فهرست مطالب

  • سال چهارم شماره 12 (پاییز 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/09/10
  • تعداد عناوین: 6
|
  • سمیه بهرامیان، محمدعلی نادی*، فریبا کریمی صفحات 7-52

    مطالعه حاضر با هدف شناسایی مولفه های شادی در اسلام و اعتباریابی آن به منظور گسترش شادی در مدارس با استفاده از رویکرد ترکیبی پژوهش به انجام رسید. در مرحله کیفی پژوهش از روش تحلیل مضمون و در مرحله کمی از روش پیمایش استفاده گردید. در مرحله کیفی منابع و متون اسلامی و در مرحله کمی مدیران مدارس مقطع ابتدایی کشور به عنوان جامعه آماری پژوهش مورد مطالعه قرار گرفتند. شیوه نمونه گیری در مرحله کیفی پژوهش هدفمند و در مرحله کمی نمونه گیری تصادفی است. داده های پژوهش در مرحله کیفی از طریق تکنیک تحلیل متن و با توجه به فرایند تحلیل داده در روش تحلیل مضمون (کدکذاری، استخراج مضامین و ترسیم شبکه مضامین) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند و در مرحله کمی به منظور اعتباریابی ابزار سنجش از رویکرد تحلیل عاملی تاییدی استفاده شده است. به منظور اعتباریابی داده ها در مرحله کیفی پژوهش از دو روش توصیف غنی و ثبت سوابق ممیزی و کدگذاران مستقل و در مرحله کمی از روش اعتبار محتوا (صوری و نسبت روایی محتوا) و اعتبار سازه استفاده گردید. یافته های پژوهش در مرحله کیفی نشان دهنده این است مفهوم شادی در اسلام در قالب سه مضمون فراگیر بینش معطوف به شادی (بینش الهی، متافیزیکی و مادی)، زیست معطوف به شادی (زیست مادی و معنوی) و کنش های معطوف به شادی (کنش های مناسکی، عاطفی و اجتماعی) سازمان دهی گردیدند. یافته های مرحله کمی پژوهش بیانگر این است که شاخص های اعتبار همگرا و ممیز دلالت بر اعتبار ابزار سنجش مولفه های مدرسه شاد اسلامی داشتند.

    کلیدواژگان: شادی، اسلام، مدرسه شاد، اعتباریابی
  • نیره رحمانی*، نیکو دیالمه صفحات 53-78

    پژوهش حاضر با هدف طراحی الگوی رهبری حکمت محور از منظر اسلام در سازمان های آموزشی با استفاده  از رویکرد کیفی با روش تحلیل مضمون صورت گرفته است.  به منظور دستیابی به هدف مذکور، ابتدا بر اساس منابع قرآنی و روایی به صورت هدفمند مفهوم حکمت شناسایی و سپس از طریق روش تحلیل مضمون به طراحی الگوی رهبری حکمت محور پرداخته شد، جامعه آماری در بخش اعتبار بخشی الگوی طراحی شده محققان، موسسان، مدیران و معلمان مدارس خاص بودند  که به روش نمونه گیری هدفمند، 30 نفر در پژوهش حاضر شرکت داشتند. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته بود که از اعتبار و روایی مناسبی برخوردار بود. یافته های حاصله حاکی از این است که الگوی رهبری حکمت محور از چهار عامل (عقلانیت وحیانی، استحکام بخشی ناظر به واقع، پیشگیری رشدمدار، عملیاتی سازی بهنگام) و سیزده مولفه تشکیل شده است. از این رو الگوی حاضر می تواند راهنمای عمل رهبران در مواجهه با مسائل پیچیده و چندبعدی محیط های آموزشی باشد تا از طریق اعمال نفوذ و هدایت معطوف به هدف در کلیه امور معرفتی و عملی محیط آموزشی با بهره گیری از عقلانیت وحیانی و نگاه پیشگیرانه مبتنی بر رشد تصمیم گیری نموده و استحکام ناظر به واقعیت را در تمامی ابعاد محیط آموزشی مدنظر قرار دهند.

    کلیدواژگان: رهبری، حکمت، سازمان های آموزشی، اسلام، رهبری حکمت محور
  • محمد عبدالرحیمی، حیدر سهرابی* صفحات 79-118

    یکی از روش های ادیان آسمانی برای تربیت انسان و اصلاح مسیر حرکت او «تنبیه» است. در محیط های آموزشی و حرفه ای نیز تنبیه راهکاری برای اصلاح مسیر متربیان و کارکنان و دستیابی به اهداف سازمانی است. با توجه به وجود سازوکار تنبیه در محیط های آموزشی و حرفه ای و بروز آسیب های احتمالی و نیز نبود الگویی جامع برای آن، تحقیق حاضر، در پی تبیین اهداف، اصول و روش های تنبیه اسلامی و ارائه الگویی بر اساس آیات قرآن کریم و کلام امام علی (ع) است. پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و به روش تحلیل مضمون انجام شد. آیات قرآن و کلام امیر مومنان به عنوان جامعه تحقیق و روایات ناظر به اهداف، ضرورت ها و روش های تنبیه، به عنوان نمونه تحقیق مورد استفاده قرار گرفتند. برای مطالعه ادبیات تحقیق از نرم افزارهای قرآنی و حدیثی استفاده کردیم. سازماندهی مطالب با نرم افزار «سیتاوی» و کدگذاری با نرم افزار «مکس کیودا» انجام شد. در فرایند تحلیل مضامین، سه نوع کد گذاری باز، محوری و انتخابی انجام دادیم. در فرایند تحلیل مضامین قرآنی، به تفسیرهای معتبری همچون تفسیر نمونه، المیزان، نور و الجامع لاحکام القرآن مراجعه و استناد کردیم. بررسی آیات قرآن و کلام امام علی (ع)، نشان داد که سازوکار تنبیه دارای «اهداف»، «آداب و اصول» و «روش های متعدد» است؛ افزون بر این تنبیه غیرعالمانه و غیرعادلانه آفات و آسیب های فراوانی در پی دارد. برخی از «آداب و اصول تنبیه به شیوه اسلامی» عبارت اند از: تعادل در تنبیه و تناسب آن با مقدار خطا؛ پرهیز از تنبیه بیش از ظرفیت؛ توجه به احوال و شرایط تنبیه شونده؛ تنبیه همراه با رفق و نرمی؛ پرهیز از تنبیه در حالت خشم؛ اجرای تنبیه به صورت مرحله ای و آغاز آن از مراتب خفیف؛ پرهیز از تنبیه پس از «تنبه و اظهار پشیمانی»؛ عجله نکردن در تنبیه و به تعویق انداختن آن؛ پرهیز از تکرار زودهنگام تنبیه؛ تفهیم و تبیین دلیل تنبیه و مصداق تنبیه. به منظور پیشگیری از آفات و آسیب های تنبیه، آموزش مبانی نظری در حوزه «آداب و اصول تنبیه» و «انواع روش های موثر و متناسب» و نیز آموزش کارگاهی و عملیاتی چگونگی اجرای تنبیه، به تمامی مدیران و مسئولان ضرورت دارد.

    کلیدواژگان: الگوی تنبیه، قرآن، سیره علوی، تربیت، اهداف تنبیه، اصول تنبیه، روش های تنبیه
  • سمیه غلامی*، مختار ذاکری، فاطمه زینلی صفحات 119-142

    هدف از پژوهش حاضر بررسی شیوه های تقویت و تعمیق فرهنگ نماز در فرزندان است. مطالعه حاضر به شیوه کیفی، از نوع تئوری زمینه ای است که با مشارکت 25 نفر از والدین موفق در امر نمازخوان نمودن فرزندان مقطع متوسطه دوم شهرستان بندرلنگه ،به روش نمونه گیری هدفمند انجام شده است. ابزار جمع آوری داده ها مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته بود. تجزیه ‏‎ ‎و تحلیل داده ها ‏در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام شد و سرانجام مدلی با توجه به شرایط، زمینه و راهبرد ارائه شد. اعتبار مطالعه با استفاده از بازرس خارجی و اعتبارسنجی از طریق اعضا، صورت پذیرفت.‏‎ نتایج حاصل از مدل نهایی حاکی از آن است که شرط لازم جهت جذب فرزندان به نماز داشتن عزمی راسخ برای تربیت دینی فرزندان است. این شرط کلی، در برگیرنده عوامل زمینه ساز از قبیل ایجاد نگرش دینی در زندگی، الگوسازی، یکسانی عقیده و رفتار و ارتقای رشد شخصی است. راهبردهای مورد استفاده والدین در گستره ای از اقداماتی قبل از تولد، تا اقدامات قبل از سن تکلیف ، اقدامات حین و بعد از سن تکلیف فرزندان قرار می گیرد. جهت کنترل متغیرهای مداخله گر در مسیر تربیت، اتخاذ سبک والدگری مثبت و موثر، کسب مهارت های حل مسئله و ایمن سازی محیط از جمله اقدامات کارآمد والدین است. درمجموع نمازخوان شدن فرزندان در مرحله اول  مستلزم برنامه ریزی، مطالعه و پیگیری دقیق مرحله به مرحله والدین است.

    کلیدواژگان: تربیت دینی، نماز خواندن، والدین، شیوه های موفق، تئوری زمینه ای
  • محسن فرمهینی فراهانی*، سینا فروزش، محمدرضا مشمول حاجی آقا صفحات 143-178

    هدف از این پژوهش  تبیین نابرخورداری های معنوی و اقسام مواجهه با نیاز متربی از دیدگاه مولانا  در راستای تحقق حیات طیبه تدوین شده است روش پژوهش تحلیل محتوای ابیات بود. جامعه تحلیل،مجموعه کتابها، شرحها و مقالات پیرامون آثارمولانا بوده است که به طور هدفمند بر مبنای مقولات پژوهش نمونه گیری و مورد مطالعه قرار گرفت. واحدهای تحلیل ابیات مرتبط بود که ابتدا مشخص سپس مقوله بندی  و مورد بحث قرار گرفت و در نهایت معدودی از نابرخورداری های معنوی و انواع مواجهه با نیاز و تاثیر آن در تربیت انسان بیان شد و همزمان با فرایند جمع آوری داده ها به طور پیوسته داده های حاصله مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته های حاصله حاکی از این است که شناخت ابعاد نابرخورداری های معنوی  برگرفته از آموزه های تربیت عرفانی اسلامی آن چیزی است که سالک و مربی  بایستی از آن آگاه شوند،  که اهم آن آگاهی از اصالت در ساحات حیات و پاسخ به نیاز هر ساحت فراخور آن و همچنین اصالت مصداق هر ساحت  است .و وصول به مطلوب درسایه ی توجه به نابرخورداری های معنوی مد نظر مولانا و عزم به تعالی با عناصر مستخرج از آثار وی ممکن و میسر می شود .چرا که برخورداری از ساحات حیات به معنی میزان بهره مندی از نهایت کارکرد هر ساحت است، در ادامه،این پژوهش، بر انواع مواجهه پاسخ به نیاز متمرکز شده و در هفت قسم پاسخ به نیاز های متربی تشریح و مصداق یابی شده است و سعی شده  نظام تعلیم وتربیت را بدین مهم متوجه گرداند که وصول به حیات طیبه در تعلیم وتربیت اسلامی با ارضا و انجام اصیل نیازها میسر خواهد شد .

    کلیدواژگان: نابرخورداری های معنوی، تربیت، مولانا، نیاز متربی، حیات طیبه
  • یگانه کلاگر، معصومه باقرپور* صفحات 179-194

    هدف پژوهش حاضر، بررسی تاثیر آموزش با مدل تغییر مفهومی بر نگرش  به مرگ در دانش آموزان دختر پایه دهم دوره متوسطه شهر بندرگز در سال تحصیلی 98-1397 بود. بنابراین روش پژوهش، شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دختر پایه دهم دوره متوسطه مشغول به تحصیل در مدارس شهرستان بندرگز (به تعداد 200 نفر) است که از بین آن ها تعداد 60 نفر (دو گروه 30 نفری) با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به دو گروه آزمایشی و کنترل تقسیم شدند. گروه آزمایشی در کلاس درس طی 6 جلسه 90 دقیقه ای تحت آموزش توسط یک معلم باسابقه درس معارف اسلامی بر اساس روش آموزش مدل تغییر مفهومی شش مرحله ای قرار گرفتند. ابزار گردآوری داده ها در این پژوهش پرسشنامه سنجش نگرش  به مرگ وونگ و همکارانش (1994) بود. جهت تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کواریانس چندمتغیره با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 24 استفاده شد. یافته ها نشان داد که میان نگرش  به مرگ و مولفه های آن از جمله ترس از مرگ، اجتناب از مرگ، پذیرش خنثی، پذیرش گرایشی و پذیرش اجتنابی دانش آموزان بعد از آموزش با مدل تغییر مفهومی در دو گروه کنترل و آزمایش در مرحله پس آزمون تفاوت معناداری وجود دارد؛ بنابراین آموزش با مدل تغییر مفهومی بر نگرش  به مرگ در دانش آموزان تاثیر معناداری داشته است.

    کلیدواژگان: مدل، مفهومی، نگرش و مرگ
|
  • Somayyeh Bahramian, MohammadAli Nadi*, Fariba Karimi Pages 7-52

    The purpose of this study was to identify the components of happiness in Islam and to validate it in order to promote happiness in schools using a mixed research approach. In the qualitative stage of the research, the thematic analysis method was used, and in the quantitative stage the survey method was used. The statistical population of the study consisted of Islamic sources and texts in the qualitative stage, and the elementary school principals of Iran in the quantitative stage. The sampling method was purposive in the qualitative stage of the research, and random sampling in the quantitative stage. The research data were analyzed in qualitative stage through text analysis technique and according to the data analysis process in thematic analysis method (coding, theme extraction and drawing thematic network); and in the quantitative stage, the confirmatory factor analysis approach was used to validate the measurement tool. In order to validate the data at the qualitative stage of the study, two methods of rich description and providing audit records and independent coders were used. Content validity (face and content validity ratio) and construct validity were used in the quantitative stage. The findings of the qualitative stage of the study indicated that the concept of happiness in Islam was divided into three global themes: happiness-oriented insights (divine, metaphysical and material insights), happiness-oriented life (spiritual and physical life), and happiness-oriented actions (ritual, emotional, and social actions). The findings of the quantitative stage of the research indicated that convergent and divergent validity indices proved the validity of the tools for measuring components of a happy Islamic school.

    Keywords: Happiness, Islam, Happy School, Validity measurement
  • Nayere Rahmani*, Nikoo Dialame Pages 53-78

    The purpose of this study is to design a Wisdom-Based Leadership Model (WBLM) from an Islamic perspective for educational organizations, using qualitative approach and thematic analysis method. In order to achieve this goal, the concept of wisdom was purposefully identified based on the Quranic and narrative sources, and then WBLM was designed through thematic analysis method. In assessing the validity of the designed model, the statistical population included researchers, founders, administrators, and teachers of special schools, among whom 30 subjects were selected through purposeful sampling. Data collection tool was a valid and reliable in-depth semi-structured interview. The findings indicated that WBLM is composed of four factors (revelatory rationality, realistic empowerment, growth-oriented prevention, and timely operationalization) as well as thirteen components. Thus, WBLM can guide leaders in dealing with complex and multidimensional issues in educational settings. In this way, they can make timely decisions through targeted influence and guidance in all the epistemic and practical affairs of the educational environment, using revelatory rationality and growth-oriented preventive perspective, and consider realistic empowerment in all aspects of the educational environment.

    Keywords: leadership, wisdom, schools, Islamic teachings (instructions), wisdom-based leadership
  • Mohammad Abdolrahimi, Heydar Sohrabi* Pages 79-118

    One of the methods of the heavenly religions to train man and modify his course of action is "punishment". In professional and educational settings too, punishment is a strategy to modify the path of students and employees and to achieve organizational goals. Given that there are punitive mechanisms in educational and professional settings and the potential for harm, and regarding the lack of a comprehensive model for it, this study seeks to explain the objectives, principles, and methods of Islamic punishment, and to provide a model based on the verses of the Holy Quran and Imam Ali's words. The researchers used qualitative approach and thematic analysis method. The verses of the Holy Quran and the words of Imam Ali(PBUH) were used as research community. Therefore, verses and narratives about the objectives, necessities and methods of punishment were purposefully selected and studied as research samples. We used Quranic and hadith-related softwares to study the research literature. Research literature was organized with Citavi software and coded with MaxQDA software. In the process of thematic analysis, three types of coding were used: open coding, axial coding, and selective coding. In the process of analyzing the Quranic themes, valid exegeses such as Tafsir Nemuneh, Tafsir al-Mizan, and Tafsir Noor were cited. A review of the Quranic verses and the words of Imam Ali(PBUH) showed that the punishment mechanism has "objectives", "procedures and principles" and "multiple methods"; in addition, the unjust punishment may cause many disasters and harm. Some of the Islamic Punishment Principles are: balance in punishment;  and the proportionality of punishment with the wrongdoing; avoiding out-of-stamina punishment; attention to wrongdoer's circumstances; punishment with sympathy and pity; avoiding punishment in anger mood; step by step punishment; beginning punishment with a mild degree; avoiding punishment after "expressing regret"; avoiding rushing into punishment; postponing punishment; avoiding early repetition of punishment; explaining the reason of punishment; and instance of punishment. In order to prevent disasters and harms of punishment, it is necessary to instruct all directors and authorities the theoretical bases of "punishment procedures and principles" and "types of effective and proportionate punishment" as well as workshop and practical training on how to punish.

    Keywords: model of punishment, Alavi seerah (manner, words of Imam Ali(PBUH)), punishment principles, punishment methods
  • Somayeh Gholami*, Mokhtar Zakeri, Fatemeh Zeinali Pages 119-142

    The purpose of the present study is to investigate  the ways to strengthen and deepen praying culture in children. This is a qualitative research, on the basis of grounded theory method. The participants include 25 parents of a high school second grade students in Bander Lengeh. The selected parents were successful in educating their children to adhere to praying. The data were collected through semi-structured deep interview. Data analysis was carried out through three stages of open, pivotal and selective coding. Finally, a model was presented regarding conditions, grounds, and strategy. Validity of the study was provided by a non-member inspector and was evaluated by the members. The results of the final model indicated that parents should have a strong dedication to the religious development of their children in order to accustom them to ritual prayer. This general condition includes underlying factors such as creating a religious attitude in life, modeling, belief-behavior consistency, and promotion of personal growth. Strategies that parents can use are functions that they perform in the pre-birth age, pre-maturity age, maturity age, and post-maturity age of  their child(ren). The effective parenting measures in order to control the interfering variables in the training path are adoption of positive and effective parenting style, using problem solving skills and environment immunization. In general, children's adherence to praying does not accidentally and requires careful planning, study, and parental follow-up from pre-birth age of their offspring.

    Keywords: religious education, praying, parents, successful practices, grounded theory
  • Mohsen Farmahinifarahani*, Sina Foroozesh, Mohammadreza MashmoolHajiagha Pages 143-178

    The purpose of this study is to explain the spiritual deprivations and types of meeting the needs of students from Rumi's viewpoint to the realization of “Hayat-e Tayyebeh” (i. e. good life). The research method was content analysis of the verses. The research community consisted of a collection of books, commentaries and articles on Rumi's works that were purposefully sampled and studied based on the research categories. The units of analysis were correlated verses that were identified, categorized and discussed. Several spiritual deprivations and types of meeting the needs, and the impact of this process on human education were expressed. Data analysis was simultaneous with data collection. The findings suggest that understanding the dimensions of spiritual deprivations derived from the teachings of Islamic mystical education is what the seeker/student and trainer should be aware of; the important aspects of this understanding are: being aware of the authenticity of the different areas of life; responding the needs of each particular area properly; and also the authenticity of the exemplar of each area. Goal achievement is made possible by the consideration of the spiritual deprivations that were extracted from Rumi's views, and the determination to excellence using elements derived from his works, because being successful in different areas of life depends on using every aspect of life in its thorough capacity.  This research focused on the types of responses to the needs of students, and described seven types of such responses with illustrative examples. The researchers try to alert the authorities of education system that achieving  “Hayat-e Tayyebeh” will be possible through  the satisfaction and genuine fulfillment of needs.

    Keywords: spiritual deprivation, education, Rumi, needs of student, Hayat-e Tayyebeh
  • Yeganeh Kolagar, Masumeh Bagherpur* Pages 179-194

    This study aims to investigate the effect of teaching through Conceptual Change Model on the 10th-grade female high school students’ attitude toward death  in Bandargaz in the 2018-2019 academic year. The research method is quasi-experimental, with pretest-posttest design and control group. The statistical population of this study included all the 200 10th-grade female students studying in Bandargaz schools; among them 60 students were selected by simple random sampling, and were divided into experimental and control groups, each group with 30 members. The experimental group was taught in six 90-minute classroom sessions by an experienced Islamic sciences teacher who taught them through a six-step Conceptual Change Model. Data gathering tool was Death Attitude Questionnaire of Wong, Reker and Gesser (1994). Data analysis was done by multivariate analysis of covariance using SPSS-24 software. Findings showed that there was a significant difference between control and experimental groups in the posttest stage, so that it can be concluded that teaching through Conceptual Change Model has had a significant effect on the attitude of students toward death and its components (i.e., fear of death, avoidance of death, neutral acceptance, attitudinal acceptance, and avoidance acceptance).

    Keywords: conceptual, model, attitude, death