فهرست مطالب

  • سال ششم شماره 1 (بهار 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/01/03
  • تعداد عناوین: 12
|
  • محمدعلی امام هادی* صفحات 1-4

    انسان بر اساس خلقت خود دارای ویژگی‌های فردی و اجتماعی خاصی است. زندگی آرام و بدون تنش، همراه با رشد و شکوفایی مستلزم وجود برنامه‌ریزی منظم است. در این زمینه حقوق و اخلاق می‌توانند به‌عنوان منابع تامین این نظام ویژه از اهمیت خاصی برخوردار باشند.

    کلیدواژگان: اخلاق، اسلام، حقوق
  • فاطمه نصرتی*، علیرضا باتوانی، باقر غباری بناب، محمدرضا مسجدسرایی صفحات 5-18
    سابقه و هدف

    درباره ارتباط تنگاتنگ بهداشت روانی و تاب آوری اتفاق نظر بالایی وجود دارد. هدف اصلی مطالعه حاضر بررسی رابطه بین دلبستگی به خدا، دلبستگی به بزرگسالان و تاب آوری با خودشفقت ورزی و ذهن آگاهی در دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه تهران بود.

    روش کار

    طرح پژوهش حاضر از نوع همبستگی و جامعه آماری آن شامل کلیه دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه تهران در نیم سال اول تحصیلی 96-95 بود که از میان آنان 200 نفر از دانشجویان دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس های دلبستگی به خدا، دلبستگی به بزرگسالان، تاب آوری، خودشفقت ورزی و ذهن آگاهی؛ و برای تحلیل داده ها از آزمون های آماری همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر استفاده شد. در این پژوهش همه موارد اخلاقی رعایت شده است و مولفان مقاله هیچ گونه تضاد منافعی گزارش نکرده اند.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که بین دلبستگی ایمن به خدا با تاب آوری، ذهن آگاهی و خودشفقت ورزی رابطه مثبت و معنادار؛ ولی بین دلبستگی اجتنابی با تاب آوری، ذهن آگاهی و خودشفقت ورزی رابطه منفی وجود داشت؛ همچنین دلبستگی به بزرگسالان با تاب آوری رابطه مثبت و معنادار داشت؛ اما بین دلبستگی اضطرابی به بزرگسالان با ذهن آگاهی و تاب آوری رابطه معناداری به دست نیامد. همچنین بر پایه نتایج به دست آمده، تاب آوری و دلبستگی ایمن به خدا توانستند به طور مثبت ذهن آگاهی را پیش بینی کنند.

    نتیجه گیری

    افرادی که دلبستگی شان به خدا ایمن بود، برای خود ارزش قائل می شدند و می دانستند که خداوند آنان را دوست دارد و کمک کننده و جواب دهنده به خواست ها و دعاهای آنان است؛ برعکس افراد با دلبستگی اجتنابی، خدا را دور از دسترس می دانستند و از او دوری می کردند.

    کلیدواژگان: تاب آوری، دلبستگی، ذهن آگاهی، شفقت
  • شهرام رنج دوست* صفحات 19-35
    سابقه و هدف

    مهم ترین هدف هر سازمانی دستیابی به بهره وری بهینه است. یکی از عوامل کارآمدی در بهره وری، نیروی انسانی است. عملکرد شغلی پرستاران، که یکی از مهم ترین منابع انسانی بیمارستان ها محسوب می شوند، متاثر از عوامل متعددی ازجمله هوش معنوی و هوش هیجانی است که موجب افزایش کیفیت خدمات و بهره وری می شود. این پژوهش با هدف بررسی رابطه هوش معنوی و هوش هیجانی با عملکرد پرستاران زن شهر تبریز در سال 1396 صورت گرفته است.

    روش کار

    پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی-همبستگی است. جامعه آماری پژوهش شامل همه پرستاران زن شهر تبریز بود که از میان آنان 360 نفر با استفاده از جدول مورگان به شیوه نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای برای نمونه انتخاب شدند. به منظور گردآوری داده ها از پرسش نامه های هوش هیجانی سیبریا شرینگ، هوش معنوی کینگ و عملکرد پیترسون؛ و برای تحلیل داده ها از همبستگی پیرسون و رگرسیون استفاده شد. در این پژوهش همه موارد اخلاقی رعایت شده و مولف مقاله هیچ گونه تضاد منافعی گزارش نکرده است.

    یافته ها

    یافته ها نشان داد که بین مولفه های هوش معنوی و هوش هیجانی با عملکرد پرستاران؛ و همچنین بین مولفه های هوش هیجانی با مولفه های هوش معنوی پرستاران رابطه معنادار وجود داشت (0/005>P). بر اساس نتایج رگرسیون، هوش هیجانی 18/19 درصد از واریانس هوش معنوی؛ و مولفه های هوش هیجانی 8/5 درصد و مولفه های هوش معنوی 2/1 درصد از واریانس عملکرد را پیش بینی کردند (0/005>P).

    نتیجه گیری

    با توجه به نتایج این پژوهش می توان گفت که از طریق هوش هیجانی و هوش معنوی می توان عملکرد پرستاران را افزایش داد؛ زیرا برخورداری پرستاران از مهارت های هوش معنوی و هیجانی تاثیرات چشمگیری در افزایش عملکرد شغلی آنان خواهد داشت و کیفیت خدمت رسانی به بیماران را بهبود خواهد بخشید. بنابراین، لازم است مدیران بیمارستان ها برای ارتقای هوش معنوی و هیجانی پرستاران تدابیر لازم را اتخاذ نمایند.

    کلیدواژگان: بهره وری، پرستاران، هوش، هوش هیجانی
  • وحیده نصر*، نفیسه نصر، زینب ملک زاده، فاطمه ملک زاده مبارکی، مرضیه کرمخانی صفحات 36-46
    سابقه و هدف

    الکل یکی از شایع ترین مواد اعتیادآور در دنیا است. امروزه با وجود مطالعات گسترده در این زمینه، درمان های نگهدارنده برای جلوگیری از بازگشت پس از ترک، چندان موفقیت آمیز عمل نکرده است. دین که یکی از ارکان اصلی فرهنگ یک ملت محسوب می شود، دارای ظرفیت قدرتمند در پیشگیری از اختلالات روانی و عامل بازدارنده موثر در جلوگیری از بازگشت مصرف الکل است. هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش مضرات الکل مبتنی بر آموزه های اسلامی بر کاهش ولع مصرف آن و بازگشت در افراد با سابقه اعتیاد به الکل در انجمن الکلی های گمنام شهر تهران در سال 1396 بود.

    روش کار

    این پژوهش به شیوه شبه آزمایشی و طرح آن از نوع پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری شامل کلیه اعضای انجمن الکلی های گمنام شهر تهران در سال 1396 بود که تعداد 30 نفر از آنان به شیوه نمونه گیری دردسترس و مبتنی بر هدف انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه مداخله و کنترل قرار گرفتند. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه سنجش ولع مصرف مواد پس از ترک بود. مداخله به صورت شش جلسه آموزش دو ساعته با موضوع بیان نگرش دین اسلام به مصرف الکل و انطباق با یافته های علمی برگزار شد و برای تعیین اثربخشی آموزش از آزمون تحلیل واریانس استفاده شد. در این پژوهش همه موارد اخلاقی رعایت شده و مولفان مقاله هیچ گونه تضاد منافعی گزارش نکرده اند.

    یافته ها

    یافته ها اثربخشی این نوع آموزش را بر کاهش ولع مصرف الکل و بازگشت آن را در افراد با سابقه اعتیاد به الکل در مقدار 0/05>P نشان داده است.

    نتیجه گیری

    به نظر می رسد آموزش مضرات الکل مبتنی بر آموزه های اسلامی می تواند موجب کاهش ولع مصرف الکل در افراد با سابقه اعتیاد به آن شود. ازاین رو، توصیه می شود با توجه به موثر و به صرفه بودن این روش و اهمیت آن، افراد و سازمان های مربوط و رسانه ها آن را به کار گیرند.

    کلیدواژگان: آموزش، آموزه های اسلامی، اعتیاد به الکل، ترک الکل، مضرات الکل، ولع مصرف
  • محمدرضا بابایی*، معصومه السادات سجادی، قاسم عسکری زاده صفحات 47-59
    سابقه و هدف

    معلمان آموزش و پرورش استثنایی در شرایط کاری بسیار پراسترسی مشغول به کار هستند که زمینه ساز ایجاد فرسودگی شغلی است؛ در این پژوهش به بررسی عوامل موثر بر آن پرداخته شده است. هدف از این پژوهش تعیین رابطه بین التزام عملی به اعتقادات مذهبی و سرسختی روان شناختی با فرسودگی شغلی در معلمان مدارس کودکان استثنایی شهر کرمان در سال 1394 بود.

    روش کار

    این پژوهش مطالعه ای توصیفی از نوع همبستگی است که برای اجرای آن 182 معلم شاغل در مدارس کودکان استثنایی شهرستان کرمان در سال 1394 به صورت سرشماری انتخاب شدند. اطلاعات با استفاده از پرسش نامه های التزام عملی به اعتقادات مذهبی، سرسختی روان شناختی اهواز؛ و فرسودگی شغلی ماسلاچ جمع آوری؛ و داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه تجزیه و تحلیل شد. در این پژوهش همه موارد اخلاقی رعایت شده است و مولفان مقاله هیچ گونه تضاد منافعی گزارش نکرده اند.

    یافته ها

    نتایج نشان داد بین التزام عملی به اعتقادات مذهبی و سرسختی روان شناختی با فرسودگی شغلی معلمان در سه بعد خستگی عاطفی، درگیری شغلی و مسخ شخصیت رابطه منفی معنی دار؛ و بین التزام عملی به اعتقادات مذهبی و سرسختی روان شناختی با فرسودگی شغلی معلمان در بعد عملکرد شخصی رابطه مثبت معنی دار وجود داشت (P<0/05). همچنین، نتایج به دست آمده از رگرسیون خطی چندگانه نشان داد که التزام عملی به اعتقادات مذهبی و سرسختی روان شناختی معلمان کودکان استثنایی توانست فرسودگی شغلی را به صورت معنی داری پیش بینی کند.

    نتیجه گیری

    نتایج این پژوهش می تواند راهنمایی در جهت رشد و تعالی عملی اعتقادات و باورهای مذهبی و همچنین گنجاندن مولفه های سرسختی روان شناختی در آموزش های رسمی و غیررسمی معلمان مدارس کودکان استثنایی باشد تا آسیب پذیری آنان را در برابر استرس کاهش دهد و میزان فرسودگی شغلی را کنترل کند.

    کلیدواژگان: التزام عملی به اعقادات مذهبی، سرسختی روان شناختی، فرسودگی شغلی، معلمان
  • محمد فرهوش*، رضا ماستری فراهانی، محمدعلی جمشیدی، معصومه شکری خوبستانی، سکینه قربانی صفحات 60-73
    سابقه و هدف

    خودمهارگری نقش بسزایی در سلامت جسمی و معنوی دارد. در پژوهش هایی نشان داده شده که نگرش های معنوی و آموزه های دینی در ارتقای خودمهارگری نقش دارند. هدف این پژوهش تعیین مولفه های سازه خودمهارگری در جوانان شیعه بود.

    روش کار

    با توجه به هدف پژوهش که تدوین سازه خودمهارگری بود و با توجه به پژوهش های ملاک محور انجام شده در این زمینه؛ در این پژوهش، جمع آوری داده ها با روش مصاحبه کیفی و تحلیل داده ها با روش نظریه زمینه ای (کدگذاری باز، محوری و انتزاعی) انجام شد. شرکت کنندگان در پژوهش 32 نفر از جوانان شیعه (14 زن و 18 مرد در سنین 22 تا 45) بودند که چگونگی خودمهارگری آنان با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته ارزیابی شد. در این پژوهش همه موارد اخلاقی رعایت شده است و مولفان مقاله هیچ گونه تضاد منافعی گزارش نکرده اند.

    یافته ها

    یافته های پژوهش نشان داد که سازه خودمهارگری در جوانان شیعه، دارای چهار مولفه اصلی و 20 ریزمولفه است: 1) نگرش (باور به فواید اجتناب، باور به آسیب های ارتکاب، اهتمام به احساسات درگیر در مسئله و عزت نفس)، 2) توانایی خودانگیزشی (توجه به فواید اجتناب، توجه به آسیب های ارتکاب، توجه به احساسات درگیر در مسئله، تلقین مثبت به خود و الگوگیری از اهل بیت)، 3) توانایی کنترل خود و محیط (توانایی بازداری توجه، توانایی کنترل تکانه، توانایی کنترل محیط، شرطی سازی کنشگر، معاشرت با دوستان خوب و مداومت بر عمل مطلوب) و 4) سازگاری (خودآگاهی، توانایی حل مسئله، انعطاف پذیری، پذیرش هیجان و مدیریت رفتار و ارزیابی مثبت ثانویه معنوی).

    نتیجه گیری

    با مقایسه نتایج این پژوهش با پژوهش های متن محور همچون پژوهش رفیعی هنر که سازه خودمهارگری را شامل خودنظارت گری، هدف شناسی، انگیزش، مهار هیجانی، مهار رفتاری، مهار شناختی و مهار تداوم بخش دانسته است، مشاهده می شود که مدل حاصل از این پژوهش سازوکارهای روانی خودمهارگری را آشکارتر کرده و در نتیجه بستر مناسب تری برای تدوین مقیاس خودمهارگری جوان شیعه مسلمان و تدوین برنامه های آموزش روانی معنوی مناسب برای ارتقای خودمهارگری فراهم کرده است.

    کلیدواژگان: جوان شیعه، خودمهارگری، نظریه زمینه ای
  • مریم باقری پناه*، متین گل افروز، هنگامه بلورساز مشهدی، مریم مویدی مهر، مریم خروشی صفحات 74-86
    سابقه و هدف

    ناراحتی های روان شناختی ازجمله مشکلات شایعی هستند که اغلب دانشجویان آن را تجربه می کنند. هدف این پژوهش بررسی نقش میانجی گر شفقت به خود در رابطه بین آسیب پذیری روانی و دلبستگی به خدا در دانشجویان بود.

    روش کار

    پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجویان دختر مشغول به تحصیل در دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج در سال 1395 بود که با روش نمونه گیری تصادفی ساده 280 نفر برای مطالعه انتخاب شدند. داده های پژوهش با استفاده از مقیاس های شفقت به خود؛ فرم کوتاه مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس؛ و دلبستگی به خدا جمع آوری شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش های آمار توصیفی، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون؛ و برای آزمودن اثرهای واسطه ای از روش بارون و کنی استفاده شد. در این پژوهش همه موارد اخلاقی رعایت شده است و مولفان مقاله تضاد منافعی گزارش نکرده اند.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که بین دلبستگی به خدا با شفقت به خود (0/61=r و 0/05>P) و آسیب پذیری روانی (0/06-=r و 0/05>P) رابطه معناداری وجود داشت. همچنین، دلبستگی به خدا به تنهایی توان تبیین 52 درصد از تغییرات آسیب پذیری روانی را داشت؛ اما شفقت به خود و دلبستگی به خدا با هم توان تبیین 61 درصد از تغییرات آسیب پذیری روانی را داشتند.

    نتیجه گیری

    نتایج این پژوهش ضرورت بازشناسی نقش شفقت به خود و دلبستگی به خدا را در آسیب پذیری روانی دانشجویان تاکید می کند.

    کلیدواژگان: آسیب پذیری روان شناختی، دانشجو، دختر، دلبستگی به خدا، شفقت به خود
  • معصومه نعمتی*، فریده دوکانه ای فرد، معصومه بهبودی صفحات 87-99
    سابقه و هدف

    یافتن روش های درمانی موثر بر ارتقای معنویت افراد به ویژه همسران، در سازگاری و افزایش روابط صمیمانه آنان و جلوگیری از طلاق و مسائل خانواده بسیار سودمند و منطقی است. هدف این پژوهش مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT)، درمان هیجان مدار (EFT) و درمان تلفیقی بر معنویت خانواده های متقاضی طلاق مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهرستان ساری بود.

    روش کار

    پژوهش حاضر تجربی از نوع کارآزمایی بالینی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش خانواده های مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهرستان ساری بودند. شرایط ورود به مطالعه نداشتن اعتیاد همسران و هوش بهر بالا تر از 85 بود. ابتدا افراد به پرسش نامه معنویت فراگیر پاسخ دادند و از میان آنان 56 زوج که نمره شان پایین تر از متوسط بود به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب؛ و به طور تصادفی در چهار گروه قرار گرفتند. سپس گروه آزمایشی یک، 10 جلسه درمانی ACT؛ گروه دو، 10 جلسه درمانی EFT و گروه سه، 16 جلسه آموزش تلفیقی دریافت کردند و به گروه گواه هیچ آموزشی داده نشد. در پایان، همسران با مقیاس معنویت فراگیر آزمون مجدد شدند و آزمون پیگیری بعد از گذشت یک ماه اجرا شد. داده ها به دلیل طبیعی بودن با آزمون تحلیل کوواریانس و کرویت ماچلی تحلیل شد. در این پژوهش همه موارد اخلاقی رعایت شده است و نویسندگان مقاله هیچ گونه تضاد منافعی گزارش نکرده اند.

    یافته ها 

    تحلیل های آماری نشان داد که سه روش درمان ACT، EFT و تلفیق این دو روش درمانی موجب افزایش معنی دار بهزیستی معنوی همسران متقاضی طلاق در مقایسه با گروه گواه شد، اما تفاوت معناداری بین سه روش درمان مشاهده نشد. ماندگاری اثر درمان هر سه روش نیز در پیگیری یک ماهه نشان داده شد.

    نتیجه گیری

    نتایج نشان می دهد که معنویت تغییرپذیر است و با آموزش و درمان بهزیستی معنوی افزایش می یابد. از سوی دیگر، یافته ها گویای اصالت ACT و EFT در افزایش بهزیستی معنوی همسران متقاضی طلاق و کاهش میزان طلاق بود. بنابراین، می توان هر سه روش مذکور را برای ارتقای بهزیستی معنوی به کار برد.

    کلیدواژگان: بهزیستی معنوی، درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، درمان هیجان مدار، درمان تلفیقی
  • عطا شاکریان، یحیی معروفی*، فائزه ناطقی صفحات 100-115
    سابقه و هدف

    معنویت مفهومی جهان شمول است که در معنای عام به معنی حس ارتباط و اتصال با نیرویی برتر و در معنای خاص به معنی جستجو برای یافتن معنی در زندگی، بیش از گذشته در عرصه های آموزشی، تربیتی و فرهنگی به آن توجه شده است. ازاین رو، ساخت و امکان بهره گیری از ابزاری مناسب برای سنجش این پدیده ضروری می نماید. این پژوهش با هدف ساخت و اعتباریابی پرسش نامه ای به منظور «سنجش معنویت» در دانشجویان طراحی و انجام شده است.

    روش کار

    روش این پژوهش توصیفی-تحلیلی است که با مشارکت 464 نفر از دانشجویان مراکز آموزش عالی شهر سنندج در سال 1396 انجام شده است. ابزارهای استفاده شده در این پژوهش پرسش نامه جمعیت شناختی و پرسش نامه طراحی شده معنویت است. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از روش آلفای کرونباخ، تحلیل عامل اکتشافی به شیوه مولفه های اصلی با روش چرخشی از نوع واریماکس و تحلیل عامل تاییدی با استفاده از مدل معادلات ساختاری و روایی همگرا انجام شده است. در این پژوهش همه موارد اخلاقی رعایت شده است و مولفان مقاله هیچ گونه تضاد منافعی گزارش نکرده اند.

    یافته ها

    نتایج تحلیل عاملی اکتشافی گویای وجود دو بعد اصلی با عنوان تجربیات معنوی و تجربیات دینی بود که 56 درصد واریانس پرسش نامه معنویت را تبیین کرد. ضریب آلفای کرونباخ  برای ابعاد تایید شده در تحلیل عاملی شامل تجربیات معنوی و دینی و کل پرسش نامه به ترتیب 88/0، 90/0 و 92/0 به دست آمد. روایی همگرای پرسش نامه معنویت نیز با پرسش نامه معنویت دوینگ و پارسیان 66/0 به دست آمد.

    نتیجه گیری

    یافته های این پژوهش نشان دهنده آن است که شاخص های نیکویی برازشمدل از مطلوبیت پذیرفتنی برخوردار است و می توان از آن به عنوان ابزاری مناسب برای پژوهش در زمینه سنجش معنویت دانشجویان و حوزه روان شناسی سلامت و سلامت معنوی استفاده کرد.

    کلیدواژگان: پرسش نامه معنویت، دانشجویان، ساخت و اعتباریابی
  • رضا نوروزی کوهدشت*، محمدجعفر مهدیان، علی بابایی، کبری رئوفی، زینب رجب زاده، مرضیه کرمخانی صفحات 116-130
    سابقه و هدف

    مهارت های زندگی اسلامی توانایی هایی هستند که با تاکید بر آموزه های دینی و تمرین مداوم پرورش می یابند و نوجوانان را برای روبه رو شدن با مسائل زندگی و افزایش توانایی ها و مهارت های روانی-اجتماعی آماده می کنند. ازاین رو، لزوم مداخلاتی که بتواند در سطح آموزش و پرورش از آسیب های اجتماعی پیشگیری کند، بیشتر از قبل احساس می شود. هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر آموزش آداب و مهارت های زندگی اسلامی بر راهبردهای یادگیری خودتنظیمی، سبک های هویتی و رشد اخلاقی دانش آموزان بود.

    روش کار

    این پژوهش از نوع کارآزمایی بالینی بود. جامعه مورد مطالعه دانش آموزان پسر مقطع متوسطه اول منطقه 22 شهر تهران بودند که به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند؛ بدین صورت که از بین مدارس منطقه 22، چند دبیرستان انتخاب شدند و از بین آنها دبیرستان شهید مطهری جامعه پژوهش قرار گرفت و 40 نفر از دانش آموزان آن به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب و به شیوه تصادفی در دو گروه آزمایش (20 نفر) و کنترل (20 نفر) قرار گرفتند. آزمودنی های گروه آزمایش در هشت جلسه هفتگی، مداخله آموزش مهارت های زندگی اسلامی دریافت کردند. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه های راهبردهای یادگیری خودتنظیمی (MSLQ)، سبک های هویتی (ISI) و قضاوت اخلاقی (DIT) بود و داده ها به روش تحلیل کوواریانس بررسی شد. در این پژوهش همه موارد اخلاقی رعایت شده است و مولفان مقاله تضاد منافعی گزارش نکرده اند.

    یافته ها

    بر اساس نتایج به دست آمده، آموزش مهارت های زندگی اسلامی موجب تغییر در نمرات راهبردهای یادگیری خودتنظیمی (فراشناختی= 27/0 و شناختی= 59/0) شده و این آموزش تغییراتی در متغیرهای هویت هنجاری (43 /0) و تعهد (76/0) به وجود آورده است. همچنین نتایج این مطالعه نشان داد 37 درصد کل واریانس یا تفاوت های فردی در رشد اخلاقی دانش آموزان مربوط به آموزش آداب و مهارت های زندگی اسلامی بوده است.

    نتیجه گیری

    آموزش مهارت های زندگی اسلامی دانش آموزان را قادر می سازد که به هویت مستقلی از خود به عنوان یک نوجوان متدین با پایندی به ارزش های دینی، رشد قضاوت اخلاقی و بهبود راهبردهای یادگیری خودتنظیمی دست یابند و به آنان کمک می کند که دانش، ارزش ها و دیدگاه های خود را به توانایی های واقعی تبدیل کنند.

    کلیدواژگان: آموزش آداب و مهارت های زندگی اسلامی، راهبردهای یادگیری خودتنظیمی، رشد اخلاقی، سبک های هویتی
  • حامد بیگلری، عبدالله درگاهی، یاسر وزیری، ریحانه ایوان بقا، مهسا حامی، محسن پورصادقیان* صفحات 131-143
    سابقه و هدف

    ارتباط غذا با سلامت روح و جسم از مسائلی است که در جهان بینی توحیدی و مکتب اسلام به آن اشاره شده است. آیه «وننزل من القرآن ما هو شفاء ورحمه للمومنین» موید اثر گذار ی آموزه های دینی در مفهوم ایمنی غذایی است. هدف این مطالعه بررسی رهنمودهای قرآنی در زمینه ایمنی و بهداشت مواد غذایی از منظر اسلام بود.

    روش کار

    این مطالعه مروری با هدف تحقیق در نظام سلامت از طریق بررسی های کتابخانه ای منابع معتبر و آموزه های دینی، بر گزیده ای از آیات قرآنی ، احادیث معتبر معصومان (ع) ، تفاسیر قرآنی مهم و کتاب هایی در شرح احادیث و روایات مرتبط با بهداشت و ایمنی مواد غذایی در پایگاه های اطلاعاتی ملی و بین المللی؛ با اتکا بر ابزار گردآوری، مطالعه، تفحص و تعمق و با الهام گیری از آموخته های حکیمان تمدن اسلامی به رهنمودهای ایمنی و بهداشت مواد غذایی انجام شد. پس از دسته بندی، تجزیه و تحلیل و یکپارچه سازی نتایج گزارش شد. مولفان مقاله هیچ گونه تضاد منافعی گزارش نکرده اند.

    یافته ها

    حدود 250 آیه قرآنی و ده ها روایت از معصومان (ع) بر اهمیت غذا و تغذیه دلالت می کند. در قرآن کریم 48 بار واژه طعام، 107 بار واژه اکل و 39 بار واژه شراب آورده شده که در آیات مرتبط با طعام، شش بار به حلال بودن غذاها اشاره؛ و در تفاسیر مختلف به اهمیت تغذیه جسم در روح تاکید شده است. نگرش به غذا به عنوان آیه ای در شناخت خدا، باورمندی به رازقیت الهی، برخورداری از نیت الهی در مصرف، ادای حقوق نیازمندان به هنگام مصرف، پاکیزگی غذا، تنوع غذایی، التزام به غذای حلال و پرهیز از غذای حرام مهم ترین راهبردهای نگرشی و رفتاری ایمنی غذایی با نگاه اسلامی است. به علاوه، از مهم ترین نتایج التزام راهبردهای ایمنی غذایی، کرامت انسان شمرده شده است.

    نتیجه گیری

    از آنجا که در آموزه های وحیانی، تغذیه سالم شامل جنبه های جسمی، روانی، معنوی و اجتماعی است؛ ضروری است سیاست گذاران عرصه سلامت به رویکرد تغذیه ای اسلام توجه کنند تا سلامت همه جانبه واقعی یا جامع نگر در جامعه حاصل گردد.

    کلیدواژگان: ایمنی مواد غذایی، بهداشت مواد غذایی، تغذیه در اسلام، تغذیه در قرآن
  • عباس بخشنده بالی* صفحات 144-152
    سابقه و هدف

    برخی از فیلسوفان مسلمان تلاش نموده اند با تمرکز بر مبانی عقلی راهکارهایی برای پیشگیری و درمان بنیادین اندوه یا حزن دنیوی معرفی نمایند. این مهم در اندیشه کندی که نخستین فیلسوف مسلمان است به چشم می خورد. فیلسوفان دیگر نظیر رازی و ابن حزم نیز تلاش کرده اند به صورت ژرف تری به این مسئله مهم بپردازند. به همین دلیل، هدف مولف در این مقاله پرداختن به راهکارهای کندی، رازی و ابن حزم برای کنترل اندوه دنیوی بود.

    روش کار

    این پژوهش از نوع کتابخانه ای است که با روش توصیفی-تحلیلی سامان یافت و تلاش شد تا با تمرکز بر آثار کندی، رازی و ابن حزم به پیشگیری و درمان بنیادین اندوه پرداخته شود. مولف مقاله هیچ گونه تضاد منافعی گزارش نکرده است.

    یافته ها

    یافته های پژوهش از وجود راه حل منطقی و البته تطبیق پذیر بر متون دینی در آثار کندی، رازی و ابن حزم حکایت داشت. بر این اساس، هر یک از کندی، رازی و ابن حزم عامل اصلی اندوه را اشتباه انسان ها در جهان بینی می دانند. به عبارتی دیگر، درگیر شدن انسان ها در مادیات موجب می شود نفس به این ویژگی متصف شود؛ در این هنگام باید نگرش به زندگی واکاوی شود.

    نتیجه گیری

    بر اساس یافته های پژوهش، اگر انسان بتواند از زندگی مادی خود نگرش منطقی اتخاذ نماید و در رفتار به درستی گام بردارد می تواند اندوه دنیوی را کنترل؛ و سرور را جایگزین آن کند.

    کلیدواژگان: اسلام، حزن، سرور، فلسفه، نفس
|
  • Mohammad Ali Emamhadi* Pages 1-4

    Human being, based on his/her creation, has certain individual and social characteristics. To live a comfortable and stress-free life with growth and efflorescence requires exact planning. In this respect, law and ethics have a particular importance in developing such a system.

    Keywords: Ethics, Islam, Law
  • Fatimah Nosrati*, Alireza Batavani, Bagher Ghobari Bonab, Mohammad Reza Masjedsaraee Pages 5-18
    Background and Objective

    The main purpose of this study was to investigate the relationship between attachment to God, attachment to adults, resilience, self-compassion and mindfulness in undergraduate students at Tehran University.

    Methods

    200 students (100 males and 100 females) were selected by cluster sampling method and completed the attachment to God, attachment to adults, resilience, and self-compassion and mindfulness questionnaires. The research design was correlational. Pearson correlation and path analysis were used to analyze the data. In this study, all the ethical considerations have been observed and no conflict of interest was reported by the authors.

    Results

    The results showed that there was a positive and meaningful relationship between secure attachment to God and resilience, mindfulness and compassion but a negative relationship between avoidant attachment and resilience, mindfulness and compassion. Also, the results showed that attachment to adults had a positive and significant correlation with resiliency, but there was no significant relationship between anxiety attachment to adults and mindfulness and resilience. Also, based on the results, resilience and secure attachment to God could positively predict mindfulness.

    Conclusion

    Those with secure attachment to God value themselves and know that God loves and helps them and responds to their desires and prayers. On the contrary, people with avoidant attachment regard God as out of reach.

    Keywords: Attachment, Compassion, Mindfulness, Resilience
  • Shahram Ranjdoust* Pages 19-35
    Background and Objective

    The most important goal of any organization is to achieve the highest level of optimal efficiency. One of the most important factors involved in optimal efficiency is the human resources. Nurses, as one of the most important human resources in hospitals, are affected by several factors including emotional intelligence and spiritual intelligence, which can lead to quality improvement in health services and productivity. The aim of this study was to investigate the relationship of spiritual intelligence and emotional intelligence with job performance of nurses in hospitals of Tabriz.

    Methods

    This study was applied in terms of purpose and descriptive-correlational in terms of method. The sample population of this study included all the female nurses in Tabriz out of which 360 were selected using Morgan table and multi-stage cluster random sampling method. Data was collected using questionnaires including emotional intelligence (Siberia Shearing), spiritual intelligence (king), job performance (Paterson) questionnaires. The collected data was analyzed using Pierson Correlation Coefficient and regression. In this study, all the ethical considerations have been observed and no conflict of interest was reported by the author.

    Results

    The results showed that there was a meaningful relationship between the components of spiritual intelligence and emotional intelligence and the performance of female nurses (P>0.05). There was also a significant relationship between the components of emotional intelligence and spiritual intelligence components of nurses (P<0.05). Based on the regression results, emotional intelligence predicted 19/18 percent of the variance in spiritual intelligence (P<0.05). Emotional intelligence predicted 5/8 percent (P<0.05) and the spiritual intelligence predicted 1/2 percent of the variance in performance (P<0.05).

    Conclusion

    Based on the results of the study, it can concluded that nurses’ performance can be enhanced through Spiritual Intelligence and Emotional Intelligence. Having emotional and spiritual intelligence skills can help to improve nursing performance and the equality of services among patients. Hence, hospital managers should take the required measures for promoting the emotional and spiritual intelligence of nurses.

    Keywords: Efficiency, Emotional Intelligence, Intelligence, Nurses
  • Vahideh Nasr*, Nafiseh Nasr, Zeinab Malakzadeh, Fatemeh Malekzadeh Mobaraki, Marzieh Karamkhani Pages 36-46
    Background and Objective

    Alcohol is one of the most commonly abused drugs in the world. Today, despite extensive studies, preservative treatments to prevent recurrence of alcohol addiction have not been successful. Religion, as one of the main pillars of a nation's culture, has a powerful potential in preventing mental disorders and could be effective to prevent relapsing into alcohol consumption. The purpose of the present study was to evaluate the effectiveness of the Islamic-based training of the harms of taking alcohol on reducing alcohol craving and relapse into alcohol consumption in individuals with a history of alcohol addiction in the Alcoholics Anonymous Association (AA) in Tehran, 1396.

    Methods

    This study was quasi-experimental in nature and used a pre-test and post-test control group design. The statistical population was composed of all the members of Alcoholics Anonymous Association (AA) in Tehran. Thirty individuals were selected by available sampling method. They were randomly assigned to intervention and control groups. Data was collected using the craving questionnaire. The course was presented in six two-hour sessions of training in which the attitude of Islam to alcohol consumption and the relevant scientific findings were discussed. ANOVA was used to determine the effect of Islamic-based training of the harms of alcohols on reducing alcohol craving and relapse. In this study, all the ethical considerations have been observed and no conflict of interest was reported by the authors.

    Results

    The findings showed the effectiveness of this kind of training on reducing alcohol craving and relapse at a significant level (P<0.05) in individuals with a history of alcohol addiction.

    Conclusion

    It seems that Islamic-based training of the harms of alcohol could be potentially considered as an appropriate option to decrease alcohol craving in individuals with a history of alcohol addiction. Therefore, considering the effectiveness and cost-effectiveness of this method and its importance, it is recommended that individuals, organizations and the media use this method.

    Keywords: Alcohol Disorders, Alcohol Abuse, Alcoholism, Craving, Education, Islamic teachings
  • Mohamadreza Babaei*, Masoumeh Sadat Sajjadi, Ghasem Askarizadeh Pages 47-59
    Background and Objective

    Exceptional education teachers are in a very stressful working environment, which is the cause of burnout. The present study examined the factors affecting job burnout. The purpose of this study was to determine the relationship of practical commitment to religious beliefs and psychological hardiness with burnout among teachers of exceptional children's schools in Kerman, Iran in 2015.

    Methods

    This is a descriptive correlational study. 182 teachers working in exceptional children's schools in Kerman were selected to participate in the study. Data were gathered using a practical commitment to religious beliefs questionnaire, Ahwaz psychological hardiness questionnaire and Maslach burnout inventory questionnaire. The collected data were analyzed using Pearson correlation coefficient. In this study, all the ethical considerations have been observed and no conflict of interest was reported by the authors.

    Results

    The results showed that there was a significantly negative relationship between practical commitment to religious beliefs and psychological hardiness and the burnout of teachers in three dimensions of emotional exhaustion, occupational involvement and depersonalization, but a significantly positive correlation between practical commitment to religious beliefs and psychological hardiness and Teachers' job burnout in the personal performance dimension (P<0.05). Also, the results of multiple linear regression showed that practical commitment to religious beliefs and psychological hardiness of exceptional children teachers could significantly predict job burnout.

    Conclusion

    The results of this study can be used to guide the development and perfection of religious beliefs as well as the inclusion of psychological hardiness components in formal and informal education of teachers of exceptional school children to reduce their vulnerability to stress and control job burnout.

    Keywords: Job Burnout, Practical commitment to slamic- beliefs, Psychological hardiness, Teachers
  • Mohammad Farhoush*, Reza Masteri Farahani, Mohammad Ali Jamshidi, Masoumeh Shokri Khoubestani, Sakineh Ghorbani Pages 60-73
    Background and Objective

    Self-control plays a significant role in physical and spiritual health. Studies have shown that spiritual attitudes and religious teachings play a role in promoting self-control. The purpose of this study was to determine the components of self-control construct in Shiite youth.

    Methods

    Based on the purpose of the study, i.e. determining the self-control construct, and based on criterion-oriented studies in this regard, in the present study, qualitative approach was applied with grounded theory method for collecting data. The participants were 32 youths whose self-control was evaluated using a semi-structured interview. In this study, all the ethical considerations were observed and no conflict of interest was reported by the authors.

    Results

    The findings of this study showed that self-control construct in Shiite youth has four main components and fourteen subcomponents: 1) Attitude (belief in the benefits of avoidance, belief in harms of committing, attention to the emotions involved in the problem, problem solving, self-esteem); 2) self-motivation ability (the benefits of avoiding, paying attention to the damage done, paying attention to the emotions involved in the problem, and positive self-assertion); 3) the ability to control oneself and the environment (the ability to control attention, the ability to control impulse, the ability to control the environment, the active conditioning, socializing with good friends); and 4) adaptability, self-awareness, problem solving ability, flexibility, acceptance of excitement and behavior management, secondary positive evaluation.

    Conclusion

    By comparing the results of the presents study with the text-based studies such as the one by Rafi’ee Honar, who considers the self-control construct as self-monitoring, target recognition, motivation, excitement control, cognitive control and persistent control, it can be found that the model developed in the present study makes the psychological self-control constructs more clear and, consequently, provides a more appropriate ground for developing self-control scales of the Shiite youth and appropriate psychological training programs for promoting self-control.For downloading the full-text of this article please click here.

    Keywords: Grounded theory, Self-control, Young Shiite
  • Maryam Bagheri Panah*, Matin Golafroz, Hengameh Boloorsaz Mashhadi, Maryam Moayedimehr, Maryam Khorooshi Pages 74-86
    Background and Objective

    Psychological distress is one of the most common problems that students experience. The purpose of this study was to investigate the role of mediator of self-interest compassion in the relationship between psychological vulnerability and attachment to God.

    Methods

    The present study is descriptive and correlational. The statistical population of the study included all female students studying at in Karaj Islamic Azad University in 1395. Using simple random sampling method, 280 people were calculated selected to participate in the study. The research related data were collected by using self-compassion questionnaire, short form of depression, anxiety and stress questionnaire, and attachment to God questionnaire. To analyze the data, descriptive statistics, Pearson correlation coefficient and regression and The Baron and Kenny method was used to test the intermediate mediating effects. In this study, all the ethical considerations have been observed and no conflict of interest was reported by the authors.

    Results

    The results showed that there was a significant relationship between attachment to God with and self-compassion (P<0.05, r=0.61) and psychological vulnerability (P<0.05, r=-0/60). Also, attachment to God could explain 52 percent of the changes in psychological vulnerability alone, but self-compassion and attachment to God can explained 61 percent of the changes in psychological vulnerability.

    Conclusion

    The results of this research emphasize the need to recognize the role of self-compassion and attachment to God in the reducing student's psychological vulnerability.

    Keywords: Attachment to God, Girl, Psychological vulnerability, Self-compassion, Student
  • Masoumeh Nemati*, Farideh Dokaneheeifard, Masoumeh Behboodi Pages 87-99
    Background and Objective

    Finding effective therapeutic approaches to improving the spirituality of individuals, especially couples, is very helpful in reconciling their differences, enhancing their intimacy and preventing family problems. The present study attempts to compare the effectiveness of acceptance and commitment therapy (ACT), emotion-focused therapy (EFT) and combined therapy in the spiritual beliefs of couples referring to counseling centers.

    Methods

    The study was quasi-experimental and used a pre-test, post-test control group design. The participants were selected from the families referring to counseling centers in Sari using available sampling method. People with an IQ of higher than 85 and no addiction were included in the study. They responded to Inclusive Spirituality Index (ISI), and 56 couples with scores lower than the average were randomly selected and assigned to experimental and control groups. Group 1 participated in ten 90-minute sessions of ACT, Group 2 in six 90-minute sessions of EFT and Group 3 in Sixteen 90-minute sessions of combined therapy and the control group received no treatment. The participations were finally retested using ISI A delayed posttest was also administered after one month. Considering normal distribution of the data, the significance of the results was tested by covariance analysis and Mauchly's Sphericity Test. In this study, all the ethical considerations have been observed and no conflict of interest was reported by the authors.

    Results

    The three forms of treatment significantly increased spiritual well-being of the spouses asking for divorce, but no significant difference was observed among the three groups. The effects were found to persist after one month.

    Conclusion

    Based on the findings, all three methods of intervention can promote the spiritual well-being of the couples, spirituality can be changed, and spiritual well-being increases through education and therapy. Accordingly, the originality of ACT and EFT lies in increasing the spiritual well-being of couples demanding divorce and reducing divorce rates.

    Keywords: Acceptance, Commitment-therapy, Combined therapy, Emotional therapy, Spiritual well-being
  • Ata Shakerian*, Yahya Maroofi, Faezeh Nateghi Pages 100-115
    Background and Objective

    As universal concept that generally denotes a connection with a transcendental power and specifically defined as a search for finding a purpose in life, spirituality has gained attention in academic, educational, and cultural areas more than before. Therefore, it is a necessity to design and use the proper tools to measure this phenomenon. This study aims to develop and validate a questionnaire to “measure spirituality” among university students.

    Methods

    This is a descriptive-analytical study with a statistical society of 464 university students in Sanandaj province. The research tools include a demographic and a spirituality questionnaire. Data analysis involved a two-phase approach including an exploratory factor analysis using principal components analyses method via varimax rotation approach, and confirmatory factor analysis using structural equation modeling. In this study, all the ethical considerations were observed and the authors reported to conflicts of interest.

    Results

    The results of Exploratory factor analysis pointed to the existence of two main dimensions named spiritual experiences and religious experiences which explained 56% of the variance in the spirituality questionnaire. Cronbach alpha coefficient for the dimensions confirmed in factor analysis including spirituality experiences and religious experiences and for the whole questionnaire was 0/88, 0/90, and 0/92, respectively. Convergent validity of the spirituality questionnaire, measured by Parsian and Dunning Spirituality questionnaire, was 0/66.

    Conclusion

    The findings indicated that, Goodness of Fit Index (GFI) of this model is acceptable and could be used as a reliable tool in measurement of university students’ spirituality scale, health psychology, and spirituality well-being.

    Keywords: Spirituality Scale Measurement, Design, Validation, University Students
  • Reza Norouzi Kouhdasht*, Mohammad Jafar Mahdian, Ali Babaei, Kobra Raoufi, Zeinab Rajabzadeh, Marzieh Karamkhani Pages 116-130
    Background and Objective

    Islamic life skills are the abilities that develop by emphasizing religious instructions and continuous practice, prepare adolescents for encountering life problems and increase their social and mental abilities and skills. Accordingly, the need for interventions at the education level to prevent social harms is more highly felt. The present study examined the effect of instruction of Islamic life skills on self-regulation learning strategies, identity styles and development of moral sense in students.

    Methods

    This was an interventional study involving a clinical trial in which a quasi-experimental pretest-posttest design was used. The statistical population included all the high school students in male-only schools in the first grade in region 22 of Tehran, who were selected using multi-stage cluster sampling and out of which Shahid Motahhari School was randomly selected. Forty students were selected from this school using accessible sampling, who were assigned to experimental (n=20) and control (n=20) groups. The former received eight weekly sessions of intervention in the form of instruction of Islamic life skills. The data collection instruments included Motivated Strategies for Learning Questionnaire (MSLQ), Identity Styles Questionnaire (6G-ISI) and Defining Issues Test (DIT). The collected data was analyzed using covariance analysis. In this study, all the ethical considerations were observed and the authors reported to conflicts of interest.

    Results

    Based on the findings, instruction of Islamic life skills caused improved scores in self-regulation learning strategies (metacognitive=0.27 and cognitive=0.59). It also led to changes in normative identity (0.43) and commitment (0.76). Instruction of life skills accounted for 37% of the variance in students’ development of moral sense.

    Conclusion

    Instruction of Islamic life skills enables students to develop an independent identity as a pious adolescent committed to religious values, develop their ability to define issues, improve their self-regulation learning strategies and change their knowledge, values and opinions into real abilities.

    Keywords: Instruction of Islamic life skills, Self-regulation learning strategies, Develop of moral sense, Identity styles
  • Hamed Biglari, Abdollah Dargahi, Yaser Vaziri, Reyhaneh Ivanbagha, Mahsa Hami, Mohsaen Poursadeqiyan* Pages 131-143
    Background and Objective

    The relationship between food and the health of the soul and body is one of the issues mentioned in a monotheistic worldview including Islam. The verse "And We send down of the Qur'an that which is healing and mercy for the believers" confirms the influence of religious teachings in this respect. This study examines the Qur'anic guidelines on food safety and hygiene.

    Methods

    This review study investigates into the health system through library reviews of authentic sources, religious teachings, Quranic verses, authentic statements from the infallibles (Imams and the prophet), important Qur'anic commentaries, statements and books on nutrition on national and international databases. After categorization, the results were analyzed and integrated. The authors declared no conflict of interest.

    Results

    About 250 Qur'anic verses and dozens of statements from the infallibles point to the importance of food and nutrition. The Holy Qur'an mentions the word “food” 48 times, the word “eating” 107 times, and the word “drink” 39 times. In the verses related to food, it has been mentioned six times that food should be Halal, and in various interpretations, the importance of nourishing the body is emphasized. Attitude to food as a sign in knowing God, believing in divine generosity, enjoying divine intent, asserting the rights of those in need, clean eating, having a balanced diet, adhering to halal food, and avoiding forbidden foods are the most important attitudinal and habitual strategies related to food safety. In addition, human dignity is one of the most important outcomes of adhering to Islamic food safety strategies.

    Conclusion

    Since in revelatory doctrines, a healthy diet involves physical, mental, spiritual and social aspects of human life, it is essential that health policy makers consider the Islamic nutritional approach to achieve a true universal health.

    Keywords: Food Health, Food Safety, Nutrition in Islam, Nutrition in the Quran
  • Abbas Bakhshandeh Bali* Pages 144-152
    Background and Objective

    Some Muslim philosophers tried to present solutions for basic prevention and treatment of worldly grief with a focus on rational principles. This can be observed in al-Kindi’s thoughts as a first Muslim philosopher. Other important philosophers like Razi and Ibn Hazm also tried to more deeply pay attention to the issue. Therefore, the purpose of the present study is to check out the solutions presented by al-Kindi, Razi and Ibn Hazm for controlling worldly grief.

    Methods

    This is a library-based study organized as a descriptive-analytic method and tries to investigate al-Kindi, Razi and Ibn Hazm’s works on basic prevention and treatment of worldly grief. The author declared no conflict of interest.

    Results

    The findings of this study point to the existence of a rational solution, which is matched with religious texts in al-Kindi, Razi and Ibn Hazm’s works. Accordingly, al-Kindi, Razi and Ibn Hazm consider human mistake in attitude to the world as the main cause of worldly grief. In other words, getting engaged in the material issues directs the spirit toward grief. At the time of grief, the attitude toward life needs be reconsidered.

    Conclusion

    Based on the findings if a person can adopt a logical view of life in the world and act in the right way, he/she can control the worldly grief and replace it with happiness.

    Keywords: Grief, Happiness, Islam, Philosophy, Spirit