فهرست مطالب

  • سال دهم شماره 2 (پاییز و زمستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/11/12
  • تعداد عناوین: 14
|
  • یعقوب احمدی*، احمد بخارایی، سیما بیورانی صفحات 5-27

    مطالعات جامعه شناختی و انسان شناختی نشان می دهند که «روابط آنها» میان زنان و مردان بسیار پیچیده است، زیرا با ورود عنصر جنسیت به رابطه خود/دیگری شکلی از پیچیدگی در فهم یکدیگر حادث شود که تواند به مزاحمت و حتی خشونت علیه یکدیگر منجر شود. اگرچه مزاحمت جنسی و پیامدهای آن، در سالیان اخیر در ایران و البته در بسیاری از کشورهای جهان به مسئله ای اجتماعی بدل شده است، اما پژوهش های چندانی در این زمینه انجام نپذیرفته است. مطالعه حاضر درباره بررسی وضعیت مزاحمت جنسی در شهر سنندج و زمینه های فرهنگی و ساختاری وقوع چنین پدیده ای و البته از زاویه ای متفاوت یعنی زمینه های اجتماعی فرهنگی عاملیت مزاحمت انجام پذیرفته است. تحقیق پیش رو به روش توصیفی از نوع پیمایش و با تکنیک پرسش نامه انجام شده است و جامعه آماری شامل کلیه افراد مذکر 18 تا 30 سال ساکن در شهر سنندج بوده است. نمونه گیری پژوهش به صورت سهمیه ای متناسب با حجم در مناطق مختلف شهر سنندج انجام پذیرفته و افراد منتخب از طریق پاسخگویی به پرسش نامه محقق ساخته، بررسی و تحلیل شده اند. براساس نتایج توصیفی به دست آمده از مزاحمت جنسی که شامل چهار نوع مزاحمت کلامی، بصری، تعقیبی و فیزیکی است، از مجموع 380 نفر تنها هیچ گونه مزاحمتی را مرتکب نشده اند. نتایج به دست آمده از تحلیل چندمتغیره (رگرسیون و تحلیل مسیر) نیز نشان می دهد که از میان متغیرهای موجود در تحلیل، متغیر های سن، میزان سنتی بودن، مذهبی بودن، میزان جنسیت زدگی و فقر فرهنگی بر ارتکاب عاملیت به مزاحمت جنسی تاثیرگذار بود ه اند. و در این میان، متغیر فقر فرهنگی در حوزه مصرف فرهنگی اثر بیشتری بر متغیر وابسته داشته است.

    بحث: 

    چنین به نظر می رسد که فقر فرهنگی یا فقدان مصرف کالاهای فرهنگی دارای بیشترین تاثیر بر میزان مزاحمت است، بنابراین افزایش آگاهی و ارتقای مصرف فرهنگی جوانان با به کارگیری سیاست های یاری رسان در این حوزه می تواند در کاهش مزاحمت جنسی موثر باشد.

    کلیدواژگان: مزاحمت جنسی، مزاحمت خیابانی، فرهنگ، سنت، فقر فرهنگی
  • سوسن باستانی*، کوثر خسروی دهقی صفحات 29-57

    طرح مفهوم عدالت جنسیتی همواره مناقشاتی به همراه داشته است. در حال حاضر با ورود این مفهوم به برنامه ششم توسعه، می بایست سیاستگذاری ها در تحقق آن به طور جدی پیگیری و دنبال شود. هدف پژوهش حاضر، مطالعه مانع ها و چالش های سیاستگذاری بر مبنای عدالت جنسیتی از نگاه صاحب نظران است. به این منظور برای گردآوری اطلاعات (با توجه به اصول نمونه گیری هدفمند و تدریجی) با 9 نفر از صاحب نظران و پژوهشگران حوزه زنان و سیاستگذاری، مصاحبه (نیمه ساختاریافته) شده و با استفاده از نظام کدگذاری نظریه زمینه ای، داده ها در پاسخ به پرسش های اصلی پژوهش دسته بندی شده است. براساس یافته های پژوهش حاضر کلیدی ترین چالش های سیاستگذاری بر مبنای عدالت جنسیتی شامل عدم وفاق درباره تعریف عدالت جنسیتی، سیاست زدگی، ضعف در برنامه نویسی و ضعف داده و آمار است و از مهم ترین لوازم سیاستگذاری بر مبنای عدالت جنسیتی، مصداق یابی و ارائه تعریف برای عدالت جنسیتی می باشد. با توجه به لزوم عاملیت نیمی از جامعه یعنی زنان در توسعه پایدار، تعیین شاخص های عدالت جنسیتی و تبیین معیارهایی که برای تحقق عدالت جنسیتی باید در سیاستگذاری های عمومی مد نظر قرار گیرد ضروری است.

    کلیدواژگان: سیاستگذاری، جنسیت، عدالت جنسیتی، مانع ها و چالش ها
  • شیوا پروایی*، میثم موسایی صفحات 59-83

    امروزه تحت تاثیر تغییرات اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، زیست سالمندان به امری پروبلماتیک تبدیل شده ولی همچنان مسئله سالمندی در ساحت سیاست گذاری برساخت نمی شود و سیاست های اجتماعی حمایتی متناسب با سالمندان وجود ندارد. در این راستا، رصد سیاست های اجتماعی در متن برنامه های توسعه پس از انقلاب با هدف کشف مضامین آشکار و پنهان و دستیابی به نحوه مواجهه سیاستی با این پدیده نوظهور، موضوع تحقیق حاضر است. از بین روش های کیفی، تکنیک تحلیل مضمون جهت تحلیل داده ها انتخاب شده است. مرور سیاست های سالمندی در برنامه های توسعه ایران حکایت از مضامین حبس سالمندی در حصار بازنشستگی، عقب نشینی تدریجی دولت و کالایی شدن خدمات تامین اجتماعی و شعار برقراری نظام جامع تامین اجتماعی دارد که درمجموع، مضمون طردشدگی سالمندی در ساحت سیاست گذاری اجتماعی را توضیح می دهد. فقدان سیاست های مراقبت از سالمندان، حاشیه ای بودن نگاه جنسیتی به سیاست های اجتماعی سالمندان، نبود سیاست های سالمندی فعال و دوستدار سالمندان، و حاشیه ای بودن مشکلات سالمندان روستایی نیز از خلاهای سیاستی در این حوزه است. در پایان، می توان برنامه ریزی میان نسلی برای دوره زندگی سالمندی، سیاست های سالمندی فعال و موفق، سیاست های شهری دوستدار سالمندان، آینده نگری در سیاست گذاری سالمندان، سیاست های حمایت اجتماعی جنسیت محور برای سالمندان و حمایت اجتماعی از سالمندان آسیب پذیر را در سیاست های اجتماعی سالمندان پیشنهاد داد.

    کلیدواژگان: برنامه های توسعه، سیاست گذاری اجتماعی، سالمندی، طردشدگی
  • کرم حبیب پور گتابی* صفحات 85-109

    مصرف دخانیات از مهم ترین عوامل تهدیدکننده سلامتی و شایع ترین عامل قابل پیشگیری مرگ ومیر در جهان است و یکی از استراتژی های مهم کنترل آن، شناخت انگاره مصرف آن در بین افراد است. بنا به این ضرورت، تحقیق حاضر با ترکیبی از روش شناسی های کمی (پیمایش) و کیفی (تحلیل محتوای کیفی) به صورت همگرا، به شناسایی انگاره مصرف دخانیات در میان شهروندان تهرانی پرداخته است. نمونه آماری تحقیق شامل دو گروه بود: گروه اول) 610  نفر از شهروندان استفاده کننده از برنامه های پیشگیرانه کنترل دخانیات در هفته بدون دخانیات در مناطق بیست و دوگانه شهرداری تهران، که با ترکیبی از روش های نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای، تصادفی نظام مند و دردسترس انتخاب شدند. گروه دوم) 53 نفر از کارشناسان مرتبط با طرح «تهران شهر بدون دخانیات» که با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. یافته ها نشان داد که شهروندان از نظر انگاره مصرف دخانیات شامل پنج دسته اصلی غیرسیگاری، سیگاری روزانه/ فعال، سیگاری قهار/ همیشگی، سیگاری ترک کرده و سیگاری تفننی/ اتفاقی می باشند. مصرف دخانیات در شهر تهران، پنج عامل اصلی شامل جوان بودن، قلیانی شدن، جنسیتی شدن، خانوادگی شدن و غیرطبقاتی شدن مصرف را تجربه می کند. همچنین، عوامل چندگانه فرهنگی (فرهنگ غلط فراموشی مشکلات به ویژه در بزرگسالان، کم/ ناآگاهی از خطرات استعمال دخانیات)، اجتماعی (فشار اجتماعی، مدبودن)، روانی (رفع خستگی، دوری از غم و غصه، اعتیادآوری دخانیات، رفع استرس، احساس بزرگی و شخصیت) و فردی (تجربه کردن، جذابیت بیشتر) مهم ترین دلایل مصرف دخانیات توسط شهروندان بودند. نتایج بر آن دلالت دارد که مصرف دخانیات در گروه های اجتماعی مختلف از انگاره یکسانی تبعیت نکرده است و به شرایط فردی، بینافردی،خانوادگی و ساختاری بستگی دارد.

    کلیدواژگان: دخانیات، مصرف، انگاره مصرف دخانیات، جنسیتی شدن مصرف
  • مهدی حسین زاده فرمی*، ستار صادقی ده چشمه صفحات 111-129

    گرایش به مواد مخدر، مصرف آن و اعتیاد به آن از مهم ترین و اولویت دارترین مسائل و آسیب های اجتماعی در جامعه جدید است که از زوایای مختلف مورد بررسی و توجه قرار گرفته است. یکی از زمینه های اعتیاد و گرایش به مواد مخدر، وجود بستر های مثبت نگرشی و هنجاری شدن مصرف مواد در جامعه است. مطالعه حاضر به شیوه پیمایش به بررسی نگرش های موجود در میان خرده فرهنگ های قومی شهرکرد (فارس، ترک و بختیاری) پرداخته است. داده ها با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته بر روی نمونه ای به حجم 197 نفر جمع آوری و سپس با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی تحلیل شده است. نتایج نشان داد که حدود 35 درصد از پاسخگویان به هر نحوی (دارودرمانی، تفننی، اعتیاد و...) یکی از مواد مخدر سنتی یا صنعتی (عمدتا تریاک و مشروبات الکلی) را مصرف کرده اند. گرچه اکثر پاسخگویان به مصرف مواد مخدر نگرش منفی داشتند، اما نگرش نزدیک به یک سوم آنها در حد متوسط بود و البته این نگرش در حال تغییر به سمت مثبت بود. از طرف دیگر، نتایج آزمون تحلیل واریانس نشان داد که قومیت های مختلف در شهرکرد اعم از ترک، بختیاری و فارس در نسبت با مواد مخدر تفاوت نگرشی نداشتند. به عبارتی، دلالت یافته ها این است که قومیت های مذکور نگرش یکسانی به مواد مخدر دارند و قومیت شرط تفاوت در نگرش به مصرف مواد مخدر نیست.

    کلیدواژگان: اعتیاد، خرده فرهنگ های قومی، سوءمصرف مواد مخدر، نگرش ها، هنجاری شدن
  • محسن دهقان، علی رحمانی فیروزجاه*، علی اصغر عباسی اسفجیر صفحات 131-156

    این مقاله درصدد بررسی ارتباط ادراک فساد با اعتماد اجتماعی در میان شهروندان بالای 30 سال شهرهای آمل، ساری و چالوس استان مازندران است. در متغیر ادراک فساد از نظریه های هوجس، ترایسمن و هایدن هایمر و در متغیر سرمایه اجتماعی از رویکرد نظری نهاد محور و به طور اخص از نظریه های بوروثستاین و استول استفاده گردیده است. داده های موردنیاز با استفاده از روش پیمایش و ابزار پرسش نامه از میان نمونه آماری 400 نفری جمع آوری شده اند. تحلیل اطلاعات تحقیق از طریق دو نرم افزار اس پی اس اس و آموس انجام پذیرفت. یافته های توصیفی نشان داد که میزان سازه ادراک فساد و تمامی ابعادش (فساد خرد، فساد کلان، فساد سیستمی و فساد بین المللی) در سطح بالایی و میزان سازه اعتماد اجتماعی و تمامی ابعادش (بین فردی، تعمیم یافته، نهادی و محیطی) در سطح پایینی قرار دارند. یافته های تبیینی نشان داد که ادراک فساد و تمامی ابعادش، رابطه معکوس و قوی با اعتماد اجتماعی دارند که قوی ترین روابط به ترتیب مربوط به ابعاد ادراک فساد سیستمی، فساد کلان، فساد خرد و فساد بین المللی بوده است. نتایج حاکی است که هرچه میزان ادراک فساد در همه ابعادش افزایش و گسترش یابد، باعث افول و کاهش میزان اعتماد اجتماعی در ابعاد مختلف آن می گردد.

    کلیدواژگان: ادراک فساد، اعتماد اجتماعی، فساد خرد، فساد کلان، فساد سیستمی، فساد بین المللی
  • سارا شهانواز*، منصوره اعظم آزاده صفحات 157-191

    طی دهه های گذشته ساختارها و نهادهای اجتماعی از جمله خانواده متاثر از پدیده هایی همچون مدرنیسم، جهانی شدن و گسترش شبکه های ارتباطی دچار تحولات فراوانی شده است. دگرگونی در الگوی ازدواج و سن ازدواج از حوزه های متاثر از این تغییرات است. در کشور ما نیز تاخیر در ازدواج و تشدید تجرد در سالیان اخیر روند فزآینده ای داشته است. هدف این پژوهش نیز شناسایی و بررسی پیش ران های موثر بر مسئله تجرد در ایران است. برای دستیابی به این هدف پس از بررسی و تحلیل اسناد، مطالعات، نظریات و همچنین مصاحبه با خبرگان فهرستی شامل 104 عامل موثر بر تجرد در ایران تهیه و سپس با استفاده از روش دلفی درنهایت 19 پیش ران موثر بر تجرد در ایران انتخاب شد. این پیش ران ها پس از قرارگرفتن در ماتریس آثار متقابل طراحی شده در اختیار 11 نفر از خبرگان قرار گرفت و تجمیع نظرات آنها درباره تاثیرگذاری و تاثیرپذیری هرکدام از پیش ران ها در ماتریس اثرات متقابل وارد شد. با تحلیل خروجی های نرم افزار میک مک، میزان تاثیرگذاری و تاثیرپذیری هر یک از پیش ران ها مشخص شد. براین اساس عواملی نظیر «تاتیر رسانه های جمعی بر تغییر نگرش جوانان، پایگاه اقتصادی اجتماعی خانواده، ناکارآمدی برنامه های دولت و نهادهای زیربط برای تسهیل ازدواج» به عنوان پیش ران های کلیدی که دارای بیشترین میزان تاثیرگذاری بر تجرد در ایران هستند شناسایی شدند.

    کلیدواژگان: پیش ران ها، تجرد، تحلیل اثرات متقابل، میک مک
  • احمد غیاثوند*، سبا رضازاده هراتی صفحات 193-216

    امروزه دسترسی زنان به فضاها و عرصه های اجتماعی یکی از مهم ترین دغدغه های آن ها محسوب می گردد. مطالعه حاضر به روش پیمایش درصدد بررسی گرایش زنان به تماشای فوتبال مردان و نیز عوامل موثر بر آن است. جامعه آماری آن را «کلیه دختران دانشجوی دانشگاه های شهر تهران در سال 1397» تشکیل می دهد. حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران برابر با 495 نفر برآورد گردیده و در نهایت داده ها از طریق پرسشنامه به شیوه نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای از بین چهار دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، شهید بهشتی و دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات گردآوری گردید. یافته ها نشان داد که اکثر دختران دانشجو، در صورت باز شدن ورزشگاه، به تماشای مسابقات فوتبال می روند. همچنین بررسی دقیق تر نشان داد که دو متغیر بازاندیشی در هویت یابی جنسیتی زنان و معنایابی جنسیتی فضا رابطه معناداری با گرایش زنان به تماشای فوتبال دارند. معرف های این دو متغیر به ترتیب اهمیت، بیشتر تحت تاثیر شاخص های سیاسی، فمنیستی و فردی و نیز وزن بیرونی متغیر معنای جنسیتی فضا، به ترتیب مربوط به برداشت سیاسی، فردی و اجتماعی از فضا می باشد. بر این اساس عاملیت دختران در چنین گرایشی بیشتر متوجه کاهش محدودیت ها و فشار هنجاری نظام سیاسی در قبال زنان جامعه است و در مرحله دوم، عاملیت خود را بیشتر در سطح فردی و با هدف تفریح و تجربه شور و هیجان جستجو می کنند

    کلیدواژگان: تماشای فوتبال، دانشگاه، دختران دانشجو، فوتبالی شدن زنان، هویت جنسی
  • عبداللطیف کاروانی*، اسفندیار غفاری نسب صفحات 217-241

    تحقیق حاضر با هدف کاوش کیفی هویت ملی و قومی در زیست جهان دانشجویان بلوچ در دانشگاه های دولتی و براساس نظریهزمینه ای انجام شده است. مشارکت کنندگان تحقیق، یازده نفر دانشجوی بلوچ مقطع کارشناسی ارشد و چهار نفر دانشجوی دکتری دانشگاه های دولتی بوده اند. داده ها از طریق مصاحبه عمیق به دست آمده است. مصاحبه ها تا رسیدن به اشباع نظری درخصوص مقولات مختلف مصاحبه ادامه یافتند. تحلیل داده ها با استفاده از کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام شد. نتیجه تحلیل داده ها، دستیابی به پنج مقوله محوری و یک مقوله هسته بوده است. مقولات محوری عبارت اند از: چند لایه گی و تکثر منابع هویت بخشی، نوسان هویتی، رفت و برگشت بین هویت ملی و قومی، برجستگی مولفه های فرهنگی و فرسایش مولفه های سیاسی هویت ملی، بازنمایی هویت بلوچی در اندیشه دیگری و دیگری سازی؛ گجر و برساخت مرز هویتی. مقوله هسته نیز عبارت است از دیگرسازی هویتی سیال. همچنین یافته ها نشان دادند که بستر و منابعی مانند موقعیت مذهبی، موقعیت جغرافیایی و قومی در کنار شرایطی از قبیل احساس تبعیض سیاسی، تبعیض قومیتی، کلیشه سازی رسانه ای، وضعیت اجتماعی، سیاسی، تصورهای قالبی منفی پیوند چند جانبه ای با مقوله هسته پژوهش دارند.

    کلیدواژگان: هویت ملی، هویت قومی، نوسان هویتی، تکثر منابع هویتی، دیگری سازی
  • سیمین کاظمی*، محمداسماعیل ریاحی صفحات 243-269

    قصور پزشکی از مسائل اجتماعی در حوزه جامعه شناسی پزشکی و کژ کارکرد پزشکی نوین است که سلامت بیماران را تهدید می کند و پیامدهای منفی برای بیماران، پزشکان و جامعه دارد. هدف مطالعه تحلیل جامعه شناختی این مسئله در شهر تهران با استفاده از روش ترکیبی است که در آن داده های کمی نقش تکمیلی برای داده های کیفی دارند. بخش کیفی شامل دو روش است: 1) مشاهده بدون مشارکت در 15 جلسه رسیدگی به شکایات قصور پزشکی در شورای حل اختلاف شهر تهران. 2) مصاحبه نیمه ساختاریافته با 15 پزشک و 15 بیمار دارای پرونده قصور پزشکی. در بخش کمی 370 پرونده قصور پزشکی به شیوه تمام شماری مطالعه و برای توصیف داده های کمی از نرم افزار SPSS نسخه 24 و برای تحلیل داده های کیفی از روش کدگذاری و مقوله بندی استفاده شده است. در نهایت داده های کمی و کیفی در تفسیر و نتیجه گیری داده ها با هم تلفیق شده اند. یافته ها نشان داده که محورهای تضاد بین پزشک و بیمار در طرح شکایت قصور پزشکی، شامل تضاد بر سر منافع مالی، دانش تخصصی، و قدرت سازمانی است و بیماران و پزشکان دیدگاه ها و تفسیرهای متفاوتی از نتیجه اقدام پزشکی دارند. طبق یافته های کمی بیش از نیمی از بیماران، مقدار هزینه پرداخت شده در ازای خدمات دریافت شده را غیرمنصفانه می دانستند و نیز هدف حدود نیمی از بیماران از طرح شکایت قصور پزشکی، دریافت خسارت از پزشک بوده است. در مجموع این مطالعه نشان داد که قصور پزشکی به مثابه مسئله ای اجتماعی در حوزه سلامت، نتیجه تضاد مضاعف بین بیمار و پزشک بر محورهای منفعت و دانش و قدرت است.

    کلیدواژگان: قصور پزشکی، شکایت بیمار از پزشک، تضاد مضاعف، دانش، قدرت، روش ترکیبی
  • مسعود گلچین*، محمد احمدی، سمیه سلیمانی، فرشته سیدی صفحات 271-298

    در سال های اخیر، مواردی از خودکشی های موفق و ناموفق در میان دانشجویان مشاهده شده است که به دلیل حساسیت جامعه نسبت به جوانان و دانشجویان، نگرانی های گسترده ای را در اذهان عمومی و نزد کارشناسان و مسئولان امور دانشگاهی ایجاد کرده است. هدف از پژوهش حاضر مطالعه شرایط علی، زمینه ای و مداخله گر، تعاملات و سرانجام پیامدهای برجامانده از خودکشی در دیدگاه دانشجویانی است که خودکشی ناموفق داشته اند. بر اساس نمونه گیری نظری و هدفمند ده تن از دانشجویان دانشگاه خوارزمی که در طول سال های اخیر خودکشی ناموفق داشتند، برگزیده شدند و از طریق مصاحبه با آن ها داده های تحقیق گردآوری شد. پس از تحلیل مصاحبه ها و کدگذاری های لازم، مقوله های ناکامی، سستی و بی هدفی، ازدواج های اجباری، فشارهای روانی، متفاوت بودن دانشگاه با انتظارات پیشین دانشجویان به عنوان «شرایط علی»، فشارهای اقتصادی، اجتماعی و گسست های خانوادگی به عنوان «شرایط زمینه ای»، شکاف نسلی، گسست دینی، نابرابری جنسیتی، نیاز به توجه به عنوان «عوامل مداخله گر» در اقدام دانشجویان به خودکشی، گوشه گیری و انزوا از سوی فرد نجات‎یافته از خودکشی و انگ زدن، دوری جستن و فقدان حمایت ازسوی دیگران به عنوان «استراتژی های شایع و مقابله ای» تعیین شدند. در نهایت برای اغلب بازماندگان، پیامدهای منفی همچون طرد و از دست رفتن سرمایه اجتماعی، آسیب های جسمی و روانی و نهایتا بازگشت ناموفق و تکرار خودکشی و برای اقلیتی از آن ها بازگشت موفق به زندگی اجتماعی به عنوان پیامدهای احتمالی تشخیص داده شد. «خودکشی پاسخی فردی به ناکامی ها، فشارها، گسست ها و نداشتن حمایت»، به عنوان «مقوله هسته» انتخاب شده است که می تواند پوشش دهنده سایر مقولات حاضر در پژوهش باشد.

    کلیدواژگان: حمایت اجتماعی، خودکشی ناموفق، فشار اجتماعی و روانی، ناکامی شخصی
  • ابراهیم مسعودنیا* صفحات 299-322

    یکی از نارسایی های اجتماعی رایج در نوجوانان انزوای اجتماعی است. دلایل انزوای اجتماعی در نوجوانان هنوز کاملا مشخص نیست. از متغیرهایی که در سال های اخیر توجه محققان را در سبب شناسی انزوای اجتماعی به خود جلب کرده است وابستگی به تکنولوژی های ارتباطی جدید به ویژه اینترنت است. مطالعه حاضر با هدف تعیین ارتباط میان وابستگی به فضای سایبر و انزوای اجتماعی در نوجوانان انجام شده که در قالب طرحی پیمایشی و به صورت مقطعی اجرا شده است. جامعه آماری این تحقیق کلیه دانش آموزان دبیرستانی شهر یزد بوده اند و 535 نفر از نوجوانان (218 پسر و 317 دختر) با استفاده از نمونه گیری طبقه ای متناسب انتخاب شده اند. ابزارهای سنجش تحقیق عبارت بودند از: آزمون اعتیاد به اینترنت و نسخه سوم مقیاس تنهایی دانشگاه کالیفرنیا، لس آنجلس. نتایج نشان داد شیوع وابستگی به فضای سایبر 7/21 درصد است. تفاوت معناداری بین کاربران عادی و کاربران وابسته به فضای سایبر از نظر انزوای اجتماعی کلی، مولفه های انزوا، پیوستگی نسبی و پیوستگی جمعی وجود دارد. تحلیل رگرسیون چندگانه سلسله مراتبی نشان داده وابستگی به فضای سایبر 2/12 درصد از واریانس انزوای اجتماعی را تبیین کرده است. نتایج بر این دلالت دارند وابستگی به فضای سایبر از عوامل خطر عمده برای انزوای اجتماعی در میان دانش آموزان دبیرستانی است و خطر انزوای اجتماعی در نوجوانان را افزایش می دهد. با توجه به این نتیجه لازم است مداخله های رفتاری و شناختی پیشگیرانه تغییر الگوهای استفاده از اینترنت برای پیشگیری از انزوای اجتماعی در نوجوانان انجام شود.

    کلیدواژگان: وابستگی به فضای سایبر، انزوای اجتماعی، پیوستگی نسبی، پیوستگی جمعی
  • هادی درویشی* صفحات 323-331

    ویژگی های روزگار کنونی ما کدامند؟ ما در چه دوره ای زندگی می کنیم، مدرن یا پست مدرن؟ آیا پست مدرنیته، تداوم دوره مدرنیته است یا گسست از آن؟ آیا ارزش های دوره مدرن همچنان به قوت خود باقی هستند یا ارزش هایی جدید به وجود آمده است؟ اینها سوالاتی هستند که از دهه1970، ذهن اندیشمندان اجتماعی و جامعه شناسان را به خود مشغول داشته است. آنها در پاسخ به این سوال به دو دسته کلی تقسیم می شوند: مدرن ها و پست مدرن ها. دسته اول) افرادی چون یورگن هابرماس، آنتونی گیدنز، پیر بوردیو و... هستند و معتقدند ما در دوره مدرن زندگی می کنیم؛ که هرچند با مرحله کلاسیک مدرنیته (مدرنیته اول) متفاوت است اما همچنان ارزش های مدرنیته بر آن حاکم است. این مرحله با مفاهیمی چون «مدرنیته متاخر» یا «مدرنیته دوم» نامگذاری می شود. دسته دوم) در مقابل دسته اول قرار دارند و می توان افرادی چون میشل فوکو، ژان بودریلار، ژاک دریدا و... را نام برد. آنها معتقدند ما وارد دوران جدیدی به نام پست مدرن شده ایم؛ که دوره ای است با ارزش های جدید و مغایر با ارزش های مدرنیته. بحث مدرنیته و پست مدرنیته از مهم ترین چالش ها و موضوعات بحث برانگیز است؛ به طوری که پرداختن به این موضوع از الزامات هر متفکر اجتماعی است.

    کلیدواژگان: نقد کتاب، جامعه خطر، بصیرتی در فهم جهان امروز
  • مهدی نیک عهد* صفحات 333-342

    موضوع کودکی و کودکان در یکی دو قرن گذشته اهمیت خاصی پیدا کرده و به شکل مطالعات آکادمیک و مستقل درآمده است. به خصوص توجه جامعه شناختی به این حوزه مقوله ای متاخر می باشد که بری مایال در کتابی مفصل به آن پرداخته است. بحث کودکان در رشته های روان شناسی و روان کاوی از حوزه های مهم بوده است و مشاهیر بزرگ نظیر فروید به آن توجه خاصی کرده اند؛ اما در جامعه شناسی بحث کودکان نوپاست. در ایران توجه و انتشار کتاب هایی درباره جامعه شناسی کودکی عمری بسیار کوتاه دارد و به طور عمده شامل آثار ترجمه شده  منابع خارجی است که از اواخر دهه هفتاد شمسی آغاز شده است. شاید مشهورترین این آثار کتاب نقش رسانه های تصویری در زوال دوران کودکی باشد. بعدها کتب متعددی با عناوین جامعه شناسی دوران کودکی و مطالعات کودکی ترجمه و چاپ شدند. خلا ادبیات حوزه کودک، اهمیت مطالعات کودکی و مهم دانستن  این دوره در کنار کاستی هایی که برای کودکان وجود دارد، انگیزه و دغدغه ای مسئولیت مدارانه را برای موسسه مردم نهاد رحمان1 ایجاد کرد. این موسسه به مطالعات حوزه کودکی و مطالعات وضعیت و جایگاه کودکان در جامعه ایران توجه ویژه دارد و اندیشمندان کشور را برای پژوهش در حوزه کودکی تشویق و حمایت می کند. این مهم با برگزاری نخستین همایش ملی کودکی در ایران در سال 1394 و پس از آن با انتشار دو کتاب درآمدی بر مطالعات کودکی در ایران  و جستاری در مطالعات کودکی آغاز شد. در ادامه این رسالت، موسسه اقدام به چاپ کتاب دیگری نموده است که دراین فرصت معرفی و نقد می شود.

    کلیدواژگان: نقد کتاب، وضعیت اجتماعی کودکان در ایران
|
  • Yaaghoub Ahmadi*, Ahmad Bokharai, Sima Bewrani Pages 5-27

    One of the major gaps in research on the subject of sexual harassment is that there is very little information about the characteristics of sexual intruders. Sexual harassment is a conceptualized form of harassment based on gender, which has significant effects on victims. Women constitute about half of the population and face significant stress and sexual harassment on a daily basis in their lives. These lead to many psychological and sociological problems. This research provides an in-depth study of the main causes of sexual harassment that are primarily enacted by men.This research has been carried out with the quantitative method using a survey technique. The statistical population includes the males between 18 to 30 years old in Sanandaj city. Quota sampling approach was used to collect the data. In this method, the population is first segmented into mutually exclusive sub-groups based on age. Then, a subset of each segment was selected based on a specified proportion and the filled questionnaires were finally analyzed and discussed. The descriptive results from a variety of harassments including technique verbal, visual, stalking, and physical harassment shows that only 18 out of 380 people did not commit any of these harassments. Moreover, The results of the multivariate analysis (logistic regression and path analysis) indicate that among the variables included in the analysis, variables related to the individual in the analysis such as age, being Traditional, being religious, gender, and the rate of cultural consumption affect sexual harassment.

    Keywords: Sexual Harassment, Street Harassment, Culture, Tradition, Cultural Poverty
  • Susan Bastani*, Kosar Khosravi Dehaghi Pages 29-57

    Gender equity is a controversial social issue and now with its incorporation into the Sixth Development Plan, policy-making for gender equity is essential. To this end, allocation of more resources and opportunities and implementation of affirmative action policies to achieve gender equity are not sufficient. Women's empowerment in various fields, and not just the economy and employment, is essential to sustainable development. Therefore, considering the need for agency of women in sustainable development, it is necessary to determine the indicators of gender equity and to explain the criteria in public policy to achieve gender equity in the society. The purpose of this qualitative research is to study the obstacles and challenges of policy-making based on gender equity from the perspective of experts. To this end, we collected information through semi-structured interviews with nine experts and researchers in the field of women studies and policy-making. Using qualitative content analysis technique, we categorized the data to answer the main questions of research. According to the findings of this study, the most important challenges of policy-making based on gender equity are: disagreement in defining gender equity, politicization and weakness programming, and the lack of data and statistics. The first step in policy-making based on gender equity is to identify of instance and provide a definition for gender equity.

    Keywords: Gender equity, Policy-making, Obstacles, challenges
  • Shiva Parvaii*, Meysam Mousaaei Pages 59-83

    The living of the elderly has been turned into a problematic issue affected by social, cultural and economic changes, however, this problematic is not registered in policy makings and there is not appropriate social polices associated to the elderly. The subject of the current study is observe social policies in the context of development plans after the Revolution, to discover overt and covert concepts and to understand the ways of political encounter to this emerging phenomenon. Thematic analysis technique has been selected for data analysis from among different qualitative methods. Reviewing ageing policies in Iranian development plans demonstrates the themes like “imprisoning ageing in the retirement”, “gradual withdrawal of the government , "commodification of social services” and “a propaganda for establishment of comprehensive social security system” that after all, explain the theme of "exclusion of ageing in social policy". The lack of elderly care policies, the marginalization of gender in the social policies of the elderly, the absence of active and friendly elderly policies, and the rural elderly are also political gaps. Finally, we suggest intergenerational planning for the ageing period, active and successful ageing policies, elderly-friendly urban policies, prospecting in policy-making for elderly, gender-based social support policies, and eventually, social support for vulnerable elders in social policy of elderly.

    Keywords: Iran, Development plans, Social policy, Ageing, Exclusion
  • Karam Habibpour* Pages 85-109

    Smoking is one of the most important threatening factors of health and the most common cause of mortality in the world. One of the important strategies to controll it is the recognition of its consumption pattern among individuals. According to this necessity, the present study has identified the pattern of smoking among Tehrani citizens with a combination of quantitative (survey) and qualitative (qualitative content analysis) methodologies in form of convergence. The statistical sample consisted of two groups: the first group) 610 citizens using tobacco control programs in the non-smoking week in 22 districts of Tehran's municipality, selected by a combination of multi-stage cluster, systematic random and convenience sampling strategies. The second group) 53 experts related to «Tobacco-Free Tehran Programme», were selected by simple random sampling strategy. The findings showed that citizens have the following five main categories of tobacco smoking: heavy smoker, daily smoker, occasional smoker, ex-smoker, and never smoker/passive smoker. Smoking in Tehran expriences five mainstream including become young, become hookah, become gendered, become family, and become non-class of consumption. Also, multiple cultural (wrong culture of forgetting problems especially in adults, lack of complete and correct knowledge of consumers about the dangers of smoking), social (social pressure, fashion), psychological (relieving fatigue, avoiding sadness, smoking addiction, relieving stress, feeling magnitude and personality) and individual factors (having experience, more attractiveness) were the main reasons for smoking by citizens. The results indicate that smoking in different groups does not follow the same pattern, and depending on the structural, family and interpersonal conditions, people have different motivations to use it.

    Keywords: Smoking, Consumption, Pattern of smoking, Genderization of consumption
  • Mehdi Hosseinzadeh Feremi*, Satar Sadeghi Dahcheshmeh Pages 111-129

    Tendency, consumption, and addiction to drugs are one of the most important social problems existing in modern society which can be evaluated from different aspects. One of the drivers of addiction and tendency to drugs is the normalization of drugs within society. Current paper studies situations in which positive attitude within the ethnic subcultures of Shahre-kord (Fars, Turk, and Bakhtiari) exists using a survey method. data has been gathered through a researcher-made questionnaire from a sample of 197. The data has been analyzed using descriptive and Inferential statistics. The result of the survey showed that about 35 percent of Respondents have used traditional or industrial drugs (mostly opium and alcoholic drinks) for some specific usages (drug therapy, amusement, addiction and …). Attitude analyze results show that although most respondents have a negative attitude toward drug abuse, 30 percent have a medium and positive attitude or have no comment. Variation analysis also showed no noticeable attitude deference among the ethnicities toward the drug abuse. In other words, different ethnicities in Shahre-kord had a similar attitude toward drug abuse.

    Keywords: Addiction, Normalization, Drug abuse, Ethnic subculture, Attitude, shahrekord
  • Mohsen Dehghan, Ali Rahmani Firoozjah*, AliAsghar Abbasi Asfajir Pages 131-156

    The purpose of this study is to investigate the relationship between the perception of corruption and social trust among the urban population over 30 years old in the cities Amol, Sari, and Chalus in Mazandaran province. In the perceptions of corruption variable, the Hoetjes, Triesman and Heidenheimer’s theories were used. Also, in the social capital variable from the institutionalized approach and in particular from the Bo Rothstein and Stolle theories have been used. Data were collected using a survey method and a questionnaire tool from a sample of 400 people. The descriptive findings of the research showed that the level of the structure of corruption perception and all its dimensions (i.e. micro corruption, macro corruption, systemic corruption and international corruption) were at a high level and the rate of social trust structure and all its dimensions (i.e. interpersonal, generalized, institutional, and environmental) were at a low level. The explanatory findings of the research showed that the perceptions of corruption and all its dimensions had a strong and significant reverse relationship with social trust. Based on Pearson's correlation coefficient, dimensions of perceptions of systemic corruption, macro corruption, micro corruption, and international corruption had the strongest relationship among all. Based on the results of structural equation modeling, the theoretical model of research based on various indices such as CMIN / DF, RMSEA, NFI, CFI, PCFI and etc. had an acceptable fit. The results of this study confirm the empirical background and the theoretical framework of the research that was based on the institution-based approach of social trust. Findings demonstrated that the increase in the extent of perceptions of corruption in all its dimensions caused the decrease of social trust in its various dimensions.

    Keywords: Perception of corruption, Micro corruption, Macro corruption, Systemic corruption, International corruption, Social trust
  • Sara Shahanavaz*, Mansoreh Azam Azadeh Pages 157-191

    In the past decades, social structures and institutions, including families, have been transformed by phenomena such as modernism, globalization and the expansion of communication networks.Transformation in the pattern of marriage and the age of marriage is one of the domains affected by these changes. In Iran, delay in marriage and increased Singleness have increased in recent years. The purpose of this research is to investigate and identify the key factors affecting the issue of Singleness in Iran. To achieve this goal, a list of 104 factors affecting Singleness in Iran was prepared after reviewing and analyzing documents, studies and interviews with experts.Then, using the Delphi method, finally 19 effective factors on Singleness in Iran was chosen. These factors were shared by 11 experts. Experts' opinions about the effectiveness and influence of factors in the Cross Impact matrix were introduced. By analyzing the outputs of the MICMAC software, the effectiveness and influence of each of the factors was determined. Factors like, impact of mass media on changing youth's attitudes, socio-economic status of family, inefficiencies in government plans to facilitate marriage, have the greatest impact on Singleness in Iran.

    Keywords: Key factor, Cross impact analysis, MICMAC, Singleness
  • Ahmad Ghyasvand*, Saba Rezazadeh Harati Pages 193-216

    Today, women's access to social spaces and areas is one of their most important concerns. This study aims to investigate the tendency of women to watch men's soccer and the factors affecting it. The population of the study is "all girl students of Tehran Universities in 2018". The sample size estimated by Cochran formula is 495 persons. Finally, data were collected through questionnaire by multistage cluster sampling from four universities including Allameh Tabataba'i, Tehran, Shahid Beheshti University and Azad University of Science Research. In terms of girls' tendency to go to the stadium, about 15 percent of them would never go if the stadium was opened, 25 percent were skeptical, and 65 percent were willing to go to the stadium. This finding, along with the condition of watching football matches on television, reflects a rethinking of women's identities as they move from "watching football" to "becoming a footballer". Also among the social factors influencing the tendency of girls, in the first stage, their agency can be analyzed more at the individual level with the aim and experience of excitement and in the second level as reducing the limitations of the political system towards women in the society. Some of the prominent feminist attitudes serve two previous purposes.

    Keywords: Female soccer, University girls, Watching football, Gender identity
  • Abdollatif Karevani*, Esphandiar Ghafarinasab Pages 217-241

    The purpose of the present research is exploring qualitatively, national and ethnic identity in the lifeworld of Baloch student at state universities. In this research, grounded theory has been used as one of the qualitative research methods. The research participants were Masters and Ph.D. Baloch students at state universities. Datas are collected through in-depth interviews. Interviews continued to reach theoretical saturation in the various interviewed subjects. Data analysis was performed using open, axial, and selective coding. In the result of data analysis five categories and a core category was achieved. The categories includes: Multilayer and multiple identity resources, identity fluctuation; the movement between national and ethnic identity, the prominence of cultural components and the erosion of the political components of national identity, Representation of Balochi identity in relationship with Otherness and othering; Gajar and construction of identity frontier. The core category is othering of fluid identity. The findings also showed that the context and sources such as religious position, geographical and ethnic location along with conditions such as feeling of political discrimination, ethnic discrimination, media stereotyping, social and political status, and negative stereotypes have multiple links with the research core category.

    Keywords: National identity, Ethnic identity, Identity fluctuation, Plurality of identity sources, Otherness
  • Simin Kazemi* Pages 243-269

    Medical malpractice is a dysfunction of modern medicine and a social problem in medical sociology that threatens patients’ health and has negative consequences for society and physicians. The aim of this study was to sociological analyze of medical malpractice in Iran.This exploratory study was conducted by mixed method design, with qualitative method dominance: QUAL+ quan. For data collection in Qualitative part a set of variety tools were used, included: non-participant observation in Dispute Resolution Council Sessions, Semi-structured interview with 15 patients and 15 doctors who engaged in medical malpractice complaint. Quantitative part is a descriptive study essentially that determines the characteristics of the complaints file and describes the patients’ demographic characteristics who engaged in medical malpractice complaint in Dispute Resolution Council. Sampling method was Convenience and 370 medical malpractice complaint files were surveyed. Data analysis was conducted by Parallel analysis of mixed data that included 2 separated process of data analysis: qualitative analysis of data by thematic analysis of data and analysis of quantitative data by descriptive statistics. Finally, inferences of qualitative and quantitative analysis were integrated in Discussion and conclusion of study. The findings of this study showed that the most important axes of conflict between patients and doctors were financial interests, specialized knowledge, and organizational power. Patients and physician had different viewpoint and interpretation about medical intervention outputs, as physicians usually consider outcomes acceptable and don’t accept medical malpractice occurrence while patients suppose the medical intervention outcome is bad and non-acceptable and consider the adverse effects as medical malpractice. Study of medical malpractice files reveled around two third of patients’ primary chief complaint were been Cosmetic Medical and Surgical Procedures. More than half of patients believed that payment for medical services was unfair or completely unfair. Around half of patients had pursued medical malpractice complaint to earn compensation payment.It is concluded that medical malpractice as a social problem in the field of health is the result of a double conflict between patient and physician with two axes included financial benefits and power.

    Keywords: Medical malpractice, Patient’ litigation of physician, Mixed methods research
  • Masoud Golchin*, Mohammad Ahmadi, Somayeh Soleymani, Fereshteh Seyedi Pages 271-298

    In recent years, there have been cases of successful and unsuccessful suicides among university students, which have made widespread concern in the public minds, experts and academics because of the community's sensitivity to youth and university students. This article studies the contexts, causal, exacerbating conditions, interactions, and the consequences of suicide from the perspective of students who had experienced unsuccessful suicide. Based on theoretical and purposive sampling, ten students of Kharazmi University with unsuccessful suicide experience in recent years were selected and interviewed.After analyzing the interviews and coding, different categories were developed: economic, social, and family disruptions as "Underlying Conditions", frustration, weakness, forced marriages, psychological stress, university differences with past expectations of students as "Causal Conditions", the gap generation, religious weakness, gender inequality, need to be considered as "Intervention condition", loneliness, labeling, avoidance and lack of support by others as "Common and Coping Strategies". Finally, for most survivors, negative consequences such as rejection and loss of social capital, physical and mental injuries, and ultimately unsuccessful return and repeated suicide attempts and for a minority of them successful return to social life were identified as possible outcomes. "core category" is best represented in the following statement: "Suicide is a personal response to frustrations, pressures, disruptions, and lack of support."

    Keywords: Unsuccessful suicide, Kharazmi University students, Personal failure, Social, psychological pressure, Lack of support
  • Ebrahim Masoudniae* Pages 299-322

    Social isolation is one prevalent social deficiencies among adolescents. Reasons of social isolation in adolescents are not clear yet. One of the variables that have attracted researchers in recent years to the etiology of social isolation is the dependence on new communication technologies, especially the Internet. This study aimed to determine the relationship between cyberspace dependency and social isolation in adolescents. This study conducted with a survey and cross-sectional design. Statistical population was high school students in Yazd. 535 (218 male and 317 female) adolescents selected using proportional stratified sampling. Instruments of data gathering are: Internet Addiction Test (IAT); and The UCLA Loneliness Scale-version 3 (UCLALS-v3). Cyberspace dependency prevalence rate in this research was 21.7%. Significant difference were found between normal and dependent to cyberspace users, regarding the general social isolation (P < .01); and components of isolation (P < .01); relational association (P < .01); and collective association (P < .05). Hierarchical multiple linear regression analysis showed that cyberspace dependency, explained for 12.2% of the variance of social isolation. Cyberspace dependency is a main risk factor for adolescent's social isolation and increases the risk of social isolation among adolescents. According to this result, preventive behavioral and cognitive interventions are necessary in order to change the internet use pattern and reducing the social isolation among adolescents.

    Keywords: Cyberspace dependency, Social isolation, Adolescents
  • Hadi Darvishi* Pages 323-331
  • Mehdi Nikahd* Pages 333-342