فهرست مطالب

  • سال هشتم شماره 2 (پاییز و زمستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/12/01
  • تعداد عناوین: 16
|
  • محمود اسماعیل زاده، رفعت زارع بیدکی* صفحات 1-21

    گرچه از دید اقتصادی افزایش درآمد سرانه به عنوان معیار توسعه به حساب می آید، اما نمی تواند همه ابعاد توسعه یافتگی را تشریح کند. لذا شاخص توسعه انسانی (HDI) به عنوان یک معیار کلی توسط برنامه توسعه سازمان ملل متحد (UNDP) منتشر شد و مبنای اندازه گیری توسعه را سه بعد اساسی زندگی بشر یعنی سلامت، آموزش و سطح استاندارد زندگی قرار داد. شاخص توسعه انسانی با محاسبه میانگین هندسی مقادیر نرمال شده هر کدام از این سه شاخص به دست می آید. منطقه مورد مطالعه استان چهارمحال و بختیاری با جمعیت 947763 نفر در سال 1395 در نه شهرستان است. هدف این مطالعه بررسی ابعاد مختلف شاخص توسعه انسانی در شهرستان‏های مختلف این استان و مقایسه آن با مقادیر متوسط کشور است. همچنین تغییرات ابعاد این شاخص در فاصله سالهای 1390 تا 1395 بررسی شد. نتایج بررسی سال 1395 نشان داد شاخص امید به زندگی در استان 67/73 سال و کمتر از میانگین کشور (6/75) است. همچنین میانگین سالهای تحصیل برای جمعیت چهارمحال و بختیاری 23/7 سال و کمتر از متوسط کشور (8/8) و سالهای مورد انتظار تحصیل با رقم 45/14 سال از متوسط کشوری این عامل که 8/14 سال است کمتر میباشد. شاخص درآمد سالانه ملی برای این استان نیز به طور مجزا محاسبه نشده و از اطلاعات ملی استخراج شده است که نشان میدهد در دوره مورد مطالعه به علت عدم رشد اقتصادی، سرانه درآمد ملی با کاهش روبرو شده است. با اندازه‏گیری شاخص توسعه انسانی مشاهده گردید، مقدار این شاخص در استان چهارمحال و بختیاری از 697/0 در سال 1390، به 74/0 در سال 1395 رسیده است. رشد این شاخص در سطح کشور نیز از 755/0 به 774/0 رسیده است. به طور کلی شاخص توسعه انسانی در استان چهارمحال و بختیاری از متوسط کشور کمتر است.

    کلیدواژگان: امید به زندگی، سرانه درآمد ملی، آموزش، استان چهارمحال و بختیاری
  • نعمت الله اکبری، رسول بیدرام*، آمنه شهیدی، مریم امینی صفحات 23-49

    شهرها به عنوان بستری جغرافیایی، برای رفع نیازهای اولیه بشر همچون نیازمندی های اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی گسترش یافته اند. در شهرهای ایران، تمرکز بر مفهوم شهر خلاق با تاکید بر داشته های درونی اعم از سرمایه های انسانی و فرهنگی یک راه کم هزینه برای تقویت پایه های اقتصاد در سطح دولت محلی و ایجاد درآمد از طریق تقویت بخش گردشگری خواهد بود. در این راستا ابتدا شاخص خلاقیت مکانی ازطریق الگو توصیفی لاندری با طی کردن سه گام اصلی استخراج شد و در قالب ده شاخص اصلی برای نواحی شهر کاشان معرفی گشت. به منظور تعیین ضرایب اهمیت این شاخص ها از نظرات ده متخصص اقتصاد شهری و اقتصاد هنر و همچنین به منظور جمع آوری اطلاعات کیفی از پرسشنامه استفاده شده است و تعداد 384 پرسشنامه بر اساس جمعیت هر ناحیه شهر کاشان توزیع شد. همچنین پایایی پرسشنامه به کمک نرم افزار SPSS برابر 7/. محاسبه شد. بررسی اطلاعات پرسشنامه ای؛ نشان می دهد که در میان شاخص های خلاقیت مکانی برای نواحی شهر کاشان، شاخص همبستگی و شاخص نگرش در سطوح نواحی 15،11،5 بالاترین مقدار را دارند. همچنین مشارکت مدنی در نواحی 14،13،6 بالاترین میزان است. در اکثر نواحی شاخص تبدیل ایده کم بوده؛ که حدود 60% از پاسخ دهندگان علت آن را عدم حمایت دولت دانسته اند. از طرفی به منظور جمع آوری اطلاعات آماری کمی نیز از روش اسنادی و کتابخانه ای استفاده شده است. جهت تعیین میزان برخورداری هر ناحیه از شاخص های خلاقیت مکانی برای نواحی شهر کاشان از روش تحلیل شبکه ای ANP و نرم افزارSuper Decision استفاده شد. نتایج نشان می د هد که ناحیه 11 از نظر شاخص های خلاقیت مکانی در میان 16 ناحیه شهر کاشان، دارای رتبه یک است.

    کلیدواژگان: شاخص خلاقیت مکانی، روش تحلیل شبکه ای ANP، نواحی شهر کاشان
  • علی بوداقی*، فردین قریشی صفحات 51-76

    هدف اصلی پژوهش حاضر تحلیل چالش های نظری منطق فرهنگی سرمایه داری متاخر فردریک جیمسون می باشد. بدین منظور ابتدا زمینه ی فکری و اجتماعی تاثیر گذار در تیوری پست مدرن جیسمون طرح می گردد. سپس مفهوم منطق فرهنگی سرمایه داری متاخر و چالش های نظریه وی با توسل به معیارهای سنجش معرفت اجتماعی (نقد درونی، نقد بیرونی، اعتبار زمانی، وضعی، محلی و اعتبار کارکردی) تعقیب می گردد. کوشش این مقاله معطوف به یافتن پاسخ به این پرسش اساسی است که چالش های نظری منطق فرهنگی سرمایه داری متاخر کدام است؟ در مسیر یافتن پاسخ علمی به سوال یادشده نتیجه ای که با بهره گیری از روش اسنادی بدست آمد؛ عبارت از این است که نظریه ی جیمسون به دلایلی چون عدم توجه به تفاوت های فرهنگی، فقدان تعمیم پذیری، عدم توجه به مفهوم مقاومت و کنشگران ماهر، انتزاعی بودن نقشه های شناختی ، تناقض ذاتی پیش فرض های نظریه و... فاقد قدرت تبیین کافی از منطق فرهنگی سرمایه داری متاخر است.

    کلیدواژگان: منطق فرهنگی سرمایه داری متاخر، چالش های نظری، اعتبار زمانی
  • محمد ترکاشوند مرادآبادی*، فریده شمس قهفرخی، لیلا زندی صفحات 77-104

    تغییرات حجم و ساختار سنی جمعیت تعیین کننده اصلی عرضه نیروی کار در یک جامعه است. افزایش و یا کاهش در اندازه ی نیروی کار می تواند به طور قابل ملاحظه ای بر رشد اقتصادی کشور تاثیرگذار باشد. رسیدن کوهورت متولدین ازدیاد جمعیت به سن کار و فعالیت و افزایش جمعیت فعال، فرصت ایده آلی را برای رشد و توسعه ی اقتصادی فراهم می آورد منوط براینکه با برنامه-ریزی و سیاست گذاری های صحیح، از پیامدهای پنجره ی جمعیتی استفاده شود. در گزارش حاضر با استفاده از نتایج پیماش نیروی کار در دوره ی زمانی 1384 تا 1395، همچنین داده های سرشماری نفوس و مسکن سال 1395 به تحلیل روند وضع فعالیت در جمعیت کشور پرداخته شده است. سپس از طریق سناریوهای مختلف به پیش بینی جمعیت، نرخ مشارکت و نرخ اشتغال پرداخته شده و از این طریق عرضه نیروی فعال در آینده برآورد شده است. روند کلی نرخ مشارکت برای کشور در دوره زمانی 1385 تا 1390 به صورت کاهشی و پس از سال 1390 به صورت تدریجی افزایشی است. در سال 1395 نرخ مشارکت برای کل کشور 39 درصد بدست آمده است. با ورود فارغ التحصیلان نسل ازدیاد جمیعتی دهه 60 و همچنین احتمال افزایش نرخ مشارکت زنان، به احتمال قوی آینده همراه با افزایش نرخ مشارکت خواهد بود. در این شرایط تنها راه روبه جلو جهت بهبود وضعیت اقتصاد کشور، افزایش اشتغال است. اگر دولت نتواند در سیاست گذاری ها نرخ بیکاری را کاهش دهد، با فرض ثبات نرخ بیکاری در حال حاضر، تعداد بیکاران در آینده به 5 میلیون نفر افزایش خواهد یافت. و البته این فرض با وجود ایجاد اشتغال سالانه در حدود 500 تا 600 هزار نفری بدست خواهد آمد. تلاش دولت برای کاهش نرخ بیکاری و افزایش نرخ اشتغال در کشور، می بایست ایجاد حداقل بیش از 700 هزار شغل به صورت سالانه، باشد.

    کلیدواژگان: نیروی کار، پیش بینی، عرضه ی نیروی کار، نرخ مشارکت، ایران
  • سیدابراهیم حسینی نوریان، علی رحمانی فیروزجاه*، سیف الله فرزانه صفحات 105-134

    یکی از منابع درآمدی دولتها، درآمدهای مالیاتی است. مشکلات اجتماعی و فرهنگی جامعه، ضعف سرمایه اجتماعی و شاخص های آن باعث شده تا کنش مالیاتی به خوبی صورت نگرفته و فرهنگ مالیاتی در بین مردم شکل نگیرد. لذا مقاله با هدف تاثیر سرمایه اجتماعی بر فرهنگ مالیاتی در شهرهای غرب استان مازندران انجام شد. روش تحقیق، پیمایشی بوده و با ابزار پرسشنامه اطلاعات جمع آوری شد. کلیه مودیان مراجعه کننده به اداره مالیاتی شهرهای نوشهر و چالوس به عنوان جامعه آماری انتخاب شده که بر اساس آمار سال 1397 برابر 24500 نفر است. روش نمونه گیری طبقه ای بوده و حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران400 نفر است. یافته ها نشان می دهد که میانگین سرمایه اجتماعی و فرهنگ مالیاتی بیش از حد متوسط است. بین میزان سرمایه اجتماعی و فرهنگ مالیاتی رابطه مثبت و مستقیم وجود دارد. یعنی هر چه سرمایه اجتماعی بیشتر شود، تمایل مودیان به پرداخت مالیات بیشتر می شود. بین ابعاد سه گانه سرمایه اجتماعی و ابعاد فردی و سازمانی فرهنگ مالیاتی نیز رابطه مثبت و مستقیم وجود دارد. نتایج رگرسیون چندمتغیره نشان می دهد که 2/69 درصد از تغییرات میزان فرهنگ مالیاتی توسط سرمایه اجتماعی تبیین می شود و سرمایه اجتماعی اثر زیادی بر فرهنگ مالیاتی داشته است. نتیجه این که برای تقویت و ارتقای فرهنگ مالیاتی توجه به سرمایه اجتماعی و به ویژه سرمایه اجتماعی شناختی ضروری است تا فرار مالیاتی در بین مودیان کمتر صورت گیرد.

    کلیدواژگان: فرهنگ مالیاتی، سرمایه اجتماعی، سرمایه اجتماعی شناختی و فرار مالیاتی
  • سمیه رزاقی*، حسن حیدری صفحات 135-165

    بر اساس دیدگاه متفکران پسا توسعه ای، مفهوم توسعه و توسعه نیافتگی امری صرفا تولیدی و صنعتی نیست بلکه با توجه به درک معنایی افراد از هستی و زندگی و پذیرش تنوعات فرهنگی و زیستی، توسعه امری است که افراد به عنوان الگوی مطلوب زندگی و رشد جوامع مد نظر دارند. از نظر آنان نظریه های توسعه قبلی، درک معنایی افراد و چگونگی تعامل انسان ها با تحولات صنعتی و رشد مدرنیزاسیون را نادیده گرفته اند. بر این اساس، هدف از این مطالعه تفسیر معنایی دلایل توسعه نیافتگی استان آذربایجان غربی بر اساس روایت های فردی و تجربه های شخصی 32 نفر از مدیران ارشد سازمانی در استان و نیز صاحبان مشاغل و دست اندرکاران صنعت این استان طی مصاحبه های عمیق صورت گرفته، با استفاده از روش نظریه پردازی داده بنیاد می باشد. بر اساس نتایج حاصل، مشکلات مدیریتی موجود در بدنه بخش دولتی و بخش خصوصی استان به عنوان مقوله هسته ای در موانع توسعه نیافتگی استان استخراج شده است. لذا بیماری عقب ماندگی استان آذربایجان غربی بیش از آنکه به جناح، فرد یا گروه خاصی اختصاص داشته باشد بیشتر ریشه در بسترهای سیاسی و اجتماعی حاکم بر پهنه مدیریتی استان دارد. این نتایج اشاره به ضرورت اجتناب ناپذیر توجه جدی به حل مشکلات مدیریتی استان و ایجاد تعامل هم افزا میان حوزه های مختلف بخش دولتی، بخش خصوصی، مدیران، بخش دانشگاهی و واحدهای تحقیق و توسعه دارد. همچنین بر اساس نتایج حاصل از کدگذاری سه مرحله ای، مهمترین دلایل عقب ماندگی استان آذربایجان غربی شامل 29 زیر مقوله بوده که در قالب پنج مکانیزم 1) ضعف مدیریت داخلی استان 2) ضعف مدیریتی موجود در بین صاحبان صنایع 3) ضعف مدیریت کلان در سطح کشور 4) مسایل فرهنگی استان و 5) ویژگی-های جغرافیایی استان قابل ارایه می باشد.

    کلیدواژگان: موانع توسعه، نظریه توسعه نهادی، گراندد تئوری، ضعف مدیریتی، استان آذربایجان غربی
  • چنور دیداری*، رضاعلی محسنی، محمدحسین بحرانی صفحات 167-197

    یکی از ویژگی های کشورهای در حال توسعه تمرکز شدید و تعادل نامتوازن است، مسیله ای که در این پژوهش مورد بررسی می باشد این است که:کشور ایران از جمله مناطقی است با توسعه ای نا متوازن ،به همین دلیل توسعه درونی هم به صورت یکسان در استانهای ایران صورت نگرفته است ، برخی از استانها از توسعه اقتصادی و اجتماعی با شاخص های بهتری برخوردارند و برخی مناطق لقب محروم را هم چنان پیشآهنگ نام خود دارند .مناطق مرزی مانند استانهای کردستان، لرستان ،ایلام و سیستان و بلوچستان از آن جمله اند در بعد درون استانی نیز مسیله به نحوی دیگر بروز نموده است منطقه مورد بررسی در این پژوهش استان کردستان می باشد . نگاه تمرکزگرا از سوی برنامه ریزان، سیاستگزاران و مجریان بر توسعه استان ها سایه افکنده است. توسعه نامتوازن به عدم توزیع مناسب در برخورداری تمام مناطق از مزایای توسعه نظر دارد .برای ایجاد تعادل و توسعه ی همه جانبه در کشور مطالعه و پژوهش درباره مناطق کمتر توسعه یافته جهت برنامه ریزی های آینده امری لازم و ضروری می باشد،این مقاله به بررسی عوامل موثر بر توسعه نامتوازن استان کردستان پرداخته است. نوع تحقیق کاربردی و روش آن تلفیقی از تحلیل محتوا و تحلیل مقایسه ای است. از نرم افزار max QDA برای تحلیل محتوای مصاحبه های انجام شده با صاحب نظران استان و تحلیل مقایسه ای آمار اخذ شده از مرکز آمار ایران در سال 1395 استفاده شده است، بر اساس دیدگاه های نظری توسعه اقتصادی علل توسعه ناکافی در بخشهای مختلف استان کردستان تبیین شده است. نتایج حاصل از تحقیق بیانگر آن است که استان کردستان از نظر بهره مندی از ابعاد و شاخص های گوناگون توسعه اقتصادی جزء استان هایی با میزان توسعه اندک درکشور محسوب می گردد و براساس نتایج این پژوهش می توان با تاکید بر این امرکه محوریت توسعه مشارکت در تمام جوانب است مقدمات توسعه استان کردستان فراهم می گردد.

    کلیدواژگان: توسعه نامتوازن، توسعه اقتصادی، تولید ناخالص داخلی، درآمد سرانه، استان کردستان
  • زهره رفیعی بلداجی، وحید قاسمی*، مقصود فراستخواه، سیدعلی هاشمیانفر صفحات 199-223

    موفقیت دانش آموزان در ورود به دانشگاه و متعاقب آن دستیابی به مشاغل سطح بالا یکی از اصلی ترین دغدغه های خانواده هاست. در این میان سرمایه اقتصادی نقش بسیار مهمی در آماده سازی دانش آموزان برای رقابت در ورود به دانشگاه ایفا می کند. از این رو پژوهش حاضر با درک اهمیت مسیله سرمایه اقتصادی به تبیین نظری پژوهش و آزمون فرضیات پیرامون سرمایه اقتصادی خانواده و تاثیر آن بر جایگاه فرد در نظام آموزش عالی و سپس بر موقعیت شغلی فرد پرداخته است. جامعه آماری این پژوهش کلیه شاغلین در بازار کار شهر اصفهان می-باشند، که از سال 1385 به این سو از دانشگاه فارغ التحصیل شده اند. حجم نمونه با استفاده از نرم افزار اس پی اس اس سمپل پاور 530 نفر برآورد شد. نتایج تحقیق نشان داد که از یک طرف بین جایگاه فرد در نظام آموزش عالی و موقعیت شغلی فرد رابطه وجود دارد، و از سوی دیگر سرمایه اقتصادی بر نوع قبولی فرد در دانشگاه تاثیر مثبت دارد؛ یعنی کسانی که از سرمایه اقتصادی بالاتری برخوردار بوده اند از جایگاه بالاتری در نظام آموزش عالی برخوردار شده اند. نتایج تحقیق هم چنین نشان می دهد که افرادی که سرمایه اقتصادی بیشتری دارند از موقعیت شغلی بالاتری نیز برخوردارند. نتایج تحلیل مسیر نشان می دهد که تاثیر سرمایه اقتصادی بر موقعیت شغلی از طریق میانجی گری جایگاه فرد در نظام آموزش عالی انجام می پذیرد به عبارت دیگر، نابرابری های اجتماعی ازطریق نظام آموزشی بازتولید می شود.

    کلیدواژگان: سرمایه اقتصادی، بازتولید اجتماعی، نظام آموزش عال، موقعیت شغلی
  • رضا سپهوند، علی شریعت نژاد، سیده نسیم موسوی*، اکبر خدابخشی صفحات 225-255

    هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر سرمایه اجتماعی بر طفره روی اجتماعی کارکنان با نقش میانجی تنبلی سازمانی است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و در زمره پژوهش های توصیفی پیمایشی است. جامعه آماری این پژوهش430 نفر از کارکنان جهاد کشاورزی استان لرستان هستند که با استفاده از فرمول کوکران و روش نمونه گیری در دسترس تعداد اعضای نمونه آن 202 نفر برآورد شد. ابزار گردآوری اطلاعات در این تحقیق پرسشنامه استاندارد است که روایی آن با استفاده از روش اعتبار محتوا و پایایی آن با استفاده از روش آلفای کرونباخ تایید شد. در این پژوهش برای بررسی و آزمون فرضیه ها، رویکرد مدلسازی معادلات ساختاری و نرم افزارهای Smart Pls2 و Spss 19 به کار گرفته شد. نتایج بررسی فرضیه ها نشان دهنده آن است که سرمایه اجتماعی بر طفره روی اجتماعی کارکنان و تنبلی سازمانی تاثیر مثبت و معنی داری دارد. هم چنین نتایج پژوهش مبین آن است که تنبلی سازمانی نقش میانجی در تاثیر سرمایه اجتماعی بر طفره روی اجتماعی کارکنان دارد. از این رو به عنوان یک نتیجه کلی می توان این چنین گفت که سرمایه اجتماعی موجب طفره روی بیشتر کارکنان گردیده و از این طریق اشاعه بیشتر تنبلی در سازمان را در پی دارد.

    کلیدواژگان: سرمایه اجتماعی، طفره روی اجتماعی کارکنان، تنبلی سازمانی. جهاد کشاورزی، استان لرستان
  • مسعود سعادت مهر* صفحات 257-278

    مطالعات زیادی ارتباط رشد و توسعه اقتصادی با سرمایه گذاری را اثبات نموده اند. تجربه کشورهای توسعه یافته نشان می هد که عامل اصلی رشد و توسعه اقتصادی آنها سرمایه گذاری بوده است. بنابراین جذب سرمایه گذاری عامل مهم و تاثیر گذار بر رونق اقتصادی و ایجاد اشتغال در هر کشور یا منطقه می باشد. سرمایه گذاری در هر منطقه تابع عوامل اقتصادی و غیراقتصادی است. نظریه های اقتصادی، نقش عوامل اقتصادی بر سرمایه گذاری را بیان نموده اند در حالی که سرمایه گذاری می تواند تابع مجموعه ای از عوامل غیراقتصادی مانند عوامل سیاسی، امنیتی، فرهنگی، قانونی و... باشد. این عوامل در هر منطقه می تواند متفاوت از مناطق دیگر حتی در داخل یک کشور باشد. در تحقیق حاضر، موانع غیر اقتصادی جذب سرمایه گذاری در استان لرستان بررسی شده است. این تحقیق به روش میدانی با استفاده از ابزار پرسشنامه و به کمک روش مدل یابی معادلات ساختاری با نرم افزار لیزرل انجام شده است. نتایج نشان داد که موانع سیاسی امنیتی با ضریب تاثیر 99/0 بیشترین تاثیر را در عدم جذب سرمایه گذاری در استان لرستان داشته و در رتبه اول جای دارد. در این خصوص موانع فرهنگی اجتماعی و موانع بروکراتیک به ترتیب با ضرایب 80/0 و 72/0 در رتبه های دوم و سوم قرار دارند. همچنین موانع زیرساختی با ضریب 53/0 و موانع قانونی و قضایی با ضریب 39/0 نیز در عدم جذب سرمایه گذاری در استان لرستان موثر بوده و از لحاظ تاثیرگذاری در رتبه های چهارم و پنجم جای دارند

    کلیدواژگان: موانع غیر اقتصادی، سرمایه گذاری، موانع اجتماعی، موانع امنیتی، لرستان
  • شریف سلطانیان*، جمیل مفاخری باشماق صفحات 279-310

    یکی از برنامه ها برای بهبود معیشت مرزنشنان، پویا کردن اقتصاد نواحی مرزی است که به عنوان یک شاخص اصلی در برقراری ارتباط بین کشورهای همسایه و نیز بهبود امرار معاش مردم مرزنشین به-شمار می رود. اگر فرایند توسعه اقتصادی مناطق مرزی را کوششی هوشمندانه جهت ارتقای سطح کیفی زندگی مردم ساکن مرز بدانیم، نیاز استان کردستان به فرایند توسعه به خاطر پراکندگی منابع آب و خاک و سکونتگاه های آن، مشهود است. بنابراین، هدف مقاله حاضر، آگاهی از شرایط و زمینه های توسعه اقتصاد مرزی در استان کردستان می باشد. تحقیق حاضر به روش کیفی و مشخصا روش نظریه زمینه ای صورت گرفته، مشارکت کنندگان در تحقیق کلیه ساکنان نواحی مرزی استان کردستان (شهرستان های بانه و مریوان) که شامل پیله وران و کولبرانی که در نواحلی مرزی استان به صورت رسمی و غیررسمی در مبادله کالا شرکت دارند و کلیه ساکنان نوار مرزی شهرستان های بانه و مریوان می باشند. نمونه گیری به روش نمونه گیری نظری و تعداد کل نمونه 40 نفر بودند. ابزار جمع آوری داده ها در مراحل اول پرسشنامه باز و نیمه ساخت یافته در مراحل بعدی بوده است، و برای اعتباریابی و پایایی معیارهای باورپذیری (رابطه با پاسخگویان، حضور در میدان، دقت در اجرا و محققین حرفه ای) و اطمینان پذیری (آزمون تشخیص) استفاده شده اند. مفاهیم مهم استخراج شده در فرایند تحقیق فقر منابع درآمدی منطقه، نگاه منفی به کولبری، بیکاری شدید، تعلقات خانوادگی، غلبه ذهنیت کنش مرزی و اهمیت سرمایه اقتصادی بوده اند. مفهوم هسته نهایی نیز تاثیر فقر محیطی و غلبه زیست جهان خاص مرز نشینان می باشد.

    کلیدواژگان: توسعه، اقتصاد مرزی، زیست جهان مرزنشینان، ذهنیت کنش مرزی، فقر و بیکاری
  • رها شکفته*، حسین میرزایی، علی اکبر مجدی، غلامرضا صدیق اورعی صفحات 311-331

    "مدیریت اقتصاد خانواده" به عنوان متغیری جامع در پژوهش های داخلی و خارجی کمتر مورد توجه بوده است. هدف اصلی تحقیق حاضر شناسایی سبک های مختلف مدیریت اقتصادی خانواده های مشهدی است. روش تحقیق مورد بررسی تیوری زمینه ای با ابزار مصاحبه عمیق می باشد. جامعه آماری، کلیه سرپرستان خانوار ساکن در شهر مشهد در سال 1398 می باشند که در این بررسی 15 نمونه به روش هدفمند انتخاب شد. نتایج بدست آمده، دو سبک مدیریت عقلایی و غیر عقلایی را نشان داد. مولفه های اصلی مربوط به این مفهوم"بسیج منابع مادی و معنوی، مطلوبیت، توجه به بحران، تعادل در دخل و خرج و عادات مالی" می باشند. در این بین " آینده نگری و مطلوبیت" مهم ترین مولفه هایی هستند که تنوع در سبک های مدیریت اقتصادی در خانواده را موجب می شوند. در هر یک از این سبک ها، تیپ های دیگری نیز شناسایی شد. سبک های مدیریت اقتصادی عقلایی عبارتند از (عقلایی همه جانبه، عقلایی مطلوبیت گرا، عقلایی آینده گرا). سبک های غیر عقلایی مدیریت اقتصادی خانواده نیز عبارتند از (غیر عقلایی همه جانبه، غیر عقلایی مطلوبیت گرا و غیر عقلایی آینده گرا).

    کلیدواژگان: سبک های مدیریت اقتصادی خانواده، مدیریت عقلایی، مدیریت غیر عقلایی، مطلوبیت، آینده گرایی
  • منوچهر علی نژاد*، ابوالفضل پورگنجی پورگنجی، حسین دارابی صفحات 333-362

    ارزیابی تاثیرات اجتماعی و فرهنگی اقدامات توسعه ای با هدف شناسایی تاثیرات هرگونه اقدام توسعه ای(اعم از سیاست، برنامه و یا پروژه اجرایی) و تعیین دامنه ی تاثیرات آن صورت میگیرد تا متناسب با ماهیت اقدامات توسعه ای، اقدامات تعدیلی و جبرانی لازم برای کاهش تاثیرات منفی صورت گیرد. از جمله این اقدامات مداخله ای میتوان به طرح ارتقای کیفی میادین شهری اشاره کرد؛ طرح ساماندهی و ارتقای کیفی میدان مشق تهران از جمله این اقدامات مداخله ای است. این طرح توسط سازمان زیباسازی شهر تهران انجام شده و شناسایی سطوح تاثیرات، انواع پیامدهای احتمالی و اقدامات تعدیلی متناسب با ماهیت تاثیرات هدف اصلی در این نوشتار است. در این مقاله سعی شده تا با استفاده از روش های کمی و کیفی پیامدسنجی طرح ساماندهی میدان مشق صورت بگیرد. نتایج تحقیق نشان می دهد که تاثیرات ساماندهی میدان مشق به مقدمه ای برای ثبت جهانی این میدان تبدیل شده و زمینه ساز تغییرات بنیادی در جهت احیاء هویت واقعی این میدان به مثابه کانون گردشگری گشته است. همچنین نتایج حاصل از این طرح بسته به نوع سناریوهای احتمالی نشان دهنده احترام به ماهیت تاریخی این اثر از طریق حفظ اصالت تاریخی در کاربرد نوع مصالح و مواد اولیه بکارگرفته در این طرح است. اجرای این طرح پیامدهای فرهنگی و اجتماعی متعددی داشته که هویت بخشی به منطقه 12 تهران در قالب طرح گذر فرهنگی بخشی از این پیامدهاست.

    کلیدواژگان: ارزیابی تاثیر اجتماعی، ساماندهی، میدان مشق، تهران
  • مژده کیانی*، سمیه شکرالهی صفحات 363-389

    سرمایه اجتماعی در جوامع روستایی یکی از عوامل کلیدی توسعه محسوب می شود. حد مطلوبی از این سرمایه بستر ابعاد اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی توسعه است. اعتماد، انسجام و مشارکت اجتماعی از عناصر مهم سرمایه اجتماعی روستایی است. هدف پژوهش حاضر، بررسی مولفه های سرمایه اجتماعی روستایی در روستای یانچشمه استان چهار محال و بختیاری است. این پژوهش، پیمایشی است. پرسشنامه مورد استفاده عبارت از دو پرسشنامه ی توسعه ی روستایی و پرسشنامه ی سرمایه ی اجتماعی هالپرن است. جامعه آماری پژوهش، کلیه افراد 20 سال به بالای ساکن روستای یانچشمه در سال 1397 است که 2224 نفر است. بر اساس جدول تعیین نمونه کرجسی و مورگان (1970)، تعداد 327 نفر انتخاب شد که این تعداد به شیوه نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب و پرسشنامه میان آنان توزیع گردید. بر اساس نتایج پژوهش، بین سرمایه های اجتماعی در بعد مشارکت و انسجام در سنین مختلف تفاوت معنادار وجود دارد. مشارکت در پاسخگویان 40 ساله به بالا و انسجام در افراد 35-40 ساله، بیش تر است. بر اساس نتایج پژوهش، مشارکت زنان بیشتر از مردان است. یافته ها نشان داد سرمایه اجتماعی در بعد مشارکت و انسجام بر حسب قومیت، تفاوت معنادار دارد. مشارکت در پاسخگویان ترک و انسجام در پاسخگویان فارس بیش تر است. همچنین بین سرمایه اجتماعی در بعد اعتماد بر حسب تحصیلات تفاوت معنادار وجود دارد. اعتماد اجتماعی در پاسخگویانی که بالای دیپلم هستند بیش تر است.میزان ابعاد سرمایه اجتماعی روستایی بر حسب پایگاه اقتصادی - اجتماعی متفاوت نیست.

    کلیدواژگان: سرمایه های اجتماعی روستایی، پایگاه اقتصادی - اجتماعی، انسجام اجتماعی، اعتماد اجتماعی، مشارکت اجتماعی
  • عبدالرضا نواح*، سارا رشیدی، ایوب رستمی صفحات 391-421

    تحقیق حاضر با هدف بررسی تاثیر شبکه های اجتماعی مجازی بر هویت اجتماعی جوانان 18 تا 30 سال در شهر اهواز انجام گرفته است. در این پژوهش از نظریات استوارت هال، امانویل کاستلز، پیتر برگر، آنتونی گیدنز و جنکیز استفاده شده است. جامعه آماری این پژوهش کلیه جوانان شهر اهواز، برمبنای سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 1395 می باشند که تعداد 384 نفر از آنان به عنوان نمونه، پس از محاسبه با استفاده از فرمول کوکران و به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. روش بکار گرفته شده در این پژوهش، پیمایشی و گردآوری داده ها با استفاده از ابزار پرسشنامه محقق ساخته انجام گرفته است. یافته های این پژوهش بر اساس داده های حاصل از نتایج آزمون های همبستگی، نشان می دهد که میان متغیرهای مستقل میزان حضور در فضای مجازی، انگیزه استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی و میزان استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی با متغیرهای وابسته هویت اجتماعی، هویت ملی و هویت دینی جوانان ارتباط معناداری وجود دارد. همچنین نتایج نشان می دهد که متغیر سن با متغیر هویت اجتماعی دارای ارتباط معنادار و با متغیر هویت دینی و هویت ملی ارتباط معناداری ندارد و میان متغیر میزان استفاده از شبکه اجتماعی مجازی با متغیر وابسته هویت دینی ارتباط معکوس و منفی برقرار است. نتایج رگرسیونی نشان می دهد که این متغیرها درمجموع 23/0 درصد از تغییرات مربوط به متغیر هویت اجتماعی، 15/0 درصد مربوط به هویت ملی و 10/0 درصد از تغیرات مربوط به هویت دینی را تبیین می کنند.

    کلیدواژگان: فضای مجازی، شبکه های اجتماعی، هویت اجتماعی، هویت ملی، هویت دینی
  • فرزانه هدفی، علیرضا فلاحی*، سیدغلامرضا اسلامی صفحات 423-469

    اسکان موقت به عنوان یکی از مراحل اصلی و اقدام مهم در زمان بروز سوانح در سکونتگاه های روستایی محسوب می شود. هدف اصلی این تحقیق تبیین عوامل معماری و منظر موثر بر احساس امنیت در سایت های اسکان موقت روستایی اجرا شده در روستاهای مناطق زلزله زده ی اهر، هریس و ورزقان است. در راستای نیل به این هدف، ضعف های تجربه شده از حیث معماری و منظر موثر بر احساس امنیت در سایت های اسکان موقت روستایی بررسی و شناسایی شد. فرآیند این تحقیق کیفی و به منظور دستیابی به نظرات تجربه کنندگان اسکان موقت، از روش تحلیل محتوای قراردادی جهت آنالیز داده ها، بهره برده است. در این تحقیق 21 مشارکت کننده به شیوه هدفمند که علاقه مند به مشارکت و تجربه ی سکونت در اسکان موقت روستایی را داشتند، انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها، مصاحبه نیمه ساختاریافته در محیط-های مسجد، حسینیه و منزل مشارکت کنندگان و تا رسیدن به اشباع کامل داده ها ادامه یافت. در فرآیند تحلیل داده ها از مراحل پیشنهادی گرنهییم و لوندمن استفاده گردید. موثق بودن و استحکام داده ها از طریق معیارهای لینکلن و گوبا حاصل گردید. بعد از تحلیل داده ها، دو بعد/تم اصلی شامل 1)«کالبدی» با 6 ساب تم و 2) «محیطی» با 11 ساب تم، شناسایی و صورتبندی گردید. برخی از مهم ترین مسایل براساس نتایج این تحقیق عبارتند از: موقتی دانستن صرف-مرحله اسکان موقت؛ عدم آگاهی از مشخصه های اجتماع و معماری سکونتگاه-های روستایی، و نپرداختن به مولفه های کیفیت ساخت و اجرای مناسب در جهت تامین نیازهای اساسی زندگی روزمره و به دنبال آنها، تحت تاثیر قرار گرفتن احساس امنیت در این سایت ها، از نگاه متولیان، مدیران و مجریان حوزه مدیریت بحران است. نتایج و پیشنهادهای این تحقیق می تواند در بهبود و ارتقای کیفی اسکان موقت در جهت کسب رضایت و ارتقای احساس امنیت آسیب دیدگان در سایت های اسکان موقت به سیاستگذاران و برنامه ریزان کمک نماید.

    کلیدواژگان: احساس امنیت، امنیت، سکونتگاه های روستایی، اسکان موقت، مدیریت بحران
|
  • Mahmoud Esmailzadeh**, Rafat Zare Bidaki Pages 1-21

    The purpose of this study was to examine the various dimensions of the human development index in different cities of the province and compare it with the average values of the country. Also, changes in the dimensions of this index have been investigated between 2011 and 2016. The results of this indicator in 2016 showed that life expectancy index is lower than the average of the country, so that the average life expectancy in Iran is 75.6 years, but in the province is 73.67 years. Also the average years of study for the Chaharmahal and Bakhtiari population are 7.23 years which is less than the average of the country (8.8), Also, the expected years of study with a 14.45 years average for this province is less than the average of country (14.8). The income index calculated on the basis of the national annual income index is not calculated separately for this province and is derived from the same national data, which shows that in the period under study, due to lack of economic growth, per capita national income has decreased. Measuring the human development index, shows that the value of this index in Chaharmahal and Bakhtiari province has increased from 0.697 in 2011 to 0.740 in 2016. The HDI of Iran is also increased from 0.755 to 0.774 in this period of time. In general, the human development index in Chaharmahal Bakhtiari province is lower than the average of the country.

    Keywords: Life Expectancy, Gross National Income, Education
  • Nematollah Akbari, Rasool Bidram*, Ameneh Shahidi, Maryam Amini Pages 23-49

    As a geographical context, cities are expanded to meet the basic human needs, including the economic, cultural and social needs. In Iran, focusing on the concept of the creative city, with an emphasis on internal possessions, including human and cultural capital, is a low-cost way to strengthen the local economic foundations. In this regard, spatial creativity index was extracted through Landry's descriptive model with ten main indexes for Kashan. In order to determine the coefficients of importance of these indices, ten experts of urban economics and art economics were used. Also, to collect qualitative information, a questionnaire was used. The result shows that among the spatial creativity indices for Kashan areas, correlation index and attitude index have the highest value at 15,11,5 zones. Civic participation is also the highest in areas 14,13,6. In most of the indicator conversion areas, the idea conversion indicator was low, with about 60% of respondents citing lack of government support. In order to determine the degree of eligibility of each area, location creativity indices for Kashan were analyzed using ANP network analysis method and Super Decision software. The results show that zone 11 is ranked first in terms of spatial creativity indicators among the 16 zones of Kashan city.

    Keywords: Spatial Creativity Index, ANP Network Analysis Method
  • Ali Boudaghi*, Fardin Ghoreishi Pages 51-76

    The main purpose of the present study is to analyze the theoretical challenges of the cultural logic of late capitalism Frederick Jameson. To this end, it first states the influential intellectual and social context in the postmodern theory of Jameson. The concept of late capitalist cultural logic and the challenges of his theory are followed by the use of measures of social knowledge measurement (internal critique, external critique, temporal, situational, local, and functional validity). The purpose of this article is to find the answer to the fundamental question of what are the theoretical challenges of the cultural capitalist logic? On the path to finding the scientific answer to this question. The results suggest that Jameson's theory for reasons such as disregard for cultural differences, lack of generalization, disregard for the concept of resistance and skilled actors, abstract cognitive maps, inherent inconsistency of theory assumptions, etc. cannot How best to explain the cultural logic of later capitalism.

    Keywords: The Cultural Logic of Late Capitalism, TheoreticalChallenges, Time Validity
  • Mohammad Torkashvand Moradabadi*, Farideh Shams Ghahfarokhi, Leila Zandi Pages 77-104

    Changing in the size and age structure of the population is the main determinant of the supply of labor force in a community. Any increase or decrease in the size of the workforce can significantly affect the country's economic growth. Reaching baby boom cohort to working age, make an ideal opportunity for economic growth and development, providing that by proper planning and policy making, we can benefit the demographic window. In the present report, the results of the workforce survey, from 2006 to 2016, also the census data on population and housing in 2016 have been used to analyze the status of activity in the population of Iran. Then, through different scenarios, population, participation rates and employment rates projection are estimated, and thus supply of active labor in the future is estimated. The overall trend of participation rate for the country during the period from 2006 to 2011 was decreasing and after 2011, it is gradually increasing. In 2016, the participation rate for the whole country was 39%. With the arrival of the graduates of the 60th baby boom, as well as the likelihood of an increase in women's participation rate, it is likely that the participation rate will increase in future. In this situation, the only way forward improving the country's economy is raising the employment rate. If the government fails to reduce unemployment in policy-making, assuming a stable unemployment rate, the number of unemployment in the future will increase to 5 million people. Of courses, this assumption will be achieved with an annual employment of about 500 to 600 thousand people.

    Keywords: Labor force, Prediction, Labor supply, Partnership rates, Iran
  • SeyedIbrahim Hoseini Nourian, Ali Rahman Firouzjaiean*, Seifollah Farzaneh Pages 105-134

    The aim of this paper is to study the effect of social capital on tax culture in the western cities of Mazandaran province. The research method was a survey and the data were collected by a questionnaire. All donations referring to the Tax Office of the cities of Noshahr and Chalus have been selected as the statistical population, which is 24500 according to the statistics of 2018 of whom 400 people were chosen through the stratified sampling method and based on the Cochran formula. The findings show that the average social capital and tax culture are more than the average. There is a positive and direct relationship between the amount of social capital and the tax culture; the greater the social capital, the greater the willingness of taxpayers to pay taxes. Also, there is a positive and direct relationship between the three dimensions of social capital and the individual and organizational dimensions of tax culture. Multivariate regression results show that 69.2 percent of tax rate changes are explained by social capital, and sociological capital has had a greater impact on tax culture. Therefore, in order to strengthen and promote the tax culture, attention to social capital, and in particular cognitive social capital, is necessary to reduce the tax evasion among the taxpayers.

    Keywords: Tax culture, Social capital, Cognitive social capital, Tax evasion
  • Hassan Heidari, Somayeh Razaghi* Pages 135-165

    The purpose of this study is to provide a semantic interpretation of the reasons for the underdevelopment of West Azarbaijan province based on the individual narratives and personal experiences of 32 senior organizational executives in the province as well as in-depth interviews with business executives and industry practitioners through a GroundedTheory method. According to the results, the management failures in public and private sector are the main reason of under-development in West Azerbaijan province. Therefore, the backwardness of the West Azerbaijan province is mainly rooted in the political and social contexts in the governing of the province rather than the party, individual, or group reasons. These results point to the inevitable need to pay close attention to solve the governing problems of the province and to create synergistic interaction between different public and private sectors, managers, academia and research and development units. In addition, the results addresses 5 main reasons for underdevelopment in West Azerbaijan province: 1) The weakness of the internal management in the province 2) management weakness among the industrial owners 3) The weakness of macro management in the country 4) Cultural issues in the province and 5) Geographic characteristics of the province. Some of the practical solutions for promoting the development in this province are proposed in this study.

    Keywords: Development Barriers, Institutional Development, Groundedtheory, Managerial Weakness, West Azerbaijan Province
  • Choonor Didari, Reza Ali Mohseni*, MohammadHossein Bahrani Pages 167-197

    This article investigates the factors affecting the underdevelopment of Kurdistan province. It is an applied research and its methodology is an integration of content and secondary analysis. In this research, the MAX QDA software was used for content analysis of interviews conducted with the experts of the province, and secondary analysis of statistics obtained from Iran Statistics Center. Based on the theoretical framework of economic development, the causes of underdevelopment in Kurdistan province have been explained. The results of this study indicate that Kurdistan province is considered as one of the least developed regions in terms of the use of various dimensions and indicators of economic development. Based on the results of this research, that the focus is on the development of participation in all aspects. Based on this, policies and planning to attract partnerships, as well as avoidance of harmful processes such as discrimination and centralization, improve the indicators of economic development, increasing investment in both the private and public sector, increasing per capita income, increasing production and reducing the unemployment are necessary for the development of Kurdistan province.

    Keywords: Development, Economic Development, Gross DomesticProduct, Per capita Income, Kurdistan Province
  • Zohreh Rafiie Baldaji, Vahid Qasemi*, Magsoud Farasatkhah, SeyedAli Hashemianfar Pages 199-223

    The current study has addressed theoretical explanation of the study and hypothesis tests the economic capital of family and its effect on individual position in higher education system and then the career position of the individual. The statistical population of this research includes all employees in the Isfahan labor market who have graduated from university since 2006 onward. The sample includes 530 people chosen by SPSS Sample Power is estimated 530.The results of the research indicated that on one hand, there is a relationship between the individual position in higher education system and career position of the individual and on the other hand economic capital has a positive effect on the type of the acceptance of individual in university. It means that those who have higher economic capital, they possess a higher position in higher education system. Of course, the results of path analysis show that entire effect of economic capital on career position is performed through mediation of individual position in higher education system, on the other words, social inequalities are reproduced through the educational system.

    Keywords: Economic capital, Social reproduction, Higher educationsystem, Career position
  • Reza Sepahvand, Ali Shariat Nejad*, Nasim Mousavi, Akbar Khodabakhshi Pages 225-255

    The purpose of the present study was to investigate the effect of social capital on social evasion of employees with the mediating role of organizational laziness. This is an applied and descriptive research. The target population includes 430 employees of agricultural Jihad in Lorestan province. The Cochran formula was used to determine the sample size and the sample size was estimated to be 202 people using a simple random sampling method. The data gathering tool was a questionnaire. The validity of the questionnaires was confirmed by using the content validity method and its reliability by calculating the Cronbach's alpha. In this research, the structural equation approach and Smart Pls2 and SPSS 19 software were used to test the hypotheses and conceptual model. The results of the analysis show that social capital has a positive and significant effect on the social evasion of employees. Also, the results of the research indicate that organizational laziness has a mediating role in the impact of social capital on the social evasion of employees.

    Keywords: Social capital, Employee, Organizational laziness, Agricultural Jihad, Lorestan Province
  • Masoud Saadat Mehr* Pages 257-278

    In the present research, non-economic barriers to investment attraction in Lorestan province have been investigated. This research is a survey and conducted using a questionnaire. The data were analyzed through the structural equation modeling in LISREL software. The results showed that security policy barriers with a coefficient of 0.99 had the highest impact on non-attracting investment in Lorestan province and ranked first. In this regard, socio-Cultural barriers and bureaucratic barriers are in the next ranks with coefficients of 0.80 and 0.72, respectively. The Infrastructure barriers with a coefficient of 0.53 and legal and judicial barriers with coefficient of 0.39 have also been effective in attracting investment in Lorestan province and they are in the fourth and fifth ranking.

    Keywords: Non-economic barriers, investment, Social barriers, security barriers, Lorestan
  • Sharif Soltanian*, Jamil Mafakheri Bashmaq Pages 279-310

    The present study is a qualitative and specifically grounded theory method. The statistical population includes all residents of the border regions of Kurdistan province. A theoretical sampling method was used to choose 40 people as sample of study. The data gathering tool was open and semi-structured. The assess the validity such as (relationship with respondents, presence in the field, accuracy in implementation, and professional researchers) and dependability (diagnostic test) were applied. Important concepts extracted from the research were poverty, negative attitude to Colbury, high rate of unemployment, family affiliation, overcoming boundary action mindset, and the importance of economic capital. The central category is the impact of environmental poverty and the overcoming the global environment of the borderline

    Keywords: Development, Border economic, Borderline world life, Border action mentality, Family affiliation, Poverty andunemployment
  • Raha Shekofteh, Hossein Mirzaie*, AliAkbar Majdi, Gholamreza Sadiq Orouei Pages 311-331

    The main goal of the present study is to identify the different styles of household financial management. The research method used is the grounded theory with a deep interviewing tool. The statistical population consisted of all household heads living in Mashhad in 2018. In this study, 15 samples were selected by purposive sampling. Findings showed two styles of household economic management, including rational and irrational styles. The critical components of this concept are the mobilization of material and spiritual resources, desirability, attention to the crisis, equilibrium, and financial habits .Future-oriented, crisis, the balance in income and expenses" are variables that drive family economics towards rationalization. Also, the false financial habits drive towards towards rationalization. In this regard, other sub- styles were also identified. Rational economic management styles include (comprehensive rationality, rational desirability, rational futureoriented). Also, irrational styles are (irrational satisfaction, irrational future-oriented ,comprehensive irrationality).

    Keywords: Household economic management styles, Rationalmanagement, Irrational management, Utility, Futurism
  • Manouchehr Ali Nejad*, Abolfazl Purganji, Hossein Darabi Pages 333-362

    This project is carried out by the Beautification Organization of Tehran and identifies the levels of effects, possible types of consequences and modification measures that are appropriate to the nature of the main effects are the aim of this paper. Here, we have tried to use the quantitative and qualitative methods for predicting the design of the Mashq Square. The results of the research show that the effects of organizing the field have become a prelude to the global registration of this field and has led to fundamental changes to restore the true identity of this field as a tourist attraction. Also, the results of this changes, depending on possible scenarios, reflect the respect for the historical nature of the work. It is reflected in preserving the historical authenticity and the type of materials used in this project. The implementation of this project has several cultural and social consequences, the identification of the 12th district of Tehran as a cultural passage is one of them.

    Keywords: Social Impact Assessment, Organization, MoghighSquare, Tehran
  • Mojdeh Kyani*, Somayeh Shokr Allahi Pages 363-389

    The purpose of the present research is to study the components of rural social capital in the Yancheshmeh village of Chaharmahal and Bakhtiari province. This research is a survey. The questionnaires included two rural development questionnaires and the Halpern’s social capital questionnaire. The target population of the present study includes all over 20 year old people who live in Yancheshmeh villages who were 2224 people. Based on the sample size set by Krejces & Morgan, 327 people were selected. These were selected by simple random sampling and a questionnaire distributed among them.The results showed that there is a significant difference between social capital in terms of participation and cohesion in different ages. Participation in people aged 40 and over is more consistent in people aged 35-40. According to research results, women's participation is more than men. The results showed that there is a significant difference in social capital in terms of participation and cohesion in ethnicity. Participation of Turkish people and solidarity among Fars are higher. The difference in the dimensions of social capital in different education shows that there is a significant difference between social capitals in terms trust based on in education of the subjects. Social trust is higher in people who have higher education. The dimensions of rural social capital do not differ in terms of socioeconomic status

    Keywords: Rural Social Capital, Socio–economic status, Women'sParticipation, Social Solidarity, Social Trust
  • AbdulReza Navah*, Sarah Rashidi, Ayoub Rostami Pages 391-421

    The purpose of this study was to investigate the effect of virtual social networks on the social identity of youth aged 18 to 30 years in Ahwaz. In this research, Stewart Hall, Emmanuel Castells, Peter Berger, Anthony Giddens and Jenkiz have been used. The statistical population of this research is all the youths of Ahwaz based on the general population and housing census of 1395. 384 of them were sampled, calculated using the Cochran formula and selected by multistage cluster sampling. The method used in this research was survey and data collection using a researcher-made questionnaire. The findings of this study, based on the results of correlation tests, show that among independent variables of the amount of presence in cyberspace, the motivation to use virtual social networks and the amount of using virtual social networks with the related variables of social identity, national identity and religious identity of young people There is significant meaning. Also, the results show that there is no significant relationship between age and social identity variable, and there is no significant relationship between the variables of religious identity and national identity. There is a negative and a negative correlation between the amount of use of the virtual social network and the dependent variable of religious identity. Regression results show that these variables account for 0.23% of changes in social identity variable, 0.15% related to national identity and 0.5% of changes related to religious identity.

    Keywords: Cyberspace, Social networks, Social identity, Nationalidentity, Religious identity
  • Farzaneh Hadafi, Alireza Fallahi*, SeyedGholamreza Islami Pages 423-469

    This study primarily aims to determine the architectural and Landscape factors contributing to a sense of security in rural temporary housing sites in earthquake-stricken villages of Ahar, Heris, and Varzaqan. In doing so, architectural and Landscape weaknesses affecting the sense of security in these rural temporary housing sites were examined and identified. This qualitative study used a conventional content analysis model for data analysis to learn about the opinions of people who had directly experienced life in temporary housing sites. 21 person, who had volunteered to experience the life under such conditions, were chosen in a purposeful method. The researchers used semi-structured interviews in the participants’ houses and in religious settings such as mosques until data saturation was achieved. To analyze the data, Graneheim and Lundman’s steps were used. The validity of data was also ensured through the application of Lincoln and Guba’s criteria. Afterward, two major aspects/themes constituting (1) “physical themes” with 6 sub-themes and (2) “environmental themes” with 11 sub-themes were identified and classified. The findings of this study are as follows: the temporary nature of such housing sites; lack of awareness about the social and architectural characteristics of rural settlement areas; little attention paid to the quality of construction; and inadequate measures taken to provide for the residents’ daily needs, which can adversely affect the sense of security in such sites as viewed from the perspective of those in the charge of crisis management. The findings of the present study and the suggestions made here can have far-reaching implications for policymakers in that they can improve the quality of life in temporary housing sites, thus ensuring a sense of security and satisfaction for the residents.

    Keywords: Sense of security, Security, Rural settlement areas, Temporary housing, Crisis management