فهرست مطالب

  • سال چهاردهم شماره 4 (زمستان1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/11/12
  • تعداد عناوین: 8
|
  • مسعود میرزایی* صفحه 231
  • بهنام رسولی، خدیجه علی آبادی*، سعید پور روستایی اردکانی، سلیمان احمدی، محمد عسگری صفحات 232-244
    مقدمه

    هدف مطالعه حاضر، تعیین مولفه های طراحی آموزش پزشکی مبتنی بر واقعیت مجازی به روش سنتز پژوهی بود.

    روش بررسی

    در پژوهش حاضر، از روش سنتز پژوهی استفاده شده است. به منظور بررسی پیشینه پژوهش و جمع آوری داده های متناسب در بین پایگاه های اطلاعاتی Science Direct، Springer، Scopus، ProQuest و ERIC جستجو انجام گرفت. با کلید واژگان طراحی آموزشی، آموزش پزشکی واقعیت مجازی، واقعیت افزوده، سنتز پژوهی 150 مورد پژوهش خارجی (زبان انگلیسی) در فاصله سا ل های 2006 تا 2019 شناسایی شد و در نهایت از میان آن ها تعداد 20 پژوهش که دارای بیش ترین هماهنگی و تناسب با هدف این پژوهش (مولفه های طراحی آموزش پزشکی مبتنی بر واقعیت مجازی) داشت، جهت بررسی و تحلیل انتخاب شد.

    نتایج

    با بررسی مقالات و تحلیل تم ها طراحی آموزش پزشکی دارای پنج مولفه اصلی است که عبارتند از:

    1- مولفه تحلیل شامل تعیین نیازهای آموزشی، تعیین ویژگی های یادگیرندگان، تعیین چارچوب نظری، تعیین ویژگی های تکنولوژی واقعیت مجازی، تشکیل تیم شرکت کننده در طراحی، انجام مطالعه امکان سنجی و تعیین نوع محتوا مناسب برای ارائه از طریق واقعیت مجازی.

    2- مولفه طراحی شامل تعیین اهداف کلی، تعیین اهدافی که با واقعیت مجازی قابل دستیابی است، تعیین ویژگی های محیط یادگیری مبتنی بر واقعیت مجازی (مسیریابی آزاد، دید (اول شخص، سوم شخص)، تعیین نوع تعامل (تصویری، عکس، لمس مجازی) و میزان غوطه وری، تعیین راهبرد های آموزشی (کوچک و بزرگ)، تعیین سطح واقعیت، تعیین محتوا و سازمان دهی آن (ناوبری).

    3- مولفه تهیه و تولید شامل: طراحی سناریو، طراحی رابط کاربری، طراحی محتوا، طراحی آواتار، طراحی عامل آموزشی، مدل سازی دنیای واقعیت مجازی، تهیه و توسعه پلت فرم (سخت افزار و نرم افزار).

    4- پشتیبانی و اجرا شامل اجرای آموزش، تلفیق سیستم آموزش مجازی در برنامه آموزشی، پشتیبانی (فنی و آموزشی).

    5- مولفه ارزشیابی شامل ارزشیابی تکوینی، ارزشیابی تراکمی، ارزشیابی سهولت استفاده، ارزشیابی گروه های کوچک، ارزشیابی گروه های بزرگ، ارزشیابی محیط یادگیری مبتنی بر واقعیت مجازی و ارزشیابی پلت فرم (نرم افزار و سخت افزار).

    نتیجه گیری

     با توجه به آنکه مولفه های طراحی آموزش پزشکی مبتنی بر واقعیت مجازی مشخص شده است، توصیه می شود فرایند آموزش پزشکی با توجه به مولفه های طراحی آموزشی، سازمان دهی شود و اصول و فرایندهای آموزشی با توجه به ظرفیت فناوری واقعیت مجازی طراحی گردد

    کلیدواژگان: طراحی آموزشی، آموزش پزشکی، واقعیت مجازی، سنتز
  • زهره میرکازهی ریگی، مهین تفضلی*، حسین کریمی مونقی، علی تقی پور صفحات 245-255
    مقدمه

    ارتقاء تفکر انتقادی، یکی از چالش های اصلی در حرفه پزشکی می باشد. ارزشیابی اطلاعات و انتخاب راهکار مناسب برای رسیدن به تصمیم درست، نیازمند مهارت تفکر انتقادی است و یکی از روش های تفکر انتقادی، یادگیری تاملی است که منجر به پیشبرد فرایند حل مساله می گردد. این مطالعه با هدف تاثیر راهبرد یادگیری تاملی بر ارتقاء مهارت تفکر انتقادی در دانشجویان مامایی انجام شد.

    روش بررسی

    این مطالعه، از نوع نیمه تجربی با طرح دو گروهی قبل- بعد از آموزش، که بر روی 60 نفر از دانشجویان مامایی، دانشکده پرستاری و مامایی مشهد در نیمه دوم سال 95 انجام گردید. نمونه های پژوهش به روش نمونه گیری تصادفی به دو گروه آموزش به روش مبتنی بر یادگیری تاملی و مرسوم تقسیم گردیدند. ابزار گردآوری داده ها، پرسش نامه آزمون تفکر انتقادی واتسون- گلیزر بود. دانشجویان دو گروه، به مدت دو جلسه سه ساعته، طی دو هفته، تحت آموزش به روش مبتنی بر یادگیری تاملی (نگارش تجربه، خلاصه نویسی و جستجوی بازخورد) و روش مرسوم دانشگاه ها (پرسش و پاسخ، سخنرانی) قرار گرفتند. پرسش نامه تفکر انتقادی قبل و یک ماه بعد از آموزش، توسط دانشجویان دو گروه تکمیل گردید. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 16، جهت بررسی همگنی دو گروه مطالعه از نظر متغیرهای کمی، از آزمون من ویتنی و متغیرهای کیفی از آزمون کای دو استفاده شد. به منظور مقایسه نمره مهارت تفکر انتقادی قبل و بعد از مداخله در دو گروه از آزمون ویلکاکسون استفاده گردید. سطح معنی داری در تمام موارد 0/05 > P در نظر گرفته شد.

    نتایج

    نتایج نشان داد بعد از مداخله نمره مهارت های تفکر انتقادی در هر دو گروه افزایش یافته و درگروه آموزش مبتنی بر یادگیری تاملی نسبت به گروه مرسوم افزایش بیشتری داشته است (Pvalue<0/05).

    نتیجه گیری

     اطلاعات حاصل از این مطالعه، می تواند گام نخستین برای انجام پژوهش هایی باشد که به جستجوی روش های مدخله در برنامه بالینی به منظور پرورش تفکر انتقادی بپردازد

    کلیدواژگان: آموزش، روش یادگیری تاملی، مهارت تفکر انتقادی
  • فرهاد اصغری*، علی صیادی، رضا قاسمی جوبنه، ایمان بهاروند صفحات 256-269
    مقدمه

    اضطراب امتحان، به عنوان یکی از مشکلات روان شناختی- تحصیلی در دانشجویان دختر، شیوع بالاتری دارد. ذهن آگاهی و آمیختگی شناختی در تبیین مشکلات روان شناختی، نقش قابل ملاحظه ای می توانند داشته باشند. هدف از پژوهش حاضر، نقش میانجی آمیختگی شناختی در رابطه بین ذهن آگاهی و اضطراب امتحان دانشجویان دختر مقطع کارشناسی دانشگاه شهید چمران اهواز بود.

    روش بررسی

    مطالعه حاضر، توصیفی از نوع همبستگی است و از روش معادلات ساختاری مبتنی بر رویکرد حداقل مربعات جزئی استفاده شده است. از جامعه دانشجویان دختر مقطع کارشناسی دانشگاه شهید چمران اهواز با روش نمونه گیری داوطلبانه، نمونه ای با حجم 120 نفر انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه اضطراب امتحان، فرم کوتاه پرسش نامه ذهن آگاهی و پرسش نامه آمیختگی شناختی استفاده شد. داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزارهای SPSS نسخه 21 و SmartPLS نسخه 2 در سطح 0/01 تحلیل شدند.

    نتایج

    یافته ها نشان داد، ذهن آگاهی به صورت منفی آمیختگی شناختی و اضطراب امتحان را پیش بینی می کند (0/001 > P). همچنین ذهن آگاهی به صورت غیرمستقیم و با نقش میانجی آمیختگی شناختی می تواند اضطراب امتحان را پیش بینی نماید (0/01 > P).

    نتیجه گیری

     یافته های پژوهش، نشانگر اهمیت ذهن آگاهی و آمیختگی شناختی در تبیین اضطراب امتحان بود و آمیختگی شناختی، بین ذهن آگاهی و اضطراب امتحان، نقش میانجی دارد. بنابراین به منظور کاهش آسیب های روانشناختی- تحصیلی (مانند اضطراب امتحان) می توان دوره های آموزش مهارت های ذهن آگاهی برگزار کرد.

    کلیدواژگان: اضطراب امتحان، ذهن آگاهی، آمیختگی شناختی، دانشجویان
  • غلامرضا توشمالی، خلیل علی محمدزاده*، علی ماهر، سیدمجتبی حسینی، محمدکریم بهادری صفحات 270-285
    مقدمه

    دانشگاه ها در سیر تطور و تحولات تکوینی خود، مراحل مختلفی را طی کرده اند. آنچه در عصر حاضر در کانون این تحولات قرار دارد، بحث کارآفرینی دانشگاهی است که تحت لوای دانشگاه نسل سوم مطرح است. اهمیت نظری و کاربردی موضوع از یک سو و خلاء مطالعات زیربنایی در حوزه دانشگاه های نسل سوم در کشور موجب شده است تا مطالعه ای بنیادی در زمینه طراحی الگوی بومی دانشگاه نسل سوم صورت گیرد.

    روش بررسی

    در این مطالعه از رویکردی مبتنی بر روش تحقیق ترکیبی استفاده شده است. در گام نخست جهت تحلیل مصاحبه های تخصصی، روش تحلیل محتوا بکار گرفته شده است. در گام دوم با استفاده از روش ساختاری- تفسیری به ارائه الگوی نهایی پرداخته شده است. تحلیل داده های تحقیق در فاز کیفی با نرم افزار MAXQDA و در فاز کمی با نرم افزار MICMAC انجام شده است. جامعه آماری این تحقیق شامل خبرگان دانشگاه های علوم پزشکی آزاد اسلامی است که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده اند. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه و پرسشنامه می باشد. برای دستیابی به اهداف پژوهش، با تحلیل مصاحبه با خبرگان، مجموعه ای از شاخص های کاربردی شناسایی شدند.

    نتایج

    تم های اصلی این تحقیق عبارتند از جذب منابع مالی، ابداع نوآوری، مدیریت کارآفرینی فناورانه و رویکرد کارآفرینانه اساتید. سپس این عوامل با استفاده از تکنیک مدل سازی تفسیری- ساختاری، تجزیه و تحلیل و در نهایت ارتباط و توالی شاخص ها به دست آمده است. با توجه به سطح بندی انجام شده الگوی نهایی دانشگاه نسل سوم در دانشگاه های علوم پزشکی آزاد اسلامی طراحی شد.

    نتیجه گیری

     بر اساس این الگو فرهنگ سازمانی کارآفرینانه در کانون مدل قرار دارد. برای نیل به اهداف غایی مدل باید بر سطح عمومی مهارت و فعالیت های کارآفرینانه دانشجویان، مهار ت های نظری دانشجویان، دانش کارآفرینی اساتید، فرهنگ پذیرش ایده و طرح های جدید، تحقق توسعه مبتنی بر دانایی و تجاری سازی علم و تاسیس شرکت های دانش بنیان تاکید شود.

    کلیدواژگان: دانشگاه نسل سوم، کارآفرینی، علوم پزشکی، رویکرد آمیخته
  • آرام تیرگر*، سید حسین موسوی، مصطفی پویاکیان، خدابخش جوانشیر، زهرا اقالری صفحات 286-294
    مقدمه

    برگزاری کلاس های آموزشی براساس تاریخ تعیین شده از سوی دانشگاه نوعی نظم و تبعیت از قوانین آموزشی محسوب می شود. اما آنچه در حال حاضر شاهد آن هستیم تاخیر یک یا چند هفته ای در شروع ترم تحصیلی است. لذا پژوهش حاضر با هدف تعیین علل بی نظمی در آغاز ترم تحصیلی دانشگاه های علوم پزشکی از منظر اعضاء هیات علمی، انجام پذیرفت.

    روش بررسی

    مطالعه توصیفی مقطعی حاضر در سال 1395، به شیوه در دسترس با مشارکت 59 نفر از اعضاء هیات علمی سه دانشگاه علوم پزشکی (بابل، شهید بهشتی و ایران)، انجام شد. ابزار مورد استفاده، پرسشنامه ای 22 سوالی مشتمل بر چهار بخش در مورد عوامل موثر بر بی نظمی بود. روایی صوری و محتوایی پرسشنامه توسط تیمی از اساتید و پایایی آن با استفاده از روش آزمون- بازآزمون (0/82=r) مورد بررسی و تایید قرار گرفت.

    نتایج

    اکثر اعضاء هیات علمی شرکت کننده در مطالعه مرد (34 نفر) بودند. بیشترین سهم آن ها استادیار (23 نفر) و متوسط سابقه کار آنان 8/6 ± 15/24سال بود. پرسش از آنان در خصوص علل غیبت دانشجویان نشان داد که مهم ترین عامل غیبت به عقیده آن ها، ترغیب دوستان دانشجو برای شرکت نکردن در کلاس های آغاز ترم (0/773 ± 4/29) و مهیا نبودن امکانات رفاهی مانند خوابگاه و غذاخوری در آغاز ترم تحصیلی (1/28 ± 3/74) بود.

    نتیجه گیری

     با توجه به یافته ها، وقوع بی نظمی در آغاز هر ترم تحصیلی، تحت تاثیر عوامل مختلف به ویژه ترغیب همکلاسی ها برای شرکت نکردن در کلاس است اما استادان با اثرگذاری مطلوب خود می توانند از آن پیشگیری نمایند.

    کلیدواژگان: دانشجویان، عضو هیات علمی، دانشگاه
  • میرزاحسن حسینی، مسلم سلیمانپور*، داور محمدی، رضا نوروزی اجیرلو صفحات 295-306
    مقدمه

    محققان اذعان دارند که عوامل آموزشی و زمینه ای مختلفی می توانند بر بالندگی منابع انسانی تاثیر گذار باشند.دانشجویان پرستاری به دلیل وجود استرس در بخش، عدم حمایت دانشجو توسط پرسنل و تندخویی و عصبانی مزاج بودن پرسنل ارتباط با پرسنل بیمارستان و پشتیبانی آنها برای دانشجویان مهم است بدین لحاظ هدف پژوهش حاضر بررسی نقش پویایی محیط آموزشی در ارتباط بین یادگیری سازمانی و توانمندسازی دانشجویان پرستاری می باشد.

    روش بررسی

    روش پژوهش با توجه به هدف کاربردی و ازنظر نحوه گردآوری داده ها از نوع توصیفی و به صورت همبستگی است.جامعه آماری پژوهش کلیه دانشجویان پرستاری دانشگاه اصفهان به تعداد 582 نفر در سال تحصیلی 1396-1397 می باشد که با استفاده از جدول مورگان و روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی تعداد 232 نفر انتخاب شده اند. ابزار پژوهش سه پرسشنامه (یادگیری سازمانی فام و اسوایرسزک و توانمندسازی روانشناختی اسپریتز و پرسشنامه سنجش محیط آموزشی)بود که روایی و پایایی ابزار با استفاده از روش روایی محتوایی و آلفای کرونباخ مورد تایید قرار گرفته است. داده های جمع آور شده با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی و روش معادلات ساختاری و نرم افزار های SPSS 23 وSmart PLS 2 مورد آزمون قرار گرفت.

    نتایج

    یافته ها بیانگر آن است که یادگیری سازمانی بر پویایی محیط آموزشی و توانمندسازی پرستاران تاثیر گذار است. پویایی محیط آموزشی نیز بر توانمندسازی پرستاران تاثیر معنادار و مثبت دارد. همچنین نتایج تحلیل مسیر نشان داد که پویایی محیط آموزشی نقش میانجی را در رابطه بین یادگیری سازمانی و توانمندسازی پرستاران ایفا می کند. یافته های تحقیق نشان داد که %48 از اثر کل یادگیری سازمانی بر توانمندسازی پرستاران از طریق متغیر میانجی پویایی محیط آموزشی ایجاد می شود. همچنین مقدار شاخص نیکویی برازش =69/0 (این شاخص با استفاده از میانگین هندسی شاخص R2 و میانگین شاخص های افزونگی قابل محاسبه است) برازش بسیار مناسب مدل تحقیق را تایید می کند.

    نتیجه گیری

     یادگیری سازمانی منجر به یادگیری منابع انسانی می انجامد و در بر دارنده رفتار سازمانی مشخصی است که در سازمان یادگیرنده انجام می شود. یعنی یادگیری سازمانی به پویایی محیط آموزشی و توانمندسازی پرستاران می انجامد که توانمند سازی منابع انسانی یک ابزار مدیریتی است که می تواند در جهت هدایت منابع انسانی به منظور افزایش بهره وری و همچنین یادگیری کل سیستم به خصوص سیستم آموزشی را ارتقاء بخشد.

    کلیدواژگان: یادگیری سازمانی، پویایی محیط آموزشی، توانمندسازی، پرستاران
  • مرضیه معراجی، ریحانه نوروزی اول، پرویز معروضی، زهرا مرشدلو، سانازسادات محمودیان* صفحات 307-315
    مقدمه

     یادگیری از طریق تلفن همراه، یک شیوه آموزش نوین و زیرمجموعه ای از یادگیری الکترونیکی است که به تغییر در طرز فکر در مورد طراحی و برنامه ریزی اهداف و محیط های یادگیری اشاره دارد. مطالعه حاضر با هدف بررسی نگرش دانشجویان دانشکده علوم پیراپزشکی مشهد نسبت به تلفن همراه در فعالیت های آموزشی و میزان بکارگیری آن انجام شد.

    روش بررسی

    این پژوهش مقطعی، در سال تحصیلی 98-97 با بررسی 150 نفر از دانشجویان دانشکده علوم پیراپزشکی مشهد با استفاده از پرسش نامه محقق ساخته ، شامل سه بخش اطلاعات دموگرافیک دانشجویان، کاربردهای تلفن همراه در آموزش و تعیین نگرش دانشجویان نسبت به استفاده از تلفن همراه در آموزش، انجام گردید. روایی آن، توسط هفت صاحب نظر در حوزه آموزش با استفاده از آلفای کرونباخ معادل 0/794 به دست آمد. تحلیل داده ها با استفاده از آمار توصیفی و تحلیلی به وسیله نرم افزار SPSS نسخه 16 صورت گرفت.

    نتایج

    بررسی نظرات 150 نفر دانشجوی دانشکده علوم پیراپزشکی مشهد در شش گروه آموزشی، مشخص گردید که دانشجویان رشته فناوری اطلاعات سلامت، علوم آزمایشگاهی، فیزیوتراپی، بینایی سنجی، رادیولوژی، گفتاردرمانی، مدارک پزشکی، به ترتیب بیشترین استفاده از تلفن همراه برای انجام فعالیت های آموزشی خود بهره گرفتند. بیشترین استفاده عمومی دانشجویان از تلفن همراه در دانشگاه، استفاده از اینترنت و شبکه های اجتماعی، گرفتن عکس و فیلم و در فعالیت های آموزشی و بیشترین استفاده در خواندن فایل، مشاهده نمرات، ضبط صدا و انتخاب واحد بوده است. از دید دانشجویان، استفاده از تلفن همراه در فعالیت های آموزشی موجب کسب نمره بالاتر، انجام سریع تر فعالیت ها، ارتباط بهتر بین استاد و دانشجو و تسریع در بازخورد از یادگیری می شود.

    نتیجه گیری

     با توجه به نتایج پژوهش، تشویق مدرسین جهت بکارگیری تلفن همراه در فعالیت های آموزشی و برگزاری کارگاه های آموزشی برای افزایش آگاهی، از قابلیت های تلفن همراه پیشنهاد می شود. طراحی برنامه ها و نرم افزارهای آموزشی مبتنی بر تلفن همراه، ترویج فرهنگ صحیح استفاده از تلفن همراه در امور آموزشی، باید مدنظر برنامه ریزان آموزشی قرار گیرد.

    کلیدواژگان: تلفن همراه، تلفن هوشمند، آموزش، دانشجویان، یادگیری مبتنی بر تلفن همراه، نگرش، یادگیری سیار
|
  • Masoud Mirzaei* Page 231
  • Behnam Rasouli, Khadijeh Aliabadi*, Saied S Pourrosstai Aradkani, Soleiman Ahmady, Mohammad Asgari Pages 232-244
    Introduction

    The purpose of the present study was to determine the components of medical education design based on virtual reality by research synthesis method.

    Methods

    In the present study a synthesis method was used. In order to study the research background and to collect appropriate data among the databases of Science Direct, Springer, Scopus, ProQuest and Eric (ERIC) search. With the keywords of Educational Design, Virtual Reality, Medical Education, Augmented Reality, Research Synthesis identified from 150 external research cases (English language) between 2006 and 2019 and finally 20 of them with the most coordination and proportion were selected for evaluation.

    Result

    By reviewing articles and themes analysis, medical education design has five main components that are as follows:

    1- Analytical component including determining educational needs, defining learner characteristics, defining theoretical framework, defining characteristics of virtual reality technology, forming a corporate team. Designer, conduct feasibility study and determine the type of content suitable for presentation through virtual reality. Design component includes defining general goals, targeting goals that are achievable by virtual reality, defining features of a virtual reality-based learning environment (free routing, first-person, third-person vision), determining the type of interaction (visual, photo, touch).

    2.Virtual and immersion, defining educational strategies (small and large), determining the level of reality, determining the content and organizing it (navigation)

    3. Component of production and production including: scenario design, user interface design, content design, design Avatar, Training Agent Design, Virtual Reality Modeling, Platform Development (Hardware and Software)

    4. Support and Implementation including Training Implementation, System Integration Virtual education in curriculum, support (technical and educational)

    5. Evaluation component including formative evaluation, aggregate evaluation, ease of use evaluation, small group evaluation, large group evaluation, virtual reality based learning environment and platform evaluation (software and hardware).

    Conclusion

    With respect to that the components of medical education design based on virtual reality have been identified, it is recommended that the medical education process be organized according to the components of educational design and that educational principles and processes be designed according to the capacity of virtual reality technology.

    Keywords: Instructional model, Medical education, Virtual reality, Research Synthesis
  • Zohreh Mirkazehi Rigi, Mahin Tafazoli*, Hossien Karimi Moonaghi, Ali Taghipour Pages 245-255
    Introduction

    Enhancing critical thinking is a challenge faced in Medical profession. Evaluation of data and choosing proper solution to reach a correct decision needs skillful thinking. One method of critical thinking, is conducive reflective Education to promoting the process of problem solving. Present studies is aimed at determining the education effect based on Reflective Education on critical thinking skills of midwifery students.

    Methods

    this semi experimental study or multi-group of pre and post training study design was performed on 60 midwifery students in Mashhad school of nursing and midwifery in 2016. The samples were selected by the convenience method and were randomly divided into two groups of Reflective Education based group and routine group. Content was similar in both groups. Data collecting tool was Watson Glaser test questionnaire. Students of based on Reflective Education group were trained by Experience writing, feedback, summaries for six hours during two weeks. Students of routine group were trained by lecture for six hours during two weeks. They were filled the Watson Glaser critical thinking test in the before and 1 month after study. Data was analyzed by SPSS software version 16 and descriptive statistical test, Mann-Whitney test, Wilcoxon test, Friedman test. P < 0.05 was considered statistically significant.

    Result

    The results indicated that one month after intervention, critical thinking skills were significantly increased in two groups (P < 0.05) and in critical thinking based group were more increased than routine group.

    Conclusion

    The gained information of this study could be the first step for doing researches to find better ways of intervening curriculum in order to promote critical thinking dimensions.

    Keywords: Midwife Training, Critical Thinking, Reflective Education
  • Farhad Asghari*, Ali Sayadi, Reza Ghasemi Jobaneh, Iman Baharvand Pages 256-269
    Introduction

    Test anxiety, is one of the Psychological-educational problems that have a higher prevalence in female students. Mindfulness and cognitive fusion can play a remarkable role in explaining psychological problems. The aim of current research was to investigate the mediating role of Cognitive fusion in the relationship of mindfulness and test anxiety among female undergraduate students of Shahid Chamran University of Ahvaz.

    Methods

    the current research design is Descriptive correlation and the used method is Structural equation based on Partial least squares approach. A sample of 120 people were selected by Voluntary sampling method from the population of female Undergraduate students of Shahid Chamran University of Ahvaz. Test anxiety questionnaire, short form of mindfulness inventory and cognitive fusion questionnaire were used for data collection. The gathered data were analyzed by SPSS 21 and SmartPLS 2 software at the level of 0.01.

    Result

    findings showed mindfulness negatively predict Cognitive fusion and test anxiety (P>  0.01). Also mindfulness could indirectly predict test anxiety with the mediating role of Cognitive fusion (P > 0.01).

    Conclusion

    The findings of this study represent the importance of mindfulness and Cognitive fusion in explaining the test anxiety and Cognitive fusion has a mediating role between mindfulness and test anxiety. Thus In order to reduce psychological-educational problems (Such as test anxiety), Mindfulness skills training courses can be held.

    Keywords: Test Anxiety, Mindfulness, Cognitive Fusion, Students
  • Gholamreza Toushmali, Khalil Alimohammadzadeh*, Ali Maher, Seyed Mojtaba Hoseini, Mohammadkarim Bahadori Pages 270-285
    Introduction

    Universities have undergone various stages in their evolutionary development. At the heart of these developments is the debate on academic entrepreneurship under the auspices of a third generation university. The theoretical and practical importance of the subject on the one hand and the  lack of  infrastructure studies in third generation universities in the country have led to a fundamental study in the design of a third generation native university model.

    Methods

    In this study, a mixed method based approach was used. In the first step, the content analysis method was used to analyze specialized interviews, and in the second step, a final model was presented using structural-interpretive method. Data analysis was performed in qualitative phase with MAXQDA software and in quantitative phase with MICMAC software. The statistical population of this study includes experts of Islamic Azad University of Medical Sciences who were selected by purposeful sampling. The data collection tool was interview and questionnaire. To achieve the research objectives, a set of applied indicators were identified by analyzing interviews with experts.

    Result

    The main themes of this research are fundraising, innovation, technological entrepreneurship management and professors' entrepreneurial approach. Then, these factors were analyzed using interpretive-structural modeling techniques, and eventually the relationship and sequence of indices were obtained. Due to the leveling of the final model of the third generation university was designed in Islamic Azad University of Medical Sciences.

    Conclusion

    Based on this pattern, entrepreneurial organizational culture is at the heart of the model. To achieve the ultimate goals of the model, emphasis must be placed on the general level of Students entrepreneurial skills and activities, Students theoretical skills, entrepreneurial knowledge of professors, the culture of accepting new ideas and projects, the realization of knowledge-based development and commercialization of science, and the establishment of knowledge-based companies..

    Keywords: Third Generation University, Entrepreneurship, Medical Sciences, Mixed Approach
  • Aram Tirgar*, Syed Hossein Mousavie Anijdan, Mostafa Pouyakian, Khoda Bakhsh Javanshir, Zahra Aghalari Pages 286-294
    Introduction

    Holding classes based on a university-set date is a form of discipline and compliance with educational regulations. But what we currently observe is one or more weeks of delay in starting the semester. This study aimed to determine the causes of irregularities at the beginning of each semester in medical universities from the viewpoint of faculty members.

    Methods

    This cross-sectional descriptive study was conducted in 2016, using the available sampling method on 59 faculty members of three Universities of Medical Sciences (Babol, Shahid Beheshti and Iran). The research tool was a 22-item questionnaire consisting of four sections on factors affecting irregularities. The validity of the research tool was confirmed by six faculty members and its reliability was confirmed by the test-retest method (r = 0.82).

    Result

    The majority of faculty members participating in the study were male (34 people), most of them were assistant professors (23 people) with the average work experience of 15.24±8.6 years. Asking them about the reasons for the students' absence showed that they believed the most important reason was their friends persuading them not to attend the first classes of each semester (4.29±0.773) and the lack of facilities such as dormitory and dining room at the beginning of the semester (3.74±1.28).

    Conclusion

    According to the findings, the occurrence of irregularities at the beginning of university semesters is influenced by various factors, especially encouraging classmates not to attend the classes, but the teachers can prevent it with their desired influence.

    Keywords: Medical students, Faculty members, University
  • Mirza Hassan Hosseini, Moslem Soleimanpour*, Davar Mohammadi, Reza Norouzi Ajirloo Pages 295-306
    Introduction

    Researchers acknowledge that different educational and contextual factors can influence human resource development. Because of stress in hospital wards environment and lack of personnel’s support for student, personnel’s aggressive tempers, the supporting of nursing students is an important factor. Therefore, The present study aims to investigate the role of educational environment dynamics in the relationship between organizational learning and empowerment of nurses.

    Methods

    With respect to study goal the research method is descriptive and correlational in terms of purpose and method of data collection. The statistical population of the study consisted of 582 nursing students in Isfahan University of Medical Sciences in the academic year of 2017-2018. Using the Morgan table and random stratified sampling, 232 students were selected. The research tool was three questionnaires that the validity and reliability of the tool were confirmed by content validity and Cronbach's alpha. Collected data were analyzed using descriptive and inferential statistics, structural equation method and SPSS 23 and Smart PLS 2 software.

    Result

    Findings indicate that organizational learning affects the dynamics of nurses' educational environment and empowerment. The dynamics of the educational environment has a significant and positive impact on nurses' empowerment. The results of path analysis also showed that the dynamics of the educational environment plays a mediating role in the relationship between organizational learning and empowerment of nurses. The findings showed that 48% of the total effect of organizational learning on nurses' empowerment is mediated by the dynamics of the educational environment. Also the value of GOF = 0.69 confirms the very good fit of the research model.

    Conclusion

    Organizational learning leads to learning human resources and involves specific organizational behavior that is performed in the learning organization. That is, organizational learning leads to the dynamics of the nursing education and empowerment environment, which is a human resources management tool that can guide human resources to increase productivity as well as enhance the learning of the whole system, especially the educational system.

    Keywords: Organizational learning, Educational environment dynamics, Empowerment, nurses
  • Marzieh Meraji, Reyhane Nourouziaval, Parviz Marouzi, Zahra Morshedlo, Sanaz Sadat Mahmoodian* Pages 307-315
    Introduction

    Mobile learning is a new way of modern teaching method and a subset of e-learning that refers to a change in thinking about the design and planning of learning goals and environments. The purpose of this study was to investigate the attitude of students of the Medical Sciences School toward the mobile phone in educational activities and its usage.

    Methods

    150 students of Mashhad School of Paramedical Sciences were investigated in this cross-sectional study in 2019-20, using a researcher-made questionnaire including three sections on student demographic information, mobile applications in education, and student attitude toward mobile phone use in educational activities. The questionnaire`s validity was obtained according to 7 experts' opinions in the field of education, and its reliability was calculated using Cronbach's alpha of 0.794. Data were analyzed by descriptive and analytical statistics using SPSS 16 software.

    Result

    From the investigation of 150 students of Mashhad Paramedical Sciences opinions in six educational groups indicated that students of health information technology, laboratory science, physiotherapy, ophthalmology, radiology, speech therapy, medical records, mostly used mobile phones for their educational activities respectively. The most common use of students' mobile phones at university was the use of the Internet and social networks, taking photos and videos, and the most common use in teaching activities was reading files, viewing scores, recording audio and selecting units. From the students' perspective, using mobile phones in educational activities leads to getting higher scores, doing activities faster, make better communication between teacher and student, and speeded up the learning feedback.

    Conclusion

    According to the results, we suggest encouraging teachers to use mobile phones in academic activities and running workshops to increase the awareness of mobile capabilities. Also educational planners, and mobile based learning programs should design educational software to promote the correct culture of mobile use in educational activities.

    Keywords: Cell Phone, Smartphone, Education, Students, Mobile-Based Learning, Attitudes