فهرست مطالب

  • سال هشتم شماره 2 (بهار 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/02/11
  • تعداد عناوین: 7
|
  • بهاره فتان، حسن احمدی گاولیقی*، محمدعلی سحری صفحات 59-63
    اهداف

    هدف از پژوهش حاضر، آبکافت ایزوله پروتئین ماهی ساردین سند توسط آنزیم پانکراتین و سپس جزءبه جزءسازی آبکافته براساس وزن مولکولی و در نهایت ارزیابی و مقایسه خواص ضداکسایشی و ضددیابتی بخش های تفکیک شده با آبکافته بود.

    مواد و روش ها: 

    ایزوله توسط آنزیم پانکراتین در دو نسبت آنزیم/سوبسترای 2/5 و 5% (وزنی/وزنی) در مدت 2ساعت آبکافت شد. آبکافت حاصل توسط غشای فراپالایش به سه بخش FPH-I (کوچکتر از 2کیلودالتون)، FPH-II (بین 10-2کیلودالتون) و FPH-III (بزرگتر از 10کیلودالتون) جزبه جز شد. فعالیت ضداکسایشی و ضددیابتی بخش های تفکیک شده و خود آبکافته مورد سنجش قرار گرفت.

    یافته ها: 

    درجه آبکافت با افزایش زمان افزایش یافت و بین زمان های 30 تا 60دقیقه معنی دار بود (0/05<p). بخش FPH-III بیشترین توانایی مهار رادیکال DPPH را داشت. از نظر شلاته کنندگی یون آهن II تفاوت معنی داری بین بخش های تفکیک شده و آبکافته وجود نداشت (0/05>p). همچنین بخش FPH-III بیشترین توانایی مهار رادیکال کاتیون ABTS را داشت. FPH-III در غلظت 5/2% دارای بیشترین قابلیت بازدارندگی آنزیم آلفاآمیلاز بود. همچنین فعالیت بازدارندگی آنزیم آلفاگلوکوزیداز نمونه ها در غلظت 20میلی گرم بر میلی لیتر کمتر از 50% بود.

    نتیجه گیری:

     FPH-III بیشترین فعالیت مهار رادیکال های DPPH، ABTS+ و بازدارندگی آنزیم آلفاآمیلاز آبکافته ایزوله پروتئین ماهی ساردین سند حاصل از آنزیم پانکراتین را داشت.

    کلیدواژگان: آبکافته آنزیمی، ماهی ساردین، شلاته کنندگی، بازدارندگی آنزیم آلفاآمیلاز
  • معصومه شیخی، نسرین چوبکار*، عبدالرضا آقاجانی صفحات 67-73

    با توجه به ارزش تغذیه ای بالای گوشت ماهی و مصرف سرانه پایین آبزیان در ایران، همواره به مصرف این نوع گوشت و فرآورده های آن توصیه شده است. کپور معمولی یکی از گونه های مهم و پرمصرف در میان ماهیان است. در پژوهش حاضر، از گوشت ماهی کپور معمولی همراه با گوشت قرمز گاو به نسبت های 5، 15، 25، 35، 50، 65، 75، 85 و 95% به شکل ترکیبی در تولید سوسیس غیرتخمیری استفاده شد و در روز بعد از تولید، آزمون های فیزیکوشیمیایی شامل میزان رطوبت، پروتئین، چربی و خاکستر و آزمون های حسی شامل رنگ، آروما، طعم، قوام و پذیرش کلی بر روی نمونه ها انجام شد. طبق نتایج با افزایش نسبت گوشت ماهی، مقادیر پروتئین افزایش و میزان چربی، خاکستر و رطوبت کاهش یافت. از نظر آزمون های حسی، نسبت های 35 تا 65% گوشت ماهی، بالاترین امتیاز را کسب کردند، در حالی که نسبت های 5 تا 35% و 5 تا 50% به ترتیب بالاترین امتیاز آروما و طعم را نشان دادند. در مورد قوام (بافت)، تیمارهای با نسبت 65 تا 95% گوشت ماهی، بالاترین امتیاز را داشتند. پذیرش کلی تیمارها نشان داد که نسبت های 35 تا 65% گوشت ماهی بالاترین امتیاز را نشان دادند.

    کلیدواژگان: سوسیس، گوشت قرمز، گوشت سفید، ماهی کپور معمولی، خواص ارگانولپتیک، خواص فیزیکو شیمیایی
  • سمیرا جعفریان، حجت الله جعفریان، محمدرضا بیواره* صفحات 75-81
    اهداف

     مطالعه حاضر باهدف بررسی تاثیر باسیلوس های پروبیوتیکی بر پارامترهای خون شناختی بچه ماهیان کپور معمولی در شرایط قبل و بعد از حمل ونقل های طولانی مدت انجام شد.

    مواد و روش ها

    در این پژوهش 180 عدد بچه ماهی کپور با میانگین وزنی 29/1±50 گرم به شکل تصادفی در دو مخزن فایبرگلاسی با ظرفیت 400 لیتر تقسیم شدند. بچه ماهیان در یک مخزن با جیره های تکمیل شده با پروبیوتیک در غلظت CFU/L 107×1 و در مخزن دیگر با جیره های فاقد هرگونه ماده افزودنی به مدت 45 روز تغذیه شدند. در پایان دوره غذادهی، بچه ماهیان تغذیه کرده از پروبیوتیک در دو تیمار آزمایشی شامل کیسه حاوی 5/0 گرم نمک در هر لیتر آب و کیسه فاقد نمک و بچه ماهیان تغذیه کرده از گروه شاهد تحت همین عنوان در کیسه های پلاستیکی 40 لیتری با تراکم یک کیلوگرم ماهی در هر کیسه (~20 ماهی) بسته بندی شدند. پس از 12 ساعت، نمونه خون از تیمارها تهیه و پارامترهای خون شناختی موردسنجش قرار گرفت. 

    یافته ها

    نتایج این تحقیق نشان داد که در شرایط قبل از صید و استرس ناشی از حمل ونقل باعث تغییرات معنی دار در سطوح WBC، Ht، MCV، MCH، MCHC و شمارش افتراقی لکوسیت ها در بین تیمارهای مختلف آزمایشی می گردد (05/0<p). درحالی که اختلاف معنی داری در مقدارRBC و Hb نداشت (05/0>p). 

    نتیجه گیری: 

    درمجموع، این نتایج نشان داد که استفاده از باسیلوس های پروبیوتیکی در جیره غذایی بچه ماهیان کپور معمولی تاثیرات مثبتی بر پارامترهای خون شناختی آن ها در شرایط قبل و بعد از حمل ونقل های طولانی مدت دارد و در صورت استفاده در جیره غذایی می تواند جایگزین مناسبی بجای نمک باشد.

    کلیدواژگان: کپور معمولیحمل ونقل استرسپروبیوتیک نمکخونشناختی
  • محمدکاظم میرزاخانی، عبدالمحمد عابدیان کناری*، علی معتمدزادگان صفحات 83-89
    اهداف

    قابلیت هضم ظاهری پروتئین و اسیدهای آمینه ده نوع ماده غذایی گیاهی و جانوری به عنوان منابع اصلی پروتئینی در جیره غذایی تاسماهی سیبری (22± 290 گرم) مورد بررسی قرار گرفت.

    مواد و روش ها

    مواد غذایی شامل پودر ماهی، پودر گوشت و استخوان، پودر ضایعات طیور، پودر خون، پودر پر طیور، کنجاله سویا، کنجاله کلزا، گلوتن گندم، گلوتن ذرت و مخمر نانوایی بودند. تیمارهای غذایی عبارت بودند از: جیره غذایی مرجع و ده جیره غذایی آزمایشی (30 درصد ماده غذایی مورد نظر + 70 درصد جیره غذایی مرجع). از اکسید کروم به عنوان نشانگر غیر قابل هضم در جیره های غذایی استفاده شد. تعداد 165 قطعه تاسماهی سیبری در 33 مخزن 500 لیتری ذخیره سازی و با جیره های غذایی تغذیه شدند (3 تکرار برای هر تیمار).

    یافته ها

    بیشترین و کمترین میزان قابلیت هضم پروتئین به ترتیب در پودر ماهی (87/92 درصد) و پودر پر طیور (96/59 درصد) مشاهده شد. همچنین، بالاترین میزان قابلیت هضم اسیدهای آمینه در پودر ماهی (9/90 و 13/88 درصد به ترتیب برای مجموع اسیدهای آمینه ضروری و غیر ضروری) اندازه گیری شد. کمترین میزان قابلیت هضم مجموع اسیدهای آمینه ضروری در کنجاله کلزا (5/65 درصد) و اسیدهای آمینه غیر ضروری در پودر پر طیور (68/60 درصد) دیده شد.

    نتیجه گیری

    بر اساس نتایج ، پودر ماهی، پودر گوشت و استخوان، پودر ضایعات طیور، گلوتن ذرت و گلوتن گندم با قابلیت هضم بالای هفتاد درصد پروتئین و مجموع اسیدهای آمینه، به عنوان مواد غذایی با درصد هضم بالا برای تاسماهی سیبری مشخص گردیدند.

    کلیدواژگان: تاسماهی سیبری، قابلیت هضم ظاهری، پروتئین، اسیدهای آمینه
  • مهیار زارع، صابر خدابنده*، فریال منصف، سیدسعید وشتانی صفحات 91-97

    در پژوهش حاضر تعداد 20 قطعه میگوی وانامی با میانگین وزنی 02/0±53/5 گرم در تانک های 500 لیتری با سه تکرار طی 8 هفته تغذیه شدند. در پایان، روده میگوها در محلول بوئن فیکس شده و به روش بافت شناسی کلاسیک، رنگ آمیزی باهماتوکسلین-ائوزین و گرین لایت و همچنین مکان یابی پمپ سدیم - پتاسیم به روش ایمنوهیستوشیمی بررسی شدند. نتایج نشان داد: اپیتلیوم روده میانی با سلول های استوانه ای ساده آستر شده و جایگاه هسته در این سلول ها بصورت قاعده ای می باشد و جایگاه پمپ سدیم - پتاسیم در این بخش بصورت قاعده ای مشاهده شد. بررسی بخش پیازی شکل روده انتهایی، لوب های بزرگ با فرورفتگی های عمیق و فاصله کم بین لوب ها را نشان داد. فضای خالی در بخش میانی ناحیه پیازی شکل در ناحیه راسی لوب ها مشهود بود و سلول های استوانه ای در بخش حاشیه ای این فرورفتگی ها با هسته های قاعده ای مشاهده شدند. زائده تو خالی کوچکی در بخش ابتدایی و قسمت فوقانی ناحیه پیازی شکل قرار داشت که به صورت لوله ای بوده و سلول های آن با هسته های قاعده ای آشکار بودند. رکتوم در بخش انتهایی روده بصورت لوله ای کوتاه و با اپیتلیوم استوانه ای ساده با فرورفتگی هایی با عمق کم آستر شده بود و هسته در این سلول ها به صورت میانی مشاهده شد. جایگاه پمپ سدیم - پتاسیم در تمام روده انتهایی بصورت قاعده ای - جانبی مشاهده شد. نتایج نشان داد که استفاده همزمان هماتوکسلین-ائوزین و گرین لایت روش مناسبی برای تفکیک بخش های مختلف روده در میگوی وانامی بوده و همچنین مکانیابی آنزیم Na+,K+-ATPase می تواند تائید کننده نقش تنظیم یونی این بخش روده می باشد.

    کلیدواژگان: Litopenaeus vannamei، روده، هماتوکسیلین ائوزین، مکان یابی پمپ سدیم-پتاسیم
  • عباس زمانی* صفحات 99-108
    اهداف

    در مطالعه حاضر تاثیر عصاره نعناع در غلظت های مختلف بر فرایند فساد شیمیایی و باکتریایی سوریمی ماهی کیلکای معمولی طی نگهداری در یخچال (°C1±4) در زمان های مختلف بررسی گردید.

    مواد و روش ها:

     در این تحقیق آزمون های شیمیایی شامل شاخص پراکسید (PV)، تیوباربیتوریک اسید (TBA)، مجموع بازهای نیتروژنی فرار (TVB-N) و pH و آزمون های باکتریایی شامل شمارش باکتری های کل (TVC) و سرمادوست (PTC) ارزیابی شدند.

    یافته ها:

     نتایج نشان داد با گذشت زمان میزان شاخص PV در تیمارهای حاوی عصاره نعناع بطور معنی داری نسبت به تیمار شاهد کاهش یافت بطوریکه در تیمار 4%  از 33/0 در روز اول به 08/4 میلی اکی والان اکسیژن در روز 12 افزایش یافت (05/0>P). میزان TBA و TVB-N در تیمار شاهد با گذشت زمان افزایش معنی داری نسبت به تیمارهای حاوی عصاره نعناع داشت بطوریکه مقادیر 43/0 میلی گرم مالون دی آلدهید برای TBA و 8/32 میلی گرم نیتروژن برای TVB-N در روز 15 ثبت گردید (05/0>P). مقدار pH در تمام طول دوره نگهداری در تیمارهای حاوی عصاره نعناع بطور معنی داری پائین تر از تیمار شاهد بود که مقدار آن در تیمار 4% از 28/6 در روز اول به 10/7 در روز 15 رسید (05/0>P). تعداد باکتری های TVC و PTC در تیمار شاهد بطور معنی داری بالاتر از تیمارهای حاوی عصاره نعناع بود بطوریکه در تیمار شاهد مقادیر آن به ترتیب از 55/3 و 25/3 به 64/6 و 96/5 CFU افزایش یافت (05/0>P).

    نتیجه گیری: 

    بر اساس یافته های این مطالعه تیمار حاوی عصاره نعناع بویژه تیمار 4% می تواند برای نگهداری کوتاه مدت سوریمی کیلکای معمولی در دمای یخچال مورد استفاده قرار گیرد.

    کلیدواژگان: سوریمی، عصاره نعناع، کیلکای معمولی، PTC
  • عبدالجبار ایرانی*، ناصر آق صفحات 109-116
    اهداف

    به دلیل نقش حیاتی نرخ غذادهی بهینه در موفقیت و سودآوری پرورش یک گونه آبزی، نرخ های مختلف غذادهی در مراحل مختلف زندگی فیل ماهی بررسی شد.

    مواد و روش ها: 

    در مراحل اول تا چهارم میانگین وزن اولیه ماهیان به ترتیب 85/1، 7، 04/112 و 54/300 گرم بود. نرخ های غذادهی بررسی شده در مرحله اول: 5%، 7%، 9%، 11%، 13% و 15% ، در مرحله دوم: 2%، 4%، 6%، 8%، 10% و 12%، در مرحله سوم: 5/1%، 2%، 5/2%، 3% و 5/3% و در مرحله چهارم: 5/1%، 75/1%، 2%، 25/2% و 5/2% بود. طول دوره پرورش در مراحل اول و دوم هرکدام 10 روز، مرحله سوم 42 روز و مرحله چهارم 56 روز بود.

    یافته ها:

     تجزیه وتحلیل های آماری داده ها نشان داد که در مرحله اول، نرخ غذادهی مناسب ازنظر شاخص های رشد 9% و ازنظر شاخص های تغذیه ای 5% بود. در مرحله دوم نیز نرخ غذادهی بهینه ازنظر رشد و تغذیه متفاوت بود، به طوری که ازنظر رشد نرخ 4% و ازنظر تغذیه نرخ 2% مناسب بود. در مرحله سوم، بهترین نرخ غذادهی ازنظر شاخص های رشد و تغذیه، 5/2% وزن بدن در روز بود. در مرحله چهارم، کم ترین مقدار ضریب تبدیل غذایی در نرخ غذادهی 5/1% مشاهده گردید و ازنظر شاخص های رشد، بین هیچ کدام از تیمارها اختلاف معنی داری نبود.

    نتیجه گیری:

     در مراحل اول، دوم و سوم شاخص های رشد و تغذیه به شدت تحت تاثیر نرخ های غذادهی قرار گرفتند. در مرحله چهارم، نرخ های غذادهی بر شاخص های تغذیه ای تاثیرگذار بودند ولی بر رشد تاثیر قابل توجهی نداشتند.

    کلیدواژگان: نرخ غذادهی، رشد، ماهیان خاویاری
|
  • B. Fatan, H. Ahmadi Gavlighi*, M.A. Sahari Pages 59-63
    Aims

    The purpose of the present study was to hydrolyze Sardinella sindensis protein isolate by pancreatin enzyme and then fractionation hydrolysate based on molecular weight and finally evaluating and comparing the anti-oxidative and anti-diabetic properties of the fractions with hydrolysate.

    Materials & Methods

    Protein isolate from Sardinella sindensis muscle was extracted and then hydrolyzed using pancreatin enzyme in two enzyme/substrate ratio of 2.5 and 5% (W/W) for 2h. The hydrolysates were fractionated into three fractions included FPH-I (<2kDa), FPH-II (2-10kDa) and FPH-III (>10kDa) using an ultrafiltration (UF) membranes. The antioxidant and anti-diabetic activiteis of the fractions and hydrolysate were investigated.

    Findings

    The degree of hydrolysis increased with increasing hydrolysis time and it was significant between 30 and 60 minutes (p<0.05). FPH-III showed the highest DPPH radical scavenging activity. In terms of chelating activity on Fe2+, there was no significant difference between the fractions and hydrolysate (p>0.05). Also, FPH-III showed a better ABTS radical-scavenging activity. FPH-III had the highest inhibitory potential against α-amylase at 2.5%. In addition, the inhibitory effect of samples at 20mg/ml against α-glucosidase was less than 50%.

    Conclusion

    FPH-III from Sardinella sindensis protein isolate by pancreatin enzyme had the highest DPPH radical scavenging, ABTS+ activity and alpha-amylase inhibitory.

    Keywords: Hydrolysates, Sardine, Chelating Activity, Alpha Amylase Inhibition
  • M. Sheykhi, N. Choobkar*, A. Aghajani Pages 67-73

    Considering the high nutritional value of fish meat and low consumption of fish in Iran, it is always advisable to consume this meat and its products. Cyprinus carpio is one of the most important and widely used species among fish. In the present study, Cyprinus carpio meat with beef meat (red meat) was used in the production of different samples of non-fermented sausages in ratios of 5, 15, 25, 35, 50, 65, 75, 85, and 95% in combination and on the day after production, physicochemical tests such as moisture, protein, fat, and ash content, and organoleptic evaluation such as color, aroma, flavor, consistency, and overall acceptance carried out on the samples. The results showed that by increasing the proportion of fish meat in the formulation, protein content increased and fat, ash, and moisture content decreased. The proportions of 35 to 65% of fish meat received the highest score, while, the proportions of 5 to 35% and 5 to 50% showed the highest scores of aroma and flavor, respectively. Treatments with a ratio of 65 to 95% of fish meat had the highest score of consistency. The overall acceptance of treatments showed that the ratios of 35 to 65% of fish meat showed the highest scores.

    Keywords: Sausage, Red Meat, White Meat, Cyprinus carpio, Organoleptic Properties, Physicochemical Characteristics
  • Samira Jafaryan, Hojatollah Jafaryan, Mohammadreza Bivareh* Pages 75-81
    Aims

     The aim of this study was to evaluate the hematological parameters in Cyprinus carpio juvenile feeding of Basilli sp. probiotics in the condition of before and after long distance transports.

    Materials & Methods

    In this experimental research, 180 carp juvenile were stocked in 2 tanks (capacity 400-L) for 45 days. Fish juvenile in one tank was feeding with multi-strain probiotic (Protexin) were used at a concentration of 1×107 CFU/ liter and fish in the other tank was not consumed probiotic. At the end of the feeding trial, the carp juvenile from both treatments randomly were packed in plastic bags (40-L) at the density of 1kg/bag (~20 fish/bag). The juvenile feeding previously from probiotic were packed in 2 treatments with/or without of NaCl in water. Also, the juvenile feed of the control tank was packed in bags as the control. The bags unpacked after 12h and blood samples were taken from 10 fish in each replicate and hematological parameters were compared among the groups.

    Findings

    Results indicate that WBC, Hematocrit, Hemoglobin, MCV, MCH, MCHC and leukocytes differential count are affected by after transport stress and before the catching (p<0.05). However, there were no significant differences in the amounts of RBC and hemoglobin in experimental treatments (p>0.05).

    Conclusion

    Based on the results, finding of this study indicated that feeding of common carp juvenile with Basilli sp. probiotics had positive effects on blood parameters after long-distance transportation in plastic baggage, thereby if used in diet, it can be good alternatives to salt.

    Keywords: Common carpTransportationStressProbioticSaltHematological parameters
  • MohammadKazem Mirzakhani, Abdolmohammad Abedian Kenari*, Ali Motamedzadegan Pages 83-89
    Aims

    In the present study, the apparent digestibility of protein and amino acids of ten types of plant and animal feed ingredients as the main sources of protein was evaluated in the Siberian sturgeon diet (290±22g). 

    Materials & Methods

    Feedstuffs included fish meal, meat and bone meal, poultry by-product meal, blood meal, feather meal, soybean meal, rapeseed meal, wheat gluten, corn gluten, and bakery yeast. The dietary treatments included reference diet and ten different experimental rations (30% of the target feed ingredient and 70% of the reference diet). Chromic oxide was used as an indigestible marker in dietary feed. A group of 165 Siberian sturgeons stocked into 33 tanks with 500 liters volume and fed with test diets (3 replicates per diet).

    Findings

    At the end of the experiment, the highest and lowest protein digestibility was observed in ϐish meal (92.87%) and poultry by-product meal (59.96%), respectively. Also, the highest level of amino acid digestibility in fish meal was measured (90.9% and 88.13% for total essential and non-essential amino acids, respectively). The lowest digestibility of the essential amino acids was reported in rapeseed meal (65.5%) and non-essential amino acids in poultry powder (60.68%).

    Conclusion

    Fish meal, meat and bone meal, poultry by-product meal, corn gluten, and wheat gluten were identified as feed ingredients with high protein and amino acids digestibility for Siberian sturgeon.

    Keywords: Siberian sturgeon, apparent digestibility, protein, amino acids
  • Saber Khodabandeh*, Ferial Monsef, SeyedSaeed Voshtani Pages 91-97

     The present study has done on 20 pieces L. vannamei shrimp, with average weight 5.53±0.02 g, in 500-liter tanks with three replicates during 8 weeks. At the end, the shrimp intestine were fixed in Bouin's solution for classic histology by Hematoxylin-Eosin (H & E) and green light (GL) and for immunolocalization of the Na+,K+-ATPase enzyme (sodium - potassium pump) by Immunohistochemistry methods. The results showed that the midgut epithelium was covered by simple columnar cells and nucleus position was in basal region of cells and Na+,K+-ATPase enzyme observed in basal region of cells. Evaluation of rectal pad large lobes deep infoldings and distance between the lobes were observed. Lumen was observed in the middle of rectal pad and apical lobes were evident and columnar cells in the marginal infoldings with basal nucleus were observed. Small appendage that called posterior diverticulum was located in primary and in upper region of rectal pad. This region was tubular and it cells with basal nucleus were observed. Rectum was located in distal region of hindgut. This region was a short muscular tube and lined with a simple columnar epithelium with low infoldings and apical nucleus in these cells were observed. The Na+, K+-ATPase enzyme (sodium - potassium pump) was located in baso-latral area in all regions of hindgut cells. We concluded that the use of H&E and GL is an appropriate method to separate different parts of intestine in vannamei shrimp and also immunohistochemistry is a suitable method for Na+,K+-ATPase enzyme localization.

    Keywords: Rectal pad, Keywords: Litopenaeus vannamei, Intestine, Hematoxylin-Eosin, Immunolocalization
  • Abbas Zamani* Pages 99-108

    Aims:

     In present study, the effect of spearmint extract in different concentrations was investigated on chemical and bacterial quality of common kilka surimi during storage in refrigerator (± 4 ° C) at different times.

    Materials & Methods:

     In this research, chemical tests including peroxide value (PV), thiobarbitoric acid (TBA), total volatile bases nitrogen (TVB-N), pH and total viable count (TVC) and psychrophilic count (PTC) as bacterial tests were assessed.

    Findings :

    The results showed that the PV content in SE treatments was significantly lower than that from control as it was increased at 4% SE from 0.33 on the first day to 4.08 m eq O2 on the 12th day (P<0.05). The TBA and TVB-N amounts were increased in the control so that it was recorded 0.43 mg malondialdehyde for TBA and 32.8 mg N for TVB-N on day 15  with a significant difference compared to those containing SE (P<0.05). The pH value was significantly lower in groups treated with SE than control during the whole storage period (P<0.05), with an increase from 6.28 at day 1 to 7.10 at day 15 for 4% SE. The TVC and PTC bacteria from control were significantly higher than those from treated groups with SE wherein TVC and PTC bacteria were increased in the control from 3.55 to 3.25 to 6.64 and 5.96 log cfu/g, respectively (P>0.05).

    Conclusion:

     Based on the findings of the present study, 4% SE can use for enhance the shelf life of the common kilka surimi at refrigerator.

    Keywords: Surimi, Spearmint Extract, Common kilka, PTC
  • Abdoljabbar Irani*, Naser Agh Pages 109-116
    Aims

    Due to vital role of optimum feeding rate on success and profitability of an aquaculture practice, feeding rates were examined in different life stages of Beluga sturgeon.

    Methods

    Feeding rates were 5%, 7%, 9%, 11%, 13% and 15% in stage 1; 2%, 4%, 6%, 8%, 10% and 12% in stage 2; 1.5%, 2%, 2.5%, 3% and 3.5% in stage 3; 1.5%, 1.75%, 2%, 2.25% and 2.5% in stage 4. Farming durations of stages 1 to 4 were 10, 10, 42 and 56 days, as well as initial mean weights were 1.85, 7, 112.04 and 300.54 g, respectively.

    Findings

    Results showed that optimum feeding rates from growth and feeding parameters point of view were 9% and 5%, respectively, in stage 1. In stage 2 also optimum feeding rates were different from growth and feeding point of view, as they were 4% and 2%, respectively. For both aspects of growth and feeding parameters, optimum feeding rate was 2.5% of body weight in stage 3. In stage 4, the lowest food conversion rate was observed in the feeding rate of 1.5% and there were no significant differences between treatments from growth parameters point of view.

    Conclusion

    Growth and feeding parameters were affected with feeding rates in stages 1, 2 and 3. In stage 4, feeding rates influenced feeding parameters, but had no significant effects on growth performance.

    Keywords: Feeding rate, growth performance, sturgeon