فهرست مطالب

تحقیقات دامپزشکی - سال هفتاد و پنجم شماره 1 (پیاپی 302، بهار 1399)
  • سال هفتاد و پنجم شماره 1 (پیاپی 302، بهار 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/01/16
  • تعداد عناوین: 15
|
  • رزگار ابراهیمی، محمد یخچالی*، حسن ملکی نژاد صفحات 1-7
    زمینه مطالعه

    در دو دهه ی گذشته مصرف داروهای ضد کرمی برضد نماتودهای انگل دستگاه گوارش گوسفندان در ایران رو به افزایش بوده است.

    هدف

    به این منظور وضعیت مقاومت نماتودهای انگلی دستگاه گوارش گوسفند نسبت به آلبندازول و فنبندازول در شهرستان سقز مورد بررسی قرار گرفت.

     روش کار:

     در آزمون درون تنی 90 گوسفند در 3 گروه (30 گوسفند در هر گروه) با تعداد 150 تخم یا بیشتر در گرم مدفوع انتخاب شدند. گوسفندان در هر گروه با آلبندازول و فنبندازول درمان شدند و تعداد تخم در گرم مدفوع به روش شناورسازی مک ماستر شمارش شد.

    نتایج

    تیمارهای دریافت کننده آلبندازول و دریافت کننده فنبندازول از گوسفندان تحت مطالعه در مقایسه با گروه شاهد اختلاف معنی داری وجود داشت. تعداد تخم در گرم مدفوع در گروه تیمار دریافت کننده فنبندازول (258/1±8/18) کمتر از گروه تیمار دریافت کننده آلبندازول (93/1±8/59) در مقایسه با گروه شاهد (81/4±07/204) بود. مقاومت به آلبندازول در گروه تیمار تحت مطالعه در مقایسه با گروه شاهد وجود داشت (71 درصد=R). در گروه تیمار دریافت کننده فنبندازول نیز نسبت به گروه شاهد در حد مشکوک بود (66/90 درصدR=).

     نتیجه گیری نهایی: 

    نتایج آزمون درون تنی بیانگر آن بود که مقاومت دارویی در گوسفندان منطقه نسبت به آلبندازول وجود دارد ولی مقاومت در آن ها نسبت به فنبندازول مشکوک است و در آستانه بروز مقاومت دارویی قرار دارند.

    کلیدواژگان: مقاومت دارویی، آلبندازول، فنبندازول، نماتود، گوسفند
  • روح الله فتاحی، پرویز شایان*، الهه ابراهیم زاده، نرگس امینی نیا صفحات 8-16
    زمینه مطالعه

    تیلریوز گوسفندی یک بیماری تک یاخته ای مهم در گوسفند و بزها در مناطق گرمسیری و نیمه گرمسیری می باشد که باعث ضرر اقتصادی فراوانی در صنعت دام پروری می شود.

    هدف

    هدف از این مطالعه، تشخیص تفریقی گونه های تیلریا در گوسفند با استفاده از روش PCR بود.

    روش کار:

     تعداد 200 نمونه خون گوسفند جهت تشخیص و تفریق گونه های تیلریا مورد بررسی قرار گرفتند. از نمونه های خون، استخراج DNA انجام گرفت و نمونه های DNA با استفاده از پرایمرهای اختصاصی که از روی سه ژن 18S rRNA، TamS1 و TaSp طراحی شده بودند تکثیر داده شدند.

    نتایج

    در این مطالعه، از 200 نمونه مورد بررسی، 42 نمونه (21 درصد) آلوده به جنس تیلریا بودند و هیچ کدام از نمونه ها آلودگی به بابزیا نداشتد. همچنین از این 42 نمونه مثبت، تعداد 24 نمونه (1/57 درصد) فقط آلودگی به گونه تیلریا اویس، تعداد 12 نمونه (5/28 درصد) فقط آلودگی به تیلریا لستوکاردی و 2 نمونه (7/4 درصد) فقط آلودگی به تیلریا آنولاتا داشتند. 4 نمونه (5/9 درصد) نیز آلودگی هم زمان به تیلریا اویس و تیلریا لستوکاردی داشتند. نتایج تعیین توالی نشان داد که محصولات PCR ژن 18S rRNA تیلریا لستوکاردی به ترتیب شباهت 99 و 95 درصدی با محصولات PCR ژن 18S rRNA تیلریا آنولاتا و تیلریا اویس دارد. ژن TamS1 تیلریا لستوکاردی و تیلریا آنولاتا شباهت 86 درصدی را نشان دادند. همچنین ژن TaSp تیلریا اویس در مقایسه با تیلریا آنولاتا و تیلریا لستوکاردی به ترتیب شباهت 96 و 86 درصدی را نشان داد. 

    نتیجه گیری نهایی:

     مطالعه سه ژن تحت آزمایش در بررسی حاضر نشان داد که می توان از ژن های TamS1 و TaSp به منظور تشخیص اختصاصی تیلریا با روش واکنش زنجیره ای پلیمراز (PCR) استفاده نمود.

    کلیدواژگان: تیلریا، تیلریوز، PCR، تشخیص تفریقی، گوسفند
  • صادق هاشمی، مهدی گنج خانلو*، کامران رضایزدی، ابولفضل زالی، روناک رفیع پور، منوچهر امینی صفحات 17-25
    زمینه مطالعه

    استفاده از منابع مختلف املاح معدنی و اثر این املاح با منابع مختلف بر روی عملکرد متابولیسمی مورد توجه مراکز علمی و تحقیقاتی می باشد.

    هدف

    هدف از این مطالعه سنتز نانو ذرات سلنیم و بررسی تاثیر این نانو ذرات بر روی فراسنجه های خونی مرتبط با عملکرد کبدی گاوهای شیری هلشتاین در مقایسه با سایر منایع سلنیم بود. 

    روش کار:

    این مطالعه در دو مرحله آزمایشگاهی و مزرعه ای اجرا گردید.  به منظور سنتز نانو ذرات سلنیم از واکنش های شیمیایی اکسایش - کاهش استفاده شد. با استفاده از تکنیک زتا سایزرتشکیل نانو ذرات سلنیم و عدم تغییر در اندازه این نانو درات در طی زمان اثبات گردید. به منظور آزمایش مزرعه ای، 6 راس گاو شیری هلشتاین در قالب طرح چرخشی 28 روزه به شکل مربع لاتین 3*3 با 3 تیمار آزمایشی و تعداد 2 تکرار استفاده شد. دام ها در 3 تیمار آزمایشی توزیع گشتند که عبارت بودند از 1) جیره محتوی سدیم سلنیت، 2) جیره محتوی سدیم سلنیت کلوییدی، 3) جیره محتوی نانو ذرات سلنیم. فراسنجه های خونی مرتبط با عملکرد کبدی شامل آلبومین، بیلی روبین و کلسترول کل در آزمایش حاضر اندازه گیری شدند. همچنین در طول دوره آزمایشی مقدار ماده خشک مصرفی دام ها اندازه گیری شد.

    نتایج

    میزان کلسترول پلاسمای خون در گروه گاوهای تغذیه شده از سدیم سلنیت کلوئیدی بیشتر از گروه گاوهای تغذیه شده از نانو ذرات سلنیم بود (01/0=P). مقدار بیلی روبین (04/0=P) و آلبومین پلاسما (03/0=P) در گاوهای گروه سه پایین تر از گروه یک بود. ماده خشک مصرفی تحت تاثیر تیمارها قرار نگرفت. 

    نتیجه گیری نهایی: 

    با توجه به نتایج فوق به نظر می رسد که مکمل نانو ذرات سلنیم در مقایسه با دو منبع دیگر سبب بهبود فراسنجه های خونی مرتبط با شاخص کبدی و در نتیجه عملکرد کبدی و در نهایت بهبود وضعیت سیستم ایمنی گاوهای شیری شده است.

    کلیدواژگان: نانوذرات سلنیم، شاخص عملکرد کبدی، فراسنجه های خونی، سدیم سلنیت کلوئیدی، گاو شیری
  • لیلی رستمی، کامران طاهرپور*، محمد اکبری قرائی، حسینعلی قاسمی، جبار جمالی صفحات 26-37
    زمینه مطالعه

    عصاره آویشن حاوی ترکیبات ضد میکروبی و آنتی اکسیدانی است که می توانند در جوجه های گوشتی تحت تنش گرمایی مفید باشند.

    هدف

    هدف این آزمایش بررسی اثرات عصاره آویشن باغی در مقایسه با بعضی از مکمل های رایج غذایی بر عملکرد، فراسنجه های بیوشیمی خونی و پاسخ آنتی بادی در جوجه های گوشتی تحت شرایط تنش گرمایی بود.

     روش کار:

     این مطالعه با استفاده از 192 قطعه جوجه گوشتی نر یکروزه (سویه راس 308) در قالب یک طرح کاملا تصادفی با 8 تیمار در 4 تکرار و 6 جوجه در هر تکرار صورت گرفت. تیمارهای آزمایشی عبارت بودند از: 1) جیره پایه + شرایط دمای استاندارد (شاهد مثبت)، 2) جیره پایه + شرایط تنش حرارتی (شاهد منفی)، 3) شاهد منفی + 200 میلی گرم ویرجینیامایسین، 4) شاهد منفی+ 150 میلی گرم پروبیوتیک پروتکسین، 5) شاهد منفی+ 250 میلی گرم ویتامین C، 6) شاهد منفی+ 250 میلی گرم ویتامین E ، 7) شاهد منفی+ 250 میلی گرم عصاره آویشن و 8) شاهد منفی + 500 میلی گرم عصاره آویشن در کیلوگرم جیره.

    نتایج

    سطح 500 میلی گرم در کیلوگرم عصاره آویشن، پروبیوتیک و ویتامین E سبب افزایش وزن بدن (به ترتیب 2202، 2183 و 2199 گرم) و بهبود ضریب تبدیل غذایی (به ترتیب 65/1، 74/1 و 66/1) نسبت به تیمار شاهد منفی (افزایش وزن 1960 گرم و ضریب تبدیل خوراک 96/1) شد (05/0>P). همچنین سطح 500 میلی گرم در کیلوگرم عصاره آویشن، پروبیوتیک و ویتامین C سبب کاهش تری گلیسرید، کلسترول کل و لیپوپروتئین با دانسیته پایین در زمان تنش گرمایی گردید (05/0>P). همه مکمل های استفاده شده در مقایسه با تیمار شاهد منفی مقدار تیتر آنتی بادی علیه گلبول قرمز خون را به طور معنی داری افزایش داد.

     نتیجه گیری نهایی:

     به طور کلی، بر اساس نتایج این آزمایش عصاره آویشن در سطح 500 میلی گرم در کیلوگرم جیره می تواند به عنوان یک جایگزین مناسب مکمل های رایج غذایی برای بهبود عملکرد رشد و وضعیت سلامتی جوجه های گوشتی در شرایط تنش گرمایی توصیه گردد.

    کلیدواژگان: آویشن باغی، پروبیوتیک، ویتامین، تنش گرمایی، جوجه های گوشتی
  • نگین نوری*، مجتبی رجبیان، حسن گندمی نصرآبادی، مهدیه رئوفی اصل صوفیانی صفحات 38-46
    زمینه مطالعه

    پنیر یک فرآورده لبنی است که در سراسر جهان مورد توجه می باشد. پری بیوتیک ها و پروبیوتیک ها در تولید مواد غذایی سیمبیوتیک به ویژه در فرآورده های لبنی بسیار مورد استفاده قرار گرفته است. اثرات مفید پروبیوتیک ها و پری بیوتیک ها بر روی سلامت میزبان به خوبی شناخته شده است.

    هدف

    در این مطالعه، اثر پری بیوتیکی عصاره برگ درخت زیتون بر بقای باکتری لاکتوباسیلوس کازئی در تولید پنیر UF طی 10 هفته نگهداری در سرما بررسی شد. 

    روش کار: 

    ابتدا عصاره آبی برگ درخت زیتون تهیه شد، سپس باکتری های پروبیوتیک و استارتر جهت تلقیح آماده سازی شدند. این عصاره در حضور باکتری های فوق به پنیر UF اضافه شد، سپس شمارش پروبیوتیک لاکتوباسیلوس کازئی با استفاده از محیط کشت MRS- bile agar به روش پورپلیت و به صورت هفتگی طی 10 هفته نگهداری انجام شد و در نهایت نمونه های پنیر بعد از 10 هفته در دمای 4 درجه سانتی گراد مورد ارزیابی حسی قرار گرفتند.

    نتایج

    تعداد لاکتوباسیلوس کازئی در اثر اضافه کردن غلظت های مختلف عصاره برگ درخت زیتون طی مدت زمان نگهداری به طور معنی داری رشد داشته و با افزایش غلظت عصاره، تعداد پروبیوتیک نیز افزایش یافته است (05/0<p). بعد از 10 هفته، در همه پنیرهای پروبیوتیکی، تعداد لاکتوباسیلوس کازئی به میزان cfu/g 108-106. همچنین اثرات مثبتی در خواص حسی نمونه های پنیر متاثر از عصاره برگ درخت زیتون مشاهده گردید و مقبول ترین نمونه پنیر حاوی 5/0 درصد از این عصاره بود. 

    نتیجه گیری نهایی:

     تعداد لاکتوباسیلوس کازئی به طور معنی داری در طی مدت زمان نگهداری به دلیل افزودن غلظت های مختلف عصاره برگ درخت زیتون افزایش یافت. تعداد باکتری های پروبیوتیک با افزایش غلظت عصاره افزایش معنی داری داشت (05/0<p). همچنین اثرات مثبتی بر روی ویژگی های حسی نمونه های پنیر تیمار شده با عصاره برگ درخت زیتون مشاهده شد و در بین نمونه ها بیشترین مقبولیت را پنیر با 5/0 درصد عصاره داشت.

    کلیدواژگان: عصاره برگ درخت زیتون، پری بیوتیک، لاکتوباسیلوس کازئی، پنیر UF، سیمبیوتیک
  • فریبا بخشی، حمید میرزایی*، نارملا آصفی صفحات 47-56
    زمینه مطالعه

    گیاه ریحان (Ocimum basilicum L.) به طور گسترده به عنوان طعم دهنده در مواد غذایی کاربرد دارد. اسانس این گیاه برای بعضی از باکتری های بیماریزای غذایی اثر ضدمیکروبی دارد.

    هدف

    هدف از تحقیق حاضر ارزیابی تاثیر غلظت های مختلف اسانس ریحان بر ویژگی های میکروبی و حسی پنیر سفید سنتی ایرانی در طی دوره رسیدن بود. 

    روش کار: 

    نمونه های پنیر با کمک تولیدکنندگان محلی با غلظت های صفر، 150 و 250 میلی گرم در کیلوگرم  از اسانس ریحان تهیه شد. نمونه ها در روزهای صفر، 15، 30، 60 و 90 دوره رسیدن از نظر تعداد باکترهای مزوفیل هوازی، کلی فرم ها، استافیلوکوکوس اورئوس و نیز در روز 90 دوره رسیدن از نظر ویژگی های حسی مورد آزمایش قرار گرفت.

    نتایج

    نتایج آزمون های میکروبی نشان داد که غلظت های 150 و250 میلی گرم در کیلوگرم اسانس در روزهای 60 و90 دوره رسیدن روی جمعیت باکتری های مزوفیل هوازی اثر مهاری معنی دار (05/0<p) داشتند؛ اما روی جمعیت کلی فرم ها اثر مهاری معنی دار (05/0<p) در روزهای 30، 60 و90 مشاهد شد. هم چنین غلظت 150 میلی گرم در کیلوگرم اسانس در روز 90 و غلظت 250 میلی گرم در کیلوگرم آن در روزهای 30، 60 و90 روی تعداد استافیلوکوکوس اورئوس اثر مهاری معنی دار نشان داد (05/0<p). ارزیابی حسی نشان داد غلظت های مورد استفاده از اسانس ریحان تاثیر معنی دار روی ویژگی های حسی نمونه ها نداشت.

     نتیجه گیری نهایی:

     در مجموع می توان گفت که غلظت های فوق اسانس ریحان می تواند به عنوان یک ماده نگه دارنده طبیعی در پنیرهای سفید سنتی ایرانی استفاده شود.

    کلیدواژگان: اسانس ریحان، پنیرسنتی، ویژگی های میکروبی، ویژگی های حسی، دوره رسیدن
  • مریم عزیزخانی*، فهیمه توریان صفحات 57-64
    زمینه مطالعه

    استافیلوکوکوس اورئوس یکی از پاتوژن های مهم انسانی است که عامل بروز عفونت بوده و نیز با تولید انواع مختلف انتروتوکسین ها موجب مسمومیت های غذایی می گردد. استفاده از روش های معمول کشت جهت شمارش استافیلوکوکوس اورئوس دارای محدودیت هایی مانند مدت زمان طولانی برای رشد باکتری و فقدان حساسیت و دقت لازم در مورد سلول های زنده غیر قابل کشت می باشد.

    هدف

    هدف از انجام این پژوهش جستجو و شمارش استافیلوکوکوس اورئوس تولید کننده انتروتوکسین های A-E در محصولات خامه ای قنادی با استفاده از روش  PCR زمان واقعی در ترکیب با پروپیدیوم مونوآزید (PMA) جهت تفکیک سلول های زنده از مرده بود. 

    روش کار:

     تعداد 100 نمونه شیرینی خامه ای به مدت 2 ماه و به صورت تصادفی از کارگاه های قنادی شهر آمل تهیه شد. پس از تهیه رقت از نمونه، پلت های باکتریایی جداسازی و قبل از استخراج DNA ، با PMA تیمار شدند. PCR زمان واقعی جهت شمارش کل سلول های استافیلوکوکوس اورئوس و نیز سویه های انتروتوکسیژنیک آن با استفاده از پرایمرهای اختصاصی انجام شد.

    نتایج

    نتایج شمارش کشت معمولی به نتایج PMA-qPCR بسیار نزدیک بود (05/0<P)، لیکن داده های به دست آمده از qPCR که مجموع سلول های مرده و زنده را شمارش می نماید از نتایج دو روش دیگر تعداد بیشتری باکتری را نشان داد. حساسیت روش به کار رفته در این مطالعه جهت جستجوی تعداد اندک استافیلوکوکوس اورئوس (کمتر از 10سلول در گرم) قابل ملاحظه به نظر می رسد.

     نتیجه گیری نهایی:

    یافته ها نشان داد که استفاده از PCR در ترکیب با  PMAنتایج قابل اعتماد تری نسبت به روش معمولی کشت حاصل می نماید. با توجه به مدت زمان کوتاه حصول نتایج، اختصاصی بودن و حساسیت قابل ملاحظه این روش امید است در آینده نزدیک در آزمایشگاه های کنترل کیفیت مواد غذایی دستگاه های نظارتی به کار گرفته شود.

    کلیدواژگان: استافیلوکوکوس اورئوس، پروپیدیوم مونوآزید، واکنش زنجیره ای پلیمراز، محصولات قنادی، مسمومیت
  • سیدمرتضی ابراهیم زاده، محمدرضا کلباسی*، مهدی حبیبی انبوهی، پروانه فرزانه صفحات 65-73
    زمینه مطالعه

    نانوذرات دی اکسید تیتانیوم در محصولات تجاری متعددی ازجمله رنگ ها، کرم های ضدآفتاب و محصولات خوراکی استفاده شده و به طور مستقیم و غیرمستقیم در آبزی پروری قابل استفاده است. کاربرد گسترده این نانوذرات بررسی آثار احتمالی آن بر آبزیان را ضروری کرده است.

    هدف

    هدف از پژوهش حاضر بررسی آثار هیستوپاتولوژیکی نانوذرات دی اکسید تیتانیوم آناتاز در آب بر آبشش، کبد و روده ماهی آزاد دریای خزر بود. 

    روش کار:

     در این مطالعه، 126 ماهی آزاد دریای خزر (3/4±46/27 گرم) به مدت 4 روز در معرض شش غلظت 0، 01/0، 1/0، 1، 10 و 100 میلی گرم در لیتر نانوذرات دی اکسید تیتانیوم قرار گرفتند. برای تعیین اثرات آسیب بافتی ناشی از نانوذرات دی اکسید تیتانیوم، در پایان آزمایش، بافت های آبشش، کبد و روده ماهیان با تکنیک بافت شناسی مورد ارزیابی قرار گرفت.

    نتایج

    مواجهه کوتاه مدت (4 روز) بچه ماهیان آزاد دریای خزر با نانوذرات دی اکسید تیتانیوم در غلظت های موردمطالعه تلفاتی ایجاد نکرد. بر این اساس، نانوذرات دی اکسید تیتانیوم موردبررسی برای بچه ماهیان آزاد دریای خزر جزء مواد "نسبتا غیر سمی" طبقه بندی شد. مواجهه کوتاه مدت بچه ماهیان آزاد دریای خزر با نانوذرات موردمطالعه تغییرات بافتی ایجاد کرد که مهم ترین آن ها هایپرتروفی، هایپرپلازی، جوش خوردگی تیغه ثانویه، نکروز در بافت آبشش؛ تجمع ملانوماکروفاژها، تجمع سلول های خونی، پیکنوز هسته سلول های کبدی، واکوئلاسیون و نکروز کانونی در بافت کبد؛ و واکوئلاسیون، ضخیم شدن لامینا پروپریا، تحلیل پرزهای روده و نکروز در بافت روده بودند. 

    نتیجه گیری نهایی:

     نتایج این پژوهش نشان داد که اگرچه نانوذرات دی اکسید تیتانیوم در آزمون سم شناسی حاد مرگ ومیری ایجاد نکردند و از این نظر ماده نسبتا غیر سمی محسوب می شوند، ولی آسیب بافتی مشاهده شده در این آزمون نشان می دهد که این نانوذرات می توانند برای ماهی آزاد دریای خزر آسیب زا باشند.

    کلیدواژگان: نانوذرات دی اکسید تیتانیوم، سم شناسی، آسیب شناسی بافتی، سمیت حاد، ماهی آزاد دریای خزر
  • سیدفخرالدین میرهاشمی نسب، فرید فیروزبخش*، مسعود ستاری، محدث قاسمی صفحات 74-82
    زمینه مطالعه

    تاثیر انگل ها بر شاخص های بیو متریک کپور معمولی (C. carpio) تالاب انزلی.

    هدف

    شناسایی آلودگی های انگلی در کپور معمولی و ارزیابی تاثیر آن ها بر شاخص های بیو متریک ماهی. 

    روش کار:

    در مجموع 78 نمونه بصورت فصلی (از بهار تا زمستان 1395) از تالاب جمع آوری شد که پس از انتقال به آزمایشگاه بیو متری و برای جستجوی انگل ها تشریح گردیدند. سستود ها و ترماتود ها با آلوم کارمین رنگ آمیزی، نماتود ها نیز با گلیسرین الکل شفاف سازی شدند. میزان شیوع، فراوانی و میانگین شدت آلودگی ها نیز تعیین گردید.

    نتایج

    13 گونه مختلف انگلی شامل: Ichthyophthirius multifiliis،Trichodina sp .، Epistilis sp.، Gyrodactylus sp.، Dactylogyrus extensus، Diplozoon nipponicum،Diplostomum spathaceum ،Posthodiplostomum cuticola ، Asymphlodora sp.، Caryophyllaeus fimbericeps،Raphidascaris acus ، Pseudocapillaria tomentosaوLernea cyprinacea شناسایی شدند که در بین آن ها، Epistylis sp.،P. cuticola ،Asymphlodora sp. و P. tomentosaبرای نخستین بار از کپور معمولی تالاب انزلی گزارش می شوند. میانگین وزن در ماهیان سالم و آلوده به ترتیب از 54/3±68/23 گرم تا 28/73±100/686 گرم و 51/4±47/32 گرم تا 64/62±64/633 گرم ثبت شد. فاکتور وضعیت در ماهیان سالم و آلوده به ترتیب از 50/0±09/1 به 03/0±17/1 و 13/0±24/1 به 03/0±19/1 بود. همچنین شاخص گنادو سوماتیک در ماهیان سالم و آلوده به ترتیب از 16/0±45/0 به 54/56±3/3 و از 67/0±78/1 به 62/0±74/2 محاسبه شد. ضریب رشد لحظه ای ماهیان سالم در گروه سنی +2 به +1 سال، 25/1 و در گروه +3 به +2 سال، 72/0 بود در حالیکه در ماهیان آلوده همان رده های سنی به ترتیب 94/0 و 65/0 محاسبه شد. 

    نتیجه گیری نهایی:

     انگل ها می توانند برخی اثرات منفی را بر خصوصیات بیو متریک ماهیان آلوده ایجاد کنند و میزان رشد آن ها را کاهش دهند، از اینرو پایش مداوم جوامع انگلی در ماهیان بومی و مهم اقتصادی تالاب انزلی به منظور حفاظت از آن ها و جلو گیری از ورود این ماهیان به استخر های پرورش ماهی حاشیه تالاب ضروری است.

    کلیدواژگان: تالاب، ماهی بومی، کپور معمولی، آلودگی انگلی، شاخص های رشد
  • توحید مرادی، رضا آزادبخت، شاهین نجات دهکردی، محسن جعفریان دهکردی، حسن ممتاز، معصومه حیدری سورشجانی* صفحات 83-89
    زمینه مطالعه

    سندروم اسهال در گوساله ها به علت زیان ناشی از تلفات، کاهش وزن، ایجاد گوساله های ضعیف و هزینه های درمانی با خسارت های جبران ناپذیری به صنعت گاوداری جهان همراه است. از این رو مطالعه علل شیوع اسهال در مناطق مختلف تاثیر بسزایی در اتخاذ استراتژی های مدیریتی جهت پیشگیری و درمان دارد.

    هدف

    مطالعه حاضر با هدف بررسی میزان شیوع برخی انتروپاتوژن های مهم گوساله های اسهالی زیر سه ماه در گاوداری های اطراف شهرکرد انجام شد.

    روش کار:

     از 82 گوساله ماده در روز اول ابتلا به اسهال، نمونه مدفوع جمع آوری و از نظر آلودگی به سالمونلا، اشریشیاکلی، کلستریدیوم، کریپتوسپوریدیوم و کوکسیدیا با روش های مرسوم میکروبیولوژی و انگل شناسی آزمایش شدند.

    نتایج

    در مجموع از گوساله های مورد مطالعه، 6/36 درصد از نظر سالمونلا، 4/24 درصد از نظر اشریشیاکلی، 8/9 درصد از نظر کلستریدیوم، 8/9 درصد از نظر کریپتوسپوریدیوم و 31/7 درصد از نظر کوکسیدیا مثبت بودند و از 4 مورد آلوده به اشریشیاکلی، سویه K99 جدا شد. بیشترین شیوع مربوط به سالمونلا و اشریشیاکلی گزارش شد.

     نتیجه گیری نهایی:

     برخورد گوساله ها با عوامل عفونی اسهال در طول زندگی تقریبا اجتناب ناپذیر است چرا که بلافاصله پس از تولد ارگانیسم ها را از محیط دریافت می کنند. بنابراین اتخاذ روش های مدیریتی کارآمد، رعایت موازین بهداشتی و دریافت آغوز کافی بویژه در فصول سرد سال، در کنترل، پیشگیری و کاهش میزان اسهال و خسارات متعاقب آن موثر خواهد بود.

    کلیدواژگان: اسهال، گوساله، اشریشیاکلی، سالمونلا، تک یاخته
  • فرشته عافی، شهرام جمشیدی*، سعید بکایی، بهار نیری فسایی، ایرج اشرافی تمای، معین دلربائی، تقی زهرایی صالحی صفحات 90-97
    زمینه مطالعه

    بردتلا برونشی سپتیکا یک باکتری گرم منفی و عامل بیماریزای دستگاه تنفس در سگ، خوک، گربه، اسب، حیوانات آزمایشگاهی و انسان است.

    هدف

    هدف از این مطالعه بررسی آلودگی بردتلا برونشی سپتیکا در ناحیه ی حلق سگ های خانگی و سگ های پناهگاه با روش های مولکولی و کشت و ارزیابی حساسیت آنتی بیوتیکی سویه های جداسازی شده در ایران بود. 

    روش کار:

     در این بررسی از 62 سگ خانگی شامل 31 سگ دارای علائم تنفسی و 31 سگ سالم و بدون علائم تنفسی و 62 سگ نگهداری شده در پناهگاه شامل 31 سگ دارای علائم تنفسی و 31 سگ  بدون علائم تنفسی، نمونه سواب حلق جمع آوری گردید. نمونه های اخذ شده با روش های مولکولی و کشت از نظر آلودگی به بردتلابرونشی سپتیکا بررسی شد و حساسیت آنتی بیوتیکی سویه های جداسازی شده مورد مطالعه قرار گرفت.

    نتایج

    بر طبق نتایج مولکولی، 1/16درصد سگ های خانگی دارای علایم تنفسی، 6/9 درصد سگ های خانگی فاقد علایم تنفسی، 5/22 درصد سگ های پناهگاه دارای علائم تنفسی و 1/16 درصد سگ های سالم پناهگاه دارای آلودگی به بردتلا برونشی سپتیکا بودند. همچنین این باکتری از 2/3 درصد سگ های خانگی دارای علایم تنفسی، 2/3 درصد سگ های پناهگاه مبتلا به علائم تنفسی و 4/6 درصد سگ های پناهگاه فاقد علائم تنفسی از طریق کشت باکتریایی نیز جدا گردید. در کشت هیچ یک از سگ های خانگی فاقد علایم تنفسی باکتری جدا نشد. سویه های جدا شده نسبت به تتراسایکلین، انروفلوکساسین، کوتریموکسازول و داکسی سایکلین دارای حساسیت بودند در حالی که در برابر آمپی سیلین و سفتریاکسون به ترتیب مقاوم بوده و حساسیت متوسط نشان دادند.

     نتیجه گیری نهایی:

    بررسی حاضر بیانگر میزان آلودگی قابل توجه به بردتلا برونشی سپتیکا در سگ ها می باشد. سگ های خانگی و به خصوص آن هایی که به شکل متراکم نگهداری می شوند می توانند باعث انتقال آلودگی به انسآن های در تماس با آن ها شوند.

    کلیدواژگان: بردتلا برونشی سپتیکا، سگ، کشت، PCR، حساسیت آنتی بیوتیکی
  • آیسان فتوت، سیدجواد احمدپناهی*، ابراهیم شهروزیان، فرزاد حیاتی، سحر غفاری خلیق صفحات 98-108
    زمینه مطالعه

    فلوفنامیک اسید از خانواده فنامات ها بوده و به عنوان داروی ضد التهاب غیراستروئیدی و ضد درد مورداستفاده قرارگرفته است. با توجه به قابلیت دارو جهت مهار کانال های و ممانعت از خروج محتویات سلول ازجمله ATP، احتمال تاثیر مثبت آن بر روند التیام زخم های دیابتی وجود دارد.

    هدف

    بررسی اثرات موضعی فلوفنامیک اسید به عنوان بلوک کننده کانال کانکسین بر التیام زخم رت های دیابتی شده توسط آلوکسان.

     روش کار:

     در این مطالعه از 40 سر رت نر نژاد ویستار استفاده شد. همه ی رت ها توسط 150 میلی گرم در کیلو گرم آلوکسان دیابتی و به صورت تصادفی به چهار گروه تقسیم شدند. پس از بیهوشی برشی به ابعاد 2×2 سانتی متر در ناحیه پشت ایجاد و پوست به طور کامل جدا گردید. گروه ها به صورت جداگانه تحت درمان با پمادهای 2، 5 و 10 درصد فلوفنامیک اسید قرار گرفتند و یک گروه نیز به عنوان کنترل فقط پماد وازلین و اوسرین دریافت کرد. پماد و پانسمان روزانه تجدید شد. از روز صفر تا 21 در روزهای فرد مساحت زخم موردبررسی قرار گرفت. در هر گروه، نیمی از رت ها در روز پنج و بقیه در روز 21 یوتانایز و از محل برش، نمونه پاتولوژیک تهیه گردید.

    نتایج

    فرآیند ترمیم، تراکم فیبروبلاست ها، روند اپیتلیالیزاسیون، آنژیوژنز، تشکیل رشته های کلاژن و بسته شدن زخم در گروه 2 درصد بهتر از سایر گروه ها بود و به ترتیب در گروه های کنترل، 5 و 10 درصد از سیر نزولی برخوردار و دارای اختلاف معنی دار بود، بطوریکه در دو گروه آخر، فرآیند ترمیم مختل گردید. 

    نتیجه گیری نهایی:

     غلظت 2 درصد دارو نه تنها اثرات ضدالتهابی قوی را بروز نداد، بلکه با تاثیر بر روی کانال های کانکسین 43 و ممانعت از خروج ATP، فرآیند ترمیم را بهبود بخشیده و تسریع نمود، درحالی که در غلظت 5 و 10 درصد، اثرات ضدالتهابی دارو غالب بوده و منجر به تاخیر در فرآیند ترمیم گردید.

    کلیدواژگان: کانکسین، فلوفنامیک اسید، التیام زخم، دیابت، رت
  • حمیدرضا فردوسی، مهدی وجگانی، فرامرز قراگوزلو*، مسعود طالب خان گروسی، امیر نیاسری نسلجی، وحید اکبری نژاد صفحات 109-117
    زمینه مطالعه

    همزمان‎سازی فحلی، ابزاری ارزشمند در مدیریت تولیدمثل میش است.

    هدف

    هدف از انجام این مطالعه، بررسی کارآیی و بهترین زمان استفاده از eCG در برنامه کوتاه‎ مدت همزمان‏سازی فحلی مبتنی بر GnRH-PGF2α در فصل تولیدمثل در میش‏های نژاد شال بود. 

    روش کار:

    160 راس میش 6-2 ساله غیرآبستن انتخاب و به‏صورت تصادفی به 4 گروه مساوی تقسیم شدند. به همه میش‎ها در روز صفر، 25 میکرو گرم آلارلین استات (آنالوگ GnRH) و در روز پنج، 75 میکرو گرم دی-کلوپروستنول (آنالوگ PGF2α)، تزریق گردید. به گروه اول (شاهد) هورمون دیگری تزریق نشد. گروه‏های دوم تا چهارم به ترتیب 48 ساعت قبل، 24 ساعت قبل و همزمان با تزریق PGF2α، 400 واحد بین‎المللی eCG دریافت کردند. میش ها تا 96 ساعت پس از تزریق PGF2α، در معرض قوچ‎های بارور قرار گرفتند. غلظت پروژسترون خون پیش از تزریق و ده روز پس از تزریق PGF2α اندازه گیری شد.

    نتایج

    غلظت پروژسترون پیش از تزریق PGF2α تفاوتی بین گروه‎های آزمایشی مختلف نشان نداد (05/0P>)، ولی غلظت آن 10 روز پس از تزریق PGF2α، در گروه‎های 2 و 3 نسبت به گروه های 1 و 4 بالاتر بود (05/0<p). درصد بروز فحلی در پی استفاده همزمان eCG و PGF2α در مقایسه با سایر گروه‎ها افزایش یافت (05/0<p). درصد بروز فحلی، طی روز اول پس از تزریق PGF2α در گروه‎های دوم و سوم به طور معنی داری از گروه اول و چهارم بیشتر بود (05/0<p). همچنین اختلاف معنی داری بین درصد بروز فحلی طی روز دوم، بین گروه‎های اول و چهارم و گروه‎های دوم و سوم مشاهده گردید (05/0<p). میانگین زمان شروع فحلی پس از تزریق PGF2α به‎طور معنی‎داری در گروه‏های دوم و سوم کمتر از گروه اول و چهارم بود (05/0<p). نرخ آبستنی، میزان بره‎زایی، چندقلوزایی و نرخ تزاید گله اختلاف معنی‎داری را در بین گروه‎های آزمایشی نشان نمی‎دادند (05/0>p).

    نتیجه گیری نهایی:

     استفاده از eCG در زمان‎های مختلف (24 و 48 ساعت قبل و همزمان با PGF2α)، در روش کوتاه مدت همزمان‎سازی فحلی مبتنی بر GnRH-PGF2α در فصل جفت‎گیری، می‎تواند بر روی شاخص های فحلی موثر ‏باشد. با توجه به تنوع توده های گوسفند کشور، استفاده همزمان eCG و PGF2α در روش کوتاه مدت، ممکن است نتایج قابل قبولی داشته باشد.

    کلیدواژگان: همزمان‎سازی فحلی، eCG، فصل تولیدمثل، میش، PGF2α
  • امید مددکار*، سیدمسعود حسینی، احمد نازک تبار، عباس برین، فائزه جهانگیری، احمد واحدی صفحات 118-125
    زمینه مطالعه

    روتاویروس های گروه A یکی از مهمترین عوامل مسبب گاستروانتریت و عامل 30 تا 50 درصد موارد اسهال نوزاد انسان و سایر حیوانات می باشند. ژنوتیپ G این ویروس ها بر اساس توالی ژن رمز کننده پروتئین سطحی این ویروس ها (VP7) تعیین شده که یکی از مهمترین عوامل القاء کننده ایمنی علیه ویروس است و نسبت به هر ژنوتیپ اختصاصی عمل می کند.

    هدف

    در مطالعه حاضر احتمال وقوع ژنوتیپ های رایج روتاویروس A گاوی در جمعیت روتاویروس انسانی مورد بررسی قرار گرفته است.

    روش کار:

    تعداد 100 نمونه از مدفوع کودکان زیر 2 سال مبتلا به اسهال از شهر تهران و ورامین جمع آوری و به منظور ردیابی حضور روتاویروس A با استفاده از روش ELISA مورد بررسی قرار گرفت. نمونه های مثبت بر روی خط سلولی MA-104 با چند پاساژ جداسازی و کشت شدند. سپس کلیه نمونه های مثبت (49 نمونه) با استفاده از روش semi-nested RT-PCR و پرایمرهای اختصاصی تعیین کننده ژنوتیپ های رایج گاوی مورد بررسی قرار گرفتند.

    نتایج

    از 100 نمونه، 49 مورد در الایزا مثبت تشخیص داده شدند. 8 نمونه در مرحله اول semi-nested RT-PCR باند مربوط به قطعه مورد نظر را نشان دادند و در دور دوم، در دو نمونه اخذ شده از شهر ورامین، نتایج مثبت بود و وجود قطعه VP7 گاوی در یکی G6 و در دیگری دو قطعه G6 و G8 تشخیص داده شد که نشان از عفونت همزمان حداقل با دو جدایه روتاویروس انسانی نوترتیب دارد. هر 6 نمونه منتخب الایزا مثبت که به روی خط سلولی MA104 برده شده بودند، پس از 5-4 بار پاساژ متوالی آثار تخریب سلولی (CPE) را نشان دادند و زنده بودن روتاویروس های نمونه های منتخب این مطالعه تایید گردید.

     نتیجه گیری نهایی:

     نتایج این مطالعه بیانگر وجود نوترتیبی روتاویروس های انسانی با روتاویروس گاوی است و نشان می دهد که در صورت ظهور تیپ های جدید انسانی، به دلیل تفاوت سویه نوترتیب جدید در پروتئین ایمنوژن، امکان غالب شدن آن و در نهایت، همه گیری و تلفات چه بسا قابل ملاحظه ای امکان خواهد داشت که به مطالعات بیشتر و پایش مداوم نیاز دارد.

    کلیدواژگان: روتاویروس گروهA، گاستروانتریت، نوترتیبی، VP7، G genotyping
  • سارنگ سروری*، امیر رستمی، مهسا زنگیشه، پوریا شامحمدی صفحات 126-129
    عارضه ترومبوز قلبی به طور معمول در همسترهای سوری پیر رخ می دهد و بر اساس مطالعات صورت گرفته میزان بروز آن در جنس ماده بیشتر از جنس نر می باشد. دهلیز چپ شایع ترین مکان برای تشکیل ترومبوز بوده و معمولا به دنبال کاردیومیوپاتی دژنراتیو و آمیلوئیدوز ایجاد می شود. در این مطالعه 22 عدد همستر سوری با میانگین سنی 1 تا 3 سال که با علائم بیماری قلبی-عروقی در یک بازه زمانی 2 ساله به بیمارستان آموزشی دام های کوچک دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران منتقل شده بودند، به منظور ارزیابی بیماری های قلبی و همچنین ترمبوز دهلیزی مورد معاینه قرار گرفتند. در مشاهدات و معاینات صورت گرفته علائم بالینی بی حالی، بی اشتهایی، تنفس سریع، کاهش میزان فعالیت روزانه، افزایش ضربان قلب، سیانوزه شدن و در مواردی ترشحات واژنی مشاهده شد. بر مبنای این نشانه های بالینی، تشخیص اولیه بیماری قلبی گذاشته شد و برای بررسی دقیق تر بیماری قلبی، به بخش رادیولوژی و سونوگرافی ارجاع داده شدند. به منظور مشاهده علائم اختصاصی بیماری های قلبی، اکوکاردیوگرافی در تمامی بیماران انجام شد. در چند مورد از بیماران نمونه گیری از ترشحات واژنی نیز صورت پذیرفت که برای کشت باکتریایی به آزمایشگاه ارجاع داده شدند. در اکوکاردیوگرافی، عارضه ترومبوز قلبی و به ویژه ترومبوز دهلیزی در تمامی موارد تشخیص داده شد که در 9 مورد از آن ها عارضه پیومتر نیز مشاهده شد.
    کلیدواژگان: بیماری های قلبی، همستر، اکوکاردیوگرافی، پیومتر، ترومبوز
|
  • Rezgar Ebrahimi, Mohammad Yakhchali *, Hassan Malekinejad Pages 1-7
    BACKGROUND

    During the last two decades, anthelmintic drugs have been increasingly applied against gastrointestinal parasites of sheep in Iran.

    OBJECTIVES

    For this purpose, drug resistance to albendazole (Alb) and fenbendazole (Feb) in gastrointestinal nematodes in sheep of Saqez multiplicity was assessed.

    METHODS

    In in-vivo experiment, a total number of 90 sheep in three groups (30 sheep/group) with EPG≤150 were examined for nematode resistance to Alb and Feb. They were treated with Alb and Feb or untreated (as a control group).

    RESULTS

    There was significant difference between Alb and Feb treated groups and control group. The EPG in Alb, Feb and control groups was 59.8±1.93, 18.8±1.258 and 204.07±4.81, respectively. There was drug resistance against Alb in compassion with control group (R=71%). There was suspicion drug resistance for Feb in comparison with control group (R=90.66%).

    CONCLUSIONS

    From the results of the present study, it was concluded that there was absolute and suspected drug resistance against Alb and Feb in sheep of Saqez municipality, Iran, respectively.

    Keywords: drug resistance, Albendazole, Fenbendazole, nematodes, sheep
  • Roohollah Fattahi, Parviz Shayan *, Elahe Ebrahimzadeh, Narges Amininia Pages 8-16
    BACKGROUND

    Ovine theileriosis is an important hemoprotozoal disease of sheep and goats in tropical and subtropical regions which causes high economic loss in the livestock industry.

    OBJECTIVES

    The aim of this study was the differential detection of Theileria species in sheep using PCR method.

    METHODS

    Two hundred blood samples of sheep were investigated in order to differentially diagnose Theileria species. DNA was extracted from blood samples and DNA samples were amplified using specific primers designed for 18S rRNA, TamS1 and TaSp genes.

    RESULTS

    In this study, from 200 examined samples, 42 samples (21%) were infected by Theileria spp. and none of them were infected by Babesia spp. Moreover, from these 42 positive samples, 24 samples (57.1%) were only infected by T. ovis. 12 samples (28.5%) were only infected by T. lestoquardi, 2 samples (4.7%) were only infected by T. annulata and 4 samples (9.5%) were simultaneously infected by T. lestoquardi and T. ovis. The results of nucleotide sequencing showed that PCR product of 18S rRNA from T. lestoquardi has 99 and 95% similarity with T. annulata and T. ovis respectively. T. lestoquardi and T. annulata showed 86% similarity. Also TaSp gene of T. ovis in comparison with T. annulata and T. lestoquardi showed 96 and 86% similarity, respectively.

    CONCLUSIONS

    In the present study could be shown that the two genes (TamS1 and TaSp) from examined three genes could be used for Theileria species specific diagnosis by PCR.

    Keywords: Theileria, theileriosis, PCR, Differential diagnosis, sheep
  • Sadegh Hashemi, Mehdi Ganjkhanloo *, Kamran Rezayazdi, Abolfazl Zali, Ronak Rafipour, Manochehr Amini Pages 17-25
    BACKGROUND

    Application of different source of minerals and their effect on metabolic performance a current issue in animal science and research centers.

    OBJECTIVES

    The objective of this study was synthesis of selenium nanoparticles and to investigate its effect compared with other selenium sources on the blood parameters associated with the liver functional index of Holstein dairy cow.

    METHODS

    This study was conducted in two phases: laboratory and farm. Oxidation-reduction chemical reactions were used to synthesize selenium nanoparticles. The formation and non-change of Se nanoparticles size were confirmed by particle size analyzer. In order to perform farm experiment, 6 dairy cows were allocated into three treatments and 2 replicates in a 3×3 Latin square experiment with 28 days change over the period. The animals were distributed to three treatment groups. Treatments (diets) were 1) control (sodium selenite source), 2) colloid sodium selenite and 3) selenium nanoparticles. Blood parameters associated with the liver functional index, including albumin, bilirubin and total cholesterol were measured in the present experiment. Also, dry matter intake of cows was recorded.

    RESULTS

    The blood plasma cholesterol of cows fed the colloidal sodium selenite was higher than cows fed the selenium nanoparticles (P-Value =0.01). The blood serum albumin (P-Value =0.03) and bilirubin levels (P-Value =0.04) were lower in group 3 compared with group 1. Dry matter intake was not affected by treatments.

    CONCLUSIONS

    According to the results of this experiment it seems selenium nanoparticles supplementation   improves blood parameters associated with the liver functional index, which can better improve immune system of dairy cows than two other sources of selenium.

    Keywords: selenium nanoparticles, Liver functional index, Blood parameters, Colloidal sodium selenite, Dairy cow
  • Leili Rostami, Kamran Taherpour *, Mohammad Akbari Gharaei, HosseinAli Ghasemi, Jabbar Jamali Pages 26-37
    BACKGROUND

    Thyme extract has the antimicrobial and antioxidant components that can be useful for the broilers under heat stress condition.

    OBJECTIVES

    This experiment was conducted to investigate the effects of Thymus vulgaris extract in comparison with some common feed additives on performance, blood biochemical parameters and antibody response in broiler chickens under heat stress conditions.

    METHODS

    This study was conducted using 192 one-day-old male broiler chicks (Ross 308) in a completely randomized design with 8 treatments in 4 replicates and 6 chicks per replicate. Treatments were as follows: 1) basal diet + standard temperature conditions (positive control); 2) basal diet + heat stress conditions (negative control); 3) negative control + 200 mg virginiamycin; 4) negative control + 150 mg Protoxin probiotic, 5) negative control + 250 mg vitamin C, 6) negative control + 250 mg vitamin E, 7) negative control + 250 mg thyme extract, and 8) negative control +500 mg thyme extract per kg diet.

    RESULTS

    Dietary thyme extract at the rate of 500 mg/kg as well as probiotic and vitamin E increased (P<0.05) body weight gain (2202, 2183 and 2199, respectively) and improved feed conversion (1.65, 1.74 and 1.66, respectively) compared with negative control group (body weight gain 1960 g and feed conversion ratio 1.96). Moreover, 500 mg/kg dietary thyme extract, probiotic and vitamin C reduced triglycerides, total cholesterol and low density lipoprotein during heat stress conditions (P<0.05). All dietary supplements groups significantly increased antibody titers against red blood cells as compared with negative control.

    CONCLUSIONS

    In general, the results of the present study suggest that thyme extract at the level of 500 mg/kg of diet can be recommended as an alternative to the common feed additives to improve growth performance and health benefits of the heat-stressed broilers.

    Keywords: Thymus Vulgaris, Probiotic, vitamin, heat stress, Broilers
  • Negin Noori *, Mojtaba Rajabian, Hassan Gandomi Nasrabadi, Mahdieh Raoofi Asl Soofiani Pages 38-46
    BACKGROUND

    Cheese is a dairy product that is popular in the world. Prebiotics and probiotics are increasingly being used to produce potentially symbiotic foods, particularly through dairy products as vehicle. It is well known that both ingredients may offer benefits to improve host health.

    OBJECTIVES

    In this study prebiotic effect of Olive leaf extract or survival of Lactobacillus casei in UF cheese production during 10 weeks storage in cold condition was researched.

    METHODS

    After provision of aqueous extract of olive leaf, probiotic bacteria and starter culture were prepared for inoculation. This extract was added to UF cheese in the presence of the bacteria then, counting of L.Casei on MRS-bile agar with pour plate was done during 10 weeks of storage and sensory evaluation was performed after 10 weeks of cheese storage at 4 °C.

    RESULTS

    The number of L. Casei was affected significantly by the addition of OLE (P<0.05). The bacterial growth had a significant relationship with the increase in OLE concentrations (P< 0.05). After 10 weeks, in all probiotic cheese, the concentration of L. Casei was at the level of 106 - 108 cfu/g. Also, sensory quality was positively affected by the presence of OLE in cheese samples. Cheese sample produced with the addition of 0.5% of OLE was the most desirable.

    CONCLUSIONS

    The number of Lactobacillus casei was significantly increased during the storage weeks due to the addition of different concentrations of olive leaf extract. The number of probiotic was increased with increasing concentrations of the extract (P<0.05). Also, positive effects on the sensory properties of cheese samples affected by olive leaf extract were observed and the most common cheese sample was 0.5% of this extract.

    Keywords: Olive leaf extract, Prebiotics, Lactobacillus casei, UF Cheese, Symbiotic
  • Fariba Bakhshi, Hamid Mirzaei *, Narmella Asefi Pages 47-56
    BACKGROUND

    Basil (Ocimum basilicum L.) is widely used as a food flavoring. The essential oil of this plant has antimicrobial effects on some foodborne pathogens.

    OBJECTIVES

    The purpose of this study was to evaluate the effect of different concentrations of basil essence on the microbial and sensory properties of traditional Iranian white cheese during the period.

    METHODS

    Cheese samples were prepared from local producers with concentrations of 0, 150 and 250 ppm of basil essential oil. On day 0, 15, 30, 60 and 90, the cheese samples were tested for the number of aerobic mesophilic bacteria, coliforms, Staphylococcus aureus, and also on the 90th ripening day for the sensory characteristics.

    RESULTS

    The results of microbial assays showed that concentrations of 150 and 250 ppm of basil essential oil had a significant (P<0.05) inhibitory effect on aerobic mesophilic bacteria in the 60 and 90 days of ripening; meanwhile, the significant (P<0.05) inhibitory effect on the population of coliforms was observed on days 30, 60 and 90. Moreover, the concentration of 150 ppm of basil essential oil on day 90 and the concentration of 250 ppm on days 30, 60 and 90 demonstrated a significant (P<0.05) inhibitory effect on the population of Staphylococcus aureus. Sensory evaluation revealed that concentrations of the essential oil had no significant effect on the sensory properties of the samples.

    CONCLUSIONS

    It can be concluded that the above concentrations of basil essential oil can be used as a natural preservative in Iranian traditional White cheese.

    Keywords: Basil essential oil, traditional cheese, Microbial properties, sensory characteristics, Ripening period
  • Maryam Azizkhani *, Fahimeh Tooryan Pages 57-64
    BACKGROUND

    Staphylococcus aureus is one of the most important human pathogens that cause infection and also food intoxication by secreting various enterotoxins. Conventional culturing methods to detect S. aureus have some limitations such as being time-consuming due to bacterial growth and low precision and sensitivity in detecting viable but non-cultivable cells.

    OBJECTIVES

    The objective of this study was to detect and quantify enterotoxigenic (A-E) S. aureus in cream pastry products applying PCR coupling with propidium monoazide (PMA) to distinguish dead and live cells.

    METHODS

    One hundred samples were randomly collected from pastry shops in Amol, in a period of 2 months. After preparing dilutions, bacterial pellets were separated and treated with PMA before DNA extraction. Real time PCR was conducted in order to quantify S.aureus cells and enterotoxigenic strains using specific primers.

    RESULTS

    Results of conventional method were close to PMA-qPCR data (P>0.05), but data from qPCR that includes live and dead cells shows more bacterial count than two other methods. Sensitivity of the method applied in the present study, detecting low number of S.aureus cells (less than 10/g) seems considerable.

    CONCLUSIONS

    Findings showed that applying PCR coupling with PMA results in more reliable data than conventional culturing method. Regarding this approach being time-effective, considerably sensitive and specific, it is expected that it be used in food quality control labs in monitoring systems in future.

    Keywords: Staphylococcus aureus, Propidium monoazide, PCR, pastry products, Intoxication
  • SeyyedMorteza Ebrahimzadeh, MohammadReza Kalbassi *, Mahdi Habibi Anbouhi, Parvaneh Farzaneh Pages 65-73
    BACKGROUND

    Titanium dioxide nanoparticles (TiO2NPs) are used in many commercial products, including paints, sunscreens and edible products, and can be used directly and indirectly in aquaculture. Due to the widespread application of these nanoparticles, the investigation of their possible effects on aquatic organisms is necessary.

    OBJECTIVES

    The purpose of this study was to investigate the histopathological effects of waterborne TiO2NPs on the gills, liver and intestine of Caspian trout.

    METHODS

    In this study, 126 fish (27.46±4.3 g) were tested in six concentrations of TiO2NPs (0, 0.01, 0.1, 1, 10 and 100 mg/L) for 4 days. At the end of the experiment, tissues were evaluated to determine the effects of tissue damage caused by TiO2NPs.

    RESULTS

    The 96-h exposure to TiO2NPs did not cause fish mortality. Accordingly, investigated TiO2NPs are classified as "relatively non-toxic". The most important tissue changes caused by short-term exposure to TiO2NPs were hyperplasia and hypertrophy, lamellar fusion, necrosis in gills; foci of melanomacrophage deposits, aggregation of blood cell, hepatocytes with pycnotic nuclei, vacuolation, necrosis in liver; thickening of lamina propria, erosion of villi and necrosis in intestine.

    CONCLUSIONS

    Although TiO2NPs are relatively non-toxic,  due to the tissue damage observed, these nanoparticles can be harmful to Caspian trout.

    Keywords: Titanium dioxide nanoparticles, Toxicology, Histopathology, Acute toxicity, Caspian Trout
  • SeyedFakhraddin Mirhashemi Nasab, Farid Firouzbakhsh *, Masoud Sattari, Mohaddes Ghasemi Pages 74-82
    BACKGROUND

    Parasite effects on biometric characteristics of common carp, C. carpio from Anzali Wetland.

    OBJECTIVES

    Identifying parasites in C. carpio and evaluating their effects on biometric characteristics of fish.

    METHODS

    A total of 78 individuals were collected on the seasonal basis (from spring through winter 2016) from the wetland, transported to the laboratory and after biometry, dissected to recover parasites. Cestodes and trematodes were stained with alum carmine and nematodes were cleared with glycerin alcohol, then their prevalence, abundance and mean intensity were determined.

    RESULTS

    Thirteen parasite species including Ichthyophthirius multifiliis, Trichodina sp., Epistilis sp., Gyrodactylus sp., Dactylogyrus extensus,  Diplozoon nipponicum, Diplostomum spathaceum, Posthodiplostomum cuticola, Asymphlodora sp., Caryophyllaeus fimbericeps, Raphidascaris acus, Pseudocapillaria tomentosa and Lernea cyprinacea were identified. Epistylis sp., P. cuticola, Asymphlodora sp. and P. tomentosa are reported for the first time from C. carpio in Anzali Wetland. The average weight in healthy and infected fish were recorded to be from 23.68 ± 3.54g to 686.73 ± 100.28 g, and from 32.47 ± 4.51 to 633.62g ± 64.64 g respectively. The condition factor in healthy and infected fish was from 1.09 ± 0.50 to 1.17±0.03, and from 1.24 ± 0.13 through 1.19 ± 0.03 respectively. It was also true for gonadosomatic index which was recorded in healthy and infected fish from 0.45 ± 0.16 through 3.56 ± 3.54, and from 1.78±0.67 through 2.74 ± 0.62. The instantaneous growth rate was 1.25 in healthy  2+ and 1+ year old individuals, and 0.72 in 3+ and 2+ year olds, while it was 0.94 and 0.65 in the same-aged infected fish, respectively.

    CONCLUSIONS

    Parasites could induce some negative influences on the biometric characteristics of infected fish, decreasing their growth rate. So that, it is necessary to monitor the parasite communities continuously in the native and commercially important fish species in Anzali Wetland to protect them and prevent introducing infected fish into the adjacent fish farms.

    Keywords: wetland, Native fish, Common carp, Parasitic infection, Growth indicator
  • Tohid Moradi, Reza Azadbakht, Shahin NejatDehkordi, Mohsen Jafariyan Dehkordi, Hasan Momtaz, Masoomeh Heidari Sureshjani * Pages 83-89
    BACKGROUND

    Diarrhea syndrome is associated with irrecoverable damages in the husbandry industry worldwide due to losses resulted from fatality, weight loss, growing weak calves and treatment costs. Hence, investigation of diarrhea causes in different areas is important to attempt management strategies to prevent and control it.

    OBJECTIVES

    Present study was carried to investigate prevalence of some important entropathogens in diarrheic calves until three months old, in Shahrekord suburb husbandries.

    METHODS

    Fecal samples were taken from 82 female calves in first day of diarrhea and were examined for isolation of salmonella, Escherichia coli, clostridium, cryptosporidium, and coccidia through common microbiological and parasitological methods.

    RESULTS

    In general, prevalence of isolated organisms were: salmonella 36.6%, Escherichia coli 24.4%, clostridium 9.8%, cryptosporidium 9.8%, and coccidian 7.31%, and Escherichia coli K99 were isolated from four calves. The most prevalent pathogens were Escherichia coli and Salmonella.

    CONCLUSIONS

    The calves are unavoidably exposed to infectious causes of diarrhea during their whole lifespan, because they acquire organisms from environment immediately after birth. Therefore, attempts at efficient management methods, hygienic principles and receiving enough colostrum, particularly in cold seasons, may be efficient in the control, prevention and decrease of diarrhea and its subsequent losses.

    Keywords: Diarrhea, Calf, Escherichia coli, Salmonella, Protozoa
  • Fereshteh Afi, Shahram Jamshidi *, Saied Bokaie, Bahar Nayeri Fasayi, Iraj Ashrafi Tamay, Moein Delrobaei, Taghi Zahraei Salehi Pages 90-97
    BACKGROUND

    Bordetella bronchiseptica is a gram negative pathogen of the respiratory tract in dogs, pigs, cats, horses, laboratory animals and human beings.

    OBJECTIVES

    The goal of this study was detection of Bordetella bronchiseptica in oropharynx region of pet and kenneled dogs by PCR and culture and evaluation of antibiotic susceptibility of the isolates in Iran.

    METHODS

    The samples were collected by sterile swabs from oropharynx region of 62 pet dogs (including 31 dogs with clinical respiratory disease signs and 31 dogs without clinical respiratory disease signs) and 62 kenneled dogs (including 31 dogs with clinical respiratory disease signs and 31 dogs without clinical respiratory disease signs). Bordetella bronchiseptica was detected by PCR and culture and antibiotic susceptibility of the isolates were evaluated.

    RESULTS

    Based on the PCR results, Bordetella bronchiseptica was detected in 16.1% of pet dogs with clinical respiratory disease signs, 9.6% of pet dogs without clinical respiratory disease signs, 22.5% of kenneled dogs with clinical respiratory disease signs and 16.1% of kenneled dogs without clinical respiratory disease signs. On bacterial culture, Bordetella bronchiseptica was isolated from 3.2% pet dogs with clinical respiratory disease signs, 3.2% kenneled dogs with clinical respiratory disease signs and 6.4% kenneled dogs without clinical respiratory disease signs, none of the pet dogs without clinical respiratory disease signs was positive on bacterial culture. The isolates tested by the agar dilution method were susceptible to tetracycline, enrofloxacin, co-trimoxazole and doxycycline, moderately susceptible to ceftriaxone and resistant to ampicillin.

    CONCLUSIONS

    This study has shown the high prevalence of Bordetella bronchiseptica infection in dogs in Iran. Bordetella bronchiseptica can infect the people who have contact with the affected pet dogs and those kept in overcrowded shelters.

    Keywords: Bordetella bronchiseptica, Dog, Culture, PCR, Antimicrobial susceptibility
  • Aysan Fotowat, SeyedJavad Ahmadpanahi *, Ebrahim Shahroozian, Farzad Hayati, Sahar Ghaffari Khaligh Pages 98-108
    BACKGROUND

    Flufenamic acid is a member of the fenamates and is used as an analgesic and NSAID drug. According to the ability of this drug on blocking connexin and preventing leakage of substances such as ATP from cells, it seems to be beneficial in healing diabetic wounds.

    OBJECTIVES

    Evaluation of the effects of topical flufenamic acid as a connexin-channel blocker on skin wound healing in alloxan-induced diabetic rats.

    METHODS

    In this study diabetics was induced in 40 male rats by IP injection of 150mg/kg of alloxan and they were divided to 4 groups. After anesthesia, 2×2 cm incision was made on the back of the rats and the skin was separated completely. Three groups were treated by 2, 5 and 10 percent concentration of flufenamic acid ointment separately, and one group was treated by Vaseline and ucerine ointment as control. Bandage and ointment were changed daily and the procedure was carried out for 21 days. The wound surface was measured on odd days. Half of the rats of each group on day five and half of them on day 21 were euthanized to get pathologic slides.

    RESULTS

    Process of healing, fibroblast concentration, epithelialization, angiogenesis, collagen formation and wound closure in 2 percent group were better than other groups and in control, 5 and 10 percent groups had a decreasing trend respectively and had a significant difference. In the last two groups, the healing process was disrupted.

    CONCLUSIONS

    The 2 percent concentration of drug not only did not show potent anti-inflammatory effects, but also improved the process of healing by blocking the connexin 43 and inhibition of ATP release, while in the concentration of 5 and 10 percent, anti-inflammatory effects of the drug predominated and delayed the healing process.

    Keywords: Connexin, Flufenamic acid, Wound healing, diabetes, rat
  • HamidReza Ferdowsi, Mahdi Vodjgani, Faramarz Gharagozloo *, Masood Talebkhan Garoussi, Amir Niasari Naslaji, Vahid Akbarinejad Pages 109-117
    BACKGROUND

    Estrus synchronization is a valuable tool in ewe reproductive management.

    OBJECTIVES

    This study was performed to evaluate the efficiency and determine the best time of eCG injection in short-term synchronization program based on GnRH-PGF 2α in Shal ewes during the breeding season.

    METHODS

    One hundred and sixty non-pregnant Shal ewes, aged 2-6 years old were selected and randomly stratified to four equal groups. 25µg Alarelin acetate (GnRH analogue) and 75µg D-cloprostenol (PGF 2α analogue) were injected to all ewes, on days 0 and 5, respectively. The first group (control) did not receive any other treatment. Groups 2 to 4 received 400 IU of eCG, 48 hours before, 24 hours before and concurrent with PGF2α, respectively. Ewes were exposed to fertile rams during 96 hours post PGF2α injection. Blood serum progesterone concentrations were measured just before PGF2α injection and 10 days later.

    RESULTS

    No difference was observed in the first serum progesterone evaluation among experimental groups (P>0.05). However, progesterone had significantly higher concentrations 10 days after PGF 2α injection in groups 2 and 3 in comparison with groups 1 and 4 (P<0.05). Simultaneous use of eCG with PGF2α led to a higher estrus response in comparison with other groups (P<0.05). During the first day after PGF2α, a higher percentage of ewes in group 2 and 3 exhibited estrus compared with groups 1 and 4 (P<0.05). Conversely, estrus expression was higher 24-48 hours after prostaglandin injection in groups 1 and 4 than the other two (P<0.05). Thus, the interval to estrus was earlier in group 2 and 3 than groups 1 and 4 (P<0.05). No significant differences were detected in terms of conception rate, lambing rate, prolificacy and fecundity among study groups (P>0.05).

    CONCLUSIONS

    Use of eCG in different times (48 and 24 hours before and concurrent with PGF2α) in short-term synchronization program based on GnRH-PGF2α during the breeding season can be effective on estrus indices. Regarding the diversity of sheep's masses in Iran, it seems that acceptable results may be achieved when eCG is used concurrently with PGF2α in short-term protocol.

    Keywords: Estrus synchronization, eCG, breeding season, Ewe, PGF2α
  • Omid Madadgar *, SeyedMasoud Hosseini, Ahmad Nazaktabar, Abbas Barin, Faeze Jahangiri, Ahmad Vahedi Pages 118-125
    BACKGROUND

    Rotavirus Group A is one of the most important causes of gastroenteritis as it is isolated from 30 to 50% of infant diarrhea from humans and other animals. G genotype of the virus is determined by gene sequence of a surface protein of the virus (VP7), one of the most important factors in inducing immunity against the virus which acts very specific to each genotype.

    OBJECTIVES

    In the present study the presence of common bovine rotavirus genotypes A was examined in human rotavirus population.

    METHODS

    A total of 100 stool samples from children under 2 years of age in Tehran and Varamin were collected and to track the presence of rotavirus A, were evaluated using ELISA method. Positive samples were isolated and cultured on the MA-104 cell line after several passages. The positive samples (49 samples) were determined to be the G type using semi-nested RT-PCR and primers specific for bovine common genotype.

    RESULTS

    From 100 samples, 49 were positive in ELISA. Eight samples in the first semi nested RT-PCR showed the desired rotavirus bands and in the second round, the results were positive for the presence of bovine VP7 in two samples taken from Varamin, in one sample, G6, and in another sample, two genotypes of VP7, G6 and G8 were detected, indicating infection with at least two strains of human rotavirus reassortant. Six of the ELISA selected positive samples that were taken to the cell line MA104, showed effects of cell damage (CPE) after 4-5 consecutive passages, demonstrating proliferation of the rotaviruses of this study and so, their viability was confirmed.

    CONCLUSIONS

    The results of this study indicate reassortment between bovine and human rotaviruses and show that in case of occurrence of bovine and human rotavirus infection and the emergence of new human type, due to reassortment strain differences in protein immunogen it is possible to overcome due to lack of maternal immunity in the human population and low efficiency of current vaccines and, ultimately, epidemic and considerable losses may occur. Hence, more research is warranted.

    Keywords: Group A rotavirus, Gastroenteritis, Reassortment, VP7, G genotyping
  • Sarang Soroori *, Amir Rostami, Mahsa Zangisheh, Pooria Shamohamadi Pages 126-129
    Cardiac thrombosis normally occurs in old Syrian hamsters and according to the research it has a higher incidence rate in females than males. The most frequent site of thrombus formation has been reported to be the left atrium and it usually occurs secondary to degenerative cardiomyopathy and amyloidosis. In this study during a period of 2 years, 22 pet Syrian hamsters aged between 1-3 years-old with signs of cardiovascular disease and referred to the small animal Veterinary Teaching Hospital of University of Tehran were examined in order to evaluate for cardiac diseases as well as atrial thrombosis. During the examinations and observations clinical signs such as lethargy, anorexia, hyperpnoea, reduced daily activity, tachycardia, cyanosis, and vaginal discharge were observed. Based on the clinical sings, the initial diagnosis of cardiac disease was made and for more accurate evaluation of cardiac disease, the cases were referred to the radiology department. For detection of specific signs of cardiac disease echocardiography was performed on all patients. in some cases, sampling of vaginal discharge was taken as well and transferred to the lab for bacterial culture. Cardiac thrombosis and especially atrial thrombosis in all cases were diagnosed by echocardiography so that 9 cases showed pyometra concurrently.
    Keywords: Heart diseases, Hamster, Echocardiography, Pyometra, Thrombosis