فهرست مطالب

  • سال شانزدهم شماره 1 (پیاپی 31، بهار و تابستان 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/01/01
  • تعداد عناوین: 14
|
  • حمید احمدی، نوذر خلیل طهماسبی* صفحات 1-24

    قانون یکی از مهم ترین و نافذترین مفاهیم ایران سده نوزدهم و عصر مشروطه بود به گونه ای که کم تر رساله یا اثری در آن دوران بر قانون اصرار نمی ورزید. قانون خواهی ایرانیان در آن دوران با هدف اصلاح و تقویت حکم رانی سیاسی و تقلیل بی نظمی های سیاسی-اجتماعی استبداد قاجار بود. هدف این پژوهش تحلیل و بررسی چنان پیشینه تاریخی است تا ضمن پافشاری بر لزوم بسط گفتمان بومی و درونی درباره مسیله حکم رانی، پیرامون نخستین طرح های پیشنهادی متفکران ایران درباره زمام داری صحیح نیز آگاهی یافت. پژوهش حاضر این پرسش اساسی را دنبال می کند که «جایگاه و اثرگذاری قانون در الگوهای حکم رانی مطرح شده از سوی نواندیشان ایران سده نوزده و عصر مشروطه چگونه بود؟» برای بررسی چنین پرسش مهمی، از روش تحلیل اسنادی استفاده شده است. همچنین با استفاده از روش نظریه مبنا (نظریه بحران اسپریگنز)، ضمن تحلیل رساله ها و آثار زبده نواندیشان و متفکران سده نوزدهم، فرآیند گرایش آنان به قانون و طرح های پیشنهادی آنان بررسی شده است. با چنین رویکردی می توان گفت نواندیشان ایران بر اثر ملاحظه وضع نامطلوب ایران عصر قاجار و رویارویی با جهان متجدد بر آن شدند تا نوعی حکم رانی سیاسی جدید را بر اساس بینش و برداشت خود از وضع ایران پیشنهاد دهند.

    کلیدواژگان: ایران، حکم رانی سیاسی، سلطنت مشروطه، سلطنت منتظم، قانون، مصالح عامه
  • مهسا ادیبی*، سیدمحمدعلی تقوی، صابر مصطفوی صفحات 25-44

    در حوزه پژوهش علوم سیاسی در ایران کمبود مطالعات میدانی و کمی به وضوح مشاهده می شود. به خصوص اگر این رشته را با علوم اجتماعی، علوم تربیتی و روان شناسی که از دیگر شاخه های پرکاربرد علوم انسانی هستند مقایسه نماییم بیش از پیش به این نتیجه می رسیم که میزان مطالعات کتابخانه ای، توصیفی و غیرتجربی در این رشته بسیار زیاد است. دلایل عمده کمبود مطالعات تجربی در حوزه علم سیاست عبارتند از: 1-نبود حمایت های مادی و معنوی کافی نهادهای علمی و دانشگاهی از پژوهشگران، 2- محرمانه بودن اطلاعات در بسیاری از شاخه های تحقیقاتی این رشته، 3-دشواری گردآوری اطلاعات میدانی از جامعه هدف مورد نظر در پژوهش های سیاسی، 4-دشواری انطباق روش های پژوهش تجربی با علم سیاست، 5- ضعیف بودن سرفصل های مربوط به روش های تجربی در کتب مربوط به روش تحقیق سیاسی و ناقص بودن آموزش ها در این زمینه. نگارندگان در این پژوهش به دنبال اثبات این فرضیه اند که علی رغم افزایش مطالعات میدانی در علم سیاست طی سالهای اخیر و استقبال نشریات علمی و پژوهشی از چاپ این گونه پژوهش ها، هنوز تحرک کافی در زمینه تحقیقات میدانی در علوم سیاسی ایجاد نشده است. آن دسته از پژوهشهای علوم سیاسی نیز که به روش کمی انجام شده اند اکثرا در قالب طرح های پژوهشی و با حمایت دستگاه های اجرایی و ارگان های دولتی صورت گرفته و پس از اتمام نیز نتایج آن به دلیل محرمانه بودن در اختیار سایر جویندگان علم قرار نمی گیرد. شیوه مطالعه به این ترتیب خواهد بود که با بررسی مقالات منتشر شده در رشته علوم سیاسی نسبت پژوهشهای کمی به کیفی آنها در یک بازه زمانی سنجیده خواهد شد. برای درک بهتر این نسبت، مطالعه مشابهی در مورد یک رشته علوم انسانی دیگر (روانشناسی) انجام می گیرد تا این نسبت در دو رشته مقایسه شود.

    کلیدواژگان: پژوهش علوم سیاسی، تحقیقات کمی، میدانی، روش های تجربی، تحقیقات کیفی، روانشناسی
  • محمدتقی ایمان، منصور طبیعی، سینا امینی زاده* صفحات 45-66

    وجود احزاب در فضای سیاسی کشورها بسیار ضروری است. احزاب خصوصا در عرصه انتخابات اهمیت بسزایی دارند زیرا به نوعی جهت گیری سیاسی و خط مشی عملی افراد برخاسته از احزاب در امور مملکت داری نشان می دهد که نشات گرفته از جهان بینی و اصول فکری حزب آنها است.لذا پژوهش حاضر تلاشی به منظور تحلیل مبانی فکری و پارادایمی دو حزب مطرح بعد از انقلاب (جمهوری اسلامی،کارگزارن) است.جامعه آماری پژوهش تمام احزاب ثبت شده در وزارت کشورتا سال 97 می باشد که دو حزب طبق نظرنخبگان انتخاب گردیداند. روش بررسی ، تحلیل محتوای کیفی با رویکرد جهت دار (تلخیصی) است که از نرم افزار maxqdo 12 برای تحلیل استفاده شده است. نتایج نشان می دهد سهم پارادایم تفسیری در هر حزب کارگزاران و پارادایم انتقادی در حزب جمهوری اسلامی بیشتر از سایر ابعاد پارادامی است همچنین شاهد عدم وجود یک برنامه مدون بر اساس یک پارادایم خاص در حزب هستیم بلکه ملغمه ای از عناصر پارادایمی (تفسیری،انتقادی،تفسیری) در تدوین مرامنامه های احزاب وجود دارد.

    کلیدواژگان: احزاب.تحلیل محتوا، کارگزاران، جمهوری اسلامی
  • رضا باقری* صفحات 67-90

    فلسفه وجودی فصول «روش تحقیق» یا «روش شناسی» برای دستیابی به مساله «تجدید پذیری»، «شفاف سازی» و «اعتبارسنجی» تحقیقات «تجربی-تفسیری-انتقادی» است. اگر این مساله به خوبی انجام نشود به راحتی می توان اصل تحقیقات را نیز مورد خدشه قرار داد. پژوهش حاضر با هدف کلی دستیابی به جنبه هایی از «روش تحقیق در پایان نامه های دانشجویی» (به ویژه پایان نامه های رشته علوم سیاسی و مطالعات منطقه ای) به طور خاص و به عنوان یک مطالعه موردی به بررسی «روش شناختی» پایان نامه های دانشکده مطالعات جهان می پردازد. از این طریق هم نقاط قوت و ضعف روشی این پایان نامه ها مشخص شده و هم زمینه ای هرچند کوچک برای ارزیابی وضعیت «روش شناختی» جامعه آکادمیک ایران در تحقیقات بعدی فراهم می گردد. این پژوهش، به طور خاص به بررسی میزان گرایش و اهتمام دانشجویان به «تحقیقات تجربی-تفسیری-انتقادی»، میزان و نحوه «تشریح ماهیت این روش ها » و «تشریح نحوه کاربست عملی آنها» می پردازد. بدین منظور، با اسفاده از روش «تحلیل محتوای کمی» از میان 453 پایان نامه منتشر شده، 137 پایان نامه به عنوان نمونه انتخاب شده و مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته های این تحقیق نشان می دهد که 26 درصد از پایان نامه ها از روش های تجربی-تفسیری-انتقادی استفاده کرده و 18 درصد نیز به این تحقیقات گرایش داشتند. این میزان از استفاده و گرایش به روش های فوق می تواند از توفیقات دانشکده مطالعات جهان محسوب شود زیرا در تحقیقاتی که در گذشته انجام شده است میزان کاربست این روش ها به طور میانگین حدود 6 درصد (دلاوری، 1385، ص. 118) و یا حدود 12 درصد (سید امامی، 1389، ص. 145) بوده است.

    کلیدواژگان: تحلیل محتوا، دانشکده مطالعات جهان، روش تحقیق، روش های انتقادی، روش های تجربی، روش های تفسیری
  • محمد جمشیدی*، زکیه یزدان شناس صفحات 91-116
    با وجود آن که آمریکا در سال های بعد از جنگ جهانی دوم همواره در منطقه آسیا-پاسیفیک حضور پررنگ داشته و به عنوان قدرت برتر، حافظ امنیت در این منطقه بوده است، در اواخر سال 2011 با اتخاذ استراتژی چرخش به آسیا رسما اعلام کرد که قصد دارد منطقه آسیا-پاسیفیک را به اولویت سیاست خارجی خود تبدیل کند و توجه بیشتری به آن معطوف کند. اولویت بخشی به منطقه آسیا-پاسیفیک در سیاست خارجی در دولت بعدی یعنی دولت ترامپ هم ادامه یافت. عده ای هدف استراتژی چرخش را مهار خیزش چین تعبیر کرده و هشدار می دهند که تقویت این رویکرد می تواند خطر رویارویی دو قدرت بزرگ چین و آمریکا را تشدید کند. عده ای دیگر با بررسی عملکرد ایالات متحده این استراتژی را تنها موضعی اعلامی می نامند که هیچ گاه در عمل محقق نشده است. سوالی که نوشتار حاضر در صدد پاسخ دهی به آن است این است که چه دلایل بنیادینی منطقه آسیا-پاسیفیک را به اولویت امنیتی آمریکا تبدیل کرده است؟ پاسخ به این سوال در گرو بررسی روند تحولات قدرت نسبی آمریکا در سیستم بین الملل است. به همین منظور با استفاده از بنیان های نظریه چرخه قدرت ، قدرت نسبی ایالات متحده به همراه سایر قدرت های بزرگ نظام بین الملل بررسی شده است. نتایج به دست آمده نشان می دهد که هم زمانی افول فزاینده قدرت نسبی آمریکا و رشد فزاینده قدرت نسبی چین و نزدیک شدن نسبتا هم زمان این دو کشور به نقاط عطف روی چرخه های قدرت خود، علت اصلی اولویت یافتن منطقه آسیا- پاسیفیک در سیاست خارجی آمریکا است و مطرح شدن استراتژی چرخش به آسیا نیز تلاشی برای بازگرداندن تعادل به سیستم و از میان بردن شکاف های نقش-قدرت به وجود آمده است.
    کلیدواژگان: چرخش به آسیا، استراتژی، چین، سیاست خارجی آمریکا، آسیا، چرخه قدرت، افول
  • جلال درخشه*، حمیدرضا تبشیری صفحات 117-144

    پرسش از این که سعادت در چه جامعه ای سیاسی تحقق پیدا می کند با پاسخ های متفاوتی در تاریخ اندیشه سیاسی رو برو بوده است.در فلسفه سیاسی اسلامی نیز این موضوع مورد بررسی قرار گرفته است به طوری که نوصدراییان که یک جریان فکری فلسفی معاصر در ایران هستند خواهان پاسخ به این به این پرسش و ارایه الگوی مناسبی برای جامعه سیاسی مطلوب پیش از ظهور حضرت مهدی (عج) بوده اند.ایشان که احیاء کننده حکمت متعالیه و پیرو فلسفه صدرالمتالهین شیرازی هستند،با مبانی انسان شناسی خود درصدد کشف ابعاد انسان و جنبه های گوناگونی همچون مفهوم انسان، آفرینش انسان، استعدادها و توانایی های انسان، جایگاه انسان در نظام هستی و رابطه او با خود، اجتماع و پرودگار می باشند و در این راه نیز توانسته اند با ارایه ایده جامعه مطلوب بر اساس الگوی «حیات طیبه» سعادتمندی و کمال خواهی جامعه اسلامی را معرفی کنند.این جریان فکری فلسفی که به نمایندگی امام خمینی (ره) علامه طباطبایی استاد مطهری و جوادی آملی در واکنش به رسوخ جریان های ضد دینی در ایران و در جهت احیاء تفکر صدرایی آغاز گردید،با بهره گیری از حکمت متعالیه و در سه زاویه، محتوایی_روشی و صوری، شکلی خواهان پاسخگویی به مسایل و شرایط پیش آمده برای جامعه ایران میباشد. یافته های این مقاله حکایت از آن دارد که حیات مطلوب در اندیشه نوصدراییان همان «حیات طیبه» است که در آن انسان کامل تحقق پیدا می کند و ارزش هایی مانند عدالت، آزادی،خدمت به خلق،تشکیل حکومتی سعادتگرا از ملزومات این ایده بشمار می آید.روش پژوهش در این تحقیق از نوع کیفی، توصیفی و تحلیلی بوده و با توجه به بررسی متون از روش هرمنوتیک متن محور و همچنین از تحلیل محتوا نیز استفاده شده است.

    کلیدواژگان: حکمت متعالیه، نوصدرایان، سعادت، حیات طیبه، علامه طباطبایی، استاد مطهری
  • مهدی ذوالفقاری* صفحات 145-168
    قدرت کلید فهم بسیاری ازنظریات روابط بین الملل ازجمله واقع گرایی است.در طول چند دهه گذشته تحولات مهمی در خاورمیانه به وقوع پیوسته است و ساختار و توازن قدرت در سطح منطقه ای تغییر یافته است.جمهوری اسلامی ایران ازجمله مهم ترین بازیگرانی است که به دقت تحولات منطقه و نظام بین الملل را رصد نموده و به دنبال ارتقاء بیشتر جایگاه و منزلت ژیوپلیتیکی خود در آینده نظم بین المللی است. جهت تبیین این جایگاه و ظرفیت های استراتژیک پیش روی جمهوری اسلامی ایران، از روش توصیفی-تحلیلی و چارچوب نظریه ریالیستی انتقال قدرت استفاده شده است. براساس نظریه انتقال قدرت، جابجایی قدرت در سطح منطقه ای و جهانی یا براساس توافق قدرت های برتر با قدرت نوظهور صورت می گیرد، یا با مخالفت و برخورد قدرت های مسلط با قدرت چالش گر نوظهور. نگارنده به دنبال پاسخ به این سوال اصلی است که: مهم ترین شاخص های نقش آفرینی منطقه ای و بین المللی جمهوری اسلامی ایران چیست؟ از این منظر پرسش از منابع، اهداف و ظرفیت های ایران در محیط منطقه ای، به عنوان سیوالات مقدماتی طرح و بررسی شده اند. نتایج پژوهش نشان می دهد که بازیگران مسلط نظام بین الملل به دلیل تعارضات ناشی از قدرت نوظهور جمهوری اسلامی ایران، این جابجایی و انتقال را در تعارض با منافع و قدرت خود تلقی نموده و از ابزارهای متعدد جهت ممانعت از افزایش قدرت ایران استفاده می کنند. از سوی دیگر با عنایت به اراده ایران مبنی بر ایفای نقش جهانی و مخالفت با هنجارهای مسلط بازیگران قدرتمند زمینه برخورد و تقابل سیستمی بصورت محسوسی افزایش می یابد. قدرت های مسلط ابزارهای متعددی را برای جلوگیری از ظهور قدرت ایران بکار می گیرند که عمده ترین سناریوهای محتمل برای ممانعت از ظهور ایران به عنوان یک قدرت نوظهور عبارت است از: تحریم،تغییر رژیم، و تهدید به جنگ های مستقیم و نیابتی.
    کلیدواژگان: جمهوری اسلامی ایران، دولت چالش گر، انتقال قدرت، قدرت منطقه ای، نظام بین الملل، آمریکا
  • الهام رسولی ثانی آبادی* صفحات 169-190

    مساله هسته ای و چگونگی حل آن یکی از مهم ترین موضوعات منازعه آمیز در سیاست خارجی ایران در چندین سال گذشته بوده است، موضوعی که نه تنها به لحاظ بیرونی محل منازعه میان این کشور و اعضای نظام بین الملل بوده بلکه به لحاظ درونی نیز موضوع اصلی نزاع میان جریانات مختلف سیاسی بوده است. باشروع دوره ریاست جمهوری حسن روحانی در مرداد ماه 1392 (2013) همراه با حاکم شدن «گفتمان اعتدال» به عنوان مشی اصلی سیاست خارجی و روی کار آمدن نخبگان جدید، چگونگی حل این مساله نیز تحت تاثیر قرار گرفت و سیاستی جدید در این حوزه اتخاذ شد که نتیجه آن حصول توافق هسته ای میان ایران و قدرت های بزرگ نظام بین الملل در 23 تیر ماه 1394 (14 جولای 2015) بود. توافقی که نشان از چرخشی بزرگ در سیاست هسته ای دولت ج.ا.ایران بود. بنابراین سوال اصلی این پژوهش آن است که چرا در این دوره در ارتباط با چگونگی مواجه با مساله هسته ای از میان گزینه های گوناگون، راه حل «تعامل سازنده» و «مذاکره جدی» برای نیل به توافق، توسط نخبگان تصمیم گیرنده انتخاب می شود؟ در پاسخ به این سوال این پژوهش با رویکردی توصیفی تحلیلی و با استفاده از چهارچوب مفهومی «فردگرایی تفسیری» به بررسی تغییرات ادراکی موثر در تغییر سیاست هسته ای ایران در این دوره می پردازد. یافته های پژوهش نشان می دهد تغییرات ناشی از برداشت متفاوت نخبگان تصمیم گیرنده از نقش ملی وایجاد روایت جدید در ارتباط بامنزلت مطلوب ج اایران، ادراکات متفاوت از عوامل ساختاری از جمله تحریم های هسته ای ونهایتا بازنمایی متفاوت از «دیگری غرب» به خصوص آمریکا، منجر به امکان پذیری این تغییر در سیاست هسته ای دولت یازدهم در فاصله زمانی 1392 تا 1394 شده است.

    کلیدواژگان: سیاست خارجی، سیاست هسته ای، ادراکات، فردگرایی تفسیری، تعامل سازنده، توافق هسته ای
  • روح الامین سعیدی* صفحات 191-218
    دانش روابط بین الملل از ابتدا در قلمرو مغرب زمین پدیدار شده و همین واقعیت با اعطای منزلت رهبری به محافل فکری و دانشگاهی غرب شرایطی را رقم زده است که ماهیت غرب محور این دانش طی چند دهه از طریق ایجاد حصارهایی به گرد آن و وضع و تحمیل برخی ضوابط نظریi پردازی همچنان محفوظ نگاه داشته شود و اندیشمندان و پژوهشگران سایر نواحی جهان نیز از منظری تماما غربی به تحولات جهانی بنگرند و مطالعات روابط بین الملل را بر وفق معیارهای فرانظری و نظری غربی انجام دهند. لکن از اواخر قرن بیستم تا کنون بر اثر ظهور رهیافت بازاندیش گرایی، فراخ شدن گستره موضوعات بین المللی و نیز نقش آفرینی جدی تر کنشگران غیرغربی، حصارهای نظری ایجاد شده پیرامون دانش روابط بین الملل شکسته شده است و اکنون این دانش با خروج تدریجی از انحصار غربی، در وضعیت تکثر، نسبیت و عدم امکان چیرگی یک پارادایم، فرانظریه، نظریه و رهیافت واحد به سر می برد. اکنون این پرسش مطرح می شود که وضعیت کنونی دانش روابط بین الملل چه پیامدهایی برای زیرشاخه مطالعات منطقه ای دارد؟ در پاسخ به پرسش مذکور، مدعای اصلی مقاله حاضر این است که وضعیت تکثر و نسبیت نظری دانش روابط بین الملل فرصت بسیار مناسبی را در اختیار پژوهشگران غیرغربی برای تولید و ارایه نظریه ها و روایت های بومی قرار می دهد. در نتیجه می تواند مطالعات منطقه ای را از سیطره رهیافت های قوم محور غربی برهاند و سبب شود پژوهشگران تحولات هر منطقه را از چشم انداز همان منطقه و مبتنی بر نظریه های بومی مطالعه و تحلیل کند.
    کلیدواژگان: بازاندیش گرایی، تکثر و نسبیت نظری، نظریه بومی، نظریه غربی، مطالعات منطقه ای، روابط بین المللل
  • مهدی شریعتی فیض آبادی* صفحات 219-246
    جمهوری اسلامی ایران در تاریخ چهل ساله شکوهمند انقلاب اسلامی خود همواره با سیاست فشار، تهدید و تحریم ایالات متحده روبرو بوده است؛ تا پیش از آغاز دهه 1390 این تحریم ها به تحریم های مالی و تجاری محدود گردیده اما از اوایل دهه 1390 تا به امروز ورزش ایران نیز متحمل فشارها و اثرات تحریم شده است؛ پژوهش حاضر به لحاظ هدف کاربردی از نوع کیفی به صورت تحلیل تماتیک با دو دور تکنیک دلفی صورت گرفت؛ نمونه گیری بر اساس گلوله برفی تا مرحله اشباع نظری ادامه یافت که در نهایت 16 خبره به عنوان نمونه نهایی و 19 مفهوم اساسی به دست آمد؛ یافته های پژوهش نشان دادند کاهش واردات محصولات خارجی (01/4) مهمترین تاثیر مثبت، پرداخت حقوق مربیان و بازیکنان خارجی (73/4) مهمترین تاثیر منفی مستقیم، تصمیمات شتابزده دولت (84/4) مهمترین تاثیر منفی غیرمستقیم تحریم های اقتصادسیاسی ایالات متحده بر ورزش ایران بودند. با توجه به بررسی هزینه-فایده تحمل شرایط کنونی، بنظر می رسد ورزش ایران بعنوان بخشی از اقتصاد خرد ایران، علاوه با مواجهه با تنگناهای بیشتر از قبیل پرداخت پاداش و حقوق ورزشکاران ایرانی و خارجی، محرومیت های حضور در عرصه های بین المللی و... نتواند در ابر تورم رکودی قابل پیش بینی در آینده موفقیت های گذشته را تکرار نماید.
    کلیدواژگان: : اقتصادسیاسی، ایالات متحده، ایران، تحریم، ورزش
  • فهیمه عباسی*، محمدصادق کوشکی صفحات 247-274

    آغاز تحولات عربی در سال 2011 پرتوی جدیدی را بر بحث های مربوط به شرایط و ملزومات بقای نظام های سیاسی در منطقه غرب آسیا و شمال آفریقا افکند. این تحولات خط بطلانی بود بر این ایده که اقتدارگرایی پایدار در جهان عرب یک اصل عمومی است. صاحب نظران علوم سیاسی همواره سعی داشتند تا انعطاف پذیری نظامهای اقتدارگرا را در این منطقه با رویکردهای مختلفی ازجمله رویکرد نهادی، قدرت نیروهای سرکوب، فاکتورهای فرهنگی و در دسترس بودن رانت تبیین کنند؛ اما تحولات سال 2011 نشان داد برخی نظام های سیاسی خاورمیانه می توانند پایدار نباشند و به همین دلیل این پرسش مطرح می شود که چرا برخی نظام های سیاسی در جهان عرب - در مقایسه با سایر نظام های سیاسی در این منطقه- در سال 2011 موفق به حفظ بقای خود نشدند. برای پاسخگویی به این سوال نوشتار حاضر با بررسی سیاست های آزادسازی اقتصادی موسوم به انفتاح در مصر- به عنوان مطالعه موردی- به این نتیجه رسیده که اجرای سیاست های فوق در مصر منجر به ایجاد نوعی انشقاق درون ایتلاف نخبگان حاکم به ویژه بین طبقه نوظهور اقصادی (الحرس الجدید) و ارتش شد و این موضوع توانایی نظام حاکم را در سال 2011 در حفظ بقای خود به چالش کشید.

    کلیدواژگان: بهار عربی، آزادسازی اقتصادی، نخبگان حاکم، طبقه نوظهور اقتصادی، ارتش
  • مریم مرادی*، علیرضا موسوی زاده، سیدعلی اصغر کاظمی زند، محمدرضا دهشیری صفحات 275-304

    استفاده از ابزارها و روش های موثر برای ایجاد چهره مثبت از یک کشور، موضوع مهمی است که در دیپلماسی عمومی مدنظر قرار می گیرد. با توجه به اینکه آفریقا یکی از حوزه های راهبردی ج.ا.ایران می باشد، اما ج.ا.ایران نتوانسته است از این ظرفیت به خوبی استفاده نماید و در زمینه دیپلماسی عمومی موفق عمل کند. این موضوع از آنجا اهمیت می یابد که حضور کشورهای رقیب با ج.ا.ایران در آفریقا در ایجاد چالش هایی برای ایران در این قاره تاثیرگذار بوده اند و موجب شده اند تا نگاه امنیتی نسبت به اقدامات ایران در آفریقا شکل بگیرد و ایران نتواند در حوزه تاثیرگذاری بر افکار عمومی آفریقا و پیشبرد اهداف و منافع مورد نظر خود عملکرد بهتری داشته باشد. اکنون این پرسش مطرح می شود که راهبرد موثر جمهوری اسلامی ایران برای موفقیت دیپلماسی عمومی در آفریقا چیست؟ در پژوهش پیش رو در ابتدا با رویکردی توصیفی- تحلیلی و با استفاده از اسناد و منابع کتابخانه ای به واکاوای دیپلماسی عمومی ایران در آفریقا و نگاه امنیتی شکل گرفته در این خصوص با استفاده از ((مکتب کپنهاگ)) پرداخته شده است. سپس با استفاده از مصاحبه عمقی(یکی از مجموعه های روش پیمایشی) با بیست فرد متخصص در حوزه آفریقا و دیپلماسی عمومی و همچنین روش تحلیل ماتریس سوات تلاش شد تا داده های گردآوری شده مورد بررسی قرار گیرند که نوآوری مقاله حاضر می باشد. از اینرو نتایج به دست آمده دلالت بر آن دارد که راهبرد واکنشی یا بازنگری، با تضعیف نگاه امنیتی شکل گرفته نسبت به فعالیت های ایران در آفریقا، می تواند موجبات ارتقاء و موفقیت دیپلماسی عمومی ایران در این قاره را فراهم آورد.

    کلیدواژگان: آفریقا، امنیتی سازی، جمهوری اسلامی ایران، دیپلماسی عمومی، راهبرد، کشورهای رقیب، مکتب کپنهاگ
  • مهدی نادری*، شهره پیرانی صفحات 305-328

    تحقق نسبی اهداف انقلاب اسلامی نیازمند شناخت وضعیت موجود و برنامه ریزی برای رسیدن به وضعیت مطلوب می باشد. بیانیه گام دوم که توسط رهبر انقلاب صادر شد بیانگر وضعیت انقلاب اسلامی در آستانه چهل سالگی بوده و در واقع طرحی برای گذر از وضع موجود به وضع مطلوب و آرمانی است. نظر به اهمیت این مسیله، این مقاله با روش کیفی از نوع تحلیل اسنادی با کاربست رویکرد تحلیل سیستمی سوات (SOWT) درصدد پاسخگویی به این سوال است: «راهبردهای پیشروی جامعه ایران در آستانه چهل سالگی انقلاب اسلامی بر اساس بیانیه گام دوم چیست؟».براساس بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی می توان چهار استراتژی در دوران پساچهل سالگی انقلاب اسلامی طراحی کرد: 1.راهبرد «پیشتازی» انقلاب اسلامی ناظر بر قوت های داخلی و فرصت های بیرونی: 2.راهبرد «صیانتی» انقلاب اسلامی ناظر بر قوت های داخلی و تهدیدهای بیرونی 3.راهبرد «رقابتی» انقلاب اسلامی ناظر بر فرصت های بیرونی و ضعف های داخلی 4.راهبرد «مقاومتی» انقلاب اسلامی ناظر بر ضعف های داخلی و تهدیدهای بیرونی. نظر به توفیقات انقلاب اسلامی در امر «قوت ها» و «فرصت های» حداکثری پیشرو در مقایسه با ضعف ها و تهدیدها، اهتمام دولتمردان باید بسیج منابع، امکانات و ظرفیت ها به منظور برنامه ریزی در راستای عملیاتی کردن راهبردهای مذکور با محوریت راهبرد «پیشتازی» در محیط منطقه ای و نظام بین الملل باشد. این راهبرد به صورت خاص در امر حکمرانی بر حاکم کردن سیاست های درون گرا (ناظر بر توانمندی ها، ظرفیت های مادی و معنوی داخلی، و نفوذ منطقه ای) بجای سیاست های برون گرا (ناظر بر حمایت های بیگانگان) بر دستگاه حکمرانی و افکار عمومی جامعه با در پیش گرفتن طراحی و نهادینه کردن سبک زندگی اسلامی تاکید دارد.

    کلیدواژگان: آیت الله خامنه ای، انقلاب اسلامی، بیانیه گام دوم، تمدن اسلامی، عقلانیت، SOWT
  • حمید هوشنگی* صفحات 329-360

    جمهوری اسلامی ایران جزء کشورهایی به شمار می رود که دارای تنوع مذهبی است. رویکردهای مختلفی درباره تنوع مذهبی در ایران مطرح است. برخی محققان این تنوع را تهدید برای کشور معرفی می نمایند و برخی رویکرد فرصتی به این پدیده دارند. بر اساس مبانی جمهوری اسلامی ایران ، تنوع مذهبی فرصتی برای تعامل با جهان اسلام است اما این تنوع ممکن است به عنوان بستری برای اعمال فشار بیگانگان به نظام قرار گیرد . بر این اساس حفظ اهل سنت در حوزه فرصتی نیازمند سیاست گذاری هوشمندانه است. سیاست گذاری دارای مراحل متعددی است و شناخت گفتمان حاکم بر سیاست گذاری از مراحل اساسی این حوزه محسوب می شود. استخراج گفتمان رهبر معظم انقلاب به عنوان یکی از مبادی سیاست گذاری در جمهوری اسلامی ایران برای ورود به عرصه سیاست گذاری لازم و ضروری است . بر این اساس این مقاله تلاش دارد گفتمان مقام معظم رهبری در حوزه اهل سنت را استنباط نماید . برای نیل به این هدف ، از الگوی عملیاتی تحلیل گفتمان (پدام) استفاده شده است . در این مقاله با بهره گیری از این الگو ، سه مرحله توصیف ، تفسیر و تبیین را بر پایه پنج بعد تحلیل لایه های نمونه های جامعه آماری مقاله (از سطح تا عمق) انجام شده است . تحلیل گفتمان رهبر معظم انقلاب نشان می دهد که دال اصلی این گفتمان ، امت واحده اسلامی و مقابله با نظام سلطه است و مولفه های دیگری مانند نفی نگاه تبعیض آمیز مذهبی ، حفظ وحدت و فرصت دانستن اهل سنت به عنوان سایر دال های اساسی گفتمان قابل بازشناسی است.

    کلیدواژگان: امت واحده، اهل سنت، پدام، رهبر معظم انقلاب، سید علی خامنه ای، گفتمان، وحدت
|
  • Hamid Ahmadi, Nozar Tahmasebi * Pages 1-24

    The relationship between law and political governance in contemporary Iran (The nineteenth century and constitutional age)AbstractLaw was one of the most important and influential concepts of Iran in the nineteenth century and the constitutional era in such a way that no less treatise or work at that time insisted on the law. Iranian tendency to law at that time was aimed at reforming and strengthening political rule and reducing the irregularities of the Qajar dictatorship because the condition of Iran in that time was too irregular and there were lots of issues in the different sections of society. The purpose of this study is to analyze and review such a historical background while insisting on the necessity of expanding the indigenous and internal discourse on the issue of governance, and to become aware of the first proposals of Iranian on correct governance. The present study raises the fundamental question, "How was the effect of the law on the patterns of governance proposed by Iranian intellectuals?" Document analysis is used to investigate this issue. In addition to analyzing the works of nineteenth-century intellectuals, the process of their tendency to law and their proposals have been studied using the theory of crisis. With such an approach, it can be said that the Iranian intellectuals tried to propose a new political rule due to the unfavorable situation of the Qajar era and the confrontation with the modern world. To this end, two models of governance were devised by Iranian intellectuals, including the regular monarchy the constitutional monarchy. The findings of the study indicate that Iranian intellectuals considered the law as an end to the country's irregularities, but the position, origin, and authority of the law differed in their proposed patterns.

    Keywords: Iran, constitutional monarchy, law, Political Rule, public Interest, Regular Monarchy
  • Mahsa Adibi *, SeyedMohammadAli Taghavi, Saber Mostafavi Pages 25-44

    The Weakness of Quantitative Research in Political Science Research IranIn the field of political science research in Iran, a shortage of field and quantitative studies is evident. Especially if we compare this field with the social sciences, educational sciences and psychology, which are other branches of the applied sciences, we will come to the conclusion that the amount of library, descriptive and inexperienced studies in this field is very high. The main reasons for the lack of empirical studies in the field of political science in Iran are related to: 1) Lack of sufficient material and intellectual support from the scientific and academic institutions of researchers 2 - Confidentiality of information in many research disciplines in this field 3 - Difficulty of gathering field information from the target community Review of Political Research 4 - Difficulty Adapting Experimental Research Methods to Political Science 5 - The weaknesses of the empirical methods in the books are related to the method of political research and the incompleteness of the teaching.The author seeks to prove the hypothesis that, despite the increase in field studies in political science in recent years and the acceptance of scientific and research publications for the publication of such studies, there is still insufficient motivation for field research in political science. Quantitative research in political science has also been conducted mostly through research projects with the support of government agencies and bodies, and its results are not disclosed to other researchers because of confidentiality. Take it.The method of study would be that by examining articles published in the field of political science their quantitative-qualitative research ratio will be measured over a period of time. To better understand this ratio, a similar study is being conducted in another field of humanities (psychology) to compare this ratio in two disciplines.Political science research, quantitative research, field research, empirical methods, qualitative research.

    Keywords: Political science research, quantitative research, field research, empirical methods, qualitative research, psychology
  • MohamadTaghi Iman, Mansoor Tabiee, Sina Aminizadeh * Pages 45-66

    Creating parties in the political space of countries is very necessary. Parties are important in the field of elections because they reflect the political orientation and practical direction of the political system. The present study is an attempt to analyze the intellectual and paradigmatic foundations of two post-revolutionary parties (jomhoori eslami, kargozaran). The statistical population of the study is all parties registered in the Ministry until 1397. The two parties were elected according to elite opinion. The method of analysis is qualitative content analysis by maxqdo 12 software. The results show that the interpretive paradigm has a greater share in kargozaran party and And the critical paradigm has greater share in jomhoori eslami party. We also see the absence of a program based on a particular paradigm within the party, but also a mix of paradigmatic elements (interpretive, critical, interpretive) in the formulation of party agendas. 

    Keywords: Parties. Content Analysis, jomhoori eslami, kargozaran
  • Reza Bagheri * Pages 67-90

    Some students may think that method section/chapter is not very important because in this chapter some anthological, epistemological and methodological accounts repeatedly will be discussed. However, among academics the methodology section/chapter is one of the most important section of a research. One of the main reasons to put ‘research method’ section or chapter in dissertations or articles is to achieve ‘replicability’, ‘transparency’ and ‘validity’ in empirical studies. This chapter/section needs to outline several issues such as research design, sampling approach, access, the nature of applied method such as interview or observation, coding frame, and analyzing method (Bryman 2012: 687). If the research method is not fully and appropriately clarified, the findings of research can be easily questioned or dismissed. This paper, with the general aim of exploring some aspects of ‘research methods in dissertations’ especially in political science and international relations, in a case study, examines the ‘methodology section or chapter’ in faculty of World Studies’ dissertations in the University of Tehran. This paper also is designed to examine the extent in which students tend to use empirical studies. In doing so, this paper by using quantitative content analysis, selected 137 master and PhD dissertations (out of 453) from different groups, languages and years to examine their tendencies towards empirical researches. Based on four key and common elements of research method section: the data collection procedures, study design, selection of participants, and the planned data analysis or analytic strategy (Fox and Jennings 2014: 137) it assesses how students clarify their research methods and how they applied these methods in practice. The findings of this research shows that 26 per cent of dissertations were carried out using empirical research methods which in comparison with previous figures, around 6 per cent (Delavari 1385: 118) and around 12 per cent (Seyed Emami 1389: 145), is a good achievement.

    Keywords: content analysis, Critical Theory, Empirical Studies, Faculty of World Studies, Interpretivisim, positivism, research method
  • Mohammad Jamshidi *, Zakyeh Yazdanshenas Pages 91-116
    Despite the fact that the US has been always present in the Pacific and has guaranteed peace and security as the regional hegemon since the end of the WWII, in late 2011 it formally announced the Pivot to Asia strategy and declared that thAsia- Pacific has turned to its number 1 priority in foreign policy and national security. This attitude toward Asia has been kept in Trump administration too. Despite the fact that the US has been always present in the Pacific and has guaranteed peace and security as the regional hegemon since the end of the WWII, in late 2011 it formally announced the Pivot to Asia strategy and declared that thAsia- Pacific has turned to its number 1 priority in foreign policy and national security. This attitude toward Asia has been kept in Trump administration too. The question that raises to mind is that what made policy makers to consider Asia-Pacific region as the first priority in national security among other regions? In order to answer to this question, we have monitored the process of US relative power changes in the international system. We have drawn the power cycle of the US and other major powers of the international system including China in order to evaluate their power changes. The question that raises to mind is that what made policy makers to consider Asia-Pacific region as the first priority in national security among other regions? In order to answer to this question, we have monitored the process of US relative power changes in the international system. We have drawn the power cycle of the US and other major powers of the international system including China in order to evaluate their power changes. The findings show that the accelerating decline of US relative power simultaneous with the accelerating rise of China’s relative power is the main reason that has turned Asia-Pacific into the first priority of the US foreign policy and Pivot to Asia is an attempt to bring back equilibrium into the system and narrow the power-role gaps.
    Keywords: Pivot to Asia, Strategy, China, US Foreign Policy, Power Cycle, Decline
  • Jalal Dorakhshah *, Hamidreza Tabshiri Pages 117-144

    The question of what bliss in a political society is to be realized has been answered differently in the history of political thought. In Islamic political philosophy this issue has also been examined so that the Nostradarians who are a contemporary philosophical intellectual stream in Iran. They want to answer this question and present a suitable model for a favorable political society before the advent of the Prophet (PBUH). Their revival of transcendent wisdom and adherence to the philosophy of Sadr al-Mutallah Shirazi, with their anthropological foundations, seek to discover human dimensions and Various aspects like human concept, human creation, talents and abilities Sun, man's place in the system of being and his relationship with himself, are social and kind, and in this way they have been able to introduce the idea of a prosperous society based on the "life-style" model of happiness and perfection in Islamic society. A philosophy initiated by Imam Khomeini (R) on behalf of Allameh Tabataba'i, the master of Motahari and Javadi Amoli in response to the intrusions of anti-religious movements in Iran to revitalize Sadrian thought, using transcendent wisdom in three angles: content-method and form, Somehow it wants to respond to the problems and conditions that have arisen for the Iranian society. The findings of this article suggest it. The desirable life in the thought of the Nostradians is the "life of the Tayyeba" in which human beings are fully realized and values such as justice, freedom, service to the people, the formation of a blessed state are the essentials of this idea. The research method in this study is qualitative. It is descriptive and analytical and according to literature review the text-based hermeneutic method as well as content analysis has been used.

    Keywords: Newsadriadrians, Happiness, Life of Tayebeh, Hikmat Motalieh, Allameh Tabatabai, Professor Motahari
  • Mahdi Zolfaghari * Pages 145-168
    Power is the key to understanding many of the ideas of international relations, such as realism. Over the past few decades, significant developments have occurred in the Middle East, And the structure and balance of power have changed at the regional level. Several actors in the region and the international system have become sensitive to this center of power and conflict. The Islamic Republic of Iran is one of the most important actors to closely monitor developments in the region and the international system. And seeks to further promote its geopolitical position in the future of the international order. In order to explain this position and strategic capabilities for the Islamic Republic of Iran, a descriptive-analytical method and a framework for a realistic transition of power theory have been usedAccording to the theory of Power transition, the transfer of power at regional and global level is based on the agreement of superior powers with emerging power, Or with the opposition of the dominant powers to the emerging challenge. The author seeks to answer the key question: What are the most important indicators of the regional and international role of the Islamic Republic of Iran? From this point of view, the question of Iran's resources, goals and capacities in the regional environment has been raised as a preliminary question. The results show that the dominant international actors perceive this transition as in conflict with their interests and power because of the conflicts arising from Iran's emerging power and they use a variety of tools to prevent Iran from increasing its power. Given Iran's motivation to play a global role and to oppose the dominant norms of powerful actors, the context for dealing with it is increasing. The dominant powers employ a variety of tools to prevent the emergence of Iranian power. The most important scenarios for preventing the emergence of Iran are: sanctions, regime change, and the threat of direct and proxy wars.
    Keywords: the Islamic Republic of Iran, challenging government, power transition, Regional power, International System, USA
  • Elham Rasooli Saniabadi * Pages 169-190

    As President Hasan Rouhani took office in August, 2013, the new foreign policy decision makers got into power and the “moderation discourse” prevailed as the main approach of Rouhani's administration towards the outside world. One of the major issues of foreign policy of this term was making some changes in nuclear policy, the most important sign of which was the attainment of a nuclear deal between Iran and the world super powers under the Joint Comprehensive Plan of Action (JCPOA) on July 14, 2015. This paper addresses the main effective perceptual changes which have affected Iran's nuclear policy shift. Such perceptual changes include different perceptions of the national role and the creation of a new self-image regarding Iran's desirable status, different perceptions of structural constraints including nuclear sanctions and ultimately a different representation of “other” especially the United States. These perceptual changes of new decision makers affected the management of the nuclear policy from“ deterrent confrontation” to “constructive interaction ”with the west.management of the nuclear policy from“ deterrent confrontation” to “constructive interaction ”with the west.Iran's desirable status, different perceptions of structural constraints including nuclear sanctions and ultimately a different representation of “other” especially the United States. These perceptual changes of new decision makers affected the management of the nuclear policy from“ deterrent confrontation” to “constructive interaction ”with the west.management of the nuclear policy from“ deterrent confrontation” to “constructive interaction ”with the west.Iran's desirable status, different perceptions of structural constraints including nuclear sanctions and ultimately a different representation of “other other ”with the west.Iran's desirable status, different perceptions of structural constraints including nuclear sanctions and ultimately a different representation of “other other ”with the west.Iran's desirable status, different perceptions of structural constraints including nuclear sanctions and ultimately a different representation of “other other ”with the west.Iran's desirable status, different perceptions of structural constraints including nuclear sanctions and ultimately a different representation of “other other

    Keywords: Foreign policy, Nuclear Deal, perceptions, constructive interaction, Nuclear Policy, Interpretative Individualism
  • Rooholamin Saeidi * Pages 191-218
    International Relations as an academic discipline, originating from the West, has been influenced by Western traditions of thought and this has led to its Eurocentric nature reproduced through specific closures and strict standards of theorizing. In fact IR scholars in modern era influenced by the European Enlightenment and its endorsement of autonomous reason took the supremacy of modernity for granted and considered non-western ideas so unimportant and irrelevant that they could easily ignore and omit it from their theories without having any trouble understanding, explaining and interpreting world politics. Since the last part of the twentieth century, however, this has been challenged. The emergence of reflectivist theories with their broad definition of theory, the expansion of international agenda due to significance of new international issues, and the agency of non-Western international actors have somehow broken the meta-theoretical and theoretical boundaries of IR. The result has been pluralism and the coexistence of approaches and theories.Fortunately with the collapse of confidence in the way Western modernity has understood the world, there is now a growing openness in international relations to what different perspectives may have to offer to the world. Some preliminary steps have been taken to construct non-western theories of IR based on different concepts and presumptions. Although they are still in an embryonic stage, we will hear and read more about them in a not too distant future.In particular, so scolars are trying to establish an independent and distinct mate-theory derived from Islamic principles and rules in order to designate Islamic ontology, epistemology and methodology which can help us study and understand international relations in a religious framework. The main argument of this article is that this pluralism paves the way for non-Western IR scholars especially in Regional Studies to produce their own theories and narrative of international relations and to be free from Eurocentrism. This article has a descriptive- analytical method and uses Library Research Methods for data gathering.
    Keywords: reflectivism, theoretical pluralism, relativism, 'homemade theory, Western theory, Regional Studies, international relations
  • Mahdi Shariati * Pages 219-246
    In 40 glorious years of the Islamic Republic of Iran revolution, it has always been faced with the policy of pressure, threats and sanctions of the United States; Until the beginning of the 2011, .these sanctions have been limited to financial and commercial, but since the early 2012, Iranian sport also suffered these pressures and effects of sanctions. The present study was conducted in terms of qualitative purposeful aiming in the form of a two-round Delphi technique. The snowball sampling continued to theoretical saturation stage, which ultimately 16 experts were identified as the final sample and 13 concepts extracted. The research findings indicated that the decrease in imports of products as most positive concept (4.01), the salary of foreign coaches and players (4.73) as most positive impact and government hasty decisions (4.84) as the most indirect negative impact of sanctions on Iran sport. Considering the cost-benefit of enduring the current situation, Iran's sport seems to be part of the microeconomic sector of Iran, in addition to dealing with further difficulties, such as paying rewards and the salaries of both Iranian and foreign athletes, the exclusion of international presence and etc; It seems under the mega inflation of Iran, sport can not replicate the former success in the future.In 40 glorious years of the Islamic Republic of Iran revolution, it has always been faced with the policy of pressure, threats and sanctions of the United States; Until the beginning of the 2011, .these sanctions have been limited to financial and commercial, but since the early 2012, Iranian sport also suffered these pressures and effects of sanctions. The present study was conducted in terms of qualitative purposeful aiming in the form of a two-round Delphi technique. The snowball sampling continued to theoretical saturation stage, which ultimately 16 experts were identified as the final sample and 13 concepts extracted. The research findings indicated that the decrease in imports of products as most positive concept (4.01), the salary of foreign coaches and players (4.73) as most positive impact and government hasty decisions (4.84) as the most indirect negative impact of sanctions on Iran sport. Considering the cost-benefit of enduring the current situation, Iran's sport seems to be part of the microeconomic sector of Iran, in addition to dealing with further difficulties, such as paying rewards and the salaries of both Iranian and foreign athletes, the exclusion of international presence and etc.
    Keywords: Political Economy, Iran, Sanctions, Sports, US
  • Fahimeh Abbasi *, Mohammadsadegh Koushki Pages 247-274

    The start of the Arab developments in 2011 sheds new light on discussions about the conditions and requirements for the survival of political systems in the West Asian region and North Africa. These developments undermined the idea that sustained authoritarianism in the Arab world is a general principle. Political science scholars have always sought to explain the flexibility of authoritarian systems in the region through a variety of approaches including the institutional approach, the power of repressive forces, cultural factors and rent availability. But the developments in 2011 showed that some Middle Eastern political systems could not be sustainable, which is why some political systems in the Arab world failed to survive in 2011 compared to other political systems in the region. To answer this question, the present paper examines economic liberalization policies in Egypt as a case study, and concludes that the implementation of these policies in Egypt has led to a split within the ruling elite coalition, especially among the emerging economic class (new guards) and the military, which challenged the ruling regime's ability to survive in 2011.

    Keywords: Arab Spring, Economic Liberalization, Ruling Elite, Emerging Economic Class, army
  • Maryam Moradi *, Alireza Moussavizadeh, Aliasghar Kazemi Zand, Mohammadreza Dehshiri Pages 275-304

    Using effective tools and methods to create a positive image of a country is an important issue in public diplomacy. Given that Africa is one of the strategic areas of the Islamic Republic of Iran, Iran has failed to make good use of this capacity and to succeed in the field of public diplomacy. This is important because the presence of competing countries with Iran in Africa has been instrumental in creating challenges for Iran on the continent and has given a security perspective to Iran's actions in Africa and Iran cannot succeed. The field of influencing African public opinion and promoting its goals and interests is doing better. Now the question arises: what is the effective strategy of the Islamic Republic of Iran for the success of public diplomacy in Africa? In the present study, first, a descriptive-analytical approach, using library documents and resources, deals with the general diplomacy of Iranian diplomacy in Africa and the security outlook formed using the Copenhagen School. Then, using in-depth interviews (one of a series of surveys) with 20 experts in the field of Africa and public diplomacy, as well as using the Swat Matrix Analysis method, the data were analyzed. The results, therefore, imply that a reactive or rethinking strategy could weaken Iran's public diplomacy on the continent by weakening the security outlook on Iran's activities in Africa

    Keywords: Africa, Copenhagen School, Islamic Republic of Iran, public diplomacy, Rival Countries, securitization, Strategy
  • Mahdi Naderi *, Shohre Perani Pages 305-328

    Leading Strategies in the Aftermath fortieth of the Islamic Revolution(Explaining the Second Step of the Islamic Revolution Statement) The relative realization of the objectives of the Islamic Revolution requires the identification of the present situation and planning to achieve the desired status. The second step of the Islamic Revolution statement is in fact a plan for moving from the present to the desired state. Considering the importance of this issue, this paper, using the SOWT methodology, attempts to answer this question: "What are the strategies of the Iranian society on the eve of the 40th anniversary of the Islamic Revolution based on the statement of the second step?"Based on the statement of the second step of the Islamic Revolution, four strategies can be devised during the period of the Islamic Revolution: 1. the "Aggressive" Strategy of the Islamic Revolution, with regard to internal strengths and external opportunities. 2. The "Conservative" policy of the Islamic Revolution on the Internal Strengths and External Threats. 3. The "competitive" strategy of the Islamic Revolution regarding external opportunities and internal weaknesses. 4. "Defensive " strategy of the Islamic Revolution considering internal weaknesses and external threats. Given the success of the Islamic Revolution in the "strengths" and "promising" opportunities, compared to weaknesses and threats, the efforts of statesmen must mobilize resources, facilities and capacities in order to plan their operations in line with the " Aggressive " strategy in the regional environment. And the international system.

    Keywords: Ali Khamenei, Islamic revolution, Islamic Civilization, Statement of the second step, rationality, SOWT
  • Hamid Houshangi * Pages 329-360

    Discourse analysis of the Supreme leader about SunnisIslamic Republic of Iran is one of the countries with religious diversity . There are different approaches to religious diversity in Iran . Some scholars have identified this diversity as a threat to the country and some researchers have an opportunity to approach this phenomenon . According to foundations of the Islamic Republic of Iran , religious diversity is an opportunity to interact with the Islamic world , but this diversity may serve as a platform for exerting pressure on foreigners . Accordingly, protection the Sunnis as opportunity requires clever policy making . Policy making has many stages and understanding policy discourse is one of the key stages in policy design . Extraction of the Supreme Leader's Discourse as One of the basis of policy making in the Islamic Republic of Iran is necessary for entering to policy making . On this basis , this article attempts to elaborate on the discourse of the supreme leader about Sunnis . To achieve this goal , Practical Discourse Analysis Method (PDAM) has been used . In this paper , by using this model , three stages of description, interpretation and explanation are performed based on 5 dimensions analysis of the statistical population sample layers (from level to depth) . Discourse analysis of the Supreme Leader of the Revolution shows that the nodal point for the discourse of the supreme leader of the revolution is the umma of Islamic unit and the confrontation with the system of domination and other components , such as the rejection of discriminatory religious views , the preservation of unity , and the opportunity to recognize the Sunnis as other essential point of discourse are recognizable .

    Keywords: Discourse, PDAM, Seyed Ali Khamenei. Sunnis, Supreme Leader of the Revolution, United Ummah, Unity