فهرست مطالب

  • سال بیست و دوم شماره 1 (بهار 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/01/06
  • تعداد عناوین: 12
|
  • حسین نوروزی، مجید نبی پور*، افراسیاب راهنما قهفرخی، حبیب الله روشنفکر صفحات 1-12

    به منظور بررسی اثر تاریخ کاشت و محلول پاشی سولفات روی و سلنیوم بر تحمل به دمای بالا بر عملکرد و اجزاء عملکرد دو رقم گندم نان، آزمایشی در سال زراعی 97-1396، به صورت اسپلیت فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه آزمایشی گروه مهندسی تولید و ژنتیک گیاهی دانشکده کشاورزی دانشگاه شهید چمران اهواز اجرا شد. در این آزمایش سه فاکتور مورد بررسی قرارگرفت. فاکتور اول (کرت های اصلی): سه تاریخ کاشت شامل (20 آبان، 20 آذر و 20 دی) فاکتور دوم (کرت های فرعی): محلول پاشی ترکیبات شیمیایی مختلف شامل 1) آب شهری (شاهد) ، 2) سولفات روی (04/0 درصد) 3) سلنیوم (4 میلی گرم در لیتر) و فاکتور سوم (کرت های فرعی فرعی): ارقام مختلف گندم شامل (چمران و استار). با توجه به نتایج در تاریخ کاشت 20 دی ماه، تعداد دانه در سنبله در تیمار محلول پاشی با سولفات روی 10 درصد، سلنیوم 36 درصد و آب شهری33 درصد نسبت به تیمارهای مشابه خود در تاریخ کاشت 20 آبان ماه کاهش پیدا کرد. در تاریخ کاشت 20 دی ماه، کاهش عملکرد نسبت به تاریخ کاشت 20 آبان ماه در تیمار آب شهری 3/49 درصد، تیمار سلنیوم 9/49 و تیمار سولفات روی 19/20 درصد بود. با توجه به نتایج به دست آمده در بین تیمارهای محلول پاشی، سولفات روی از طریق افزایش تعداد دانه در سنبله، وزن هزار دانه و دوره پر شدن دانه باعث افزایش عملکرد دانه در دو رقم گندم شد.

    کلیدواژگان: تنش گرما، سلنیوم، سولفات روی، عملکرد دانه، وزن هزار دانه
  • شهرام سخاوتی فر، علی راحمی کاریزکی*، علی نخزری مقدم، مهدی ملاشاهی صفحات 13-25
    درک پتانسیل عملکرد و فاصله موجود بین عملکرد واقعی گیاهان زراعی با عملکرد قابل دستیابی برای تشخیص عوامل محدودکننده عملکرد ضروری است. برای شناخت محدودیت های مدیریتی تولید در گیاه کلزا، بررسی هایی در سال زراعی 96-1395 در 50 مزرعه انجام شد. این مطالعه در دهستان زاوکوه شهرستان کلاله که یکی از مناطق اصلی کشت کلزا در استان گلستان است، صورت گرفت. همه داده های مدیریتی مزارع پس از ثبت با استفاده از رگرسیون گام به گام و روشCPA مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. با استفاده از مدل تولید و مقادیر پارامترهای مدل سهم هر یک از محدودیت ها در ایجاد خلاء عملکرد مشخص شدند. میزان خلاء عملکرد بر پایه اختلاف بین عملکرد قابل دستیابی و عملکرد میانگین کشاورزان در منطقه به دست آمد. نتایج نشان داد بین متوسط عملکرد واقعی (2308 کیلوگرم در هکتار) و عملکرد قابل حصول (4123 کیلوگرم در هکتار)، 1818 کیلوگرم در هکتار خلا وجود دارد. مهم ترین فاکتورهای خلا عملکرد برای منطقه مورد مطالعه شامل مساحت مزرعه تحت مدیریت کشاورز با 4/21 درصد، عدم شخم تابستانه با 15 درصد، زمان تهیه زمین و شخم با 7/14 درصد، عدم مصرف بهینه کود نیتروژن 6/14 درصد، عدم مصرف بهینه کود پتاسیم با 14درصد، تراکم علف های هرز در واحد سطح 8/10 درصد، ضد عفونی بذر با حشره کش ها 1/8 درصد و زیر شکن با 4/1 درصد می باشد.
    کلیدواژگان: خلا عملکرد، عملکرد قابل حصول، عملکرد واقعی، کلزا، مدیریت زراعی
  • محسن ملک، فرشید قادری فر*، بنیامین ترابی، حمیدرضا صادقی پور صفحات 27-42

    به منظور بررسی تاثیر روش های خشک کردن (تیمارهای پسابیدگی)، تیمارهای شوک حرارتی و تنش اسمزی بر قابلیت حیات بذرهای پرایم شده ی ارقام کلزا، آزمایشی در آزمایشگاه تحقیقات بذر دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان در سال 97-1396 انجام شد. در این مطالعه بذرهای سه رقم کلزا بانام های دی کا-ایکس پاور، تراپر و هایولا50، بلافاصله پس از پرایمینگ، در معرض تیمارهای مختلف پسابیدگی، شوک حرارتی و پتانسیل اسمزی قرار گرفتند. سپس به منظور بررسی قابلیت حیات بذرهای تیمار شده با روش های مختلف پرایمینگ و شرایط مختلف در مرحله ی خشک کردن بذرهای پرایم شده، در معرض آزمون زوال کنترل شده قرار گرفتند و درنهایت با استفاده از برازش مدل لجستیک سه پارامتره به داده های درصد جوانه زنی طی آزمون زوال کنترل شده؛ زمان کاهش جوانه زنی بذرها به 50 درصد محاسبه و به عنوان معیار مقایسه ی قابلیت حیات بذرها قرار گرفت. نتایج نشان داد پاسخ ارقام کلزا به تیمارهای مختلف، متفاوت بود. به طورکلی تیمارهای شوک حرارتی توانستند در رقم های دی کا-ایکس پاور و تراپر بسیار مفید واقع شده و منجر به افزایش قابلیت ماندگاری بذرها شوند. در مقابل تیمارهای تنش اسمزی اغلب دارای اثرات منفی بر ماندگاری بذرهای تمامی ارقام داشتند. همچنین پرایمینگ به روش اسموپرایمینگ و خشک کردن بذرها به روش آرام دارای اثرات منفی بیشتری نسبت به هیدروپرایمینگ و خشک کردن سریع بودند.

    کلیدواژگان: شوک حرارتی، روش های خشک کردن، هیدروپرایمینگ، اسموپرایمینگ، زوال کنترل شده، انبارداری
  • سید غلامرضا موسوی* صفحات 43-55
    به منظور بررسی تاثیر کاربرد میکوریزا و هیومیک اسید بر صفات فیزیولوژیکی، عملکرد و کارآیی مصرف آب پنبه آزمایشی در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه آزاد اسلامی واحد بیرجند به صورت اسپلیت پلات فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار در سال 1395 اجرا گردید. آبیاری در سه سطح (تامین 40، 70 و 100 درصد نیاز آبی گیاه) به عنوان عامل اصلی، میکوریزا در دو سطح (کاربرد و عدم کاربرد) و اسید هیومیک در دو سطح (صفر و 10 لیتر در هکتار) به عنوان عامل فرعی مورد مطالعه قرار گرفت. نتایج نشان داد که استفاده از میکوریزا در شرایط تامین 100 و 70 درصد نیاز آبی گیاه به طور معنی داری شاخص کلروفیل، هدایت روزنه ای، تعداد غوزه در متر مربع و عملکردهای پنبه را افزایش داد، اما بیشترین افزایش این صفات در شرایط تامین 70 درصد نیاز آبی مشاهده گردید. همچنین بیشترین کارآیی مصرف آب در تیمار تامین 70 درصد نیاز آبی و کاربرد میکوریزا بدست آمد. کاربرد میکوریزا به طور موثرتری نسبت به کاربرد اسید هیومیک باعث بهبود صفات فیزیولوژیکی، عملکرد و کارآیی مصرف آب پنبه شد. نتایج نشان داد که با در نظر گرفتن کارآیی مصرف آب و عملکرد اقتصادی پنبه، تیمار تامین 70 درصد نیاز آبی پنبه و کاربرد میکوریزا برای زراعت این گیاه در بیرجند قابل توصیه می باشد.
    کلیدواژگان: آبیاری، تعداد غوزه، روغن، کود بیولوژیک و آلی، هدایت روزنه ای
  • فاطمه رستمی، مسلم حیدری*، احمد گلچین صفحات 57-72

    به منظور بررسی تاثیر کودهای زیستی بر شاخص های رشدی گیاه ذرت (Zea mays L.) در خاک های آلوده به سرب، آزمایشی در گلخانه گروه خاک شناسی دانشکده کشاورزی دانشگاه زنجان در سال 1394 بصورت فاکتوریل بر پایه طرح کاملا تصادفی در 3 تکرار به اجرا درآمد. تیمارهای مورد بررسی عبارت بودند از سطوح آلودگی خاک به سرب (0، 50، 100، 200 و 400 میلی گرم بر کیلوگرم خاک) و تلقیح با کودهای زیستی مختلف شامل: باکتری حل کننده ی فسفات، قارچ میکوریز گلوموس موسه آ و قارچ میکوریز گلوموس اینتراردیس بود. فاکتورهای مورد اندازه گیری شامل: شاخص کلروفیل برگ، ارتفاع گیاه، وزن تر و خشک ریشه و اندام هوایی، فسفر و پتاسیم ریشه و اندام هوایی بود. نتایج حاکی از آن بود که کاربرد کودهای زیستی شاخص های کلروفیل برگ، ارتفاع گیاه، ، فسفر و پتاسیم ریشه و اندام هوایی ذرت را نسبت به تیمار شاهد به طور معنی داری افزایش داد. تیمار قارچ گلوموس و باکتری حل کننده فسفر (M+P) توانست میزان کلروفیل برگ و ارتفاع گیاه را به ترتیب 93/11 و 89/21 درصد نسبت به تیمار شاهد بهبود دهد. با افزایش سطوح آلودگی خاک به سرب، میزان شاخص کلروفیل برگ به طور معنی داری کاهش یافت به طور کلی نتایج حاکی از آن بود که تلقیح خاک با کودهای زیستی می تواند، اثرات سوء و مضر سرب بر رشد و عملکرد گیاه را هر چند اندک اما کاهش دهد.

    کلیدواژگان: باکتری های حل کننده فسفات، خاک های آلوده، ذرت، سرب، قارچ های میکوریزی
  • سودابه رضابیگی، احسان بیژن زاده* صفحات 73-87
    به منظور بررسی تاثیر سیلیکون بر صفات بیوشیمیایی، محتوای نسبی آب برگ و عملکرد دو رقم گندم نان و ماکارونی تحت شرایط تنش آبی پایان فصل، پژوهشی مزرعه ای به صورت اسپلیت فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در سال زراعی 97-1396 با سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی داراب اجرا شد. تیمارهای آزمایش شامل رژیم آبیاری در دو سطح آبیاری مطلوب و قطع آبیاری از اواخر گل دهی، محلول پاشی سیلیکون در سطوح صفر، 1، 2 و 3 میلی مولار و دو رقم گندم نان (چمران) و دوروم (شبرنگ) بودند. نتایج نشان داد که اثرات اصلی تنش آبی پایان فصل، ارقام و سیلیکون بر محتوای نسبی آب برگ، محتوای کلروفیل کل، محتوای کاروتنوئید و عملکرد دانه معنی دار بود. محتوای نسبی آب برگ در شرایط تنش آبی و مصرف 3 میلی مولار سیلیکون 50 درصد افزایش نسبت به شرایط عدم مصرف سیلیکون داشت. پروتئین دانه در شرایط تنش آبی و محلول پاشی 3 میلی مولار سیلیکون 3/59 درصد نسبت به شرایط عدم مصرف سیلیکون افزایش داشت. هم چنین کلروفیل کل و محتوای کاروتنوئید در شرایط تنش آبی و کاربرد 3 میلی مولار سیلیکون به ترتیب 5/42 و 9/44 درصد افزایش را نشان دادند. به طورکلی، محلول پاشی به میزان 3 میلی مولار سیلیکون با بهبود محتوای کلروفیل کل، محتوای کاروتنوئید و محتوای نسبی آب برگ می تواند نقش مهمی در افزایش عملکرد دانه به ویژه در شرایط تنش آبی داشته باشد.
    کلیدواژگان: پروتئین دانه، کاروتنوئید، کلروفیل کل، رقم چمران، تعداد سنبله، عملکرد بیولوژیک
  • فریده نوروزی شهری، سعید جلالی هنرمند*، محسن سعیدی، فرزاد مندنی صفحات 89-102
    کشاورزان به طور سنتی از آتش و دود در بخش های مختلفی از کشاورزی استفاده می کنند. مطالعات متعددی نشان می دهد که ترکیبات بیواکتیو دود به عنوان خانواده جدید تنظیم کننده های رشد گیاهی شناخته می شوند. به منظور ارزیابی پتانسیل دودآب به عنوان یک فیتوهورمون بر ویژگی های رشدی و عملکرد بیولوژیک گیاهان دارویی ریحان و بادرنجبویه آزمایشی بصورت اسپلیت پلات در زمان در قالب طرح بلوک های کامل تصافی با سه تکرار طی سال 1396 در گلخانه تحقیقاتی دانشگاه رازی اجرا شد. در این آزمایش هشت سطح محلول پاشی (شامل شاهد، غلظت های 1:5000، 1:1000، 1:500 و 1:100 دودآب (v/v) به همراه سایتوکینین، اکسین و جیبرلیک اسید هر یک با غلظت 50 میکرومولار) در پلات های اصلی و دو چین برداشت در پلات های فرعی قرار گرفت. نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که بیشترین ارتفاع تاج پوشش در گیاه ریحان و بادرنجبویه به ترتیب از تیمارهای جیبرلیک اسید و دودآب 1:500 (v/v) و بیشترین شاخص سطح برگ در هر دو گیاه از تیمار سایتوکینین حاصل شد. در نهایت بیشترین عملکرد زیست توده در گیاه ریحان و بادرنجبویه (به ترتیب 86/480 و 32/431 گرم در متر مربع) از غلظت 1:100 (v/v) دودآب حاصل شد که نسبت به شاهد به ترتیب 52 و 39 درصد افزایش داشته است. در این مطالعه کاربرد غلظت های بالای دودآب (1:100 و 1:500 (v/v)) مشابه با فیتوهورمون ها خصوصا سایتوکینین موجب بهبود ویژگی های رشدی و عملکرد بیولوژیک گیاهان شد.
    کلیدواژگان: اکسین، جیبرلین، دودآب، سایتوکینین، کاریکینولید، ویژگی های رشدی
  • احمد گلچین، فائزه فرهمند مفرد، نادر خادم مقدم ایگده لو* صفحات 103-117

    نعناع فلفلی یکی از مهم‎ترین گیاهان دارویی و معطر دنیاست که مقدار اسانس آن از نقطه ‎ای به نقطه دیگر در اثر کوددهی، سایه ‎اندازی، آبیاری و دوره نوردهی تغییر می‎کند. به‎ منظور بررسی تاثیر سطوح مختلف سایه ‎اندازی و نیتروژن بر رشد و عمکلرد اسانس این گیاه، آزمایشی به‎صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با سه تکرار در دانشکده کشاورزی دانشگاه زنجان در سال زراعی 94-1393 انجام شد. فاکتور سایه‎ اندازی در چهار سطح (S0: بدون سایه‎اندازی، S25: 25 درصد ، S50: 50 درصد و S75: 75 درصد سایه‎اندازی) و فاکتور نیتروژن نیز در چهار سطح (N1: بدون نیتروژن، N2:60، N3:120 و N4: mg/kg 180 نیتروژن) فاکتورهای آزمایش را تشکیل می‎دادند. نتایج نشان داد که بیش ‎ترین تعداد برگ در بوته (936)، سطح برگ (mm2 1688)، شاخص کلروفیل (32/51)، میزان اسانس (455/2 درصد وزنی-وزنی) و عملکرد اسانس (g/box 37/0) در تیمار S25N3 دیده شدند. بیش‎ ترین وزن خشک بخش هوایی در تیمار S50N4 به‎دست آمد که تیمار S25N3 با اختلاف 36/8 درصد در رتبه دوم قرار گرفت. بیش ‎ترین وزن خشک برگ در تیمار S25N3 به‎میزان g/box 55/11 مشاهده گردید. تیمارهای اعمال شده بر ارتفاع گیاه و تعداد شاخه فرعی تاثیر معنی‎ دار نداشتند. لذا جهت نیل به حداکثر درصد و عملکرد اسانس و هم‎ چنین تعداد برگ در بوته و سطح برگ به‎ منظور بازارپسندی جهت مصارف خوراکی نعناع فلفلی، استفاده از 25 درصد سایه‎ اندازی به‎همراه کاربرد mg/kg120 نیتروژن توصیه می‎شود.

    کلیدواژگان: اوره، سطح برگ، کلروفیل، نور، وزن خشک
  • رستم یزدانی بیوکی*، حسین بیرامی صفحات 119-134
    به منظور بررسی تاثیر گلایسین بتائین بر برخی ویژگی های رشدی و عملکرد گل محمدی آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با سه تکرار در سال زراعی 98-1397 در گلخانه تحقیقاتی مرکز ملی تحقیقات شوری انجام گرفت. تیمارها شامل چهار سطح شوری 2، 5، 8 و 11 دسی زیمنس بر متر و سه سطح بدون محلول پاشی (شاهد)، 50 و 100 میلی-مولار گلایسین بتائین بود. نتایج نشان داد که اثر ساده تنش شوری به جز بر تعداد شاخه در بوته و تعداد گلبرگ، اثر معنی داری بر سایر صفات مورد بررسی داشت. همچنین اثر ساده کاربرد گلایسین بتائین علاوه بر تعداد شاخه در بوته و تعداد گلبرگ بر ارتفاع و نسبت وزن گلبرگ به گل تاثیر معنی داری نداشت. بیش ترین تعداد گل در بوته، عملکرد گل و عملکرد اسانس در گیاهان تیمار شده با سطوح شوری 2، 5 و 8 دسی زیمنس بر متر مشاهده شد که به ترتیب نسبت به تیمار 11 دسی زیمنس بر متر دارای حدودا 5/7 عدد گل، 5/29 گرم گل در بوته و 6 میلی گرم اسانس در بوته بالاتری برخوردار بودند. نتایج اثر متقابل شوری و گلایسین بتائین نشان داد که گیاهان تیمار شده با تنش شوری 2 دسی زیمنس بر متر و 100 میلی مولار گلایسین بتائین بالاترین ارتفاع (71 سانتی متر) و تیمار شوری 11 دسی زیمنس بر متر و بدون مصرف گلایسین بتائین پایین ترین ارتفاع (40 سانتی متر) را داشتند. به طور کلی کاربرد غلظت 50 میلی مولار گلایسین بتائین در شرایط بدون تنش شوری سبب تولید بالاترین وزن گل محمدی شد.
    کلیدواژگان: اسانس، عملکرد اسانس، گلبرگ، محلول پاشی، محلول های سازگار
  • مریم صادق، فائزه زعفریان*، وحید اکبرپور، مصطفی عمادی صفحات 135-148
    به منظور بررسی میزان ماده خشک رزماری (Rosmarinus officinalis L.) و علف های هرز تحت تاثیر منابع کودی مختلف، آزمایشی به صورت کرت های خرد شده در قالب طرح بلوک کامل تصادفی با سه تکرار در سال 1395 در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری به اجرا درآمد. تیمارهای آزمایش شامل رقابت گیاه زراعی و علف های هرز (در دو سطح وجود و نبود علف های هرز) به عنوان عامل اصلی و منابع کودی شامل: کود دامی، ورمی کمپوست، کود دامی + ورمی کمپوست، کود شیمیایی NPK (N 46%, P2O5 46%, K2O 50%)، نانو کود NPK و شاهد (عدم مصرف کود) به عنوان عامل فرعی بود. نتایج نشان داد که رقابت با علف های هرز باعث شد که گیاه رزماری حداکثر تجمع ماده خشک خود را به لایه های بالاتر (40-20 سانتی متر) منتقل نماید؛ در حالی که در شرایط حذف رقابت با علف های هرز، گیاه رزماری از توانایی و یکنواختی بالاتری در حفظ ماده خشک در دو لایه ابتدایی کانوپی در مقایسه با شرایط حضور علف های هرز برخوردار بود. در این خصوص تیمار ورمی کمپوست با میانگین 51/49 گرم بیشترین ماده خشک تک بوته را داشت. بررسی های انجام شده روی تراکم و زیست توده ی علف های هرز نشان داد که کاربرد کود ورمی کمپوست به تنهایی (تیمار 2) تراکم و زیست توده علف هرز را کاهش دهد؛ در حالی که تیمار کود شیمیایی بیشترین تراکم و زیست توده علف های هرز را داشت. نتایج نشان داد، کاربرد کودهای آلی نظیر ورمی کمپوست ضمن کاهش مصرف کودهای شیمیایی و نیز نداشتن عواقب سوء زیست محیطی، توانایی بالایی در مهار رشد علف های هرز داشته و موجب کاهش تراکم و زیست توده علف های هرز می شود.
    کلیدواژگان: تراکم، تنش رقابتی، زیست توده، ساختار کانوپی، گیاهان دارویی
  • طاهره پروانه*، بهرام عابدی، غلام حسین داوری نژاد، ابراهیم گنجی مقدم صفحات 149-163
    به منظور بررسی نقش پایه های درختان میوه بر مقدار عناصر غذایی موجود در برگ های دو ژنوتیپ سیب توسرخ ایرانی و تعیین همبستگی عناصر غذایی با انواع متابولیت های ثانویه، این پژوهش در باغ تحقیقاتی بخش علوم باغبانی و مهندسی فضای سبز دانشگاه فردوسی مشهد طی سال های 94 تا 97 انجام شد. پایه های مورد استفاده، دو پایه پاکوتاه M9 و B9 و یک پایه کلونی سیب توسرخ بکران بودند که به صورت فاکتوریل در قالب طرح آزمایشی بلوک کامل تصادفی مورد آزمون قرار گرفتند. نتایج این پژوهش نشان داد که پایه بر مقدار نیتروژن و فسفر موجود در برگ دو ژنوتیپ سیب توسرخ و رقم رد دلیشز، و فاکتورهای پایه، پیوندک و برهمکنش پایه و پیوندک بر مقدار پتاسیم، آهن، کلسیم و روی در نمونه های برگ تیمارها تاثیر معنی داری داشتند. تاثیر پایه B9 بر مقدار تمامی عناصر برگ در همه تیمارها منفی و تاثیر پایه M9 در تمامی موارد مثبت ارزیابی شد. فعالیت آنزیم PAL با عناصر نیتروژن، پتاسیم، کلسیم، آهن و روی همبستگی مثبت معنی داری داشت. سنتز آنتوسیانین نیز با مقدار نیتروژن همبستگی مثبت (47‏/0) نشان داد. مقدار عناصر پتاسیم، کلسیم و آهن همبستگی بالایی با فعالیت آنزیم UFGT داشتند. مقدار فلاونوئید کل نیز با عناصر کلسیم و روی (به ترتیب 64‏/0 و 45‏/0-) همبستگی معنی داری نشان داد. که این تاثیرات را می توان به دلیل مشارکت تعدادی از این عناصر غذایی به عنوان کوفاکتور در فعالیت آنزیم ها و یا پیش ماده های ترکیبات فنلی و متابولیت های ثانویه دانست.
    کلیدواژگان: آنتوسیانین، سیب توسرخ، فنیل آلانین آمونیولیاز، متابولیت های ثانویه، پایه های سیب
  • محمدرضا ملک زاده شمس آباد، مجید اسماعیلی زاده*، حمیدرضا روستا، فاطمه ناظوری صفحات 165-179
    در کشت بدون خاک عدم مدیریت صحیح محلول دهی به دلیل محدود بودن حجم ریشه و ظرفیت نگهداری کم آب بستر باعث ایجاد تنش در گیاه می شود. در این پژوهش مدیریت محلول دهی و محلول پاشی با سولفات پتاسیم در کشت بدون خاک بر توت فرنگی رقم پاروس مورد بررسی قرار گرفت. به این منظور آزمایشی به صورت فاکتوریل با دو فاکتور شامل تعداد دفعات محلول دهی در شبانه روز در سه سطح یک، چهار و 10 بار در روز و محلول پاشی با سولفات پتاسیم در سه سطح بدون محلول پاشی (شاهد)، محلول پاشی یک و دو گرم بر لیتر در قالب طرح کاملا تصادفی با سه تکرار در دانشگاه ولی عصر (عج) رفسنجان انجام گرفت. نتایج نشان داد که افزایش تعداد دفعات محلول دهی تا چهار بار در روز موجب افزایش معنی دار وزن خشک اندام هوایی و ریشه، تعداد میوه، میزان کلروفیل a، b، و کل، محتوای آب نسبی برگ و میزان کلسیم و منیزیم برگ گردید. بیشترین سطح برگ، وزن میوه، تعداد گل آذین و پتاسیم و آهن برگ و ریشه در محلول دهی ده بار در روز به دست آمد. محلول پاشی سولفات پتاسیم یک گرم بر لیتر بیشترین تاثیر را بر سطح برگ، وزن خشک اندام هوایی و ریشه و وزن میوه داشت. کاربرد دو گرم بر لیتر سولفات پتاسیم سبب افزایش شاخص سبزینگی در مقایسه با گیاهان محلول پاشی نشده در تمام شرایط محلول دهی گردید. بیشترین میزان کربوهیدرات های محلول برگ در گیاهان با یک بار محلول دهی در روز و محلول پاشی دو گرم بر لیتر سولفات پتاسیم به دست آمد.
    کلیدواژگان: پتاسیم، تغذیه برگی، فتوسنتز، محلول غذایی، هیدروپونیک
|
  • Hossein Noroozi, Majid Nabipour *, Afraseyab Rahnama Ghahfarokhi, Habibola Roshanfekr Pages 1-12

    In order to investigation the effect of planting date and foliar application Zinc sulfate and Selenium on tolerance to high temperature on two Wheat cultivars one experiment was carried out in a split factorial experiment based on a complete randomized block design with three replications at the experimental farm of Shahid Chamran University of Ahvaz during a growing season 2017-2018. Three factors were investigated in this experiment. initial factor including three planting date (Nov 11, Des 11, Jan 10). The solution type was used as the second factor: 1- foliar application with tap water (control), 2- foliar application with selenium (4 mg/lit), 3- foliar application with zinc sulfate (0.04%) and third factor including two wheat cultivars (Chamran and Star). According to the results in planting date of 20 January, the number of grains per spike decreased in the foliar application treatments by zinc solfate 10%, Selenium 36% and control 33% compared to similar treatments in the planting date of November 20th. In the planting date of January 20, the decrease in grain yield compared to the planting date of November 20th was 49.3% in the control treatment and 49.9% in the selenium treatment While in zinc sulfate treatment, yield reduction was 20.19%. According to the results obtained in folia application, Zn sulfate increased grain yield in two wheat cultivars by increasing the number of grains per spike, 1000- grain weight and grain filling duration.

    Keywords: Grain yield, 1000- grain weight, heat stress, Selenium, Zinc sulfate
  • Shahram Sekhavatifar, Ali Rahemi Karizaki *, Ali Nakhzari Moghaddam, Mehdi Mollashahi Pages 13-25
    Understanding the performance potential and the gap between the actual yields of crops with the achievable function is necessary to diagnose the limiting factors of performance. The present study was conducted based on the method of CPA in 50 fields of Zavkooh villi (Kalaleh, Golestan, Iran) in 2016 and 2017. In this study all information related to management practices, soil characteristics and farmer socio- economic status were measured and recorded. In the comparative performance analysis (CPA) method, using stepwise regression, the relationship between variables and yield was considered. And yield gap rate, its causes factors and it was also estimated the contribution of each of these factors to the creation of a yield gap. The results showed that between the average real yield (2308 kg ha-1) and the yieldable yield (4123 kg ha-1), there is 1818 kg per hectare of vacuum. Accordingly, the most important factors in yield gap for the region included: field size with 21.4 percent, Summer plowing with 15 percent, The time of land preparation and plowing with 14.7 percent, nitrogen fertilizer with 14.6 percent, potassium fertilizer with 14 percent, weeds density per unit area with 10.8 percent), seed treatment with 8.1 percent and Subsoiler with 1.4 percent.
    Keywords: Actual yield, attainable yield, crop management, rapeseed, Yield Gap
  • Mohsen Malek, Farshid Ghaderi Far *, Benjamin Torabi, Hamidreza Sadeghipour Pages 27-42

    To investigate the effects of drying methods (desiccation treatment), heat shock and osmotic stress treatments on the viability of primed seeds from different rapeseed cultivars, an experiment was conducted in 2017-2018 at the Seed Research Laboratory of Gorgan University of Agricultural Sciences and Natural Resources. In this study, seeds of three canola cultivars i.e. Dk-xpower, Teraper and Hayola50, which had observed priming treatments, were exposed to desiccation, heat shock and osmotic stress treatments. Thereafter, to investigate the effects of different treatments, the treated seeds were subjected to controlled deterioration test. Finally, after fitting the three-parameter logistic model to germination percentage during controlled deterioration test, time for decrease of germination to 50% was Calculated and used as the criterion for comparing seed viability. Results showed that the response of rapeseed cultivars to different treatments were different. Also, priming methods and different treatments in drying phase of primed seeds, displayed different effects on seeds' lifespan. In general, heat shock treatments were found efficient in Dk-xpower and Traper cultivars as they increased seeds' lifespan. In contrast, osmotic stress treatments often had negative effects on seed viability in all canola cultivars. Even, "osmopriming" and subsequent slow drying of primed seeds had more negative effects than "hydroperiming" associated with fast drying methods.

    Keywords: Controlled deterioration test, drying methods, Heat Shock, Hydropriming, Osmopriming, storage
  • Seyyed Gholamreza Moosavi * Pages 43-55
    In order to evaluate the effect of irrigation, humic acid and mycorrhiza application on physiological traits, yield and water use efficiency (WUE) of cotton, an experiment was carried out as a factorial split-plot based on a randomized complete block design with three replications in the research farm of Islamic Azad University of Birjand, Iran in 2016. Three irrigation levels (40, 70 and 100 percent of water requirement or PWR) were as the main plot and the combination of two mycorrhiza levels (non- application and application) and two humic acid levels (0 and 10 L. ha-1) were considered as sub-plot. The results showed that mycorrhiza application in conditions of supplying 100 and 70 PWR for the plant significantly increased the chlorophyll index, stomatal conductance, number of boll per m2 and yields of cotton, but the highest increase in these traits was observed in conditions of supplying 70 PWR. Also, the highest WUE in 70 PWR and application of mycorrhiza treatment was obtained.Generally, mycorrhiza application more effectively than the application of humic acid improved physiological traits, yield and WUE of cotton.The results showed that considering the WUE and economic yield of cotton, supplying 70 PWR and mycorrhiza application for this plant in Birjand can be considered.
    Keywords: Biological, organic fertilizer, Irrigation, Number of boll, Oil, Stomatal conductance
  • Fatemeh Rostami, Moslem Heydari *, Ahmad Golchin Pages 57-72

    In order to investigate the effect of biofertilizers on growth characteristics of maize (Zea mays L.) in lead contaminated soils, a experiment was conducted in a greenhouse of Faculty of Agriculture, Zanjan University in 2015, Factorial experiment based on a completely randomized design (CRD) in 3 Replication. The treatments included soil contamination levels of lead (0, 50, 100, 200 and 400 mg / kg soil), and inoculation with different bio-fertilizers was including phosphate solubilizing bacteria, Glomus museae mycorrhiza and the Glomus Intardis mycorrhiza. The measured factors included: leaf chlorophyll index, plant height, fresh and dry weight of root and shoot, and phosphorus and potassium of root and shoot. The results indicated that application of bio-fertilizers significantly increased leaf chlorophyll index, plant height, potassium, phosphorus, and weight of root and shoot significantly compared to control treatment. Glomus fungus and + solubilizing bacteria (M + P) improved the leaf chlorophyll content and plant height by 11.93% and 21.89%, respectively. With increasing levels of soil contamination to lead, leaf chlorophyll index significantly decreased. In general, the results showed that soil inoculation with biological fertilizers can be reduce the harmful effects of lead in plant growth.

    Keywords: Contaminated soils, Lead (Pb), Mycorrhizal fungi, Phosphate solubilizing bacteria, Zea mays
  • Sodabeh Reza Beighi, Ehsan Bijanzadeh * Pages 73-87
    In order to study the effect of silicon on biochemical traits, leaf relative water content and yield of two bread and durum wheat cultivars under late season water stress conditions, a split factorial experiment in a randomized complete block design was conducted in three replicates during 2017-2018 growing season. Treatments included of water stress in two levels included normal irrigation and water stress at the end of flowering, silicon (Si) spraying at 0, 1, 2, and 3 mM and two wheat cultivars consisted of Chamran as bread wheat and Shabrang as durum wheat. The results showed that the main effects of late seasonal water stress, cultivar and silicon on leaf relative water content (RWC), total chlorophyll, carotenoid content and yield were significant. Under water stress conditions, when plants exposed to 3 mM silicon RWC increased 50% compared to no silicon application conditions. Grain protein under water stress conditions and 3 mM silicon was 59.3% higher than no silicon condition. Also, total chlorophyll content and carotenoid content under water stress conditions and application of 3 mM silicon increased 42.5 and 44.9%, respectively. In Chamran cultivar, application of silicon at 3 mM increased total chlorophyll content, carotenoid content, RWC and grain protein 40, 43, 42 and 56.4%, respectively, which caused 19.7% increase in grain yield compared to Shabrang cultivar under water stress conditions. In general, foliar application of 3 mM silicon by improving total chlorophyll content, carotenoid content and RWC can play an important role in increasing yield under water stress conditions.
    Keywords: Grain protein, Carotenoid, Total chlorophyll, Chamran cultivar, Spike number, Biological yield
  • Faride Noroozi Shahri, Saeid Jalali Honarmand *, Mohsen Saeidi, Farzad Mondani Pages 89-102
    Farmers have traditionally used fire and smoke in various parts of agriculture. Several studies have reported that smoke bioactive components acts as a new family of plant growth regulators. In order to evaluate and explore the potential of smoke-water as a phytohormone on growth characteristics and biological yield of medicinal plants of basil and lemon balm an experiment was conducted as a split plot based on complete randomized block design with three replications. This experiment was conducted in research greenhouse of Razi University in 2017. In this study, eight factors were including four concentrations smoke-water (included 1:5000, 1:1000, 1:500 and 1:100 (v/v)) accompanying with cytokinin, auxin and gibberellic acid (each of them with concentration 50 µM) and control were assigned to the main plots and two harvest stages were assigned to the sub plots. Results indicated that the gibberellic acid significantly increased basil canopy height in comparison to others treatments. While the maximum canopy height in lemon balm was obtained from smoke-water at concentrations of 1:500 (v/v). Foliar-application with cytokinin resulted in the highest leaf area index in both plants compared to control. Eventually the highest biomass yield in basil and lemon balm was obtained from smoke-water at concentrations of 1:100 (v/v) that has increased by 52 and 39 percent, respectively, compared with control. In the current study applying high level of smoke-water foliar (1:100 and 1:500 (v/v)) induced on growth characteristics and biological yield, similar to phytohormone treatments especially cytokinin.
    Keywords: Auxin, cytokinin, gibberellin, growth characteristics, karrikinolide, smoke water
  • Ahmad Golchin, Faezeh Farahmand Mofrad, Nader Khadem Moghadam Igdelou * Pages 103-117

    Peppermint is an important medicinal and aromatic plant which its oil content varies from one region to another region and as a function of fertilization, shadow, irrigation, and photoperiod. In order to study the effect of different levels of shadow and nitrogen on growth and oil performance of this plant, a factorial experiment was conducted using a completely randomized design with three replications in the Faculty of Agriculture, University of Zanjan during the 2014-2015 cropping season. The experimental factors were, shadow factor in four levels (S0: without shadow, S25: 25%, S50: 50%, and S75: 75% shadow) and nitrogen factor as Urea in four levels (N1: without nitrogen, N2:60, N3:120, and N4:180 mg N/kg). The results showed that the highest number of leaves per plant (936), leaf surface area (1688mm2), chlorophyll index (51.32), essential oil content (2.455%), and essential oil yield (0.37 g/box) were obtained from the S25N3 treatment. The highest shoot dry weight was measured in the S50N4 treatment and the S25N3 treatment with 8.36% difference stood in the second place. The highest leaf dry weight was observed in S25N3 (11.55 g/box). Treatments applied to plant height and numbers of branches were not significantly affected. Therefore, to obtain the highest concentration and performance of essential oil in peppermint, as well as to increase the number of leaves per plant and leaf surface area for marketable and edible consumption, the use of 25% shadow and the application of 120 mg/kg nitrogen are recommended.

    Keywords: Chlorophyll, dry weight, Leaf area, Light, Urea
  • Rostam Yazdanibiouki *, Hossein Beyrami Pages 119-134
    In order to investigate the effect of glycine betaine (GB) on some growth and yield traits of Damask Rose, an experiment was conducted as factorial based on a completely randomized design with 3 replications at Research Greenhouse of National Salinity Research Center during 2018-19 growing season. The treatments were four levels of salinity: 2 (control), 5, 8 and 11 dS/m and three levels of GB: without application (control), spraying with 50 mM and 100 mM concentrations. The results showed that the main effect of salinity stress was significant on all studied characteristics, except branch number per plant and petal number. Moreover, the main effect of GB was significant on all measured traits, except branch number per plant, petal number, height and petal weight/flower weight ratio. The most flower number per plant, flower yield and essential oil yield were observed in stressed plants at 2, 5 and 8 dS/m salinity, had more 7.5 flower, 29.5 g flower weight per plant and 6 mg essential oil per plant than 11 dS/m, respectively. The interaction results between salinity stress and foliar application of glycine betaine showed that the treated plants with 2 dS/m and 100mM GB had the highest height (71 cm) and the treated plants with 10 dS/m and without application of GB had the lowest height (40 cm). In general, using 50 mM GB and without salinity stress caused the highest Damask Rose weight.
    Keywords: Essential oil, Essential oil yield, osmoprotectants, petal, spraying
  • Maryam Sadegh, Faezeh Zaefarian *, Vahid Akbarpour, Mostafa Emadi Pages 135-148
    In order to determine the rosemary (Rosmarinus officinalis L.) dry matter and weeds under different fertilizer sources, an experiment was conducted as a split plot in a randomized complete block design with three replications at Sari Agricultural Sciences and Natural Resources University in 2016. The treatments consisted of: competition between plants and weeds (weedy check and weed free) as the main factor, and sub factor was fertilizer sources included sheep manure, vermicompost, sheep manure + vermicompost, NPK chemical fertilizer (N 46%, P2O5 46%, K2O 50%), NPK nano fertilizer and control (no fertilizer). The results showed that interference with weeds caused rosemary shift the maximum dry matter to the upper layers of canopy (20-40 cm). While in weed free treatment, rosemary had higher ability and uniformity in dry matter distribution in the two primary canopy layers compared to competition with weeds. In this regard, vermicompost treatment was successful with a mean of 49.51 g plant-1. Studies on density and weed biomass showed that the use of vermicompost (treatment 2) reduced density and biomass of weeds, while the chemical fertilizer caused the highest weed density and biomass. The results showed that the use of organic fertilizers such as vermicompost, not only reduce the use of chemical fertilizers and do not have environmental consequences, but also have the high ability to suppress weeds growth and decrease weed density and biomass.
    Keywords: Biomass, Competitive stress, Canopy structure, Density, Medicinal plant
  • Tahereh Parvaneh *, Bahram Abedi, Gholam Hossein Davarynejad, Ebrahim Ganji Moghadam Pages 149-163
    In order to study the role of fruit tree rootstocks on nutrient content in leaves of two Iranian red flesh apple genotypes and to determine the correlation of nutrients with different secondary metabolites, this study was conducted in Research Garden of Horticultural Sciences of Ferdowsi University of Mashhad during 2017-2019. The rootstocks that used were two dwarfing rootstocks, M9 and B9 and one red flesh apple colony rootstock of Bekran which were tested in a factorial randomized complete block design. The results of this study showed that the rootstock had a significant effect on nitrogen and phosphorus content in leaf samples of two red flesh apple genotypes and Red delicious cultivar, also, rootstock, scion and their interaction had a significant effect on potassium, iron, calcium and zinc content of leaf samples. The effect of B9 on the amount of all elements of scion leaves was negative and the effect of M9 was positive in all cases. The results showed that PAL enzyme activity was positively correlated with nitrogen, potassium, calcium, iron and zinc. Anthocyanin synthesis was also positively correlated with nitrogen content (0.47). The results showed that the amount of potassium, calcium and iron were highly correlated with UFGT activity. Total flavonoid content was also significantly correlated with calcium and zinc (-0.64 and -0.45, respectively) that these effects could be due to the participation of some of these nutrients as cofactors in enzyme activity and or precursors of phenolic compounds and secondary metabolites.
    Keywords: Anthocyanin, Red flesh apples, phenylalanine ammonia lyase (PAL), secondary metabolites, Apple rootstocks
  • Mohammad Reza Malekzadeh Shamsabad, Majid Esmaeilizadeh *, Hamidreza Roosta, Fatemeh Nazoori Pages 165-179
    In soilless culture, lack of correct management in fertigation causes stress in plants due to restricted root volume and low water holding capacity of substrate. The present study aimed to assess managing the fertigation practice and foliar application of potassium sulfate in soilless culture of strawberry cv. paros. A factorial experiment was conducted with two factors including fertigation frequency at three levels (1, 4 and 10 times per day) and foliar application with potassium sulfate at three levels of concentration (0 as control, 1 and 2 g/L). The experiment was carried out based on a complete randomized design with three replications in Vali-e-Asr University of Rafsanjan. Results indicated that increasing the fertigation frequency up to four times a day led to a significant increase in dry weight of shoot and root, number of fruits, concentration of chlorophyll a and b, leaf relative water content and leaf Ca and Mg content. The highest values of leaf area, fruit weight, number of inflorescence as well as potassium and iron content of leaf and root were obtained by 10 times of fertigation per day. Potassium sulfate foliar application with concentration of 1 g/L had the most effect on leaf area as well as shoot, root and fruit dry weight, vegetation index increased in plants treated with 2 g/L potassium sulfate compared with those without any foliar application treatment. The highest content of leaf soluble carbohydrates belonged to the plants treated with once-a-day fertigation and foliar application of 2 g/L potassium sulfate.
    Keywords: Foliar Application, Hydroponics, Nutrient Solution, photosynthesis, potassium