های این مطالعه نشان داد مداخله معنوی فضای امتحانات، باعث تحول در شرایط و فضای امتحان شده بود. آرامش، تمرکز حواس و محیطی سالم از پیامدهای معنوی سازی فضای امتحانات بود. اجرای چنین رویکردی در فضای امتحانات دانشجویان توصیه می شود.

    کلیدواژگان: معنویت، آموزش، دانشجو، امتحان
  • مجید ضرغام حاجبی*، پروانه قهرمانی صفحات 30-39
    مقدمه

    دانشجویان هر کشوری از سرمایه های فکری و معنوی آن کشور به شمار می روند و انجام پژوهش هایی در باب انگیزه و پیشرفت و نحوه خودتنظیمی آن ها در یادگیری اهمیت و ضرورت وافری دارد، ازاین رو، هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش راهبردهای یادگیری خودتنظیمی بر انگیزه پیشرفت و باورهای انگیزشی دانشجویان می باشد.

    روش ها: 

    در این مطالعه که یک پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. نمونه مورد مطالعه به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای از بین دانشجویان دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات شهر تهران در سال 1397 انتخاب شد. تعداد 30 نفر انتخاب و به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه های انگیزه پیشرفت هرمنس (1977)، باورهای انگیرشی پینتریچ و دی گروت (1990) جمع آوری شد. پایایی پرسشنامه با استفاده از روش آلفای کرونباخ محاسبه شد که مقدار آن برای پرسشنامه انگیزش پیشرفت 84/0و پرسشنامه باورهای انگیزشی 75/0 به دست آمد. تجزیه و تحلیل داده ها از طریق نرم افزار SPSS در دو بخش توصیفی که شامل میانگین و انحراف استاندارد و استنباطی (آماره تحلیل کوواریانس) انجام پذیرفت.

    نتایج

    یافته های پژوهش نشان داد که آموزش راهبردهای خودتنظیمی بر افزایش انگیزه پیشرفت (11/0) و باورهای انگیرشی (08/0) دانشجویان تاثیر معنی داری دارد (01/0<p).

    نتیجه گیری: 

    یافته های پژوهش حاضر نشان داد، بکارگیری راهبردهای یادگیری خودتظیمی در دانشجویان های باعث می گردد آن ها به طور فعال بتوانند فرایندهایی مانند تنظیم اهداف، خود کنترلی، خود ارزشیابی، خود انگیزشی را مدیریت کنند و با رشد جهت گیری هدف های خود در یادگیری، انگیزه یادگیری را در خود تقویت و تسهیل کنند. بنابراین نهادهای آموزشی بایستی برای آموزش و اعتلای یادگیری خودتنظیمی در دانشجویان کوشش اساسی و جدی کنند.

    کلیدواژگان: یادگیری خودتنظیمی، انگیزه پیشرفت، باورهای انگیزشی
  • فاطمه مختاری*، مریم ذوالفقاری صفحات 40-48
    مقدمه

    در جوامع امروزی موانع متعددی برای پیشرفت تحصیلی وجود دارد که در عملکرد دانش آموزان اختلال ایجاد می کند. یکی از این موانع که موجب افت در عملکرد تحصیلی دانش آموزان می شود، تعلل ورزی تحصیلی است که شیوع بسیار دارد و در اغلب موارد پیامدهای نامطلوب و جبران ناپذیری به همراه دارد. هدف پژوهش حاضر تعیین رابطه بین ذهن آگاهی و تنظیم هیجان با تعلل ورزی تحصیلی دانش آموزان مقطع متوسطه شهر تهران بود.

    روش ها: 

    روش پژوهشی مورد استفاده در پژوهش حاضر، توصیفی - همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش تمامی دبیرستان های دخترانه ی شهر تهران در سال 96 -97 بود. روش نمونه گیری مورد استفاده نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای بود که طی آن از میان تمامی دبیرستان های دخترانه چند مدرسه انتخاب شد. ابزارهای مورد استفاده برای گردآوری اطلاعات شامل پرسشنامه ذهن آگاهی فرایبرگ (2006) پرسشنامه تنظیم هیجانی شوت (1998) و پرسشنامه تعلل ورزی تاکمن (1991) بود. در نهایت داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS (نسخه 23) و در دوسطح آمار توصیفی (میانگین، واریانس، انجراف معیار...) و استنباطی (پیرسون، رگرسیون گام به گام...) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

    نتایج

    نتایج نشان داد بین ذهن آگاهی و تعلل ورزی در بین دانش آموزان مقطع متوسطه تهران رابطه منفی و معناداری با ضریب همبستگی 77/0- وجود دارد. بین تنظیم هیجان و تعلل ورزی در بین دانش آموزان مقطع متوسطه تهران رابطه منفی و معناداری با ضریب همبستگی 48/0- وجود دارد. همچنین ذهن آگاهی و تنظیم هیجانی، میزان تعلل ورزی را در بین دانش آموزان مقطه متوسطه با 78/0 پیش بینی می کنند.

    نتیجه گیری:

     نتایج پژوهش حاضر نشانگر اهمیت ذهن آگاهی و تنظیم هیجان به عنوان مهارت های روانشناختی و هیجانی در کاهش تعلل ورزی دانش آموزان است. افرادی که در مقیاس ذهن آگاهی نمرات بالاتری کسب می کنند، به احتمال بیشتری در زمان حال حضور دارند، نسبت به پدیده های درونی و بیرونی، هوشیار و آگاه هستند، نگرشی غیرقضاوت گونه همراه با پذیرش نسب به پدیده ها را در خود پرورش داده اند و به جای برخوردهای واکنشی و غیر سازنده، به شیوهای سازنده و کنشگرانه در برابر اتفاقات زندگی مقابله می کنند.

    کلیدواژگان: ذهن آگاهی، تنظیم هیجانی، تعلل ورزی، دانش آموزان
  • احمد کیخا، نیره حاجی علیان، مژگان محمدی مهر*، فاطمه دارابی صفحات 48-62
    مقدمه

    علیرغم اینکه پژوهش های زیادی در شناسایی ویژگی های استاد خوب صورت گرفته اما هنوز تلاش های برای یافتن ویژگی های مشترک ادامه دارد. لذا هدف از پژوهش تحلیل و رتبه بندی ویژگی های استاد خوب از دیدگاه دانشجویان دانشگاه علامه طباطبائی می باشد.

    روش ها:

     این پژوهش به روش پیمایشی انجام شد و از نوع تحقیقات توصیفی است. جامعه آماری مورد مطالعه این پژوهش 316 نفر از دانشجویان دانشگاه علامه طباطبائی بودند. گردآوری داده ها با استفاده از یک پرسشنامه دو قسمتی که روایی و پایایی آن مورد بررسی قرار گرفته بود، انجام شد. نظرات دانشجویان در خصوص ویژگی استاد خوب دانشگاهی در مقیاس سنج لیکرت پنج درجه ای مورد بررسی قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و آزمون های تی، کروسکال والیس و فریدمن تحلیل شد.

    نتایج

    یافته های پژوهش نشان داد بیش از نیمی از دانشجویان (61.9 درصد) زن و بقیه (38.1 درصد) مرد بودند. حدود 90 درصد دانشجویان در مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد بودند و مابقی در مقطع دکتری قرار داشتند. بر اساس دیدگاه دانشجویان، پنج ویژگی استاد خوب به ترتیب؛ تسلط استاد بر موضوع درس با میانگین (84/4)، حفظ شخصیت و احترام به دانشجو با میانگین (67/4)، کوشش جهت تفهیم درس و پاسخ به سوالات دانشجو با میانگین (66/4)، قضاوت درست و رعایت عدالت در برخورد با دانشجو (61/4)، انتقاد پذیری و منطقی بودن استاد با میانگین (51/4) رتبه بندی شدند.

    نتیجه گیری:

     در مجموع یافته های پژوهش، بیان می کند از میان پنج ویژگی برشمرده شد برای استاد، ویژگی تسلط استاد بر موضوع درس نسبت به سایر ویژگی ها از اهمیت بیشتری برخوردار است و از آنجایی که اعضای هیئت علمی از مهمترین ارکان نظام آموزشی محسوب می شوند و فراهم کننده بستری جهت رشد فراگیران برای تامین نیروی انسانی متخصص کشور در جهت دستیابی به توسعه می باشند لذا باید در جذب اعضای هیئت علمی و برنامه های آموزشی برای توانمندسازی اعضای هیئت علمی این ویژگی باید مد نظر مسئولان و دست اندرکاران قرار گیرد.

    کلیدواژگان: ارزیابی، استاد، آموزش، تدریس، دانشجویان