فهرست مطالب

  • سال هشتم شماره 33 (آذر و دی 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/10/23
  • تعداد عناوین: 29
|
  • فاطمه مرادی، شهلا نجفی*، صدیقه اسماعیل زاده بهابادی صفحات 1-14

    استفاده بی رویه از کودهای شیمیایی و عدم توجه به اهمیت و اثرات مثبت مواد آلی در بهبود حاصلخیزی خاک های زراعی، باعث ایجاد آلودگی های محیطی و صدمات اکولوژیکی شده است. یکی از راه های کاهش این خطرات استفاده از منابع زیستی می باشد که علاوه بر افزایش قابلیت دسترسی به عناصر غذایی، بهبود شرایط فیزیکی و میکروبی خاک را به دنبال خواهد داشت. یکی از منابع زیستی جلبک های دریایی می باشند که سرشار از مواد مورد نیاز برای رشد گیاه هستند. در این تحقیق تاثیر عصاره جلبکی بر برخی شاخص های فیزیولوژیکی گیاه کنجد مورد بررسی قرارگرفته است. این تحقیق در قالب طرح کاملا تصادفی در 4 تکرار، با غلظت های مختلف عصاره جلبک (0، 10، 15، 20 درصد) در شرایط مزرعه در ایرانشهر  به اجرا درآمد. براساس نتایج، صفات مورفولوژیکی از قبیل طول ساقه چه،  طول ریشه چه، طول ساقه، قطرساقه و سطح برگ تحت تاثیر غلظت های مختلف عصاره جلبکی  به طور قابل توجهی نسبت به شاهد افزایش یافت. میزان رنگیزه های فتوسنتزی نیز به طور معنی داری نسبت به شاهد افزایش نشان داد، به طوری که بیشترین میزان تحت تاثیر غلظت 20 درصد عصاره جلبکی مشاهده شد. بیشترین میزان پرولین (16 میلی گرم بر گرم وزن تر)، قند محلول (54 میلی گرم بر گرم وزن تر) و فنول کل (8/3 میلی گرم بر گرم وزن تر) نیز در غلظت 20 درصد عصاره جلبکی مشاهده شد. به طور کلی، عصاره جلبکی می تواند با  داشتن عناصر موردنیاز گیاه و هورمون های رشد  بدون آسیب به طبیعت به عنوان کود زیستی جایگزین مناسبی برای کودهای شیمیایی و نقش مهمی در مدیریت تامین مواد غذایی سالم داشته باشد.

    کلیدواژگان: کود زیستی، کاهو دریایی، کنجد، عصاره جلبکی
  • رسول آذرمی* صفحات 15-28

    مسمومیت خاک و آب با مس مشکلات جدی در رشد و تولید گیاهان و سلامتی انسان ایجاد می کند. لذا، به منظور بررسی تاثیر سمیت مس و اسید سالیسیلیک بر رشد، عملکرد و خصوصیات فیزیولوژیکی خیار، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی در سه سطح مس(23، 47 و 94 میکرو مولار) و دو سطح اسید سالیسیلیک (0 و 750 میکرومولار) با سه تکرار تحت شرایط کشت بدون خاک اجرا گردید. نتایج نشان داد که تنش مس حجم ریشه، وزن خشک ریشه، سطح برگ و وزن تر و خشک برگ را به صورت منفی تحت تاثیر قرار داد. بیشترین وزن تر ریشه، وزن خشک برگ و نسبت Fv/Fm در غلظت 23 میکرومولار مس هم در تیمار محلول پاشی شده با اسید سالیسیلیک و هم در بدون تیمار اسید سالیسیلیک به دست آمد. مس در ریشه با شدت بیشتری در مقایسه با ساقه تجمع یافت. فعالیت آنزیم اسکوربات پراکسیداز با افزایش غلظت مس در محلول غذایی افزایش یافت و بیشترین فعالیت اسکوربات پراکسیداز در گیاهان تغذیه شده با 94 میکرومولار مس به دست آمد و فعالیت آنها در گیاهان تیمارشده با اسید سالیسیلیک شدیدتر بود در حالی که فعالیت آنزیم پراکسیداز روند معکوسی نشان داد. حداکثر عملکرد (530 گرم در بوته) در غلظت 23 میکرومولار مس و تیمار اسید سالیسیلیک حاصل شد. اما کمترین عملکرد (282 گرم در بوته) در غلظت 94 میکرومولار مس و بدون تیمار اسید سالیسیلیک به دست آمد. بر اساس این یافته ها، به نظر می رسد که کاربرد اسید سالیسیلیک، اثرات منفی تنش مس بر رشد و بیوشیمیایی خیار را تعدیل نماید.

    کلیدواژگان: اسید سالیسیلیک، خیار گلخانه ای، رشد، سمیت مس
  • ایمان قدیه زرین آبادی، جمشید رزمجو*، علیرضا ابدالی مشهدی، حسن کریم مجنی صفحات 29-46

    این تحقیق با هدف بررسی تاثیر تنش خشکی بر کربوهیدرات های محلول، پرولین ریشه و برگ، رنگیزه های فتوسنتزی و عملکرد گلبرگ و بذر ژنوتیپ های همیشه بهار به صورت کرت های خردشده در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار انجام شد. سه رژیم آبیاری (35%، 60% و 85% تخلیه آب قابل دسترس) به عنوان فاکتور اصلی و نه ژنوتیپ همیشه بهار (اهواز، تهران، اصفهان1، اصفهان2، Candy-man، Gitana، Zen-gold، اصفهان3، اصفهان4) به عنوان فاکتور فرعی در سال زراعی 95-1394 در اهواز مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج نشان داد تاثیر رژیم آبیاری و ژنوتیپ بر عملکرد گلبرگ و بذر و صفات مورد بررسی معنی دار بود. در اثر تنش خشکی بر محتوای کربوهیدرات ها و پرولین ریشه و برگ افزوده شد ولی از مقدار RWC، کارتنوئید، کلروفیل a، b و کلروفیل کل، عملکرد گلبرگ و بذر ژنوتیپ ها بطور معنی داری کاسته شد. نتایج بدست آمده همبستگی بالای محتوای کربوهیدرات های محلول با  RWC و شاخص حساسیت به خشکی را نشان می دهند. ژنوتیپ های متحمل دارای بالاترین محتوای کربوهیدرات های محلول، پرولین برگ و کارتنوئید بودند. براساس اعداد شاخص حساسیت به خشکی، ژنوتیپ های “اهواز” ، “اصفهان 2” و “اصفهان 1” در گروه متحمل به خشکی، “تهران”، "Candy-man"، “Gitana” در گروه نیمه متحمل به خشکی و “اصفهان4”، “Zen-gold” و “اصفهان3” در گروه ژنوتیپ های حساس به خشکی تقسیم بندی شدند. ژنوتیپ "Candy-man" و ژنوتیپ “اهواز” به ترتیب بیشترین عملکرد گلبرگ و بذر را در کلیه سطوح خشکی تولید کردند.

    کلیدواژگان: رژیم آبیاری، رنگیزه های فتوسنتزی، کربوهیدراتهای محلول، محتوای پرولین، همیشه بهار
  • سیده حدیثه بهاری ساروی، احمد غلامی، همت الله پیردشتی*، مهدی برادران فیروزآبادی، حمیدرضا اصغری صفحات 47-64

    به منظور بررسی اثر همزیستی اندوفیتی و محلول پاشی اسپرمیدین بر فلورسانس کلروفیل و رنگیزه های فتوسنتزی گیاه دارویی استویا (Stevia rebaudiana Bertoni) تحت تنش شوری، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با سه تکرار انجام شد. فاکتور های آزمایش شامل تنش شوری در سه سطح (صفر، 6 و 12 دسی زیمنس بر متر)، تیمار همزیستی قارچی شامل چهار سطح: عدم تلقیح (شاهد)، تلقیح Piriformospora indica  (Pi)، تلقیح Trichoderma virens (Trich) و تلقیح همزمان دو قارچ (Pi+Trich) و تیمار محلول پاشی پلی آمین اسپرمیدین در سه سطح (صفر، 75/0 و 5/1 میلی مولار) بود. نشاهای گیاه استویا پس از تلقیح با تیمارهای قارچی تا اواخر مرحله رویشی با آب معمولی و سپس به مدت دو هفته با تیمارهای آب شور که حاوی مخلوط آب دریای خزر و آب مقطر بود، آبیاری شدند. تیمار  اسپرمیدین یک هفته قبل از اعمال تنش شوری اعمال شد. نتایج نشان داد در شرایط شور، تلقیح با قارچ های اندوفیت به ویژه Pi+Trich مقدار فلورسانس حداکثر (Fm)، فلورسانس متغیر (Fv)، حداکثر کارایی کوانتومی فتوسیستم II (Fv/Fm) و کارایی کوانتومی فتوشیمیایی موثر فتوسیستم II [Y(II)] را افزایش و کارایی کوانتومی غیر فتوشیمیایی تنظیم شده فتوسیستم II [Y(NPQ)] و کارایی کوانتومی غیر فتوشیمیایی تنظیم نشده فتوسیستم II [Y(NO)] را کاهش داد. از طرفی، همزیستی قارچی به ویژه Pi+Trich و محلول پاشی اسپرمیدین 75/0 میلی مولار منجر به افزایش Fm، Fv و Fv/Fm شد. در تمام سطوح شوری، تلقیح با تیمار های قارچی و برهمکنش قارچ و اسپرمیدین غلظت کلروفیل a را بهبود بخشید. در مجموع کاربرد قارچ های اندوفیت به ویژه تلقیح همزمان دو قارچ در تمام سطوح شوری باعث بهبود پارامترهای فلورسانس کلروفیل و تعدیل اثر تخریبی شوری شد. همچنین پلی آمین اسپرمیدین (به ویژه در غلظت 75/0 میلی مولار) موجب بهبود تحمل گیاه به تنش شوری با قارچ های اندوفیت اثر هم افزایی داشت.

    کلیدواژگان: شوری، پلی آمین، عملکرد کوانتومی، قارچ های اندوفیت، کلروفیل a
  • فاطمه رئیسی وانانی، لیلا شبانی*، محمدرضا سبزعلیان، فریبا دهقانیان صفحات 65-92

    تنش خشکی یکی از تهدیدهای اصلی کاهش دهنده عملکرد گیاهان است. در نتایج تحقیقات مختلف بیان شده آلودگی به اندوفایت می تواند تحمل به تنش خشکی را در گونه های علفی میزبان افزایش دهد. اما چگونگی این اثر مشخص نیست. یکی از ابزارهای مفید در فهم مکانیسم های مولکولی مقاومت به خشکی، آنالیز پروتئومیکس است. در این آزمایش با استفاده از راهکار پروتئومیکس بیان پروتئین های پاسخ دهنده به تنش خشکی در برگ های دو ژنوتیپ Lolium perenne بررسی شد. تحقیق در قالب طرح کاملا تصادفی و آزمایش فاکتوریل و با دو فاکتور ژنوتیپ S10 (آلوده به قارچ اندوفایت) و Speedy (بدون حضور قارچ) و تنش خشکی در دو سطح کنترل و 80% تخلیه رطوبت انجام شد. برای شناسایی پروتئین ها، در ابتدا پروتئین کل بر اساس روش TCA-استون از برگ استخراج شد، و با الکتروفورز SDS-PAGE جداسازی پروتئین های محلول کل خالص انجام شد. پروتئین ها با استفاده از طیف سنج جرمی شناسایی شدند و با آنالیز پروتئوم بر اساس پاسخ به تنش خشکی در گروه های مختلف طبقه بندی شدند. به نظر می رسد ژنوتیپ همزیست با قارچ اندوفایت با توسعه شبکه ریشه ای خود قدرت تامین آب بیشتری داشته و دیرتر خشکی را درک می کند. شاید همزیستی با قارچ به نحوی باعث تغییر ساختار بیوشیمی و مورفولوژی گیاه میزبان شده و در نتیجه آستانه تحریک گیاه بالاتر رفته باشد. بیشترین تعداد پروتئین القا شده در ژنوتیپ همزیست با قارچ در طبقه کربن و متابولیسم انرژی قرار داشت. این ژنوتیپ با تنظیم پروتئین های مختلف این طبقه فرایندهای مختلف مثل فتوسنتز را پویا و فعال نگه داشت همچنین از قابلیت پروتئین های حفاظتی جهت فعال نگه داشتن آنزیم ها نیز استفاده کرده است.

    کلیدواژگان: اندوفایت، پروتئومیکس، تنش خشکی، گراس، لولیوم
  • مدینه بیژنی، محمدرضا اصغری پور*، علیرضا سیروس مهر صفحات 93-106

    هدف از این مطالعه، بررسی اثر گونه های قارچ میکوریزا و فسفر روی شنبلیله در خاک های آلوده به آرسنیک بود. آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی در گلخانه دانشگاه زابل اجرا گردید. فاکتور اول چهار گونه میکوریزا (Glomus mosseae ،G. intradices و G. versiform و عدم کاربرد)، فاکتور دوم سه سطح آرسنیک (صفر، 15 و 30 میلی گرم در کیلوگرم خاک) و فاکتور سوم دو سطح فسفر (صفر و 200 میلی گرم در کیلوگرم خاک) بودند. در این مطالعه سمیت آرسنیک بر رشد رویشی، تجمع آرسنیک در شاخساره، آرسنیک ریشه، فسفر برگ، نیتروژن برگ، پرولین، کربوهیدرات، شاخص کلروفیل و همچنین درصد کلونیزاسیون ریشه بررسی شد. افزودن آرسنیک به طور معنی داری صفات رویشی، شاخص کلروفیل، غلظت فسفر، نیتروژن برگ و درصد کلونیزاسیون ریشه را کاهش داد. بالاترین سطح آلودگی، به ترتیب سبب افزایش 95، 99، 33 و 32 درصدی آرسینک شاخساره، آرسنیک ریشه، پرولین و کربوهیدرات نسبت به شاهد گردید. کاربرد میکوریزا و فسفر نیز بجز درصد کلونیزاسیون بر سایر صفات تاثیر معنی داری داشتند. اثر متقابل آرسنیک و میکوریزا بر وزن تر شاخساره، درصد کلونیزاسیون و تجمع آرسنیک شاخساره و اثر متقابل آرسنیک و فسفر بر وزن تر و خشک شاخساره، وزن تر و خشک ریشه و تجمع آرسنیک در شاخساره معنی دار بود. در واکنش به اثرات مخرب آرسنیک G. intradices با کاهش 25 درصدی تجمع آرسنیک نسبت به سایر گونه ها دارای عملکرد بهتری بود. این آزمایش نشان داد میکوریزا و فسفر نقش تعدیل کننده بر اثر منفی سمیت آرسنیک بر صفات را دارا بودند و می توانند از طریق بهبود رشد رویشی در کاهش اثرات منفی تنش آرسنیک موثر واقع گردند.

    کلیدواژگان: تنظیم کننده های اسمزی، تنش فلزات سنگین، شاخص های رویشی، کود زیستی
  • کیوان آقائی*، بهاره راه خسروانی، لیلا مغانلو، علی اکبر قطبی راوندی صفحات 107-122

    گیاه ریحان در برخی از مناطق در زنجان کشت می شود که آلوده به فلزات سنگین از جمله فلز سمی کادمیوم می باشد لذا این تحقیق با هدف بررسی میزان انباشت سازی این فلز در گیاه و اثر آن بر برخی صفات فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی انجام گرفت. بذرها در شرایط کشت هیدروپونیک درون گلدان هایی حاوی پرلیت و محیط کشت هوگلند کشت گردیدند و پس از رسیدن به رشد کافی به مدت دو هفته تحت تیمار کادمیوم نیترات با غلظت های صفر (شاهد)، 2، 4 و8 میلی مولار قرار گرفتند. نتایج نشان داد که وزن خشک ریشه و ساقه، طول ریشه و ساقه و سطح برگ گیاه تحت تنش کادمیوم در همه غلظت ها نسبت به گیاهان شاهد کاهش یافت. همچنین میزان کلروفیل a، کلروفیل b و کاروتنوئیدها در گیاهان تحت تیمار 8 میلی مولار بیشترین کاهش را نسبت به گیاهان شاهد نشان داد. میزان پروتئین های محلول، پرولین و قند های محلول در ریشه و اندام هوایی گیاهان تحت تیمار نسبت به گیاهان شاهد افزایش یافت. فعالیت آنزیم کاتالاز در ریشه و اندام هوایی گیاهان تیمار شده با کادمیوم نسبت به شاهد کاهش یافت در حالیکه فعالیت آنزیم پراکسیداز در همه تیمار های کادمیوم افزایش نشان داد. میزان کادمیوم تجمع یافته در ریشه حدود سه برابر مقدار آن در اندام هوایی در تیمار 8 میلی مولار بود.  بطور کلی می توان گفت که گیاهچه های ریحان  با استفاده از افزایش فعالیت پراکسیداز، غلظت پرولین، قند های محلول و پروتئین های محلول در برابر تنش ناشی از تجمع فلز سنگین کادمیوم کمی مقاومت نشان می دهند اما  نمی توانند از ورود مقادیر بالای کادمیوم به ریشه و بخصوص بخش های هوایی جلوگیری کنند که این امر موجب آلودگی آنها می شود.

    کلیدواژگان: سبزیجات، فلزات سنگین، کادمیوم نیترات، گیاهان دارویی
  • علی ایمانی*، طاهر سقلی، محمداسماعیل امیری، حامد رضایی، علی مومن پور صفحات 123-136

    یکی از اثرات مهم شوری در گیاهان می توان به روند رشد و تغییرات فعالیت سیستم آنزیمی و آنتی اکسیدانی آنها اشاره نمود. در این تحقیق، اثر تنش شوری بر روند رشد و فعالیت سیستم آنزیمی و آنتی اکسیدانی بادام رقم شاهرود 12روی برخی پایه های پرونوس (بادام تلخ بذری،تترا،GF677 ،GN15) و خودپایه های بدون پیوند ،تحت تنش شوری در قالب یک آزمایش فاکتوریل بر پایه طرح کاملا تصادفی با دو فاکتور 8 ترکیب پایه و پنج سطح شوری آب آبیاری در سه تکرار انجام شد. نتایج نشان داد سطوح مختلف شوری باعث کاهش معنی دار تعداد برگ در شاخه اصلی و همچنین جمع کل برگ های پایه ها، قطر و ارتفاع پیوندک و وزن تر اندام هوایی شد. بیشترین میزان فعالیت آنتی اکسیدانت کل در ترکیب پیوند بادام شاهرود 12 بر پایه GF677 در سطح شوری 8 دسی زیمنس بر متر به میزان 97/30 درصد مشاهده شد که اختلاف معنی داری با سایرترکیبات پیوندی(پیوند بادام شاهرود 12 بر روی سایر پایه ها) و پایه های مورد بررسی داشت. کمترین میزان فعالیت آنتی اکسیدانتی کل هم در ترکیب پیوند بادام شاهرود 12 روی پایه تترا به میزان 01/10 درصد به دست. ظرفیت آنتی اکسیدانی، فعالیت آنزیم های کاتالاز، آسکوربات پراکسیداز در تمامی ترکیبات پیوندی(پیوند بادام شاهرود 12 بر روی سایر پایه ها) و پایه های مطالعه شده، ابتدا با افزایش غلظت نمک، افزایش و سپس با افزایش بیشتر سطح شوری، مقدار آن ها کاهش یافت. در مجموع براساس نتایج ارائه شده می توان چنین نتیجه گیری نمود که در بین ترکیبات پیوندی و پایه های مورد بررسی، رقم شاهرود 12 پیوند شده روی پایه GF677 متحمل ترین ترکیب پیوندی به تنش شوری و همان رقم پیوند شده روی پایه بادام بذری حساس ترین ترکیب پیوندی بود.

    کلیدواژگان: بادام، پراکسیداز، آنزیم، رادیکال آزاد، ژنوتیپ
  • مریم یوسف زاده نجف ابادی، پرویز احسان زاده* صفحات 137-152

    تنش خشکی یکی از مهم ترین تنش های غیر زیستی است که اثرات زیان باری بر تولید محصولات زراعی ازجمله گیاهان دانه روغنی دارد. سالیسیلیک اسید یک تنظیم کننده رشد گیاهی است و نقش مهمی در مقاومت گیاهان در برابر تنش های محیطی ازجمله تنش خشکی دارد. بر این اساس آزمایش گلدانی به منظور بررسی اثر محلول پاشی سالیسیلیک اسید (0 و 6/0 میلی مولار) روی سه ژنوتیپ کنجد (یکتا، شیراز و ناز تک شاخه) در سه سطح آبیاری (آبیاری پس از 60، 70 و 80 درصد تخلیه رطوبت قابل استفاده خاک) در گلخانه دانشگاه صنعتی اصفهان به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار اجرا گردید. نتایج نشان داد که غلظت کلروفیل های a و کل، تعداد کپسول در بوته، تعداد دانه در کپسول، وزن هزار دانه و وزن دانه در بوته در گیاهان کنجد تنش دیده در سطح آبیاری پس از 80 درصد تخلیه رطوبت قابل استفاده خاک به ترتیب 12، 14، 12، 41، 34، 13 و 32 درصد نسبت به شاهد آبیاری (آبیاری پس از 60 درصد تخلیه رطوبت قابل استفاده خاک) کاهش یافتند، در حالی که فعالیت ویژه آنزیم های کاتالاز، آسکوربات پراکسیداز و پراکسیداز و غلظت کاروتنوئید ها به ترتیب 37، 72، 150 و 57 درصد نسبت به شاهد آبیاری افزایش پیدا کردند. محلول پاشی 6/0 میلی مولار سالیسیلیک اسید صفت های اندازه گیری شده در این آزمایش را در شرایط شاهد آبیاری و سطوح مختلف تنش خشکی به طور معنی داری بهبود بخشید، به طوریکه با کاربرد سالیسیلیک اسید صفت های تعدادکپسول در بوته، تعداد دانه در کپسول، وزن هزار دانه و وزن دانه در بوته به ترتیب 17، 35، 10 و 6 درصد نسبت به شاهد سالیسیلیک اسید (0 میلی مولار سالیسیلیک اسید) افزایش یافتند. در مجموع با تشدید تنش خشکی (آبیاری پس از 70 و 80 درصد تخلیه رطوبت قابل استفاده خاک) در مقایسه با شاهد آبیاری صفت های اندازه گیری شده در ژنوتیپ های یکتا و شیراز نسبت به ژنوتیپ ناز تک شاخه کاهش کمتری داشتند.

    کلیدواژگان: آنزیم های آنتی اکسیدان، تنش خشکی، رنگ دانه های فتوسنتزی، سالیسیلیک اسید، کنجد
  • رضا فرجامی نژاد، قاسمعلی گروسی* صفحات 153-170

    آزادیراختین یکی از مهم ترین متابولیت ثانویه چریش است که به عنوان آفت کش طبیعی استفاده می شود. در این مطالعه تاثیر غلظت های مختلف ساکارز (1، 2، 3، 4 و 5 درصد)، کلرید کلسیم، مونوپتاسیم فسفات، نیترات پتاسیم، سولفات منیزیم و نیترات آمونیوم (غلظت های x5/0، x1، x5/1، x2 و x5/2 محیط کشت MS پایه) روی رشد سوسپانسیون سلولی چریش و تولید آزادیراختین مورد بررسی قرار گرفت. اگرچه بین تعدادی از غلظت های تیمارهای اعمال شده اختلاف آماری معنی داری از نظر شاخص های مورد مطالعه وجود نداشت، اما بیشترین مقدار وزن تر و خشک با کاربرد 3 درصد ساکارز، x1 کلرید کلسیم، x1 سولفات منیزیم و x1 نیترات آمونیوم (02/493 و 27/77 گرم در لیتر)، x5/2 مونوپتاسیم فسفات (97/500 و 77/80 گرم در لیتر) و x5/0 نیترات پتاسیم (01/495 و 41/78 گرم در لیتر) حاصل شد. بالاترین حجم سلول های ساکن با کاربرد 4 درصد ساکارز (69/95 درصد)، x1 کلرید کلسیم و x1 نیترات آمونیوم (93/94 درصد)، x5/2 مونوپتاسیم فسفات (22/97 درصد)، x5/0 نیترات پتاسیم (96/94 درصد) و x2 سولفات منیزیم (96/94 درصد) بدست آمد. حداکثر مقدار تجمع آزادیراختین با کاربرد 4 درصد ساکارز (72/3 میلی گرم در گرم وزن خشک)، x5/0 کلرید کلسیم (80/3 میلی گرم در گرم وزن خشک)، x5/0 مونوپتاسیم فسفات (73/3 میلی گرم در گرم وزن خشک)، x1 و x5/1 نیترات پتاسیم (69/3 میلی گرم در گرم وزن خشک)، x1 سولفات منیزیم (69/3 میلی گرم در گرم وزن خشک) و x5/1 نیترات آمونیوم (71/3 میلی گرم در گرم وزن خشک) مشاهده گردید. بیشترین مقدار تولید آزادیراختین نیز با مقدار 65/286 میلی گرم در لیتر در محیط کشت MS پایه حاوی 3 درصد ساکارز حاصل شد.

    کلیدواژگان: آزادیراختین، چریش، ساکارز، سوسپانسیون سلولی، عناصر درشت مغذی
  • افسانه نعمت پور، حمیدرضا عشقی زاده* صفحات 171-186

    به منظور بررسی اثر تنش خشکی، تغذیه شیمیایی نیتروژن و تاریخ کاشت بر ویژگی های آگروفیزیولوژی ارقام ارزن، آزمایشی به صورت اسپلیت- اسپلیت پلات در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه صنعتی اصفهان در سال 1394 اجرا شد. کاشت دو رقم ارزن (باستان و پیشاهنگ)، در دو تاریخ کاشت (1 و 15 تیرماه)، تحت دو رژیم آبیاری (تخلیه 50 و 85 درصد از رطوبت قابل استفاده در خاک) و دو سطح کود نیتروژن (مقدار موجود، 5/112 کیلوگرم نیتروژن خالص از منبع اوره) صورت گرفت. نتایج نشان داد که تنش خشکی با کاهش محتوای کلروفیل، شاخص سطح برگ، محتوای نسبی آب برگ، شاخص پایداری غشاء، شاخص سبزینگی، کارایی کوانتومی فتوسیستم 2، ارتفاع، طول خوشه و وزن صد دانه منجر به کاهش معنی دار عملکرد دانه و بیولوژیک گردید. کاربرد کود نیتروژن منجر به افزایش معنی دار عملکرد دانه و بیولوژیک در آبیاری نرمال شد ولی تاثیر معنی داری بر عملکرد در تنش خشکی نداشت. در آبیاری نرمال، عملکرد دانه و بیولوژیک در تاریخ کاشت 1 تیر بیشتر از 15 تیر بود در حالی که در شرایط تنش خشکی، تاخیر در کاشت منجر به بهبود عملکرد نسبت به تاریخ کاشت 1 تیر شد. رقم باستان نشت الکترولیت کمتر و پایداری غشاء بیشتری در تنش خشکی داشت. نتایج این آزمایش نشان داد تاخیر در تاریخ کاشت با تعدیل شرایط دمایی می تواند راهکار مناسبی برای جبران کاهش عملکرد در شرایط تنش خشکی باشد. همچنین در شرایط تنش، کاربرد نیتروژن باید در سطوح بیشتری اعمال شود تا مقدار بهینه آن مشخص شود.

    کلیدواژگان: ارزن، شاخص پایداری غشاء، کارایی کوانتومی فتوسیستم 2، کاشت دیرهنگام
  • آرزو خانی، طاهر برزگر*، زهرا قهرمانی، جعفر نیکبخت صفحات 187-202

    به منظور بررسی اثر محلول پاشی لاکتات کلسیم بر رشد، عملکرد، کارایی مصرف آب و کیفیت کاهوی رقم نیو رد فایر (New Red Fire) تحت شرایط تنش کم آبی، آزمایشی به صورت کرت های خرد شده در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه زنجان در سال 1396 اجرا شد. تیمار های آزمایشی شامل سه سطح لاکتات کلسیم (0، 75/0 و 5/1 گرم در لیتر) و سه سطح آبیاری (70، 85 و 100 درصد نیاز آبی گیاه) بود. نتایج نشان داد که تنش کم آبی به طور معنی داری رشد و عملکرد بوته را کاهش داد. کمترین مقدار عملکرد (Kg.ha-1 2/9644)، کلروفیل کل (mg.gFW-1 51/0)، ویتامین ث (mg.100gFW-1 48/44) و اسید قابل تیتراسیون (55/19 درصد) و بیشترین مقدار کارتنوئید (mg 251/0)، آنتوسیانین (μmol.g-1 56/26) و کارایی مصرف آب (kg.m-3 37/15) در تنش کم آبیاری 70 درصد حاصل شد. تیمار آبیاری اثر معنی داری بر محتوای مواد جامد محلول برگ نداشت. کاربرد لاکتات کلسیم به طور معنی داری میزان کلروفیل کل، کارتنوئید، ویتامین ث، اسید قابل تیتراسیون، آنتوسیانین، عملکرد و کارایی مصرف آب را افزایش داد. بیشترین عملکرد بوته (Kg.ha-1 77/13710) و محتوای ویتامین ث (mg.100gFW-1 05/48) و کلروفیل کل (mg.gFW-1 64/0) با کاربرد لاکتات کلسیم 5/1 گرم در لیتر تحت شرایط آبیاری 100 درصد نیاز آبی گیاه حاصل شد. همچنین اثرات متقابل تیمارها بر میزان اسید کل و مواد جامد محلول کل تاثیر معنی داری نداشت. با توجه به نتایج، کاربرد لاکتات کلسیم 5/1 گرم در لیتر جهت بهبود عملکرد، کارایی مصرف آب و کیفیت کاهودر شرایط آبیاری نرمال و کم آبی پیشنهاد می شود.

    کلیدواژگان: آنتوسیانین، عملکرد، کارآیی مصرف آب، محلولپاشی برگی، ویتامین ث
  • اشکانه کلانتری، پریسا کوباز*، مجید رستمی، محمد فتحی قره بابا، نرگس مجتهدی صفحات 203-211

    ریزازدیادی در محیط درون شیشه به عنوان جایگزین روش های تجاری برای تکثیر مورد توجه زیادی قرار گرفته است. با توجه به جایگاه گلایول در بازار گیاهان زینتی ایران و به منظور ارایه پروتکل مناسب جهت تکثیر پداژه های گلایول به روش کشت بافت جهت بررسی بهترین تیمار هورمونی برای ریشه زایی و تولید شاخساره از ترکیب 3 سطح نفتالین استیک اسید و 5 سطح بنزیل آمینوپورین با 2 نوع ریزنمونه جوانه راسی و قسمت بالایی پداژه استفاده شد. در ادامه به منظور تولید پداژک از گیاهچه های تولید شده از طریق کشت بافت از 3 غلظت مختلف ساکارز در محیط کشت مایع استفاده شد. به منظور شکست خواب نیز از سرمادهی در زمان های مختلف استفاده شد. این آزمایشات بصورت فاکتوریل در قالب طرح پایه کاملا تصادفی با 3 تکرار انجام شد. بر اساس نتایج تحقیق حاضر، بیشترین تعداد شاخساره (14) و ریشه (12) در محیط MS حاوی 2 میلی گرم بر لیتر بنزیل آمینوپورین همراه با 5/0 میلی گرم بر لیتر نفتالین استیک اسید در رقم White به دست آمد و بیشترین تعداد پداژک (12 عدد) و بزرگترین قطر پداژک (5/14 میلی متر) مربوط به همین رقم در محیط MS حاوی 60 گرم بر لیتر ساکارز بود. نتایج بررسی شکست خواب که با تیمار سرما در دمای 4 درجه سانتی گراد در3 زمان مختلف انجام شده بود حاکی از آنست که تیمار سرما به مدت 3 ماه در هر دو رقم بهترین زمان برای شکستن دوره خواب است.

    کلیدواژگان: پداژک، دوره خواب، ریزازدیادی، نیازسرمایی
  • اسماعیل قلی نژاد* صفحات 213-228

    به منطور بررسی تاثیر سطوح مختلف تنش خشکی و محلول پاشی با تعدیل کننده های تنش، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با 3 تکرار از آبان ماه تا اسفندماه سال 1397 در گلخانه و آزمایشگاه کشاورزی دانشگاه پیام نور ارومیه اجرا شد. فاکتورهای آزمایش شامل دور آبیاری با 4 سطح (3، 6، 9 و 12 روز) و تعدیل کننده های تنش خشکی در چهار سطح (عدم محلول پاشی (شاهد)، محلول پاشی با اسید سالیسیلیک با غلظت 2 میلی مولار، گلایسین بتائین با غلظت 5 میلی مولار و سولفات روی با غلظت 5 در هزار) بودند. نتایج تجزیه واریانس نشان داد تاثیر سطوح مختلف تنش خشکی و تعدیل کننده های تنش بر صفات مورفولوژیک، رنگیزه های فتوسنتزی و درصد و عملکرد اسانس معنی دار بود. بیشترین (419/0 گرم در گلدان) و کمترین (045/0 گرم در گلدان) وزن خشک ریشه به ترتیب از تیمار دور آبیاری 3 روز در شرایط محلول پاشی با سولفات روی و دور آبیاری 12 روز در شرایط بدون محلول پاشی بدست آمد. با افزایش دور آبیاری از سه روز به 12 روز، ارتفاع بوته، طول ریشه، قطر ریشه، قطر ساقه، محتوای کلروفیل a و b  و محتوای نسبی آب برگ کاهش یافت اما پرولین، نشت الکترولیت، درصد اسانس و دمای برگ افزایش معنی داری پیدا کرد. به نظر می رسد در تمام سطوح آبیاری، محلول پاشی با گلایسین بتائین در مقایسه با سایر تعدیل کننده ها در افزایش محتوای کلروفیل a، محتوای نسبی آب برگ و کاهش نشت الکترولیت در تمام سطوح آبیاری موثرتر بود. میزان پرولین با کاربرد سولفات روی افزایش معنی داری یافت و محلول پاشی با سالیسیلیک اسید باعث کاهش دمای داخلی برگ گردید. بیشترین دمای داخلی برگ (93/23 سانتی گراد) و پرولین (99/180 میلی مول در کیلوگرم وزن خشک برگ) و کمترین دمای داخلی برگ (12/21 سانتی گراد) و پرولین (02/131 میلی مول در کیلوگرم وزن خشک برگ) به ترتیب از تیمار دور آبیاری 12 و 3 روز حاصل شد. اگرچه بیشترین درصد اسانس (13/0 درصد) از دور آبیاری 9 روز حاصل شد اما با توجه به کاهش شدید رشد گیاه، عملکرد اسانس در این تیمار کاهش معنی داری یافت و کمترین مقدار عملکرد اسانس از دور آبیاری 12 روز (007/0 گرم بر گلدان) بدست آمد. براساس نتایج بدست آمده در این آزمایش می توان بیان کرد که هر چند با افزایش فواصل آبیاری و به تبع آن بروز تنش خشکی از عملکرد گیاه همیشه بهار کاسته می شود اما با کاربرد تعدیل کننده های تنش خشکی می توان تا حدی اثرات سوء تنش خشکی بر این گیاه را کاهش داد.

    کلیدواژگان: آبیاری، درصد اسانس، دمای برگ، ضریب آلومتری، کلروفیل، گلایسین بتائین، نشت الکترولیت
  • جابر پناهنده*، فرنوش جعفری، علیرضا مطلبی آذر، موسی ترابی گیگلو، بهرام دهدار مسجدلو صفحات 229-248

    به منظور مطالعه تغییرات جذب عناصر غذایی گیاهچه های سیب زمینی در کشت درون شیشه ای به تنش اسمزی و دمایی، این پژوهش بصورت آزمایش فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کاملا تصادفی با سه تکرار و هر واجد آزمایشی شامل یک ظرف شیشه ای حاوی پنج گیاهچه اجرا شد. عامل اول تنش اسمزی ناشی از پلی اتیلن گلیکول 6000 در چهار سطح شاهد،5/0- ، 1- و5/1- مگاپاسکال و عامل دوم دما در سه سطح 15، 25 و 35 درجه سانتی گراد روی گیاهچه های سه کلون امید بخش (143، 301 و 306) و دو رقم سیب زمینی (مارفونا و پیکاسو) در محیط کشت MS اعمال شدند. هشت هفته پس از اعمال تنش، مقدار عناصر فسفر، پتاسیم، کلسیم و سدیم اندازه گیری شدند. نتایج تجزیه واریانس نشان دادند که اثرات ساده عامل ها و همچنین برهمکنش آنها در سطح یک درصد روی صفات معنی دار بودند.  مطالعه مقایسه میانگین ها  نشان دادند تاثیر هم زمان تنش ها مقدار جذب فسفر، کلسیم و پتاسیم را کاهش، اما مقدار جذب سدیم را افزایش داد. بر اساس نتایج به دست آمده، با افزایش دما از 15 به 35 درجه سانتی گراد، میزان جذب فسفر و سدیم افزایش پیدا کرد و مقدار جدب پتاسیم و کلسیم در 25 درجه سانتی گراد (عدم تنش دمایی) بیشتر بود.

    کلیدواژگان: پتاسیم، تنش اسمزی، دما، فسفر، کلسیم
  • سیدمرتضی زاهدی*، مرجان سادات حسینی، فائزه محرمی صفحات 249-262

    متیل جاسمونات از تنظیم کننده های رشد گیاهی جدید به شمار می رود که در افزایش مقاومت گیاهان به تنش های محیطی از جمله تنش خشکی نقش مهمی دارد. به منظور بررسی اثر متیل جاسمونات بر توت فرنگی رقم پاروس تحت تنش خشکی آزمایشی در گلخانه دانشکده کشاورزی مراغه در سال 1395 صورت گرفت. این آزمایش در قالب فاکتوریل بر پایه طرح کاملا تصادفی انجام شد. فاکتورهای مورد بررسی شامل درصد تشکیل میوه، تعداد گل و میوه، محتوای نسبی آب، کلروفیل a، b و کاروتنوئید، کربوهیدرات محلول، پرولین، آنتوسیانین و آنزیم کاتالاز بود. بر اساس نتایج به دست آمده، برهمکنش آبیاری و متیل جاسمونات بر کلیه شاخص های مورد بررسی در سطح احتمال پنج درصد تاثیر معنی دار داشت. بیشترین درصد تشکیل میوه (2/95%)، تعداد گل (25/31%) و میوه (13/20%)، عملکرد (2/125 گرم)، محتوای نسبی آب (64/90%)، کلروفیل a (32/1 میلی گرم بر گرم)، b (77/0 میلی گرم بر گرم) و کاروتنوئید (02/2 میلی گرم بر گرم) و کمترین مقدار کربوهیدرات محلول (7/18 میلی گرم بر گرم)، پرولین (4/1 میکروگرم بر گرم)، آنتوسیانین (65/0 جذب در 520 نانومتر)، آنزیم کاتالاز (1/0 میلی مول بر گرم) و سوپراکسیددیسموتاز (28/0 میلی مول بر گرم) در شرایط بدون تنش خشکی مشاهده شد و تنش خشکی منجر به تغییر صفات مورد سنجش گردید. کاربرد متیل جاسمونات موجب تعدیل شرایط تنش خشکی شد که در غلظت 100 میکرومولار تاثیر بیشتری داشت. با توجه به نتایج، استفاده از متیل جاسمونات برای بهبود رشد گیاه در شرایط تنش خشکی توصیه می شود.

    کلیدواژگان: آنزیم کاتالاز، پرولین، تنش خشکی، توت فرنگی، متیل جاسمونات
  • مریم چاوشی*، فرزانه نجفی، اعظم سلیمی، عبدالحمید انگجی صفحات 263-276

    خشکی یکی از تنش های غیر زیستی است که رشد و تولید محصول گیاه را محدود می کند. سالیسیلیک اسید (SA) نیز یکی از تنظیم کننده های رشد است که در پاسخ به تنش زیستی و غیر زیستی نقش اساسی دارد. هدف از بررسی پژوهش حاضر تاثیر سالیسیلیک اسید بر کاهش تنش خشکی در گیاه گلرنگ (Carthamus tinctorius L.) می باشد بدین منظور اثر سالیسیلیک اسید (0 و 25/0 میلی مولار) و خشکی (در سطوح 100%،75%، 50% و 25% ظرفیت مزرعه ای) بر فعالیت آنزیم های آنتی اکسیدان و بیان ژن زیر واحدهای آنزیم سوپراکسید دیسموتاز مورد بررسی قرار گرفت. اسید سالیسیلیک به گیاهان در مرحله سه برگی اسپری شد و پس از دو روز گیاهان تحت تیمار خشکی قرار گرفتند. دومین تیمار SA، یک هفته پس از اولین مرحله محلول پاشی صورت گرفت. گیاهان پس از دو هفته تنش خشکی جهت بررسی برخی پارامترهای فیزیولوژیکی و مولکولی برداشت شدند. نتایج نشان داد که تنش خشکی FC 25% باعث افزایش فعالیت آنتی اکسیدان ها، محتوای آب اکسیژنه و مالون دی آلدهید برگ و ریشه، بیان Mn-SOD، Fe-SOD برگ و ریشه شده است. درحالی که تیمار همزمان خشکی و SA باعث افزایش فعالیت آنزیم های آنتی اکسیدان ریشه و کاهش آنزیم های آنتی اکسیدان برگ،  بیان Fe-SOD ریشه ، Mn-SOD، برگ، محتوای آب اکسیژنه و مالون دی آلدهید برگ و ریشه شده است. به نظر می رسد، اسید سالیسیلیک در رفع آسیب های ناشی از تنش خشکی نقش موثری در گیاه گلرنگ داشته باشد.

    کلیدواژگان: آنتی اکسیدان ها، تنش آبی، تنش اکسیداتیو، گلرنگ
  • رقیه حسن پور، فائزه زعفریان*، محمد رضوانی، بهی جلیلی صفحات 277-288

    عناصر سنگین سرب و کادمیم از آلاینده های سمی و متداول خاک می باشند که با تاثیر بر فرآیند و کارکرد گیاهی بر تولید پایدار گیاهان اثر می گذارند. لذا در پژوهش حاضر تنش سرب و کادمیم بر برخی از پارامترهای رشد گیاه معطر پونه (Mentha aquatica L.) مورد مطالعه قرار گرفت. تیمارهای آزمایشی شامل غلظت های مختلف سرب (0، 125، 250، 375 و 500 میلی گرم درکیلوگرم) و کادمیم (0، 5، 10، 15 و 20 میلی گرم در کیلوگرم) بود. که در دو آزمایش جداگانه به صورت طرح کاملا تصادفی با چهار تکرار در دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری به اجرا در آمد. نشاءهای پونه با تراکم پنج بوته در گلدان های حاوی عناصر سنگین کشت شدند. پس از گذشت دو ماه ارتفاع بوته، تعداد برگ، سطح برگ، شاخص سبزینگی، کلروفیل کل و وزن تر اندام هوایی اندازه گیری شدند. در مجموع، تنش سرب و کادمیم تا حدودی باعث کاهش میانگین صفات اندازه گیری شده گردید؛ بطوری که با افزایش سطوح عناصر، روند کاهشی در صفات مورد مطالعه مشاهده شد. به عبارتی کمترین مقدار این صفات مربوط به بیشترین اعمال تیمار سرب و کادمیم بود. اما شدت کاهش در تنش کادمیم شدیدتر بود. در واقع عناصر سرب و کادمیم با اثر بر صفات مورفولوژیک سبب بروز یکسری تغییرات فیزیولوژیک در پونه شده که در نهایت منجر به کاهش عملکرد در گیاه می گردد. به دلیل عدم سوختگی، کلروزه و ریزش برگ ها پونه جزء گیاهان مقاوم به سرب و کادمیم محسوب می شود. اما از نظر امنیت غذایی، لزوم توجه به وضیعت آلودگی پونه به عناصر سنگین امری ضرروی است.

    کلیدواژگان: عناصر سنگین، پارامترهای رشد، گیاه معطر، مقاوم
  • فاطمه نصیبی*، عفت سادات احمدی موسوی، خسرو منوچهری کلانتری، محبوبه زارع صفحات 289-300

    سس مزرعه یک گیاه انگل اجباری بدون برگ و ریشه است، که منابع خود را به طور کامل از گیاهان میزبانش به دست می آورد. کنترل گونه های مختلف سس بسیار دشوار است. استفاده از روش های کنترل بیولوژیک یکی از روش های موثر برای مدیریت سس می باشد. کاراجینانها پلی ساکاریدهای استخراج شده از جلبکهای قرمز دریایی می باشند که اخیرا مشخص شده بعنوان الیسیتور در فعال سازی پاسخهای دفاعی گیاه نقش دارند. در این تحقیق ارتباط تشریحی بین گیاه سس مزرعه و میزبانش، ریحان سبز و اثرات حفاظتی پلی ساکارید استخراج شده از جلبک قرمز کاپا-کاراجینان در برابر حمله سس و توقف پیشروی آن در گیاه میزبانش ریحان مورد بررسی قرار گرفت که مشاهده شده تیمار کاراجینان روی پارامترهای رشدی گیاهان اثر دارد. مقدار لیگنین و سلولز گیاهان تیمار شده توسط کاراجینان تغییری نشان نداد، ولی پیش تیمار کاراجینان در گیاهان ریحان پارازیته شده توسط سس موجب افزایش قابل توجه مقدار لیگنین و سلولز گردید. نتایج این پژوهش نشان داد که اسپری برگی گیاهان ریحان توسط کاپا-کاراجینان موجب افزایش مقاومت ریحان در برابر تهاجم سس می شود. بنابراین می توان از کاراجینان بعنوان محرک زیستی در حفظ گیاهان در برابر آلودگی گیاه سس استفاده نمود.

    کلیدواژگان: پارازیته شدن، ریحان سبز، سس مزرعه و کاراجینان
  • معصومه ملکی*، فاطمه نظری، موسی رسولی صفحات 301-324

    اسید سالیسیلیک نقش مهمی در پاسخ گیاهان به شرایط نامطلوب محیطی ایفاء می نماید. در پژوهش حاضر تاثیر تیمار اسید سالیسیلیک در سه غلظت صفر(شاهد)، 1/0 و 1 میلی مولار به صورت محلول پاشی برگی و میوه دو رقم انگور "شاهانی" و "فخری" در دو مرحله ی غوره و رسیدگی میوه مورد بررسی قرار گرفت. آزمایش به صورت طرح فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با سه تکرار انجام شد. نتایج مقایسه دو مرحله رشدی نشان داد (به جز میزان کلروفیل b پوست حبه های هر دو رقم در مرحله رسیدگی میوه) تیمار اسید سالیسیلیک در غلظت 1/0 میلی مولار باعث افزایش معنی دار میزان وزن ترحبه ها، کلروفیل a و b برگ و پوست حبه های ارقام "شاهانی" و "فخری" در هر دو مرحله غوره و رسیدگی میوه نسبت به شاهد شد. نتایج نشان داد در مرحله غوره تیمار اسید سالیسیلیک در غلظت های 1 و 1/0 میلی مولار به ترتیب در برگ و پوست حبه های ارقام "شاهانی" و "فخری"، باعث افزایش موثر میزان قند محلول و نامحلول نسبت به شاهد شد. در مرحله رسیدگی نیز تیمار اسید سالیسیلیک در غلظت های 1/0 میلی مولار میزان قند محلول و در غلظت های 1 میلی مولار میزان قند نامحلول را افزایش داد. بالاترین میزان قند محلول در مرحله رسیدگی میوه در بافت پوست حبه های هر دو رقم تیمار شده با غلظت 1/0 میلی مولار اسید سالیسیلیک بود که مقادیر آنها در ارقام "شاهانی" و "فخری" به ترتیب برابر 162/2 و 0/2 میلی گرم بر گرم وزن خشک بود. همچنین نتایج مقایسه دو مرحله رشدی نشان داد که در مرحله غوره میزان پرولین اکثر بافتهای مورد بررسی هر دو ارقام "فخری" و "شاهانی" تحت تیمار اسید سالیسیلیک در غلظت 1 میلی مولار افزایش یافته بود. اما در مرحله رسیدگی میوه، تیمار اسید سالیسیلیک در غلظت 1/0 میلی مولار باعث افزایش معنی دار میزان پرولین بافتهای گوشت و برگ هر دو رقم نسبت به شاهد گردید و در بافتهای دانه و پوست حبه های هر دو رقم باعث کاهش میزان پرولین نسبت به شاهد شد. بالاترین میزان پرولین در مرحله رسیدگی میوه در بافت پوست حبه های رقم های"شاهانی" و "فخری" تیمار شده با غلظت 1 میلی مولار مشاهده شده که مقادیر آنها به ترتیب برابر 03/1 و 95/0 میکرو مول بر گرم بود. بررسی میزان برخی از عناصر برگ های هر دو رقم در مرحله رسیدگی میوه نیز نشان داد تیمار اسید سالیسیلیک در برگ های رقم های " فخری" و "شاهانی" به ترتیب در غلظت های 1 و 1/0 میلی مولار باعث افزایش معنی دار میزان عناصر پتاسیم و روی نسبت به شاهد شد. همچنین تیمار اسید سالیسیلیک در غلظت 1/0 میلی مولار باعث افزایش معنی دار میزان عناصر آهن با مقدار 89/12 میلی گرم بر لیتر و کلسیم با مقدار 38/0 میلی گرم بر لیتر برگ رقم "فخری" گردید، اما در برگ رقم "شاهانی" اثر کاهش این تیمار مشاهده شد. میزان عناصر منیزیم و سدیم برگ هر دو رقم نیز تحت تیمار اسید سالیسیلیک کاهش داشت. نتایج در کل نشان داد در اکثر بافت ها تیمار اسید سالیسیلیک به ویژه غلظت 1/0 میلی مولار می تواند منشا تحریک سنتز برخی رنگیزه های فتوسنتزی، کربوهیدراتها، پرولین و همچنین برخی عناصر از جمله آهن، کلسیم، پتاسیم و روی باشد

    کلیدواژگان: پرولین، رسیدگی، غوره، قند محلول و نامحلول
  • هاجر شفیعی، مریم حقیقی*، علی فرهادی، محمدحسین اهتمام صفحات 325-338

    به منظور بررسی تاثیر شوری آب آبیاری بر برخی صفات فیزیولوژیک، بیوشیمیایی و آناتومی و همچنین رشد و عملکرد توده های مختلف خربزه، آزمایشی در قالب اسپلیت پلات بر پایه طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار بر روی سه توده مقاوم (آناناسی)، نیمه مقاوم (سبز اصفهان) و حساس به شوری (گنگی) در دو سطح شوری کلرید سدیم (صفر و 8 دسی زیمنس بر متر) شوری متداول چاه های منطقه در مزرعه ایستگاه تحقیقاتی اصفهان در سال زراعی 95-96 به اجرا درآمد. نتایج نشان داد با افزایش شوری وزن تر و خشک اندام هوایی در تمام توده ها کاهش یافت. وزن تر و خشک گوشت، پوست و بذر، تعداد و وزن متوسط میوه در توده های حساس و نیمه مقاوم کاهش نشان داد. عملکرد در تمام توده ها کاهش یافت. کاهش سطح برگ در توده حساس و طول بوته و میوه در توده نیمه مقاوم مشاهده شد. سفتی میوه در کلیه توده ها و اسیدیته میوه در توده نیمه مقاوم و حساس کاهش یافت درحالی که TSS در این توده ها افزایش نشان داد. میزان فتوسنتز، هدایت روزنه ای و دی اکسید کربن زیر روزنه ای در توده حساس بیشترین میزان کاهش را نشان دادند درحالی که تعرق در این توده افزایش نشان داد و پتانسیل آب برگ منفی تر شد. بیشترین میزان پرولین، فنول و فعالیت آنتی اکسیدانی در توده مقاوم مشاهده شد. ضخامت اپیدرم فوقانی در توده حساس با اعمال شوری افزایش یافت و در اپیدرم تحتانی تاثیر معنی داری نداشت. لذا هدف از این پژوهش بررسی تحمل توده های رایج در منطقه نسبت به شوری به منظور توصیه بهترین توده مقاوم آناناسی جهت کشت می باشد.

    کلیدواژگان: پرولین، خربزه، شوری، فنول، میوه
  • منیره رنجبر*، صدیقه سلجوقی صفحات 339-358

    روی و مس از عناصر ضروری برای رشد و نمو گیاهان می باشند. ریحان با نام علمی  Ocimum basilicum گیاه مهم دارویی و غذایی است. هدف این تحقیق بررسی اثر این عناصر بر گیاه ریحان است. دراین مطالعه بذرهای گیاه در گلدان های حاوی کوکوپیت و پرلیت کاشته و درمرحله چهار برگی تحت تیمار غلظت های 0، 350 و 550 میکرو مولار سولفات روی و 0، 20 و 40 میکرو مولار سولفات مس در سه تکرار قرار گرفتند. پس از یک ماه تیمار تجمع این عناصر، میزان پرولین، قند محلول، پروتئین کل، رنگیزه های فتوسنتزی و میزان مالون دی آلدئید، تعداد و سطح برگ بررسی شد. نتایج نشان داد اثر سطوح مختلف غلظت های مس و روی بر درصد جوانه زنی، تعدادبرگ و طول ساقه گیاه ریحان از نظر آماری معنی دار نبود. اما با افزایش توام فلز روی و مس، وزن تروخشک ریشه و ساقه و سطح برگ گیاه همچنین محتوی مالون دی آلدهید، میزان پرولین، قند محلول، پروتئین کل افزایش یافت. تیمار مس و روی از نظر آماری بر فعالیت آنزیم های پراکسیداز و کاتالاز تاثیر معنا داری نداشت. میزان رنگیزه های فتوسنتزی به طور معناداری کاهش یافت. با افزایش غلظت مس و روی در محیط تجمع این عناصر در ریشه و ساقه افزایش یافت.البته تجمع در ریشه در مقایسه با اندام هوایی بیشتر بود. افزایش سطوح بالای روی و مس در محیط، باعث کاهش میزان تجمع مس در ساقه و ریشه و روی در ساقه گردید که تایید کننده وجود اثر متقابل بین دو عنصر می باشد. افزایش هریک از این دو عنصر در محدوده غلظتهای ذکر شده تاثیر نامطلوب بر این گیاه ندارد اما بر همکنش آنها می تواندتغییرات فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی در گیاه داشته باشد.

    کلیدواژگان: پروتئین کل، پرولین، ریحان، قند محلول، کلروفیل، مالون دی آلدئید
  • افسون رضایی، عزیزالله خیری*، محسن ثانی خانی، مسعود ارغوانی صفحات 359-372

    به منظور بررسی تاثیر محلول پاشی سطوح مختلف اسید سالیسیلیک، گلایسین بتائین و گاما آمینوبوتیریک اسید بر خصوصیات فیزیولوژیکی گیاه دارویی کارلا (Momordica charantia L.) تحت تنش کم آبی، آزمایشی به صورت کرت های خرد شده در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در دانشگاه زنجان در سال 1396 اجرا شد. تیمارهای آزمایش شامل سه سطح آبیاری) 50، 75 و 100 درصد ظرفیت زراعی (به عنوان فاکتور اصلی و دو سطح اسید سالیسیلیک (2 و 4 میلی مولار)، گلایسین بتائین (50 و 100 میلی مولار) و گاما آمینوبوتیریک اسید (10 و 20 میلی مولار) به همراه شاهد به عنوان فاکتور فرعی به کار برده شدند. نتایج نشان داد که، بیشترین مقدار کلروفیل کل (72/1 میلی گرم بر گرم) در سطح آبیاری 100 درصد ظرفیت زراعی با 50 میلی مولار گلایسین بتائن حاصل شد. کاربرد برگی 50 میلی مولار گلایسین بتائین در سطح آبیاری 50 درصد ظرفیت زراعی بیشترین میزان کاروتنوئید (79/0 میلی گرم بر گرم) و آنتوسیانین (51/5 میکرومول بر گرم) را موجب شد. حداکثر مقدار فنل (11/20 میلی گرم بر گرم) و فلاونوئید کل (41/4 میلی گرم بر گرم) در تنش کم آبی 50 درصد ظرفیت زراعی با 100 میلی مولار گلایسین بتائین به دست آمد. کاربرد 4 میلی مولار اسید سالیسیلیک در سطح آبیاری 100 درصد ظرفیت زراعی حداکثر مقدار ویتامین ث (45/65 میلی گرم بر گرم) میوه را موجب شد. بیشترین مقدار مواد جامد محلول (18/7%) با محلول پاشی 100 میلی مولار گلایسین بتائین در تنش کم آبی 50 درصد ظرفیت زراعی حاصل شد. با توجه به نتایج به دست آمده، کاربرد سطوح مختلف گلایسین بتائین در شرایط تنش کم آبی، جهت تعدیل شرایط تنش و بهبود خصوصیات فیزیولوژیک گیاه کارلا پیشنهاد می شود.

    کلیدواژگان: آنتوسیانین، فنل کل، خربزه تلخ، گابا، ویتامینC
  • حمیده خلج*، طاهره حسن ابادی، مریم دلفانی صفحات 373-386

    به منظور بررسی اثر تلقیح دوگانه باکتری حل کننده فسفات و آزوسپیریلوم بر وضعیت تنظیم کننده های رشدی و عملکرد دانه جو تحت سطوح مختلف نیتروژن آزمایشی درمزرعه تحقیقاتی کشاورزی دانشگاه آزاداسلامی واحد کرج در سال 1393 انجام شد. آزمایش در قالب طرح اسپلیت پلات فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی بوده و تیمارها شامل، عامل اصلی کود شیمیایی اوره در چهار سطح شامل (0، 50، 75 و 100 درصد که به ترتیب معادل با صفر، 150، 225 و 300 کیلوگرم در هکتار می باشد) و عامل های فرعی شامل، باکتری آزوسپیریلوم لیپوفروم در دو سطح (کاربرد و عدم کاربرد باکتری) و باکتری سودوموناس فلورسنس در دو سطح (کاربرد و عدم کاربرد باکتری) با سه تکرار اجرا گردید. نتایج نشان داد کاربرد توام 75 درصد کود اوره و باکتری آزوسپیریلوم لیپوفروم و کاربرد تیمار اصلی سودوموناس فلورسنس بیشترین میزان تنظیم کننده رشد اکسین را حاصل کردند. اثر متقابل دو گانه اوره و باکتری آزوسپیریلوم لیپوفروم و اثر متقابل دوگانه باکتری آزوسپیریلوم لیپوفروم و باکتری سودوموناس فلورسنس بیشترین میزان تنظیم کننده رشد سیتوکنین را تولید کردند. میزان جیبرلین در تیمار سه گانه کاربرد 100 درصد کود اوره، باکتری آزوسپیریلوم لیپوفروم و باکتری سودوموناس فلورسنس نسبت به تیمار شاهد (عدم مصرف هر سه تیمار) 1/261 درصد اختلاف داشتند. بیشترین میزان عملکرد دانه در تیمارهای سودوموناس فلورسنس (4700 کیلوگرم در هکتار) و کاربرد توام 100 درصد کود اوره و باکتری آزوسپیریلوم لیپوفروم (5500 کیلوگرم در هکتار) مشاهده گردید. به نظر می رسد که کاربرد کود اوره و استفاده از هر دو نوع کود بیولوژیکی به دلیل پتانسیل بالای باکتریهای محرک رشد ریزوسفری در تولید تنظیم کننده های رشد گیاهی سبب افزایش رشد ریشه گردیده است که در نهایت باعث افزایش جذب آب و موادغذایی از خاک و افزایش عملکرد دانه شد.

    کلیدواژگان: اکسین، باکتری، تنظیم کننده رشد، جیبرلین، سیتوکینین
  • ابراهیم پیشوا، سمیه رستگار* صفحات 387-398

    استفاده از تنظیم کننده های رشد گیاهی جهت بهبود کیفیت میوه از مدتها قبل مورد توجه بوده است. به منظور بررسی تاثیر سالیسیلیک اسید (1،0و2 میلی مول در لیتر) و جیبرلیک اسید (0، 100،50 میلی گرم در لیتر) و برهمکنش آنها بر برخی ویژگی های میوه نارنگی کینو، آزمایشی با 9 تیمار و سه تکرار به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در شهرستان میناب در سال 1396 به اجرا در آمد. محلول پاشی میوه ها در دو مرحله (سبز بالغ و در حال تغییر رنگ) انجام گرفت. میوه ها در مرحله بلوغ تجاری برداشت و مورد ارزیابی قرار گرفتند. بر اساس نتایج بدست آمده جیبرلیک اسید در غلظت 50 میلی گرم در لیتر بطور معنی داری باعث افزایش قطر و طول میوه شد. سالیسیلیک اسید در غلظت 2 میلی مول در لیتر باعث افزایش معنی دار وزن گوشت میوه شد. میوه های شاهد نسبت به سایر تیمارها مواد جامد محلول بالاتری نشان دادند. بیشترین نسبت قند به اسید در غلظت 50 میلی گرم در لیتر جیبرلیک به همراه 2 میلی مول در لیتر سالیسیلیک اسید بدست آمد. بیش ترین میزان فنل در غلظت 2 میلی مول در لیتر سالیسیلیک اسید (14/7 میلی گرم بر گرم) و بیش ترین میزان فلاونوئید در غلظت های 50 میلی گرم در لیتر جیبرلیک اسید به همراه 2 میلی مول در لیتر سالیسیلیک اسید (420/0 میلی گرم بر گرم) مشاهده شد. بیشترین میزان a* (35/2) در بالاترین غلظت تیمارهای استفاده شده مشاهده شد و میوه های شاهد بیشترین میزان L*  (روشنایی) را نشان داد.

    کلیدواژگان: نارنگی، کیفیت، تنظیم کننده های رشد، محلول پاشی
  • سارا فرسرایی، لیلا مهدی زاده، محمد مقدم*، حسن ابراهیمی صفحات 399-412

    به منظور بررسی اثر محلول پاشی پوترسین بر برخی خصوصیات رشدی و میزان عناصر غذایی ریحان رقم ژنو (Ocimum basilicum L. cv. Genove) تحت تنش شوری، آزمایش گلدانی به صورت فاکتوریل بر پایه طرح کاملا تصادفی در گلخانه تحقیقاتی دانشگاه فردوسی مشهد در سال 1396 انجام شد. تیمارهای آزمایشی شامل 4 سطح شوری آب آبیاری (0 ، 40، 80 و 120 میلی‏مولار کلرید سدیم) و 3 سطح محلول پاشی پوترسین (0، 1 و 2 میلی‏مولار) در 3 تکرار بود. نتایج حاصل از تجزیه واریانس داده ها نشان داد که اثر متقابل شوری و پوترسین بر همه صفات مورد مطالعه معنی دار شد. مقایسه میانگین داده‏ها نشان داد که بیشترین وزن خشک اندام هوایی (03/4 گرم)، محتوای نسبی آب برگ (2/72 درصد)، فسفر (5/1 درصد)، پتاسیم (7/1 درصد)، روی (3/22 میلی گرم در کیلوگرم)، کلسیم (31/1 درصد)، منیزیم (53/0 درصد) و منگنز (05/89 میلی گرم در کیلوگرم) در تیمار بدون شوری و محلول پاشی 2 میلی‏مولار پوترسین مشاهده شد. در حالی‏که بیشترین میزان سدیم (9/0 درصد) در تیمار شوری 120 میلی مولار و بدون محلول پاشی پوترسین مشاهده شد و پوترسین 2 میلی‏مولار آن را کاهش داد. در شرایط تنش شوری، پوترسین جذب عناصر معدنی را در گیاه بهبود بخشید و موجب افزایش وزن تر و خشک اندام هوایی و محتوای نسبی آب برگ ریحان گردید؛ اما در اغلب صفات تفاوت معنی داری بین دو غلظت پوترسین مشاهده نشد.

    کلیدواژگان: پتاسیم، سدیم، نیتروژن، وزن تر و خشک
  • زینب رفیعی راد، احمد گلچین*، یحیی تاجور، جواد فتاحی مقدم صفحات 413-430

    با توجه به شرایط اقلیمی خشک و نیمه خشک کشور، اعمال روش های مدیریتی مناسب به منظور افزایش عملکرد میوه و کارایی مصرف آب از اهمیت ویژه ای برخوردار است. به این منظور، اثر سه سطح کائولین (صفر، 5 و 7 درصد) در سه سطح شرایط رطوبتی (100، 75 و 50 درصد ظرفیت زراعی) روی نارنگی پیج به صورت آزمایش فاکتوریل بر پایه طرح کاملا تصادفی با سه تکرار در پژوهشکده مرکبات و میوه های نیمه گرمسیری رامسر در سال 1396 مورد مطالعه قرار گرفت. نتایج نشان داد که تحت تنش رطوبتی، عملکرد میوه، کارایی مصرف آب، مقادیر کلروفیلa، b و کل، محتوای نسبی آب برگ، پتانسیل آب برگ، هدایت روزنه ای، به صورت معنی داری کاهش یافت. در حالیکه مصرف کائولین، میزان کل مواد جامد محلول، عملکرد میوه و کارایی مصرف آب را افزایش و مقدار پرولین، قندهای محلول در آب، دمای سطح برگ، هدایت روزنه ای، فعالیت آنزیم سوپراکسیددیسموتاز و آفتاب سوختگی میوه را به طور معنی داری کاهش داد. همچنین مصرف کائولین 5 درصد در شرایط 50 درصد ظرفیت زراعی موجب افزایش عملکرد میوه (91 درصد)، کلروفیل a (70 درصد) و کل (52 درصد)، محتوای نسبی آب برگ (76 درصد)، پتانسیل آب برگ (19 درصد) و هدایت روزنه ای (87 درصد) نسبت به شرایط عدم مصرف کائولین گردید. بنابراین مصرف کائولین در تابستان و شرایط تنش رطوبتی شدید (50 درصد ظرفیت زراعی)، به منظور ایجاد اثرات مثبت بر کاهش تولید گونه های اکسیژن فعال حاصل از تنش اکسیداتیو، کاهش آفتاب سوختگی، افزایش عملکرد میوه و کارایی مصرف آب در نارنگی پیج، توصیه می شود.

    کلیدواژگان: آفتاب سوختگی میوه، پرولین، دمای سطح برگ، فعالیت آنزیم سوپراکسیددیسموتاز، هدایت روزنه ای
  • اعظم محمدی لیمایی، مجید مجیدیان*، غلامرضا محسن آبادی صفحات 431-448

    منظور بررسی اثر محلول پاشی عناصر ریزمغذی روی، بر و مس به صورت انفرادی و ترکیبی بر شاخص های رشد و عملکرد کمی و کیفی ذرت شیرین (Zea mays L. var. Samyra) آزمایشی به صورت طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در بهار سال 1394 در مزرعه تحقیقاتی دانشکده علوم کشاورزی دانشگاه گیلان اجرا شد. تیمارهای محلول پاشی شامل: 1- شاهد 2- روی 3- بر 4- مس 5- روی + بر 6- روی + مس 7- بر + مس 8- روی+ بر+ مس بود. نتایج نشان داد که محلول پاشی ریز مغذی ها در افزایش سرعت رشد گیاه، شاخص سطح برگ و وزن خشک کل موثر بود و در کلیه این صفات تیمار محلول پاشی توام سه عنصر ریزمغذی نسبت به سایر تیمارها برتری داشت. کلیه صفات کیفی علوفه تحت تاثیر محلول پاشی ریزمغذی ها قرار گرفتند. بیشترین مقدار ماده خشک قابل هضم و پروتئین خام علوفه به ترتیب 56.17 و 14.69 درصد در تیمار محلول پاشی ترکیبی سه عنصر ریزمغذی مشاهده شد. در این تحقیق بیشترین عملکرد علوفه خشک و عملکرد دانه به ترتیب  2286.67 و 2194.53 کیلوگرم در هکتار به دست آمد و متعلق به تیماری بود که در آن هر سه عنصر ریزمغذی به کاربرده شد. کمترین عملکرد دانه خشک از تیمار شاهد با مقدار 1467.6 کیلوگرم در هکتار به دست آمد. افزایش عملکرد دانه خشک از تیمار شاهد به تیمار محلول پاشی توام سه عنصر 49 درصد بود. بنابراین به نظر می رسد که محلول پاشی عناصر ریزمغذی روی، بر و مس روش مفیدی جهت افزایش عملکرد دانه ذرت شیرین در شرایط مشابه این آزمایش باشد.

    کلیدواژگان: پروتئین خام، ذرت شیرین، ریزمغذی، سرعت رشد گیاه، محلول پاشی
  • معظمه سلیمی، شهاب مداح حسینی*، آرمان آذری، علی اکبر محمدی میریک صفحات 449-462

    به منظور بررسی تاثیر تنش سرما بر برخی شاخص های فیزیولوژیک سه ژنوتیپ برگزیده بزرک ، آزمایشی بصورت فاکتوریل در چارچوب طرح کاملا تصادفی با سه تکرار در اتاقک رشد دانشکده کشاورزی دانشگاه ولی عصر رفسنجان اجرا شد. عامل اول سرما در سه سطح (25 ، 0 و 5/2- درجه سلسیوس) و عامل دوم ژنوتیپ در سه سطح شامل سه ژنوتیپ به نام های MAR778b ، CYP706  وIND1257 بود. این سه ژنوتیپ بر اساس نتایج یک پیش آزمایش به ترتیب متحمل، نیمه متحمل و حساس به سرما بودند. نتایج نشان داد با کاهش دما از 25 به صفر درجه سلسیوس تغییر معنی داری در هیچ یک از صفتهای مورد بررسی دیده نشد اما با کاهش دما از صفر به 5/2- درجه محتوای قندهای محلول، پرولین و مالون دآلدهید برگ ژنوتیپ حساس به سرما (IND1257) بسیار بیشتر از دو ژنوتیپ دیگر افزایش و محتوای کلروفیل (a+b) بسیار کمتر افزایش یافت. همچنین محتوای کاروتنوئیدهای برگ ژنوتیپ مقاوم (MAR778b) در دمای 5/2- درجه بطور معنی داری کمتر از دمای شاهد (25 درجه سلسیوس) بود اما در دو ژنوتیپ دیگر تفاوتی با شاهد نداشت. در نهایت اینکه فعالیت آنزیم پلی فنل اکسیداز با کاهش دما از شاهد به صفر و 5/2- درجه بطور معنی داری کاهش یافت اما فعالیت آنزیم فنیل آلانین آمونیالیاز در ژنوتیپ مقاوم به سرما (MAR778b) در دمای 5/2- درجه بطور معنی داری بیش از دمای صفر و 25 درجه سلسیوس بود. نتایج آزمون همبستگی رابطه مستقیم و  معنی دار فعالیت این آنزیم را  با شاخص حساسیت به تنش نشان داد.

    کلیدواژگان: آنتی اکسیدان، بزرک، پرولین، قندهای محلول، مالون دی آلدهید
|
  • Fatemeh Moradi, Shahla Najafi*, Sedigheh EsmaeilzadehBahabadi Pages 1-14

    Irregular use of chemical fertilizers and lack of attention to the importance and positive effects of organic materials in improving the fertility of agricultural soils has been resulted in environmental pollution and ecological damage. Therefore, biological resources should be used to reduce these risks to increase the availability of nutrients elements and improve the physical and microbial conditions of the soil. One of the biological resources is marine algae which are rich in materials needed for plant growth. In this study, the effect of alga (Ulva fasciata L.) extract has been investigated on some physiological parameters of Sesamum indicum L. Experiment was conducted using randomized complete block design with 4 replications by different concentrations of  alga extract (0, 10, 15, 20 %) in field condition. According to the obtained data, most of the traits physiological such as stem length stem diameter, leaf area and biochemical parameters including CO2, soluble sugars, prolin and phenol significantly increased in different treatment of alga extract compare to the control .The best results of the studied parameters were observed in the concentration of 20%. Aga extract with having essential plant elements and growth hormones, without damage to nature as a bio-fertilizer can be a good alternative to chemical fertilizers and can have an important role in managing the supply of healthy food.

    Keywords: Biological fertilizer, Ulva fasciata, Sesamum indicum, Alga extract
  • Rasoul Azarmi* Pages 15-28

    Soil and water toxicity with copper create serious problems on plant growth and production and human health. Therefore, in order to investigate the effect of salicylic acid (SA) on the morphological and physiological properties of cucumber under cupper (Cu) stress, an experiment was carried out as factorial based on completely randomized block design with three levels of cupper of 23, 47 and 94 µM and salicylic acid with two levels of 0 and 750 µM with three replications under hydroponics conditions. The results showed that copper stress negatively affected root dry weight, root volume, leaf area, leaf fresh and dry weight of cucumber plants. The greatest root fresh weight and Fv/Fm ratio was obtained with 23 µM cu treatment in both SA and non-SA treatments. Cu accumulated more heavily in roots than in shoots. The ascorbate peroxidase (APX) activity in the leaves was increased by increasing copper concentration and the highest activity of APX was observed in plants fed with 6 and was more pronounced in plants treated with SA, whereas, peroxidase (POX) activity showed reverse manner. The highest yield (530 g plant) was obtained in concentration of 23 µM Cu and treated with salicylic acid, but the lowest yield (282 g plant) was achieved in concentration of 94 µM Cu and without salicylic acid treatment. Based on these findings, the SA application appeared to alleviate the negative effects of Cu stress on the growth and biochemical of cucumber.

    Keywords: Salicylic Acid, Greenhouse Cucumber, Growth, Copper Toxicity
  • Iman GhadyehZarrinabadi, Jamshid Razmjoo*, Alireza AbdaliMashhadi, Hassan KarimMojeni Pages 29-46

    This study was conducted to evulate the effect of water stress on soluble carbohydrates, root and leaf proline, photosynthetic pigments, petal and seed yield of pot marigold genotypes. It was performed as split plots in randomized complete block design with three replications. Three irrigation regimes (35%, 60% and 85% of available soil water depletion) designed as main plot and nine pot marigold genotypes (Ahvaz, Tehran, Isfahan1, Isfahan2, Candy-man, Gitana, Zen-Gold, Isfahan3, Isfahan4) were evaluated as sub-plot in Ahvaz in 1394-95 growing seasen. The results showed the effect of irrigation regimes and genotype were significant on studied traits, petal and seed yield. Due to drought stress, the content of carbohydrates, root and leaf proline increased but RWC, carotenoid, chlorophyll a, b and a + b, petal and seed yield of genotypes decreased significantly. The results showed high correlation between soluble carbohydrate and leaf proline content with RWC and drought sensitivity index. Resistant genotypes had a highest content of soluble carbohydrates, leaf proline and carotenoid. Based on drought sensitivity index, "Ahvaz", "Isfahan2" and "Isfahan1" genotypes divided in drought resistant group, "Tehran", "Candy-man", "Gitana" in moderately resistant group and " Isfahan4", "Zen-gold" And "Isfahan3" in sensitive group. "Candy-man" and "Ahwaz" genotype produced the highest petal and seed yield, respectively, at all drought levels.

    Keywords: Irrigation regimes, Photosynthesis pigments, Pot marigold, Proline content, Soluble carbohydrates
  • Hadiseh Bahari Saravi, Ahmad Gholami, Hemmatollah Pirdashti*, Mehdi BaradaranFirouzabadi, Hamidreza Asghari Pages 47-64

    To evaluate the effects of endophyte symbiosis and spraying of spermidine on chlorophyll fluorescence and photosynthetic pigments of stevia (Stevia rebaudiana Bertoni) medicinal plant under salt stress conditions, a factorial experiment was conducted based on completely randomized design with three replicates. The treatments consisted of salinity in three levels (0, 6 and 12 dS.m-1), fungal symbiosis treatments including four levels: non-inoculated (control), inoculation with Piriformospora indica (Pi), at Trichoderma virens (Trich) and co-inoculation of two fungi (Pi+Trich) and spraying of spermidine in three levels (0, 0.75 and 1.5 mM). Seedlings of stevia after inoculation with fungi were irrigated with tap water until the end of vegetative stage and then irrigated with saline water treatments containing mixture of distilled and Caspian Sea water. The spermidine was foliarly sprayed one week before salinity stress. The results showed that the inoculation of endophyte fungi had a positive effect on Fm, Fv and Fv/Fm. The most increase of these parameters recorded when two fungi (Pi+Trich) were coinoculated. Also, fungi inoculation increased Y(II) while decreased Y(NPQ) and Y(NO) at different salinity levels. Fungal inoculation particularly Pi+Trich and spermidine application with 0.75 mM markedly increased Fm, Fv and Fv/Fm. Also, in all levels of salt stress inoculation with fungi as well as interaction of fungi and spermidine increased chlorophyll a content. In general, inoculation of endophytic fungi particularly co-inoculation of P. indica and T. virens, improved the chlorophyll fluorescence parameters and adjusted adverse effects of salinity. Also, the spermidine (especially at the rate of 0.75 mM) induced salt stress tolerance in stevia plant and showed synergetic effects with endophytic fungi in terms of the mentioned parameters.

    Keywords: Chlorophyll a, endophytic fungi, polyamine, quantum yield, salinity
  • Fatemeh RaeisiVanani Pages 65-92

    Drought stress is one of the main threats in reducing plant performance. It has been reported that endophyte infection improve drought tolerance in host grass species, but the mechanism responsible for the effect is not clear. Proteomics analysis is a beneficial tool for understanding the molecular mechanisms of drought resistance. In this study, proteomics approach was used to study the expression of drought responsible proteins in leaves of two genotypes of Lolium perenne. The experiment was set up in a completely randomized design with factorial test with two factors, the first factor was S10 (the endophyte-infected plants) and Speedy (non infected plants) genotypes and the second factor was two levels of water availability: control versus water stressed plants (about 80% moisture discharge). At first, according to TCA/acetone precipitation method total protein was extracted. The total dissolved protein was separated by SDS-PAGE electrophoresis. Identification of extracted proteins was performed by mass spectrometry technology and with proteome analysis responsive proteins was classified in different categories. It seems that fungal endophyte infected genotype with development of its root network, has more power to provide more water so perception of consequences of drought stress was delayed. Maybe symbiosis with fungal endophyte changed biochemistry and morphology of host plant and leads to increased threshold level of plant. The most induced proteins in infected genotype were in carbon and energy metabolism category. This genotype regulated different proteins of this class so kept active various processes such as photosynthesis as well as used ability of protective proteins in order to keep the activity of enzymes.

    Keywords: Drought stress, Endophyte, Grass, Lolium, Proteomics
  • Madine Bijhani, MohammadReza Asgharipour*, Alireza Sirousmehr Pages 93-106

    The aim of this study was to investigate the effect of mycorrhizal species and phosphorus on fenugreek in soils contaminated with heavy metals. The first factor was four levels of mycorrhiza (Glomus mosseae, G. intradices, G. versiform and non-application), the second factor was the three levels of arsenic (0, 15 and 30 mg kg-1 soil), and the third factor was two levels of phosphorus (0 and 250 mg kg-1 soil). In this study, arsenic toxicity was studied on vegetative growth, arsenic accumulation in shoot and root, leaf phosphorus, proline, carbohydrate, chlorophyll index, as well as root colonization percent. Arsenic addition significantly reduced vegetative traits, chlorophyll index, the concentration of phosphorus and nitrogen in the leaves and root colonization percent. The highest level of contamination resulted in an increase of 95,99, 33 and 32% of arsenic in shoots, arsenic in root, proline and carbohydrates compared to control. Application of mycorrhiza and phosphorus also had a significant effect on the other traits except the percentage of colonization. The interaction between arsenic and mycorrhiza on fresh weight of shoot, colonization percentage and shoot arsenic accumulation and interaction of arsenic and phosphorus on shoot fresh and dry weight, fresh and dry weight of root and arsenic accumulation in shoots were significant. In response to the destructive effects of arsenic G. intradices, with an 18% reduction in arsenic accumulation, was better than other species. This experiment showed that mycorrhiza and phosphorus had a moderating effect on the negative effects of arsenic toxicity on traits and could be effective in reducing the negative effects of arsenic stress by improving vegetative growth.

    Keywords: Osmotic regulators, Heavy metal stress, Vegetative indices, Biofertilizer
  • Keyvan Aghaei*, Bahareh Rahkhosravani, Leila Moghanlu, AliAkbar GhotbiRavandi Pages 107-122

    Basil (Ocimum basilicum L.) is a high using edible and medicinal plant. As some places of Zanjan province in which basil plant is cultured are contaminated by heavy metals, such as toxic cadmium metal, a research for analyzing Cd accumulation and its effects on some physiological and biochemical traits of this plant was performed. Seeds were cultured in plastic pots containing perlite and Hoagland’s culture medium in a hydroponic condition. After three-weeks plantlets with enough growth were treated by different concentrations of Cd including: 0 (control), 2, 4 and 8 mM for two weeks. Results showed that, root and shoot dry weight, root and shoot length as well as chlorophyll a and b and carotenoids contents and leaf area in all Cd treatments were decreased in compare to the control plants. 8 mM Cd treatment showed the maximum decrease in all above traits. The content of soluble proteins, proline and soluble sugars of root and shoot of treated plants increased at all Cd treatments in compare to control plants. The activity of catalase enzyme was decreased in roots and shoots of Cd treated plants however; the activity of peroxidase was increased at all Cd treatments. The concentration of Cd in roots of treated plants was about three times higher than that of shoots at 8 mM Cd concentration. As a conclusion, basil plants showed a little tolerance against Cd heavy metal by increasing of their peroxidase activity, proline, soluble sugars and protein contents however, they are not able to prevent Cd penetration to their roots and specially shoots which make them to be contaminated.

    Keywords: Cadmium nitrate, Heavy metals, Medicinal plants, Vegetables
  • Ali Imani*, Taher Sagali, MohammadEsmaeil Amiri, Hamed Rezaei, Ali MomenpourAmiri, Hamed Rezaie, Ali Momenpour Pages 123-136

    One of the important effects of salinity in plants can be noted in growth trend and the process of changes in the activity of the enzyme system and their antioxidant properties. In this research, the effects of salinity stress on the enzyme system and their antioxidant properties of almond (Shahrood 12) on some of the prunus rootstocks (Bitter Almond, Tetra, GF677, GN15) and non-grafted rootstocks under salt stress in a factorial experiment based on a completely randomized design with Two factors including 8 scion-rootstock compositions and five levels of irrigation water salinity were performed in three replications. The results showed that different levels of salinity significantly reduced the number of leaves in the main branch, as well as the total number of leaf in rootstocks, the diameter and height of the scion, and the fresh weight of the aria parts. The highest total antioxidant activity was observed in Shahrood 12 on GF677, at a salinity level of 8dS m-1, with a rate of 30.97%, which had a significant difference with other graft compounds and without graft rootstocks. The lowest total antioxidant activity was observed in the combination of Shahrood 12 on the Tetra rootstock at 10.1%. The antioxidant capacity, soluble sugars, activity of catalase enzymes, ascorbate peroxidase in all studied graft compounds and without graft rootstocks increased with increasing salt concentration, and then, with increasing salinity levels, the amount of them decreased. In general, based on the results, it can be concluded that among the linkages and bases studied, the Shahrood 12 cultivar grafted on the GF677 rootstock and on the almond seedling was the most tolerant compound and susceptible to the salt stress respectively.

    Keywords: Almond, Peroxidase, Enzyme, Free radical, Genotype
  • Maryam YousefzadehNajafabadi, Parviz Ehsanzadeh* Pages 137-152

    Drought stress is one of the most important abiotic stresses that has harmful effects on productivity of crops, including oilseed crops. Salicylic acid is one of the plant growth regulators that plays a key role in plant resistance against environmental stresses, including drought. Therefore, a factorial randomized complete block pot experiment with three replications was designed to assess the effect of salicylic acid (two levels of 0 and 0.6 mM) on three sesame genotypes (Yekta, Shiraz and Nazetakshakheh) in the presence of three levels of irrigation (irrigation after 60, 70 and 80% of available soil water depletion) in the greenhouses of Isfahan University of Technology, Isfahan, Iran in 2016. Results showed that chlorophyll a, b and a+b concentrations, number of capsules per plant, number of seeds per capsule and seed weight per plant were decreased in stressed plants, while carotenoids concentration and activity of antioxidants enzymes including catalase, ascorbate peroxidase, and peroxidase were increased under stress conditions. Application of 0.6 mM salicylic acid improved the measured traits under both control and stress conditions. Salicylic acid improved the tolerance of sesame against drought. With increasing drought levels (irrigation after 70 and 80% of available soil water depletion), Yekta and Shiraz genotypes had less decrease in measured traits in pot experiment.

    Keywords: Antioxidants, Drought stress, Photosynthetic pigments, Salicylic acid, Sesame
  • Reza Farjaminezhad, GhasemAli Garoosi* Pages 153-170

    Azadirachtin is an important secondary metabolite of neem which is used as a natural biopesticide. In this study the effect of different concentrations of sucrose (1, 2, 3, 4 and 5%), calcium chloride, monopotassium phosphate, potassium nitrate, magnesium sulfate and ammonium nitrate (0.5x, 1x, 1.5x, 2x and 2.5x concentrations of MS base medium) on neem cell suspension growth and azadirachtin production was investigated. Although there were no significant difference between some of the treatment in terms of studied indices, the highest amount of fresh and dry cells weight were obtained by using 3% sucrose, 1x calcium chloride, 1x magnesium sulfate and 1x ammonium nitrate (493.02 and 77.27 g/L), 2.5x monopotassium phosphate (500.97 and 80.77 g/L) and 0.5x potassium nitrate (495.01 and 78.41 g/L). The highest settled cell volume was obtained by application of 4% sucrose (59.69%), 1x calcium chloride and 1x ammonium nitrate (94.93%), 2.5x monopotassium phosphate (97.22%), 0.5x potassium nitrate (94.96%) and 2x magnesium sulfate (94.96%). Maximum amount of azadirachtin accumulation observed by using 4% sucrose (3.72 mg/g DW), 0.5x calcium chloride (3.80 mg/g DW), 0.5x monopotassium phosphate (3.73 mg/g DW), 1x and 1.5x potassium nitrate (3.69 mg/g DW), 1x magnesium sulfate (3.69 mg/g DW) and 1.5x ammonium nitrate (3.71 mg/g DW). The highest amount of azadirachtin production was 286.65 mg/L obtained in MS basal medium supplemented with 3% sucrose.

    Keywords: Azadirachtin, Cell suspension, Macronutrients, Neem, Sucerose
  • Afsaneh Nematpour, HamidReza Eshghizadeh* Pages 171-186

    In order to investigate the effect of drought stress, nitrogen chemical nutrition and sowing date on agrophysiological characteristics of millet cultivars, a split-split plot experiment was conducted in a randomized complete block design with three replications at the Research Farm of Isfahan University of Technology, in 2015. Two millet cultivars (Bastan and Pishahang) were planted in two sowing date (June 22 and July 6) under two irrigation regimes (55% and 85% depletion levels of the available soil water) and two nitrogen fertilizer levels (available amount and 112.5 kg ha-1, nitrogen from Urea fertilizer, N= 45%). The results showed that drought stress caused a significant reduction in grain and biological yield by decreasing chlorophyll content, leaf area index, relative water content, membrane stability index, spade, quantum efficiency of photosystem II, height, panicle length and 100-seed weight. Nitrogen application resulted in a significant increase in grain and biological yield in normal irrigation, but did not have a significant effect on yield in drought stress. In normal irrigation, grain and biologic yield were more at June 22 than July 6, while in drought stress condition, delay in sowing date resulted in improved yield compared to June 22. Bastan had lower electrolyte leakage and more membrane stability in drought stress. The results showed that delay in sowing date by modulating the temperature conditions could be a suitable solution for yield loss compensating under drought stress conditions, also under stress conditions, nitrogen application should be applied at a higher level to determine optimum amount of nitrogen application.

    Keywords: Drought tolerance, Millet, Membrane stability index, Quantum efficiency of photosystem II, Late-sowing date
  • Arezoo Khani, Taher Barzegar*, Zahra Ghahremani, Jaefar Nikbakht Pages 187-202

    In order to investigate the effect of calcium lactate (CL) on growth, yield, water use efficiency (WUE) and quality of lettuce cv. New Red Fire under water deficit stress, a split plot experiment based on randomized complete block design with three replications was conducted at Research Farm of University of Zanjan, during 2017. Treatments consisted arrangement of three levels of CL (0, 0.75 and 1.5 g.l-1) and three levels of irrigation (starting irrigation at 100, 85 and 70% ETc (crop evapotranspiration)). The results showed that water deficit stress significantly reduced plant growth and yield. The lowest value of yield (9644.2 Kg.ha-1), total chlorophyll (0.51 mg gFW-1), vitamin C (44.48 mg.100gFW-1) and titratable acidity (19.55 %), and the highest carotenoids (0.251 mg.gFW-1), anthocyanin contents (26.56 μmol.g-1) and WUE (15.37 kg.m-3) were obtained at deficit irrigation 70% ETc. Irrigation treatment had no significant effects on total soluble solid content. Application of CL significantly increased total chlorophyll, carotenoid, vitamin C, titratable acidity, anthocyanin contents, plant yield and WUE. The highest plant yield (13710.77 Kg.ha-1), vitamin C (48.05 mg.100gFW-1) and total chlorophyll contents (0.64 mg.gFW-1) were obtained with application of CL 1.5 g.l-1 under irrigation 100% ETc. Also, the interaction effects of treatments had no significant effect on titratable acidity and TSS. According to the results, application of CL 1.5 g.l-1 is recommended to improve yield, WUE and quality of lettuce under normal irrigation and water deficit stress.

    Keywords: Anthocyanin, Foliar application, Vitamin C, Water use efficiency, Yield
  • Ashkaneh Kalantari, Parisa Koobaz*, Majid Rostami, Mohammad FathiGhareBaba, Narges Mojtahedi Pages 203-211

    Gladiolus (Gladiolus grandiflora L.) is the biggest flowering plants in the Iridaceae family that it contains the first commercial ornamental plants in Iran market. There is an increasing interest in micro-propagation of gladiolus in vitro as an alternative technique to commercial methods. In the current study, gladiolus corms were prepared and disinfected using 70% ethanol, 50% hypochlorite, 2.5% nano silver. The effect of different concentrations of naphthalene acetic acid (NAA) and benzyl aminopurine (BAP) in two explants in order to shoot and root production of two commercial gladiolus cultivars were investigated. In the next experiment the role of different concentrations of sucrose (in Murashige and Skoog plant growth medium) on production of corms was studied and finally cold treatment in 3 times were used to breaking dormancy of propagated cormlets. All of the main experiments were conducted as factorial based on completely randomized design with 15 replications. The highest number of shoot (14) and root (12) was observed in White cultivar with the treatments of 2mg/L BAP and 0.5 mg/ml NAA. Application of 60 g/L sucrose in MS media produced of highest number of corms (14) and also the largest corms(14.5 mm). Results of dormancy breaking experiment which performed at 4 °C for three periods showed that three months chilling at 4 °C was the best treatment to break dormancy in White cultivar.

    Keywords: Cold stratification, Cormlet, Dormancy, Micro-propagation
  • Esmaeil Gholinezhad* Pages 213-228

    In order to investigate the effect of different levels of drought stress and spraying with stress modifiers, an experiment was conducted in a factorial layout based on completely randomized design in three replications from November to March 2018 in the Agricultural greenhouse and laboratory of Payame Noor University of Urmia. The experimental factors included irrigation intervals with 4 levels (3, 6, 9 and 12 days) and drought stress modifiers at four levels (control (no-spraying), spraying with salicylic acid (2 mM), glycine betaine (5 mM) and zinc sulfate (5 g L-1). The results indicated that the effect of different levels of drought stress and stress modifiers were significant on morphological traits, photosynthetic pigments, physiological, essential oil concentration and yield traits. The highest (0.419 g per pot) and the lowest (0.045 g per pot) root dry weight, were obtained from irrigation intervals of 3 days under zinc sulfate and 12 days irrigation without spraying conditions, respectively. With increasing irrigation interval from three days to 12 days, plant height, root length, root diameter, stem diameter, chlorophyll content a and b and relative water content decreased, but proline, electrolyte leakage, essential oil percentage and leaf temperature increased significantly. It seems that at all levels of irrigation, spraying with glycine betaine in comparison with other modifiers was more effective in increasing the content of chlorophyll a and relative water content and decreasing electrolyte leakage at all irrigation levels. By application of zinc sulfate, the amount of proline was significantly increased. Spraying with salicylic acid reduced the internal leaf temperature. The highest internal leaf temperature (23.93 °C) and proline (180.199 mmol/kg DW) and the lowest internal leaf temperature (21.12 °C) and proline (131.02 mmol/kg DW) were obtained from irrigation intervals of 12 and 3 days, respectively. Although the highest essential oil concentration (0.13%) was obtained from the irrigation interval of 9 days, however, due to the severe decline in plant growth, essential oil yield decreased significantly in this treatment. The lowest essential oil yield was obtained from irrigation interval of 12 days (0.007 g per pot). Based on the results obtained in this experiment, it can be stated that although increasing the irrigation intervals and consequently the occurrence of drought stress, yield of marigold plant is reduced, but by using drought stress modifiers can reduce the effects of drought stress on this plant.

    Keywords: Allometric index, Chlorophyll, Electrolyte leakage, Essential oil concentration, Glycine betaine, Irrigation, Leaf temperature
  • Jaber Panahandeh *, Farnush Jafari, Alireza Motallebiazar, Musa Torabigiglou, Bahram Dehdarmasjedlou Pages 229-248

    In order to study the changes of nutrient uptake in potato plantlets under in vitro conditions in responce  to osmotic and temperature stresses , this research was conducted as a factorial experiment in a completely randomized block design with three replications and each experiment unit included a glass container containing five plantlets.  The first factor was osmotic stress induced by polyethylene glycol 6000 in four levels of control, 0.5-0.1, and 1.5-1.5 MPa, and the second factor was temperature at three levels of 15, 25 and 35 ° C. The third factor was plantlets of potato including three promising clones (143, 301 and 306)  and Two cultivars (Marfona and Picasso) were planted in MS medium. Eight weeks after stress’s period, the content of P, K, Ca and Na were measured. The results of analysis of variance showed that the simple effects of factors as well as their interactions at 1% level were significant on traits. Mean comparison of treatments showed that the simultaneous effects of stresses decreased the uptake of P, K, Ca but Na uptake increased. Based on the results, increasing of temperature from 15 to 35 ° C, increased the absorption of P and Na, but the amount of K and Ca were greatest  25 ° C (no temperature stress).

    Keywords: Ca, K, Osmotic Stress, P, Temperature
  • SeyedMorteza Zahedi*, Marjan SadatHosseini, Faezeh Moharrami Pages 249-262

    Methyl jasmonate is a new plant growth regulator that plays an important role in increasing plant resistance to environmental stresses, including drought stress. To investigate the effect of methyl jasmonate on strawberry cv. Paros under drought stress in greenhouse of Maragheh agricultural college was conducted in 2016. This experiment was conducted in a factorial randomized complete block design. The parameters included fruit set percentage, number of flowers and fruits, relative water content, chlorophyll a, b, and carotenoids, soluble carbohydrates, proline, anthocyanins and catalase enzyme. The results showed that irrigation and methyl jasmonate treatments alone and had a significant effect on all parameters at 5% level. The highest percentage of fruit set (95.2%), number of flowers (31.25%) and fruits (20.13%), yield (125.2 g), relative water content (90.64%), chlorophyll a (1.32 mg.g-1), b (0.77 mg.g-1) and carotenoids (2.02 mg.g-1), and the lowest amount of soluble carbohydrates (18.7 mg.g-1), proline (1.4 μM.g-1), anthocyanins (0.65 ABS at 530 nm), catalase enzyme (0.1 mmol.g-1), and superoxide dismutase (0.28 mmol.g-1) were observed under conditions without drought stress. Also, the use of methyl jasmonate improved all characters under drought stress conditions, which had a greater effect at 100 μM concentration. According to the results, application of methyl jasmonate can be proposed to improve plant growth under drought conditions.

    Keywords: Drought stress, Methyl jasmonate, Strawberry, Catalase enzymes, Proline
  • Maryam Chavoushi*, Farzaneh Najafi, Azam Salimi, Abdolhamid Angaji Pages 263-276

    Drought is one of the abiotic stresses that limit plant growth and crop production. Salicylic acid is one of growth regulators plays an important role in biotic and abiotic stresses.  In this study the effect of salicylic acid on reduction of drought stress in safflower (Carthamus tinctorius L.) were studied. The effect of the concentrations of SA (0, 0.25 mM) and water stress (levels 100%, 75%, 50% and 25% FC) on antioxidant enzymes activities and expression of the SOD gene were studied. When plants had three expanded leaves, they were sprayed with SA and after 2 days, ther were exposed to drought. After seven days, plants again were sprayed by SA. After two weeks plants were harvested for studying of physiological and molecular parameters. The results showed that drought stress 25%FC increased leaves and roots antioxidant enzyme activity, H2O2 and malondialdehyde contents, leaf Mn-SOD and leaf and root Fe-SOD. Interaction of SA and drought increased root antioxidant enzyme activity and reduced leaf antioxidant enzyme activity, root and  leaf gene expression of Fe-SOD and Mn-SOD, leaf and  root  H2O2 and  malondialdehyde contents  . As a result, salicylic acid had a significant role in the reduction of damage of drought stress in safflower plants

    Keywords: Antioxidant, Water stress, Oxidative strees, Safflower
  • Roghayeh Hasanpour, Faezeh Zaefarian*, Mohammad Rezvani, Bahi Jalili Pages 277-288

    Heavy elements of lead and cadmium are toxic and common pollutants of the soil which with effect of process and function plant affect on the sustainable production of plants. Therefore, in this study, lead and cadmium stress was studied on some growth parameters of water mint aromatic plant (Mentha aquatica L.). Treatments included different concentrations of lead (0, 125, 250, 375 and 500 mg/kg) and cadmium (0, 5, 10, 15 and 20 mg/kg) in two separate experiments. A completely randomized design with four replications was conducted at Sari Agricultural Sciences and Natural Resources University. Water mint with five plant densities were planted in pots containing heavy elements. After two months, plant height, number of leaf, leaf area, greenness index, total chlorophyll and shoot fresh weight were measured. In general, lead and cadmium stress reduced the average of measured traits. As the elements increased, the decreasing trend was observed in the studied traits. In other words, the least amount of these traits was related to the highest levels of lead and cadmium treatment. In fact, lead and cadmium elements with effect on morphological traits lead to a series of physiological changes in water mint, which ultimately leads to reduced yield in the plant. Due to the lack of burn, chlorosis and leaves abscission, water mint is considered as a plant that is resistant to lead and cadmium. But in terms of food security, it is necessary to pay attention to pollution of water mint with heavy elements.

    Keywords: Heavy elements, Growth parameters, Aromatic plant, Resistant
  • Fatemeh Nasibi*, Effat AhmadiMousavi, Khosrow ManochehriKalantari, Mahboobeh Zare Pages 289-300

    Field dodder is a holostemparasitic plant without leaves and roots that obtains its resources entirely from its host plants. Control of dodder is extremely difficult. Environmental friendly control of field dodder seems to be useful. Carrageenans can act as elicitors and activate plant defense responses. In this work, relationship between dodder and its host, sweet basil, and effects of κ-carrageenan on protection against dodder and suppression of its invasion were studied. In the present study, we observed that carrageenan treatment significantly increased the growth parameters. The lignin and cellulose content of the carrageenan treated-basil did not show significant but the carrageenan treatment significantly increased the lignin and cellulose content of basil plant that parasitized by dodder. The present results indicate that the foliar spray of basil plants by carrageenan stimulated basil resistance against field dodder invasion, thus it is recommended as natural biostimulator for protection of plants against field dodder plants.

    Keywords: Carrageenan, field dodder, parasitized, Sweet basil
  • Masoumeh Maleki*, Fatemeh Nazari, Mousa Rasouli Pages 301-324

    Salicylic acid (SA) plays an important role in plant response to adverse environmental conditions. So in this study the effect of SA treatment in three concentrations of 0 (Control), 0.1 and 1mM sprayed on the leaves and fruits of two grape cultivars "Shahani" (with black berries) and " Fakhri" (with green berries) at two growth stages; unripe and ripe stages was investigated. Experiment was carried out based on completely randomized design (CRD) with seven treatments and three replications. The results of comparing of two growth stages showed, SA treatment at 0.1mM concentration cause the effectively increase of flesh weight content of berries "Shahani" and " Fakhri" cultivars at both two growth unripe and ripe stages compared to control was. As SA treatment at 0.1mM concentration at unripe stages cause the effectively increase chlorophyll a content of leaves and berries skin organs both two cultivars compared to control was, but at ripe stages SA treatment had no effect on chlorophyll a content this organs. SA treatment at 0.1mM concentration cause the effectively increase chlorophyll b content of leaves organ both two cultivars at both two growth stages was and at skin organ both two cultivars, unripe stages at 0.1mM concentration and ripe stages 1mM concentration cause the effectively increase chlorophyll b content was. The results showed that at both growth stages SA treatment at 0.1 and 1mM concentrations cause the effectively increase of respectively soluble and insoluble sugars content organs of leaves and berries skin of both cultivar compared to control was. So results of comparing of two growth stages showed at unripe stage proline content of most organs of both cultivars by SA treatment at 1mM concentration increased. But at ripe stage SA treatment at 0.1mM concentration cause the effectively increase of proline content organs of leaves and flesh of both cultivar compared to control was and at organs of seed and berries skin of both cultivar cause the effectively decrease of proline content of both cultivar compared to control was. Determination of content some of elements organs of leaves both cultivar at ripe stage showed that, SA treatment in leaves "Shahani" and " Fakhri" cultivars respectively at 1 and 0.1 mM concentrations cause the effectively increase of K and Zn content was. SA treatment at 0.1mM concentration cause the effectively increase content Fe and Ca elements of leaves " Fakhri" cultivars was, but in leaves "Shahani" cultivars effect decreased. As content Mg and Na elements of leaves both cultivars as by SA treatment decreased. These results demonstrate that uses of SA treatment especially at 0.1mM concentrations may have higher adaptive capacity to stress.

    Keywords: Proline, Ripe, Soluble, Insoluble Sugars, Unripe
  • Hajar Shafiee, Maryam Haghighi*, Ali Farhadi, MohammadHossein Ehtemam Pages 325-338

    To study the effect of salinity on physiological, biochemical and anatomical characteristics as well as the growth and yield of different accession of melons a split plot experiment was designed based on RCBD with 3 replicates on 3 accession, resistant (annanasi), semi tolerant (Sabz Isfahan) and sensitive (Gongi) and two salinity levels (0 and 8ds/m according to salinity of wells) in the field of Isfahan research station in 2016-2017.Results were shown that the fresh and dry weight of shoots decrease with salinity in all accessions. Fresh and dry weight of pulp, skin and seeds, number and fruit weight decreased in sensitive and semi tolerant. Yield decrease in all accession. friut firmness in all acession and friut acidity decresed in semi tolarant and sensetive and TSS increased.the greatest decreas of photosynthesis, stomata conductance, and CO2 of stomata in sensetive acession. Transpiration and leaf water potential was more minus. The highest amount of proline, phenol and antioxidant activity was observed in resistant accession. Upper epidermis thickness increased in sensitive accession with salinity and did not change in lower epiderm of leaves. the aim of this researc was introducing the tolarate acsession to salinity result in introducing Ananasi.

    Keywords: Fruit, Melon, Phenol, Proline, Salinity
  • Monireh Ranjbar*, Sedigheh Saljougi Pages 339-358

    Zinc and copper are essential elements for plant growth and development. Basil (Ocimum basilicum) is an important herb of medicine and nutrition. The aim of this study was to investigate the effect of these elements on Basil. In this study, seeds were planted in pots containing cocopeat and perlite and the four-leaf seedlings were treated with zinc sulfate at of 0, 350 and 550 micro-molar concentrations and 0, 20 and 40 micro-molar copper sulfate in three replications. After a month, accumulation of these elements, proline, soluble sugars, total proteins, photosynthetic pigment and malon dialdehyde contents, leaf area, number of leaves were investigated. The results showed that different concentrations of copper and zinc effects were not significant on germination percentage, number of leaves and stem length. However increased zinc and copper were significantly increased fresh and dry weight of root and shoot. Copper and zinc treatment had no significant effects on peroxidase and catalase enzyme activities while malondialdehyde, proline, soluble sugars, total proteins contents increased. In this study, with increased concentrations of copper and zinc in the medium, copper and zinc accumulation increased in the root. The root accumulates more ions than the shoot. The accumulation of copper (shoot and roots) and zinc (shoot) decrease with increasing concentrations of copper and zinc in the medium which shows the interaction between the two elements. No significant decrease in chlorophyll content indicates that basil is resistant to copper and zinc metals in these concentrations. Antioxidant enzymes do not activate in these concentrations

    Keywords: Chlorophyll, Malondialdehyde, Ocimum basilicum, proline total, protein, soluble sugars
  • Afsoon Rezaie, AzizAlah Khairi*, Mohsen SaniKhani, Massoud Araghavani Pages 359-372

    In order to investigate the effect of foliar application of salicylic acid, glycine betaine and gamma amino butyric acid on the physiological characteristics of bitter melon (Momordica charantia L.) under water deficit stress, a split plot experiment was conducted as randomized complete block design with three replications at Zanjan University in 2017. The treatments consisted of three levels of irrigation (50, 75 and 100% field capacity) as the main factor and two levels of salicylic acid (2 and 4 mM), glycine betaine (50 and 100 mM) and gamma amino butyric acid (10 and 20 mM) with control, as sub factor. The results showed that increased water deficit decreased total chlorophyll content and vitamin C content. While increasing in water deficit increased the amount of anthocyanin, carotenoids, total phenol, flavonoids and soluble solids. The highest total chlorophyll )1.62 mg/g) content was obtained in irrigation level of 100% field capacity with 50 mM glycine betain. Application of 50 mM glycine betaine in 50% of field capacity irrigation produced the highest levels of carotenoids (0.79 mg/g) and anthocyanins (5.51 µM/g). The maximum amount of phenol (20.11 mg/g) and flavonoid (4.41 mg/g) was obtained in 50% field capacity and 100% glycine betaine, respectively. Application of 4 mM salicylic acid at irrigation level of 100% of field capacity increased significantly in vitamin C (65.45 mg/g) content. The highest amount of soluble solids (7.18%) was obtained in100 mM glycine betaine in 50% field capacity water deficit. According to the results, application of different levels of glycine betaine in stress conditions is recommended to redress water deficit stress and improve the physiological properties of bitter melon.

    Keywords: Anthocyanin, total phenol, bitter melon, GABA, vitamin C
  • Hamideh Khalaj*, Tahereh HasanAbadi, Maryam Delfani Pages 373-386

    In order to investigate the effect of dual phosphorus and Azospirilum solubilizing bacteria on hormonal condition and barley grain yield under different levels of nitrogen, an experiment was conducted in Agricultural Research Station of Islamic Azad University of Karaj, in 2014. The experiment was based on a factorial split plot design in a randomized complete block design with three replications. The treatments included the main factor of the Nitrogen fertilizer in four levels (0, 50, 75 and 100%, equivalent to zero, 150, 225 and 300 kg per Hectares respectively) and sub factors including Azospirilum lipophorm bacteria in two levels (application and non-application of bacteria) and Pseudomonas fluorescens bacterium in two levels (application and non-application of bacteria). The results showed that application of 75% nitrogen and A. lipophorum and the application of the main treatment of P. fluorescens produced the highest amount of auxin hormone. The interactions of urea and A. lipophorum and the dual interactions of A. lipophorum and P. fluorescens produced the highest levels of cytokinin hormone. The levels of hormones showed in the triple treatments of 100% nitrogen, A. lipophorum and P. fluorescens bacteria compared to control treatment (not treatments) had 261.1% difference. The highest grain yield were observed in p. fluorescens (4700 kg ha-1) treatment and using 100% application of urea and A. lipophorum (5500 kg ha-1). As a result, the application of nitrogen fertilizer and the use of both types of biological fertilizers led to an increase in the production of hormones that increased root growth, ultimately, increased water absorption and nutrients from the soil and increased grain yield.

    Keywords: Bacteria, hormone, auxin, gibberellin, cytokinin
  • Ebrahim Pishvaei, Somayeh Rastegar* Pages 387-398

    The use of plant growth regulators to improve the quality of the fruit has long been considered. In order to evaluate the effect of salicylic acid (0,1 and 2 mM/ L) and gibberellic acid (0, 50,100 mg / L) and their interaction on some of the characteristics of mandarin Kinnow fruit, experiment with 9 treatments and 3 replications was carried out as a factorial experiment in a randomized complete block design in Minab city in 1396. Foliar application was carried out in two stage (mature green and changing color). The fruits were harvested and evaluated at the commercial maturity stage. Based on the results, gibberellic acid at concentration of 50 mg/L significantly increased the diameter and length of the fruit. Salicylic acid at a concentration of 2 mM /L caused a significant increase in pulp of fruit. Controlled fruits showed higher soluble solids than other treatments. The highest ratio of sugar to acid was obtained at a concentration of 50 mg/ L gibberellic acid with 2 mM/L salicylic acid. The highest amount of phenol content was observed at a concentration of 2 mM/L salicylic acid (7.14 mg/ g) and the highest amount of flavonoid in concentrations of 50 mg/ L gibberellic acid plus 2 mM/L of salicylic acid (0.420 mg /g FW) was observed. The highest amount of a* (2.35)(redness) was observed at the highest concentration of treatments and the control fruits showed the highest L* (whiteness) value.

    Keywords: mandarin, quality, plant growth regulators, spray
  • Sara Farsari Pages 399-412

    In order to investigate the effect of foliar application of the putrescine on some growth characteristics and mineral elements content of sweet basil (Ocimum basilicum L. cv. Genove) under salinity stress, a pot factorial experiment was performed based on completely randomize design. The treatments included four levels of salinity with irrigation water (0, 40, 80 and 120 mM NaCl) and three levels of putrescine (0, 1 and 2 mM) in three replications. The results of this study showed that the interaction of the salinity and putrescine were significant on all of the studied traits. The mean comparison indicated that the highest dry weight (4.03 g/plant) of aerial parts, RWC content (72.7%), P (1.5%), K (1.7%), Zn (22.3 mg/kg), Ca (1.31%), Mg (0.53 %) and Mn (89.05 mg/kg) were observed at the treatment with 2 mM putrescine foliar application without salinity stress. Whereas, the highest Na (0.9%) were observed at 120 mM salinity stress without putrescine application and application of 2 mM putrescine decreased it. Under salinity stress, putrescine improved the mineral elements content and caused to increase fresh and dry weight of aerial parts and RWC of basil; but in the most studied traits there was no significant difference between two concentrations of putrescine.

    Keywords: Potassium, Sodium, Nitrogen, Fresh, dry weight
  • Zeinab Rafierad, Ahmad Golchin*, Tajvar Yahya, Javad FattahiMoghadam Pages 413-430

    appropriate management methods in order to increase yield and water use efficiency. For this purpose, the effect of kaolin with three levels (0, 5 and 7 percent) in three levels of moisture condition (100, 75 and 50 percent of field capacity) on page mandarin as a factorial experiment based on a completely randomized design with three replications was evaluated in 2017 at the Citrus and Subtropical Fruits Research Center of Ramsar. The results showed that under moisture stress, fruit yield, water use efficiency, chlorophyll a and total contents, the relative water content of leaves, leaf water potential, and stomatal conductance were decreased significantly. While kaolin application increased the total soluble solids, fruit yield, and water use efficiency and decreased the proline content, carbohydrates, leaf surface temperature, stomatal conductance, superoxide dismutase activity, and fruit sunburn significantly. Also, in the treatment of 50% of field capacity, 5% Kaolin application, increased fruit yield (91%), chlorophyll a (70), total chlorophyll (52%), leaf relative water content (76%), stomatal conductivity (87%) and leaf water potential (19%) compared to treatment without applying kaolin. Therefore, the kaolin application in summer and severe moisture stress conditions (50% field capacity), are recommended to create a positive effect on the reduction of production of reactive oxygen species result of oxidative stress, reduction of fruit sunburn, the increase of fruit yield and water use efficiency.

    Keywords: Fruit sunburn, Leaf surface temperature, Proline, Stomatal conductance, Superoxide dismutase activity
  • Azam MohammadiLimaei, Majid Majidian* Pages 431-448

    In order to investigate the effects of foliar application of micronutrients, Zinc, Boron and Copper individually and in combination on some growth indicators and quantitative and qualitative yield of sweet corn   (Zea mays L. var. Samyra) this experiment was conducted to form of complete block design with three replications in research farm of the Faculty of Agricultural Sciences, University of Guilan Iran in Spring 2015. Foliar treatments was including: 1-control (spraying with water) 2-Zinc 3-Boron 4-Copper 5- Zinc + Born 6- Zinc + Copper 7- Boron + Copper 8- Zinc + Boron + Copper. The results showed that foliar application of micronutrients was effective in increasing crop growth rate, leaf area index and total dry weight and in all these traits combined three elements foliar micronutrient treatment was superior compared to the other treatments. The highest of the forage dry matter digestibility and crude protein 56.17 and 14.69 percent, respectively, were observed in combine’s three micronutrients foliar treatment. In this study, the highest dry forage yield and grain yield 2286.67 and 2194.53 kg ha-1 respectively, was obtained, and belongs the treatment where all three micronutrients was used. Minimum dry grain yield was obtained with the amount of 1467.6 kg ha-1 from the control. Increase amount in dry grain yield was 49 percent from control to combined three elements spray treatment. So it seems that foliar application of micronutrients, Zinc, boron and Copper is a useful approach for increasing sweet corn seed yield in conditions similar to this experiment.

    Keywords: Sweet corn Spray, Micronutrient, Crop growth rate, Crude protein
  • Moazameh Salimi, Shahab MadahHosseini*, Arman Azari, Ali Akbar MohamadiMirik Pages 449-462

    In order to study the effects of cold stress on some physiological characteristics of three pre-selected of linseed, a factorial experiment based on completely randomized design with two factors and three replicates was carried out in growth chamber of Faculty of Agriculture, Vali-e-Asr University of Rafsanjan, IRAN. The First factor was cold treatment at three levels (25, 0 and -2.5 ℃) and the second factor was genotype including three accessions named MAR778b, CYP706 and IND1257 selected based on preliminary test as tolerant, semi tolerant and sensitive to cold, respectively. The results showed that temperature decrease from 25 to 0OC did not induce any significant change in any trait. On the contrary, -2.5 ℃ treatment significantly increased content of total soluble sugars, proline and malondialdehyde IND1257 (susceptible) much more, and chlorophyll content, much less than two other genotypes. Also, total leaf carotenoids content of tolerant genotype (MAR778b) at -2.5 OC was significantly lower than control (25 OC), though those of two other genotypes were not different. Finally, poly phenol oxidase activity decreased by 0 and -2.5 OC in all three genotypes but phenyl alanine amonialyase increased at -2.5 OC compared to 0 and 25 OC only in tolerant cultivar (MAR778b). Correlation analysis revealed a significant association of PAL activity with stress susceptibility index

    Keywords: Antioxidant, Malondialdehyde, Linseed, Proline, Soluble sugars