فهرست مطالب

  • سال هشتم شماره 4 (زمستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/11/12
  • تعداد عناوین: 8
|
  • راهب جعفری*، منصور بیرامی صفحات 491-499
    زمینه و هدف

    وسواس یکی از بیماری های شایع روان پزشکی می باشد که با افکار و اعمال تکراری مشخص می گردد. هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی توانبخشی شناختی بر کاهش وسواس و الگوی امواج مغزی در بیماران مبتلا به اختلال وسواس فکری - جبری بود.

    مواد و روش ها

    پژوهش حاضر از نوع مطالعات نیمه آزمایشی بود. جامعه آماری این پژوهش کلیه بیماران مبتلا به اختلال وسواس فکری- جبری مراجعه کننده به مراکز روانپزشکی شهر تبریز در سال 1397 بود. تعداد 30 بیمار مبتلا به وسواس بعد از تشخیص روانپزشک به صورت در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. سپس هر دو گروه از نظر موج آلفا و تتا منطقه F4 و همچنین شدت وسواس با پرسشنامه وسواس ییل-براون مورد ارزیابی قرار گرفتند (پیش آزمون)، و بعد گروه آزمایش به مدت 12 جلسه 60 دقیقه ای، تحت توانبخشی شناختی قرار گرفتند و آموزش های مرتبط را دریافت کردند و در پایان هم به منظور ارزیابی تفاوت های صورت گرفته، آزمون های فوق، مجددا روی هر دو گروه آزمایش و کنترل اجرا شد (پس آزمون).

    یافته ها

    تحلیل داده های پژوهش حاضر نشان داد که توانبخشی شناختی باعث کاهش علایم وسواس می شود و همچنین آلفا و تتای مغزی را در ناحیه F4  با نمره 84/93 کاهش داده است که در سطح P<./.1 معنادار می باشد. نمره پس آزمون به نسبت پیش آزمون در گروه کنترل تفاوتی نداشت اما نمره پس آزمون گروه آزمایش به نسبت پیش آزمون تفاوت پیدا کرده بود.

    نتیجه گیری

    مبتنی بر یافته های این پژوهش می توان از توانبخشی شناختی به عنوان درمانی موثر برای کاهش وسواس استفاده نمود.

    کلیدواژگان: کلیدواژه ها: توانبخشی شناختی، وسواس، آلفا، تتا
  • شیرین مددکار*، کبری نوریان صفحات 500-510
    زمینه و هدف

    عوامل متعددی کیفیت زندگی بیماران مبتلا  به انفارکتوس میوکارد را تحت تحت تاثیر قرار می دهد. هدف این مطالعه تعیین تاثیر آموزش چند رسانه ای با رویکرد خانواده محور مبتنی بر پیگیری تلفنی (تله نرسینگ) پس از ترخیص بر کیفیت زندگی بیماران مبتلا به انفارکتوس میوکارد بود.

    روش بررسی

    در این کارآزمایی بالینی، 60 بیمار انفارکتوس میوکارد به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب و تصادفی به دو گروه مداخله و کنترل تقسیم شدند. در گروه مداخله کارگاه آموزشی از طریق نرم افزار چند رسانه ای برای بیماران و عضو فعال خانواده برگزار شد. همچنین مداخله تلفنی به مدت 1 ماه توسط پژوهشگر صورت گرفت. در گروه کنترل مداخله ای صورت نگرفت. کیفیت زندگی بیماران قبل و 1 ماه بعد از مداخله با استفاده از پرسشنامه کیفیت زندگی مینه سوتا اندازه گیری شد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS 21  در سطح معنی داری کمتر از 05/0 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.

    یافته ها

    میانگین امتیاز کیفیت زندگی بین دو گروه قبل از مداخله تفاوت آماری معنی داری نداشت (p=1). اما بعد از اجرای مداخله این تفاوت معنی دار شد به گونه ای که در گروه مداخله کیفیت زندگی افزایش یافته بود (p≤0/001).

    نتیجه گیری

    توصیه می شود مداخلات آموزشی مربوط به برنامه درمانی در بیماران انفارکتوس میوکارد با مشارکت خانواده ها و پیگیری منظم انجام شود.

    کلیدواژگان: آموزش خانواده محور، تله نرسینگ، کیفیت زندگی، انفارکتوس میوکارد
  • معصومه باقری نسامی*، اعظم فرجی، ذلیخا فرجی، جمیله مروتی، بنت الهدی عرب صفحات 511-525
    هدف

    خارش در بیماران همودیالیزی یکی از شایع ترین علایم آزاردهنده در بیماران مبتلا به نارسایی مزمن کلیه است. اگر چه درمان های دارویی تا حدودی می توانند منجر به کاهش خارش در بیماران همودیالیزی شوند، درمان قطعی خارش در این بیماران چالش برانگیز است. از این رو مقالات متعددی در این زمینه انجام شده است ولی تجمیع این مقالات به چاپ نرسیده است. لذا مطالعه حاضر با هدف مروری بر درمان های موضعی خارش طراحی شد.

    روش کار

    مطالعه مروری به واسطه جستجوی پایگاه های اطلاعاتی SID،PubMed ، Google scholar، Scopus، web of science, Barak at Knowledge Network System, Elsevier, springer, ،magi ran ،Herb med، biomed central، در محدوده سالهای 1987 تا 2018 و در بین مقالات فارسی و انگلیسی انجام شد. بعد از اتمام جستجو، تعداد 217 مقاله بدست آمد که پس از غربالگری عنوان 63 مقاله باقی ماند، 12 مقاله بعد از خواندن چکیده حذف شد و در 51 مقاله باقی مانده، متن اصلی مورد مطالعه قرارگرفت که 20 مقاله به دلیل عدم ارتباط با موضوع پژوهش در این مرحله خارج شد و 31 مقاله نهایی وارد مطالعه شد. مقالات با استفاده از چک لیست JADAD مورد بررسی قرار گرفت و 25 مقاله دارای میانگین مناسب و امتیاز بالای 3 بودند که وارد مطالعه شدند.

    یافته ها:

    نتایج مقالاتی که در زمینه درمان های جلدی در خارش بیماران همودیالیزی، موثر گزارش شد شامل استفاده از امولینت، ژل، پماد، کرم، روغن و لوسیون بود. مروری بر این مطالعات نشان داده که پماد، دارای بالاترین تاثیر درکاهش میزان خارش است. دیگر درمان های موضعی کرم، ژل، روغن ها و لوسیون و امولینت برای کاهش خارش بیماران همودیالیزی مفید است.

    نتیجه گیری:

    با توجه به نتایج مطالعه حاضر توصیه می گردد ابتدا بیماران همو دیالیزی برای کاهش خارش از پماد، کرم و ژل ها استفاده نمایند و سپس روغن ها، لوسیون و هلیوتراپی به ترتیب در جایگاه های بعدی قرار دارند.

    کلیدواژگان: درمان موضعی، خارش، همودیالیز، نارسایی کلیوی، مروری سیستماتیک
  • هادی حاتمی، علی حسن پور*، شهریار صالحی، مسعود لطفی زاده صفحات 526-534
    هدف

    سکته قلبی یکی از شایع ترین بیماری های قلبی و عروقی در ایران می باشد. باتوجه به عوارض و مشکلاتی که سکته قلبی در تمامی جنبه های زندگی بیماران به وجود می آورد، مسیله مهمی که مطرح می شود کیفیت زندگی بیماران است. هدف از این مطالعه بررسی تاثیر مداخله مبتنی بر الگوی بزنف بر کیفیت زندگی بیماران مبتلا به سکته قلبی است.

    روش ها:

    این مطالعه از نوع نیمه تجربی بود جمعیت شرکت کننده آن را بیماران مبتلا به اولین سکته قلبی در سال 1398-1397 بستری در بیمارستان آیت الله کاشانی و هاجر شهرکرد تشکیل داد. در مجموع 80 نفر بیمار در این مطالعه شرکت داشتند که به روش نمونه در دسترس انتخاب و به روش تصادفی به گروه های کنترل و مداخله اختصاص یافتند. برای گروه آزمون مداخله آموزشی-حمایتی مبتنی بر الگوی بزنف شامل سه جلسه آموزشی 45 دقیقه ای و سه ماه پیگیری به صورت فردی برای هریک از شرکت کنندگان این گروه انجام شد. گروه کنترل مراقبت های روتین را دریافت نمودند. اطلاعات مربوط به بیماران با استفاده از پرسشنامه کیفیت زندگی فرانس و پاورس جمع آوری شد و با استفاده از نرم افزار آماری spss18 و آزمون های آماری تی مستقل و مشاهدات تکراری تجزیه و تحلیل گردید.

    یافته ها: 

    شرکت کنندگان دو گروه از نظر متغیرهای دموگرافیک تفاوت آماری معناداری با یکدیگر نداشتند. بیماران دو گروه مورد مطالعه از نظر میانگین نمره کیفیت زندگی قبل از مداخله تفاوت آماری معناداری با یکدیگر نداشتند (509/0=P)، اما سه ماه بعد از مداخله بین دو گروه از نظر میانگین نمره کیفیت زندگی تفاوت معناداری وجود داشت (001/0=P).

     نتیجه گیری: 

    نتایج این مطالعه نشان داد که بکار گیری مداخلات آموزشی مبتنی بر الگوی بزنف می تواند منجر به بهبود کیفیت زندگی در بیماران مبتلا به سکته قلبی شود.

    کلیدواژگان: سکته قلبی، کیفیت زندگی، الگوی بزنف
  • هایده حیدری*، رضا مسعودی، فریبا رستمی صفحات 535-544
    زمینه و هدف

    ترومبوآمبولی وریدی یک مشکل بهداشتی مهم است که نتیجه آن مرگ و میر، عوارض و هزینه های اقتصادی است. با توجه به اینکه پیشگیری در اولویت است و نظر به این که در کشور ما استانداردهای مشخص و منطبق با شرایط و فرهنگ مراقبتی خاص ایران برای پیشگیری از آمبولی ریه وجود ندارد؛ به همین منظور این مطالعه با هدف تدوین استانداردهای ملی مراقبتی پرستاری در پیشگیری از ترومبوآمبولی وریدی انجام شد.

    روش بررسی

    در این مطالعه توصیفی ابتدا استانداردهای مراقبتی پیشگیری از ترومبوآمبولی وریدی از کتب و منابع معتبر موجود استخراج شد. در مرحله دوم چک لیستی آماده شد که روایی و پایایی آن مورد سنجش قرار گرفت و در آخر با استفاده از تکنیک دلفی چک لیست مربوطه در دور اول با شرکت 12 صاحب نظر و دور دوم با شرکت 120 صاحب نظر در سطح کشوری و با اجماع بیش از 70 درصد نهایی شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS صورت گرفت.

    یافته ها

    نتایج این مطالعه در قالب چهار گام نهایی شد. گام اول شامل ارزیابی بیماران (چهار استاندارد در قالب 67 چک لیست)، گام دوم پروفیلاکسی (سه استاندارد در قالب 22 چک لیست)، گام سوم مدیریت دارو و اقدامات پیشگیری (دو استاندارد در قالب 24 چک لیست) و گام چهارم فرایند پرستاری (چهار استاندارد در قالب 155 چک لیست) بود.

    نتیجه گیری

    بر اساس نتایج مرحله سوم استانداردهای کمتر از 70 درصد اجماع حذف و استانداردهای با بیش از 70 درصد اجماع پذیرفته شد. امید است با به کارگیری این استانداردها زمینه ارتقای کیفیت خدمات پرستاری و پیشگیری از بروز ترومبوآمبولی وریدی در ایران فراهم گردد.

    کلیدواژگان: ترومبوآمبولی وریدی، پیشگیری، استاندارد، پرستاری
  • فاطمه علی اکبری، رویا تقی زاده، لیلی ربیعی*، فاطمه دریس صفحات 545-552
    زمینه و هدف

    فلج نخاعی یک رویداد حاد و ویران کننده است که نتایج آن تغییرات مهم و دایمی را در زندگی افرادی که فلج شده اند ایجاد می کند.  مطالعه حاضر به منظور تعیین قدرت پیشگویی کنندگی سازه های الگوی ارتقای سلامت پندر در رابطه با انجام فعالیتهای روزمره در بیماران فلج نخاعی در شهرکرد در سال 1398 انجام شد.روش تحقیق: این مطالعه توصیفی- تحلیلی، بر روی 70 بیمار فلج نخاعی در سال 1398  در بیمارستانهای آموزشی شهر شهرکرد انجام شد. بیماران به روش سرشماری وارد مطالعه شدند. ابزار پژوهش، پرسشنامه محقق ساخته بررسی سازه های الگوی ارتقای سلامت پندر و پرسشنامه استاندارد سنجش فعالیت روزانه بود. داده ها پس از ورود به نرم افزار21 SPSSبا کمک آزمونهای آماری توصیفی و تحلیلی تجزیه و تحلیل شد.

    یافته ها

    میانگین نمره ی میزان فعالیت روزمره 50/4±03/10 و میانگین نمره ارتقای سلامت 19/24±46/127 بود . آزمون همبستگی پیرسون ارتباط معنی داری را بین آیتم های الگو ارتقای سلامت پندر (رشد معنوی ، مسیولیت سلامت، فعالیت جسمی، تغذیه، ارتباط بین فردی ، مدیریت استرس) و  میزان فعالیتهای روزمره زندگی نشان داد (05/0 <p). بر اساس نتایج تحلیل رگرسیون، قدرت پیشگویی کنندگی آیتم های الگو پندر 542/0  به دست آمد وقدرت پیشگویی کنندگی سازه بعد معنوی، قویتر از سایر ابعاد بود.

    نتیجه گیری

    یافته های این پژوهش، نشاندهنده این است که انجام رفتارهای ارتقا دهنده سلامت در بیماران فلج نخاعی از سطحی متوسط برخوردار میباشد و نقش بعد معنوی و سپس بعد مدیریت استرس به عنوان قوی ترین پیشگویی کننده با انجام فعالیتهای روزمره ارتباط دارد که توصیه می گردد با انجام مداخلات مبتنی بر سبک زندگی ارتقادهنده سلامت در راستای ارتقا فعالیت های روزمره در این بیماران، جهت این دو بعد از میان ابعاد 6 گانه الگوی ارتقای سلامت پندر برنامه ریزی دقیقتری انجام پذیرد.

    کلیدواژگان: الگو ی ارتقا سلامت پندر، فعالیت های روزمره زندگی، بیماران فلج نخاعی
  • هایده حیدری، رضا مسعودی، کبری نوریان، صدیقه جمالی* صفحات 553-559
    مقدمه

    یکی از ویژگیهای اصلی برای برقراری یک ارتباط موثر، داشتن مهارتهای ارتباطی مناسب است. افزایش کیفیت مهارتهای ارتباطی از اهداف جهانی است. هدف از انجام این مطالعه طراحی، اجرا و ارزشیابی برنامه مهارتهای ارتباطی در دانشجویان پرستاری بود.

    روش کار

    این مطالعه در شش مرحله (شش گام کرن) در دانشجویان پرستاری انجام شد. در مرحله اول و دوم به وسیله نیاز سنجی از دانشجویان از طریق فوکوس گروپ و انجام مصاحبه ها صورت گرفت و بر اساس این مرحله  گام سوم یعنی تعیین اهداف به شرح زیر مشخص شد که شامل:1- اهمیت مهارتهای ارتباطی را بیان نمایند2- انواع مدلهای ارتباطی را به کارگیرد 3- سناریوهای ارتباطی مختلف در نقشهای بی تفاوتی، همدلی، همدردی اجرا نماید4-  نحوه برنامه ریزی ارتباط در ملاقات با والدین را نمایش دهد. در مرحله چهارم برای اجرای برنامه فوق از روش های مختلفی چون اسلاید، سناریو، و ایفای نقش به عنوان استراتژی مناسب برای رسیدن به اهداف فوق استفاده شد. این مراحل در اتاق مهارتهای بالینی دانشکده پرستاری مامایی انجام شد. در مرحله پنجم این روش به کار گرفته شد بدین صورت که سناریوهای مختلف مهارتهای ارتباطی توسط دانشجویان اجرا شد و در مرحله ششم پس از آن مهارت ارتباطی به کار گرفته توسط 52 دانشجو به روش نیمه تجربی مورد ارزشیابی قرار گرفت.

    نتایج

    نتایج نشان داد که در بدو مطالعه، میانگین نمره کل مهارت های ارتباطی دانشجویان 3/72±5/95 بود و بعد از اجرای برنامه مهارتهای ارتباطی  نمره کل دانشجویان   3/07±13/92 ارتقایافت که تفاوت آماری معناداری مشاهده شد.

    نتیجه گیری

    برنامه مهارتهای ارتباطی شیوه مناسبی برای بهبود مهارتهای ارتباطی دانشجویان پرستاری است. محققان پیشنهاد می کنند که ادغام برنامه مهارتهای ارتباطی در برنامه درسی دانشجویان پرستاری می تواند در برقراری ارتباط موثر با بیماران کمک کننده باشد.

    کلیدواژگان: برنامه مهارتهای ارتباطی، دانشجویان پرستاری، مدل کرن
  • جعفر ترک زاده*، نعیمه احمدی پور شیرازی، سمیه مزگی نژاد صفحات 560-571
    زمینه و هدف

    پرستاران بزرگترین گروه ارایه کننده خدمات در سیستم درمانی بوده که عملکرد آن ها می تواند تحت تاثیر کیفیت زندگی کاری و مولفه های مرتبط با آن قرار گیرد. با این ملاحظه هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه بین جهت گیری های ارزشی و فرهنگی با رضایت از کیفیت زندگی کاری پرستاران بیمارستان های وابسته به دانشگاه علوم پزشکی شیراز بود.

    روش بررسی

    در این مطالعه توصیفی همبستگی، 351 نفر از پرستاران شهر شیراز به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه های جهت گیری ارزشی و فرهنگی ترک زاده و ثواب (1392) و رضایت از کیفیت زندگی کاری کریل (2006) بود. داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS22  و آزمون های آماری t تک متغیره، تحلیل واریانس درون گروهی، تعقیب بونفرونی و رگرسیون چندمتغیره تجزیه و تحلیل شدند.

    یافته ها:

    رضایت از کیفیت زندگی کاری از دیدگاه پرستاران مورد مطالعه بیشتر از سطح متوسط ولی پایین تر از حد مطلوب می باشد (0001/0>p). در خصوص جهت گیری ارزشی میانگین نمره بعد اجتماعی نسبت به ابعاد مادی و معنوی و در خصوص جهت گیری فرهنگی میانگین نمره بعد فرابخشی نسبت به بعد فردی به طور معناداری بیشتر می باشد (05/0<p) ولی بین سایر ابعاد تفاوت معناداری مشاهده نشد (05/0>p). انواع جهت گیری های ارزشی و فرهنگی به طور همزمان، پیش بینی کننده معناداری برای رضایت از کیفیت زندگی کاری می باشند ولی توان پیش بینی کنندگی جهت گیری فرهنگی بیشتر است.

    نتیجه گیری: 

    توسعه و تقویت جهت گیری های فرهنگی و ارزشی با توجه به تاثیری که در میزان رضایت از کیفیت زندگی کاری پرستاران دارد توصیه می شود. در این میان با توجه به اینکه جهت گیری های فرهنگی توان پیش بینی کنندگی در ارتباط با رضایت از کیفیت زندگی کاری نشان داده است می تواند در اولویت قرار بگیرد.

    کلیدواژگان: جهت گیری ارزشی، جهت گیری فرهنگی، رضایت از کیفیت زندگی کاری، پرستاران
|
  • Raheb Jafari*, Mansour Bayrami Pages 491-499
    Background & Objective

    Obsessive compulsive disorder is one of the most common psychiatric diseases characterized by repetitive thoughts and actions. The purpose of this study was to determine the effectiveness of cognitive rehabilitation on obsessive-compulsive disorder and brain wave pattern in patients with obsessive-compulsive disorder.

    Methodology

    This study was a quasi-experimental study. The statistical population of this study was all patients with obsessive-compulsive disorder referred to Tabriz psychiatric centers in 2019. Thirty patients with obsessive-compulsive disorder were selected after available psychiatric diagnosis and were randomly assigned to either experimental or control groups. Then both groups were evaluated for F4 region alpha and theta wave as well as obsessive-compulsive disorder with Yale-Brown Obsession Questionnaire (pre-test), and then the experimental group received cognitive rehabilitation and training for 12 sessions of 60 minutes. Finally, in order to evaluate the differences, the above tests were repeated on both experimental and control groups (post-test).

    Results

    The analysis of the present data showed that cognitive rehabilitation reduces the symptoms of obsessive compulsive disorder and also decreases the alpha and theta in F4 area with 93/84 score which is significant at P <.1 level. Post-test score did not differ from the pre-test in the control group, but the post-test score was significantly different from the pre-test.

    Conclusion

    Based on the findings of this study, cognitive rehabilitation can be used as an effective treatment for obsessive-compulsive disorder.

    Keywords: Cognitive Rehabilitation, Obsession, Alpha, Theta
  • Shirin Madadkar*, Kobra Noorian Pages 500-510
    Background and Objective

    Several physical and psychological factors may decrease the quality of life in patients with myocardial infarction. The present study aimed to evaluate the effect of multimedia education based on the family-centered approach and telephone follow-up (telenursing) on the quality of life of patients with myocardial infarction after discharge.

    Materials and Methods

    This clinical trial was conducted on 60 patients with myocardial infarction admitted to the CCU of Hajar Hospital in Shahrekord, Iran in 2019. The patients were selected via convenience sampling and randomly divided into the intervention and control groups. In the intervention group, a workshop was implemented through multimedia software for the patients and their active family caregivers. The intervention was performed by the researcher for one month. The control group received no intervention. Quality of life was assessed before and one month after the intervention using the Minnesota living with heart failure questionnaire. Data analysis was performed in SPSS version 21 at the significance level P<0.05.

    Results

    Before the intervention, the mean score of quality of life in the control and intervention groups was 2.94±0.31 and 2.91±0.43, respectively, which was not statistically significant (P=1). After the intervention, the mean score of quality of life was 2.86±0.22 and 4.86±0.51 in the control and intervention groups, respectively, which significantly increased in the intervention group (P≤0.001).

    Conclusion

    It is recommended that educational interventions be incorporated in to the treatment protocol of patients with myocardial infarction with the participation of their families and regular follow-up.

    Keywords: : Family-centered Education, Telenursing, Quality of Life, Myocardial Infarction
  • Masoumeh Bageri Nesami*, Azam Faraji, Zoleikha Faraji, Jamileh Morovati, Bentol Hoda Arab Pages 511-525
    Background & Objective

    Pruritus is a common disruptive symptom in hemodialysis patients and those with chronic renal failure. Although pharmacological treatments could partially reduce pruritus in hemodialysis patients, the definitive treatment remains challenging in these patients. Several studies have been published in this regard, while no reviews have been focused on these articles. The present study aimed to review the topical treatments for pruritus.

    Material and Methods

    This review study was conducted on the Persian and English articles published during 1987-2018 via searching in databases such as SID, PubMed, Google Scholar, Scopus, Barakat Knowledge Network System, Elsevier, Springer, Web of Science, Magiran, HerbMed, and Biomed Central. In total, 217 articles were retrieved, and 63 articles were initially selected after screening the titles, and 12 articles were eliminated after reviewing the abstract. Among the remaining articles (n=51), the original texts were assessed, and 20 studies were excluded due to irrelevance to the research subject. Finally, 31 articles were reviewed using the Jadad checklist, and 25 articles had good mean (scores above 3), which were included in the study.

    Results

    The most effective topical treatments reported for hemodialysis patients include the use of emulsions, gels, ointments, creams, oil, and lotions. A review of these studies indicated that ointment is most effective in relieving itching, followed by creams, gels, oils, and lotions, and emulsions, which are also helpful in reducing itching in hemodialysis patients.

    Conclusion

    According to the results, the use of topical remedies (e.g., herbal oils, gels, ointments, creams, emulsions, and lotions) could be effective in the treatment of itching in hemodialysis patients, and these methods are highly recommended in this regard.

    Keywords: Topical Treatment, Itching, Hemodialysis, Renal Failure, Systematic Review
  • Hadi Hatami, Ali Hasanpoor*, Shahryar Salehi, Masoud Lotfizadeh Pages 526-534
    Background and Objective

    Myocardial infarction is a prevalent cardiovascular disorder in Iran. Considering the complications of myocardial infarction that affect every aspect of the patients' life, the quality of life of these patients is of utmost importance. The present study aimed to evaluate the effect of an intervention based on the BASNEF model on the quality of life of patients with myocardial infarction.

    Materials and Methods

    This quasi-experimental study was conducted on patients with the first myocardial infarction, who were admitted to Ayatollah Kashani Hospital and Hajar Hospital in Shahrekord, Iran during 2018-2019. In total, 80 patients were selected via convenience sampling and randomly assigned to the intervention and control groups. The intervention consisted of three 45-minute training sessions and three months of follow-up, which were implemented individually for each participant. The control group received routine care. Data were collected using the Ferrans and Powers quality of life questionnaire. Data analysis was performed in SPSS version 18 using independent t-test and repeated measures ANOVA.

    Results

    No significant differences were observed between the intervention and control groups in terms of the demographic variables. In addition, the patients had no significant difference regarding the mean score of the quality of life before the intervention (P=0.509), while three months after the intervention, a significant difference was observed in the mean score of the quality of life between the intervention and control groups (P=0.001).

    Conclusion

    According to the results, the educational intervention based on the BASNEF model could improve the quality of life of the patients with myocardial infarction

    Keywords: Myocardial Infarction, Quality of Life, Basnef Model
  • Haydeh Heidari*, REZA Masoodi, Fariba Rostami Pages 535-544
    Background & Objective

    Venous thromboembolism (VTE) is a major health concern, which is associated with high mortality and morbidity and treatment costs. Although prevention is considered a priority is in this regard, there are no specific standards in Iran based on the specific conditions and care culture for the prevention of pulmonary embolism. The present study aimed to develop national standards of nursing care for the prevention of VTE.

    Materials and Methods

    In this descriptive study, the care standards for the prevention of pulmonary embolism were extracted from valid references. At the second stage, a checklist was prepared, and its validity and reliability were confirmed. Finally, the Delphi technique was used to finalize the respective checklists at the first stage by 12 experts and the second stage by 120 experts, with the consensus of over 70%. Data analysis was performed in SPSS.

    Results

    The obtained results were finalized in four phases. The first phase was patient evaluation (four standards in the form of 67 checklists), the second phase was prophylaxis (three standards in the form of 22 checklists), the third phase was drug management and preventive measures (two standards in the form of 24 checklists), and the fourth phase was the nursing process (four standards in the form of 155 checklist).

    Conclusion

    Based on the results of the third stage, the standards with lower consensus than 70% were eliminated, and the standards with higher consensus than 70% were established. It is hoped that these standards would improve the quality of nursing care and contribute to the prevention of pulmonary embolism in Iran.

    Keywords: Venous Thromboembolism, Prevention, Nursing, Standard
  • Fateme Aliakbari, Roya Taghizade, Leili Rabiei* Pages 545-552
    Background & Objective

    Spinal cord injury is an acute, debilitating event, which leads to significant and permanent changes in the life of the patients. The present study aimed to determine the predictive power of the dimensions of the Pender health promotion model in relation to the daily activities of patients with spinal cord injury in Shahrekord, Iran in 2019.

    Materials and Methods

    This descriptive-analytical study was conducted on 70 patients with spinal cord injury in the teaching hospitals of Shahrekord in 2019. The patients were selected via census sampling. Data were collected using a researcher-made questionnaire based on the constructs of the Pender model and a standard questionnaire of daily activity measurement. Data analysis was performed in SPSS version 21 using descriptive and analytical statistics.

    Results

    The mean scores of daily activity and health promotion were 10.03±4.50 and 127.46±24.19, respectively. The results of the Pearson correlation-coefficient test indicated significant associations between daily activities and the constructs of the Pender health promotion model, including spiritual growth, health responsibility, physical activity, nutritional status, interpersonal relations, and stress management (P<0.05). In addition, the results of the regression analysis indicated the predictive power of the Pender pattern items to be 0.542, while the predictive power of the spiritual growth dimension was higher than the other dimensions.

    Conclusion

    According to the results, the level of health promotion behaviors in the patients with spinal cord injury was moderate, and the spiritual growth and stress management dimensions were the strongest predictors of daily activities. Therefore, it is recommended that interventions based on health promotion lifestyle be implemented in order to enhance the daily activities of these patients, with the main focus on planning on these two dimensions through the six constructs of the Pender health promotion model.

    Keywords: Pender Health Promotion Pattern, Daily Living Activities, Spinal Cord Injury Patients
  • Hayede Heidari, Reza Masoudi, Kobra Noorian, Sedighe Jamali* Pages 553-559
    Background & Objective

    Effective communication requires proper communication skills. Improving the quality of communication skills is considered to be a global issue. The present study aimed to design, implement, and evaluate a communication skills programs for nursing students.

    Materials and Methods

    This quasi-experimental study was conducted using the consensus method on 52 fourth-year nursing students in the six steps of Kern. In the first and second stages, the needs of the students were assessed via focus group analysis and interviews. Correspondingly, the third step involved setting goals, including the clarification of the importance of communication skills, applying various communication models, performing various scenarios in apathetic, sympathetic, and empathetic roles, and determining the planning approach for parental meeting. In the fourth stage, various  methods (e.g., slides, scenarios, and role-playing) were applied as the effective strategies to achieve the goals. The processes were carried out in the clinical rooms of the Department of Nursing and Midwifery. In the fifth stage, various scenarios were performed by the students, and in the sixth stage, the applied communication skills by the students were evaluated based on a quasi-experimental method. Data analysis was performed in SPSS using dependent t-test.  

    Results

    The mean score of all the communication skills of the student was 5.95±3.72, which increased to 13.93±3.03 after the intervention, and the difference in this regard was considered significant (P≤0.001).  

    Conclusion

    According to the results, the applied communication skills program could enhance the communication skills of the nursing students. Therefore, it is recommended that communication skills be integrated into the nursing curriculum to help nurses have proper interactions with patients.

    Keywords: Communication Skills Program, Nursing Student, Kern Model
  • Jafar Torkzadeh*, Naeimeh Ahmadi Pour Shirazi, Somayeh Mezginezhad Pages 560-571
    Background & Objective

    Nurses are the largest group of healthcare providers whose performance may be affected by the quality of work life and associated components. The present study aimed to investigate the correlations between the value and cultural orientations and satisfaction of nurses with the quality of work life in the hospitals affiliated to Shiraz University of Medical Sciences in Shiraz, Iran.

    Materials and Methods

    This descriptive-correlational study was conducted on 351 nurses in Shiraz, who were selected via stratified random sampling. Data were collected using the value and cultural orientation questionnaire by Torkzadeh and Savab (2013) and Cyrill quality of life satisfaction questionnaire (2006). Data analysis was performed in SPSS version 22 using univariate t-test, intra-group variance analysis, Bonferroni post-hoc test, and multivariate regression.

    Results

    In the viewpoint of the nurses, satisfaction with the quality of work life was above average, while below the desired level (P<0.0001). A significant difference was observed in the value orientation of the mean score of the social dimension in terms of the physical and spiritual dimensions. In the cultural orientation, the mean score of the transcendental dimension was significantly higher compared to the individual dimension (P<0.05). However, no significant differences were observed between the other dimensions (P>0.05). Several value and cultural orientations were simultaneously significant predictors of satisfaction with the quality of work life, while the predictive ability was higher regarding cultural orientation.

    Conclusion

    The developing and reinforcing of cultural and value orientations are recommended considering the impact on the satisfaction of nurses with the quality of work life. Meanwhile, cultural orientations could predict satisfaction with the quality of work life.

    Keywords: Value Orientation, Cultural Orientation, Quality of Work Life, Satisfaction, Nurses