فهرست مطالب

علوم روانشناختی - پیاپی 87 (خرداد 1399)
  • پیاپی 87 (خرداد 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/02/12
  • تعداد عناوین: 12
|
  • فریبا جعفریان نمینی*، آریستا شجاع الدین، نیما قربانی، رضا رستمی صفحات 265-273
    زمینه

    اختلال افسردگی اساسی بیماری ناتوان کننده ای است که به طور قابل توجهی با آسیب فردی، اجتماعی و اقتصادی مرتبط است. روش های درمانی گوناگونی از جمله لیزر اکوپانکچر و روان درمانی پویشی فشرده کوتاه مدت در این زمینه مورد استفاده قرار گرفته است، اما آیا روش های ترکیبی درمانی اثربخش تر از هرکدام از روش های درمانی به تنهایی است؟

    هدف

    مطالعه مقدماتی بررسی اثربخشی روش های روان درمانی پویشی و لیزر طب سوزنی بر کاهش افسردگی بود.

    روش

    پژوهش از نوع نیمه آزمایشی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر افراد دارای نشانگان افسردگی اساسی مراجعه کننده به مرکز بینش نو در تهران (1397-1398) بود، 10 بیمار 25 تا 50 ساله مبتلا به اختلال افسردگی اساسی مراجعه کننده به مرکز بینش نو به روش نمونه گیری تصادفی به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش عبارت از: پرسشنامه افسردگی بک (1961) و نسخه ویرایش شده چک لیست نشانه ها (SCL-90-R، دروگاتیس، 1975)، جلسات روان درمانی پویشی فشرده کوتاه مدت (دوانلو، 1997) و درمان لیزر طب سنتی. داده ها با روش تحلیل واریانس چند متغیری انجام شد.

    یافته ها

    هر دو روش لیزردرمانی و لیزر درمانی به همراه روان درمانی پویشی موجب کاهش افسردگی شدند (0/001<p).

    نتیجه گیری

    طب سوزنی لیزری بسیاری از ساختارها و انتقال دهنده های عصبی در سیستم عصبی مرکزی را تحت تاثیر قرار می دهد و همراه شدن آن با روان درمانی پویشی که به آزادسازی هیجانات و رساندن آن به سطح آگاهی کمک می کند بیشتر به کاهش افسردگی کمک می کند.

    کلیدواژگان: روش های روان درمانی پویشی، لیزر طب سوزنی، افسردگی
  • آمنه شاکری*، یاسر مدنی، سمیه شاهمرادی صفحات 275-290
    زمینه

    اختلافات والد - نوجوان بخشی اجتناب ناپذیر از دوران نوجوانی است. هر چند که تعلق به نسل های متفاوت در هر خانواده ای، ناگریز فاصله ای میان نسل ها ایجاد می کند، اما در خانواده های مهاجر، دشواری گذار از تعارضات دوران نوجوانی، با چالش های رایج بعد از مهاجرت در می آمیزد و تنش هایی را در ارتباط والدین و نوجوان برمی انگیزد. اهمیت موضوع ارتباط والد - نوجوان در خانواده های مهاجر، سبب شده است پژوهش های بسیاری در این زمینه با محوریت گروه های پرجمعیت مهاجران انجام پذیرد، اما پژوهشی که بررسی چالش های ارتباطی والد - نوجوان بپردازد مغفول واقع شده است.

    هدف

    چالش های ارتباطی والد - نوجوان در خانواده های مسلمان ایرانی مقیم آمریکا از نگاه والدین بود.

    روش

    پژوهش از نوع کیفی با روش پدیدارشناسی بود. جامعه آماری شامل خانواده های مسلمان ایرانی مقیم آمریکا بود که 15 نفر از پدران و مادران به روش نمونه گیری گلوله برفی به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش مصاحبه ی عمیق نیمه ساختاریافته بود. تحلیل داده ها با روش هفت مرحله ای کلایزی انجام شد.

    یافته ها

    مولفه های چالش های ارتباطی والد - نوجوان در خانواده های مسلمان ایرانی مقیم آمریکا از نگاه والدین عبارتند از: تفاوت های فرهنگی، شکاف نسلی زمانی و مکانی و عدم آشنایی کافی والدین مهاجر با محیط مدارس و گروه همسالان فرزندان بود.

    نتیجه گیری

    تفاوت های فرهنگی، شکاف نسلی زمانی و مکانی و عدم آشنایی کافی والدین مهاجر با محیط مدارس و گروه همسالان فرزندان می تواند عملکرد خانواده ی مهاجر را به خطر انداخته و دشواری های ارتباطی میان والدین و نوجوان ایجاد کند.

    کلیدواژگان: چالش های ارتباطی والد - نوجوان، خانواده های مسلمان ایرانی، مقیم آمریکا، نگاه والدین
  • سارا کریمی*، معصومه اسماعیلی صفحات 291-298
    زمینه

    معلمان به دلیل تجربه تعارض کار - خانواده نیاز به سطح بالاتری از تاب آوری در برابر مسایل به ویژه سازگاری زناشویی دارند. اما مسیله اصلی اینست، آیا بین راهبردهای تنظیم هیجان و تاب آوری با سازگاری زناشویی معلمان زن رابطه وجود دارد؟

    هدف

    هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه راهبردهای تنظیم هیجان و تاب آوری با سازگاری زناشویی معلمان زن بود.

    روش

    پژوهش حاضر از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه معلمان زن در سال تحصیلی 97-1396 در سطح شهر قزوین بود که 100 معلم به روش نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش عبارتند از، پرسشنامه های تاب آوری کانر - دیویدسون (2003)، راهبردهای تنظیم هیجان گروس (2003) و سازگاری زناشویی (1976). تحلیل داده ها با استفاده از آزمون های پارامتریک و آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه انجام شد. 

    یافته ها:

    راهبرد تنظیم هیجان «ارزیابی مجدد» و تاب آوری رابطه مثبت و معنی داری با سازگاری زناشویی داشت (0/05<p). راهبرد تنظیم هیجان «سرکوبی» رابطه منفی با سازگاری زناشویی داشت (0/05<p). در کل راهبردهای تنظیم هیجان و تاب آوری سازگاری زناشویی را در بین معلمان پیش بینی کردند (0/05<p).

    نتیجه گیری: 

    می توان سازگاری زناشویی معلمان زن را به وسیله راهبردهای تنظیم هیجان و تاب آوری پیش بینی کرد.

    کلیدواژگان: تنظیم هیجان، تاب آوری، سازگاری زناشویی، معلمان
  • امید میرزایی فندخت، فریبرز درتاج*، اسماعیل سعدی پور، صغری ابراهیمی قوام، علی دلاور صفحات 299-311
    زمینه

    تحقیقات متعددی، اهمیت نیازهای اساسی روانشناختی دانش آموزان را مورد مطالعه قرار داده اند و به بررسی نقش نیازهای اساسی روانشناختی در ایجاد امید، کارایی، تاب آوری و خوش بینی، عملکرد تحصیلی، کاهش فرسودگی و ناکارآمدی تحصیلی پرداخته اند. اما در مورد رابطه محیط حامی خود پیروی با بهزیستی تحصیلی با نقش واسطه ای نیازهای اساسی روانشناختی شکاف تحقیقاتی وجود دارد.

    هدف

     رابطه محیط حامی خود پیروی با بهزیستی تحصیلی با نقش واسطه ای نیازهای اساسی روانشناختی بود.

    روش

    پژوهش از نوع همبستگی با مدل معادلات ساختاری بود. جامعه آماری تمامی دانش‏آموزان پسر دوره متوسطه شهر قاینات در سال تحصیلی 98- 1397 بودند که 380 دانش آموز با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای به عنوان نمونه انتخاب شد. ابزار پژوهش عبارتند از: پرسشنامه محیط حامی خودپیروی آسور و دیگران (2002)، بهزیستی تحصیلی تومینین - سوینی و همکاران (2012) و مقیاس نیازهای اساسی روانشناختی لاگواردیا و همکاران (2000). تحلیل داده ها با آزمون های همبستگی پیرسون، رگرسیون، تحلیل عاملی و معادلات ساختاری انجام شد.

    یافته ها

    محیط حامی خود پیروی اثر مستقیم و معنی داری بر نیازهای اساسی روانشناختی و بهزیستی تحصیلی و نیازهای اساسی روانشناختی نیز اثر مستقیم و معنی داری بر بهزیستی تحصیلی دارد (0/01>P). همچنین محیط حامی خود پیروی از طریق متغیر میانجی نیازهای اساسی روانشناختی اثر غیرمستقیم بر بهزیستی تحصیلی دانش آموزان دارد (0/01>P).

    نتیجه گیری

    افزایش کیفیت محیط های حامی خود پیروی سبب ارتقا نیازهای روانشناختی دانش آموزان و بهزیستی تحصیلی آنان می شود.

    کلیدواژگان: بهزیستی تحصیلی، محیط حامی خودپیروی، نیازهای اساسی روانشناختی
  • محمدصادق زمانی زارچی*، معصومه صیادی، فاطمه صفرپور صفحات 313-320
    زمینه

    ناباروری در سراسر جهان و در همه فرهنگ ها به عنوان یک تجربه تنش آور، بحرانی و تهدیدکننده ثبات فردی، زناشویی، خانوادگی و اجتماعی شناخته شده است. اما مسیله اصلی اینست، آیا زوج درمانگری هیجان مدار بر حمایت اجتماعی ادراک شده و احساس تنهایی زوجین نابارور تاثیر دارد؟

    هدف

    اثربخشی زوج درمانگری هیجان مدار بر حمایت اجتماعی ادراک شده و احساس تنهایی در زوجین نابارور بود.

    روش

    پژوهش از نوع نیمه تجربی با طرح پیش آزمون -پس آزمون همراه با گروه گواه بود. جامعه آماری را زوج های نابارور مراجعه کننده به مراکز خصوصی زنان و نازایی شهر قم در نیمه دوم سال 1394 و نیمه اول سال 1395 تشکیل دادند. 30 زوج به صورت نمونه گیری هدفمند به عنوان نمونه انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمون (15 زوج) و گواه (15 زوج) جایگزین شدند. ابزار پژوهش عبارتند از، مقیاس حمایت اجتماعی ادراک شده چندبعدی (زیمت، داهلم، زیمت و فارلی، 1988)، مقیاس احساس تنهایی اجتماعی عاطفی برای بزرگسالان (دیتوماس، برنن و بست، 2004) و برنامه آموزش زوج جانسون (2004). تحلیل داده ها با استفاده از آزمون های تحلیل کوواریانس چند متغیری انجام شد. 

    یافته ها:

    نتایج حاصل از تحلیل نشان داد که زوج درمانگری هیجان مدار باعث افزایش معنادار میانگین نمرات پس آزمون متغیر حمایت اجتماعی ادراک شده و خرده مقیاس های آن (حمایت دوستان، حمایت خانواده و حمایت افراد خاص) در گروه آزمون گردید (0/05<p). همچنین نتایج بیانگر آن بود که میانگین نمرات پس آزمون متغیر احساس تنهایی و خرده مقیاس های آن (تنهایی رمانتیک، تنهایی خانوادگی و تنهایی اجتماعی) در گروه آزمون و گواه تفاوت معناداری با یکدیگر داشتند (0/05<p). 

    نتیجه گیری:

     آموزش مبتنی بر زوج درمانگری هیجان مدار باعث بهبود حمایت اجتماعی ادراک شده در زوجین گردید و احساس تنهایی آنان را کاهش داد.

    کلیدواژگان: زوج درمانگری هیجان مدار، حمایت اجتماعی ادراک شده، احساس تنهایی، زوج های نابار
  • شقایق ظفری، ملوک خادمی اشکذری* صفحات 321-328
    زمینه

    پژوهش های زیادی درباره ارتباط راهبردهای شناختی تنظیم هیجان، ذهن آگاهی و کمال گرایی انجام شده است، اما نقش این راهبردها در پیش بینی مشکلات هیجانی مورد غفلت واقع شده است.

    هدف

    بررسی مدل ساختاری راهبردهای شناختی تنظیم هیجان، ذهن آگاهی و کمال گرایی در پیش بینی مشکلات هیجانی در دانش آموزان بود.

    روش

    پژوهش از نوع توصیفی - تحلیلی بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دختر و پسر دوره دوم دبیرستان شهر تهران در سال تحصیلی 98-97 بود. 140 نفر (120 نفر دختر و 120 نفر پسر) به شیوه ی خوشه ای چند مرحله ای به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش عبارتند از: مقیاس پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان گارنفسکی و همکاران (2001)، پرسشنامه مشکلات هیجانی (مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس) لاوبوند و لاوبوند (1995)، پرسشنامه ذهن آگاهی رایان و براون (2003) و پرسشنامه کمال گرایی چندبعدی تهران (بشارت، 1386). تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از مدل معادلات ساختاری انجام گرفت.

    یافته ها

    راهبردهای شناختی تنظیم هیجان، ذهن آگاهی و کمال گرایی با مشکلات هیجانی رابطه مثبت دارند (0/05<p).

    نتیجه گیری

    مشکلات هیجانی را می توان با راهبردهای شناختی تنظیم هیجان، ذهن آگاهی و کمال گرایی پیش بینی کرد.

    کلیدواژگان: راهبردهای شناختی تنظیم هیجان، ذهن آگاهی، کمال گرایی، مشکلات هیجانی، دانش آموزان
  • علی شیخ الاسلامی*، سارا تقی زاده هیر، پژمان هنرمند قوجه بگلو، علیرضا مرادیان صفحات 329-338
    زمینه

    پژوهش هایی در زمینه کیفیت زندگی، سلامت روانی و اضطراب و افسردگی والدین کودکان مبتلا به اختلال کمبود توجه / فزون کنشی انجام شده است. اما مساله اصلی این است، پژوهشی که به مقایسه بهزیستی هیجانی، صمیمیت زناشویی و کیفیت زندگی مادران کودکان مبتلا به اختلال کمبود توجه / فزون کنشی با مادران کودکان عادی بپردازد، مغفول واقع شده است.

    هدف

    این پژوهش با هدف مقایسه بهزیستی هیجانی، صمیمیت زناشویی و کیفیت زندگی مادران کودکان مبتلا به اختلال کمبود توجه / فزون کنشی با مادران کودکان عادی انجام شد.

    روش

    این پژوهش یک مطالعه توصیفی از نوع علی - مقایسه ای بود. جامعه آماری پژوهش را تمامی مادران دارای کودک مبتلا به اختلال کمبود توجه / فزون کنشی و مادران کودکان عادی شهر اردبیل در سال تحصیلی 96-1395 تشکیل می‏دادند که از میان آنها با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس 120 مادر (60 نفر از مادران دارای کودک مبتلا به اختلال کمبود توجه / فزون کنشی و 60 نفر از مادران دارای کودک عادی) به عنوان نمونه انتخاب شدند. داده ها با استفاده از مقیاس تجدید نظر شده درجه بندی کانرز والدین - فرم کوتاه (کانرز، 1999)، مصاحبه بالینی، مولفه بهزیستی هیجانی پرسشنامه بهزیستی ذهنی کییز و ماگیارمو (2003)، پرسشنامه صمیمیت زناشویی باگاروزی (2001) و پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی - فرم کوتاه (1998) جمع آوری گردید. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل واریانس چند متغیری استفاده شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که میزان بهزیستی هیجانی، صمیمیت زناشویی و کیفیت زندگی مادران کودکان مبتلا به اختلال کمبود توجه / فزون کنشی به طور معنی داری کمتر از مادران کودکان عادی بود (0/01>P).

    نتیجه گیری

    مادران کودکان مبتلا به اختلال کمبود توجه / فزون کنشی از بهزیستی هیجانی، صمیمیت زناشویی و کیفیت زندگی کمتری نسبت به مادران کودکان عادی برخوردار هستند.

    کلیدواژگان: بهزیستی هیجانی، صمیمیت زناشویی، کیفیت زندگی، اختلال کمبود توجه، فزون کنشی
  • نفیسه صریحی، داوود معنوی پور*، مجتبی صداقتی فرد صفحات 339-348
    زمینه

    کارکردهای اجرایی مغز، ساختارهای مهمی هستند که با فرآیندهای روانشناختی، مسیول کنترل هوشیاری، تفکر و اعمال مرتبط با آن هستند. بنابراین مسیله پژوهش این است که آیا با استفاده از مداخله روان درمانی پویشی کوتاه مدت، تن آگاهی و تلفیق این دو با یکدیگر می توان کارکردهای اجرایی را ارتقا بخشید.

    هدف

    این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی برنامه مداخله ای روان درمانی پویشی کوتاه مدت، آموزش تن آگاهی و تلفیق این دو برکارکردهای اجرایی انجام شد.

    روش

    طرح این پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود که آزمون برج لندن جهت سنجش عملکردهای اجرایی مغز (توانایی حل مسیله) به کار گرفته شد. جامعه پژوهش شامل 2076 نفر از دانش آموزان دختر پایه نهم منطقه 4 شهر تهران بود که در سال تحصیلی 96-1395 مشغول به تحصیل بودند. 60 نفر آزمودنی انتخاب که پس از مصاحبه تشخیصی اولیه 45 نفر، به روش نمونه در دسترس مناسب جهت شرکت در دوره شناخته شدند، در مرحله بعد افراد به صورت تصادفی براساس قرعه کشی در 3 گروه آزمایش و 1 گروه کنترل جایگیری شدند. ابزار پژوهش آزمون برج لندن شالیس (1982)، پروتکل روان درمانی پویشی دوانلو (1995) و مداخله تن آگاهی کبات - زین (1982، 1990) بود. به منظور تحلیل داده ها از تحلیل واریانس مختلط استفاده شد.

    یافته ها

    یافته های حاصل از تحلیل بر روی نمرات پیش آزمون و پس آزمون بین دو گروه آزمایش وکنترل نشان داد که برنامه های آموزش تن آگاهی، برنامه مداخله ای روان درمانی پویشی کوتاه مدت و تلفیق این دو باعث افزایش نمرات در هر سه گروه آزمایش در پس آزمون و پیگیری شده است و اثربخشی مداخله تلفیقی بیشتر از دو مداخله دیگر بوده است (0/05>p).

    نتیجه گیری

    مداخله تلفیقی بیشترین تاثیر و مداخله تن آگاهی کمترین تاثیر را بر توانایی حل مسیله آزمودنی ها داشته است. هرچند که تاثیرگذاری مداخله مبتنی بر روان درمانی پویشی کوتاه مدت بیشتر از مداخله تن آگاهی بوده است اما تفاوت بین این دو مداخله قابل توجه نبود، این در حالی است که تفاوت مداخله تن آگاهی و تلفیقی قابل توجه بود.

    کلیدواژگان: عملکردهای اجرایی مغز، توانایی حل مساله، تن آگاهی، روان درمانی پویشی کوتاه مدت
  • آتوسا مهدیزاده*، مهناز علی اکبری دهکردی، محمدعلی نیلفروش زاده، احمد علیپور، پروین منصوری صفحات 349-359
    زمینه

    پسوریازیس یک بیماری پوستی مزمن است که هیجانات ممکن است بر روی علایم و مشکلات مرتبط با آن تاثیر داشته باشند. اما آیا درمانگری شناختی - رفتاری هیجان مدار و شناخت درمانگری مبتنی بر ذهن آگاهی بر روی علایم بیماری و مسایل مرتبط با آن موثر باشند؟ و کدام درمان اثربخش تر است؟

    هدف

    مقایسه اثربخشی درمانگری شناختی - رفتاری هیجان مدار و شناخت درمانگری مبتنی بر ذهن آگاهی بر اضطراب اجتماعی - جسمانی، خارش، و شدت پسوریازیس در بیماران پسوریازیس بود.

    روش

    تحقیق حاضر یک مطالعه نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری دوماهه با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل 30 نفر از بیماران مراجعه کننده به مرکز تحقیقات پوست دانشگاه علوم پزشکی تهران بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در گروه گواه (5 مرد و 5 زن) و گروه های آزمایش اول (5 مرد و 5 زن) و دوم (5 مرد و 5 زن) گمارده شدند. ابزار عبارتند از: جلسلات درمانگری شناختی - رفتاری هیجان مدار سووج و همکاران (2006) و مدل داتیلیو (2010) وجلسات شناخت درمانگری مبتنی بر ذهن آگاهی کابات زین (1990) مقیاس اضطراب اجتماعی - جسمانی هارت و همکاران (1989)، مقیاس آنالوگ دیداری، و شاخص شدت و سطح پسوریازیس کورتی (2009). داده ها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل شدند.

    یافته ها

    هر دو درمان باعث کاهش اضطراب اجتماعی - جسمانی شدند با اثربخشی بیشتر شناخت درمانگری مبتنی بر ذهن آگاهی. همچنین هر دو مداخله به میزان یکسانی بر کاهش خارش اثربخش بودند. درمانگری شناختی - رفتاری هیجان مدار، اما نه شناخت درمانگری مبتنی بر ذهن آگاهی، باعث کاهش شدت پسوریازیس شد. در پیگیری دو ماهه تغییرات حاصل شده در طی زمان پایدار باقی ماندند (0/001<p).

    نتیجه گیری

    این دو درمان مداخلات مفیدی جهت کاهش اضطراب اجتماعی - جسمانی و علایم و شدت بیماری در بیماران پسوریازیس می باشند.

    کلیدواژگان: درمانگری شناختی - رفتاری هیجان مدار، شناخت درمانگری مبتنی بر ذهن آگاهی، اضطراب اجتماعی - جسمانی، خارش، شدت پسوریازیس، پسوریازیس
  • ابوالفضل حسینی قیداری، محمود گودرزی*، حمزه احمدیان، یحیی یاراحمدی صفحات 361-374
    زمینه

    باورهای غیر منطقی ارتباطی، تمایز یافتگی فردی و سرخوردگی زناشویی از عواملی است که باعث به وجود آمدن گرایش طلاق در مردان می شود. اما مسیله اصلی اینست آیا بین باورهای غیرمنطقی ارتباطی و تمایزیافتگی با واسطه گری عملکرد جنسی و سرخوردگی زناشویی با گرایش به طلاق مردان رابطه معنی داری وجود دارد؟

    هدف

    ارایه مدل علی گرایش به طلاق مردان متاهل مراجعه کننده به مراکز مشاوره براساس باورهای غیرمنطقی ارتباطی و تمایزیافتگی فردی با نقش واسطه ای عملکرد جنسی و سرخوردگی زناشویی بود.

    روش

    پیمایشی از نوع همبستگی و تحلیلی بود. جامعه آماری شامل کلیه مردان متاهل مراجعه کننده به مراکز مشاوره در سراسر شهر تهران بود، به روش نمونه گیری تصادفی در دسترس تعداد 240 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار عبارتند از: پرسشنامه های استاندارد شده باورهای ارتباطی آدیلسون و اپشتاین، تمایزیافتگی فردی (1982)، عملکرد جنسی مردان (FSEI) روزن و همکاران (2000)، سرخوردگی زناشویی نیهویس و بارتل (2006) و گرایش به طلاق روزلت، جانسون و مورو (1986). داده ها با استفاده آزمون های رگرسیون چندگانه و تحلیل مسیر تحلیل شد.

    یافته ها

    مولفه های باورهای غیرمنطقی ارتباطی و تمایزیافتگی فردی با نقش واسطه ای عملکرد جنسی و سرخوردگی زناشویی در گرایش به طلاق مردان رابطه دارد (0/05>p).

    نتیجه گیری

    کاهش سرخوردگی زناشویی و باورهای غیرمنطقی ارتباطی می توانند در کنار افزایش تمایزیافتگی فردی و عملکرد مناسب جنسی مردان در کاهش گرایش به طلاق مردان دارای مشکل زناشویی، تاثیر مثبتی بگذارند.

    کلیدواژگان: گرایش به طلاق، باورهای غیرمنطقی ارتباطی، تمایزیافتگی فردی، عملکرد جنسی، سرخوردگی زناشویی، مردان
  • سیدجواد آرامی، غلامرضا ثناگوی محرر*، محمود شیرازی صفحات 375-381
    زمینه

    یکی از مسایلی که در مورد بیماران تحت درمان با متادون باید به آن توجه داشت، مسیله کیفیت خواب این بیماران می باشد. اما مسیله اصلی اینست، آیا رویکرد تحلیل رفتار متقابل بر بهبود کیفیت خواب بیماران تحت درمان با متادون تاثیر دارد؟

    هدف

    بررسی تاثیر آموزش گروهی رویکرد تحلیل رفتار متقابل بر بهبود کیفیت خواب و مولفه های آن در بیماران مرد تحت درمان با متادون بود.

    روش

    پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری و گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه بیماران تحت درمان با داروی متادون یکی از مراکز درمان سوءمصرف مواد شهر تهران در سال 1394-1395 بود، تعداد 40 بیمار به روش نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه (20 نفر) جایگزین شدند. ابزار عبارتند از: پرسشنامه کیفیت خواب پیتزبورک (دانیل جی بایسی و همکاران، 1989) و پروتکل آموزش گروهی تحلیل رفتار متقابل (عطادخت، جعفریان دهکردی، بشرپور و نریمانی، 1394). تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس انجام شد.

    یافته ها

    رویکرد تحلیل رفتار متقابل بر بهبود کیفیت خواب بیماران تحت درمان با متادون تاثیر معنادار داشت (0/05>P). 

    نتیجه گیری:

     می توان برای بهبود کیفیت خواب بیماران تحت درمان با متادون از آموزش رویکرد تحلیل رفتار متقابل استفاده کرد.

    کلیدواژگان: رویکرد تحلیل رفتار متقابل، بهبود کیفیت خواب، بیماران، درمان با متادون
  • فاطمه مهدی زاده، علی دره کردی* صفحات 383-389
    زمینه

    طرحواره های ناسازگار اولیه از عواملی هستند که می توانند بر زندگی و روابط بین زوجین تاثیرگذار باشند. اما مسیله اصلی اینست، آیا ابعاد ذهن آگاهی در رابطه بین طرحواره های ناسازگار اولیه و نگرش به روابط فرازناشویی می توانند نقش میانجی گر داشته باشد؟

    هدف

    بررسی رابطه طرحواره های ناسازگار اولیه با نگرش به روابط فرازناشویی با توجه به میانجی گری ابعاد ذهن آگاهی بود.

    روش

    این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری کلیه زوجین 25 تا 40 ساله شهر انار بودند. 205 زوج به روش نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پزوهش عبارتند از: پرسشنامه ی گرایش به روابط فرازناشویی حبیبی و پورآوری (1391)، فرم کوتاه پرسشنامه ذهن آگاهی فرایبورگ (2006) و پرسشنامه طرحواره ناسازگار اولیه یانگ (1988). تحلیل داده‏ها با روش تحلیل مسیر و تحلیل میانجی گرانه چندگانه انجام شد.

    یافته ها

    مدل نهایی با داده ها برازش مطلوبی دارد و طرحواره های ناسازگار اولیه از طریق ابعاد ذهن آگاهی پیش بینی کننده نگرش به روابط فرازناشویی هستند (0/05>p). همچنین نتایج تحلیل میانجی گرانه نیز نشان داد از ابعاد ذهن آگاهی، توصیف، عدم قضاوت و عدم واکنش مهمترین نقش میانجی گرانه را دارند (0/05>p).

    نتیجه گیری

    می توان از طرحواره های ناسازگار اولیه و ابعاد ذهن آگاهی روابط فرازناشویی را پیش بینی کرد.

    کلیدواژگان: طرحواره های ناسازگار اولیه، روابط فرازناشویی، ابعاد ذهن آگاهی
|
  • Fariba Jafarian Nemini*, Arista SHOJAEDIN, Nima Ghorbani, Reza Rostami Pages 265-273
    Background

    Major depressive disorder is a debilitating disease that is significantly associated with personal, social and economic injury. Various therapies such as laser acupuncture and short-term intensive dynamic psychotherapy have been used in this area, but is the combination of these therapies more effective than either of them?

    Aims

    The aim of this study was to investigate the effectiveness of acupuncture scanning and laser therapy on depression.

    Method

    This was a quasi-experimental study. The statistical population of this study consisted of people with major depressive disorder referring to New Vision Center in Tehran (2018-2019). 10 patients with major depressive disorder referred to New Vision Center were selected by random sampling. Research instruments included Beck Depression Inventory (1961) and revised Symptom Checklist (SCL-90-R; Drogatis, 1975), short-term intensive scanning psychotherapy sessions (Davanlo, 1997), and laser medicine therapy. Traditional. Data were analyzed using multivariate analysis of variance.

    Results

    Both laser therapy and laser therapy combined with dynamic psychotherapy reduced depression (P<0/001).

    Conclusions

    Laser acupuncture affects many neurotransmitters and transmitters in the central nervous system and is coupled with dynamic psychotherapy that helps to release emotions and bring them to consciousness. Depression helps.

    Keywords: Dynamic psychotherapy, acupuncture laser, depression
  • Ameneh Shakeri*, Yaser Madani, Somayeh Shahmoradi Pages 275-290
    Background

    Parent-adolescent disputes are an inevitable part of adolescence. Although belonging to different generations in each family inevitably creates a gap between generations, in immigrant families, the difficulty of transitioning from adolescent conflict to the common challenges after migration Interferes and raises tensions between parents and adolescents. The importance of parent-adolescent communication in immigrant families has led to much research focusing on large-scale immigrant groups, but research on the challenges of parent-adolescent communication has been neglected.

    Aims

    Parent-adolescent communication challenges in Iranian Muslim families residing in the United States were viewed as parental.

    Method

    The research method was qualitative with phenomenological method. Statistical population consisted of Iranian Muslim families residing in the USA. Five parents were selected by snowball sampling method. The research tool was semi-structured in-depth interview. Data analysis was performed using the seven-stage method of Colaizzi.

    Results

    The components of parent-adolescent communication challenges in Iranian Muslim families residing in the United States from parents' perspective are: cultural differences, temporal and spatial generation gap, and insufficient familiarity of immigrant parents with school environment and peer group. They were children for three years.

    Conclusions

    Cultural differences, temporal and spatial generation gap, and insufficient familiarity of immigrant parents with school environment and peer group of children can jeopardize immigrant family functioning and create communication difficulties between parents and adolescents. Slow.

    Keywords: Parent-adolescent communication challenges, iranian muslim families, US resident, parental perspective
  • Sara Karimi*, Masoumeh Esmaeili Pages 291-298
    Background

    Teachers need a higher level of resilience to issues, especially marital adjustment, due to work-family conflict experiences.

    Aims

    The purpose of the present study was to investigate the relationship between emotion regulation strategies and resilience with marital adjustment of female teachers.

    Method

    This study was a correlational study. The statistical population consisted of all female teachers in Qazvin city during the academic year 2017-2018. 100 teachers were selected as the sample by available sampling method. Research tools include Conner-Davidson Resilience Questionnaires (2003), Gross Emotion Regulation Strategies (2003), and Marital Adjustment (1976). Data were analyzed using parametric tests and Pearson correlation test and multiple regression.

    Results

    There was a significant positive relationship between marital adjustment (P<0/05) and "reappraisal" emotion regulation strategy. Negative emotion regulation strategy had a negative relationship with marital adjustment (p<0/05). Overall, emotion regulation and resiliency strategies predicted marital adjustment among teachers (p<0/05).

    Conclusions

    Marital adjustment of female teachers can be predicted by emotion regulation and resilience strategies.

    Keywords: Emotion regulation, resilience, marital adjustment, teachers
  • Omid Mirzaei Fandokht, Fariborz Dortaj*, Esmaeil Saadipour, Soghra Ebrahimi Ghavam, Ali Delavar Pages 299-311
    Background

    Numerous studies have studied the importance of basic psychological needs in students and have investigated the role of basic psychological needs in creating hope, efficiency, resilience and optimism, academic performance, burnout and academic inefficiency. But there is a research gap on the relationship between self-supportive environment and academic well-being with the mediating role of basic psychological needs.

    Aims

    The relationship between self-adherence supportive environment and academic well-being with the mediating role of basic psychological needs.

    Method

    The research was correlated with structural equation modeling. The statistical population consisted of all male high school students in Qaenat city in the academic year of 2018-2019. Research tools include the. Research tools include the Self Assessment of Self Assessment Questionnaire of Assor et al (2002), the Tominin-Sweeney et al (2012) academic well-being scale, and the Lagardia et al(2000). Data were analyzed using Pearson correlation, regression, factor analysis, and structural equations.

    Results

    Self-supporting environment has a direct and significant effect on basic psychological needs and academic well-being and basic psychological needs also has a direct and significant effect on academic well-being (P <0.01). Also, self-supportive environment through mediating variable of basic psychological needs has an indirect effect on students' academic well-being (P<0/01).

    Conclusions

    Increasing the quality of self-supportive environments enhances the psychological needs of students and their academic well-being.

    Keywords: Academic well-being, self-supportive environment, basic psychological needs
  • MohammadSadegh Zamani Zarchi*, Masomeh Sayadi, Fatemeh Safarpour Pages 313-320
    Background

    Infertility has been recognized worldwide as a stressful, critical and threatening experience of personal, marital, family and social stability throughout the world and across cultures. But the key question is, does emotion-focused therapy affect perceived social support and the loneliness of infertile couples?

    Aims

    The effect of emotion-focused couple therapy on perceived social support and loneliness in infertile couples.

    Method

    This study was quasi-experimental with pre-test and post-test design with control group. The statistical population consisted of infertile couples referring to private centers for women and infertility in Qom in the second half of 2015 and the first half of 2016. Thirty couples were selected by purposive sampling and were randomly divided into two groups (15 couples) and control (15 couples). Research instruments include the Multidimensional Perceived Social Support Scale (Zimet, Dahlm, Zimet & Farley, 1988), the Adult Social Emotional Loneliness Scale (Ditomas, Bernen & Bast, 2004) and the Johnson Couple Training Program (2004). Data analysis was performed using multivariate analysis of covariance.

    Results

    The results showed that emotion-focused couple therapy significantly increased the mean scores of perceived social support variable and its subscales (friends support, family support and support). Specific individuals) in the test group (P<0/05). The results also showed that the mean of post-test scores of variable sense of loneliness and its subscales (romantic loneliness, family loneliness and social loneliness) were significantly different in the experimental and control groups (P<0/05).

    Conclusions

    Couple-based training in emotion-focused therapy improved perceived social support in couples and reduced their sense of loneliness.

    Keywords: Emotional couple therapy, perceived social support, loneliness, infertile couples
  • Shaghayegh Zafari, Molok Khademi Eshkezari* Pages 321-328
    Background

    Much research has been done on the relationship between cognitive emotion regulation strategies, mindfulness, and perfectionism, but the role of these strategies in predicting emotional problems has been neglected.

    Aims

    To investigate the structural model of cognitive emotion regulation strategies, mindfulness and perfectionism in predicting students' emotional problems.

    Method

    This was a descriptive-analytical study. The statistical population of this study consisted of all male and female high school students in Tehran in the academic year of 2018-2019. 140 individuals (120 girls and 120 boys) were selected through multi-stage cluster sampling. Research instruments are: Garnefsky et al. (2001) Cognitive Emotion Regulation Questionnaire Scale (LABUND & LOBUND (1995)) Emotional Problems Scale (Depression, Anxiety and Stress Scale), Ryan & Brown Mindfulness Questionnaire (2003) and Tehran Multidimensional Perfectionism Questionnaire. (Besharat, 2007). Data were analyzed using structural equation modeling.

    Results

    Cognitive emotion regulation strategies, mindfulness and perfectionism were positively associated with emotional problems (P<0/05).

    Conclusions

    Emotional problems can be predicted by cognitive emotion regulation strategies, mindfulness and perfectionism.

    Keywords: Cognitive emotion regulation strategies, mindfulness, perfectionism, emotional problems, students
  • Ali Sheykholeslami*, Sara Taghizadeh Hir, Pezhman Honarmand Ghojabeyglou, Alireza Moradiyan Pages 329-338
    Background

    Studies on quality of life, mental health and anxiety and depression in parents of children with attention deficit / hyperactivity disorder have been conducted. But the main issue is that research comparing emotional well-being, marital intimacy, and quality of life of mothers of children with ADHD with mothers of normal children has been neglected.

    Aims

    The aim of this study was to compare the emotional well-being, marital intimacy and quality of life of mothers of children with ADHD with mothers of normal children.

    Method

    This study was a descriptive causal-comparative study. The statistical population of the study consisted of all mothers of children with attention deficit / hyperactivity disorder and mothers of normal children in Ardebil in 2015-2016. Mothers with children with attention deficit / hyperactivity disorder and 60 mothers with normal children were selected as the sample. Data were analyzed using the revised Conner Parent-Short Form Rating Scale (Conners, 1999), Clinical Interview, Emotional Well-being Components' of Keyes and Magyaromo Subjective Well-being Questionnaire (2003), Bougarose's Marital Intimacy Questionnaire (2001), and the Organization Quality of Life Questionnaire. Global Health-Short Form (1998) was collected. Multivariate analysis of variance was used to analyze the data.

    Results

    The results showed that emotional well-being, marital intimacy and quality of life of mothers of children with attention deficit / hyperactivity disorder were significantly lower than normal mothers (P<0/01).

    Conclusions

    Mothers of children with attention deficit / hyperactivity disorder have lower levels of emotional well-being, marital intimacy, and quality of life than mothers of normal children

    Keywords: Emotional well-being, marital intimacy, quality of life, attention deficit, hyperactivity disorder
  • Naneseh Sarihi, Davood Manavipour*, Mojtaba Sdaghatifard Pages 339-348
    Background

    The executive functions of the brain are important structures that are responsible for controlling consciousness, thinking and actions associated with psychological processes. Therefore, the research question is whether using short-term dynamic psychotherapy intervention, awareness and integration of these two can enhance executive functions.

    Aims

    The purpose of this study was to evaluate the effectiveness of ISTDP intervention program, awareness training and integration of these two executive functions.

    Method

    The design of this quasi-experimental study was pre-test and post-test with the control group. The study population consisted of 9 female students in the ninth grade of district 4 of Tehran city who were studying in the academic year 2017 subjects were selected who, after the initial diagnostic interview, were identified as the best available sample to participate in the course. Subjects were randomly assigned into 3 experimental and 1 control groups. The research instrument was the London Shallis Tower Test (1982), Dynamic Dynamics Protocol (1995) and Cobt-Zain Consciousness Intervention (1990, 1990). Analysis of variance with repeated measures was used to analyze the data.

    Results

    The results of the analysis of pre-test and post-test scores between the two experimental and control groups showed that awareness training programs, istdp intervention program, and the combination of these two groups resulted in post-test and posttest scores in all three groups. Part of the integrated intervention was more than the other two interventions (p<0/05).

    Conclusions

    Consolidated intervention had the most effect and the intervention of awareness had the least effect on the problem solving ability of the subjects. Although the effect of ISTDP-based intervention was more than body-awareness intervention, the difference between these two interventions was not statistically significant, while the difference between body-awareness and integrated intervention was statistically significant.

    Keywords: Executive brain functions, problem-solving ability, awareness, short-term dynamic psychotherapy
  • Atousa Mehdizadeh*, Mahnaz Aliakbari Dehkordi, MohammadAli Nilforoushzadeh, Ahmad Alipour, Parvin Mansouri Pages 349-359
    Background

    Psoriasis is a chronic skin condition that emotions can affect symptoms and related problems. But are cognitive-behavioral-emotional therapy and mindfulness-based cognitive therapy effective on symptoms and related issues? And which treatment is most effective?

    Aims

    The aim of this study was to compare the effectiveness of cognitive-behavioral-emotional therapy and cognitive-based cognitive therapy on socio-physical anxiety, itching, and severity of psoriasis in psoriasis patients.

    Method

    This study was a quasi-experimental study with pre-test, post-test and two-month follow-up with control group. The population consisted of 30 patients referred to dermatology research center of Tehran University of Medical Sciences who were selected by convenience sampling and randomly assigned to control group (5 male and 5 female) and first experimental groups (5 Men and 5 women) and second (5 men and 5 women) were recruited. Tools include Emoji-Cognitive-Behavioral Cognitive-Behavioral Therapies (SDWC) (2006) and Datilio Model (2010) and Kabat's Mind-Awareness Cognitive Therapies. Zain (1990) Hart et al. (1989) Social-Physical Anxiety Scale, Visual Analogue Scale, and Severity and Level Index of Psoriasis Curtis (2009). Data were analyzed using repeated measures ANOVA.

    Results

    Both treatments reduced socio-physical anxiety with greater efficacy of cognitive-based cognitive therapy. Both interventions were equally effective in reducing itching. Emotional-cognitive-behavioral therapy, but not mindfulness-based cognitive therapy, reduced the severity of psoriasis. At the two-month follow-up, changes remained stable over time (P<0/001).

    Conclusions

    These two treatments are useful interventions to reduce socio-physical anxiety and symptoms and severity of disease in psoriasis patients.

    Keywords: Emotional-cognitive behavioral therapy, mindfulness-based cognitive therapy, social-physical anxiety, pruritus, psoriasis severity, psorias
  • Abolfazl Hosseini, Mahmood GODARZI*, Hamzeh Ahmadyan, Yahya Yarahmadi Pages 361-374
    Background

    Communication irrational beliefs, individual differentiation, and marital frustration are factors that cause divorce in men. But the main question is whether there is a meaningful relationship between irrational beliefs and differentiation mediated by sexual function and marital frustration with the tendency to divorce men?

    Aims

    To present a causal model of divorce tendency of married men referred to counseling centers based on irrational communication beliefs and individual differentiation with mediating role of sexual function and marital frustration.

    Method

    This was a correlational and analytical survey. The statistical population consisted of all married men referring to counseling centers throughout the city of Tehran. A sample of 240 individuals was selected by random sampling method. The instruments are: Adelson & Epstein Communication Standardized Beliefs Questionnaire, Individual Differentiation (1982), Rosen et al. (2000), Men's Sexual Function (FSEI), Nihuis & Bartel Marital Disappointment, and Roosevelt, Johnson & Divorce Tendency Moreau (1986). data were analyzed using multiple regression and path analysis.

    Results

    The components of irrational beliefs about communication and individual differentiation were correlated with the mediating role of sexual function and marital frustration in the tendency to divorce in men (p<0/05).

    Conclusions

    Reducing marital frustration and irrational communication beliefs can have a positive effect along with increasing individual differentiation and sexual function of men in decreasing divorce tendency of men with marital problems.

    Keywords: Divorce tendency, irrational communication beliefs, individual differentiation, sexual function, marital frustration, men
  • Arami SeyedJavad, Gholamreza Sanagouye Moharrer*, Mahmood Shirazi Pages 375-381
    Background

    One of the issues that should be considered for methadone-treated patients is the quality of sleep in these patients. But the key question is, does the behavioral analysis approach affect the sleep quality of methadone-treated patients?

    Aims

    The purpose of this study was to evaluate the effect of group training on behavioral analysis on improving sleep quality and its components in male patients treated with methadone.

    Method

    The study was a quasi-experimental study with pre-test, post-test and follow-up and control group. The statistical population of this study consisted of all patients treated with methadone in one of Tehran's drug abuse treatment centers in 2015-2016. 40 patients were selected by convenience sampling method and randomly divided into experimental and control groups. (20 people) were replaced. The tools are: Pittsburgh Sleep Quality Questionnaire (Daniel J. Bayes et al., 1989) and Group Training Protocol on Mutual Behavior Analysis (Attadakht, Jafarian Dehkordi, Bashirpour & Narimani, 2015). Data were analyzed using covariance analysis test.

    Results

    Interaction analysis approach had a significant effect on improving sleep quality of patients treated with methadone (P<0/05).

    Conclusions

    Mutation therapy can be used to improve sleep quality of patients treated with methadone.

    Keywords: Interaction analysis approach, improving sleep quality, patients, methadone therapy
  • Fatemeh Mahdyzadeh, Ali Darekordi* Pages 383-389
    Background

    Early maladaptive schemas are factors that can affect the lives and relationships between couples. But the key question is, can the dimensions of mindfulness mediate the relationship between early maladaptive schemas and attitudes toward extramarital relationships?

    Aims

    The purpose of this study was to investigate the relationship between early maladaptive schemas and attitudes to extramarital relationships with regard to mediating the dimensions of mindfulness.

    Method

    This was a descriptive correlational study. Statistical population was all couples 25-40 years old in Pomegranate. 205 couples were selected as sample by available sampling method. Research tools include Habibi's Metacognitive Relationship and Purulence Questionnaire (2012), Short Freiburg Mindfulness Questionnaire (2006), and Young's Early Maladaptive Schema Questionnaire (1988). Data analysis was performed using multiple path analysis and mediation analysis.

    Results

    The final model fits well with the data, and early maladaptive schemas through mindfulness dimensions predict attitude toward meta-marital relationships (p<0/05). Also, the results of mediation analysis showed that mindfulness, description, non-judgment and non-reaction had the most important mediating role (p<0/05).

    Conclusions

    It can be predicted from early maladaptive schemas and mind dimensions of meta-cognitive relationships.

    Keywords: Early maladaptive schemas, meta-cognitive relationships, dimensions of mindfulness