فهرست مطالب

  • سال بیست و چهارم شماره 2 (پیاپی 92، تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/11/24
  • تعداد عناوین: 7
|
  • حمیدرضا مهاجر*، جواد حبیبی تبار صفحات 5-34

    ولی امر در حکومت اسلامی دارای اختیاراتی است که یکی از آن‎ها در حوزه مسائل جزایی، حق عفو مجازات های حدی است. تتبع در کتب فقهی این نکته را به دست می دهد که مشهور فقها در ابواب مختلف حدود و به صورت پراکنده به طرح این بحث پرداخته و حق عفو را با شرایطی برای معصوم به رسمیت شناخته‌اند. تاکنون به صورت متمرکز و به مثابه یک قاعده فقهی به موضوع حاضر توجه نشده و هم‎چون سایر قواعد فقهی از ضوابط آن سخن به میان نیامده است. اما با توجه به برپایی حکومت اسلامی و لزوم تدوین فقه حکومتی، قاعده‎ انگاری این مساله و تبیین حدود و ثغور آن، ضروری به نظر می‎رسد.این مقاله با پیش انگاری جواز اجرای حدود در زمان غیبت و با تفصیل میان ثبوت جرم با اقرار و بینه، تلاش می کند حق عفو رهبر حکومت اسلامی در جرایم حدی را به عنوان یک قاعده مطرح کند و از این رهگذر، برخی عناوین مرتبط با آن از جمله «مستندات قاعده»، «اشتراط یا عدم اشتراط توبه در مشروعیت عفو»، «قلمرو قاعده در حق الله و حق الناس» و نیز «وجود حق عفو اقرارکننده به جرم حدی» را برای ولی امر جامعه اسلامی بیش از پیش مورد کاوش قرار دهد.

    کلیدواژگان: ولی امر، مجازات های حدی، قواعد فقهی، اختیارات ولی فقیه، اجرای حدود
  • محمدهادی مفتح* صفحات 35-58

    جهاد از فروع فقهی است که مورد بحث بسیاری قرار گرفته است. فقیهان، این فرع فقهی را در قالب دو قسم آورده‏اند که همانا جهاد دفاعی و جهاد ابتدایی می‏باشد. این مقاله از زاویه استراتژی و راهبرد سیاست خارجی حکومت اسلامی، به بررسی مبانی قرآنی جهاد ابتدایی در پرتو سیره منقول رسول اکرم 9 و آموزه قرآن، پیرامون پیشنهاد صلح پرداخته است. آن چه حاصل شده است، این که مطابق ادله مبتنی بر قرآن و سیره پیامبر اسلام، استراتژی اسلام در حوزه روابط بین الملل بر صلح استوار است، نه جنگ و قرآن به مسلمانان دستور می‏دهد، حتی اگر جنگی در گرفت، آن گاه که دشمن پیشنهاد صلح داد، بلافاصله صلح را بپذیرند.

    کلیدواژگان: روابط بین الملل، جنگ و صلح، جهاد ابتدایی، فقه سیاسی، حکومت اسلامی
  • محسن خردمند* صفحات 59-84

    تبیین جایگاه فقهی شفافیت اطلاعات دولت، محور مطالعات این جستار بوده و به دنبال یافتن پاسخ به این سوال که «اقتضای اصول، قواعد و ادله فقهی پیرامون دسترسی آزاد به اطلاعات دولت چیست؟» این نوشتار به انجام رسید. گرچه در سال‎های اخیر، برخی محققین به موضوع شفافیت در منابع دینی پرداخته ‎اند، اما هنوز جوانب این بحث از منظر فقه به شکل کامل روشن نگردیده است و همین امر ضرورت تحقیق فقهی در اطراف این موضوع را روشن می‎سازد. پژوهش پیش رو مبتنی بر فرضیه محدودیت شفافیت اطلاعات حکومت انجام شد و تحقیقات صورت‎ گرفته به روش اجتهادی مرسوم در آیات کتمان، مشورت، نهی از منکر و ادای امانت، روایات واردشده پیرامون اظهار علم، مشورت، پرهیز از حضور در مواضع تهمت، شیوه حکومتی امیر المومنین و...، سیره عملی معصومین: و قواعد فقهی بر خلاف پیش‎فرض نخست، لزوم شفافیت در معنای موسع را نتیجه داد. در ادامه با عداد استثناءات شفافیت، راه کار فقهی سنجش مرجحات باب تزاحم، به عنوان راه حل تزاحم پیش‎ آمده در مصالح و مفاسد متقابل، ارائه گردید.

    کلیدواژگان: شفافیت اطلاعات، حکومت اسلامی، دسترسی آزاد به اطلاعات
  • سیدسجاد ایزدهی* صفحات 85-114

    مصلحت به مثابه روی‎کردی پیشینی در فقه، ملاک جعل سیاست‎های کلان در سیاست خارجی نظام اسلامی قرار گرفته و به مثابه روی‎کرد پسینی، علاوه بر این‎ که کاربست آن درگرو ضوابط عامی چون حفظ نظام در عرصه نظامی و انتظامی، استقلال کشور، نفی سلطه بیگانگان، هم‎ گرایی در نظام بین‌ الملل و دورماندن از ضرر قرار داده شده است، تدبیر امور، اولویت‎ گذاری در سیاست‎ها و حل تزاحمات را عهده‎ دار شده و منافع جامعه اسلامی بر محور غایات اسلامی را در عرصه‎های کلانی چون امنیت، اقتصاد و حقوق، مورد بررسی قرار داده است. بلکه با وجود کاربست مصلحت در همه نظام‎ ها و مکاتب سیاسی، نظام سیاسی اسلام به‎ واسطه ضوابط و ملاک ‎های حاکم بر شریعت و اخلاق‎ محوری، گونه مصلحت ‎ورزی متفاوتی از سایر مکاتب یافته و در عرصه بین‎ الملل از مصلحت‎ ورزی‎های سایر نظام‎ها متمایز خواهد شد. این تحقیق درصدد است، در راستای تبیین سیاست‎ های کلان نظام اسلامی در عرصه بین ‎الملل، بر اساس روی‎ کرد توصیفی تطبیقی و استنتاجی، معیارها و عرصه ‎های مصلحت‎ ورزی در سیاست خارجی نظام اسلامی را مورد عنایت و بررسی قرار داده و علاوه بر استناد به مبانی فقه شیعه، امتیاز این‎گونه مصلحت ‎ورزی نسبت به نظام‎ های دیگر را نشان دهد. بر این ‎اساس، فقه شیعه قادر است بر اساس قرائت بومی (شیعی) و مبتنی بر منابع و مبانی شیعی از مصلحت و برگرفته از آموزه‎ های فقه شیعه در کتاب جهاد، در سیاست خارجی دولت اسلامی، از عنصر مصلحت، به گونه مطلوب استفاده کرده و کارآمدی فقه در نظام اداره جامعه را در عرصه‎های مختلف امنیتی، حقوقی و مالی به اثبات برساند.

    کلیدواژگان: مصلحت، سیاست خارجی، نظام اسلامی
  • نجف لک زایی، هادی جلالی اصل * صفحات 115-134

    یکی از چالشی ‎ترین مباحث فقه سیاسی دوران معاصر، بحث از وجوب یا حتی جواز انقلاب و تشکیل حکومت اسلامی بوده است. بخشی از این مناقشات، مربوط به مساله شک در قدرت براندازی حکومت پهلوی و اداره جامعه پس از تشکیل حکومت و وظیفه مکلف در این مقام است. به نظر می‌رسد در رابطه با این مناقشه، نظریه خاص امام خمینی‌1 در رابطه با چگونگی ‌توجه خطاب به مکلفین؛ یعنی نظریه خطابات قانونی و لازمه آن؛ یعنی عدم شرطیت قدرت در تکلیف، تاثیر مستقیم بر عمل‎کرد ایشان در مسیر انقلاب اسلامی داشته است. این مقاله با بررسی تاثیرات احتمالی نظریه خطابات قانونی امام خمینی بر انقلاب اسلامی، در دو صورت «شک در قدرت» و «علم به عدم قدرت»، به این نتیجه می‎رسد که مبنای اصولی امام خمینی برای مشروعیت انقلاب، لازمه نظریه خطابات قانونی در رابطه با شرطیت قدرت در جایی که علم به امکان تحصیل قدرت است، می‎باشد.

    کلیدواژگان: امام خمینی، انقلاب اسلامی، فقه سیاسی، شرطیت قدرت در تکالیف، نظریه خطابات قانونی
  • محمدعلی میرعلی*، محمدناصر عارفی صفحات 135-160

    «مقابله به ‌‌مثل» در روابط بین‌الملل و سیاست خارجی کشورها همواره مورد توجه بوده است. این اصل ریشه قرآنی دارد و در مباحث فقهی، تحت عنوان قاعده فقهی مقابله به‌‌مثل مطرح شده است. این نوشتار به‎ دنبال واکاوی شیوه‌ های کاربرد آن در روابط بین الملل از منظر قرآن با روش توصیفی تحلیلی توام با تفسیر است. از دیدگاه قرآن کریم، مقابله به‌ مثل در تمامی امور؛ اعم از مثبت و منفی به‎ ویژه در عرصه جنگ و صلح در حوزه سیاست خارجی کاربرد دارد و این کتاب آسمانی، راهبردهای به کارگیری آن را فراروی دولت اسلامی قرار داده است تا بر‌اساس مصالح و اولویت‌های موجود آن را در تعامل و روابط با دیگران به کار گیرد. یافته‌ های تحقیق نشان می‌دهد، توصیه قرآن نسبت به مقابله به مثل با دیگران در امور نیک و مثبت جبران احسن آن‎ها است، اما در امور منفی و در برابر کشوری که روابط خصمانه با دولت اسلامی دارد، توسل به اقدام متناسب متقابل است. در این باره اجتناب از زیاده‌ روی به‎ویژه نسبت به غیر نظامیان و نیز استفاده از روش‌های غیر انسانی توصیه شده است.

    کلیدواژگان: مقابله به مثل، دولت اسلامی، سیاست خارجی
  • محمدعلی محمدی* صفحات 161-189

    جامعه انسانی به حکومت نیاز دارد. در متون اسلامی نیز بر ضرورت تشکیل حکومت اسلامی تاکید شده است. با بررسی قرآن کریم می توان به راه کارهای تقویت حکومت اسلامی دست یافت. هدف از این مقاله استخراج مولفه‌ های قرآنی تاثیرگذار بر تقویت حکومت اسلامی است. تحقیق نشان می دهد فرهنگ و مدیریت جهادی مولفه‌ های قرآنی تاثیرگذار در تقویت حکومت اسلامی هستند که در بنیان های فکری مقام معظم رهبری نیز جایگاه ویژه‌ای دارند. سوال اصلی مقاله این است که: «در سپهر اندیشه مقام معظم رهبری، راه کارهای قرآنی تقویت حکومت اسلامی چیست؟». از بررسی آیات قرآن کریم و دیدگاه های مقام معظم رهبری در می یابیم برای تقویت حکومت اسلامی، باید به فرهنگ و مدیریت جهادی و مولفه ‎های آن توجه شود. فرهنگ جهادی در مولفه های خدا محوری، ولایت پذیری و اخلاق‎ مداری تبلور می یابد؛ چنان که مدیریت جهادی با مولفه ‎های دشمن شناسی، تعاون، خدمت گزاری، خستگی ناپذیری و سرعت عمل تحقق می‎یابد. این پژوهش به لحاظ نوع تحقیق، توصیفی تحلیلی است.

    کلیدواژگان: حکومت اسلامی، مدیریت جهادی، فرهنگ جهادی، آیت الله خامنه ای، اندیشه سیاسی
|
  • HAMIDREAZ MOHAJER*, Jawād Habibi Tabār Pages 5-34

    The legal guardian in Islamic government is of certain authorities one of which in penal matters is the right or power to grant pardon to those who are subject to legal (prescribed) punishments. Researches into the books of Islamic jurisprudence reveal the point that the majority of Muslim jurists have had sporadic discussions on different penal issues and have recognized the Immaculate Imams as having the right to pardon the prescribed penalties under certain conditions. So far, the issue in question has not been taken into account as a jurisprudential rule in an organized and orderly manner and has not been spoken of its criteria as done in relation to other jurisprudential rules. Given the establishment of the Islamic government and the necessity of formulating governmental fiqh, it seems necessary to consider the issue in question as rule-governed and to explain its boundaries. The article, presupposing that there are permissions to administer punishments at times of Occultation, along with ascertaining the crime by means of sufficient evidence, tries to propose that the leader of the Islamic government is granted the right to pardon the prescribed punishments, thereby certain issues related to this , including documents and evidence for the rule, stipulation or lack of stipulation of repentance regarding the legitimacy of pardon or amnesty, the question whether the scope of the rule extended to cover such domains as the right of God or right of people and the right to be pardoned by the legal guardian of the one who profess to commit prescribed penalties are explored in this article.

    Keywords: legal guardian, prescribed punishments, jurisprudential rules authorities of the Muslim guardian jurist, administer the punishments
  • MohammadHadi Mofatteh* Pages 35-58

    JihÁd, a holy war for the cause of Allah, as being one of the jurisprudential ramifications, has been subject to debates among Muslim scholars. Muslim jurisprudents have divided this type of jihÁd in into two types: defensive jihÁd and initiative jihÁd (al jihÁd al 'ibtidÁi (a case when fighting is initiated by Muslims). From the perspective of strategy and foreign policy of the Islamic government, this article studies the Qur’Ánic foundations of initiative war in the light of transmitted life-story of the Prophet Muhammad (peace be upon him and his progeny) and the QurÞÁnic teachings. The findings show that according to the arguments based on the Holy Qur’an and the life-style of the Prophet Muhammad, the Islamic strategy in the field of international relations is grounded on peace not on war and accordingly the Holy Qur’an orders Muslim to immediately make peace if the enemy ceases its hostility.

    Keywords: international relations, war peace, initiative war, political fiqh, Islamic government
  • mohsen kheradmand* Pages 59-84

    This essay seeks to elucidate the jurisprudential status of the Islamic State’s information transparency in order to provide an answer to the question “what do the jurisprudential principles, rules and arguments require regarding free access to the data and information provided by the Islamic State?” Although in recent years some researchers have dealt with the issue of transparency in religious sources, various aspects of the issue have not yet been thoroughly clarified from the jurisprudential perspective. This makes clear the fact that it is essential to make a research into this subject from the jurisprudential point of view. The present research, being based on the thesis of limitation in access to the data provided by the government, has been conducted drawing upon the so-called established individual reasoning – as regards to the Qur’anic verses dealing with concealment, consultation, forbidding the evil, maintaining trust, the traditions regarding acknowledgement of knowledge, avoiding false accusations, the Commander of the Faithful’s way of governance and the practical life-style of the Immaculate Imams (peace be upon them) and jurisprudential rules – unlike the first presupposition -- result in the idea of necessity of transparency in its wider sense. Apart from making a reference to a number of exceptions of transparency, the article goes on to present the jurisprudential strategy for the measurement of preferences between contradicting jurisprudential issues as the solution for the conflict between the interests and whatever which violates the essential values of religion.

    Keywords: information transparency, Islamic government, free access to information
  • seyedsajjad izedehi* Pages 85-114

    Expediency as an á priori approach in jurisprudence, is taken to be a criterion of designing policies on a large scale in the foreign policy of the Islamic system and, as á posteriri approach, in addition to its application in view of certain general principles such as maintaining the Islamic system in military and disciplinary realms, the country’s independence, denial of the foreigners’ dominion, convergence of countries at an international level and prevention of harms, management of affairs, setting priorities in policies and resolving the conflicts, the common interests of the Islamic community on the basis of the Islamic ends in some such wider realms as security, economy, and rights. Given the application of expediency in all political systems and schools of thought, Islamic political system, due to the criteria and norms of the Islamic Law (ShariÝah) and morality, has taken a form of expediency different from other schools of thought and can be distinguished from the expediencies of other systems at an international level. While explaining the large-scale policies of the Islamic system at an international level, this research work seeks to study the criteria and realms of expediency in the foreign policy of the Islamic system and show the advantage of this type of expediency over other systems drawing upon descriptive-analytic and deductive approach. Accordingly, based on the ShiÝi readings, sources and principles, the ShiÝi jurisprudence is able to make the best use of the expediency originating in the doctrines of ShiÝi jurisprudence found in the Book of JihÁd, in the foreign policy of the Islamic state, showing that Islamic fiqh is quite efficient in running the society in various security, legal and financial realms.

    Keywords: expediency, foreign policy, Islamic system of government (regime)
  • Najaf Lakzāi, Hadi JalaliAsl* Pages 115-134

    Discussions on the necessity or even permissibility of revolution and of forming an Islamic government has been a challenging issue in political fiqh of the contemporary world. Part of these disputes is concerned with the problem of ability of overthrowing the Pahlavi regime and running the society after the establishment of government and the duty of the legally competent to undertake religious obligations in this regard. It seems that in relation to this dispute, Imam Khomeini’s particular idea concerning the way in which the legal order is addressed to the legally competent persons, i.e. the theory of legal orders and its implication; that is, the idea of power as not being the condition for religious obligation (taklif) has had a direct effect on their functions in direction of the Islamic Revolution. This article, having studied the possible effect of Imam Khomeini’s theory of legal orders on the Islamic Revolution in two forms, i.e. “doubts on power” and “knowledge of the lack of power” comes to the conclusion that Imam Khomeini’s fundamentalist principle on which the legitimacy of revolution is based is essential to the theory of legal orders in connection with the idea of power as a condition in cases where knowledge of the possibility of gaining power is conceivable.

    Keywords: Imam Khomeini, Islamic Revolution, political fiqh, power as being a condition for religious obligations, the theory of legal orders
  • mohammadali mirali*, M. Naser Arefi Pages 135-160

    Retaliation” has always been the focus of attention in international relations and the countries’ foreign policies. This principle has its roots in the Holy QurÞan, being raised in jurisprudential discussions under the title of a jurisprudential rule of retaliation. This article seeks to explore the ways in which retaliation is applied in international relations from the Qur’anic perspective drawing upon descriptive-analytic method along with interpretation. From the Qur’anic point of view, retaliation in all affairs, whether of positive or negative kind, has certain applications particularly in connection with peace and war in the realm of foreign policy. This divine Book has provided the Islamic state with the approaches to retaliation and its application in accordance with the existing interests and priorities in interactions and relations with others. The findings of the research show that the Holy QurÞan advises the Islamic state to react in a more positive way against other states in their good and positive acts. However, in cases where countries show their hostility and take harsh measures against the Islamic state, retaliation can be an appropriate policy. However, suggestions have been made that one should avoid using every extreme kind of retaliation as well as non-humane measures, especially against the civilians.

    Keywords: retaliation, Islamic state, foreign policy
  • MuhammadAli Muhammadi* Pages 161-189

    A human society is in need of a government. In Qur’anic texts, emphasis has been made on the formation of an Islamic government. One can have access to the strategies of strengthening the Islamic government by studying the Holy Qur’an. This article aims to identify the Qur’anic elements influencing on the strengthening of the Islamic government. The research shows that culture and jihÁdi management are the QurÞanic elements contributing to the strengthening of Islamic government. These elements are of particular stance in the intellectual foundations of the Grand Leader, Ayatollah Khamenei. The basic question of this article is that “in the sphere of the Grand Ayatollah Khamenei’s thought, what are the Qur’anic strategies for strengthening the Islamic government?” The present research shows that through studying the verses of the Holy QurÞan and the Grand Leader, Ayatollah Khamenei’s views, one can find that in order to strengthen the Islamic government, attention has to be focused on the jihÁdi culture and management and their constituents. JihÁdi culture is crystalized in such constituent elements as theocentrism, the acceptance of authority, and moralism. On the other hand, JihÁdi management can be realized by means of enemy recognition, cooperation, service of others, indefatigability, and reflex (speed). In terms of methodology, the research is a descriptive-analytic.

    Keywords: Islamic government, JihÁdi management, JihÁdi culture, Ayatollah Khamenei, political thought