فهرست مطالب

  • سال دوازدهم شماره 1 (بهار 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/01/30
  • تعداد عناوین: 7
|
  • جواد اصغری صفحه 0
  • دانا طالب پور*، محمدحسن فوادیان صفحات 1-21
    کتاب المفصل زمخشری به دلیل برخورداری از ویژگی های خاص سبکی آن تاکنون توسط عالمان بسیاری شرح داده شده است. یکی از شروح مشهور این اثر، نسخه خطی شرح عزالدین عبدالعزیز کاشی، شاعر، مولف و کاتب ایرانی اواخر قرن هفتم و ابتدای قرن هشتم هجری است. وی علاوه بر آثار متعددی که در عرصه نظم و نثر فارسی و عربی به جای گذاشته است، شرح مبسوطی نیز بر کتاب المفصل نوشته است. مقاله حاضر سعی دارد تا به بررسی جایگاه نحوی او در خلال کتاب شرح المفصل بپردازد و بتواند نقش او را به عنوان یک شخصیت ایرانی برجسته به اثبات برساند. بهره گیری از زبانی ساده و بی تکلف برخلاف زبان ادبی ابن یعیش و عقلی-منطقی ابن حاجب، توجه دقیق به مسایل لغوی، توجه به مساله عامل، تعلیل، تبیین حدود و دایره اصطلاحات نحوی و بهره گیری از اسلوب محاوره در بیان مباحث نحوی یکی از ویژگی های برجسته این کتاب است. وی در شرح خود عمدتا از پیروان مکتب بصری است اما گویا نخواسته است تنها نقش یک ناقل را بازی کند و تسلیم بی چون چرای آرای نحویان شود، بلکه در برخی موارد به نقد آرای برخی از آنها مخصوصا زمخشری و ابن حاجب پرداخته است و از شخصیت مستقل علمی خویش، در آن پرده برداشته است. این مساله نشانگر آشنایی شارح ایرانی با زبان عربی و علوم آن و همین طور هوش و ذکاوت بالای او در درک عمیق مسایل زبانی عربی است.
    کلیدواژگان: نحو، نسخه خطی، شرح المفصل، زمخشری، عزالدین عبد العزیز کاشی
  • صدیقه حسینی، مهین حاجی زاده*، حمید ولی زاده صفحات 23-45
    بیش متنیت بر هر گونه رابطه برگرفتگی یا اقتباس دلالت دارد؛ بنابراین این اصطلاح در ادبیات بیانگر نوعی از روابط میان متون می باشد.رمان فرانکشتاین فی بغداد (2013) احمد سعداوی تحت تاثیر رمان فرانکنشتاین (1818) مری شلی نوشته شده است که نشانه های لایه های پاک شده پیش متن شلی در بیش متن سعداوی دیده می شود. همین امر، رابطه بیش متنیت یعنی دیده شدن لایه های متن تاثیر گذار در لابه لای متن تاثیر پذیر را سبب می گردد. این روند از طریق تغییری هدفمند در بیش متن اتفاق می افتد که تراگونگی نام دارد و از تقلید به دور است. تغییر و گسترش معنا در بیش متن از طریق جایگشت انجام شده است که نوعی تغییر جدی در پیش متن می باشد، اما می توان برخی روابط پارودیک و دگرپوشی یعنی طنز به قصد تخریب پیش متن را در این رمان مشاهده نمود که البته شامل کل رابطه بیش متنیت نمی گردد. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی به بررسی رابطه تراگونگی در برخی ویژگی های محتوایی این دو رمان و تغییرات ایجاد شده در محتوای بیش متن از نوع جایگشت می پردازد. جایگشت بدون این که به تفسیر رمان مری شلی بپردازد به تغییر جدی در ابعاد مختلف آن دست می زند. عنوان، اسامی، مکان ها، مضمون، نمادها، زبان و دین و اعتقادات از جمله مواردی هستند که دچار تراجایی در متن درجه دوم یعنی رمان سعداوی می شوند. این جایگشت، حضور شبح وار فرانکشتاین و فضای حاکم بر بیش متن را توجیه می کند که چگونه گذشته با حضور خود باعث غیاب معنا می شود.
    کلیدواژگان: بیش متنیت، تراگونگی، جایگشت، فرانکشتاین، احمد سعداوی، مری شلی
  • نعیمه غفارپور صدیقی*، وحید مبارک، محمد ایرانی صفحات 47-68
    گونه ادبی رمان در روزگار ما، با تصاحب جایگاه اسطوره، کارکردهای آن را بر عهده گرفته است. از همین روی، رمان می تواند مانند اسطوره دارای لایه های معنایی نهفته ای باشد که گاه هدف اصلی نویسنده نیز انتقال آن ها به مخاطب است. برای دریافت این معانی می توان از روش نشانه شناسی ثانویه کمک گرفت که رولان بارت در بررسی نظام های اسطوره ای آن را به کار می برد. در این شیوه، نشانه های برآمده از نشانه شناسی اولیه در مرحله دوم به مرتبه دال فرو می کاهند و دوباره نشانه شناسی می شوند. هر متن یا نظامی که بتوان آن را نشانه شناسی ثانویه کرد، به تعبیر رولان بارت، اسطوره نامیده می شود. بر این اساس، در این مقاله، نخست، سعی کرده ایم به نظام اسطوره ای رمان الطریق نجیب محفوظ راه یابیم؛ یعنی نشانه هایی را که قابلیت نشانه شناسی ثانویه دارند، از این رمان استخراج کرده ایم. در نشانه شناسی اولیه الطریق به سه نشانه محوری یا سه اسطوره برساخته «جست وجوی پدر»، «عشق» و «سرگردانی» رسیدیم که مهم ترین مفاهیم این رمان هستند و روایت را به سوی جدال خیر و شر و سرگردانی بشر در این جدال سوق می دهند. در مرحله بعد برای کشف لایه های معنایی پنهان و یافتن معانی ضمنی الطریق سه نشانه پیشین را به مرتبه دال فرو کاستیم و مجددا نشانه شناسی کردیم. تلاش برای یافتن مدلول های این سه دال ما را به مفاهیم متنوعی رساند که بارت آن را مفهوم اسطوره نامیده است. این مفاهیم دریچه های جدیدی از متن می گشایند و خواننده را به جهان های معنایی نهفته ای پیوند می دهند که در رویه روایت دیده نمی شوند.
    کلیدواژگان: نشانه شناسی ثانویه، اسطوره برساخته، الطریق، نجیب محفوظ
  • الهام مریمی، احمد رضا حیدریان شهری*، بهار صدیقی صفحات 69-90

    میرال الطحاوی نویسنده مهاجر مصری در رمان هایش، با برگزیدن قهرمانان زن و شخصیت های متعدد زنان که همگی در یک وضعیت مشابه به سر می برند، به قصه پر رنج زنان سرزمینش که در سیطره سنت های گذشته گرفتار آمده اند، اهتمام ورزیده است. از این رو  رمان های الطحاوی می تواند  از منظر مضامین  فمینیستی مورد بررسی قرار بگیرد تا درک درستی از آنان به مخاطب القا شود. سوال اینجاست که این نویسنده تا چه حد درون مایه آثارش را به زنان اختصاص داده و با توجه به سیطره میراث گذشته در رمان ها بیشتر به کدام طیف از طبقات زنان جامعه توجه نموده است.  برای این مهم، پژوهش حاضر بر آن است که با روش توصیفی-تحلیلی و با تاکید بر نقد فمینیستی و در نظر گرفتن مضامینی همچون یاس و ناکامی زنان، فقر و محرومیت و عدم جایگاه اجتماعی، نقش جسم زن در شرایط وی و از سویی پدیده ازدواج و عشق ورزی در جامعه مردسالار و زن ستیز و در نهایت روحیه متمردانه زنان برای دستیابی به شرایط بهتر، به بررسی رمان های الخباء، باذنجانه الزرقاء و بروکلین هایتس بپردازد. نتایج پژوهش حاضر، نشانگر این است که الطحاوی عمدتا نگاهی خوش بینانه به زنان ندارد و همواره ناکامی و یاس زن را با نارضایتی از جسمش پیوند داده است. قهرمانان این رمان ها که اغلب نمودی از خود نویسنده هستند، در رویارویی با جامعه مردسالار، سرکشی و سنت شکنی را در پیش گرفته و خواهان توجه و برخورداری از حقوق و جایگاه اجتماعی شایسته در جامعه می باشند.

    کلیدواژگان: نقد فمینیستی، نگارش زنانه، میرال الطحاوی، الخباء، الباذنجانه الزرقاء، بروکلین هایتس
  • مرتضی امیری نژاد، فرشید ترکاشوند* صفحات 91-107
    چیستی معنا و زیبایی از مقوله های چالش برانگیز پس از پیدایش شعر نو عربی است که بخش قابل توجهی از پژوهش های ادبی را به خود اختصاص داده است. در گستره شعر و نقد معاصر عربی، ادونیس یکی از نام آورترین شخصیت های ادبی معاصر عرب به شمار می آید که به نظریه پردازی در این زمینه پرداخته است. وی معنا و زیبایی را ضمن موضوعاتی چون مفهوم شعر، تعهد، پیچیدگی، سنت و نوآوری در نوشته های خود مطرح نموده است و در این راه معنا را با خاصیتی هرمنوتیکی و بر محور پویایی دنبال نموده است. این نوشتار در پی آن است تا چیستی معنا را از دیدگاه این شخصیت اثرگذار تحلیل نماید تا از این منظر بخشی از گفتمان حاکم بر چالش معنا در عرصه شعر نو عربی آشکار گردد. ادونیس در باب معنا و زیبایی و پیوند آن با تعهد بر فردیت شاعر تاکید دارد و ماهیت  شعر در اندیشه او با نوعی ابهام و پیچیدگی همراه شده است و در نتیجه چیستی شعر و مفهوم آن در نگاه ادونیس بیشتر جنبه فلسفی به خود گرفته است. در این راه با به کارگیری رویکرد هرمنوتیک فلسفی مواردی چون تاریخمندی، اطلاق، پویایی و معناداری در اندیشه و شعر او حضور پویا دارند و عناصری چون وزن و قافیه و صور بیانی معیار کارآمدی برای تحلیل در اندیشه و شعر او نیستند. رویکرد هرمنوتیک فلسفی می تواند عیاری باشد برای سنجش زیبایی در معنا که از جمله مباحث مهم در بلاغت جدید است و از این منظر باید گفت زیبایی در اندیشه و شعر ادونیس را باید در معنا و هویت معنایی اشعار او جستجو نمود.
    کلیدواژگان: معنا، ادونیس، هرمنوتیک فلسفی، زیبایی، مفهوم شعر، تعهد
  • مهدی شاهرخ*، مصطفی کمالجو صفحات 109-130
    مدح یکی از مهم ترین درون مایه های شعری در ادبیات عربی است. فن پیامبرستایی که در ادب عربی به مدایح نبویه مشهور است، به خاطر مضامین والای اخلاقی ادبی که در مدح پیامبر مکرم اسلام (ص) دارد، از جایگاه والایی برخوردار است. این فن در دوره های مختلف شعر عربی وجود داشته اما در دوره مملوکی توانست به اوج ادبی-هنری خود برسد. این مقاله با تکیه بر شیوه وصفی تحلیلی تلاش دارد با واکاوی اسباب شکل گیری و شاعران برجسته، انواع زیرمجموعه این فن ممتاز ادبی و اسالیب آن را بررسی نماید. نتایج این پژوهش نشان می دهد که با توجه به معانی والا مدیح نبوی در دوره مملوکی جزء درخشان ترین فن شعری ادب عربی است. این مدایح ساختار معینی ندارند، اما قصاید طولانی آن شامل مقدمه ای غزلی، متن قصیده و خاتمه است، که به بیان حقیقت محمدیه، معجزات و صفات عالیه پیامبر و شفاعت و توسل به ایشان می پردازد. از مهم ترین عوامل شکوفایی فن پیامبرستایی در دوره مملوکی می توان به وقوع جنگ های صلیبی، نماد ‏وحدت شدن پیامبر اسلام به عنوان الگویی شایسته پیروی برای مسلمانان، غیر عرب بودن شاهان ‏ممالیک و عدم توجه آنان به مدایح عربی شاعران از آن ها، نیاز به این اشعار در مراسم های مولد ‏نبوی، شیوع تصوف و عرفان، گسترش قلمرو جهان اسلام و اشتیاق مردم به زیارت اماکن مقدسه در ‏حجاز اشاره کرد.
    کلیدواژگان: مدیح نبوی، شعر عصر مملوکی، انواع شعری، مضامین شعری، پیامبر اکرم
|
  • Dana Talebpour *, Mohammadhasan Foadian Pages 1-21
    Because of its unique stylistic features, many scholars have written commentaries on al-Zamakhshari’s book al-Mufassal. One of the most famous ones is a manuscript commentary by Izz al-Din Kashi, who was an Iranian poet, author, and sculptor of the late seventh and early eighth centuries AH. In addition to numerous works in the field of Persian and Arabic poetry and prose, Izz al-Din Kashi has written Sharh al-Mufassal, which is an extensive commentary on the book al-Mufssal. The present article tries to examine the syntax of Sharh al-Mufassal in order to underline Izz al-Din Kashi’s role as a prominent Iranian figure. The use of plain language unlike the literary language used in Ibn al-Yaish’s commentary and the rational and logical language of Ibn al-Hajib’s commentary, his attention to lexical issues and causation, the explanation of the scope of syntactic terms, and the use of dialects in expressing syntactic discussions are among the features of this book. In his commentary, he is mostly from the followers of the visual school, but apparently, he does not want to play the role of a narrator who merely follows syntacticians, but in some cases, he criticizes the ideas of some of them, in particular, Zamakhshari and Ibn al-Hajib, and this reveals his independent scientific character. Moreover, this shows his mastery over Arabic language, as well as his deep understanding of Arabic grammar and linguistics. Kashi looks at terms with an open and deep view, and expands syntactic issues, without blindly following a person or a syntactic school. His works reflect the characteristics of his scientific personality. He is an example of a prominent Iranian author who has written a successful commentary. However, unfortunately, his name and scientific character have not been known to researchers so far and his works are in need of much research.
    Keywords: Syntax, Manuscript, Sharh AL-mufassal, Zamakhshari, Izz al-Din Kashi
  • Seddigheh Hoseini, Mahin Hajizadeh *, Hamid Valizadeh Pages 23-45
    The term hypertextuality refers to any form of adaptation; therefore, in literature, this term expresses the relations between texts. The novel Frankenstein in Baghdad written by Ahmed Saadawi, an Iraqi novelist, is influenced by Mary Shelley’s novel Frankenstein; or, The Modern Prometheus in that the signs of the cleared layers of Shelley’s hypotext can be seen in Sadawi’s hypertext. This leads to a palimpsestuous relation between the two texts. In the field of hypertextuality, the term palimpsest refers to any type of adaptation in which the layers of the original text can be seen in the adapted text. This process, which is named transformation, takes place through a purposeful change made in the hypertext without any imitation of it. The transformation and extension of meaning in the hypotext is done through transposition, which refers to the drastic changes made to the hypotext. It is possible, however, to detect parody of the hypotext, such as practice of transvestism, in Saadawi’s novel. Yet, parody is not the entire hypertextual relation between the two texts. This study analyzes the transformational relation between some features of the contents of the two texts and the changes made to the hypertext in the form of transposition. Transposition makes profound changes in many of the dimensions of Shelley’s novel without interpreting it. Titles, names, places, themes, symbols, language, religion, and beliefs are some of the items that are transposed in Saadawi’s novel. The appearance of the character Frankenstein in Saadawi’s novel causes the emergence of different cultural and social symbols and signs. The difference between the language of the novels and the difference between places are vivid examples of transposition that explain the spectral presence of Frankenstein in the hypertext, the dominant atmosphere of the hypertext, and how the past causes the absence of meaning with its presence.
    Keywords: Hypertextuality, Transformation, Transposition, Frankenstein, Ahmed Saadawi, Mary Shelley
  • Naimeh Ghaffarpoor *, Vahid Mobarak, Mohammad Irani Pages 47-68
    Nowadays, the literary genre of fiction has taken over the place of myth. Thus, novel, like myth, may have latent semantic layers and, sometimes, the main purpose of the author is to convey these layers to the reader. Semiotics is a science that examines signs to receive the inner meaning of the text. The sign consists of the signifier and the signified and their relation is called signification. There are two types of signification, explicit and implicit. Examining the significations leads us to a variety of meanings that are not seen at the narrative level. These meanings can be reexamined with the method of secondary semiotics that Roland Barthes uses in examining mythical systems. In this method, the signs derived from the preliminary semiotics are reduced to signifiers and again go through a semiotic study. Every text or system that can be studied by secondary semiotics is called myth, as Barthes put it. Accordingly, this article, first, attempts to examine the mythical system of Naguib Mahfouz’s novel The Search by extracting the signs that have the capacity of being studied by secondary semiotics. Through preliminary semiotics, we come to its three central signs (or its three myths): search for Father, love, and wandering. These are the most important concepts in the novel, leading the narrative to the struggle between good and evil and the confusion of man about this struggle. Next, in order to discover the hidden semantic layers and the implied meanings of the novel, the three signs are reduced to signifiers and again go through a semiotic study. The attempt to find the signified for these three signifiers leads us to a variety of concepts which Barth calls myth. These concepts open new avenues of text and connect the reader to underlying semantic worlds not seen in the narration.
    Keywords: Secondary semiotics, myth, The Search, Naguib Mahfouz
  • Elham Maryami, Ahmadreza Heidaryan Shahri *, Bahar Seddighi Pages 69-90

    Miral al-Tahawi is an Egyptian immigrant who has been instrumental in bringing feminism to the forefront of Arabic literature through her novels. She has drawn the attention of her readers to the discourse of active heroic women and has advanced the feminist view of women. Choosing female heroes and numerous female characters for her novels — who all live under similar circumstances — she has sought to address the troubled lives of the women of her homeland who have been trapped by past traditions. The world of al-Tahawi’s novels is a mixture of Arab traditions, the failed aspirations of Arab women, and the undeniable identity conflict of women in the modern world. Thus, to elicit an understanding from her novels, one can examine them from the perspective of feminism. The question is to what extent the author devotes her work to women, and, given the dominance of past legacies in the novels, which spectrum of women’s classes in society receives more attention. To understand this, the present article adopts feminist criticism to study motifs such as the implications of women’s despair, poverty, deprivation, and lack of social status in the novels The Tent, Blue Aubergine, and Brooklyn Heights. Employing a descriptive-analytical approach, the article scrutinizes the role of the female body in the condition of the women. It also studies marriage and lovemaking in patriarchal and misogynistic societies and the rebellious efforts of women to achieve better conditions. The results of the study indicate that al-Tahawi does not have an optimistic view of women and that she always links their frustration and despair with their dissatisfaction with their bodies. The protagonists of these novels, who are usually reflections of the author herself, in confronting their patriarchal societies, become rebellious and iconoclastic and demand attention and the right to have high social status.

    Keywords: feminist criticism, feminine writing, Miral al-Tahawi, The Tent, Blue Aubergine, Brooklyn Heights
  • Morteza Amirinejad, Farshid Torkashvand * Pages 91-107
    Since the emergence of modern Arabic poetry the essence of meaning and beauty has been one of the challenging issues and has been the subject of a considerable part of the literary research. Adunis is one of the most notable literary figures of the Arab world who has provided theorizations in the field of Arabic poetry and criticism. In his writings, he presents meaning and beauty intertwined with subjects such as the concept of poetry, commitment, complexity, tradition, and innovation and in this way he pursues meaning with a hermeneutic and dynamic approach. This article seeks to analyze the essence of meaning from the perspective of this influential poet in order to reveal part of the discourse on the questioning of meaning in the field of modern Arabic poetry. Adunis emphasizes the influence of the individuality of the poet on meaning and beauty and their relation to commitment. In his thought, the nature of poetry is accompanied by an ambiguous and complex quality. As a result, in his view the challenge of the concept of poetry has become more philosophical. Therefore, applying a philosophical hermeneutic approach, one understands that such things as historicity, definition, dynamism, and meaningfulness are present in his thought, and that elements such as rhyme and expressive forms are not efficient criteria for analysis of his thought and poetry. We can say that the tradition in Adunis’s thought and poetry is dynamic and is not limited to the ordinary sense of the time since his thought and poetry have a hermeneutic time. Thus philosophical hermeneutic approach can be an appropriate to the aesthetics of meaning, which is one of the most important topics in the modern rhetoric and we must seek the beauty of Adunis’s poetry in the semantic identity of his poetry with a hermeneutic approach.
    Keywords: Meaning, Adunis, Adonis, Philosophical Hermeneutics, beauty, Concept of Poetry, Commitment
  • Mehdi Shahrokh *, Mostafa Kamaljoo Pages 109-130
    Eulogy is one of the most important poetic types in Arabic literature. Due to its moralistic themes, the eulogy of the prophet of Islam enjoys a high position in Arabic literature. This poetic type has existed in different periods of Arabic poetry. However, it reached its pinnacle in the Mamluks’ period. Using a descriptive-analytical approach, the present paper attempts to examine the various subdivisions of this literary type and its pertinent styles and themes by exploring its origin of formation and its prominent poets. The results of this paper suggest that the eulogies of the prophet in the Mamluks’ period are considered as one the finest poetic forms in Arabic literature. These eulogies do not have a specific structure. Yet, long odes of this literary type include a lyrical introduction, a main body, and an epilogue and they mention the prophet’s miracles and characteristics. The art of praising the prophet flourished in the Mamluks’ period because ‎of several important reasons. First, during the Crusades this poetic type was used ‎as a motivating force to inspire efforts to defend the Islamic lands. Second, ‎the prophet was considered as a decent model to follow for Muslims. Third, Arab poets praised Mamluk ‎kings but they, not being Arab, paid no attention to their poetry. Furthermore, there was a need for this type ‎of poetry in the prophet’s birthday celebrations. The ‎spread of Sufism and Mysticism, the expansion of the Islamic world, ‎people’s desire to visit the holy places of Hejaz, and the competition between Sunni ‎circles who praised the prophet and Shia movements who praised the ‎Ahl al-Bayt are among the other reasons. Al-Busiri and Safi-al-Din al-Hilli are among the most famous poets of this period who wrote ‎poetry in praise of the prophet. Al-Busiri is the most famous one and many consider him as the inventor of ‎the technique.‎
    Keywords: Prophet Muhammad, Eulogy, Mamluk Sultanate, Poetic themes, Poetic styles