فهرست مطالب

  • سال بیست و هفتم شماره 4 (زمستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/10/01
  • تعداد عناوین: 10
|
  • سیداحسان ساداتی*، جمشید مختاری، فرهاد اسدی صفحات 377-388

    در پژوهش پیش رو نهال های صنوبر دلتوییدس (Populus deltoides Bartr. ex Marsh)در مدت چهار ماه تحت تنش خشکیقرار گرفتند. قلمه های پنج کلن صنوبر دلتوییدس تهیه شده از خزانه تتارد ایستگاه چمستان در ایستگاه تحقیقات باغبانی قایمشهر کاشته شدند. در خردادماه وقتی نهال ها به قطر و ارتفاع مناسب رسیدند، نهال های یک دست انتخاب و با 20 تیمار شامل پنج سطح کلن (10/63P.d.، 51/63P.d.، 55/69P.d.، 51/73P.d.و 51/77P.d.)و چهار سطح خشکی (دور آبیاری 3 ، 6 ، 9 و 12 روز) در سه تکرار در قالب طرح فاکتوریل با بلوک های کامل تصادفی آزمایش شدند. نتایج نشان داد که تنش کم آبی باعث کاهش زنده مانی، رشد، بیومس، فتوسنتز و تعرق نهال صنوبر دلتوییدس می شود. اما کلن 55/69 علاوه بر زنده مانی مناسب، دارای رشد مطلوبی (به ویژه در آبیاری سه روزه) بود. کلن 10/63 به رغم بیشترین زنده مانی، رشد کمتری نسبت به کلن های 55/69 و 51/63 داشت. این کلن ها با مکانیزم اجتناب از تنش، در برابر کم آبی مقاومت نشان دادند. کلن 51/77 با دوره آبیاری 12 روز، حساسترین کلن در برابر خشکی شناخته شد. اگرچه فاصله آبیاری باعث اختلال در رشد صنوبرهای دلتوییدس شد، اما کلن های 55/69، 51/63 و 10/63 توانستند آبیاری 9 روز را به مدت یک فصل رشد تحمل کنند. بر اساس نتایج این پژوهش، توصیه می شود برای تولید نهال در خاک های بافت متوسط در نهالستان و توسعه زراعت چوب در مناطق کم آب نواحی شمال کشور از نهال های کلن های مقاوم معرفی شده در این پژوهش، به ویژه کلن 55/69، با دوره آبیاری 9 روز استفاده شود.

    کلیدواژگان: تنش خشکی، رشد نهال، زنده مانی، فتوسنتز
  • علی اصغر زهره وندی*، یحیی خداکرمی صفحات 389-398

    زادآوری ضعیف بنه (.Pistacia atlantica Desf) در جنگل های زاگرس، این گونه مهم و با ارزش را در معرض نابودی قرار داده است. در پژوهش پیش رو، برای دستیابی به راهکار مناسب برای استقرار بنه از کاشت مستقیم بذر با نه روش کاشت به عنوان کرت های اصلی، چهار جهت جغرافیایی به عنوان کرت های فرعی اول و نیز کرت های سایه و آفتاب به عنوان کرت های فرعی دوم در یکی از رویشگاه های بنه در استان کرمانشاه استفاده شد. طی چهار دوره آماربرداری در ابتدا و انتهای دو فصل رویشی، جوانه زنی و زنده مانی بنه ها بررسی شد. نتایج نشان داد که روش های مختلف کاشت بذر بنه در میزان جوانه زنی بذرها موثر هستند. از بین نه روش کاشت بذر، روش نرم کردن خاک + لاش برگ با 22/32 درصد، بیشترین درصد جوانه زنی را داشت. در جهت های متفاوت جغرافیایی، کرت های موجود در جهت شمالی با 04/27 درصد جوانه زنی، بیشترین میزان جوانه زنی را داشتند. برای درصد زنده مانی و ماندگاری بذرهای سبزشده، فقط تیمارهای سایه و آفتاب باهم اختلاف معنی داری داشتند. کرت های موجود در سایه در انتهای فصل رویشی اول با 8/43 درصد، ابتدای فصل رویشی دوم با 39/26 درصد و در انتهای فصل رویشی دوم 8/22 درصد زنده مانی داشتند. بر اساس نتایج این پژوهش، مناسب ترین روش کاشت مستقیم بذر بنه، روش کاشت بذر در ریزقطعه نمونه هایی است که به صورت نرم کردن خاک تا عمق 30 سانتی متری + لاش برگ در جهت شمالی و زیر تاج درختان احداث شوند.

    کلیدواژگان: بذر، زادآوری، زاگرس
  • احمد بازگیر، رحیم ملک نیا*، مهدی رحیمیان صفحات 399-412

    پژوهش پیش رو با هدف بررسی نقش دسترسی به سوخت های جایگزین (نفت سفید، گاز مایع و گاز طبیعی) در تغییر الگوی مصرف انرژی خانگی روستاییان جنگل نشین شهرستان خرم آباد در استان لرستان انجام شد. این پژوهش، توصیفی و از نوع پیمایشی بود. جامعه آماری این پژوهش شامل ساکنان سه روستای جنگلی با الگوی مصرف انرژی متفاوت بود. روستای ملیم دول فاقد سوخت جایگزین هیزم، روستای چناربگالی دارای نفت سفید و گاز مایع و روستای گوشه شهنشاه دارای گاز طبیعی لوله کشی شده بود. نمونه ها شامل 146 خانوار از سه روستا بودند که به صورت تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار اصلی پژوهش برای جمع آوری اطلاعات، پرسش نامه ساختاریافته بود. روایی محتوایی پرسش نامه با نظر استادان دانشگاه و پژوهشگران تایید شد. نتایج در روستای فاقد جایگاه نفت سفید و گاز مایع نشان داد که چوب هیزمی، سوخت اصلی مورداستفاده در این روستا بود. به طوری که این سوخت، 3/92 درصد از کل انرژی مصرفی سالانه خانوار (7/10865 کیلوگرم زغال سنگ استاندارد) را شامل می شد. در روستای دارای جایگاه نفت سفید و گاز مایع، روستاییان به صورت ترکیبی از سوخت های فسیلی و هیزم استفاده می کردند، بااین حال مصرف چوب هیزمی، 6/72 درصد از کل انرژی مصرفی سالانه خانوار (8/6328 کیلوگرم زغال سنگ استاندارد) را تشکیل می داد، اما گاز طبیعی در روستای گازرسانی شده، سوخت عمده مصرفی خانوارها بود. این سوخت 2/68 درصد از کل انرژی مصرفی سالانه خانوار (4/2579 کیلوگرم زغال سنگ استاندارد) در روستای مذکور را شامل می شد. در مجموع، نتایج پژوهش پیش رو نشان داد که گازرسانی به روستاهای جنگلی علاوه بر اینکه به شکل موثرتری مصرف چوب هیزمی را کاهش می دهد، بهره وری بیشتری دارد و مصرف سالانه انرژی را نیز کم می کند.

    کلیدواژگان: خرم آباد، زغال سنگ استاندارد، گاز طبیعی، هیزم
  • عصمت اوستاخ، جواد سوسنی*، علی عبدالخانی، حامد نقوی صفحات 413-424

    شیمی درختی، علم تجزیه وتحلیل عناصر حلقه های درختی است که به شناسایی تغییرات بیوشیمیایی یک درخت در واکنش به تغییرات محیطی می پردازد. به منظور بررسی تغییر غلظت عناصر شیمیایی موجود در چوب درختان زوال‏یافته بلوط ایرانی (Quercus brantii Lindl.) نسبت به درختان سالم، سه اصله درخت سالم و سه اصله درخت زوال‏یافته در جنگل مله شبانان شهرستان خرم‏آباد قطع شد و از هر پایه، یک عدد دیسک تهیه شد. سپس حلقه‏های رویشی مربوط به 35 سال منتهی به سال قطع هر درخت به صورت سه قطعه پنج ساله و دو قطعه ده ساله برش داده شد. پس از عصاره گیری به روش هضم مرطوب با استفاده از دستگاه جذب اتمی، غلظت عناصر شیمیایی اندازه‏گیری شد. نتایج نشان داد که غلظت پتاسیم در چوب درختان زوال‏یافته بیشتر از سالم بود، درحالی که غلظت کلسیم و مس در چوب درختان سالم بیشتر از زوال‏یافته بود. نسبت غلظت سدیم و کلسیم به پتاسیم در درختان دو جامعه، تفاوت معنی‏داری داشت. همبستگی بین غلظت عناصر و رویش شعاعی درختان سالم معنی‏دار نبود، درحالی که در درختان زوال‏یافته بین غلظت عناصر کلسیم و سرب با رویش شعاعی، همبستگی منفی و معنی‏دار وجود داشت. باتوجه به نتایج به دست آمده از این پژوهش به نظر می رسد که از میان عامل های متعدد بروز پدیده زوال، تاثیر عوامل آب‏و‏هوایی بیشتر باشد.

    کلیدواژگان: پتاسیم، رویش، شیمی درختی، کلسیم
  • علیرضا خالقی*، کیارش معصومی صفحات 425-435

    تکثیر غیرجنسی، یکی از مهم ترین روش های حفظ گونه های درختی بومی و در معرض خطر است. پژوهش پیش رو به منظور شناسایی تیمار مناسب برای افزایش ریشه زایی قلمه های خشبی انجیلی (Parrotia persica) انجام شد. به این منظور آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح کامل تصادفی با سه تکرار به اجرا درآمد. قلمه های خشبی انجیلی در آذرماه از شاخه های یک ساله جنگل های چالوس تهیه شدند و به گلخانه گروه علوم باغبانی در دانشگاه اراک منتقل شدند. پس از تیمار یا عدم تیمار با اسیدآسکوربیک دو درصد و یا کیتوزان یک درصد، تیمار ایندول بوتیریک اسید (IBA) با غلظت های صفر، 2000، 4000، 6000 و 8000 میلی گرم بر لیتر انجام گرفت. پس از گذشت پنج ماه، صفات درصد ریشه زایی، تعداد ریشه در هر قلمه، میانگین طول ریشه، قطر ریشه اصلی و حجم ریشه ارزیابی شد. براساس نتایج به دست آمده با افزایش غلظت IBA، تمامی صفات ریشه زایی افزایش یافت. همچنین، کاربرد توام اسیدآسکوربیک دو درصد و IBA در بهبود صفات ریشه زایی موثرتر از کیتوزان یک درصد بود. کاربرد اسیدآسکوربیک دو درصد همراه با IBA باعث افزایش معنی دار درصد ریشه زایی، طول، قطر و حجم ریشه شد. بیشترین درصد ریشه زایی (54/61 درصد)، طول ریشه اصلی (54/23 سانتی متر)، قطر ریشه اصلی (76/0 میلی متر) و حجم ریشه (43/3 میلی متر مکعب) در تیمار 8000 میلی گرم بر لیتر IBA همراه با اسیدآسکوربیک دو درصد به دست آمد، بنابراین کاربرد اسیدآسکوربیک، تاثیر مثبتی بر بهبود ریشه زایی قلمه های خشبی درخت انجیلی دارد.

    کلیدواژگان: اکسین، تکثیر غیرجنسی، قلمه خشبی، مواد کمک ریشه زا
  • محمدرسول نظری سندی، ایرج حسن زاد ناورودی*، امان محمد کلته، حسن پور بابایی صفحات 436-450

    قطر و ارتفاع درختان، متغیرهایی اساسی برای بررسی زی توده، ذخیره کربن و تکامل توده های جنگلی هستند. با توجه به کم هزینه بودن و سهولت اندازه گیری قطر و زیاد بودن خطای اندازه گیری ارتفاع درخت، در این پژوهش برای برآورد ارتفاع درختان نمدار (Tilia begonifolia Stev.) در جنگل های شفارود گیلان از مدل های غیرخطی استفاده شد. نمدار در شفارود از ارتفاعات پایین تا 1800 متر از سطح دریا پراکنش دارد. این گونه، نقش مهمی در حفظ ترکیب و ساختار طبیعی جنگل ایفا می کند. داده های موردبررسی با نمونه برداری تصادفی- منظم با ابعاد شبکه 200×200 متر مربع از 48 قطعه نمونه دایره ای 10 آری در دامنه های ارتفاعی 500 تا 950 متر از سطح دریا (پارسل های 29 و 30) در سری 16 و 50 تا 500 متر از سطح دریا (پارسل های 14 و 18) در سری 17 جمع آوری شدند. مدل سازی با 12 مدل غیرخطی پرکاربرد و شبکه عصبی مصنوعی پرسپترون چندلایه با الگوریتم لونبرگ- مارکوارت انجام شد. شبکه عصبی مصنوعی از مزیت تشخیص روابط پیچیده غیرخطی بین داده های ورودی و خروجی برخوردار است. مقایسه نتایج با معیارهای کارایی سنجی RMSE، R2adj، AIC و MAD انجام شد. براساس این معیارها در بین 12 مدل موردنظر، مدل Stoffels-Van Soeset (1953) در پایین بند و مدل Burkhart-Strub (1974) برای میان بند بیشترین کارایی را داشتند، درحالی که شبکه عصبی مصنوعی در هر دو رویشگاه از بیشترین کارایی برخوردار بود. شبکه عصبی مصنوعی، مقدار خطا را برای مدل های پیشنهادی در مناطق پایین بند و میان بند به ترتیب 54/5 و 35/7 درصد کاهش داد. اگرچه دقت مدل های غیرخطی پیشنهادی برای منطقه موردبررسی مناسب بود، اما شبکه عصبی مصنوعی به دلیل دقت بیشتر نسبت به این مدل ها برتری دارد.

    کلیدواژگان: شبکه عصبی مصنوعی، قطر-ارتفاع، مدل سازی
  • عبدالمتین نوری، شعبان شتایی*، جهانگیر محمدی صفحات 451-463

    برآورد مشخصه های کمی جنگل اهمیت زیادی برای آگاهی از وضعیت و نحوه عملکرد آن در برنامه ریزی و مدیریت جنگل دارد. هدف از پژوهش پیش رو، برآورد مشخصه های ساختاری توده های جنگلی دست کاشت به طور عمده سوزنی برگ با استفاده از داده های با قطبش چهارگانه راداری به روش قطبش سنجی و الگوریتم های ناپارامتریک در منطقه عرب داغ استان گلستان بود. ابتدا 319 قطعه نمونه دایره ای شکل به مساحت 400 متر مربع به روش خوشه ای منظم تصادفی پیاده شد و قطر برابر سینه تمام درختان، ارتفاع برخی از آن ها در هر قطعه نمونه به همراه موقعیت دقیق قطعه نمونه برداشت گردید. سپس، حجم سرپا، رویه زمینی و تعداد پایه در هکتار محاسبه شد. پیش پردازش ها و پردازش های مورد نیاز روی داده های خام رادار انجام شد و مقادیر متناظر با قطعه نمونه های زمینی از شاخص های به دست آمده از داده های رادار استخراج شد. مدل سازی با الگوریتم های جنگل تصادفی، ماشین بردار پشتیبان و k نزدیک ترین همسایه با 75 درصد از قطعات نمونه انجام شد و نتایج با 25 درصد باقیمانده قطعه نمونه ها ارزیابی شدند. نتایج نشان داد که کمترین جذر میانگین مربعات خطا و اریبی مدل سازی ها با استفاده از الگوریتم جنگل تصادفی برای مشخصه رویه زمینی 6/50 و 7/1- درصد و با الگوریتم ماشین بردار پشتیبان برای مشخصه های حجم سرپا و تعداد در هکتار به ترتیب 8/58، 9/7- و 07/52، 1/5- به دست آمد. در مجموع، این پژوهش نشان داد که داده های قطبش چهارگانه سنجنده ALOS-2 با توجه به زیاد بودن دامنه تغییرات مشخصه های کمی ساختار جنگل های دست کاشت منطقه مورد مطالعه، قابلیت متوسطی در برآورد مشخصه های مذکور دارند.

    کلیدواژگان: الگوریتم های ناپارامتریک، جنگل کاری سوزنی برگ، رادار، قطبش سنجی
  • فهیمه محمدپور، مهرداد زرافشار*، فرهاد قاسمی آقباش صفحات 464-474

    گونه های پسته وحشی رکود فیزیولوژیکی عمیقی دارند که درصد جوانه زنی را کاهش می دهد. در این پژوهش، تاثیر پیش تیمار خسیاندن بذر با نانولوله های کربنی و مقایسه آن با تیمار های رایج بر صفات جوانه زنی دو گونه پسته وحشی شامل بنه (Pistacia atlantica) و خنجوک (P. khinjuk) بررسی شد. بذرهای هرگونه به صورت جداگانه به مدت چهار ساعت در محلول های با غلظت صفر، 10، 25، 50، 75 و 100 میلی گرم در لیتر از نانولوله های کربنی خیسانده شدند. بخش دیگری از بذرها با تیمار های رایج اسید (65 درصد و به مدت های 5 و 10 دقیقه) و سرما (چهار درجه سانتیگراد به مدت یک ماه) تیمار شد و آزمایش های جوانه زنی درمورد آن ها انجام شد. نتایج نشان داد که نانولوله های کربنی صفات جوانه زنی هر دو گونه را تحت تاثیر قرار می دهند به طوری که خنجوک در غلظت 75 میلی گرم در لیتر و بنه در غلظت 10 میلی گرم در لیتر بیشترین جوانه زنی را در مقایسه با سایر تیمار ها داشتند. در بنه کمترین جوانه زنی در تیمار های اسید (5 درصد) و شاهد (67/16 درصد) مشاهده شد. در تیمار سرمادهی (33/18 درصد) جوانه زنی بیشتر از تیمار های شاهد و اسید، اما کمتر از تیمار های نانولوله کربنی بود. در خنجوک نیز کمترین جوانه زنی به تیمار اسید (67/11 درصد) تعلق داشت. سرعت و درصد جوانه زنی هر دو گونه در غلظت 100 میلی گرم در لیتر کمتر از غلظت های 10 و 75 میلی گرم در لیتر بود، بنابراین با دیدگاه اقتصادی استفاده از غلظت 10 میلی گرم بر لیتر این نانو مواد توصیه می شود.

    کلیدواژگان: اسید، خیساندن بذر، خواب بذر، سرما
  • علی میرحسینی*، آفاق تابنده ساروی، کامبیز اسپهبدی، بابک عنایتی صفحات 475-484

    پژوهش پیش رو با هدف برآورد صفات ژنتیکی زردتاغ (Haloxylon persicum Bge.) مستقر در باغ بذر تاغ استان یزد با استفاده از روش REML انجام شد. از بین توده های زردتاغ موجود در رویشگا ه های مختلف استان یزد، 60 پایه با ظاهر مناسب، کیفیت مطلوب، توازن نسبی بین تاج و تنه، مقاوم به آفات و بیماری ها و دارای بذرهای با قوه نامیه زیاد انتخاب شدند. پس از کاشت بذر و تولید نهال، نهال ها با حفظ شجره و براساس نقشه روی ردیف هایی با فواصل شش متر کاشته شدند.ثبت مستمر صفات نها ل ها با هدف ارزیابی ژنتیکی ژنوتیپ ها طی پنج سا ل و سالانه در سه نوبت انجام شد. صفات مورد مطالعه شامل صفات رویشی ارتفاع، گسترش تاج، قطر یقه، تعداد شاخه های فرعی، شادابی، تولید بذر و آلودگی به سفیدک و پسیل بود. نتایج نشان داد که بیشترین همبستگی ژنتیکی بین قطر تنه و تاج و ارتفاع و آلودگی به سفیدک وجود دارد و این صفات همبستگی محیطی زیادی با هم دارند. با این حال، در همه موارد همبستگی محیطی کمتر از همبستگی ژنتیکی برآورد شد که بیانگر سهم بیشتر ژنتیک در ایجاد تنوع بین پایه ها بود. برآورد وراثت پذیری صفات نیز نشان داد که بیشترین وراثت پذیری به صفات ارتفاع و قطر تاج و کمترین آن به مقدار آلودگی به سفیدک مربوط است. به طوری که مقدار وراثت پذیری صفت ارتفاع، قطر تاج، قطر تنه، تعداد شاخه های فرعی، آلودگی به سفیدک و شادابی به ترتیب 619/0، 616/0، 509/0، 335/0، 170/0، و 200/0 برآورد شد.

    کلیدواژگان: آزمون نتاج، پارامتر ژنتیکی، تاغ، روش REML
  • ابوالقاسم اسحاق نیموری، هومن روانبخش*، مجتبی امیری، محمدکیا کیانیان صفحات 485-497

    برف یکی از عوامل محیطی است که تاثیر آن بر ترکیب و ساختار جنگل های هیرکانی کمتر بررسی شده است. در پاییز 1395، برف سنگینی در سری لیرسرا نوشهر بارید که به توده های جنگلی خسارت زد. آسیب های ناشی از این پدیده با استفاده از 70 قطعه نمونه 40 × 40 متری که از روش منظم- تصادفی با شبکه 200×150 متر به دست آمده بودند، بررسی شد. در هر قطعه، همه درختان سالم و نوع و مشخصات آسیب به درختان دیگر ثبت شد. نتایج نشان داد که نه درصد از درختان در اثر برف خسارت دیده اند. بیشترین خسارت مربوط به شکستگی از تنه و ریشه کنی و کمترین خسارت مربوط به خمیدگی از کنده بود. بیشترین خسارت در  گونه توسکا (22 درصد کل پایه های این گونه) و ممرز مشاهده شد و گونه های افراپلت و خرمندی آسیب کمتری دیده بودند. گونه های توسکا، ممرز، انجیلی و بلندمازو بیشتر دچار شکستگی شده بودند، درحالی که شمشاد بیشتر ریشه کن و شیردار بیشتر دچار خمیدگی شده بود. آسیب در طبقه ارتفاعی کمتر از 200 متر به طور معنی داری از دو طبقه بالاتر بیشتر بود. اختلاف خسارت برف به درختان در بین طبقه های مختلف شیب معنی دار نبود، اما در بین جهت های جغرافیایی، بیشترین آسیب در دامنه های شمالی مشاهده شد . متغیر ارتفاع بر آسیب دیدگی گونه های ممرز و توسکا و متغیر جهت بر آسیب دیدگی گونه های ممرز، شیردار و نمدار اثر گذار بود. بیشترین آسیب در طبقه های قطری 20 تا 30 سانتی متری رخ داده بود که نشان می دهد درختانی که نتیجه برش های پناهی دهه های 60 و 70 شمسی هستند و هم اکنون در مرحله تیر و تیرک هستند، آسیب پذیری زیادی در برابر برف دارند.

    کلیدواژگان: آسیب پذیری، توپوگرافی، جنگل پهن برگ خزان کننده، سری لیرسرا، شکستگی
|
  • E. Sadati *, J. Mokhtari, F. Asadi Pages 377-388

    In this study, Populous deltoides seedlings were exposed to drought stress for four months. Cuttings of poplar clones were collected from the terminal shoot in the Chamestan Research Station, Mazandaran Province, Iran. Cuttings were planted in plastic pots under the control environment of Ghaemshahr Horticultural Research Station in June. After three growing months, seedlings of uniform height were chosen. Then potted seedlings included treatment 20 under the control environment in five clone levels (P.d.63/10, P.d.63/51, P.d.73/51, P.d.69/55, P.d.77/51) and four drought stress levels (four periods of irrigation, 3, 6, 9, 12 days) with three replicates were investigated using a factorial experiment under randomized complete block design. Results showed that water stress affected and reduced growth, survival, seedling growth (plant height, diameter, leaf area), biomass, net photosynthesis, and transpiration. However, P.d.69/55 clone seedling growth was appropriate in addition to optimal survival. However, comparisons amongst clones showed that the maximum rate of survival was achieved in 63/10 clone, but growth was less than that of 69/55 and 63/51 clones. Avoidance mechanisms in different clones caused the resistance of seedlings to drought. But among clones, P.d.69/55, P.d.63/51, P.d. 63/10 were relatively tolerant of drought. This study showed that the 9-day irrigation interval was the most suitable treatment for P. deltoids clones, also 77/51 clone was drought-susceptible with a 12-day irrigation interval. These results suggest that a selection of these clone seedlings for drought tolerance when water is limited with sandy loam soil in order to seedling production in nursery and wood cultivation conditions in the north of Iran. Thus particularly applies for 69/55 clone, which is also used the 9-day irrigation interval.

    Keywords: Drought Stress, Photosynthesis, seedling growth, survival
  • A.A Zohrevandi *, Y. Khodakarami Pages 389-398

    PPoor regeneration has endangered the important and valuable species of wild pistachio (Pistacia atlantica Desf.) in the Zagros forests, which calls for finding an appropriate solution to its regeneration and establishment to protect it from extinction. For this purpose, in this research, the effect of different methods on germination and the establishment was reported after direct sowing of seeds in one of the wild pistachio’s habitats in Kermanshah province. Nine different sowing methods as main plots, four main directions as first sub-plots and shade and sun as second sub-plots were planted. During this time statistic data collected in four periods (before and after two growing seasons) and analyzing germination and establishment showed the significant effect of some approaches rather than others. Amongst the sowing methods, loosen the soil+humus (32.22%) and among the four main directions, northern plots (27.04%) had the maximum germination. There was a significant difference in the percentage of establishment only between shade and sun treatments and the plots in shadows had a maximum establishment at the end of the first growing season (43.8%), at the beginning of the second growing season (26.39%) and at the end of second growing season (22.8%). Based on these results, it has been concluded that the most appropriate method of direct sowing of the seeds is to sow them in northern micro plots that are created in the north, by loosening the soil to a depth of 30 cm + humus and under the shadows of other trees.

    Keywords: regeneration, seed, Zagros
  • A. Bazgir, R. Maleknia *, M. Rahimian Pages 399-412

    The purpose of this study was to investigate the role of access to alternative fuels (e.g. kerosene, liquefied petroleum gas, and natural gas) in changing patterns of household energy consumption in the Zagros forest. The research was descriptive and based on the survey technique. The statistical population consisted of residents of three forest villages from Khorramabad County, Lorestan Province. Each of these villages had a different energy consumption pattern. Malimdoul village lacks alternative fuel for firewood, Chenarbagali village with kerosene and liquefied petroleum gas (LPG) and Shahanshah village had access to piped natural gas. The sample consisted of 146 households from three villages, that selected by a simple random sampling method. The main research tool for data collection was a structured questionnaire. The content validity of the questionnaire was confirmed by the opinion of university professors and researchers. The results showed that firewood was the main fuel in the village without the station of kerosene and LPG. In this village, firewood constituted 92.3 percent of the total annual household energy consumption (10865.7 kilogramss of Standard Coal). The villagers used a combination of fossil fuels and firewood in the village with the station of kerosene and LPG. However, in this village firewood consumption constituted 72.6 percent of the total annual household energy consumption (6328.8 kilograms of Standard Coal). However, natural gas was the main fuel in the village that supplied with natural gas and comprised 68.2 percent of total household energy consumption annually (2579.4 kilograms of Standard Coal). Overall, the results showed that natural gas supply to forest villages reduces firewood consumption more efficiently and also reduces annual energy consumption.

    Keywords: Firewood, Khorramabad, Natural gas, Standard Coal
  • E. Ostakh, J. Soosani *, A. Abdolkhani, H. Naghavi Pages 413-424

    Dendrochemistry is the science of analyzing the elements of tree rings that identify the biochemical changes of a tree under environmental changes. In order to investigate the change in the concentration of some of the chemical elements in the wood of declined trees compared to healthy ones, three healthy and declined Iranian oak trees (Quercus brantii Lindl.) in forests close to Khorramabad were cut and a disk was prepared from each tree. Then the vegetative rings of the last 35 years were cut into three five-years and two 10-years-old cuttings and extracted by the wet digestion method and the concentration chemical elements were measured using the atomic absorption apparatus. The results showed that potassium concentration in the wood of declined trees was higher than healthy ones while calcium and copper concentrations in the wood of healthy trees were less. Also, the ratio of sodium and calcium to potassium concentration in the trees of the two communities was significantly different. Correlation between elemental concentration and radial growth of healthy trees was not significant, whereas in declined trees there was a negative and significant correlation between calcium and lead content and radial growth. According to the results, the effect of climatic factors seems to be the most effective among several factors.

    Keywords: calcium, dendrochemistry, Growth, Potassium
  • A. Khaleghi *, K. Masoumi Pages 425-435

    Vegetative propagation is one of the important conservation means of native and threatened tree species. The aim of this study was to find a suitable treatment for increasing the rooting of Parrotia persica hardwood cuttings. For this purpose, the factorial experiment was conducted in a completely randomized design with three replications. The hardwood cuttings were taken from one-year-old shoots in December. After treatment with or without 2% Ascorbic acid or 1% Chitosan, cuttings were treated with different concentrations of IBA (0, 2000, 4000, 6000 or 8000 mg/L). The traits of rooting percentage, number of roots per cuttings, average root length, root diameter, and root volume were evaluated after five months. Results showed that all rooting traits increased with increasing IBA concentration. Further, the application of 2% Ascorbic acid with IBA was more effective than Chitosan on improving rooting traits. Application of 2% Ascorbic acid in combination with IBA significantly increased rooting percentage, root length, root diameter, and root volume. The highest rooting percent (61.54%), root length (23.54 cm), main root diameter (0.76 mm) and root volume (3.43 mm3) were observed in 8000 mg/L IBA in combination with 2% Ascorbic acid. Therefore, the application of Ascorbic acid had a positive effect on the rooting of Parrotia persica hardwood cuttings.

    Keywords: Auxin, hardwood cutting, rooting-cofactors, vegetative propagation
  • M.R. Nazari Sendi, I. Hassanzad Navroodi *, A.M Kalteh, H. Poorbabaei Pages 436-450

    The diameter and height of trees are essential variables for biomass prediction, carbon storage, and forest stand development. Compared with height, measuring the diameter of trees more convenient and is associated with lower cost and error. In this study, nonlinear models were used to estimate height of lime trees in the Shafaroud forests of Guilan. Lime (Tilia begonifolia Stev.) trees are distributed from low to high altitude of 1800 m in Shafaroud forests and have an important role in preserving its natural composition and stand structure. A systematic random sampling method within a 200 × 200-meter network was applied for data collection. Data were collected from 48 circular sample plots with 1000 m2 at altitudes from 500 to 950 m (parcels no. 29 and 30 in 16th compartment) as well as from 50-500 m (parcels no. 14 and 18 in 17th compartment). Modeling was performed with 12 commonly used nonlinear models and multilayer perceptron neural networks with the Levenberg-Marquardt algorithm, which has the advantage to accommodate the complex nonlinear relationships between input and output data. Performance criteria including root mean square error (RMSE), adjusted R2, AIC, and MAD were used to compare the results. Results showed the highest performances of Burkhart-Strub (1974) in mid-altitude and Stoffels-Van Soeset (1953) models in low-altitude forests, while artificial neural network (ANN) returned the highest accuracy and performance in both sites. It decreased the RMSE by 5.54% in sub-mountain and 7.35% in low-land forests compared to the best applied nonlinear models. Although the suggested nonlinear models were accurate enough for the study site, the ANN method is preferred for its higher accuracy.

    Keywords: Artificial Neural Network, Height-diameter, modeling
  • A. Nouri, Sh. Shataee *, J. Mohammadi Pages 451-463

    Estimating forest attributes is essential for understanding the condition and function of the forest to be applied in forest planning and management. The purpose of this study was to estimate the structural attributes of conifer-dominated plantations using radio detection and ranging (RADAR) polarimetric data and nonparametric algorithms in the Arabdagh region of Golestan province. Field-based structural attributes were collected from 319 circular plots with 400 m2 areas designed within a random cluster method. Within each plot, diameter at breast height (for all trees) and height (for some trees) were measured. The precise position of plots ere also recorded. Then stand volume, basal area, and the number of stem per ha were calculated. The required preprocessing and processing were conducted on raw RADAR data, followed by the extraction of plot-based values from the derived indices. Model training was done on 75% of plots using random forest, support vector machine, and K nearest neighbor algorithms. Results were validated with the remaining 25% of the plots. The results showed the lowest Root Mean Square Error and Bias for Random Forest algorithm for basal area 50.62% and -1.7%, respectively. Moreover, the support vector machine model achieved 58.82% and -7.94% for volume as well as 52.07% and -5.1% for no. of trees per hectare. As a whole, this study showed that the full polarization PALSAR-2 data has a moderate ability to estimate the quantitative structural attributes due to the high amplitude of changes in the quantitative forest characteristics.

    Keywords: Nonparametric algorithms, softwood replantations, radar, polarimetric
  • F. Mohammadpour, M. Zarafshar *, F. Ghasemi Aghbash Pages 464-474

    Wild pistachio seeds have a hard coat and deep physiological dormancy, which declines their germination success. In this study, the effect of seed priming with carbon nanotubes was studied on two species of wild pistachio (Pistacia atlantica and P. Khinjuk) and was then compared with common treatments. For this purpose, seeds of each species were primed for four hours in solutions containing 0, 10, 25, 50, 75 and 100 mg / L of carbon nanotubes. In addition, some of the seeds were also treated by the common acid concentrations (65%, 5 and 10 min) and cold treatments (4 °C for one month), followed by an analysis of their germination characteristics. According to the results, carbon nanotubes affected the germination characteristics of the both species. The highest germination rate of P. khinjuk occurred under 75 mg/l and for P. atlantica at 10 mg / l. for P. atlantica, whereas the lowest germination was observed in acid (5%) and control treatments. Although cold treatment showed higher germination (18.33%) compared to control and acid-treated seeds, it was less than carbon nanotube treatments. For P. khinjuk, the lowest germination was also observed for acid treatment (11.67%). The seed germination rate and percentage of both species at concentrations of 100 mg/L were lower than those at concentrations of 10 and 75 mg/l, thus the use of lower concentrations of the nanomaterial economically is recommended.

    Keywords: acid, cold, Seed dormancy, Seed priming
  • A. Mirhosseini *, Afagh Tabandeh Saravi, K. Espahbodi, B. Enayati Pages 475-484

    The aim of this study was to estimate the genetic parameters of Haloxylon persicum Bge., based on a progeny test in seed orchards of Yazd province using the REML method. For this purpose, 60 trees with good appearance, optimum quality, the relative balance between crown and trunk, resistant to pests and diseases, and with high germination seeds were selected among the Haloxylon persicum stands in different habitats of Yazd province. After seed planting and seedling production, they were transplanted into the field by preserving the tree and planted on rows with 6 m intervals. The final traits for genetic evaluation of genotypes were continuously recorded during 5 years of project implementation in three times. The studied traits consisted mainly of vegetative traits such as height, crown spreading, trunk diameter, number of branches, freshness, seed production and contamination of powder and psyllium. The results showed the highest genetic correlations between trunk and crown diameter and height and contamination with powder. The results also indicated a high environmental correlation between those traits. However, environmental correlations were estimated to be lower than genetic correlations, which indicated a greater genetic contribution to diversity among the trees. Estimation of heritability of traits also showed that the highest heritability was related to the height and diameter of the crown and the least to powder contamination. Moreover, freshness were estimated to be 0.619, 0.616, 0.509, 0.335, 0.170, and 0.20, respectively.

    Keywords: Genetic Parameter, Haloxylon, progeny test, REML method
  • A. Eshagh Nimvari, H. Ravanbakhsh *, M. Amiri, M.K Kianian Pages 485-497

    Among environmental factors, snow is one that is not considered enough in the Hyrcanian forests. There was a heavy snowfall in central Hyrcanian forests in 2016 November which caused serious damages to the forest trees. To consider these damages, 70 sample plots of 40×40 meter were chosen with systematic random method in parcels 609, 629 and 632 in Liresara Forest district in Mazandaran province. In each plot, all damaged and undamaged trees and the form and the properties of damages were considered. According to the results, 9% of trees had been damaged by snow. Amongst the damages, stem breakage and uprooting were the most frequent, whereas bending of stump was the least frequent. The most damages occurred to Alnus subcordata (with 22 percent of whole individuals) and Carpinus betulus, and Acer velutinum and Diospyros lotus were slightly damaged. Furthermore, A. subcordata, C. betulus, Parrotia persica and Quercus castaneifolia were more severely broken, while Buxus hyrcana was more uprooted and Acer cappadocicum was more bent. The altitude class of lower than 200 meter had significantly the most damages; but slope classes did not show any significant differences. Concerning aspects, it was clarified that the most damages were on northern slopes. Altitude was significantly effective on extent of damage of A. subcordata and C. betulus, whereas Aspect was effective on C. betulus, A. cappadocicum and Tilia begonifolia. Young trees, grown after shelter cut of decades 1980 and 1990, whose diameter was 15-35 cm, were considerably vulnerable to snow.

    Keywords: breakage, Hyrcanian, Liresara Forest district, Temperate deciduous forests, topographic variables, Vulnerability