فهرست مطالب

  • سال هشتم شماره 1 (پیاپی 28، بهار 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/01/01
  • تعداد عناوین: 10
|
  • سعید شیرکوند، عزت الله عباسیان، وحید محمودی، محمدمسعود غلامپورفرد * صفحات 1-20

    تامین مالی همواره یکی از چالش های اصلی ایجاد و توسعه کسب وکارهای نوپا و شرکت های کوچک و متوسط بوده است. چراکه از یک سو کارآفرینان تمایلی به تخصیص کلیه منابع خود در طرح های نوآورانه نداشته و از طرف دیگر سرمایه گذاران نیز به دلیل عدم تامین وثایق لازم، جریان نقدی ناکافی و عدم تقارن اطلاعاتی تمایلی به سرمایه گذاری در این طرح ها ندارند. علیرغم انجام پژوهش های متعدد در ارتباط با کارآفرینی در داخل و خارج کشور، مطالعات اندک و انگشت شماری در خصوص تامین مالی کارآفرینی صورت پذیرفته است. در این مقاله، با مطالعه رویه ها، نظریه ها و چهارچوب های مفهومی تامین مالی کارآفرینی و همچنین بررسی پیمایشی چالش های اصلی کارآفرینان و سرمایه گذاران مخاطره پذیر با استفاده از پرسشنامه و طیف لیکرت 5 درجه ای، 36 عامل در قالب 11 مولفه استخراج و با استفاده از پرسشنامه و نظرسنجی از خبرگان و تحلیل عاملی تاییدی گویه ها، چهارچوب مفهومی تامین مالی کارآفرینی برای ایران با هدف بهبود دسترسی کارآفرینان به منابع مالی طراحی شده است. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که 9 عامل شامل ویژگی های شخصیتی و توانایی های شخصی کارآفرین، حمایت های قانونی، وضعیت حکمرانی دولت، عمق بازار سرمایه، ابزارهای تامین مالی، ویژگی های فعالیت کارآفرینی، فضای کسب وکار و روابط اکوسیستم تامین مالی در دسترسی کارآفرینان به منابع مالی معنی دار بوده اند.

    کلیدواژگان: تامین مالی کارآفرینی، سرمایه گذاری جسورانه، ابزارهای تامین مالی
  • نجمه راموز*، زهرا اکبری آقمشهدی، علی رضا عاطفت دوست صفحات 21-37

    تاکنون مدلهای مختلفی در زمینه انتخاب پرتفوی بهینه برای سرمایه گذاران، ارائه شده است. اکثر قریب به اتفاق این مدلها در نهایت با ارائه مجموعهای از پرتفوهای موجود در مرزکارا، فرآیند انتخاب را به پایان می رسانند و در بهترین حالت در ادامه فرآیند، با استخراج تابع مطلوبیت با توجه به ترجیحات سرمایه گذار از طریق گفتگوهای تعاملی، تا حد امکان پرتفوی بهینه را متناسب با موقعیتهای مالی و ویژگی های رفتاری و روانی افراد تعیین می نمایند. در عمل این امر به دلیل تفاوتهای موجود در تابع مطلوبیت افراد بسیار مشکل و زمان بر می باشد. این مساله، جایگاه مدل برنامه ریزی توافقی و قابلیتهای ویژه مجموعه توافقی را به عنوان یکی از مدلهای موجود در تصمیمگیری چند معیاره در انتخاب سبد سهام بهینه متمایز می سازد. در تحقیق حاضر، با نمونه گیری تصادفی به انتخاب تعداد 20 شرکت که در سالهای 95-97 در بورس اوراق بهادار فعال بوده اند، اقدام گردیده است. با بررسی قدر مطلق تفاضل مجموع شاخص های سودآوری و ایمنی حاصل از بهینه سازی توابع مطلوبیت سرمایه گذاری از طریق مستقیم و مقایسه آن با نتایج حاصل از بهینه سازی انجام شده بر اساس روش برنامه ریزی توافقی، فرضیه پژوهش مورد تایید قرار گرفت.

    کلیدواژگان: پرتفوی بهینه، مدل برنامه ریزی توافقی، مجموعه توافقی، بهینه توابع مطلوبیت
  • محمد مشاری، حسین دیده خانی*، کاوه خلیلی دامغانی، ابراهیم عباسی صفحات 39-64

    هدف اصلی از این پژوهش بررسی قابلیت پیش بینی پذیری نقاط شروع (کف) و پایان (سقف) روند کوتاه مدت قیمت سهام با استفاده از مدل نایبویز جهت ارایه یک سیستم پشتیبان تصمیم می باشد.در این تحقیق از دو دسته متغیر شامل متغیرهای تقویمی و تکنیکی جهت مدل سازی استفاده گردید.نتایج این پژوهش نشان داد که مدل مورد استفاده در شناسایی و پیش بینی نقاط پایان (سقف) در نمودار قیمت سهام از عملکرد بهتری نسبت به سایرنقاط برخوردار است و همچنین دقت مدل مورد استفاده در سی وشش صنعت مورد بررسی دارای تفاوت های قابل تامل می باشد که این موضوع تعمیم پذیری نتایج این پژوهش و استفاده از مدل نایبویز برای پیش بینی نقاط مذکور در صنایع مختلف را دچار خدشه می کند . ما با اطمینان زیاد می توانیم در مورد رفتار آشوب گونه نقاط شروع و پایان در نمودار قیمت سهام اظهار نظر کنیم اما در مورد رفتار احتمالی می بایست دقت نظر به خرج دهیم.

    کلیدواژگان: سیستم پشتبان تصمیم، شبکه بیزین، پیش بینی، بورس اوراق بهادار
  • هانیه نیکو*، سیدکاظم ابراهیمی، فاطمه جلالی صفحات 65-85

    هدف از پژوهش حاضر، بررسی تاثیر گرایش احساسی سرمایه گذار و نوسان پذیری غیرسیستماتیک بر قیمت گذاری نادرست سهام در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد. بدین منظور جهت اندازه گیری قیمت گذاری نادرست سهام از مدل رودز و همکاران (2005) و برای اندازه گیری گرایش احساسی سرمایه گذار و نوسان پذیری غیرسیستماتیک به ترتیب از شاخص جونز (EMSI) و انحراف معیار باقیمانده رگرسیون (CAPM) استفاده شده است. برای آزمون فرضیه های پژوهش از اطلاعات 106 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی دوره زمانی 1387-1396 (1060 سال-شرکت) استفاده شده است. داده های مورد نیاز به صورت ماهانه و سالانه با استفاده از روش غربالگری انتخاب شده اند و برای تجزیه و تحلیل آنها و آزمون فرضیه ها از الگوی رگرسیون خطی چندگانه استفاده شده است. شواهد و نتایج تجربی پژوهش حاکی از آن است که هر دو متغیر گرایش احساسی سرمایه گذار و نوسان-پذیری غیرسیستماتیک دارای اثر مثبت و معنادار بر روی قیمت گذاری نادرست سهام هستند. به این معنی که با افزایش گرایش احساسی سرمایه گذار و نوسان پذیری غیر سیستماتیک، قیمت گذاری نادرست سهام نیز افزایش می یابد و بالعکس. اما نقش میانجی گری گرایش احساسی سرمایه گذار بر ارتباط بین نوسانات غیر سیستماتیک و قیمت گذاری نادرست سهام اثر معناداری ندارد.

    کلیدواژگان: گرایش احساسی سرمایه گذار، نوسان پذیری غیرسیستماتیک، قیمت گذاری نادرست سهام، بورس اوراق بهادار تهران
  • محمدرضا نیک بخت*، ثریا ویسی حصار، علی فاطری صفحات 87-106

    مدیرعامل های با توانایی بالا ممکن است به دنبال ایجاد شفافیت بیشتر برای انتقال توانایی خود به بازار باشند، در حالی که مدیرعامل های با توانایی کمتر ممکن است برداشت های بازار در مورد استعداد و توانایی خود را با محدود کردن اطلاعات در دسترس متراکم کنند. هدف اصلی این پژوهش، بررسی رابطه بین مدت تصدی مدیرعامل و عدم شفافیت اطلاعاتی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد. فرضیه های پژوهش بر مبنای یک نمونه آماری متشکل از 106 شرکت طی دوره 9 ساله از سال 1388 لغایت 1396 و با استفاده از الگوهای رگرسیونی چند متغیره مورد آزمون قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان می دهد بین مدت تصدی مدیرعامل و عدم شفافیت اطلاعات شرکت (شامل: رتبه شاخص عدم شفافیت اطلاعات شرکت، معاملات تجاری و اختلاف قیمت خرید و فروش سهام) رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین، بین مدت تصدی مدیرعامل و عدم شفافیت اطلاعات شرکت (شامل: خطای پیش بینی تحلیل گران بازار سهام و اقلام تعهدی اختیاری) رابطه معناداری وجود ندارد.

    کلیدواژگان: مدت تصدی مدیرعامل، معاملات تجاری، اختلاف قیمت خرید و فروش سهام، خطای پیش بینی تحلیل گران، اقلام تعهدی اختیاری
  • موسی رحیمی، مجید محمد شفیعی*، آذرنوش انصاری طادی صفحات 107-116

    ارزش شرکت ها به طور قطعی بر ارزیابی دارایی های نامشهود متکی است و مدل های سنتی درک ارزش این دارایی ها را تحت الشعاع قرار داده است که معمولا در نظر گرفته نمی شوند. هدف این مقاله ایجاد یک مسیر روشن برای رتبه بندی دارایی های نا مشهود بر اساس ارزش برند آنهاست. نمونه پژوهش شامل 10 شرکت منتخب در گروه محصولات شیمیایی در سال های 1391 تا 1395 است. مدل استفاده شده در این پژوهش برای رتبه بندی، AHP گروهی و جهت محاسبه ارزش برند ترکیبی از مدل ارزش ذاتی شرکت با استفاده از مدل تنزیل سود نقدی سه مرحله ای و مدل سود هر سهم منتسب به برند است. نتایج حاکی از آن است که به ترتیب، دارایی های نا مشهود مربوط به بازاریابی، قرارداد، فناوری، مشتری و هنر در اولویت قرار گرفتند؛ همچنین در ارزش گذاری برند با رویکرد سود هر سهم منتسب به برند مدلی مالی برای ارزشگذاری برند ارایه شد.

    کلیدواژگان: صنایع شیمیایی، دارایی های نامشهود، الگوی تحلیل سلسله مراتبی، ارزش برند
  • زینب مریدی، شهرام فتاحی*، کیومرث سهیلی صفحات 117-142

    یکی از معضلات و چالش هایی که کشورهای توسعه یافته و خصوصا کشورهای در حال توسعه با آن مواجه می باشند موضوع توزیع ناعادلانه درآمدها است. نابرابری درآمد ها به دلیل آثار زیان بار فروانی که بر اقتصاد و رشد اقتصادی تحمیل می کند عاملان اقتصادی و سیاست گذاران را با چالش های جدی مواجه می سازد. از طرف دیگر توسعه بازار بورس در اقتصاد می تواند بستر مناسب برای جذب نقدینگی، پس اندازهای عاملان اقتصادی، تبدیل این پس اندازها به سرمایه گذاری و بالاخره کنترل و مدیریت نابرابری درآمدها در اقتصاد باشد. هدف از پژوهش حاضر بررسی تاثیر توسعه بازار سهام بر دهک های بالا و پایین درآمدی است. برای این منظور از داده-های تابلویی کشورهای توسعه یافته ودر حال توسعه طی دوره (2014-2001) استفاده شده است. توسعه بازار سهام با دو شاخص (گردش معاملات سهام و حجم معاملات سهام به تولید ناخالص داخلی) و در 4 حالت تخمین زده می شود. نتایج حاکی از آن است که توسعه ی بازار سهام باعث افزایش نابرابری درآمد در کشورها%

    کلیدواژگان: توسعه مالی، بازار سهام، نابرابری درآمد، داده های تابلویی، کشورهای توسعه یافته ودر حال توسعه
  • سید محمود موسوی شیری، احسان قدردان*، روژین صالحی آزاد صفحات 143-162

    فایده مندی مطالعه بازده سهام از این بابت است که تغییرات بازده سهام به عنوان معیاری از ریسک می باشد و می توان از آن به عنوان ابزاری برای اندازه گیری میزان آسیب پذیری بازار سهام استفاده کرد. ویژگی های شخصیتی مدیران، یکی از عوامل مهم در تصمیم گیری در خصوص بازده سهام به شمار می رود. یکی از مهم ترین ویژگی های شخصیتی مدیران، خوش بینی بیش از حد است؛ مدیران نسبت به سودها و جریان های نقدی آتی واحد تجاری خود خوش بین و چشم انداز مثبتی از ریسک و بازده آتی شرکت دارند. از این رو هدف پژوهش حاضر، بررسی شواهد تجربی از نقش خوش بینی مدیریت بر بازده سهام است. روش پژوهش مورد استفاده در بین شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، روش شبه تجربی با طرح پس رویدادی است، و نمونه ای متشکل از 159 شرکت طی دوره زمانی 1391-1396 با استفاده از رگرسیون چند متغیره بررسی شد. نتایج پژوهش نشان داد که بین رشد مخارج سرمایه ایی با بازده سهام رابطه منفی و معنادار، و بین مقدار سرمایه گذاری مازاد در دارایی ها با بازده سهام رابطه مثبت و معناداری وجود دارد؛ اما بین اختلاف سود پیش بینی شده هر سهم با سود واقعی با بازده سهام هیچ گونه رابطه معناداری یافت نشد.

    کلیدواژگان: خوش بینی مدیریت، ریسک سرمایه گذاری، بازده سهام
  • محمدرضا رادفر*، مسعود کریمخانی، منصوره علیقلی صفحات 163-176

    بانک ها به واسطه کارکردهای مهمی که در نظام مالی دارند از اجزای مهم نظام مالی هر کشور محسوب می شوند. موضوع ریسک سیستمی، موضوعی جدید در ادبیات مالی جهان بوده و بخش عمده ای از مطالعات تجربی را در سال های اخیر به خود اختصاص داده است. ریسک سیستمی اگر نادیده گرفته شود و یا جهتی معقول و منطبق با قوانین نظارتی نداشته باشد، لوازم و پیامدهای آن غیرقابل جبران و اصلاح خواهد بود. این پژوهش با هدف تبیین رابطه اندازه بانک و سرمایه با ریسک سیستمی در بانک های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار انجام گرفت. در این پژوهش ریسک سیستمی بخش بانکی به عنوان مهمترین بخش اقتصاد کشور مورد بررسی قرار گرفته است، واز سنجه دلتا ارزش در معرض خطر شرطی برای محاسبه شدت اثر ریسک سیستمی مورد استفاده قرار گرفته شده است. جامعه آماری این پژوهش را بانک های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در دوره زمانی 7ساله طی سالهای 1389 تا 1395 تشکیل داده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد ریسک سیستمی با اندازه بانک افزایش پیدا می کند و این ریسک در بانک با سرمایه بیشتر، کمتر و با سرمایه کمتر، بیشتر می شود.

    کلیدواژگان: ریسک سیستمی، اندازه بانک، سرمایه، سنجه دلتا ارزش در معرض خطر شرطی
  • قادر داداش زاده*، رضوان حجازی صفحات 177-196

    هدف این پژوهش، بررسی ارتباط بین ارزش انعطاف پذیری مالی، کارایی سرمایه گذاری و سرعت تعدیل سرمایه درگردش می باشد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نوع پژوهش های توصیفی- همبستگی است. جامعه آماری پژوهش، شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است که بر اساس روش نمونه گیری حذف سیستماتیک، تعداد 118 شرکت به عنوان نمونه آماری طی سال های 1389 تا 1395 انتخاب شده اند. برای آزمون فرضیه های پژوهش از روش رگرسیون خطی چندمتغیره استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد بین ارزش انعطاف پذیری مالی با کارایی سرمایه گذاری در خالص سرمایه درگردش و سرعت تعدیل سرمایه درگردش ارتباط مثبت و معنادار وجود دارد و شرکتها در تصمیمات مربوط به بهینه کردن سرمایه گذاری و سیاست سرمایه درگردش خود به سطح ارزش انعطاف پذیری مالی توجه کرده که این موضوع می تواند در بلندمدت به توانمند ساختن ارزش انعطاف پذیری مالی و کاراتر نمودن فرصتهای سرمایه گذاری سودآور برای شرکتها بینجامد. ارتباط ارزش انعطاف پذیری مالی و سرعت تعدیل سرمایه درگردش در شرکتهایی که به لحاظ مالی با محدودیت بیشتری مواجه اند، بالاتر است و این ارتباط در شرکتهای بدون محدودیت مالی پایین تر است و رابطه غیرخطی (U شکل) بین سرمایه درگردش و عملکرد شرکت برقرار نمی باشد.

    کلیدواژگان: ارزش انعطاف پذیری مالی، کارایی سرمایه گذاری، سرعت تعدیل سرمایه در گردش، محدودیت مالی
|
  • Saeed Shirkavand, Ezatollah Abbasian, Vahid Mahmoudi, Mohammad Masoud Gholampourfard * Pages 1-20

    Financing has always been one of the main challenges for the creation and development of startups and small & medium enterprises. Entrepreneurs are also reluctant to allocate all their resources to innovative projects. Furthermore, investors are unwilling to invest on these projects due to insufficient funding, inadequate cash flow and information asymmetry. In spite of numerous studies on entrepreneurship locally and globally, few studies have been conducted on entrepreneurship finance.  In this paper, we have identified 36 factors, including 11 components by reviewing the procedures, theories and conceptual frameworks of entrepreneurship finance. Likewise, financing challenges of entrepreneurs and risky investors were surveyed using a questionnaire consisting a 5-point Likert scale. In order to develop a conceptual framework for entrepreneurship finance in Iran aimed at improving the access of entrepreneurs to financial resources, the researchers then assessed these factors by surveying expert opinion polls and Confirmatory Factor Analysis technique. The results of this fundamental research indicate that 9 factors, namely the personality traits and entrepreneurial personal abilities, legal protections, state governance, capital market depth, financing tools, characteristics of entrepreneurial activity, business environment and financing eco-system relations have been significant in explaining entrepreneurs' access to financial resources.

    Keywords: entrepreneurship finance, venture finance, Financial instruments
  • Najme Ramooz *, Zahra Akbari Agmashhadi, . Alireza Atefatdoost Pages 21-37

    Optimum portfolio selection using the compromise-programming model in the Tehran stock exchange Abstract Various models in the field of choosing optimal portfolio for investors are presented thus far. Majority of these models complete the process of choosing by providing a set of the available portfolios on the efficient frontier. Moreover, in the best case in the following of the process, by extracting utility function, according to the preferences of investors through interactive dialogues, it determines the optimal portfolio in accordance with the financial situations and mental and behavioral characteristics. In action, this is very difficult due to the differences in the utility functions. These problems distinguish the role of the compromise-programming model and the unique abilities of compromise set as one of the available models in the multi-criteria decision-making in choosing optimal portfolio. In current research, 20 companies are selected from among companies which are active in the tehran exchange market during 2015-2018 period. With studying sum of the absolute difference of safety and profitability indice of optimizing investing utility functions with direct method and comparing it with results of compromise set method, the research hypothesis accepted

    Keywords: optimum portfolio, compromise-programming model, compromise set, optimum of utility functions
  • Mohammad Moshari, Hosein Didehkhani *, Kaveh Khalili Dameghani, Ebrahim Abbasi Pages 39-64

    The main objective of this research is to investigate the predictability of the starting points (floor) and the end (roof) of the short-term stock price trend using the Naibouz model for providing a decision support system. In this research, two variables including calendar and technical variables for modeling were used. The results of this study showed that the model used to identify and predict the end points (roof) in the stock price chart has a better performance than the other, and also the accuracy of the model used in the thirty of the industry survey has discrepancy differences. This is a generalization of the results of this research and the use of the Naibouz model to predict the points in the various industries. We can confidently comment on the turbulence behavior of the starting and ending points in the stock price chart, but we need to pay careful attention to probable behavior.

    Keywords: decision support system, baysian network, Prediction, Stock Market
  • Hanieh Nikoo *, Kazem Ebrahimi, Fatemeh Jalali Pages 65-85

    The purpose of this study was to investigate the effect investor sentiment and Idiosyncratic risk on stock market mispricing in listed companies in Tehran Stock Exchange.In order to measure the miss pricing from Rhodes et al. Model (2005).for measuring the investor sentiment and Idiosyncratic risk,used the Jones Index (EMSI) and the remaining standard deviation of regression (CAPM). To test the research hypotheses,the information of 106 companies accepted in the Tehran Stock Exchange during the period of 2008-2017 (1060 years-corporation) has been used. The requied data are selected monthly and yearly using the screening method. For analyzing them and test hypotheses, multiple linear regression models has been used.are used to analyze them. Evidence and empirical results of the research indicate that both the variables of investor sentiment and Idiosyncratic risk have a positive and significant effect on the mispricing of stock markets. This means that with an increase in investor sentiment and Idiosyncratic risk, the stock mispricing will also increases, and vice versa. also the Moderator role of the investor sentiment on the relationship between Idiosyncratic risk and mispricing have a positive and significant effect.

    Keywords: : Investor Sentiment, Idiosyncratic Risk, mispricing, Tehran Stock Exchange
  • Mohammad Reza Nikbakht *, Soraya Weysihesar, Ali Fateri Pages 87-106

    Very able CEOs may also choose to disclose more information in order to signal the market about their superior skills, whereas less able CEOs may signal-jam the market's inferences about their ability levels by not providing full information and misleading the market, so that they hide behind the shield of high corporate opacity. The main purpose of this research is to investigate the relationship between CEO's tenure and lack of transparency of information in companies listed in Tehran Stock Exchange. Research hypotheses based on a statistical sample consisting of 106 companies during a 9-year period from 2009 to 2017 were tested using multivariate regression models. The results of this research show that there is a positive and significant relationship between CEO's tenure and lack of transparency in company information (including: index rate of lack of transparency in company information, trading volume, and the price difference in company stock trading). Also, there is no meaningful relationship between CEO's tenure and lack of transparency in company information (including: stock market analysts' prediction error and discretionary accrual items).

    Keywords: CEO's Tenure, Trading Volume, Price difference in stock trading, Stock market analysts’ prediction error, Discretionary accrual items
  • Mousa Rahimi, Majid Mohammad Shafiee *, Azarnoosh Ansari Tadi Pages 107-116

    The value of firms is positively dependent on the evaluation of intangible assets, and the traditional models have obscured the appreciation of the assets of these assets, which are not considered. The purpose of this paper is to create a clear path for the ranking of intangible assets with a focus on their brand values. The sample consisted of 10 companies in the group of chemical products in the period of 2012 to 2016. The model used in this study is to rank the group AHP and to calculate the brand value of the company's intrinsic value model using a three - step cash - earning discount model and the EPS model of each contribution to the brand. The results show that intangible assets related to marketing, contract, technology, consumer and arts were prioritized. It also offered a financial model for brand valuation with the profitability approach of each contribution to the brand.

    Keywords: Chemical Industry, intangible assets, AHP model, Brand Value
  • zeynab moridi, Shahram Fattahi*, Kiomars Sohaili Pages 117-142

    One of the problems and challenges that the developed- and especially developing countries - encounter is the unequal distribution of income. Inequality of income poses serious challenges to economic agents and policymakers given its many harmful effects on the economy and economic growth. On the other hand, the development of the stock market in the economy can be a suitable platform for absorbing market liquidity, the savings of economic agents, turning these savings into investments, and finally controlling and managing inequality of incomes in the economy. The purpose of the current study was to examine the effect of stock market development on upper and lower quartile income. To this end, the panel data of the developed and developing countries was utilized during 2001-2014. Stock market development was estimated through two indices (turnover of stock`s trading and the trade volume of the stock to gross domestic production (GDP)) and in four modes. The results indicated that the development of stock market increased income inequality in developed countries and decreased income inequality in developing countries. 

    Keywords: Financial development, Stock market, Income inequality, Panel data, Developed, developing countries
  • Seyyed Mahmoud Mousavi Shiri, Ehsan Ghadrdan, Rojin Salehiazad Pages 143-162

    The usefulness of studying stock returns is that stock returns change as a measure of risk and can be used as a tool to measure the extent of stock market vulnerability. Personality traits of managers are one of the important factors in decision making about stock returns. One of the most important personality characteristics of managers is the excessive self-confidence; managers are optimistic about future corporate earnings and future cash flows and have a positive outlook on future risks and returns. Therefore, the purpose of this study is to examine the empirical evidence of the role of management optimism on stock returns. The research method used among the companies listed in Tehran Stock Exchange is a quasi-experimental, post-event quasi-experimental design, and a sample of 159 company was investigated using multivariate regression during the period of 2012-2017. The results of the research showed that there is a negative and significant relationship between capital expenditure growth and stock returns, and there is a positive and significant relationship between the amount of surplus investment in assets and stock returns, but there is no significant difference between the earnings forecast of each share and the actual profit with stock returns. No significant relationship was found.

    Keywords: Overconfidence Management, Investment Risk, Stock Return
  • Mohammad Reza Radfar *, Masoud Karimkhani, Mansoureh Aligholi Pages 163-176

    Due to the important functions in the financial system, banks are considered as important components of the financial system of each country. The subject of systemic risk is a new subject in the global financial literature and has accounted for most of empirical studies in recent years. If system risk, ignored, or in a way that is reasonable and consistent with regulatory rules, its equipment and its consequences will be irreversible and corrective. This research was conducted to explain the relationship between bank size and capital with systemic risk in banks accepted in the stock exchange. In this research, systemic risk of the banking sector has been considered as the most important part of the country's economy, and ΔCoVaR has been used to calculate the systemic risk severity. The statistical population of this research is the banks accepted in the Tehran Stock Exchange during the 7-year period from 2010 to 2016. The results of this research show that systemic risk increases with the size of the bank, and this risk increases in the bank with more capital, less capital and less capital.

    Keywords: Systemic risk, Bank Size, Capital, ΔCoVaR
  • Ghader Dadashzadeh *, Rezvan Hejazi Pages 177-196

    The purpose of this research is to investigate the relationship between the value of financial flexibility, investment efficiency and adjustment rate of working capital. This research is an applied from the perspective of the purpose and descriptive-correlation research. The research community is listed companies in Tehran Stock Exchange that based on systematic elimination sampling method, 118 companies have been selected as statistical sample during the years 2010-2016. The multivariate linear regression has been used to test the research hypotheses. The results of the research show that there is a positive and significant relationship between the value of financial flexibility with the efficiency of investment in net working capital and adjustment rate of working capital. And companies have focused on the level of financial flexibility value in decisions to optimize their investment and working capital policies. This can, in the long term, enhance the financial flexibility value of the company and make investment opportunities more profitable. The relationship between the value of financial flexibility and the adjustment rate of working capital in firms that are financially more restricted is higher. And this relationship is lower in companies with no financial constraints and there is no non-linear relationship (U shaped) between working capital and firm performance.

    Keywords: The Value of Financial Flexibility, Investment Efficiency:Financial Constraint