فهرست مطالب

  • سال چهل و چهارم شماره 1 (بهار 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/01/20
  • تعداد عناوین: 12
|
  • نیوشا همتی بروجنی، اکرم عیدی*، شهربانو عریان، پژمان مرتضوی صفحات 270-275

    سابقه و هدف:

    سیستم تولیدمثلی در شرایط در معرض قرار گرفتن با کادمیوم از طریق تغییرهای دژنراتیو در اندام های بیضه، اپیدیدیم و وزیکول سمینال تحت تاثیر قرار می گیرد. کادمیوم از طریق تولید رادیکال های آزاد سبب القای لیپید پراکسیداسیون در بیضه شده که در نتیجه آسیب سیستم دفاعی درون سلولی است. در طب سنتی گیاه زیرفون (Tilia platyphyllos L.) به عنوان یک داروی دیورتیک، درمان زخم معده، ضد اسپاسم و آرام بخش استفاده می شود. چندین ترکیب شیمیایی همانند ترپنوییدها، اسیدهای فنولیک و فلاونوییدها در گل و برگ های زیرفون شناسایی شده است. هدف از انجام این مطالعه بررسی اثر عصاره اتانولی گیاه زیرفون بر سمیت اکسیداتیو بیضه ناشی ازکلرید کادمیوم در موش صحرایی است. 

    روش کار

    در این تحقیق تجربی، موش های صحرایی به صورت تصادفی به 10 گروه تقسیم شدند: کنترل سالم، عصاره زیرفون (50، 100، 200 و 400 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن دریافت خوراکی، روزانه)، کنترل نابارور (کلرید کادمیوم سه میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن دریافت خوراکی، روزانه)، عصاره زیرفون (50، 100، 200 و 400 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن، دریافت خوراکی، روزانه) همراه با کلرید کادمیوم. در پایان آزمایش پس از 28 روز بیضه ها برای بررسی هیستوپاتولوژی جدا شدند. بیضه ها در فیکساتور بوین قرار گرفته و مراحل آبگیری، شفاف سازی، آغشته گری به پارافین، قالب گیری انجام شد و تغییرهای هیستوپاتولوژیک (وضعیت لوله های اسپرم ساز، تعداد اسپرماتوسیت، اسپرماتوزوآ و اسپرماتید) با رنگ آمیزی هماتوکسیلین-ایوزین بررسی شد. بافت بیضه توسط شاخص جانسون امتیازبندی شد. داده ها با آنالیز واریانس یک عاملی ارزیابی شدند.

    یافته ها

    نتایج تحقیق حاضر نشان داد که میانگین امتیاز جانسون به صورت معنا داری در حیوانات کنترل نابارور در مقایسه با کنترل سالم کاهش یافته است (001/0p<). تیمار عصاره زیرفون از تغییرهای بافتی جلوگیری کرده و به صورت معنا داری سبب افزایش شاخص جانسون در حیوانات نابارور شده است.  مطالعه های هیستوپاتولوژیک در بافت بیضه نشان داد که عصاره گیاه زیرفون به صورت معنا داری (001/0p<) سمیت کادمیوم را کاهش داده و از الگوی ساختاری طبیعی بافت بیضه محافظت می کند. 

    نتیجه گیری

    به نظر می رسد زیرفون به عنوان عامل آنتی اکسیدانی قوی در برابر سمیت بیضه ناشی از کادمیوم در موش صحرایی عمل می کند.


    نتیجه گیری

    به نظر می رسد زیرفون به عنوان عامل آنتی اکسیدانی قوی در برابر سمیت بیضه ناشی از کادمیوم در موش صحرایی عمل می کند.

    کلیدواژگان: زیرفون، ناباروری، بیضه، کلرید کادمیوم، موش صحرایی
  • فرشته عثمانی، ابراهیم حاجی زاده*، علی اکبر راسخی، محمد اسماعیل اکبری صفحات 276-281
    زمینه و هدف

    امروزه سرطان ها یکی از مهم ترین مشکلات پزشکی انسان ها به شمار می روند. سرطان پستان نیز به عنوان شایع ترین سرطان زنان که شیوع آن در قرن اخیر در تمام جهان رو به افزایش بوده، موردتوجه قرارگرفته است، افراد می توانند پیشامدهای بازگشتی را تجربه کنند که گاهی اوقات با یک پیشامد پایانی همراه می شوند. در این مطالعه با استفاده از یک مدل شکنندگی سعی شده تا به طور توام، عودهای مکرر به همراه رخداد نهایی مرگ بیماران مبتلا به سرطان پستان مدل بندی شود.

    مواد و روش ها:

    در این مطالعه بقای گذشته نگر، تعداد 342 بیمار مبتلا به سرطان پستان ثبت شده در مرکز تحقیقات سرطان بیمارستان شهدای تجریش، بررسی شدند. در این مطالعه از مدل لیو برای مدل بندی توام پیشامدهای بازگشتی و پیشامد پایانی استفاده شد که در آن از یک شکنندگی مشترک دارای توزیع گاما به کار رفت. برآورد پارامترها به شیوه درست نمایی ماکزیمم تاوانیده انجام و از پکیج frailtypack موجود در نرم افزار R نسخه 3.4.1 برای اجرای مدل و تحلیل داده ها استفاده و سطح معناداری 5درصد در نظر گرفته شد.

    یافته ها:

    در این مطالعه هم گروهی تعداد 342 زن مبتلا به سرطان پستان بررسی شدند. تحلیل یک متغیره و چند متغیره برای این بیماران انجام شد. از این تعداد، برای 78 بیمار (8/22) درصد پیشامد عود رخ داده بود و 225 بیمار 6/74 درصد سانسور شده بودند. نتایج به دست آمده از مدل شکنندگی توام نشان می دهد که خطر نسبی عود در بیماران دارای سابقه فامیلی درجه یک در مقایسه با سایر افراد 36درصد بیشتر بوده است (05/0>P) همچنین خطر نسبی عود در بیماران با مرحله 3 بیماری 19درصد بیشتر نسبت به سایر مراحل و همین طور خطر نسبی عود در بیماران در بیمارانی که شیمی درمانی انجام داده اند، 5/2 برابر بیشتر از بیماران بدون سابقه شیمی درمانی به دست آمد.

    نتیجه گیری:

    به نظر می رسد که بررسی اثر عوامل موثر بر رخداد مرگ و عودهای مکرر با در نظر گرفتن عوامل نامعلوم باقابلیت مدل بندی هم زمان پیشامدها سبب می شود سیر طبیعی بیماری بهتر توصیف شود و اطلاعات دقیق تری در اختیار محققان قرار گیرد.

    کلیدواژگان: تحلیل بقا، مدل شکنندگی توام، سرطان پستان
  • مریم قاسمی*، سید محمدرضا هاشمیان، حمیدرضا جماعتی صفحات 282-285
    سابقه و هدف

    بیماران تحت تهویه مکانیکی برای کاهش اضطراب نیاز به تزریق مداوم آرام بخش دارند و استفاده از نوع آرام بخش مورد بحث است. با وجود مصرف گسترده پروپوفول در این بیماران، دارای عوارض زیادی شامل افزایش مقاومت عروقی، افسردگی و افت فشار خون است که به صورت گسترده در متون مربوطه به چشم می خورد. هدف از این مطالعه مقایسه ویژگی بیماران در دوره درمان با و بدون پروپوفول است.

    مواد و روش ها:

    در این مطالعه که به روش همگروهی تاریخی انجام گرفت، تعداد 500 بیمار بستری شده در بخش مراقبت های ویژه بیمارستان مسیح دانشوری با استفاده از روش نمونه گیری مبتنی بر هدف انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند: 250 بیمار در گروه درمان با پروپوفول و 250 بیمار در گروه درمان بدون پروپوفول از نظر کیفیت سدیشن  RASS، معیار درد CPOT، بروز هایپوتانسیون و میزان اقامت در آی سی یو و بیمارستان با استفاده از آزمون های آماری Chi-square, Fisher exact, t-test تجزیه و تحلیل شدند.

    یافته ها:

    میزان درد بر اساس معیار CPOT در دو گروه نشان داد این امتیاز در گروه Non-Propofol (0.7±1.5)  در مقایسه با گروه Propofol (1±2.9) کمتر بود (0.036=p). همچنین نسبت افت فشار خون بیماران در گروه Propofol از گروه Non-Propofol بیشتر بود (0.023=p). مقایسه دو گروه از نظر کیفیت sedation بر اساس امتیاز RASS در گروه Non-Propofol نسبت به گروه Propofol بود، به طوری که مقایسه میانگین این امتیاز (0.2±1.2-، 0.2±0.7-) اختلاف معناداری آماری را بین دو گروه نشان داد (0.036=p).

    نتیجه گیری:

    به نظر می رسد که دریافت پروپوفول احتمال بروز هایپوتانسیون، طول مدت اقامت در آی سی یو و بستری در بیمارستان را افزایش داده و بر اساس معیارهای بررسی شده دارای کیفیت سداتیو کمتر و بروز درد بیشتر در بیماران است.

    کلیدواژگان: پروپوفول، بخش مراقبت ویژه، دارو های آرامبخش
  • فارس نجاری*، بهارک ثابت دیوشلی، درسا نجاری صفحات 286-290

    سابقه و هدف:

    کسب رضایت از بیمار برای انجام مداخله های پزشکی غیر اورژانس الزامی قانونی است. مداخله هایی که برای بهبود کیفیت رضایت آگاهانه انجام می شود، هم برای بیماران و هم کادر پزشکی تاثیرگذار است. این مطالعه با هدف بررسی تاثیرمداخله ای ارتقای کیفیت رضایت آگاهانه به صورت دریافت رضایت آگاهانه با اجزای کامل و دریافت برایت آگاهانه همزمان درمیزان شکایت ها از پزشک پس از انجام جراحی های غیر اورژانس ستون فقرات  کمری در بیمارستان شهدای تجریش است.

    مواد و روش ها:

    در این مطالعه که به روش آزمایشی کنترل شده انجام شد. هزار نفر ازبیماران مراجعه کننده به بخش جراحی اعصاب بیمارستان تجریش برای عمل غیر اورژانس هرنی دیسک مهره های کمری(در دوسال، سال های1396-1395)که معیارهای ورودی را دارا بودند، انتخاب شدند و سپس به وسیله نمونه گیری تصادفی سیستماتیک  به دو گروه تقسیم شدند و از یک گروه رضایت آگاهانه با اطلاعات ناکافی به صورت توضیح شفاهی وفرم مکتوب دریافت شد و در گروه دوم رضایت آگاهانه استاندارد با همان روش به همراه برایت آگاهانه همزمان دریافت شد و بیماران به مدت دوسال  از نظرمیزان شکایت از کادر درمان پیگیری شدند. با در نظر گرفتن معیارهای مورد مطالعه مربوط پس ازمحاسبه حداقل حجم نمونه با استفاده از فرمول کوهن و نیز بهره گیری از فرم جمع آوری اطلاعات محقق ساخته نسبت  به جمع آوری نمونه ها در دو گروه اقدام و سپس با استفاده از تست آماری Exactly Fisher و کای دو و همچنین نرم افزار کامپیوتری 21 Spss نسبت به تجزیه و تحلیل داده ها اقدام شد.

    یافته ها:

    تفاوت معناداری بین جنس و سن بیماران و نیز میزان شکایت نبود (Pvalue<0/012) و همچنین تفاوت معناداری بین محل عمل جراحی با شکایت بیماران وجود نداشت (Pvalue<0/1). از طرفی میزان شکایت از پزشکان در گروه اول 8درصد و در گروه دوم یک درصد بود که تفاوت معناداری بین این دو گروه وجود داشت (Pvalue<0/003). 

    نتیجه گیری:

    نتایج به دست آمده نشان می دهد باید علاوه بر اجازه درمان، برایت آگاهانه کتبی نیز برای عوارض ذات درمان و بیماری از بیمار گرفته شود تا با افزایش آگاهی ومیزان رضایتمندی بیماران از میزان شکایت های مربوط به کادر درمانی کاسته شود.
    .

    کلیدواژگان: شکایت از پزشک، رضایت آگاهانه، اخذ برائت از بیماران
  • محمد نبی سنایی*، فریبا صمدیان، مهرداد جعفری فشارکی صفحات 291-295
    سابقه و هدف

    نارسایی کلیه از جمله معضل های مهم بهداشتی تلقی می شود. میانگین عمر بیماران دیالیزی سه تا پنج سال است. شایع ترین دلیل مرگ حوادث قلبی - عروقی است. ریسک فاکتورهای معمول بیماری های قلبی نظیر دیابت و فشار خون به تنهایی توجیه کننده وجود ریسک بالای این قبیل حوادث در این بیماران نیستند. نقش التهاب و افزایش فاکتورهای التهابی بیش از سایر علل مطرح شده است. در این میان اینترلوکین 6 قوی ترین قدرت پروگنوستیک برای پیشگویی مرگ در بیماران دیالیزی را دارد و به نوعی بهترین مولفه  بیان التهاب زمینه ای ا ست. هدف از این مطالعه یافتن ارتباط اینترلوکین 6 با یافته های اکو کاردیو گرافی در بیماران دیالیزی است.

    مواد و روش ها:

    در این مطالعه که از نوع توصیفی است، 52 نفر بیمار بالغ (19 تا 80 سال) مبتلا به ESRD تحت دیالیز با نمونه گیری غیرتصادفی آسان از نمونه های در دسترس انتخاب شدند. اطلاعات با چک لیست تهیه شد، که حاوی متغیرهای مورد بررسی شامل سن، جنسیت، مدت ابتلا و دلیل زمینه ای نارسایی کلیه و سابقه بیماری قلبی بود. اینترلوکین 6 با تکنیک الیزا تعیین شد. یافته های اکوکاردیوگرافی شامل Ejection Fraction، قطر سپتوم بین بطنی و قطر انتهای دیاستولی بطن چپ، همگی توسط یک نفر متخصص قلب با یک دستگاه اکوکاردیوگرافی ثابت، در بیماران تعیین شد. داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS نسخه 23 آنالیز شد.

    یافته ها:

    افراد دیالیزی با نارسایی قلبی شدید نسبت به دیگر افراد دیالیزی از سطوح IL-6 بالاتری برخوردار بودند (P-Value 0.044). در سایر بررسی های انجام شده در این مطالعه، ارتباط معناداری بین سطح سرمی اینترلوکین 6 با قطر سپتوم بین بطنی و قطر انتهای دیاستولی بطن چپ مشاهده نشد.

    نتیجه گیری: 

    به نظر می رسد IL-6  به عنوان فاکتوری مهم، نشان دهنده نارسایی شدید قلب و مرگ و میر بالا در بیماران دیالیزی است. ارتباطی بین سطح اینترلوکین 6 و سپتوم بین بطنی و قطر انتهای دیاستولی بطن چپ وجود ندارد.

    کلیدواژگان: نارسایی مزمن کلیه، نارسایی مرحله ی انتهایی کلیه، اکو کاردیوگرافی، CRF، ESRD، اینترلوکین 6
  • منیژه مصطفی قره باغی*، معصومه قاسم پور، سیف اله حیدرابادی، مهسا علیزاده صفحات 296-300
    مقدمه

    هیپربیلی روبینمی یک مشکل شایع ودر اغلب موارد خوش خیم در نوزادان به شمار می رود. عوارض ناشی از تجمع مقادیر بالای بیلی روبین شامل ناتوانی های تکاملی عصبی می باشد که کاهش شنوایی، اختلالات شناختی و حرکتی  را دربر میگیرد. اختلالات حرکتی شامل دیس تونی و آتتوزاست که با ضایعات هسته های قاعده ای منطبق می باشد. تون غیرطبیعی و اختلال درهماهنگی حرکات، نشانه ضایعه در مخچه است. اختلالات شنوایی ناشی از هایپربیلی روبینمی و کرن ایکتروس شامل اختلالات پردازش شنوایی، کاهش شنوایی و کری می باشد. تا کنون، در سطح منطقه و کشور، آماری از بروز کرن ایکتروس در نوزادانی که با هیپر بیلی روبینمی  و تحت درمان قرار می گیرند منتشر نشده است. هدف از انجام این مطالعه تعیین سرانجام تکاملی در کودکان 24 تا 36 ماهه با سابقه هایپربیلی روبینمی شدید دردوره نوزادی می باشد.

    مواد و روش ها

    در یک مطالعه طولی، نوزادانی که با زردی شدید در مدت یکسال در مرکز آموزشی درمانی کودکان تبریز بستری بودند مورد بررسی قرار گرفتند. روش نمونه گیری به روش تمام شماری از نوزادانی در مدت یکسال  به علت زردی شدید  در بیمارستان بستری و درمان شده بودند انجام گرفت. در این مدت 181 نوزاد با زردی شدید بستری و درمان شده بودند که در پیگیری این شیرخواران در سن 24 تا 36 ماهگی 121 مورد مراجعه و از نظر شاخص های رشد فیزیکی وتکامل عصبی  مورد ارزیابی قرار گرفتند.

    یافته ها

    از 121 موردی که برای پیگیری مراجعه نمودند، 52 نفر دختر (43 درصد) و 69 نفر پسر (57 درصد) بودند. سن مراجعه در نوزادان مورد مطالعه ی مبتلا به زردی 27/1 ± 51/4 روز و وزن هنگام تولد آنها  559 ± 3102 گرم بود. مقادیر بیلی روبین بیماران در موقع مراجعه در نوزادی  21/4 ± 92/21 میلی گرم بر دسی لیتر بود. همه بیماران مورد مطالعه، فتوتراپی دوبل  (intensive) دریافت کرده بودند. در 24  بیمار (83/19 درصد) علاوه بر فتوتراپی ، تعویض خون هم انجام شده بود.  در  8 مورد (61/6 درصد)  از نوزادان مبتلا به زردی نوزادی، شواهد ناسازگاری ABO وجود داشت  که برای پیشگیری از نیاز به  تعویض خون بعدی، از ایمونوگلوبین وریدی (IVIG) استفاده شده بود. از بین بیماران مورد مطالعه که در پیگیری ارزیابی شدند،  3 بیمار (47/2 درصد) نمره ASQ و سیر تکاملی غیر طبیعی داشتند. از این 3 بیمار، در دو مورد (65/1 درصد) تعویض خون انجام شده بود که در یکی از آنها علت ایکتر، ناسازگاری ABO بود و IVIG نیز دریافت کرده بود.

    نتیجه گیری

    کمتر از 3 درصد نوزادانی که با هایپر بیلی روبینمی شدید مراجعه کرده بودند دچار کرن ایکتروس شدند. این یافته می تواند نشان گر نیاز به آگاهی دادن به والدین و جدی گرفتن ایکتر در روزهای اول زندگی باشد، زیرا هایپربیلی روبینمی شدید در دوران نوزادی در صورت مراجعه نکردن به موقع و عدم دریافت درمان مناسب و سریع می تواند سرانجام تکاملی نوزادان را تحت تاثیر قرار دهد.

    کلیدواژگان: نوزاد، هایپربیلی روبینمی، زردی نوزادی، تعویض خون، سرانجام تکاملی، کرن ایکتروس
  • فراوانی اینتگرون کلاس I در ایزوله های مقاوم سودوموناس آئروژینوزا جدا شده از نمونه های بالینی
    فاطمه ثامنی، علی اسماعیلی، حسین دبیری*، ربابه آذرگون، حسین گودرزی، علیرضا محمدزاده صفحات 301-307
    سابقه و هدف

    مقاومت دارویی  سویه های سودوموناس آیروژینوزا به عنوان یک پاتوژن فرصت طلب  مطرح است و فرآیند مدیریت و درمان انواع عفونت های ناشی از آن به چالش مهمی تبدیل شده است. هدف این مطالعه بررسی فراوانی اینتگرون کلاس I در ایزوله های مقاوم  سودوموناس آیروژینوزا  جدا شده از نمونه های بالینی و محیطی است.

    مواد و روش ها:

    این مطالعه توصیفی روی 101 نمونه از بیماران مبتلا به سیستیک فیبروزیس بستری در بخش اطفال و بیماران دچار عفونت سوختگی بستری انجام شد. نمونه سواب های گلو وزخم تهیه شد و با روش های متداول میکروبی و بیوشیمایی تعیین هویت شدند.  تست مقاومت آنتی بیوتیکی با روش دیسک دیفیوژن و بر اساس دستورالعمل CLSI  انجام شد. DNA استخراج و برای ژن اینتگرون کلاس I PCR گذاشته شد.

    نتایج

    از مجموع 101 سویه جدا شده از بیماران(37 نمونه سیستیک فیبروزیس و 64 نمونه سوختگی)، در مجموع نمونه ها بیشترین حساسیت به آنتی بیوتیک های کلیسیتن 9/96درصد و امیکاسین و پپیراسیلین 8/83درصد و بیشترین مقاومت ایزوله ها به ترتیب به سفتی زوکسیم 100درصد و سفتریاکسون 8/82درصد  مشاهده شد. از مجموع سویه های جدا شده 18 ایزوله نسبت به ایمی پنم مقاومت کامل، هفت ایزوله  مقاومت متوسط و 76 ایزوله حساسیت نشان دادند. نتایج نشان داد که 50درصد از کل سویه ها، دارای مقاومت چندگانه بودند.  نتایج PCR نشان داد که از101 نمونه 4/59درصد (60نمونه) حاوی ژن اینتگرون کلاس یک بودند.  اینتگرون کلاس یک به طور معناداری در سویه های مقاوم به امیکاسین، توبرمایسین، سیپروفلوکساسین و پیپراسیلین حضور داشت. 

    نتیجه گیری:

    میزان مقاومت  سودوموناس آیروژینوزا نسبت به اغلب آنتی بیوتیک ها بخصوص آنتی بیوتیک های موثر به عنوان انتخاب آخر همانند کلیسیتین، امیکاسین و ایمیپنم  به صورت نگران کننده ای در حال افزایش است.

    کلیدواژگان: سودوموناس آئروژینوزا، مقاومت دارویی، اینتگرون کلاس I
  • علیرضا لطیفی، مریم نیتی*، علی قجری، زهره لاسجردی صفحات 308-313
    سابقه و هدف

    آمیب های آزادزی شامل جنس های گوناگونی می باشند که در میان آن ها جنس های آکانتامبا، نگلریا، بالاموثیا و ساپینیا در شمار آمیب های پاتوژن برای انسان ها به شمار می روند. این آمیب های آزادزی به صورت فرصت طلبانه ای می توانند موجب بیماری های مختلف از جمله کراتیت، انسفالیت و زخم های پوستی شوند. آمیب های ذکر شده در مطالعات مختلفی در منابع آبی مشاهده شده است. هدف از مطالعه حاضر، بررسی فراوانی آمیب های آزادزی در چشمه های آب گرم محلات در استان مرکزی در تابستان سال 1395 با استفاده از روش های مورفولوژی و مولکولی می باشد.

    روش بررسی

    در این مطالعه که به صورت مقطعی انجام پذیرفت، 87 نمونه آب از 5 چشمه آب گرم، 24 استخر و حوضچه کوچک در بطری های استریل با حجم 500 میلی لیتر جمع آوری و به آزمایشگاه دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی منتقل گردید. سپس براساس ویژگی های مورفولوژی و مولکولی، آلودگی چشمه ها، حوضچه ها و استخرهای آب گرم به آمیب های آزادزی مورد بررسی قرار گرفت.
     

    یافته ها

    از 5 چشمه آب گرم، 24 استخر و حوضچه کوچک 3 نمونه از محل های مختلف جمع آوری گردید و مشاهده شد که هر3 نمونه دارای ایزوله های یکسانی از آمیب های آزادزی می باشند. از 87 نمونه جمع آوری شده 33 نمونه به آمیب های آزادزی آلوده بوند. بیشترین آمیب های جدا شده به ترتیب شامل ورم آمبا ورمی فورمیس با فراوانی 54/54 درصد، ونلا 52/23 درصد، آکانتامبا با ژنوتایپ T4 36/36 درصد و نگلریا استرالینسیس 09/9 درصد بودند.

    نتیجه گیری

    نتایج این مطالعه نشان داد که چشمه های آب گرم محلات واقع در استان مرکزی به آمیب های پاتوژن بالقوه ای از جمله ورم آمبا ورمی فورمیس، آکانتامبا و نگلریا استرالینسیس آلوده می باشد. آلودگی چشمه های آب گرم به آمیب های آزادزی می تواند به عنوان تهدیدی جدی برای سلامتی  افراد بومی، گردشگران و مسافرانی که از این چشمه های آب گرم استفاده می کنند به شمار رود. به همین منظور فیلتر کردن آب ها قبل از استعمال و استفاده و نصب علایم هشدار دهنده در کنار این حوضچه ها و استخر ها امری ضروری به شمار می رود.

    کلیدواژگان: آمیب های آزادزی، چشمه های آب گرم، آکانتاموبا، ورم آمبا ورمی فورمیس، نگلریا استرالینسیس، محلات، استان مرکزی
  • محمدرضا مشاری، مینو یغمایی*، حدیث شهرامی صفحات 314-320
    سابقه و هدف

    تهوع و استفراغ هنگام سزارین تحت بی حسی اسپاینال عارضه ای شایع است. این مطالعه با هدف بررسی شیوع تهوع و استفراغ و عوامل مرتبط با آن هنگام سزارین الکتیو تحت بی حسی اسپاینال انجام شد.

    مواد و روش ها:

    این مطالعه توصیفی در سال های 96 و 97 در بیمارستان آیت الله طالقانی شهر تهران روی 200 خانم باردار کاندیدای سزارین الکتیو تحت بی حسی اسپاینال انجام شد. برای هر فرد سن، تعداد بارداری، تعداد زایمان، تعداد سزارین قبلی، وجود تهوع و استفراغ در سزارین های قبلی، مصرف سیگار هنگام بارداری، تهوع و استفراغ سه ماه اول بارداری، سابقه سندرم پیش از قاعدگی و بیماری حرکت، شاخص توده بدنی، طول عمل، سطح بالاترین درماتوم بلوک شده، تعداد نبض پایه و افت فشارخون سیستول بیشتر از 20 درصد حد پایه،  وقوع تهوع و شدت آن و یا استفراغ هنگام عمل و همچنین جنس نوزاد در فرم اطلاعاتی ثبت می شد. داده ها وارد نرم افزار SPSS ورژن 21 شد و با آمار توصیفی و آزمون های تی مستقل، من ویتنی، کای دو و دقیق فیشر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. میزان p کمتر از 5درصد معنا دار در نظر گرفته شد.

    یافته ها:

    شیوع تهوع 58درصد و شیوع استفراغ 16درصد بود. سابقه تهوع و استفراغ در سه ماهه اول بارداری، بارداری با جنین دختر و افت فشار خون سیستول بیش از 20 درصد حد پایه، در هر دو گروه افراد مبتلا به تهوع هنگام سزارین تحت بی حسی اسپاینال (001/0 > P)، و افراد مبتلا به استفراغ هنگام سزارین (001/0 > P) شایع تر از افراد بدون تهوع و استفراغ بود. همچنین شیوع بیماری حرکت (047/0 >P) و سابقه تهوع و استفراغ هنگام سزارین قبلی تحت بی حسی اسپاینال (004/0>P) در افراد مبتلا به تهوع هنگام عمل به شکل معنا داری با گروه بدون تهوع متفاوت بود. سطح بالاترین درماتوم بلوک شده هم در دو گروه با و بدون استفراغ اختلاف معنا دار داشت (001/0 >p). 

    نتیجه گیری:

    به نظر می رسد که تهوع و استفراغ هنگام سزارین تحت بی حسی اسپاینال شایع است. ممکن است بررسی برخی عوامل در تاریخچه پزشکی فرد در پیش بینی رخداد این عارضه کمک کند.

    کلیدواژگان: سزارین، بی حسی اسپاینال، تهوع و استفراغ حین جراحی
  • بهروز نوایی نیا*، سارا عسگریان، شیوا رحیمی پور انارکی صفحات 321-325

    آرتریت روماتویید یک بیماری التهابی مزمن است که با ریسک ابتلا به بیماری های آترواسکلروتیک همراه است.بیماری های قلبی عروقی اصلی ترین علت مورتالیته در بیمارانRA است.در مطالعات گذشته شیوع بالای سندرم متابولیک و اجزای آن در بیماران مبتلا  به RA نشان داده شده است . با شناخت عوامل خطر موثر بر شانس ابتلا به سندرم متابولیک می توان از میزان مورتالیته و موربیدیته کاردیو وسکولار در بیماران RA کاست.
    این مطالعه به صورت مقطعی بر روی 200 فرد مبتلا به RA بر اساس طبقه بندی ACR ،از بیمارانی که به درمانگاه روماتولوژی بیمارستان امام خمینی در تاریخ مهر 92 لغایت مهر 93 مراجعه کردند ، انجام شد. پیامد اصلی مورد مطالعه شیوع سندرم متابولیک بر اساس دو معیار فدراسیون بین المللی دیابت و نیز تعریف ایرانی بود. پیامد های ثانویه مورد مطالعه شیوع اجزای مختلف سندرم متابولیک و نیز همراهی متغیر های مختلف دموگرافیک ، آنتروپومتریک ، آزمایشگاهی و داروهای مصرفی بیماران RA، در شانس ابتلا به سندرم متابولیک بود.
     سندرم متابولیک با  مصرف سیگار ارتباط معناداری داشت.از میان دارو های مصرفی بیماران RA ، پردنیزولون(گلوکوکورتیکوییدها) وآزاتیوپورین با افزایش معنادار شانس ابتلا به سندرم متابولیک همراهی داشت، و ارتباط معناداری میان ابتلا به سندرم متابولیک و فاکتورهای التهابی CRP یا ESR  ، anti CCP و RF یافت نشد. اما میزان DRA در مبتلایان به سندرم متابولیک کمتر از سایر افراد بود.
    سندرم متابولیک شیوع بالایی در مبتلایان به RA دارد.توجه به عوامل خطر مسیول افزایش شانس ابتلا به سندرم متابولیک در این جمعیت بالقوه پرخطر لازم است.

    کلیدواژگان: سندرم متابولیک، آرتریت روماتوئید، عوامل خطر قلبی عروقی، عوارض کورتیکو
  • شاهین صالحی، امیر حسین عابدی یکتا*، مهرشاد پورسعید اصفهانی، محمد حسبی صفحات 326-330
    سابقه و هدف

    Vo2max بهترین شاخص ارزیابی کارایی قلبی تنفسی است که اندازه گیری مستقیم آن پیچیده و نیازمند تجهیزات گران، صرف وقت و همکاری افراد است. بنابراین، روش های جایگزین برای تخمین آن به وجود آمده است. ضربان قلب از متغیرهای تعیین کننده اکسیژن مصرفی است. لذا با استفاده از قانون فیک، معادله ای بدست می آید که نسبت ضربان قلب حداکثر به استراحت و رابطه آن با Vo2max را بیان می کند. هدف از پژوهش حاضر سنجش اعتبار معادله برای تخمین Vo2max بر اساس فرمول است.‏

    مواد و روش ها

    پژوهش حاضر از نوع کاربردی-تحلیلی است.‏ 19 زن سالم و غیر ورزشکار به دو گروه تقسیم شدند. آزمون های ارزیابی به وسیله پروتکل RITE3 انجام شد. Vo2max تخمین زده شده بر اساس سن نیز با استفاده از معادله و با جایگذاری HRmax متناسب با سن به جای HRmax اندازه گیری شده محاسبه شد.

    یافته ها

    نتایج پژوهش نشان داد ثابت تعادل معادله اندازه گیری شده برابر با 03/3±17/17 میلی لیتر بر دقیقه بر کیلوگرم بود. همچنین نتایج پژوهش بیانگر این بود که بین Vo2max اندازه گیری شده و Vo2max تخمین زده شده (p=0.177) و بین Vo2max تصحیح شده و Vo2max تخمین زده شده بر اساس سن (p=0/67) تفاوت معنی داری وجود ندارد. علاوه بر آن نتایج نشان داد که بین سن و Vo2max و Vo2max تصحیح شده ، بین BMI و Vo2max، بین HRrest و Vo2max و Vo2max تصحیح شده،  ارتباط معنی داری وجود ندارد.  اما بین BMI و Vo2max تصحیح شده ارتباط معنی داری وجود دارد.

    نتیجه گیری

    ‏با توجه به نتایج پژوهش حاضر می توان اذعان کرد با محاسبه فرمول نمی توان Vo2max را تخمین زد.

    کلیدواژگان: Vo2max، نسبت HRmaxبه ضربان حین استراحت، ضربان قلب متناسب با سن، کارایی قلبی تنفسی
  • تاثیرات بیسفنول نوع A بر ویژگی های سلول های بنیادی
    یاسمن ابراهیمی کیا، شهرام دارابی*، فرزاد رجایی، حجت اله عباس زاده صفحات 331-340
    سابقه و هدف

    بیسفنول A (BPA) ماده ای شیمیایی است که در مقادیر فراوان برای تولید پلاستیک های پلی کربناتی و رزین های اپوکسی استفاده می شود که قرار گرفتن در معرض سطوح پایین BPA می تواند منجر به پیامدهای مخرب گوناگون سلامت شود. سلول های بنیادی، سلول های تمایز نیافته با توانایی تقسیم و تمایز به انواع سلول های مختلف هستند. بررسی آثار BPA روی سلول های بنیادی بسیار مهم است. 

    روش بررسی

    برای نگارش این مقاله، مطالعه وسیعی در مورد BPA و آثار این ماده بر سلول های بنیادی، با جست وجوی کلید واژه های Stem cells,   Bisphenol Aو Obesity در پایگاه های اطلاعاتی معتبر پزشکی، به طور عمده PubMed انجام شد. از میان مقاله های جمع آوری شده، مقاله هایی که بیشترین ارتباط را با اهداف نگارش این مقاله داشتند انتخاب شدند و مورد مطالعه بیشتر قرار گرفتند.

    نتیجه گیری:

    BPA سبب افزایش القای اتوفاژی در سلول های بنیادی می شود و همچنین، سبب تحریک تمایز سلول های بنیادی به سلول های چربی می شود.

    کلیدواژگان: سلول های بنیادی، بیسفنولA، چاقی
|
  • Niusha Hemmati Borujeni, Akram Eidi*, Shahrbanoo Oryan, Pejman Mortazavi Pages 270-275
    Objective

    Exposure to cadmium may negatively affect the male reproductive system via degenerative changes in the testes, epididymis, and seminal vesicle. Cadmium induces testicular lipid peroxidation by generating free radicals, thereby impairing the intracellular defense system. In folk medicine, the linden (Tilia platyphyllos L.) is used as a diuretic, stomachic, antispasmodic, and sedative agent. Previous studies have identified several phytochemicals, such as terpenoids, phenolic acids, and flavonoids, in flowers and leaves. The aim of the present study was to investigate the effects of linden extract on cadmium-induced testicular damage in male Wistar rats. 

    Methods

    In the current experimental study, rats were randomly divided into 10 groups: normal control, linden extract (50, 100, 200, and 400 mg/kg intragastrically, daily) alone, infertile control rats (cadmium chloride 3 mg/kg intragastrically, daily), linden extract (50, 100, 200, and 400 mg/kg intragastrically, daily) together with cadmium chloride, and the treatment was performed accordingly. At the end of experiment (28 days), testes were removed for histopathology investigations. The tissue was postfixed in bouin buffer solution and dehydration, clarification, paraffin embedding, molding methods were performed. Histopathological changes (seminiferous tubules, number of spermatocyte, and spermatozoa, spermatid) were examined via Eosin and Haematoxylin staining. The testes pathology was scored using Johnsen score. Data were analyzed using one-way analysis of variance.

    Results

    Our results showed that the mean of Johnsen’s score significantly decreased in the infertile control group compared to those in the normal control groups (p<0.001). The administration of linden extract prevented this histological alteration and significantly increased the mean Johnsen’s score in infertile rats. The histopathological studies on the tissues obtained from the the testes showed that linden extract significantly reduced (p<0.001) the toxicity of cadmium and preserved the normal histoarchitecture pattern of the testes.

    Conclusion

    Our results suggest that linden acts as a potent antioxidative agent against cadmium-induced testicular toxicity in rats.

    Keywords: Linden, Tilia platyphyllos, Infertility, Testis, Cadmium, Rat
  • Freshteh Osmani, Ebrahim Hajizadeh*, Aliakbar Rasekhi, Mohammad Esmaeil Akbari Pages 276-281
    Background

    Nowadays, cancer is one of the most important medical problems. Breast cancer is also considered as the most common cancer of women: its prevalence has risen throughout the world in recent centuries and people can experience recurrent events that sometimes accompany with a terminal event. In the present study, using a frailty model we tried to model recurrent event in the precence of terminal event (death) in breast cancer patients.

    Materials and Methods

    In the current retrospective survival study, 342 patients with breast cancer registered in the cancer research center of Shohada-e-Tajrish Hospital were examined. The Liu model was used to joint modeling of recurrent events and terminal events, in which a shared frailty with Gamma distribution was used. Estimation of the parameters was done by the penelized maximum likelihood method and the frailtypack package in the R software version 3.4.1 was used to implement the model and analyzed the data. Significance level was set at 0.05.

    Results

    In our cohort study, 342 women with breast cancer were studied. A univariate and multivariate analyses was performed for these patients. Of these, 78 cases (25.4%) had recurrence events, and 225 patients (74.6%) were censored. The obtained results of joint frailty model indicated that the relative risk of relapse in patients with first-degree familial history was 36% higher than that of other people (P <0.05). Relative risk of relapse in patients with stage 3 disease was 19% more than other stages and also the relative risk of relapse in patients with chemotherapy were 2.5 times higher than those without chemotherapy.

    Conclusion

    It seems that by investigating the effects of factors affecting the occurrence of recurring events with death with regard to unknown factors, such as modeling, we can simultaneously simulate the probabilistic nature of the disease and provide more accurate information to the researchers.

    Keywords: Survival analysis, Joint frailty model, Breast Cancer
  • Maryam Ghasemi*, Seyed Mohammadreza Hashemian, Hamidreza Jamaati Pages 282-285
    Background and Aim

    Patients undergoing mechanical ventilation require continuous sedation to reduce anxiety; however, the type of sedative is controversial. In spite of the widespread use of propofol in such patients, propofol administration is associated with different complications such as increased vascular resistance, depression, and blood pressure drop; the evidence is extensively observed in the literature. The current study aimed at comparing the characteristics of patients receiving and not receiving propofol during the treatment.

    Materials and Methods

    In the current historical cohort study, 500 patients admitted to the Intensive Care Unit (ICU) of Masih Daneshvari Hospital were selected using purposive sampling method. Accordingly, 250 patients were assigned to the propofol group and 250 others to the non-propofol group. The study groups were analyzed based on Richmond agitation-sedation scale (RASS), the critical-care pain observation tool (CPOT), hypotension, and length of hospital/ICU stay using Chi-square, the Fisher exact, and t-test.

    Results

    Comparison of the two groups showed that the CPOT score was significantly lower in the non-propofol group (1.5±0.7) compared with the propofol group (2.9±1) (p = 0.036). Also, the level of blood pressure drop in the propofol group was significantly higher than that of the non-propofol group (p = 0.023). Comparison of the two groups in terms of the quality of sedation based on RASS score indicated the superiority of the non-propofol group to the propofol group; therefore, the comparison of mean scores (-1.2±0.2 vs -0.7±0.2) showed a significant difference between the two groups (p=0.036).

    Conclusion

    Based on the results of the current study, it seems that receiving propofol increases the probability of hypotension and the length of hospital/ICU stay, and based on the studied variables, propofol has a lower sedative quality and pain control capability in patients.

    Keywords: Propofol, Intensive Care Unit, Sedative Medications
  • Fares Najari*, Baharak Sabet Diveshli, Dorsa Najari Pages 286-290
    Background

    Obtaining informed consent is necessary for non-emergent interventions. Interventions that promote informed consent are effective for both patients and the medical staff. The current study was conducted to study the effects of improving informed consent and obtaining presumption of innocence on compliants against doctors after elective lumbar disk surgery in Tajrish hospital.

    Methods and Materials:

    In the present experimental study,  a total of 1000 patients, admitted for elective lumbar disk surgery in Tajrish hospital, were selected using simple random sampling and according to the including criteria. Then, the participants were divided in two groups: the control group received a consent form with brief information including the diagnosis, the proposed treatment, alternative treatments, and their risks and benefits, and the risks and benefits of declining treatment. The intervention group received a more detailed information form, including more details about the risks of treatment, unwilling harm to the patients through system failures, and predictable human error. The patient’s consent and innocence forms were obtained from the latter, too. Next, the the two groups were followed for over two years after surgery and the complaints against doctors were compared by analyzing the data in SPSS, version 21, running Exactly Fisher test. 

    Results

    There was no significant difference between the patients' sex and age and the number of complaints (p<0.012) nor was any significant difference between the site of surgery and complaints (p<0.1). Yet, complinats agianst doctors in the first group was %8 compared with the 1% complaints in the second groups, which shows a statistically significant difference. 

    Conclusion

    Obtaining a more complete informed consent form as well as presumption of innocence results in lower complaints against the physicians.

    Keywords: : Informed consent, Complaints from the doctor, Obtaining a victim from the patient
  • Mohammad Nabi Sanaee*, Fariba Samadian, Mehrdad Jafari Fesharaki Pages 291-295
    Background

    Kidney failure is one of the most important health problems. The average life expectancy of dialysis patients is 3 to 5 years and . tThehe most common cause of death is cardiovascular events. Common risk factors for heart disease such as diabetes and hypertension alone do not justify the high risk of such events in these patients. The role of inflammation and the increase of inflammatory factors have been discussed more than other causes. Interleukin-6 has the strongest prognostic power to predict death in dialysis patients and is the best component of the expression of underlying inflammation. The purpose of this the present study was to determine the association of interleukin-6 with echocardiographic findings in dialysis patients.

    Materials and Methods

    In this the current descriptive study, 52 adult patients (19 to 80 years old) with ESRD undergoing dialysis were selected from available samples. Data was provided with a checklist containing the variables studied including age, gender, duration of onset and as well as underlying cause of kidney failure and history of heart disease. Interleukin 6 was determined by using ELISA technique. Echocardiographic findings, including Ejection Fraction, inter ventricular septum diameter, and left ventricular end diastolic diameters, were all determined by one cardiologist with using a fixed echocardiography device. Data were analyzed using SPSS, software  version 23.

    Results

    Dialysis patients with severe heart failure had higher levels of IL-6 than other dialysis patients (P-value= 0.044). There was no significant relationship between serum interleukin 6 with inter ventricular septum diameter and left ventricular diastolic diameter.

    Conclusion

    It seems that, IL-6, as an important factor, indicates severe heart failure and high mortality in dialysis patients. There is no relationship between the level of interleukin 6 and the ventricular septum and left ventricular diastolic diameter.

    Keywords: Chronic renal failure, End stage renal disease, Echocardiography, CRF, ESRD, IL-6
  • Manizheh Mostafa Gharehbaghi*, Masume Ghasempour, Seifolah Heidarabadi, Mahsa Alizade Pages 296-300
    Background

    Hyperbilirubinemia is a common and often benign problem in neonates.
    Severe neonatal indirect hyperbilirubinemia associated with neurological developmental disabilities, including auditory, cognitive and motor disorders. Motor disorders include dystonia, athetosis that is consistent with lesions of core nuclei. The tone and coordination abnomality are signs of lesion in cerebellum. Hyperbilirubinemia and kertnicterus-induced hearing loss include hearing processing imparment and sensorineural hearing loss. The goal of this study was to determine the neurological developmental  outcome and kernicterus in children at ages 24-36 months who had severe neonatal hyperbilirubinemia.

    Materials and Methods

    In a longitudinal study, newborns  that admitted to hospital with severe neonatal indirect  hyperbilirubinemia were followed. In one year, 181 neonates were admited and treated for severe jaundice. At the age 24 to 36 months, 121 cases were followed and evaluated for kernicterus.

    Results

    In this study 121 patients were followed that 52 patients (43%) were girls and 69 (57%)  were boys. The age of newborns at admission was 4.14±1.27 days and their birth weight was 3102 ±559 grams. The mean values of billirubin was 21.29±4.21 mg/dl at the time of hospitalization. Twenty eight patients (19.83%) had underwent exchange transfusion in addition to intensive phototherapy, of which 8 neonates(6.61%) had evidence of ABO incompatibiliry. These 8 patients had received intravenous immunglobolin to prevent the need for second exchange transfusion. Among the followed patients,  3 infants (2.47%) had developmental delay and diagnosed as kernicterus, of which 2 neonates had exchange transfusion due to ABO incompatibility.

    Conclusion

    In this study, less than 3% of infants with severe neonatal hyperbilirubinemia developed  kernicterus. It is necessary to inform parents about neonatal jaundice and its complications. Severe jaundice should be taken serious in the first days of life because of risk for kernicterus. Severe neonatal hyperbilirubinemia, if not treated properly and quickly, can cause developmental delay.

    Keywords: neonate, hyperbilirubinemia, jaundice, exchange transfusion, developmental outcome, kernicterus
  • Distribution of Integron Class I in Drug Resistant Pseudomonas aeruginosa Isolated from Clinical Samples
    Fatemeh Sameni, Ali Esmaeili, Hossein Dabiri*, Robabeh Azargun, Hossein Goudarzi, Alireza Mohammadzadeh Pages 301-307

    Pseudomonas aeruginosa is an opportunistic pathogen and management and treatment of infections caused by drug resistant strains of P. aeruginosa has become a major challenge(1). The aim of the present study was to investigate the prevalence of resistant isolates of P. aeruginosa class I integron in clinical and environmental samples.

    Materials and Methods

    In current descriptive study on 101 samples, patients with cystic fibrosis admitted to the pediatric ward and patients with burn infections were included. Samples from ulcers and throat were collected and analyzed by microbiological and biochemical methods. Antibiotic susceptibility testing was performed by disk diffusion method according to CLSI guidelines. DNA was extracted and gene for class I Integrons was amplified.

    Results

    Of 101 strains isolated from patients (37 from cystic fibrosis and 64 from burn patients) which drug susceptibility was performed, 97.02% was susceptible to colistin and 30.6% was susceptible to amikacin and Pipracilin. Most resistant drug shown for ceftizoxime 97.2% and Ceftriaxone 67.3%.  From the isolated strains, 18 isolate show complete resistant, 7 intermediate resistant and 76 were pan-susceptible. According to our analysis, 50% of isolate have MDR resistance. Based on PCR analysis, of 101 isolates, 60 (%59.4) have integron class 1 gene. This gene was significantly associated with strains resistant to amikacin, tobromycin, ciprofloxacin and pipracillin.

    Conclusions

    there was an increasing concern about the resistance of P. aeruginosa to the most available antibiotics such as colistin, amikacin and imipenem.

    Keywords: Pseudomonas aeruginosa, Antibiotic resistance, Integron ClassI
  • Alireza Latifi, MARYAM NIYYATI*, ALI GAJARI, Zohreh Lasjerdi Pages 308-313
    Background

    Free living amoebae include many genera such as Acanthamoeba, Naegleria, Balamuthia and sapinia. These opportunistic FLA could be the causal agent of various diseases including Keratitis, Encephalitis and Cutaneous ulcers. These amoebae could be present in water sources. the aim of the present study is to isolate FLA from Hot springs samples collected from various districts in hot springs of Mahallat located in the Central Province by employing morphological and molecular method. The presnet study was conducted for the first time in summer 2016.

    Methods

    In this study, 87 samples were collected from 5 hot springs , 24 pools and small pools. Three samples with 500 ml volume were taken in sterile bottles and transferred to laboratory of Shahid Beheshti University of Medical Sciences. Based on culture and morphological and molecular criteria, hot springs contamination to free living amoebae was examined.

    Results

    Out of 77 collected samples, 33 (42.85%) samples were contaminated to free living amoebae. The most prevalent amoebae were Vermamoebae vermiformis 18 (54.54%), Acanthamoeba isolates belonging to T4 12 (36.36%) and Naegleria australiensis  3 (9.09%).

    Conclusion

    The results indicated the presence of potentially pathogenic Vermamoebae vermiformis, Acanthamoeba isolates belonging to T4 and Naegleria australiensis  in Hot springs of Mahallat located in the Central Province. Improved filtration and posting alarm signs are necessary to exclude such amoebae from Hot springs. It seems hot springs contamination to free living amoebae is relevant and this could be a health hazard for endemic people, tourists and travelers who use these hot springs. Improved disinfection and filteration of hot spring is important for prevention of diseases that are caused Such as Keratitis, Encephalitis and Cutaneous ulcers.

    Keywords: Free living, Hot springs, Acanthamoeba, Vermamoeba vermiformis, Naegleria australiensis, Mahallat, Central province
  • Mohammadreza Moshari, Minoo Yaghmaei*, Hadis Shahrami Pages 314-320
    Background and Aim

    Nausea and vomiting during cesarean section are common under spinal anesthesia. The aim of the present study was to investigate the prevalence of nausea and vomiting and the related factors during elective cesarean under spinal anesthesia.

    Materials and Methods

    A descriptive study was performed on 200 pregnant women who were candidates for elective cesarean section under spinal anesthesia in Taleghani Hospital between 2017-2018. For each participant, age, number of pregnancies, number of deliveries, history of previous cesarean section, nausea and vomiting in previous cesarean section(s), smoking during pregnancy, nausea and vomiting during the first trimester of pregnancy, premenstrual syndrome, and motion sickness were asked and  BMI, duration of operation, the highest level of blocked dermatome, baseline pulse rate, and systolic pressure decreased by more than 20%, the incidence of nausea and severity, or vomiting during surgery, and the sex of the infant were recorded. Data were fed into SPSS column, version 21, and analyzed using descriptive statistics and independent t, Mann-Whitney, Chi-square, and Fisher exact tests. P-values less than 0.05 were considered significant. 

    Results

    The prevalence of nausea and vomiting were 58% and 16%, respectively. The history of nausea and vomiting in the first trimester of pregnancy, pregnancy with the female fetus, and systolic pressure decreased by more than 20% in both groups of patients with nausea (P< 0.001) and vomiting (P<0.001) during cesarean section under spinal anesthesia were more prevalent than those without nausea and vomiting. Also, the prevalence of motion sickness (P <0.047) and history of nausea and vomiting during the previous cesarean section were significantly different in the non-nauseous group after spinal anesthesia (P <0.004) in patients with nausea during surgery. The highest level of blocked dermatome was significantly different in both groups with and without vomiting (p <0.001).

    Conclusion

    The currrent study showed once more that nausea and vomiting were common during cesarean section under spinal anesthesia. It seems that checking some factors in the medical history of a person may help in predicting this complication.

    Keywords: Cesarean Section, Anesthesia, Spinal, Intra operative Nausea, Vomiting
  • Sara Asgharian, Shiva Rahimipour, Anaraki Pages 321-325

    Rheumatoid arthritis is a chronic inflammatory disease that is associated with the risk of atherosclerotic disease. Cardiovascular disease is the main cause of mortality in RA patients. In recent studies, the prevalence of metabolic syndrome and its components in RA patients has been shown. By measuring the risk factors for the risk of developing a metabolic syndrome, the degree of mortality and cardiovascular and morbidity in patients with RA can be counted.
    This cross-sectional study was performed on 200 RA patients based on the ACR classification, from patients who referred to the rheumatology clinic of Imam Khomeini Hospital from March 1992 to March 93. The main outcome was the prevalence of metabolic syndrome based on the two criteria of the International Federation of Diabetes and the Iranian definition. The secondary outcomes of the study were the prevalence of various components of the metabolic syndrome, as well as various demographic, anthropometric, laboratory, and RA drugs used in the metabolic syndrome.
     Metabolic syndrome was significantly associated with smoking. Among RA, prednisolone (glucocorticoids) and azathioprine, there was a significant increase in the chance of having a metabolic syndrome, and there was a significant association between the metabolic syndrome and the inflammatory factors of CRP or ESR, anti CCP and RF were not found. But DRA was lower in subjects with metabolic syndrome than in others.
    Metabolic syndrome is a high prevalence in RA patients. Considering the risk factors responsible for increasing the chance of developing a metabolic syndrome in this potentially high risk population is necessary.

    Keywords: Metabolic Syndrome, Rheumatoid Arthritis, Cardiovascular Risk Factors, Corticosteroid Side Effects
  • Shahin Salehi, Amir Hosein Abedi Yekta*, Mehrshad Poursaeidesfahani, Mohammad Hassabi Pages 326-330
    Background and aim

    Maximum oxygen uptake is considered the best indicator of cardiorespiratory fitness, direct measurement, however, is complicate, expensive, time consuming, and requires high subject cooperation. The numerous test have been developed to estimate Vo2max. Heart rate is a one of variables that determine VO2. So using Fick principle develops an equation for a relationship between Vo2max and the ratio between HRmax and HRrest. This study examined the validity of the equation.

    Material and Methods

    This is a case control study, 19 healthy, nonsmoking women divided into 2 groups. The evaluation test was performed by the RITE3 protocol. Estimated Vo2max based on age was calculated using the equation and HRmax placement was proportional to age instead of HRmax measured.

    Results

    The results of the study showed that the equilibrium of the measured equation was 17.7±3.03 ml.kg-1.min-1. Also, the results showed that between Vo2max measured and estimated Vo2max (p = 0.177) and between corrected Vo2max and the estimated Vo2max based on age (p = 0/67) is not significantly different. In addition, the results showed that between age and Vo2max and corrected Vo2max, between BMI and Vo2max, between HRrest and Vo2max and corrected Vo2max is not significantly different. But there is a significant correlation between BMI and corrected Vo2max.

    Conclusions

    According to the results of this study, it can be admitted that Vo2max cannot be estimated by calculating the formula.

    Keywords: Vo2max, HRmax to HRrest ratio, Age predicted HRmax, Cardiorespiratory fitness
  • Effects of Bisphenol A on Stem Cell Characteristics
    Yasaman Ebrahimikia, Shahram Darabi*, Farzad Rajaei, Hojjat, Allah Abbaszadeh Pages 331-340
    Background and Aim

    Bisphenol A (BPA) is a chemical substance that is used in large amounts to produce polycarbonate plastics and epoxy resins. Exposure to low levels of BPA can lead to a variety of health outcomes. Stem cells are undifferentiated cells with the ability to divide and differentiate into different cell types. It is important to investigate the effects of BPA on stem cells.
     

    Materials and Methods

    A comprehensive study was conducted on BPA and its effects on stem cells by searching the keywords including Stem cells, Bisphenol A, Obesity in the medical valid databases, mainly PubMed. Among the collected papers, articles that are the most relevant to the purposes of writing this article were selected and studied.

    Conclusion

    It seems that BPA increases autophagy induction in stem cells and also stimulates stem cell differentiation into adipocytes.

    Keywords: Stem cells, Bisphenol A, Obesity