فهرست مطالب

  • سال هفتم شماره 1 (بهار 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/01/25
  • تعداد عناوین: 9
|
  • محمدالله توکلی* صفحات 253-254

    در حال حاضر ویروس COVID_19 (بیماری کرونا) که در بعضی از مبتلایان منجر به سندرم زجر تنفسی شدید و حاد(ARDS- Acute Respiratory Distress Syndrome) شده و ممکن است منجر به مرگ برخی بیماران نیز گردد، پاندمیک (Pandemic) یا جهانگیر شده و در حال گسترش در همه کشورها است (1). عدم وجود هرگونه درمان یا پیشگیری قطعی و پیش بینی برخی از اپیدمیولوژیست ها در خصوص ابتلای حداقل 60 % جامعه به این بیماری، استرس و نگرانی زیادی را در جوامع ایجاد کرده است (2). ترس و اضطراب ناشی از ابتلای احتمالی، مخرب بوده و می تواند منجر به ناهنجاری های روحی روانی و استرس در افراد شود. ترس و استرس با تحریک هیپوتالاموس در مغز و به دنبال آن افزایش ترشح هورمون کورتیزول از قشر غده فوق کلیه و تحریک اعصاب سمپاتیک در سراسر بدن در کوتاه مدت برای مقابله بدن با عوامل استرس زا سودمند است (3). اما اگر این ترس و استرس و پاسخ بدن یعنی افزایش سطح کورتیزول و تحریک سمپاتیک در درازمدت باقی بماند، مخرب بوده و منجر به تضعیف سیستم ایمنی و کاهش توان بدن در مبارزه با بیماری ها از جمله کرونا می شود (4). بنابراین، مقابله با استرس جامعه را در برابر بیماری مقاوم می کند. اقدامات متعددی جهت حمایت از خود و کاهش استرس وجود دارد که از جمله آن می توان به فاصله گرفتن از تماشا، شنیدن و یا خواندن اخبار تکراری بیماری کرونا از طریق رسانه های اجتماعی اشاره نمود. شنیدن مکرر اخبار در مورد گسترش این بیماری در ایران و جهان استرس آور بوده و ترس و نگرانی را بیشتر دامن می زند. در زمانی که در قرنطینه خانگی به سر می بریم، مراقبت از بدن خود با کنترل استرس اهمیت دوچندان پیدا می کند. تکنیک های آرام سازی، نفس کشیدن عمیق آگاهانه، ورزش های کششی مانند یوگا بسیار توصیه می شوند که در مورد انجام هرکدام از آنها با جستجو در مرورگرهایی مانند گوگل می توان اطلاعات کاملی بدست آورد. همچنین، تغذیه سالم و تعادل در رژیم غذایی، ورزش منظم (ترجیحا در داخل منزل مانند استفاده از تردمیل، طناب زدن، وزنه برداری متعادل و یا راه رفتن تند در حیاط)، خواب و استراحت کافی، و نهایتا عدم مصرف مخدرها یا الکل از مهمترین راه های مراقبت از بدن است. بهتر است وقت خود را صرف فعالیت های لذت بخش نمود. خواندن کتاب و رمان، تمرین یک ساز موسیقی، بافندگی و دوزندگی از جمله این فعالیت ها است. در پایان، برقرای ارتباط از طریق رسانه های اجتماعی با افرادی که مورد اعتماد ما هستند و صحبت در مورد نگرانی ها و احساساتی که داریم، بسیار کمک کننده است.

    کلیدواژگان: استرس، اپیدمی، کووید19
  • فاطمه خانی، حجت الله نیکبخت*، فرشاد غزالیان، مجید برزگر صفحات 255-265
    مقدمه و هدف

    قلب در اثر تمرینهای استقامتی و مقاومتی دچار سازگاریهای ساختاری مختلفی می شود. همچنین تمرینهای استقامتی و مقاومتی همزمان، باعث ایجاد اثرات متفاوتی روی قلب می شود. هدف از پژوهش حاضر تبیین تاثیر تمرینات استقامتی، مقاومتی و همزمان (استقامتی و مقاومتی) بر ساختار قلب زنان میانسال سالم بود.

    روش کار

    در این مطالعه، چهل زن میانسال با میانگین سن 45/3±62/44 سال، قد 87/4±75/157 سانتیمتر و وزن 64/10±27/73 کیلوگرم به صورت تصادفی به چهارگروه مساوی (در هر گروه 10 نفر) شامل گروه های کنترل، استقامتی، مقاومتی و همزمان تقسیم شدند. برنامه های تمرین به مدت هشت هفته و سه جلسه در هفته انجام گرفت. گروه استقامتی به دویدن فزآینده روی نوارگردان پرداختند. گروه مقاومتی نیز هشت تمرین ورزشی را به صورت فزآینده در هر جلسه انجام دادند. گروه همزمان نیمی از هر دو تمرین استقامتی و مقاومتی را در هر جلسه اجرا کردند. اندازه های قطر پایان سیستول، قطر پایان دیاستول، ضخامت دیواره خلفی، ضخامت سپتوم بین بطنی و توده بطن چپ آزمودنیها به روش اکوکاردیوگرافی تک و دو بعدی اندازه گیری شد.

    یافته ها: 

    قطر پایان سیستولی بطن چپ در گروه همزمان و قطر پایان دیاستولی و توده بطن چپ در گروه های استقامتی و همزمان نسبت به قبل از تمرین افزایش معنی داری نشان داد (0/05≤p). همچنین توده بطن چپ در گروه استقامتی و همزمان نسبت به گروه کنترل تفاوت معنی داری داشت (0/05≤p).

    نتیجه گیری: 

    تمرین استقامتی و تمرین همزمان استقامتی و مقاومتی سبب افزایش برخی شاخصهای ساختاری قلب در زنان میانسال می شود.

    کلیدواژگان: تمرین استقامتی، تمرین مقاومتی، تمرین همزمان، ساختار قلب، زنان میانسال
  • نادیه محمدپور، ظاهر اعتماد*، خالید محمدزاده سلامت، آسیه عباسی دلویی صفحات 266-275
    مقدمه

    تعادل بین فعالیت بدنی، داروها و مصرف مواد غذایی روزانه به تنظیم قند خون در افراد مبتلا به دیابت نوع 2 کمک می کند. هدف از پژوهش حاضر تعیین تاثیر دوازده هفته تمرین ترکیبی همراه با مصرف کاناگلیفلوزین بر عوامل توسعه مقاومت به انسولین در مردان دیابتی نوع 2 بود.

    روش کار

    در این تحقیق نیمه تجربی، 44 مرد مبتلا به دیابت نوع 2 با میانگین سن 40-25 سال از شهر تهران در سال 1398 به صورت تصادفی در چهار گروه (هر گروه 11 نفر) کنترل، دارو، تمرین و تمرین-دارو قرار گرفتند. تمرینات ترکیبی 3 جلسه در هفته، 45 دقیقه و به مدت 12 هفته انجام شد. آزمودنی ها داروی کاناگلیفلوزین با دوز 200 میلی گرم را به مدت 12 هفته مصرف کردند. قبل و 24 ساعت بعد از مداخله در وضعیت 12 ساعت ناشتایی از آزمودنی های هر گروه نمونه خون و ویژگی های آنتروپومتریک اندازه گیری شد. در نهایت داده ها با استفاده از تحلیل واریانس دو طرفه با اندازه گیری های مکرر، t همبسته و آزمون تعقیبی بونفرونی تجزیه و تحلیل شد.

    یافته ها: 

    نتایج نشان داد که 12 هفته مداخله تمرین- مصرف کاناگلیفلوزین موجب کاهش معنی دار در سطوح لپتین و  IL-6 مردان دیابتی نوع 2 شد (0/001=P). همچنین سطوح لپتین (0/002=P)، TNF-α (0/004=P) و IL-6 (0/001>P) نسبت به پیش آزمون به طور معنی داری کمتر بود.

    نتیجه گیری: 

    با توجه به مزایای کاناگلیفلوزین به عنوان مکمل برای افراد دیابتی، در صورت همراهی با تمرینات ورزشی می تواند اثر بیشتری بر بهبود دیابت داشته باشد.

    کلیدواژگان: کاناگلیفلوزین، مقاومت به انسولین، دیابت نوع 2
  • مهران نقی بیرانوند*، سیده فاطمه موسوی، زهرا مشتاق عشق صفحات 276-284
    مقدمه و هدف

     دانشجویان پرستاری علیرغم تحصیل در رشته علوم پزشکی، از غذاهای فوری استفاده می کنند و به دلیل حجم زیاد کارآموزی و دروس تیوری مستعد کاهش ریز مغذی های مهمی همچون اسید فولیک هستند. هدف از این مطالعه، تعیین ارتباط بین مصرف غذاهای فوری با سطح اسید فولیک سرمی در دانشجویان کارشناسی پرستاری دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم پزشکی تهران می باشد.

    روش کار

    مطالعه حاضر یک مطالعه توصیفی بود که در نیمه دوم سال 1394 بر روی 100 نفر از دانشجویان کارشناسی پرستاری دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم پزشکی تهران که به روش نمونه گیری در دسترس وارد مطالعه شده بودند، انجام شد. روش جمع آوری داده ها خودگزارشی بود. داده ها از طریق پرسشنامه اطلاعات جمعیت شناختی و پرسشنامه محقق ساخته میزان مصرف و عادات غذایی در ارتباط با غذاهای فوری و آزمایش خون بدست آمد. جهت آنالیز داده ها از نرم افزار Spss20 و آمار توصیفی و آزمونهای  tمستقل، ANOVA و پیرسون استفاده شد.

    یافته ها: 

    نتایج نشان داد 56% از افراد مورد پژوهش مونث و 44% مذکر بودند. رابطه آماری منفی معناداری بین میزان مصرف غذاهای حاضری و فوری با سطح اسید فولیک سرمی وجود داشت (0/05>P). رابطه آماری معناداری بین عادات غذایی افراد در ارتباط با مصرف غذاهای فوری با سطح اسید فولیک سرمی وجود نداشت (0/57 =P).

    نتیجه گیری:

     نتایج مطالعه حاضر میزان کم سطح اسید فولیک سرمی و مصرف قابل توجه غذاهای فوری در دانشجویان پرستاری را نشان داد. ارتقاء سطح آگاهی و نگرش نسبت به غذاهای آماده، استفاده از مکمل های حاوی اسید فولیک طبق نتیجه آزمایش فولات سرم و دستور پزشک و میزان کاهش مصرف غذاهای آماده در دانشجویان پرستاری لازم است.

    کلیدواژگان: غذاهای فوری، اسید فولیک سرمی، دانشجویان پرستاری، تهران
  • سوسن شاهین جهرمی، آسیه عباسی دلوئی*، علیرضا براری، ایوب سعیدی صفحات 285-291

    چاقی و بیماری های قلبی عروقی از عوامل اصلی مرگ و میر در جهان است. هدف از پژوهش حاضر تعیین تاثیر تمرین هوازی برخی شاخص های آنتی اکسیدانی و استرس اکسایشی قلبی موش های صحرایی نر با دو نوع تغذیه نرمال و تغذیه سرشار از کلسترول است.

    روش کار

    در پژوهش حاضر 40 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار به صورت تصادفی چهار گروه مختلف نرمال-کنترل، نرمال-تمرین، کلسترول-کنترل، کلسترول-تمرین تقسیم شدند (10n=). برنامه تمرینی شامل 12 هفته (5 روز در هفته) تمرین استقامتی بود. قبل از شروع دوره تمرینی، موش های گروه غذای سرشار از کلسترول، به مدت سه ماه با این نوع غذا تغذیه شدند تا هایپرلیپیدمی رخ دهد و مداخله غذایی تا انتهای دوره تمرینی نیز اعمال شد. 48 ساعت بعد از آخرین جلسه تمرینی،  موش ها کشته شده و شاخص های مورد نظر اندازه گیری شد.

    یافته ها: 

    بررسی تغییرات بین گروهی نشان داد که سطوح MDA  (Malondialdehyd)افزایش معنی داری در گروه غذای کلسترول-کنترل در مقایسه با گروه های نرمال کنترل و نرمال- تمرین داشت (0/005>P ، 0/001>P). همچنین نشان داده شد که سطوح  TAC (Total Antioxidant Capacity) افزایش معنی داری در گروه نرمال-تمرین در مقایسه با گروه کلسترول-کنترل داشت (0/002=P). برای سطوح گلوتاتیون افزایش معنی داری در گروه نرمال -تمرین در مقایسه با گروه سرشار کلسترول-کنترل وجود داشت (0/01>P).

    نتیجه گیری:

     نتایج این پژوهش نشان داد فعالیت هوازی با شدت متوسط سبب بهبود شاخص های استرس اکسایشی و افزایش TAC در قلب موشها با رژیم غذایی نرمال و کلسترول بالا می شود.

    کلیدواژگان: تمرین هوازی، آنتی اکسیدانی، استرس اکسایشی، تغذیه سرشار از کلسترول، تغذیه نرمال
  • نسرین گلردی، پروین فرزانگی*، هاجر عباس زاده صفحات 292-301
    مقدمه

    دیابت یکی از عوامل اصلی مرگ و میر در کشورهای در حال توسعه است. هدف از پژوهش حاضر بررسی تاثیر مصرف پودر کلم بروکلی به همراه تمرین ترکیبی روی برخی شاخص های خطرزای قلبی عروقی و مقاومت به انسولین در مردان مبتلا به دیابت نوع دو بود.

    روش کار: 

    برای این منظور 44 مرد دیابتی بعد از همگن سازی بر اساس ویژگی های فردی و به صورت تصادفی در 4 گروه 11 نفری شامل گروه تمرین-مکمل، گروه تمرین-دارونما (تمرین)، گروه کنترل-مکمل (مکمل)، گروه کنترل-دارو نما (کنترل) تقسیم شدند. پروتکل تمرین شامل 45 دقیقه تمرین مقاومتی با شدت 60-70 % یک تکرار بیشینه، 30 دقیقه تمرینات هوازی (دویدن) با شدت 60-70 % ضربان قلب بیشینه بود. کلم بروکلی (مکمل) نیز به صورت پودر برای هر فرد 10 گرم در روز به مدت 12 هفته داده شد.

    یافته ها:

     بررسی تغییرات شاخص های بین گروهی نشان داد که در شاخص های فیبرینوژن (0/008=P)، ویسکوزیته (0/029P= ) و مقاومت به انسولین (0/007= P) بین گروه کنترل با گروه های تمرین، تمرین-مکمل و مکمل اختلاف معنی دار وجود دارد. در بررسی های درون گروهی نیز تغییرات معنی داری در شاخص های اندازه گیری شده در گروه های تمرین، مکمل و تمرین-مکمل مشاهده شد (0/05>P).

    نتیجه گیری:

     نتایج پژوهش حاضر نشان داد که 12 هفته تمرین ترکیبی به همراه مصرف مکمل، سبب کاهش معنی دار فیبرینوژن، ویسکوزیته، گلوکز خون و مقاومت انسولینی در هر سه گروه مکمل، تمرین و مکمل-تمرین شده است. بنابراین می توان با قراردادن کلم بروکلی در رژیم غذایی تا حدی از عوارض خطرزا ناشی از دیابت نوع دو جلوگیری نمود.

    کلیدواژگان: تمرین ترکیبی، کلم بروکلی، دیابت نوع دو، مقاومت به انسولین
  • معصومه مقبلی هنزائی، زهرا زنجانی*، عبدالله امیدی صفحات 302-312
    مقدمه و هدف

    واکنش پذیری هیجانی در ایجاد و تداوم بسیاری از اختلالات روانشناختی نقش دارد، اما ابزارهای سنجش این مولفه محدود است. هدف مطالعه حاضر، بررسی کفایت روانسنجی نسخه فارسی مقیاس واکنش پذیری هیجانی (ERS) در ایران بود.

    روش کار:

     پژوهش حاضر از نوع مقطعی است. نمونه پژوهش شامل 300 دانشجوی دانشگاه کاشان بود که به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده پرسشنامه های واکنش پذیری هیجانی (ERS)، اضطراب سلامت (F- SHAI)، حساسیت اضطرابی (ASI) و سیستم های بازداری/ فعالسازی رفتاری کارور و وایت (BAS/BIS) بود. ساختار عاملی پرسشنامه با استفاده از روش تحلیل عامل تاییدی و اکتشافی مورد بررسی قرار گرفت. همچنین اعتبار همگرا با پرسشنامه اضطراب سلامت (F- SHAI  )، پر سشنامه حساسیت اضطرابی( ASI) و پرسشنامه سیستم های بازداری/ فعالسازی رفتاری کارور و وایت (BAS/BIS) و پایایی بازآزمایی و همسانی درونی پرسشنامه مورد بررسی قرار گرفت.

    یافته ها: 

    در تحلیل عامل تاییدی، مدل سه عاملی این پرسشنامه تایید نشد. نتایج تحلیل عامل اکتشافی 4 عامل: سرعت واکنش هیجانی، شدت هیجان، پایداری هیجانی و حساسیت هیجانی استخراج شد و در ادامه تحلیل عامل تاییدی، این مدل را تایید کرد. اعتبار همگرای این پرسشنامه با پرسشنامه اضطراب سلامت (0/33=r)، حساسیت اضطرابی (0/41=r) مطلوب بود و همبستگی پرسشنامه سیستم های بازداری/ فعالسازی رفتاری (BAS/BIS) معنادار نبود (0/1=p)، که این نشان از اعتبار واگرای مقیاس دارد. همسانی درونی (به روش آلفای کرونباخ) و پایایی بازآزمایی به ترتیب 0/92 و 0/72 به دست آمد.

    نتیجه گیری: 

    مقیاس واکنش پذیری هیجانی (ERS) برای سنجش شدت، سرعت، حساسیت و پایداری هیجانی بزرگسالان ایرانی، ابزاری مناسب و دارای کفایت روانسنجی مناسب است.

    کلیدواژگان: پرسشنامه واکنش پذیری هیجانی (ERS)، ویژگی های روانسنجی، تحلیل عاملی، روایی، پایایی
  • محمد اکبری، محسن گل پرور*، محسن لعلی، پریسا ترانه صفحات 313-322
    مقدمه و هدف

    سوء استفاده جنسی از زمره پدیده هایی است که مشکلات روانشناختی قابل توجهی را برای نوجوانان ایجاد می کند. این پژوهش با هدف تعیین اثر بخشی درمان تلفیقی پذیرش و تعهد شناختی رفتاری و رویکرد آموزش مدیریت والدین بر افسردگی و اضطراب نوجوانان پسر مبتلا به سوء استفاده جنسی انجام شد.

    روش کار

    روش پژوهش نیمه تجربی و طرح پژوهش سه گروهی بود. تعداد 45 نوجوان پسر به روش هدفمند در شهر اصفهان انتخاب و در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل (هر گروه 15 نفر) قرار داده شدند. داده ها در سه مقطع زمانی قبل، بعد و دو ماه بعد (پیگیری) از طریق پرسشنامه افسردگی و اضطراب جمع آوری شدند. گروه درمان تلفیقی پذیرش و تعهد شناختی رفتاری و گروه آموزش مدیریت والدین هر یک طی 10 جلسه تحت درمان قرار گرفتند. داده ها از طریق تحلیل واریانس اندازه های تکرار شده و آزمون تعقیبی بونفرونی مورد تحلیل قرار گرفتند.

    یافته ها:

     نتایج نشان داد که درمان تلفیقی پذیرش و تعهد شناختی رفتاری، افسردگی را 29 درصد و اضطراب را 11 درصد در نوجوانان پسر مبتلا به سوء استفاده جنسی کاهش داده است (0/01>p). همچنین نتایج نشان داد آموزش مدیریت والدین بر کاهش افسردگی و اضطراب نوجوانان پسر مبتلا به سوء استفاده جنسی تاثیر معناداری ندارد (0/05<p) .

    نتیجه گیری:

     یافته های این پژوهش نشان داد که درمان تلفیقی پذیرش و تعهد شناختی رفتاری از جمله درمان هایی است که برای کاهش افسردگی و اضطراب نواجوانان پسر مبتلا به سوء استفاده جنسی موثر است. این کاهش افسردگی و اضطراب موجب افزایش سلامت روان این نوجوانان خواهد شد.

    کلیدواژگان: آموزش والدین، درمان تلفیقی پذیرش و تعهد شناختی رفتاری، افسردگی، اضطراب، سوء استفاده جنسی
  • ندا دستیار، فاطمه مشایخی، فوزیه رفعتی* صفحات 323-331
    مقدمه و هدف

    بار مراقبتی ناشی از بیماران همودیالیزی بیشتر بر عهده اعضای خانواده آنان می باشد و به دلیل محدودیت های زیاد بیماران همودیالیزی، مراقبین آنان رنج مراقبتی زیادی تجربه می کنند که موجب مشکلات جسمی، روحی و اجتماعی در آنان می شود. مطالعه حاضر با هدف بررسی رنج مراقبتی در مراقبین بیماران همودیالیزی استان کرمان و ارتباط آن با برخی از متغیرهای جمعیت شناختی انجام شد.

    روش کار

    این مطالعه توصیفی-تحلیلی در سال 1398روی 382 نفر از مراقبین بیماران همودیالیزی در مراکز همودیالیز شهرستان های کرمان، سیرجان، رفسنجان، جیرفت و کهنوج انجام شد. افراد به صورت سرشماری وارد مطالعه شدند و داده ها با کمک پرسشنامه رنج مراقبتی نواک (24 سوالی) جمع آوری شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 20 و آزمون های آماری، T-test،ANOVA ، ضریب همبستگی و رگرسیون خطی بود.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که 2/88 % شرکت کنندگان رنج شدید و متوسط را تجربه می کنند. بین میانگین نمره رنج مراقبتی با برخی از متغیر های جمعیت شناختی بیمار مانند: سطح تحصیلات و وضعیت اشتغال، درآمد بیمار، توانایی بیمار برای انجام کار های شخصی، دفعات دیالیز، نیاز بیمار به مراقب و سابقه پیوند کلیه و همچنین سطح تحصیلات، وضعیت اشتغال و سن مراقب رابطه آماری معنی داری یافت شد (0/05<p). نتایج تحلیل رگرسیون خطی نشان داد که 32 % رنج مراقبین، ناشی از متغییرهای نیاز بیمار به مراقبت، دفعات دیالیز در هفته، درآمد بیمار و تحصیلات مراقب می باشد.

    نتیجه گیری: 

    با توجه به اینکه درصد بالایی از مراقبین رنج متوسط تا شدیدی را تجربه می کنند، توصیه می شود که مراقبین بیماران همودیالیزی مورد توجه و حمایت روانشناختی و مالی قرار گیرند.

    کلیدواژگان: رنج مراقبتی، همودیالیز، نارسایی مزمن کلیه، مراقب
|
  • MohammadAllah tavakoli* Pages 253-254
  • Hojatollah Nikbakht, Fateme Khani*, Farshad Ghazalian, Majid Barzegar Pages 255-265
    Introduction

    Exercise plays an important role in promoting cardiovascular function. Also concurrent endurance and resistance training can have different effects on the heart. The purpose of this study was to investigate the effect of endurance, resistance and concurrent resistance and endurance training on the heart structure of healthy middle-aged women.

    Materials and Methods

    Forty healthy middle-aged women (mean age 44.62±3.45 years, height 157.75±4.87 cm and weight 73.27±10.64 kg) were randomly divided into four groups (10 people in each group): Control, Endurance, Strength and Concurrent. The training program was conducted in a period of eight weeks, three sessions per week. Endurance group were running on the treadmill incrementally. The resistance group performed eight exercises incrementally in each session. The concurrent group performed half of both endurance and resistance training in each session. Left ventricular end diastolic and systolic diameters, post-wall thickness, septum wall thickness and left ventricular mass were measured by m-mode and 2-D echocardiography.

    Results

    The end systolic diameter in the concurrent group and end diastolic diameter and left ventricular mass in endurance and concurrent groups were significantly increased compared to pre-training (P≤ 0.05).  The left ventricular mass in the endurance and concurrent group was significantly different from that of the control group (P≤ 0.05).

    Conclusion

    It can be concluded that concurrent endurance and resistance training is effective in making some structural adaptations of the heart in middle-aged women.

    Keywords: Endurance, Resistance, Concurrent, Training, Heart Structure, Middle-aged Women
  • Nadiyeh Mohammadpour, Zaher Etemad*, Khalid Mohammadzade, Asieh Abbassi Daloii Pages 266-275
    Introduction

    The balance between physical activity, medication, and daily food intake helps to regulate blood sugar in people with type 2 diabetes. The aim of this study was to investigate the effect of twelve weeks of combined exercise with Canagliflozin on the development of insulin resistance factors in type 2 diabetic men.

    Materials and Methods

    In this quasi-experimental study, 44 men with type 2 diabetes (mean age 25-40 years) from Tehran city in 2019 were randomly divided into four groups (n=11) of control, drug, exercise and exercise-drug groups. Combined exercises were performed 3 sessions per week, 45 minutes for 12 weeks. Subjects were given 200 mg of canagliflozin for 12 weeks. Blood samples and anthropometric characteristics were obtained before and 24 hours after the intervention at 12-hour fasting. Data were analyzed using two-way ANOVA with repeated measures, t-test and Bonferroni post hoc test at P<0.05.

    Results

    Results showed that 12-week training-canagliflozin administration significantly decreased leptin and IL-6 levels in type 2 diabetic men (p=0.001). Also, the levels of leptin (P=0.002), TNF- α (P=0.004) and IL-6 (P<0.001) were significantly lower than the pre-test.

    Conclusion

    Regarding the benefits of canagliflozin as a supplement for diabetic patients, it can have a more effect on the improvement of diabetes and related diseases.

    Keywords: Canaglifosin, Insulin resistance, Type II diabetes
  • Mehran Naghibeiranvand*, Seyehfatemeh Mousavi, Zahra Moshtaghe Eshgh Pages 276-284
    Introduction

    Nursing students are consuming fast foods despite studying medical science. Nursing students are susceptible to significant micronutrients such as folic acid (folate) due to the high volume of training and theoretical courses. The aim of this study was to determine the relationship between fast food intake and serum folic acid level in nursing undergraduate students of Islamic Azad University, Medical Sciences Tehran Branch.

    Materials and Methods

    The present study was a descriptive correlational study performed that was performed on 100 undergraduate nursing students of Islamic Azad University who were selected through simple sampling method. Data were collected through demographic questionnaire, a researcher-made questionnaire on fast food consumption and eating habits and blood test. Data were analyzed with SPSS-20 software and descriptive statistics and independent t-test and one-way ANOVA.

    Results

    The results showed that 56% of the subjects were female and 44% male. There was a significant negative relationship between fast food intake (except chicken nuggets, fish and shrimp) and serum folic acid level (p<0.05). There was no significant relationship between dietary habits of fast food and serum folic acid level (p=0.57).

    Conclusion

    The results of the present study showed a low level of serum folic acid and a significant intake of fast foods in nursing students. It is necessary to increase the level of knowledge and attitude towards ready meals, use of folic acid supplements as a result of serum folate test and doctor's order, and reduce the consumption of ready meals in nursing students.

    Keywords: Fast Food, Serum Foul at, Nursing Students
  • Susan Shahin Jahromy, Asieh Abbassi Daloii*, Alireza Barari, Ayoub Saeidi Pages 285-291
    Introduction

    Obesity and cardiovascular disease are among the leading causes of mortality in the world. The aim of the present study was to determine the effect of aerobic training on some antioxidant and cardiac oxidative stress in male rats with two types of normal and cholesterol-rich diet.

    Materials and Methods

    40 male Wistar rats randomly divided into four groups of normal-control, normal-exercise, cholesterol-rich and cholesterol-exercises. The training groups performed 12 weeks (5 days a week) of endurance training. Prior to the beginning of the training period, the cholesterol-rich diet group rats were fed this diet for three months to induce hyperlipidemia and dietary intervention was administered until the end of the training period. 48 hours after the last training session, they were killed and then their heart tissues were separated and the experiments were performed.

    Results

    Between groups analyses indicated a significant difference between groups consuming cholesterol and normal foods in the MDA (P = 0.001), TAC (P = 0.004) and glutathione (P = 0.013).

    Conclusion

    The results of this study showed that moderate-intensity aerobic activity improved oxidative stress indices and increased TAC in the hearts of mice with normal and high cholesterol diet.

    Keywords: Aerobic exercise, Antioxidant, Oxidative stress, High cholesterol diet, Normal diet
  • Nasrin Gelardi, Parvin Farzanegi*, Hajar Abaszade Pages 292-301
    Introduction

    Diabetes is one of the leading causes of mortality in developing countries. The aim of this study was to investigate The effect of broccoli powder supplementation along with combined exercise training on some cardiovascular risk factors and insulin resistance in men with type 2 diabetes.

    Materials and Methods

    For this purpose, 44 volunteer diabetic men after homogenization based on individual characteristics were randomly divided into 4 groups of 11 individuals including exercise-supplement group, exercise-placebo group (exercise), control-supplement group (supplement), control-placebo (controls. Combined exercise program included 12 weeks, three sessions per week. Broccoli supplement was also 10 grams per day for 12 weeks.

    Results

    Between analysis showed that there was a significant difference between the groups of control with another groups in fibrinogen (P=0.008), viscosity (P=0.029) and insulin resistance (P=0.007). Significant changes in the measured indices were also observed in the within-group of supplement, exercise and exercise-supplement changes (P <0.05).

    Conclusion

    The results of this study showed that 12 weeks of combined exercise with broccoli supplement significantly reduced fibrinogen, viscosity, blood glucose and insulin resistance in all three groups of exercise- supplement, exercise and supplement. Therefore, incorporating broccoli into the diet can partially prevent the risky effects of type 2 diabetes.

    Keywords: Combined Training, Broccoli, Insulin resistance, Type 2 Diabetes
  • Masoumeh Moghbeli Hanzaei, Zahra Zanjani*, Abdollah Omidi Pages 302-312
    Introduction

    Emotional reactivity has a role in the creation and continuation of many psychological disorders, but the measurement tools of this component are limited. The purpose of this study was to assess the psychometric adequacy of the Persian version of the Emotional Reaction Scale (ERS).

    Method

    This is a descriptive cross-sectional study. The sample consisted of 300 students of Kashan University who were selected by cluster sampling. Instruments used were Emotional Reactivity Questionnaires (ERS), Health Anxiety Inventory (F-SHAI), Anxiety Sensitivity (ASI), and Carver & White Behavioral Inhibition/Inhibition Systems (BAS/BIS). The questionnaire was constructed using Approach and exploratory factor analysis method was investigated. Also, convergent validity was assessed by Health Anxiety Inventory (F-SHAI, ASI Anxiety Sensitivity Questionnaire) and Carver & White Behavioral Inhibition /Inhibition System (BAS/BIS), and the reliability of the test and internal consistency of the questionnaire.

    Results

    The results of the confirmatory factor analysis indicated that the three factor model of the questionnaire was not approved. The results of exploratory factor analysis confirmed the four factors: emotional response speed, emotional intensity, emotional persistence and emotional sensitivity. Also, the convergence credibility of this questionnaire was good with anxiety inventory (0.33), anxiety sensitivity (0.41). The correlation of Behavioral Inhibition / Behavioral Inventory Questionnaire (BAS / BIS) was not significant, which indicates a divergent scale validity .The internal consistency and reliability of the test were 0.92 and 0.72 respectively.

    Conclusion

    The Emotional Reactivity Scale (ERS) is suitable for measuring the severity, speed, sensitivity and emotional persistence of Iranian adults, and is a suitable instrument with good psychometric qualities.

    Keywords: Emotional Reactivity Questionnaire (ERS), Psychometric properties, Factor analysis, Validity, Reliability
  • Mohammad Akbari, Mohsen Golparvar*, Mohsen Lali, Parisa Traneh Pages 313-322
    Introduction

    Sexual abuse is one of the phenomena causing significant psychological problems for adolescents. The aim of this study was to determine the effectiveness of integrative acceptance and commitment-cognitive behavioral therapy and parent management training on the depression and anxiety of adolescent boy with sexual abuse.

    Materials and Methods

    The research method was quasi-experimental, and research design was a three group design. 45 male adolescents were selected by purposive sampling method in Isfahan in 2018 and were randomly assigned to two experimental and one control group (each group 15 persons). Data were collected through depression and anxiety questionnaires at three time points before, after and two months later (follow up). The integrative acceptance and commitment-cognitive behavioral therapy and parent management training received treatment in 10 sessions. The data were analyzed through repeated measure analysis of variance and post-hoc Bonferroni test.

    Results

    Results revealed that integrative acceptance and commitment-cognitive behavioral therapy reduces depression by 29% and anxiety by 11% in adolescent boys with sexual abuse (P <0.01). The results also indicated that parental management training had no significant effect on reducing depression and anxiety in adolescent boys with sexual abuse (P >0.05).

    Conclusion

    The findings of this study showed that integrative acceptance and commitment-cognitive behavioral therapy is one of the treatments which is effective in reducing the depression and anxiety of adolescent boy with sexual abuse. This reduction in depression and anxiety will increase the mental health of these teenagers.

    Keywords: parent management training, integrative acceptance, commitment-cognitive behavioral therapy, depression, anxiety, sexual abuse
  • Neda Dastyar, Fatemeh Mashayekhi, Foozieh Rafati* Pages 323-331
    Introduction

    The number of hemodialysis patients is increasing (not in Persian version). Due to the limitations of hemodialysis, these people need a caregiver and the caregivers of hemodialysis patients experience a great deal of caregiving burden which causes physical, mental and social problems for them. The aim of this study was to investigate the caregiving burden in the caregivers of hemodialysis patients in Kerman province and its relationship with some of their demographic variables.

    Materials and Methods

    This descriptive-analytical study was performed on 382 hemodialysis caregivers in hemodialysis centers in Kerman, Sirjan, Rafsanjan, Jiroft and Kahnuj. Subjects were entered into the study through census and data were collected using the Novak Caregiving Questionnaire (24 questions) and analyzed by SPSS software version 20 and statistical tests, t-test, ANOVA, correlation coefficient and linear regression.

    Results

    The results of this study indicated that 88.2% of participants experience severe and moderate suffering.  There was a statistically significant relationship between the mean score of Caregiver Burden  with some patient demographic variables including: education level and employment status, patient income, patient's ability to perform personal tasks, dialysis frequency, patient's need for caregiver, renal transplant history, educational level, job status and the age of caregiver  (P <0.05). The results of linear regression analysis showed that variables of patient need for caregiver, patient dialysis frequency per week, patient income, and caregiver education were predictors of caregiver burden score which explained 32% of caregiver burden.

    Conclusion

    Considering the high percentage of caregivers experiencing moderate to severe caregiver burden, it is recommended that caregivers of hemodialysis patients receive psychological and financial support.

    Keywords: Caregiver burden, Hemodialysis, Chronic Kidney Failure, Caregiver