فهرست مطالب

  • سال هشتم شماره 16 (پاییز و زمستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/12/11
  • تعداد عناوین: 12
|
  • علی اسدپور* صفحات 5-24

    باغ ایرانی در طول حیات تاریخی خود، کارکردهای گوناگونی داشته و محل رخدادهای متعددی بوده است. ازاین روی، افزون بر عمارت اصلی باغ می توان نشانی از دیگر عمارت ها را نیز بازجست. باغ نظر شیراز با قدمتی دست کم از روزگار زند همواره باغی کلیدی در مجموعه زندیه بوده که تاکنون تحولات کالبدی کارکردی متعددی یافته است. با این حال مبنای پژوهشی ژرف نبوده است. هدف این پژوهش بازشناسی مجموعه عمارت های جنبی این باغ از روزگار زند تاکنون و بازشناسی ارزش های معماری و هندسی این عمارت هاست که هم اکنون از میان رفته اند. راهبرد این پژوهش تفسیری تاریخی است که با نگاهی تبیینی و کل نگر به روایت تحولات عمارت های جنبی باغ مبتنی بر اسناد نوشتاری، تصاویر و عکس ها و دیگر مستندات اندک میدانی می پردازد. نتایج این پژوهش نشان می دهند که این باغ همواره در طول حیات خود تا پیش از روزگار پهلوی به عنوان کانون حکومتی تشریفاتی شهر بوده و در دوره معاصر نیز ماهیتی فرهنگی به خود گرفته است. عمارت های باغ به جز عمارت اصلی آن (کلاه فرنگی)، شامل «عمارت های سردر» در روزگار زند و مجموعه «عمارت آینه یا کاخ همایون» (شامل سه بنای متصل به یکدیگر) و «عمارت خورشید» هستند که در روزگار قاجار ساخته شده اند. عمارت آینه با ایوان آینه کاری شده مهم ترین بنای رسمی باغ با ازاره هایی از پهلوانان شاهنامه بوده که در ضلع شمال غربی باغ ساخته شده است و عمارت خورشید در ضلع شمالی باغ واقع شده و محل انجام امور دیوانی بوده است. تحولات رخ داده در عمارت های جانبی باغ را می توان در شش دسته جای داد: 1. شکل گیری عمارت های اولیه (زندیان)؛ 2. تحول و دگرگونی (فتحعلی شاه)؛ 3. تداوم و فرسایش (محمدشاه و ناصرالدین شاه)؛ 4. رونق و شکوفایی (مظفرالدین شاه)؛ 5. فرسایش (احمدشاه)؛ 6. نابودی و تخریب (پهلوی اول).

    کلیدواژگان: باغ نظر، عمارت آینه، عمارت خورشید، کلاه فرنگی، زندیه
  • عیسی اسفنجاری کناری*، امیر حسین کریمی، نسرین پورعیدی وند صفحات 25-46

    مسجد جامع ارگ بم از زمان پی نهادن تا امروز، روندی طولانی از دگرگونی، مرمت ، بازسازی و نوسازی را از سر گذرانده که بسیاری از این تغییرات تا پیش از زلزله 1382، در کالبد بنا پنهان بود. آشکار شدن ساختار اصلی سردر قدیمی مسجد و منارهای قدیمی متصل به سردر از جمله نویافته های پس از این زلزله است. این نویافته ها دوره بندی های قبلی پیشنهادشده برای مسجد را دچار تردید ساخته و پرسش ها و ابعاد پژوهشی تازه ای را مطرح ساخته است که پیش از این در نظر نبود. این پژوهش در پی آن است که ضمن معرفی شکل اولیه و دگرگونی های سردر، جایگاه زمانی آن را در دوره بندی کلی تحولات مسجدجامع ارگ بم از طریق بررسی اسناد و مدارک مکتوب و برداشت های دقیق میدانی و همچنین گمانه و پی گردی های باستان شناسی و با به کارگیری روش توصیفی تحلیلی مشخص کند. نتایج مطالعه و بررسی ها نشان می دهد که به رغم اینکه پژوهشگران سردر را منسوب به قرون اولیه اسلامی می دانند، این پژوهش بنا بر شواهد موجود اعم از مانده های معماری موجود، ابعاد خشت ها، ارتفاع پاکار نعل درگاه، پهنای جرز های طرفین ورودی، تنه تنومند و اندازه مغزه میانی منار، بر این باور است که سردر منسوب به قرن هشتم هجری است و همانند سایر سردرهای مظفری تیموری ارتفاعی بلند و تناسباتی کشیده دارد.

    کلیدواژگان: ارگ بم، مسجدجامع، تحول تاریخی، سردر، منار
  • محمدرضا نعمتی*، عباسعلی رضایی نیا صفحات 47-60

    در سال های 1385 تا 1386 طی دو فصل کاوش باستان شناختی در محوطه تاریخی ولیران دماوند، بقایای سازه ای مربوط به دوره ساسانی شناسایی شد. این سازه شامل یک برج و بارو و نیز اتاق های متعددی است که در دو سوی یک معبر سازمان دهی شده اند. آثار معماری مکشوف از ولیران، به شناخت دوره ساسانی منطقه دماوند و در افقی وسیع تر به درک ما از گونه معماری دفاعی نظامی و نیز ساختارهای سیاسی و اجتماعی دوره ساسانی کمک شایانی می کند. اهمیت این موضوع در این است که به طور کلی، کاوش ها و بررسی های محدودی درباره قلعه های دوره ساسانی انجام شده و اطلاعات بسیار اندکی درباره ساختار معماری و نظام شکل گیری آن ها در دست است. منطقه دماوند به لحاظ موقعیت جغرافیایی و ارتباطی در طول تاریخ و به ویژه در دوران اشکانی و ساسانی، از اهمیت بسیاری برخوردار بوده است. این منطقه در تلاقی طبرستان، ری و قومس قرار داشته و همواره از کانون های مهم فرهنگی به شمار می رفته است. با توجه به آگاهی اندک ما از معماری دوره ساسانی در قلمرو شمالی دولت ساسانی، معماری محوطه تاریخی ولیران می تواند خلا علمی را در این خصوص تا حدودی جبران کند. نگارندگان مقاله حاضر بر آن اند که با روش توصیفی تحلیلی، ضمن معرفی معماری محوطه تاریخی ولیران و بیان ویژگی های معماری آن، کاربری و زمان ساخت این مجموعه را مشخص کنند. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد معماری مکشوف از محوطه ولیران دماوند، قلعه ای مربوط به اواخر دوره ساسانی است که از آن به عنوان انبار کالا و ذخیره مواد غذایی استفاده می شد و احتمالا در اوایل دوره اسلامی به طور کامل تخریب شده است.

    کلیدواژگان: دوره ساسانی، معماری ساسانی، قلعه های ساسانی، دماوند، ولیران
  • الهام مهردوست*، احمد امین پور، حمید ندیمی صفحات 61-80

    طراحان معمولا در طراحی خود، به پیشینه های طراحی مراجعه می کنند. این مراجعه ممکن است در مراحل مختلفی از فرایند طراحی و با اهداف مختلفی صورت گیرد. با توجه به اهمیت این مراجعه، بررسی نکات مثبت و منفی آن، پژوهش های متعددی را در این حوزه و در جهت دستیابی به شیوه های صحیح کاربرد پیشینه ها در طراحی، به خود معطوف داشته است. در پژوهش حاضر با مراجعه به طراحان خبره و پرسش از آن ها به ارزیابی چگونگی این کاربرد پرداخته و نتایج حاصل با نتایج سایر پژوهش ها مقایسه شده است. هدف از این پژوهش مطالعه شیوه های مراجعه طراحان خبره معماری در ایران به پیشینه های طراحی و نحوه بهره گیری از آن ها در فرایند طراحی است. در مسیر پژوهش از روش پیمایشی استفاده شده است. با نه نفر از طراحان خبره معماری در ایران مصاحبه نیمه سازمان یافته انجام شده و در ادامه، متن مصاحبه ها تحلیل محتوای کیفی شده است. از نتایج این پژوهش، با توجه به ارائه انواع معیارهای انتخاب و راهبردهای بررسی و کاربرد پیشینه می توان به این موضوع اشاره کرد که در همه مراحل طراحی می توان به پیشینه ها مراجعه کرد، اما نوع پیشینه انتخابی و راهبردهای بهره گیری از آن بر نتایج این مراجعه بسیار تاثیرگذار است و نمی توان مراجعه به پیشینه ها را محدود به انواع خاصی از پیشینه ها یا مراحل خاصی از طراحی دانست.

    کلیدواژگان: پیشینه های طراحی، طراحی معماری، معماران حرفه ای ایران
  • محمد رضایی ندوشن*، عبدالهادی دانشپور، مصطفی بهزادفر صفحات 81-104

    فضاهای ورودی در اماکن مقدس که زائر به شوق زیارت و به منظور برطرف شدن حاجات خود وارد آنجا می شود، دارای کیفیت هایی مبتنی بر آداب زیارت هستند که به آن ها سلسله مراتب تشرف گفته می شود. پژوهش های متعددی درباره ضرورت وجود و کیفیت سلسله ای از فضاهای متوالی درباره ورودی اماکن مقدس ایران به انجام رسیده، اما نسبت به تاثیر این سلسله مراتب در ادراک مخاطب (زائر یا سیاح) پژوهش های اندکی صورت گرفته است. بررسی های این پژوهش نشان می دهد حرم حضرت معصومه (س) در دوره صفوی و قاجار دارای سلسله مراتب تشرف بوده است که در طول این دوران در حال تغییر مداوم بوده و نسبت به زمان حاضر نیز متفاوت بوده است. مقاله به دنبال پاسخ این پرسش است که وجود سلسله ای از فضاهای ورودی چه تاثیری بر ادراک مخاطبان حرم حضرت معصومه (س) می گذارد. برای ایجاد تصویری مناسب از تشرف به حرم در دوره صفوی و قاجار می بایست با روش تحقیق توصیفی به واکاوی منابع و اسناد کتابخانه ای پرداخت. مهم ترین منابعی که می تواند تصویر گذشته حرم حضرت معصومه (س) را بازسازی کند منابع تصویری (نقشه، گراور و عکس) و منابع مکتوب تاریخ شهر قم، به خصوص سفرنامه های زوار، تجار و سیاحانی است که قصد شهر قم را داشته و یا از آن عبور کرده اند. از آنجایی که این پژوهش در جست وجوی تاثیرات ادراکی سلسله فضاهای ورودی اماکن مقدس است، متن سفرنامه ها که بیان ادراک و احساس خاص نگارندگان آن ها هنگام ورود به حرم است، مهم ترین منبع پژوهش هستند. حاصل بررسی منابع تصویری و متون سفرنامه ها، تصویر مشخصی از سلسله مراتب تشرف به حرم، همچنین سیر تحولات آن از دوره صفوی تا انتهای قاجار را نشان می دهد. در این نوشتار سلسله مراتب تشرف به حرم حضرت معصومه(س) با ذکر جزئیات فضاهای متوالی و تاثیرات آن بر ادراک مخاطبان برای نخستین بار معرفی می شود.

    کلیدواژگان: سلسله مراتب تشرف، ادراک، اماکن مقدس، حرم حضرت معصومه (س)، قم
  • ثریا تفکر، آزاده شاهچراغی*، فرح حبیب صفحات 105-131

    مطالعات روان شناسی اکولوژیک و مفاهیم جامعه شناختی خرد در زمینه پیوند نظام های کالبدی و رفتاری محیط، بنیان مهمی برای ارزشیابی و پیش بینی نحوه کارکرد محیط فراهم کرده است. در این زمینه، «نظریه مقررفتاری» راجر بارکر که در 1968 مطرح شد، به ترکیب پیچیده ساختار های کالبدی رفتاری محیط با عنوان «سینومرفی» و عامل تعیین کننده رفتار های محیطی افراد اشاره می کند و معادل فارسی آن، «هم ساختی» پیشنهاد شده است. بنابراین، مقایسه هم ساختی ساختار های کالبدی رفتاری در مقر های رفتاری مختلف به رفع ابهامات درباره نحوه تقویت کارآمدی محیط کمک می کند. فهم نحوه تعامل محیط و رفتار، تبیین قابلیت های رفتاری محیط ساخته شده و نحوه رخداد رفتار ها در تناسب با ساختار های محیط اکولوژیک، از اهداف پژوهش هستند. بر این اساس، این پژوهش به بررسی تطبیقی بازار تاریخی تجریش و مرکز خرید ارگ تهران می پردازد. این پژوهش کاربردی، از نوع توصیفی تحلیلی و با رویکردی کیفی کمی است که با روش بررسی اسنادی، مردم نگاری و فنون کار میدانی، به ویژه مشاهده غیر مداخله ای به جمع آوری اطلاعات و با روش استدلال و استنتاج منطقی به تحلیل اطلاعات پرداخته است. وجوه افتراق در هفت مورد از هشت الگوی رفتاری بررسی شده نشان داد که این دو مقر رفتاری از جنبه سه عامل «کیفیت حرکت»، «قابلیت پذیرش تنوع رفتاری و تغییر استفاده در زمان» و «کیفیت تعاملات انسانی» در ساختار کالبدی و به ویژه، «کیفیت کنترل رفتاری» در ساختار اجتماعی و در نتیجه، ماهیت رفتاری متمایز از یکدیگرند. بررسی تطبیقی 28 پارامتر استخراج شده از نظام های شش گانه ساختار کالبدی و چهار پارامتر ساختار اجتماعی محیط، به تحرک رفتاری، تنوع راهبردهای خلاقانه رفتاری و تعاملات انسانی پرشور و گذارا در بازار تجریش و کاهش تحرک و کاهش تنوع رفتارهای انتخابی و اجتماعی در مرکز خرید ارگ اشاره دارد. این پژوهش نتیجه گیری می کند که هم ساختی قوی و منعطف ساختارهای محیطی بازار با الگوهای رفتاری، به تولید مداوم روابط ابتکاری میان محیط اکولوژیک و افراد و هم ساختی ضعیف و غیر منعطف در مرکز خرید ارگ به محدود سازی تنوع رفتارهای محیطی منجر شده است.

    کلیدواژگان: روان شناسی اکولوژیک، نظریه قرارگاه رفتاری، سینومرفی، بازار، مرکز خرید
  • مسعود ناری قمی*، مهدی ممتحن، معصومه احسانی صفحات 133-151

    خانواده گسترده در میان انواع گونه های خانواده، کهن ترین شکل جوامع انسانی است که در روزگار معاصر کمرنگ شده است؛ این در حالی است که کیفیت حیات اجتماعی مورد تاکید در ادبیات علوم اجتماعی، در این نوع از خانواده، بسیار فراتر از انواع دیگر است. در این پژوهش با هدف تلاش برای احیای وجوه مثبت این الگو، موضوع خانواده گسترده و نقش آن در شکل گیری مسکن، در دو بخش مطالعه شده است. در بخش نخست، پیشینه الگوهای سنتی و مدرن خانواده گسترده، بررسی شده است که دستاورد آن، معرفی تعداد زیادی الگو، به جز حیاط مرکزی، در جوامع سنتی اسلامی برای خانواده گسترده و معرفی گستره وسیعی از قالب های کالبدی مرتبط با خانواده گسترده در جوامع سنتی خارج از عالم اسلام است. همچنین با بازتعبیر از مفهوم گستردگی خانواده در این پژوهش، نمونه های زیادی از دوره مدرن (مذهبی و غیرمذهبی) با موضوع خانواده گسترده، پیوند داده شده است. در بخش دوم مقاله، برای روشن تر کردن وضعیت خانواده گسترده به عنوان یک الگوی ایدئالی در اسلام در دوره معاصر و امکان بازتولید این الگو در جامعه غیرسنتی پیمایش میدانی روی مهاجران افغانی (به واسطه شایع بودن نسبی خانواده گسترده در جامعه معاصر افغانستان و سکونت طولانی مدت آنان در جامعه ایرانی) در نظر گرفته شد که تعداد 36 خانوار افغان از ناحیه قم با فرایند مشابه روش گلوله برفی انتخاب شدند. برای تهیه اطلاعات مردم نگاری دو مرحله مطالعه انجام شد. در مرحله اول با استفاده از ابزار مشاهده، پرسشنامه باز، و نیمه باز و مصاحبه، اطلاعات خانواده های مهاجر برداشت شد. برای مرحله دوم از مصاحبه عمیق با سه نفر، که تجارب زندگی آن ها پرکننده طیف نسبتا کاملی از خاطرات زیسته باشد، استفاده شد. اطلاعات مزبور در سه محور مفهومی تحلیل شده است: تداوم ذهنیتی، عاطفی، تداوم رفتاری و تداوم کالبدی ساختار خانواده گسترده؛ بررسی حاضر نشان داد که افرادی که پیشینه و تجربه زیست در خانواده گسترده درون کالبد سنتی داشته اند، نه تنها نسبت عاطفی با الگوهای رفتاری مربوط به خانواده گسترده را تا حد زیادی حفظ می کنند، بلکه امکانات اندک کالبد مدرن را نیز در جهت باز تولید الگوهای فضا رفتار گذشته به فعلیت درمی آورند.

    کلیدواژگان: خانواده گسترده، الگوی مسکن، مهاجران افغانی، تداوم کالبدی، تداوم رفتاری
  • پوریا سعادتی وقار*، اسماعیل ضرغامی، عبدالحمید قنبران صفحات 153-179

    شهر کاشان را می توان گنجینه ای از خانه های سنتی ایرانی دانست؛ خانه هایی که متعلق به دوره قاجار بوده و مقوله های اجتماعی فرهنگی و اقلیمی بیشترین تاثیر را در شکل گیری پیکره بندی فضایی این خانه ها داشته است. در این پژوهش با محور قرار دادن ورودی، به تحلیل پیکره بندی فضایی در خانه های کاشان پرداخته شد. در مرحله اول، خانه ها به لحاظ شکلی و کالبدی در چهار دسته قرار گرفتند: خانه های تک حیاطه دوطرف حجم، تک حیاطه سه طرف حجم، خانه های تک حیاطه چهارطرف حجم و دوحیاطه چهارطرف حجم. در مرحله دوم تعداد ورودی ها، جایگاه ورودی ها به لحاظ افقی و عمودی و مسیر مستقیم و غیر مستقیم هنگام ورود به خانه ها مشخص شد، سپس به منظور تحلیل ورودی در هر دسته شکلی، از روش چیدمان فضا بهره گرفته شد. در همین راستا دو شاخص هم پیوندی و عمق قابل پیمایش (ارتباط بصری) در بستر این خانه ها مورد سنجش قرار گرفتند. در مرحله سوم نیز، عرصه بندی فضا های تابستان نشین و زمستان نشین خانه های هر دسته شکلی مبتنی بر نمودار توجیهی و تحلیل گراف نمایانی مورد بررسی قرار گرفت. فرضیه های اصلی پژوهش حاکی از این است که خانه های هر دسته کالبدی شکلی، ارتباطات فضایی شبیه به یکدیگر را رقم زده است، سازمان فضایی عرصه  زیستی ساکنان خانه ها در فصول تابستان و زمستان متفاوت اند. به علاوه رابطه مجموعه ورودی و فضای خانه ها در هر دسته مورد بحث قرار گرفت. یافته های پژوهش نشان می دهد که در هر دسته کالبدی، تفاوت هایی به لحاظ پیکره بندی فضایی وجود دارد به طوری که در هر دسته، خانه های عمیق و کم عمق به لحاظ بصری دیده می شود، اما معانی اجتماعی فرهنگی مشابهی در هریک از پیکره های کالبدی قابل مشاهده است که مطابق با ویژگی های فرهنگی و اجتماعی معماری ایرانی اسلامی در شهر کاشان شکل یافته است. همچنین، سازمان فضایی عرصه زیست ساکنان خانه ها در فصل تابستان و زمستان نیز متفاوت بود. در رابطه با ورودی در خانه های هر دسته، مشاهده شد که افزایش تعداد ورودی ها لزوما موجب کاهش لایه بندی بصری خانه ها در هر دسته و در بین تمامی خانه ها نشده است.

    کلیدواژگان: ورودی، پیکره بندی فضایی، مسکن سنتی، لایه های بصری، یکپارچگی
  • مریم رجبی، محمدرضا نقصان محمدی*، مهدی منتظرالحجه صفحات 181-203

    ساختار فضاهای جمعی و به ویژه فضاهای مذهبی کشورمان در دوره اسلامی، تحت تبعیت از آموزه ها و اصول این دین مبین قرار گرفته و همواره الگوهای جدیدی از ابعاد کالبد و کارکرد این گونه از فضاها شکل گرفته است. حسینیه از مهم ترین این قبیل از فضاهاست و کارکردهای مطرح در این فضای جمعی، کارکرد مرتبط با رفتارهای برگرفته از آیین های جمعی با تاکید بر یکی از مهم ترین مناسک مذهبی یعنی عزاداری برای امام سوم شیعیان است، که به ادغام رفتار فردی و گروهی کمک کرده است. هدف اصلی این پژوهش، دستیابی به الگوی کارکرد با بررسی رفتارهای برگرفته از آیین های جمعی در حسینیه های شهر تفت است. با استفاده از روش توصیفی، پیمایشی و به وسیله برداشت میدانی و مطالعات اسنادی و کتابخانه ای، به مطالعه و شناخت الگوی کارکرد فضا در دوازده حسینیه شهر تفت پرداخته شده است. بدین ترتیب که پس از انتخاب نمونه های مورد مطالعه، وضعیت و مشخصات کالبدی هریک از طریق پیمایش ها و برداشت میدانی احصا شد. سپس در بازه زمانی مشخص (دهه اول محرم) فعالیت ها و رفتارهای برگرفته از آیین های جمعی در حسینیه ها از طریق تکنیک های غیرمداخله گر همچون عکس برداری، یادداشت برداری و نیز ثبت نوع و موقعیت رفتارها بدون آگاهی شهروندان استخراج شد. در مرحله بعد تلاش شد تا نظام رفتاری استخراج شده بر مبنای نظریه گراف شکل بگیرد. با بررسی گراف های ترسیم شده، وجوه مشترک در گراف ها تعیین و پس از آن الگوی نهایی از رفتارهای برداشت شده به دست آمد. یافته های پژوهش نشان می دهد که برقراری «نسبت بین الگوهای رفتار حاصل از آیین های جمعی با فضای حسینیه»، باعث به وجودآمدن خاطره جمعی مشترک، حس تعلق به فضا و شکل گیری فرصت تعاملات و واکنش های اجتماعی شده است و در نتیجه منجر به تعامل میان کالبد و محتوای آیین ها می گردد.

    کلیدواژگان: رفتار، آیین های جمعی، الگو، کارکرد، حسینیه، تفت
  • نسترن شفوی مقدم*، محمد تحصیلدوست، زهرا زمردیان صفحات 205-228

    اطمینان یافتن از ورود مقادیر مناسبی از نور روز به داخل فضا، به خصوص در فضاهای آموزشی، از اهمیت ویژه ای برخوردار است؛ زیرا در کنار تاثیر مثبت نور طبیعی بر خلق وخو، تمرکز و کیفیت یادگیری دانش آموزان و دانشجویان، وجود نور بیش از حد نیاز و عدم کنترل آن، منجر به بروز خیرگی و نارضایتی بصری می شود. امروزه به کمک شبیه سازی و با بهره گیری از شاخص ها، امکان پیش بینی کیفیت روشنایی و میزان رضایتمندی کاربران از شرایط نوری فضا (از نظر مقدار نور و خیرگی) فراهم شده است. هدف پژوهش پیش رو، بررسی میزان قابل اعتماد بودن ارزیابی های حاصل از شاخص های نورسنجی در فضاهای آموزشی است؛ به این منظور، عملکرد نور روز در تعدادی از آتلیه های طراحی معماری دانشگاه های تهران به دو روش «شبیه سازی و محاسبه شاخص های مربوط به مقدار نور و خیرگی» و «مطالعه میدانی و آگاهی از نظریات کاربران به کمک پرسشنامه» مورد بررسی قرار گرفت و نتایج به دست آمده از دو روش با یکدیگر مقایسه شد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که در میان شاخص های پیش بینی مقدار نور، بیشترین همبستگی با نظریات کاربران مربوط به شاخص روشنایی لحظه ای Ep>n lx (n بین 100 تا 300 لوکس) بوده است. شاخص های EP-LEED، sDA و UDI، با شباهت زیادی از نظر میزان همبستگی با نظر کاربران، در رتبه های بعدی جای می گیرند. این در حالی است که میان شاخص های خیرگی مورد بررسی و نظر کاربران، همبستگی ضعیف بوده یا رابطه ای وجود نداشته است. عملکرد مناسب ضوابط UDI300-3000,50%>75%  و ASE1000lx,250h<10%، به ترتیب برای تشخیص فضاهای قابل قبول از نظر مقدار نور و خیرگی، از دیگر نتایج حاصل شده از این پژوهش است.

    کلیدواژگان: نور روز، آسایش بصری، شبیه سازی، شاخص های نورسنجی، پژوهش میدانی
  • فرهاد شریعت راد* صفحات 229-246

    عدم تطابق بین حساسیت ها، علاقه مندی ها، نگرش ها و ارزش ها نزد مدرس و دانشجو نسبت به عناصر ارزشمند و درخور توجه موقعیت طراحی، همواره در آموزش معماری تجربه شده است. به طور مشخص تا زمانی که عناصر درخور توجه از دیدگاه مدرس در سامانه ارزشی دانشجو نهادینه نشود، باوری به ارزشمندی و سودمندی آن ها در فرایند طراحی نیز در دانشجو به وجود نخواهد آمد و تضمینی برای توجه به آن ها و به کارگیری شان در عمل وجود نخواهد داشت. بنابراین پرسش اصلی مقاله این است که «درونی سازی یک ارزش و جای دهی آن در سامانه ارزشی دانشجو، در کارگاه طراحی معماری، چگونه اتفاق می افتد؟» بدین ترتیب هدف اصلی مقاله نیز تدوین و طراحی یک مدل یا چارچوب نظری برای «درونی سازی ارزش ها»ست. در این مسیر، ابتدا با تفسیر و تحلیل منطقی بر منابع کتابخانه ای به ویژه مدل پنج مرحله ای رشد در حوزه یادگیری عاطفی، یک الگوی آموزشی برای «درونی سازی ارزش ها» پیشنهاد می شود که از مواجهه عاطفی یادگیرنده با ارزش چیزها حکایت دارد و هرچه این مراحل پیشتر می روند، آن چیز یا ارزش در ساختار درونی کنترل کننده رفتار شخص بیشتر جای می گیرد. مدل یادشده دارای پنج مرحله است: انگیزش غیرفعال، انگیزش فعال، طرح ریزی سناریوی کشف ارزش، طرح ریزی تمرین مواجهه با چند ارزش و در نهایت تعریف تمرین در موقعیت های مختلف. سپس برای سنجش کارایی عملی مدل پیشنهادشده نیز یک آزمون میدانی طراحی، اجرا و گزارش شده است. آزمون از نوع شبه آزمایشی یا شبه تجربی بود و نتایجش گواه آن است که بهره گیری از الگوی پیشنهادی، توسط مدرس کارگاه طراحی، می تواند زمینه ساز رشد عاطفی دانشجویان نسبت به چیزی که مدنظر مدرس است، باشد و به این ترتیب دانشجو آن را، در صورت حضور در موقعیت طراحی، مهم شمرده و در تصمیم گیری هایش در فرایند طراحی وارد می کند.

    کلیدواژگان: درونی سازی ارزش، رشد عاطفی، آموزش معماری، کارگاه طراحی معماری
  • مریم غروی الخوانساری* صفحات 247-271

    حاشیه به معنای کناره و شرحی است که بر متن می نویسند و برای توضیح مطالب مشکل یا مبهم، نقد یا رد اشکالات و در توصیف عمومی در راستای تعامل با متن صورت می گیرد. حاشیه نویسی به خصوص از دوران اسلامی رواج یافته و به صورت یکی از سنت های حوزه علوم اسلامی در راستای ترویج و پویایی علوم اسلامی به ویژه در دوره هایی که کمتر اندیشه تازه ای برای طرح وجود داشت تداوم یافته است. سوال این تحقیق به این صورت است: آیا حاشیه نویسی می تواند به ساحت معماری انتقال یابد و در راستای تحرک بخشی به مباحث نظری به کار گرفته شود؟ بر این اساس هدف از این تحقیق سعی در بررسی ابعاد باززنده سازی این راهکار سنتی در دوره معاصر به صورت روشی دموکراتیک در بیان و ترویج نظریات و تاثیر آن در بسط مفاهیم علوم و به طور مشخص مباحث نظری معماری است. تحقیق حاضر با رویکردی توصیفی تحلیلی و تاریخی تفسیری، در چهار بخش اصلی مباحث خود را ارائه می دهد. نخست، طرح مسئله در زمینه لزوم تحرک بخشی مباحث نظری معماری صورت می گیرد. در بخش دوم، ضمن ارائه معانی لغوی و اصطلاحات مربوط به حاشیه، تاریخچه مختصری از حاشیه نویسی ارائه می شود. در بخش سوم، ابعاد و کاربرد حاشیه نویسی در مباحث نظری معماری طرح می شود. در بخش نهایی، تبیین مفاهیم و روش های کاربردی حاشیه نویسی در معماری پیشنهاد می شود و درباره روش های محتوایی و صوری حاشیه نویسی عناوینی ارائه می شود. از نتایج این پژوهش چارچوب پیشنهادی برای تفکر هدفمند و دستیابی به الگوهایی برای تقرب به تحقیق در معماری و کاوش فعال ادبیات موضوع است. این نتایج نشان می دهد که حاشیه نویسی به واسطه فرایندهای تحرک بخشی خود به پویا سازی جریان های فکری درون زا در معماری کمک می کند. این رویکرد با با بهره گیری از امکانات و رسانه های نوین، تاثیر بسزایی در زندگی دائمی متون معماری و زایش مداوم آن ها خواهد داشت.

    کلیدواژگان: حاشیه نویسی، پژوهش معماری، کاوش در ادبیات موضوع
|
  • Ali Asad Pour* Pages 5-24

    The Persian Garden has had various functions during its history and has been host to numerous events. Henceforth, in addition to the main building of the garden, it is essential to examine other structures in it as well. The Nazar Garden of Shiraz, dating from at least the Zand period, has always been the key garden in the Zandieh complex, which has gone through many functional modifications throughout its history. The purpose of this research is to identify the buildings of this garden from the Zand era up to the present time, and their architectural and geometric values as well. The strategy of this research is "interpretive-historical" and it aims to narrate the development of the auxiliary buildings based on texts, images, photographs, and other limited available documentation.The results of this research show that this garden had always been a royal/ceremonial center up to the Pahlavi era, and in the contemporary period, it has acquired a cultural character. Other than the main building (Kolah-Farangi), other buildings include the “Gatehouse”, the “Ayeneh (Mirror) Building” or the “Palace of Homayoun” (including three inter-connected buildings), and the “Khorshid (Sun) Building”, which were built during the Qajar period. The Ayeneh Building, the most significant official building of the garden, has a mirror-worked iwan and was decorated with plinths depicting the heroes of the Shah-nameh. It was built on the northwest side of the garden. The Khorshid Building is located north of the garden and served administrative purposes. The development of the garden buildings can be classified into six phases: 1. Formation of the primary buildings (Zand period); 2. Transformation (Fath-‘Ali Shah period); 3. Continuity and deterioration (Mohammad Shah and Nasser-ad-Din Shah); 4. Flourishing (Mozaffar-ad-Din Shah), 5. Deterioration (Ahmad Shah), and 6. Destruction (Pahlavi I).

    Keywords: Nazar Garden, Ayeneh (Mirror) Building, Khorshid (Sun) Building, Kolah-farangi Building, Zand
  • Issa Esfanjary Kenari*, Amir Hossein Karimi, Nasrin Pour ‘Eidivand Pages 25-46

    The Jami‘ Mosque of Bam has gone through a long process of transformations including restoration, reconstruction, and renovation.  Much of these works were hidden inside the physical form until the earthquake of 2003 uncovered important structures, among them, the original portal and the flanking twin minarets. These findings question the previously accepted timeline for the mosque and pose new questions that had not been discussed previously. The objective of this paper is to introduce the original form of the portal and locating its modifications on the timeline of the mosque according to a descriptive-analytical method. On the basis of remaining evidence such as architectural remnants, mudbrick sizes, the height of imposts, the thickness of the flanking pillars, and the diameter of the minarets’ shafts, the entrance portal is dated to the fourteenth century AD, very similar to other Muzaffarid and Timurid portals that are high and lofty.

    Keywords: Arg-e Bam, jami‘ mosque, historical evolution, portal, minaret
  • Mohammad Reza Ne‘Mati*, Abbas ‘Ali Rezayee Nia Pages 47-60

    During two seasons of archaeological excavations on the historical site of Veliran of Damavand, some structural remnants dating to the Sassanid period were identified. The structure consists of a tower and a rampart, as well as several rooms organized on the two sides of a passage. The architectural findings in the archeological site of Veliran help us know the Damavand region as it was during the Sassanid period, and in a broader sense, contribute to our knowledge on defensive/military architecture as well as the political and social structures of the Sassanid era. The significance of this study is that only limited excavations and studies of the castles of the Sassanid era has been carried out to date, and very little information is available regarding their architecture and construction system. Damavand area has been important in terms of geographical location and communication throughout history, especially during the Parthian and Sassanid periods. This area was located at the crossroads of Tabarestan, Rey, and Qumes, and has always been among the most important cultural centers. The study of the architecture of the historic Veliran site can compensate for our little knowledge of Sassanid-era architecture in the northern territories of the state. The present paper seeks to identify the function and the time of construction of this complex through a descriptive-analytical method, while introducing the architecture and architectural features uncovered at the historical site. The results of this research show that the architecture is that of a castle built in the late Sassanid period. It was used as food storage and warehouse of goods, and most probably was destroyed in the early Islamic period.

    Keywords: Sassanid period, Sassanid architecture, Sassanid castles, Damavand, Veliran
  • Elham Mehr Doust*, Ahmad Amin Poor, Hamid Nadimi Pages 61-80

    Designers usually use precedents in their designs. They may use them through different stages of the design process and to different ends. As this use is important, the study of its positive and negative aspects has encouraged numerous studies to find out about the correct way of using them. In this paper, the use of design precedents is studied by interviewing professional architects and the results have been compared with other studies. Therefore, the aim of this study is to assess the ways professional architecture designers in Iran use design precedents, how they find them, in which stages they refer to them, and how they utilize them in their design process. Survey research is conducted using semi-structured interviews with nine professional architects of Iran, and qualitative content analysis is performed on the results of the interviews. The results identify different criteria that were used in the selection, study techniques, and adaptation of precedents, and reveal that reference to precedents happen at all stages of the design process. However, the type of selected precedents and the strategies to use them are very important to the final design, and reference to precedents cannot be limited to any special architectural type or to any specific stages of design.

    Keywords: design precedents, architecture design, Iranian professional architects
  • Mohammad Rezayee Nedoushan*, ‘Abd Al Hadi Danesh Pour, Mostafa Behzadfar Pages 81-104

    Entrance to sacred places where pilgrims enter enthusiastically for pilgrimage and request for divine bestowal expose one of the characteristics of pilgrimage called the hierarchy of entry. There have been numerous studies on the necessity and quality of sequential spaces for entry to sacred sites in Iran, but little research has been done on the cognitive impact of this hierarchy on the visitor (pilgrim or tourist). The findings of this study show that the shrine of Hazrat-e Ma‘soumeh (pbuh) always had a spatial hierarchy during the Safavid and Qajar periods, although it was constantly modified, and still different from how it is currently. This paper seeks to study the cognitive impact of the hierarchy of entry on the visitors of Hazrat-e Ma‘sumeh holy shrine. In order to reconstruct a proper picture of entry into the shrine in the Safavid and Qajar periods, a descriptive research method was used to analyze library sources, most importantly, pictorial sources (maps, engravings, and photographs) and written sources containing the history of the city of Qom—especially the travelogues written by pilgrims, merchants, and travelers who traveled to or passed through Qom. Since this study seeks to understand the cognitive impacts of the hierarchy of entry to sacred places, travelogues are the most important sources of research as they express the perception of writers upon their entrance to the shrine. Examination of visual sources and texts of travelogues reveals a clear picture of the hierarchy of entry to the shrine, as well as its development from the Safavid period to the end of the Qajar period. This paper, for the first time, introduces the hierarchy of entry to the holy shrine of Hazrat-e Ma‘soumeh (pbuh) with details of sequential spaces and their cognitive impact on visitors.

    Keywords: hierarchy of entry, perception, holy places, Hazrat-e Ma‘soumeh Shrine, Qom
  • Sorayya Tafakkor, Azadeh Shahcheraghi*, Farah Habib Pages 105-131

    Ecological Psychology and Micro-Sociology studies concerning behavioral-milieu systems have created an important basis for evaluation and prediction of the performance of built environments. In this context, the Behavior Setting Theory introduced by Roger Barker in 1968 defines the complicated behavioral-milieu framework or synomorphy as the determining factor of the environmental behaviors of people. Therefore, comparing synomorphy of various behavioral settings will help enhance the performance of built environments. Understanding the interaction of environment and behavior, behavioral affordances of the built environment, and behavior occurrences in coordination with the ecological environment are the aims of this research. This research is a comparative study of the Tajrish Historical Bazaar and Arg shopping center in Tehran, Iran. This applied, descriptive-analytical research uses a qualitativequantitative approach, with data collection through surveys, ethnography, and fieldwork techniques such as observation without intervention. Data analysis is done through deductiveinductive reasoning. The result of eight surveyed behavior patterns shows that regarding "quality of mobility", "affordance of hosting behavioral diversity and change over the time", "quality of social interactions", and "quality of behavioral control", the two behavior settings differ. Comparative study of 28 parameters of milieu structure and 4 parameters of social structure in these two ecological environments point to behavioral mobility, diversity of innovative behavioral strategies, and passionate and brief human interactions in the Tajrish Bazaar, whereas to less mobility and reduction of selective and social behaviors in Arg shopping center. This research concluded that the Tajrish Bazaar is high in synomorphy, which has resulted in the development of ongoing and innovative interactions between people and the ecological environment, while Arg shopping center is low in synomorphy, resulting in the limited diversity of environmental behaviors.

    Keywords: ecological psychology, behavior setting theory, synomorphy, bazaar, commercial center
  • Mas‘Oud Nari Qomi*, Mehdi Momtahen, Ma‘Soumeh Ehsani Pages 133-151

    This research is aimed at reviving the positive aspects of extended family households. The impacts of extended family living on housing design are studied in two steps. In the first step, the history and precedents of extended family housing are explored in both traditional and modern societies. Aside from courtyard houses, numerous other models of extended family housing are introduced and it is shown that there are many such architectural models within and outside the Islamic societies. With the reinterpretation of the “extension” of family, many alternative types of modern communities and housing can also be regarded as relating to this study. In the second step, research was conducted on Afghan immigrants to recognize their extended family conditions as an ideal model within the Islamic context and the feasibility of its contemporary reproduction. The selection of Afghans for the study was reasonable for their relatively long presence within Iranian society. Ultimately, thirty-six families were selected with semi-snowball sampling. The ethnographic study was done in two stages. At the first stage, data was collected through direct observation, open-ended questions, semi-open-ended questions, and interviews with families. For the second stage, in-depth interviews with three of the thirty-six families were conducted. They were those families whose life experiences covered almost all ranges of extended-family lived memories.  Data analysis was done through three conceptual frames: mental-emotional persistence, behavioral duration, and bodily (physical) continuity within new houses. The study shows that people with previous experience of extended family living inside traditional houses not only preserve their emotional relationships with those behavioral patterns but also try to regenerate those space-behavior patterns inside the not-so-compatible modern house designs.

    Keywords: extended family, house model, behavioral persistence, physical continuity, Afghan immigrants
  • Pooria Sa‘Adati Vaqar*, Esma‘Il Zarghami, Abd Al Hamid Qanbaran Pages 153-179

    Kashan is a city in Iran with a host of traditional houses that date to the Qajar period. Sociocultural and climatic factors have had the greatest impact on their spatial configurations. In this study, focusing on entrances, the spatial configuration of houses in Kashan is analyzed.  Houses are first categorized in terms of physical form in four categories: single-courtyard houses with massing on two sides; single-courtyard houses with massing on three sides; single-courtyard houses with massing on four sides; and double-courtyard houses with massing on four sides. In the second step, the number of entrances and their positions were identified. Next, spatial configuration analysis is used to analyze entrances in each category. In this regard, two indices of integration and step depth (visual connection) are assessed. In the third step, the arrangement of summer and winter sections of houses in each group was investigated based on Justified Graphs and Visibility Graph Analysis.The main hypothesis of this study is that houses in each category have similar spatial connections and that the spatial organization of the summer and winter sections are different. In addition, the relationship between the entrance spaces and residential spaces in each category is discussed. The results show that in terms of spatial configuration, there are houses with different visual depths in each category, but similar sociocultural implications are evident in all configurations that are based on sociocultural characteristics of Iranian-Islamic architecture in Kashan. Also, the spatial organization of the summer and winter living sections is varied. With regard to entrances, it was observed that in all categories, an increase in the number of entrances does not necessarily reduce the visual layering of houses.

    Keywords: entry, spatial configuration, traditional house, visual layers, integrity
  • Maryam Rajabi, Mohammad Reza Noqsan Mohammadi*, Mahdi Montazer Al Hodjjah Pages 181-203

    The structure of public spaces, particularly, the religious sites of Iran in the Islamic era follow the teachings and principles of Islam. Hosseinieh buildings are among the most significant of this type of public spaces whose function is related to one of the most significant religious communal rituals, i.e., mourning for the Third Shi‘a Imam. The main purpose of this study is to identify functional patterns in space by observing the behaviors performed in communal rituals in hosseiniehs of Taft. For this purpose, twelve hosseiniehs of Taft were studied according to a descriptive-survey research method with data collected from field surveys as well as documentary and library studies. After sampling, the physical conditions of selected buildings were drawn through field surveys. Next, during a specific timeframe (the first ten days of the month of Muharram), activities and behaviors of mourners were recorded through non-interventional techniques such as photography, note-taking, as well as the types and locations where certain behaviors occured without awareness of participants. Subsequently, the recorded behaviors were converted to graphs based on graph theory. By analyzing the graphs, common features were determined and then, the final patterns of behavior was produced. The findings of the investigation illustrate that establishing a “relation between behavioral patterns of communal rituals with the spaces in a hosseinieh” contributes to making shared collective memories, a sense of belonging to space, and an opportunity for social interactions. Accordingly, it leads to the interaction between the physicality of the building and the content of the rituals.

    Keywords: behavior, communal rituals, pattern, function, hosseinieh, Taft
  • Nastaran Shafavi Moqaddam*, Mohammad Tahsil Doust, Zahra Zomorrodiyan Pages 205-228

    It is essential to ensure that adequate daylight penetrates in, especially, educational environments. In spite of positive significant impacts of daylight on the emotions, concentration, and learning of students, an exceeded amount of light will lead to glare and visual dissatisfaction. Over the last few years, with the help of simulation tools and lighting indices, it is possible to predict lighting quality and assess the visual comfort of occupants. This research aims at determining the accuracy of daylight metrics in scholastic environments. To achieve this, the daylight performance of twenty studio spaces in Tehran was investigated through: 1) simulation and calculation of daylight and glare metrics; 2) design and analysis of a questionnaire to determine the degree of satisfaction of students. The outcomes of both methods were compared. The results show that among the metrics for predicting the amount of light, there is a stronger correlation between respondents’ perception and EP>n lx (nϵ[100-300]). The correlation decreases with EP-LEED, sDA, and UDI respectively, while no significant correlation is observed between glare metrics and respondents’ perception. According to the results, UDI300-3000,50%>75% and ASE1000lx,250h<10% are appropriate criteria for predicting visual comfort regarding lighting and disturbing glare.

    Keywords: daylight, visual comfort, simulation, daylight metrics, field survey
  • Farhad Shari‘At Rad* Pages 229-246

    The mismatches between the sensitivities, interests, attitudes, and values ​​of an architecture instructor and the students regarding valuable and noteworthy elements of a design situation have always been encountered in architectural education. Specifically, as long as noteworthy elements from an instructor’s point of view are not internalized in students’ value system, there will be no belief in their value or usefulness in the students’ design process and so, no guarantee of applying them in practice. The main question of the paper is, "How does internalization of a value and its placement in the student value system happen in the architectural design studio?" Thus, the main purpose of this paper is to formulate a model/theoretical framework for 'internalizing values'. In this regard, an educational "value internalization model" is first proposed by interpreting and analyzing library resources, with a special focus on the five-stage model of affective development known as the taxonomy of affective domain. It has five levels and reflects the learner's affective encounter with the value of things. The higher these levels go, the greater the value in the internal structure controlling one's behavior. The five levels of the proposed model are: passive motivation, active motivation, planning the value discovery scenario, planning the practice of facing multiple values, and finally planning practice in different situations. Then, to evaluate the practical performance of the proposed model, a quasi-experimental test is designed, implemented, and reported. The results show that applying the suggested model in the architectural design studio can increase the students’ affective development over what the tutor is looking for. Thus, if the mentioned valuable item is in the design situation, the students consider it important and use it in their design processes.

    Keywords: value internalization, affective development, architectural education, architecture design studio
  • Maryam Gharavi Al Khansari* Pages 247-271

    Annotations usually refer to marginal notes that explain a difficult or ambiguous subject, provide a general definition or a critical remark for a particular part of a text. Historically, annotating was a well-known tradition in Islamic sciences and was used especially in times when there were less new potentials for generating new knowledge. The main question of this research is, can the tradition of annotation transition to architectural studies and be used for mobilizing theoretical discussions? Accordingly, the main aim of this research is revitalizing this technique in contemporary architectural scholarship in a democratic way to develop new domains in science and theory, most distinctively regarding architecture. This research investigates the dimensions by descriptive-analytical and interpretive-historical approach. The paper consists of four main parts. In the first part, the necessity of paying attention to the mobilization of theoretical discussions in architecture is discussed. In the second part, related terminology and their meanings and a summary of annotation history are provided. In the third part, the applications and dimensions of annotation in architectural theory are presented. The final part contains some practical ideas as well as content-based and graphical methods of annotation. The main result of the research is a proposed framework for systematic thinking and applicable models of approach to the architectural literature review. The results show that annotation can help mobilize the internal intellectual movements in architecture. It can make use of newly available media that can affect architectural texts and their continuing regenerations.

    Keywords: annotation, architectural research, literature review