فهرست مطالب

  • سال ششم شماره 2 (پاییز و زمستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/07/01
  • تعداد عناوین: 12
|
  • علی اکبر کیخا، محسن غفرانی*، معصومه هلالی زاده صفحات 1-8

    مصرف مکمل های خوراکی جهت از بین بردن آسیب های عضلانی ناشی از ورزش در بین ورزشکاران متداول می باشد. 30 نفر از کشتی گیران آزاد و فرنگی استان سیستان و بلوچستان به صورت هدفمند و داوطلبانه انتخاب شدند. پژوهش با یک گروه تجربی (15=n) و یک گروه کنترل (15=n) و در فصل پیش از مسابقات انجام شد. آزمودنی های گروه تجربی به مدت دو هفته، یک روز در میان مقدار 20 گرم مکمل پودر شده ی آغوز را با 200 میلی لیتر آب محلول و مصرف نمودند و سپس فعالیت حاد مقاومتی را انجام دادند. از کلیه آزمودنی ها در سه نوبت: 1. قبل از مصرف مکمل، 2. 24 ساعت پس از اتمام دوره مکمل یاری، و 3. 24 ساعت پس از اتمام جلسه فعالیت، خونگیری متعاقب 10 ساعت ناشتایی شبانه به عمل آمد. تجزیه و تحلیل استنباطی داده ها از طریق آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر و تحلیل واریانس دو سویه با استفاده از نرم افزار spss20 در سطح معنی داری (05/0 P).

    کلیدواژگان: آغوز، کراتین کیناز، لاکتات دهیدروژناز، مالون دی آلدئید، فعالیت مقاومتی حاد
  • سعید حلاج باشی، بهمن میرزایی*، فرهاد رحمانی نیا صفحات 9-16
    هدف از این مطالعه بررسی اثر فعالیت راه رفتن با محدودیت جریان خون (BFR) بر فعالیت مسیر سیگنالی mTOR عضله اسکلتی مردان تمرین نکرده بود. پنج مرد سالم تمرین نکرده در دو وهله جداگانه (به فاصله سه هفته) مورد مطالعه قرار گرفتند: (1) راه رفتن با BFR بر روی تردمیل با شدت 40% از توان هوازی بیشینه (VO2max) و (2) فعالیت در شرایط مشابه بدون BFR. نمونه های بایوپسی (پهن جانبی) و نمونه های خونی (سیاهرگ بازویی) قبل و بعد از فعالیت در فواصل زمانی معین جهت بررسی میزان فسفوریلاسیون پروتیین و تغییرات در هورمون رشد (GH)، فاکتور رشد شبه انسولینی (IGF-1) و لاکتات خون گرفته شد. نتایج نشان داد که فسفوریلاسیون پروتیینهای mTORو p70S6K در مقایسه با مقادیر قبل از فعالیت در هیچ یک از دو گروه BFR و کنترل تغییر معناداری نداشت (05/0P ˃). IGF-1، بلافاصله بعداز فعالیت در مقایسه با مقادیر قبل از فعالیت افزایش معنادار نشان داد (05/0P ˂). GH بلافاصله بعد از فعالیت در مقایسه با مقادیر قبل از فعالیت و در مقایسه با گروه کنترل افزایش معنادار نشان داد (05/0 ˂ P). لاکتات خون در هیچ یک از گروه ها تغییر معناداری نداشت (05/0 ˃ P). نتایج مطالعه حاضر نشان داد که فسفوریلاسیون پروتیینهای mTOR و S6K به همراه فعالیت راه رفتن با محدودیت جریان خون تحریک نمی شود. در نتیجه مسیر سیگنالی mTOR به عنوان یک مکانیسم احتمالی نقش چندانی در افزایش سنتز پروتیین به دنبال فعالیت راه رفتن با BFR ندارد.
    کلیدواژگان: لاکتات خون، تمرین کاتسو، بایوپسی عضله، هایپرتروفی عضله
  • لیلا علیزاده، اصغر توفیقی، جواد طلوعی آذر* صفحات 17-24

    در اثر فعالیت ورزشی، مایوکاین هایی نظیر آیریزین و FGF21 با میانجی گری اثرات ضد التهابی خود، در مهار پیشرفت مقاومت به انسولین ناشی از دیابت نوع 2 موثر می باشند. از این رو، هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر 8 هفته HIIT بر مقادیر سرمی آیریزین، FGF21 و شاخص های گلایسمی در زنان دیابتی نوع 2 می باشد. 20 زن مبتلاء به دیابت نوع 2 (سن: 3/55 و BMI: 09/27) به طور تصادفی در دو گروه 10 نفری HIIT و کنترل تقسیم بندی شدند. برنامه تمرین HIIT به مدت 8 هفته، 3 جلسه در هفته و با شدت 85 80 درصد ضربان قلب بیشینه اجرا شد. پیش و پس از اتمام برنامه تمرینی از دو گروه در حالت ناشتا نمونه گیری خونی به عمل آمد تا مقادیر سرمی آیریزین، FGF21و شاخص های گلایسمی اندازه گیری شود. داده های پژوهش با استفاده از آزمون آماری t همبسته و tمستقل تجزیه و تحلیل شدند(05/0 >p). HIIT به طور معناداری مقادیر سرمی آیریزین و FGF21 زنان دیابتی نوع 2 را بعد از 8 هفته افزایش (001/0=p) و HBA1c (003/0p=)، گلوکز و مقاومت به انسولین (006/0=p) را کاهش داد. بین گروه تمرین و کنترل در مقادیر FGF21، آیریزین و شاخص های گلایسمی تفاوت معنادار وجود داشت (001/0=p). بر اساس نتایج پژوهش حاضر، به نظر می رسد HIIT از طریق تحریک ترشح مایوکاین هایی نظیر آیریزین و FGF21 در کنترل هومیوستاز قند و مقاومت به انسولین بدن موثر باشد. با وجود این، با توجه به تاثیر آیریزین بر تغییرات بافت چربی سفید و قهوه ای، بررسی تغییرات آدیپوکاین ها در کنار FGF21 و آیریزین عضلانی با تمرینات HIIT قابل توجه می باشد.

    کلیدواژگان: تمرین تناوبی با شدت بالا (HIIT)، آیریزین، FGF21، شاخص های گلایسمی، زنان دیابتی نوع 2
  • علی ضرغامی خامنه*، ژاله پاشایی صفحات 25-31
    کافیین ماده ای است که به طور طبیعی و گسترده در شکل های گوناگون مورد مصرف قرار می گیرد. این در حالی است که اخیرا نتایج برخی داده های علمی تاثیرات متناقض ترکیبات کافیینی بر پاسخ شاخص های قلبی-عروقی را گزارش کرده اند. هدف از پژوهش حاضر تعیین تاثیر مصرف مقادیر مختلف کافیین بر پاسخ برخی شاخص های عملکردی قلبی- عروقی در مردان والیبالیست بود. بدین منظور، 30 مرد والیبالیست (میانگین سن 45/1±47/21 سال، درصد چربی 11/347/10 درصد و شاخص توده بدنی 26/1±15/23 کیلوگرم بر مجذور متر)، در سه گروه (10 نفری)؛ گروه مکمل (6 و 9 میلی گرم به ازای هر کیلوگرم از وزن بدن کافیین) و شبه دارو (6 میلی گرم به ازای هر کیلوگرم از وزن بدن دکستروز) جایگزین شدند. آزمودنی ها 45 دقیقه پس از مصرف مکمل در یک پروتکل ورزشی (30 دقیقه دویدن روی نوارگردان با شدت 65% تا 75% ضربان قلب ذخیره) شرکت نمودند. تغییرات ضربان قلب و فشار خون (سیستولی و دیاستولی) طی سه مرحله (قبل و 45 دقیقه بعد از مصرف مکمل و بلافاصله پس از فعالیت هوازی) اندازه گیری شد. داده های حاصل با استفاده از آزمون های تحلیل واریانس مکرر و تعقیبی بونفرونی در سطح معنا داری 05/0 بررسی شد. نتایج نشان داد که مصرف مقادیر کافیین در حالت پایه منجر به کاهش ضربان قلب (001/0=P) و افزایش شاخص های فشار خون می گردد (024/0=P). در حالی که، دامنه تغییرات شاخص ها پس از فعالیت در تمامی گروه ها بدون تفاوت میان گروه ها افزایش معنا داری داشت (05/0≥P). بنابراین، می توان نتیجه گرفت که مصرف مقادیر متوسط و بالای کافیین بر شاخص های قلبی- عروقی ناشی از فعالیت تاثیر یکسانی دارد.
    کلیدواژگان: کافئین، فشار خون، فعالیت هوازی
  • محمدمیلاد طیبی*، حسین رادفر، رضا شربت زاده صفحات 32-39
    زمینه و هدف

    محرومیت از خواب در افراد نظامی بخاطر ماموریت ها و عملیات نظامی بیشتر بچشم می خورد و آن ها به صورت برنامه ریزی شده در زمان های ویژه ای به ترتیب در پست های شبانه از خواب محروم می شوند. این در حالیست که محرومیت از خواب اثرات منفی و جبران ناپذیری را با خود به همراه دارد. بنابراین هدف از پژوهش حاضر بررسی پاسخ عملکردی، سیستم ایمنی و سطوح هورمونی نظامیان به محرومیت از خواب کوتاه مدت با زمان های مختلفی از شب است. 

    روش پژوهش:

    پژوهش حاضر با انتخاب هدفمند و داوطلبانه 40 فرد نظامی سالم شروع شد، که بطور تصادفی به 4 گروه (گروه 1: محرومیت از ساعت 2-12، گروه 2: محرومیت از ساعت 4-2، گروه 3: محرومیت از ساعت 6-4 و گروه 4: گروه کنترل) تقسیم شدند. هر گروه در دو مرحله قبل و بعد محرومیت از خواب مورد ارزیابی قرار گرفت.

     یافته ها:

    در پیش و پس آزمون محرومیت از خواب ساعات 12 تا 2 تعادل ایستا و پویا، زمان واکنش شنیداری و دیداری تفاوت معنی دار بود، همچنین در محرومیت ساعات 2 تا 4 نیز زمان واکنش شنیداری و دیداری و کورتیزول بطور معنی داری افزایش یافت. علاوه بر این کورتیزول و ملاتونین در زمان 4 تا 6 تحت تاثیر قرار گرفت (05/0≤p). 

    نتیجه گیری: 

    بنظر می رسد اثرات منفی محرومیت از خواب در ابعاد مختلف و با زمان های مختلفی ظاهر می شود، ولی فقط محرومیت های 12 تا 2 روی تعادل و زمان واکنش و محرومیت 2 تا 4 روی زمان واکنش و کورتیزول اثر مخربی دارد.

    کلیدواژگان: محرومیت از خواب، عملکرد جسمانی، ایمنوگلوبولین، نظامی
  • حسن فرجی*، ابراهیم مهرانی صفحات 40-46
    زمینه و هدف

    با توجه به پتانسیل هایی که امگا-3 در حفظ حیات سلول از طریق تعدیل تولید استرس اکسیداتیو و عوامل التهابی دارد به نظر می رسد که بتواند موجب تعدیل آپوپتوزیس نیز شود. هدف ما از مطالعه حاضر بررسی اثر مکمل امگا-3 بر سطوح کاسپاز-3 ، به عنوان شاخص آپوپتوزیس، در فعالیت حاد مقاومتی مردان غیر ورزشکار بود.

    روش بررسی

    12مرد 30-18 ساله با میانگین وزن 6/7±69 ، قد 1/4±4/172 و درصد چربی 34/2±3/18 از بین مردان غیروزشکار، سالم، غیرسیگاری، معمولی، بدون سابقه مصرف مکمل و دارو به صورت تصادفی انتخاب شدند سپس آزمودنی ها به مدت دو هفته از مصرف غذاهای دارای امگا-3 منع شدند. بعد از این دو هفته در یک جلسه کنترل فعالیت مقاومتی حاد (اجرای 4 ست در 6 ایستگاه: پرس سینه، پرس پا، پشت پا، سرشانه با هالتر، جلو بازو، زیر بغل با دستگاه) با شدت 80% یک تکرار بیشینه شرکت کردند. سپس به مدت یک هفته به صورت روزانه مکمل امگا-3 (1800 میلی گرم اسید ایکوزاپنتانوییک و 900 میلی گرم اسید دوکوزاهگزانوییک) مصرف کردند.در روز هشتم فعالیت مقاومتی حاد توسط آزمودنی ها تکرار شد.خونگیری قبل و بلافاصله پس از فعالیت حاد مقاومتی جهت تعیین سطح سرمی کاسپاز-3 انجام شد.

    یافته ها:

    کاسپاز-3 بعد از فعالیت حاد مقاومتی افزایش یافت (015/0= p) اما سطوح آن بعد از یک هفته مصرف مکمل امگا-3 و فعالیت حاد افزایش معناداری نداشت (054/0= p) .

    نتیجه گیری:

    به نظر می رسد هفت روز مکمل دهی امگا 3 می تواند افزایش ناشی از فعالیت مقاومتی حاد در کاسپاز 3 را تعدیل کند.

    کلیدواژگان: امگا-3، آپوپتوزیس، فعالیت مقاومتی، کاسپاز-3
  • سینا نورسته، بهمن میرزایی، حمید اراضی*، ابوالفضل رحمانی صفحات 47-55
    هدف

    فعالیت مقاومتی با شیوه های جدید تمرینی همچون استفاده از ماسک تمرینی و محدودیت جریان خون که با شدت های پایین تر نسبت به روش سنتی انجام می شود، پاسخ های فیزیولوژیکی مختلفی را به همراه دارد. از این رو، هدف اصلی این پژوهش بررسی اثر فعالیت مقاومتی با محدودیت جریان خون و تنفس بر پاسخ تستوسترون، کورتیزول و نسبت تستوسترون به کورتیزول در مردان کشتی گیر بود.

     روش ها:

    در این مطالعه 8 مرد کشتی گیر (با میانگین سنی 7/4±87/26 سال و شاخص توده بدنی 49/2±26/25 کیلوگرم بر متر مربع) در سه هفته متوالی و به صورت تصادفی سه روش فعالیت مقاومتی سنتی (کنترل) (1RM 80%)، فعالیت مقاومتی به همراه محدودیت جریان خون و فعالیت مقاومتی با محدودیت تنفس (1RM30%) را انجام دادند. فعالیت مقاومتی شامل اجرای 4 نوبت 15 تکراری حرکت اسکوات بود. نمونه های خونی قبل و بلافاصله بعد از فعالیت جمع آوری شد. داده ها با استفاده از روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی آنالیز شدند.

     یافته ها: 

    هر سه روش فعالیت مقاومتی (RE) موجب افزایش معنادار تستوسترون، نسبت تستوسترون به کورتیزول و عدم تغییر کورتیزول پس از فعالیت شد (001/0 <p). اما تفاوت معناداری بین روش ها مشاهده نشد.

    نتیجه گیری:

     نتایج این پژوهش نشان داد که فعالیت مقاومتی با با محدودیت جریان خون و تنفس می تواند مشابه فعالیت مقاومتی سنتی پاسخ های هورمونی مثبتی به همراه داشته باشد. بنابراین، به نظر می رسد این روش های تمرینی اثربخشی مناسبی برای بهبود تغییرات هورمونی دارد.

    کلیدواژگان: کاتسو، محدودیت تنفس، محدودیت جریان خون، کورتیزول، تستوسترون
  • ژاله پاشایی*، افشار جعفری، محمدرضا علیوند صفحات 56-64
    سابقه و هدف

    چاقی به عنوان یک چالش جهانی، ناشی از تعادل مثبت انرژی است و به کارگیری بهترین پروتکل تمرینی یکی از روش های مدیریت وضعیت چاقی و اختلالات مرتبط می باشد. بر این اساس، مطالعه حاضر با هدف بررسی تاثیر دو نوع تمرین تناوبی با شدت بالا (HIIT) به تنهایی و همراه با تمرین مقاومتی (ترکیبی CHRT) بر عوامل نیم رخ لیپیدی، گلوکز، انسولین و مقاومت انسولین در زنان میان سال مبتلا به اضافه وزن/چاق انجام شد.

     مواد و روش ها: 

    24 زن میان سال اضافه وزن/چاق به مدت 8 هفته (5 روز/هفته) در دو گروه همگن (12 نفری) تمرین HIIT به تنهایی و ترکیبی CHRT (3 روز HIIT و 2 روز تمرین مقاومتی) شرکت کردند؛ تمرین HIIT شامل وهله های دویدن به صورت پنج تکرار چهار دقیقه ای با 80 تا 85٪ Vo2max و دو دقیقه استراحت فعال با 60% Vo2max بین تکرارها بود و برنامه تمرین مقاومتی نیز به صورت دایره ای و با %80-75 1-RM انجام شد. نمونه های خونی طی 48 ساعت قبل و بعد از دوره تمرین، جمع آوری شد، سپس داده های حاصل با استفاده از نرم افزار SPSS تجزیه تحلیل شد. 

    یافته ها: 

    یافته ها نشان دادند که کاهش توده بدنی و WHR متعاقب پروتکل های تمرینی در گروه HIIT معنی دار نبود، درصورتی که هر دو نوع تمرین منجر به کاهش معنا دار درصد چربی بدنی، کلسترول، TG، HDL، LDL، گلوکز، انسولین و مقاومت به انسولین شدند که مقادیر فاکتورهای WHR و نیم رخ لیپیدی میان دو گروه تفاوت معنا داری داشتند.

     نتیجه گیری:

    نتایج مطالعه حاضر نشان داد که انجام تمرین CHRT به نحو مطلوب تری می تواند منجر به کاهش وزن و تعدیل عوامل متابولیکی در زنان میان سال اضافه وزن/چاق شود.

    کلیدواژگان: اضافه وزن، چاقی، تمرین تناوبی با شدت بالا، نیم رخ لیپیدی و مقاومت انسولین
  • عصمت صحرانورد، ستاره امیری، محسن غفرانی* صفحات 65-72

    مطالعات نشان می دهد ویسفاتین آدیپوکین تازه کشف شده ای است که به مقدار زیادی از بافت چربی احشایی بیان می شود و با چاقی ارتباط دارد اما تاثیر تمرینات ورزشی بر سطوح آن متناقض است. هدف تحقیق حاضر بررسی تاثیر 8 هفته تمرین ترکیبی هوازی مقاومتی بر ویسفاتین سرم و شاخص های تن سنجی دختران جوان چاق بود. بدین منظور 24 دانشجوی دختر چاق با دامنه سنی 20 تا 25 سال و شاخص توده بدن بیشتر از 30 کیلوگرم بر متر مربع، انتخاب که در هیچ گونه برنامه تمرینی منظم شرکت نداشتند. افرادبه طور تصادفی در 2 گروه کنترل (12 نفر) و تمرین ترکیبی (12 نفر) قرار گرفتند. تمرین ترکیبی شامل ترکیبی از تمرین مقاومتی (3 جلسه در هفته، 60 تا 80 درصد یک تکرار بیشینه، 5 ایستگاه، 3 ست در هر ایستگاه، 12-8 تکرار) و تمرین هوازی (3 جلسه در هفته، 60 تا 80 درصد ضربان قلب بیشینه، 25 تا 40 دقیقه فعالیت) بود. غلظت سرمی ویسفاتین به روش الایزا با استفاده از کیت مخصوص انسانی ویسفاتین شرکت ایستوبیوفارم اندازه گیری شد. نتایج نشان داد سطوح ویسفاتین در گروه تمرینات ترکیبی در مقایسه با گروه کنترل به طور معناداری کاهش یافت. هم چنین شاخص توده بدن، وزن، دور کمر، نسبت دور کمر به لگن در گروه تمرین ترکیبی نسبت به گروه کنترل کاهش یافتند (05/0<p). به نظر می رسد هشت هفته تمرین ترکیبی می تواند از طریق کاهش وزن بدن، دور کمر، نسبت دور کمر به لگن و شاخص توده بدن در کاهش ویسفاتین پلاسما در دختران جوان چاق موثر باشد.

    کلیدواژگان: تمرین ترکیبی، چاقی، ویسفاتین، شاخص های تن سنجی
  • علی اوصالی، علیرضا رستمی* صفحات 73-78
    زمینه و هدف

    یوبی کینون یکی از ضداکساینده های بی خطری است که از طرف متخصصین به منظور کاهش آسیب های اکسایشی تجویز می شود. هدف از انجام این پژوهش مقایسه ی آثار مکمل یاری یوبی کینون بر برخی شاخص های فشار اکسایشی (مالون دی آلدیید و ظرفیت ضد اکسایشی تام) در مردان ورزشکار و غیر-ورزشکار بود.

    روش کار

    در این پژوهش تعداد 44 نفر افراد ورزشکار و غیرورزشکار به گروه های تجربی (11 نفر ورزشکار و 11 نفر غیرورزشکار) و کنترل (11 نفر ورزشکار و 11 نفر غیرورزشکار) تقسیم شدند. ابتدا پنج میلی لیتر خون وریدی گرفته شد. سپس به مدت دو هفته، هر روز 5/2 میلی گرم یوبی کینون به ازای هر کیلوگرم وزن بدن تجویز شد و بعد از دو هفته خون گیری مرحله ی پایانی اجرا شد.

    نتایج

    ظرفیت ضداکسایشی تام سرم در افراد غیرورزشکار قبل از مصرف یوبی کینون 68/0±84/0 و بعد از مصرف یوبی کینون 86/0±01/1 میکرومول در میلی لیتر بود (05/0≤p). و میانگین مالون دی آلدیید سرم قبل از مصرف 34/0±54/2 و بعد از مصرف یوبی کینون 28/0±54/2 نانو مول در میلی لیتر بود (05/0≥p). هم-چنین در افراد ورزشکار ظرفیت ضداکسایشی تام سرم قبل از مصرف یوبی کینون 18/0±72/0 و بعد از مصرف یوبی کینون 34/0±85/0 میکرومول در میلی لیتر(05/0≤p) و میانگین مالون دی آلدیید سرم قبل از مصرف 58/0±61/1 و بعد از مصرف یوبی کینون 36/0±64/1 نانو مول در میلی لیتر بود (05/0≥p). 

    نتیجه گیری:

    مصرف یوبی کینون می تواند سبب افزایش ظرفیت ضداکسایشی تام در افراد ورزشکار و غیرورزشکارگردد. از طرفی میزان حالت پایه ی ظرفیت ضداکسایشی تام سرمی و میزان مالون دی آلدیید در افراد غیرورزشکار نسبت به افراد ورزشکار بیشتر بود.

    کلیدواژگان: استرس اکسیداتیو، آنتی اکسیدان، یوبی کینون
  • مریم تهرانی*، مسعود نیکبخت، روح الله رنجبر صفحات 79-85

    هدف از انجام این مطالعه تاثیر فعالیت ورزشی حاد مقاومتی با حجم های کم و زیاد بر پاسخ اینترلوکین-6 پلاسما دختران بود. 10 نفر دختر فعال (میانگین سن: 27/1± 50/25 سال؛ قد: 58/3 ± 10/164 سانتیمتر؛ وزن: 80/9 ± 80/63 کیلوگرم) و بدون سابقه فعالیت مقاومتی در یک سال گذشته به صورت متقاطع و با یک هفته فاصله دو جلسه فعالیت مقاومتی انجام دادند. آزمودنی ها دو جلسه فعالیت مقاومتی با حجم ها متفاوت (تک ست و سه ست) و شدت (RM10) و فاصله بین ست مشابه (2 دقیقه) با یک هفته فاصله بین جلسات فعالیت انجام دادند. فعالیت مقاوتی شامل 6 فعالیت به صورت کل بدن بود. تمام تکرار ها تا واماندگی انجام شد. آزمودنی ها 2 ساعت پیش از انجام فعالیت ورزشی و پس از 8 ساعت ناشتا صبحانه ای که دارای مقدار کالری کافی بود خوردند. جمع آوری نمونه های خونی قبل، بلافاصله بعد و 24 ساعت پس از فعالیت ورزشی انجام شد. تجزیه و تحلیل نمونه های خونی با روش الایزا انجام شد. نتایج نشان داد که سطوح IL-6 پلاسما در قبل و بلافاصله بعد و هم چنین 24 ساعت پس از فعالیت ورزشی تفاوت معنی داری نداشت (05/0<p). همچنین سطوح IL-6 پلاسما در حجم های مختلف فعالیت ورزشی مقاومتی نیز تفاوت معنی داری نداشت (05/0<p). این نتایج نشان داد که فعالیت ورزشی مقاومتی با شدت متوسط بر پاسخ IL-6 پلاسما در حجم های مختلف اثری روی IL-6 پلاسما در زنان فعال ندارد.

    کلیدواژگان: تمرین مقاومتی، حجم تمرین، اینترلوکین-6، التهاب
  • امیر خسروی* صفحات 86-95

    زعفران سرشار از ترکیبات آنتی اکسیدانی بوده که قادر به بلوکه کردن آپوپتوز ناشی از فعالیت های ورزشی وامانده ساز می باشد. تحقیق حاضر به منظور تعیین اثر ترکیبی تمرین هوازی با عصاره زعفران بر برخی فاکتورهای تنظیمی آپوپتوز عضله نعلی موش های صحرایی نر متعاقب فعالیت وامانده ساز هوازی انجام شد. 48 سر رت نر به چهار گروه مساوی: G1؛ دارونما (بدون تمرین) ،G2؛ مکمل (بدون تمرین +100 میلی گرم عصاره زعفران)، G3 ؛ تمرین (8 هفته تمرین استقامتی)، و G4؛ ترکیبی (8 هفته تمرین استقامتی + 100 میلی گرم عصاره آبی زعفران) تقسیم شدند. در پایان تحقیق نیمی از موش ها بلافاصله پیش و نیمی دیگر بلافاصله پس از وامانده شدن، جراحی شدند. بیان ژن هایbax و bcl-2 با استفاده از روش Real-time PCR سنجیده شدند. داده ها با استفاده از روش آماری تحلیل واریانس یک طرفه، در سطح معناداری 05/0 تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد پیش از وامانده سازی بیان پروتیین bcl-2 و نسبتbax به bcl-2 گروه های G3 و G4 به طور معنی داری به ترتیب بیشتر و کمتر از دیگر گروه ها بود (05/0<p). همچنین متعاقب وامانده سازی بیان پروتیین های Bax و bcl-2 عضله نعلی موش های تمامی گروه ها بجز گروه G4 به ترتیب به طور معنی داری افزایش و کاهش نشان داد، و نسبت Baxبه bcl-2 افزایش یافت (05/0<p). در کل تمرین هوازی توام با مصرف عصاره زعفران از افزایش بیان پروتیین Bax و نسبت Bax به bcl-2 متعاقب یک وهله فعالیت وامانده ساز جلوگیری می کند.

    کلیدواژگان: فعالیت وامانده ساز هوازی، آپوپتوز، عضله نعلی، عصاره زعفران
|
  • AliAkbar Keikha, Mohsen Ghofrani *, Masoumeh Helalizadeh Pages 1-8

    Oral supplements are common among athletes to relieve muscle damage from exercise. 30 wrestlers were selected voluntarily .The present study was performed with an experimental group (n = 15) and a control group (n = 15) in the pre-competition season. Subjects in the experimental group performed an acute resistance exercise consisting of eight stations in three sets of 8 to 10 repetitions with 80% of one repetition maximum (1RM). Subjects in the experimental group took 20 gram of colostrum powder with 200 ml water for two weeks, every other day. Blood samples were taken from all subjects after 10 hours of overnight fasting in three stages: 1. Before supplementation, 2. 24 hours after completing supplementation, 3. 24 hours after resistance activity session. Data analysis was done by ANOVA with repeated measures and two-way analysis of variance tests using SPSS software at the significant level of 0.05. the results showed that the levels of creatine kinase (P = 0.001) and lactate dehydrogenase (P = 0.02), respectively, after two weeks of colostrum supplementation and acute resistance training were significantly different in the training group and supplementation compared to control group, but the amount of malondialdehyde in the exercise and supplement group did not show any significant difference in the three measurement steps compared to the control group (P = 0.09). It can be concluded that although resistance exercise increases muscle injury indices, but supplementation with colostrum may prevent it.

    Keywords: Colostrum, Creatine kinase, Lactate Dehydrogenase, Malondialdehyde, Acute resistance activity
  • Saeid Hallajbashi, Bahman Mirzaei *, Farhad Rahmaniniya Pages 9-16
    The purpose of this study was to study the acute responses to BFR walking exercise on the mTOR signaling pathway in untrained male subjects. five (n=5) apparently healthy untrained male participants were studied identically on two occasions: (1) BFR aerobic exercise consisting of walking at an exercise intensity of 40% VO2max (2) Identical walking exercise without BFR (Ctrl). Each trial was separated by 3 weeks. Muscle biopsy (vastus lateralis) and blood sample (antecubital vein) were obtained pre- and post-exercise in given time points to determine protein expression and changes in GH and IGF-1. Results showed that mTOR and p70S6K phosphorylation levels did not change significantly in both groups (P ˃ 0.05). IGF-1 and GH immediately after exercise increased in BFR group (P˂0.05). Blood lactate did not show any significant change in both groups. We find that the phosphorylation of p70S6K and mTOR did not activate after a bout of walking with blood flow restriction. As result the mTOR signaling pathway is not responsible for stimulating skeletal muscle protein synthesis after BFR walking exercise.
    Keywords: blood lactate, Kaatsu training, muscle biopsy, muscle hypertrophy
  • Leyla Alizadeh, Asghar Tofighi, Javad Tolouei Azar * Pages 17-24

    Due to physical activities, Myokines such as Irisin and FGF21 by mediating your anti-inflammatory effects are Effective in harnessing the progression of insulin resistance caused by type 2 diabetes. Therefore, the purpose of this study was to investigate the effect of 8 weeks of HIIT on Serum Irisin, FGF21 and Glycemic Indices in Type 2 diabetic women. 20 women with type 2 diabetes (age:55.3 and BMI:27.09) were randomly divided into two groups of HIIT and controls (n=10). The HIIT training program was performed at 8 weeks, 3 sessions per week and with an intensity of 85-80% of maximum heart rate. Before and after the completion of the exercise program, blood samples were taken from two groups in fasting state that measured Serum Irisin, FGF21 and glycemic index. Data were analyzed using dependent t-test and independent t-test (p<0.05). HIIT significantly increased the serum levels of irisin and FGF21 (p=0.001) and decreased HBA1c (p=0.003), glucose and insulin resistance (p= 0.006) in type 2 diabetic women after 8 weeks and. There was a significant difference between exercise and control group in FGF21 and Irisin and glycemic indices (p=0.001). Based on the results of this study, it seems that HIIT by stimulating the secretion of myokine, such as irisin and FGF21 It's effective in controlling glucose homeostasis and insulin resistance. However, with regard to the effect of irisin on changes in white and brown adipose tissue, Consideration should be given to changes in adipokin with FGF21 and muscle irisin with HIIT exercises.

    Keywords: High Intensity Interval Training_Irisin_FGF21_Glycemic index_Type 2 Diabetes_Woman
  • Ali Zarghami Kamaneh *, Zhale Pashaei Pages 25-31
    Caffeine is a naturally occurring substance that is widely consumed in a variety of forms. However, today the results of some scientific data on conflicting effects of caffeine compound on cardiovascular factors have been reported. The purpose of the present study was conducted to identify the effect of different doses caffeine intake on some functional cardiovascular indices response in male volleyball players. Thirty male volleyball players (age 21.47±1.45 years, body fat 10.47±3.11 %, and BMI 23.15±1.26 kg.m2) were allocated equally into three groups (n=10): supplement groups (Caffeine intake: 6 or 9 mg.kg-1) and placebo group (Dextrose intake: 6 mg.kg-1). 45-min after the supplementation, subjects were participated in a one-bout exercise protocol (running on a treadmill for 30 minutes with intensity of 65-75% heart rate reserve). Changes in heart rate and blood pressure (systolic and diastolic pressure) along were determined in three phases (before and 45 min after the supplementation and immediately after the aerobic exercises). The data were analyzed by repeated measure ANOVA, bonferroni and independent T test at α≤0.05. The results showed that the different doses of caffeine ingestion had leading to significant decreased heart rate (P=0.001) and increased the blood pressure indices on the basal (P=0.024). However, heart rate and blood pressure index was significantly increased in all groups after exercise without differences between groups (P≤0.05). Therefore, it can be concluded that medium- and high- dose of caffeine intake has the same effect on variation range of cardiovascular indices after exercise.
    Keywords: Caffeine, Blood Pressure, Resistance Exercise
  • MohammadMilad Tayebi *, Hossein Radfar, Reza Sharbatzadeh Pages 32-39
    Background and aim

    Sleep deprivation is more common in military personnel due to missions and military operations, and they are scheduled to be deprived of sleep at special times at night posts, respectively. However, sleep deprivation has effects negative and irreversible. Therefore, the purpose of the present study was to investigate the functional response, immune system and hormonal levels of the military to short-term sleep deprivation at different times of the night.

    Material and method

    The present study began with the purposeful and voluntary selection of 40 healthy military personnel, they were randomly divided into 4 groups (Group 1: Deprivation from 12am to 2am; Group 2: Deprivation from 2am to 4am, Group 3: Deprivation from 4am to 6am and Group 4: control group). Each group was evaluated in two stages before and after sleep deprivation.

    Results

    There was a significant difference in pre and post-test sleep deprivation hours 12am to 2am static and dynamic balance, auditory and visual reaction time. Also, in deprivation hours 2am to 4am significantly changed the auditory and visual reaction time and cortisol. In addition, were increased cortisol and melatonin at time 4am to 6am (p<0.05).

    Conclusion

    The negative effects of sleep deprivation appear to occur at different dimensions and with different times, but only 12 to 2 deprivation have a deleterious effect on balance and reaction time and 2 to 4 deprivation on reaction time and cortisol.

    Keywords: Sleep deprivation, physical performance, Immunoglobulin, Military
  • Hassan Faraji *, Ebrahim Mehrani Pages 40-46
    Background and aim

    Considering the potential of omega-3 in maintaining cell survival through modulating the production of oxidative stress and inflammatory factors, it seems that it can modulate apoptosis. Our purpose was to investigate the effect of omega-3 supplementation on the levels of caspase-3, as apoptosis index, in acute resistance exercise of non-athletes men.

    Materials and Methods

    Twelve men 18-30 years with mean weight 69 ± 7.6, height 172.4 ± 4.1 and fat percentage 18.3 ± 2.34 among non-athletes, healthy, non-smoker and normal men with no history of supplementation and medication simple randomly were selected. Then, subjects were restricted for two weeks from foods with omega-3. After this two weeks, the subjects participated in control session resistance exercise with intensity of 80% of 1RM. They consumed omega-3 daily (1800 mg of Eicosapentaenoic acid and 900 mg of Docosahexaenoic acid) for one week. On the eighth day, the subjects again performed acute resistance exercise. Blood samples were taken before and immediately after acute resistance exercise to determine the serum level of Caspase.

    Results:

    Caspase-3 increased after acute resistance exercise (p = 0.015) but its levels did not increase significantly after one week of omega-3 supplementation and acute exercise (p = 0.054).

    Conclusion

    It seems that a 7-day omega-3 supplementation could modify the increase caused by acute resistance exercise in caspase-3.

    Keywords: Apoptosis, Caspase-3, omega-3, Resistance Exercise
  • Sina Norasteh, Bahman Mirzaei, Hamid Arazi *, Abolfazl Rahmani Pages 47-55
    Objective

    Resistance exercise with different methods such as the use of training masks and blood flow restrictions which are performed at lower intensities than the traditional ones is accompanied by various physiological responses. Therefore, the main purpose of this study was to investigate the effect of resistance exercise with blood flow and respiratory restriction on response of testosterone, cortisol and testosterone/cortisol ratio in male wrestlers.

    Methods

    In this study, eight male wrestlers (mean age 26.87±4.7 years and body mass index 25.26±2.49 kg/m2) were randomly assigned to three consecutive weeks in three method of traditional resistance exercises (Control) (with 80% 1RM), resistance exercise with blood flow restriction and resistance exercise with respiratory restriction (with 30% 1RM). Four sets of 15 repetitions for squat were considered as resistance exercise in all conditions. Blood samples were collected before and immediately after exercise. The data were analyzed by repeated measure ANOVA and Bonferroni post hoc test.

    Results

    All three methods of resistance exercise resulted in a significant increase in testosterone, testosterone/cortisol ratio, and no change in cortisol after exercise (p<0.001). However, no significant difference was observed between the methods.

    Conclusion

    The results of this study showed that resistance exercise with restriction of blood flow and respiration can have similar positive effect like to traditional resistance exercise on hormonal responses. Therefore, it seems that these training methods have a convenient effectiveness to improve hormonal changes.

    Keywords: Kaatsu, Respiratory restriction, Blood flow restriction, cortisol, testosterone
  • Zhaleh Pashaei *, Afshar Jafari, Mohammadreza Alivand Pages 56-64
    Background and aim

    Obesity is a global challenge that due to the positive energy balance and the use of the best exercise protocol is one of the methods for obesity and related disorders management. Therefore, the present study was conducted to determine the effect of eight-week high- intensity interval training (HIIT) alone and combined with resistance training (CHRT) on lipid profiles and glucose, insulin and insulin resistance in overweight/ obese middle-aged women.

    Materials and Methods

    Twenty-four middle-aged overweight/obese women participated in two homogeneous HIIT (5 days/week, n=12) and CHRT (3 days/week HIIT with 2 days/week resistance training, n=12) groups for eight-week. The HIIT protocol consisted of alternating bouts of high-intensity exercise at 80%–85% of VO2max with active breaks at 60% of VO2max and resistance training protocol conducted to a circuit-weight training with 75-80% of 1-RM. Blood samples were collected 48 hours before and after the training period, and then the data were analyzed using SPSS software.

    Results

    The findings showed that the reduction of BMI and WHR was not significant in the HIIT group, but body fat%, cholesterol, TG, HDL, LDL, glucose, insulin and insulin resistance significantly decreased in both group, that WHR and lipid profiles were significantly different between the two groups.

    Conclusion

    Results of this study showed that CHRT can lead to weight loss and adjusted metabolic status in middle-aged overweight/obese women.

    Keywords: Overweight, Obesity, High-intensity interval training. lipid profiles, insulin resistance
  • Esmat Sahranavard, Seetareh Amiri, Mohsen Ghofrani * Pages 65-72

    Studies show that visfatin is a newly discovered adipokine which is highly expressed in visceral adipose tissue and is associated with obesity. But the effect of exercise training on its levels is inconsistent. The aim of this study is to investigate the effect 8 week of combined aerobic-resistance exercise training on serum visfatin levels and anthropometric indices in obese young girls. 24 obese female university students (mean age 20 to 25 years, body mass index (BMI)≥30 kg/ m2) who did not participated in any regular training program. These subjects were randomly divided into combined training (n=12) and control (n=12) groups.The combined exercise training program includes a combination of resistance training (3 sessions per week, 60-80% 1-RM, 7 stations, 3 set 8-12 repetitions), and aerobic training (3 sessions per week, 60 to 80 percent of vo2max, 25 to 40 minutes of activity). For surveying plasma exchanges of visfatin blood samples were taken in fasting state before and after 8 weeks of exercise training. Serum concentrations of visfatin were measured by ELISA using a human kit of Eastibiopharm. Results showed that in combined exercise training group, Visfatin had reduced significantly compared with control groups (p=0/005). Also BMI, weight, waist circumference, WHR in combined exercise training group, compared with control groups reduced significantly (p<0.05). Overall, it appears that 8 week of combined exercise training can decrease visfatin level in obese young girls through reducing body weight, waist circumference, WHR and body mass index.

    Keywords: combined exercise training, obese, Visfatin, anthropometric indices
  • Ali Osali, Alireza Rostami * Pages 73-78

    Intradaction:

     Ubicuinone is one of the safest antioxidants that is prescribed by experts to reduce oxidative damage. The purpose of this study was to compare the effects of ubiquinone supplementation on some oxidative stress indices (malondialdehyde and total antioxidant capacity) in athletes and non-athletes men.

    Methods

    In this study, 44 athletic and non-athlete subjects were divided into experimental groups (11 athletes, 11 non-athletes) and controls (11 athletes and 11 non-athletes). First, were taken 5 ml of venous blood. Then, for two weeks a day, 2.5 mg/kg ubiquinone was administered and after 2 weeks, was performe a second stage blood sampling.

     Resalts: 

    Serum total antioxidant capacity in non-athletes before taking ubiquinole 0/84±0/68 and after taking ubiquinole 1/01 ± 0/86 mmo/ml (P<0.05). average degree of malondialdehide, before use 2/54 ± 0/28 and after taking ubiquinone 2/54 ± 0/28 nm ml (P>0.05). also in athletes men capacity antioxidation before taking ubiquinone 0/72 ± 0/18 and after ubiquinone 0/85 ± 0/34 mmol per ml (P<0.05) and malondialdehide before taking the average of 1/68 ± 0/58 and after taking ubiquinone 1/64 ± 0/36 nmol / ml(P>0.05).

    Conclusion

    Consumption of ubiquinone can cause increase antioxidant capacity in active nad non-active. However state levels of serum total antioxidant capacity and malondialdehyd in subjects in this study is more active than passive.

    Keywords: Oxidative Stress, Antioxidant, Ubiqoinone
  • Maryam Tehrani *, Masoud Nikbakht, Rouhollah Ranjbar Pages 79-85

    The aim of this study was to compare the effect of acute resistance exercise at different volume on plasma IL-6 response in active females. 10 active female student (age=25±50 yrs., Height= 164.10±3.58, weight= 61±125 Kg) with no resistance training experience, participated to cross-over design study. Subjects complete two acute resistance exercise sessions with different volumes (single set vs three sets), but same intensity (10RM) and rest interval between sets (2 min) with one week intervals between sessions. Resistance exercise sessions included 6 full body exercises. All sets performed to repetition failure. Two hours prior to exercises, participants consumed a standardized breakfast after an overnight fast. Blood samples collected pre- and immediately post exercise, and 24 hours post exercise. Blood samples was analyzed with Eliza Method. Results show that there was not significance difference (p< 0.05) between pre and immediately post and 24 hours post exercise in plasma IL-6 concentrations. Also, there was no significance difference (p< 0.05) between two groups in plasma IL-6 concentrations. This result indicated that Acute resistance exercise with moderate intensities can't change plasma IL-6 levels in active subjects. Also, volume of resistance exercise (single set & three sets) had no effect on plasma IL-6 levels in active female subject.

    Keywords: Resistance Exercise. Exercise Volume, Inteleukine-6, Inflammation
  • Amir Khosravi * Pages 86-95

    Saffron has high levels of antioxidant compounds able are inhibite the apoptosis induce of exercise exhaustion. The present study aims to investigate the effect of the combined effect of aerobic exercise with Saffron extract on some indices of soleus muscle apoptosis regulatory factors of male rats following an aerobic exercise until exhaustion. 48 Wistar male rats were assigned into following four groups (N=10) :G1) placebo؛ without exercise :G2) supplement؛ without exercise+ Saffron extract, 100 mg/kg :G3) exercise؛ 8 weeks exercise: G4) combination؛ 8 weeks exercise + Saffron extract, 100 mg/kg. The end of experiment, half of the rats was killed immediately before exhaustive exercise and remaining rats were killed immediately after performing an acute bout of exhaustive exercise on the treadmill. Bax and Bcl2 genes expression were analyzed through the Real Time-Polymerase Chain Reaction (RT-PCR). The data were analyzed using a one-way ANOVA, with the significance level of P < 0.05. The results showed that prior exhaustive bcl-2 gene expression and Bax/Bcl2 ratio of the G3 and G4 groups were significantly mor and lower than the other groups respectively (P < 0.05). As well as, in the all groups except G4, the bax and bcl-2 protein expression increased and decreased, respectively and bax/bcl-2 ratio increased following an exhausting exercise (P < 0.05). In general, combined of aerobic exercise with use of saffron extract prevented the increase of Bax gene expression and Bcl-2/Bax ratio following an exhausting exercise

    Keywords: aerobic exercise until exhaustion, Apoptosis, soleus muscle, Saffron extract