فهرست مطالب

  • پیاپی 42 (پاییز و زمستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/12/01
  • تعداد عناوین: 12
|
  • طاهره صالحی، محمد سعیدی مهر* صفحات 5-28
    از میان رویکردهای گوناگون در بررسی مسیله صلح و جنگ در سنت علوی، رویکرد الاهیاتی اهمیت خاصی دارد. در این مقاله ضمن استناد به مدارک و منابع تاریخی می کوشیم با نگاهی تحلیلی، مبانی و ریشه های الاهیاتی این مسیله را در سنت امام علی (ع) بکاویم. بنا بر نتایج این تحقیق، مهم ترین مبانی الاهیاتی صلح و جنگ در سنت علوی عبارت اند از: رحمت الاهی، شناساندن توحید، تقابل حق و باطل، تقابل هدایت و ضلالت، دفاع از آموزه های اسلام و سنت نبوی و فرمان الاهی مبنی بر مقابله با پیمان شکنان. نتیجه کلی این اصول، نوعی صلح گرایی (تقدم صلح بر جنگ) و اختصاص تجویز جنگ به مواقع اضطرار در سنت علوی است.
    کلیدواژگان: مبانی الاهیاتی، جنگ، صلح، امام علی (ع)
  • بهمن زکی فر، حسین زمانیها* صفحات 29-48
    ابن سینا و دکارت، خودآگاهی را ادراکی بی واسطه و حاصل نوعی درون نگری می دانند؛ اما با تامل در تمایزی که ابن سینا بین دو مرتبه از خودآگاهی (مرتبه اول و مرتبه دوم) در فلسفه اش قایل شده است و خودآگاهی مرتبه دوم را کار عقل و پدیده ای بالقوه می داند، و با توجه به این اصل فلسفی ابن سینا که هر بالقوه ای برای رسیدن به فعلیت، به عاملی فعلیت بخش احتیاج دارد، می توان به این نتیجه رسید که در فلسفه ابن سینا عقل انسانی بدون اشراق عقل فعال نمی تواند به این نوع از خودآگاهی برسد. لذا عقل انسانی حتی در آگاهی از ادراک بی واسطه به ذات خویش، نیازمند اشراق عقل فعال است. اما دکارت از اساس منکر تاثیر مبادی عالی در خودآگاهی است. همین تفاوت به ظاهر کم اهمیت، نتایج بسیار متفاوتی را در فلسفه این دو فیلسوف به دنبال دارد.
    کلیدواژگان: خودآگاهی، ابن سینا، دکارت، انسان معلق در فضا، عقل فعال
  • زهرا داورپناه* صفحات 49-67
    محمدحسین طباطبایی، علاوه بر مباحث انسان شناسانه، در تفسیر آیات جنسیتی قرآن عبارتی بنیادی دارد: زندگی مرد، عقلانی و زندگی زن، احساسی و عاطفی است. با وجود توضیحات نسبتا مفصل وی درباره عقل، اشتراک زن و مرد در انسانیت در عین تفاوت تکوینی دو جنس، اغلب واژه «عاطفه» بدون تعریف مشخص و در معانی گوناگونی در تفسیر المیزان به کار رفته است. پژوهش حاضر با روش پدیدارشناسی و طبق گام های پیشنهادی موستاکاس در پی آن است که معنا و جایگاه عاطفه را در نظام انسان شناختی طباطبایی روشن تر کند. لذا پس از تعلیق دانسته های قبلی و گردآوری کلیه کاربردهای «عاطفه» در تفسیر المیزان به افق سازی و تشکیل خوشه های معنایی پرداختیم. عاطفه به مثابه محصول واهمه، و عاطفه ذیل اعتباریات، دو مجموعه معنایی نهایی است. در انتها با ترکیب توصیف زمینه ای و ساختاری، اهمیت تاثیر بافت قرآنی و فلسفی در دریافت طباطبایی روشن می شود.
    کلیدواژگان: عاطفه، انسان شناسی، جنسیت، پدیدارشناسی، واهمه، اعتباریات
  • ابراهیم راستیان، محمد بیدهندی* صفحات 69-85
    یکی از اهداف اصلی پیامبران تشکیل جامعه توحیدی است؛ جامعه ای که بر اساس نیازهای فطری شکل گرفته باشد و بتواند نیازهای حیوانی انسان ها را هم پاسخ دهد. در این مقاله می کوشیم در سایه نظریه استخدام، ضمن تبیین چگونگی تحقق جامعه توحیدی، نشان دهیم انسان چگونه ذیل رویکرد انفسی می تواند در تعاملات اجتماعی شرکت کند و چنین حضوری، موجب غفلت او از رشد و سلوک نشود. طبق نظریه معرفت نفس، که مبتنی بر علم حضوری به خود است، انسان، جامعه را ذیل رابطه خود و خدا می بیند. بر این اساس، پرداختن به تعاملات اجتماعی دقیقا همسو با رابطه انسان و خدا فهم می شود. حضور در چنین جامعه ای نه فقط انسان را از خود غافل نمی کند، بلکه بستر قرب و تعالی اش را نیز فراهم می کند، چراکه تعاملات اجتماعی را آیاتی الاهی می بیند که بر اساس آن آیات، حضرت حق او را در معرض امتحانات قرار می دهد. ذیل رویکرد انفسی، انسان ها تمام تعاملات اجتماعی شان را ظهورات حضرت حق می بینند که از رهگذر آن در معرض امتحانات الاهی قرار می گیرند و رشد می کنند.
    کلیدواژگان: معرفت نفس، اعتبار استخدام، جامعه توحیدی، محمدحسین طباطبایی
  • محمد محمدرضایی*، اکرم رحیمی، عبدالحمید فلاح نژاد، یدالله دادجو صفحات 87-106

    این نوشتار با روش برون دینی و رویکرد نقدی تحلیلی، مبانی حقوق بشر در دیدگاه روشنفکران نومعتزلی را می کاود. برخی از روشنفکران نومعتزلی داخلی، هم صدا با حامیان حقوق بشر غربی مدعی فرادینی بودن حقوق بشرند و مبنای حقوق بشرراانسان و باورهای انسان محورانه می دانند نه دین. لذا با اصل قراردادن حقوق بشر دین را تفسیر می کنند. در نوشتار حاضر ضمن نقد ادعای روشنفکران نومعتزلی، با اقامه ادله استوار، اولا ناتوانی علوم بشری از شناخت تام و جامع حقوق انسان را تبیین می کنیم. وانگهی ادعای محوریت باورهای انسان محورانه برای حقوق بشر را نقض می کنیم و مبانی تعالی حقوق بشر را در گرو تعالیم اسلامی می دانیم که پاسخ گوی نیازهای حقوقی جوامع است.

    کلیدواژگان: حقوق بشر، سروش، شبستری، انسان، وحی
  • محمدرسول آهنگران*، عبدالحمید فلاح نژاد، محمدرضا ضمیری، مهدیه علوی فرد صفحات 107-125

    در حکمت متعالیه غایت انسان در قوس صعود، نیل به مبدا وجود است. نفس انسان مادامی که به بدن مادی تعلق دارد، بر اساس حرکت اشتدادی جوهری (خروج تدریجی از قوه به فعل) به صورت لبس بعد از لبس تکامل می یابد. ملاصدرا معتقد است همین که انسان از جهان محسوس به معقول انتقال یافت حرکت در جوهره وجودی اش در عوالم غیرمادی از قوه و سایر لوازم حرکت جوهری مستغنی است. مقاله حاضر با روش توصیفی و تحلیلی درصدد تبیین تفسیر جدیدی از حرکت جوهری و چگونگی تکامل انسان در نشیآت بعد از دنیا است تا این مسیله به اثبات برسد که حرکت مستغنی از خروج  از قوه به فعل نیز ممکن است. خاستگاه این قسم از حرکت، وجود و حیات است، به این معنا که موجودات از آن نظر که وجود دارند، دارای حیات، حرکت و عشق به معنای شوق به کمال نامتناهی هستند و بر این اساس، تکامل، تبدیل و تغییر شامل تمام عوالم می شود.

    کلیدواژگان: حرکت جوهری، ملاصدرا، تجدد الامثال، ابن عربی
  • محمدامین خوانساری*، هادی صادقی صفحات 127-142

    این نوشتار به روش تحلیلی و توصیفی، امکان و منشا مسیولیت اخلاقی در نظریه خودگروی را بررسی می کند. خودگروی اخلاقی نظریه ای هنجاری است که با تاکید بر ارزش های خودگرایانه، انسان را صرفا مسیول تامین منافع شخصی می داند. یعنی آدمی باید به دنبال بیشترین خیر برای خود و فارغ از دیگران باشد. از جمله مسایلی که این نظریه در تبیین و توجیه با آن مواجه است مسیله «دیگری» و «مسیولیت اخلاقی» در قبال دیگران است؛ «دیگری» موضوعی جدی است و بسیاری از ارزش های اخلاقی در پیوند با دیگران ارزش و معنا پیدا می کند. نگاه خودگرایانه، به بی ارزشی اخلاق اجتماعی و نگاه ابزاری به دیگران می انجامد. انسان خودگرا برای ارضای لذت و شادکامی شخصی و تامین رضایت خویش مسیولیت پذیر است و این نگاهی ابزاری و غیراصیل به مسیولیت اخلاقی در قبال دیگران است. هرچند امکان مسیولیت اخلاقی، در قبال خود یا مسیولیت اخلاقی غیراصیل در قبال دیگری، در این نظریه وجود دارد اما این تبیین موجب محاسبه گری و استفاده ابزاری از دیگران می شود.

    کلیدواژگان: خودگروی، لذت گرایی، حب ذات، مسئولیت اخلاقی، اخلاق اجتماعی، نوع دوستی
  • حسن رضایی هفتادر*، صفر نصیریان صفحات 143-159
    فطرت یکی از مباحث مهم انسان شناختی است که اندیشمندان از دیرباز بر آن تاکید داشته اند. البته همه آنها به یکسان درباره فطرت انسان نمی اندیشیدند. برخی از آنها دیدگاه هایی را مطرح کرده اند که فطرت انسان در آنها ابعاد محدودتری دارد. تحت تاثیر این دیدگاه ها امروزه ابعاد فطرت انسان به حوزه ادراکات بدیهی، وجدانیات، قوای نفسانی و حتی غرایز کاهش یافته است. کاهش فطرت به ادراکات بدیهی، فطرت اولیه انسان را در برابر فطرت ثانویه انکار می کند. تفسیر فطرت به وجدانیات، ابعاد فطرت را از قسم پیشین نیز بیشتر تقلیل می دهد. بر این اساس، حتی ادراکات بدیهی جزء ابعاد فطرت نیست. دو تفسیر اخیر از فطرت نیز آن را به حوزه قوای نفسانی یا غرایز انسان محدود می کند. گونه اول منکر هر نوع ادراک بالفعل فطری حتی بعد از تولد انسان است و از این منظر همه ادراکات انسان، اکتسابی محسوب می شود. گونه دوم نیز تحت تاثیر نظریه تکامل، فطرت را به قوای غریزی از نوع حیاتی یا شهوانی محدود می کند. اما بر اساس بینش دینی هیچ یک از این دیدگاه ها تصویر درستی از فطرت ترسیم نکرده اند؛ زیرا از این منظر فطرت انسان ابعاد مختلفی دارد و فطرت اولیه، ادراکات بدیهی و قوای فطری (در ابعاد مختلفش)، همگی از ابعاد فطرت انسان به شمار می آید.
    کلیدواژگان: فطرت انسان، تقلیل گرایی، فطرت اولیه، ادراکات بدیهی، قوای نفسانی، غرایز
  • مینا محمدی وکیل*، حسن بلخاری قهی صفحات 161-182

    در اندیشه یونان باستان انسان و خدایان با یکدیگر نسب مشترک، آمیختگی و امتزاج دارند. قرابت میان انسان و خدا در اساطیر سبب شده است در سیر تحولات اندیشه نیز انسان یونانی با سهولت بیشتر، نسبت به سایر فرهنگ ها، جایگزین خدایان شود. این تساهل فرهنگی یونانیان با گذشت زمان خلع کننده قدرت فرجامین خدایان و تسلط مطلق آن در اندیشه پردازی ها شد. سپس با انسانی شدن عقل الاهی بستر ظهور فلسفه مهیا شد و نگرش اسطوره ای پیشین زمینه ای برای نخستین کانون های فلسفی فراهم آورد. نوشتار حاضر ضمن بازنمایی ریشه های انسان محوری در عصر اساطیر و با طرح بنیادهای فکری فلاسفه بزرگی چون تالس، سقراط، افلاطون، ارسطو و سوفسطاییان در باب انسان به چگونگی تداوم و تحول آن مفاهیم در دوران فلسفه می پردازد. نهایتا طبق یافته های پژوهش روشن می شود که قابلیت تسری قدرت خدایان به انسان در اساطیر یونانی، راه را برای ظهور انسان محوری در عصر تجدد هموار کرده است.

    کلیدواژگان: یونان باستان، خدایان یونان، انسان در اساطیر، انسان در فلسفه، انسان محوری
  • آیلار ملکی*، رضا حسینی فر صفحات 183-200

    در عرفان اسلامی، در مقایسه با نگرش جامعه شناختی و حقوق بین الملل، نگاه متفاوتی به صلح جهانی شده است؛ حتی جنگ، نزاع و تخاصمات نیز دیگرگون نگریسته می شود. از منظر عارف، همه هستی جلوه گاه اسماء حق است؛ با عنایت به تقابل این اسماء، که تضادها و تزاحم ها را در جهان توجیه می کند، اولا این پدیده ها به دیده غضب نگریسته نمی شوند؛ ثانیا نگاه سلم آمیز عارف مصلح اقتضا می کند که همان گونه که این کثرات ذیل اسم جامع «الله» جمع می شوند تضادها و نزاع های عالم انسانی را نیز به سمت صلح و وحدت سوق دهند. منشا این صلح، درون عارف است که در مسیر ارشاد و دست گیری دیگران، وجه اجتماعی و جهانی می یابد. عرضه الگوهای آرمان شهری نشان می دهد تحقق چنین جوامعی همواره مطلوب بشر بوده و زعمای این آرمان شهرها اساسا به اوصاف عرفانی متصف اند یا صبغه عرفانی دارند. هر قدر رهبران جوامع نگاه و مناقب عرفانی، و تربیت مبتنی بر عرفان داشته باشند جامعه جهانی قرابت بیشتری با جهان آرام یا صلح جهانی خواهد داشت.

    کلیدواژگان: صلح جهانی، اسماء و صفات، عرفان، تربیت عرفانی، آرمان شهر، رهبران
  • رحمت عباس تبار*، محمد زارع پور نقیبی صفحات 201-219

    این پژوهش با اعتقاد به ضرورت بومی سازی علوم سیاسی و با هدف غنای نظری این الگوی بومی و بر مبنای هرمنوتیک اندیشه شناسانه اسکینر رابطه عقل و سیاست در منظومه معرفتی جوادی آملی را می کاود و با فرض استواربودن سیاست در نظر وی بر بنیادهای عقلانی و فروریختن آن در صورت قطع ارتباط با عقل، این موضوع را تبیین می کند. در نظر جوادی آملی، عقل مفتاح و مصباح تمام مراتب سیاست است و گستره وسیعی از سیاست را در بر می گیرد. تمامی پرسش های اساسی سیاست، از جمله مشروعیت حکومت، کیستی حاکم، غایت حکومت و سیاست، وظایف حکومت، آرمان شهر ترسیم شده، ویژگی های کارگزاران سیاسی، پیوند دین و سیاست، تشخیص مصالح جامعه و نحوه مدیریت سیاسی، در اکثر وجوهش با عقل همگرا است و در صورتی که عقل گوشه نشین عرصه سیاست شود سیاست نیز کارایی اش را ازدست خواهد داد.

    کلیدواژگان: عقلانیت، حکمت متعالیه، سیاست، هرمنوتیک، معرفت شناسی
  • زهرا طاهری سرتشنیزی، اصغر رضاپوریان*، امیرحسین همتی صفحات 221-239

    این مقاله در پی بررسی مضمون «گناه» و «بخشایش» در افسانه های برادران گریم است. روش پژوهش، مطالعه «بینامتنیت خوانشی» با ارجاع درون متنی است. پس از بررسی کامل این دو موضوع در افسانه های حجم نمونه، این نتیجه به دست آمد که در این افسانه ها با دو رویکرد متفاوت به گناه و بخشایش روبه رو هستیم؛ نخست رویکردی که آموزه های مسیحیت در آن به گونه ای کاملا هواخواهانه و جانبدارانه دیده می شود؛ و دوم رویکردی که فارغ از صبغه های آموزگانی دین مسیح، نگرشی وسیع تر و برخاسته از ادیان و مذاهب باستانی دارد. از نتایج دیگر این پژوهش دوگانگی ممنوعیت ها و واکنش های اشخاص است که طبق آن به دو گروه برمی خوریم؛ نخست ممنوعیت هایی که بعضا از سر خودخواهی یا بی دلیل و سخت گیرانه وضع شده اند؛ و دوم ممنوعیت هایی که صرفا برای حفظ اشخاص از خطرهای احتمالی مطرح می شوند.

    کلیدواژگان: بینامتنیت، افسانه های عامیانه، برادران گریم، گناه، بخشایش
|
  • Tahere Salehi, Mohammad Saedi Mehr * Pages 5-28
    Among different approaches toward investigating peace and war in Alavi Tradition (including social, historical, legal and jurisprudential approaches), the theological approach has a critical importance. The current research has adopted an analytical view and relied on historical documents and sources to investigate the theological roots and foundations of peace and war in Alavi tradition. The findings revealed that most important theological foundations of peace and war in this tradition are divine mercy, introducing monotheism, contrast between truth and false (right and wrong), contrast between guidance and deviation and defending Islamic doctrines, prophetic tradition and divine order based upon confronting the reneger.  It is concluded that these principles show the priority of peace over war in Alavi tradition, where war is only permitted only under necessity.
    Keywords: Theological Bases, war, peace, Imam Ali (a)
  • Bahman Zakifar, Hussein Zamaniha * Pages 29-48
    Avicenna and Descartes believe that self-consciousness is an immediate perception resulted from a kind of introspection. However, in Avecenian philosophy, a distinction is drawn between two levels of self-consciousness i.e. first order and second order self-consciousness and it is stipulated that second order self-consciousness is potential task governed by intellect. In this view, it is also asserted that every potential requires an external agent to actualize. Thus, it is concluded that in Avecenian view, human intellect can only develop into self-consciousness while illuminated by active intellect. Therefore, human intellect even for gaining immediate consciousness of self stands in the need of illumination by active intellect. However, Descartes basically rejects the role of supreme causes in self-consciousness. This apparently subtle distinction between the views has resulted in totally different conclusion by the two philosophers.
    Keywords: Self-Consciousness, Avicenna, Descartes, Flying Man, Active Intellect
  • Zahra Davar Panah * Pages 49-67
    In addition to anthropological arguments, Allamah Tabatabaei has made a founded assertion concerning interpretation of gendered verses of holy Quran. Men lead a rational life but women live a life of affection. Though Allamah has extensively explained the concept of rationality and asserted that man and wife, in spite of being different in genesis, are much the same in humanity, the word “affection” is left unexplained and therefore adopted different semantics in different contexts of use. Thus, the current research has utilized phenomenology and adopted Moustakas research method to shed light on the meaning and usages of “affection” in anthropological system of Allamah Tabatabaei. To this aim, after interpreting previous findings, and collecting different usages of the term by Allamah, semantic clusters were formed. The findings showed that two major semantic entries can be extracted which include affection as similar to the products of imagination and affection under conventional matters. Finally, through blending structural and contextual descriptions, the critical effect of Quranic and philosophical context on the perception of Allamah was uncovered.
    Keywords: Affection, Anthropology, Gender, Phenomenology, Imagination, conventional matters
  • Ebrahim Raastiyan, Mohammad Bidhendi * Pages 69-85
    Establishing a monotheist society has been among major objectives of the divine prophets, one which is established on the basis of natural(innate) needs and fulfills the carnal desires of Man. This study strives toward explaining the quality of fulfilling the monotheist society in the light of the theory of exploitation to show how a man, in spite of adopting an individualistic and spiritual stance, participates in social interaction while his participation do not keep him ignorant of growth and approaching to God.  According to self-knowledge theory which is based on intuitive knowledge of self, Man defines society as a consequence of the relationship between self and God. Thus social interactions are interpreted in tune with this relationship. Naturally, presence in such a society not only keeps Man away from self-nescience but also lays the groundwork for human transcendence and nearness to God because he thinks of social interactions as divine verses through which God tries Man. According to this spiritual view, Man believes that all human interactions are divine manifestations through the medium of which Man is exposed to divine trial and grow.
    Keywords: Self-knowledge, Authenticity of Exploitation, Monotheist Society, Allamah Tabatabaei
  • Mohammad Mohammad Rezaei *, Akram Rahimi, AbdulHamid Fallah Nijad, Yadullah Dadjoo Pages 87-106

    Today human rights take on a critical importance because these rights submit necessary evidence for countries and nations to develop and civilize their societies. Some of new-Moatazelite intellectuals, in line with western advocates of human right, believe that human rights are meta-religious. They believe that human and humanist beliefs are the foundations on the bases of which human rights are established and religion can not serve as basis for these rights. Thus, they interpret religion on the basis of human rights. In sharp contrast with this stance, the current research employs robust evidences - such as principle of theism in human rights, non-historicity of legal regulations, inability of Man in perceiving human rights and comprehensiveness of Islamic organization in value, thought and interactional systems- to criticize this position because, firstly, human knowledge fail to recognize human rights in an absolute manner and therefore intellectual ingenuity and intellectual development do not guarantee the exalted life of Man. Secondly, the claim that human-based beliefs serve as a basis for human rights is rejected and it is concluded that elevation of human rights depends on Islamic instructions which fulfills all legal needs of human societies.

    Keywords: human rights, Soroush, Shabestari, Man, Revelation
  • MohammadRasoul Ahangaran *, Abdulhamid Fallah Nijad, Reza Zamiri, Mahdiye Alavi Fard Pages 107-125

    Within transcendental wisdom, the extreme end for human gradational evolution is attaining the origin of existence. While attached to material body, the human soul, on the basis of substantial gradational motion (gradual change from potentiality into actuality), evolves in the form of movement in the substance. Mulla Sadra believes that as soon as Man transfers from sensible world into intelligible world, motion in the existential substance of Man in non-material worlds is needless of force and other necessities of substantial movement. Utilizing a descriptive-analytical method, the current research is an attempt to elaborate on a new approach within substantial motion and the quality of human evolution in the afterworld genesis. This kind of motion originates from life and existence. This means that creatures in their existence possess life, motion and tendency toward a limitless perfection. Therefore, it is concluded that evolution, transformation and change occur in all worlds.

    Keywords: Substantial Motion, Mulla sadra, Perpetual (Renewed) Creation, Ibn-Arabi
  • MohammadAmin Khansari *, Hadi Sadeghi Pages 127-142

    This study investigates the feasibility and source of ethical responsibility in the theory of egoism through a descriptive-analytical method. Ethical egoism is among normative theories which-through emphasizing egoistic values - sees Man as mere responsible for securing his individual interests, one who gains the most of benefits for himself without altruistic considerations. The main challenge with which this theory is faced in explanation is the issue of “other” and ethical responsibility for others. This is a serious challenge because many of ethical values hold value and meaning only in relation with “others”.  Thus, adopting an egoistic position, results in devaluation of social ethics and adoption of an instrumental view toward others.  An egoist human being accept responsibility only for satisfying his individual happiness and joy, gaining personal satisfaction and securing collaborative benefit aimed at securing human life while this is an instrumental and non-authentic view toward responsibility.  Although ethical responsibility seems feasible in this theory, such a view results in a kind of calculation of benefit and instrumental misuse of others. This study has tried to explain the position of joy (pleasure) in the thoughts of egoists and show that egoists follow altruistic inclinations to satisfy their pleasures.

    Keywords: egoism, Epicureanism, Self-love, Ethical Responsibility, Social-Ethic, Philanthropy
  • Hasan Rezaee Haftadur *, Safar Nasirian Pages 143-159
    Human innate disposition has been among fundamental issues in anthropology which has attracted thinkers in the long run of the history. Some of these thinkers have held positions in which human innate disposition suffers more limited boundaries. Affected by these positions, nowadays the boundaries of human innate disposition are reduced into the arena of axiomatic perceptions, intuitive cognition, soul faculties and instincts. Reducing human innate disposition into axiomatic perceptions rejects human original innate disposition in contrast with human secondary innate disposition.  Besides, reducing innate disposition into intuitive cognition reduces boundaries of disposition even more than its previous type. Accordingly, even axiomatic perceptions are beyond the boundaries of innate disposition. These two recent interpretations of human innate disposition, yet, reduce the disposition into human instincts and faculties of soul. The first interpretation rejects every kinds of innate actual perception even after the birth and therefore, it is believed that all human perceptions are acquired. The second interpretation, however, touched by the theory of evolution, reduces innate disposition into instincts, either carnal or vital. According to religious thought none of these stances have given an accurate representation of innate disposition. In religious view Man possess different dimensions of innate disposition. In this sense, original disposition, axiomatic disposition and innate faculties are different dimension of human innate disposition (Fitra).
    Keywords: Human Innate Disposition, Reductionism, Original Disposition, Axiomatic Perceptions, Instincts
  • Mina Mohammadi Vakil *, Hassan Bolkhari Ghahi Pages 161-182

    In ancient Greek’s school of thought, Man and gods enjoy common descent and are, therefore, blended and intermingled. Affinity between God and Man in Greek myths has resulted in a more facile replacement of Man with God in the evolution of thought in comparison with other cultures.  This cultural leniency of Greeks resulted in gradual discharge of gods’ power and terminated the absolute domination of gods in ideologies. Then, humanizing the divine wisdom laid the groundwork for philosophy to emerge. Also, primary mythical attitudes paved the way for earliest philosophical schools of thought. The current research is an attempt to review the roots of humanism in the age of myth and reappraise the thought foundations of some great philosophers such as Socrates, Plato, Aristotle, Thales and Sophists concerning human to show the quality of change and continuation of these concepts in the evolution of philosophy. It is concluded that the possibility of generalization of divine power to human in Greek myths paved the way for the emergence of humanism in the new age.

    Keywords: Ancient Greek, Greek Gods, Man in Myths, Man in Philosophy, Humanism
  • Aylar Maleki *, Reza Husseini Far Pages 183-200

    Global peace is amongst the most critical necessities of the current age. Islamic Gnosticism, in comparison with attitudes adopted by sociology and international law, adopts a different attitude. In this attitude, even war, controversy and conflict are seen from a different angle of look. I the view of a Gnostic, the whole universe is a manifestation of divine names. So, considering the contrast of names which justifies diversities and contrasts in the world, in the view of a Gnostic, these contrasts and diversities are not seen with wrath. Besides, the peaceful view of a peacemaker Gnostics necessitates impelling of the conflict and contrasts of human world toward peace as all the diversities are aggregated and consolidated under the comprehensive name of “Allah”. This peace originates from inward of a Gnostic which adopts a social and global dimension in the path of guiding and assisting others. The utopian models show that establishment of such societies has been an ideal of humankind and governors of these societies possess Gnostic attributes. As much as leaders of human societies enjoy Gnostic attributes and attitudes, and trained on the basis of Gnostic method, the global society becomes closer to peaceful world and global peace.

    Keywords: Global Peace, Names, Attributes, Gnosticism, utopia, Leaders
  • Rahmat Abbas Tabaar *, Mohammad Zare Poor Naqibi Pages 201-219

    Believing in necessity of localizing politics and aimed at theoretical enriching of local model, the current research intends to investigate the relationship between reason and politic in epistemology of Ayatollah Javadi Amoli on the basis of ideonomy hermeneutic theory of skinner.  Assuming that in Javadi Amoli’s view, politic is established on pillars of reason and if not, it is spoiled; this study has delved into his views concerning this issue. The findings of this study show that in the view of Javidi Amoli enlightens and guides all levels of politics and encompasses an extensive arena of politic. It is concluded that all dimensions of politic including legitimacy of government, the attributes of governor, the objectives of government and politic, the duties of government, the envisioned utopia, attributes of political agents, union of religion and politic, identifying interests of society and quality of political management converge with reason. So, politic divested of reason is not efficient.

    Keywords: rationality, transcendental wisdom, Politic, Hermeneutic, Epistemology
  • Zahra Taheri Sarteshnizi, Asghar Rezapoorian *, Amirhussein Hemati Pages 221-239

    This research intends to investigate the themes of sin and forgiveness in Grimms’ tales. The method employed by this research was intertextuality reading with intra-textual referencing. Analyzing the contents for the themes showed that these tales have adopted two different approaches toward sin and forgiveness. In the first approach the evidences of Christian doctrines are shown in a biased manner. In the second approach, however, in addition to Christian doctrines, the evidences of ancient religions and sects have become manifest through a more expanded angle of look. Also the findings revealed a duality toward prohibitions and reaction of characters on the basis of which two groups could be identified. First, the prohibitions which were imposed strictly, unreasonably and selfishly and the second prohibitions imposed for securing people fro possible dangers

    Keywords: intertextuality, Common Tales, Grimm Brothers, sin, forgiveness