فهرست مطالب

  • سال ششم شماره 4 (زمستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/11/01
  • تعداد عناوین: 10
|
  • شهرام معینی، بابک صفاری*، علیمراد شریفی، سعید حیاتی صفحات 1-26
    در دهه های اخیر دولت ها در سراسر جهان، مکانیسم بازار را به صورت گسترده در بخش انرژی برق پذیرفته و به کار گرفته اند. این فرایند تجدید ساختار نامیده می شود که هدف آن، گذار از چارچوب انحصاری در صنعت برق بوده است و منجر به دستیابی به رقابت و کارایی بیشتر نیز شده است. صنعت برق ایران نیز در این مسیر قرارگرفته و بازاری برای رقابت روزانه درفروش برق ایجادشده است. مکانیسم پیشنهاد عرضه، به عنوان الگوی اساسی در تجدید ساختار در ایران نیز پذیرفته شده است تا همزمان قابلیت اطمینان در بازار برق، نیز تضمین گردد. در این روش نیروگاه ها، پیشنهاد ها پله ای برای فروش برق تولیدی خود ارائه می دهند و بهترین پیشنهاد ها از سوی مدیر بازار پذیرفته می شوند. در مقاله حاضر، مدل پایه ای پیشنهاددهی عرضه، ناشی از رویکرد هولمبری معرفی شده و بر اساس آن، پیشنهاددهی کنونی در بازار برق ایران با مدل پیشنهاددهی بهینه فوق مورد مقایسه و تحلیل قرار می گیرد. برای این منظور ابتدا ساختار نااطمینانی تقاضا در روز- ساعت های معین در فصول مختلف، تخمین زده شده و سپس نتایج مدل، استخراج گردیده است. نتایج پژوهش حاکی از این است که کماکان پیشنهاددهی عرضه در بازار برق ایران در واحدهای نیروگاهی منتخب بخش دولتی، ابتدایی بوده و می تواند با استفاده از مدل مذکور بهبود یابد. مکانیسم جایگزین تسویه با قیمت یکنواخت نیز لازم است اجرایی شود تا امکان مقایسه دو مکانیسم فراهم گردد.
    کلیدواژگان: بازار برق، تجدید ساختار، مدل هولمبری، حراج پرداخت بر اساس پیشنهاد، حراج قیمت یکنواخت
  • سمانه نورانی آزاد*، فرهاد خداداد کاشی صفحات 27-52
    هدف محوری این پژوهش بررسی رابطه ساختار بازار و مخارج تحقیق و توسعه در صنایع کارخانه ای ایران است. بدین منظور با استفاده از داده های 130 صنعت فعال کد چهاررقمی (ISIC) مرکز آمار ایران طی سال های 1392-1375 و الگوی رگرسیون انتقال ملایم پنلی (PSTAR) ارتباط ضریب نوآوری و رقابت مورد آزمون و تجزیه و تحلیل قرار می گیرد. نتایج پژوهش نشان می دهد که به وضوح رابطه غیرخطی بین متغیرهای مورد مطالعه وجود دارد و با افزایش تمرکز تا سطح 0/267 شدت مخارج تحقیق و توسعه و نوآوری افزایش می یابد اما با گذر از این مقدار کاهش می یابد. همچنین با افزایش مخارج تحقیق و توسعه و رشد نوآوری تا سطح 0/38 درصد میزان تمرکز افزایش یافته و با گذر از این مقدار کاهش یافته است. علاوه بر این تنها در 6 درصد صنایع تمرکز و نوآوری بالاست و در اکثر صنایع رابطه تمرکز و نوآوری نامتقارن است. در مجموع، نتایج پژوهش موید آن است که در عمده زیر بخش های صنعتی ایران سطح تحقیق و توسعه پایین است و رابطه U معکوس بین این دو متغیر تایید می شود.
    کلیدواژگان: مخارج تحقیق و توسعه، نوآوری، رقابت، شومپیتر، رگرسیون انتقال ملایم پنلی (PSTAR)
  • ابوطالب کاظمی، محمدعلی فیض پور*، نظام الدین مکیان، مهدی حاج امینی نجف آبادی صفحات 53-84

    رویکرد خرد و کلان به خروج بنگاه های صنایع تولیدی ایراناین مطالعه با هدف بررسی تاثیر عوامل موثر بر خروج بنگاه در سه سطح بنگاه، صنعت و محیطی (کلان) با استفاده از مدل پانل لاجیت برای دوره زمانی93-1375 طراحی شده است. نتایج این مطالعه نشان داده است که در سطح بنگاه؛ بهره وری تاثیر معنی داری بر خروج بنگاه داشته، بدین مفهوم که با افزایش بهره وری احتمال خروج بنگاه کاهش می یابد. در سطح صنعت؛ نرخ ورود و شاخص تمرکز اثر معنی داری بر خروج داشته و افزایش در نرخ ورود منتج به افزایش در احتمال خروج بنگاه از صنعت می شود. همچنین هرچه ساختار بازار به سمت رقابت حرکت کند احتمال خروج بنگاه از صنعت افزایش می یابد. در سطح کلان؛ رشد اقتصادی، نرخ تورم، تسهیلات اعطایی و اندازه جمعیت اثر معنی داری بر خروج داشته است. افزایش در رشد اقتصادی، اعطای تسهیلات بیشتر به بخش صنعت و افزایش جمعیت احتمال خروج را کاهش ولی بالارفتن در تورم به بالابردن احتمال خروج کمک می کند.

    کلیدواژگان: عوامل سطح بنگاه، عوامل سطح صنعت، عوامل محیطی (کلان)، خروج بنگاه، پانل لاجیت
  • علیرضا جمشیدی، صمد عالی*، علیرضا بافنده زنده صفحات 85-108
    هدف این تحقیق بررسی راهکارهای توسعه اشتغال دانش بنیان در کشور می باشد. تحقیق حاضر از نظر هدف تحقیق، کاربردی- توسعه ای و از نظر روش تحقیق از نوع آمیخته کیفی و کمی است. در مرحله اول با استفاده از نظریه داده بنیاد برای ساخت مدل مفهومی برای تبیین راهکارهای توسعه اشتغال دانش بنیان در کشور استفاده شده است. در بخش کیفی، خبرگان آشنا به موضوع توسعه اشتغال دانش بنیان نمونه آماری پژوهش را تشکیل می دادند. با توجه به کفایت نمونه گیری و اشباع نظری 15 نفر به روش نمونه گیری هدفمند و روش گلوله برفی انتخاب شده است. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از فرایند سه مرحله ای کدگذاری باز، محوری و انتخابی استفاده گردیده است. در بخش کمی پژوهش نیز جامعه آماری تحقیق شامل کلیه مدیران و کارشناسان شرکت های دانش بنیان بوده است. نمونه آماری تحقیق بر اساس توصیه های استفاده از مدل های تاییدی 250 نفر تعیین شده بود. به منظور جمع آوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته بر اساس مقوله های فرعی و مفاهیم بدست آمده از مرحله کیفی پژوهش و بر اساس مدل پارادایم استفاده شده است. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل عاملی تاییدی استفاده شده است. نتایج بخش کمی پژوهش نشان می دهد که همه مدل های تاییدی به شکل مناسبی تدوین شده است.
    کلیدواژگان: اشتغال دانش بنیان، شرایط علی، پیامدها، شرایط زمینه ای
  • سجاد برخورداری*، محسن فروغی فر صفحات 109-136

    چکیده مناطق مختلف در یک کشور واکنش های متفاوتی به شوک های پولی نشان می دهند. این موضوع در اقتصاد ایران نیز مطرح است. با توجه به اهمیت این موضووع در سیاستگذاری های اقتصادی، هدف این مطالعه، بررسی آثار شوک های پولی در چارچوب مکانیسم انتقال پولی غیرسیستماتیک بر اشتغال استان های مختلف کشور است. جهت دستیابی به این هدف، آثار شوک های پولی برای30 استان کشور در قالب مدل TVP-FAVAR با استفاده از ضرایب متغیر در زمان برای داده های فصلی 1384:1- 1394:4 مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج این مقاله نشان می دهد که تفاوتهای مشخصی بین پاسخ اشتغال استان های مختلف به شوک های پولی وجود دارد. همچنین پاسخ مربوط به هر استان در زمانهای مختلف، متفاوت بوده و شرایط اقتصادی منطقه نقش مهمی در واکنش هر استان به شوک های پولی دارد.نتایج این مطالعه شواهدی برای نامتقارن بودن اثرات سیاست پولی در مناطق مختلف ارایه می کند. بنابراین پیشنهاد می شود بانک مرکزی در تصمیم گیری های سیاستی و اقتصادی، تفاوت های منطقه ای را در نظر داشته باشد.

    کلیدواژگان: تفاوت های منطقه ای، مدل عاملی، سیاست پولی، مکانیسم انتقال پولی
  • محمدرضا منجذب*، مریم احمدی، میثم رافعی صفحات 137-162
    در سال های اخیر نقش بازار سرمایه در اقتصاد ایران رو به گسترش است، از این رو شناخت عوامل موثر بر این بازار ضروری است. تغییر در عرضه پول می تواند یکی از این عوامل تاثیر گذار باشد، لذا در این پژوهش به بررسی تاثیر گسترش حجم پول یا خنثی بودن پول در بازار سرمایه ایران پرداخته شده است. در این راستا از داده های مربوط به متغیر های حجم پول، نقدینگی، شاخص-های سرمایه شامل شاخص کل، شاخص صنعت و شاخص مالی با تواتر فصلی و برای بازه زمانی 1380 تا 1394 استفاده شده است. سپس با انجام آزمون مانایی هگی برای داده های فصلی استفاده شد. برای اجرای آزمون اصلی از روش ارائه شده توسط فیشر و سیتر در این خصوص استفاده شد. بر این اساس مدل مزبور تحت 20 مدل با تاخیرات متفاوت از حجم پول تخمین خورد. نتایج این مطالعه نشان می دهد که گسترش حجم پول در بلندمدت بر هیچ یک از شاخص های بازار سرمایه تاثیر ندارد. نتایج مشابهی نیز برای متغیر نقدینگی به دست آمده است. به طور کلی نتایج به دست آمده خنثایی بلندمدت پول در بازار سرمایه را نشان می دهد.
    کلیدواژگان: خنثایی پول، بازار سرمایه ایران، شاخص های بازار سرمایه، روش فیشر و سیتر
  • حبیب مروت*، مصطفی شریف، پیمان نزاکت صفحات 163-190
    ادبیات نظری و تجربی اقتصاد رفتاری نشان می دهند که افراد در تصمیم گیریهای خود دچار سوگیریهای رفتاری و شناختی می شوند. لذا رفتار واقعی آنها همواره با رفتار انسان اقتصادی و عقلایی سازگار نیست. دو مورد از مهمترین سوگیریهای رفتاری که می تواند نقش مهمی در نگرش و رفتار زیست محیطی افراد داشته باشد عبارتند از اثر دست گرمی و نرخ تنزیل زمانی هذلولوی. در این مطالعه تلاش شد تا با استفاده از روش مطالعه نیمه آزمایشی و رگرسیون تفاضل در تقاضل به بررسی اثر این دو سوگیری در نگرش و رفتار زیست محیطی افراد در ایران پرداخته شود. در این راستا از نمونه 90 تایی که در دو گروه مختلف (گروه کنترل و درمان) تقسیم بندی شده بودند، استفاده شد. در دو مرحله پیش از آزمون و پس از آزمون اطلاعات مورد نیاز از طریق پرسشنامه جمع آوری شد، و رگرسیون تفاضل در تفاضل انجام شد.پس از انجام آزمونهای خوبی برآزش مانند آزمون ناهمسانی واریانس و همخطی نتایج نشان دادند که : نخست، آمورش و آگاهی رساندن در مورد سوگیری های رفتاری و شناختی، نگرش و رفتار زیست محیطی افراد را بهبود می دهد. لذا سیاست گذاران باید اطلاع رسانی و آموزش در مورد سوگیریهای شناختی را مد نظر قرار دهند. دوم، متغیرهای جمعیتی مانند سطح تحصیلات، سن، جنسیت و تاهل اثر معنی داری در تفاوتهای نگرش و رفتار زیست محیطی افراد ندارند.
    کلیدواژگان: سوگیری شناختی، محیط زیست، تفاضل در تفاضل، اثر دست گرمی، نرخ تنزیل هذلولوی
  • داود عبدی، مهدی مرادی*، لورنس انویه صفحات 191-216

    مدل بانکداری جامع که تمرکز اصلی آن رفع انواع نیازهای مالی مشتریان است، از ترکیب بانکداری تجاری با بانکداری سرمایه گذاری به وجود می آید. بانکداری جامع نوعی نگرش مشتری محور به بانکداری است که از دو دهه گذشته در صنعت بانکداری کشورهای غربی مورد توجه ویژه قرار گرفته است و اصطلاحا به بانک هایی گفته می شود که دامنه وسیعی از خدمات مالی اعم از خدمات تجاری، سرمایه‏گذاری، بیمه ای، مشاوره ای و غیره را به مشتریان خود ارائه می‏دهند. هدف این مقاله بررسی اثرات نامتقارن توسعه بخش بانکداری بر سودآوری بانک های کشور و به طور خاص بانک ملی بر اساس الگوی بانکداری جامع با رویکرد مدل غیرخطی تغییر رژیم مارکوف است. برای این منظور از اطلاعات سری زمانی 1396-1388 استفاده شد. بر اساس نتایج بدست آمده مشاهده شد که متغیرهای نرخ بهره اوراق مشارکت، شاخص تمرکز صنعت، نسبت هزینه به درآمد، نسبت وام های معوق به کل وام ها، حقوق صاحبان سهام به کل دارایی ها، اثر منفی و معنی داری بر سودآوری داشته و متغیرهای نسبت وام به کل دارایی ها، جمع دارایی ها، سپرده مشتریان به کل بدهی ها، تنوع درآمدی، نرخ تورم، نرخ رشد اقتصادی اثر مثبت و معنی داری بر سودآوری بانک ملی داشته است. واریانس متغیرها در رژیم یک، یعنی رژیم نوسانات کم کمتر از رژیم دو است.

    کلیدواژگان: بانکداری جامع، سودآوری، سپرده های بانکی، اثرات نامتقارن
  • داور سنایی، اکبر میرزا پور باباجان*، بیت الله اکبری مقدم، مجید فشاری صفحات 217-250
    بخش صنعت یکی از بخش های مهم و اساسی اقتصاد کشور محسوب شده و به دلیل ارتباط با بخش های دیگر نقش مهمی در افزایش تولید و بهره وری آن ها دارد. از سوی دیگر، سیاست های پولی نیز با تحریک طرف تقاضای اقتصاد بر رشد تولید و اشتغال و سطح قیمت ها تاثیر بسزایی دارد. از این رو، هدف اصلی این مطالعه بررسی تاثیر سیاست های پولی بر ارزش افزوده زیربخش صنایع تولید فلزات اساسی با بهره گیری از رهیافت برنامه-ریزی ریاضی مثبت طی سال های 1396-1369 می باشد. برای این منظور ابتدا با بهره گیری از رهیافت هم جمعی خودرگرسیونی با وقفه های توزیعی به تخمین الگو در بلندمدت پرداخته شد و در ادامه تعیین سناریو و تحلیل حساسیت توسط رهیافت برنامه ریزی ریاضی مثبت صورت گرفت. نتایج برآورد مدل نشان داد سیاست های کاهشی و افزایشی متغیرهای پولی (حجم نقدینگی ونرخ سود بانکی) در سناریوهای مختلف بر ارزش افزوده بهینه آن زیربخش تاثیر دارد. همچنین شاخصه مهم این روش محاسبه مقدار بهینه ارزش افزوده هر زیربخش در سال پایه وامکان هدف گذاری آن در سناریوهای مختلف است. به عنوان مثال در سناریو اول، در صورت کاهش 5، 10 و 20 درصد حجم نقدینگی، ارزش افزوده زیر بخش صنایع تولید فلزات اساسی به میزان 4، 8 و 18 درصد افزایش می یابد. علاوه بر این، در این سناریو کاهش متغیر سیاست نرخ سود به همان نسبت موجب افزایش 5، 8 و 16 درصدی در میزان ارزش افزوده صنایع تولیدی فلزات اساسی خواهد شد.
    کلیدواژگان: سیاست پولی، ارزش افزوده، زیربخش صنایع فلزات اساسی، رهیافت برنامه ریزی ریاضی مثبت(PMP)
  • لیلا آرغا، محمد مولایی*، محسن خضری صفحات 251-274
    یکی از ویژگی های بازار مالی بخصوص بازار سهام تاثیرپذیری آن از سایر بازارهای مالی و غیرمالی است. از سوی دیگر، سرمایه گذاران همواره بدنبال تشکیل سبد دارایی هستند که با حفظ سطح بازده مورد انتظار، دارای حداقل ریسک باشد. در نتیجه درک ارتباط بازده سهام با سایر دارایی ها می تواند در تشکیل سبد بهینه دارایی ها برای سرمایه گذاران مفید واقع شود. مطالعه ی حاضر به بررسی همبستگی پویا در داده های ماهانه بین بازده دارایی های منتخب داخلی و خارجی(نفت، صنعت، ارز و فلزات اساسی (کل، مس و فولاد)) با بازده شاخص ‏قیمت سهام در ایران طی دوره ی زمانی 01/1380-02/1396 با رویکرد DCC-FIAPARCH پرداخته است. بر اساس نتایج، ضریب همبستگی پویای شرطی بازده فلزات، تولیدات صنعتی و مس با بازده سهام از نظر آماری مثبت و معنادار است، در نتیجه نمی توان با هدف پوشش ریسک؛ هر یک از این دارایی ها را با سهام در یک سبد به صورت یک موقعیت همسان (خرید یا فروش) قرار داد بلکه بدلیل ضریب مثبت همواره سهام با این دارایی ها باید در موقعیت های مخالف قرار بگیرند. در ارتباط با سایر دارایی ها همبستگی شرطی بین آنها با بازده سهام معنادار نیست. بر همین اساس این دارایی ها می توانند با سهام در یک سبد سرمایه گذاری قرار گیرند اما حضور این دارایی ها در سبد مذکور کمکی به کاهش ریسک سبد نخواهد کرد.
    کلیدواژگان: سهام، قیمت نفت، ارز، مس، فولاد، همبستگی شرطی پویا و DCC-FIAPARCH
|
  • Shahram Moeini, Babak Saffari *, Alimorad Sharifi, Saeed Hayati Pages 1-26
    During the past few decades, governments around the world have been allowing market forces to play an increasing role in the electricity sector. The transition from the monopoly framework has led to the restructuring of the electricity market in leading economies to achieve greater competition and efficiency. Government of Iran also has been implemented a daily market for the competition of power plants in electricity sales based on supply bidding mechanism in order to guarantee reliability and efficiency. The basis of this mechanism is the Klemperer and Meyer (1989) study. This paper first introduces the supply bidding model of Holmberg (2009). Then current bidding of selected power plant in the Iranian electricity market compare with the optimal bidding. For this purpose, the demand uncertainty structure is estimated at the specified days in different seasons. Finally the optimal bids of Holmberg model are estimated. The results indicate that supply bids of the selected public power plant are suboptimal and can be improved by using the model. Alternative payment approach called uniform price can also be replaced to compare two mechanisms.
    Keywords: electricity market, Restructuring, Holmberg's Model, Pay as Bid Auction, Uniform Price Auction
  • Samaneh Noraniazad *, Farhad Khodadad Kashi Pages 27-52
    The main purpose of this article was testing the relation between competition and innovation in Iran’s manufacturing industry. To meet this ends the data of 130 Iran’s 4-digit industries over the period of 1996-2013 were used. Also, this article sought to analyze this relationship by using a panel smooth transition approach. The results indicated that, clearly there was the nonlinear relationship among variables and by increasing concentration until threshold value 0.267 the research and development intensity increased but after this threshold value, its effect decreased. Moreover in the second model by increasing research and development intensity till the threshold value of 0.38 percentage the concentration increased and after that, this impact has been decreased. In addition, only in 6% of Iran's industries competition and innovation was high but, in most industries by increasing competition, innovation were declining. Overall, there was an asymmetric relationship between competition and innovation and in most industries the intensity of research and development expenditures were low. So, in Iran’s industries, the inverse U relation between innovation and competition confirmed.
    Keywords: research, development expenditure, Innovation, Competition, Schumpeter, panel smooth transition regression model
  • Abootaleb Kazemi, Mohammadali Feyzpour *, Nezamoldin Makkian, Mehdi Hajamini Pages 53-84

    The micro and macro approach to the exit firms of Iranian industriesThe purpose of this study was to investigate the effect of factors affecting the exit firms at three levels of firm, industry, and environments (macro) using the logite panel model for the period of 1975-1393. The results of this study have shown that at the firm level, productivity has a significant effect on the exit of the firm, in other words, with the increase in productivity, the probability of exit from the firm decreases. At the industry level, the rate of entry and the index of concentration have a significant effect on exit, and the increase in the rate of entry will result in an increase in the probability that the exit firm will from the industry. so the structure of the market moves into competition, the probability that a firm will leave the industry will increase. At macro level, economic growth, inflation, concessional facilities and population size had a significant effect on exit. Increasing economic growth, giving more bank loans to the manufacturing sector and increasing the population will reduce the probability of exit, but rising in inflation will help increase exit probability.

    Keywords: factors firm level, factors industial level, macro factors, exit firms, panel logit
  • Alireza Jamshidi, Samad Aali *, Alireza Bafandeh Zendeh Pages 85-108
    The purpose of this research is to explore strategies for developing knowledge-based employment in the country. The present research is applied to the research purpose, applied-development, and in terms of the method of research, it is a qualitative and quantitative mixture. In the first stage, using the Grounded Theory, a conceptual model has been used to explain the strategies for developing knowledge-based employment in the country. In the qualitative section, experts familiar with the issue of developing knowledge-based knowledge formed the statistical sample of research. According to the adequacy of sampling and theoretical saturation, 15 people were selected through purposeful sampling and bullet-shot sampling method. To analyze the data, a three stage, open, axial and selective coding process has been used. In the quantitative part of the research, the statistical population of the study included all the managers and experts of the companies of the students. The statistical sample of the research was based on the recommendations of the use of confirmatory models of 250 people. In order to collect data, a researcher-made questionnaire was used based on the sub-categories and the concepts derived from the qualitative research stage and based on the paradigm model. A confirmatory factor analysis has been used to analyze the data. The results of a small part of the research show that all validation models have been formulated appropriately.
    Keywords: Employment of knowledge base, causative conditions, outcomes, background conditions
  • Sajjad Barkhordari *, Mohsen Froughi Far Pages 109-136

    The regions in a country respond differently to monetary shocks. ،This phenomen is possible in Iran' economy. With attention to the importance of this phenomen, the purpose of this paper is to analyze the effects of monetary shocks on employment in regions with non-systematic mechanism of monetary transmission. To achieve this purpose, we used TVP-FAVAR approach to analysis of monetary shocks in the thirty provinces over 1384:1- 1394:4. The results show that there are different responses to monetary shocks in Iranian provinces. Also, the response of each province is different in terms of time, and the economic conditions play main roles in response of province to monetary shocks. The findings of this paper represent evidences of asymmetric effects of monetary policies in Iranian regions. We suggest the central bank should consider the regional differences in policy making. This considering can help to incresese the efficiency of monetary policies in regional level.

    Keywords: Regional differences, Factor model, Monetary Policy, Monetary transmission mechanism
  • Mohammadreza Monjazeb *, Maryam Ahmadi, Meysam Rafei Pages 137-162
    In recent years, the role of stock market in the economy of Iran is growing. Therefore, it is important to recognize the factors affecting to this market. Changes in the money supply can be one of this factors, so this study investigates long run Neutrality of money in the stock market of Iran. In this regard, quarterly data of monetary aggregates M1, M2 and the real stock indexes that is total index, industrial index and financial index are employed in this study over the period 1380 to 1394. Then, Hegy test was used for unit root test of seasonal data. The Fisher-Seater (FS) methodology is used to do the Neutrality test in this research. The empirical results indicated that there was long-run neutrality of money (defined as M1) with respect to all real stock indexes. Similar results were also obtained for money defined as M2. In general, the results support that money is neutral in the stock market of Iran.
    Keywords: Neutrality of Money, Iran Capital Market, Indexes of Capital Markets
  • Habib Morovat *, Mostafa Sharif, Peyman Nezakat Pages 163-190
    the theoretical and empirical literature of behavioral economics shows that people in their decision making have a behavioral and cognitive bias. Therefore, the actual behavior of individuals is not always consistent with economic and rational human behavior. Two of the most important behavioral biases that can play an important role in people's environmental attitudes and behavior are the hot-hand effect and hyperbolic discount rate. In this study, we tried to study the effect of these two biases on the attitude and environmental behavior of individuals in Tehran using the semi-experimental approach and difference in difference regression. In this regard, a sample of 90 subjects was divided into two groups (control and treatment group). The data were collected through a questionnaire in two stages before and after the test. And the difference in difference regression was done. the results showed that: First, the training and awareness of behavioral and cognitive bias improve the environmental attitudes and behavior of individuals. Therefore, policymakers should consider information and education about cognitive bias. Second, demographic variables such as level of education, age, gender, and marriage do not have a significant effect on differences in environmental attitudes and behaviors of individuals.
    Keywords: Cognitive bias, Environment, Difference in difference, hot-hand effect, Hyperbolic discount rate
  • Davod Abdi, Mehdi Moradi *, Lorence Anvie Pages 191-216

    Comprehensive banking model, with its main focus on addressing all kinds of customer financial needs, comes from combining commercial banking with investment banking. Comprehensive banking is a kind of customer-centric approach to banking, which has been considered in the Western banking industry for the past two decades, and is referred to as banks, which have a wide range of financial services, including commercial, investment, insurance, advisory and Others offer their customers. The purpose of this paper is to investigate the asymmetric effects of banking sector development on the profitability of banks in the country and in particular the National Bank based on a comprehensive banking model with the approach of the non-linear model of Markov regime change. For this purpose, the time series information of 1396-1388 was used. Based on the results, it was observed that the interest rate variables of the participation bonds, the industry concentration index, the ratio of cost to income, the ratio of loans to total loans, equity holdings to total assets had a negative and significant effect on profitability and The variables of the ratio of loans to total assets, total assets, customer deposits to total debt, income variation, inflation rate, and economic growth rate have had a positive and significant effect on the profitability of the National Bank. The variance of variables in regimen one, the regime of low volatility, is less than the two regimes.

    Keywords: Comprehensive Banking, Profitability, Bank Deposits, Asymmetric effects
  • Davar Sanaee, Akbar Mirzapour Babajan *, Beitollah Akbari Moghadam, Majid Feshari Pages 217-250
    The industry sector is considered as one of the and vital parts of the economy. On the other hand, monetary policy is also stimulating the demand side of the economy for growth of production and labor and the level of prices. In connection with other sectors, this one has proven to play a significant role in production and productivity. The purpose of this study was to investigate the effect of monetary policy on the value added in the basic metals sector is based on the use of positive mathematical programming during the periode of 1990 - 2016. In the PMP method, the data of the existing conditions are reconstructed, the constraints of decision makers' truth and the manufacturer are considered in real terms, and this optimization model is very useful for analyzing policies in the present situation. The results of this paper showed that the decreasing and incremental policies of monetary variables (liquidity and bank interest rate) in different scenarios have an effect on the added value of optimizing that subsection. For example, in the first scenario, in the case of a 5, 10, and 20 percent reduction in liquidity, value added will increase by 4, 8 and 18 percent in the basic metals industry. In this scenario, the drop in the policy variable will also increase the bank interest rate by as much as 5, 8 and 16 percent in the added value.
    Keywords: Monetary Policy, Value added, Basic Metals Sub- Sector, Positive Mathematical Programming Approach (PMP)
  • Leila Argha, Mohammad Mowlaei *, Mohsen Khezri Pages 251-274
    One of the features of a financial market, the stock market in particular, is its affectability from other financial and non-financial markets; on the other hand, investors always seek to create a portfolio with minimum risk while maintaining the expected return level. Therefore, perceiving the relationship between the stock returns and other assets can be helpful for investors to create an optimal portfolio. On this basis, regarding the importance of this issue, the present study aimed at investigating the dynamic conditional correlation (DCC) between the returns on the domestic and foreign assets in monthly data (oil, industry, exchange and base metals including total, copper, steel) and returns on the stock price index in Iran during March 2001 to April 2017 using the DCC-FIAPARCH approach. The obtained results indicated a statistically significant and positive DCC coefficient difference between the metals, industrial products, and copper returns with the stocks returns. Consequently, it is not possible to put each of these assets with the stocks in an identical situation (purchase or sale), but instead they should be always placed in opposite situations for the purpose of risk control. However, with regard to other assets, the DCC was not significant; accordingly, the assets can be placed in the investment portfolio together with the stocks although the presence of such assets in the given portfolio did not help to reduce the portfolio risk.
    Keywords: Stocks, Oil Price, Exchange, Copper, Steel, Dynamic conditional correlation, DCC-FIAPARCH