فهرست مطالب

تاریخ نامه ایران بعد از اسلام - پیاپی 21 (زمستان 1398)
  • پیاپی 21 (زمستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/12/01
  • تعداد عناوین: 6
|
  • وحید امامی جمعه، سیدمسعود سیدبنکدار* صفحات 1-32

    عنوان اموال دولتی اصطلاح تازه ای بود که پس از پایان استبداد صغیر و به منظور نظارت دقیق به تمامی اموال دولت ایران اعم از دستگاه سلطنت و دولت آن اطلاق شد. به عبارت دیگر، این اصطلاح برخلاف گذشته، اموال اختصاصی پادشاه را نیز در بر می گرفت. پیش از این، اصطلاح متداول برای این اموال واژه بیوتات سلطنتی بود. پس از این تغییرات، در مکاتبات رسمی از عنوان اموال دولتی استفاده می شد؛ اما عنوان ریشه دار بیوتات سلطنتی همچنان متداول بود. بیوتات مجموعه ای از واحدهای خدماتی دربار و مسئول رسیدگی به امور شخصی شاه بود که از دوره های پیش از سلسله قاجاریه نیز در دربار حکومت ها فعالیت می کردند و هر بخش از بیوتات متناسب با وظایف خود، اموالی در اختیار داشتند. دربار و بیوتات دوره قاجاریه که مسئول نگهداری اموال ارزشمند دربار بود، در کاخ گلستان قرار داشت و تشکیلات گذشته با تغییراتی نوین متناسب با نیازهای دوره قاجار شکل گرفتند. انتظام شکل گرفته در بیوتات از دوره مظفری به بعد نابسامان شد. در دوره احمدشاه نیز وضعیت اموال دولتی و نفیس کاخ گلستان و بیوتات نامناسب بود و صاحب جمعان مسئولیت خود را به درستی انجام نمی دادند و گاه خود جزو سارقین اموال دولتی بودند.پژوهش حاضر بر آن است تا با استفاده از اسناد تاریخی، وضعیت این اموال را در دوره احمدشاه بررسی کند و مشخص نماید اقدامات صورت گرفته توسط اهرم های نظارتی برای حفظ این اموال تا چه میزان موفقیت آمیز بوده است. روش تحقیق در پژوهش حاضر، کتابخانه ای و تطبیق و تحلیل منابع، به ویژه منابع اسنادی بوده است. در این تحقیق تاریخی، پس از جمع آوری اطلاعات لازم، به سازمان دهی اطلاعات و تجزیه وتحلیل آنها پرداخته شده است.

    کلیدواژگان: اموال دولتی، بیوتات سلطنتی، کاخ گلستان، احمدشاه، محاسبات بیوتات
  • محمدجعفر چمنکار* صفحات 33-59

    جزایر و بنادر خلیج فارس و دریای عمان در زمینه صادرات و واردات انواع کالا، نقش حیاتی را در اقتصاد ایران عصر پهلوی اول ایفا می کردند. با اشغال ایران در جنگ جهانی دوم، کرانه ها و پس کرانه های شمالی خلیج فارس و دریای عمان در سیطره کامل متفقین قرار گرفت. این فرایند مجموعه پیامدهای منفی را بر ساختار اقتصادی سرزمین های جنوبی ایران تحمیل نمود. هدف از این پژوهش، شناخت نتایج سوء و ویرانگر جنگ جهانی دوم بر حیات اقتصادی این حوزه آبی استراتژیک با تکیه بر مطالعه داده های اسنادی آرشیو سازمان اسناد و کتابخانه ملی، نشریات نظامی، اقتصادی و روزنامه های گوناگون ایران در این دوره می باشد. موقعیت ژئوپولتیک ایران و خلیج فارس سبب گردید تا ایران در موقعیت دشوار و حساسی در معادلات جهانی قرار گیرد. براین اساس به عنوان یکی از عمده ترین گذرگاه های انتقال تجهیزات به اتحاد شوروی انتخاب گردید. در تمام مدت جنگ بین المللی دوم، عناصر نظامی آمریکا و انگلستان، حضوری فعال و فراگیر در جزایر و بنادر شمال و جنوب خلیج فارس و دریای عمان داشته و در حقیقت عملا دولت ایران را از هر گونه قدرت مانور واقعی و سیاست نفوذ منطقه ای محروم نموده بودند. این وضعیت، تبعات منفی اقتصادی حضور بیگانگان را تشدید می نمود.

    کلیدواژگان: ایران، جنگ جهانی دوم، خلیج فارس و دریای عمان، جزایر و بنادر، اقتصاد، پیامدها
  • ولی دین پرست*، علیرضا کریمی، ناصر صدقی، علی قانعی زوارق صفحات 61-86
    با سقوط خلافت عباسی عرفا و علمای مسلمان، اندیشه های جدیدی را در باب حکومت و مشروعیت ابراز کردند. آنان تحت تاثیر اندیشه وحدت وجود ابن عربی، اندیشه هایی در باب انسان کامل و مقام خلیفه الهی انسان بیان نمودند. در قرن نهم هجری در دیدگاه عرفا، انسان به عنوان جلوه ای از حضرت حق و به عنوان بالاترین تجلی خدا مطرح و جایگاه شریفی پیدا کرد. در تفکر آنان پیامبر(ص) و بعد از ایشان ائمه شیعه (ع) و در عصر غیبت اولیای الهی به عنوان مصادیق انسان کامل و جانشین خدا بر روی زمین معرفی شدند. بدین سان شکل جدیدی از مشروعیت سیاسی در امر حکومت مطرح شد. سردمداران این جریان فکری عرفایی همچون ابن ترکه اصفهانی، شاه نعمت الله ولی، خواجه محمد پارسا، عبدالرحمن جامی و پیر جمال اردستانی بودند، آنان انبیا و اولیاء الهی را به عنوان انسان کامل شایسته تشکیل حکومت دانسته و در نبود آنان سلاطین زمان را جانشین خدا بر روی زمین معرفی کردند. برخی نیز خود را همان انسان کامل معرفی و مدعی حکومت شدند. بدین شکل با طرح اندیشه انسان کامل و مقام خلیفه الهی در آثار خود، باعث انسجام اندیشه عرفانی شدند. در این مقاله دیدگاه دو طیف از عرفا نسبت به مقام انسان کامل و رویکردشان به امر حکومت به شیوه تحلیلی و توصیفی با استناد بر منابع تاریخی مورد بررسی قرار گرفته است و با طرح این سوالات که چه عواملی باعث طرح اندیشه حاکمیت انسان کامل گردید؟ و این اندیشه تا چه اندازه ای موفقیت بدست آورده است؟ بر این مدعاست که اندیشه انسان کامل از سوی عرفای ایرانی در شرایط زمانی مطرح شد که خلافت عباسیان سقوط کرده، در نتیجه خلاء مشروعیت سیاسی فضا را برای بروز اندیشه های جدید از جمله اندیشه حاکمیت انسان کامل فراهم ساخته بود. و در نتیجه نشان داده شده که عرفا با طرح این اندیشه جایگزینی فراتر از خلافت عباسی در امر مشروعیت سیاسی پیدا کردند.
    کلیدواژگان: عرفا، انسان کامل، اندیشه سیاسی، ایران، قرن نهم هجری
  • محمد سلماسی زاده*، سجاد برزگر هفشجانی صفحات 87-115

    در دوران حکومت قاجاریه به ویژه در نیمه ی دوم سده نوزدهم کالاها و تولیدات خارجی به دلایل مختلفی نظیر نوآوری در تولید و برتری تکنولوژی و تفوق سیاسی- نظامی و غیره روانه بازار شهرهای بزرگ و کوچک ایران شد و موجد تغییراتی در سبک زندگی ایرانیان گردید. برخی از این محصولات خارجی از ابتدای ورود و عرضه در بازارهای کشور مورد استقبال و پذیرش مردم قرارگرفتند، برخی دیگر به مرور زمان پذیرفته شدند و تعدادی از این تولیدات و کالاها هم با اعتراض و مقاومت مردمی روبه رو گردیدند. از این رو چگونگی مواجهه و برخورد جامعه ی ایران با محصولات ماشینی جدید موضوع و سوال مورد مطالعه این مقاله خواهد بود. اطلاعات این پژوهش از داده های منابع مختلف کتابخانه ای استخراج گردیده و به روش عمدتا مرسوم در تحقیقات تاریخی، یعنی به صورت توصیفی- تحلیلی به بررسی چرایی و چگونگی کنش ها و واکنش های ناشی از این رخداد پرداخته است. بر پایه اطلاعات پژوهش حاضر می توان چنین استنتاج کرد که در پذیرش (واکنش مثبت) یا عدم پذیرش (واکنش منفی) تولیدات و کالاهای جدید اروپایی عواملی همچون: ناآشنایی مردم با محصولات جدید، احساس تحمیلی بودن این عناصر وارداتی، تعارض این عناصر با عادت ها و ارزش های فرهنگی و دینی غالب در جامعه، بهاء و منفعت اقتصادی و تداخل با مشاغل و تولیدات بومی اثرگذار بوده است. در حقیقت، چهار عامل اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و روان شناختی در پذیرش یا نفی این عناصر تازه و نو موثر بوده است.

    کلیدواژگان: قاجاریه، تولیدات و محصولات خارجی، واکنش ایرانیان، پذیرش، نفی عقلانی، نفی ایدئولوژیک
  • میثم صاحب، علی اکبر کجباف*، مرتضی دهقان نژاد صفحات 117-142
    ایرانیان در طول تاریخ به صورت متناوب با قحطی و کمبود ارزاق مواجه بوده اند. در این سالیان متمادی، عوامل متعددی بر بحران ارزاق تاثیر گذاشته که می توان در یک نگرش کلی این عوامل را به طبیعی و انسانی (داخلی و خارجی) تقسیم کرد. از میان عوامل انسانی داخلی که نقش مهمی در بحران ارزاق عمومی (در اسناد، بیشتر با عناوین غله و نان آمده است) داشته اند، عملکرد ملاکین و مسئولین حکومتی در سال های 1297 و 1296ش بسیار قابل تامل است؛ چرا که اقدامات این گروه ها تاثیر قابل توجهی بر قحطی ارزاق و سایر مشکلات اجتماعی- اقتصادی بر جای نهاد. این پژوهش با هدف تبیین یکی از عوامل موثر در بحران ارزاق عمومی (غله) و پیامدهای آن، با روش توصیفی- تحلیلی به دنبال آن است تا مشخص سازد عملکرد ملاکین و مسئولین حکومتی چه نمودهایی در بحران ارزاق در سال های 1297- 1296ش داشت؟ و این عملکرد چه پیامدهایی به دنبال داشت؟
    کلیدواژگان: ملاکین، مسئولین حکومتی، بحران ارزاق، غله، قحطی، جنگ جهانی اول
  • علی قاسمی*، علی طاهری صفحات 143-170

    نگاهی به تحولات سیاسی تاریخ ایران پس از اسلام نشان می دهد که دوران حکم رانی دودمان های محلی ایرانی تبار اتابکان لرکوچک(550-1006 ه.ق) و اردلان(564-1284 ه.ق)- در مقایسه با بسیاری از خاندان های حکومت گر مرکزی و محلی- از دوام و پایداری سیاسی بیشتری برخوردار بوده است. بر این اساس، مقاله ی پیش رو با رویکردی تطبیقی- تاریخی و با تحلیل منابع و مدارک تاریخی، در پی تبیین زمینه های دیرپایی دودمان های محلی اتابکان لرکوچک و اردلان است. نتیجه ی پژوهش نشان می دهد که درباره ی دوام و ثبات بیشتر فرمان روایی خاندان های مذکور، باید تاکیدی اساسی بر روی عامل جغرافیایی کرد. شرایط جغرافیایی مناطق لرستان و کردستان موجب سخت گذری این نواحی، امکان ساخت دژهای دفاعی استوار و بهره گیری از موقعیت سوق الجیشی این نواحی- به ویژه در دوره های متاخرتر- را فراهم ساخته بود. همچنین، تحت تاثیر جغرافیای این مناطق، اساس ساختار اجتماعی بر مبنای نظام ایلیاتی شکل گرفته بود که جمعیت عمده ی آن را ایلات لر و کردی تشکیل می دادند که با حاکمان محلی پیوندهای قومی و فرهنگی داشتند؛ و بنابراین، بیشترین حمایت را از آن ها به عمل می آوردند. از سوی دیگر، این موضوع سبب بذل توجه بیشتر و انجام اقدامات رفاهی و عمرانی گسترده تر توسط حکام این سلسله ها می شد، که نتیجه اش افزایش مشروعیت این دودمان های محلی بوده است. سرانجام، اجرای سیاست هایی مانند اعلام تابعیت به هنگام نسبت به قدرت های بزرگ تر و گهگاهی انجام وصلت های سیاسی نیز، بر وضعیت پایداری سیاسی و مصونیت آن ها در برابر خطرات احتمالی می افزود.

    کلیدواژگان: دیرپایی، جغرافیای طبیعی، جغرافیای سیاسی- اجتماعی، اتابکان لرکوچک، اردلان
|
  • Vahid Emami Juma, Seyed Masoud Sayed Banakdar * Pages 1-32

    The title of state properties was a new term that, after the end of Mohammad Ali Shah's despotism, was used to accurately monitor all the properties of Iranian government, including the monarchy and its government. In other words, the term, unlike in the past, included the royal properties. Previously, the common term for this properties was the word Boyutat (Royal Households). After these changes, the title of State Properties was used in the official correspondences, but the rooted title, Boyutat, was still common. Boyutat was a set of service units in the courts that had responsibility of doing of Shah personal tasks and also functioned at the courts of pre-Qajar dynasties. Each section of Boyutat had properties in proportion to their duties. The court and Boyutat of Qajar period, which was responsible for keeping the valuable properties of court, was located at the Golestan palace, and the past structures was changed by a modern evolution in proportion to the needs of Qajar period. The formed discipline in Boyutat was disrupted from Mozaffar-e-Din Shah's period. During Ahmad Shah period, the status of state properties of Golestan palace and Boyutat was inappropriate and the chamberlains didn't carry out their responsibility properly and sometimes they themselves were robbers of state properties. This paper attempts to study the status of state properties, which was in unsuitable situation during Ahmad Shah period, and reveals how much the attempts of supervisory arms were successful for protecting the royal and state properties. The study has employed field and library research, comparison and analysis of existing sources, especially documentary sources. In this historical study, after collecting the necessary data, they are organized, analyzed and finally conclusions are drawn

    Keywords: State Properties, Royal Households (Boyutat), Golestan Palace, Ahmad Shah, Households Accountancy
  • Mohammad Jafar Chamankar* Pages 33-59

    With the occupation of Iran during the Second World War, the banks and the northern shores of the Persian Gulf and the Oman Sea fell under the full control of the Allies. This process has imposed negative consequences on the southern lands of Iran. The purpose of this study is to investigate the devastating consequences of World War II on the economic life of this strategic water sector. The geopolitical position of Iran and the Persian Gulf has led Iran to be in a difficult and sensitive position in global equations. On this basis, it was selected as one of the main transferring equipment to the Soviet Union. Throughout the Second World War, the military elements of the United States and the United Kingdom have been active in the islands and ports of the north and south of the Persian Gulf and the Oman Sea, and effectively deprived the Iranian government of any real power of maneuver and regional policy of influence. They were. This situation exacerbated the negative economic consequences of the presence of foreigners.

    Keywords: World War II, Persian Gulf, Oman Sea, Northern Basin, Effects, Economics
  • Vali Dinparast *, Alireza Karimi, Naser Sedghi, ALI GHANEI ZAVARGH Pages 61-86
    With the fall of Abbasid caliphate, mystics and Muslim scholars expressed new ideas about governance and legitimacy. They were influenced by the idea of ​​the unity of the existence of Ibn Arabi and expressed thoughts about the perfect man and the position of the man as the successor (Khalifa) of God. In the ninth Hijri century, in the mystics’ views, man appeared as a manifestation of the Holiest and as the highest manifestation of God and found a respectable position. In their thinking, the Prophet (pbuh) and after him the Shiite Imams (a.s) and in the time of Occultation, the saints of God were introduced as examples of the perfect man and God's successors on earth. In this way, a new form of political legitimacy in the government was introduced. The leaders of this mystical intellectual trend, such as Ibn Tarke Esfahani, Shah Nematollah Vali, Khajeh Mohammad Parsa, Abdul Rahman Jami, and Pir Jamal Ardestani considered the prophets and saints of God as the perfect men who deserved the formation of the government, and in their absence, the Sultans were introduced as God's successors on Earth. Some of them introduced themselves as the perfect man and claimed to govern. Thus, by introducing the idea of ​​the perfect man and the position of the human as the successor (Khalifa) of God in their works, they led to the coherence of the mystical thought. In this paper, the views of two kinds of mystical thoughts on the position of the perfect man and their approach to governance are investigated analytically and descriptively on the basis of historical sources. This study explores the factors leading to the idea of the governance of the perfect man and to what extent, it proved successful. It claims that the idea of the perfect man was introduced by Iranian mystics at the time when Abbasid caliphate fell, and the absence of the political legitimacy provided space for introducing the novel thoughts, including the thought of perfect man. It has been shown that by offering this idea, the mystics found an alternative to Abbasid caliphate in terms of political legitimacy.
    Keywords: mystics, perfect man, Political Thought, Iran, Ninth Hijri century
  • Mohammad Salmasi Zadeh *, Sajjad Barzegar Pages 87-115

    The era of the Qajar reign is one of the most important historical periods in Iran.This era has been the beginning of political, social, cultural, and economic developments in confrontation with West. It is during this period that western goods and machine products were launched to the markets bazaar of big and small cities of Iran for various reasons such as innovation in the production and superiority of technology and political-military superiority; and brought changes in the Iranians lifestyle.Some of these foreign products were welcomed and accepted from the beginning of the entry and supply in the markets of the country, others were gradually accepted by the time, and some of these products and goods were faced with popular protest and resistance.The way Iranian people encountered and dealt with these new material is what this paper has addressed.As a default, it can be claimed that Iranians of the mentioned era in the face of the flood of western goods and the social changes resulting from them showed different reactions, Which is categorized into two categories of positive reactions that means accepting these new elements and reacting negatively or resistance to the entry of these elements. Based on the data of present research, which has been provided by the use of various library resources and descriptive-analytical method, one can conclude that accepting (positive reaction) or rejecting (negative reaction) the European goods, factors such as: unfamiliarity with new products, the sense of imposing these imported elements, the confrontation of these elements with the dominant cultural and religious habits and values in the society, economic benefits, and interference with native jobs and products have been effective.In fact, four social, cultural, economic and psychological factors have been effective in accepting or rejecting these new elements.

    Keywords: Qajar, foreign goods, products, Iranians reactions, Acceptance, rational negation, ideological negation
  • Meysam Saheb, Ali Akbar Kajbaf *, Morteza Dehgannejad Pages 117-142
    Iranians have frequently faced famine and food crises throughout history. There were many factors affecting the Persian Famine of 1917- 1919, which can be generally divided into natural and human (internal and external) factors. The intentions of conduct of the landowners and government officials are of great importance to consider among the internal human factors, which played a key role in the mentioned food crisis during 1917- 1919 (mostly, shortage of bread and grain according to the historical records). These strata had a significant impact on the famine and other socioeconomic problems. Adopting an analytical-descriptive methodological approach,the goal of this research is to explain one of the effective factors in the public food (grain) crisis and its consequences. Using a descriptive-analytical method, this research aims to determine the effects of the perfermance of the owners and the authorities in the food crisis in 1917-1918. Moreover, it seeks to investigte the concequences of their performance.
    Keywords: Landowners, Government Officials, Food Crisis, Famine, Grain, First World War
  • Ali Ghasemi *, Ali Taheri Pages 143-170

    A look at the political changes in Iranian history after Islam shows that the era of governance of the local Iranian dynasties of Atabakan-e Lor Kouchak (550-1006AH) and Ardalan(564-1284AH) has had more political persistence and stability than many central and local dynasties. Therefore, the present paper, using a comparative- historical approach and analyzing the historical references and documents, sought to explain the persistence backgrounds of the local dynasties of Atabakan-e Lor Kouchak and Ardalan. The result of the research shows that regarding more persistence and stability of the ruling dynasties, geographic factor should be significantly emphasized. The geographic conditions of the Lorestan and Kurdistan regions made it difficult to pass through these areas, and it was also possible to build strong defensive castles and to take advantage of the strategic situation of these areas, especially in later periods. Also, the geography of these regions has led to the establishment of the social structure based on the tribal system that main population of which was Kurd and Lor tribes who had ethnic and cultural ties with local rulers and so they significantly supported the rulers. On the other hand, this led to more attention and doing wider welfare and civil measures by the rulers of these dynasties, which resulted in more legitimacy of the local dynasties. Finally, the implementation of policies such as declaring citizenship in a timely manner to larger powers and occasionally conducting political marriages promoted the status of political stability and their immunity against possible dangers.

    Keywords: persistence, natural geography, socio- political geography, Atabakan-e Lor Kouchak, Ardalan