فهرست مطالب

  • سال هفتم شماره 2 (پیاپی 15، پاییز و زمستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/11/12
  • تعداد عناوین: 19
|
  • زینب جعفریان*، مژده دهقان، فرهاد برجسته، منصوره کارگر صفحات 1-22

    تنوع زیستی موجود در اکوسیستم مرتع، به طور مستقیم تحت تاثیر ویژگی های رویشی و تنوع گونه های گیاهی آن قرار دارد که همواره متضمن پایداری این اکوسیستم در مقابل تغییرات محیطی و زیستی است. هدف از تحقیق حاضر بررسی عوامل خاکی موثر بر شاخص های تنوع کارکردی و گونه ای به منظور اعمال مدیریت منطبق با شرایط اکولوژیک مراتع چشمه سرخو شهرستان راور استان کرمان است. برای تعیین خصوصیات کارکردی گیاهان مرتعی در طول گرادیان ارتفاعی، 12 نقطه ارتفاعی به فاصله 100 متر از هم در نظر گرفته شد و در هر نقطه، در راستای ترانسکتی عمود برجهت شیب، 5 پلات نمونه برداری مستقر شد. در مجموع 60 پلات برداشت شد. در هر نقطه نمونه برداری 3 نمونه خاک از عمق 0 تا 20 سانتی متری برداشت شد. هشت شاخص تنوع کارکردی شامل رائو (Rao)، چند وجهی محدب (CHull)، غنای کارکرد (FRic)، یکنواختی کارکرد (FEve)، واگرایی کارکرد (FDiv)، پراکندگی کارکرد (FDis)، تنوع ویژگی کارکرد (FAD1) و شاخص تنوع ویژگی کارکرد اصلاح شده (FAD2) و چهار شاخص تنوع گونه ای از نرم افزار FDivrsity استخراج شدند. برای بررسی ارتباط بین عوامل محیطی، گونه های گیاهی و شاخص های تنوع کارکردی و گونه ای از آنالیز های چند متغیره (DCA، CCA، RDA) استفاده شد. نتایج نشان داد که عواملی نظیر ارتفاع، درصد آهک، ماده آلی و رطوبت بیشترین تاثیر را بر روی گونه ها داشتند. نتایج حاصل از همبستگی بین متغیرهای محیطی با تنوع کارکردی نشان داد که بیشترین همبستگی برای محور اول مربوط به درصد رطوبت اولیه 64/0 و محور دوم مربوط به آهک با مقدار 3817/0 می باشد. همچنین همبستگی بین عوامل محیطی حاکی از آن بود که همبستگی بالایی بین رطوبت (61/0r=)، هدایت الکتریکی (75/0r=)، اسیدیته (68/0r=)، درصد مواد آلی (78/0r=)، آهک (72/0r=) و ارتفاع از سطح دریا (77/0r=) با محور اول گونه ای وجود دارد. ارتباط بین شاخص های تنوع کارکردی و غنای گونه ای بیانگر این مطلب بود که اکثر شاخص ها با افزایش غنا گونه ای نیز افزایش پیدا کرده است. نتایج این پژوهش می تواند در پروژه های اجرایی مورد استفاده قرار بگیرد، به این دلیل که ویژگی های کارکردی شدت و جهت تغییرات اکوسیستم را در نتیجه عوامل محیطی به خوبی نشان می دهند.

    کلیدواژگان: تنوع کارکردی، ویژگی های کارکردی، عوامل خاکی، مرتع راور
  • قدیر طاهری* صفحات 23-39

    شناخت روابط بین گیاهان و عوامل محیطی در برنامه ریزی برای بهره برداری پایدار از اکوسیستم مرتع ضرورت دارد. در این مطالعه روابط بین خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاک و پوشش گیاهی رویشگاه های باریجه در مراتع عطائیه و شوررود خراسان رضوی بررسی شد. نمونه گیری از خاک و پوشش گیاهی به روش تصادفی و با استفاده از 46 قطعه نمونه انجام شد. داده ها به روش تجزیه به مولفه های اصلی برای شناسایی متغیرهای با بیشترین تاثیر در واریانس کل ویژگی های خاک و پوشش گیاهی، تجزیه همبستگی کانونی برای تعیین روابط بین پوشش گیاهی و خاک تجزیه و تحلیل شدند. نتایج تجزیه به مولفه های اصلی بیانگر آن بود که در بین ویژگی های خاک، ماده آلی، بافت، نیتروژن، رطوبت اشباع و کاتیون های خاک و در بین صفات پوشش گیاهی، تراکم، تنوع گونه ای، مقدار زی توده پوشش گیاهی و مقدار متابولیت های ثانویه بیشترین تاثیر را بر واریانس کل داشتند. بررسی روابط بین اولین متغیر کانونی پوشش گیاهی و خاک نشان داد که 65 درصد از واریانس مشاهده شده در صفات اندازه گیری شده پوشش گیاهی به دلیل تغییر در خصوصیات خاک است. مقدار ماده آلی و رطوبت خاک با مقدار زی توده پوشش گیاهی و تنوع گونه ای همبستگی مثبت و با مقدار فنل گیاه باریجه همبستگی منفی نشان داد. مقدار کلسیم خاک با تنوع گونه ای و وزن خشک زی توده پوشش گیاهی همبستگی منفی نشان داد. بر مبنای نتایج حاصل از تجزیه های کانونی، خصوصیات خاک و پوشش گیاهی در رویشگاه باریجه به هم وابسته اند و مقدار کلسیم و ماده آلی خاک از خصوصیات مهم و اثر گذار در استقرار باریجه هستند.

    کلیدواژگان: تجزیه به مولفه های اصلی، محتوای آب خاک، تجزیه همبستگی کانونی
  • سیدکاظم بردبار*، مهدی پورهاشمی، علیرضا عباسی صفحات 41-54

    در سال های اخیر خشکیدگی و زوال درختان بلوط در جنگل های زاگرس به عنوان یک بحران مطرح شده و در بسیاری از مناطق باعث نابودی درختان شده است. پژوهش پیش رو با هدف ارائه راهکار اجرایی برای مدیریت این بحران و استفاده از توان جست دهی درختان بلوط انجام شد. برای این منظور، چهار هکتار از جنگل های بلوط ایرانی (Quercus brantii Lindl.) حوضه دشت برم شهرستان کازرون، استان فارس، انتخاب و پس از انجام برش بازیابی، تولید جست آن ها مورد ارزیابی قرار گرفت. درختان نمونه بر اساس آزمایش فاکتوریل و در قالب طرح کاملا تصادفی بررسی شدند، به طوری که تیمار اول طبقه های مختلف قطر کنده شامل سه سطح (کمتر از 15، 15 تا 30 و بیشتر از 30 سانتی متر) و تیمار دوم شامل دو سطح درخت با تاج کاملا خشکیده و درخت نیمه خشکیده بود. در زمستان سال اول، درختان نمونه قطع شدند و از سال بعد وضعیت تولید جست، رویش ارتفاعی و قطری و زنده مانی آن ها هر ساله در انتهای فصل رویش اندازه گیری و ارزیابی شد. نتایج نشان داد که 82 درصد درختان قطع شده تولید جست کردند. از نظر رویش قطری و ارتفاعی جست ها اختلاف معنی داری بین طبقات قطری، طبقات خشکیدگی و تیمارهای ترکیبی آن ها مشاهده نشد. با توجه به نتایج، قطع درختان در محدوده های آسیب دیده به ویژه پیش از خشکیدگی کامل می تواند یکی از راهکارهای اساسی برای ادامه حیات درختان بلوط باشد.

    کلیدواژگان: تولید جست، زوال بلوط، دشت برم کازرون، رویش ارتفاعی، رویش قطری
  • مریم غلامی*، عبدالرزاق دانش شهرکی، اسماعیل اسدی بروجنی، پژمان طهماسبی، حمزه علی شیرمردی صفحات 55-70

    Smyrniopsis aucheri گیاهی است از خانواده چتریان که جوانه زنی بذرهای آن با مشکل روبرو می باشد، لذا تهیه اطلاعاتی در زمینه طول دوره خواب و عوامل موثر در شکستن خواب آن برای احیای عرصه های طبیعی این گیاه ضروری می باشد. به منظور بررسی اثر طول دوره سرمادهی مرطوب و سطوح دمایی بر شکست خواب و استقرار بذرهای گیاه موردنظر، این آزمایش بذر در قالب طرح کاملا تصادفی طراحی و اجرا شد. فاکتورهای مورد ارزیابی شامل: مدت زمان پیش سرمادهی مرطوب در 7 سطح (0، 10، 20، 30، 40، 50 و 60 روز)، سطوح سرمادهی (بدون سرمادهی و اعمال سرما) و سطوح دمایی در چهار سطح (5، 10، 15 و 20 درجه سانتی گراد) بود. نتایج این آزمایش نشان داد که ترکیب دو تیمار سرمادهی و درجه حرارت برای تحریک جوانه زنی بذور این گیاه بیشترین بازده را خواهد داشت و سرمادهی کمتر از 30 روز هیچ اثر بر جوانه زنی بذور نداشت. بنابراین می توان نتیجه گیری نمود که تیمار سرمادهی به مدت زمان 60 روز همراه با درجه حرارت 5 درجه سانتی گراد به عنوان بهترین تیمار برای شکست خواب بذرهای این گیاه می باشد، این تیمار به طور معنی داری در مقایسه با نمونه های شاهد، درصد جوانه زنی (9/51٪)، سرعت جوانه زنی و بنیه بذر را افزایش داد. در ارتباط با شاخص های رشد، نتایج نشان داد، سرمادهی به مدت زمان 60 روز با درجه حرارت 20 درجه سانتی گراد به عنوان موثرترین تیمار جهت افزایش شاخص های رشد گیاهچه می باشد. درنهایت با توجه به نتایج، به منظور بهبود استقرار این گیاه، کاربرد سرمادهی به مدت زمان 60 روز که سبب افزایش تمامی شاخص های استقرار نسبت به تیمار شاهد شد، توصیه می گردد.

    کلیدواژگان: تیمار بذر، جوانه زنی، گیاهان مرتعی، خواب بذر
  • فرج الله ترنیان*، علیرضا آملی کندری، معصومه منصوری، زهرا اسدالهی، امیر میرزایی موسی وند صفحات 71-87

    تلاش برای برآورد ارزش واقعی مجموعه کالاها و خدمات محیط ‏زیستی به ویژه جنگل ‎ها از آنجا ضرورت می‏یابد که هم اکنون فشارهای گوناگون ناشی از انگیزه ها و مقاصد اقتصادی، زمینه ساز زوال و نابودی آن ها شده است. از این رو این مطالعه تلاش می کند تا به بررسی میزان تخریب پوشش گیاهی و کربن آلی تثبیت شده در هر هکتار و ارزش گذاری آن با رهیافت هزینه اجتماعی در مخزن سد چومان و کانی‎گویژان و سامانه انتقال آب بین این دو، به عنوان بخشی از مطالعه ارزیابی اثرات زیست محیطی، در استان کردستان بپردازد. در این مطالعه نمونه برداری با روش بلوکی تصادفی انجام گرفت و در مخزن سد چومان و کانی گویژان تعداد 18 قطعه نمونه 20 در 60 متر و برای سامانه انتقال آب تعداد 8 قطعه نمونه 10 در 60 متر برداشت گردید. میزان کربن ذخیره ای و کربن ترسیب شده با استفاده از فرمول های تجربی از روی زی توده خشک درختان برآورد گردید. نتایج نشان داد که میزان ترسیب کربن در هر هکتار جنگل در منطقه چومان، کانی گویژان و مسیر انتقال آب بین این دو منطقه به ترتیب برابر با 336/0، 37/0 و 44/0 تن در هکتار در سال می باشد و با در نظر گرفتن 12/132 دلار به عنوان هزینه اجتماعی ترسیب هر تن کربن، ارزش ترسیب کربن هر بخش به ترتیب معادل 39/44، 88/48 و 3/58 دلار در هکتار برای سال 1394 برآورد می شود. به طور کلی می توان گفت سالانه 89/45418 دلار خسارت در اثر عملیات سدسازی به خاطر تخریب جنگل‎ها و عدم جذب و ترسیب 67/343 تن کربن به محیط زیست این منطقه با مساحت 41/852 هکتار وارد می شود که می بایست حداقل با ایجاد جنگل کاری و انتخاب گونه مناسب جبران شود.

    کلیدواژگان: ترسیب کربن، سدسازی، هزینه اجتماعی، جنگل کاری
  • محمد مقصودلونژاد*، امیر اسلام بنیاد، شعبان شتایی صفحات 89-105

    امروزه مدل سازی و تعیین معادلات آلومتریک زی توده درختان جنگلی به ویژه درختان ارس برای تعیین وضعیت زیستی و قدرت ذخیره کربن گونه های درختی توده های جنگلی بسیار مهم می باشد. هدف از این پژوهش، تعیین مناسب ترین معادلات آلومتریک برای برآورد زی توده برگ، شاخه فرعی، شاخه اصلی، تنه و زی توده کل درختان ارس در منطقه چهار باغ استان گلستان می باشد. برای مدل سازی در هر طبقه قطری حداقل 3 درخت به منظور برداشت نمونه های برگ و شاخه انتخاب شد. درمجموع از 35 درخت نمونه برداشت شد و در آزمایشگاه پس از توزین و خشک کردن نمونه ها زی توده برگ، شاخه، تنه و کل محاسبه شد. معادلات آلومتریک بر اساس مدل های رگرسیونی توانی، نمایی و چند جمله ای به دست آمد. برای اعتبار سنجی مدل ها از معیار ضریب تعیین، انحراف معیار مدل برازش یافته، تحلیل رگرسیون و تبعیت توزیع مقادیر باقی مانده ها از توزیع نرمال استفاده شد. نتایج نشان داد که از بین متغیرهای مستقل، قطر برابر سینه با 97=R2، سطح تاج با 96=R2 و قطر متوسط تاج با 94=R2، معادلات با شاخص های مدل سازی مناسب تری در بخش های مختلف درخت تولید نمودند. همچنین مدل توانی و چند جمله ای از مدل نمایی مناسب تر بود. ضریب تبیین به دست آمده از مدل های رگرسیونی نشان داد که این معادلات آلومتریک برای برآورد زی توده درختان ارس در منطقه مورد مطالعه مناسب می باشد.

    کلیدواژگان: ارس (Juniperus excelsa)، معادله آلومتریک، مدل توانی، زی توده، چهار باغ استان گلستان
  • مهناز تاتاری، ابراهیم غلامعلی پور علمداری*، زینب اورسجی، مهدی زارعی صفحات 107-123

    این آزمایش با هدف بررسی پتانسیل دگرآسیبی عصاره آبی اندام های مختلف گیاه پنیرک (Malva sylvestrisa L.) بر صفات مورفولوژیکی، فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی فنل کل گیاهان هرز کاسنی (Cichorium intybus L.) و سوروف (Echinochloa crus-galli L.) تحت کشت هیدروپونیک به صورت دو آزمایش جداگانه در قالب طرح کاملا تصادفی در آزمایشگاه گیاه شناسی دانشگاه گنبدکاووس در سال 1396 انجام شد. برای آزمایش، ابتدا بخش هوایی پنیرک در مرحله گل دهی از سطح مزارع شهرستان رامیان جمع آوری شد و سپس اندام های مختلف نظیر ساقه، برگ و گل به تفکیک جدا و نهایتا پودر گردید. در پایان، سوسپانسیون 5 درصد از هر یک از اندام ها و مخلوطی از آن ها تهیه و به محیط کشت هیدروپونیک حاوی گیاهچه های 7 روزه کاسنی و سوروف اضافه شد. نتایج بیانگر واکنش متفاوت گیاهان کاسنی و سوروف به عصاره آبی حاصل از اندام های مختلف پنیرک و مخلوطی از آن ها بود. به طوری که تیمارهای موردبررسی تاثیر افزایشی متفاوتی بر صفات مورفولوژیکی، رنگی زه های فتوسنتزی و فنل کل سوروف نشان دادند. بیشترین اثر افزایشی بر طول ریشه، ارتفاع، سطح برگ، وزن خشک بوته، میزان کلروفیل b، کلروفیل کل مربوط به عصاره حاصل از اندام گل نسبت به شاهد بود. در رابطه با میزان کلروفیل a، کاروتنوئیدها و فنل کل بیشترین این میزان به ترتیب مربوط به اندام برگ، برگ و مخلوطی از اندام ها بود، اگرچه با برخی از تیمارها اختلاف معنی داری نداشتند. در مورد کاسنی، تنها عصاره آبی حاصل از برگ پنیرک، اثر بازدارندگی معنی داری بر سطح برگ، وزن خشک بوته، میزان کلروفیل a، کلروفیل کل و کاروتنوئیدها نشان داد. درحالی که اثر اندام هایی نظیر ساقه، گل و مخلوطی از اندام ها بر صفات موردبررسی به جزء در مورد اثر اندام ساقه و مخلوطی از اندام ها بر وزن خشک معنی دار نبود؛ هم چنین مشاهده شده که طول ریشه، کلروفیل b و فنل کل کاسنی تحت تاثیر هیچ‎یک از تیمارهای موردبررسی قرار نگرفت.

    کلیدواژگان: اثر افزایشی، بازدارندگی، سوسپانسیون، فنل کل، وزن خشک
  • کمیل رکنی*، محمد قلی زاده صفحات 125-140

    شاخص های گیاهی، جهت تفکیک و استخراج پوشش گیاهی روی سطح زمین با استفاده از تصاویر ماهواره ای توسعه یافته اند. جهت آشکارسازی تغییرات پوشش گیاهی، معمولا تصاویر چند زمانه به صورت جداگانه با استفاده از شاخص های گیاهی مورد آنالیز قرار می گیرند و یا از روش تفاضل شاخص گیاهی استفاده می شود. مروری بر مطالعات گذشته نشان می دهد، با وجود توسعه شاخص های متعدد گیاهی توسط محققان، جهت استخراج پوشش گیاهی یا آشکارسازی تغییرات آن به طور معمول از شاخص های NDVI و EVI استفاده می شود. لذا، هدف از این مطالعه، مقایسه و بررسی ای جامع روی کارایی و قابلیت این دو شاخص در آشکارسازی تغییرات پوشش گیاهی در شرایط محیطی و آب و هوایی مختلف می باشد. برای این هدف، چندین منطقه نمونه با شرایط محیطی مختلف شامل گرمسیری، نیمه گرمسیری و مدیترانه ای واقع در مناطقی از کشورهای مالزی، ایران و ایتالیا انتخاب شدند. سپس، روش تفاضل شاخص با استفاده از چند سری تصویر ماهواره ای لندست-7 ETM+ و لندست-8 OLI مربوط به دو دوره زمانی مختلف در سال های 2001 و 2014 بکار برده شد. جهت ارزیابی دقت نقشه های به دست آمده، ماتریس در هم ریختگی ایجاد گردید و پارامترهای دقت کلی و ضریب کاپا محاسبه شدند. سپس برای مشخص شدن ماهیت خطاها در نتایج به دست آمده، خطاهای کمیسیون و امیسیون محاسبه شدند. آنالیزهای ارزیابی دقت نشان داد هر چند نتایج حاصل از روش EVI در برخی از مناطق نمونه قابل قبول می باشد، اما در تمامی مناطق نمونه با تنوع محیطی و آب و هوایی مختلف، روش NDVI نتایج بسیار بهتری را جهت آشکارسازی تغییرات پوشش گیاهی ارائه نموده است.

    کلیدواژگان: شاخص گیاهی، آشکارسازی تغییرات، لندست، NDVI، EVI
  • سیدکاظم بردبار* صفحات 141-154

    در این پژوهش، با تعداد 42 قطعه نمونه 2000 مترمربعی به شکل مستطیل و ابعاد 40*50 متر با استفاده از روش تصادفی- سیستماتیک و شبکه آماری500 ×1000 متری نسبت به آمار برداری از منطقه اقدام گردید. سپس با در دست داشتن آمار درختان و وضعیت پراکنش در طبقات قطری تعداد 30 اصله درخت شاخه زاد بلوط ایرانی با حداقل قطر جست 5 سانتی متر به صورت آمار برداری طبقه بندی تصادفی انتخاب و مشخصه هایی مثل تعداد جست، قطر جست، ارتفاع کل، ارتفاع تاج، قطر بزرگ و کوچک تاج آن ها اندازه گیری شد. درختان بلوط ایرانی موجود در منطقه به طبقات قطری 5 سانتیمتری تقسیم شده و در هر طبقه 3 درخت مورد اندازه گیری قرار گرفت. نمونه هایی نیز از اندام های مختلف درخت مثل  لاشبرگ، تنه، سرشاخه و برگ تهیه و مقدار درصد کربن خالص در هرکدام از گونه ها در آزمایشگاه به طور مجزا محاسبه شد. برای تعیین میزان کربن موجود در خاک، نمونه خاک هر کدام از قطعات تهیه و در آزمایشگاه میزان کربن آلی در خاک اندازه گیری شد. نتایج این تحقیق نشان داد میزان کربن ترسیب شده در هر هکتار 8/27 تن بوده که 16 تن آن در خاک و 8/11 تن مربوط به اندام های مختلف درختان بلوط ایرانی می باشد که معادل 09/102 (95/58 تن در خاک و 14/43 تن در اندام های مختلف) تن دی اکسید کربن جذب شده در هکتار است. نتایج آزمون دانکن نشان داد بین کربن ترسیب شده در تنه با سایر قسمت های درختان و همچنین بین کلاسه های قطری مختلف چست ها اختلاف معنی داری وجود دارد. برآورد ارزش اقتصادی ترسیب کربن در این توده نشان داد که هر هکتار از جنگل بلوط 40 ساله ازنظر ترسیب کربن، ارزشی معادل 94/6193 دلار داشته که ارزش سالانه آن برابر 84/154 دلار است.

    کلیدواژگان: استان فارس، بلوط ایرانی، ترسیب کربن، شاخه زاد
  • محسن کاظمی* صفحات 155-179

    گیاهان مرتعی، نقش ارزنده ای در برآورده ساختن احتیاجات تغذیه ای دام های چرا کننده دارند. هدف این مطالعه، بررسی ارزش تغذیه ای چهار گونه گیاهیMalcolmia africana، Plantago lanceolata، Phlomis cancellata و Klasea latifolia در مراتع کوهپایه ایبالا جام شهرستان تربت جام بود. نمونه برداری از گیاهان به صورت  تصادفی قبل از مرحله گلدهی انجام شد. از یک محیط کشت تهیه شده از مایع شکم به گوسفند برای برآورد برخی پارامترهای تخمیری و تجزیه پذیری ماده خشک یا ماده آلی گیاهان استفاده شد. ترکیبات شیمیایی و معدنی گیاهان با استفاده از روش های استاندارد تعیین شدند. این گیاهان از ترکیبات شیمیایی و معدنی متفاوتی برخوردار بودند. بیشترین مقدار ماده خشک (92/18%)، پروتئین خام (37/22%) و منیزیم (24/8 گرم/کیلوگرم ماده خشک) مربوط به P. concellata، بیشترین مقدار ماده آلی (60/91%)، عصاره عاری از ازت (33/58%)، کربوهیدرات های غیر فیبری (01/47%) و عناصر کلسیم (08/14 گرم/کیلوگرم ماده خشک) و سدیم (23/4 گرم/کیلوگرم ماده خشک) مربوط به K. latifolia و نیز کمترین مقدار الیاف نامحلول در شوینده خنثی (93/26%) و اسیدی (20/21%) و لیگنین نامحلول در شوینده اسیدی (73/2%) مربوط به K. latifolia بود (05/0>P). در بین عناصر معدنی، بیشترین مقدار مربوط به پتاسیم (دامنه 75/32-61/11 گرم/کیلوگرم ماده خشک) بود. بیشترین مقدار فسفر (37/4 گرم/کیلوگرم ماده خشک) و پتاسیم (75/32 گرم/کیلوگرم ماده خشک) مربوط به P. lanceolata بود (05/0>P). بیشترین مقدار آهن (37/0 گرم/کیلوگرم ماده خشک) نیز در M. africana مشاهده شد (05/0>P). بالاترین مقدار حاصل از فراسنجه های تولید گاز (گاز 12، 24، 48، 72، پتانسیل و ثابت نرخ تولید گاز به ترتیب  برابر 06/48، 93/61، 82/70، 41/74، 91/73، 093/0 میلی لیتر بود)، تجزیه پذیری  ماده خشک (14/75%) و ماده آلی (47/78%)، مصرف ماده خشک (47/4 درصد وزن زنده بدن)، شاخص ارزش نسبی تغذیه ای (84/250) و شاخص کیفیت نسبی علوفه ای (67/256)، انرژی قابل متابولیسم (70/10 مگاژول/کیلوگرم ماده خشک)، انرژی خالص شیردهی (56/6 مگاژول/کیلوگرم ماده خشک)، اسیدهای چرب فرار کل (72/65 میلی مول/لیتر) و کمترین مقدار نیتروژن آمونیاکی (85/13 میلی گرم/دسی لیتر) مربوط به K. latifolia بود (05/0>P). به نظر می رسد که هر چهار گیاه مطالعه شده از ارزش تغذیه ای مناسبی برای دام های چراکننده برخوردار بوده؛ ولی ارزش تغذیه ای K. latifolia بیشتر از سایر گیاهان بود.

    کلیدواژگان: شاخص ارزش نسبی تغذیه ای، شاخص کیفیت نسبی علوفه، انرژی قابل متابولیسم، ترکیبات شیمیایی و معدنی علوفه
  • رقیه حبیبی، کامران رهنما*، سیداسماعیل رضوی، مرتضی خمیری، محمدرضا آصف صفحات 181-195

    در این بررسی قارچ های جداشده از ریشه گیاه گل آفتابی Helianthemum ledifolium و خاک اطراف دنبلان صحرایی (Terfezia claveryi) از 10 منطقه مختلف در شهرستان گنبد کاووس واقع در استان گلستان مورد شناسایی قرار گرفت. شناسایی قارچ های دنبلان نمونه برداری شده با روش های مورفولوژیکی و مولکولی انجام گرفت. با استفاده از محیط کشت های سیب زمینی دکستروز آگار، عصاره مالت آگار و موراشیگ و اسکوگ و نگهداری در دمای 25 درجه سانتی گراد، 21 گونه ی قارچی متعلق به 13 جنس جداسازی شد. بیشترین جدایه ها به ترتیب مربوط به خاک اطراف آسکوکارپ های دنبلان صحرایی (T.claveryi) و ناحیه ریزوسفر گیاه گل آفتابی (H. ledifolium) بود. گونه های قارچی از دو جنس Aspergillus و Fusarium فراوان ترین گونه های جداسازی شده از خاک اطراف دنبلان صحرایی بودند. گونه هایی از جنس های Acremonium، Paecilomyces، Polyschema و Ulocladium با کمترین فراوانی برای اولین بار از این مناطق جداسازی شدند. همچنین گونه Polyschema sclerotigenum برای نخستین بار از ایران گزارش گردید. نتایج آنالیز نمونه خاک های جمع آوری شده از مناطق مختلف دارای دنبلان نشان داد که در ساختار خاک و میزان آهک موجود اختلاف کمی وجود دارد و غالب نمونه خاک های جمع آوری شده از نوع بازی با 2/8 pH، غیر شور، با میزان مواد آلی کم، شنی و میزان آهک بالا هستند. در حالی که میزان فسفر در اکثر نمونه های خاک کم و تغییرات در مکان های نمونه برداری یکسان و اختلاف در بین آن ها از نظر آماری معنادار نبود.

    کلیدواژگان: ریزوسفر، فسفر، فلور قارچی، Helianthemum ledifolium، Terfezia claveryi
  • محمد ساغری*، مسلم رستم پور، محمدعلی محمدی صفحات 197-215

    مطالعه پوشش گیاهی در ارتباط با عوامل محیطی، یکی از جنبه های مهم در مدیریت و حفاظت اکوسیستم های طبیعی محسوب می شود. در این تحقیق به بررسی اثر ارتفاع از سطح دریا (در چهار طبقه: کمتر از 1600 متر، 1800-1600، 2000-1800 و بیشتر از 2000 متر) و جهت شیب (در چهار جهت اصلی: شمال، جنوب، شرق و غرب) بر خصوصیات رویشی و زایشی درختچه بادام کوهی شامل: تعداد در هکتار (تراکم)، ارتفاع متوسط، قطر تاج پوشش، تعداد جست، قطر قطورترین جست، درجه سلامت تنه و تجدید حیات طبیعی پرداخته شد. به منظور بررسی اثرات ارتفاع و جهت شیب بر  خصوصیات رویشی از تحلیل GLM و آزمون LSD و به منظور تعیین همبستگی بین ارتفاع از سطح دریا با خصوصیات رویشی و تجدید حیات طبیعی درختچه بادام کوهی از ضرایب همبستگی پیرسون و اسپیرمن استفاده شد. نتایج نشان داد که اثر ارتفاع از سطح دریا بر کلیه خصوصیات رویشی مورد مطالعه درختچه بادام کوهی معنی دار است (01/0 P<). نتایج مقایسه میانگین ها نشان داد که بیشترین تراکم و تجدید حیات طبیعی در طبقه ارتفاعی 2000-1800 متر و کمترین آن در طبقه ارتفاعی کمتر از 1600 متر واقع شده است. همچنین حداکثر ارتفاع درختچه در طبقه ارتفاعی کمتر از 1600 متر و حداقل آن در طبقات ارتفاعی 2000-1800 و بالاتر از 2000 متر بود. نتیجه تحلیل GLM نشان داد که بیشترین قطر تاج پوشش و سلامت تنه در ارتفاع کمتر از 1600 متر و جهت شمالی و کمترین آن در ارتفاعات میانی و بالا و جهات جنوبی و شرقی مشاهده شده است. نتایج تحلیل همبستگی نشان داد که بین ارتفاع از سطح دریا و تعداد جست همبستگی مثبت معنی دار و بین ارتفاع از سطح دریا و ارتفاع گیاه، قطر تاج پوشش درختچه و نیز سلامت تنه آن همبستگی منفی معنی داری وجود داشت.

    کلیدواژگان: ارتفاع از سطح دریا، جهت شیب، نیازهای بوم شناختی، پوشش گیاهی، بادام کوهی
  • مهدیه تجملیان*، حمید سودائی زاده، کاظم صباغ، اصغر مصلح آرانی، محمدهادی راد، محمدعلی حکیم زاده صفحات 217-235

    گیاه رمس (Haloxylon salicornicum (Moq.) Bunge ex Boiss) گونه ای درختچه ای است که در بخش های وسیعی از مناطق مرکزی ایران رویش دارد. سازگاری بالای این گونه به شرایط سخت محیطی و اهمیت آن در تثبیت شن، کنترل ریز گردها و کارکردهای دارویی، ایجاب می نماید تا با شناخت تنوع ژنتیکی آن، نسبت به انتخاب ژنوتیپ های برتر اقدام نمود. در این مطالعه تعداد 12 آغازگر مربوط به نشانگر داخلی ریز ماهواره ها برای ارزیابی تنوع ژنتیکی 30 ژنوتیپ رمس از سه منطقه جغرافیایی استان یزد استفاده شد. از بین 12 آغازگر تنها 4 آغازگر قادر به تکثیر 39 مکان ژنی با تولید باندهای واضح شدند که تعداد 32 باند، چند شکلی (5/79%) نشان دادند. متوسط میانگین مقادیر ضریب تنوع پذیری نی و شانون به ترتیب 451/0 و 643/0 تعیین گردید. آغازگرهای ISSR826 با 15 آلل وآغازگر SSR17 با 7 آلل باند به ترتیب بیشترین و کمترین مکان ژنی را تولید نمودند. تعداد آلل ها در هر جایگاه از 7 تا 15 آلل متغیر بود و با میانگین 9/7 محاسبه گردید. با استفاده از آنالیز خوشه ای بر مبنای ضریب الگوریتم UPGMA و ضریب تشابه جاکارد، جدایه ها با سطح تشابه 75% در 11 گروه قرار گرفتند. شاخص شانون، تجزیه و تحلیل  مولفه های اصلی (PcoA) و تجزیه واریانس مولکولی (AMOVA) تفاوت معنی داری بین جداره های سه منطقه مشاهده شد. تجزیه واریانس مولکولی نشان داد بالاترین مقدار تنوع ژنتیکی (81%) در بین جدایه ها توزیع شده بود و تنوع ژنتیکی درون جدایه های مختلف 19 درصد تعیین گردید. بر پایه نتایج به دست آمده چنین اثبات می شود که تنوع ژنتیکی بالای درون جمعیت ها می تواند به علت توزیع بسیار نزدیک جوامع رمس در نواحی مورد مطالعه  باشد.

    کلیدواژگان: بافق، تنوع ژنتیکی، رمس (Haloxylon salicornicum (Moq.) Bunge ex Boiss)، نشانگر ISSR
  • مریم دریکوند، فرهاد قاسمی آقباش*، کامران عادلی، سعید غلامرضایی صفحات 237-252

    راه و توجه به حمل ونقل جاده ای از مهم ترین نیازهای روستاییان است که به عنوان یکی از زیرساخت های مهم در توسعه یک منطقه محسوب می شود، بدون شک روستاها با توسعه راه های ارتباطی و به خصوص ایجاد بزرگراه ها، از امکانات بهتر و بیش تری برخوردار شده و معضلات و مشکلات آن ها نیز کاهش می یابد. در این پژوهش، مهم ترین پیامدها و عوامل تاثیرگذار بزرگراه خرم زال بر وضعیت جنگل نشینان با استفاده از روش تجزیه وتحلیل SWOT تدوین شد. به این منظور ابتدا با استفاده ازنظر کارشناسان امر نقاط قوت، ضعف، فرصت و تهدید احداث بزرگراه جمع آوری شده و با استفاده از روش SWOT مشخص شد که منطقه در وضعیت استراتژی رقابتی قرارگرفته و می توان با استفاده از نقاط قوت، اثرات نقاط تهدید پیش رو را تا حدی کنترل نمود. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که تسهیل در عبور و مرور (وزن نهایی فاکتور= 04/245) مهم ترین عامل تاثیرگذار و قوت بر وضعیت جنگل نشینان است. تخریب پوشش جنگلی منطقه (وزن نهایی فاکتور= 09/192) و کاهش سطح جنگل ها (وزن نهایی فاکتور= 8/176) و جذب گردشگر (وزن نهایی فاکتور= 2/103) به ترتیب مهم ترین نقاط ضعف، تهدید و فرصت گزارش می شوند. ازنظر توسعه یافتگی می توان بیان داشت که منطقه موردبررسی علی رغم برخورداری از شبکه جاده ضعیف و ساده (α= -0.25 β= 0.5) از خدمات بالایی برخوردار بوده است.

    کلیدواژگان: بزرگراه، تحلیل Swot، شاخص Z، جنگل نشینان، جنگل های زاگرس
  • مینا اسماعیلی*، پیمان کرمی، میرمهرداد میرسنجری صفحات 253-273

    در حالی که در سال های اخیر به دلایل متعدد بر میزان مسافرت، گردش و گردشگر افزوده شده، میزان معضلات و مشکلاتی که ناشی از این فعالیت در عرصه است نیز مورد توجه مدیران قرار گرفته است. با استفاده از نقاط حضور گردشگر در شهرستان جوانرود و مدل های تحلیل سلسله مراتبی (AHP) و جنگل تصادفی (RF)، شرایط استقرار گردشگران از جنبه آمایش سرزمین مورد بررسی قرار گرفت. در مدل جنگل تصادفی با استفاده از نقاط حضور گردشگر و تعداد 9 متغیر تاثیرگذار بر روی استقرار گردشگر، نواحی مطلوب جهت استقرار در تمام پهنه شهرستان بررسی شد. سپس با استفاده از تحلیل سلسله مراتبی، مناطق مناسب برای استقرار گردشگر از دیدگاه آمایش سرزمین بررسی شد. اعتبار سنجی مدل های مذکور با استفاده از آماره (ROC) انجام گرفت. شناسایی حد آستانه مطلوبیت با استفاده از آماره یادون انجام گرفت. بر اساس نتایج حاصل از حساسیت سنجی در مدل جنگل تصادفی، متغیرهای فاصله از جاده، فاصله از شهر و فاصله از معیار امنیت (پاسگاه و ایستگاه امداد و نجات) بیشترین تاثیر را بر روی استقرار گردشگر داشته اند. بر اساس نتایج حاصل از تحلیل سلسله مراتبی، معیارهای نزدیکی به شهر، شیب و فاصله از جاده در توسعه مدل نقش داشته اند. نتایج اعتبار سنجی مدل در روش جنگل تصادفی برابر 93/0 و در تحلیل سلسله مراتبی برابر 92/0 محاسبه گردید. 14/73 کیلومتر مربع  در جنگل تصادفی، 53/203 کیلومتر مربع در روش تحلیل سلسله مراتبی و 67 کیلومتر مربع  به صورت   مشترک دارای مطلوبیت استقرار است. محدوده ای معادل 6 کیلومتر مربع از روش جنگل تصادفی برای استقرار فاقد ضوابط لازم است.

    کلیدواژگان: تحلیل سلسله مراتبی، جنگل تصادفی، جنگل های بلوط، شهرستان جوانرود
  • محبوبه سالمی، نفیسه مهدی نژاد*، براتعلی فاخری، حبیب الله ایجباری صفحات 275-294

    انار شیطان درختی به طور تقریبی همیشه سبز است که به دلیل گل های زیبا، مقاومت به دما و خشکی بالا، تثبیت شن های روان، درمان برخی بیماری ها و تهیه چوب قابل توجه است. در این مطالعه تفاوت میان جمعیت های انار شیطان هفت رویشگاه متفاوت از شهرستان جیرفت واقع در استان کرمان با استفاده از نشانگرهای مورفولوژیکی و فیزیولوژیکی ارزیابی و تحلیل گردید. نتایج نشان داد اکثر صفات مورد بررسی  در رویشگاه های مورد مطالعه دارای اختلاف معنی دار بودند که نشان دهنده وجود تنوع در هر صفت می باشد. با افزایش ارتفاع از سطح دریا ارتفاع گیاه، طول و عرض برگ و وزن تر و خشک و قطر ساقه روندی کاهشی نشان دادند. همچنین بیشترین میزان فعالیت آنزیم های آنتی اکسیدان مربوط به برگ درختان مناطق عنبرآباد و گمرکان بود. ضرایب همبستگی بین صفات نشان داد بین برخی از صفات رویشی و صفات فیزیولوژیک همبستگی مثبت یا منفی معنی دار وجود دارد. در نهایت، می توان از این تنوع موجود در میان توده های جمع آوری شده در مناطق جنوب کشور به عنوان یک منبع ژنتیکی ارزشمند، برای کارهای اصلاحی استفاده کرد.

    کلیدواژگان: جمعیت، رویشگاه، تنوع ژنتیکی، جیرفت، صفات
  • ملیحه بهرنگ منش، حسن خسروی*، حسین آذرنیوند، آلفانسو سناتور صفحات 295-318

    بررسی پایداری روند تغییرات پوشش گیاهی یکی از مهم ترین موضوعات مدیریت پوشش گیاهی در راستای توسعه پایدار است. انجام مطالعاتی دراین زمینه جهت انتخاب سیاست های مدیریتی مناسب برای سازگاری بیشتر با شرایط جدید ضروری به نظر می رسد. در این تحقیق تغییرات روند پویایی پوشش گیاهی استان فارس با استفاده از شاخص NDVI به دست آمده از MOD13Q1 در بازه زمانی 2001 تا 2017 مورد بررسی  قرار گرفت. آزمون من کندال و تیل-سن در Earth Trends Modeler نرم افزار TerrSet و شاخص هورست در نرم افزار Arc GIS محاسبه، سپس نتایج با یکدیگر تلفیق شدند. روند Theil-Sen برای تحلیل آماری شیب تغییرات، همراه با آزمون Mann-Kendall برای معنی دار بودن این تغییرات، یک روش جدید برای بررسی روند تحلیل داده های سری زمانی NDVI است. با تلفیق نتایج تجزیه و تحلیل روند و نتایج شاخص Hurst، پایداری آینده در روند تغییرات NDVI نیز محاسبه شد. با توجه به تجزیه و تحلیل شاخص هورست، بیشتر تغییرات پوشش گیاهی در آینده مخالف با تغییراتی است که در گذشته اتفاق افتاده است. نتایج تحلیل روند تغییرات نیز بیانگر این است که رشد گیاه در مناطق کوهستانی به طور مداوم با نرخ بالاتر از مناطق دشت بهبود می یابد. در نهایت با تجزیه و تحلیل  شاخص هورست و روند تغییرات پوشش گیاهی، بیشترین درصد تعداد پیکسل مربوط به ماه می با 1/41% در کلاس B می باشد. کلاس B بیانگر این است که روند بهبود جایگزین روند تخریب در منطقه شده است و این روند در آینده ادامه نخواهد داشت. در این ماه نواحی شمالی و نوار جنوبی استان دارای مقدار ماکزیمم ارزش عددی می باشد.

    کلیدواژگان: شاخص هورست، من، کندال، NDVI، تیل-سن
  • مهرداد زرافشار*، محمد متینی زاده، محمدجواد روستا، سید کاظم بردبار، یحیی کوچ، محمدرضا نگهدار صابر، علیرضا عباسی، کوکب عنایتی صفحات 319-332

    به منظور بررسی اثر تخریب جنگل و تبدیل آن به کاربری کشاورزی، تحقیقی در منطقه دشت ارژن-فارس با تکیه بر بعضی از ویژگی های زیستی خاک انجام شد. در همین راستا دو کاربری جنگل بلوط ایرانی و زمین کشاورزی زیر کشت با سابقه بیش از 20 سال در مجاورت هم مورد ارزیابی قرار گرفت. در هر کاربری نمونه های خاک از عمق 10-0 سانتی متر جمع آوری شد. بدین منظور 3 قطعه نمونه تصادفی با ابعاد 10×10 متر در هر کاربری پیاده و نمونه برداری انجام شد. بعد از انتقال نمونه های خاک به آزمایشگاه مشخصه های زیستی شامل تنفس پایه و برانگیخته میکروبی، کربن و نیتروژن بیوماس میکروبی، ضریب متابولیکی، شاخص قابلیت دسترسی به کربن، نسبت کربن بیوماس میکروبی به کربن آلی به انضمام آنزیم های اوره آز، آلکالین فسفاتاز، اسید فسفاتاز و دهیدروژناز مورد سنجش قرار گرفت. به منظور تجزیه و تحلیل آماری از آزمون تی غیرجفتی استفاده شد. نتایج نشان داد که مقادیر مشخصه های میکروبی خاک در توده جنگلی بلوط ایرانی حدود 2 تا 3 برابر بیشتر از کاربری کشاورزی است. اگر چه نسبت کربن بیوماس میکروبی به کربن آلی در کاربری جنگل بلوط حدود 10 درصد بالاتر بوده ولی ضریب متابولیکی و شاخص دسترسی به کربن در هر دو کاربری مشابه بود. از سوی دیگر، فعالیت آنزیم آلکالین فسفات از در زمین کشاورزی زیر کشت یونجه، به دلیل مصرف کودهای فسفاته، بیشتر از جنگل بلوط ایرانی بود در حالی که فعالیت سایر آنزیم ها دارای تفاوت معنی دار آماری نبود. نتایج این پژوهش به طور واضح نشان داد که حفظ جنگل های بلوط ایرانی در اکوسیستم ارزشمند زاگرس می تواند سبب حفظ کیفیت خاک شود.

    کلیدواژگان: کیفیت خاک، جنگل طبیعی، اکوسیستم زاگرس، آنزیم آلکالین فسفاتاز، تنفس میکروبی، بیوماس میکروبی
  • پیمان کرمی، کامران شایسته*، مینا اسماعیلی صفحات 333-356

    در مدل های محیطی، گیاهان به عنوان  بخشی مهم برای کنترل تغییرات محیط زیست  در نظر گرفته می شوند. به منظور  تبیین اهمیت پوشش گیاهی بر روی دمای سطح زمین (LST)، پیش پردازش های   اولیه بر روی تصویر لندست 8 انجام گرفتو از روش پنجره مجزا برای تعیین دمای سطح استفاده شد. اختلاف دما با ایستگاه های سینوپتیک  پیرامونی حدود 5/2 درجه محاسبه گردید؛ که تائید کننده دقت دمای محاسباتی بود. علاوه بر شاخص تراکم پوشش گیاهی (NDVI)، از متغیرهای دیگر مانند شاخص نمناکی (NDWI)، ارتفاع، جهت شیب، کاربری/پوشش و شاخص بار گرمایی (HLI) به منظور  بارز سازی اثر پوشش گیاهی بر روی دما استفاده شد. نقشه کاربری/پوشش محدوده شهر با استفاده از 7 طبقه نمونه تعلیمی به روش طبقه بندی شبکه عصبی  (MLP) به دست آمد. شاخص کاپای کلی82/0 محاسبه گردید. سپس نقاطی به صورت  تصادفی به روش نمونه گیری طبقه ی به تفکیک 7 طبقه کاربری/پوشش استخراج و به دو دسته آزمون و آموزش تقسیم شدند. مقادیر متغیرهای ذکر شده  به ازای این نقاط استخراج و از رگرسیون جنگل تصادفی برای بررسی اثر آن ها بر دمای سطح استفاده شد. کارایی مدل با استفاده از معیارهای میانگین قدر مطلق خطا (MAE)، میانگین مجذور خطا (MSE) و میانگین مجذور مربعات خطا (RMSE) ارزیابی و تائید شد. بر اساس حساسیت سنجی به روش میانگین کاهش دقت، شاخص تراکم پوشش گیاهی، جهت شیب و رطوبت به بیشترین تاثیر را  بر روی توزیع دمای سطح داشتند. بیشترین دمای سطح با 29 درجه سانتی گراد برای مراتع بدون پوشش و کمترین آن با اندازه 25 درجه سانتی گراد مربوط به مناطق انسان ساخت شامل شهر جوانرود و روستاهای پیرامونی بود. نتایج این مطالعه نشان داد که شاخص تراکم پوشش گیاهی نقش بسیار مهمی در روند تغییرات دمای سطح زمین دارد.

    کلیدواژگان: پوشش گیاهی، پنجره مجزا، شاخص نمناکی، رگرسیون جنگل تصادفی، جوانرود
|
  • Zeinab Jafarian*, Mojdeh Dehghan, Farhad Barjasteh, Mansoureh Kargar Pages 1-22

    The aim of the study was to investigate affecting environmental factors on functional diversity indices and species diversity for the fluctuation of the management according to the ecological conditions in Raver rangeland. To determine the functional attributes of rangeland plants, 12 height points were selected along elevation gradient those were distance between them100 meters. 5 sampling plots were established at any point along transects perpendicular to the slope. 60 plots were harvested totally. 3 soil samples were taken from 10 to 20 cm depth in each point. Then soil properties including relative moisture, percent of silt, clay and sand, OM, N, P, K, EC, CaCo3 and pH were measured in laboratory. 6 functional traits including plant height, growth form, type of reproduction, longevity, life form and type of nitrogen-fixing measure. 8 functional diversity indices including Rao (Rao), multiple convex (Rao), Functional richness (FRic), Functional Eveness (FEve), Function Divergence (FDiv), the distribution function (FDis), a variety of features function (FAD1) index modified variety of performance characteristics (FAD2) and four species diversity indices were calculated with software FDivrsity. To investigate the relationship between environmental factors, plant species and functional and species diversity indices were used multivariate analysis (DCA, CCA, and RDA). The results showed that factors such as altitude, the percentage of lime, organic matter and moisture have the greatest impact on plant. The results of the correlation between environmental variables with functional variation showed that the highest correlation for the first axis is related to the initial moisture content of 0.44 and the second axis with respect to silt with a value of 3817.0. Also, the correlation between environmental factors indicated that high correlation between moisture (r = 0.61), EC (r = 0.75), pH (r = 0.68), organic matter (r = 0.78), silt (r = 0.72) and elevation of sea level (r = 0.77) with the first axis of the species. The correlation between functional diversity varieties and species richness indicates that most of the indicators have increased with increasing species richness. Only the CHull index has been reduced with increasing species richness, and the uniformity of performance and richness of species richness have not been significantly correlated plant species.

    Keywords: Functional Diversity, Functional traits, soil properties, Ravar rangeland
  • Ghadir Taheri* Pages 23-39

    Determination of vegetation and soil interaction is necessary for sustainable use of rangeland ecosystem. Soil-vegetation interrelationships in galbanum (Ferula gummosa) habitats of Ataeeye and Shoorrud- Khorasan-e- Razavi Province, Iran were studied using multivariate analysis. The stratified- random system of sampling was employed to randomly collect vegetation and soil samples from 46 quadrats of 3 m× 3 m. Data was analyzed by Principle component analysis (PCA), recognize variables with highest effect on total variance in soil and vegetation characters and Canonical correlation analysis (CCA) for determining of interrelationships between soil and vegetation variables. Result of PCA indicated that organic matter, soil texture, nitrogen content, water content in saturation point and soil cations content were the major soil properties contributed in total variance, and plant density, diversity, vegetation biomass and secondary metabolites concentration were the main vegetation parameters. Result of the first canonical variable indicated that 65 percent of the variance in vegetation characteristics was accounted for by the variability in soil. The correlation analysis indicated that organic matters and soil water content positively influenced vegetation biomass and diversity, while had negative association with phenolic content of galbanum. Soil Calcium content had negative correlation with biodiversity and vegetation biomass. It was concluded that soil and vegetation components of the galbanum habitats in study area were mutually dependent and Calcium and organic matter content were the most important and effective variables on galbanum establishment.

    Keywords: principle component analysis, soil water content, canonical correlation analysis
  • Seyed Kazem Bordbar*, Mehdi Pourhashemii, Alireza Abbasi Pages 41-54

    In recent years dieback and decline of oak trees in Zagros forests as an important environmental issue was raised and in many areas has been destroyed trees. In this regard, in order to provide operational strategy to manage this problem and use of the resprouting ability of oak trees. Four hectares of Brant`s oak (Quercus brantii Lindl.) stands in Dasht-e Barm basin of Kazeroon, Fars province, were selected and the improvement cuttings were done. Sample trees were studied based on factorial experiment in a completely randomized design. The first treatment was stump diameter (less than 15, 15-30, and more than 30 cm) and the second treatment was dieback level of crown (full dieback and mid-dieback). Sample trees were cut during the winter of the first year of the study. Resprouting ability, height and diameter growth of sprouts and their survival were recorded every year. The results showed that 82% of the stumps produced sprout. There was no significant difference between diameter and height growth of the sprouts among diameter classes, dieback classes and their interaction classes. Based on the results, cutting of declined oaks in damaged areas (especially before crown full dieback) is one of the most important strategies for survival of oak trees.

    Keywords: Resprouting, Oak decline, Dasht-e Barm Kazeroon, Height growth, Diameter growth
  • Maryam Gholami*, Abdolrazagh Danesh Shahraki, Esmaeil Asadi Brojeni, Pejman Tahmasebi, Hamze Ali Shirmardi Pages 55-70

    Smyrniopsis aucheri BOISS is an herbaceous species of Apiaceae family which seed germination is difficult. Therefore, to restore the natural habitats of this plant, it is necessary to provide information about the length and the factors that affecting seed dormancy of this plant. In order to study effect of the duration of chilling and temperature on seed dormancy and seedling establishment of Smyrniopsis aucheri, this experiment was conducted as factorial in a randomized design. Factors were included the pre-chilling duration in 7 levels (0, 10, 20, 30, 40, 50 and 60 days), level of chilling (with and without chilling) and temperature in 4 levels (5, 10, 15 and 20 ° C).The results showed that the combination of chilling and temperature treatment had the highest effect on stimulation of seed germination under certain conditions, and chilling treatment less than 30 days had no significant effect on seed germination. The results showed that chilling at 5 ° C for 60 days, was the most effective treatment on breaking dormancy in S.aucheri. Germination percentage (51.9%), germination rate and seed vigor increased significantly in this treatment, compared to control treatment. In relation to growth indices, the results showed that chilling 20 ° C for 60 days was the most effective treatment on seedling growth indices. Overall, according to the results, In order to improve the seedling establishment of Smyrniopsis aucheri, the use of chilling for 60 days, which markedly enhanced all of the seedling establishment indices, is recommended.

    Keywords: Seed treatment, Germination, Rangeland plants, Seed dormancy
  • Farajollah Tarnian*, Alireza Amoli Kondori, Masoumeh Mansouri, Zahra Asadolahi, Amir Mirzaei Mossivand Pages 71-87

    An attempt to estimate the real value of a set of environmental goods and services, particularly forests are needed that at present, various pressures from economic incentives and goals have been the basis for their destruction and deterioration. Therefore, this study tries to investigate the amount of degradation of vegetation and fixed organic carbon per hectare and its value with social cost approach in the Chuman and Kani Goizhan Dams and the water transfer system between them, as part of study of environmental impact assessment. In this study, sampling was done by random block method. 18 pieces of sample with size of 20 × 60 meters were taken in Chuman and Kani Goizhan and for the water transfer system, 8 pieces of 10 × 60 meters sample were harvested. Empirical formula were used to estimate carbon storage and sequestration based on dry biomass of trees. The results showed that the amount of carbon sequestration in Chuman and Kani Goizhan and the water transfer system between two regions were 0.336, 0.37 and 0.44 ton /hectare/year, respectively. Considering 132.12 dollars per tons of carbon sequestration, as social cost of 2015 year, the carbon sequestration value of each section is estimated to be 44.39, 48.88 and 58.13 dollars/ hectare/year respectively. In general, it can be said that the value of the dam damage is 45418.89 dollars annually due to the destruction of forests and lack of carbon absorption and sequestration (about 343.67 tons per year) in the study area with 852.41 hectares, which should at least be offset by creating suitable forests in suitable areas with appropriate species selection.

    Keywords: Carbon Sequestration, Dam construction, Social Cost, Forestry
  • Mohammad Maghsoudlou* Pages 89-105

    Today, modeling and determination of allometric equations of forest trees, especially Junipers trees, are very important for determination of biological status and carbon storage capacity of forest species. The aim of this study was to determine the most suitable allometric equations for estimating the biomass of leaf, sub branch, main branch, trunk, and biomass of total Juniperus excelsa trees in Chaharbagh region of Golestan province. For modeling, at least 3 trees were selected in each diameter class for harvesting leaf and branch samples. A total of 35 sample trees were harvested and in the laboratory after weighing and drying samples, the biomass of leaf, branch, trunk and total was calculated. Allometric equations were obtained based on power, exponential and polynomial regression models. For validating the models, the criterion of determination coefficient, standard deviation of fitted model, regression analysis, and compliance with the distribution of residual values from normal distribution were used. The results showed that independent variables, diameter at beast height, crown surface and mean diameter of the crown produced equations with better modeling indices. Also, the power and polynomial models of the exponential model were more appropriate. The correlation coefficient obtained from regression models showed that these allometric equations are suitable for estimating the biomass of Junipers trees in the study area.

    Keywords: Juniperus excelsa, Allometric equations, Power model, biomass, Chaharbagh Province of Golestan
  • Mahnaz Tatari, Ebrahim Gholamalipour Alamdari*, Zeinab Avarseji, Mehdi Zarei Pages 107-123

    The purpose of this experiment, evaluating hetrotoxicity potential of aqueous extract of various organs of medicinal plant of Malva sylvestrisa L. on morphological, physiological characteristics and biochemical of total phenols of Cichorium intybus L. and Echinochloa crus-galli L. under hydroponic culture as two separated experiments in completely randomized design in botanical laboratory of Gonbad Kavous University in 2017. For experiment, aerial parts of M. sylvestrisa were collected in flowering stage from Ramian fields and then various organs such as stem, leaf and flower was divided and finally were powdered. At the end, 5% suspension from each organ and a mixture of organs were supplied and added to hydroponic culture containing 7 days old seedlings of C. intybus and E. crus-galli. The results showed different responses C. intybus and E. crus-galli to aqueous extract of various organs of M. sylvestrisa. So that studied treatments had a different additive effect on morphological characteristics, photosynthesis pigments and total phenols.  The highest additive effect on root length, plant height, leaf area, dry weight per plant, content of chlorophyll b and total chlorophyll were obtained for extract of flower organ. In case of chlorophyll a, carotenoids and total phenols content, the most of this amount were found for extract of leaf, leaf and mixture of organs respectively. Although had no significant difference with some other treatments. In case of C. intybus, aqueous extract of M. sylvestrisa leaf only had a significant inhibition effect on leaf area, dry weight per plant, content of chlorophyll a, total

    Keywords: Additive effect, Dry weight, Inhibition effect, Suspension, Total phenol
  • Komeil Rokni*, Mohammad Gholizadeh Pages 125-140

    Vegetation indices have been developed to characterize and extract the Earth's vegetation cover from space using satellite images. For detection of vegetation changes, usually temporal images are independently analyzed or vegetation index differencing is implemented. A review on previous studies reveal that, in spite of developing several vegetation indices, to extract vegetation cover or vegetation changes usually NDVI and EVI are used. Therefore, the aim of this study is to compare and investigate the applicability of these indices in detection of vegetation changes in different climate and environmental conditions. For this purpose, several test sites in Malaysia, Iran and Italy with different environmental conditions including Tropical, Subtropical and Mediterranean were selected. Then, index differencing method using temporal Landsat-7 ETM+ and Landsat-8 OLI images belonging to the years of 2001 and 2014 were applied. In order to evaluating the accuracy of the output maps, confusion matrix was made to calculate overall accuracy and kappa index. Subsequently, commission and omission errors were calculated to assess nature of the errors in the results. Accuracy assessment analysis indicated that however the results of EVI in some of the test sites were acceptable, but in all of the test sites with variety of weather and environmental conditions, NDVI provided higher accuracy outcomes in detection of vegetation changes.

    Keywords: vegetation index, change detection, Landsat, NDVI, EVI
  • Seyed Kazem Bordbar* Pages 141-154

    In this study 30 coppice oak trees(Quercus brantii Lindl.) with least diameter of 5 centimeteres were chosen with random classification. Characteristics such as the number of sprouts, the diameter, total height, and the large and small diameter of crown were measured. For this purpose, the diameter ranges of the oak trees were devided into 5 cm classes and at least the growth factors of 3 trees from each class were measured. The wet weights of different organs including leaf, branch and trunk or main stem were also measured. Soil samples of all plots were analysed in the laboratory and the amount of carbon in these samples were measured. Also samples of the different organs of the trees were analysed to estimate the amount of net Carbon. The results of this study showed that the amount of percent net Carbon sequestrated was 27.81 tons/ha, of which 16 tons belonged to soil and 11.82 tons was sequestrated by the trees' organs. There figures are equivalent to 102.09 and 43.14 tons/ ha of Co2, respectively. There was significant differences between the trunks and the other organs as well as between diameter classes of sprouts in terms of the amount of sequestrated Carbon. The economic value of the sequestrated Carbon amounted to 6193.94 US$, its yearly value was about 154.84 US$. This study showed that Kamfirooz forest area has a great potential for Carbon sequestration.

    Keywords: : carbon sequestration, coppice, Fars provience, Quercus brantii Lindl
  • Mohsen Kazemi* Pages 155-179

    Due to the extensive area and biodiversity, rangelands contribute to meeting the nutritional requirements of grazing livestock; Therefore, a study was conducted to investigate the nutritional value of four range species including Malcolmia africana, Plantago lanceolata, Phlomis cancellata, and Klasea latifolia in the mountainous rangelands of Torbat-e Jam. The sampling of plants was randomly done before flowering stage. A culture medium prepared from sheep's rumen fluid was used to estimate some of the fermentation parameters and dry matter or organic matter degradability of these plants, and their chemical and mineral compositions were determined using common laboratory methods. These plants had different chemical and mineral compositions which the highest amount of dry matter, crude protein and magnesium belonged to Phlomis concellata, the highest amount of organic matter, Nitrogen-free extract, non-fiber carbohydrates, calcium and sodium related to Klasea latifolia, as well as the lowest amount of neutral detergent fiber, acid detergent fiber, and acid detergent lignin, all belonged to Klasea latifolia. Among the measured minerals, potassium was the highest percentage. The highest amount of phosphorus and potassium belonged to plantago lanceolata. The highest amount of Fe was found in Malcolmia africana. The highest amount of different gas production parameters, degradability of dry matter and organic matter, dry matter intake, relative feed value, relative forage quality, metabolizable energy, net energy for lactation, total volatile fatty acids, and the lowest amount of NH3-N were related to Klasea latifolia. With consider to the obtained findings, it seems that all four studied plants have a potential nutritive value for ruminants, but the nutritional value of K. latifolia was higher among the studied plants.

    Keywords: Relative feed value, Relative forage quality, Metabolism energy, Chemical, mineral compositions of forage
  • Roghaieh Habibi, Kamran Rahnama*, Seyed Esmaeil Razavi, Morteza Khomeiri, Mohammad Reza Asef Pages 181-195

    In this study, soil fungal isolated from Helianthemum ledifolium root and around of desert truffles were identified from ten different regions in Gonbad Kavoos in Golestan province. Desert truffles samples, were identified by morphological and molecular methods. Twenty one species of the fungal belonging to thirteen genera were isolated. Most of the fungal isolates were recovered from soil around desert truffle T. claveryi ascocarps and H. ledifolium rhizosphere respectively. Aspergillus and Fusarium were the predominant species which were isolated from soil around desert truffles. Acremonium, Paecilomyces, Polyschema and Ulocladium species were isolated with least abundance for the first time from desert area of Gonbad. Also Polyschema sclerotigenum was recorded for the first time in Iran. The results of the soil analysis collected from different regions showed that there was little difference in the structure and amount of lime in the soil. Most of the collected desert soil was alkaline, non-saline, with low organic matter, low phosphorus, sand and high lime.Amount of phosphorous was not significantly different in various desert soil samples.

    Keywords: Helinthemum ledifolium, Mycoflora, Phosphorous, Rhizosphere, Terfezia claveryi
  • Mohammad Saghari*, Moslem Rostampour, Mohammad Ali Mohammadi Pages 197-215

    Study of vegetation and environmental factors is considered as one of the important aspects in the management and conservation of natural ecosystems. This research investigates the effect of altitude from sea level (ASL) (in four classes: less than 1600 m, 1600-1800, 2000-1800 and more than 2000 m) and the direction of slope (in four main directions: north, south, east and west) on vegetative and Propagation Characteristics of Amygdalus scoparia includes density, average height, diameter of crown, number of sprouts, the thickest sprouts diameter (TSD), trunk health and natural regeneration. In order to study the effects of altitude and direction of slope on vegetative characteristics, one-way ANOVA and LSD tests were used and to determine the correlation between altitude with vegetative characteristics and natural regeneration of Amygdalus scoparia, Pearson and Spearman correlation coefficients were used. The results showed that altitude had significant effects on the all vegetative characteristics of Amygdalus scoparia. The results of mean comparison indicate that the highest density and natural regeneration on 1800-200 meter level and the lowest on less than 1600 meter level. The maximum shrub height of the s and diameter of crown are on less than 1600 meter level, and the lowest are on 1800-2000 meter level and more than 2000 meter level. The effect of the direction of slope was significant only on the thickest sprouts diameter (TSD) (p≤0.01). The results of correlation analysis showed that there is a positive significant correlation between altitude and number of sprouts and there is a negative significant correlation between altitude and height, diameter of crown and trunk health of Amygdalus scoparia.

    Keywords: Altitude, Direction of Slope, Ecological Requirements, Vegetation, Amygdalus scoparia
  • Mahdiyeh Tajamoliyan*, Hamid Sodqaeizadeh, Kazem Sabagh, Asghar Mosleharani, Mohammad Hadi Rad, Mohhamad Ali Hakimzadeh Pages 217-235

    Haloxylon salicornicum (Moq.) Bunge ex Boiss is a shrub that grows in large parts of the central regions of Iran. Due to the high adaptability of this species to the severe environmental conditions and its importance in the stabilization of sand dunes, Dust control and medicinal functions recognition of its genetic diversity and the selection of superior genotypes is very important. A set of 12 inter simple sequence repeat (ISSR) markers were used to evaluate genetic variation of 30 genotypes from 3 locations in Yazd province. Out of 12 primers, 4 primers were able to produce 39 reproducible bands that out of which, 32 bands were polymorphic (79.5%) with a mean PIC value of 0.39. The number of alleles in each individual locus varied in the range of 7-15 with the mean of 9.75. Primers ISSR 826 and with 9 alleles and ISSR7 with 7 allels showed the highest and lowest number of loci, respectively. The mean average rate of Nei’s gene diversity (h') and Shannon’s diversity index (I) were 0.451 and 0.643, respectively Using cluster analysis based on UPGMA algorithm and Jaccard's similarity coefficient, the isolates with 45% similarity level were divided into 5 groups. Shanon index, Principal coordinates analysis (PCoA), and analysis of molecular variance (AMOVA) revealed significant difference among isolates selected from three regions. Analysis of molecular variance showed that the highest genetic diversity rate (89%) was disturbed between isolates and genetic variety within different isolated was determined as 11%. Based on these results in this work it can be demonstrated a high genetic diversity within the populations will be due to the closely distributed Haloxylon community in these studied regions.

    Keywords: Bafgh, Genetic diversity, (Haloxylon salicornicum (Moq.) Bunge ex Boiss, ISSR marker
  • Maryam Derikvand, Farhad Ghasemi Aghbash*, Kamran Adeli, Saeid Gholamrezaei Pages 237-252

    Road transportation is one of the most important needs of villagers, which is considered as one of the important infrastructures in the development of a region. Undoubtedly villages are better equipped with the development of communication routes, especially highways, and their problems and problems are reduced. In this research, the most important consequences and factors affecting the Khoramzal highway on the condition of foresters was using SWOT analysis method. To this purpose, using the experts' opinion, the strengths, weaknesses, opportunities and threats of highway construction were gathered using the SWOT method, and it was determined that the region is in a competitive strategy and can use the strengths to identify the effects of the leading threat points. The results of this study showed that facilitating traffic (the final weight of the factor =245.04) is the most important factor affecting the condition of foresters. Destruction of forest cover of the area (final weight of the factor=192.09) and decreasing of forests (final weight of factor=176.8) and attracting tourists (final weight of factor=103.2) are the most important weaknesses, threats and opportunities. Regarding the development of the study area, despite having a weak and simple road network (α = -0.25 β = 0.5), it has high services.

    Keywords: Highway, Swot Analysis, Z index, Foresters, Zagros Forests
  • Mina Esmaeili*, Peyman Karami, Mir Mehrdad Mirsanjari Pages 253-273

    While in recent years, due to numerous reasons, the amount of travel and tourism has increased, the amount of problems caused by this activity is also considered by managers. By using presence points of tourists in Javanrud County, Analytic hierarchy process (AHP) and Random Forest (RF) models, the conditions of establishment of tourists from the aspect of land use planning was investigated. In the RF model, using the presence points of tourists and the 9 effective variables on establishment of the tourist, desirable areas for deployment in the entire the County were investigated. Then, using AHP, suitable areas for the establishment of tourists from the viewpoint of land use planning was investigated. Validation of models was done using ROC statistics. Identification of the threshold of suitability was performed using a Yeadon index. Based on the results of sensitivity in the RF model, the variables of distance from the road, distance from the city and distance from the security benchmark (police and rescue station) have had the greatest impact on the establishment of the tourist. Based on the results of AHP model, distance from the city, slope and distance from the road have involved in developing of the model. The results of model validation were calculated equal to 0.92 for the random forest method and 0.93 for the AHP. 73.14 km2 in random forest, 53.203 km2 in a hierarchical analysis method and 67 km2 in common has suitability for the establishment. Also, an area equal to 6 km2 based on results of random forest model lacks the required criteria for establishment.

    Keywords: Ecotourism, Analytic Hierarchy Process, Random forest, Oak forests, Javanrud County
  • Mabobeh Salemi, Nafiseh Mahdi Nezhad*, Barat Ali Fakheri, Habibollah Ijbari Pages 275-294

    Anarshitan is almost evergreen tree which due to its beautiful flowers, high temperature and drought tolerance, sand fixation, treating some diseases and making wood is of great importance.  This study was conducted to evaluate the morphological and physiological characteristics of Tecomella undulate  in 7 habitats of Jiroft city in Kerman province . The results showed that most traits were significant in terms of genotype, confirming the presence of diversity in each trait. As the altitude increased, plant height, leaf length and width, fresh and dry weight and stem diameter showed a decreasing trend. The most activity of antioxidant enzymes was recorded in the leaves of Amberabad and Gomrokan areas.The correlation coefficients between the traits showed a significant positive or negative relationship between some vegetative and physiological traits. Finally, this diversity among the sample population in the southern regions of the country can be regarded as a valuable genetic source for plant breeding.

    Keywords: population, habitat, genetic variation, Jiroft, traits
  • Maliheh Behrang Manesh, Hassan Khosravi*, Hossein Azarnivand, Alfonso Senatore Pages 295-318

    Investigating the sustainability of vegetation changes is one of the most important issues of vegetation management in the direction of sustainable development. It is necessary to conduct studies in this regard to select appropriate management for greater compatibility with new conditions. In this research, changes in the vegetation dynamics trend of Fars province were studied using the NDVI index obtained from MOD13Q1 during the period 2001 to 2017. Mann-Kendall and Thiel-Sen tests in the Earth Trends Modeler of TerrSet software and the Hurst index in the ArcGIS software were calculated, then the results were combined with each other. Theil-Sen trend for statistical analysis of the changes slope, and Mann-Kendall test to determine the significance of these changes are a new approach to investigate the analysis process of NDVI time series data. Overlaying the results of the trend analysis and Hurst index, the future sustainability in the NDVI changes was calculated. According to analysis of the Horst index, the trend of vegetation changes in the future is contrary to the changes that have taken place in the past.. In addition, the results of total trend analysis indicate that plant growth in mountainous areas continuously improves at a higher rate than the plains. Finally, the results of analyzing the Horst index and the process of vegetation changes showed that the highest number of pixels is for the month of May with 41.1% located in Class B. Class B represents that the rehabilitation trend has replaced the degradation trend in the region  and this trend will not continue in the future. This month, the northern and southern strips of the province have a maximum value.

    Keywords: Horst Index, Mann-Kendall, NDVI, Thiel-Sen
  • Mehrdad Zarafshar*, Mohammad Matinizadeh, Mohammad Javad Rousta, Seyed Kazem Bordbar, Yahya Kooch, Mohammadreza Negahdarsaber, Alireza Abbasi, Kokab Enayati Pages 319-332

    To understand the effects of forest degradation and their conversion to farmlands, the current research was conducted with emphasis on some soil biological indexes. In this regard, two different land use including an oak natural stand and a farm next to the forest and under cultivation since 20 years ago were surveyed. Within the each land use, three sampling plots with 10×10 meter dimension were randomly set and the soil was sampled form 0-10 cm depth and transformed to the laboratory. Afterwards, some biological variables such as soil basic microbial respiration, substrate induced respiration, microbial biomass carbon and microbial biomass nitrogen, metabolic quotient, carbon availability index, Cmic/Corg, urease, alkaline and acid phosphatase and dehydrogenase enzymes were measured on the sample soils. The data were statistically analyzed by independent t-test. The results indicated that all of the microbial variables in the natural forest were higher around 2-3 folds than those in farmland. Although value of Cmic/Corg in the forest land use was higher around 10% than the farmland, the values of metabolic quotient, carbon availability index were same for the both land use. On the other hand, activity of alkaline phosphatase, due to phosphate fertilizers, was higher in the alfalfa cultivated farmland. According to our results, protection of the natural oak ecosystems can maintain soil quality.

    Keywords: Soil quality, natural forest, Zagros, Alkaline phosphatase enzyme, Microbial respiration, Microbial biomass
  • Peyman Karami, Kamran Shayesteh*, Mina Esmaeili Pages 333-356

    In environmental models, Vegetations are considered as an important part in controlling environmental changes. To determine the importance of vegetation on land surface temperature (LST), preliminary preprocessing was performed on Landsat 8 image and a split window procedure was used to determine surface temperature. Temperature difference with the surrounding synoptic stations was estimated to be about 2.5 °C, which confirmed the accuracy of the computational temperature. In addition to Normalized difference vegetation index (NDVI), other variables such as Normalized difference water index (NDWI), elevation, Aspect, Landuse/Landcover (LU/LC) and heat loading index were used to show the effect of vegetation on temperature. LU/LC map of city area was obtained by using a 7 categories training samples by Neural Network Classification (MLP). Total Kappa index was calculated 0.82. Then, the points were randomly extracted by stratified sampling method separated for 7 LU/LC categories and divided into two groups of testing and training. Values of the mentioned variables were extracted for these points and random forest regression was used to investigate their effect on surface temperature. Performance of the model was evaluated and validated using mean absolute error (MAE), mean square error (MSE) and root mean squared error (RMSE). Based on sensitivity analysis by Mean decrease accuracy, NDVI, Aspect and NDWI had the most effect on surface temperature distribution. Highest surface temperature with 29 °C was for uncoated rangelands and its lowest with 25 °C was for human-made areas, including Javanrud and peripheral villages. The results of this study showed that the NDVI plays a very important role in land surface temperature changes.

    Keywords: Vegetation cover, spilt window, NDWI, Random forest regression, Javanrud