فهرست مطالب

  • سال سی و دوم شماره 6 (پیاپی 164، بهمن و اسفند 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/12/01
  • تعداد عناوین: 6
|
  • فرنازالسادات فتاحی، اکبر خدامی*، جلال رحمتی نژاد صفحات 459-471

    فرضیه: 

    در سال های اخیر روش های جدیدی مانند پلاسما، پرتودهی فرابنفش و عمل آوری با ازن برای اصلاح سطح پلیمرها به کار گرفته شده است. اصلاح سطح الیاف پلیمری برای بهبود قابلیت رنگرزی و ایجاد خواص فیزیکی مطلوب مانند جذب رطوبت زیاد و الکتریسیته ساکن کم انجام می شود. در این مطالعه، برای اصلاح خواص سطحی الیاف پلی استر و اکسایش سطحی آن ها، روش ترکیبی جدید از راه عمل آوری با فرابنفش-ازن با دو شیوه خشک و تر به کار گرفته شد.

    روش ها: 

    برای اصلاح سطح الیاف پلی استر، عمل آوری با فرابنفش-ازن روی نمونه های خشک و نیز پیش آغشته سازی نمونه ها با آب و محلول های هیدروژن پراکسید و هیدروژن پراکسید-سدیم سیلیکات انجام شد. به منظور بررسی گروه های عاملی و شکل شناسی نمونه ها و مقایسه آن ها با نمونه شاهد به ترتیب از طیف نمایی زیرقرمز تبدیل فوریه (FTIR) و میکروسکوپی الکترون پویشی (SEM) استفاده شد. همچنین، جذب رطوبت و مقدار الکتریسیته ساکن نمونه ها بررسی شد.

     یافته ها:

    نتایج طیف های FTIR حاکی از افزایش شایان توجه گروه های عاملی اکسیژن دار مانند هیدروکسیل و کربونیل در نمونه ها در اثر عمل آوری با فرابنفش-ازن بود. عکس های SEM نشان داد، زبری نانومتری روی سطح نمونه های عمل آوری شده ایجاد شده است. همچنین نتایج نشان داد، جذب رطوبت نمونه های عمل آوری شده افزایش و در پی آن مقدار الکتریسیته ساکن کاهش یافته است. طبق نتایج، پیش آغشته سازی نمونه ها اثر زیادی بر فرایند اکسایش سطحی دارد.

    کلیدواژگان: فرابنفش-ازن، الیاف پلی استر، زبری نانومتری، جذب رطوبت، الکتریسیته ساکن
  • وحید حدادی* صفحات 475-483

    فرضیه: 

    سالانه مقدار بسیار انبوهی از تایر ضایعاتی در محیط زیست دور ریخته می شوند. از آنجا که فرایند تخریب مواد تایر بسیار زمان بر است، باید راه حل دوستدار محیط زیست برای بازیافت تایرهای ضایعاتی یافت شود. راهکارهای مختلفی برای اصلاح خواص مکانیکی و فیزیکی قیر یا آسفالت با پودر لاستیک پیشنهاد شده است. نتایج این مطالعات نشانگر اثر مثبت پودر لاستیک بر خواص قیر بوده است. بنابراین منطقی به نظر می رسد، غلظت و اندازه پودر لاستیک بر خواص قیر اثرگذار باشد.

    روش ها:

     اثر غلظت (مقدارهای 3، 7 و %10 وزنی) و اندازه پودر لاستیک (0.1، 0.3، 0.6 و 1mm) بر گرانروی و خواص فیزیکی و ریولوژیکی آمیخته های قیر-لاستیک بررسی شد. افزون بر این، برای تصمیم گیری بهتر درباره استفاده از پودر لاستیک برای قیر، گرانروی قیر اصلاح شده نیز مطالعه شد.

    یافته ها:

     نتایج نشان داد، افزایش غلظت پودر لاستیک و کاهش ابعاد پودر لاستیک موجب بهبود انعطاف پذیری در سرما و خواص ریولوژیکی قیر شد. افزایش غلظت پودر لاستیک تا %10  وزنی انعطاف پذیری قیر را از 20 به کمتر از 10 درجه سلسیوس کاهش داد و حتی در اندازه های کوچک تر پودر لاستیک (0.1mm)، انعطاف پذیری به حدود 8 درجه سلسیوس کاهش یافت. همچنین، در غلظت بیشتر و اندازه کوچک تر پودر لاستیک، مقاومت در برابر شیاردارشدن قیر از 35 به حدود 60 درجه سلسیوس افزایش یافت. با وجود این، نتایج گرانروی نشان داد، غلظت های بیش از %7 وزنی پودر لاستیک، گرانروی قیر را افزایش داده و کاربرد آن را محدود کرده است. بنابراین، افزودن تا %7 وزنی پودر لاستیک با اندازه کوچک تر از 0.1mm می تواند خواص فیزیکی و مکانیکی قیر را بهبود بخشد.

    کلیدواژگان: قیر، غلظت و اندازه پودر لاستیک، خواص رئولوژیکی، انعطاف پذیری در دمای سرد، گرانروی دینامیکی
  • گلچهر امینی، محمد کریمی*، فرزین زکایی آشتیانی صفحات 485-495

    فرضیه:

     غشاهای ضدآب تنفسی در بسیاری از زمینه ها از جمله منسوجات محافظ و بیمارستانی و پوشاک ورزشی کاربرد دارند. تنفس پذیری منسوج، عامل مهمی در راحتی پوشاک است.

    روش ها: 

    در این پژوهش، غشاهای الکتروریسی‏شده پلی (وینیلیدن فلویورید) با میانگین قطرالیاف 133، 203، 551 و 1018nm تولید و سپس خواص ضدآب ، ضد باد و تنفس پذیری آ ن ها بررسی شد. برای الکتروریسی پلی (وینیلیدن فلویورید) از حلال دی متیل سولفوکسید به عنوان جایگزینی با سمیت کمتر به جای حلال های رایج این پلیمر استفاده شد. درصد تخلخل، اندازه تخلخل ها، زاویه تماس قطره آب، نفوذپذیری هوا و فشار هیدروستاتیک نمونه ها اندازه گیری و ارزیابی شد. تراوایی بخار آب نمونه ها با روش گرماوزن سنجی بررسی شد.

    یافته ها:

    فشار هیدروستاتیک نمونه ها با کاهش قطر الیاف (از 1018nm به 133nm) و در نتیجه آن کاهش اندازه منافذ غشا، به ترتیب از 10kPa به 100kPa افزایش یافت. نفوذپذیری هوای نمونه ها نیز با کاهش قطرالیاف، از 9mL/s.cm2  تا 1.4mL/s.cm2 در افت فشار 500kPa ، کم شد. نتایج بیانگر این است که غشاهای تولیدشده با الیاف ظریف تر خواص ضدآب و ضدباد بهتری را نشان می دهند. درحالی که کاهش قطر الیاف و در نتیجه آن کاهش اندازه تخلخل های موجود در غشا به کاهش تنفس پذیری لایه منجر نشده و مقدار تراوایی بخار آب حدود  12.7kg/m2.day باقی مانده است. بنابراین به نظر می رسد، سازوکار غالب انتقال بخار آب در این محدوده از اندازه تخلخل ها (761nm تا 3860nm)، نفوذ مولکولی و مستقل از اندازه قطر الیاف غشاست.

    کلیدواژگان: پوشاک محافظ، ضدآب، ضدباد، تنفسی، غشای الکتروریسی شده
  • زهرا سهیل پور، امیرمسعود رضادوست*، محمد رضوی نوری، کیوان گروسی، سیدرضا غفاریان صفحات 497-507

    فرضیه:

     به دلیل ماهیت مدل سازی لایه نشانی همجوش (FDM) که در آن قطعه ها به شکل لایه لایه ساخته می شوند، محصولات حین فرایند چاپ مستعد نقص های بسیاری هستند. بنابراین، برای به حداقل رساندن نقص ها و سایر کاستی ها به راه حل های کارآمدی نیاز است. افزایش خواص فیزیکی و مکانیکی قطعه های ساخته شده با استفاده از نانوذرات یکی از این روش هاست.

    روش ها:

    به منظور بهبود خواص مکانیکی آکریلونیتریل-بوتادی ان-استیرن (ABS) که یکی از مرسوم ترین مواد به کار گرفته شده در روش FDM است، مقدارهای مختلف (1، 3 و %5 وزنی) نانولوله های کربن چنددیواره (MWCNTs) با روش اختلاط مذاب به ماترس پلیمر افزوده شد. سپس، رشته های دارای مقادیر مختلف MWCNTs، لازم برای ساخت نمونه ها با روش اکستروژن تهیه شدند. پس از آن، نمونه ها با سه ضخامت لایه مختلف 0.05، 0.1 و 0.2mm و دو زاویه رشته نشانی 90/0 و °45-/45+ چاپ شدند. آزمون های مختلف کشش و ریولوژی و میکروسکوپی الکترونی پویشی (SEM) و عبوری (TEM) برای بررسی نمونه های نانوکامپوزیتی انجام شد.

    یافته ها: 

    مطالعات SEM و TEM نشان داد، نانوذرات به شکل مناسب درون ماتریس پراکنده شدند. نتایج آزمون کشش نشان داد، استحکام کششی و مدول یانگ در اثر افزودن MWCNTs به ترتیب تا 21 و %103 در مقایسه با مواد اولیه افزایش یافته است. همچنین مشخص شد، در ضخامت لایه ثابت، حداکثر بیشینه استحکام کششی برای نانوکامپوزیت دارای %3 وزنی MWCNTs به دست آمد، اما با افزایش مقدار نانوذرات، مدول به تدریج افزایش یافت. افزون بر این، تغییر در زاویه رشته نشانی اثر معنی داری بر خواص کششی نشان نداد و نیز افزایش ضخامت لایه اثر منفی بر خواص تمام مواد بررسی شده دارد.

    کلیدواژگان: چاپ سه بعدی، مدل سازی لایه نشانی هم جوش، نانوکامپوزیت، آکریلونیتریل-بوتادی ان-استیرن، خواص مکانیکی
  • مجتبی زرگوش، هادی سبحانی* صفحات 509-519

    فرضیه:

     استفاده از الیاف شیشه در کامپوزیت های آکریلیونیتریل-بوتادی ان-استیرن (ABS) دارای مشکلاتی نظیر گرانی الیاف شیشه، سایش در تجهیزات فراورش، مشکلات زیست محیطی و بهداشتی طی بازیافت و کاهش استحکام ضربه ای کامپوزیت است. در این پژوهش، اثر وولاستونیت عمل آوری شده با سیلان دارای ساختار سوزنی و شبیه به الیاف شیشه، بر خواص مکانیکی کامپوزیت های ABS-وولاستونیت مطالعه و با کامپوزیت های ABS-الیاف شیشه مقایسه شد. 

    روش ها:

    کامپوزیت های ABS با استفاده از دو نوع وولاستونیت با مشخصات هندسی متفاوت در درصدهای وزنی مختلف تهیه شدند. نحوه پراکنش وولاستونیت در ماتریس ABS با ریزنگارهای میکروسکوپی الکترونی پویشی (SEM) و خواص مکانیکی آن ها براساس آزمون های کشش و ضربه Izod مطالعه شد. سپس با انتخاب نوع وولاستونیت مناسب خواص کششی، گرمایی و دینامیکی-مکانیکی کامپوزیت های آن با کامپوزیت های ABS-الیاف شیشه در درصدهای مشابه فاز تقویت کننده مقایسه شد.

     یافته ها:

    نتایج تجربی اثر چشمگیر ویژگی های هندسی به ویژه نسبت طول به قطر وولاستونیت را بر استحکام ضربه ای کامپوزیت ABS نشان داد که به دلیل برهم کنش بین سطحی مناسب میان ماتریس پلیمر و پرکننده بود. همچنین، نتایج پژوهش حاکی از بهبود چشمگیر استحکام ضربه ای کامپوزیت های ABS-وولاستونیت نسبت به ABS-الیاف شیشه بود، در حالی که مدول و استحکام و نیز دمای نرم شدگی ویکات در حد قابل قبولی نسبت به کامپوزیت های ABS-الیاف شیشه حفظ شده بود. با توجه به نتایج، کامپوزیت های ABS-وولاستونیت می توانند در بسیاری از کاربردها جایگزین مناسبی برای کامپوزیت های ABS-الیاف شیشه باشند.

    کلیدواژگان: آکریلونیتریل-بوتادی ان-استیرن، وولاستونیت، الیاف شیشه، خواص مکانیکی، خواص گرمایی
  • مجتبی فرخی، مهدی عبدالهی* صفحات 521-534

    فرضیه:

     کوپلیمرشدن موفق ترین و قدرتمند ترین روش برای اعمال تغییرات اصولی در خواص پلیمر است. سودمندی و کارایی کوپلیمرشدن از یک طرف با پژوهش های بنیادی ارتباط خواص-ساختار و از سوی دیگر به وسیله محدوده گسترده ای از کاربردهای تجاری مشخص می شود. تعیین ساختار کوپلیمر (ترکیب کوپلیمر، توزیع توالی مونومر) یکی از چالش های اصلی برای پیش بینی خواص کوپلیمر و ارتباط میان ساختار و خواص است.

    روش ها:

    هوموپلیمرهای پلی(1-وینیل ایمیدازول) و پلی (وینیل فسفونیک اسید) به ترتیب در مجاورت α،α-آزوبیس ایزوبوتیرونیتریل (AIBN) و α،α-آزودی ایزوبوتیرآمیدین دی هیدروکلرید (AIBA) به عنوان آغازگر سنتز شدند. کوپلیمرهای پلی(1-وینیل ایمیدازول-وینیل فسفونیک اسید) در نسبت های مختلف مولی از مونومرها در خوراک اولیه با روش پلیمرشدن رادیکال آزاد رسوبی در حلال دی متیل فرمامید (DMF) در دمای 80 درجه سلسیوس تهیه شدند. ساختار و ریزساختار پلیمرها با روش های طیف سنجی بررسی شد. در ادامه، دمای انتقال شیشه ای هومو و کوپلیمرها با آزمون های گرماسنجی پویشی تفاضلی (DSC) و تجزیه گرمایی دینامیکی-مکانیکی (DMTA) اندازه گیری شد.

    یافته ها: 

    نسبت واکنش پذیری کومونومرهای 1-وینیل ایمیدازول و وینیل فسفونیک اسید با استفاده از روش Kelen-Tudos توسعه یافته و نتایج آزمون 1H NMR به ترتیب 0.078 و 0.870 به دست آمد. نسبت واکنش پذیری کومونومرها تمایل آن ها به تشکیل کوپلیمر متناوب را نشان داد. ریزساختار کوپلیمرها شامل توالی دوتایی مونومرها با استفاده از نسبت واکنش پذیری کومونومرها و معادله های نظری تعیین شد. سپس، دمای انتقال شیشه ای کوپلیمرها با استفاده از توالی های محاسبه شده و معادله Barton پیش بینی شد که تطابق بسیار خوبی با مقادیر تجربی نشان داد و مشخص شد، ریزساختار کوپلیمرها اثر مهمی بر دمای انتقال شیشه ای آن ها دارد.

    کلیدواژگان: وینیل فسفونیک اسید، 1-وینیل ایمیدازول، کوپلیمرشدن، ریزساختار، ارتباط ریزساختار-خواص
|
  • Fattahi Farnaz Sadat, Akbar Khoddami *, Jalal Rahmatinejad Pages 459-471

    Hypothesis:

     In recent years, some modern techniques such as plasma, ultraviolet irradiation and ozone treatment have been used in surface modification of polymers. Surface modification of polymeric fibers is aimed to improve dying and to achieve desirable physical properties like high moisture absorption and lower anti-static. In this study in an attempt to modify the surface of polyester fibers, a new complex method through ultraviolet/ozone treatment in two wet and dry forms has been applied.

    Methods

    Surface modification of polyester fibers was performed by ultraviolet/ozone treatment on dry samples, as well as on samples impregnated with water, hydrogen peroxide and hydrogen peroxide/sodium silicate solutions. In order to study and compare the functional groups and morphology of the polyester fibers with those of control sample, Fourier-transform infrared spectroscopy (FTIR) and scanning electron microscopy (SEM) were used. Also, the moisture absorption and static electricity of the samples were studied.

    Findings

    The results of FTIR spectra revealed that by ultraviolet/ozone treatment the number of oxygen-containing functional groups has increased considerably. Also, nanoscale surface roughness of the treated samples was revealed by SEM images. Additionally, the results indicated that moisture absorption of the treated polyester fibers has risen and consequently their static electricity has decreased. According to the results, the impregnation of polyester fibers can remarkably enhance surface oxidation process.

    Keywords: ultraviolet, ozone, polyester fibers, nanoscale roughness, moisture absorption, static electricity
  • Vahid Haddadi * Pages 475-483

    Hypothesis:

     Annually, large amounts of waste tire are disposed into environment. Since decomposition process of these tire materials takes a long time, the governments have imposed regulations to find environmentally-friendly solutions to recycle the waste tires. There are different approaches to take on the modification of physical and mechanical properties of bitumen or asphalt with crumb tires. The results of those studies have illustrated positive effect of crumb rubber on bitumen properties. Therefore, it is reasonable that concentration and size of crumb rubber could affect the bitumen properties.

    Methods

    The effect of concentration (3%, 7% and 10 wt%) and size (1, 0.6, 0.3 and 0.1 mm) of crumb rubber was considered on the viscosity, physical and rheological properties of bitumen/rubber blends. Furthermore, to better decide on the use of crumb rubber for bitumen, the viscosity of modified bitumen was studied.

    Findings

    The results of this study identified that high concentration and smaller dimension of crumb rubber improved cold flexibility and rheological properties of bitumen. Increasing in crumb rubber concentration to 10 wt% resulted in lowering flexibility temperature of bitumen from 20°C to 10°C and even, in smaller sizes (0.1 mm) the flexibility diminished to 8°C. Furthermore, this research showed that at higher concentration and smaller size of crumb rubber the resistance to rutting of bitumen enhanced from 35°C to 60°C. However, the viscosity results showed that a high level of crumb rubber (above 7 wt%) increased the viscosity dramatically and restricted its application. So, adding 7 wt% of crumb rubber with a size of less than 0.1 mm can optimize the physical and mechanical properties of bitumen.

    Keywords: bitumen, concentration, size of crumb rubber, rheological properties, flexibility at cold temperature, dynamic viscosity
  • Golchehr Amini, Mohammad Karimi *, Farzin Zokaee Ashtiani Pages 485-495

    Hypothesis:

     Waterproof breathable membranes are used in different fields such as protective clothing, hospital textiles and sport wears. Breathability is an important factor in clothing comfort.

    Methods

    The influence of fiber diameter on breathability, waterproof and windproof properties of poly(vinylidene fluoride) membrane was investigated in this study. Hence, membranes composed of fiber with diameters of 133, 203, 551 and 1018 nm were produced through electrospinning process. It was attempted to use dimethyl sulfoxide as a green solvent in this process. Porosity, pore size, water contact angle, air permeability and hydrostatic pressure of the membranes were assessed. Thermogravimetric analysis (TGA) was employed to measure the water vapor permeability of the membranes.

    Findings

    The hydrostatic pressure of the membranes increased from 10 kPa to 100 kPa by reducing the fibers' diameter (from 1018 nm to 133 nm) and subsequently the pore size of the membranes. The air permeability of the samples decreased from 9 mL/s.cm2 to 1.4 mL/s.cm2 (at pressure drop of 500 Pa) with decreasing fiber diameter. The results showed that the membranes composed of finer fibers have better waterproof and windproof properties. This is while the reduction in fiber diameter and subsequently reduction in the pore size have not led to reduction in the breathability, and the amount of water vapor permeability remained approximately 12.7 kg/m2.day. Hence, it seems that the ordinary diffusion (molecular diffusion) is the dominant mechanism of water vapor diffusion in pore size ranging from 761 nm to 3860 nm and it is independent of the fiber diameter in the membranes

    Keywords: protective clothing, waterproof, windproof, breathable, electrospun membrane
  • Zahra Soheilpour, AmirMasood Rezadoust *, Mohammad Razavi Nouri, Keyvan Garoosi, SeyedReza Ghaffarian Pages 497-507

    Hypothesis:

     Due to the nature of a fused deposition modeling (FDM), by which the parts are fabricated layer by layer, many defects are developed during printing of the products. Therefore, a few efficient solutions are required to minimize the defects and other shortcomings. The increase in the physical and mechanical properties of the fabricated parts using nanoparticles seems to be one of the methods.

    Methods

    To improve the mechanical properties of acrylonitrile-butadiene-styrene (ABS), which is one of the most common materials employed in FDM technique, various amounts (1, 3 and 5 wt%) of multi-walled carbon nanotubes (MWCNTs) were added to the matrix through a melt mixing process. The filaments containing different MWCNTs contents, required for fabricating of the samples, were then prepared by extrusion. Next, the samples were printed with the layer thicknesses of 0.05, 0.1 and 0.2 mm and raster angles of +45/-45° and 0/90°. Several experiments such as the tensile and rheological tests as well as scanning electron microscopy (SEM) and transmission electron microscopy (TEM) observations were carried out to examine the nanocomposite samples.

    Finding

    The SEM and TEM studies revealed that the nanoparticles were reasonably well dispersed throughout the matrix. The results of the tensile tests indicated that by addition of MWCNTs, the tensile strength and Young's modulus were increased by 21% and 103%, respectively, in comparison to those of the pristine material. It was also found that at a constant layer thickness, the maximum value of the tensile strength was obtained for the nanocomposite containing 3 wt% MWCNTs, however, the modulus progressively increased with the increase of the nanoparticles content. In addition, the change in raster angle showed no significant effect on the tensile properties, and the increasing of the layer thickness had an adverse effect on the properties for all the materials examined.

    Keywords: 3D printing, fused deposition modeling, nanocomposites, acrylonitrile-butadiene-styrene, mechanical properties
  • Mojtaba Zargoosh, Hadi Sobhani * Pages 509-519

    Hypothesis: 

    Using glass fiber in acrylonitrile-butadiene-styrene (ABS) composites has its limitations by increasing the final price (cost) of the product, abrasions in processing machines, the environmental and health problems during recycling as well as the reduction in impact strength of the composite. This study was carried out to evaluate the effect of silane-treated wollastonite, with a needle structure similar to glass fiber, as an alternative to glass fiber in order to eliminate the drawbacks of ABS/glass fiber composites, on the mechanical properties of ABS/wollastonite composites and compared with ABS/glass fiber composites.

    Methods

    The ABS composites were produced using two types of wollastonite with different geometrical specifications. Dispersion of wollastonite in ABS matrix was evaluated using the SEM micrographs, and the mechanical properties of the composites were determined based on tensile and Izod impact testes. Then, the suitable wollastonite was selected and the ABS/wollastonite composites properties such as tensile, impact strength, thermal and dynamic-mechanical properties were compared with the ABS/glass fiber composites properties at similar percentage of reinforcement phase.

    Findings

    The experimental results showed that the geometrical specification, especially the length/diameter ratio of wollastonite has a significant effect on the impact strength of the ABS composite as a result of good interfacial interaction between the filler and polymer matrix. The results showed significant improvement in the impact strength of ABS/wollastonite composites compared with that of ABS/glass fibers, while the modulus and strength as well as the Vicat softening temperature were acceptable compared with those of ABS/glass fibers composites. According to the results, ABS/wollastonite composites can be a good alternative to ABS/glass fiber composites in many applications.

    Keywords: acrylonitrile-butadiene-styrene, wollastonite, glass fibers, mechanical properties, thermal properties
  • Mojtaba Farrokhi, Mahdi Abdollahi * Pages 521-534

    Hypothesis:

     Copolymerization is the most successful and powerful method for making systematic changes in polymer properties. The utility of copolymerization is exemplified on the one hand by fundamental investigations of structure-property relations and on the other hand by the wide range of commercial applications. The elucidation of copolymer structure (copolymer composition, monomer sequence distribution) is the major concerns for the prediction of copolymer properties and the correlation between structure and properties.

    Methods

    Homopolymers of poly(1-vinylimidazole) and poly(vinylphosphonic acid) were synthesized in presence of α,´α-azobisisobutyronitrile (AIBN) initiator for the former, and in presence of α,´α-azodiisobutyramidine dihydrochloride (AIBA) initiator for the latter. Poly(1-vinylimidazole/vinylphosphonic acid) copolymers at various molar ratios of monomers in initial feed were obtained by precipitation free radical polymerization in dimethyl formamide (DMF) as solvent at 80°C. The structure and microstructure of the polymers were investigated by spectroscopy methods. Afterwards, the glass transition temperatures of the homo- and copolymers were measured by differential scanning calorimetry (DSC) and dynamic mechanical thermal analysis (DMTA).

    Findings

    The reactivity ratio of 1-vinylimidazole and vinylphosphonic acid comonomers was obtained using extended Kelen-Todus method and the results of 1H-NMR were 0.078 and 0.870, respectively. The reactivity ratio of the comonomers indicated their tendency to form an alternative copolymer. The microstructure of the copolymers, i.e. the diad sequence of monomers, was determined using the reactivity ratio of the comonomers and the theoretical relationships. Then, the glass transition temperature of the copolymers was predicted utilizing calculated sequences and Barton's relation that showed good agreement with the experimental values, and it was found that the microstructure of the copolymers had a significant effect on their glass transition temperature.

    Keywords: vinylphosphonic acid, 1-vinylimidazole, copolymerization, microstructure, microstructure-properties relationship