فهرست مطالب

  • پیاپی 62 (زمستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/10/01
  • تعداد عناوین: 11
|
  • قیصر ملکی، علی مظاهری*، وحید نجاتی، خاطره برهانی، آذین سراج صفحات 119-134

    هدف این پژوهش، تهیه هنجارهای عاطفی واژگان مرتبط با دلبستگی در زبان فارسی بود. این پژوهش در سه مرحله انجام شد. در مرحله نخست، 72 نفر (43 زن، 29 مرد) از دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی جهت گردآوری واژگان مرتبط با دلبستگی و در مرحله بعد، از میان پژوهشگران و متخصصان قلمرو دلبستگی در شهر تهران، 35 نفر (27 زن، 8 مرد) به منظور ارزیابی ارتباط واژگان گردآوری ‎شده با دلبستگی انتخاب شدند. در مرحله آخر، 124 نفر (65 زن، 59 مرد) از دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی تهران، واژگان غربال ‎شده را بر اساس روی آورد ابعادی هیجان و نیز ارتباط با دلبستگی، در قالب یک آزمون رایانه‎ای مورد ارزیابی قرار دادند. انتخاب نمونه در هر سه مرحله با روش دردسترس انجام شد و از آزمون خودارزیابی آدمکی (برادلی و لانگ، 1994) به منظور بررسی ظرفیت هیجانی و برانگیختگی واژه‎ ها استفاده شد. برای تحلیل یافته‎ ها از آزمون همبستگی پیرسون و تحلیل واریانس آمیخته استفاده شد. پس از چند مرحله غربالگری، 107 واژه مرتبط با دلبستگی، جمع‎ آوری و ابعاد هیجانی آن به شکل توصیفی ارائه شد. نتایج نشان داد بین «مرتبط بودن واژگان با دلبستگی» با ظرفیت هیجانی و برانگیختگی به ترتیب رابطه مثبت و منفی و بین ظرفیت و برانگیختگی، رابطه منفی معنادار وجود دارد. مقایسه دو جنس نیز نشان داد که زنان واژگان مثبت را خوشایندتر و واژگان منفی را ناخوشایندتر از مردان ارزیابی می کنند.در ارتباط با برانگیختگی تفاوتی بین دو جنس مشاهده نشد. مجموعه واژگان تهیه شده در این پژوهش به دلیل همگنی بالا و هنجار ارائه شده می‎تواند ضمن بالا بردن قابلیت تکرارپذیری یافته‎ ها، منجر به تسهیل ارتباط علمی میان پژوهشگران قلمرو دلبستگی شود و امکان مقایسه نتایج پژوهش های مختلف را فراهم سازد.

    کلیدواژگان: دلبستگی، واژه، هنجار، ظرفیت هیجانی، برانگیختگی
  • نسرین عسکری، محمد نوریان*، محمود عبایی کوپائی صفحات 135-152

    هدف از این پژوهش، بررسی نظامند و ارائه فراترکیبی از پژوهش های مرتبط با عناصر آموزشزیبایی شناسیبر اساس ابعاد تحول کودک بود. روی آورد پژوهش از نوع کیفی با استفاده از راهبرد فراترکیب با روش سنتز پژوهی بود. تجزیه و تحلیل داده ها با شیوه تحلیل محتوای قیاسی با روی آورد جهت دار انجام شد که در آن، پژوهش های اخیر با روشی نظام مند انتخاب، واکاوی محتوایی و دسته بندی شدند. جامعه مورد بررسی، پژوهش های مرتبط با موضوع بود که بین سال های 2000 تا 2018 درسایت های معتبر داخلی و خارجی منتشر شده بود. از مجموع 59 مقاله، 41 نمونه به روش هدفمند انتخاب شد. ابتدا پایه های نظری و مضامین اصلی استخراج، کدگذاری و طبقه بندی شدند.نتایج نشانگر مدل مفهومی است که دارای 19 مقوله مربوط به اهداف، 18 مقوله مربوط به مولفه و 19 مقوله مربوط به نتایج آموزش زیبایی شناسی است که در چهار طبقه اصلی تحول شخصیتی، تحول معنوی، تحول اجتماعی و تحول شناختی قرار دارند. مقوله های تخیل، دقت و توجه در همه ابعاد تحول و دیگر مولفه ها در برخی از ابعاد مشترک اند. بر این اساس می توان نتیجه گرفت که آموزش عناصر زیبایی شناسی بر تحول کودک از جنبه های مختلف تاثیرگذار است.

    کلیدواژگان: آموزش زیبایی شناسی، اهداف زیبایی شناسی، مولفه های زیبایی شناسی، نتایج زیبایی شناسی، ابعاد تحول کودک
  • ابراهیم احمدی* صفحات 153-162

    هدف این پژوهش بررسی اثر دلیل‎های منطقی بر تصمیم ‎گیری‎های اخلاقی بود.فراخوان شرکت در پژوهش به نشانی ایمیل 75هزار نفر از ساکنان شهر تهران و حومه فرستاده شد که 765 نفر داوطلب شرکت در این پژوهش شدند. ابزار پژوهش یک دوراهی اخلاقی (استنلی، روقرتی، یانگ، هن و دبریگارد، 2018) بود. در یک طرح تجربی از آزمودنی‎ها خواسته شد تا پاسخ دهند اگر در این دوراهی اخلاقی قرار بگیرند، کدام یک از دو راه را بر می‎گزیدند (تصمیم نخستین). سپس آزمودنی‎ها به طور تصادفی به سه گروه گمارده شدند: به یک گروه دلیل‎های موافق تصمیم نخستین، به یک گروه دلیل‎های مخالف تصمیم نخستین، و به یک گروه همه دلیل‎ها (موافق و مخالف) داده شد و از هر سه گروه خواسته شد که این دلیل‎ها را ارزیابی کنند. سپس از آزمودنی‎ها خواسته شد دوباره یکی از دو راه را برگزینند (تصمیم پایانی). آزمون دقیق فیشر، تحلیل رگرسیون لجیستیک و تحلیل واریانس نشان داد که تعداد بسیار کمی از آزمودنی ‎ها پس از بررسی دلیل‎ها، تصمیم نخستین خود را تغییر دادند. تصمیم نخستین، بخش بزرگی از واریانس تصمیم پایانی را تبیین کرد و آزمودنی‎ ها دلیل‎ های موافق تصمیم نخستین خود را بهتر از دلیل ‎های مخالف آن ارزیابی کردند. این یافته‎ ها نشان می‎دهد که دلیل‎ های منطقی به تغییر تصمیم‎های اخلاقی افراد کمکی نمی‎کند.

    کلیدواژگان: احساس، انتخاب اخلاقی، تصمیم‎گیری اخلاقی، دلیل، دوراهی اخلاقی
  • ابوالقاسم فرزانه، حمید علیزاده*، فرنگیس کاظمی صفحات 163-174

    هدف این پژوهش تعیین اثربخشی آموزش جلوه های چهره ای هیجان‎های بنیادی بر کاهش نشانه ‎های اختلال رفتار زود آغاز بود. روش پژوهش شبه تجربی و طرح پیش آزمون و پس آزمون با یک گروه بود. جامعه مورد پژوهش تمام دانش آموزان دارای اختلال رفتار زود آغازی محصل در مدارس ابتدایی شهر تهران بودند. پس از غربالگری در مدرسه، تعداد 17 نفر از این دانش ‎آموزان با روش نمونه‎ برداری هدفمند و با استفاده از ملاک ‎های تشخیصی اختلال رفتاری با فرم گزارش معلم برای سنین 18-6 سال آزمون آشنباخ انتخاب شدند. آموزش جلوه‎ های چهره‎ ای هیجان‎های بنیادی به مدت 10 جلسه و هر جلسه 30 دقیقه به دانش ‎آموزان ارائه شد. ابزار مورد استفاده جهت ارزیابی و تشخیص اختلال رفتار، آزمون آشنباخ (آشنباخ و رسکورلا، 2001) بود که به وسیله معلمان در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون انجام شد و به منظور آموزش جلوه های چهره ای هیجان ها از جورچین آهن‎ ربایی چهره استفاده شد. برای تحلیل داده‎ ها از آزمون t وابسته استفاده شد و نتایج تحلیل نشان داد که بین پیش آزمون و پس آزمون تفاوت معناداری وجود دارد و نشانه‎های اختلال رفتار در اثر این آموزش کاهش معنا داری یافته‎ اند. همچنین یافته ها نشان داد که آموزش‎ ها می تواند با افزایش توانایی کودکان برای بازشناسی هیجان‎های چهره ای مخاطب، به درک بهتر آن ها از قصدهای فرد مقابل کمک کند و درنتیجه نشانه‎های اختلال رفتار را کاهش دهد.

    کلیدواژگان: اختلال رفتار زودآغاز، هیجان‎های بنیادی، آموزش جلوه های چهره ای
  • حمیدرضا حسن آبادی*، راضیه طیبی، پروین کدیور صفحات 175-200

    نارساخوانی یا آسیب واژگانی اختلالی است که خواندن و دیکته را تحت تاثیر قرار می دهد، اگرچه دیکته ضعیف اغلب به عنوان شاخص نارسا خوانی توصیف می شود. توجه پژوهشگران عمدتا به مداخلات به موقع در خواندن معطوف شده و تاکید قابل مقایسه و برابر بر مداخلات به موقع در دیکته مورد غفلت قرار گرفته است. هدف این پژوهش، بررسی کارآمدی یک آموزش چندمولفه ای دیکته در 4 دانش آموز دارای اختلال یادگیری ویژه در یک طرح تک آزمودنی ABA بود. آموزش در قالب 12 جلسه ارائه شد و داده ها با استفاده از تحلیل دیداری و روش های کمی با بهره گیری از نرم افزار R تحلیل شد. تحلیل ناهمپوشانی همه جفت ها (NAP)، افزایش معنادار در عملکرد دیکته 4 شرکت کننده نسبت به خط پایه را نشان داد. همچنین، یافته ها کاهش معناداری در عملکرد شرکت کنندگان بین مرحله مداخله و مرحله بازگشتی را نشان ندادند. به نظر می رسد یافته های این پژوهش پیشرو، نویدبخش ارائه روی آوردی چندمولفه ای به درمان نقص چندمولفه ای در اختلال یادگیری ویژه باشد.

    کلیدواژگان: اصول الفبایی، آسیب واژگانی، آگاهی املایی، آگاهی واج شناختی، طرح آزمایشی تک آزمودنی، اختلال یادگیری ویژه در دیکته
  • مرضیه دلیر فردوئی، مهرناز احمدی* صفحات 201-214

    هدف این پژوهش بررسی نقش واسطه ای طرحواره های سازش نایافته در رابطه بین دلبستگی و احساس تنهایی در دختران نوجوان بود. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. به این منظور 415 دانش آموز دختر پایه نهم تا دوازدهم متوسطه در سال تحصیلی 96-97 با روش نمونه برداری دردسترس انتخاب شدند و به مقیاس احساس تنهایی یو. سی. ال. ای (نسخه سوم) (راسل، 1996)، پرسشنامه دلبستگی تجربه های روابط نزدیک ساختارهای رابطه (فدرندانبارک و ادیتیک، 2014) و پرسشنامه طرحواره یانگ نسخه کوتاه (یانگ و براون، 1999) پاسخ دادند. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل مسیر، تحلیل شد. نتایج نشان داد که الگوی نقش واسطه ای طرحواره های سازش نایافته اولیه در رابطه دلبستگی و احساس تنهایی با داده ها برازش مطلوب دارد. اثر مستقیم دلبستگی اجتنابی بر طرحواره های بریدگی و طرد، دیگر جهت مندی، گوش به زنگی بیش از حد و بازداری و محدودیت های مختل، مثبت معنا دار است؛ اما اثر مستقیم دلبستگی اجتنابی بر طرحواره خودگردانی و عملکرد مختل، معنا دار نیست. افزون بر آن، اثر مستقیم دلبستگی اضطرابی بر طرحواره های بریدگی و طرد، خودگردانی و عملکرد مختل دیگر جهت مندی و گوش به زنگی بیش از حد و بازداری، مثبت معنادار است؛ اما اثر مستقیم دلبستگی اضطرابی بر طرحواره محدودیت مختل، معنادار نیست. همچنین، اثر مستقیم دلبستگی اجتنابی و دلبستگی اضطرابی و طرحواره های بریدگی و طرد و گوش به زنگی بیش از حد بازداری بر احساس تنهایی، مثبت معنادار و اثر مستقیم طرحواره دیگر جهت مندی بر احساس تنهایی، منفی معنادار است؛ اما اثر مستقیم طرحواره های خودگردانی و عملکرد مختل و محدودیت های مختل بر احساس تنهایی، معنادار نیست. این یافته ها نشان می دهد که طرحواره های سازش نایافته اولیه بریدگی و طرد، گوش به زنگی بیش از حد بازداری و محدودیت مختل در رابطه دلبستگی و احساس تنهایی نقش واسطه ای دارند.

    کلیدواژگان: طرحواره های سازش نایافته اولیه، دلبستگی، احساس تنهایی، دختران نوجوان
  • محمد حجتی*، عزت الله قدم پور، محمد عباسی، عباس صنوبر صفحات 215-228

    هدف این پژوهش تعیین رابطه بین اختلال های رفتاری کودکان و تنیدگی مادران آن ها از طریق واسطه گری خستگی و راهبردهای مقابله مادران بود. روش این پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی بود که در سال تحصیلی 96-1395 انجام شد. شرکت کنندگان این پژوهش شامل 226 نفر از دانش آموزان ابتدایی (و مادران آن ها) شهر خرم آباد بودند که با روش نمونه برداری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند و به پرسشنامه اختلال رفتاری راتر فرم معلم (1967)، مقیاس راهبرد های مقابله فرم کوتاه (کارور، شی یر و وینتراب، 1989)، مقیاس سنجش خستگی (دی وریس، میشلسن، ون هک و درنت، 2004) و مقیاس افسردگی، اضطراب و تنیدگی (لاویباند و لاویباند، 1995) پاسخ داند. تحلیل داده ها در این پژوهش با آزمون تحلیل مسیر انجام شد. آزمون واسطه ‎گری به وسیله روش بوت‎استراپ نشان‎دهنده معناداری نقش واسطه‎ ای خستگی و راهبرد های مقابله مادران در رابطه بین اختلال های رفتاری کودکان و تنیدگی مادران بود. بر اساس نتایج می توان گفت که اختلال های رفتاری کودکان از طریق افزایش خستگی و راهبرد های مقابله ناکارآمد مادران، تنیدگی آن ها را افزایش می دهند و تنیدگی در مادران کودکان دارای اختلال های رفتاری که از راهبردهای مقابله ای کارآمد استفاده می کنند، کمتر از مادرانی است که از راهبردهای مقابله ای ناکارآمد استفاده می کنند. از این رو، برنامه ریزی جهت آموزش مادران کودکان دارای اختلال های رفتاری در استفاده از مهارت مدیریت تنیدگی و ترغیب آن ها به استفاده از راهبردهای مقابله ای کارآمد در کاهش تنیدگی این مادران موثر است.

    کلیدواژگان: اختلال های رفتاری، تنیدگی مادران، خستگی، راهبردهای مقابله
  • طیبه شاهمرادی‎ فر، حسین کارسازی*، علی فتحی آشتیانی صفحات 229-240

    هدف این پژوهش تهیه نسخه فارسی پرسشنامه حساسیت به تقویت کودکان (کوپر، استیرلینگ، داو، پاگناقی و کور، 2017) و بررسی ساختار عاملی، اعتبار و روایی آن در جامعه ایرانی بود.نسخه انگلیسی پرسشنامه حساسیت به تقویت پس از آماده‎سازی، روی 314 نفر (179 دختر، 135 پسر) از دانش‎ آموزان پایه‎ های سوم تا ششم ابتدایی شهر تهران در سال تحصیلی 1396-1395 اجرا شد و اعتبار نسخه پرسشنامه حساسیت به تقویت کودکان از طریق همسانی درونی و همبستگی مجموعه ماده ها بررسی شد. ساختار عاملی مقیاس با شیوه تحلیل عاملی اکتشافی و روش استخراج مولفه های اصلی ارزیابی شد و روایی این پرسشنامه از طریق همبستگی بین زیرمقیاس‎ها و روایی ملاکی بررسی شد. بررسی ساختار عاملی اکتشافی پرسشنامه از الگوی 3 عاملی پرسشنامه حساسیت به تقویت کودکان حمایت کرد که 78/37 درصد از واریانس را تبیین کرد. عامل ها شامل نظام فعال سازی رفتاری، نظام بازداری رفتاری و نظام جنگ/گریز/بهت بود. نتایج نشان داد، سه زیرمقیاس نسخه فارسی پرسشنامه حساسیت به تقویت کودکان، همسانی درونی خوبی داشتند و دامنه اکثر همبستگی های مجموعه ماده‎ ها بیشتر از 40/0 بود و تنها ماده 18 به علت داشتن بار عاملی کمتر از 30/0 از پرسشنامه حذف شد. همچنین، الگوی ضرایب همبستگی زیرمقیاس‎ها و روایی همگرای پرسشنامه با پرسشنامه نظم‎ جویی شناختی هیجان فرم کودکان (گارنفسکی، رافی، جلسما، ترواگ و کرایج، 2007) بیانگر روایی مطلوب این ابزار بود. با توجه به نتایج این پژوهش می‎توان گفت، نسخه فارسی پرسشنامه حساسیت به تقویت کودکان در جامعه ایران اعتبار و روایی مناسب دارد و ابزار مناسبی برای تشخیص رگه های انگیزشی و هیجانی اساسی کودکان است.

    کلیدواژگان: اعتبار، روایی، نظام فعال سازی رفتاری، نظام بازداری رفتاری، نظام جنگ، گریز، بهت، پرسشنامه حساسیت به تقویت تجدیدنظر شده
  • پوریا حیدری* صفحات 246-247
|
  • Gheysar Maleki, Ali Mazaheri *, Vahid Nejati, Khatereh Borhani, Azin Seraj Pages 119-134

    This study aimed to develop affective norms for Persian attachment related words in three phases. In the first phase, 72 students (43 female, 29 male) of Shahid Beheshti University were selected to collect attachment related words. In the second phase, 35 attachment specialists (27 female, 8 male) in Tehran, were chosen to evaluate attachment relevance of words. In the last phase, 124 students (65 female, 59 male) of Shahid Beheshti University were chosen and they rated selected words respect to emotional dimensions through Self-Assessment Manikin (Bradley & Lang, 1994) and attachment relevance. Pearson correlation coefficient and mixed ANOVA were used for analysis. After several phases of screening, 107 attachment related words were collected and we presented their emotional dimensions in a descriptive manner. Results showed that attachment relevance has a positive correlation with valence and negative correlation with arousal. There was a negative relationship between valence and arousal. Although females had a positive and negative bias in valence rating of respected words, there was no significant gender difference in arousal. The set of words that was prepared in this study can make the replication of results and scientific communication easier and provides the possibility of comparing results of different studies especially in the field of attachment.

    Keywords: attachment, word, Norms, emotional valence, arousal
  • Nasrin Askari, Mohammad Nourian *, Mahmood Abaeikoopaei Pages 135-152

    The purpose of this study was a systematic study to provide a series of studies on the elements of aesthetic education based on the dimensions of child development. The study design was qualitative using the strategy of researching synthesis. Data analysis was conducted using an analytical content analysis method with directional approach. In which recent research has been selected, categorized, and categorized in a systematic way. The surveyed community of related topics from 2000 to 2018 was published on prestigious domestic and foreign sites. Out of 59 papers, 41 samples were selected in a targeted way. First, theoretical foundations and main themes were extracted, coded and classified. The results represent the conceptual model, which has 19 categories related to goals, 18 categories of components and 19 categories of aesthetic education outcomes, which fall into four main categories of personality development, spiritual development, social development and cognitive development. The categories of imagination and accuracy in all aspects of transformation and other components are in some common dimensions.On this basis, it can be concluded that the teaching of aesthetic elements influences the development of children in different aspects.

    Keywords: Aesthetic Education, Aesthetic Objectives, Aesthetic Components, Aesthetic Results, Dimensions of child development
  • Ebrahim Ahmadi * Pages 153-162

    This aim of this study was to investigate the effect of rational reasons on moral decisions. For this purpose a call for participation in the study was sent to 75000 email addresses of residents of Tehran and its suburbs. Eventually 765 volunteers participated in the study. By using a moral dilemma (Stanley, Dougherty, Yang, Henne & De Brigard, 2018)in an experimental design, the participants were asked to say which option they would choose if they were in this moral dilemma (their initial decision). Then the participants were randomly assigned to three groups: one group was given the reasons affirming their initial decision, one group was given the reasons opposing their initial decision, and one group was given all reasons (affirming and opposing). Participants were asked to evaluate these reasons. Then they were asked to choose one of the two options again (their final decision). Fisher's exact test, logistic regression analysis, and variance analysis showed that very few participants changed their initial decision after examining the reasons, the initial decision explained a large proportion of the final decision's variance, and participants evaluated affirming reasons better than opposing ones. These findings suggest that rational reasons do not help to change individual’s moral decisions.

    Keywords: affect, moral choice, moral decision, moral dilemma, reason
  • Abolghasem Farzaneh, Hamid Alizadeh *, Farangis Kazemi Pages 163-174

    The aim of this study was to investigate the effectiveness of training of basic emotions’ facial expression on decreasing symptoms of early conduct disorder. The study method was semi-experimental and pre-test- post-test design with one group.The statistical population included all elementary students with early conduct disorder in Tehran. After screening at school, seventeen students were selected using purposive sampling method andby conduct disorder’s criteria in Achenbach test. The training included ten 30-minute sessions.Achenbachtest was used by the teachers in 2 pre-test post-test phases to assess conduct disorder. Magic faces was also used for training facial emotional expressions. In order to analyzing data, dependent t- Test was used. Accordingly, the results showed that there was a significant difference between the pre-test and the post-test, and the symptoms of behavioral disorder were significantly reduced by this training. Based on these findings it seems that the training can increase children’s ability to recognize facial emotions and intentions of people and as a result decreases the symptoms of conduct disorder.

    Keywords: early conduct disorder, basic emotions, facial expressions training
  • Hamidreza Hassanabadi *, Razieh Tayyebi, Parvin Kadivar Pages 175-200

    Dyslexia is a disorder that affects reading and spelling, but in fact, poor spelling is often described as the hallmark of dyslexia. Unfortunately, researchers have focused mainly on reading interventions and equal emphasis on timely interventions on spelling has been neglected. The purpose of this study was to investigate the efficacy of a multi-component spelling instruction in 4 students with specific learning disorder in spelling in an ABA design. Intervention was presented in 12 sessions and data were analyzed using visual analysis and quantitative methods by R software. Non-overlap of all pair's analysis (NAP) confirmed a significant increase in the spelling performance of 4 participants compared to baseline. In addition, findings did not show a significant reduction in participants' performance between the intervention phase and the maintenance phase (A2). Findings of this study seem promising to provide a multicomponent approach to treatment of multi-component deficits in specific learning disorders.

    Keywords: alphabetic principle, Dyslexia, orthographic awareness, Phonological Awareness, single case experimental design, specific learning disorder in spelling
  • Marziye Dalir Fardoee, Mehrnaz Ahmadi * Pages 201-214

    The aim of this study was to investigate the mediating role of maladaptive schemas in the relationship between attachment and loneliness in female adolescents. The study design was correlational. 415 Ninth to twelfth grades students were selected by in access sampling method. The participants completed the Loneliness Scale-version 3 (Russell, 1996), Experiences in Close–relationship Structures Questionnaire (FeddernDonbaek & Elklit, 2014) and Short Form of Young Schema Questionnaire (Young & Brown, 1999). Data were analyzed by path analysis method. Results confirmed the mediating role of maladaptive schemas in the relationship between attachment and loneliness. Results also indicated the significant positive effect of avoidant attachment on disconnection, other-directedness, over vigilance/inhibition and impaired limit schemas. The direct effect of avoidant attachment on impaired schema was not significant. The direct effect of anxious attachment on disconnection, impaired performance, other-directedness, and over vigilance/inhibition schemas was positive. However, the direct effect of anxious attachment on the impaired limit was not significant. In addition, the direct effect of avoidant and anxious attachment and disconnection, over vigilance/inhibition on loneliness was positive; and the direct effect of other-directedness scheme on loneliness was negative. The direct effect of impaired performance and impaired limit on loneliness was not significant. Findings suggest that disconnection, over vigilance/inhibition and other-directedness schemas had a mediating role between attachment and loneliness relation.

    Keywords: maladaptive schemas, attachment, loneliness, Adolescent girls
  • Mohammad Hojati *, Ezatolah Ghadampoor, Mohammad Abbasi, Abbas Senobar Pages 215-228

    The aim of this study was to investigate the relationship between behavioral disorders in children and their mothers' stress through the mediator role of fatigue and coping strategies. The study design was descriptive-correlational which conducted in the 2016-2017 academic year. The participants included 226 elementary students (and their mothers) who were selected by multistage cluster random sampling in Khoramabad. Data were collected by using the Rutter’s behavioral disorder questionnaire (Rutter, 1967), Coping Strategies Scale (Carver, Scheier & Weintrub, 1989), Fatigue Assessment Scale (De Vries, Michelsen, Van Hack, & Drente, 2004) and Depression‚ Anxiety‚ Stress Scale (Lavibond & Lavibond, 1995). Path analysis was used as statistical method for data analysis. Test of mediation by bootstrapping method established significant mediating role of fatigue and coping strategies in the relationship between behavioral disorders and mothers’ stress. Based on the results, it can be concluded that children's behavioral disorders increase mothers’ stress by increasing their fatigue and ineffective coping strategies, and stress in mothers of children with behavioral disorders who use effective coping strategies is less than that of mothers who use ineffective coping methods. Therefore, planning to educate mothers of children with behavioral disorders in using stress management skills and encouraging them to use effective coping strategies can reduce the stress of these mothers

    Keywords: behavioral disorders, Coping Strategies, Fatigue, mothers’ stress
  • Tayebeh Shahmoradifar, Hossein Karsazi*, Ali Fathi Ashtiani Pages 229-240

    The aim of this study was to provide Persian version of the Reinforcement Sensitivity Theory Questionnaire (Cooper, Stirling, Dawe, Pugnaghi, & Corr, 2017). in children and the factor structure, reliability and validity in Iranian children. The English version of the Reinforcement Sensitivity Theory Questionnaire was performed on 314 (135 boys and 179 girls) students from third to sixth grades of primary school at 2016-2017 in Tehran and the reliability of Persian version of the Reinforcement Sensitivity Theory Questionnaire in children was assessed via internal consistency and item-rest correlations. Factor structure of the scale was examined using exploratory factor analysis and principal component analysisextraction method and the validity of questionnaire was examined via correlation between the subscales and criterion validity. The exploratory factor analysis of the questionnaire supported the 3-factor model of the Reinforcement Sensitivity Theory Questionnaire in children which explained 37.78% of the variance. The factors included Behavioral Inhibition System, Behavioral approach system and Fight-Flight-Freeze System. The results showed that 3 subscales of Persian version of the Reinforcement Sensitivity Theory Questionnaire in children had a good internal consistency and most of the correlations range more than 0.4 and only question 18 was deleted from the questionnaire due to factor load below 0.30%. The results of the confirmatory factor analysis also indicated a good fit of the items. In addition, the pattern of subscales correlation coefficients and Concurrent criterion validity of the questionnaire with the child version of the Cognitive Emotion Regulation Questionnaire (Garnefski, Rieffe, Jellesma, Terwogt, & Kraaij, 2007)indicated a good validity of this scale. According to the results of this study, it can be said that the Persian version of the reinforcement sensitivity questionnaire of children has a good reliability and validity in Iranian society and is an appropriate tool for identifying children's basic motivational and emotional traits

    Keywords: reliability, validity, behavioral approach system, behavioral inhibition system, Fight-Flight-Freeze System
  • Mohammad Darban * Pages 244-245
  • Pouria Heidari * Pages 246-247