فهرست مطالب

  • سال چهاردهم شماره 1 (پیاپی 53، بهار 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/01/19
  • تعداد عناوین: 7
|
  • تهمینه کمالیان، حسن میرزا حسینی*، نادر منیرپور صفحات 9-33
    هدف

    هدف پژوهش تعیین اثربخشی روش طرحواره های هیجانی در مقایسه با روش تمایزیافتگی خود بر دلزدگی زناشویی بود.

    روش

    روش پژوهش نیمه آزمایشی با دو گروه آزمایش، یک گروه گواه، طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری 2 ماهه و جامعه آماری شامل 53 زن متاهل مراجعه کننده به مرکز مشاوره آموزش و پرورش منطقه 6 تهران در سال 1397 بود که از این جامعه 45 زن واجد شرایط به شیوه هدفمند انتخاب و به شکل تصادفی در سه گروه در هر گروه 15 زن کاربندی شد. ابزار پژوهش پرسشنامه دلزدگی زناشویی پاینز (1996) و برنامه طرحواره هیجانی لیهی (2016) و برنامه تمایزیافتگی خود کر و بوون (2004) بود که هر یک از برنامه ها در 8 جلسه 90 دقیقه ای گروهی هفته ای یک بار به گروه آزمایش 1 و 2 ارائه و داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس مختلط با اندازه گیری مکرر تحلیل شد.

     یافته ها:

    نتایج نشان داد که تاثیر مداخله طرحواره هیجانی و مداخله تمایزیافتگی خود بر دلزدگی زناشویی (71/7 =F، 01/0 =P)، (55/11 =F، 002/0 =P)، خستگی جسمی (34/21 =F، 001/0 =P)، (86/15 =F، 001/0 =P)، از پا افتادگی عاطفی (60/6 =F، 016/0 =P)، (76/13 =F، 001/0 =P) و از پا افتادگی روانی (73/8 =F، 01/0 =P)، (61/14 =F، 001/0 =P) موثر هستند و این تاثیر در مرحله پیگیری پایدار مانده است. نتایج آزمون تعقیبی توکی نشان داد که تفاوت میزان اثربخشی دو روش بر متغیرهای پژوهش در گروه آزمایش 1 و 2 معنادار نیست. 

    نتیجه گیری:

    از آنجا که هر دو مداخله منجر به آگاهی زنان متاهل از احساسات خود و ایجاد روابط صمیمانه و نزدیک با همسران شان و در نتیجه سازگاری آن ها می شود؛ بنابراین مداخله های موثری برای درمان دلزدگی زناشویی محسوب می شوند.

    کلیدواژگان: تمایزیافتگی خود، دلزدگی زناشویی، طرحواره هیجانی، طلاق عاطفی
  • نجمه ابوسعیدی مقدم، غلامرضا ثناگوی محرر*، محمود شیرازی صفحات 35-54
    هدف

    هدف پژوهش تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر احساس تنهایی، شرم و گناه زنان متقاضی طلاق بود.

    روش

    روش پژوهش شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون، پیگیری سه ماهه و گروه گواه و جامعه آماری شامل 3823 پرونده طلاق بود که 983 پرونده از سوی دادگاه خانواده شهرستان کرمان در سال 98-1397 برای انجام مشاوره طلاق به مرکز مشاوره و خدمات روانشناختی بهزیستی شهرستان کرمان ارجاع شده بود. به شیوه نمونه گیری در دسترس از میان 98 زن که به پرسشنامه های احساس تنهایی راسل، پیلوا و کاترونا 1980 و عاطفه خودآگاه اورث، روبین، و سوتو 2006 پاسخ دادند؛ 30 نفر که در مقیاس تنهایی نمره بالای 60 و در مقیاس شرم و گناه نمره بالای 12 را کسب کردند؛ انتخاب و پس از همتاسازی به طور تصادفی در دو گروه 15 نفری آزمایش و گواه جایگزین شدند. درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد باخ و موران 2008 به شیوه گروهی در 11 جلسه 90 دقیقهای در هفته یکبار در مورد گروه آزمایش اجرا و داده ها با استفاده از تحلیل واریانس مختلط با اندازه گیری مکرر تحلیل شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد در سطح 99 درصد اطمینان توانسته است که احساس تنهایی 5/52= F ،شرم 81/297= F و گناه 18/470= F زنان متقاضی طلاق را کاهش دهد و این تاثیر در مرحله پیگیری پایدار بماند.

    نتیجه- گیری: 

    از آنجایی که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد با استفاده از استعاره ها و تاکید بر ارزشها منجر به کاهش احساس تنهایی، شرم و گناه در زنان متقاضی طلاق میشود؛ بنابراین میتوان از آن برای کاهش بخشی از آسیبهای ناشی از طلاق استفاده کرد.

    کلیدواژگان: پذیرش، تنهایی، تعهد، شرم، گناه، طلاق
  • معصومه زارع گاریزی، حسین ابراهیمی مقدم*، خدیجه ابوالمعالی الحسینی صفحات 55-76
    هدف

    هدف پژوهش پیش بینی تعهد زناشویی بر اساس نیازهای بنیادین روان شناختی و صمیمیت با واسطه گری تمایزیافتگی خود بود.

    روش

    روش پژوهش همبستگی و جامعه آماری زنان و مردان متاهل مراجعه کننده به مراکز مشاوره و روان شناختی شهر تهران در سال 1397 به تعداد 8900 نفر بود. از میان آن ها به روش نمونه گیری تصادفی، از منطقه 2 آوای رهایی، پندار نیک، وارش، فهم و رایا، از منطقه 5 تفکر، بهار زندگی، راه نور، آرامش و صادقیه، از منطقه 7 مهرداد، راه نو، کاوش نوین، رهایی و ایران اندیش، از منطقه 12 رفاه، نورسعادت، حمایت، فصل نو و همراهان و هستی و از منطقه 16، 403 امیدنو، بعثت، حامی و معراج، 248 زن و 155 مرد متاهل طبق نظر کلاین (2016) با توجه به نسبت 10 تا 20 آزمودنی به ازای هر متغیر و احتمال ریزش نمونه، انتخاب شد. ابزار پژوهش پرسشنامه تعهد زناشویی ساخته آدامز و جونز (1997)، ارضای نیازهای بنیادین عمومی گنیه (2003)، صمیمیت واکر و تامپسون 1983 و تمایزیافتگی خود اسکورن و اسمیت (2003) بود. پس از حذف 2 پرسشنامه مخدوش و 1 داده پرت، برای تحلیل داده ها از روش الگویابی معادله های ساختاری استفاده شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که بین صمیمیت و تعهد زناشویی ضریب مسیر کل (027/0 =β، 001/0 =P) و ضریب مسیر غیرمستقیم (126/0 =β، 002/0 =P) مثبت است و بین نیازهای بنیادین روان شناختی و تعهد زناشویی ضریب مسیر کل (087/0 =β، 001/0 =P) و ضریب مسیر غیرمستقیم (186/0 =β، 001/0 =P) نیز مثبت است.

    نتیجه گیری

    پیشنهاد می شود در مراکز مشاوره و روان شناختی آموزش هایی را جهت نحوه ارضای نیازهای بنیادین همسر و افزایش صمیمیت زناشویی به افرا متاهل ارایه و نیز بر سنجش سطح تمایزیافتگی زوج ها و ترمیم آن تمرکز کنند.

    کلیدواژگان: تعهد زناشویی، تمایزیافتگی خود، صمیمیت، نیازهای بنیادین
  • نوشین فتح الله زاده، *مریم بهبهانی، جاوید کرمی نژاد، مصطفی محمودی، منصور عبدی صفحات 77-97
    هدف

    هدف پژوهش تعیین اثربخشی طرحواره ها درمانی هیجانی و مقایسه آن با واقعیت درمانی بر انتظار از ازدواج در دختران مجرد مانده بود.

    روش

    روش پژوهش شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون، پیگیری دو ماهه و جامعه آماری 53 دختر مجرد 35 تا 40 ساله شهر تهران از سه مرکز مشاوره در سال 1397 بود. از بین داوطلبان پس از غربالگری با پرسشنامه انتظار از ازدواج جونز و نلسون (1996)، 45 دختر انتخاب و به صورت تصادفی در گروه آزمایشی 1 طرحواره های هیجانی، گروه آزمایشی 2 واقعیت درمانی و گروه گواه و در هر گروه 15 دختر جایگزین شد. برای گروه آزمایشی 1 از بسته درمانی لیهی (2016) به مدت 8 جلسه 90 دقیقه ای و یکبار در هفته و برای گروه آزمایشی 2 از بسته درمانی دوبا، گراهام، بریتزمن و میناترا (2009) در سه مرحله و در 6 جلسه 60 دقیقه ای یکبار در هفته استفاده و داده ها با استفاده از طرح تحلیل واریانس آمیخته تحلیل شد.

    یافته ها

    نتایج در سطح معناداری 0/05>P، حاکی از تاثیر مداخله طرحواره هیجانی بر انتظار بدبینانه (03/18 =P)، انتظار آرمان گرایانه (52/19 =F) و انتظار واقع گرایانه از ازدواج (6/6 =F) و مداخله واقعیت درمانی بر انتظار بدبینانه (81/25 =F)، انتظار آرمان گرایانه (49/16 =F) و انتظار واقع گرایانه از ازدواج (65/5 =F) و پایداری این تاثیر در مرحله پیگیری در هر دو مداخله بود. نتایج نشان داد که میزان اثربخشی دو شیوه درمان تفاوت معناداری با یکدیگر ندارد (11/0=P).

    نتیجه گیری

    از آنجا که هر دو مداخله منجر به کاهش نگرش و تصویر آرمان ناکارامد از انتظارات بدبینانه از ازدواج دختران مجرد می شود؛ بنابراین بهترین ابزار کمک کننده جهت شناسایی موقعیت برانگیزاننده طرحواره و شرایط اینجا و اکنون است و زمینه تغییر در فرد و به تبع آن در حوزه ازدواج را فراهم می کند.

    کلیدواژگان: انتظار، ازدواج، دختران مجرد مانده، طرحواره های هیجانی، واقعیت درمانی
  • نادره طلوع تکمیلی ترابی، پریوش وکیلی*، اعظم فتاحی اندبیل صفحات 99-118
    هدف

     هدف پژوهش تعیین رابطه صفات شخصیت و رضایت زناشویی بر اساس نقش میانجیگر جهت گیری مذهبی بود. 

    روش

    روش پژوهش همبستگی و جامعه آماری تمام معلمان زن و مرد متاهل شاغل در مدارس متوسطه اول و دوم منطقه 6 آموزش و پرورش شهر تهران در سال تحصیلی 98-1397 به تعداد 4080 نفر بود. به روش نمونه برداری تصادفی از شمال، جنوب، شرق، غرب و مرکز منطقه 6 تعداد 28 مدرسه و بر اساس پیشنهاد کلاین (2016)، 304 نفر از میان معلمان داوطلب انتخاب و از پرسشنامه پنج عاملی نیو کاستا و مک کری (1989)، جهت گیری مذهبی آلپورت و راس 1967 و مقیاس زناشویی انریچ اولسون، فورنیر و دروچمن 1983 برای جمع آوری داده ها استفاده شد. پس از حذف 10 پرسشنامه مخدوش و 3 داده پرت، داده ها با استفاده از روش تحلیل مسیر تحلیل شد. 

    یافته ها

    نتایج نشان داد که  ضریب مسیر جهت گیری مذهبی درونی با رضایت زناشویی مثبت (364/0=β، 001/0=P)، ضریب مسیر غیرمستقیم رضایت زناشویی با روان رنجورخویی منفی (112/0- =β، 001/0=P) و با وظیفه شناسی (111/0=β، 001/0=P) و توافق پذیری (055/0=β، 001/0=P) مثبت است. 

    نتیجه گیری

     از آنجا که صفات شخصیتی به عنوان پیش آمادگی هایی که افراد با خود در روابط زناشویی وارد می کنند؛ می تواند بر سازه های میانجیگر از جمله جهت گیری مذهبی افراد در برخورد با مشکلات زناشویی اثرگذار باشد؛ بنابراین پیشنهاد می شود که رواندرمانگران و متخصصان خانواده با تقویت جهت گیری مذهبی درونی، روابط و رضایت زناشویی را بهبود بخشند.

    کلیدواژگان: توافق پذیری، جهت گیری مذهبی، رضایت زناشویی، روان رنجورخویی، وظیفه شناسی
  • فرانک صابونچی، فریده دوکانه ای فرد *، معصومه بهبودی صفحات 119-138
    هدف

    هدف پژوهش تعیین رابطه رضایت زناشویی بر اساس سبک های دلبستگی و طرحواره های ناسازگار اولیه با میانجی گری هیجان خواهی و ارایه الگوی ساختاری برای آن بود.

    روش

    روش پژوهش همبستگی و جامعه آماری کلیه زنان متاهل مراجعه کننده به خانه های سلامت شمال تهران در سال 1397 بالغ بر 1854 نفر بود. با استفاده از نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای ابتدا تهران به 4 منطقه شمال، غرب، شرق و جنوب تقسیم و با قرعه کشی منطقه شمال انتخاب شد. از بین 23 محله نواحی 1 و 2 آن، 4 محله ازگل، اراج، نیاوران و باغ فردوس و از هر خانه سلامت 88 زن و در مجموع بر اساس نرم افزار سمپل پاور 350 زن انتخاب شد. سپس پرسشنامه رضایت زناشویی انریچ 1989، دلبستگی بزرگسالان کولینز و رید 1990، طرحواره های ناسازگار اولیه یانگ 1988 و هیجان خواهی زاکرمن 1978 توسط آن ها تکمیل و داده ها با استفاده از معادلات ساختاری اسمارت پلاس تحلیل شد.

    یافته ها

    نتایج در سطح 99 درصد اطمینان نشان داد که الگوی ساختاری می تواند رضایت زناشویی را بر اساس سبک دلبستگی (624/0= β) و طرحواره های ناسازگار اولیه (693/0-= β) با میانجی گری هیجان خواهی پیش بینی کند و از برازش مطلوبی برخوردار است. مسیر مستقیم سبک دلبستگی (653/0= β)، طرحواره های ناسازگار اولیه (731/0-= β) و هیجان خواهی (594/0= β) بر رضایت زناشویی معنادار و مسیر غیرمستقیم نشان داد که سبک دلبستگی (532/0= β) و طرحواره های ناسازگار اولیه (561/0-= β) با میانجیگری هیجان خواهی بر رضایت زناشویی شدت اثر مطلوبی داشته است.

    نتیجه گیری

    برای انسجام و خلق رابطه زناشویی مطلوب، می توان با شناخت هیجان های هریک از زوج ها، طرحواره های ناسازگار اولیه، نوع سبک دلبستگی و تقابل عناصر درون روانی آن ها، روابط زوج ها را بهبود بخشید.

    کلیدواژگان: الگوی ساختاری، رضایت زناشویی، دلبستگی، طرحواره ها، هیجانخواهی
  • بهزاد تریوه، کیومرث کریمی *، مریم اکبری، امید مرادی صفحات 139-158
    هدف

    هدف پژوهش تعیین الگوی ساختاری تعهد زناشویی بر اساس باورهای ارتباطی زناشویی و درگیری عاطفی و انتقاد در خانواده با نقش میانجی گر صمیمیت زناشویی بود.

    روش

    روش پژوهش همبستگی و جامعه آماری، شامل همه افراد متاهل مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر تهران در سال 1397 بالغ بر 746 نفر بود. بر اساس نرم افزار سمپل پاور، تعداد 196 زن و 154 مرد متاهل در مجموع 350 نفر به صورت در دسترس 5 مرکز مشاوره ماد، بهراز، آناهیتا، طلیعه و مهرپاد از مناطق 1، 2 و 5 تهران انتخاب شد. ابزار پژوهش پرسشنامه های تعهد زناشویی آدام و جونز 1997، باورهای ارتباطی زناشویی ایدلسون و اپشتین 1982، درگیری عاطفی و انتقاد در خانواده شیلدس، فرانکس، هارپ، مک دانیل و کمپل 1994و صمیمیت باگاروزی (2001) بود. داده ها با استفاده از روش معادلات ساختاری تحلیل شد.

    یافته ها

     یافته ها نشان داد که صمیمیت زناشویی با درگیری عاطفی (23/0- β=، 009/0P=)، با انتقادهای دریافتی (13/0- β=، 012/0P=) و باورهای ارتباطی (28/0- β=، 006/0P=)، همچنین تعهد زناشویی با درگیری عاطفی (76/0 β=، 001/0P=)، با انتقادهای دریافتی (30/0 β=، 009/0P=) و باورهای ارتباطی (44/0 β=، 006/0P=) و نیز صمیمیت زناشویی و تعهد زناشویی (48/0 β=، 001/0P=) رابطه مستقیم دارند و باورهای ارتباطی، درگیری عاطفی و انتقاد در خانواده و صمیمیت زناشویی می توانند 48 درصد واریانس تعهد زناشویی را پیش بینی کنند.

    نتیجه گیری

     به مشاوران حوزه خانواده پیشنهاد می شود که برای بهبود روابط زوج ها و انسجام خانواده در مشاوره های پیش و پس از ازدواج بر ایجاد و خلق تعاملات آگاهانه، متعهدانه و صمیمانه بین زوج ها متمرکز شوند.

    کلیدواژگان: اانتقاد، باورهای ارتباطی، تعهد، درگیری عاطفی، زناشویی، صمیمیت
|
  • T. Kamalian, H. Mirzahoseini*, N. Monirpoor Pages 9-33
    Aim

    This study was conducted aimed at comparing the effectiveness of Emotional Schemas Therapy (EST) and Self-Differentiation Method on marital burnout.

    Method

    Method was a quasi-experimental study with two experimental groups, 1 control group, pretest posttest design and 2-month follow-up. The statistical population consisted of 53 married women referring to Counseling Center of Department of Education, Region 6 of Tehran in 2018 from which 45 qualified women were selected by purposeful sampling method and assigned randomly to three groups, with each group consisting of 15 women. Data collection tools were the Pains marital Burnout Measure (1996), Leahy Emotional Schema Scale (2016), and Bowen’s Differentiation of Self Scale (Kerr & Bowen, 2004). Each program was presented to the experimental groups in eight 90-minute sessions once a week and the data were analyzed using a mixed ANOVA with repeated measure.

    Results

    According to the results, the effects of Emotional Schemas Therapy and Self-Differentiation Method on marital burnout were (F= 7.71, P= 0.01), (F= 11.55, P= 0.002), on physical exhaustion were (F= 21.34, P= 0.001), (F= 15.86, P= 0.001), on emotional exhaustion were (F= 6.60, P= 0.016), (F= 13.76, P= 0.001) and on mental exhaustion were (F= 8.73, P= 0.01), (F= 14.61, P= 0.001) respectively, and the effects remained stable in the follow-up phase. The results of Tukey’s post-hoc test indicated that there was no significant difference between the two experimental groups.

    Conclusion

    Emotional Schemas Therapy and SelfDifferentiation Method can help couples to become aware of these feelings and adaptable, and their use can be effective in building close and intimate relationships between couples.

    Keywords: self-differentiation, emotional schemas, emotional divorce, marital burnout
  • N. Abusaeidi Moghadam, Gh. R. Sanagouye Moharer*, M. Shirazi Pages 35-54
    Aim

    The purpose of this study was to determine the effectiveness of Acceptance and Commitment Therapy on the feelings of loneliness, shame, and guilt in female applicants for divorce.

    Method

    The research method was quasi-experimental with pre-test, post-test, three-month follow up and control group. The statistical population consisted of 3823 divorce cases form which 983 cases were referred to Kerman Welfare Counseling and Psychological Services Center for divorce counseling by Kerman Family Court in 2018- 2019. Instrument were Russell, Peplau and Cutrona (1980) Loneliness scale and Orth, Robins and Soto (2006) self-conscious emotions questionnaire. Using convenience sampling, among 98 female respondents, 30 respondents who scored above 60 on the loneliness scale and 12 on the shame and guilt scale were selected and randomly assigned into two groups of 15 experimental and control. Therapy Bach & Moran (2008) Acceptance and Commitment was conducted in the experimental group in 11 sessions of 90- minute once a week and data were analyzed using mixed analysis of variance with repeated measures.

    Results

    The results showed that acceptance and commitment therapy reduced feelings of loneliness (F = 52.5, P = 0.0001), shame (F = 297.81, P = 0.0001) and guilt (F = 4.187, P = 0.0001) in female divorce applicants and this effect remained stable after the follow-up stage.

    Conclusion

    Since acceptance and commitment therapy is using metaphors and emphasizing on values, it leads to reduction of feelings of loneliness, shame and guilt in women seeking divorce; so, it can be used to lessen the loss caused by divorce.

    Keywords: acceptance, commitment, divorce, guilt, loneliness, shame
  • M. Zare Garizi, H. Ebrahimi Moghadam*, Kh. Abolmaali Alhosaini Pages 55-76
    Aim

    The purpose of this study was to predict marital commitment based on basic psychological needs and intimacy with mediation of self-differentiation.

    Methods

    Method was correlation and the statistical population included married women and men referred to counseling and psychological centers of Tehran City in 2018. Among them, using random sampling method, from District Two; Avaye Rahayee Pendare Nick, Varesh, Fahm va Raya, from District Five; Tafakor, Bahare Zendegi, Rahe Noor, Aramesh and sadeghiyeh, from District Seven; Mehrdad, Rahe No, Kavoshe Novin, Rahayee And Iran Andish, from District 12 Refah, Nure Saa’dat, Hemayat, Fasle No and Hamrahan va Hasti and from District 16; Omid, Be’sat, Hami and Me’raj, 248 Women and 155 Married according to Klein (2016) with a Ratio of 10 up to 20 subjects were selected for each variable and probability of sample dropout. Tools were Marital Commitment Inventory (Adams & Jones, 1997); Basic Needs Satisfaction in General Scale (Gagne, 2003); Intimacy Scale (Walker & Thompson, 1983) and Differentiation of Self Inventory (Skowron & Schmitt, 2003). After excluding two distorted questionnaires and one outlier data, data were analyzed by structural equation modeling.

    Results

    In the present study, the total path coefficient between marital intimacy and marital commitment was positive and significant (β=0.027, P=0.001). The total path coefficient between basic psychological needs and marital commitment was also positive and significant (β=0.087, P=0.001). The indirect path coefficient between marital intimacy and marital commitment (P=0.002, β=0.126) and the indirect path coefficient between basic psychological needs and marital commitment (P=0.001, β=0.186) were positive and significant.

    Conclusion

    Based on the findings, it is suggested that counseling and psychological centers provide trainings for married couples how to satisfy their spouses' basic needs and ways to increase marital intimacy. It is also suggested to focus on measuring couple’s level of differentiation and its recovery.

    Keywords: basic needs, intimacy, self-differentiation, marital commitment
  • N. Fathollahzadeh*, M. Behbahani, J. Karaminehad, M. Mahmoudi, M. Abdi Pages 77-97
    Aim

    The aim was to determine effectiveness of Emotional Schemata Therapy (EST) in comparison with Reality Therapy (RT) on marriage expectations in single girls.

    Method

    Method was quasi-experimental with pre-test, post-test and a two-month follow-up. Statistical population included 53 single girls aged 35-40 years from three consulting centers of Tehran, in 2018. Tool was Jones and Nelson Marriage Expectation Scale (1996). 45 girls were selected among the volunteers whom were screened and randomly assigned into experimental group I for EST, experimental group II for RT, and control group (15 each). The Leahy Treatment Package (2016) was used for experimental group I for eight 90-minute sessions, once a week. For experimental group II, Duba, Graham, Britzmann, and Minatra Treatment Package (2009) was used in three stages and in six 60-minute sessions, once a week. The data were analyzed using mixed variance of analysis.

    Results

    The results of EST indicated these effects at the significance level of P< 0.05; on pessimistic expectation (F = 18.03), idealistic expectation (F = 19.52), and realistic expectation of marriage (F = 6.6). The effects of RT were; on pessimistic expectation (F = 25.81), idealistic expectation (F = 16.49), and realistic expectation (F = 5.56). The effects were stable at the follow-up stage in both of the groups. The results also showed that the efficacy of the two therapeutic methods was not significantly different (P = 0.11).

    Conclusion

    Both of the interventions have led to reductions in pessimistic attitudes and dysfunctional ideal images of marriage expectations in single girls. Thus, these interventions provide the best tool to help the individual to identify a schematriggering situation and the conditions of “Here and Now”. In other words, they are catalysts for individual’s change in the field of marriage.

    Keywords: emotional schemata, expectation, marriage, reality therapy, single girls
  • N. Toloe Takmili Torabi, P. Vakili*, A. Fattahi Andebi Pages 99-118
    Aim

    Aim of this study was to determine the relationship between personality traits and marital satisfaction based on the mediation role of religious orientation.

    Methods

    Method was descriptive-correlational and statistical population included all 4080 male and female married teachers of guidance and high schools in District Six of Tehran Education, in 2018-2019. Using random sampling 28 schools were selected from the North, South, West and East of District Six. In addition, according to Klein's (2016) suggestion, 304 volunteer teachers were selected, as well. Tools: Tools were NEO-Five Factor Inventory of Costa and McCrae (1989); Religious Orientation Questionnaire of Allport and Ross (1967) and ENRICH Marital Satisfaction Scale of Olson, Fournier and Druckman (1983). After deleting 10 distorted questionnaires and 3 outliers, path analysis has been used.

    Results

    In this study, the path coefficient between internal religious orientation and marital satisfaction was positive (β= 0.364, P= 0.001). The indirect path coefficient of marital satisfaction and neuroticism factor was negative (β= -0.112, P= 0.001) and with factors of conscientiousness (β= 0.111, P= 0.001) and agreeableness (β= 0.055, P= 0.001) were positive.

    Conclusion

    Personality traits, as the preconceived forms of engagement by individuals in marital relationships, affect the mediating structures, including the religious orientation of individuals that is dealing with marital problems. Therefore, it is suggested that family therapists with strengthening couple’s internal religious orientation, improve their marital satisfaction and marital affairs.

    Keywords: agreeableness, conscientiousness, marital satisfaction, neuroticism, religious orientation
  • F. Saboonchi, F. Dokaneifard *, M. Behboudi Pages 119-138
    Aim

    The aim was to determine the relationship between marital satisfaction based on attachment styles and early maladaptive schemas with mediation of sensation seeking and providing a structural model for it.

    Method

    Method was correlation and the statistical population consisted of all married women referring to Health Centers in Tehran City in 2018; overally, 1854 individuals. Using multi-stage random sampling, Tehran was first divided into four regions: North, West, East and South and the North region, was selected randomly. From 23 districts, four quarters of Azgol, Araj, Niavaran and Bagh Ferdows of Districts 1 and 2, and 88 women from each Health Center were selected based on Power Sample software. Then, Enrich Marriage Satisfaction Questionnaire (1989), Collins and Reed (1990) Adult Attachment Questionnaire, Early Maladaptive Schemas (Yang, 1988), and Zuckerman Excitement Questionnaire (1978) were completed. Data were analyzed using structural equation of Smart Pls.

    Results

    Results at 99% level of confidence showed that structural model can predict Marital satisfaction based on attachment style (β=-0.624) and early maladaptive schemas (β=- 0.693) with mediation of sensation seeking and it has a goodness of fit. Direct path of attachment style (β=0.653), early maladaptive schemas style (β=- 0.731) and sensation seeking (β=0.594) on marital satisfaction are Significant and indirect path results showed that attachment styles (β=0.532) and early maladaptive schemas (β=-0.561) with mediation of Sensation Seeking on marital satisfaction had a good effect size.

    Conclusion

    Recognition of each couple’s emotions, early maladaptive schemas, their types of attachment styles, and confrontation of their intra-psychological elements, improves satisfactory level of marital relationship.

    Keywords: marital satisfaction, schemas, sensation seeking, structural model
  • B. Tariveh, Q. karimi*, M. Akbari, O. Moradi Pages 139-158
    Aim

    Aim of this research was to determine the structural model of marital commitment based on marital communication beliefs, emotional involvement, and criticism in the family with the mediating role of marital intimacy.

    Method

    Method was descriptive-correlational and the statistical population consisted all of 746 married clients referred to Tehran counseling centers in 2018. According to Sample Power software, 350 subjects (196 women and 154 men) with convenient sampling method in five councelling centers of Mad, Behraz, Anahita and Talieh and Mehrpad, from districts One, Two and Five were selected. Instruments were Adam and Jones (1997) Marital Commitment Questionnaires, Edelson and Epstein (1982) Marital Communication Beliefs, Shields, Franks, Harp, McDaniel & Campbell (1994) Family Emotional involvement and Criticism Scale, and Bagarozi (2001) Marital Intimacy. Data were analyzed using structural equation modeling.

    Results

    The findings showed a direct and significant relationship between marital intimacy with emotional involvement (β= -0.23, P= 0.009), received criticism (β= -0.13, P= 0.012), and communication beliefs (β=-0.28, P= 0.006). They also revealed a direct and significant relationship between marital commitment with emotional involvement (β= 0.76, P= 0.001), received criticism (β= 0.30, P= 0.009), and communication beliefs (β= 0.44, P= 0.006). The same relationship was also found between marital intimacy and marital commitment (β= 0.48, P= 0.001). Besides, marital communication beliefs, family emotional involvement and criticism, and marital intimacy can predict 48% of the variance in the marital commitment.

    Conclusion

    Family counselors are recommended to further focus on pre- and post-marriage counseling to improve couples' relationships and family solidity in creating and developing concious, committed, and intimate interactions.

    Keywords: emotional conflict, commitment, communication beliefs, criticism, marital, intimacy