فهرست مطالب

  • سال سیزدهم شماره 2 (پاییز و زمستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1399/01/27
  • تعداد عناوین: 12
|
  • رضا شهریاری، علی محمدی، عزیزالله خداکرم تفتی* صفحات 3-11

    بیماری طاعون نشخوارکنندگان کوچک یک بیماری ویروسی حاد واگیردار در نشخوارکنندگان اهلی و وحشی می باشد که سبب بروز خسارتهای اقتصادی می شود. در این بررسی از تعداد 56 راس گوسفند و بز دارای نشانه های درمانگاهی بیماری از نواحی مختلف استان فارس، 16 راس جهت شناسایی آنتی ژن ویروس به روش ایمونوکاپچرالایزا و شش راس جهت بررسی ضایعات هیستوپاتولوژیک مورد نمونه برداری قرار گرفتند. نشانه های بالینی شامل تب بالا، بی اشتهایی، وجود ترشحات موکوسی چسبناک در پیرامون چشم، اکسودای موکوسی چرکی در بینی همراه با ضایعات اروزیو و زخمی در مخاط دهان و اسهال بود. در کالبدگشایی، ضایعات اروزیو تا السراتیو حفره دهانی همراه با غشای کاذب سفید مایل به خاکستری، پرخونی و ادم ریه ها بخصوص در لوب های قدامی- شکمی و قلبی، تورم و بزرگی عقده های لنفاوی مزانتریک و پرخونی روده ها مشاهده شد. در هیستوپاتولوژی، دژنرسانس آبکی سلولهای خاردار و نکروز همراه با تشکیل سلولهای سینسیشیا و گنجیدگی های داخل سیتوپلاسمی و داخل هسته ای در ضایعات حفره دهانی مشاهده گردید. در ریه ضایعات مختلفی شامل ماکروفاژهای آلویولی بزرگ حاوی گنجیدگیهای داخل سلولی ایوزینوفیلیک، سلول های غول پیکر سینسیشیا در آلویولها و پنومونی بینابینی تشخیص داده شد که بیانگر تشخیص قطعی بیماری طاعون نشخوارکنندگان کوچک می باشد. از 16 نمونه مطالعه شده به روش ایمونوکاپچرالایزا نیز 15 نمونه (93%) مثبت و حاوی آنتی ژن ویروس بودند. لذا، جهت جلوگیری از خسارات اقتصادی به صنعت دامپروری تشخیص صحیح این بیماری و اجرای برنامه های کنترل و پیشگیری مانند واکسیناسیون بموقع مورد تاکید قرار می گیرد.

    کلیدواژگان: طاعون نشخوارکنندگان کوچک، گوسفند، بز، هیستوپاتولوژی، ایمونوکاپچر االیزا
  • نیما صادقی بروجن، ابوالفضل شیرازی*، ناصر شمس اسفندآبادی، محمدحسین نصراصفهانی، جمشید جلیل نژاد حلاجیان، مهدی صفاهانی لنگرودی صفحات 13-22

    توانایی تکوین یک تخمک تا حد زیادی وابسته به فاز رشد فولیکول دربرگیرنده آن است. در این مطالعه تاثیر 2 برنامه تحریک هورمونی (2 دز FSH و 6 دز FSH) پیش از استحصال تخمک از طریق واژن، بر توان تکوین تخمک بررسی شد. در این مطالعه تعداد 120 راس تلیسه هلشتاین با میانگین سنی 11 ماه، در 2 گروه 60 تایی تحت 2 پروتکل تیمار هورمونی قرار گرفتند. تخمک‌های استحصال شده پس از ارزیابی مورفولوژی، تحت فرآیند بلوغ، لقاح و کشت در محیط آزمایشگاه قرار گرفتند و نرخ تسهیم و تولید بلاستوسیست ارزیابی شد. در این مطالعه تعداد تخمک استحصال شده به ازای هر راس دام در گروه 2 تزریق و 6 تزریق FSH به ترتیب 25/0±93/3 و61/0±27/7 بود که با یکدیگر اختلاف معنی‌داری داشتند. درصد تخمک‌های درجه A در دوگروه 2 و 6 تزریق FSH بایکدیگر اختلاف معنی‌داری نداشتند. نرخ تسهیم پس از لقاح در گروه 2 دز و 6 دز FSH از لحاظ آماری با یکدیگر اختلاف معنی دار نداشتند. نرخ تولید بلاستوسیست در گروه 2 دز و 6 دز FSH به ترتیب18/3±02/38 و 57/3±32/50 بود که با یکدیگر اختلاف معنی‌داری نداشتند. نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد که تزریق طولانی مدت هورمون FSH (به مدت سه روز) باعث رشد بیشتر فولیکول و در نتیجه کسب کفایت بیشتر تخمک و ظرفیت پذیر شدن آن جهت تکوین می‌گردد و همین امر باعث گردید که نرخ تولید بلاستوسیست در گروهی که با 6 دز هورمون FSH تیمار شده بود در مقایسه با گروه 2 تزریق افزایش معنی‌داری داشته باشد.

    کلیدواژگان: تخمک، بلاستوسیست، اووم پیک آپ، هورمون درمانی، لقاح آزمایشگاهی
  • رهام والی*، رستم امیری پور صفحات 23-31

    اسب دره شوری به عنوان یکی از بهترین نژادها به‌‌‌‌‌‌‌منظور سوارکاری آزاد و مسابقات استقامت شناخته می‌شود. اساس سم‌چینی حفاظت سم در مقابل انحراف از خطوط شاقولی آن و برداشت نسج شا خی اضا فی آن است. این مطالعه با هدف بررسی و اندازه‌گیری شاخص-های مربوط به توازن سم قبل و بعد از سم چینی در اندام‌های حرکتی خلفی اسب‌های سالم نژاد دره شوری با کمک رادیوگرافی انجام گرفته است. بدین منظور از 10 راس اسب به ظاهر سالم نژاد دره شوری با میانگین سن 6/3 ± 05/7 سال و ارتفاع 4/9 ± 5/146سانتی-متر استفاده شد. رادیوگرافی استاندارد از نمای جانبی داخلی سم‌های چپ و راست به‌منظور اندازه‌گیری شاخص‌های مورد نظر تهیه شد و نتایج زیر به ترتیب قبل و بعد از سم چینی به‌دست آمد: طول سطح پشتی دیواره سم 21/1±68/8 و 15/1±8 سانتی‌متر، طول کف سم 2/1±18/13و 45/1±96/12سانتی‌متر، اندازه فاصله بین بند سوم و پنجه سم 15/1±71/1و 5/±44/1 سانتی‌متر، اندازه ضخامت کف سم 99/0±36/1و 53/±1 سانتی‌متر، اندازه ارتفاع فضای مفصلی دیستال از کف سم 91/0±07/4 و 5/0±96/3سانتی‌متر، محور سم(زاویهS) 73/3±65/52 و57/3±05/54درجه، محور بند سوم(زاویه T) 3±51 و96/2±5/52، محور بند دوم(زاویه U) 09/4±2/47 و 66/3±45/48، زاویه H(T-S) 72/1±6/1- و 01/2±55/1- ، زاویه R (T-U) 19/3±7/3 و 37/2±40/4درجه. اندازه‌گیری‌های به دست آمده از این مطالعه نشان داد بین مقادیر اندازه‌های برخی شاخص‌ها از جمله طول سطح پشتی دیواره سم قبل و بعد از سم چینی اختلاف معنی داری یافت شد. در مورد سایر شاخص‌ها اختلاف معنی داری قبل و بعد از سم چینی دیده نشد.

    کلیدواژگان: توازن سم، سم چینی، اسب دره شوری، رادیوگرافی، اندام حرکتی خلفی
  • امین بیغم صادق، موسی جاودانی، احمد عریان، محمد شادخواست، سیما منتظری، سیاوش شریفی* صفحات 33-41

    آآسیب‌های وسیع استخوانی ناشی از تصادف، تومور، استیومیلیت، شل شدن ادوات تثبیتی، یا استیوتومی‌های اصلاحی نیازمند مداخلات جراحی میباشند، زیرا ترمیم خود به خودی فقط در آسیب‌های کوچک و محدود انجام می‌گیرد. پیوند استخوان خودی هنوز به عنوان یک استاندارد طلایی در پیوند به‌شمار می‌آید. امروزه استفاده از تکنیک‌هایی مثل پیوند خودی(آلوگرافت) ،غیرخودی(زنوگرافت) و جایگزین‌های مواد معدنی استخوانی بسیار رایج شده است. از بین هزاران عامل رشد می‌توان به عوامل رشد مشتق از پلاکت، عامل رشد عروقی و عامل رشد و تمایز دهنده اشاره کرد که بعد از ترشح باعث رشد و تکثیر سلولهای پیش‌سازو هم‌چنین فیبروبلاستهای موضع می‌شود. اگر در موضعی به دلیل کاهش جریان خون تعداد این سلولها کم باشد می‌توان با تزریق پلاکت و یا محتوای آنها روند ترمیم را افزایش داد. این پژوهش بر روی 4گروه خرگوش انجام شد. گروه شاهد که دچار نقیصه‌ی استخوانی بود هیچ ماده ای پیوند زده نشد (5 خرگوش) ودر گروه اتولوگ (5 خرگوش) که در محل نقیصه از استخوان خودی استفاده شد. در گروه زنولوگ (5 خرگوش) که در آن از PRP گاوی و در گروه آلوژنیک (5 خرگوش) که PRP خرگوش در آن استفاده شد. تزریق به این 4 گروه در روزهای 3،5 و7 صورت گرفت و ارزیابی رادیوگرافی هر دو هفته تا 8 هفته و هیستوپاتولوژی در هفته هشتم صورت گرفت. طی مشاهدات و ارزیابی که در این پژوهش صورت گرفت. نشان داد که استفاده ازPRP در نقیصه استخوانی خرگوش کارآمد بوده و این مسیله با استفاده از PRP گاوی (زنولوگ) بیشتر نمایانگر بوده است.

    کلیدواژگان: PRP خرگوش، خرگوش، ترمیم استخوان، PRP گاو
  • جواد حبیبی زاد*، محسن توحیدی، مهرداد معمار، مجید علی پور صفحات 43-55

    این مطالعه به‌منظور بررسی تاثیر دزهای گوناگون eCG بر فعالیت‌های تولیدمثلی میش‌های لک و ترکی قشقایی در فصل بهار، انجام شد. در این پژوهش 75 راس میش لک‌قشقایی و 75 راس میش ترکی‌قشقایی (3 تا 4 سال) به‌ترتیب با میانگین وزنی 8/155 و 2/258 کیلوگرم انتخاب و به‌طور تصادفی هر کدام به 5 گروه تیماری تقسیم شدند. چرخه فحلی میش‌ها با استفاده از اسفنج‌های حاوی پروژسترون در یک دوره 14روزه همزمان‌سازی شد. در هر نژاد یک روز قبل از برداشت اسفنج، به گروه‌های دوم، سوم، چهارم و پنجم به‌ترتیب 300، 400، 500 و 600 واحد بین‌المللی eCG، تزریق و گروه اول به‌عنوان شاهد در نظر گرفته شد. نتایج نشان داد که حدود 48 ساعت بعد از برداشت اسفنج، همه میش‌ها در گروه سوم و چهارم نژاد لک‌قشقایی و گروه‌های سوم، چهارم و پنجم در نژاد ترکی‌قشقایی علایم فحلی را نشان دادند. اگر چه در هر دو نژاد درصد میش‌های آبستن در گروه‌های مختلف تیماری اختلاف معنی‌داری نداشت (05/0

    کلیدواژگان: گونادوترپین، جفت اسب سانان، نرخ آبستنی، نرخ دوقلوزایی، میش لک قشقایی، میش ترکی قشقایی
  • احمد کشمیری، شهاب بهادران*، عبدالکریم زمانی مقدم، عبدالناصر محبی صفحات 57-69

    آزمایشی به منظور بررسی تاثیر سطوح مختلف عصاره‌ی الکلی پوست انار برعملکرد رشد، مورفولوژی روده، دفاع آنتی اکسیدانی ، کاهش تجمع بافتی و فاکتورهای بیوشیمیایی خون تحت شرایط مسمومیت کادمیوم در بلدرچین ژاپنی در قالب طرح کاملا تصادفی با 120 قطعه جوجه در 4 تیمار و 3 تکرار(10 قطعه جوجه در هر تکرار) به مدت 35 روز، انجام شد. تیمارهای آزمایشی شامل: 1) جیره شاهد 2) جیره شاهد + 50ppm کادمیوم از طریق آب آشامیدنی3) جیره شاهد + عصاره‌‌ی الکلی پوست انار غلظت 2/0 درصد+50ppm کادمیوم طریق آب آشامیدنی ، 4) جیره شاهد + عصاره‌‌ی الکلی پوست انار غلظت 1/0 درصد + 50ppm کادمیوم طریق آب آشامیدنی بود. در پایان دوره پرورش (35 روزگی) با استفاده از دستگاه ICP-OES میزان کادمیوم در عضلات سینه، اندازه‌گیری گردید. همچنین فاکتورهای بیوشیمیایی سرم با استفاده از دستگاه اتوآنالیزر مورد سنجش قرار گرفت. فاکتورهای رشد به صورت هفتگی و مورفولوژی پرزهای روده در پایان دوره بررسی گردید. کاهش مصرف خوراک در تیمارهای دریافت کننده‌ی کادمیوم در هفته 4 نسبت به تیمار شاهد مشاهده شد(p<0.05). درسایرشاخص‌های عملکرد رشد در تیمارهای گوناگون اختلاف معنی‌دار مشاهده نشد(p>0.05). در تیمارهای دریافت کننده عصاره ی الکلی پوست انار افزایش معنی‌دار ارتفاع و عرض پرز مشاهده گردید(p<0.05). تجمع کادمیوم در عضلات سینه تیمار حاوی عصاره‌ی الکلی پوست انار به میزان 2/0 بطور معنی‌داری کمتر از تیمار دریافت کننده‌ی کادمیوم بود(p<0.05). بین گروه های مختلف در میزانAST ، اوره، گلوکز، پروتیین تام و کلسترول اختلاف معنی‌داری مشاهده نشد(p>0.05). میزان ALT و اوره سرم درتیماره بود.

    کلیدواژگان: کادمیوم، عصاره الکلی، پوست انار، بلدرچین ژاپنی، فاکتور بیوشیمیایی
  • مجید مروتی شریف اباد*، الهام صالحی، محمد رستمی صفحات 71-79

    سندرم‌تخمدان ‌پلی‌کیستیک (PCOS)، یک اختلال آندوکرینی و متابولیتی پیچیده است که با اختلال تخمک‌گذاری و هایپرآندروژنیسم شناسایی می‌شود. با توجه به خواص آنتی‌اکسیدانی ترکیبات آنغوزه، این مطالعه به منظور تعیین عصاره هیدروالکلی صمغ آنغوزه بر وضعیت هورمون های جنسی در رت مدل سندرم‌تخمدان پلی‌کیستیک انجام شد. در این مطالعه تجربی از 30 سر رت (ماده بالغ) استفاده گردید که به 5 گروه آزمایشی شامل کنترل منفی، کنترل مثبت (پلی‌کیستیک) و سه گروه تیماری رت پلی کیستیک شده که دوز‌های 25، 50 و 75 میلی‌گرم بر کیلو‌گرم وزن ‌بدن عصاره صمغ آنغوزه به صورت درون صفاقی دریافت کردند، تقسیم شد. القای PCOS با تزریق استرادیول والرات (EV) در زمان فحلی حیوانات صورت پذیرفت. داده‌ها نشان دادند که عصاره صمغ آنغوزه موجب افزایش غلظت سرمی هورمون محرک فولیکولی (FSH) و هورمون‌لوتیینه‌کننده (LH) و تستوسترون در گروه‌های درمانی می‌شود، FSH در دوز 75 میلی‌گرم بر کیلوگرم و LH در دوز 50 و 75 میلی‌گرم بر کیلوگرم و تستوسترون در دوز 25، 50 و 75 میلی‌گرم بر کیلوگرم اختلاف معنی‌دار با گروه‌های کنترل مثبت نشان دادند (05/0(P<. با توجه به اثر کاهشی عصاره صمغ آنغوزه بر غلظت سرمی LH و تستوسترون و افزایش در غلظت FSH در رت‌های PCOS، به نظر می‌رسد این گیاه اثرات درمانی بر مبتلایان به این بیماری دارد.

    کلیدواژگان: سندرم تخمدان پلی کیستیک، رت، صمغ آنغوزه، تستوسترون، هورمون لوتئینه کننده، هورمون محرک فولیکولی
  • ایمان اسکندری، عبدالکریم زمانی مقدم، مجید غلامی آهنگران* صفحات 81-90

    به منظور ارزیابی و مقایسه اثر آویشن، دارچین و مخلوط آویشن و دارچین بر شاخص‌های رشد، پرفایل لیپیدی سرم و میزان چربی لاشه طیور، 180 قطعه جوجه گوشتی یک‌روزه راس به طور تصادفی در چهار گروه با سه تکرار مساوی تقسیم شدند و تحت شرایط یکسان مدیریتی و پرورشی نگه‌داری شدند. جوجه‌ها به ترتیب 5/0 درصد آویشن، دارچین و آویشن+دارچین را در جیره غذایی پایه دریافت کردند. گروه کنترل از هیچ افزودنی غذایی در جیره پایه استفاده نکرد. شاخص‌های رشد شامل اضافه وزن، مصرف خوراک و ضریب تبدیل غذایی در پایان هر هفته محاسبه و ثبت گردید. تمامی جوجه‌ها در سن 42 روزگی کشتار شدند و پس از تهیه نمونه‌های سرمی، میزان چربی شکمی در هر گروه وزن شد و درصد چربی شکم نسبت به وزن جوجه‌ها محاسبه شد. نمونه‌های سرمی به منظور سنجش پرفایل لیپیدی سرم شامل تری گلیسیرید، کلسترول تام، LDL، HDL و VLDL تهیه شد. نتایج نشان داد مصرف 5/0 درصد آویشن یا آویشن+دارچین می‌تواند موجب افزایش معنی دار اضافه وزن، و کاهش معنی دار مصرف خوراک و ضریب تبدیل غذایی نسبت به گروه کنترل و دارچین شود. علاوه بر آن، استفاده از 5/0 درصد آویشن و مخلوط آویشن+دارچین موجب کاهش معنی‌دار تری گلیسیرید، کلسترول تام، LDL، VLDL و درصد چربی شکم و نیز افزایش معنی دار HDL سرم شده است. طبق یافته‌های این مطالعه استفاده پیوسته از 5/0 درصد آویشن یا آویشن+دارچین در جیره غذایی جوجه‌های گوشتی می‌تواند موجب بهبود شاخص‌های رشد و کاهش میزان چربی لاشه گردد.

    کلیدواژگان: جوجه گوشتی، گیاهان دارویی، چربی شکم، پروفایل لیپیدی
  • ابوالفضل معتمد، محمد جهانتیغ*، داریوش سعادتی صفحات 91-99

    آسیت نوعی اختلال متابولیکی است که می‌تواند به‌وسیله فاکتورهای ژنتیکی، محیطی و مدیریتی کنترل شود. دراین مطالعه، اثر پودر لیموترش ازطریق جیره برعوارض ناشی از مصرف زیاد نمک در جوجه‌های گوشتی مورد بررسی قرار گرفت. تعداد 90 قطعه جوجه گوشتی یک‌روزه به‌مدت 6 روز درشرایط یکسان نگهداری شدند. در روز هفتم، 80 جوجه‌ انتخاب و بطور تصادفی به 4 گروه با 2 تکرار و 10 جوجه در هر تکرار تقسیم شدند. سپس، جهت ایجاد آسیت تجربی میزان 12/0 درصد سدیم حاصل از نمک خوراکی به آب آشامیدنی گروه‌های2،3و4 اضافه گردید و گروه 1 به‌عنوان گروه کنترل منفی در نظر گرفته شد. از روز چهاردهم، پودر لیموترش به‌میزان 1و2 درصد به جیره‌ی گروه‌های 3و4 اضافه گردید. در روز 21، تعداد 2 جوجه از هر تکرار انتخاب و کالبدگشایی شدند و از نظر شاخص‌های آسیت مورد بررسی قرار گرفتند. سپس، میزان سدیم در آب آشامیدنی گروه‌های2،3و4 به 18/0 درصد افزایش یافته و درمان با پودر لیموترش در گروه‌های 2و3 ادامه یافت. در30 روزگی از هر تکرار 4 جوجه برای تعیین وزن بطن‌ها، مقدار هماتوکریت و میزان ادم در بافت پوست مورد نمونه‌برداری قرار گرفت. نتایج نشان داد که در30 روزگی وزن بطن راست در گروه‌های 3و4 به‌طور معنی‌داری کمتر از گروه کنترل مثبت (گروه2) بود (004/0P=). بررسی‌های آسیب‌شناسی نیز ضایعات کمتری را در بافت‌ پوست در گروه‌های تحت درمان با لیموترش در مقایسه با گروه کنترل مثبت نشان داد. براساس یافته‌های این تحقیق استفاده از پودر لیموترش در جیره می‌تواند باعث بهبود وضعیت آسیت و کاهش ادم بافتی در جوجه‌های گوشتی شود.

    کلیدواژگان: پودر لیموترش، سندرم آسیت، وزن بطن راست، جوجه های گوشتی
  • یونس تیموری، شهاب بهادران*، حسین حسن پور، عبدالناصر محبی صفحات 101-109

    این پژوهش با هدف بررسی اثر عصاره‌های گیاهی مریم‌گلی و مرزنجوش بر پروفایل لیپیدی جوجه‌های مبتلا به سندرم آسیت انجام گردید. به این منظور 216 قطعه جوجه یک‌روزه به صورت تصادفی در 6 گروه متشکل از 36 قطعه (هر گروه سه تکرار12 قطعه‌ای) قرار گرفتند. تیمارها شامل: گروه 1 دریافت کننده جیره پایه(کنترل)، گروه 2 دریافت کننده جیره پایه + 1/0 درصد عصاره مرزنجوش، گروه 3 دریافت کننده جیره پایه + 2/0 درصد عصاره مرزنجوش، گروه 4 دریافت کننده جیره پایه + 05/0 ویتامین C، گروه 5 دریافت کننده جیره پایه + 1/0 درصد عصاره مریم گلی و گروه 6 دریافت کننده جیره پایه + 2/0 درصد عصاره مریم گلی بود. در انتهای دوره پرورش، نمونه‌های خون از پرندگان جمع‌آوری و میزان تری‌گلیسیرید، کلسترول تام، LDL و HDL در گروه‌های مختلف سنجیده شد. نتایج این مطالعه نشان داد میزان کلسترول در گروه مرزنجوش 1/0 درصد کاهش معنی‌داری داشته است(0/05>p). میزان HDL در گروه مرزنجوش 1/0 درصد به طور معنی‌داری از سایر گروه‌های بررسی شده، بیشتر بوده است(0/05>p). اما بین سایر گروه‌های بررسی شده اختلاف معنی‌داری مشاهده نگردید(05/0p) اما تفاوت معنی‌داری بین گروه‌های مختلف آزمایش شده مشاهده نگردید(0/05).

    کلیدواژگان: مریم گلی، مرزنجوش، پروفایل لیپیدی، آسیت
  • وحید دارابی، خلیل میرزاده، علی آقائی، صالح طباطبائی وکیلی* صفحات 111-121

    هدف از پژوهش حاضر، بررسی تاثیر سطوح مختلف پروتیین جیره‌ای بر عملکرد تولیدی و برخی فراسنجه های خونی در بلدرچین ژاپنی بود. برای این منظور، تعداد 320 قطعه بلدرچین ژاپنی بالغ در قالب طرح کاملا تصادفی با 5 تیمار، 4 تکرار و 16 قطعه پرنده در هر تکرار به مدت 42 روز مورد استفاده قرار گرفت. تیمارها شامل 5 سطح پروتیین جیره به میزان 16، 18، 20، 22 و 24 بودند که در جیره پایه ذرت و سویا تنظیم گردید. پس از دو هفته از تغذیه جیره‌های آزمایشی، تولید روزانه هر قفس، وزن تخم‌های تولید شده، مقدار خوراک مصرفی و ضریب تبدیل غذایی بصورت هفتگی برای مدت شش هفته ثبت گردید. در سه مرحله در پایان هر دو هفته، از هر تکرار 5 تخم بلدرچین به طور تصادفی انتخاب و صفات کیفی تخم ارزیابی شدند. در پایان دوره، از هر تکرار تعداد دو پرنده به‌صورت تصادفی انتخاب و خون‌گیری جهت ارزیابی فراسنجه‌های خونی به عمل آمد. درصد پروتیین جیره اثر معنی داری بر برخی شاخصه‌های تولیدی و خونی شامل مقاومت پوسته، وزن سفیده، قطر سفیده، وزن زرده، ارتفاع زرده و نیز میزان تری گلیسرید وLDL خون در بلدرچین ژاپنی داشت (05/0>P). بیشترین تاثیر مثبت پروتیین بر میزان مقاومت پوسته، وزن آلبومین، قطر آلبومین در سطح 22 درصد پروتیین جیره مشاهده شد (05/0>P). بیشترین وزن و ارتفاع زرده مربوط به سطح 24 درصد پروتیین جیره‌ای بود. به‌طور کلی، استفاده از سطوح 22 و 24 درصد پروتیین در جیره بلدرچین ژاپنی با توجه به داشتن بهترین عملکرد تولیدی، توصیه می‌شود.

    کلیدواژگان: بلدرچین ژاپنی، پروتئین، کیفیت تخم، متابولیت های خونی
  • زینب محمدی، حمید حسینی فهرجی* صفحات 123-130

    در این آزمایش 222 قطعه جوجه گوشتی نر یکروزه از سویه راس 123 ، بهطور تصادفی به پنج گروه با چهار تکرار و 32 قطعه جوجه در هر تکرار تقسیم شدند. همه گروه ها با جیره پایه بر اساس ذرت، سویا و گندم تغذیه شدند. تیمارهای آزمایشی از جیره پایه (گروه شاهد) همراه با مقادیر یکصدم درصد آویلامایسین(گروه شاهد مثبت)، چهاردهم درصد سرکه، هشتدهم درصد سرکه و یک و دودهم درصد سرکه تشکیل شدند. در طول دوره آزمایش میزان افزایش وزن بدن، خوراک مصرفی و ضریب تبدیل خوراک به طور هفتگی ثبت و محاسبه گردید. در سنین 23 و 22 روزگی از هر پن دو پرنده به طور تصادفی انتخاب و خون گیری از ورید بال آنها انجام شد. پس از جداسازی سرم، مقادیر کلسترول، تری گلیسیریدHDL ,LDL کلسیم و فسفر اندازه گیری شد. در آنالیز نتایج به دست آمده، تفاوت قابلتوجهی بین خوراک مصرفی، افزایش وزن و ضریب تبدیل خوراکی پرندگان گروه های مختلف در دوره های آغازین، رشد و کل دوره مشاهده نشد. شاخص کارایی تولید کل دوره هم معنی دار نبود؛ اما مکمل سازی خوراک با سرکهی سیب موجب کاهش معنیدار مقادیر کلسترول، تری گلیسیرید LDL و افزایش HDL سرم پرندگان در روزهای 23 و 22 پرورش گردید P<0/05 در عین حال سرکه تاثیری در سطح کلسیم و فسفر سرم پرندگان تحت تیمار نداشت.

    کلیدواژگان: سرکه، عملکرد، فاکتورهای خونی، جوجه های گوشتی
|
  • Reza Shahriari, Ali Mohammadi, Azizollah Khodakarm Tafti* Pages 3-11

    Peste des Petits Ruminants (PPR) is an acute and contagious viral disease in domestic and wild ruminants, which causes a lot of economic damages. In this study, from a total of 56 sheep and goats suspected to the natural outbreak of PPR in different regions of Fars province, swap samples were taken from 16 cases for detection of PPRV antigen by Immunocapture ELISA test. Also, 6 cases were necropsied and tissue samples of affected organs were fixed in 10% natural buffered formalin for histopathological examination. Clinically, high fever, anorexia, nasal and eye mucopurulent discharge and existence of erosive to ulcerative lesions in the oral mucosa and diarrhea were observed. At necropsy, erosive to ulcerative lesions covered with white to gray pseudomembranes in the oral cavity, hyperemia, and consolidation of anteroventral and cardiac lobes of lungs, erosive lesions in intestines and mesenteric and mediastinal lymphadenopathy was seen. In the histopathological examination, erosive-ulcerative stomatitis associated with hydropic degeneration, syncytial cell formation and intracytoplasmic/intranuclear inclusion bodies, interstitial pneumonia associated with giant syncytial cell formation and inclusion bodies within alveolar and bronchiolar epitheliums were diagnosed. Immunocapture ELISA test showed 15 (93%) of 16 cases were positive for PPRV antigen. Rapid diagnosis and implementation of control and prevention programs are emphasized in order to prevent significant economic losses to the small ruminant industry.

    Keywords: Peste des Petits Ruminants (PPR), Sheep, Goat, Histopathology, Immunocapture ELISA
  • Nima Sadeghi Boroujen, Abolfazl Shirazi*, Naser Shams Esfandabadi, Mohammad Hossein Nasr, Esfahani, Jamshid Jalilnezhad Hallajian, Mehdi Safahani, Langroudi Pages 13-22

    Oocyte quality is one of the most important factors in embryo production through in vitro fertilization (IVF). Developmental competence of an oocyte is highly depended on the follicular microenvironment. In this study, the effect of 2 hormonal superstimulation regimes (2 doses and 6 doses of FSH) on developmental competence of oocytes, obtained by ovum pick up (OPU) procedure, was evaluated in cattle species. A total of 120 Holstein heifers with an average age of 11 months were divided into 2 groups of 60 animals. The animals in each group received either 2 or 6 equal doses of FSH (each dose= 50 mg) at 12h interval. The FSH treatment was started 2 days after dominant follicle ablation. The ablation of dominant follicle (s) was done 6 days after synchronized estrous. After OPU, 48 h after the end of FSH therapy, the aspirated oocytes were evaluated morphologically and considered for in vitro maturation, IVF, and subsequent embryo culture. In days 3 and 7, cleavage and blastocyst rates were evaluated. The mean numbers of aspirated follicles were 6.07±0.3 and 14.9±0.9, and retrieved oocytes were 3.93 ± 0.5 and 7.27 ± 0.6, in treated animal with 2 and 6 doses of FSH, respectively, which was significantly different between two groups (P=0.0001). The difference in proportion of grade A oocytes in 2 (66.97±3.57) and 6 (73.48±3.01) doses of FSH groups was insignificant (P>0.05). The rate of cleavage in animals treated with 2 and 6 doses of FSH was 65.67 ± 3.65 and 74.27 ± 5.38, respectively, which was not significant between two groups (P>0.05). Blastocyst rate in the 6 dose FSH group (50.32±3.57) was significantly higher than that of 2 dose FSH group (38.02 ± 3.18) (P=0.011). The results of this study demonstrated that 6 doses FSH in compare to 2 doses FSH prior to OPU resulted in more aspirable follicles with higher developmental competence oocytes.

    Keywords: Oocyte, Blastocyst, Ovum pick up, Hormone therapy, in vitro fertilization
  • roham vali* Pages 23-31

    Darreh-shori horse is recognized as one of the best races for free horse-riding and long-distance races. The trimming procedure has an important influence on the conformation of the hoof. This is visible on both radiographic projections, especially on the LM view, in the region of the toe. The aim of this study was to investigate the effects of hoof trimming on radiographic measurements of hoof balance in hind hooves of Dareh-Shori horse. Ten clinically healthy Dareh-Shori horses with the mean age 7.05±3.6 years and the mean height of 146.5±9.4 cm were included in this study. Lateromedial radiograph were made to get the following measurements before and after trimming respectively: D.W.L (8.68±1.21, 8±1.15cm), SL (13.18±1.2, 12.96±1.45cm), P3 to Toe (1.71±1.15, 1.44±0.5cm), S.T (1.36±0.99, 1±0.53cm), D.I.J.H (4.07±0.91, 3.96±0.5 cm), Hoof axis (S) angle (52.65±3.73, 54.05±3.57), third phalanx axis (T) angle (51±3, 52.50±2.96), P2 axis (U) angle (47.2±4.09, 48.45±3.66), H (T̵ S) angle (-1.6±1.72, -1.55±2.01), R (T̵ U) angle (3.70±3.19, 4.40±2.37). The results of this study showed that there was a significant difference among DWL before and after trimming. There was no significant difference in other parameters before and after trimming.

    Keywords: Radiography, Hind feet, Dareh-Shori horse, Hoof trimming
  • Amin Bigham, sadegh, moosa javdani, Ahmad oryan, mohamad shadkhast, sima montazeri, Siavash Sharifi* Pages 33-41

    Bone injuries caused by accidents, tumors, osteomyelitis, loosening devices, fixed or corrective osteotomy surgical interventions are needed to surgical interventions because spontaneous recovery occurs only in small and limited damage. Autografting technique is still as a golden standard technique but there are some limitations like harvested area complications. There are many osteoinduction agents such as platelet-derived growth factor, vascular growth factors and growth factor that cause cell differentiation, proliferation of cells and fibroblasts deposition. This study was conducted on 4 groups (20 Rabbits, each group=5) of rabbits. The control group the defected area was left empty and in autograft group autologous bone was implanted in the defected area. In xenogenic PRP group, bovine PRP 1 ml was injected in the defected area. Finally, in allogenic PRP group, rabbit PRP 1 ml was injected in the defected area. X-rays were taken on 14th, 28th, 42nd and 56th postoperative days. After 8 weeks Post-Operation bone samples were taken from healed area for for histopathological evaluation. Results showed that the use of PRP has been efficient in rabbit bone defect healing and the use of bovine PRP is more representative.

    Keywords: Rabbit PRP, bovine PRP, bone healing, rabbit model
  • Javad Habibizad*, Mohsen Tohidi, Majid Alipoor Pages 43-55

    This study was conducted to investigate the different doses of eCG on reproductive performance activities in Lake and Torki Ghashghaei ewes in spring season. In this study 75 Lake Ghashghaei ewes and Torki Ghashghaei ewes (3 to 4 years age) with the mean weight of 55±1.8 and 58±2.2 kgs were chosen respectively and divided into 5 treatment groups. The estrus cycle of the ewes were synchronized with progesterone sponges during a 14 days period. In each race one day before removing the sponges 300, 400, 500 and 600 eCG IU were injected to group two, three, four and five respectively and group one was assumed as control. The results showed that all of Lake Ghashghaei ewes in group three and four and Torki Ghashghaei ewes in group three, four and five showed estrus signs, after 48 h of removing sponges. Although there were not any significant differences (P>0.05) among different treatment groups in the percentage of pregnant ewes, but in group three of Lake Ghashghaei races and four of Torki Ghashghaei race had more pregnant ewes. In both races the groups which received eCG had more percentage of twining rate compared with control and the number of ewes with twin lambs increased after increasing the dose of eCG. In conclusion the results showed that in Lake and Torki Ghashghaei 400 and 500 eCG IU had the most effect on pregnancy and twining rate in spring season respectively.

    Keywords: equine Chorionic Gonadotropin, Pregnancy rate, Twining rate, Lake Ghashghaei ewes, Torki Ghashghaei ewes
  • Kashmiri A., Bahadoran SH*, Zamani moghadam A. K., Mohebbi A. N Pages 57-69

    This study was conducted to investigate protective effects of ethanolic extract of Punica granatum peel against Oxidative stress following cadmium poisoning in Japanese quail in a completely randomized design with 4 with 3 replicates (10 birds in each replicate). The treatments were: 1. basal diet, 2. Basal diet + 50ppm cadmium (through drinking water), 3. Basal diet + ethanolic extract pomegranate peel 0.2%+50 ppm Cadmium (through drinking water), and 4. Basal diet + ethanolic extract pomegranate peel 0.2%+50 ppm Cadmium (through drinking water). At the end of the experiment, the level of cadmium in the muscles, Serum biochemical and growth factors weekly and intestinal morphology were measured by ICP-OES, auto-analyzer and by histology, respecity. The accumulation of cadmium in the muscles of the various groups showed a significant reduction (P<0.05) in the group receiving the ethanolic extract pomegranate peel 0.2%. There was no significant difference in AST, glucose, cholesterol, total protein between different treatments (P>0.05). Serum ALT levels were significantly lower in the group receiving 0.1% alcoholic extract of pomegranate peel compared to the cadmium group (P<0.05). Serum urea levels in the recipient groups of ethanolic extract was significantly lower than cadmium group (P <0.05). There were no significant differences (P>0.05) in growth factors (P>0.05) among different groups. In groups receiving extract, a significant increase in height and width of villous was observed (P<0.05). Punica granatum peel extract an additive in quail diet can reduce cadmium accumulation, protect against side effects of cadmium, and improve the performance of Japanese quail.

    Keywords: Cadmium, Ethanolic extract, Punica granatum peel, Japanese quail, Biochemicalparameters
  • Morovatisharifabad M*, Salehi E, Rostami M Pages 71-79

    Polycystic Ovary Syndrome (PCOS), is a complex endocrine and metabolic disorder, which is characterized by ovulatory dysfunction and hyperandrogenism. According to antioxidant properties effects of asafoetida, this study was done to evaluate the effect of hydroalcoholic extract of asafetida resin on the status of sex hormones in PCOS rat model. In the present experimental study, 30 adult female rats were divided into 5 groups, negative control, who did not receive any treatment, positive control (PCOS) who received only estradiol valerate and three experimental groups, which first PCOS was induced in them. Then were treated with 25, 50 and 75 mg/kg BW of extract of asafetida resin. PCOS was induced by estradiol Valerate injection at the estrous cycle. The data suggests that extract of resin asafotida increased serum concentration of FSH and decreased LH and Testosterone in treatment groups. There were significant differences reported on FSH at 75 mg/kg, LH at 50 and 75 mg/kg, and Testosterone at 25, 50 and 75 doses in comparison with PCOS groups (p˂0.001). Due to the decreasing effect of asafetida resin extract on LH and testosterone levels and increasing in FSH level in PCOS rat, it seemed that the asafetida had a therapeutic effect on patient with PCOS.

    Keywords: Polycystic Ovary Syndrome, Rat, Resin of Asafetida, Testosterone, Luteinizing Hormone, Follicle Stimulating Hormone
  • Eskandari Teshnizi I_Gholami Ahangaran M *_Zamani Moghaddam A. K Pages 81-90

    For evaluation and comparing effect of thyme, cinnamon and mixing of thyme plus cinnamon on growth indices, and lipid profile and abdominal fat, 180 broiler chicks divided into 3 groups by 3 replicates. All chickens reared under same condition and received 0.5 percent thyme, cinnamon and thyme plus cinnamon on diet, continuously. Control chickens received no supplement on diet. The growth indices were recorded at end of each week. On 42 days old, chickens were slaughtered. The serum samples were prepared and abdominal fats were weighted. The abdominal fat to weight gain as percent were determined. The serum samples were prepared for assaying of triglycerid, total cholestrol, LDL, HDL and VLDL. Results showed that chickens received 0.5 percent thyme and thyme plus cinnamon have higher weight gain and lower feed intake and feed conversion rate (FCR) significantly compared with control group and chickens received cinnamon. Furthermore, administration of 0.5 percent thyme and thyme plus cinnamon can reduce abdominal fat percentage, triglycerid, total cholestrol, LDL and VLDL, and increase HDL, significantly. According to the results of this study, continuous consumpsion of 0.5 percent of thyme and thyme plus cinnamon can improve growth indices and fat percentage in broiler chikens.

    Keywords: Abdominal fat, Lipid profile, Herbal plants, Broiler chickens
  • Motamed A, Jahantigh M*, Saadati D Pages 91-99

    The ascites is a kind of metabolic disorder which occurs in broiler chickens and is controlled by different factors including genetics, environment and the management. The purpose of this study was to evaluate the effect of lime powder in diet on the adverse effects of high salt consumption in broiler chickens. In this study, 90 one-day-old broiler chicks were kept in identical and controlled conditions for 6 days. On the 7th day of age, 80 chicks were selected and divided randomly into 4 groups with two replicates and 10 chicks in each replicate. Then, for the induction of experimental ascites, a volume of 0.12 percent of sodium obtained from edible salt was added to the drinking water of 3 groups of chicks (groups 2, 3 and 4) and the other group (group 1) was considered as the negative control. The lime powder was added with concentrations of 1 and 2 percent to the diet of groups 3 and 4 from the 14th day of age. On the 21 day of age, 2 chicks were selected from each replicate and necropsied in order to evaluate the factors related to ascites syndrome. The amount of sodium was then increased to 0.18 percent in the drinking water of group 2, 3 and 4. On 30th days of age, 4 chicks were randomly selected from each replicate and necropsied to determine the ventricular weights, amount of hematocrit and the skin edema. The results showed that on day 30, the weight of right ventricle (RV) in treatment groups (groups 3 and 4) was significantly lower than the positive control group (group 2) (P=0.004). The occurrence of histopathological lesions in the skin tissues of the lemon treated groups were lower than that of the positive control group. According to the results of this study the use of lime powder in the diet is effective in the recovery of ascites syndrome and decrease the skin edema in broiler chickens.

    Keywords: Lime powder, Ascites syndrome, Right ventricular weight, Broiler chickens
  • Teymori Y, Bahadoran SH*, Hassanpour H, Mohebi A Pages 101-109

    The aim of present study was to evaluate the effect of Origanum vulgare and Salvia officinalis extracts on the lipid profile of broiler chickens with ascites syndrome. For this purpose, a total of 216- day-old broiler chickens (Ross308) in a completely randomized design were divided in to six groups, each group contain 360 chicken (with 3 replicates and 12 chickens in each replicate). Experimental treatments consisted of: Group1 (control) received base ration. Group 2 received base ration plus 0.1% Origanum vulgare extract, Group 3 received base ration plus 0.2% Origanum vulgare extract, Group 4 received base ration plus 0.05% vitamin C, Group 5 received base ration plus 0.2% Salvia officinalis extract, Group 6 received base ration plus 0.2% Salvia officinalis extract. At the end of experiment, blood samples were taken of all broilers and cholesterol, triglyceride, HDL and LDL were measured. The results of present study showed that cholesterol level in group that received 0.1% Origanum vulgare extract was significantly decreased compared to the control group(P<0.05). Also, we observed that HDL level in 0.1% Origanum vulgare group was significantly higher than other groups. But no significant difference between experimental groups were observed (P>0.05). No significant changes were observed in LDL level in the control and experimental groups (P>0.05) Interestingly, TG level were significantly demonstrated to be higher in the all experimental groups compare to the control group. However, no significant difference was observed between the different experimental groups (P>0.05). In general, the results of this study showed that the use of Origanum vulgare extract improved lipid profiles (decreasing in the levels of LDL, and increasing HDL level in group that received Origanum vulgare 0.1%).

    Keywords: Origanum vulgare, Salvia officinalis, Lipid profile, Ascites
  • Darabi V_Tabatabaei S *_Mirzadeh Kh_Aghaei A Pages 111-121

    The aim of this study was to investigate the effect of different levels of dietary protein on production and some blood parameters in Japanese quail. This experiment was carried out in a completely randomized design with 5 treatments, 4 replicates and 16 adult Japanese quail in each replicate for 42 days. Treatments consisted of 5 dietary protein levels include the 16, 18, 20, 22 and 24 percent, which were set in the basal diet of corn and soybeans meal. After 2 weeks of the experimental diets consumption, egg production rate, egg weight, feed intake and feed conversion ratio were measured and recorded weekly for 6 weeks. Every 2 weeks, 5 eggs were randomly selected from each replicate, and quality characteristics of eggs were evaluated. At the end of experiment, 2 birds from each replicate were selected randomly and blood collection was done for evaluation the blood parameters. The results showed that dietary protein levels had a significant effect on some productive and blood characteristics of Japanese quails including shell strength, albumen weight, albumen diameter, yolk weight, yolk height, as well as blood values of triglycerides and LDL (P<0.05). The highest positive impact of dietary protein levels on egg shell strength, albumin weight and albumin diameter was observed in 22% of dietary protein (P<0.05). The most egg yolk weight and yolk height were recorded in 24% of dietary protein. In conclusion, the use of 22 and 24% of protein in Japanese quail diet, is advisable because of higher productive performance.

    Keywords: Blood metabolites, Egg quality, Japanese quail, Protein
  • zeinab mohammadi, hamid hosseini fahraji* Pages 123-130

    The aim of the study was to investigate the effect of dietary supplementation apple vinegar on parameters and performance of broilers. A total of 200 one-day old male Ross 308 broiler chicks were divided randomly to five groups with four replicates and 10 birds in each. All groups were fed with diets based on soy bean meal, corn and wheat. The treatments were including basal diet plus: 1- 0% Vinegar (negative control), 2- 0.01 % Avilamycin (positive control) 3- 0.4% Vinegar 4- 0.8% Vinegar 5-1.2% Vinegar. The amount of feed intake, body weight gain and feed efficiency were recorded and calculated weekly. At d 21 and d 42, two birds from each replicate were selected randomly for taking blood samples from wing vein. After the separation of serum of blood samples, the amount of Cho, Trig, HDL, LDL, Calcium and Phosphorous were measured. The result data showed that, Vinegar supplementation of feed decreased serum Cho, Trig, and LDL and increased HDL (P<0.05). While there was no significant effect of apple crude Vinegar on Ca2+ and P.

    Keywords: Performance, Blood biochemical parameters, Vinegar, Broiler chicks