فهرست مطالب

  • پیاپی 23 (پاییز و زمستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/12/01
  • تعداد عناوین: 14
|
  • کاظم راغبی*، محمد محمدرضایی صفحات 11-42

    یکی از مهم ترین براهین اثبات وجود خداوند، استدلال جهان شناختی ست. تقریر های سنتی استدلال جهان شناختی، که مبتنی بر اصل علیت و اصل جهت کافی است، همواره چالش های فراوانی را پیش روی خود داشته است. از این رو، این برهان در طول تاریخ خود، همواره در حال تطور و بازنگری بوده است. یکی از تقریرهای معاصر از این استدلال، که برای رهایی از این چالش ها صورت بندی شده است، «استدلال جهان شناختی جدید» است. این تقریر تلاش دارد با بهره از نظریه های جهان های ممکن، مفاهیم وجهی و اصل جهت کافی حداقلی، تقریری متفاوت و منطقی از استدلال جهان شناختی ارائه دهد. بر اساس این تقریر جدید از استدلال جهانشناختی، بدون نیاز به اصل جهت کافی حداکثری و بدون نیاز به اصل علیت، وجود خداوند برای جهان هستی اثبات می شود، در نتیجه بسیاری از نقدهای سنتی، بر این استدلال وارد نخواهد بود. در این مقاله ابتدا به تبیین اصطلاحات فنی این استدلال خواهیم پرداخت و سپس صورت بندی استدلال را توضیح داده و در انتها برخی از مهم ترین نقدها به این استدلال را مطرح خواهیم کرد.

    کلیدواژگان: براهین اثبات وجود خدا، جهان های ممکن، اصل جهت کافی حداقلی، مفاهیم وجهی، استدلال جهان شناختی جدید
  • بیتا نخعی، حسین کلباسی اشتری* صفحات 43-72

     یکی از مفاهیم مورد بحث در فرااخلاق که در سیاق های اخلاقی بسیار به کار می رود و نقش مهمی در صدور داوری اخلاقی دارد، مفهوم الزام یا وظیفه است که از مفاهیم هنجاری محسوب می شود. از فیلسوفانی که به این مفهوم پرداخت و آن را غیر قابل تقلیل و متمایز از مفاهیم ارزشی می دانست، ویلیام دیوید راس است. او بسیاری از مباحث اخلاقی خود را تحت تاثیر اندیشه های پریچارد بیان داشت؛ از این جهت تبیین دقیق دیدگاه پریچارد در فهم نظریه اخلاقی راس دارای اهمیت بسیار است. لذا، نوشتار حاضر در صدد است تا دیدگاه فرااخلاقی و شهودگرایی راس را در پرتو اندیشه پریچارد به روش تطبیقی- توصیفی و تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای مورد مداقه قرار دهد که در چه مواردی از او تاثیر پذیرفته و آیا می توان به رغم این تاثیرها نظر او را دیدگاهی بدیع محسوب نمود. در نهایت تحقیق حاضر نتیجه می گیرد راس علیرغم تاثیر زیادی که از پریچارد پذیرفته، سعی کرده مشکلات آن دیدگاه را برطرف کند و بر اساس مبانی فلسفی خود نظریه وظیفه در نگاه نخست را ارائه و تمایز میان الزام و خوب اخلاقی را توجیه کند.

    کلیدواژگان: واژگان کلیدی: راس، شهودگرایی، الزام، پریچارد، وظیفه در نگاه نخست
  • شهین اعوانی* صفحات 73-100

    لایب نیتس فیلسوفی عقل گراست که فلسفه ا ش نظام مند ، منسجم ولی متفاوت با سایر عقل گرایان است . اکثر عقل گرایان ، مخالف دیدگاه ارسطو هستند. در این مقاله اختلاف منظر آنها با ارسطو و دیدگا ه مدرسی بر سر موضوع « جوهر » مد نظر قرار گرفته و به این سئوال ها پاسخ داده شده است که چرا لایب نیتس، بر خلاف سایر عقل گرایان، مخالفتی با ارسطو ندارد ؟ چگونه منادولوژی لایب نیتس علیه دکارت و تعریف او از جوهر دو گانه نفس و ماده مطرح شده است؟ تفاوت مناد و جوهر ارسطویی در تفکر لایب نیتس چیست؟ لایب نیتس مناد ها را « اتم های حقیقی طبیعت » می داند. منادها عناصر اصلی و بنیادی عالم ، موجودات مجرد و بسیط ، شبیه خداوند یعنی خالق خویش اند . هر مناد جوهری کوشاست. در این صورت آیا خدا هم مناد است ؟ در مقاله چگونگی نسبت میان مناد و جوهر و خدا تبیین شده است .

    کلیدواژگان: عقل گرایان، ارسطو، دکارت، لایب نیتس، جوهر، مناد
  • محمود صوفیانی، محسن باقرزاده مشکی باف* صفحات 101-132

    کانت در کتاب بنیاد مابعدالطبیعه اخلاق به وضع اصطلاحات استراتژیکی همچون اراده آزاد، خودآیینی، قانون عقل، وظیفه و نسبت پیچیده میان آن ها می پردازد که بنیاد آموزه اخلاق، حق و سیاست کانت را شامل می شوند. در این بین نه تنها اخلاق خود بر اساس کشمکش میان اراده و قانون ایجاد می شود بلکه اخلاق در نسبتی دوسویه و دیالکتیکی بنیاد شکل گیری اراده آزاد، خودآیینی و متحقق کننده ی مابعدالطبیعه درون انسان به عنوان غایت نیز هست. اما زمانیکه این موجودات خودآیین سعی به ایجاد اجتماع و تشکیل وضع اخلاقی-مدنی با قوانین مشترک براساس ضمانت اخلاقی می گیرند در ساحت بیرونی اسیر دیگری ای خواهند شد که خویش را دارای آزادی مطلق می داند و در این ساحت، آزادی من هیچ ضمانتی نخواهد داشت. بنابراین آدمی بایستی پای به وضعی دیگر گذارد که تمامی حقوق او در آن دارای ضمانت خارجی باشد که آن چیزی جز وضع حقوقی-مدنی نیست. بنابراین آدمی برای حفظ اخلاق (و به تبع آن خودآیینی و آزادی خویش) از وضع اخلاقی-مدنی که صرفا تحت نظارت الزام درونی است به وضع حقوقی-مدنی وارد می شود که تمامی تکالیف دارای الزام و قانون گذاری خارجی هستند.

    کلیدواژگان: کانت، اخلاق، حق، آزادی، وضع اخلاقی-مدنی، وضع حقوقی-مدنی
  • هادی فنایی* صفحات 133-162
    در این جستار، به بسط پذیری معارف وحیانی و گشودگی زمینه ارتباط انسان با منبع وحیانی - الهی بر پایه سه ساحت اندیشه های فلسفی و عرفانی اندیشمندان مسلمان و نیز قرآن و متون روایی پرداخته شده است. حکما و عارفان مسلمان معتقدند ولایت به منزله روح این جهان و مجرای فیض الهی است و همچنین باطن و جوهره نبوت است. انسان کامل با ارتقای وجودی و سیر باطنی و زدایش حجاب های گونه گون از نفس خویش در مرتبه نخست به مقام ولایت الهی می رسد. در چنین مرحله ای ولی خدا به ملا اعلی متصل و مرتبط می گردد و حاصل این ارتباط و اتصال گشوده شدن باب گنجینه معارف وحیانی به روی او است. از طرفی ولی خدا مجرای فیض الهی تا لحظه وقوع قیامت است. هر کمال و خیری ازجمله معرفت و معنویت عرشی و قدسی در پرتو ولایت ولی خدا به انسان می رسد. همان گونه که گستره ولایت در نظام تکوین تا دامنه قیامت جریان دارد و حضور ولی خدا در جهان همیشگی است، ازاین رو معارف وحیانی نیز به تبع حضور ولی خدا در عالم تا آستانه واقعه قیامت بسط می پذیرد. بسط پذیری معارف وحیانی از پیامدهای استمرار ولایت محسوب می گردد و این بسط پذیری منافاتی با خاتمیت پیامبر اعظم (ص) ندارد؛ بنابراین بسط معارف وحیانی اختصاص به دوره انبیا و اوصیا ندارد و جایگاهی است که برای هر انسانی با لحاظ شرایط ویژه ازجمله طهارت درون و سعه وجودی گشودگی دارد. بسط ناپذیری وحی رسالی و تشریعی با ختم نبوت امری قطعی است.
    کلیدواژگان: وحی، انسان، ارتباط، ولایت و معارف وحیانی
  • سیدرضا موذن*، محمدمهدی مشکاتی صفحات 163-195

    چکیده تناهی ابعاد پیش فرض تصدیقی بسیاری از رهیافت های فلسفی است. بر این اساس فیلسوفان مسلمان به این مساله توجه بسیار نشان داده اند. تنها ملاصدرا در چهار بحث مهم اثبات محرک بلا متحرک، اثبات واجب الوجود، اثبات ملائکه عقلی، فرق بین جسم زمینی و اخروی از تناهی ابعاد به عنوان مقدمه استدلال استفاده کرده است. اما تبار و ساختار این مساله به درستی مشخص نیست. عده ای این مساله را در طبیعیات و عده ای آن را در الهیات دسته بندی کرده اند. میرداماد بر کسانی که این مساله را جزء طبیعیات دانسته اند تاخته است. قوشجی بر سه دلیل اثبات کننده آن (سلمی، ترسی و حفظ النسبه) اشکال وارد می کند. این مقاله با تکیه بر دیدگاه های عبدالرزاق لاهیجی تناهی ابعاد را می کاود. ابتدا ساختار دقیق این مساله را تحلیل می کند و صورتبندی دقیق مساله را نشان می دهد تا از کژتابی و ابهام زبانی و ذهنی مساله را بپیراید. پس از آن این مساله را تبارشناسی می کند. این نوشتار نشان می دهد بهتر است این مساله در تعلیمیات مورد بررسی قرار گیرد لاهیجی از میان سه برهان اثبات کننده تنها برهان حفظ نسبت را خالی از هر خللی می شناسد و دو برهان دیگر را اخص از مدعا می داند. با این حال اشکالات قوشجی را رد می کند. این مقاله تطورات علمی در این سه برهان را رصد می کند و به عنوان نوآوری در استدلال آوری آن را گزارش می کند.

    کلیدواژگان: عبدالرزاق لاهیجی، برهان سلمی، برهان ترسی، برهان حفظ النسبه
  • عباس اسالم*، حسین فقیه صفحات 197-224
    در سنت فلسفی اسلامی بحث از واقعیت در سه مبحث اصالت وجود و ماهیت، مبحث نفس الامر و مساوقت شیئیت با وجود متبلور است. با جستجو در این مباحث دانسته می شود که برخی متفکران، عالم واقع را مساوی و عده ای دیگر آن را اعم از وجود دانسته اند. شهید صدر در زمره گروه اخیر قرار می گیرد. ایشان با طرح این ادعا که عالم واقع وسیع تر از وجود است برخی مفاهیم چون وجود رابط، معدومات، حسن و قبح افعال، لوازم ماهیات و معقولات ثانی فلسفی را متحقق در این عالم دانسته است و در عین قائل شدن به خارجیت این مفاهیم، خارجیت آنها را به واسطه وجود نمی داند. ایشان با استدلال بر قضایای صادقی که موضوعات آنها از ابتدا به حمل اولی ذاتی، هم در ذهن و هم در خارج، معدوم فرض شده اند و همچنین با اثبات اتحاد ظرف عروض و ظرف اتصاف در معقولات ثانی فلسفی و در ادامه با طرح معقولات ثانیه ای که نمی توان آن را در عالم وجود محقق فرض نمود، به اثبات عالم واقع وسیع تر از وجود می پردازد. منتهی شدن به ارتفاع نقیضین، امکان جایگزینی عالم ذهن به جای عالم واقع از جمله انقادات وارد بر دیدگاه ایشان است پژوهش پیش رو سعی دارد با جستجو در آثار ایشان ماهیت و حدود و ثغور عالم واقع را از منظر شهید صدر روشن نموده، به بررسی و نقد استدلالات ایشان بر این ادعا بپردازد.
    کلیدواژگان: شهید صدر، وجود، واقعیت، نفس الامر
  • محمدجواد پاشایی* صفحات 225-246

    شناخت حضوری شناختی است که در آن، معلوم، حقیقت شیء بوده و خود بعینه نزد عالم حاضر می-گردد. هرچند این معرفت در هر دو ساحت معرفت شناختی و هستی شناختی امکان بررسی دارد، لکن تامل در بعد هستی شناختی آن، ضرورت افزونتری را فراروی یک پژوهشگر فلسفی قرار می نهد. مطالعه هستی شناسانه علم حضوری در ضمن مختصاتی چون «وجودی بودن علم حضوری»، «ذو مراتبی علم حضوری» و «اتحاد یا وحدت اجزای علم حضوری» از یافته های نگارنده در تحلیل بعد هستی شناختی این معرفت به شمار می رود. بسیار حائز اهمیت است که بدانیم وصول به این یافته ها در حکمت متعالیه تنها از همپوشانی احکام علم با احکام وجود، ناشی شده است. همچنانکه خاصیت تشکیک پذیری علم حضوری نیز محصول همین همپوشانی می باشد. وحدت یا اتحاد میان اجزا (حسب اقسام مختلف علم حضوری)، از نتایج دیگر تبیین هستی شناسانه علم حضوری در نگاه صدرایی به شمار می رود. تاکید می شود که روی آورد تحلیلی توصیفی مساله علم حضوری با نظر به بررسی بعد هستی شناختی آن، این نوشته را از سایر پژوهشهای موجود در این حوزه که ناظر به ارزش معرفت شناختی علم حضوری اند، متمایز ساخته است.

    کلیدواژگان: علم حضوری، مساوقت علم حضوری و وجود، تشکیک پذیری علم حضوری، اتحاد، وحدت
  • بهرام علیزاده* صفحات 247-275
    آزمایش های لبیت -علی الادعا- نشان می دهند که فرآیندهای ناآگاهانه مغزی، قبل از آنکه از آنها باخبر شویم، تصمیم های ما را شکل می دهند. برخی بر اساس این مطالعات تجربی مدعی شده اند که ما فاقد اراده آزاد هستیم. در این مقاله سه پاسخ به این مدعا ارائه شده است: نخست، بسیار محل تردید است که افعال مورد مطالعه در آزمایش های لیبت نمونه کامل افعالی باشند که آزاد شمرده می شوند. چنین افعالی در بهترین حالت نمونه های نازلی از افعال آزاد بشمار می آیند. دوم اینکه، لیبت مفاهیمی مثل "میل" و "قصد" را جابجا بکار می برد درحالی که تفسیری جایگزین از داده های لیبت می گوید آنچه شرکت کنندگان از خود گزارش می کنند تنها میل به حرکت است و نه قصد یا تصمیم به حرکت. و سوم اینکه، نتایج لیبت تهدیدی مستقل بر ضد اراده آزاد بشمار نمی آیند بلکه صرفا تکرار این مدعا هستند که تعین گرایی با آزادی جمع-شدنی نیست. از این جهت، این آزمایش ها نمی توانند دلیلی بر ضد همسازگرایی به شمار آیند.
    کلیدواژگان: آزمایش های لیبت، اراده آزاد، پتانسیل آمادگی، تصمیم آگاهانه، همسازگرایی
  • محمدرضا بیات*، محمدحسین کلاهی صفحات 277-301

    معناشناسی مفاهیم اخلاقی، بداهت و تعریف پذیری یا تعریف ناپذیری آنها از زمره مباحث فلسفه تحلیلی اخلاق است. در این مقاله تلاش کرده ایم تا با تکیه بر معناشناسی فیلسوفان تحلیلی اخلاق معاصر از مفاهیم اخلاقی، دیدگاه علامه حلی را به عنوان یکی از متکلمان امامیه که بیش از دیگران به مباحث فلسفه اخلاق پرداخته است، توضیح داده و بررسی کنیم. اگرچه علامه حلی مانند آدامز از فیلسوفان تحلیلی اخلاق معاصر، مفاهیم خانواده «ارزش» را از مفاهیم خانواده الزام «تفکیک» نکرده است، ولی مانند جورج مور مفاهیم اخلاقی را بسیط و در نتیجه، غیر قابل تعریف حدی می داند. البته، برخلاف مور که تنها مفهوم خوب اخلاقی را غیرقابل تعریف می داند، اولا هر دو مفهوم «خوب» و «بد» یا حسن و قبح را بدیهی و غیر قابل تعریف می داند، ثانیا به مدد مفهوم «استحقاق ستایش و نکوهش» از آنها تعریفی رسمی ارائه داده و معتقد است که این نوع تعریف، منافاتی با بداهت آنها ندارد. همچنین، وی همچنین مفاهیم «خوب» و «بد» اخلاقی را از خوب و بد زیبایی شناختی جدا کرده و تا حدودی، به تمایز جان لاک میان کیفیات اولیه و ثانویه نزدیک شده است.

    کلیدواژگان: معناشناسی مفاهیم اخلاقی، ارزش و الزام اخلاقی، مور، حلی
  • ابراهیم علی پور*، جواد دانش صفحات 303-326
    نسبت میان وجوب علی و مسئولیت اخلاقی از درازدامنه ترین مباحث دهه های اخیر در میان فیلسوفان اخلاق غرب بوده است. مقاله پیش رو می کوشد تا در گام نخست نقشه جامعی از الگوهای مختلف این متفکران را در پاسخ به مسئله اخیر ارائه و سپس تقریرهای ناسازگارگروانه از آن را تبیین و بررسی نماید. آنچنان که خواهیم دید دیدگاه مختار تعین گرایان سخت و راه حل مورد نظر اختیارگرایان به سبب اشکالات و کاستی-هایی چون تنزل عامل های اخلاقی، تخریب مفهوم مسئولیت اخلاقی و یا میان تهی نمودن مفهوم کنترل در عامل اخلاقی چندان کارامد نبوده است . بعد از بررسی می توان اذعان کرد، هنوز هم رهیافت فیلسوفان مسلمان از قوت بیشتری برخوردار است. اندیشمندان مسلمان اگرچه چندان اقبالی به بحث مستقل و مستوفایی از مسئولیت اخلاقی نداشته اند، اما در کنار طرح مباحث پراکنده ای در خصوص منشاء و قلمرو مسئولیت انسان، به موضوع اختیار عامل اخلاقی در کشاکش با دو محظور علم و اراده پیشین الهی و نیز ضرورت سابق علی توجه جدی داشته و اصولا کوشیده اند تا تقریری سازگارگرایانه و منسجم در این باب ارائه کنند.
    کلیدواژگان: وجوب علی، ناسازگارگرایی، اختیارگرایی، مسئولیت اخلاقی
  • بهروز محمدی منفرد* صفحات 327-354
    سوپروینینس به معنای فرارویدگی، ابتناء و ترتب بوده و عبارت از نوعی نسبت و ارتباط نامتقارن بین دو دسته از ویژگی های خاص و متفاوت مثل A و B است. به این صورت که دو دسته از ویژگی ها مثل A و B به نحوی ارتباط و وابستگی وجودی دارند که تغییر در ویژگی A بدون تغییر در ویژگی B ممکن نیست و ویژگی A تنها در صورتی بر ویژگی B سوپروین (مبتنی و مترتب) می شود که تغییر در ویژگی A مستلزم تغییر در ویژگی B باشد. این مقاله به دنبال بررسی و نقد استدلال از طریق سوپروینینس در رد واقع گرائی اخلاقی است. جان مکی با استفاده از سوپروینینس اخلاقی - به عنوان یک مقدمه- استدلالی در مقابل واقع گرائی اخلاقی ارائه می کند. سایمون بلک برن این استدلال را در مقابل واقع گرائی اخلاقی توسعه داد. او آثاری را منتشر کرد که بر اساس آنها، این استدلال در حوزه طبیعی اشکالات و نگرانی هائی برای واقع گرائی اخلاقی ایجاد می کند و بنابراین پروجکتیویسم رد می شود. او برای استدلال خویش از ترکیب دو نظریه سوپروینینس اخلاقی و فقدان استلزام بهره می برد و به این نتیجه می رسد که واقع گرائی اخلاقی نمی تواند "ممنوعیت جهان های ترکیبی" را تبیین کند، ولی ناواقع گرائی اخلاقی از عهده این کار برمی آید. البته واقع گرایانی از قبیل راس شفر لانداو به این استدلال پاسخ داده اند و در مقابل ادعا کرده اند که امکان سوپروین شدن اوصاف اخلاقی بر امور توصیفی وجود دارد. در این نوشتار - با تمرکز بر استدلال سایمون بلک برن- ابتدا گزارشی از سوپروینینس و قلمرو آن به حوزه اخلاق ارائه می شود. سپس استدلال از طریق سوپروینینس در نقد واقع گرائی اخلاقی تبیین و تحلیل می شود. در نهایت این استدلال توسط واقع گرا پاسخ گفته می شود. نتیجه این پژوهش این خواهد بود که نمی توان با کمک چنین استدلالی به راحتی واقع گرائی اخلاقی را رد کرد، هر چند همچنین به معنای پذیرش واقع گرایی اخلاقی نیز نیست.
    کلیدواژگان: سوپروینینس، واقعگرائی اخلاقی، ناواقعگرائی اخلاقی، بلکبرن
  • ابوالفضل توکلی شاندیز*، سیدحسن اسلامی اردکانی، سیداحمد فاضلی صفحات 355-385

    این مقاله می کوشد به تامل در مورد نسبت اخلاق و روایت با تاکید بر آرای پل ریکور، فیلسوف بزرگ فرانسوی بپردازد. به این منظور پس از نگاهی اجمالی به مفهوم و نظریه های روایت و طرح پیشینه موضوع در مورد نسبت اخلاق و روایت، به سراغ نسبت روایت و اخلاق در آرای ریکور می رود. به این منظور پس ارائه برداشت ریکور از روایت، کلیات آرای اخلاقی وی را مورد بررسی قرار می دهد و می کوشد روشن سازد که آرای اخلاقی وی در گستره اخلاق هنجاری چه جایگاهی دارد. در نهایت مهم ترین نسبت هایی که بین روایت و اخلاق در آرای ریکور برقرار هستند را شرح می دهد. نتیجه اینکه تمام ابعاد نظرات ریکور در زمینه اخلاق در ذیل نسبت آن با روایت نمی گنجد، اما نقش روایت در تکوین و انتقال اخلاق بسیار مهم است. از جمله اینکه روایت بنیان «خویشتن» بوده، موجب می شود بتوان «دیگری» را در زندگی «خویشتن» دخالت داد و حضور دیگری، خود سرآغاز اخلاق است. همچنین روایت شیوه انتساب کنش و لذا پذیرش مسئولیت اخلاقی است. اهمیت دیگر روایت برای اخلاق این است که محمل تخیل و در نتیجه تخیل اخلاقی است. در نهایت اینکه روایت نقش مهمی در پرورش حکمت عملی دارد چراکه فرصتی را برای تفکر در موقعیت پدید می آورد و همچنین امکان آموزش و انتقال اصول اخلاقی را فراهم می سازد.

    کلیدواژگان: اخلاق روایت، پل ریکور، هویت روایی، اخلاق فضیلت، اخلاق وظیفه باور
  • حسین اسفندیار*، زهرا نجفی، مهدی ذاکری صفحات 387-409
    حیث التفاتی بعنوان مفهومی محوری در فلسفه ذهن، در کانون گفتگوهای فلسفی قرار دارد.چگونگی امکان حیث التفاتی و نیز نحوه تعین محتوای ذهنی از مسائل مهم حیث التفاتی است و تبیین آن مبتنی بر مبانی مختلف فلسفی تفاوت می کند. تاکنون تحقیق درخوری درباره حیث التفاتی محتوا از منظر فلسفه اسلامی خصوصا به قرائت معاصر آن صورت نگرفته است. بدلیل قرابت مفهوم حیث التفاتی با مفاهیم «وجود ذهنی» و «علم»، میتوان این مفهوم را در سیاق فلسفه صدرایی با قرائت علامه طباطبایی مطرح کرد و لذا برای نخستین بار در این مقاله نشان داده شده است که میتوان با طرح این مفهوم و مسائل مربوط به آن و استنطاق مبانی فلسفی علامه طباطبایی، پاسخی نو برای مسئله امکان حیث التفاتی و تعین محتوای ذهنی جست. بطور خلاصه باید گفت کاشفیت ذاتی علم و تجرد آن پاسخگوی امکان حیث التفاتی مفاهیم ذهنی ما بوده و محتوای ذهنی، با توجه به نحوه انتزاع خاص هر علم حصولی از واقعیت محکی خود، متعین می گردد و به تعبیر دیگر محکی هر مفهوم و گزاره ای، محتوای آنرا متعین و مشخص می کند.
    کلیدواژگان: حیث التفاتی، تعین محتوا، علم، وجود ذهنی، علامه طباطبایی
|
  • Kazem Raghebi *, Mohammad Mohammadrezaie Pages 11-42

    One of the most important arguments for the existence of god is the cosmological argument. Traditional developments of cosmological argument, which are based on the casual principle and principle of sufficient reason, have always faced many challenges. Hence, this argument has been constantly evolving throughout its history. "a new cosmological argument" is one of the contemporary versions of this argument, which is formulated to get rid of these challenges. This version attempts to provide a different and logical version of the cosmological argument, and this do by using the theories of possible worlds, modal notions and the theory of weak version of principle of sufficient reason. According to this new version of the cosmological argument, the necessity of God's existence for the universe is proved without the need for the strong version of principle of sufficient reason and without the need to prove the casual principle. Consequently, many of the traditional criticisms will be no objection to this argument. In this article, we will first explain the technical terms of this argument, then describe its formulation, and in the end we will discuss some of the most important critiques of this argument.

    Keywords: argument for the existence of god, possible worlds, weak version of principle of sufficient reason, modal notions, New Cosmological Argument
  • Bita Nakhaei, HOSSEIN Kalbasi Ashtari * Pages 43-72

    One of the concepts discussed in meta ethics which is applied in moral situations and has an important role in moral judgments, is obligation or duty which is normative. William David Ross was a philosopher who talked about this subject in detail and differentiated this concept with that of value. He was highly influenced by Prichard’s thoughts, therefore it is important to scrutinize his moral ideas. This paper tries to examine his intuitionism and meta ethical view in light of Prichard’s thoughts. The method of this research is comparative- analytic, and has used books and on line resources in order to see in what extent he accepted Prichard’s ideas and in what extent we can call his thought new. Finally, this research concludes that although Ross was was highly influenced by Prichard, he could overcome his difficulty and bring up his new idea about primafacie duties and differentiate the concept of obligation with that of good according to his meta ethical views.

    Keywords: Ross, intuitionism, obligation, Prichard, prima facie duty
  • Mahmoud Sufiani, Mohsen Bagherzadeh Meshkibaf * Pages 101-132

    In the book of Groundwork of the Metaphysics of Morals, Kant deals with postulating strategic terms such as free will, autonomy, the law of reason, the duty, and the complex relationship between them, which incorporate in kant's thought the base of the doctrine of Kant's ethics, law, and politics. In the meantime, not only moral is itself based on a struggle between will and law, but also moral is in a Double-sided dialectical relationship the foundation of the formation of a free will, autonomy, and realization metaphysics within man as an end. But when these autonomy beings try to create a community and form ethical-civil state with common rules based on moral guarantee In the outside world, they will be captured by another who believes in absolute freedom, In this area, my freedom will not be guaranteed. Therefore, one has to enter another situation in which all his rights are guaranteed by a external warranty, which is nothing but a juridico-civil state. Therefore, mankind, in order to preserve morality (and consequently its autonomy and freedom)from The ethico-civil state, which is merely subject to internal control, enters the juridico-civil state All duties are subject to external Legislation.

    Keywords: Kant, Moral, Right, Freedom, ethico-civil state, juridico-civil state
  • Hadi Fanaei * Pages 133-162
  • SeyedReza Moazzen *, MohamadMahdi Meshkati Pages 163-195

    Finiteness of dimensions is the confirmation default of many philosophical approaches. This article based on Abdul Razzaq Lahiji's views addresses this issue. First, it analyzes the exact structure of the problem and shows the exact formulation of the problem to remove structural ambiguity and linguistic and subjective ambiguity, after that identifies this problem. This article suggests that it is better to examine this issue in teachings, although in realization, the philosophers have categorized this issue in natural sciences and theology. As a judge between classifying this issue in natural sciences and theology, Mir Damad's view that is classification in theology is underlined by the article. This article, in reasoning for the scientific recognition of finiteness of dimensions analyzes three arguments of its six_ dimensional arguments that are close to exit based on Lahiji's view. Among these three arguments Lahiji considers only the argument of maintaining the relation empty of any impediment and considers the other two arguments specifically from the claim. This article monitors the scientific evolution in these three arguments and reports it as an innovation in its reasoning.

    Keywords: Sollami argument, Torsi argument, maintaining of relation argument, finiteness of dimensions, Abdul Razzaq Lahiji
  • Abbas Asalem *, Hosein Faghih Pages 197-224
    In Islamic philosophy tradition the discussion of reality in three aspects of priority of existence and fact itself are crystalized.it will be understood by searching in those topics that some thinkers believe that reality world equal and some others recognize them as a part of existence. Shahid Sadr will be categorized in latter group. He by providing this claim that reality world is more developed than existence. Some implications like copulative existence, none existing, and rightness and badness of action and consequential property of quiddity and philosophical secondary intelligible can be seen in this world and by accepting its objectivity of this implication , they do not accept its objectivity of its existence. He base on true issues in which topics from the beginning were assumed tautological predication in both mind and existence as a none existing matter and also by proving the unity of occurrence and container of qualification in philosophical secondary intelligible and by providing secondary intelligible that we cannot assume it in existence world, try to prove vast reality world from existence . reaching to contradiction and replacement of world of mind with reality world is one of possible criticism upon this point of view. Following research tries by delving in his works, clarify essence and finiteness of reality world from point of view Shahid Sadr and also tries to analyze his argument upon this claim.
    Keywords: Shahid Sadr, existence, reality, the fact itself
  • Mohammadjavad Pashaei * Pages 225-246

    Knowledge by presence is cognition in which, object known, is the truth of the object, and it turns out to be apparent to the knower. Although this knowledge is possible in both the epistemological and ontological fields, but consideration of its ontological dimension leads to a more explicit need for a philosophical scholar. The ontological study of the knowledge by presence, along with the coordinates of "the existence of knowledge by presence "," being hierarchical and the unity of the components of the Knowledge by presence ", are from the author's findings in the analysis of the ontological dimension of this knowledge . It is very important to know that the acquisition of these findings in the transcendentalist wisdom is due only to the overlapping of the rules of knowledge with the provisions of existence. As the hierarchical Features of the knowledge by presence is also the product of this overlap. The unity or identity between components (according to the different types of knowledge by presence from the other results, the ontological explanation of the knowledge by presence is in Sadra's view. It is emphasized that the descriptive analytic study of the knowledge by presence, in consideration of its ontological dimension, has distinguished this article from other studies in this field that are based on the epistemological value of knowledge by presence.

    Keywords: knowledge by presence, concomitance of knowledge by presence with existence, Gradation of knowledge by presence, unity, union
  • Bahram Alizade * Pages 247-275
    Abstract Libet’s experiments, showing that we become aware of our intention to act only after we have unconsciously formed it. Based on these experimental studies, Some claim that we do not possess free will. This paper offers three responses to this claim; First, it is doubtful that actions studied in the Libet’s experiments are ideal exemplars of free will. They are at best ‘degenerate’ examples of free will. Second, Libet uses such terms as ‘urge’ and ‘intention’ interchangeably. An alternative interpretation of Libet’s results says, what the subjects were required to report was not a conscious intention or decision to act, but rather a perceived urge to move. Third, Libet’s results do not constitute a separate challenge to our freedom. It is merely rehearsing the claim that determinism is incompatible with free will. So, Libet’s experiments provide no evidence against compatibilist notion of free will. Keywords: Libet’s experiments, Free will, Readiness potential, Conscious decision, Compatibilism.
    Keywords: Libet’s experiments, Free will, Readiness potential, Conscious decision, Compatibilism
  • Mohammadreza Bayat *, Mohammadhossein Kolahi Pages 277-301

    The semantics, e.g. self-evidence and (in)definability, of moral concepts is one of the considered subjects on Ethics. In this article, we shall try to explore al-ʿAllāma al-Ḥillī's views, as a theologian (mutakallim) considering his moral viewpoints more clearly than his predecessors, on the subject and explain it accordance with the contemporary debates. Unlike Adams, the moral philosopher, although he does not distinguish between moral value and that of obligation, he believes, like Moore, that the moral values are simple and indefinable by ḥaddī definition. It should be noted that unlike Moore claiming that merely “Good” is indefinable, firstly, Ḥillī, I think, believes that both “Good” and “Evil” are like that. Secondly, he asserts a rasmī definition praise and blame desert (istiḥqāq al-madḥ wa al-dhamm). It can be understood from his views that the definability by rasmī definition and self-evidence are compatible. Besides, he takes apart moral values from that of aesthetic. His distinction is similar to that of John Lock separating Primary Qualities from Secondary Qualities.

    Keywords: Semantics of Moral concepts, moral value, obligation, Ḥillī, Moore
  • Behruz Muhammadi * Pages 327-354
    The main purpose of this article is to defend the position of moral realism, that is to defend this general approach to which moral characteristics and attributes are part of the outside world and at least some of the moral propositions are true. To this end, it is first necessary to criticize moral nonrealism arguments and to respond. One of the arguments of moral nonrealism versus moral realism has been formulated through Supervenience. John Mckie and Simon Blackburn, with the help of Supervenience, have argued in defense of moral realism and rejection of moral realism. In this paper we seek to explain, analyze and criticize this argument. So, first, we explain the nature of Supervenience and its domain to the field of ethics, then analyze Blackburn's argument through Supervenience in a critique of moral realism and finally, will criticize this argument.The result of this research is that moral realism is more acceptable than ethical falsehoods.
    Keywords: Supervenience, moral realism, moral nonrealism, Blackburn
  • Abolfazl Tavakoli Shandiz *, Hasan Eslami, Ahmad Fazeli Pages 355-385

    This paper tries to reflect on the relationship between ethics and narrative, i.e. "narrative ethics", emphasizing the ideas of a great contemporary French philosopher, Paul Ricoeur. For this purpose, after a review of literature regarding narrative and narratology, and then “ethics and narrative”, investigates the relationship between these two from viewpoint of Ricoeur. To do this, his conception of narrative is discussed. Then by introducing the generalities of his moral theory, Ricoeur’s ideas are compared with some major theories of normative ethics. Finally, it is tried to elaborate the ethical aspects of narrative in his writings. It is concluded that, despite the fact that the concept of "narrative ethics" cannot encompass all aspects of Ricoeur's views on ethics, it is, in some respects, of great importance to his ethical views. These include: narrative as the foundation of self; the means of involving "the other" in our life; as a method of attribution of action; as a means of imagination; a poetic mediator between "is" and "ought"; and, finally, the importance of narrative to deepen the virtue ethics, the cultivation of practical wisdom, as well as learning moral principles.

    Keywords: Narrative ethics, Paul Ricoeur, narrative identity, Virtue Ethics, deontological ethics
  • Hossein Esfandiar *, Zahra Najafi, Mahdi Zakeri Pages 387-409
    Intentionality is a key concept in philosophy of mind which has been the subject of many discussions of contemporary philosophy. How can Intentionality be possible and how can mental content be determined? It is one of the main issues there which is approached differently based on different philosophical backgrounds. The paper at hand analyzes-and for the first time, Intentionality according to Allame Tabatabii`s philosophical theories. In This content according to philosophical theories of Allame Tabatabii, not only it is possible to talk about “Intentionality”, but also to find some new answers to its possibility and determination of mental content. It will be a causal explanation which can’t be possible without rejecting materialistic view about the nature of knowledge.The casual theories try to naturalize Intentionality according to casual relationships but The theory of knowledge in Allame`s philosophy reject This overview. from the basis of each object in the world, our represntations can be determinate.
    Keywords: Intentionality, Allame Tabatabii, Knowledge, Mental content